نحوه تغذیه صحیح شیرخواران

شیرخواران

تغذیه صحیح در شیرخواران اهمیت ویژه ای دارد

شیر مادر غذای منحصربه فرد وایده آل برای کودک در شش ماه اول زندگی است. از لحظه تولد تا پایان 6 ماهگی شیر مادر به تنهایی تمام نیازهای غذایی شیر خوار را تا مین می کند اما بعد از شش ماهگی شیر مادر به تنهایی جوابگوی نیاز های کودک نمی باشد و بایدپس از پایان شش ماهگی به تغذیه صحیح در شیر خوران پرداخته شود که لازمه سلامت آنها می باشد.

تغذیه صحیح در شیر خوران چه اهمیتی دارد

برای تهیه غذای شیرخوار چه مواد غذایی بهتر است استفاده کنیم چه موادغذایی در این زمینه برایتان مفید هستند مصرف غذاهای بیرونی توسط اطفال چه عوارضی به دنبال دارد ؟پیشنهادات مختلف در این زمینه چگونه اند.
غذایی که والدین در خانه و از روی کتاب های راهنما برای نوزاد خود تهیه می کنند، اغلب چربی و کالری زیاده از حدی دارد و غذاهای نوزاد موجود در فروشگاه ها هم کمتر از حدی که کودک برای رشد نیاز دارد، حاوی چربی و بعضی مواد مغذی است.
محققان بریتانیایی هم چنین دریافتند، هزینه تهیه غذای خانگی برای نوزاد کمتر و تنوع سبزیجات در آن بیش تر است.

تغذیه صحیح در شیر خوران

تغذیه صحیح در شیر خواران منجر به رشد و سلامت آنان می شود. 

شارون کارستیرز از دانشگاه آبردین اسکاتلند که این تحقیق را انجام داده، می گوید کودکان با توجه به رشد سریع شان، بیش از بزرگسالان به چربی نیاز دارند اما تاکید می کند:«دوست نداریم نوزادان ما رژیم غذایی پر از چربی شان را در کودکی و بزرگسالی هم داشته باشند چون این باعث ایجاد مشکل می شود.»
تحقیقات قبلی نشان داده، غذاهای کودک موجود در بازار تقریبا به اندازه شیر مادر مغذی است اما تنوع کافی را ندارد. این در حالی است که تغذیه درست کودک از حدود سن 6 ماهگی که می تواند غذاهایی به جز شیر مادر بخورد، بسیار مهم است چون در این سن، هم ذائقه آن ها شروع به شکل گیری می کند و هم برای رشد، به میزان کافی از مواد مغذی و انرژی نیاز دارد.

از چه زمانی به شیر خواران میوه بدهیم؟
 کودکان از زمان تولد تا 6 ماهگی تنها نیاز به شیر مادر دارند. از 6 ماهگی و با آغاز تغذیه تکمیلی که نوع غذا خوردن کودک از حالت مایع به لعابی، پوره، پوره سفت و غذای سفره تغییر می کند، تغییرات تکاملی برای دریافت مواد غذایی در کودک ایجاد شده و بنابراین تنوع مصرف خوراکی ها هم شروع می شود اما این تنوع با مقدار کم یعنی یک قاشق مرباخوری شروع می شود و تا 12 قاشق مرباخوری می رسد تا بدن نوزاد آنزیم لازم برای هضم را داشته باشد. از آنجا که ممکن است کودکان زمینه حساسیت به میوه داشته باشند، باید مصرف را با میوه هایی شروع کرد که زمینه ایجاد حساسیت ندارند.
 بهترین میوه ای که در چند هفته ابتدایی آغاز تغذیه تکمیلی می توان وارد برنامه غذایی کودک کرد، آبمیوه رقیق است که به تدریج به غلظت آن افزوده می شود. در مورد سبزی ها هم بهتر است تغذیه با آب هویجی که با آب سیب مخلوط شده آغاز شود. به تدریج و با بزرگ شدن کودک می توان میوه ها را به صورت پوره و بعد تکه های کوچک در روند افزایش جویدن و بلعیدن وارد برنامه غذایی کودک کرد. آخرین میوه ای که در این روند باید وارد برنامه شود، مرکبات است، زیرا مرکبات ممکن است حساسیت زا باشند. تنها انتخاب موجود در میان مرکبات آب لیمو شیرین است که میزان حساسیت زایی آن از دیگر انواع مرکبات کمتر است.

 

تاثیر شگفت انگیز تشویق کردن کودکان

تشویق کودکان

فواید تشویق کودکان

تشویق کردن کودک هنگام انجام رفتار درست باعث می شود کودک انگیزه بیش تری درجهت انجام رفتارها و اعمال مثبت پیدا کند.والدین و اطرافیان باید به این نکته توجه داشته باشند که هنگام تشویق کردن نباید به شخصیت کودک برچسب بزنند و فقط باید رفتار او راتحسین کنند.

تشویق باید به نوعی باشد که تصویر واقعی عمل کودک را نشان دهد و نباید شکلی اغراق آمیز و غیرواقعی بگیرد. تشویق جایگاه مهمی در اصول تربیتی در کودکان دارد.یکی از بهترین راه ها برای تشویق کودک به رفتارهای خوب، استفاده از جایزه دادن است.

تشویق کودکان

تشویق کودکان چه تاثیری دارد؟

تشویق و تحسین زمانی موثر واقع می شوند که از روش های مناسب و صحیح جهت تشویق کودک استفاده شود.مثلا رفتارهای خوب فرزندتان را در طول روز یادداشت کنید ودر پایان روز در مورد آن با او صحبت کنید.این عمل باعث کودک احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند.
پاداش دادن به رفتارهای مثبت کودک،از طریق علاقه نشان دادن،ابراز صمیمیت ولبخند،نوازش ودر آغوش کشیدن از ساده ترین ودر عین حال تاثیر گذارترین روش تشویق است.
جایزه یکی از پاداش های نیرومند است که می تواند برای تغییر رفتار مورد استفاده قرار گیرد.

سعی کنید نوع روش تشویقی که برای فرزندتان در نظر می گیرید متناسب با سن او باشد.در این زمینه والدین باید خلاق باشند واز روش های کلامی و غیرکلامی یکسانی برای تشویق فرزندشان استفاده نکنند.

در برابر نگرانی های کودکان چه واکنشی نشان دهیم؟

نگرانی های کودکان

چگونه نگرانی های کودکان خود را کم کنیم؟

بسیاری از کودکان امروزی دچار اضطراب و آسیمگی هستند و مسلما برای والدین آنها بسیار دردآور است ببینند فرزندشان از موضوعی ناراحت یا نگران است.برخی تجارب دوران کودکی باعث شکل گیری شخصیت نگران در افراد می شود. از آن جمله می توان به والدین نگران، تاکید بر خطرناکی جهان، حمایت افراطی والدین از کودک، جدایی والدین، مرگ والدین، داشتن والدین بی عاطفه و نامهربان، نظام پاداش و تنبیه پیش بینی ناپذیر و… اشاره کرد. شاید کنجکاوید که در این رابطه اطلاعات بیشتری به دست آورید و بدانید فرزندتان یا خودتان گرفتار این شخصیت هستید یا نه. توضیحات مفصل در این رابطه را با تعریفی از اضطراب شروع می کنم.

نگرانی های کودکان

نگرانی های کودکان و اضطراب چیست؟

اضطراب شایع ترین اختلال قرن است که در هر سنی دیده می شود. از هر 8 کودک 1 نفر مبتلا به اختلالات اضطرابی است. این اختلالات متنوع هستند. البته داشتن اضطراب و گذر از آن بخشی از دوران کودکی است، مثلا خیلی از کودکان از موجودات خیالی می ترسند، یا نگران سلامت خود و والدینشان هستند و…، اما مهم این است که این نگرانی ها موقت و گذراست. در اختلالات اضطرابی، نگرانی ها به طور مستمر و مداوم وجود دارند و باعث اختلال در عملکرد روزانه کودک مثل صحبت کردن در مهدکودک و کلاس، اجتناب از بازی کردن با همسالان، ترس از خوابیدن بعد از تماشای فیلم ترسناک و… می شوند.

انواع اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی به چند گروه تقسیم می شوند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم و راهکار هایی برای درمان آن ها ارائه خواهیم داد.

اختلال اضطرابی منتشر

اگر کودک شما نگرانی زیاد و غیرقابل کنترلی در مورد بسیاری از موضوعات مثل تنش های خانوادگی، ارتباط با همسالان، فجایع طبیعی مانند زلزله (به خصوص بعد از فاجعه اخیر در زلزله کرمانشاه)، مسائل تحصیلی و… دارد و علائم آن شامل بی قراری، بی خوابی، کاهش تمرکز و تحریک پذیری است یعنی مبتلا به اختلال اضطرابی منتشر شده است.

اختلال اضطراب اجتماعی

این اختلال شامل ترس و نگرانی شدید کودکان از حضور در موقعیت های اجتماعی است. کودک از تلفن زدن، شروع مکالمات با دوستان، غذا خوردن در جمع، پاسخ دادن به معلمان و… اجتناب می کند. معمولا این کودکان آهسته صحبت می کنند، به چشم های دیگران نگاه نمی کنند و از ارتباط با همسالان پرهیز می کنند.

اختلال اضطراب جدایی

کودکان به طور طبیعی بین 18 ماهگی تا 3 سالگی در صورت جدایی از مادر نگران و مضطرب می شوند. اگر اضطراب جدایی از مادر به مدت طولانی و با شدت بالا باشد؛ یعنی مثلا کودک از رفتن به مهدکودک یا مدرسه اجتناب کند و علائمی مانند ترس شدید، حالت تهوع و استفراغ صبحگاهی، تعریق، تپش قلب و… داشته باشد، اختلال محسوب می شود. این نوع اختلال معمولا در سنین 7 تا 9 سالگی و بعضا در سنین بالاتر بروز پیدا می کند.
اختلالات اضطرابی هم می تواند ژنتیکی باشد و هم عوامل محیطی و رفتاری در بروز آن دخالت داشته باشند. در ادامه به برخی از این مواد اشاره می کنیم:

1. بعضی اختلالات اضطرابی ژنتیکی هستند و از والدین به فرزندانشان به ارث می رسند.

2. والدین نگران، نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت نگران و مضطرب کودکانشان دارند. الگو های رفتاری این والدین از آن ها به کودک می رسد و طبیعی است یک مادر یا پدر نگران که در رویارویی با اتفاقات روزمره با رفتار های توام با اضطراب واکنش نشان می دهند، به فرزندانی که ناظر هستند نیز می آموزند در ارتباطات با محرک ها واکنشی مشابه آن ها داشته باشند. این والدین به کودکانشان می آموزند دنیا جای خطرناکی است و مرتب برای کودکشان تکرار می کنند باید مراقب خود باشد و نمی تواند با هر کسی دوست شود و… در این شرایط کودک مضطرب می شود و رفتاری دفاعی نسبت به دنیا و محیط اطرافش دارد و در هیچ جا احساس امنیت نمی کند که این مساله بسیار آسیب زاست.

3. حمایت بیش از حد کودک نیز می تواند علت شکل گیری شخصیت نگران شود. والدین بیش تیمار والدینی هستند که همیشه و همه جا از کودک حمایت می کنند و اجازه نمی دهند از همان ابتدا کودک خود حتی راه رفتن را تمرین کند. مرتب پشت او هستند تا مبادا زمین بخورد و بعدا هم در مهدکودک و مدرسه مرتب با مراکز تماس می گیرند و جویای وضعیت فرزند خود می شوند. کودکان این والدین وقتی بزرگ تر شوند، حمایت افراطی از آن ها همچنان وجود دارد والدین همیشه با رفتاری اضطرابی دنبال رفع مسائل مربوط به فرزندشان هستند. طبیعی است چنین کودکانی وابسته بار بیایند و نتوانند در جامعه مستقل رفتار کنند. شخصیت وابسته مستعد افسردگی و انواع اضطراب هاست.

4. جدایی والدین مخصوصا اگر با تنش همراه باشد و این تنش نیز بین همسران سابق همچنان ادامه یابد و آن ها مرتب به بدگویی از هم بپردازند و با بچه ها علیه والد غیرسرپرست یا سرپرست یارکشی کنند، باعث ایجاد نگرانی های زیادی در کودک می شود و حس عدم امنیت را در آینده القا می کند که در شخصیت او تاثیرگذار است.

5. مرگ والدین یا یکی از آن ها نیز بسیار آسیب زاست و هرچه سن کودک پایین تر باشد و سال های بیشتری را با نبود والدین بگذراند، آسیب بیشتر می شود. این کودکان حس عدم امنیت را تجربه می کنند و در اضطراب دائم به سر می برند. این ترس که حامی ندارند و باید به تن هایی از پس مشکلات بربیایند باعث می شود شخصیتی نگران و مضطرب پیدا کنند.

6. والدینی که مهر و محبت کافی به فرزندان ندارند و در بروز احساسات سرد هستند باعث می شوند فرزندان دچار دلبستگی ناایمن شوند و زمینه ساز شخصیت اضطرابی در آن ها هم هستند، چون کودک همیشه حس بی پناهی دارد.

7. رفتار های غیرقابل پیش بینی والدین مخصوصا در مورد تشویق و تنبیه می تواند زمینه ساز اضطراب شود. آنچه حس امنیت و آرامش به کودک می دهد، ثبات در رفتار والدین است. کودک باید بداند رفتار های درست همیشه تشویق در پی دارد و با رفتار نادرست تنبیه می شود. والدینی که خلق تحریک پذیر و اختلالات خلقی دارند و در لحظاتی که نگران، عصبی و… هستند، رفتار های غیرقابل پیش بینی دارند باعث نگرانی و اضطراب کودک می شوند، زیرا کودک نمی داند در مواجهه با والدین چه بازخوردی می بیند.

میان عواملی که باعث بروز رفتار اضطرابی و شکل گیری شخصیت نگران در کودک می شود، از برخی موارد نمی توان پیشگیری کرد و این مساله نه تقصیر والدین است و نه کودک، اما در برخی شرایط فرزندپروری نادرست دخیل است که باید با مشاوره و اصلاح آن آینده ای شاد را برای فرزندان رقم زد.

7 واکنش مناسب به نگرانی های کودک

7 نکته ای که در ادامه می خوانید، به شما کمک می کنند واکنش مناسب و مبتنی بر همدلی به نگرانی های فرزند خود نشان دهید:

1. به او نگویید که نباید نگران باشد. هدف شما این است که نگرانی او را در موقعیت های مختلف کاهش دهید، نه اینکه احساس او را از اساس سرکوب کنید.

2. به صحبت هایش گوش دهید و شنونده فعال باشید؛ یعنی مستقیم به او نگاه کرده و به صحبت هایش با دقت گوش کنید. با کلمات خودتان، ولی قابل فهم برای او حرف هایش را تکرار کنید و به او انعکاس دهید.
برای مثال بگویید:«من متوجه شدم رفتن به مهدکودک جدید باعث شده نگران شوی.»

3. او را تحقیر نکنید و هرگز نگویید:«این موقعیت که اصلا ترس نداره، چرا می ترسی؟ یا اینکه «مگه تو بچه کوچکی که می ترسی؟»

4. نباید از موقعیت هایی که موجب ترس و اضطراب کودکان می شود، دوری کنید. برای مثال، اگر کودک از صدای خاصی می ترسد، به محض شنیده شدن آن صدا نباید کودک را سراسیمه از محل دور کنید. بعد از درک کودک و همدلی با او ابتدا در بازی ها سپس به تدریج و با حضور خودتان، فرزندتان را با آن موقعیت روبرو کنید.

5. با کودک در مورد نگرانی هایش صحبت کنید. به طور مثال، اگر می خواهد برای روز اول به مدرسه برود در مورد محیط مدرسه صحبت کنید و خودتان اگر احساس نگرانی مشابهی را تجربه کرده اید در موردش حرف بزنید و روش کنار آمدن را نیز به او آموزش دهید. در آخر هم در مورد مزایای آن موقعیت کمی توضیح دهید.

6. مراقب باشید زمانی که او به شدت احساس نگرانی می کند، با پرگویی اضطرابش را بیشتر نکنید. بعد از خوب گوش دادن و همدلی کردن با او صحبت کنید.

7. اگر اضطراب کودک شما زیاد است، بهتر است به روان شناس یا روان پزشک کودکان مراجعه کنید.

از دعوای بین کودکانتان نترسید

دعوای کودکان

به کودکان خود دعوا کردن را بیاموزید

دعوا، یکی از مزایای داشتن خواهر یا برادر در خانه است. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری داردکه با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. والدین باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند…

احتمالا برای همه والدین دعوای میان کودکان نگران کننده است. جیغ های ممتد، درگیری های لفظی، کتک کاری و… نه تنها اضطراب، اضطرار و پریشانی والدین را درپی دارد که در شرایط پیچیده تر باعث بیدار شدن حس گناه در والدین می شود.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به خود بگویید:«لابد درست تربیتشان نکرده ام که اینگونه با هم دعوا می کنند». شما قبل از هر چیز نیاز به صبر و تحمل فراوان دارید، باید به خوبی به صحبت های آنان گوش دهید و از میان دعواهای مبهم آنها، پیامشان را درک کنید، برای درک این پیام باید اجازه دهید که آنها شما را با خودشان به عمق دردها و مشکلات شان ببرند؛ آگاهی، قدم مؤثری در راه درمان است.

دعوای کودکان

دعوای کودکان

چگونه دعوای بین بچه ها را کنترل کنیم

1- خانواده آرمانی
تصور یک خانواده آرمانی که همه عاشق هم هستند و کودکان از صبح تا شب قربان صدقه هم می روند کار ساده ای نیست. در ارتباطات یک خانواده، عشق هست، کدورت هم هست، دوستی هست، دعوا هم هست. باید تحمل بروز حسادت، رقابت و حتی نفرت و دشمنی کودکان را داشته باشید. نگران احساس دشمنی میان فرزندانتان نباشید. احتمال اینکه شما یک نسخه دیگر از هابیل و قابیل در خانه داشته باشید، خیلی کم است. باید پذیرفت که رابطه خواهر و برادری همیشه بین دو قطب عشق و نفرت در نوسان است و گاهی این رابطه جنبه های تاریک هم دارد.
2- جنبه های مثبت ماجرا
از دعوای بین کودکانتان نترسید؛ هر چقدر هم که تحمل چنین درگیری هایی سخت باشد، باز هم دنیا به آخر نمی رسد. دعوا به کودک اجازه می دهد تا جایگاه خود را در خانواده و موقعیتش را نسبت به دیگری مشخص کند. تنها یک جر و بحث و یک دعوای شدید می تواند کاری کند که کودک زیر بار زورگویی خواهر یا برادر نرود و امتیازاتش را از دست ندهد. دعوا، یکی از مؤثرترین شیوه ها برای عرض اندام است. شاید کودک شما بیشتر از آنکه نیاز به عشق خواهری یا برادری داشته باشد، نیاز دارد که از حریم شخصی اش دفاع کند. نکته ای که در این میان بسیار مهم است، یادگیری این نکته است که بچه ها بفهمند باید در هر شرایطی احترام خواهر یا برادر خود را نگه دارند.
3- همه تان را به یک اندازه دوست دارم
می گوییم«همه تان را به یک اندازه دوست دارم» اما در عمل اوضاع فرق می کند. ممکن است شما احساس نزدیکی بیشتری به یکی از فرزندانتان داشته باشید. این امر کاملا طبیعی است اما باید به آن آگاه بود. علم به چنین احساساتی باعث می شود که از ارجح دانستن یکی نسبت به دیگری دست بکشید. تبعیض والدین اگر افراطی باشد، عواقب وخیمی در پی دارد. چنین تبعیضاتی به رابطه میان کودکان به شدت آسیب می زند و روابط آنها راتیره وتار می کند.
4- از این خائن کوچک متنفرم
فرزند اولی که تا همین دیروز تمام عشق و توجه والدینش را داشته و حالا محبت و عواطف مادرش را حول یک خائن کوچک می بیند که باعث تنهایی و بی توجهی به او شده است، کمترین عکس العملش تنفر است. اگر در چنین شرایطی قرار دارید، بهتر است که در مرحله اول شروع کنید به گفتن خاطراتی از کودکی اش. از اینکه او هم روزی مرکز توجه بوده و به همین شکل تغذیه و مراقبت می شده است. در مرحله دوم از امر و نهی کردن بیش از حد به فرزند بزرگ تر خودداری کنید؛ «دستش نزن، دردش می گیره» «سر و صدا نکن، بیدار می شه» «تکونش نده، تازه شیر خورده» این جملات باعث می شود که فرزند دوم به شکل یک مزاحم برای کودک بزرگ تر جلوه کند. به جای این جملات به او بفهمانید که بزرگ تر بودن به معنای تواناتر بودن است و کمک کنید تا تکیه گاه های جدیدی برای خود پیدا کند و بتواند کارهایش را بدون کمک بزرگ ترها انجام دهد. البته در این مسیر مراقب باشید که هرگز جمله «تو دیگه بزرگ شدی، خودت انجامش بده» را به زبان نیاورید.
5- لحظات خوب را یادآوری کنید
همانقدر که دعوا میان کودکان زیاد است، عشق و بازی و دوست داشتن هم به وفور میان خواهران و برادران دیده می شود. بهتر است این لحظات را در هنگام دعوا به آنها یادآور شوید. همانطور که به او حق می دهید از دست خواهر یا برادرش ناراحت و عصبانی باشد. می توانید به او بگویید:«تو الان از داداشت ناراحتی اما یادت می آید دیروز چقدر با هم بازی کردید و خندیدید و بهتون خوش گذشت؟ مطمئن باش باز هم همون طوری می شه»

دعوای کودکان

وظیفه والدین هنگام دعوا کردن کودکان

6- آیا باید مداخله کنم؟
بعضی از خانواده ها بر این باورند که والدین هرگز نباید در دعواهای کودکان دخالت کنند. اگر این باور را به شکل یک دستورالعمل کلی و همیشگی و غیرقابل انعطاف می بینید و عمل می کنید، باید بدانید که سخت در اشتباهید. همانگونه که نباید با شنیدن نخستین داد و فریادها به وسط معرکه رفت و میانجگیری کرد، نباید از دستورالعمل «دخالت نکردن دائمی» پیروی کرد.

مهم این است که شما بدانید چه وقت باید مداخله کنید. شرایطی که در آن خطر خشونت جسمانی وجود دارد، نیاز به مداخله والدین دارد. زمانی که خشونت کلامی از بدوبیراه های رایج خواهر و برادرها فراتر برود و کار به تحقیر و بی ارزش کردن و حمله به هویت طرف مقابل برسد. زمانی که دعواهای تکراری و هرروزه، یک نفر را مغلوب و دیگری را غالب معرفی می کند، باید جلوی این زورگویی و زورپذیری همیشگی را بگیرید. کودکان، عدم دخالت والدین را نشانه تأیید آنها می‎دانند، بنابراین یکی تا ابد زورگو و دیگری تا ابد «تو سری خور» بار خواهد آمد.
7- بیا بازی کنیم
کودکان، در زمان آشتی و آتش بس اغلب در حال بازی هستند. «جنگ بازی» «معلم و شاگرد بازی» «مامان بازی» اینها همه بازی هایی هستند که کودکان می توانند به شکل نمادین درگیری هایشان را حین آنها حل کنند. اگر چه ممکن است این بازی ها به دعوا بکشد اما شما فراموش نکنید که رابطه بین عشق و نفرت در نوسان است و بازی کمک می کند که نفرت ها را پشت سر بگذارند.
8- این یک قانون است
اگر شاهد کتک کاری یا فحش ها و تحقیرهای خارج از قوانین خانه هستید نخستین قدمی که باید بردارید این است که بگویید «بسه! دیگه کافیه!» به عبارتی مانع زیاده روی در فحش و کتک کاری شوید. حتی اگر دور از چشم شما در اتاق شان مشغول تکه پاره کردن هم هستند، شما باید به آنجا بروید و متذکر شوید که «مثل اینکه خیلی از دست هم دلخور و عصبانی هستید، اما اجازه ندارید از این جور حرف های زشت به هم بزنید». بچه ها در این مواقع حد و حدود را درک می کنند و خواهند فهمید که چه جملات و کلمات و زد و خوردهایی خارج از قوانین است و باید به آن پایبند باشند.
9- بازگشت به قلمرو خود
اگر با هم کتک کاری می کنند، باید آنها را از هم جدا و کاری کنید که هر کسی به قلمرو خودش بازگردد. بازگشت به میان وسایل و دوست داشتنی ها و به اصطلاح قلمروشان به آنها امکان آرام شدن می دهد. باید مراقب باشید که هرکدام در این مواقع به قلمرو دیگری تجاوز نکند و حریم هم را رعایت کنند.
10- حالا زمان حرف زدن است
وقتی آنها را از هم جدا کردید و آرام گرفتند، زمان حرف زدن فرامی رسد. بسته به عمق دعوا و میزان عصبانیت کودکان زمان آرام شدن آنها متفاوت است. ممکن است بعد از یک ربع، یا یک ساعت و گاه یک روز کودکان آرامش خود را بازیابند. تشخیص این زمان با شماست. پس از آن، کار شما این است که مانند یک داور بی طرف به بچه ها کمک کنید تا دعوا را تجزیه و تحلیل کنند و به آن مفهوم ببخشند. مراقب باشید که نباید طرف کسی را بگیرید. باید به نوبت و به اندازه به حرف های طرفین گوش کنید و به هر دو طرف به اندازه کافی مهلت حرف زدن بدهید. در این زمان باید سؤالاتی را مطرح کنید که به تقویت ارتباط و ادراک میان طرفین دعوا کمک کند؛ «اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟ درست، تو هم زدیش. اما حالا فکر کن ببین به نظرت چرا اسباب بازیت رو از دستت قاپید؟» اینگونه صحبت ها باید در حضور دوطرف دعوا باشد، در اغلب موارد سوا کردن کودکان و تنها صحبت کردن با آنها نتیجه ای در پی ندارد، چرا که یکی فکر می کند حقش خورده شده و دیگری غیبتش را کرده است.
11- حرف نمی زنی، نقاشی بکش
اگر با بچه ای سرو کار دارید که به هر دلیلی حرف زدن برایش سخت است، از راه های دیگری با او ارتباط برقرار کنید؛ راه هایی از قبیل نقاشی کردن. کودک از طریق نقاشی، نفرت، عصبانیت و حرف های خود را به شکل نمادین عنوان خواهد کرد.

نکات مهم و کلیدی در اصلاح رفتار کودکان

اصلاح رفتار کودکان

کاربرد شیوه های تربیتی که منجر به اصلاح رفتار کودکانتان می شود

از سنین خیلی پایین، بچه ها شروع به گفتن و انجام کارهایی می کنند که تنها هدفشان آزمودن عکس العمل والدین شان است. آنها به دقت نوع عکس العمل و پاسخی را که دریافت می کنند می سنجند و ارزیابی می کنند و از آن اطلاعات استفاده می کنند تا برای رسیدن به خواسته شان والدین شان را مجاب و وادار به انجام کاری مطابق میلشان کنند.

تا چند وقت دیگر میهمانی های خانوادگی و دید و بازدیدهای نوروزی شروع می شود و این برای بعضی از مادران به کابوس می ماند! کابوسی که با شیطنت های مهارنشدنی فرزندشان در جمع و تذکرهای پی درپی و گوشه کنایه شنیدن از دیگران رنگ واقعیت می گیرد.
شاید تجربه اش را داشته باشید که قبل از میهمانی به فرزندتان تذکرهای لازم را داده اید، انتظاراتتان را از او گفته اید و حسابی آماده اش کرده اید اما به محضی که چشم فرزندتان به غریبه ها می افتد همه چیز را از یاد می برد و با لجبازی، شلوغ کاری، پرخوری و پرحرفی، آبرو برایتان نمی گذارد.
در چنین شرایطی چه کار باید بکنید؟ چه تغییراتی در شیوه های تربیتی شما، منجر به اصلاح رفتار کودکانتان خواهد شد؟ ما برایتان چند نکته مهم و کلیدی را می گوییم که می تواند در اصلاح فرزندتان به شما کمک کند.

اصلاح رفتار کودکان

نحوه اصلاح رفتار کودک 

نکات کلیدی درباره ی نحوه ی رفتار با کودکان

1. وقتی فرزندتان در جمع رفتار بدی انجام می دهد، رفتار او را نادیده نگیرید، چون در این صورت، او به رفتارش ادامه می دهد و شما را عصبانی تر و شرمنده تر می کند. قاطعانه با او برخورد کنید؛ چیزی به او بگویید یا او را به کناری ببرید و با او صحبت کنید.
2. او را از عواقب رفتار زشتش مطلع کنید. مثلاً بگویید:«ادامه دادن این رفتار باعث می شود ما زودتر از اینجا برویم.» یا اینکه:«می خواهی نگذارم دیگر بازی کنی؟» و در صورتی که رفتار اشتباه را تکرار کرد، واقعاً تنبیه را اجرا کنید.
3. روش تربیتی تان را در جمع تغییر ندهید. این کار، هم کودک را سردرگم می کند و هم امکان سوءاستفاده را به کودک خواهد داد.
4. اگر فرزندتان رفتار اشتباهش را در چند میهمانی تکرار کرد، برای تنبیه، در میهمانی بعدی او را همراه خود نبرید تا رفتار درست را یاد بگیرد.
5. در پایان میهمانی به فرزندتان بازخورد دهید. به او بگویید کجاها درست رفتار کرده و کجاها رفتارش بد بوده. به او بگویید ادامه رفتار بد چه تنبیهی در پی دارد و تا روزی که دوباره به میهمانی بروید یا میهمان بیاید، می تواند فکر کند و ببیند ترجیح می دهد این تنبیه را تحمل کند یا رفتارش را تغییر دهد.
6. الگوهای رفتاری خوب به فرزندتان معرفی کنید. بچه های امروزی که در خانواده های کم جمعیت و کم رفت و آمد زندگی می کنند، گاهی تجربه کافی از رفتار مطلوب ندارند. به فرزندتان الگو نشان دهید اما بهتر است این الگو را در قالب قصه و داستان، فیلم و نمایش و کارتون و شخصیت های خیالی به او ارائه دهید. همذات پنداری کودک با چنین شخصیت هایی به مراتب بیشتر است.
7. گاهی در معیارهای خود تجدید نظر کنید. شاید شما سختگیری بی مورد می کنید. آیا از او می خواهید از ابتدا تا انتهای میهمانی از کنار شما تکان نخورد؟ آیا از او می خواهید با بچه های دیگر بازی نکند یا اشتیاق عیدی گرفتن نداشته باشد؟ اشتباه از شماست. اجازه دهید فرزندتان از آزادی های معمول یک کودک برخوردار باشد و تنها وقتی او را محدود کنید که رفتارش دور از ادب باشد یا به افراد و اشیا آسیب برساند

نکاتی که هر پدر و مادری باید درباره کودک خود بداند!

کودک

نکاتی که والدین باید در مورد کودکان بدانند

والدین در برابر کودکان خود رفتارهایی بروز می دهند که برخی از این رفتارها می تواند اشتباه باشد این رفتارهای اشتباه می تواند نشات گرفته از علاقه وافر والدین به کودکان خود باشند . در این مقاله نکاتی را کهوالدین باید در برابر کودک از آن آگاه باشند، آورده ایم.

مواردی که متخصصین کودک آرزو دارند والدین از آنها آگاه باشند

همیشه به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری کامل و بی عیب و نقص نیستند و همه ما اشتباه می کنیم
در مورد وعده های غذایی کودک سخت نگیرید
مواد غذایی سالم را روی میز بگذارید و نگران این نباشید که کودک چه میزان از آن را می خورد یا نمی خورد. بعضی از والدین کودکان دارای اضافه وزن سعی می کنند رژیم های سخت غذایی را به کودک تحمیل کنند و در نهایت نتیجه ممکن است حتی مشکلات شدیدتر اضافه وزن باشد. همچنین والدینی که کودکان کم وزن دارند ممکن است کودک را برای بیشتر خوردن تحت فشار بگذارند که این شیوه هم می تواند منجر به کمتر غذا خوردن کودک و تشدید مشکل شود. آنچه که مهم است، وجود تنوع در وعده های غذایی کودک است تا بتواند چیزی را که دوست دارد انتخاب کند و بخورد.

برای آموزش توالت رفتن به کودک عجله نکنید
در حالی که ممکن است شما برای از پوشک گرفتن کودک آماده باشید اما احتمال دارد کودک هنوز آمادگی لازم را کسب نکرده باشد. نگران نباشید! در واقع آموزش توالت رفتن به کودک را می توانید تا چهار سالگی به تعویق بیندازید. کودک باید برای شروع یادگیری آمادگی داشته باشد و این آمادگی اتفاق نمی افتد مگر اینکه زمان آن فرا رسیده باشد.

قوانین سخت گیرانه را کنار بگذارید
خردسالی زمانی است که کودک شما سعی می کند عدم وابستگی و استقلال را در وجودش پرورش دهد. بنابراین وضع قوانین سخت گیرانه تنها منجر به کشمکش و مبارزه برای قدرت خواهد شد. اراده خودتان را به کودک تحمیل نکنید بلکه به او فرصت انتخاب بدهید. درست مانند خودتان که هر روز با انتخاب های زیادی روبه رو هستید، فرصت های مشابهی را هم برای کودک فراهم کنید. و به او اجازه بدهید که برای خودش تصمیم بگیرد. مثلا برای شام به او امکان انتخاب بین دو غذا را بدهید. با این روش کودک احساس می کند که می تواند همان چیزی را بخورد که خودش انتخاب می کند. البته لازم است همیشه از اینکه کودک مواد غذایی سالم را هم مصرف می کند، اطمینان حاصل کنید.

کودک
کنار گذاشتن قوانین سخت گیرانه یکی از شیوه های تربیت صحیح است.

رفتارهای خوب کودک را ببینید
وقتی کودک رفتار نامناسبی انجام می دهد، والدین به سرعت واکنش نشان می دهند اما اغلب فراموش می کنند زمانی که کودک رفتار مناسبی انجام می دهد، او را مورد تشویق قرار دهند. متاسفانه چون والدین بیشتر بر این تمرکز دارند که از وقوع و شکل گیری رفتارهای نامناسب جلوگیری کنند، رفتارهای خوب و مناسب کودک را نادیده می گیرند و یا از آن غافل می شوند. به یاد داشته باشید اگر زمانی که کودک رفتار خوبی دارد او را مورد تشویق قرار دهید، بیشتر به تکرار آن رفتار تمایل نشان خواهد داد. بنابراین دفعه بعدی که کودک اسباب بازی هایش را بعد از بازی جمع آوری کرد، به شکل کلامی و غیرکلامی (بوسیدن و درآغوش گرفتن) او را مورد تشویق قرار دهید.
از دندان های کودک به خوبی مراقبت کنید
حتی اگر کودک برای شستن دندان هایش با مسواک مقاومت نشان می دهد، مسواک زدن دندان ها ارزش این جنگ و کشمکش را دارد! دندان های کودک در این سنین جای دندان های بزرگسالی هستند و به همین علت مراقبت از آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین به شکل و ظاهر دندان ها توجه داشته باشید تا در صورت وجود هر گونه نشانه هشدار مانند لکه های قهوه ای رنگ، متوجه آن بشوید. حتی زمانی که دندان های شروع به لق شدن می کنند هم نباید از آنها غافل شوید. معمولا پسرها در حدود 5 تا 6 سالگی و دخترها کمی زودتر دندان های شیری را از دست می دهند و دندان های جلویی قبل از دندان های عقب می افتند. اگر فکر می کنید فرزند شما دندان هایش را زودتر از دست داده است یا دندان های عقبی زودتر از دندان های جلویی افتاده اند، بهتر است با دندانپزشک کودک تماس بگیرید.

برنامه زمان بندی خواب را رعایت کنید

خواب بخش مهمی از سلامتی و رشد کودک است، به همین علت لازم است برنامه منظم خواب نیمروزی و شبانه را رعایت کنید. برنامه خواب شبانه می تواند شامل خواندن داستان یا حمام کردن باشد که می تواند منجر به آرامش دهی شود. خواب نیمروزی کودک از نظر زمان و تکرار آن در روزهای مختلف می تواند متغیر باشد و مسئله مهم این است که کودک بعد از فعالیت روزانه برای رفع خستگی حتی برای مدت کوتاهی دراز بکشد چون اغلب کودکان خردسال در این وضعیت به خواب می روند.

وقتی کودک قشقرق راه می اندازد، رویتان را برگردانید

ممکن است سخت به نظر برسد، خصوصا زمانی که کودک در مکان های شلوغ مانند سوپرمارکت شروع به بدخلقی می کند و همه به شما چشم دوخته اند، اما بهترین راه این است که تظاهر کنید هیچ اتفاقی نیفتاده است و تا زمانی که از امنیت کودک اطمینان دارید، به او نگاه نکنید. کودکان به دنبال جلب توجه هستند و وقتی نتوانند با این شیوه توجه شما را جلب کنند، آرام خواهند شد. اگر فکر می کنید این شیوه کارآمد نیست، می توانید چند کتاب و اسباب بازی همراهتان داشته باشید تا وقتی کودک بدخلقی می کند، حواس او را پرت کنید.

با کودک حرف بزنید
گفت و گوهای کوتاه بهترین راه برای پرورش مهارت های کلامی کودک است. وقتی در اتومبیل هستید، به چیزهای مختلفی که می بینید اشاره کنید و اسم آنها را بگویید. حتی می توانید در مورد تفاوت های اشیا مانند اندازه، رنگ، شکل و کارکرد آنها هم برای کودک حرف بزنید. مطمئنا با دیدن اینکه کودک چه میزان از چیزی را گفته اید به خاطر سپرده است، متعجب خواهید شد. علاوه بر این آواز خواندن همراه کودک و خواندن داستان هم به رشد مهارت ها و الگوهای زبانی کمک شایانی خواهد کرد.

کودک
صحبت کردن با کودک یکی از شیوه های تربیت صحیح است.

به خودتان سخت نگیرید
همیشه به یاد داشته باشید که هیچ پدر و مادری کامل و بی عیب و نقص نیستند و همه ما اشتباه می کنیم. همیشه در اطرافمان کسانی هستند که به شیوه دیگری رفتار می کنند اما تفاوت در نوع انجام کارها به معنی غلط یا درست بودن یک شیوه نیست. به غریزه فرزندپروری خودتان اعتماد کنید و از همه مهمتر اینکه عشق به فرزندتان را به او نشان بدهید. زمان هایی که احساس می کنید کاسه صبرتان لبریز شده است و حتی یک دقیقه هم نمی توانید فریادها و یا غرولند و ناله های کودک را تحمل کنید، به خودتان کمی فرصت بدهید و با خودتان خلوت کنید. بهتر است با در نظر گرفتن امنیت کودک، برای مدت کوتاهی از او فاصله بگیرید تا آرام شوید.

اشتباهاتی که پدر ومادر ها در برابر کودک خود انجام می دهند

تهدید کردن

یکی دیگر از اشتباهات رایجی که والدین مرتکب می شوند، تهدید کردن بچه هاست. به او نگویید «اگر دوباره زبانت را دربیاوری، تنبیه ات می کنم»؛ زیرا وقتی کودک را در چنین شرایطی قرار می دهید، علاقه او را برای لجبازی با خودتان، دوبرابر می کنید و مطمئن باشید او، کار بدش را تکرار خواهد کرد.

روش درست:تکرار جمله «اگر باز هم به خواهرت لگد بزنی، دیگه هیچ وقت نمی آییم پارک»، رفتار کودک شما را تغییر نمی دهد، بلکه باعث می شود فکر کند هنوز تا قبل از این که او را از محل بازی بیرون کنید، می تواند با چندتا لگد حسابی دیگر، خدمت خواهرش برسد. پس، بهتر است به او تذکر بدهید که اگر رفتارش را درست نکند، به خانه برمی گردید و در صورتی که آن را نادیده گرفت، بدون درنگ، به حرفی که زده اید، عمل کنید. این موضوع باعث می شود او، از جدیت شما مطمئن باشد.

خراب کردن وجهه پدر ومادر توسط یکدیگر

پشت هم را خالی کردن مقابل خواسته های بچه ها، یکی دیگر از خطاهایی است که هر پدر و مادری ممکن است انجام دهند. به عنوان مثال، اگر پدر خانواده، شرط بستنی خوردن را تمیز کردن اتاق قرار داده، شما هم پیرو این شرط باشید و از روی دل سوزی، در صورتی که فرزندتان، اتاقش را مرتب نکرده، به او بستنی ندهید.

روش درست:متحد بودن پدر و مادر، یکی از مهم ترین مسایلی است که باید توسط والدین رعایت شود. ممکن است شما روش های مختلفی برای تربیت و تنبیه کردن فرزندتان داشته باشید و می توانید در مورد آن ها با یکدیگر صحبت کنید، اما هرگز سعی نکنید مقابل فرزندتان، تلاش دیگری را کم تر جلوه دهید.

گاهی علت بد زبانی کودک خود شما هستید!

بد زبانی کودک

بهترین واکنش در مقابل بد زبانی کودک چیست

بد زبانی کودک یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب پدر و مادرها با آن مواجه هستند . اگر شما هم کودک زیر هفت سال در منزل دارید و با چنین مشکلی مواجه هستید باید بدانید که گاهی علت بد زبانی کودک ریشه در نوع رفتار والدین دارد.

واکنش شما در هنگام بد زبانی کودک بسیار مهم است

زمانی که کودک یاد می گیرد صحبت کند، کلمات زیادی را به کار می برد که شاید معنی آن را نداند. کودکان سه و چهار ساله، نسبت به واکنش شما در برابر کلماتی که ادا می کنند حساس هستند و زمانی که واکنش شما را نسبت به کلمه ای می بینند، مرتب آن را در ذهن خود تکرار می کنند.
زمانی که کودکتان کلمه نامربوطی را ادا می کند، هرگز عکس العملی نشان ندهید، آرام باشید و اجازه ندهید کودکتان هیچ خنده یا اخمی ببیند. شما حتی نمی خواهید کودکتان بداند که این حرف زشت است زیرا ممکن است دوباره تکرار کند. شما می خواهید کودکتان کلمات را در جای مناسب به کار ببرد. برای مثال بردن نام باسن، مدفوع یا باد روده، سر میز شام کار زشتی است.

بد زبانی کودک

بد زبانی کودک با واکنش تند شما بدتر میشود

گاهی ممکن است کودک کلمه زشتی را از زبان کسی که در شرایط غیر قابل پیش بینی از این کلمه استفاده کرده است بشنود. کودک معنی کلمه را نمی داند اما احساسات را درک می کند و دیده است که شخص زمانی که ناراحت یا عصبانی است از این کلمه استفاده کرده است. قطعا شما نمی توانید گوش های او را بگیرید پس باید برایش توضیح دهید که این کلمات زشت هستند.
در این سنین کودک قصد ندارد هم بازیش را با کلمات آزار دهد او فقط می خواهد توجه دیگران را به خود جلب کند. شما باید به کودکتان توضیح دهید که این کلمات می توانند دیگران را ناراحت کنند. از او بپرسید چه حسی دارد وقتی کسی به او بگوید احمق. از او بخواهید که وقتی عصبانی است با کلمات بهتری عصبانیتش را بروز دهد. سعی کنید خودتان هیچ گاه از کلمات زشت استفاده نکنید و زمانی که کودکتان خوب صحبت می کند او را تحسین کنید.

با کودکی که فحش می دهد چطور برخورد کنیم؟

فحش دادن نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد جنبه یادگیری دارد. کودک از والدین یا در مهد و حتی از فیلم ها و برنامه های کودک الفاظ زشت را می آموزد و برای جلب توجه اطرافیان و ابراز خود یا تحریک احساسات دیگران و به خشم آوردنشان و حتی برای لجبازی و شکستن محدودیت ها، از آن استفاده می کند.

بد زبانی کودک

بد زبانی کودک با بی توجهی و واکنش مناسب قابل حل است

این موضوع به سن کودک بستگی دارد. 2 تا 3 سالگی سن لجبازی کودکان است وکودک بدون اینکه مفهوم الفاظ را بداند، ممکن است این کلمات را به زبان بیاورد. مواهه تند و قاطعانه یا برعکس تعجب کردن و خندیدن به کودک می تواند باعث این رفتار شود. در این سن نادیده گرفتن رفتار بهترین عملکرد است و به تغییر آن کمک می کند. این نوع رفتارها در کودکان دوره ای است. در سنین نوپایی مدت کوتاهی ممکن است کودک الفاظ نامناسب را استفاده و بعد رفتار دیگری را جایگزین آن کند.

ضرورت آموزش مهارت های زندگی به کودکان

کودکان

چگونه مهارت زندگی را به کودکان آموزش دهیم

کنار آمدن با فشارهای زندگی، داشتن زندگی هدفمند و انعطاف پذیر برای مواجهه با مشکلات زندگی، برقراری تعامل سازنده با دیگران با بیشترین سود و کمترین ضرر به خود و دیگران، روابط بین فردی بالنده و رشددهنده با کمترین کشمکش و تعارض، خروج از بحران های زندگی با مدیریت صحیح و بیشترین مصلحت روش انتخابی و برآمدن از پس مسئولیت های فردی و اجتماعی در زندگی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده است که در ادوار مختلف به اشکال گوناگون نمود و بروز داشته است.

در این مطلب می خواهیم به این موضوع بپردازیم که اوضاع آموختن مهارت های زندگی به کودکان چگونه است و چگونه باید باشد و از کجا شروع شود.

از قدیم گفته اند، چیزی که با شیر بیاید، با مرگ می رود، حالا در این ضرب المثل کمی اغراق شده و به نوزاد شیرخوار اطلاعات زیادی را نمی توان منتقل کرد، منظور اما این است که تربیت در سال های ابتدایی تولد فرزندان اثرات بلندمدتی و ماندگاری بر ذهن و رفتار آنها در آینده می گذارد.
امام صادق(ع) می فرمایند:«بر هر مسلمانی که ما را می شناسد، سزاوار است که هر روز و هر شب، رفتارش را نزد خود مورد بررسی قرار دهد، اگر آن را نیک یافت بر آن بیفزاید و اگر آن را گناه یافت، آن عمل را ترک کند و استغفار کند»، این حدیث و احادیث فراوان دیگر بر اهمیت مدیریت رفتار و محاسبه و کنترل رفتارهای ما توسط خودمان تأکید دارد. خانواده ای که حساب اعمال خود را داشته باشد مطمئنا کودکی را پرورش می دهد که بتواند اعمال و رفتار خود را بسنجد. در واقع کودکی که سیستم پاداش و تنبیه را درک کند، می تواند ارزیابی های ساده در درک موقعیت ها داشته باشد.

نقد رفتار به جای نقد شخصیت

در آموزش توسط خانواده این به کودک می آموزیم، ارزیابی و قضاوت نقش مهمی دارد. طبیعتا باید رفتار و گفتار کودک، توسط شما و به خصوص خود او مورد ارزیابی و قضاوت قرار بگیرد. از همین اول با خودتان قرار بگذارید که هدف در این پروژه رفتار کودک باشد، نه شخصیت او. مورد قضاوت قرار دادن شخصیت کودک در این سنین پایین می تواند لطمه های جبران ناپذیری به چارچوب هویتی و شخصیتی او وارد کند. رفتار را نقد کنید نه شخصیت را. مثلا بگویید:«علی پسرم، تو دیروز با خواهرت درگیر شدی یا او را کتک زدی، این رفتار تو خیلی بد بود و من از تو چنین انتظاری نداشتم».

مهارت های زندگی به کودکان

آموزش مهارت های زندگی به کودکان

محاسبه روزانه رفتار

یک بازی دسته جمعی شیرین راه بیندازید. هر شب موقع خواب، پدر و مادر و بچه ها، دور هم جمع بشوید و چند دقیقه ای صحبت کنید. در این جلسه از هر کدام از اعضای خانواده بخواهید کارهایی را که از صبح و آغاز روز انجام داده بیان کند. بعد کمی درباره حواشی هر رفتاری صحبت کنید و سعی کنید به جمع بندی برسید که این رفتار مناسب بوده یا نامناسب. برای رفتارهای خوب یک تشویق ساده شیرین مشخص کنید. مثلا می توانید یک سرود دسته جمعی را بخوانید یا حتی با دست زدن رفتار خوب را مورد تشویق قرار دهید. این کار را به خصوص ابتدا از رفتارهای خود و همسرتان شروع کنید و اجازه بدهید بچه ها کارهای شما را نقد کنند. سپس رفتار بچه ها را بررسی کنید و آنها را نقد کنید. با انجام چنین کاری، شما نقد و بررسی رفتارهای روزانه را جزو اعمال و آداب روزانه زندگی خود و خانواده تان قرار می دهید.

عکس العمل های حساب شده

اینکه کودک در جلسه بررسی خانوادگی، دست به خودافشایی بزند یا نه کاملا به رفتار و عکس العمل های شما بستگی دارد. اگر شما بتوانید یک فضای صمیمی دوستانه و امن در جلسه خانوادگی برقرار کنید، کودک شما هم به این فضای امن اعتماد خواهد کرد و رفتارهای نامناسبی را که گاه حتی شما از آنها خبر هم ندارید، در گروه مطرح خواهد کرد. اما اگر در برابر خودافشایی ها و مطرح کردن مسائل، عکس العمل تند نشان دهید و مثلا کودک را مواخذه و توبیخ کنید، به صورت غیرمستقیم این پیام را به کودک منتقل کرده اید که برای آسیب کمتر، پنهان کاری بیشتری بکند. این علاوه بر اینکه هدف جلسه، مبنی بر آموزش ارزیابی و کنترل رفتارها به کودک را تحت الشعاع قرار می دهد، باعث خطرات دیگر، ناشی از پنهان کاری کودک نیز خواهد شد. پس لطفا هرچقدر هم بابت رفتاری ناراحت شدید، در برابر اعتراف و خودافشایی کودک رفتاری متعادل را در پیش گرفته و با او تند برخورد نکنید.

جایزه های کوچک برای کوچک تر ها

در طول هفته، بدون اینکه قولی بدهید یا حرفی از قبل بزنید رفتارهای کودک را بررسی کنید مثلا یکی دوبار در طول ماه، یک جایزه کوچک برای او بخرید و در جلسه ارزیابی خانوادگی پایان روز، به او بدهید و بگویید:«زهراجان، در مهمانی ای که برگزار شد، رفتار تو خیلی خوب و پسندیده بود و این جایزه را بابت تلاشت برای خوب بودن و بهتر شدن رفتارهایت برای تو گرفته ام». دقت کنید که چنین کاری نباید یک رسم ثابت و مشخص شود.یعنی کودک نباید تصور کند که برای خوب بودن، همیشه باید مورد تشویق قرار بگیرد.

مهارت های زندگی به کودکان

چگونگی آموزش مهارت های زندگی به کودکان

تابلوی پیشرفت

خروجی جلسه ارزیابی خانوادگی شما علاوه بر صحبت هایی که در آن مطرح می شود می تواند به صورت یک تابلو تعیین وضعیت مشخص شود. یک صفحه مقوایی بزرگ تهیه کنید و آن را در بخشی از اتاق کودک نصب کنید. بنا بر علاقه کودک و سلیقه خودتان با نقاشی و چسباندن کاغذهای رنگی، یک جاده در این مقوا رسم کنید. هر کدام از فرزندان خانه باید روی این جاده که می توانید آن را تابلوی پیشرفت یا تابلوی موفقیت نامگذاری کنید، یک نشانه داشته باشند، این نشانه می تواند شکلک یک عروسک یا حتی عکس یک ماشین یا موتور باشد که نام فرزند شما روی آن نوشته شده. به ازای کارهای خوبی که کودک در طول روز انجام می دهد، نشانه مخصوص به او را به جلو و به سمت هدف و انتهای مسیر ببرید و در قبال هر رفتار نامناسبی که از او سر زد و ارزیابی کردید، نشانه او را یک خانه به عقب بیاورید.

هدف را گم نکنید

دقت کنید هدف کلی ما از آموزش خود محاسبه گری به کودک چه چیزی است. گاهی ما در طول رفتارهایمان هدف اصلی را گم می کنیم و از مسیر اصلی منحرف می شویم. قرار نیست ما روش های اعتراف گرفتن از کودک و افشاگری او را به کاری نرم و جذاب تبدیل کنیم. هدف ما اساسا این است که کودک رفتارهای خود را مورد بررسی و نقد قرار دهد تا وجدان او بیدار شود و با مشخص شدن رفتارهای نامناسب، برای جبران و اصلاح آنها تلاش کند و ما هم به عنوان پدر و مادر در این راه به او کمک کنیم. پس دقت کنید در مسیر رسیدن به این هدف دچار انحراف نشوید و هدف را گم نکنید. همواره پس از اعتراف کودک به رفتاری نامناسب، او را بابت صداقت و شجاعتش بابت بیان این مسئله تشویق کنید.

چگونه مانند کودکان زندگی کنیم؟

کودکان

کودک درونتان را با این شیوه ها دوباره زنده کنید

بهترین دوران زندگی انسان ها دوران کودکی آنها می باشد ،هنگامی که انسانها بزرگ می شوند آرزو می کنند دوباره به دوران کودکی خود باز گردند تا همان زندگی پر نشاط را داشته باشند اما راهکارههایی در زندگی است که باعث می شود زندگی شما مانند دوران کودکی مفرح شود.در این بخش از بیا نی نی با بررسی زندگی دوران کودکی ، راهکارهایی را برای شاد شدن زندگی بزرگسالان ارائه کرده ایم.

مانند کودک دلبندمان شاد زندگی کنیم!

کودک درون، بخش شاد درون ماست، بخشی که اکثر ما گمش کرده ایم، بخشی که به ما انرژی و انگیزه و نیروی حیات می بخشد و زندگی ما را سرشار از طراوت و حس ناب زیستن می کند!
کودکی خود را به یاد دارید؟ زمانی که همه چیز زیبا و مانند قصه ها بود و شما را غرق شگفتی می کرد؟ متاسفانه خواسته های ما از زندگی مانند کار، روابط انسانی ، پول و سلامتی باعث می شود تا همه ما کم کم این حس شگفتی ساز را از دست بدهیم. اما این به معنای نابودی این احساس نیست!

در اینجا 8 روش برای بازیافتن آن ارائه می کنیم: 

1 – خود را در شرایط ناآشنا قرار دهید.

آلیسون گوپنیک، نویسنده کتاب ((کودک فلسفی)) – کتابی در خصوص معنای عشق و حقیقت و… از نگاه کودکان – پروفسور فلسفه در دانشگاه کالیفرنیای برکلی می گوید:مغز کودکان مانند پلاستیک است. یعنی دائما درحال ایجاد روابط جدید به میزان زیاد هستند. او می گوید:برای اثبات این امر، می توانید در سنین بالا هم با قرار دادن خود در شرایط نا آشنا و انجام فعالیت های جدید خاصیت پلاستیکی مغز خود را فعال کنید (اما نه به اندازه دوران کودکی).
کافیست کارهایی انجام دهید که حقیقتا و واقعا برایتان تازگی دارد. مثل یادگیری یک زبان جدید، یادگیری نواختن یک ساز یا مسافرت! گوپنیک می گوید:با مسافرت به اماکن جدید، شناخت شما از محیط کمتر می شود؛ ممکن است گم شوید، زبان آنجا را نمی دانید. در نتیجه، شما احساس می کنید که تمامی این اطلاعات جدید را یک باره دریافت می کنید، همانطور که کودکان دنیا را می شناسند.

2 – یادگیری ماجراجویانه را در پیش بگیرید، نه یادگیری بهره ورانه !
گوپنیک می گوید:در بزرگسالی ما سعی در حل کردن مشکلات کنونی خود داریم. کودکان و نوجوانان مشکلی ندارند، از این جهت انرژی آنها صرف کشف موضوعات جدید می شود. این تفاوت بین یادگیری ماجراجویانه یعنی یادگیری برای یادگرفتن و یادگیری بهره ورانه یعنی یادگیری برای استفاده بردن است. تجربه های جدید صرفا برای لذت تجربه، شما را وادار به تفکر در خصوص موضوعات مختلف می کند.

3 – عادات خلاقانه داشته باشید!
مشکل است که انسان وقتی اغلب اوقات درگیر کار در بیرون و در خانه است، احساس کنجکاوی و عدم دغدغه داشته باشد. به همین دلیل باید به نوعی برنامه ریزی کنیم تا هر روز لحظاتی را برای انجام فعالیت های تقویت کننده خلاقیت اختصاص دهیم.
گابریل برن استاین، نویسنده کتاب معجزات اکنون و نویسنده HuffPost می گوید:هرچه ما تجارب خلاقانه جدیدی بدست آوریم، بیشتر با کودک درونمان در ارتباط خواهیم بود. خلاقیت به ما آزادی برای خود بودن و حس رهایی می دهد.

کودک 

داشتن عادات خلاقانه یکی از راه های ارتباط با کودک درون

4 – بنگرید!
دنیای بزرگی اطراف ماست، اما خیلی راحت می توان با پریدن از یک فعالیت به دیگری از آن غافل شد. اینگونه نباشید! برن استاین می گوید:با بزرگتر شدن، فراموش کردم که به آسمان نگاه کنم. من روز خود را با نگاه کردن به صفحه تلفن همراهم شروع می کردم و از یک کار به سوی دیگری می شتافتم و این امر باعث شد تا زندگی را فراموش کنم! از کودکان یادبگیرید که استاد لذت بردن از اطرافشان هستند! گاه و بیگاه مکثی کنید تا تمامی آنچه در اطرافتان در جریان است را ببینید.

5 – با کودکان وقت بگذرانید.
گوپنیک می گوید:من یک نوه دو و نیم ساله دارم و وقت گذرانی با او باعث می شود بفهمم دنیا چقدر زیبا و پر محتواست. درست است که به عنوان سرپرست کودکتان، همواره چنین فرصت هایی برایتان وجود ندارد، اما وقتی که فرصت داشتید “مکثی کنید و از آرامش بودن در کنا ر کودکان لذت ببرید.” گوپنیک می گوید:از این فرصت استفاده کنید!
او می گوید:بشمارید و ببینید یک کودک 2 تا 4 ساله طی 5 دقیقه چند آزمایش انجام می دهد. اگر من می توانستم این مقدار کاوش را طی یک سال انجام دهم، تبدیل به یک دانشمند می شدم.

6 – هر روز یک کار را با تمرکز کامل انجام دهید !
لزلی بکر فلپس، روانشناس می گوید:تمرکز به شما کمک می کند تا کاملا در لحظه باشید. این یکی از چیزهایی است که بزرگسالان در کودکان تحسین می کنند. “آنها با تمام وجود غرق در تجارب خود هستند و برای پذیرش نتایج آن آماده اند!” یا آن گونه که برن استاین می گوید:”کودکان نگران گذشته و آینده نیستند، در زمان حال شما حقیقتا می توانید زندگی را تجربه کنید.”
بکر فلپس می گوید:نیازی نیست این کار خیلی زمان بر و رسمی باشد. توجه خود را برای چند لحظه به نفس های خود جلب کنید، چند قدم راه بروید و به حرکات و احساسات بدنتان توجه کنید،یک هویج را قاچ کنید و به حرکت چاقو روی آن و دستانتان توجه کنید.

7 – روزی یک کار را تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید!
بکر فلپس می گوید:برقصید، برنامه تلویزیونی دلخواهتان را ببینید، با دوستانتان بگردید.کودکان همواره مشغول انجام کارهایی هستند که دوست دارند. شما هم از آنها پیروی کرده و روزانه یک کار را برای دل خودتان انجام دهید! با خواسته های خود در ارتباط باشید تا تجارب و یافته های جدیدی بدست آورید.

کودک

داشتن زندگی شادتر با برقراری بیشتر ارتباط با کودکان

8 – نکات مثبت را بنویسید!
کودکان از اتفاقات کوچکی که برایشان می افتد شگفت زده می شوند و تا روزها آن را به یاد داشته و برای والدینشان تعریف می کنند. از تفریح خود در پارک می گویند و یا از نکته خنده داری که یک نفر در مدرسه گفته بود. این کار برای یادآوری اتفاقات خوبیست که روزانه برایتان پیش می آید. بکرفلپس می گوید:هرشب 3 تجربه ی مثبتی که در طول روز داشتید را بنویسید. این کار می تواند به مهمی فارغ التحصیلی یا به سادگی دیدن پروانه ای بر روی یک گل باشد!

یک راه دیگر برای داشتن زندگی شاد مانند کودکی

در لحظه غرق شوید، نه در گذشته یا آینده

بچه ها همزمان چند فعالیت را انجام نمی دهند، بلکه فقط یکی را در لحظه انتخاب می کنند، در آن غرق می شوند و تا زمانی که تمامش نکرده اند سراغ چیز دیگری نمی روند. این خصلت آنها که با تمام وجود و توجه خود، غرق یک چیز در آن لحظه می شوند باعث شادی عمیق شان می شود. اما بیشتر بزرگسالان ترجیح می دهند همزمان چند کار را انجام دهند و برای همین هم تمرکز چندانی ندارند.

اگر به این بهانه که سرتان خیلی شلوغ است و فرصت خیلی کمی دارید، خودتان را درگیر چندچالش همزمان کنید، یعنی قبول کرده اید که در لحظه نباشید. ضمنا بهتر است در مورد حوادث دیروز اینقدر فکر نکنید و ببینید در این لحظه در اطراف تان چه روی می دهد. دست از تفکر وسواس گونه به ضرب العجل های کاری و زندگی در آینده بردارید و همین الان برای همین لحظه کاری انجام دهید. نگران لیست های بی پایان بایدها نباشید و یکی را انتخاب کنید و تا زمانی که تمامش نکرده اید سراغ بعدی نروید.

اگر ذهن تان فقط درگیر کاری باشد که هم اکنون آن را در دست دارید، کیفیت عملکردتان بالا خواهد رفت. با تمرکز داشتن و پراکنده نبودن ذهن، انرژی ذهنی تان هم ذخیره شده و سرحال ترید. لطفا کودک درون تان را که دوست دارد تفریح و لذت را هم چاشنی هر کاری بکند فراموش نکنید!

آموزش مهارت های دوست یابی به کودکان

دوست یابی

دوست یابی را به بچه هایمان بیاموزیم

برای کودک آسان است که در محیط خانه پر شور باشد اما برخی از کودکان درون گرا هستند و لازم است به آنها یاد بدهیم چگونه با دیگران معاشرت کرده و رابطه برقرار کنند. دوستان خوب می توانند زندگی آنها را کامل کنندو در زندگی آینده آنان تاثیر فراوانی بگذارند ما در این مطلب می خواهیم شما را با چگونگی دوست یابی در کودکان آشنا کنیم.

چگونه دردوست یابی به فرزندم کمک کنم

دوستی برای بچه ها خیلی بیشتر از یه تفریح ساده است. دوست پیدا کردن و نگه داشتن این روابط دوستی براشون فرصتهای یادگیری مهارت های اجتماعی و نحوه کنترل احساساتش رو فراهم میکنه. وقتی به کودکتون یاد میدین که چطوری دوست پیدا کنه و چطوری مهربان، صبور، قدردان و همدل باشه و به دیگران احترام بذاره و باهاشون همکاری و ارتباط روشنی داشته باشه، اساس یه شخصیت خوب رو در اون پایه گذاری کردین.
یه مدل خوب از صفات شخصیتی به فرزندتون ارائه بدین که بتونه دوستای بهتری پیدا کنه. وقتی که باهاش بازی میکنین، ازش مودبانه درخواست کنین تا نوبتش رو به شما بده، یا بهتون تو کارای چالش برانگیزی مثل حل کردن پازل کمک کنه. بذارین ببینه که چقد صبور هستین تا نوبتتون بشه. از کلماتی مثل “لطفا” و “متشکرم” استفاده کنین تا اون هم یاد بگیره. وقتی که درباره مسئله ای ناراحت یا ناامیده، بهش زمان بدین که متوجه بشه شما در زمان های سخت در کنارش هستین و دلتون میخواد بهش کمک کنین تا مشکل رو حل کنه.
به فرزندتون یاد بدین تا قوانین و محدودیت ها رو رعایت کنه. بازی یا ورزش کردن یکی از روش های دوست پیدا کردنه، چون باعث میشه علایق مشترک بینشون پیدا بشه و در همین حین مهارت های جسمی پایه ای هم یاد گرفته میشن. فرزندتون احساس اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنه اگه قوانین و مهارت های بازی با بچه های دیگه رو بلد باشه. پس تشویقش کنین تا نگرش مثبتی داشته باشه و به علایق دیگران در بازی ها احترام بذاره، و از بچه های دیگه دعوت کنه تا توی بازی باهاش همراهی کنن. یاد بدین که مرزهای اجتماعی رو رعایت کنه، مثل درخواست قبل از قرض گرفتن چیزی. این امر باعث میشه که با بچه هایی که میخواد دوست بشه مهربان باشه.

دوست یابی

 آموزش مهارت دوست یابی با بازی کردن

موقعیت های اجتماعی مختلف رو هم در دنیای واقعی و هم با نقش بازی کردن به فرزندتون نشون بدین. بهش فرصت بدین که با همسالانش تعامل داشته باشه. در باره اینکه چطوری میتونه توی مهمونی تولد خجالت رو کنار بذاره، یا وقتی که تحت فشار همسالان است چطوری با این موقعیت مواجه بشه، صحبت کنین. به ابراز احساساتش گوش بدین و بهش کمک کنین تا در هر وضعیت بهشون پاسخ مناسبی بده. اگه درباره یه موقعیت پیش اومده عصبی شده، باهاش طوری کار کنین که بدونه چطور اون وضعیت رو خنثی کنه (مثلا اگه با دوستش مشکل داره شما نقش دوستش رو بازی کنین و بذارین صحبت کنه و در همین حین یاد بدین چطور باید با دوستش صحبت کنه تا از این بحران عبور کنه.) باهاش تمرین کنین که زبان بدن و نشانه های غیر شفاهی دیگه رو یاد بگیره و بتونه به احساسات و نظرات دیگران پاسخ مناسبی بده. هنر مذاکره و سازش رو با نقش بازی کردن بهش یاد بدین تا وقتی با یه گروه بازی میکنه به یه آدم دیکتاتور و زورگو تبدیل نشه.
مهارت های محاوره ای و گوش دادن مثل تماس چشمی، تکان دادن سر و پرسیدن سوال درباره آنچه که یه فرد داره درباره اش صحبت میکنه، رو به فرزندتون یاد بدین. بهش کمک کنین تا ارتباط بین احساسات و استفاده از کلمات رو به وضوح درک کنه، مثل :هیجان زدگی، شادی، غمگینی، عصبی و نگران بودن، ناامید شدن، یا آرام بودن. به انتخاب های خوبی که میکنه و کارهای جدیدی که سعی میکنه انجام بده و از محیط امنش خارج بشه توجه کرده و ازش تعریف کنین و بهش بگین چقدر کارش شجاعانه بوده.

تشویقش کنین تا دیگران رو همونجوری که هستن قبول کنه و دوست داشته باشه، نه اونطوری که خودش میخواد. عادتش بدین تا یه فرد مفید و باملاحظه باشه و به دیگران کمک کنه. به عبارت دیگه، هر چقد که فرزندتون راحت دوست پیدا میکنه یا خیلی توی این زمینه کنده مهم نیست، باید بهش یاد بدین که بهترین روش برای دوست پیدا کردن اینه که با دوستاش مهربون باشه، همونطوری که دوست داره دوستاش باهاش مهربون باشن.

آموزش مهارت دوست یابی با قصه گویی

قصه گویی همیشه برای کودک خوب و مفید است. چون یک نوع آموزش محسوب می شود. به همین دلیل می توانید از 2 سالگی شروع به خواندن کتاب های قصه با مفهوم و محتوای دوستی، همکاری و همدلی (درک احساسات و عواطف دیگران) برای فرزندتان کنید. با بازی کردن هم می توانید نحوه تعامل و رفتار با دیگران را به زبانی ساده و همراه با شادی و لذت به نمایش بگذارید.