یک سرمایه‌گذاری پرسود در خانه شما!

چرا و چطور باید روی پروژه‌های خانوادگی و فعالیت‌های مشترک به‌منظور نزدیکی بیشتر اعضای خانواده به یکدیگر، سرمایه‌گذاری کرد؟

ما از وسایل‌مان مراقبت می‌کنیم، گرد و خاک‌شان را می‌گیریم، حواس‌مان هست که ضربه نخورند و آسیب نبینند و اگر خط‌وخشی روی‌شان بیفتد، تعمیر و مرمت‌شان می‌کنیم؛ فرقی هم ندارد این وسیله، ماشین باشد یا تلفن‌همراه یا مثلا پنکه و مایکروفر اما گاهی یادمان می‌رود که این مراقبت صرفا محدود به داشته‌های فیزیکی و مادی‌مان نیست. فراموش می‌کنیم که مهم‌ترین دارایی ‌ما یعنی ارتباطات‌ انسانی، دوستی، همسایگی و خانوادگی هم گردوخاک می‌گیرد و خط‌وخش رویش می‌افتد. برای بعضی از ما رابطه مدتی کوتاه بعد از شروع شدنش تمام می‌شود؛ یعنی تصور می‌کنیم همین که برای شروع یک ارتباط انسانی زمان و انرژی صرف کنیم، دوامش را تضمین می‌کند و کافی است به وظایف قراردادی‌مان پایبند بمانیم تا خودبه‌خود پیش برود اما موضوع به این سادگی نیست. سالم و سازنده و پویا ماندن هر شکلی از رابطه به چیزی بیش از انجام وظایف قالبی نیاز دارد. ما نیاز داریم به هم گوش بدهیم، به هم نگاه کنیم، با هم به نقطه مشخصی نگاه کنیم و با هم کاری را شروع و تمام کنیم. اسم این همراهی را می‌گذاریم «پروژه خانوادگی» و امروز قرار است با هم یادبگیریم که روی پروژه‌های خانوادگی سرمایه‌گذاری کنیم. چرا و چطور؟ با من همراه شوید.

محافظان نامرئی خانواده
چرا باید پروژه مشترک خانوادگی داشته باشیم؟
ما روزمان را صرف فعالیت‌هایی می‌کنیم که پیامدهای فوری یا دست‌کم ملموس و قابل پیش‌بینی دارند؛ درس می‌خوانیم، غذا می‌خوریم، کار می‌کنیم، می‌خوابیم، به نظافت شخصی و محل زندگی‌مان می‌پردازیم و زمان فراغتی را که برای‌مان باقی می‌ماند، عموما صرف برنامه‌های انفرادی می‌کنیم؛ مطالعه کردن، قرار گذاشتن با یک دوست و چرخیدن در اینترنت. این‌وسط، بین انجام تکالیف روزمره و وقت‌گذرانی‌ها یا حتی به بطالت گذراندن‌های انفرادی که هردو ضروری‌اند، باید جایی باز کنیم برای انجام پروژه‌های خانوادگی؛ منظورمان از پروژه، فعالیت‌های مشترکی است که به‌طور روزانه در زمان مشخصی و با توافق همه اعضای خانواده انجام می‌شود تا مراقبتی را که برای رابطه نیاز داریم، تأمین کند. پروژه مشترک چطور ازپس چنین چیزی برمی‌آید؟

زمانی را که صرف یک فعالیت خانوادگی می‌کنیم، پادزهری است دربرابر استرس‌های معمول روزمره. شوخی، تفریح و سرگرمی که درحال حذف شدن از سبک زندگی شلوغ و پرفشار ماست، می‌تواند درقالب پروژه‌های ساده خانوادگی، نقش سوپاپ را برای تخلیه فشارهای روانی بازی کند و تحمل ما را دربرابر سختی‌های ناگزیر بالا ببرد. مشغول بودن به کاری مشترک فقط جنبه سرگرم‌کننده ندارد؛ اختلافات بین نسلی، مرزی که اعضای خانواده را به دو گروه جوان‌های کله‌شق و حرف گوش نکن و بزرگ سال‌های ناصح ایرادگیر تقسیم می‌کند، در میدان پروژه‌های خانوادگی، نرم و منعطف می‌شود. دو گروه رقیب و متخاصم وقتی برای هدفی مشترک دورهم جمع می‌شوند، سپرهای‌شان را کمی پایین می‌آورند. درخلال زمانی که صرف فعالیت مدنظر می‌کنند، شناخت بهتری از یکدیگر به‌دست می‌آورند و اوقات خوشی که آن‌ها را به‌هم مرتبط می‌کند، در تلطیف کردن فضای رابطه موثر است. البته قرار نیست پروژه خانوادگی حکم پنهان کردن خرده‌ریزها زیر فرش را پیدا کند؛ واضح است که مشکلات و چالش‌ها باید در فرصتی مناسب حل شوند اما فعلا موضوع بحث ما چیز دیگری است. داریم درباره پروژه‌های خانوادگی صحبت می‌کنیم که به کمک آن‌ها یادمی‌گیریم سلیقه و ترجیحات یکدیگر را بپذیریم و برای پیداکردن نقطه اشتراک تلاش کنیم. پایبندی به این پروژه که آگاهانه برای بهتر کردن روابط خانوادگی انتخابش می‌کنیم، به ما یادآوری می‌کند که برای هم مهم و ارزشمند هستیم و حاضریم برای یکدیگر زمان صرف کنیم. با این توضیح سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های خانوادگی گرچه ممکن است پیامدهای فوری و ملموس نداشته باشد، اما می‌توان پیش‌بینی کرد که از آن سرمایه‌گذاری‌های بلندمدتی به‌شمار می‌رود که خیال آدم بابت مطمئن و سودده بودنش آسوده است. بنابراین ارزشش را دارد که زمانی از روز را به فعالیت مشترک خانوادگی بگذرانیم و این نکته مهم را گوشه ذهن‌مان داشته‌باشیم که پروژه مشترک برای محافظت از روابط خانوادگی لازم است اما کافی نیست. اعضای خانواده باید در بازه‌های زمانی نه‌چندان طولانی، در پروژه‌های دوتایی هم مشارکت داشته‌باشند؛ پدر-پسری، مادر-دختری، -زن-شوهری، پدر-دختری، خواهر-برادری و مادر-پسری.

بگو کیستی تا بگویم پروژه‌ات چیست؟
یک دسته‌بندی غیرعلمی اما کار راه‌انداز برای سنجیدن گزینه‌های موجود که با سلیقه و شرایط‌تان همخوانی بیشتری دارد
تا این‌جای کار را همه‌مان کم و بیش بلد بودیم؛ یعنی سخنرانی کردن درباب اهمیت و ضرورت چیزها اما کار به مرحله عمل که می‌رسد، خمیازه‌ای می‌کشیم و کش‌وقوسی می‌آییم و «ای بابا، کی حوصله انتخاب کردن داره؟» در ادامه این مطلب چند پیشنهاد می‌خوانید که قرار است از سختی انتخاب کردن بین گزینه‌های مختلف، کم کند؛ با این یادآوری که دسته‌بندی آن‌ها به‌صورت زیر، صرفا برای انتقال آسان‌تر منظور است و معنی‌‌اش این نیست که حتما باید در دسته‌بندی حاضر بگنجید تا فعالیتِ پیشنهاد شده در آن مناسب‌تان باشد. شما می‌توانید با مشورت اعضای خانواده، ترکیبی از این گزینه‌ها را که با سلیقه و شرایط‌تان همخوانی بیشتری دارد، انتخاب کنید.

فعال‌ها
اگر جزو آن خانواده‌های پرتحرک و ورزیده‌ای هستید که همه‌شان ست گرم‌کن-شلوار و کتانی دارند و در و همسایه به خوش هیکلی‌شان حسودی می‌کنند، می‌توانید از این وجه‌اشتراک نهایت ‌استفاده را ببرید. یک ساعت مشخص در روز را به ورزش خانوادگی اختصاص بدهید. اگر چنین امکانی ندارید، زمانی را برای فعالیت‌های ورزشی بیرون از خانه درنظر بگیرید و به آن پایبند بمانید؛ کوهنوردی،  پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و هر فعالیت دیگری که همگی بر سر آن توافق دارید. درست است که این پیشنهاد راست‌کار ورزشکارها یا دست‌کم ورزش دوست‌هاست اما همه می‌توانند امتحانش کنند؛ صبح جمعه قدم زدن دور پارک یا پیاده‌روی کوتاه شبانه، کاری نیست که به آمادگی بدنی و علاقه به ورزش نیاز داشته باشد.
 هنری‌ها
اگر در خانه شما هزینه‌ کردن برای فیلم، کتاب، مجله، کنسرت و تئاتر، پول دورریختن فرض نمی‌شود و شب یلداهای فامیلی، آن کسی که حافظ می‌خواند یکی از اعضای خانواده شماست، جزو هنردوست‌ها هستید و خوشبختانه گزینه‌های زیادی برای انتخاب فعالیت مشترک دارید. خب برای سینما و تئاتر و کنسرت رفتن، باید منتظر وقتی بمانید که اثری مطابق سلیقه شما عرضه شود و تازه معلوم هم نیست در آن زمان مشخص، بتوانید برنامه خانواده را هماهنگ کنید یا خیر. چه بهتر که بتوانید در برنامه‌های بلندمدت‌تان جایی برای این‌دست سرگرمی‌ها باز کنید اما مجبور نیستید خودتان را به آن‌ها محدود کنید. دیدن فیلم، سریال و فیلم‌تئاتر خانوادگی در پلتفرم‌های فیلم‌بینی، لذتی کم از سینما و تئاتر رفتن ندارد. می‌توانید یک کتاب را مشخص کنید و هرشب بخشی از آن را دور هم بخوانید یا درباره کتاب‌ و مجله‌ای که شخصا درحال خواندنش هستید، با هم حرف بزنید یا مثلا می‌توانید یک زمان مشخص در روز را برای گوش دادن به موسیقی تعیین کنید. البته همه اعضای خانواده سلیقه موسیقایی مشترک ندارند اما چند دقیقه کوتاهی که صرف این شنیدن می‌کنید، درواقع صرف توجه کردن به پسندها و ترجیحات یکدیگر می‌شود. در دورهمی‌های موسیقی محورتان اجازه بدهید هرکدام از اعضای خانواده یکی از قطعات محبوبش را پلی کند و بدون ایرادگرفتن از آن، صرفا بشنویدش.

 بازیگوش‌ها
اگر جزو آن خانواده‌های پرسروصدایی هستید که با ورودشان به مهمانی، انگار بمب ترکیده باشد و همه را به جنب‌وجوش و شلوغ‌کاری می‌اندازید، در گروه بازیگوش‌ها قرار می‌گیرید. خب شما قرار نیست همیشه محفل‌گرم‌کن باشید و علاقه‌تان به بازی، می‌تواند همان پروژه خانوادگی گم‌شده باشد. زمان مشخصی را درطول شبانه‌روز که همه به‌اندازه کافی انرژی دارند، صرف بازی کنید؛ بازی‌های بی‌وسیله و ساده‌ای مثل گل‌یاپوچ و پانتومیم و مشاعره، بازی‌های نیازمند ابزارهایی مثل پازل‌های هزارتکه و دارت و انواع بازی‌های فکری یا بازی‌های ابداعی خودتان که اصلا این مورد آخر خودش پروژه‌ای است؛ می‌توانید زمانی را درطول روز صرف طراحی یک بازی تازه کنید.
خوش خوراک‌ها
خوردنی‌ها در خانه شما هنوز پای‌شان به یخچال و کابینت نرسیده و خستگی راه را درنکرده، سر از معده اعضای خانواده درمی‌آورد؟ در دسته خوش‌خوراک‌ها هم خیلی خوش می‌گذرد و هم می‌شود کلی پروژه مشترک پیدا کرد؛ زمانی مشخص از روز را به آشپزی دسته‌جمعی اختصاص بدهید. این‌طوری هم یک نفر مجبور نیست همه وقتش را به پخت‌وپز بگذراند، هم فرصتی خواهیدداشت برای با هم بودن. امتحان کردن دستورپخت‌های جدید، خلاقیت به‌خرج دادن در دستورپخت‌های همیشگی، تزیین کردن غذا و چیدن میز و سفره و جمع کردن خرابکاری‌ها و کثیف‌کاری‌های بعد آشپزی وقتی گروهی انجام شود، یک کار روتین خسته‌کننده را به فعالیتی مفرح تبدیل می‌کند.
 اهل دور دور
شما از آن‌هایی هستید که کمین می‌کنند برای آخر هفته‌ها‌ و تعطیلات رسمی که با سبد پیک‌نیک بزنند بیرون؟ خب پس همان‌طور که می‌دانید، در گروه ددری‌ها قرار می‌گیرید. این نوع تفریح کردن البته که خوب و لازم است اما پروژه مشترک به‌معنای مدنظر ما نیست. پروژه مشترک، باید یک برنامه روزانه روتین باشد ولی طبعا نمی‌شود هر روز سر از باغ و بیرون‌شهر درآورد. پس چه می‌شود کرد؟ به‌جای تمرکز روی «مکان»، روی «فعالیت» مانور بدهید تا دامنه انتخاب منعطف‌تر و متنوع‌تری داشته‌باشید. مثلا می‌توانید یک برنامه عکاسی ترتیب بدهید و برای هر روز یک سوژه عکاسی انتخاب کنید یا مثل وقتی سفر می‌روید، برنامه‌ گشت‌وگذار در شهر بچینید؛ موزه، گالری، بازارچه، پارک، محلات قدیمی شهر و… .

راهنمای انتخاب پروژه خانوادگی بدون تلفات
3 روش کم و بیش عملیاتی برای توافق کردن بر سر پروژه مشترک بدون آن که خون از دماغ کسی بیاید
اگر فکر کرده‌اید که با خواندن این پیشنهادها از بخش سخت ماجرا گذر کرده‌اید، با رعایت احترام باید بگوییم که زهی خیال باطل! غول مرحله آخر، توافق کردن بر سر یک گزینه است. همه خانواده‌ها یک‌دست و یک‌پارچه نیستند؛ در خیلی از خانه‌ها یکی از اعضای خانواده ورزشی است، یکی دیگر هنری و دو نفر اهل بیرون رفتن  و گشت و گذار. تازه کلی انتخاب غیرطبقه‌بندی شده دیگر هم وجود دارد مثل دنبال کردن یک برنامه آموزشی یا سرگرم‌کننده در اینترنت، باغبانی کردن، یادگرفتن یک زبان خارجی، آموزش مهارت‌های شخصی خود به دیگر اعضای خانواده؛ چیزهایی مثل ساز زدن یا خوش‌نویسی و کلی گزینه دیگر که در این پرونده جا ماندند. با این‌همه گزینه چه کنیم؟
 رأی‌گیری
تا وقتی که هرکس ساز خودش را بزند، هیچ قطعه خوش‌آهنگی از خانه شما پخش نخواهد شد پس شمشیرها را کنار بگذارید و یک جلسه خانوادگی ترتیب بدهید. همه اعضا گزینه‌های پیشنهادی‌شان را روی میز بگذارند. راجع به هرکدام با درنظر گرفتن شرایط خانوادگی‌تان بحث کنید و خوب و بدشان را بسنجید. سر آخر هم رأی‌گیری کنید و کار را به دموکراسی بسپارید.
 قرعه‌کشی
اگر دارید این بخش را می‌خوانید، احتمالا در مرحله قبل به نتیجه نرسیده‌اید. خب دموکراسی هم ضعف‌های خودش را دارد اما شما بیدی نیستید که با این بادها بلرزید. گزینه‌های مدنظرتان را روی کاغذ بنویسید و قرعه‌کشی کنید. این‌طوری دیگر کسی نمی‌تواند گله کند که در رأی‌گیری در اقلیت بوده و نظرش اعمال نشده است. همه‌چیز به شانس بستگی دارد. البته از آن‌جایی‌که قرار است در این پروژه‌های مشترک، به کل خانواده خوش بگذرد، قرعه‌کشی را در بازه‌های زمانی مختلف تکرار کنید تا نظر همه بالاخره تأمین شود.
 امتحان
قرعه‌کشی هم جواب نداد؟ به بخت و اقبال اعتقادی ندارید؟ خب پس باید صابون آزمون‌وخطا را به تن‌تان بمالید. همه گزینه‌های بالقوه‌ای را که نتوانستید بین‌شان انتخاب یا به شانس واگذار کنید، به امکانات بالفعل تبدیل کنید. چندروزی ورزش کنید، یک مدت را به آشپزی و فیلم دیدن بگذرانید، چندوقتی بازی کنید و بعد تصمیم بگیرید که کدام یک از این زمینه‌ها با شما جورتر است. این روش برای خانواده‌هایی که یک نفر دایم سر ناسازگاری دارد و با هر انتخابی مخالفت می‌کند، خیلی جواب می‌دهد. وقتی شروع به امتحان کردن می‌کنید، تنبلی و ساز مخالف زدن را دربرابر عمل انجام شده قرار می‌دهید و کار کم‌کم روی غلتک می‌افتد.

پیشنهاد تماشای چند فیلم خانوادگی درباره خداباوری

میل به ارتباط با عالم غیب و ایمان به عالم غیب و وجود قدرتی ماورای قدرت بشر در فطرت هر انسانی وجود دارد. این مساله در لحظات سختی بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
 در دنیای سینما نیز این دغدغه بازنمایی شده، اگرچه با توجه به رویکردهای فردی و اعتقادی بازنمایی این میل فطری به شکل‌های متفاوتی بوده.
تمام افراد و نگاه‌ها تحلیل و نگرشی مشابه نسبت به اعتقاد به عالم غیب و خداباوری ندارند. برای نمونه نگاه توحیدی ما که از آموزه‌های اسلامی می‌آید، متفاوت با نگرش‌های افراد در ادیان و حتی مکاتب فکری مختلف است.
در نظر گرفتن این نکته در تماشای فیلم‌هایی با این مضمون به ما این امکان را می‌دهد بدانیم اگرچه فیلمساز برای نمایش این میل فطری تلاش کرده اما ممکن است خروجی کار به علت دخیل بودن تفکر فردی کارگردان، رویکردی توحیدی و قابل استناد کامل نداشته‌باشد.
با این حال دیدن این آثار با در نظر گرفتن این نکات و توجه به اصل حرفی که در پشت فیلم زده شده، قابل بررسی و اعتناست. ماه مبارک رمضان فرصت خوبی است تا فیلم‌هایی با چنین مضامینی ببینیم.

جاذبه
فیلم با نمایی جذاب از زمین از فاصله دور و از یک ایستگاه فضایی آغاز می‌شود، کوچک و آسیب‌پذیر بودن انسان در مواجهه با عالم هستی، در همان نماهای ابتدایی به رخ کشیده می‌شود. فیلم داستان گروهی است که برای نصب یک قطعه در ایستگاه فضایی در حال فعالیت هستند.
در میان این گروه، خانم دکتری حضور دارد که نخستین سفر خود به خارج از جو زمین را تجربه می‌کند. حادثه‌ای باعث می‌شود تمام برنامه گروه تغییر کند و جان اعضای گروه به خطر بیفتد. از میان اعضای گروه تنها دکتر به کمک فرمانده گروه زنده می‌ماند.

در این مسیر ما متوجه داستان زندگی دکتر می‌شویم، دکتر دختربچه خود را در حادثه‌ای از دست داده و همین مساله باعث شده او نگاهش به زندگی و حوادث دنیا و آنچه اتفاق می‌فتد نگاهی سرد و بی‌اعتنا باشد، گویی زندگی برای او دیگر ارزشی ندارد.
دکتر که در بی‌انتهای بی‌جاذبه فضا سرگردان است، مرحله به مرحله تلاش و اشتیاقش برای زندگی بیشتر می‌شود و این اشتیاق گویی او را به سویی می‌برد که دست به ریسمان نامرئی انداخته و از قدرتی ورای قدرت‌های بشری کمک طلب کند. در نمایی که گویی از همه جا ناامید شده، قطره اشکش در فضای بی‌جاذبه در زاویه دوربین به سمت بالا حرکت می‌کند و انگار از قدرتی که نمی‌شناسد اما به وجودش ایمان دارد، طلب کمک می‌کند. آن هم در شرایطی که امیدی به کمک از هیچ جا ندارد.
دکتر با سختی و مراحل متعددی به سمت زمین حرکت می‌کند و قدم گذاشتنش به روی زمین مانند تولدی دوباره‌ است که با امید و اعتقاد به نیروی ورای نیروی خود و آنچه زندگی اش را راهبری می‌کند همراه است. نگاهی که در فیلم جریان دارد، نشان از این دارد که کارگردان به وجود خدا اعتقاد دارد اگرچه این خدا می‌تواند تصویر یک قدیس باشد.

هورتن صدایی می‌شنود
بر پایه داستانی با همین نام از دکتر سوس معروف است که کتاب‌های فراوانی برای کودکان داد. هورتن، فیل سرخوش و متفاوتی است که نگاه مهربان و عمیقی به دنیای اطراف خود دارد اما کسی او را جدی نمی‌گیرد. هورتن صدایی از یک ذره غبار می‌شنود و وقتی بیشتر دقیق می‌شود متوجه می‌شود صدا از روی ذره غباری می‌آید و صدا به او درباره شهری می‌گوید که بر روی این غبار قرار دارد. هورتن تلاش می‌کند به دوستان و اطرافیانش ثابت کند که آنچه نمی‌بینند هم وجود دارد، و همچنین شهردار شهر، استیو هم تلاش می‌کند مردم شهر را قانع کند که دنیای بیرون دنیای آنها نیز موجودیتی وجود دارد و آنها لازم است به آن دنیا و به هورتون خود را ثابت کنند و با او ارتباط برقرار کنند.

توجه به وجود عالمی دیگر و دستی بالای دیگر دست‌ها، در این فیلم با روایتی کودکانه به تصویر کشیده شده‌است. مساله ایمان به چیزی که نه می‌بینیم و نه لمس می‌کنیم مساله اصلی فیلم است. هورتون و شهردار تلاش می‌کنند از طریق نشانه‌ها اطرافیان خود را به حضور و وجود دنیای دیگر آگاه کنند. روز و شب شدن در شهر داخل غبار و دست بردن در زمان روشنایی و تاریکی از نشانه‌هایی است که شهردار سعی می‌کند به مردم شهر درباره آن بگوید و این تغییرات در دست نیرویی است که مردم شهر آن را نمی‌بینند اما از نشانه‌هایی به قدرت او پی می‌برند.
ضد قهرمان داستان نیز کانگورویی است که مقابل هورتن ایستاده و تلاش می‌کند همه چیز را با نگاه خود و با استدلال‌هایش به اطرافیان ثابت کند. کانگورو معتقد است چون چیزی را نمی‌بیند پس وجود ندارد و حتی اجازه نمی‌دهد هورتون دلایل خود را بیان کرده یا حتی دیگران را با احتمالات و شرایط جدید آشنا کند. در انتها مردم شهر در اتحاد با یکدیگر، یکصدا شده و موجودیت خود را با صدای بلند اعلام می‌کنند و درخواست کمک و اعلام حضور می‌کنند. این بازنمایی از اعتقاد و نوعی نگاه عمیق به عالم غیب در یک اثر کودکانه است که ذهن آنها را آماده توجه به مساله خدا و عالم غیب می‌کند.

نشانه‌ ها
ساخته «‌‌ام. نایت. شیامالان» است. شیامالان بیشتر با فیلم حس ششم شناخته شده‌است که در آن فیلم هم به مساله اعتقاد به دنیای پس از این دنیا اشاره کرده و عالم روح را به نحوی به تصویر کشیده‌است.

فیلم نشانه‌ها در ظاهر فیلمی علمی ـ تخیلی است اما در واقع درباره اعتقاد است. داستان فیلم درباره مردی است که پیش از مرگ دردناک همسرش در تصادفی کشیش و خداباور بوده اما حادثه باعث شده او دست از اعتقادات و کار خود بکشد. در این میان اتفاقات و نشانه‌های عجیبی از موجودات فرازمینی در مزرعه‌اش مشاهده می‌کند و می‌کوشد شرایط را برای فرزندان خود امن نگاه دارد اما کنترل تمام اتفاقات در دست او نیست. بیگانگانی به زمین و مزرعه او حمله می‌کنند و تلاش‌های گراهام برای نجات خانواده‌اش بی‌فایده است. پسرش در شرایط سختی میان زندگی و مرگ می‌ماند و اینجاست که گویی ایمان فراموش شده گراهام به کمکش می‌آید. در جایی که امیدی به هیچ نیروی جز نیروی خداوند نیست، گراهام دست یاری به سوی خدا دراز می‌کند و ایمان رفته‌اش باز می‌گردد.
نگاه به محتوای فیلم و جانمایه آن با کنار زدن داستان‌های فرعی اتفاق می‌افتد. داستان حمله بیگانگان پوسته ظاهری فیلم است و مساله ایمان گراهام خط اصلی و درونمایه فیلم است که داستان را راهبری می‌کند. در زمان دیدن فیلم همواره در حال دوره کردن داستان اصلی فیلم و خط روایت شخصیت‌ها باشید. رسالت و ابتدا و انتهای هر شخصیت و ارتباطش با داستان به شما کمک می‌کند هرچه بیشتر به نگاه کارگردان نزدیک شوید.
زهرا صالحی‌ نیا – خبرنگار 

مثل خاتون نباشید!

در قسمت آخر سریال خاتون تبدیل می‌شود به یک زن که فقط گریه کردن بلد است، دیگر هیچ نشانی از آن زن قوی و با اراده سابق نیست.
چند روز از پایان سریال خاتون گذشته است و هنوز از شوک پایان بی منطق و خارج از چهارچوب روایت داستان آن به سر می برم.
واقعا چرا باید سرانجام یک سریال در قسمت آخر آن به چنین نقطه ای برسد که در تضاد کامل با تمام 22 قسمت قبلی است؟!
خاتون داستان زنی به همین نام است که بنابر شرایط زندگی که دارد متفاوت از زنان سنتی زمانه خودش ظاهر شده است. او دختر یک مبارز سیاسی است که زبان فرانسه بلد است، تیراندازی می‌کند و از همه مهمتر قرار نیست که فقط یک زن خانه دار باشد، او کنشگر است و به همین دلیل هم با شوهر خانزاده ارتشی خود به مشکل خورده و اساس قصه بر پایه این شخصیت انقلابی و شورشی است که بعدتر میان وظیفه همسری و آزادی خواهی دست به انتخاب آزادی می زند. اگرچه مسیر سختی پیش روی اوست ولی همین انتخاب است که او را خاتون کرده تا سریالی برای او ساخته شود.
یک جمله کلیشه ای تکراری وجود دارد و آن هم این است که مشکل سینمای ایران فیلمنامه است، که متاسفانه در مورد سریال خاتون این گزاره کاملا صدق می کند و باید گفت بزرگترین مشکل سریال خاتون فیلمنامه آن است و به این جمله تکراری باید اضافه کرد یکی از بزرگتین مشکلات فیلمنامه در سینمای ایران پایان و چگونگی تمام کردن فیلم است.
از منظر کشش دراماتیک قصه سریال خاتون، فراز و فرود رویدادها، شکل روایت، شخصیت پردازی، بازی بازیگران، کارگردانی، طراحی صحنه و لباس، تدوین، موسیقی و … هم می توان سریال خاتون را مورد بررسی قرار داد اما پیام اصلی سریال چنان سردرگم و حتی آزار دهنده است که ترجیح این است که به هیچ نکته دیگری غیر از آن نپردازیم.
از زمان ارسطو که در کتاب فن شعر از پایه و اساس درام نوشته است تا به امروز یک قانون تقریبا ثابت وجود دارد و آن هم این است که هر نمایش، فیلم یا سریالی یک نقطه اوج پایانی دارد ( در ساختار کلاسیک و یا شاه پیرنگ )، نقطه اوج پایانی روشن کننده سرانجام قصه و شخصیت‌های آن است. اگر فیلم باشد تقریبا 20 دقیقه پایانی حائز اهمیت می شود و در سریال قسمت آخر آن است که حکم جمع بندی تمام سریال را پیدا می کند.
اگر شما در یک فیلم 100 دقیقه ای 80 دقیقه ابتدایی بسیار خوب به بیننده ارائه دهید ولی در 20 دقیقه پایانی منطق دراماتیک داستان به هم بریزد مخاطب خواهد گفت که فیلم ضعیف یا بدی را دیده است، چون نتوانسته آن را درست به سرانجام برساند. این اتفاق برای سریال هم صادق است و اتفاقا سریال خاتون از این منظر لطمه خورده است.
شخصیت پردازی خاتون از ابتدا سریال بدین گونه است که او زنی فراتر از زمانه خود است، اهل مطالعه است (حتی کتابهایی به زبان اصلی)، تیرنداز خوبی است،در برابر مادر شوهر فئودال ماب خوب ایستاده و به زن دوم پدر شوهر و بچه های او رسیدگی می‌کند، زمانی که احساس می‌کند باید در مقابل اشغالگران عملی انجام دهد اقدام می کند و … در یک کلام خلاصه خاتون آن زن سنتی که در خانه باشد و فقط پخت و پز کند و بچه بزرگ کند و نگاهش به شوهر نظامی اش باشد و هرچه او گفت را بپذیرد نیست.

حال در قسمت آخر سریال خاتون تبدیل می‌شود به یک زن که فقط گریه کردن را بلد است، دیگر هیچ نشانی از آن زن قوی و با اراده سابق نیست. وقتی در شرایط مرگ و زندگی هم قرار می‌گیرد تنها کاری که می کند این است که این بار شوهر سابق و شوهر کنونی هر دو مراقب او هستند و فقط به او دستور می دهند که پشت یک ستون پنهان شود و از آنجا تکان نخورد، او هم تنها کاری که می کند این است که از آنجا به گریه و شیون می‌پردازد!
حتی ظرفیت شخصیتی و مهارت خوبی که از ابتدا سریال برای او ساخته شده که خاتون تیرانداز قهاری است را خود فیلمنامه نویس از یاد برده است، والا حتما باید از این تیرانداز بودن خاتون در صحنه درگیری مفصل قسمت آخر بهره می‌بردند.
خاتون که قرار بود آن زن خاص، مقاوم و تسلیم ناپذیر باشد، در قسمت آخر تبدیل شده به همان زنی که بهتر است یک گوشه ای پنهان شود و مردان به او بگویند چه کند و چه نکند و او هم مطیع ، سربه زیر است! متاسفانه پیامی که فقط و فقط انفعال و سر فرود آوردن در برابر نیروی اشغالگر قویتر را برای مخاطب به همراه دارد.
این چه منطقی است که سریالی با این همه زحمت ساخته شود تا در نهایت پیامی غیر از تسلیم و انفعال برای دختران این سرزمین نداشته باشد. حیف از این فرصتی که به هدر رفت! 

نویسنده: نهال موسوی

علت عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

 برخی موارد و رازها در رابطه با افسردگی وجود دارد که اغلب ما از آن ها بی اطلاع هستیم، حقایقی که دانستن آن ها به افراد مبتلا به افسردگی می تواند کمک شایانی کند.

همیشه راز ها و گاهی اوقات سوء تفاهم هایی در مورد بیماری افسردگی وجود دارد که باعث می شود افراد نتوانند آگاهانه در مورد آن رفتار کرده و اطلاعات خوبی داشته باشند. در این قسمت از زبان روان شناسان به شما معرفی می کنیم که در مورد افسردگی است و احتمالاً دوست دارید در موردشان بدانید.

افسردگی یک بیماری واقعی است

افسردگی به معنای ضعف شخصیتی یا تنبلی نیست، بلکه یک بیماری محسوب می شود. افسردگی یک اختلال است که به دلیل مشکلات بیولوژیکی و محیطی پیشرفت می کند و برای هر کس منحصر به فرد است و حتما نیاز به درمان دارد. کسانی که افسرده هستند، از ترس اینکه دیگران به آن ها برچسب بیمار ذهنی بچسبانند، به روانپزشک مراجعه نمی کنند.

افراد افسرده لزوماً در کل روز احساس غمگینی ندارند

شاید شما جزء افرادی باشید که بیشتر روز خود را با حالت ناراحتی سپری می کنید و حتما باید به پزشک مراجعه کنید تا وضعیتتان تشخیص داده شود اما جالب است بدانید کسانی که به افسردگی مبتلا می شوند، لزوماً در کل روز ناراحت و غمگین نیستند. به همین دلیل تشخیص آن فقط توسط پزشک ممکن خواهد بود.

نمی توان به افسردگی غلبه کرد

اغلب افرادی که افسردگی مزمن دارند، حرف های زیادی از خانواده و دوستان شان می شنوند که تو می توانی به این بیماری غلبه کنی و افسردگی را درمان کنی؛ انگار که این افراد به سرماخوردگی دچار شده اند اما کسانی که از بیماری ذهنی رنج می برند، واقعاً بیمار هستند و شبیه سرماخوردگی نمی توانند به بیماری خود غلبه کنند. شاید بیماری آن ها شبیه به سرطان باشد و کاری از دست خودشان بر نیاید.

دارو به سرعت جواب نمی دهد

دارو های ضد افسردگی بسیار کمک کننده هستند و شاید به ادامه زندگی فرد و حال بهتر او کمک کنند اما به طور کامل او را بهبود نمی بخشد. اگر شما قربانی افسردگی نیستید، از همین امروز ورزش و مدیتیشن را شروع کنید تا جسم و ذهن تان با یکدیگر به تعادل برسند. خنده داروی خوبی برای افزایش سطح اندورفین در بدن است. افسردگی نتیجه نا تعادلی در مواد شیمیایی بدن است که شما باید به آن غلبه کنید.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افراد می توانند افسردگی خود را پنهان کنند

بسیاری از افراد به خوبی مقابل دیگران رفتار می کنند؛ در حالی که واقعا افسرده هستند اما توانایی این را دارند که آن را از دیگران پنهان کنند و شما اصلا متوجه نمی شوید که این فرد افسرده است.

مصرف داروی افسردگی برای همیشه نیست

بعضی از افراد فکر می کنند که اگر داروی ضد افسردگی برای آن ها تجویز شود، همیشه باید در کل زندگی آن را مصرف کنند اما این دارو می تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد احساس بهتر به شما کمک کند و مجبور نیستید که همیشه تا آخر عمر از آن استفاده کنید. شاید پیشرفت خوبی داشته باشید و بتوانید با سبک زندگی سالم، کمی احساس بهتری پیدا کنید و پزشک تشخیص دهد که دیگر نیاز به دارو ندارید.

کودکان هم می توانند افسرده باشند

بسیار مهم است که افسردگی را در کودکان تان تشخیص دهید و آن را با مشکلاتی مثل بیش فعالی و اضطراب اشتباه نگیرید. علائم افسردگی در کودکان شامل انرژی پایین، افکار منفی، کمبود هیجان در کار هایی است که قبلا آن لذت می بردید و اکنون خیر. ممکن است کودک شما مدام کلافه، بی قرار یا حواس پرت یا نگران باشد یا خیلی زیاد بخوابد یا اصلا نخوابد یا اشتهایش خیلی کم یا خیلی زیاد باشد.

در چنین حالتی بسیار مهم است که حتماً با یک پزشک ماهر در ارتباط باشید. البته صحبت کردن در مورد افسردگی مقابل خود کودک، وضعیت او را بدتر می کند. پس بسیار مهم است که از یک متخصص کمک بگیرید تا بدانید که چگونه باید با کودک خود رفتار کنید.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

غم و غصه؛ با افسردگی متفاوت است

غم و غصه افسردگی نیست. غم و غصه چیزی است که همه ما در زندگی آن را تجربه می کنیم و مدت زمان زیادی طول نمی کشد، خیلی مشهود نیست و شاید خودمان با تلاش بتوانیم آن را بهبود ببخشیم اما افسردگی احساس موقت نیست، بلکه یک بیماری است و ممکن است به خاطر یک استرس یا آسیب شدید در فرد ایجاد شود.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افسردگی از طرق مختلفی خودش را نشان می دهد

شاید خیلی از افراد اطراف ما افسرده باشند و هیچ کس متوجه این موضوع نشود، زیرا افسردگی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد. بعضی از افراد غمگین، بعضی بی قرار، بعضی کلافه و بعضی با حالات عقب نشینی افسردگی خود را نشان می دهند.

مهربانی با خودتان راه حل کلیدی است

این که شما از تجربه ای که دارید خجالت بکشید، قطعاً وضعیت تان را بدتر می کند. ایجاد حالاتی مثل از دست دادن انگیزه برای رفتن به مدرسه یا دانشگاه، صبوری نداشتن در زندگی خانوادگی و مشترک، خواب زیاد، ورزش نکردن و مصرف غذاهای مضر همگی می توانند نشانه افسردگی باشند. تنها عامل کلیدی که بسیار مهم است، این است که افراد خودشان برای خود دلسوزی کنند و به دنبال تغییر باشند و هر طور که شده، بخواهند بهترین حال را برای خودشان ایجاد کنند.

افسردگی ممکن است علائم جسمی هم داشته باشد

یکی از اصلی ترین علائمی که افراد در افسردگی به آن مبتلا هستند، فقط علائم روحی و ذهنی نیست. بسیاری از آنها با مشکلاتی مثل کمر درد، سر درد، دل درد و مشکلات خواب هم مواجه می شوند که پزشک می تواند وضعیت آن ها را بهبود ببخشد.

افسردگی صرفاً به خاطر ناتعادلی مواد شیمیایی اتفاق نمی افتد

درست است که این تئوری بسیار قوی است که به هم ریختگی تعادل مواد شیمیایی در بدن باعث افسردگی می شود اما تنها عامل مهم محسوب نمی گردد. ذهن انسان بسیار پیچیده است. انتقال دهنده های عصبی مختلف و مواد شیمیایی در مغز هستند که تاثیر گذار بوده و هر کدام می توانند عاملی برای مشکلاتی مثل افسردگی باشند.

تغییر در محل زندگی می تواند کمک کننده باشد

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

حس افراد در مکان های مختلف متفاوت است. یکی از مهم ترین درمان های افسردگی این است که افراد مکان و محل زندگی خود را تغییر دهند؛ محلی که افسردگی از آن جا شروع شده است را تغییر دهید تا شاید احساس بهتری پیدا کنید.

افسردگی خود به خود بهبود پیدا نمی کند

بیماری ذهنی را نمی توانید خود به خود بدون تلاش بهبود ببخشید. نادیده گرفتن مشکل، هرگز از کاری پیش نمی برد. افسردگی ممکن است کم کم باعث ایجاد مشکلات جدی تر شود و باید برای درمان آن راهکار بیندیشید و آن را پیگیری کنید.

سابقه خانوادگی می تواند باعث افسردگی باشد

سابقه خانوادگی نقش بسیار مهمی در افسردگی دارد. پس حتما ژنتیک خود را بررسی کنید. اگر سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی داشتید، سعی کنید که سبک زندگی تان را از همین حالا، سالم کنید.

افسردگی شبیه به گیر کردن در یک تله است

فردی که افسرده می شود، می داند که مشکل دارد اما هیچ راه حلی به کارش نمی آید. او فقط روی چیزهای منفی تمرکز می کند و متوجه اطرافش نیست. همین، مشکلات ذهنی او را افزایش می دهد که البته روان درمانی و مصرف دارو های تجویزی می تواند به شدت وضعیتش را بهبود ببخشد. پس حتما باید به دنبال راهکار درمانی رفت.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افراد مبتلا به افسردگی ضعیف نیستند

بسیاری از ما به اشتباه فکر می کنیم که افراد افسرده؛ افراد شکننده ای هستند. حتی از لحاظ جسمی هم آن ها را ضعیف می دانیم اما این گونه نیست. اختلال ذهنی هم یک اختلال بزرگ محسوب می شود اما به این معنا نیست که این افراد نمی توانند از پس هیچ کاری بر بیایند.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

برخی موارد و رازها در رابطه با افسردگی وجود دارد که اغلب ما از آن ها بی اطلاع هستیم، حقایقی که دانستن آن ها به افراد مبتلا به افسردگی می تواند کمک شایانی کند.

همیشه راز ها و گاهی اوقات سوء تفاهم هایی در مورد بیماری افسردگی وجود دارد که باعث می شود افراد نتوانند آگاهانه در مورد آن رفتار کرده و اطلاعات خوبی داشته باشند. در این قسمت از زبان روان شناسان به شما معرفی می کنیم که در مورد افسردگی است و احتمالاً دوست دارید در موردشان بدانید.

افسردگی یک بیماری واقعی است

افسردگی به معنای ضعف شخصیتی یا تنبلی نیست، بلکه یک بیماری محسوب می شود. افسردگی یک اختلال است که به دلیل مشکلات بیولوژیکی و محیطی پیشرفت می کند و برای هر کس منحصر به فرد است و حتما نیاز به درمان دارد. کسانی که افسرده هستند، از ترس اینکه دیگران به آن ها برچسب بیمار ذهنی بچسبانند، به روانپزشک مراجعه نمی کنند.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افراد افسرده لزوماً در کل روز احساس غمگینی ندارند

شاید شما جزء افرادی باشید که بیشتر روز خود را با حالت ناراحتی سپری می کنید و حتما باید به پزشک مراجعه کنید تا وضعیتتان تشخیص داده شود اما جالب است بدانید کسانی که به افسردگی مبتلا می شوند، لزوماً در کل روز ناراحت و غمگین نیستند. به همین دلیل تشخیص آن فقط توسط پزشک ممکن خواهد بود.

نمی توان به افسردگی غلبه کرد

اغلب افرادی که افسردگی مزمن دارند، حرف های زیادی از خانواده و دوستان شان می شنوند که تو می توانی به این بیماری غلبه کنی و افسردگی را درمان کنی؛ انگار که این افراد به سرماخوردگی دچار شده اند اما کسانی که از بیماری ذهنی رنج می برند، واقعاً بیمار هستند و شبیه سرماخوردگی نمی توانند به بیماری خود غلبه کنند. شاید بیماری آن ها شبیه به سرطان باشد و کاری از دست خودشان بر نیاید.

دارو به سرعت جواب نمی دهد

دارو های ضد افسردگی بسیار کمک کننده هستند و شاید به ادامه زندگی فرد و حال بهتر او کمک کنند اما به طور کامل او را بهبود نمی بخشد. اگر شما قربانی افسردگی نیستید، از همین امروز ورزش و مدیتیشن را شروع کنید تا جسم و ذهن تان با یکدیگر به تعادل برسند. خنده داروی خوبی برای افزایش سطح اندورفین در بدن است. افسردگی نتیجه نا تعادلی در مواد شیمیایی بدن است که شما باید به آن غلبه کنید.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افراد می توانند افسردگی خود را پنهان کنند

بسیاری از افراد به خوبی مقابل دیگران رفتار می کنند؛ در حالی که واقعا افسرده هستند اما توانایی این را دارند که آن را از دیگران پنهان کنند و شما اصلا متوجه نمی شوید که این فرد افسرده است.

مصرف داروی افسردگی برای همیشه نیست

بعضی از افراد فکر می کنند که اگر داروی ضد افسردگی برای آن ها تجویز شود، همیشه باید در کل زندگی آن را مصرف کنند اما این دارو می تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد احساس بهتر به شما کمک کند و مجبور نیستید که همیشه تا آخر عمر از آن استفاده کنید. شاید پیشرفت خوبی داشته باشید و بتوانید با سبک زندگی سالم، کمی احساس بهتری پیدا کنید و پزشک تشخیص دهد که دیگر نیاز به دارو ندارید.

کودکان هم می توانند افسرده باشند

بسیار مهم است که افسردگی را در کودکان تان تشخیص دهید و آن را با مشکلاتی مثل بیش فعالی و اضطراب اشتباه نگیرید. علائم افسردگی در کودکان شامل انرژی پایین، افکار منفی، کمبود هیجان در کار هایی است که قبلا آن لذت می بردید و اکنون خیر. ممکن است کودک شما مدام کلافه، بی قرار یا حواس پرت یا نگران باشد یا خیلی زیاد بخوابد یا اصلا نخوابد یا اشتهایش خیلی کم یا خیلی زیاد باشد.

در چنین حالتی بسیار مهم است که حتماً با یک پزشک ماهر در ارتباط باشید. البته صحبت کردن در مورد افسردگی مقابل خود کودک، وضعیت او را بدتر می کند. پس بسیار مهم است که از یک متخصص کمک بگیرید تا بدانید که چگونه باید با کودک خود رفتار کنید.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

غم و غصه؛ با افسردگی متفاوت است

غم و غصه افسردگی نیست. غم و غصه چیزی است که همه ما در زندگی آن را تجربه می کنیم و مدت زمان زیادی طول نمی کشد، خیلی مشهود نیست و شاید خودمان با تلاش بتوانیم آن را بهبود ببخشیم اما افسردگی احساس موقت نیست، بلکه یک بیماری است و ممکن است به خاطر یک استرس یا آسیب شدید در فرد ایجاد شود.

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

افسردگی از طرق مختلفی خودش را نشان می دهد

شاید خیلی از افراد اطراف ما افسرده باشند و هیچ کس متوجه این موضوع نشود، زیرا افسردگی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد. بعضی از افراد غمگین، بعضی بی قرار، بعضی کلافه و بعضی با حالات عقب نشینی افسردگی خود را نشان می دهند.

مهربانی با خودتان راه حل کلیدی است

این که شما از تجربه ای که دارید خجالت بکشید، قطعاً وضعیت تان را بدتر می کند. ایجاد حالاتی مثل از دست دادن انگیزه برای رفتن به مدرسه یا دانشگاه، صبوری نداشتن در زندگی خانوادگی و مشترک، خواب زیاد، ورزش نکردن و مصرف غذاهای مضر همگی می توانند نشانه افسردگی باشند. تنها عامل کلیدی که بسیار مهم است، این است که افراد خودشان برای خود دلسوزی کنند و به دنبال تغییر باشند و هر طور که شده، بخواهند بهترین حال را برای خودشان ایجاد کنند.

افسردگی ممکن است علائم جسمی هم داشته باشد

یکی از اصلی ترین علائمی که افراد در افسردگی به آن مبتلا هستند، فقط علائم روحی و ذهنی نیست. بسیاری از آنها با مشکلاتی مثل کمر درد، سر درد، دل درد و مشکلات خواب هم مواجه می شوند که پزشک می تواند وضعیت آن ها را بهبود ببخشد.

افسردگی صرفاً به خاطر ناتعادلی مواد شیمیایی اتفاق نمی افتد

درست است که این تئوری بسیار قوی است که به هم ریختگی تعادل مواد شیمیایی در بدن باعث افسردگی می شود اما تنها عامل مهم محسوب نمی گردد. ذهن انسان بسیار پیچیده است. انتقال دهنده های عصبی مختلف و مواد شیمیایی در مغز هستند که تاثیر گذار بوده و هر کدام می توانند عاملی برای مشکلاتی مثل افسردگی باشند.

تغییر در محل زندگی می تواند کمک کننده باشد

دلیل عصبانیت زیاد و خشم بی‌دلیل شما اینجاست

حس افراد در مکان های مختلف متفاوت است. یکی از مهم ترین درمان های افسردگی این است که افراد مکان و محل زندگی خود را تغییر دهند؛ محلی که افسردگی از آن جا شروع شده است را تغییر دهید تا شاید احساس بهتری پیدا کنید.

افسردگی خود به خود بهبود پیدا نمی کند

بیماری ذهنی را نمی توانید خود به خود بدون تلاش بهبود ببخشید. نادیده گرفتن مشکل، هرگز از کاری پیش نمی برد. افسردگی ممکن است کم کم باعث ایجاد مشکلات جدی تر شود و باید برای درمان آن راهکار بیندیشید و آن را پیگیری کنید.

سابقه خانوادگی می تواند باعث افسردگی باشد

سابقه خانوادگی نقش بسیار مهمی در افسردگی دارد. پس حتما ژنتیک خود را بررسی کنید. اگر سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی داشتید، سعی کنید که سبک زندگی تان را از همین حالا، سالم کنید.

افسردگی شبیه به گیر کردن در یک تله است

فردی که افسرده می شود، می داند که مشکل دارد اما هیچ راه حلی به کارش نمی آید. او فقط روی چیزهای منفی تمرکز می کند و متوجه اطرافش نیست. همین، مشکلات ذهنی او را افزایش می دهد که البته روان درمانی و مصرف دارو های تجویزی می تواند به شدت وضعیتش را بهبود ببخشد. پس حتما باید به دنبال راهکار درمانی رفت.

افراد مبتلا به افسردگی ضعیف نیستند

بسیاری از ما به اشتباه فکر می کنیم که افراد افسرده؛ افراد شکننده ای هستند. حتی از لحاظ جسمی هم آن ها را ضعیف می دانیم اما این گونه نیست. اختلال ذهنی هم یک اختلال بزرگ محسوب می شود اما به این معنا نیست که این افراد نمی توانند از پس هیچ کاری بر بیایند.

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

« پسرم بخاطر ابتلا به اوتیسم حالت طبیعی نداشت. به خاطر رفتارهای غیرعادی‌اش تصور اطرافیان این بود که ما پسرمان را خوب تربیت نکردیم. نوع رفتار و قضاوت آنها رنج زیادی برای مان داشت و باعث شد کم‌کم ارتباط مان را با دوست و فامیل کم کنیم و منزوی شویم. واقعیت این است که خیلی وقت ها در این شرایط والدین و اعضای خانواده کودک مبتلا به اوتیسم در سکوت و بی خبری مبتلا به افسردگی می شوند.» این‌ها حرف‌های پانته‌آ فراهی مادر یک پسر مبتلا به اوتیسم است که در گفت‌وگو با بیا نی نی از دغدغه‌هایش می‌گوید.

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

۳ سال در حالت انکار بودیم

قبول کردن این که فرزندتان که همه دنیا و زندگی تان به وجود او گره خورده حالت طبیعی ندارد گاهی به اندازه یک سوگ کمر شکن است.اوتیسم از بیماری های روانی و رفتاری است که در مان قطعی ندارد و تنها می توان با بکارگیری تمهیداتی از پیشرفت آن پیشگیری کرد.«پانته آ فراهی »می گوید از ابتدا مانند خیلی از مادر های دیگر در شرایط شوک و انکار بوده است و حالا این نیت را دارد که با اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در باره این بیماری به خانواده این بیماران و بهتر شدن رفتار دیگران با آن ها کمک کند.روزهای انکار او و همسرش ۳ سال طول کشیده است :« پسرمان ۳ ساله بود که متوجه شدیم حالت طبیعی ندارد. به چند روانشناس و روان‌پزشک و متخصص اعصاب و روان مراجعه کردیم. تشخیص همه آن‌ها اوتیسم بود. وضعیت بدی داشتیم .اطلاعات زیادی از این بیماری نداشتیم .نمی دانستیم که این تشخیص ها درست است یا نه. من و همسرم تقریباً ۳ سال در حالت انکار و عدم پذیرش این واقعیت تلخ بودیم تا اینکه پسرم ۵ ساله شد و علائم بیماری در او شدت گرفت.چاره‌ای جز قبول این مسئله نداشتیم. بعدازاین اتفاق روزهای سختی را گذراندیم.»

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

نوشتن از وضعیت پسرم به من کمک کرد

علائم کودکانی که مبتلا به اوتیسم هستند خیلی زود وضعیت آن ها را برای دیگران غیر عادی جلوه می دهد.عدم اطلاع از این بیماری با انگ زنی های مختلفی همراه می شود و خیلی ها از این خانواده ها و فرزندان شان فاصله می گیرند.پانته آ می گوید پیش از این پسرش را از دیدرس دیگران پنهان می کرده اما حالا به‌جایی رسیده که برای پسرش در شبکه های مجازی  بازکرده و بدون قضاوت دیگران از روزمرگی‌های او می‌نویسد.« به پیشنهاد یکی از دوستان نویسنده‌ام تصمیم گرفتم وبلاگی بسازم به اسم «برای پسرم آرین»؛ همین نوشتن تأثیر فوق‌العاده‌ای در بهبود حال روحی من داشت. این راه را ادامه دادم و فکر کردم که به‌عنوان یک مادر باید با نوشتن اطلاعات لازم درباره این بیماری را به دیگران برسانم.

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

همدلی در کمپین صدایم شو

مادر آرین می گوید همین فعالیت او را از انزوا خارج کرده است :«در همین مسیر، به‌اتفاق یکسری از مادران دیگر که دارای فرزند مبتلا به اوتیسم بودند، کمپین صدایم شو را راه انداختیم و با درست کردن بروشورهایی آن‌ها را به‌منظور اطلاع‌رسانی دراماکن عمومی شهر توزیع کردیم.» این مادر فعال در فضای مجازی می گوید:«در واقع ما با توزیع  بروشور و اطلاع‌رسانی از طریق شبکه های مجازی  درواقع برای خودمان دلسوزی می‌کنیم اما مردم جامعه اطلاعات کافی درباره این اختلال ندارند.»

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

نگاه همسایه ها را به پسرم تغییر دادم

بیماری اوتیسم نوعی اختلال رشدی است که تعامل کودکان مبتلا به آن را با دیگران با سختی های زیادی همراه می کند.در واقع پر واضح است که در چنین شرایطی والدین و به ویژه مادران این دسته از کودکان بیش از خود کودک از این اختلال رنج می برند. ناراحتی شدید از تغییرات جزئی در مسائل روتین روزمره، وسواس برای خوردن فقط یک نوع غذا، وسواس برای استفاده از یک شیء ویژه، عدم ارتباط کلامی با دیگران، پرهیز از ارتباط چشمی با غریبه ها، واکنش های غیر منتظره به صدا ها و احساسات و پرخاشگری های ناگهانی به خاطر ایجاد تغییرات در اشیای پیرامون، لباس و وسایل شخصی مورد علاقه همه از نشانه ها و علائم ثابت اوتیسم در کودکان هستند. مادر آرین می گوید بارها به خاطر همین رفتار از طرف پسرش در حضور دیگران رنج دیده است. چرا که آن ها به دلیل همین اختلال ها پسرش را دیوانه خطاب کرده اند: «هنوز که هنوز است وقتی با پسرم بیرون می‌رویم، بعضی‌ها به دلیل همین اختلال های رفتاری  پسرم را دیوانه خطاب می‌کنند. یک‌بار با شنیدن این کلمه از دختر کوچک یکی از همسایه ها رنجیده خاطر شدم. اما بر احساساتم غلبه کردم. با خودم گفتم آن ها نمی دانند و من وظیفه دارم که برای آگاهی شان تلاش کنم. به همین دلیل بروشورهایی که برای  اطلاع‌رسانی درباره این بیماری در منزل داشتم را دسته کردم و به خانه تک تک همسایه های مان رفتم. کمی با آن ها صحبت کردم و آن نشریه کوچک را به آن ها دادم که مطالعه کنند. هنوز در همسایگی این عزیزان زندگی می کنم و  از آن زمان  به بعد نوع برخورد آن ها با پسرم آرین عوض شد.»

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

مسئولان گوش شنوایی برای مطالبات ما ندارند

 فراهی از اجباری شدن حضور این کودکان در مدارس انتقاد دارد:«به دلایلی که چندان هم معلوم نیست تعداد مبتلایان به اوتیسم در سنین کودکی رو به افزایش است. با این حال این کودکان و شرایط آن ها همچنان برای مسئولان تصمیم گیرنده ما ناشناخته هستند.کاش می شد یکی از این مسئولان چند ساعتی از روز را در کنار این کودکان  و خانواده های آن ها می گذارند و شرایط  و علائم اختلال آن ها را از نزدیک می دید و بعد از آن برای آن ها تصمیم گیری انجام می شد.»

روایتی تلخ از انزوای خانواده‌های کودکان مبتلا به اوتیسم

عدم تمهیدات لازم باعث شدت اختلال اوتیسم می شود

 مادر آرین می گوید پسر او و دیگر کودکانی که به این اختلال مبتلا هستند از ورود به مکان جدید واهمه دارند.تمرکزشان تنها بر مکان و اشیای ویژه ای است و اگر به درستی با آن ها رفتار نشود بیماری شان شدت پیدا می کند:«اکنون از ما خواسته شده این کودکان را به مدارس بفرستیم.اما این بچه ها ناگهان و بدون تمهیدات قبلی نمی توانند این شرایط را بپذیرند.خانواده هایی که فرزند مبتلا به اوتیسم دارند نمی توانند به مهمانی بروند.مسافرت رفتن با کودکی که شدت این علائم در او بالاست با سختی های زیادی همراه است.هر نوع تغییری باعث افزایش اضطراب و شدت علائم در این کودکان می شود و روند  کاهش آن را متوقف می کند.از مسئولان می خواهیم گوش شنوای خانواده های دارای فرزند مبتلا به این اختلال شوند و با تصمیم گیری های کارشناسی شده به ما در کمک رساندن به وضعیت روحی این کودکان کمک کنند.»

نوروز امسال را با این چند کار ساده، برای فرزندانتان به یاد ماندنی کنید

عید نوروز و تعطیلات آن برای خانواده‌ها فرصتی برای تنفس، زنده شدن و ارتباط بیشتر با همدیگر را فراهم می‌کند، حتی در دو سال ایام کرونایی و برخی مواقع قرنطینه خانگی باز هم اعضای خانواده در کنار هم بودند. امسال که شرایط بهتر شده، مردم ایران واکسینه شده و خانواده‌ها می‌توانند دست بچه هایشان را بگیرند و به گوشه‌ای برای تلطیف روح و جسم ببرند، فرصتی بیشتر برای والدین فراهم است تا از تعطیلات استفاده کرده و با بچه‌ها ارتباط عاطفی بهتری برقرار کنند.

نوروز امسال را با این چند کار ساده، برای فرزندانتان به یاد ماندنی کنید

چه مواردی برای ارتباط موثر با فرزندان با اهمیت است؟

نخستین نکته‌ای که والدین می‌توانند در این ایام بدان توجه بیشتری کنند، رشد مهارت‌های ارتباطی فرزندانشان است. این مهارت‌ها می‌تواند هم در ارتباط با خود اعضای خانواده و هم دیگران تقویت شود. مفاهیمی، چون درک احساسات دیگران، توان بیان احساسات، بیان کردن نظرات و تشریک مساعی در خانواده، همفکری و همدلی می‌تواند از جمله قواعد تقویت این مهارت باشد.

به طور مثال خانواده تصمیم دارند به یک سفر بروند، والدین می‌توانند از بچه‌ها نظرخواهی کنند و به نظرشان اهمیت دهند که به کجا و با چه شرایطی سفر کنند، همین نکته هم اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا می‌برد هم ارتباط بین والدین و بچه‌ها را قوی‌تر می‌کند.

از جمله موارد دیگر ارتباطی می‌توان به ارتباط با طبیعت اهمیت داد. حال که ایام تعطیل است حتی اگر به سفر نرفته اید، با خانواده مشورت کنید و در شهر خودتان به دامن طبیعت بروید، پارک‌ها و بوستان ها، جنگل، دریا، آبشار یا هر دیدنی طبیعی دیگری می‌تواند روح بچه‌ها را تازه و آن‌ها را شاد و سرزنده کند. در ارتباط با طبیعت می‌توانید بچه‌ها را با حیوانات هم آشتی دهید، اگرفرزند شما از حیوانات می‌ترسد او را با حیوانات اهلی دوست کرده و ارتباطشان را تقویت کنید.

دیگر مورد ارتباطی و با اهمیت می‌تواند «صله رحم» و ارتباط با اقوام و خویشان به ویژه مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها باشد. اگر در تمام ایام سال فرصت کمی می‌شود که با دوست و قوم و خویشان رفت و آمد کنید، حال دست بچه‌ها را بگیرید و به منازلشان ببرید البته سعی کنید وسیله شاد سازی و تفنن بچه‌ها را هم فراهم کنید تا دچار کسالت نشوند و در کنارش به دید و بازدید سال جدید هم کنار بیایند و از آن لذت ببرند.

فرصت با هم بودن را به تجربه‌ای شیرین تبدیل کنید

برخی پدر و مادر‌ها هستند که اگر چند ساعت در کنار هم باشند، مهارت ارتباط خوب با هم را بلد نیستند، به جای اینکه کاری کنند هم خودشان و هم فرزندانشان لذت ببرند، فضای خانه را متشنج می‌کنند و بچه‌ها به غار تنهایی خودشان پناه می‌برند. بهتر است تمرین در کنار هم بودن کنیم. تعطیلات نوروز این فرصت را فراهم می‌کند که ساعاتی طولانی کنار هم باشیم؛ بنابراین خوب است که این با هم بودن را به یک تجربه شیرین تبدیل کنید مثلا در منزل قصه گویی راه بیاندازید، با هم ورزش کنید، بازی‌هایی متناسب با سن و سال بچه‌ها انجام دهید و از این طریق رابطه عاطفی و صمیمی تان را بدست بیاورید یا تقویت کنید. یا مثلا اگر در یک میهمانی هستید که احساس می‌کنید بچه‌ها کسل شده اند، بازی‌های تیمی و دسته جمعی راه بیاندازید تا آن‌ها شاد شوند.

این نکته نباید فراموش شود که در ایام تعطیلات تماشای بیش از حد تلویزیون یا بازی‌های رایانه‌ای تحرک بچه‌ها را کاهش می‌دهد و آن‌ها را بیشتر کسل می‌کند، بهتر است یک پیاده روی در اطراف منزل، گپ و گفت با بچه‌ها را جایگزین این فعالیت‌های بی تحرک کنید؛ بنابراین برای نزدیک‌تر شدن بیشتر والدین به فرزندان می‌توان برای هر روز تعطیات یک فعالیت روزانه مشخص که مشارکتی هم باشد، ترتیب داد که همه اعضا در آن شرکت کنند مثل همین پیاده روی دسته جمعی یا بودن در یک فضای آرام و دلنشین که احساس امنیت به اعضای خانواده می‌دهد.

نوروز امسال را با این چند کار ساده، برای فرزندانتان به یاد ماندنی کنید

ارتباط موثر در سفر

برخی از والدین تصور می‌کنند بچه‌ها می‌بایست مدل لذت هایشان در مسافرت مثل بزرگتر‌ها باشد، خیلی آرام و موقر به طور مثال در ماشین بنشینند تا زمانی که به مقصد برسند یا غذایی بخورند و بعد در زمان‌هایی که والدین تمایل به تفریح دارند آن‌ها همه هیجان زده بشوند، در حالیکه اینطور نیست. بچه‌ها سیستم تفریح و سرگرمی شان با بزرگتر‌ها متفاوت است در هر لحظه از سفر دوست دارند، بازی کنند.

برای اینکه شما هم در این هیجانات و شادی‌ها نقش داشته باشید می‌تواند بازی‌هایی در قالب داستان سرایی، همخوانی یک شعر و سرود، نقاشی کشیدن از مناظر، تئاتر، پانتومیم، درست کردن کاردستی یا دیگر سرگرمی‌های فکری را به آن‌ها پیشنهاد دهید و خودتان نیز آن‌ها را همراهی کنید. حتی اگر شده نقشه سفر را در اختیارشان قرار بدهید تا به شما در یافتن مسیر کمک کنند این یکی از کار‌های سرگرم کننده برای بچه‌ها می‌تواند باشد.

برای والدینی که دارای فرزندانی نگران یا استرسی هستند، بازی کردن با بچه‌ها می‌تواند بسیار موثر باشد که در نگرش خوش بینانه، ایجاد اعتماد به نفس، از بین رفتن چالش‌های فکری و تنظیم احساسات آن‌ها اثرگذار است. یک کودک با نقاشی اش می‌تواند مکنونات قلبی اش را نشان دهد به شرطی که والدینی آگاه و موثر داشته باشد. همچنین مشارکت دادن بچه‌ها در امور مربوط به منزل، نظافت تا آشپزی در تعطیلات و همینطور برنامه ریزی سفر باعث می‌شود تا حس موثر بودن بچه‌ها قوی‌تر شود.

والدین گفت وگوی موثر را تمرین کنند

یکی از موارد مهم ارتباط موثر بین والدین و فرزندان، گفتگو با هم است. نیاز بشر به گفتگو، شنیده شدن و حرف زدن خیلی مهم است که می‌تواند در ایام در کنار هم بودن نوروز تقویت شود. در این رابطه تشریک مساعی، همدلی، صحبت کردن موثر در خانه و بازی کردن مصادیق مهم این مورد می‌تواند باشد.

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه

  بعضی از دانه‌ها به زمان بیشتری برای رشد نی از دارند و برخی از آن‌ها به سرعت سبزه عید زیبایی را در اختیار شما قرار می‌دهند؛ بنابراین دانستن بهترین زمان کاشت سبزه عید بسیار مهم است، چون سبزه شما باید در بهترین حالت خود برای سفره هفت سین شما آماده شود.

در اینفوگرافیک زیر بهترین زمان کاشت سبزه عید و نحوه نگهداری از آن‌ها را با دانه‌های رایج و پرطرفدار ریحان، شنبلیله، ماش، گندم، شاهی، عدس، خرفه و دانه مرکبات را آورده‌ایم.

 

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
زمان‌بندی کاشت انواع سبزه عید با دانه‌های مختلف

بهترین زمان برای کاشت سبزه که تا ۱۳ فروردین رشد کافی و مناسبی داشته باشند.

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
دانه مرکبات

مدت خیساندن بذر: ۲۴ تا ۴۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۲۵ بهمن

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
ریحان

مدت خیساندن بذر: ۵ تا ۱۰ساعت

زمان کاشت بذر: ۲۰ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
شنبلیله

مدت خیساندن بذر: ۶ تا ۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۱۶ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
ماش

مدت خیساندن بذر: ۱۰ تا ۱۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۱۰ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
گندم

مدت خیساندن بذر: ۱۰ تا ۱۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۱۵ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 

شاهی

مدت خیساندن بذر: ۵ تا ۱۰ ساعت

زمان کاشت بذر: ۲۲ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
عدس

مدت خیساندن بذر: ۱۰ تا ۱۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۱۰ اسفند

بهترین زمان برای کاشت سبزه عید نوروز با انواع دانه 
خرفه

مدت خیساندن بذر: ۶ تا ۸ ساعت

زمان کاشت بذر: ۲۲ اسفند

نکاتی برای پر پشت شدن سبزه عید نوروز

۱- از ظروف فلزی برای سبز کردن سبزه استفاده نکنید.

۲- استفاده از ظروف سفالی و در درجه دوم چینی، نتیجه بهتری خواهد داشت تا ظروف پلاستیکی.

۳- از هر بذری که استفاده می‌کنید حتما با توجه به مدت گفته شده بگذارید خیس بخورد.

۵- بهترین روش آبیاری برای سبزه عید غبارپاشی است. روش‌های غرقابی خیلی مناسب این نوع سبزه نیست.

پسازورگیری برای کودکان

فرزند 7 ساله یکی از شاکیانِ «زن قمه‌کش و شوهر کیف‌قاپ» که در زمان زورگیری کنار مادرش بوده، هر شب کابوس می‌بیند، والدین در این مواقع چه کنند؟
    تمام افرادی که هدف زورگیری قرار می‌گیرند، تا مدت‌ها به عنوان یک خاطره تلخ و البته استرس‌زا از آن لحظه یاد می‌کنند. چنین اتفاقی به یکی از اساسی‌ترین نیازهای ما یعنی نیاز به امنیت‌، حمله می‌کند. احساس ناامنی‌، چه جسمی و چه روانی‌، می‌تواند احساسات قوی مانند ترس و وحشت را در ما برانگیزد. به‌تازگی، زنی قمه‌کش که با همراهی شوهرش طی ماه‌های گذشته کیف قاپی و زورگیری خشن با موتورسیکلت می‌کردند، شناسایی و دستگیر شده است. ویدئویی از اظهارات مال باختگان در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده که یکی از آن‌ها با چشمانی گریان می‌گوید: «بعد از این که کیفم را کشیدند، نزدیک بود سرم به جدول وسط خیابان بخورد. بعد از آن روز، پسر هفت ساله من، 10 روز است که خواب ندارد و هر شب کابوس می‌بیند.»(منبع: خبرگزاری صداوسیما). آثار روحی‌و‌روانی چنین اتفاقاتی علاوه بر افراد مال باخته، برای کسانی که آن صحنه را می‌بینند به خصوص اگر کودک باشند، مخرب است. در ادامه چند توصیه به چنین والدینی خواهیم داشت.

   آسیب‌های تجربه تروما در کودکان
تروما یک رویداد آسیب‌زا، ترسناک، خطرناک یا خشونت‌آمیز است که تهدیدی برای زندگی یا جسم و بدن خواهد بود. مشاهده یک رویداد آسیب‌زا که زندگی یا امنیت جسمی یک عزیز را تهدید می‌کند هم می‌تواند آسیب‌زا باشد. این امر به ویژه برای کودکان خردسال مهم است زیرا احساس ایمنی آن‌ها به ایمنی درک‌شده از چهره‌های اطرافیانی که دوست‌شان دارند، ارتباط دارد. در اثر تجربه تروما برای کودک، دیگر سخت است به جهان پیرامون اعتماد کند و این احساس در او تقویت می‌‌شود که جهان جای ترسناکی است و همه بزرگ ترها خطرناک هستند.
   6 توصیه برای آرامش‌بخشی به کودک آسیب‌دیده
در حوزه افزایش صمیمیت و تقویت رابطه دلبستگی با کودک آسیب‌دیده از اتفاقاتی مانند زورگیری یا تماشای آن، چند راهکار وجود دارد که در ادامه مطرح خواهد شد.
 آرامش‌بخشی و اطمینان‌دهی مکرر | به کودک خود محبت و سعی کنید با در آغوش گرفتن، تبادل کلام عاطفی و درک او را افزایش دهید چراکه به او کمک می‌کند تا احساس امنیت کند. به فرزند خود یادآوری کنید که در امنیت کامل است و همه چیز خوب خواهد بود.
تهیه شیء انتقالی| یک شیء انتقالی مانند خرس عروسکی یا پتوی مخصوص تهیه کنید. شیء انتقالی، شیئی است که می‌تواند نماد والدین یا هر فرد محبوب و مورد اعتماد کودک باشد. با داشتن این شیء در پندار کودک، گویی آن فرد همواره در کنار اوست و با لمس و تماس با شیء، گویی دارد با آن فرد صحبت می‌کند. این کار باعث افزایش احساس امنیت در کودک می‌شود.
 برقراری تماس چشمی| چنین کودکانی بعد از تجربه تروما، احتمالا با تماس چشمی مشکل خواهند داشت. با آرامش و اطمینان خاطر به چشمان فرزند خود نگاه کنید. مراقب باشید نگاه‌تان حالت خیره و تهدیدآمیز نداشته باشد بلکه نگاه اطمینان بخش و امیدوار کننده همراه با مهربانی باشد تا صمیمیت و اعتماد برای برون‌ریزی احساسات منفی فرزندتان مهیا شود.
همراهی بیشتر با فرزند| هنگامی که کودکان چنین آسیب‌دیدگی را تجربه می‌کنند، والدین باید برای مدتی همراهی و حضورشان را در کنار کودک بیشتر کنند. او را تنها به جایی نفرستید و بیشتر مراقبش باشید. در این شرایط به فرزندتان فضا می‌دهید تا برای پشتیبانی و دریافت حمایت به شما اعتماد کند.
 یاد دادن بروز احساسات| بیشتر بچه‌ها نمی‌دانند وقتی احساس ناراحتی می‌کنند باید چه کار کنند بنابراین پرخاشگر می‌شوند یا رفتارهایی برای جلب توجه از خود نشان می‌دهند. کودک‌تان را تشویق کنید درباره احساساتش صحبت کند و احساسات او را معتبر بشمارید. اگر ترسیده، خشمگین یا ناایمن است، به هیجانات او گوش دهید و سعی نداشته باشید به اجبار، احساس او را تغییر دهید یا انکار کنید. به کودک‌تان اطمینان دهید هرکاری از دست‌تان بر بیاید، برای ایجاد حس امنیت در او، انجام می‌دهید.
 الگوی خوب بودن| شما الگوهای فرزندانتان هستید پس در شرایط آسیب، ابتدا باید آرامش درون خودتان را حفظ کنید. در ضمن، بر اساس سن و نیازهای کودک‌تان، ممکن است نیاز باشد تا از روان درمانگر حرفه‌ای برای بهبود مسائل رفتاری و هیجانی کمک بگیرید.

نویسنده: صدیقه معدنی| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی 

فیلم‌های فجر 1400؛ کدام فیلم‌ها را نباید در جمع خانواده دید؟

چهلمین جشنوارۀ فجر هم با تمام فراز و فرودهایش به اتمام رسید. فجر 1400 در بحبوحۀ همه‌گیری کرونا، جذابیت‌ها و چالش‌های خاص خودش را داشت. از حذف و اضافۀ فیلم‌ها تا آخرین ساعات مهلت انتخاب، تا حذف جایزۀ بهترین فیلم از نگاه مردم، و رقابت شیرین تماشاگران برای ذخیره صندلی‌های سینماها… . همۀ این اتفاقات، فضای پر تب و تابی را برای بدنۀ سینما فراهم کرد تا مثل هرسال، از زنده بودن خود خبر دهد. این رویداد، بعنوان نقطۀ آغاز سال سینمایی ایران، تأثیر بسزایی در جهت‌دهی جریان فرهنگی و رسانه‌ای کشور دارد.

زمستان‌های هرسال، برای منتقدین سینمای ایران، بهار فیلم و فیلم‌سازی است. رویداد 10 روزۀ فجر فرصتی است تا به بهانۀ فیلم‌های انتخابی، فضای فیلم‌سازی کشور ازنظر فنی و محتوایی به نقد کشیده شود. در این میان، سامانۀ هدایت مصرف کدومو، مانند سالهای گذشته و با نظر به شعار رسانۀ امن برای خانواده، قدم به وادی نقد آثار مهمترین رویداد سینمایی کشور گذاشته است.
کارشناسان کدومو، با تکیه بر شیوه‌نامه‌های ارزیابی و براساس بروزترین معیارهای توصیه‌گری، فیلم‌های جشنواره فجر را ارزیابی کرده و تقدیم شما خانواده‌های ایرانی می‌کند. کدومو، دستیار انتخاب هوشمندانۀ رسانه در کنار شماست، تا جشنواره را با عینک تربیتی برانداز کنید.

 

در جشنوارۀ فجر چهلم، 22 فیلم به نمایش درآمد
ملاقات خصوصی، موقعیت مهدی، شهرک، علف‌زار، شادروان، مرد بازنده، برف آخر، دستۀ دختران، نگهبان شب، خائن‌کشی، بی‌رویا، بدون قرار قبلی، بیرو، هناس، بی‌مادر، 2888، شب طلایی، ضد، نمور و درب
 این‌بار، ضمن ارزیابی جداگانۀ هر اثر در سایت کدومو، در این نوشتار توجه شما را به ارزیابی کلی محصولات جلب می‌کنیم.

میانگین ردۀ سنی محصولات: +15
تقریباً 70% محصولات، دارای سطحی از خشونت، ترس و ناهنجاری هستند که تماشای آنها را برای مخاطبان زیر 15 سال ممنوع می‌کند. در زمینۀ مضمون نیز، درون‌مایۀ اکثریت محصولات نمی‌تواند منطبق بر اقتضائات ردۀ سنی کودک و نوجوان باشد. مجموعۀ این محصولات، از نظر جذابیت بصری، هدف داستانی و ریتم فیلم همراهی کودک و نوجوان را برنمی‌انگیزد.  بنابراین مجموعاً 17 اثر از 22 اثر، فاقد معیارهای لازم برای همراهی کودک هستند.
در ادامه، به بررسی شاخص‌های پرتکرار هریک از معیارهای ارزیابی در آثار می‌پردازیم.

خشونت: 3
خشونت خانگی:
خشونت در محصولات رسانه‌ای، دامنۀ گسترده‌ای از اعمال انسانی را دربر می‌گیرد که امنیت روانی مخاطب را تهدید می‌کند. با بررسی 22 فیلم جشنوارۀ فجر، به یک مؤلفۀ پرتکرار در روایت‌ها رسیدیم و آن، «خشونت خانگی» است.
در یک نگاه کلی، مؤلفۀ خشونت خانگی، بیشترین فراوانی را در مجموعۀ آثار به خود اختصاص داده است. در 8 فیلم از 22 فیلم، شاهد خشونت خانگی بعنوان محور اصلی داستان هستیم. خشونت خانگی، عبارت است از هرگونه عمل خشنی که در بستر خانواده اتفاق افتاده است. دعواهای خانوادگی، تهدید، تحقیر و درگیری فیزیکی، ازجمله مصادیق پرتکرار در فیلم‌هایی با مضمون خانوادگی است. تعدد این صحنه‌ها در محصولات، پیام‌های مثبت را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این چالش‌ها معمولا تا پایان داستان، جبران نشده و بعنوان تصویری واقعی از خانوادۀ ایرانی نمایش داده می‌شود.
خانواده بعنوان کانون نزاع و مشکلات عدیده، تصویری است که از این محصولات دست می‌دهد. مجموعۀ این مصادیق، شرایط نامساعدی را برای تماشاگر به همراه دارد. بنابراین، این آثار برای تماشای خانوادگی توصیه نمی‌شود. این نوع از بازنمایی، تصویر خانواده را بعنوان نهاد امن مخدوش می‌کند.
در دستۀ دیگری از محصولات نیز، شاهد خشونت خانگی نه بعنوان محور بلکه بعنوان شاخصی کم‌تکرار هستیم که فاقد اثرگذاری جدی است، اما وجود دارد.
ترس: 2
دلهره از تنش:
این مؤلفه در ارتباط تنگاتنگ با خشونت است. به دلیل غلبۀ خشونت در روال کلی داستان‌ها، مخاطب در سراسر طول تماشا، درگیر اضطراب ناشی از خشونت است. این مؤلفه زمانی اثرگذاری بیشتری دارد که دلهره در بستر خانواده دست دهد. دلهرۀ ناشی از نزاع خواهر و برادر، زن و شوهر و یا اضطراب ناشی از درخطر افتادن خانواده، فضایی سنگین و متشنج می‌آفریند.

ناهنجاری اجتماعی: 3
مصرف دخانیات و مواد:
تقریبا در 13 فیلم، شاهد مصرف دخانیات توسط شخصیت‌های مثبت و منفی هستیم. مصرف اعتیادگونۀ دخانیات توسط شخصیت‌های مثبت، درصد اثرگذاری ناهنجاری را بالا می‌برد. در ملاقات خصوصی، شاهد نمایش مستقیم و با تعلیق مواد هستیم. در این فیلم، قاچاق مواد در بستر خانواده و توسط زنان انجام می‌شود. صرف نمایش این مصادیق، ولو باوجود نکوهش و توجیه داستانی در روایت، اثرگذاری ناهنجاری را افزایش می‌دهد.
ناسزاگویی:
در 9 فیلم از 22 فیلم، شاهد ناهنجاری کلامی در قالب الفاظ رکیک (نه معمولی) هستیم. ناسزاها عموماً میان اعضای خانواده ردوبدل می‌شود و همین عامل، میزان اثرگذاری و نمرۀ معیار را افزایش می‌دهد. تعدد کاربرد این الفاظ در طی تماشا، مخاطب را می‌آزارد.
رابطۀ خارج از عرف:
در 8 فیلم از مجموعه آثار، شاهد روابط بین دختر و پسر هستیم. این روابط در دو سطح قابل بررسی است. نخست اینکه برخی روابط، منتج به ازدواج شدند. که الگوپذیری ناهنجار را کاهش می‌دهد. در ملاقات خصوصی، زن و شوهر داستان قبل از ازدواج، رابطۀ دوستانۀ جذاب و اروتیکی دارند. دوم، روابط دختر و پسر که  دوستانه باقی می‌ماند. سوم، اشاره به رابطه و فرزند نامشروع در طی داستان است که قبح آن برای مخاطب مشخص است. ایدۀ داستان علفزار نیز، همین حقیقت نابهنجار است. اشارۀ مستقیم به تجاوز و رابطۀ نامشروع، نوعی قبح‌شکنی در روایت تجاوز را رقم زده است. بدیهی است که نمایش روابط، ولو با توجیه داستانی، اثر خاص خود را بر مخاطب کم‌سن خواهد داشت.

 

دروغ و خیانت:
محور 7 فیلم از جشنواره، بر دروغ و خیانت استوار است. روابط خانواده به‌گونه‌ایست که دروغ و خیانت به راحتی رخ می‌دهد. خیانت و بی‌اعتمادی در روابط پدر و دختری، زن و شوهری، خواهر و برادری و یا روابط کاری، مشهود است. در فیلم شب طلایی، مرد به خانواده خیانت می‌کند. پدر تعهد مالی به خانواده نداشته و حتی به اموال خانواده با قلدری دست‌درازی می‌کند. در فیلم علفزار، زن به مرد خیانت می‌کند. در بی‌مادر نیز مرد به زن خیانت می‌کند و یا در شهرک، شخصیت اصلی، نامزد اولش را نادیده می‌گیرد.
در روابط کاری نیز، شاهد خیانت مسئولین، آقازاده‌ها و شرکای کاری هستیم. مرد بازنده، علفزار و نگهبان شب، ازجمله محصولات حاوی این شاخص هستند.
گرچه در پایان داستان، دروغ و خیانت عقوبت شده و بعنوان عامل برهم‌زنندۀ روابط تلقی می‌شود. اما نهاد خانواده و جامعه در چنین شرایطی، نهادی غیرقابل اعتماد تصویر می‌شود، که بروز خیانت در آن عادی است.

 

پیام مثبت/منفی: 2
همدلی:
به موازات روایت مشقثت‌های زندگی، اختلافات و تلخی‌ها، همدلی‌هایی به تصویر کشیده‌می‌شود که هم بر روند روایت و هم بر تزریق امید به بیننده اثرگذار است. در فیلم بدون قرار قبلی، روابط همدلانه، منجر به نتایج دلچسب می‌شود؛ بهبود بیماری کودک اوتیستیک، ایجاد احساس تعلق به خاک و ریشه خانوادگی، و نیز تعهد به دین بعنوان یک حقیقت پایدار و آرامشبخش از نتایج همدلی میان شخصیت‌ها در فیلم است. در بیرو، همدلی مربیان به شاگردان، منجر به موفقیت‌های بزرگ مادی و معنوی برای قهرمان داستان می‌شود.

 

بی‌اعتمادی:
ازجمله پیام‌های منفی برخاسته از آثار، بی‌اعتمادی ناشی از اختلافات و خیانت‌هاست. مخاطب در پایان فیلم، ممکن است جامعه و حتی خانواده را نهادهای نا ایمنی بیابد که نفاق، دشمنی و زدوبند در آن عادی است. بی‌رویا یکی از اصلی‌ترین مصادیق الای بی‌اعتمادی در خانواده است.

انفعال:
 بطورکلی، محصولاتی که مضمونی اجتماعی و خانوادگی دارند، متضمن نوعی از انفعال هستند. یعنی در ادامۀ توصیف سختی‌ها و چالش‌های زندگی، راه حلی برای رفع این موانع تصویر کنند. و مخاطب با یک درد عمیق تنها می‌گذارند. توصیف در شرایطی کارساز است که سازنده، در انتها راهی ایجابی برای حل مسائل در چنته داشته باشد. نمایش این انفعال در اثرگذاری خشونت‌ها، ناهنجاریها و دلهره‌ها، نقش بسزایی دارند. در فیلم شب طلایی، مادر هیچ راه حلی برای بهبود روابط خانوادگی پیدا نمی‌کند. در آخرین سکانس‌های فیلم، فرزندان زمانی مادر را ترک می‌کنند که هیچ اختلافی حل نشده است. و یا در فیلم لایه‌های دروغ می‌بینیم که ایران، کشوری درگیر بدترین مشکلات اجتماعی به تصویر کشیده شده است.

 

الگوپذیری مثبت/منفی: 2
قهرمان:
قهرمانان داستان‌ها در قوارۀ قهرمان حماسی و ملی می‌توانند برای مخاطب نوجوان الهام‌بخش باشند. شخصیت شهدا در فیلم موقعیت مهدی، علیرضا در فیلم بیرو، شهید رضایی‌نژاد و خانواده‌اش در هناس، دختران رزمنده در دستۀ دختران، رزمندگان 2888 و یا نیروهای حزب جمهوری در فیلم ضد، نمایانگر قهرمانی در سطح ملی و حماسی هستند.
بدیهی است که به دلیل ژانر جنگی برخی از این محصولات، بروز خشونت فیزیکی و جنگی تاحدی بدیهی است. بنابراین لازم است والدین، نوجوان خود را در تماشای این آثار همراهی کنند.
شخصیت مثبت و تلاشگر:
الگوهای داستانی که ذیل این شاخص می‌گنجند، نه بعنوان قهرمانان تمام عیار، که بعنوان شخصیت‌هایی همراه و همدل، روایت را تعدیل می‌کنند. شخصیت متعهد بازپرس در علفزار و مرد بازنده، مخاطب را امیدوار می‌کند. «امیرحسین» در علفزار در میان ویرانۀ پرونده‌های قضایی، تکیه‌گاه محکمی برای احقاق حق است. «آرام» در نمور، تمام تلاش خود را برای گرما بخشی به کانون خانواده می‌کند. مأمور برق در فیلم درب و یا دامپزشک متعهد فیلم برف آخر نیز از  این دسته‌اند.

 

نشان سلامت کدومو؛ با خانواده ببینید
در مجموع، با بررسی 22 فیلم سینمایی چهلمین جشنوارۀ فجر، کدومو 4 فیلم را در ردۀ فیلم‌های سالم معرفی می‌کند. این فیلم‌ها دارای کمترین میزان خشونت، ترس و ناهنجاری اجتماعی و همینطور دارای مضامین متعالی هستند که ارزش تماشای خانوادگی دارند:
1.    فیلم «بیرو»؛ +9:
روایت زندگی پر فرازونشیب علیرضا بیرانوند، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال ایران است. علیرضای 14 ساله، داستان پیوستن به تیم ملی را روایت می‌کند. که سرشار از روحیۀ تلاش، امید و اخلاق‌مداری است. این اثر دارای شرایط لازم برای تماشای خانوادگی است و می‌تواند برای مخاطب نوجوان الهام‌بخش باشد.
2.    فیلم «بدون قرار قبلی»؛ +15:
این اثر، عنوان بهترین فیلم از نگاه ملی در جشنوارۀ فجر 1400 را از آن خود کرده است.
«یاسمین»، به ایران بازمی‌گردد و در کشاکشی زیبا، ارزش اصالت و خانواده را درمی‌یابد. این فیلم نمایانگر، روابط همدلانۀ خانوادگی ودوستانه است. این اثر خالی از هرگونه خشونت، ترس و ناهنجاری است. و می‌تواند فضای امن و امیدبخشی را برای مخاطب فراهم آورد. تماشای این فیلم برای نوجوان زیر 15 سال نیز بلامانع است. به شرط اینکه والدین در فهم روند داستان با فرزندشان همراهی کنند.
3.    فیلم «موقعیت مهدی»؛ +13:
فیلمی در ژانر بیوگرافی، داستان زندگی شهید مهدی باکری است. روایتی پرکشش از زندگی این قهرمان ملی است که سعی دارد وجوه زندگی خانوادگی این شهید را نیز به نمایش بگذارد. تماشای این اثر به دلیل انفجارهای پی درپی در میدان جنگ برای کودک دلهره‌آور است. بنابراین لازم است والدین نوجوانان کم‌سن را در تماشای این اثر همراهی کنند.

 

4.    فیلم «درب»؛ +13:
فیلم «درب» در ژانری اجتماعی، روایتگر مأمور برقی است که قرار است مشکل قطعی برق خانه تک و دورافتاده‌‌ای از روستا را برطرف کند. ساکنین این خانه پدر و پسری هستند که زندگی ساده‌ای دارند و پدر از پسر بیمارش مراقبت می‌کند. این فیلم هیچ‌گونه صحنه خشونت‌آمیز و نابهنجار ندارد. این اثر مشکلات روستاها و تلاش مأمور برق در کمک‌کردن به روستائیان را به نمایش می‌گذارد.
5.    فیلم «هناس»؛ +15:
فیلمی عاشقانه، براساس یک داستان واقعی از زندگی شهید هسته‌ای، داریوش رضایی نژاد است. حسین دارابی با برداشتی آزاد از زندگی شهید، مشکلات و درگیری‌های زندگیِ پیش از شهادت او را از منظر همسرش، خانم شهره پیرانی، به تصویر کشیده است، بنابراین فیلم ساختار و فضایی زنانه دارد. لحظه ترور شهید رضایی‌نژاد در کنار خانواده‌اش و نمایش خون، تیراندازی و جنگ و ویرانی از جمله خشونت‌های این فیلم است و تماشای آن برای نوجوانان کم‌سن و خردسالان مناسب نیست.