عشق با طعم ترکش و خمپاره

پرستاری و زندگی با مردی که زخم‌های ناشی از ترکش در بدنش همیشه تازه‌اند
تک‌تک خانه‌ها داستان‌هایی در دل خود دارند که هرکدام از جایی شروع می‌‍‌شود. در جایی اوج می‌گیرد و جایی ساکت و آرام می‌شود تا اهالی خانه کمی نفس چاق کنند، داستان‌هایی که خاطره می‌شوند و یاد آن‌ها هرچند تلخ و هرچند شیرین، عمقی عاطفی به زندگی می‌دهند. زندگی خانم و آقای جعفری یکی از همین داستان‌هاست که هرچند با جنگ و دفاع مقدس اوج گرفته، با پرستاری‌های زن و صبوری‌های مرد تداوم داشته  است و هم‌چنان در جریان است، جریانی که گاه سخت است و گاه تلخ و گاهی هم شیرین.
ابوطالب جعفری از آن‌هایی است که دوران انقلاب و جنگ مصادف با دوران نوجوانی و جوانی‌اش بوده است و مثل خیلی از هم‌سن‌وسال‌های خود، وقتی پیام امام‌خمینی(ره) را می‌شنود، بدون هیچ درنگی لباس رزم می‌پوشد و راهی جبهه می‌شود. خودش می‌گوید: وظیفه ما این بود که به تبعیت از فرمان رهبری، به سوی جبهه‌ها بشتابیم و از مملکت دفاع کنیم.
سر صحبت‌ آقای جعفری که باز می‌شود، چشم‌های خود و همسرش سرخ می‌شوند. نگاه آن‌ها گواه خاطراتی می‌شود که هرچند چندین دهه از آن‌ها گذشته است، هم‌چنان در دل این زن و مرد زنده است. دلیل و بهانه حضور ما در این خانه گفت‌وگو با زنی است که سعادت پرستاری از مردی جهادگر را داشته است و دارد. از همان دوران مجردی، برنامه زندگی‌اش را بر این هدف پایه‌گذاری می‌کند که با یک جانباز ازدواج کند. زهرا سادات حسینی می‌گوید: از قبل در ذهنم این بود که با یک جانباز ازدواج کنم. حتی تصمیم گرفته بودم بیمارستان بروم و خودم انتخاب کنم. به جانبازی و اسیری و شهادت فکر کرده بودم و همه سختی‌هایش را به جانم خریده بودم.
آن‌ها سال 64 ازدواج می‌کنند در حالی که همه بدن آقای جعفری پر از ترکش است. زهراخانم پای حرف خود می‌ایستد و با جانبازی پنجاه‌درصدی ازدواج می‌کند در حالی که می‌داند این 50 درصد گواه دردهای بسیاری است.
ترکش‌ها میهمان تن او می‌شوند و از پشت تا شکم و زانوهای او را تسخیر می‌کنند. زهرا خانم که رفیقی شفیق در این سال‌ها بوده‌است، درباره روزهای بیماری و دردهایی که همسرش تحمل می کند زیاد صحبت نمی‌کند. او از رنج‌های خودش نمی‌گوید مبادا همسرش ناراحت شود. «من گله‌‌ای ندارم. حتی اگر شدیدتر از این هم می‌شد، باز هم کنارش می‌ماندم. آقای جعفری عمل زیاد داشته است، از عمل قلب باز بگیرید تا پیگیری برای درآوردن ترکش‌ها. من از همسرم بدی ندیده‌ام و با همه‌ دردهایی که دارد هیچ‌وقت بداخلاقی نمی‌کند ولی بعضی‌ افراد  تا حرف می‌زنیم، می‌گویند: می‌خواستید نروید.
زهرا سادات در ادامه حرف‌هایش می‌گوید: خیلی از شب‌ها به علت درد ترکش‌ها خوابش نمی‌برد و بیدار است. زخم‌ها از درون مدام سر باز می‌کنند و عفونت می‌کنند. من تا جایی که بتوانم پابه‌پایش بیدارم ولی راستش را بخواهید، آن‌قدر فشار عصبی رویم بوده است که خودم هم دارو مصرف می‌کنم اما با همه مشکلات افتخار می‌کنم که در این زندگی در راه خدا قدم برمی‌دارم. شاید بیشترین افتخارم همین باشد که من هم یک پرستارم.
آن دو زندگی عاشقانه‌شان را حفظ کرده‌اند. کمتر از مشکلات و درد درونی که جسمشان را نابوده کرده است می‌گویند ولی این زن و شوهر همیشه الگویی از یک زندگی برای دیگران بوده‌اند، زندگی‌ای آزمون‌شده با عشق و صبوری.

آشنایی با قوانین طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر

طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر یکی از پرونده هایی است که در صورت امضای شروط عقدنامه توسط شوهر ، وکالت طلاق به همسر تعلق خواهد گرفت. 
یکی از دلایل طلاق میتواند طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر باشد. در این مقاله بیا نی نی سعی داریم به سوالات شما در این زمینه پاسخ بدهیم، سوالاتی از جمله :
آیا زن بعد از اثبات ازدواج مجدد شوهر می تواند بدون رضایت او طلاق بگیرد؟
آیا ، ازدواج موقت یا صیغه از نظر قانونی ازدواج مجدد شوهر محسوب می شود؟
آیا در صورت طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر ، امکان گرفتن مهریه وجود دارد؟
در یکی از شروط چاپ شده در سند ازدواج ، در بند 12 شرطی تحت عنوان اگر زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند…  آمده است. 
در صورتی که زوج این بند را امضا کرده باشد و دوباره ازدواج کند ، همسر اول او، وکیل او در طلاق خواهد شد و بدون رضایت شوهر میتواند طلاق خود را بگیرد. 
در واقع امضا کردن بند 12 از سند ازدواج به معنی دادن وکالت طلاق به همسر در صورت ازدواج مجدد است. 

مرد در چه صورتی میتواند زن دوم اختیار کند
– همسر اول برای ازدواج مجدد شوهر رضایت داشته باشد. 
– همسر اول خانه و زندگی را ترک کرده باشد. 
– همسر اول مفقودالاثر باشد. 
– همسر اول معتاد شود. 
– همسر اول توان رابطه زناشویی نداشته باشد. 
– همسر اول تمکین نکند.

حق طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر
از نظر قانون در صورتی که در سند ازدواج شرط ازدواج مجدد با رضایت همسر ، توسط مرد امضا شده باشد ، اختیار همسر دوم بدون رضایت زن اول ، موجبات طلاق برای همسر اول را فراهم میکند. 
ازدواج دائم شوهر بدون رضایت زن : ازدواج دائم دوم مرد بدون رضایت همسر در دفترخانه های رسمی قابل ثبت نیست و برای دفترخانه تخلف محسوب می شود و همسر اول میتواند از طریق اداره ثبت احوال یا دادگاه در این مورد استعلام بگیرد. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که از نظر قانونی ابطال ازدواج دوم مرد توسط زن اول ، امکان پذیر نیست . 

حق طلا به دلیل ازدواج موقت شوهر
ازدواج موقت و صیغه شوهر بدون رضایت زن اول : در این مورد دادگاه ها رویه یکسانی را در پیش نمی گیرند و احکام متناقضی صادر می شود ، از آنجا که ازدواج موقت در اداره ثبت احوال ، ثبت نمی شود ، اثبات ازدواج موقت مرد در دادگاه کار دشواری است. در صورتی که مدت ازدواج موقت به پایان رسیده باشد که اثبات آن سخت تر می شود.
برخی از قضات بر این عقیده اند که صیغه شدن هم مانند ازدواج دائم است و فقط زمان کوتاه تری دارد و شرط ضمن عقد درباره رضایت همسر اول باید در هر دو رعایت شود . 
در صورتی که مرد شرایط 12 گانه هنگام عقد را امضا نکرده باشد ، زن با اثبات ازدواج مرد با دلایل محکمه پسند میتواند بر اساس عسر و حرج ، تقاضای طلاق کند. 

حق طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر با حکم دادگاه
سوال بعدی این است که اگر زوج با حکم دادگاه درباره ناشزه بودن همسر اول ، عدم تمکین   ، بیماری و غیره اجازه ازدواج مجدد گرفته باشد ، آیا همسر اول حق طلاق پیدا میکند؟
از نظر قانونی اگر مردی شرط 12 عقدنامه ( که بالاتر به ان اشاره شد) را امضا کرده باشد حتی در صورتی که با حکم دادگاه اقدام به ازدواج مجدد نموده باشد ، همسر اول حق طلاق خواهد داشت. 
در مورد عدم تمکین در قانونی که سال 89 تصویب شده است ، چنین آمده ، از آنجا که تمیکن از زوج تکلیف قانونی زوجه است ، بنابراین اگر بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع نماید و این مورد در دادگاه قابل اثبات باشد و شوهر بتواند برای گرفتن هسر دوم ، حکم دادگاه را بگیرد. وکالت زوجه در طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر از بین می رود. 
براساس این توضیحات در صورتی که مرد به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد ، حق وکالت طلاق به همسر اول تعلق نمیگیرد. 
در صورتی که اجازه ازدواج مجدد از دادگاه به دلیل عدم توانایی همسر در ایفای وظایف زناشویی باشد از جمله بیماریهای صعب العلاج ، جنون ، محکومیت کیفری ، اعتیاد مضر ، ترک زندگی یا عقیم بودن ، همسر اول حق وکالت طلاق خواهد داشت و میتواند بدون رضایت شوهر درخواست طلاق نماید. 

دریافت مهریه برای طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر
در مواردی که مرد با حکم دادگاه ازدواج مجدد نموده است و با توجه به توضیحات بالاتر زن وکالت طلاق بدست آورده باشد ، میتواند به وکالت از شوهرش مقداری از مهریه ببخشد و بخش عمده آن را دریافت نماید. در مواردی که مرد بدون حکم دادگاه ازدواج دائم مجدد نموده باشد و شروط 12 گانه سند ازدواج را امضا کرده باشد ، وکالت طلاق به همسر اول تعلق می گیرد و میتواند تمام مهریه اش را دریافت نماید. 

 

حماسه زنان “لَردِه” دشتستان، الگویی هویت ساز برای زنان ایرانی

حماسه شیرزنان قهرمان “لَردِه ” دشتستان را تاریخ ایران به خاطر دارد، هنگامی که با پایمردی توانستند پوزه استعمار پیر انگلیس را به زمین مالیده و تاریخ ساز شوند، این حماسه الگویی ملی از مقاومت پیروزمندانه در برابر تجاوز بیگانگان برای هویت سازی زنان ایرانی است.

بوشهر بیشتر با نام شهید رئیسعلی دلواری سردار مبارزه با استعمار جنوب،  شناخته می‌شو،د اما بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد در کنار سرداران این قیام، نام شیرزنان لَردِه در هنگامی که رئیسعلی دلواری و بسیاری از دلاوران و سرداران این سرزمین شهید و زخمی شده بودند با روحیه‌ای مردانه به مقابله با انگلیسی ها پرداختند؛ توانستند یگان نظامی آنها را در هم بکوبند و درسی فراموش نشدنی به آنان بدهند.

در همه حماسه‌های ماندگار، زنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم حضور داشته‌اند به نحوی که همیشه مشوق مردان و یاریگر آنان از نظر فکری و روحی بوده اند و درغیاب آنان نیز جای خالی آنها را برای خانواده پر کرده‌اند به نحوی که در نبرد دلوار خانواده رئیسعلی و اهالی دلوار همگی به صورت غیر مستقیم در رساندن تدارکات جنگی، پرستاری از مجروحان، نگهداری سالخوردگان و کودکان و رساندن آب و غذا به مجاهدان نقش بسزایی داشتند.

اما در حماسه لرده زنان به جای پشتیبانی از جنگ و پرستاری از مجروحان این بار خود برای مقابله با استعمار دست به سلاح می‌برند و برای دفاع از سرزمین؛ جان خویش را در طبق اخلاص گذاشتند و مانع پیشروی نیروهای استعمار شدند.

نام زنان لرده‌ای در منابع ضبط شده به صورت همسر، مادر و خواهر آمده که بیانگر مردانه بودن تاریخ است؛ آنطور که در منابع تاریخی آمده، نام تعدادی از آنان عبارتند از؛ همسر رئیس حسن، مادر مشهدی علی لرده ای، همسر رئیس ملک، مادر حاجی و فرهاد (که در جریان مبارزه شهید شدند)، خواهر حاجی و فرهاد، همسر کربلایی علی، مادر حسین لرده ای، خواهر کربلایی نظام لرده ای و همسر رئیس غلامعلی که شهید شدند.

تا پیش از حماسه لرده “ادوارد گری” یکی از مقام‌های وقت کشور انگلیس در برابر نمایندگان مجلس این کشور ضمن تمجید از قوای انگلیسی گفته بود ” دولت بریتانیا می‌تواند با ۵۰۰ نفر نظامی از بوشهر تا اصفهان را تصرف کند” اما حضور چند زن غیور از منطقه لرده دشتستان نشان داد مردم بوشهر براحتی سکوت و تسلیم را نمی پذیرند.

روایتگری حماسه لَردِه 

 لرده روستایی کوهستانی در منطقه ای صعب العبور در دل کوه‌های گیسکان در هشت مایلی شمال شرقی شهر برازجان مرکز شهرستان دشتستان استان بوشهر است که تنها ۱۲ زن و مرد داشت و  زنان آن نام این منطقه را جاودانه کرده‌اند.

برای معرفی حماسه زنان لرده به گفت و گو با فاطمه مومنی کارشناس ارشد تاریخ، پژوهشگر و نویسنده کتابی با عنوان “از نبرد دلوار تا حماسه لرده” هم صحبت شدیم ؛ آنچه در ادامه  به طور یکنواخت از زنان لرده بیان می‌شود روایتگری او از این رویداد حماسی است.

حماسه زنان "لَردِه" دشتستان، الگویی هویت ساز برای زنان ایرانی

بعد از شهادت رئیسعلی دلواری نیروهای مجاهدان جنوب دچار ضعف و اتحاد آنها کمرنگ شد آخرین مرحله اتحاد مجاهدان شرکت در جنگ “سربست چغادک” بود که با تفوق نیروهای انگلیسی درهم شکسته شد.

یکی از روسای مجاهدان میرزا محمد خان برازجانی غضنفرالسلطنه بود که پس از عقب نشینی و شکست درجنگ سربست چغادک به طرف برازجان می‌رود او در ابتدا قول همکاری را به افسر ارشد نیروهای انگلیسی می‌دهد ولی وقتی در اول مهر نیروهای انگلیسی وارد برازجان شدند وی و یارانش حضور نیروهای بیگانه را در شهر تحمل نکردند و  پس از مذاکره با طوایف برازجان تصمیم بر مبارزه می‌گیرند. 

با موضع گرفتن غضنفر السلطنه و یارانش در مقابله با انگلیس نبرد سختی اتفاق افتاد و به خاطر تفوق انگلیسی ها، ضعف مجاهدان، نبود تدارکات و آنفلوآنزای شدیدی که شیوع یافته بود مجاهدان با دادن تلفات ناچار به ارتفاعات لرده که منطقه ای صعب العبور و کوهستانی بود، عقب نشینی کردند.

منطقه لرده با حدود سه هزار پا ارتفاع از برازجان چند کوره راه داشت و مجاهدان می‌توانستند با تعداد کمی تفنگچی جلوی پیشروی بیشتر نیروهای انگلیسی را بگیرند؛ اوایل آبان ماه غضنفر السلطنه به دیدن شیخ محمد حسین مجاهد برازجانی رفت وقتی این خبر به انگلیسی‌ها رسید آنان به فکر افتادند که از این فرصت برای درهم شکستن مجاهدان استفاده کنند.

هشت آبان ۱۲۹۷ ساعت ۱۱ شب ۲ ستون نیروهای انگلسی به فرماندهی ژنرال ها “اسمی ” و “میجر فرنکز” با راهنمایان محلی به سمت لرده پیشروی کردند و بامداد به قله لرده رسیدند در آنجا تعدادی از مجاهدان و خانواده غضنفرالسلطنه حضور داشتند که با وجود کمک اهالی لرده و مردانشان، این عملیات غافلگیرانه و حضور نداشتن غضنفرالسلطنه برای نظم بخشی به امور و فرماندهی موجب شد تا نیروهای انگلسی در کارشان موفق شوند.

تصمیم سر نوشت ساز زنان لرده ای 

انگلیسی ها چادرها را به آتش کشیدند و تعدادی از مجاهدان کشته و تعدادی را به اسارت بردند وقتی خبر دستگیری و اسارت مردان به زنان لرده ای رسید این زنان تصمیم به مقابله گرفتند و در موقع بازگشت ستون دوم یعنی ستون چپ نیروهای انگلیسی به فرماندهی میجر فرنکز مورد حمله قرار گرفت.

 این بانوان در لحظاتی که نیروهای انگلیسی به پیروزی قطعی رسیده بودند و راه برگشت را در پیش داشتند با شلیک گلوله و شیوَن و هلهله از بالای کوهستان، انگلیسی هایی که در میانه راه در حال برگشت بودند را دچار رعب و وحشت کردند. 

این اقدام بانوان لرده‌ای که موجب کشته و زخمی شدن ۳۰۰ سرباز انگلیسی شده بود نظم نیروهای انگلیسی را از هم گسیخت و مجاهدان و مردان لرده ای از فرصت بدست آمده برای آزادی خویش بهره بردند و به این صورت نیروهای انگلیسی با شکست مواجه شده و عقب نشینی کردند. 

حماسه زنان "لَردِه" دشتستان، الگویی هویت ساز برای زنان ایرانی

در این ماجرا که رعب و وحشت بر نیروهای انگلیسی حکمفرما شده بود آنها تصور می‌کردند که نیروی جدیدی به آنها حمله کرده و نمی‌دانستند که این کار از  سوی ۶ و یا  ۱۰ شیر زن از زنان لرده ای انجام شده است.

میجر فرنکز که طعم شکست از مردان دلاور و شیرزنان لرده‌ای را چشیده و سخت تحت تاثیر آن حادثه قرار گرفته بود بعدها از آقاخان زیارتی حاکم برازجان می‌خواهد که ترتیب ملاقات وی با سرداران عشایر لرده‌ای را فراهم آورد وی پس از حضور در جمع مردم زبان به ستایش آنها گشود و از چند نفر آنان عکس گرفت و گفت: عکس شما را به لندن می‌برم تا دولت انگلیس چهره‌های شما را ببیند، به آنها خواهم گفت که شما چگونه جنگیدید.

 ۱۵ آبان ماه سالروز مبارزات ضد استعماری زنان 

تاکنون اقدامات مهمی در زمینه شناسایی مبارزات ضد استعماری و استکباری مردمان این سرزمین انجام گرفته اما در این میانه حماسه زنان لَردِه با هدف تبیین نقش زنان در مبارزات ضد استعماری مغفول مانده است، مساله ای که امروز مورد تاکید امام جمعه بوشهر قرار دارد.

به بیان نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر حماسه زنان لرده ۱۱۰ سال پیش رخ داد و برای زنده کردن این حادثه ۱۵ آبان سالروز وقوع این حماسه باید به عنوان نقش آفرینی زنان در مبارزات ضد استعماری نام‌گذاری شود تا زمینه ای برای معرفی حماسه آفرینی زنان این سرزمین باشد.

حماسه زنان "لَردِه" دشتستان، الگویی هویت ساز برای زنان ایرانی

به اعتقاد آیت الله غلامعلی صفایی بوشهری به زانو درآوردن سربازان انگلیسی از سوی زنان لرده نه تنها در ایران بلکه در جهان بی نظیر است و بررسی حماسه آفرینی این زنان ثابت می‌کند زنان با غیرت ایرانی همچون سرداران این سرزمین قدرتمند، دشمن شناس و قدرت به زانو درآوردن استعمار و استکبار را دارند.

امام جمعه بوشهر به این مساله نیز اشاره می‌کند در شرایط حساسی که دشمن برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی جامعه زنان را هدف قرار داده و تصور می‌کند می‌تواند با فریب زنان و دختران ایرانی به نقشه شوم خود دست یابد؛ معرفی دقیق این اسطوره‌ها به جهانیان نقش زنان ایرانی را در ولایتمداری و مقاومت در برابر استعمار و استکبار بخوبی تبیین می‌کند.

حماسه‌ای ملی و هویت ساز برای زنان ایران اسلامی

زنان لرده نگینی از گوهرهای گرانبهای جمعیت زنان هستند که با اسلحه‌های ابتدایی خود در مقابل قشون انگلیس ایستاده و در تاریخ ماندگار شده اند با این توصیف زنان لرده دشتستان دلیرانی هستند که نگین حلقه مقاومت به عنوان عنصر بقا لقب گرفته است.

رئیس سازمان بسیج جامعه زنان کشور نیز حماسه زنان لرده را حماسه‌ای ملی برای زنان ایران اسلامی عنوان می‌کند که شانیت، جایگاه و ظرفیت لازم را برای مطرح شدن در سطح ملی دارد.

مینا بیابانی معتقد است حماسه زنان لرده ضمن اینکه باید در تقویم جمهوری اسلامی به ثبت برسد؛ صدا و سیما نیز با ساخت مستندها و برگزاری جشنواره، همایش و برنامه های ملی نسبت به معرفی این حماسه در سطح ملی و بین المللی اقدام کند.

حماسه زنان "لَردِه" دشتستان، الگویی هویت ساز برای زنان ایرانی

او این را هم یادآور شد موضوع حماسه زنان لرده در هویت سازی برای زنان ایرانی مهم است چرا که آنچه امروز با آن مواجه هستیم حاکی از فاصله گرفتن از هویت زن اسلامی ایرانی است و باید این نقاط عطف به عنوان موضوعاتی برای برجسته‌تر کردن نقش زنان مطرح شود.

حماسه زنان لرده در مسیر ثبت ملی 

ناتوانی در نمایش داشته های فرهنگی خود مشهود است چرا که بعد از سال‌ها حوادث تاریخی بسیاری در این استان وجود دارد که هنوز بخوبی معرفی نشده است و می طلبد مسئولان فرهنگی با برنامه ریزی بتوانند در معرفی این وقایع تاریخی اقدام کنند چرا که با نمایش الگوهای واقعی بویژه واقعه‌ای مانند زنان لرده می توان از رسوخ هر چه بیشتر الگوهای جعلی غربی در بدنه جامعه جلوگیری کرد و زمینه ای فراهم می‌شود تا دختران این سرزمین الگوهای خود را از میان زنان مبارز و اندیشمند سرزمین خود برگزینند. 

استان بوشهر استانی حماسه ساز در تاریخ به شمار می‌رود؛ حماسه‌هایی که ثبت آن در فهرست آثار ملی ناملموس می تواند اهمیت آنها را بیشتر نمایان و در کشور مطرح کند در همین ارتباط آن طوریکه اسماعیل سجادی منش مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر می گوید: تلاش می‌شود با ارائه مستندات لازم در زمینه  مبارزه زنان لرده این حماسه تاریخی مهم در فهرست ثبت آثار ملی ناملموس قرار گیرد. 

او این را هم یادآور می‌شود که ثبت این حماسه در فهرست ثبت آثار ناملموس استان به ثبت این روز در تقویم کشور به عنوان روز مبارزه ضد استعماری زنان ایران کمک می‌کند.

به هر حال با نبرد لرده انگلیسی‌ها به اهدافی که داشتند یعنی در هم شکستن مقاومت غضنفرالسلطنه و دستگیری وی نرسیدند چه بسا اگر کمک و همراهی زنان لرده نبود قوای انگلیس که هم از حیث تجهیزات و نفرات برتری داشت به اهداف خود می‌رسیدند اما رشادت شیرزنان لرده و ایثار و فداکاری آنها باعث شد که این نبرد نتیجه‌ای جز رسوایی برای قوای انگلیس و فرماندهانش به بار نیاورد.

هرچند حماسه زنان لرده بیش از ۱۱۰ سال در گذر تاریخ مغفول ماند اما یادآوری این حماسه آفرینی ها نشان می‌دهد این سرزمین زنان و مردانی استعمار ستیز داشته و در هیچ برهه ای از تاریخ اجازه نداده اند  زیر یوغ استعمار و استکبار بروند.  

تصویر معروف‌ ترین زنی که عروس قنات شد

فهیمه‌ از قول خاطرات مادرش می‌گفت: «در گذشته‌های دور حدود صد سال گذشته وقتی آب قنات ‌مینا را سیل برد، محصول باغ‌های ما به‌ویژه انار به مرور کم شد و قامت کشاورزان خم. قناتی که سال‌ها با هفت رشته‌اش همه زمین‌های تشنه را سیراب می‌کرد، نیازمند احیا بود. تا اینکه بعد از سال‌ها بعد از گذراندن کش و قوسی طولانی و اداری از اداره جهاد کشاورزی اردستان تا تهران این قنات احیا شد. حتی برای احیای این قنات لازم شد تا در یکی از مراحل برای اثبات اینکه آب قنات دشت مینا مهریه برخی زنان بوده، سند ازدواج آنها جمع آوری شود. تا ثابت شود اهالی این روستا در این دشت ملک و زمین و سهم آب داشتند. مثلا هر کسی از آب قنات سهمی داشت. یکی یک طاق یعنی یک صبح تا شب از آب قنات و دیگری نیم‌طاق.».

فهیمه سند ازدواج مادرش را به ما که ازین داستان حیرت کرده بودیم، نشانمان داد تا باورمان شود. در سند ازدواج مادرش نوشته بود «یک سهم از یکهزار سهم ششدانگ پنج رشته قنوات کچومثقال را به زوجه تسلیم نماید.».  ‌

تصویر معروف‌ترین زنی که عروس قنات شد سند ازدواجی که در آن سهم یک زن از رشته قنوات کچومثقال (روستایی در اردستان) را نشان می‌دهد

همین داستان نشان می‌دهد که ارزش مادی و معنوی قنات تا چه حد بالا بود که برخی آب آن را برای مهریه تعیین می‌کردند. شاید برایتان عجیب باشد، اما در سال ۸۶ خبری در همین زمینه در روزنامه اعتماد منتشر شده بود با این عنوان که «مهریه عجیب یک زن مانع اجرای حکم طلاق شد» زیرا زن میانسال ۲۴ ساعت استفاده از آب یک قنات خشک شده را به عنوان مهریه تعیین کرده بود.

در آیین‌های باستانی هم ایزدی که صاحب و پدیدآورنده چشمه‌ها بود در آسمان با آناهیتا الهه آب‌ها ازدواج کرده بود. این موضوع نشان می‌دهد که در تمدن و فرهنگ‌های مختلف همیشه آب جایگاه والایی داشته است چون حیات هر چیزی به آن وابسته است.

می‌گویند اولین بار ایرانی‌ها قنات را در زیر زمین حفر کردند تا بتوانند آب را به زمین‌های کشاورزی خود هدایت کنند؛ کانال‌های آبی که سر و صدای موتورپمپ‌های مدرن امروزی را نداشت. به دهانه قنات که آب از دل آن بیرون می‌آید مظهر قنات می‌گفتند و قسمت انتهایی قنات نیز پیشکار قنات نامیده می‌شد که مادرچاه قنات در این بخش قرار داشت. همچنین به بخشی از قنات که آب بیرون نمی‌آید خشکه کار و قسمتی که آب درآن جریان دارد قسمت  آبده قنات می‌گویند.

قنات‌ها به‌ویژه در نقاط کم باران کاربرد بیشتری داشتند. مثلا تعداد قنات‌ها در نقاط کویری ایران بیشتر از نقاط پرباران بود. اما همیشه این قنات‌ها پرآب نبودند و باتوجه به فصل و خشکسالی میزان آبدهی آنها هم تغییر می‌کرد.

در گذشته در فصولی که قنات‌ها آبدهی کافی نداشتند، باورهای جالب و خواندنی درباره قنات‌ها ایجاد شد.  

یکی از جالب‌ترین آنها عروسی قنات‌ها است. در باور گذشتگان قنات‌ها نر و ماده بودند. زمانی که قناتی با کم آبی مواجه می‌شد، اهالی برای دوباره جاری شدن آب در قنات، مراسم عروسی قنات‌ها را اجرا می‌کردند. یا برای خشک نشدن قنات گوسفند قربانی می‌کردند.

معمولا قناتی را که خروشان و پرآب بود، نر می‌دانستند. در مراسم عروسی قنات‌ها مثلا اگر قنات ماده خشک می‌شد، یکی از روستاییان با مشک خود را به نزدیک‌ترین قنات نر می‌رساند و آن را از آب پر می‌کرد. بعد با حضور ریش سفیدان آب را در مادر چاه خشک شده می‌ریخت تا چاه خشک شده با شنیدن صدای آب بیدار شود و آب در قنات جاری شود.

از سویی دیگر، اگر قنات نری کم آب می‌شد، اهالی برای قنات عروس پیدا می‌کردند و جشن می‌گرفتند. این جشن معمولا اواخر اسفند و اوایل بهار یعنی وقتی که اهالی دیگر از آب قنات ناامید می‌شدند اجرا می‌شد.

برای این مراسم هم آیین جذابی برگزار می‌شد. در ابتدا باید عروس را انتخاب می‌کردند! عروس را معمولا از میان زنان بیوه‌ انتخاب می‌کردند. زنانی که طلاق گرفته بودند شامل این موضوع نمی‌شدند. همسر از دست رفته این زن بیوه باید در زمان حیاتش هم خوشنام می‌بود. معمولا زن بیوه نان آوری هم نداشت.

فردای روز عروسی، عروس از قنات بیرون می‌آمد و عروس از بهره آب و محصول هم سهم می‌برد.

عروس بعد از ازدواج با قنات اجازه ازدواج با هیچ مردی را نداشت. زیرا مردم معتقد بودند او زن قنات است و قنات زنش را هیچ وقت طلاق نمی‌دهد!

معروف‌ترین عروسی که زن قنات شد و تصویر او هم موجود است، زن بیوه‌ای به نام «بی بی زبیده» که به زن‌عمو زبیده بین اهالی شهرت داشت در دهه ۵۰ بود که به عقد یکی از قنات‌ها درآمد. وی به ازدواج قنات روستای علیم آباد اراک درآمد. زمانی که آب این قنات کم و نیمه خشک شد اهالی تصمیم گرفتند برای آن زن بگیرند. جالب اینجاست که با عروسی‌ بی بی زبیده با قنات واقعا آب قنات افـزایش یـافت و محبوبیت بی بی را بین مردم بالا برد.

تصویر معروف‌ترین زنی که عروس قنات شد

روایت و نقل این قصه‌ها اگرچه برایمان جذاب است، اما باید حواسمان به منابع آبی کشورمان نیز باشد یا به زبان شاعرانه تر «آب را گل نکنیم» و دعا کنیم برای مردم بالادست تا «چشمه هاشان جوشان/گاوهاشان شیر افشان باد».

نگاه ابزارگونه به زن چه تبعاتی دارد؟

انگاره نقاشی ذهنی از چیزی است که به جای آن در ذهن فرد می‌نشیند و دارای قدرت است. منظور از قدرت در اینجا زمینه اثرگذاری بالای انگاره است زیرا غالبا بر پایه انگاره خود از یک چیز، به آن دل می‌دهیم یا از آن دل می‌کنیم. برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم، منابع و ابزارهای مناسب آن را می‌یابیم و در نهایت، کامیابی یا ناکامی خود را با تعیین هدف رقم می‌زنیم. در این زمینه، پروفسور احد فرامرز قراملکی، استاد دانشگاه تهران، نیز کتاب ارزشمندی با عنوان «قدرت انگاره» نوشته است.
بر این اساس، هرگاه نقاشی ذهنی زن از خود یک شی‌ء جنسی باشد، انگیزه فراوانی برای رسیدگی و پایش فراوان چهره و اندام خود می‌یابد و از اهداف مهمش در زندگی داشتن بدنی با ظاهر ویژه و بسیار جذاب خواهد بود که برای رسیدن به آن بسیار تلاش می‌کند. می‌توان فرایند عامی برای خودشی‌ء‌انگاری زنان در جامعه ترسیم کرد بدین صورت که ابتدا بعد بدنی زن در جامعه برجسته می‌شود و شی‌ء‌انگاری زن رواج می‌یابد. در شرایطی که زمینه‌های روانی در زنان نیز مساعد باشد و به‌ویژه دچار مشکل عدم خودشناسی باشند، خودشی‌ء‌انگاری که نوعی ابزارانگاری است در ایشان درونی می‌شود زیرا اگر هر فردی خود را بشناسد، بدین معنا که بداند هدف خداوند از خلقتش چه بوده و چه استعدادها و ارزش‌هایی در وجودش نهفته است که می‌تواند آن‌ها را شکوفا سازد و موجب سعادت پایدار خود و دیگران شود، با وجود شرایط نامناسب جامعه، هرگز به‌راحتی به مشکلاتی از جمله خودشی‌ء‌انگاری مبتلا نمی‌شود.
بر اساس تحقیقاتی که در غرب انجام شده است، خودشی‌ء‌انگاری علائم و عوارض متعددی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از نارضایتی از بدن، شرم از بدن، ارج‌گذاری کم به بدن، رژیم غذایی مضر، اختلال تغذیه، اضطراب از ظاهر، کاهش تمرکز، فقدان آگاهی درون‌بینانه، کاهش نشاط، روان‌رنجوری، عواطف منفی، علائم افسردگی، خجالت، احساس تحقیر و انزجار، عزت نفس پایین، خجالت‌کشیدن از بدن در طی رابطه جنسی، عملکرد جنسی ضعیف، عزت نفس جنسی پایین و توانایی جنسی پایین.
در سال 1997 انتشار نظریه «شئ‌انگاری» از سوی فردریکسون و رابرتس در فصل‌نامه روان‌شناسی زنان چهارچوبی رسمی ایجاد کرد تا راه‌های متعدد اثرگذاری بر زندگی زنان درفرهنگی که بدن زنان را شئ جنسی انگاشته، به شکل نظام‌مند بررسی شود. در واقع خودشئ‌انگاری در زنان پیامد روانشناختی در مواجهه دائمی با تجربه‌های شئ‌انگاری جنسی است؛یعنی فرد به خود همچون شئ جنسی می‌نگرد و برای خود ارزشی در حد یک شئ جنسی قائل است.
این در حالی است که اگر فرد دارای ذهن فلسفی باشد از جامعیت فکری، نقدپذیری و انعطاف و نیزعمیق شدن در امور، برخوردار بوده و هرگونه ایده و رفتار به ظاهر زیبا ولی در باطن خفت‌بار را به راحتی نخواهد پذیرفت. روشن است که زنان با آشکارسازی و عرضه زیبایی و جذابیت‌های جنسی خود در عرصه عمومی اجتماع و تمایل بدان که عموما در اثر خودشئ‌انگاری و غفلت از ارزش‌های اصیل انسانی رخ می‌دهد، موجب فروکاستی شأن و شخصیت و منزلت خود می‌شوند .
سیده جمیله هاشم‌نیا – پژوهشگر و فعال حوزه زنان

یکی از آن 8 دختر

زهرا علایی که سال‌هاست ساکن مشهد است یکی از هشت دختری است که در روزهای اول جنگ اهواز را ترک نکرد. او آن زمان توانسته بود بورسیه بگیرد. با این حال، از ایران خارج نشد و پشت جبهه شروع به کمک کرد. دو ماهی از جنگ گذشته بود و زهرا و خواهرانش تعلیمات نظامی را در کلاس‌هایی به عنوان «شهید علم‌الهدی» آموزش می‌دیدند.

او می‌گوید: ما شهروند بودیم اما زندگی جدیدی سراغمان آمده بود و باید به رزمنده تبدیل می‌شدیم. کمی گذشت. شهر امن نبود. خانواده بعد از فوت عمویم در آبان می‌خواستند به شوشتر بروند و ما دختران می‌خواستیم در اهواز بمانیم. به یاد دارم که مادر، خاله و زن‌عمو به‌شدت مخالف بودند. جلو ما ایستادند. تهدیدمان کردند. به ما وعده دادند که فلان وسیله را برای شما می‌خریم یا اینکه بعد از شوشتر به شیراز می‌رویم و در آنجا زندگی می‌کنیم. اما ما دختران سفت و سخت پافشاری ‌کردیم. برای خانواده دلیل ‌آوردیم که بیمارستان‌ها نیرو می‌خواهند. در حالی که شهر خالی شده و خانواده‌ها رفته‌اند، ما باید بمانیم و هر کار از دستمان برمی‌آید انجام دهیم. دست آخر، خانواده‌ها حریف ما نشدند. خداحافظی آخرمان هم با بی‌مهری و دلخوری بود. اوایل، مدتی مادر و گاهی خاله پیش ما ماندند و بعد از اینکه خیالشان راحت شد که از پس خودمان برمی‌آییم، در اهواز تنهایمان گذاشتند. آن‌ها هشت دختر پایه ثابت سنگر پشت جبهه بودند. به گفته زهرا در بیمارستان‌ها از پانسمان و تزریقات تا تمیزکاری آن را انجام می‌دادند و در واقع، کمک پرستار بودند.
نویسنده: سعیده آل ابراهیم

گزارشی از آنچه که بر سر زنان هلندی آمده است

بیشتر زنان هلندی شاغل در خیابان رد لایت آمستردام، با مشکلات روحی روانی و البته اجتماعی ناشی از آن دوره فعالیت، دست‌وپنجه نرم می‌کنند، حتی پس از کنار رفتن از این فعالیت‌ها.

در محله رد لایت (چراغ سرخ) آمستردام، پایتخت هلند، یک جاذبه بسیار مناقشه‌برانگیز توریستی وجود دارد. مراکز تفریحات جنسی فراوان در این محله با ویترین‌های مزین به چراغ‌های سرخ، با قرار دادن روسپی‌ها در ویترین و وادار کردن ایشان به انجام حرکات تحریک کننده، به یکی از جاذبه‌های بسیار پررنگ آمستردام تبدیل شده‌اند.

این مراکز با حمایت دولت از سال ۲۰۰۰، به‌صورت قانونی فعالیت می‌کنند و در حال ترویج برده‌داری مدرن جنسی به نحو غیرقابل کنترل هستند. بیشتر قربانیان این برده‌داری مدرن، زنان و دختران کم سن و سال هلندی هستند.

کمک دولت هلند به آزادی بردگی جنسی در این کشور

از سال ۲۰۰۰ روسپیگری در هلند قانونی شد. تجارت سکس و تفریحات جنسی در هلند، منافع اقتصادی قابل‌توجهی برای سازمان‌های تبهکاری و نهادهای دولتی در این کشور به دنبال دارد.

قوادها (مالکان روسپی‌خانه‌ها) می‌توانند پس از کسب مجوزهای لازم، اقدام به استخدام روسپی کنند که باید حداقل ۲۱ سال سن داشته باشند. نکته قابل تأمل در رابطه با قانونی بودن این تجارت در هلند آن است که انجام معاینات پزشکی ادواری برای روسپی‌ها به هیچ وجه اجباری نیست، زیرا دولت نمی‌خواهد به این ترس دامن بزند که تفریحات جنسی در این کشور ممکن است باعث انتقال بیماری به مشتریان شود. لازم به ذکر است که از سال ۲۰۱۱ مالکان این کسب و کارها و البته روسپی‌ها ملزم به پرداخت مالیات فعالیت کاری خود نیز شده‌اند.[۱]

به‌رغم برخی تلاش‌ها و فشارها از جانب سازمان‌های مردم نهاد و فعالان حقوق بشری برای مقابله با این وضعیت، دولت هلند هیچ قانونی در جهت کنترل و یا محدود کردن روسپی‌گری و تجارت سکس وضع نکرده است و انجام این فعالیت‌ها به امری عادی و مورد پذیرش در هلند تبدیل شده است. این روزها هر کسی که بخواهد به‌راحتی می‌تواند وارد صنعت و تجارت سکس در این کشور شود.

روسپی‌های پشت ویترین در محله رد لایت آمستردام

بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی اسکپتیکس[۲] چیزی بین ۵۰ تا ۹۰ درصد از روسپی‌های هلند، در واقع برده‌های جنسی هستند و به‌اجبار وادار به فعالیت در این عرصه هستند. همچنین با توجه به بالا بودن درآمد خودفروشی در این محله آمستردام، تعداد زیادی از دانشجویان دختر محصل در دیگر شهرهای هلند، در روزهای تعطیل به آمستردام عزیمت کرده و از طریق عرضه کنندگان خدمات جنسی، اقدام به خودفروشی و روسپی‌گری می‌کنند.[۳]

تفریحات جنسی یکی از جاذبه‌های اصلی محله رد لایت در آمستردام؛ (محل تفریح جنسی زوج‌ها که می‌توانند به نحو دلخواه رابطه جنسی داشته باشند)

 

گزارشات وزارت خارجه آمریکا از قاچاق انسان و بردگی جنسی در هلند

بر اساس آمار و اطلاعات وزارت امور خارجه آمریکا، قاچاق انسان در هلند یکی از مسائلی است که به طور خاص زنان و دختران را تحت تأثیر قرار داده است که غالباً به فعالیت در صنعت جنسی وادار می‌شوند. (از تمام کسانی که قربانی قاچاق انسان هستند، تقریباً ۶۰ درصد وارد عرصه روسپی‌گری می‌شوند.)

در سال ۲۰۰۹ تعداد ۹۰۹ مورد قربانی قاچاق انسان ثبت شد. دفتر رصد و مبارزه با قاچاق انسان[۴] در وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۷ هلند را در «دسته اول» کشورهای مبتلا به معضل قاچاق انسان قرار داد.[۵]

در سال ۲۰۱۷ ناظر ملی قاچاق انسان و خشونت جنسی علیه کودکان در هلند[۶] گزارش کرد که سالانه بیش از ۶.۰۰۰ نفر در هلند قربانی قاچاق انسان می‌شوند. دوسوم از افرادی که قاچاق شدند، نزدیک به ۴.۰۰۰ نفر سالانه قاچاق بردگی جنسی و سوءاستفاده می‌شوند.

بخش قابل‌توجهی از این گروه، زنان هلندی هستند ازجمله افراد کم سن و سال (۱۳۲۰ دختربچه در هر سال) که طعمه افرادی می‌شوند که «قواد» نامیده می‌شوند. ۲۰۰۰ قربانی دیگر قاچاق انسان، عمدتاً اتباع خارجی هستند که توسط سازمان‌های تبهکار، به فعالیت در این بخش وادار می‌شوند.[۷]

 بر اساس اطلاعات و گزارش وزارت خارجه آمریکا، هلند هم منبع و هم کشور مقصد برای مردان، زنان و کودکانی است که موضوع قاچاق انسان می‌شوند؛ به ویژه به منظور روسپی‌گری اجباری و کار اجباری و به میزان کمتری، کشور ترانزیت برای قاچاق اینچنینی است. هلند در زمره پنج کشور نخستی قرار می‌گیرد که قربانیان قاچاق انسان، از آن نشأت می‌گیرند.[۸]

 

هلند پیشگام بردگی مدرن در تمام بخش‌ها ازجمله روسپی‌گری

بر اساس گزارشی دیگر، نزدیک به ۱۷.۵۰۰ نفر در هلند قربانی پدیده «بردگی مدرن» هستند؛ این افراد یا به کار اجباری وادار می‌شوند یا قربانی بهره‌کشی جنسی هستند.

نمایه برده‌داری جهانی که در بنیاد واک فری،[۹] سازمان حقوق بشری استرالیایی تهیه می‌شود مدعی شده است که در جهان امروز، ۸/۴۵ میلیون در سراسر جهان قربانی برده‌داری مدرن هستند. این نمایه ۱۶۷ کشور را بر اساس گستردگی برده‌داری در آن‌ها تقسیم بندی کرده و در میان ۵۲ کشور با بالاترین سطح برده‌داری، هلند را در جایگاه ۵۰ ام قرار داده است. برده عبارت است از افرادی که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و به دلیل وجود تهدید، خشونت، اجبار یا سوءاستفاده از قدرت، نمی‌توانند دست از فعالیت جاری خود بکشند.

استفاده از رنگ قرمز در دکوراسیون داخلی روسپی‌خانه‌های محله رد لایت

 

در حال حاضر هلند در بخش‌های ساخت و ساز، کشاورزی، ترابری، صنایع جنسی و تأمین خدمات و تکدی‌گری اجباری سازماندهی شده، گرفتار برده‌داری مدرن است. تقریباً ۱ درصد از کل جمعیت هلند درگیر این ماجرا هستند. روزنامه تلگراف گزارش کرد[۱۰] که ناطر ملی قاچاق انسان در هلند اعلام کرده است که «شمار زیادی از مردم به نحوی گرفتار این معضل هستند. این مسئله به‌شدت جامعه هلندی را دچار بحران کرده، در حالی که مقامات کشوری کاملاً از آن مطلع هستند.»

نمایی از خیابان‌های رد لایت آمستردام

خیابان رد لایت در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی

آمار هولناک بهره‌کشی جنسی از دختران کم سن و سال هلندی

بر اساس گزارش دیگری،[۱۱] مقامات هلندی هشدار دادند که سالانه قریب به ۱۴۰۰ دختر کم سن و سال هلندی و دیگر کشورهای اروپایی به انحاء مختلف توسط مردان غیرهلندی، وارد عرصه بردگی جنسی می‌شوند. بر اساس این گزارش این مردان غالباً مراکشی، ترک، کارائیبی و ایتالیایی هستند. این افراد به‌صورت سازماندهی شده از کودکان بهره‌برداری جنسی کرده و نیروهای امنیتی و پلیس را تطمیع می‌کنند.

این گزارش دریکی از روزنامه‌های هلند توضیح می‌دهد که دختران کم سن و سال با استفاده از مواد مخدر، الکل و هدایای مختلف توسط «قوادها» فریب داده شده و سپس وارد فعالیت روسپی‌گری می‌شوند. این افراد روزانه از هر دختر تقریباً ۸۰۰ یورو درآمد دارند و همچنین به طرق مختلف درگیر قاچاق مواد مخدر و اسلحه نیز می‌شوند.

نکته مهم در این گزارش آن است که بزرگ‌ترین معضل در ایالات‌متحده یا اروپا[۱۲] دراین‌باره آن است که بردگی جنسی در این مناطق درنتیجه ثروت آفرینی و تقاضای زیاد، بسیار شایع است. سازمان‌های تبهکاری در اروپا و آمریکا چندان نیازمند «واردات» انسان نیستند چراکه حجم انبوهی از کودکان آسیب‌پذیر در این مناطق یافتند می‌شوند که به‌راحتی می‌توان از آن‌ها سوءاستفاده کرد. این کودکان به‌شدت نیازمند محبت و همراهی هستند و زمانی که مفقود شوند هیچ‌کس به دنبال آن‌ها نخواهد بود.

دو روسپی (یک زن و یک مرد) دریکی از مراکز روسپی‌گری محله رد لایت؛ این افراد کمتر از سن به‌اصطلاح قانونی ۲۱ سال، سن دارند

به‌رغم برخی تلاش‌های پراکنده برای نجات این دختران کم سن و سال، از هر ۱۰ مورد فقط یک مورد از کمک نهادهای ذی‌ربط ازجمله پلیس بهره‌مند می‌شود.[۱۳] دولت هلند برای کم کردن بار گناه خود، انگشت اتهام خود را به‌سوی ایتالیا و یونان گرفته است و مدعی است که این دو کشور دوسوم از جمعیت پناهنده خود را از خاک خود خارج کرده و روانه کشورهای اروپایی همچون هلند می‌کنند. اما همان‌طور که ذکر شد، حجم انبوهی از دختران و زنانی که در هلند به بردگی جنسی گرفته می‌شوند، اتباع همین کشور هستند.

 

وقتی‌که روسپی‌ها از ادامه فعالیت خود حمایت می‌کنند!

از سال ۲۰۱۷ با افزایش فشار افکار عمومی و جامعه مدنی در هلند، دولت این کشور اقداماتی را در بخش قانون‌گذاری برای محدود کردن روسپی‌گری در پیش گرفت. تا کنون دولت هلند اقدام برجسته و تأثیرگذاری در این عرصه ترتیب نداده است و یکی از دلایل مهم آن، حمایت بسیار جدی و گسترده روسپی‌ها از فعالیت خود در هلند است. هرچند بخش قابل‌توجهی از این افراد به‌اجبار تن‌فروشی را آغاز کرده‌اند، اما پس از گذشت مدتی به دلیل مطرود شدن از جامعه و نبود فرصت‌های شغلی مناسب برای اکثر ایشان، این برده‌های جنسی مجبور به ادامه فعالیت در این بخش هستند.[۱۴]

اعتراض روسپی‌ها به اقدامات دولت در جهت ممنوع کردن روسپی‌گری، ترجمه روی پلاکارد: روسپی‌گری هم یک شغل است.

 

بااین‌حال روسپی‌ها به‌شدت به لحاظ اجتماعی منفور و مطرود هستند. تمام زنانی که در محله رد لایت آمستردام فعالیت می‌کنند، همواره با رفتارهای نا محترمانه مواجه هستند. بیشتر روسپی‌ها حداقل در چندین نوبت قربانی خشونت جنسی، فیزیکی و روانی و البته سوءاستفاده بوده‌اند. این حتی در مورد زنانی صدق می‌کند که به‌صورت داوطلبانه و قانونی روسپی هستند. بیشتر این زنان حتی پس از کنار رفتن از این فعالیت‌ها و دوری از آن، با مشکلات روحی روانی و البته اجتماعی ناشی از آن دوره فعالیت در آمستردام، دست‌وپنجه نرم می‌کنند.


[1].https://dutchreview.com/featured/prostitution-in-the-netherlands-what-is-really-happening-here/

[2].https://skeptics.stackexchange.com/questions/8217/are-50-to-90-of-prostitutes-in-the-netherlands-sex-slaves

[3]. https://hookuptravels.com/wiki/Amsterdam

[4]. Office to Monitor and Combat Trafficking in Persons

[5].https://web.archive.org/web/20170628043920/https://www.state.gov/j/tip/rls/tiprpt/2017/271117.htm

[6].Dutch National Rapporteur on Trafficking in Human Beings and Sexual Violence against Children

[7].https://www.blikopnieuws.nl/nieuws/257745/duizenden-meisjes-slachtoffers-mensenhandel-in-nederland.html

[8].https://web.archive.org/web/20100315154750/http://www.state.gov/g/drl/rls/hrrpt/2009/eur/136049.htm

[9].Walk Free Foundation

[10].ttp://www.telegraaf.nl/binnenland/25909881/__Slaven_vast_in_Nederland__.html

[11].https://www.christianpost.com/news/migrant-loverboys-lure-1400-underage-dutch-girls-sex-slavery-netherlands-every-year.html

[12].https://www.christianpost.com/news/sex-trafficking-4-things-you-can-do-help-sexually-exploited-victims-america-215254/

[13].https://iranpress.com/content/2766/sex-slavery-holland-manipulates-the-lives-1400-girls

[14].https://www.nytimes.com/2017/08/14/world/europe/amsterdam-netherlands-prostitute-cooperative.html?auth=login-google1tap&login=google1tap

زندگینامه”نرجس خاتون”مادر امام زمان

   نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است
تاریخ تولد:    ۲۴۰هجری قمری(ازدواج در۱۵سالگی)
سال ورودبه سامرا: ۲۵۳
سال ازدواج:  ۲۵۴ تولدحضرت مهدی-۱۳۵۵
وفات :   ۲۶۱(درتاریخ آمده که نرجس خاتون هنگام وفات شوهردرقیدحیات بوده است)
مدت عمر   ۲۱سال
والدین: ازپدرومادرش اطلاع درستی دربین نیست وامااجدادش:
ملیکا-نوه قیصرروم”یشوعا”بودپدر حضرت نرجس و پسر قیصر روم آمده است.
 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است
جدّ مادری نرجس، شمعون است که صفات حق‏ جویانه ی  وبزرگمنشی نرجس راازایشان دانسته اند 

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب”الکامل‌ فی‌ التاریخ‌”ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از ۱۰۰ نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.
اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده؟
حضور نرجس در خانه اهل بیت حداقل از سال ۲۵۳ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال ۲۵۵ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند
احضار”امام هادی” ازمدینه به سامرادر سال ۲۳۵
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود-یعنی امام عسکری۳ساله بودکه به سامرا(همراه پدر)آمدند
در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگهایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال ۲۳۵ قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و بناچار درآن مکان درآن اقامت گزدید.
نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است
شیخ صدوق می ‏نویسد: «نرجس در قصر قیصر روم شرقی، جد پدری خود، رشد کرد. ». منظور از قیصر در این عبارت، همان قیصر است، با صفاتی که گفته شد.
جدّ مادری نرجس، شمعون است که برخی از صفات معنوی و روحانی و حق‏ جویانه ی نرجس، ارمغان این بزرگ‏مرد مسیحیت است. حضرت ولی عصر علیه السلام پس از ظهور سخنی دارد به بلندای آفتاب و زیبایی مهتاب؛ می ‏فرماید:
«یا معشر الخلائق! … اَلا و من اراد ان ینظر الی عیسی و شمعون فها انَا ذا عیسی و شمعون … »
ای مردم … بدانید اگر کسی بخواهد عیسی و شمعون را بنگرد همانا من عیسی و شمعون هستم.
حضرت با این جمله جدّ مادری خویش را که ریشه دوم اوست، معرفی نموده و با این سخن نقش عظیم مادر را بیان می‏ فرماید.
شمعون صفا، فرزند حمون، جد مادری بانو نرجس است. او پس از عروج مسیح علیه السلام با یک انتصاب الهی، جانشین عیسی شد و به عنوان وصیّ حضرت مسیح در تاریخ شناخته شد. احادیث بسیاری وجود دارد که شباهت منصب ولایی حضرت علی علیه السلام و شمعون صفا را نمایانگر است و که به علت اختصار از ذکر آنها معذوریم.
در باره عظمت شمعون کتب تاریخی غرب مُهر سکوت را شکسته و می‏ نویسند:
«در عید نزول الواح موسی علیه السلام، پنجاه روز پس از احیای مسیح، شمعون الصّفا در بین جماعت مردم وعظ و خطابه کرد.»
در کتاب “اعمال رسولان” که لوقا آن را در احوال حواریون نگاشته است، آمده است: «در آن روز شمار پیروان مسیح به قریب ۳۰۰۰ نفر افزایش یافتند»
این سخن میزان تأثیر کلام شمعون را می ‏رساند و نشان از بزرگی او دارد.
پیامبر گرامی اسلام در باره شمعون می‏ فرماید:
«… آن هنگام که اراده خدا بر غیبت عیسی قرار گرفت، بر او وحی شد که نور و حکمت الهی و دانش کتابش را به شمعون بن‏ حمون صفا به ودیعه گذارد و او را جانشین خود بر مؤمنین قرار دهد. عیسی نیز چنین کرد … »
گفتنی است که شمعون وصی حضرت عیسی است و یحیی وصی شمعون است و فرزندان شمعون قبل از شهادت یحیی توسط خودِ وی به وصایت منصوب شدند و در طول تاریخ درخشش فراوانی داشتند.
شمعون صفا، به تصریح قرآن در سوره (یس) آیه ۱۴ سومین سفیر حضرت عیسى (علیه السلام) به انطاکیه است.
در روم شرقی به امپراطور قیصر گفته نمی شده، بلکه در امپراطوری بیزانس، لقب قیصر را به ولیعهد پادشاهان اختصاص می دادند.  لقب قیصر را به پسر بعدی خود یا یکی از نزدیکان موثر خود اختصاص می دادند. حتّی گاهی لقب قیصر به پدر پادشاه نیز اطلاق شده است.
مأموریت حکیمه خاتون
بشر بن‌سلیمان‌ است‌ که‌ می‌گوید: وقتی‌ نرجس‌ را نزد مولایم‌ امام‌ علی‌ النقی‌ آوردم‌، ایشان‌ خادم‌ خود را به‌ نزد حکیمه‌ فرستاد و چون‌ حکیمه‌ وارد شد حضرت‌ به‌ او فرمود:
ای‌ دختر رسول‌ خدا او را به‌ خانه‌ خود ببر و واجبات‌ و سنتها را به‌ وی‌ بیاموز که‌ او همسر ابومحمد و مادر قائم‌(ع‌) است‌.
حضرت‌ زهرا(س‌). هم به خواب نرجس‌ واورا به ازدواج به دریه اش ترغیب می کند
شباهت حاملگی مادرحضرت مهدی با ۳مادردیگر
بارداری  (نرجس‌) مثل‌ مادر موسی‌ است‌ که‌ تا هنگام‌ ولادت‌ اثری‌ از بارداری‌ او ظاهر نشده‌ و کسی از حال‌ او آگاه‌ نگردید.
زنانی که حاملگیشان ازدیگران مخفی بوده
مادر حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌) و حضـرت‌ موسی‌(ع‌) و نجمه‌، مادر امام‌ رضا(ع‌)
نرجس خاتون از بارداری‌ خود اطلاع‌ داشتند ولی این رازرا ازدیگران مخفی نگه می داشت و بخاطراهمین است که  در زیارتنامه‌ خانم نرجس‌،صفت‌ “حافظ سر الله”آمده است . در زیارتنامه‌ می‌خوانیم‌: اشهد انک‌ … و حفظت‌ سر الله و حملت‌ ولی‌ الله و بالغت‌ فی‌ حفظ حج الله; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ تو … و نگاه‌ داشتی‌ راز خدا را و ولی‌ خدا را حمل‌ کردی‌ و در نگهداری‌ حجت‌ خدا تلاش‌ کردی‌.
اشهد انک‌ احسنت‌ الکفال و ادیت‌ الامان و …; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ به‌ راستی‌ تو نیکو پرستاری‌ کردی‌ [از امام‌ زمان‌(ع‌)] و ادا کردی‌ امانت‌ را و …
پس‌ از تولد امام‌ زمان‌(ع‌) مدت‌ زیادی‌، امام‌ حسن‌ عسکـری‌(ع‌) در زندان‌ بودند و در نتیجه‌ تـربیت‌ و حفظ و سرپـرستی‌ فـرزند بـزرگوار ایشان‌ به‌ نــرجس‌، بعنوان مادربوده است.
از  امام صادق و امام رضا (ع) نقل است که گفته اند: حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود.
نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و چون اسلام بر او عرضه شد با جان دل پذیرفت و مسلمان خالص شد
مقام شفاعت نرجس خاتون
از آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی‌ نقل است:
آنگاه‌ که‌ در سامرا بودیم‌، بیماری‌ وبا و طاعون‌ شیوع‌ پیدا کرده‌ و هر روز عده‌ای‌ مبتلا شده‌ و می‌مردند. روزی‌ گروهی‌ از اهل‌ علم‌ در منـزل‌ مـرحوم‌ سید محمد فشارکی‌ بودند که‌ میـرزا محمد تقی‌ شیـرازی‌** به‌ مجلس‌ آنها وارد شدند. ایشان‌ در مقام‌ علمی‌، هم‌سطح‌ با مـرحوم‌ فشارکی‌ بودند. در آنجا صحبت‌ از وبا و طاعون‌ و خطرات‌ آنها شد میــرزای‌ شیــرازی‌ فــرمود: اگــر من‌ حکمی‌ کنم‌ آیا انجام‌ می‌شود؟ همه‌ گفتند: بلی‌.
فـرمود: من‌ حکم‌ می‌کنم‌ که‌ شیعیان‌ سامــرا از امــروز به‌ مدت‌ ١٠ روز زیارت‌ عاشورا بخوانند و ثواب‌ آن‌ را هدیه‌ به‌ روح‌ شریف‌ نــرجس‌خاتون‌، والده‌ ماجده‌ حضــرت‌ حج(ع‌)، نمایند و ایشان‌ را نــزد فــرزندش‌ شفیع‌ نمایند که‌ ایشان‌ شفاعت‌ امتش‌ را نزد خدا بکند، من‌ ضامن‌ می‌شوم‌ که‌ هر کس‌ چنین‌ کند مبتلا به‌ وبا و طاعون‌ نشود.
آیت‌الله حائری‌ یزدی‌ فرمود: شیعیان‌ مقیم‌ سامرا اطاعت‌ کرده‌ و زیارت‌ عاشورا را خوانده‌ و هدیه‌ به‌ نرجس‌خاتون‌ کردند. پس‌ از آن‌ تلف‌ شدن‌ شیعیان‌ متوقف‌ شد و همه‌ روزه‌ عده‌ای‌ از عامه‌ می‌مردند واین‌ مطلب‌ به‌ قدری‌ واضح‌ بود که‌ آنان‌ از خجالت‌، مردگان‌ خود را شبها دفن‌ می‌کردند.
با توجه‌ به‌ این‌ جریان‌ که‌ پسر بزرگوار آیت‌الله حائری‌ یزدی‌، موسس‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، از پدر خویش‌ نقل‌ می‌کند، مقام‌ و عظمت‌ بانو نرجس‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برای‌ توسل‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) از ناحیه‌ ایشان‌ بهتر می‌توان‌ وارد شده‌ و حاجتهای‌ دنیوی‌ و اخروی‌ را درخواست‌ کرد.
 اسارت نرجس خاتون :
عده ای به جریان اسارت نرجس خاتون به دیده تردید نگریسته
مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت‌الله میلانی پس از نقل گزارش نرجس‌خاتون به نکات ارزشمندی از متن گزارش اشاره نموده، می‌فرماید:
برخی از دشمنان اهل بیت در این مسائل ابراز تردید می‌کنند و می‌گویند: در ایام ولادت حضرت بقیهالله(ع) در میان مسلمانان و مشرکان جنگی روی نداده است.سپس سبب تشکیک و تردید آنان را دو چیز بیان می‌فرماید:
۱٫ بی‌خبری آنان از تاریخ؛
۲٫ دشمنی آنان با حق و حقیقت. 
لازم به ذکر است که پس از تثبیت حکومت اسلامی و گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در کشورهای همسایه، جنگ و گریزهای بسیاری بین روم شرقی و مسلمانان صورت گرفت که مورخان عرب و روم زوایای گوناگون آنها را ترسیم نموده‌اند. مسلمانان چند بار تا دروازه‌های قسطنطنیه پیش رفتند از طرف دیگر، روم نیز آرام نبود و دست به تجاوزات محدود و گاهی گسترده‌ای علیه مسلمانان می‌زد
محل تلاقی و تجمع اعراب و رومیان، منطقی سرسبز «بدرولیه» بود که رودخانه زلالی در آن جریان داشت
جنگ‌های متعدد و گاه خونینی در سال‌های ۲۳۹ ـ ۲۵۳هـ.ق بین سپاه روم و اسلام گزارش شده است که همراه با اسیران و کشته‌های فراوانی بودده است. این جنگ‌ها در دوران حکمرانی متوکل (۲۳۲ ـ ۲۴۸هـ.ق)، منتصر (۶ ماه)، مستعین (۲۴۸ ـ ۲۵۲هـ.ق) و معتز (۲۵۲ ـ ۲۵۵هـ.ق) به صورت پراکنده ادامه داشت. در این دوره «میخائیل سوم» امپراطور روم شرقی بود

اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده
حضور نرجس در خانه اهل بیت حداقل از سال ۲۵۳ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال ۲۵۵ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند

۱- در نتیجه‌ جنگهای‌ اعـراب‌ و روم‌ جـزیـره‌ کـرت که‌ از جـزایـر مدیتـرانه‌ است‌ و در جنوب‌ یونان‌ واقع‌ شده‌ و متعلق‌ به‌ آن‌ کشور است‌ به‌ تصـرف‌ مسلمانان‌ در آمد. در اواخـر سال‌ ٢١٢ هجـری‌ سپاه‌ اسلام‌ با ده‌ هـزار نیـروی‌ سپاهی‌ وارد این‌ جـزیـره‌ شده‌ و آن‌ را به صورت‌ پایگاهی‌ برای‌ حملات‌ خود به‌ جـزایـر دیگـر در آوردند و سپس‌ بـر جـزیـره‌ سیسیل‌ تسلط یافتند و در سال‌ ٨٢٩ مسلمانان‌ موفق‌ به‌ تسخیـر شهـر”آموریوم‌”که‌ مهد خاندان‌ سلطنتی‌ بود شدند. در -تاریخ‌ تمدن‌-ذکر شده‌ است‌ که‌ در سال‌ ٧١٨م‌ نیروی‌ دریایی‌ بیزانس‌، عربها را از قسطنطنیه‌ پس‌ راند و در سال‌ ٩۶١م‌ جزیره‌ کرت‌ را که‌ به‌ دست‌ عربها افتاده‌ بود تصرف‌ کرد.

۲- از مجموع گزارشات تاریخی چنین به دست می‌آید که در سال ۲۴۱هـ.ق رومی‌ها به عین‌زربه حمله و ساکنان آن جا را اسیر کردند. در همین سال، اسیران دو طرف مبادله شدند. در سال ۲۴۱ الی ۲۴۲ هـ.ق رومی‌ها به سرزمین‌های شمالی عراق حمله کردند و در «شمشاط»، «آمد» و «تفریق» ۱۰ هزار تن از مسلمانان را اسیر کردند و بعد به سرزمین‌های روم بازگشتند. مسلمانان به تعقیب آنان پرداختند. امپراتور میخائیل سوم با دشواری فراوان خود را نجات داد. این حمله شدید، آغاز دوره‌ای از درگیری‌های طولانی میان دو طرف به حساب می‌آید. امیر عمر بن عبیدالله و امیر طرطوس در پاسخ به حمله رومی‌ها به شمال عراق، به سرزمین‌های روم حمله کردند. متوکل، خلیفه عباسی در سال ۲۴۴ هـ.ق سپاهی را به سوی روم اعزام کرد. این سپاه دژهایی را که مهم‌ترین آنها دژ سمالو بود را فتح کرد.
اوضاع در مرزها همچنان ناآرام بود و طرفین به حملاتی علیه یکدیگر دست می‌زدند؛ تا این که مسلمانان به فرماندهی عمر بن عبدالله اقطع در سال ۲۴۷ هـ.ق شکستی سهمگین بر امپراتور روم وارد کردند و در پی آن به داخل سرزمین‌های روم راه یافتند و ثغرا ارمیناک را خراب و سامسون را فتح کردند. ورود نیروهای اسلام به این بنادر، تهدید جدی بر ضد امپراتوری روم به حساب می‌آمد. امپراتور روم به این تجاوز واکنش نشان داد و سپاهی عظیم بالغ بر ۵۰۰۰۰ نفر جنگجو به فرماندهی بتروناس برای جنگ با مسلمانان ارسال کرد. دو سپاه در محلی به نام بوزون، بین دریاچه تاتا و رودخانه هالیس، با هم نبرد کردند. در این جنگ، عمر بن عبیدالله کشته شد. علی بن یحیی ارمنی در سال بعد در جنگی که برای انتقام گرفتن از قتل عمر رخ داده بود، کشته شد. کشته شدن این دو فرمانده، تأثیر بسیاری بر بیداری روحیه جهاد در مسلمانان داشت؛ به طوری که مردم بغداد و سامرا در مساجد و گذرگاه‌ها فریاد‌های جهاد و آماده‌باش سر دادند.
پس از پیروزی رومی‌ها، مناطق مرزی دستخوش تغییرات بسیاری شد و مسلمانان توانستند دژهای دیگری را تصرف نمای د و به داخل کبادوکیا در شرق رودخانه هالیس نفوذ کنند. این درگیری‌ها به صورت متناوب در سال‌های بعدی هم ادامه داشت.

۳- در سال ۲۴۸هـ.ق جنگ سختی بین مسلمانان و رومیان به وقوع پیوست. ابن اثیر درباره حوادث این سال
در این سال، «المنتصر» خلیفه عباسی لشکر عظیمی را که اکثر آنان از ترکان بودند، به سوی بلاد روم اعزام کرد. این جنگ برای خارج کردن قوای روم از سرزمین‌های اسلامی که در سال۲۲۳هـ.ق در جنگ عموریه به دست آورده‌ بودند، صورت گرفت.
فازیلیف، مورخ مشهور روسی، می‌نویسد: در سال ۲۴۸هـ.ق سردار مسلمانان با رومیان پیکار کرد. بسیاری از اشراف و بزرگان روم را اسیر کرد.

۴- فازیلف روسی در کتاب تاریخ العرب و الروم (۱۳) در طی حوادث سال ۲۴۱ هجری میان مسلمانان به سرکردگی عمر بن عبدالله قطع و جعفر بن علی سائقه با قوای روم جنگی روی داد که شخص قیصر نیز در آن جنگ شرکت داشت. و از هر طرف جمع کثیری به قتل رسانیدند و بعد از آن به سوی ثغور جوریه حمله کردند و اموال و ناموس مردم را به غارت بردند. وی همچنین مینویسد: در سال ۲۴۷ الی ۲۴۸ بلکا جور سردار مسلمین با رومیان جنگید و طی آن بسیاری از اشراف روم اسیر شدند. در این سال، در جنگی دیگر، علی بن امِنی، یکی دیگر از فرمانده‌هان مسلمانان، به قتل رسید.

۵- تاریخ‌نگارانی‌ مثل‌ ابن‌اثیر و طبری‌ از جنگهای‌ پراکنده‌ای‌ بین‌ اسلام‌ و روم‌ از سال‌ ٢۴٠ تا ٢۵٣ ه.ق‌ خبر می‌دهند که‌ در خلال‌ این‌ جنگها از هر دو طرف‌ عده‌ای‌ اسیر شده‌اند.

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب”الکامل‌ فی‌ التاریخ‌”ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از ۱۰۰ نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.

۶- طبری درباره حوادث سال ۲۴۱هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «عین زربه» حمله کرده، همه ساکنانش را اسیر کردند و اموالشان را به غارت بردند
وی درباره حوادث سال ۲۴۲هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «شمشاط» (سرزمین‌های شمالی عراق) حمله کردند. آنان با هجوم به «شمشاط»، «آمد» و «تفریق»، ۱۰۰۰۰ تن از مسلمانان را اسیر کردند.
نیز درباره حوادث سال ۲۴۴هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، متوکل بغارا از دمشق به جنگ روم فرستاد. وی در ماه ربیع الاخر با رومیان وارد جنگ شد و صلمه را فتح کرد.

۷- مروج الذهب و تاریخ طبری (۱۸)درباره ی جد نرجس خاتون معتقدند که او یا توفیل، پادشاه روم در زمان معتصم عباسی است که در زمان پادشاهی وی “عموریه” فتح شد، یا میخائیل بن توفیل (میخائیل سوم )بوده است که بنابر نقل عمر بن جریر طبری، در وقایع سال ۲۲۳، جنگی بین او و معتصم واقع شد و تا سال ۲۴۵ یعنی معاصر متوکل عباسی هنوز به عنوان امپراتور روم ذکر شده است وجنگهایی بین او ومسلمانان رخ میداده است . 
این مطلب، هم تأییدی است بر ملیت ایشان و هم تأییدی بر وقوع جنگ در سالهای مورد اشاره.
۸- کلینی در کتاب خود عنوان میکند پس از سال ۲۴۲ جنگهای عمده ای بین عباسیان و رومیان وجود داشته 
احضار”امام هادی” ازمدینه به سامرادر سال ۲۳۵
۹- در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگ هایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال ۲۳۵ قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و به طور اجباری درآن مکان اقامت گزید.
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود و از همان سالها – چنان که در تواریخ  نوشته اند- جنگ های میان سپاه اسلام و روم شرقی یا شهر بیزانس(ترکیه فعلی) و روم غربی( ایتالیای امروزی) و متصرفات آن به وقوع پیوسته است؛ از جمله به طوری که در الکامل ابن اثیر و منابع دیگر تاریخی نوشته¬اند، در سال های ۲۴۰، ۲۴۴،۲۴۸، ۲۴۹ و ۲۵۳ هجری، جنگ هایی بین
قوای اسلام و روم شرقی درگرفته و در خلال آن ها اسیرانی از طرفین مبادله شده است.
۱۰- یاقوت می‌نویسد:
در واقعه «یرموک» قیصر روم تا انطاکیه آمده بود که جنگ را از نزدیک رهبری کند. هنگامی که مطلع شد رومیان شکست خورده‌اند، انطاکیه را به قصد قسطنطنیه ترک کرد.
قیصر به هنگام ترک انطاکیه خطاب به تپه‌های شام گفت: «ای شام! خداحافظ،‌ دیگر امید ندارم که به سوی تو بازگردم».(۲۲)
۱۱- شکیب ارسلان در گزارش خود می‌نویسد:
به سال ۲۴۴ ق. سپاه اسلام به فرماندهی عباس بن فضل از راه دریا با رومیان جنگیدند، چهل کشتی جنگی رومیان برای مقابله با سپاه اسلام وارد معرکه شد. پیکار سختی درگرفت. رومیان شکست خوردند و مسلمانان ده کشتی را با سرنشینان آن‌ها از آنان به غنیمت بردند.
سپس عباس به جنگ «قیصر» رفت، در آنجا مردی را اسیر کرد. او نقطه‌ای از حصار شهر را به عباس نشان داد.
عباس از همان نقطه به شهر رخنه کرد و وارد نبرد شد. مردم شهر درهای شهر را گشودند و تسلیم سپاه اسلامی شدند و غنایم فراوانی نصیب مسلمانان گردید.
متعاقب آن پادشاه قسطنطنیه سیصد کشتی جنگی پر از سرباز به جنگ مسلمانان فرستاد، همین که به « سرقسوسه» رسیدند، عباس با سپاهیانش به جنگ آن‌ها رفت و رومیان را شکست داد، و یکصد کشتی را از آن‌ها به غنیمت گرفت.
هنگامی که “هرقل “پیشرفت سریع مسلمانان را مشاهده کرد خطاب به رومیان گفت: ای سپاه روم مطمئن باشید که مسلمانان به شهرهایی که فتح کرده‌اند بسنده نمی‌کنند، تا آخرین شهر شما را فتح کنند، زنان و کودکان شما را اسیر بگیرند و شاهزادگان شما را برده خود سازند. بیایید از حریم خود و امپراتور خویش دفاع کنید.
۱۲- شیخ کامل سلیمان در یوم الخلاص مینویسد:
مادر امام عصر، نرجس دختر یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است.
سال ازدواج امام حسن عسکری با نرجس خاتون
آیت الله میلانی در کتاب قادتنا نیز به همیم مورداشاره می کند: احتمال می رود این اسرا در سال ۲۵۲ هجری به بغداد رسیده باشند وامام هادی(ع) شاهزاده ” نرجس” را در همان سال یا سال بعد به عقد امام حسن عسکری(ع) درآورده باشد و امام زمان (عج) در سال ۲۵۵ هجری متولد شده باشد
مبادله اسراء:
۱- در عاشورای ۲۳۱ق. (برابر با سپتامبر ۸۴۵ م.) اسیران جنگی میان مسلمانان و رومیان مبادله شد.
تعداد اسیران مسلمان را که در آن روز بازخرید کردند ۴۴۶۰ نفر نوشته‌اند. و در این زمان بود که نواحی «آدانا» به دست مسلمانان فتح شد
۲- مسعودی به هنگام بررسی مبادله و بازخرید اسرای جنگی در میان مسلمانان و رومیان می‌نویسد:
سومین بازخرید اسیران در خلافت الواثق بالله درمحرم ۲۳۱ق. بود، که امپراتور در آن زمان «میخاییل بن تئوفیل “بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه، خاقان ـ غلام ترک خلیفه ـ بود. در این تاریخ ۴۳۶۲ نفر اسیر مسلمان در ظرف ده روز بازخرید شدند. 
چهارمین بازخرید اسیران در زمان متوکل، در شوال ۲۴۱ ق. بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه «شنیف» بود. در این تاریخ ۲۲۰۰ نفر اسیر بازخرید شدند.
۳- یعقوبی ـ  نیز گزارشی از مبادله و بازخرید اسیران در عهد متوکل در تاریخ ارزشمند خود آورده است.
۴- طبری در حوادث ۲۴۱ ق. می‌نویسد:
تئودوره، مادر میخاییل و امپراتور روم، شخصی را به نام «جرجیس بن فرنافس» برای بازخرید اسیران رومی به نزد متوکل فرستاد. تعداد اسیران رومی در دست مسلمانان در حدود ۲۰۰۰۰ نفر بودند.
می گوید: این مبادله و بازخرید اسیران در روز ۱۲ شوال ۲۴۱ ق. انجام پذیرفت. و تعداد اسیران مسلمان ۷۵۸ نفر بود، که ۱۲۵ نفر آنان را زنان تشکیل می‌دادند. 
۵- درکتاب تاریخ الخلفاء آمده : به هنگام فتح «عموریه» رومیان ۳۰۰۰۰ نفر کشته دادند و ۳۰۰۰۰ نفرشان به اسارت رفت.
۶- مسعودی در ضمن شرح حال «میخاییل بن تئوفیل» می‌نویسد:
شخصی به نام «ابن بقراط» از شاهزادگان پیشین از اهل «عموریه» در امپراتوری میخاییل با وی به منازعه پرداخت، میخاییل در برابر او صف‌آرایی کرد و همه زندانی‌های مسلمان را برای نبرد با او از زندان آزاد کرد با ساز و برگ نظامی آن‌ها را مجهز کرده و به نبرد ابن بقراط فرستاد. بدین وسیله بر او پیروز شد.
۷- طبری نیز در حوادث سل ۲۴۱هـ.ق می‌نویسد در این سال بین مسلمانان و رومیان تبادل اسرا صورت گرفت.تعداد اسرای مبادله شده مسلمانان را ۱۷۴۸ نفر زن ذکر کرده‌اند.
۸- طبری در حوادث سل ۲۴۵هـ.ق می‌نویسد:و بعث مَلِک الروم فیها بأسری من المسلمین…
در این سال، حدود ۷۷ نفر از اسیران مسلمانان با رومیان مبادله شدند.
۹- در تاریخ طبری، در حوادث سال ۲۴۶ آمده است: نصر بن الازهر شیعی، (فرستاده متوکل به روم برای پرداخت فدیه به منظور آزاد کردن اسیران) می گوید: «وقتی به قسطنطنیه رسیدم، با همان لباس و شمشیر و خنجر و کلاهی که داشتم، به سرای قیصر میخائیل رفتم. بین من و دایی قیصر که سرپرست وی بود، مناظره ای در گرفت »با توجه به این مطلب می فهمیم جنگهایی بین رومیان ومسلمانان بوده که شخصی از طرف اعراب به نمایندگی آمده تااسراء راآزاد کند

***
سن نرجس خاتون وامام حسن عسکری درهنگام ازدواج
برخی‌ از کتب‌ تاریخی‌ شیعه‌ سن‌ نرجس‌ را هنگام‌ ازدواج‌ سیزده‌ سال‌ ذکر کرده‌اند
خودنرجس خاتون سن عقدش با برادرزاده امپراتور را۱۳ سال ذکرمیکند
ازدواج که هربا بواسطه حادثه ای مثل زلزله واتفات دیگر ،اتفاق نیفتاد
نرجس خاتون خود به بشربن سلیمان میگوید هنگامی که ۱۳ سال داشتم پدربزرگم تصمیم گرفت من رابه عقد برادرزاده اش درآورد اماممکن است فقط تصمیم آن گرفته شده باشد
پس میتوانیم نتیجه بگیریم که لااقل نرجس خاتون چندین ماه پس از بهم خوردن ازدواجش به اسارت درآمده وباتوجه به زمان تقسیم بندی اسراوهمچنین فاصله زیاد روم وبغداد آوردن اسرابه بغداد باتوجه به امکانات محدود آن زمان مقداری طول کشیده پس میتوانیم بگوییم بادرنظرگرفتن موارد بالا حداقل نرجس خاتون هنگام ورود به بغداد ۱۵ سال داشته اند
نرجس به سامراوارد میشود با آیین اسلام آشنایی اندکی دارد وامام هادی (ع) اورابه خانه حکیمه خاتون میفرستد تاآیین اسلام رابه طور کامل فراگیرد میتوان گفت که نرجس خاتون حداقل چندسالی رادرخانه حکیمه میماند
– نازیلیف‌ مورخ‌ شهیر روسی‌ می‌نویسد: در سال‌ ٢۴٨ ه.ق‌ سردار مسلمانان‌ با رومیان‌ پیکار کرد و طی‌ آن‌ بسیاری‌ از اشراف‌ و بزرگان‌ روم‌ به‌ اسارت‌ رسیدند.
نرجس خاتون(قبل ازازدواج)چندسال درسامرازندگی کرده است؟
نرجس‌ در این‌ جنگ‌ به‌ فرمان‌ امام‌ حسن‌ عسکری‌(ع‌) در عالم‌ رویا خود را به‌ جمع‌ کنیزان‌ ملحق‌ کرده‌ و به‌ بغداد می‌رود. اگر چنین‌ باشد این‌ موضوع‌ در حالی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ امام‌ عسکری‌(ع‌) ١۶ سال‌ بیشتر ندارد و نرجس‌ نیز بنا بر آنچه‌ گفته‌ شد کمتر از ١۵ سال‌ ندارد. اگر ازدواج‌ این‌ دو بزرگوار بنا برآنچه‌ بیان‌ شد در سال‌ ٢۵٣  بانوی‌ سامرا در حدود ۲ سال‌ نزد حکیمه‌خاتون‌ به‌ تعلیم‌ فرایض‌ دینی‌ مشغول‌ بوده‌ و سپس‌ به‌
همسری‌ امام‌ عسکری‌(ع‌) در آمد.در این صورت امام حسن عسکری درهنگام ازدواج ۲۲ ساله ۱۵ یا۱۶ ساله بوده اند
بنا بر آنچه‌ در الکامل‌ فی‌ التاریخ‌ ابن‌اثیر آمده‌ است‌ در جریان‌ جنگی‌ که‌ در سال‌ ٢۵٣ رخ‌ داد و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرارمی‌گیرد. امام حسن عسکری درآن زمان ۱۹ الی ۲۰ ساله بوده اند
در این‌ صورت‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) در سال‌ ٢۵۵ به‌ دنیا آمدند و حداقل‌ یک‌ سال‌ و اندی‌ فاصله‌ وصلت‌ این‌ دو بزرگوار و تولد فرزندشان‌ می‌تواند باشد-چون‌ در زمان‌ امام‌ هادی‌(ع‌) عقد
خوانده‌ شد و امام‌ زمان‌ پس‌ از شهادت‌ ایشان‌ به‌ دنیا آمد) پس نرجس‌ در سال‌ ٢۵٣ ه.ق‌ وارد سامرا می‌گردد در جریان‌ جنگ‌ اعراب‌ و روم‌. و در مدت‌ کوتاهی‌ مثلا دو یا سه‌ ماه‌ در خانه‌ حکیمه‌خاتون‌ به‌ تعلیم‌ فرایض‌ می‌پردازد
و در اواخر سال‌ ٢۵٣ و یا اوایل‌ ٢۵۴ با امام‌ عسکری‌(ع‌) ازدواج‌ می‌کند.وامام حسن عسکری در آن زمان ۲۲ ساله بوده اند ونرجس خاتون درهنگام ازدواج باتوچه به مطالب فوق احتمالا ۱۵ ساله ویا ۱۶ ساله بوده اند
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود 

اوضاع واحوال سیاسی سامراء در زمان امام حسن عسکری :
اوضاع و احوال برهمه ائمه سخت بود اما دوره بعضی از ائمه با سختی بیشتر و بعضی با سختی کمتر همراه بود به طوری که دوره امام حسن عسکری (ع) جزء سخت ترین دوره ها بود بنى‏عباس، که پس از بنى‏امیه با زور و تزویر به‏حکومت دست‏یافتند، براى مردم چیزى جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان‏ نیاوردند. آنها جنگیدند، غارت کردند و مردم را در بیچارگى، فقر و اندوه فروبردند
بنی عباس به مبانی دین تظاهر میکردند و ظاهرا اقرار به خدا و رسول او وقرآن و قیامت و حساب و سایر اعتقادات دینی مینمودند و به حق ائمه (ع) هم معرفت داشتند و حتی خود بارها در بین خاص و عام اعترافاتی هم دایر بر فضل ائمه (ع) نسبت به خودشان کرده اند اما فقط برای ریاست ،. فرزندان عباس در پى آن بودند که با رنگ دین به نظام سیاسى خویش‏تقدس بخشند، اما تفکر اهل بیت‏سدى استوار در برابر هواهاى نفسانى‏شان پدیدآورده بود.
طبعا اگر از نظر خلفا نگاه کنیم آنها شیعه را به عنوان اقلیتی مزاحم که همواره برای حکومت آنان خطری به شمار میرفت نگاه میکردند و به پیشوایان شیعه همواره به عنوان یک رقیب و یک خطر جدی و یک دشمن می نگریستند و دائما مراقب ائمه (ع) و شیعیان و اصحاب خاص آنها و حرکات اجتماعی شیعیان و مبارزات آنها بودند تا مبادا که به وسیله آنها غافلگیر شده و حکومت خود را از دست بدهند
امام حسن عسکری هرهفته بایدخودرا به مأموران خلیفه معرفی میکرد“حضورش درسامراتأییدمی شد
ترس خلفا از امام حسن عسکری (ع) به قدری بود که علاوه برگماردن جاسوس ومراقب بودن رفت و آمد های شیعیان با امام ، اشخاصی زود باور و ذهن بین را داشتند که اگر به آنها خبر میداد امام به این طرف و آن طرف نامه نوشته و مردم را به سوی خود میخواند و دارد اسلحه و پول جمع آوری میکند و قصد خروج دارد فورا باور میکردند و آن شخص را تشویق میکردند که برای خلیفه خیر خواهی کرده و آنگاه مامور میفرستادند و امام (ع) را احضار کرده و خانه اش را تفتیش میکردند و البته نامه و اسلحه و پول مورد بحث را پیدا نمی کردند و از امام معذرت خواهی کرده و با احترام وارد خانه اش میکردند این موضوعی است که بارها اتفاق می افتاد. زندگی سیاسی در عصر امام بسیار زشت و تاریک بود ترس و بیم سایه گسترده بود ظلم و جور همه جارا فراگرفته بود و آشوبها فراگیر شده بود وشورشهای داخلی برخاسته از عدم استقرار سیاسی همه جا به چشم میخورد در تمام سال‏هایی که امام حسن عسکری علیه‏السلام در شهر سامراء می ‏زیست، به جز چند نوبتی که در زندان دستگاه فاسد بنی عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندی عادی زندگی می‏کرد، ولی تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور غیرمحسوس زیر نظر حکومت وقت قرار داشت.  تمام رفتار امام و حامیانش، به نحوی کنترل شود. حکومت عباسى به قدرى از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعى امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بود تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضرشده و خود را به دربار معرفی کند. در حقیقت، شهر سامراء به زندان بی‏ حصاری برای امام تبدیل شده بود که تمام آرامش و آسایش را از حضرت می‏گرفت. فشار و اختناق در مورد پیشواى یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت کنترل و نظارت داشتند. – اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط ترکان و موالى بر امور مملکت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟
در پاسخ باید گفت: اگر نگرانى از ناحیه قدرت معنوى امام، منحصر به شخص خلیفه یا اطرافیان او بود، کار سهل بود و امام مى‏توانست از راههاى گوناگون، به فعالیت سرّى بپردازد، ولى این بیم و نگرانى بر یک طیف وسیع سیاسى سایه افکنده بود که خلیفه هم جزئى از آن بود، و این طیف بقیه سردمداران و همه کسانى را نیز که به نحوى با حکومت، منافع مشترک داشتند، شامل مى‏شد، به همین جهت مخالفت و اعمال فشار و محدودیت در مورد امام، ویژگى اصلى خط حاکم بر کشور محسوب مى‏شد و حتى با قتل خلیفه‏اى، و جایگزینى خلیفه‏اى دیگر تغییر نمى‏یافت! 
هدف عباسیان ازشناسایی همسر امام حسن عسکری 
سخنان ائمه پیشین و نصوص فراوان و پیاپی، به آمدن مهدی(ع) بشارت می داد کسی که با آمدنش بساط ظلم وستم وطاغوتیان را برمیچیند ،کسی که فرزند امام حسن عسکری (ع) میباشد این پیش گویی، در کتاب‌های پیشینیان نیز آمده بود،و گه گاه بسیاری مطالب این کتابها رادر میان مسلمین نقل می‌کردند،بر مبنای بشارتهای کتبِ پیشینیان، و هم چنین احادیث اسلامی، مشهور شده بود که از امام یازدهم فرزندی پدید آید، که ویران کنندۀ تخت‌ها، فروافکننده تاج‌ها و پای‌مال کننده قدرت‌هاست… از این روی، فشارها و سخت‌گیری‌ها بر روی امام حسن عسکری علیه السلام بیشتر شده، تا شاید با نابودی ایشان و یا همسرش از تولد مهدی علیه السلام و تداوم امامت جلوگیری شود(۴۱) عباسیان که به خوبی با این روایات آشنایی داشتند واطمینان بسیار به وقوع آن داشتند از ترس از دست دادن قدرت وحکومت خود بی صبرانه منتظر بودند ببینند که همسر امام حسن عسکری چه کسی میباشد تا اورا به شهادت رسانده ویا از بدنیا آمدن کودکش جلوگیری کنند در هر دو صورت هدف آنها نابودی امام زمام زمان (ع)بود
از دغدغه های اصلی حاکمان عباسی در زمان امام عسکری(ع) برخورد با مساله غیبت و وجود مهدی بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود . برای همین منظور هم دائما امام حسن عسکری را زیر نظر داشتند وجاسوسان زیادی رادر پوششهای مختلف به خانه ایشان میفرستادند تا تا از وجود همسر ایشان آگاهی یافته ونقشه شوم خود را به اجرادرآورند اما اقدامات هوشمندانه امام حسن عسکری باعث شد به جزاندکی ازوجود ایشان اطلاع نیابند امام واطرافیانش در مورد ایشان سخنی نمی گفتند وایشان رابه نامهای مختلف صدا میکردند خلفای عباسی حیله های زیادی برای شناسایی ایشان واز بین بردن کودکش به کار میبردند ازآن جمله میتوان به پیشنهاد یکی از خلفا برای فرستادن کنیز(جاسوس ) به خانه امام حسن عسکری برای کمک به ایشان اشاره کرد که با جواب منفی امام خنثی شدگاهی اوقات هم که از یافتن همسر ایشان ناامید میشدند نقشه قتل امام حسن عسکری را میکشیدند که همگی به حول وقوه خداوند ناکام ماند وقتی زندگینامه امام حسن عسکری رابدقت مطالعه میکنیم به موارد بسیاری از این توطئه ها برمیخوریم که به وفور در کتب سنی وشیعه ذکر شده است ومن به علت اختصارلازم نمیدانم که آنها رایکی یکی بیان کنم
معتمد عبّاسی امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد، به طوری که کسی جز در شرایط ویژه ای که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمی یافت و هر آنچه که از خارج به ایشان می رسید یا به خارج می دادند، از طریق مراسله بود امام دائم به یاران امید و بشارت مى داد که هیچ نقشه و مکرى نمى تواند جلو این قدرت و حکمت خداوندى را بگیرد و روزى این وعده به تحقق مى رسد.
عباسیان می خواستند با از میان برداشتن نسل پیامبر(ص)، مانع ظهور امام منتظر گردند و امام عسکری(ع) در نامه ای به همین مطلب اشاره کرده است:
«پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد، حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ می کند، سپس او را ظاهر می سازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری کند.»(۴۲) دشمن نیز، آنچه در توان داشت به کار گرفت ، تا این وعده بزرگ الهى ، تحقق نیابد: قابله هاى فراوانى در خانواده هاى منسوب به امام حسن (ع )، بویژه در منزل امام (ع ) گمارد، امام را بارها به زندان افکند، مامورانى را گمارد که اگر فرزندى پسرى در خانه امام دیدند، نابودش ‍ کنند و…
. اما برخلاف برنامه ریزی‌ها و پیش‌گیری‌های دقیق و پی در پی دشمنان، مقدمات ولادت امام مهدی عجل الله فرجه آماده شد و توطئه ستم گران، راه به جایی نبرد.
لازم به ذکر است که عباسیان نمیتوانستند امام عسکری (ع) را مستقیما بکشند زیرا امام عنصری مهم وشناخته شده ودارای احترام والایی در میان مردم بود وممکن بود با کشتن مستقیم او هرج ومرج ایجاد شده وپایه های حکومت عباسیان بلرزد از این رو با نقشه های پنهانی سعی در کشتن ایشان داشتند که همگی ناکام ماند برای اطلاعات بیشتر به زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) مراجعه شود
به نمونه ای از رذالت عباسیان در این مورد توجه کنید :
امام حسن عسکرى در سال ۲۶۰ق. رحلت نمود. چون در بین مردم شایع بود که آن حضرت را فرزندى است که در پنهانى نگاهدارى شده و اوست مهدى موعود روایات، «معتمد عباسى » دستور داد خانه آن جناب را تفتیش نمایند و فرزندش را دستگیر کنند. اما از وجود فرزند اثرى ندیدند. پس گروهى از زنان قابله را ماموریت داد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنى در بینشان دیده شد; بازداشت نمایند. زنان قابله به یکى از کنیزان بدگمان شده مراتب را گزارش دادند. خلیفه آن کنیز را در حجره اى بازداشت نمود و «نحریر خادم » را مراقب او گردانید و تا از حملش مایوس نشد آزادش نکرد. به خانه امام حسن تنها اکتفا نکرد بلکه وقتى از دفن جنازه فارغ شد دستور داد تمام خانه هاى شهر را با کمال دقت تفتیش کنند.

فضائل حکیمه خاتون
حکیمه دختر امام جواد، خواهر امام هادى ، و عمه امام حسن عسکرى (ع) مى باشد که به دو فضیلت بس والا اختصاص یافته است :
۱ – شرف تعلیم و تربیت حضرت نرجس خاتون به امر امام هادى (ع)،
۲- افتخار حضور در مجلس تولد نور یزدان به امر امام حسن عسکرى (ع)، که قبلا ذکر گردید
از دیگر فضائل این بانوى مجلله این است که دعاى معروف به “حرز امام جواد”از طریق ایشان روایت شده است .(۴۴)یا نُورُ یا بُرْهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِّ اِکْفِنى الْشُّرُورَ وَ افاتِ الدُّهُورِ وَ اَسْئَلُکَ النَّجاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ

 زنان و فرزندان امام حسن عسکری 
امام حسن عسکری (ع)   یک همسر آنهم نرجس خاتون (س) میباشند ویک فرزندش امام زمان (ع) است
منبع: boghanews.ir

بزرگداشت برای اولین عکاس زن دفاع مقدس

آئین بزرگداشت مریم کاظم‌زاده اولین عکاس زن دفاع مقدس شامگاه چهارشنبه ۱۱ خردادماه در بنیاد فرهنگی روایت فتح برگزار شد.

آئین بزرگداشت مریم کاظم‌زاده هنرمند عکاس و اولین عکاس زن دفاع مقدس با حضور همسر و دختران آن مرحوم، همکاران و هم رزمان مرحوم کاظم زاده و عکاسان پیشکسوت انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس شامگاه چهارشنبه ۱۱ خردادماه در بنیاد فرهنگی روایت فتح برگزار شد.

در این مراسم، سیدعباس میرهاشمی، علی فریدونی، شهریار خوانساری، محمدحسین حیدری، سعید صادقی، مینو بدیعی، علیرضا عابدی، ساسان مویدی، حسین بهرامی، حسن قائدی، سعید فلاح فر، امیرعلی جوادیان، حمید فروتن، مهدی قاسمی، خانواده جانباز مجتبی شاکری و جمعی دیگر از هنرمندان حضور داشتند.

بزرگداشت مریم کاظم‌زاده اولین عکاس زن دفاع مقدس برگزار شد

فرزند مرحوم مریم کاظم زاده

مریم کاظم‌زاده اولین عکاس زن جنگ بود که مهر سال ۵۹ به مناطق جنگی رفت و خاطرات بسیاری از حضور رزمندگان و فرماندهان در مناطق جنگی ثبت کرد. حضور این هنرمند عکاس در کردستان و همراهی با شهید مصطفی چمران، عکس‌های زیادی از آن دوران به یادگار گذاشته است که بخشی از آن‌ها در کتاب «عکاسان جنگ» توسط بنیاد فرهنگی روایت فتح به چاپ رسیده است.

کاظم‌زاده که در ابتدای جنگ تحمیلی همسر شهید اصغر وصالی بود، در ۶۶ سالگی بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت.