مسن ترین زن جهان مدعی است که شیر و اسفناج باعث شده ۱۲۸ سال عمر کند

یوهانا مازیبوکو این هفته ۱۲۸ ساله شد. او که در استان شمال غربی آفریقای جنوبی زندگی می کند، روز چهارشنبه ۱۱ مه تولد ۱۲۸ سالگی خود را جشن گرفت. این زن ۱۲۸ ساله در مزرعه ذرت به دنیا آمده است و بزرگ‌ترین فرزند در میان ۱۲ خواهر و برادر خود بود که هنوز سه نفر از آن‌ها زنده هستند.
او معتقد است با وجود بی سواد بودن، در مزارع خیلی خوب زندگی می کردند و هیچ مشکلی نداشتند. اگرچه او نمی تواند دوران کودکی خود را به خوبی به یاد بیاورد، اما زمانی را به یاد می آورد که هجوم ملخ در مزارع وجود داشت. آنها ملخ ها را می گرفتند و می خوردند. با این حال، رژیم غذایی او زمانی که در حال رشد بود، بیشتر شیر تازه بوده است. او می گوید که در حال حاضر غذاهای امروزی می خورد و به آن عادت کرده است، اما دلش برای غذاهایی که با آن بزرگ شده، تنگ شده است.


یوهانا با یک مرد بزرگتر از خودش ازدواج کرد که همسر اولش را از دست داده بود و یک مرد مستقل بود. همسر او یک اسب و یک گاو داشت، او گاو را می دوشید و کره درست می کرد تا بفروشد. این زن ۱۲۸ ساله، هفت فرزند با همسرش داشت که دو نفر از فرزندانش امروز زنده هستند. او علاوه بر دو فرزندش، ۵۰ نوه، نتیجه و نبیره دارد. یوهانا پس از ازدواج با انجام کارهای خانه برای صاحبان مزارع امرار معاش می کرد.


او شنوایی اش ضعیف شده، اما هنوز هم می تواند ببیند. این زن ۱۲۸ ساله می تواند با کمک عصا در خانه حرکت کند. او می گوید که بدنش سفت شده است و مثل بچه ها راه می رود. وقتی مردم در خیابان‌ها راه می‌روند، او فقط از پنجره‌ نگاهشان می‌کند و آرزو می‌کند که می‌توانست مثل آنها باشد. یوهانا می‌گوید مطمئن نیست چرا به این سن رسیده است، ولی وقتی بمیرد، باید برای او یک گاو قربانی کنند و باید او را خوب دفن کنند تا هرگز مزاحمشان نشود.

زن بودن فراتر از جنسیت

زن بودن به چه معناست؟ زن بودن فراتر از مؤنث بودن است. زنان انسان‌های پیچید‌ه‌ای هستند و در عمل نشان داده‌اند که توانایی تمرکز و انجام هم‌زمان چندین فعالیت و مسئولیت را دارند اما از گذشته دور، جوامع مختلف درباره زنان و مردان تفکیک‌‌های مختلفی قائل شده‌اند که آن‌ها را به نقش‌‌های از پیش تعیین‌شده و کلیشه‌ای ‌ محدود کرده است. در فرهنگ عامه، کار‌های خانه، فرزندآوری، بزرگ کردن و تربیت فرزندان و پذیرندگی جنسی برای همسر، وظیفه زنان شمرده شده است. در مقابل، مردان فعالیت‌‌های خارج از خانه، درآمدزایی و تأمین نیاز‌های خانواده را برعهده دارند.
هرچند این تقسیم‌بندی‌‌های جنسیتی هنوز هم در میان اقشار مختلف طرف‌دار دارد، این روزها شاهد تعدیل این نقش‌ها هستیم زیرا در شیوه زندگی نوین، نمی‌توان با قرار دادن خط‌کشی میان زن و مرد برای آن‌ها وظایف مطلق تعیین کرد. چه بسیار زنان سرپرست خانوار که اکنون با رشادت و سرافرازی، هم به امور خانه و تربیت و پرورش فرزندان و هم به تأمین مایحتاج مالی آن‎ها می‌پردازند.
از نظر آناتومی، زن بودن با توانایی زایش همراه است و ریشه «زن» زندگی و زاییدن یکی است اما این توانایی خدادادی با توجه به توانایی‌‌های چندبعدی زنان هرگز نباید به مانع و هدفی برای جلوگیری از رشد اجتماعی و فردی آنان تبدیل شود. فرزندپروری و مولد بودن، خود، نشانه‌ای از پویایی و توانایی عظیمی است که هر جامعه هوشمند می‎تواند از این استعداد ارجمند در مسیر رشد و شکوفایی خود بهره ببرد.
هر زنی در طول زندگی، به تجربه مادری که برخاسته از ذات و فطرت زنانگی اوست تمایل دارد. چنانچه تلقی فرهنگ عمومی از زنان در زندگی صرفا به عنوان یک سایه باشد و از احترام به سایر توانایی‌‌های آنان غافل شود، تمایلات بانوان یک‌سویه می‌شود و ناخودآگاه با هدف ابراز وجود و اثبات خود، دست به خودتخریبی و کتمان توانایی‌‌های فطری می‎زنند که می‎تواند برای آینده جمعیتی هر کشور به موضوعی بسیار آسیب‎زا تبدیل شود.
بر اساس کلیشه‌‌های جنسیتی موجود، زنان موجوداتی لطیف، با عواطف شدیدتر، پذیرنده، مراقب و ضعیف‌تر به لحاظ جسمی شناخته می‌شوند اما به نظر می‌رسد این روزها که زنان علاوه بر خانه‌داری و فرزندپروری در جامعه نیز نقش‌‌های مهمی ایفا می‌کنند، این تصورات تا اندازه‌ای تعدیل شده است.
لازمه مادر بودن که یکی از نقش‌‌های اصلی زنان است، داشتن ویژگی‌‌های شخصیتی خاصی مانند مهر و محبت، توانایی مراقبت و توجه نسبت به دیگران، اهمیت دادن به سایرین، صبر و تحمل درباره نظرات غیر و توانایی واکنش تند و بهنگام در برابر مشکلات زندگی است که هیچ‎یک منافاتی با ایفای نقش اجتماعی آنان ندارد بلکه ظرفیتی دوچندان برای موفقیت در نقش‎‌های خارج از منزل برای زنان ایجاد می‎کند. از سوی دیگر، بیان مکرر این موضوع که زنان فعال اجتماعی از امور خانه و فرزند غافل می‌مانند یا نشان دادن زنان خانه‎دار به‎عنوان افرادی که به سبب شاغل نبودن در بیرون، در انجام وظایف زنانه خویش موفق‎ترند و ایجاد تقابل میان بانوان اقشار مختلف سبب تشخیص نادرست و غفلت از بسیاری توانمندی‌ها از سوی ایشان می‌شود که به‎یقین سودی برای توسعه کشور ندارد. احترام به جایگاه بانوان از اقشار مختلف و قدردانی از آنان که در هر شرایطی چه در منزل چه در جامعه دوشادوش همسران خود صبر و تلاش پیشه کرده‌اند می‎تواند گردش چرخ توسعه مملکت را روان‎تر کند.
بانوان چه شاغل چه خانه‌دار به ‎لحاظ فیزیولوژیک، توانایی بسیاری در توجه به جزئیات دارند و به سبب ارتباط بیشتر میان دو نیم‌کره مغز، می‌توانند چند کار را به طور هم‌زمان انجام دهند، در توانایی‌‌های کلامی در مقایسه با مردان پیش‎ترند، نیاز و علاقه به روابط صمیمانه و عاطفی خود را بیشتر بروز می‌دهند و در بیان عواطف خود مهارت زیادی دارند، در همدلی و مهر ورزیدن قوی‌ترند و در نهایت، قدرت پذیرش غم و شادی بیشتر و در نتیجه واکنش‎های‎ سنجیده‎تری دارند. بنابراین صرف زن بودن همان‎گونه که تاکنون ثابت کرده‎اند، می‎توانند از پس وظایف متعددی بربیایند.

روایت امدادگری دختر ‌20ساله‌ در جنگ

«بعد از کلی جابه‌جایی و از این شهر به آن شهر رفتن، سال 1350 بالأخره در خرمشهر ساکن شدیم. زمینی که آقام خریده بود پشت گمرک و در محله «سنتاپ» بود. او همراه حاج‌حبیب، یار و دوست قدیمی‌اش، و دو نفر از دوستانش هرکدام حدود 300 متر زمین در کنار هم خریده و شروع کرده بودند به ساخت‌وساز. از چمن‌بید که رفتیم بروجرد، آقام به خاطر سختی کار و دوری از خانواده از شرکت راه‌سازی آمد بیرون. بعد از بیرون آمدن، مسئول یک شرکت تریکوبافی که دفتر مرکزی‌اش در تهران بود، به او پیشنهاد کار داد. او به آقام گفته بود: «نرو خرمشهر. بیا تهران. من اینجا بهت یک خانه خوب و وسایل زندگی و امکانات می‌دهم تا همین‌جا زندگی کنی.» اما آقام به‌ خاطر عرق مذهبی‌اش گفته بود که از جو تهران و خیابان‌هایش با آن بی‌حجابی‌ها خوشش نمی‌آید و ترجیح می‌دهد برود خرمشهر. نظر مامان و فوزیه به عنوان دختر بزرگ خانه هم همین بود. آن‌ها هم خرمشهر را بیشتر دوست داشتند. اصلا همه‌مان خرمشهر را دوست داشتیم.»
بخشی از کتاب «صباح: خاطرات صباح وطن‌خواه» نوشته فاطمه دوست ‌کامی را خواندید. صباح وطن‌خواه دختری بیست‌ساله ساکن خرمشهر است که از اولین ساعت شروع جنگ، به صورت خودجوش با مراجعه به مرکز درمانی، کار امداد به مجروحان را شروع می‌کند. او در هسته افراد مسجد جامع خرمشهر بسیار فعال و از جمله زنانی است که پایشان به خطوط درگیری باز می‌شود و مورد اصابت ترکش قرار می‌گیرند. بعد از سقوط خرمشهر و با محاصره آبادان، صباح وطن‌خواه همراه با تیم فداییان اسلام به فرماندهی شهید سید مجتبی هاشمی در خطوط ذوالفقاری به امداد مجروحان و دفاع از شهر می‌پردازد.
به گفته نویسنده این اثر، خاطرات خانم وطن‌خواه ماحصل 300 ساعت مصاحبه با اوست. بسیاری از خاطرات راوی درباره موضوعات مهمی بوده است که به لحاظ تاریخی مستندات زیادی درباره‌شان وجود داشت و البته نویسنده در مورد خاطراتی مانند حضور خلق عرب در خوزستان، روایت سقوط لحظه‌به‌لحظه خرمشهر، ورود عراقی‌ها از طریق بهمن‌شیر به منطقه ذوالفقاری، فعالیت در بیمارستان طالقانی و… مطالعات زیادی برای برطرف شدن ابهامات موجود در برخی از خاطرات یا روند روایتگری انجام داده است.
کتاب «صباح» در واقع روایتگر زندگی یکی از چهره‌های مطرح‌شده در کتاب سرشناس «دا» است که به‌دفعات از او در این اثر یاد شده است. با وجود این، می‎توان گفت حقیقتا تحت تأثیر هیچ کتابی نوشته نشده است. نویسنده نیت و اهتمامی به الگوبرداری از کتابی نداشته است. فارغ از آن، روایت و تجربه غنی خانم وطن‌خواه از حضور در جنگ احتیاج به آن نداشته است که در قالب کتاب خاطرات شخص دیگری ریخته شود تا به‌خوبی دیده شود. در رابطه با شباهت بعضی روایت‌های این کتاب با آنچه در کتاب «دا» آمده است هم باید بگویم یکی از این دلایل حضور سیده زهرا حسینی و صباح وطن‌خواه در کنار همدیگر در بسیاری از وقایع است. اگر شباهتی هم در خصوص شخصیت‌پردازی و فضاسازی موجود این کتاب با «دا» وجود دارد، به دلیل این است که ظرف مکانی، زمانی و بستر رخداد بسیاری از اتفاقات در خرمشهر در ذهن و خاطرات صباح وطن‌خواه و راوی «دا» یکی بوده است.
اضافه می‌شود کتاب «صباح: خاطرات صباح وطن‌خواه» نوشته فاطمه دوست‌‌کامی در 608 صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و با ترجمه د. احسان صوفان به زبان عربی از سوی انتشارات دارالمعارف‌الاسلامیه‌الثقافیه در کشور لبنان نیز منتشر شده است.

دکتر سمانه پورمحمد پژوهشگر ارتباطات و رسانه

آیین زنانه در دربار ناصری به مناسبت ماه رمضان

«افطار» واژه‌ای عربی است که ریشه آن کلمه «فطر» به معنی گشودن و شکستن روزه است. رسم افطاری دادن بنا بر سنت دینی مسلمانان، از دیرباز در ایران و حتی در دربار شاهان مختلف مسلمان رواج داشته است. برای نمونه، در دوره آل‌بویه، ضیافت‌هایی در شب‌های ماه رمضان در بغداد برپا بود که بیش از هزار نفر در آن شرکت می‌کردند. این قبیل افطاری دادن در زمان شاهان صفویه نیز متداول بوده است. یکی دیگر از ادوار تاریخی ایران که رسم افطاری دادن در آن ثبت شده است دوره قاجار است. از میان شاهان این دوره، ناصرالدین‌شاه طولانی‌ترین دوره حکمرانی را داشته است. وی به سلطان صاحب‌قران مشهور بوده و اولین پادشاهی است که خاطرات خویش را به رشته تحریر درآورده است. علاوه بر این، سند کتابی به نام «یاداشت‌هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه» نوشته دوستعلی‌خان معیرالممالک، نوه ناصرالدین‌شاه، در دست است که بخشی از آداب ماه رمضان دربار ناصری را توضیح می‌دهد. ناصرالدین‌شاه از سلاطینی است که روزه می‌گرفته و مناسک ماه رمضان را نیز انجام می‌داده است. به فرمان ناصرالدین‌شاه، در ماه رمضان، شب‌ها عبور مرور در شهر آزاد بوده و نیازی به گفتن اسم شب نبوده است. برخی کارهای دولتی نیز به جای روز، در شب و بعد از افطار انجام می‌شده است. در دربار او سفره افطاری گسترده می‌شد و وزرا، امرا، اشراف و اعیان در محضر شاه افطار می‌کردند. در این دوره، برای اطلاع دادن زمان افطار، توپ شلیک می‌شد، رسمی که از زمان ناصرالدین‌شاه رایج شد. آن‌طور که در اسناد آمده است، افطاری عهد ناصری عبارت بود از نان و پنیر و سبزی، حلوا، مربا، فرنی، شیربرنج، ماست کیسه‌ای، شیر و شکر، یخ‌دربهشت، خیار، افشره آب‌لیمو، دوغ و انواع ترشی آش و کوکو و کوفته. علاوه بر این، تا هنگام سحر وعده‌هایی را تدارک می‌دیدند. به همین علت، بعد از جمع شدن سفره افطار، نان قندی و نان روغنی به همراه پنیر و مربای بالنگ، ماست کیسه‌ای، مسقطی و انواع فالوده همچون فالوده نشاسته، فالوده سیب، فالوده خیار و سکنجبین، خوشاب آلبالو، ریواس و گوجه، پشمک برای شاه و درباریان می‌آوردند و تناول می‌کردند. نوع غذا را مطبخ شاهی تعیین می‌کرده و با توجه به فصل، تغییراتی در آن داده می‌شده است. برای سحری نیز غذاهایی چون کته‌چلو و پلودوقاب، خورش مرغ و گوشت، کباب لوله، آب‌گوشت و کوکو، آش، کوبیده و کباب شامی تدارک می‌دیدند. از دیگر رسوم این زمان آن بود که چون وقت اذان مغرب می‌شد، در اندرون شاهی پرده‌ای می‌کشیدند و در سویی منبری قرار می‌دادند و شیخ سیف‌الدین، برادر شیخ‌الرئیس که از شاهزادگان ملبس به لباس آخوندی بود، به نماز می‌ایستاد. آن سوی دیگر پرده، زنان درباری پشت سر امام حاضر نماز می‌خواندند. چون نماز تمام می‌شد، شیخ به منبر می‌رفت و زنان سؤالات مذهبی خویش را از وی می‌پرسیدند. در شب‌های ماه مبارک نیز زنان سال‌خورده شاه محفلی برای خواندن قرآن و طرح مسائل شرعی برپا می‌ساختند و شیخ اسدا…، قاری نابینا، قرائت بانوان را اصلاح می‌کرد. در سه شب قدر نیز زنان اندرونی قرآن سر می‌گرفتند، دعای جوشن کبیر می‌خواندند و در پایان هر بند به گلاب و حبه‌قند می‌دمیدند. شاه گاهی به مراسم زنان اندرون قدم می‌گذاشت و آنان را نظاره می‌کرد. آنچه ذکر شد بخشی از رمضان عهد ناصری بود که نمادی از ارزش و منزلت ماه رمضان و حضور زنان در گذشته است.
نفیسه زمانی کارشناس ارشد پژوهش هنر

موقوفات زنان از صفویه تا قاجار در شهر مشهد

در طول تاریخ، وقف به عنوان سنتی حسنه و کمک به همنوعان مطرح بوده است. سابقه موقوفات در مشهد بیانگر آن است که حرم مطهر به عنوان تشکیلات موقوفاتی همواره مورد توجه شیعیان و ارادتمندان به امام رضا(ع) بوده است. در مجموعه موقوفات آستان قدس رضوی زنان واقف به عنوان بخشی از جامعه همواره با وقف بخشی از املاک و دارایی‌های خود در این امر خیر مشارکت داشته‌اند.
گوهرشادبانو یکی از زنان مؤثر و مهم تاریخ ایران در عصر تیموری به شمار می‌رود که منشأ خدمات و خیرات بوده است. هرچند تاریخ تولدش به‌درستی معلوم نیست، اغلب پژوهشگران حدود سال 780 هجری قمری را ذکر کرده‌اند. مؤلف «مآثرالملوک» او را از اشراف زنان خراسان و صنیع‌الدوله از وی به عنوان زنی باوقار، خردمند و ثروتمند یاد کرده‌اند. پدرش امیرغیاث‌الدین ترخان، از امرای عهد تیموری، و مادرش بانو خان‌زاده‌بیگم است.
زندگی و حیات گوهرشاد خاتون را می‌توان در دو بعد مورد بررسی و واکاوی قرار داد: نخست، به عنوان زنی خیر و واقف که دوران حیاتش منشأ امور خیر بوده است. دیگر در حوزه سیاسی و مشارکت در امور کشور. این بانوی نیکوکار در طول حیاتش با حمایت‌هایی که انجام داده موجب ایجاد بناهای ارزشمندی شده است. از جمله، مسجد جامع گوهرشاد مشهد یکی از شاهکارهای هنری و از مساجد مهم و مشهور ایران است که هنر و معماری اسلامی در دوره تیموریان را می‌رساند. بنای این مسجد توسط قوام‌الدین شیرازی، از معماران برجسته عصر تیموری، در سال 818 هجری قمری در مجاورت حرم مطهر رضوی شروع شده و در سال 812 هجری قمری به پایان رسیده است. گوهرشادآغا در سال 829 قمری پس از اتمام بنای مسجد گوهرشاد، رقباتی در ولایت توس و جام وقف این مسجد کرد از جمله 61 دکان، مزرعه سعدآباد، مزرعه سرده، مزرعه قوزغان و … . نوع مصرف این موقوفات را نیز در جهت رتق و فتق امور مربوط به مسجد و زوار مرقد مقدسه رضوی نهاده است.
مدرسه پریزاد از دیگر بناهای دوره تیموری است که بانی آن پریزاد، همسر میرزا میرک حسینی (متولی مزار خواجه ربیع و ندیمه گوهرشاد آغا) است. موقوفات بسیار آن نیز برای مستمری ماهانه طلاب بوده است.
هم‌چنین در دوره صفویه، زنان موقوفاتی را به حرم مطهر اختصاص داده‌اند. با نگاهی به فهرست موقوفات آستان قدس رضوی در دوره صفویه، با پنج نفر از بانوان خیر آشنا می‌شویم که بخشی از املاک و مزارع خود را برای مصارف حرم مطهر وقف کرده‌اند که از محل مصرف این موقوفات، برای روشنایی حرم مطهر، مطبخ، تلاوت قرآن و مصالح آستان قدس رضوی هزینه می‌شود. در این دوره، برخی زنان همچون آهوخانم، قمرنساخانم و فاطمه‌خانم موقوفاتی را از خود به یادگار گذاشته‌اند که مصارف این وقفیات در زمینه روشنایی، مطبخ حرم مطهر و … هزینه می‌شود. بنابر اسناد باقی‌مانده، عمل به نیت واقفان در طول تاریخ در تشکیلات آستان قدس وجود داشته و سهم بانوان در دوره افشاریه با یک وقف برای مصارف زائران و مطبخ حرم مطهر ادامه داشته است.
در دوره قاجار، مشارکت بانوان برای وقف در آستان قدس رضوی درخور توجه است به طوری که حدود 20 مورد وقف توسط 23 نفر از زنان خیر املاک و مستغلاتی وقف آستان قدس رضوی شده است. نوع مصارف تعیین‌شده از سوی واقفان در این دوره بیشتر متمرکز بر روشنایی حرم، دارالشفا، تعزیه‌داری، فقرا و … می‌باشد.
با بررسی سهم زنان در وقف، چنین استنباط می‌شود که معمولا در هر دوره‌ای، مشارکت در وقف توسط طبقات مختلف جامعه وجود داشته است. فراز و فرود موقوفات و توجه به نیاز جامعه از مشخصه‌های این موقوفات است که بنا به مقتضیات زمانی و مکانی، واقفان به انجام عمل وقف اقدام کرده‌اند. درآمدها و هزینه‌های این موقوفات در دفاتر مالی آستان قدس ثبت شده و بنابر نوع وقف و نوع مصارفی که واقف برای آن تعیین کرده است هزینه می‌شوند.
واقفانی چون مریم‌خانم و سکینه‌خانم در سال 1287 هجری قمری اموال و دارایی خود را وقف بر تعزیه‌داری سیدالشهدا در کشیک ثانی حرم مطهر امام رضا(ع) قرار داده‌اند یا عزت‌ملک‌خانم ملقب به اشرف‌السلطنه در سال 1328 هجری قمری موقوفه‌ای در زمینه خیرات و مبرات و تعزیه‌داری حضرت رسول(ص) از خود برجای گذاشته است. هم‌چنین در اسناد باقی‌مانده در دوره قاجاریه در صفر 1317 هزینه‌های برگزاری مراسم روضه‌خوانی در محل کشیک‌خانه از محل مصارف موقوفه انیس‌الدوله انجام شــده است.

غلامرضا آذری خاکستر کارشناس و پژوهشگر تاریخ

بانویی که در 90 سالگی مسلمان شد

ماریا بانوی مسیحی‌ای است که سال گذشته اسلام را در آغوش گرفت
ماریا در سن نود سالگی بعد از قبول اسلام با مسائل مختلفی روبرو شد
برای آموزش قرآن و خواندن نماز سختی زیادی را تحمل کرد و آموزش دید
حالا اولین تجربه رمضان اوست
ببینید چقدر شیرین تجربه خود را بیان میکند
منبع: @AyahMedia

سعادت جامعه به رشدیافتگی زنان بستگی دارد

هر جامعه رشدیافته‌ای متأثر از رشدیافتگی زنان خود، مسیر تعالی را طی می‌کند. از این ‌رو، آگاهی و دانستگی زنان نقشی بنیادین در ارتقای تربیت اجتماعی و فرهنگی نسل‌های مختلف دارد. تجربه ثابت کرده است حذف آگاهانه بسیاری از صورت‌مسئله‌ها نه‌تنها به حل مسئله نمی‌انجامد که مشکل را بزرگ‌تر می‌کند.
در جامعه‌ای که دانایی زنان در آموزش نیازهای نخستین خانه‌داری خلاصه شده است و از آموختن نیازهای اساسی زندگی در جوامع مدرن امروزی بازمی‌مانند، ناگاه با گسترش مشکلات فراوانی مانند اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شویم که هزینه درمان این معضلات برایمان بسیار گران‌تر از آموزش اولیه بانوان و پیش‌گیری از آن‌ها تمام خواهد.

دغدغه و نگرانی همسران و مادران
در گذشته‌ای نه‌چندان دور فقط ارتباط همسران و فرزندانشان با افراد و دوستان ناباب یا درگیری آن‌ها در دام اعتیاد اقلامی شناخته‌شده بود، اما اکنون با افزایش آسیب‌های اجتماعی، حفظ خانواده‌ سالم کار دشواری است. با وجود این، هنگامی که با مادران و زنانی از اقشار مختلف درباره آسیب‌های اجتماعی این روزگار گفت‌وگو می‌کنید، جز نگرانی‌های خود و بیانی عام و گنگ درباره تعدادی از مشکلات آسیب‌زا، هیچ آگاهی‌ای از جزئیات این مسائل، مسیرهای انتقال یا دچار شدن و هم‌چنین راه‌های مقابله با آن‌ها ندارند.

در بین اعضای خانواده، مادر جایگاهی دارد که نتیجه رفتار و منش او هدایت فرزند است. بنابراین آگاهی و دانش رفتاری والدین به‌ویژه مادر به‌عنوان پیش‌نیازی برای اصلاح رفتار فرزندان تلقی می‌شود. از آنجا که مادران وقت بیشتری را با فرزندان خود می‌گذرانند، بر فرهنگ و تربیت آن‌ها تأثیری به‌مراتب بیشتر از تأثیر روابط دیگران دارند. ازاین‌رو، آموزش زنان و مادران ضرور به‌نظر می‌رسد.
در حقیقت، سواد اجتماعی زنان توانایی آن‌ها را در موضوع بنیادین آموزش و پرورش فرزندان و هم‌چنین تمایل برای برای یافتن مناسب‌ترین روش‌های پرورش آن‌ها افزایش می‌دهد.
به نظر می‌رسد یکی از ضرور‌ترین اقدامات برای آموزش بانوان در هر شهر و منطقه، شناسایی و اولویت‌بندی دقیق نیازهای آموزشی آنان است تا برنامه‌های آموزشی با هدف مفید واقع شدن براساس اولویت‌های موجود طراحی شوند. بر مبنای مطالعات انجام‌شده، فرایند آموزش زنان در ادوار گذشته تا امروز به رشد نامتعادل وضعیت اجتماعی این قشر در کشور منجر شده است. افزون‌ بر آموزش‌های معطوف به سواد‌آموزی و ارتقای سطح دانشی زنان، حتی آنجا که آموزش زنان با هدف کاربردی و مهارت‌افزایی نیز مدنظر متولیان قرارگرفته، در آن‌ها همواره نوعی رویکرد گزینشی وجود داشته است و مهارت‌افزایی زنان بیش از آنکه بر اساس نیازمندی‌های جامعه زنان رخ دهد، اغلب بر مبنای ضرورت افزایش بهره‌وری اقتصادی و تحقق توسعه اقتصادی رقم خورده است. این موضوع موجب شده است از ضرورت آموزش زنان در کسب مهارت‌های مرتبط با نقش‌های مختلف آن‌ها (همسری و مادری) غفلت صورت شود. (صادقی و خادمی، ۱۳۹۵: ۱۹۳)
هم‌چنین اگر بین نیازهای واقعی زنان با آنچه دیگران نیاز تشخیص می‌دهند تطابق وجود نداشته باشد، آموزش مؤثر شکل نمی‌گیرد. بنابراین قبل از هر آموزشی باید نیازها را تشخیص و سپس آموزشی مناسب ارائه داد. (دیویدسن، 2005)
از این‌ رو، نخستین و اساسی‌ترین گام در طراحی و برگزاری فعالیت‌های آموزشی اثربخش، برنامه‌ریزی صحیح و مبتنی‌بر فرایند نیازسنجی است که بهره‌مندی از توان و اثرگذاری نهادهایی مانند صداوسیما و هم‌چنین فضای مجازی در این مسیر می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد.

ملکه زیبایی ای که عزتش را لگدمال کرد

لالیلا ماسوانی ۲۴ ساله از روستای کواساخولو که فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه بریتوریا است در سال ۲۰۲۱ به عنوان زیباترین دختر افریقای جنوبی برگزیده شد که پس از آن در صدد شد که به اسرائیل برود و در مسابقه زیباترین دختر جهان شرکت کند. اما…

شاید ملکه زیبایی افریقای جنوبی می‌بایست به توصیه مردم و دولتش گوش میکرد و در مراسم گزینش زیباترین دختر جهان ۲۰۲۱ که در اسرائیل برگزار میشد شرکت نمیکرد تا عزتش لگدمال نشود. چرا که پس از اصرار‌های پی در پی او رژیم صهیونیستی مانع از ورود افریقایی‌ها به داخل مرزهایش شد.

اومیکرون و بلند پروازی‌های زیباترین دختر افریقای جنوبی:
لالیلا ماسوانی ۲۴ ساله از روستای کواساخولو که فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه بریتوریا است در سال ۲۰۲۱ به عنوان زیباترین دختر افریقای جنوبی برگزیده شد که پس از آن در صدد شد که به اسرائیل برود و در مسابقه زیباترین دختر جهان شرکت کند. اما زنان زیبای زیادی در سرتاسر جهان وجود دارند که از حضور و شرکت در این مسابقه منصرف شدند. چرا که این مسابقه در رژیم اشغالگر صهیونیستی و در شهر ایلات برگزار میشد. مثلا ملکه زیبایی یونان از شرکت در این فستیوال انصراف داد و در دلیل این تصمیم خود گفت که نمیتوانم به کشوری بروم که هرروز فلسطینی‌ها را قتل عام میکند و با آن‌ها میجنگد و درنهایت خیلی معمولی و عادی با آن‌ها رفتار کنم.
ولی لالیلا ماسوانی از این منظر به مساله نگاه نکرد و تنها به بلندپروازی‌ها و ارزوهایش اندیشید تا بتواند لقب زیباترین دختر جهان را از آن خود کند. او در توجیه کار خود گفت: دوست دارم زنی موفق و الهام بخش بشوم تا به زنان دیگر انگیزه بدهم. شرکت در مسابقه افریقای جموبی زندگی ام را تغییر داد و مطمئنا شرکت در مسابقه جهانی اسرائیل تغییرات بیشتری در زندگی ام ایجاد خواهد کرد.

خواهش‌ها برای انصراف از مسابقه:
پس از گزینش مسوانی به عنوان زیباترین دختر افریقای جنوبی نگاه‌ها به سمت او دوخته شد، چرا که همگان از او توقع داشتند مثل بسیاری از دختران دیگر در سرتاسر جهان از این مراسم انصراف دهد.
وزارت فرهنگ و فنون افریقای جنوبی از لالیلا درخواست کرد که به دلیل اعمال جنایتکارانه اسرائیل در قبال فلسطینی‌ها دراین مراسم شرکت نکند. همچنین حزب ملی حاکم بر افریقا بر عدم شرکت دراین مسابقه به دلیل برخورد‌های متعصبانه و نژاد پرستانه رژیم صهیونیستی تاکید ورزید. باید گفت که افریقای جنوبی حامی ملت فلسطین بوده و از سال ۱۹۹۵ روابط دیپلماتیک دو سویه‌ای میان ان‌ها برقرار است. آن‌ها در سال ۲۰۱۹ سفیر خود را از تل آویو خارج کردند.
ولی با وجود تمام این توصیه‌ها مسوانی گوش شنوایی برای شنیدن این توصیه‌ها نداشت و تمام تلاش خود را برای شرکت دراین مسابقه انجام داد. برطبق نظر برگزار کنندگان مسابقه دختر شایسته افریقای جنوبی نیز هیچ مانعی برای حضور مسوانی دراین مسابقات وجود ندارد چرا که این قبیل برنامه‌ها از سیاست به دور هستند.
مسوانی نیز برای حضور دراین مسابقه علاقه زیادی از خود نشان میدهد و باوجود توصیحات ظلم اسرائیلی‌ها نسبت به فلسطینی‌ها بازهم با بی تفاوتی برخورد میکند و بر تصمیم خود پافشاری میکند.. دولت افریقای جنوبی در برابراین تصمیم مسوانی چاره‌ای نداشت جز اینکه حمایت و پشتیبانی خود را از او بردارد و نتیجه تمام برخورد‌ها و رفتار‌های او را بر گردنش بگذارد.
اما همیشه درب به یک پاشنه نمی‌چرخد
مسوانی با تمام افراد مخالف مقابله کرد و سخن کسی را نپذیرفت و به همه مردمانش پشت کرد، ولی در کمال ناباوری متوجه شد اسرائیل ورود مسافران افریقایی به داخل مرزهایش را ممنوع کرده است به نظر میرسد اومیکرون کاخ آرزو‌های ماسوانی را منهدم کرد و او را از لقب زیباترین دختر جهان دور کرد.

ناشنیده های تاریخی از نقش بی نظیر بانوان در قیام گوهرشاد

ناشنیده های تاریخی از نقش بی نظیر بانوان در قیام گوهرشاد

خراسان/ناشنیده های تاریخی از نقش بی نظیر بانوان در واقعه 21 تیر 1314 علیه دین ستیزی رضا شاه و تداوم مبارزات آن‌ها تا فرار پهلوی اول
 شیر زنان قیام خونین مسجد گوهرشاد
 امروز 21 تیرماه، سالروز قیام خونین مسجد گوهرشاد است؛ قیامی که بسیاری از مورخان و پژوهشگران حوزه تاریخ معاصر، آن را نشانه اوج‌گرفتن عصر دیکتاتوری رضاشاهی می‌دانند. تردیدی نیست که فرایند وقوع چنین رویداد غمباری، یک‌شبه طی نشد؛ مقدمات بسیاری لازم بود تا درنهایت، برای مردم چاره‌ای جز تقابل رودررو باقی نگذارد. درواقع باید قیام مسجد گوهرشاد را مهم‌ترین واکنش مردم به یک دهه تحرکات ضددینی و ضدملی پهلوی اول بدانیم؛ تحرکاتی که با ایجاد تغییر در لباس مردم و تحت عنوان «متحدالشکل کردن» آغاز شد و به‎تدریج پا را فراتر از محدوده عفت عمومی گذاشت و غیرت ایرانی مسلمان را جریحه‌دار کرد. برخی تحلیلگران معاصر برآنند که واکنش عمومی به متحدالشکل‎کردن لباس و پس از آن کشف حجاب، عموماً ناشی از ساختار مردسالارانه جامعه ایران بود؛ این گروه عقیده دارند که مردان ایرانی، به واسطه روحیه خاص ناشی از تربیت سنتی خود، هرگز حاضر نمی‌شدند تن به تغییر بدهند و نوامیس خود را بدون حجاب، راهی کوچه و خیابان کنند. این تحلیلِ از پایه اشتباه، در حالی نُقل محافل شبکه‌های اجتماعی و نشست‌های متأثر از «فمینیسم» می‌شود که انگار برخی از یاد برده‌اند که نخستین سدّ مستحکم در برابر رویکردهای ضددینی و ضدملی رضاشاه، بانوان ایرانی بوده‌اند. این مسئله، به‎ویژه در قیام مسجد گوهرشاد و روزگار پرمحنت پس از آن، بیش از هر زمانی به چشم می‌آید؛ طبق گزارش شاهدان عینی، بخش مهمی از شهدای این واقعه را، بانوان محجبه تشکیل می‌دادند و طی سال‌های پیش از شهریور 1320، این زنان مسلمان و متدین بودند که با اتخاذ شیوه‌های مختلف، کمتر از خانه خارج می‌شدند تا با مأموران خشن رضاشاه و قضیه برداشتن چادر از سر، روبه‌رو نشوند.
نقدی بر افاده‌های روشنفکرانه
نویسندگانی مانند تورج اتابکی و کسانی که شبیه او فکر می‌کنند، اقدام رضاشاه در سرکوب قیام مسجد گوهرشاد و پس از آن، از دی‌ماه سال 1314، کشف حجاب و برداشتن اجباری چادر از سر بانوان را، بخشی از فرایندی می‌دانند که به آن عنوان «تجدد آمرانه» داده‌اند؛ طبق این تحلیل به‎اصطلاح روشنفکرانه، جرم رضاشاه و اطرافیان او، نه مخالفت با دین و هویت مردم ایران که استفاده از خشونت و تندروی برای زدودن فرهنگ آن‌هاست؛ در حالی که اصل دعوا، نه در روش اجرا که در نفْس ماجرای تجددطلبی رضاشاهی است؛ این‌که اصالت لباس و حجاب ایرانی که برخاسته از فرهنگ اسلامی و ریشه‌دار هزار و 400 ساله این سرزمین است، به عنوان واپس‌گرایی و تحجّر، مردود شناخته می‌شود و کسانی که مدعی باستان‌گرایی و توجه به پیشینه تاریخی ایران هستند، این 14 قرن را نادیده می‌گیرند و به دنبال جایگزین کردن نسخه‌های وارداتی و بیگانه هستند. در این معرکه نابرابر، بانوان ایرانی در خط‌مقدم قرار دارند. ما عمدتاً در بررسی‌های تاریخی خود، هنگامی که به سراغ بررسی رویدادی مانند قیام مسجد گوهرشاد می‌رویم، معمولاً از مردانی صحبت می‌کنیم که در زمره رهبران و مبارزان این قیام بوده‌اند؛ از شیخ محمدتقی بهلول گرفته تا نواب احتشام رضوی و دیگران؛ البته کسی منکر حق و نقش آن‌ها در این ماجرا نیست، اما آن‌چه از یاد می‌بریم، حضور مداوم بانوان در این معرکه خونین و ماجراهای پس از آن است؛ موضوعی که بررسی و تحلیل آن کمتر به چشم می‌آید و ضروری است نگاه ویژه‌ای به آن داشته‌ باشیم.

آن‌چه در مسجد گوهرشاد گذشت
گزارش‌هایی که از واقعه مسجد گوهرشاد به دست ما رسیده‌است، نشان می‌دهند که جمع زیادی از حاضران در مسجد گوهرشاد که از روز 18 تا 21 تیرماه 1314، به‎تدریج در مسجد متحصن شدند، بانوان بودند. حسین مکی در کتاب «تاریخ بیست‌ساله ایران» از زنان و کودکانی سخن به میان می‌آورد که اتفاقاً نزدیک درهای ورودی مسجد نشسته و عمدتاً خوابیده بودند؛ مصاحبه‌های متعددی که سینا واحد با شاهدان عینی این واقعه انجام داده و در کتاب «قیام گوهرشاد» ثبت شده‌است هم، این مسئله را تأیید می‌کند. هجوم نهایی برای سرکوب قیام، در بامداد روز 21 تیرماه اتفاق افتاد؛ ناگهان درهای مسجد شکسته شد و باران گلوله از هرسو به سمت متحصنان باریدن گرفت. طبعاً کسانی که بیش از همه در معرض این هجوم قرار گرفتند، زنان و کودکان بودند؛ آن‌ها نزدیک‌ترین افراد به درهای ورودی مسجد محسوب می‌شدند. مرحوم میرمحمد حسینی، یکی از شاهدان این واقعه گفته‌است: «کشتند و آن هم کشتنی که تا به‎حال هم کسی نتوانسته است حساب کند که در قضیه مسجد گوهرشاد مشهد چقدر خون ریخته شد. بخش مهمی از این‌ها زن‌ها بودند که در گوشه‌ای حضور داشتند و موقع فرار از دروازه مسجد، هدف گلوله قرار گرفتند. چقدر آدم کشته شد؟ چقدر آدم نمرده زیر خاک رفت؟ نمی‌دانم. یکی از رفقایم مدرسه نواب بود. جلوی مدرسه ایستاده بود. خودش برایم نقل می‌کرد کامیون‌ها که جنازه‌ها را در آن‌ها ریخته بودند، می‌آمد برود و یک‌مرتبه دیدم از یکی از این کامیون‌ها صدا می‌آید و یک نفر می‌گوید من زنده‌ام، مرا کجا می‌برید؟» برای افرادی مانند سرهنگ قادری یا سرهنگ نوایی که مسئولیت مستقیم این جنایت را برعهده داشتند، زن و مرد فرقی نمی‌کرد؛ برای زهر چشم گرفتن از مردم، باید همه را از دم تیغ می‌گذراندند.
دوران پس از قیام
بنابراین، در قیام مسجد گوهرشاد، بانوان یکی از ارکان مبارزه بودند؛ اما آن‌چه نقش بانوان را برجسته‌تر می‌کند، حراست و پاسداری آن‌ها از ثمرات این قیام خونبار است؛ این‌که زنان مسلمان ایران، به قیمت جان خودشان، از عفت و حجاب پاسداری کردند، مقوله‌ای بسیار ظریف و مغفول‎مانده در تاریخ معاصر ماست. مرحوم آیت‌ا… حسنعلی مروارید، عالم و عارف نامدار مشهد، در گفت‌وگویی که در کتاب «قیام گوهرشاد» مضبوط است، می‌گوید: «زن‌های خانواده ما و منسوب به ما، سحر از منزل بیرون می‌رفتند و صله ارحام به‎جا می‌آوردند. حتی یکی از خانم‌ها را که مأمور تعقیب کرد، حالتی برایش به وجود آمد که بعد از دو سه روز ناراحتی، در منزل ما فوت شدند.» در این مسئله، تنها بانوان وابسته به خاندان‌های مذهبی و روحانی درگیر نبودند. سیدمحسن محلاتی، ملقب به «صدرالاشراف»، از رجال سیاسی دوره قاجار و پهلوی که در دهه 1320، برای مدت کوتاهی نخست‌وزیر شد و حتی زمانی هم، او را به عنوان رئیس مجلس سنا برگزیدند، در زمان واقعه مسجد گوهرشاد و پس از آن، ماجرای کشف حجاب، وزیر عدلیه(دادگستری) بود. صدرالاشراف در خاطراتش می‌نویسد که رضاشاه به وی دستور داد تا مانند دیگر وزارتخانه‌ها، مجلسی را برای شرکت کارمندان به همراه همسرانشان ترتیب دهد و همه بانوان باید بدون حجاب در مجلس حاضر شوند تا قضیه عادی شود! همسر صدرالاشراف، بانویی محجبه و عفیف بود. او نمی‌خواست در چنین مراسمی شرکت کند؛ اما ظاهراً صدرالاشراف چاره‌ای نداشت! او می‌نویسد: «من ناچار شدم و مجلسی در کلوب ایران که وسعت زیاد داشت، فراهم کرده و دعوت کردم، ولی در خانه من حالت عزا بود. ناچار شب وقتی عده زیاد از اعضا و سایرین آمده بودند، خانم من با کراهت با دخترهایم حاضر شدند و از مدعوین پذیرایی شد. اما بعد از مراجعت از آن‌جا، خانم من مریض شد و دیگر از آن خانه بیرون نیامد تا در مدت یک‌سال بعد فوت شد و جنازه او بیرون رفت.» در این مقاومت گسترده، نقش بانوان بسیار گسترده‌تر از مردان بود. آن‌ها هم در واقعه مسجد گوهرشاد و هم بعد از آن، در اختناق و بیداد ناشی از سیاست‎های ضددینی و ضدملی رضاشاه، ایستادگی کردند و حاضر نشدند فرهنگ و ایمان خود را رها کنند؛ چیزی که به آن‌ها اصالت و هویت می‌بخشید.
جواد نوائیان رودسری

بیوه سیاه؛ زن ژاپنی‌ که همه مردهای زندگی‌اش را کشته است

بیوه سیاه؛ زن ژاپنی‌ که همه مردهای زندگی‌اش را کشته است

اعتماد/  یک زن ژاپنی بعد از کشتن همسر و ۲ نامزدش با هدف به دست آوردن پول آنها، در حین کشتن چهارمین قربانی با دریافت لقب بیوه سیاه راهی زندان شد.
 شیساکو کاکهی (۷۴ساله) که با هدف به دست آوردن دارایی، همسر و ۲ نامزدش را کشته بود و سعی داشت چهارمین نفر را هم به قتل برساند دستگیر و راهی زندان شد.
رسانه‌های ژاپنی در این باره نوشتند، این زن قربانیان خود را در سایت‌های دوست‌یابی و از میان افراد سالخورده ثروتمند پیدا می‌کرد و بعد از ازدواج با آنها دارایی‌شان را تصاحب و غرامت قراردادهای بیمه عمر آنها را هم بعد از به قتل رساندن‌شان از آن خود می‌کرد.