مزایای تماشای خانوادگی فوتبال

از بین رفتن شکاف نسل‌ها، هویت یافتگی جمعی، الهام بخشی برای زندگی و … از فواید روان شناسانه تماشای مسابقات فوتبال در کنار دیگر اعضای خانواده است
انتظارها به پایان رسید و دیروز بالاخره جام‌جهانی 2022 قطر شروع شد. این اتفاق، بهانه خوبی است تا بتوان دورهمی‌های خانوادگی را که در زندگی‌های امروزی به دلایل مختلف کمتر شده، بیشتر از قبل تجربه کرد. به دلیل علاقه ویژه‌ای که نسل‌های مختلف در ایران به ورزش فوتبال دارند و کمتر خانواده‌ای است که حداقل یک نفر «فوتبالی» نداشته باشد، می‌توان یک پیشنهاد ویژه را مطرح کرد. حالا که یکی از بزرگ ترین رویدادهای جهان فوتبال در حال شکل‌گیری است و تیم‌های ملی 32 کشور از جمله ایران در این مسابقات حضور دارند، به بهانه‌اش سود مضاعفی از باهم بودن را نصیب خانواده‌ها کنید. در این مطلب قصد داریم به چند فایده روان‌شناسانه تماشای مسابقات فوتبال به همراه خانواده بپردازیم. امیدواریم از این فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را ببرید.

خانواده موفق زیر سایه یک پروژه مشترک
به نقل از دکتر «دوایی» روان‌شناس تربیتی، هر خانواده موفق باید حداقل 19 پروژه مشترک در ماه با هم داشته باشند. هر کاری که در خانواده با حضور همه اعضا انجام شود، پروژه مشترک نام دارد مانند سر یک سفره غذاخوردن، نشستن پای تلویزیون، مشورت درباره یک موضوع برای تصمیم‌گیری و …. انجام یک پروژه مشترک به ارتباط بیشتر اعضای خانواده و صحبت کردن با هم و تبادل بیشتر نظرات منجر می‌شود. حال چه خوب است به بهانه دیدن فوتبال، اعضای خانواده دور هم جمع شوند و لذت یک فعالیت دسته جمعی را تجربه کنند. قطعا این کار می‌تواند شروعی باشد تا در مواقع دیگر هم به بهانه دیدن مسابقات ورزشی اعضای خانواده دور هم جمع شوند و یخ ارتباط بین اعضا آب شود.
از بین رفتن شکاف نسل‌ها
هر نسلی ویژگی‌های مخصوص به خود را دارد. استفاده از موبایل و غرق شدن در آن اگرچه به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شده، اما در بین نسل جدید به مراتب رایج‌تر است. همین موضوع باعث شده والدین و فرزندان در یک خانه باشند اما هرکدام در دنیای خود و از دنیای دیگری بی‌خبر باشند. حال این که علاقه به فوتبال پیر و جوان نمی‌شناسد و همه می‌توانند از این ورزش زیبا لذت ببرند. یک علاقه مشترک می‌تواند بسیاری از تفاوت‌ها را کم رنگ کند و باعث شود والدین و فرزندان یک بهانه برای شروع صحبت داشته باشند و به بهانه فوتبال وارد دنیای یکدیگر شوند.
هویت یافتگی جمعی
هویت‌یابی، یکی از مهم‌ترین وظایف برای هر فردی است زیرا کسی که هویت خودش را به خوبی بشناسد، می‌تواند دست به انتخاب‌های مطلوب بزند مثلا در انتخاب شغل یا انتخاب همسر. در موضوع هویت‌یابی جای بحث بسیار زیاد است اما یکی از ابعاد هویت‌یابی که به موضوع ما در این مطلب مرتبط است، هویت اجتماعی است. افراد دوست دارند خود را به گروه بزرگ تری منتسب کنند  و ارزش‌های آن گروه را در رفتار خود نشان دهند. به همین دلیل است که طرفدار یک حزب یا تیم فوتبال می‌شوند. هویت اجتماعی می‌تواند انسان‌ها را از فرورفتن در تنهایی و زندگی انزواگرایانه دور کند. والدین با هواداری از تیم محبوب خود یا فرزندان شان می‌توانند زمینه فعالیت‌های اجتماعی را در بین آن ها ایجاد کنند. یکی از متخصصان حوزه روان شناسی ورزشی، مزایای طرفداری از یک تیم ورزشی را این گونه بیان می‌کند: «ارتباطات جدید ایجاد می‌کند، دوستی‌ها را تحکیم می‌بخشد، به فرد هویت جمعی می‌دهد و قدرت ابراز احساسات و رفتار جمعی را بیشتر می‌کند». بنابراین چه خوب است حالا که تیم‌ملی کشورمان در جام جهانی حضور دارد، همه اعضای خانواده با طرفداری از تیم ملی، از مزایایی که گفته شد هم بهره ببرند.
الهام بخشی برای زندگی
بازی فوتبال یک جریان زنده از زندگی روزمره است. بنابراین اتفاقات جالب توجهی در آن رخ می‌دهد که می‌تواند یک درس برای زندگی واقعی قلمداد شود. بارها اتفاق افتاده که تیمی دو یا سه گل عقب بوده اما امید خود را از دست نداده و با تلاش فراوان در دقایق پایانی توانسته نتیجه بازی را عوض کند و برنده از زمین بیرون بیاید. اتفاقی که از آن با نام «کامبک» یاد می‌شود. چرا جای دور برویم. همین تیم ملی خودمان در دوره قبل که با اسپانیا و پرتغال هم گروه بود؛ مهار پنالتی رونالدو توسط بیرانوند و امیدی که بعد از آن در بین بازیکنان به وجود آمد، تیم را تا آستانه صعود از مرحله گروهی پیش برد. همه این‌ها نشان دهنده آن بود که حریف هر چقدر هم توانمند باشد، اگر امید، تلاش و نظم در کنار هم قرار بگیرند، می‌توانند حریف قدرتمند را از میدان کنار بگذارند. آیا جام‌جهانی برزیل و بازی زیبایی را که در مقابل آرژانتین به نمایش گذاشتیم ،هنوز به خاطر دارید؟ اگر گل دقیقه 90 مسی نبود، شاید سرنوشت دیگری در آن دوره برای ما رقم می‌خورد. همه این‌ها می‌تواند یک موضوع جذاب برای صحبت بین اعضای خانواده باشد و درس های فراوانی را در زندگی به ما بیاموزد.
افزایش بهداشت روانی
خانواده ها با تماشای فوتبال می‌توانند از واقعیت‌های نامطلوب دنیای بیرونی برای ساعاتی رهایی یابند که در کاهش چشمگیر استرس‌های زندگی تأثیر مثبتی دارد. همچنین تماشای فوتبال مجموعه‌ای از احساسات و نوسانات خلقی را به همراه دارد که اعضای خانواده در زمان پیروزی یا باخت تیم مورد علاقه‌شان تجربه می‌کنند و همه این‌ها به بهتر شدن ریتم هیجانی در زندگی کمک می‌کند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید در تحقیقاتی ثابت شده گردهمایی‌هایی که به صورت منظم برای تماشای مسابقات ورزشی برگزار می شود، می‌تواند به طول عمر انسان‌ها بیفزاید. همچنین تماشای فوتبال در کنار اعضای خانواده یک سرگرمی سالم محسوب می‌شود که برای پر شدن اوقات‌فراغت، گزینه مناسبی در این شب و روزهای فوتبالی است. افزایش عزت‌نفس، هیجان‌خواهی، گریز از روزمرگی و … هم که با تماشای دورهمی مسابقات فوتبال با خانواده به دست می‌آید، از دیگر مزایای روان‌شناسانه این ماجراست.
مهدی خراسانی| کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

هنر گفت‌ و گو، مغفول خانواده‌های ایرانی

کمتر پیش می‌آید نوجوانان درباره مشکلات خود صحبت کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند مسائلشان را درون خود بریزند و درک این موضوع به‌‌ویژه برای والدین به کاری دشوار تبدیل می‌کند.
با تغییرات هورمون‌ها در دوران نوجوانی، بدن، مغز و احساسات و خلق فرد مدام تغییر می‌کند که معمولا به شکل نوعی افراط‌‌‌گرایی احساساتی در نوجوانان خود را نشان می‌دهد.
وقتی بلوغ اتفاق می‌افتد، تغییرات رفتاری و روحی ناشی از آن می‌تواند بر رابطه نوجوان با خانواده و دوستان و حتی در تعامل با دیگر افراد در محیط‌های اجتماعی مختلف مانند مدرسه اثرگذار باشد. نوجوان به‌ طور غریزی قصد دارد از والدین مستقل شود و هویت و موقعیت خود را در جامعه معین ‌کند. این موضوع نه‌تنها یک مسئله هیجان‌انگیز برای اوست، بلکه یک زمان بسیار ترسناک و چالش‌برانگیز نیز هست. این همان زمانی است که حمایت و تشویق والدین برای عبور موفقیت‌آمیز نوجوانان به دوره بزرگ‌سالی را ضروری می‌کند.
در این میان، دختران نوجوان نیاز به برقراری فضای گفت‌وگوی متناسب با سن خود با دیگران به‌ویژه با شخص مادر را بیشتر احساس می‌کنند اما متأسفانه هنر گفت‌وگو از کودکی در خانواده‌های ما به مسئله‌ای مغفول تبدیل شده است که شاید بتوانیم از آن با عنوان یک ناتوانی جمعی یاد کنیم. دختران امروزی نیازمند دانایی بیشترند و از آنجایی که دسترسی عمومی به فضای مجازی و رسانه برای همگان تا حدود زیادی وجود دارد، نوجوانان و جوانان ما بیشتر دانسته‌های خود را به شکلی پالایش نشده از این مسیر دریافت می‌کنند.
نسل پیشین شاید بیشتر به کتاب خواندن بها می‌داد زیرا صبر و تحمل بیشتری را در ذات تربیتی خویش به همراه داشت. در حقیقت، دانسته‌های والدین امروزی در دوران نوجوانی خویش بیشترین از طریق کتاب‌ها به ‌طور مستقیم تأمین می‌شد، درحالی‌که نسل امروز که فرزندان ما هستند حوصله کمتری برای مطالب بلند دارند. آن‌ها دانش خود را تیترگونه از فضای مجازی دریافت می‌کنند و به سبب نبود فضای گفت‌وگو با بزرگ‌ترها، خودشان و در میان گعده‌های هم‌سالان به تحلیل‌ها و نتایج مختلف می‌رسند. از سوی دیگر، مادران امروز با وجود پیشرفت اجتماعی و دانش خود، به ‌لحاظ رفتاری عموما ناتوان از ایجاد گفتمان در خانواده و فضای گفت‌وگوی متناسب با اعضای آن هستند که شاید برخاسته از فرهنگ ایرانی سینه‌به‌سینه مبنی بر احترام گذاشتن و تبعیت تام از بزرگ‌ترهای خانواده باشد.
اکنون با توجه به توسعه روزافزون امکانات ارتباطی و بروز دهکده جهانی، نمی‌توان از نوجوان اطاعت محض از والدین و بزرگ‌ترها را توقع داشت. بنابراین بهترین و مناسب‌ترین شیوه برقراری ارتباط مؤثر میان افراد هر جامعه کوچک و بزرگ و اقناع نسل حاضر، داشتن هنر گفت‌وگوست.
صحبت با دختر نوجوان درباره موضوعات مهم باید سال‌ها قبل از اینکه او به سن بلوغ برسد آغاز شود. مهم‌ترین قاعده این روش برای والدین این است که مرتب گفت‌وگوهای کوتاهی با دختر خود داشته باشند، نه اینکه با یک بسته طولانی و خسته‌کننده از نصیحت‌ها و توصیه‌ها او را دل‌زده کنند. آن‌ها باید با موضوعاتی متناسب با سن دختران از سنین کم این صحبت‌ها را آغاز کنند و با توجه به بلوغ او در موضوعات پیش بروند. هم‌چنین والدگری برای دختران نوجوان مستلزم این است که والدین بتوانند بین برقراری محدودیت و به رسمیت شناختن مسیر شخصی نوجوان به تعادل برسند.
والدین به‌ویژه مادران در جامعه‌پذیری دختران نقشی جدی دارند که شاید توجه نهادهای مربوط به آموزش مادران در این زمینه و فرهنگ‌سازی هنر گفت‌وگو در خانواده را می‌طلبد تا از این رهگذر از هدررفت انرژی نوجوانی و جوانی نسل بعدی در ابعاد اجتماعی نادرست نیز پیش‌گیری شود.
شبنم کرمی – روزنامه‌نگار

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

برخی از رفتارهای نابهنجار و مخالف با فرهنگ خانواده در نوجوان به‌واسطه تأثیرپذیری از شبکه‌های اجتماعی و ارتباط با دوستان از این طریق شکل می‌گیرد و برخی نوجوان‌ها برای حفظ حریم خصوصی‌شان روی تلفن همراهشان رمز می‌گذارند؛ بسیاری از والدین می گویند رمز داشتن گوشی تلفن همراه نوجوان نگرانی آن ها را بیشتر می کند. با این حال در این شرایط نباید با مشاجره به این بحث خاتمه داد. بلکه پیش از در اختیار دادن این امکانات باید پیش شرط هایی برای نوجوانان 12 تا 17 ساله گذاشته شود. در این باره با دکتر آسیه اناری عضو هیئت مدیره انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان گفتگو کردیم و راهکارهای حل این مسئله را جویا شدیم.

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

نوجوان از والدین الگو برداری می کند  

دکتر اناری به‌عنوان روانشناسی که بیش از 18 سال در ارتباط با خانواده‌ها و نوجوانان کار بالینی انجام می‌دهد، معتقد است تلفن همراه حریم خصوصی نیست:« اگر گوشی برای من به‌عنوان والد حریم خصوصی باشد برای نوجوان هم حریم خصوصی است. مگر من در تلفن همراهم چه چیزی دارم که نمی‌خواهم فرزندم بداند؛ مسلماً اگر من به‌عنوان والد برای تلفن همراهم رمز بگذارم و اجازه ندهم فرزندم دست به گوشی‌ام بزند، فرزندم هم از من الگوبرداری خواهد کرد.»

وی ادامه می‌دهد: «والدین حداقل تا 17-18 سالگی فرزندشان باید فضایی را به وجود بیاورند که هیچ فردی در خانواده روی تلفن همراهش رمز نگذارد تا نوجوان این دوره بحران را با موفقیت سپری کند. نکته مهم دیگری که والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که برای دادن تلفن همراه به نوجوانشان شرط بگذارند که رمز موبایل او را بدانند؛ علاوه بر این، برنامه‌های موبایلی متنوعی وجود دارد که والدین می‌توانند از طریق آن‌ها تلفن همراه نوجوانشان را کنترل کنند. قرار نیست که والدین با استفاده از نرم‌افزارهای کنترل گوشی، چت‌های خصوصی نوجوانشان را بخوانند بلکه قرار است والدین به کلیت گوشی دسترسی داشته باشند.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

اگر نوجوان برای تلفن همراهش رمز گذاشت، چه باید کرد؟

دکتر اناری در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «قبل از دادن گوشی باید شرط شود که نوجوان برای تلفن همراهش رمز نگذارد اما اگر این مسئله شرط نشده باشد و درعین‌حال خودِ والدین روی تلفن همراهشان رمز داشته باشند، اوضاع بسیار سخت خواهد بود. به‌هرحال، اگر نوجوان در سنین 16-17-18 سالگی برای تلفن همراهش رمز گذاشت، حقیقتاً نمی‌توان کاری انجام داد چون این مرحله نوجوانی انتهایی است و در این مرحله تنها با رابطه می‌توان نوجوان را کنترل کرد اما اگر نوجوان در سنین پایین‌تر برای تلفن همراهش رمز گذاشت، والدین در عین اینکه باید رمز تلفن همراهشان را در اختیار نوجوانشان قرار دهند باید از او بخواهند که رمز موبایلش را به آن‌ها بدهد در غیر این صورت موبایل را از او خواهند گرفت. والدین باید دقت کنند که لازم است یک ارتباط متقابل بین آن‌ها برقرار شود که هر دو طرف یک قانونی می‌گذارند و اجرایی می‌کنند. چنانچه نوجوان در سنین پایین‌تر حاضر نشد رمز تلفن همراهش را در اختیار والدینش قرار دهید، در این صورت لازم است از یک متخصص و روانشناس کمک گرفت تا بررسی شود که در ذهن و روان نوجوان چه می‌گذرد.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

قوانین دادن تلفن همراه به نوجوان

 نظارت بر گوشی نوجوان زمانی معناداراست که والدین ابتدا با قوانین درست، گوشی را در اختیار نوجوانشان قرار دهند. دکتر اناری در این باره می‌گوید: «اگر والدین از ابتدا تلفن همراه را با قوانین و شرایط مناسب در اختیار نوجوان قرار دهند، به مشکلی برنمی‌خورند. دادن تلفن همراه به نوجوان باید با قوانین درستی همراه باشد، قوانینی مثل استفاده از تلفن همراه در ساعات خاص، تحویل گوشی به والدین در شب، داشتن اینترنت محدود، ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی تا سنین 15-16 سالگی و استفاده از نرم افرازهای کنترل والدین.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

زمینه سرکشی نوجوانان را فراهم نکنیم

این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در پایان توصیه می‌کند:« والدین ابتدا باید با تغییرات و نیاز های دوران نوجوانی آشنا شوند.مهم ترین خواسته نوجوانان در این دوره استقلال است.اما برخی از والدین درک درستی از دوران نوجوانی ندارند و  با برخوردهای نادرست زمینه لجبازی و سرکشی نوجوان را فراهم می‌کنند. بنابراین، والدین برای نظارت غیرمستقیم بر روی نوجوان لازم است با کسب اطلاعات درباره دوره نوجوانی، برقراری ارتباط درست با نوجوان، وقت گذراندن و سرگرم کردن نوجوان با بازی و ورزش، نداشتن زبان تند در ارتباط با نوجوان، عدم کنترل و نداشتن انتظارات بیجا از نوجوان زمینه مناسب برای برقراری ارتباط درست با او را فراهم آورند.»

واکاوی ماجرای آتش‌زدن همسر به‌ دلیل سرد بودن چای!

ناتوانی در حل‌و‌فصل اختلافات حل‌نشده در زندگی مشترک، ناآشنایی با مهارت‌های کنترل خشم و … یکی از تلخ‌ترین قتل‌ها را رقم زد

 متاسفانه یکی از مشکلات رایج و جدی بین زن‌و‌شوهرها که عواقب تلخ بی‌توجهی به آن بارها خبرساز شده، حل و فصل نکردن اختلافات زن و شوهر بین خودشان است. پیدا نکردن راهکارها و چاره برای حل تعارض‌ها در زندگی مشترک، آسیب‌های جدی به زوج ها وارد می‌کند از قبیل سرد شدن روابط، طلاق عاطفی، خیانت، نفرت، خشم و … که بدبختانه گاهی به قتل یکی از آن‌ها هم ممکن است منجر شود. به تازگی، مرد خشنی که به دلیل سرد بودن چای روی همسرش بنزین ریخته و او را زنده‌زنده سوزانده، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. در ادامه به سراغ واکاوی روان‌شناسانه این پرونده جنایی تلخ خواهیم رفت که می‌تواند نکات قابل تاملی برای زوج ها داشته باشد.
 متهم در دادگاه چه گفت؟
قبل از واکاوی این پرونده، باید چند مورد از اعتراف‌های قاتل را با هم مرور کنیم. «محمود» که ابتدا مدعی بود زنش خودسوزی کرده، در بازجویی‌های تکمیلی به قتل اعتراف کرد و گفت: «من و لیدا سال‌ها قبل با هم ازدواج کردیم. از همان ابتدا با هم اختلاف داشتیم و درگیر بودیم … اما در آخر همه چیز با آشتی تمام می‌شد. تا این که روز حادثه لیدا برایم چای آورد. چای سرد بود و من عصبانی شدم و گفتم عوضش کند. سر همین موضوع با زنم جروبحث کردم. وقتی لیدا جوابم را داد، بیشتر عصبانی شدم و این‌طور بود که روی او بنزین ریختم. البته قصدم کشتن او نبود. او می‌دانست من وقتی عصبانی می‌شوم، کنترلی بر رفتار خودم ندارم. برای همین دست به خشونت می‌زنم. با این حال به رفتار آزاردهنده‌اش ادامه می‌داد… »(منبع خبر: اعتمادآنلاین)
  تصورات اشتباه زوج ها درباره متوسل‌شدن به خشونت
متاسفانه و بنا به دلایل متفاوت، بیشتر زوج ها برای حل تعارضات بین خود از راهکارهای درست و مشاوره علمی بهره نمی‌گیرند. یکی از راهکارهایی که بین
زوج ها به اشتباه جا افتاده این است که‌ در برابر اختلافات برای نشان دادن ناراحتی و به کرسی نشاندن نظر خود، سریعا یا به فریاد و خشونت متوسل می‌شوند یا کوتاه می‌آیند. آن‌ها احساس می‌کنند که برای نداشتن رفتار خشونت‌آمیز، اقتدارشان شکسته می‌شود! از آن طرف، کوتاه آمدن هم درمان نیست. یک مسکن کوتاه مدت است که تا مدتی فضا آرام می‌شود، فقط همین. بدون شک روزی دوباره سر باز می‌کند و مسائل جدی می‌سازد. قاتل در همین پرونده گفته که هر بار در آخر همه چیز با آشتی تمام می‌شد، اما دیدید که در پایان، اتفاق دیگری رقم خورد.
  نگذارید اختلافات، حل‌نشده بماند
درباره این قتل تلخ که به تازگی اتفاق افتاده، بنا به گفته قاتل، او و همسرش از ابتدا اختلافات زیادی با هم داشته‌اند. واضح است که این اختلاف عقاید و نظرات، هیچ‌گاه حل نشده و حتما گفت‌وگوی سازنده و صحیحی بین این دو نبوده است اما باید درباره این‌که چگونه می‌توان از این مسائل جلوگیری کرد، بیشتر بدانیم. در ابتدا زوج ها بپذیرند که اختلاف نظر در زندگی مشترک کاملا طبیعی است و بدانند که به جای طفره رفتن از حل مشکل یا توسل به زور و خشونت از راهکارهای درست باید برای مدیریت آن استفاده کنند. همچنین زمان و مکان درستی را برای صحبت و حل مشکلات اختصاص دهند، مثلا وقتی گرسنه و خسته و عصبی هستید یا در حضور دیگران و فرزندان این صحبت‌ها را نکنید.
  ضرورت بیان احساسات منفی به همسر
بعضی زن و شوهرها فکر می‌کنند که اگر از احساسات منفی‌شان با همسرشان صحبت کنند، مرتکب اشتباه بزرگی شده‌اند، در صورتی که عواقب تلخ بیان نکردن این احساسات بیشتر است. به همین دلیل است که توصیه می‌شود احساسات منفی خود را در زندگی مشترک بیان کنید. مثلا بعد از یک اتفاق یا ماجرای پیش‌آمده، بگویید که چه حس‌های بدی به سراغ‌تان آمده است البته نه با فریاد و توهین. همیشه حواس‌تان باشد که کار به توهین و فحاشی نکشد‌.
  درمان بعد از پذیرفتن اختلالات اعصاب
قاتل در بخشی از اعترافاتش گفته: «او(همسرم) می‌دانست من وقتی عصبانی می‌شوم، کنترلی بر رفتار خود ندارم. به همین دلیل هم دست به خشونت می‌زنم.» متاسفانه قاتل حتما هیچ‌وقت برای کنترل خشم و عصبانیت خود درمان نگرفته و این‌جا نمی‌تواند تقصیرات را گردن همسرش بیندازد. هر زن یا شوهری باید مشکلات مربوط به اختلالات اعصاب خود را بدون تعصب بپذیرد و سپس برای درمان اقدام کند.
  کاش این زوج به این توصیه‌ها عمل می‌کردند
هرچند حالا دیر شده ولی کاش این زوج، یک بار باهم درباره این‌که هر کدام‌شان، چگونه در ایجاد مشکلات سهیم بودند، گفت‌وگو می‌کردند. یعنی این که اصلا قرار نیست همه مشکلات را گردن دیگری بیندازند و خودشان را پاک و مبرا نشان دهند. کاش آن‌ها، مسئله‌ای را که بر سر آن اختلاف نظر داشتند آشکارا به هم می‌گفتند، تعریف دقیق و روشن مشکل بدون حاشیه رفتن و همفکری برای این‌که هر کدام‌شان برای حل مشکل چه کارهایی از دست شان برمی‌آمده است. کاش همه ما در زندگی‌مشترک تا دیر نشده، مراقب سخنان خود باشیم، به خواسته‌های خود و شریک زندگی‌مان توجه کنیم، سعی کنیم مشکل را از دید همسرمان هم نگاه کنیم و در صورت لزوم حتما از مشاوره و راهنمایی مناسب بهره‌بگیریم.

نویسنده : فریبا البرز | کارشناس‌ارشد مشاوره خانواده

هرچقدر بیشتر هوای پسرم را داریم، بی‌ ادب‌تر می‌شود

پسری نوجوان دارم که به‌تازگی 16 ساله شد. متاسفانه برخلاف من و پدرش که هوای او را داریم، اما احترام ما را نگه نمی‌دارد و انگار هر روز بی‌ادب‌تر می‌شود. نمی‌دانم چرا خودش را بی‌نیاز از مشورت می‌داند و فکر می‌کند عقل کُل است. چه کنم؟
پاسخ مشاور
والد گرامی، نوجوانی دورانی بسیار پر تنش و پر از تعارض برای بیشتر نوجوانان است.  در این سن نوجوان با پرخاشگری و تحکم، قصد اثبات استقلال و بزرگ شدن خود را دارد. در ادامه توصیه‌هایی را برای حل این مشکل با شما در میان خواهم گذاشت.
   وارد این چرخه معیوب نشوید
بزرگ‌ترین چالش نوجوان، اثبات و به دست آوردن استقلال هویتی و عملکردی است. این در حالی است که واقعا هنوز به شناخت کافی برای تصمیم‌گیری مستقل دست نیافته و در نتیجه طبیعی است که والدین هم بیش از گذشته نگران وضعیت او باشند و برای مهار و حفاظت فرزند خود از خطرات احتمالی، بیشتر کنترل‌گر و محدودکننده ‌شوند. اضافه شدن به محدودیت‌ها که مهم‌ترین عامل طغیان نوجوان و اطاعت نکردن از والدین است، باعث افزایش واکنش و پرخاشگری نوجوان می‌شود. در واقع برخی خانواده‌ها وارد یک چرخه معیوب از نافرمانی، افزایش محدودیت، نافرمانی بیشتر و … می‌شوند که فقط باعث تخریب رابطه فرزند و والدین می‌شود و هیچ تاثیری در مهار و دور کردن نوجوان از خطرات احتمالی نخواهد داشت.
   نظارت از دور را مدنظر قرار دهید
به‌یاد داشته باشید که شما به عنوان والدین تا همین‌جا از حداکثر فرصت‌های خود برای تربیت و هدایت فرزندتان استفاده کرده‌اید. از این به بعد باید نقش‌تان را به مشاور و مشورت‌دهنده تغییر بدهید. دیگر نقش تصمیم‌گیر و فرمان‌دهنده، کاری از پیش نخواهد برد. باید اجازه بدهید که فرزندتان خودش تصمیم بگیرد و عواقب و نتایج آن را هم تجربه کند. البته باید نظارت از دور و مشورت‌دهی را مدنظر داشته باشید و به تربیتی که در سال‌های کودکی برای فرزند خود انجام داده‌اید، اطمینان داشته باشید. اگر فرزند خود را درست و سالم پرورش داده باشید، بدون مشکل خاصی این دوران را سپری خواهد کرد اما اگر عقده‌ها و مشکلاتی در دوران کودکی و به ویژه در رابطه کودک با والدین وجود داشته است، می‌تواند ریسک پذیری نوجوان را به شکل خطرناکی افزایش دهد که در این شرایط بهترین کار مراجعه و مشورت با روان شناس است.
    استقلال او را به رسمیت بشناسید
در شرایط فعلی، بهترین کار، کاهش محدودیت‌هاست. در هر موضوعی اطلاعات و نظرات خود را به اطلاع فرزندتان برسانید و در آخر به او بگویید حال تصمیم نهایی با خود اوست و نتایج و عواقب تصمیم هم بر عهده خودش خواهد بود. اجازه تجربه کردن در مواردی که کلیت آینده‌اش را به خطر نمی اندازد به او بدهید تا خود را بشناسد. استقلال و بزرگ شدن او را به رسمیت بشناسید. به او مسئولیت واگذار کنید حتی اگر به اندازه خرید نان روزانه باشد؛ اما اگر او وظیفه مد نظر را انجام نداد، تحت هیچ شرایطی شما به جای او کار را انجام ندهید. اجازه دهید با عواقب سهل انگاری خود مواجه شود.
نویسنده : دکتر مهدی سودآوری | روان‌شناس

چگونه بفهمیم به مشاوره نیاز داریم؟

ممکن است بارها به مشاوره و ملاقات با یک روانکاو یا روانپزشک فکر کرده باشیم؛ اما چه زمانی نیاز مبرم به کمک یک مشاور آگاه داریم؟ شاید بارها به خود بگویید که هنوز می‌توانید تحمل کنید و وقت مراجعه به مشاور نرسیده است. در حالی که باید خیلی وقت پیش اقدام می‌کردید.

در ادامه شما را با زنگ‌ خطرهایی آشنا می‌کنیم که در صورت مشاهده‌ی آنها باید به مشاور مراجعه کنید. مراجعه به یک مشاور به این معنی نیست که شما اختلالات شخصیتی دارید؛ بلکه گاهی اوقات تنها به یک شنونده آگاه نیاز دارید که حرف‌هایتان را بشنود و راه‌حل‌های درست به شما بدهد.

۱. همه‌ی فشارها را تنهایی تحمل نکنید

ما بر احساسات، چالش‌های زندگی و دیگر مسائلی که باید به طور دقیق به آنها بپردازیم، مدیریت داریم. تا حد زیادی هم سعی می‌کنیم به درست‌ترین شکل ممکن انجامش دهیم؛ اما چرا اینکار را می‌کنیم؟ اغلب ما برای اینکه بتوانیم زندگی خود یا اطرافیان‌ را بهبود ببخشیم این مدیریت را بر عهده می‌گیریم. حواسمان‌ هم نیست که گاهی به جای درست کردن، خراب می‌کنیم. اگر با مدیریت کردن مسائل این چنینی حال خوشی ندارید، حد تحمل‌تان پر شده و به کمک یک مشاور آگاه نیاز دارید. دقت کنید که شاید در پردازش اتفاقات نیز دچار مشکل شوید پس اگر احساس می‌کنید کیفیت زندگی‌تان پایین آمده است، به مشاوره مراجعه کنید. او به شما کمک می‌کند که چگونه دست از سر خود بردارید و به جای تحمل کردن، با مسائل روبه‌رو شوید و شاید بتوانید آنها را حل کنید.

۲. در مدیریت استرس موفق نیستید

زندگی ذاتاً استرس زا است. شما نمی‌توانید از شر تمام استرس‌های زندگی خلاص شوید. در واقع مقداری استرس برای بالا بردن هوش لازم هم هست. اما اگر در مدیریت استرس خود دچار مشکل شدید، ممکن است بخواهید با کسی صحبت کنید. استرسی بودن می‌تواند منجر به مسائل مختلفی شود، مانند تحریک‌پذیر بودن (به سرعت و بدون فکر واکنش نشان دادن)، کم حوصله شدن یا ناکارآمد شدن و خشمگین بودن. مشاور می‌تواند به شما کمک کند با یادگیری مهارت‌های مدیریت استرس این دسته از مشکلات را از ریشه در زندگی خود حذف کنید.

۳. مشکل در کنترل احساسات

مدیریت احساسات ناراحت کننده، مانند اضطراب و خشم، می‌تواند گاهی سخت باشد. در حالی که ممکن است شما برخی از احساسات را به خوبی کنترل کنید، در برخی دیگر ضعیف عمل کرده و ببینید که همه چیز را بهم می‌ریزید. مشاوره می‌تواند به شما تکنیک‌های مهار کردن خشم را یاد دهد. گاهی اوقات ریشه‌ی خشم ما یک حرف‌های ناگفته و احساسات بیان نشده است. می‌توانیم حرف‌هایمان را با اعتماد به یک مشاور، در میان بگذاریم. این راه برای بهبود روابط نیز کارکرد دارد.

۴. مقابله‌های ناسالم را برای کنترل شرایط به کار می‌گیریم

اعتیاد به الکل، سیگار کشیدن، استعمال مواد مخدر، داد زدن، به خود یا دیگران آسیب وارد کردن؛ حتی به احساسات خود یا دیگران، گاهی اوقات این‌ها راه‌حل‌های ما برای کنترل اوضاع هستند که ما به آنها می‌گوییم مقابله‌های ناسالم، یعنی تنها سرکوب می‌کنند و باید منتظر یک انفجار از دورن خود به بیرون یا از افراد اطراف به خودتان باشید. این راه نتیجه‎ی خوبی نه برای ما دارد و نه برای دیگران. از مشاوره نترسید، از اینکه به دام راه‌حل‌های ناسالم بیوفتید بترسید. اگر دوست ندارید کسی بداند که شما به مشاوره مراجعه می‌کنید، حق دارید به عنوان یک موضوع خصوصی به کسی در این‌باره نگویید.

منبع: وری ول مایند

عاقبت خالی‌بودن سبد فرهنگی نوجوان ما

مرضیه ادهم، دکترای علوم ارتباطات‌اجتماعی و کارشناس‌ارشد مطالعات‌فرهنگی و رسانه درباره دلایل و عواقب طرفداری از گروه‌های هنری کشورهای آسیایی می‌گوید

«علاقه به کیپاپ و کیدراما، یعنی محصولات فرهنگی کره و حتی جیپاپ و سیپاپ، یعنی محصولات فرهنگی و رسانه‌ای ژاپن و چین، حدود 10 سالی است که به صورت موج جهانی درآمده و فقط مختص ایران نیست.» خانم ادهم که تحقیقات مبسوطی در این باره داشته در ادامه ریشه علاقه برخی جوانان ایرانی به فرهنگ کره را این طور بیان می‌کند: «در چند سال گذشته این سه کشور یعنی کره جنوبی، ژاپن و چین درحال تولید محتوا و برندسازی بوده‌اند و این روزها به زبان جهانی محصولات‌شان را ارائه می‌کنند. مثلا سریال‌هایشان اوایل کیفیت جهانی نداشتند و ضعیف بودند. ولی کم‌کم در سطح بین‌المللی سریال ساختند و جوری فرهنگ و اسطوره‌هایشان را مطرح کردند که برای همه جهان جذاب باشد. این روزها در حد هالیوود کار می‌کنند و توسط پخش‌کننده‌های جهانی مانند نتفلیکس هم پشتیبانی می‌شوند. معروف‌ترین گروه موسیقی کره یعنی بی‌تی‌اس، سفیر صلح در سازمان ملل شده است، سخنرانی می‌کند، به برنامه‌های گفت‌وگومحور بین‌المللی دعوت می‌شود و کنسرت‌های میلیونی در کشورهای جهان برگزار می‌کند. یا در قالب کیدراما، سریال «بازی مرکب» در سال 2021 رکورد جهانی بیننده را زد. این یک جریان صنعتی فکر شده است. در ایران هم شروع جیدراما و هم کیدراما، یعنی فیلم و سریال‌های ژاپنی و کره‌ای، از تلویزیون خودمان بود. موجی از فیلم‌ها، سریال‌ها و انیمه‌های ژاپنی در دهه 60 و 70 پخش شد و خواندن «مانگا» (کتاب‌های تصویری و کمیک استریپ) مد شد. از اواسط دهه 80 تا اواخر دهه 90 هم موجی از فیلم و سریال‌های کره‌ای داشتیم. وقتی کسی از کودکی سریال کره‌ای دیده باشد، دیگر وابسته به تلویزیون نیست و خودش از رسانه‌های دیگر و اینترنت به محصول مد نظرش خواهد رسید. در این صورت مسیر مصرفش از رسانه رسمی جدا می‌شود.»
  فرهنگ‌سازی با فرمول‌های حرفه‌ای
از دید این کارشناس فرهنگی، راز محبوبیت فرهنگ‌سازی کره‌ای‌ها، در معرض این موج بودن است و اضافه می‌کند: «بیشتر کسانی که این روزها از طرفداران پروپاقرص کیپاپ و کیدراما هستند، از 6-7 سالگی در معرض سریال‌های کره‌ای بوده‌اند و ذائقه‌شان شکل گرفته است. این صنعت برای هوادارانش به قدری حرفه‌ای رفتار می‌کند که مثلا در صفحه‌هایشان به زبان فارسی به هواداران پیام می‌دهند یا ماه رمضان را به مسلمانان تبریک می‌گویند، چون می‌دانند که برای چه حوزه‌ای از طرفداران‌شان صحبت می‌کنند و در همان زمینه مسائلی را مطرح می‌کنند. این موضوع برای هوادار خاص و جالب است که می‌گوید آن گروه دارد من را می‌بیند و علاقه مندی من را پاسخ می‌دهد. این گروه‌ها محصولات جانبی جالبی هم برای هر سنی تولید می‌کنند. از قاب گوشی و تیشرت گرفته تا جواهرات با هر قیمتی. برنامه‌های گفت‌وگومحور با زیرنویس انگلیسی هم تولید می‌کنند برای طرفداران که مثلا یک روز با او بیرون بروند و زندگی‌اش را از نزدیک ببینند که به عنوان مثال چطور آشپزی می‌کند. این موضوع برای هوادار نوجوان بسیار جذاب است که وقتی طرفدار گروه یا شخصی می‌شود دوست دارد آن را برای خودش شخصی‌سازی کند. چیزهایی بداند که بقیه نمی‌دانند یا بفهمد که علاقه مشترکش با سلبریتی‌اش یکسان است. کره‌ای‌ها این اطلاعات را خیلی دقیق و فرمولی شده می‌دهند. یا حتی مثلا دعواهای نمایشی بین اعضای گروه‌ها راه می‌اندازند تا جذابیت بیشتری ایجاد کنند. با همین فرمول‌ها، طرفداران فراتر از یک هوادار می‌شوند و با گروه‌های مورد علاقه‌شان زندگی می‌کنند».
  طرفداری افراطی یک ویژگی دوران نوجوانی
دکتر ادهم این موج را ترسناک نمی‌داند و می‌گوید: «نوجوان ویژگی‌هایی دارد که به شدت دوست دارد به صورت افراطی یک چیزی را دنبال کند. از موسیقی متالیک گرفته تا سریال‌ها و بازی‌های رایانه‌ای یا حتی فوتبال. برای همین جزو ویژگی نوجوانان است تا در بین گروه سنی خودش ابراز وجود و هویت کسب کند. به همین دلیل فرهنگ هواداری کمکش می‌کند سرمایه اجتماعی داشته باشد تا بگوید در این زمینه اطلاعات خفن‌تری دارم یا تعداد سریال بیشتری دیده‌ام، یا زبان کره‌ای بلدم. با این امتیازها بین همسالانش اعتبار کسب می‌کند. اصلا تا حدی لازمه نوجوانی همین است. در همه دنیا هم این اتفاق می‌افتد. من این را آسیب و نفوذ نمی‌دانم، چون همین در دسترسش بوده و استفاده کرده است. اتفاقا سریال‌ها و آهنگ‌های کره‌ای بیشتر مسائل اخلاقی را رعایت می‌کنند و تقریبا مثبت هستند. این محصولی است که به علت فراوانی در دسترس نوجوان ما بوده است. از سمت دیگر باید به خودمان این نقد را داشته باشیم که چرا سبد فرهنگی نوجوان ما این‌قدر خالی است و چیزی برای ارائه به او نداریم. وقتی هم می‌خواهیم آگاهش کنیم فقط می‌گوییم نکن، نبین، به این سمت نرو، این‌ها خوب نیست. ولی در برابرش جایگزینی نداریم تا به او ارائه بدهیم. با این روش نمی‌توانیم کار خاصی بکنیم. هرچقدر هم بگوییم «خیلی بد است» و چیزی به جایش در پیش نوجوان نگذاریم، اتفاق خاصی نمی‌افتد. نهایتا فقط نمی‌آید دیگر راجع به چیزی که می‌بیند با ما حرف بزند. می‌شود زیرزمینی و حتی ممکن است لج هم بکند و اگر قرار بوده دو سال دنبال این مد باشد، پنج سال دنبالش می‌کند.»
  با گذر زمان درست می‌شود
در نهایت این کارشناس علوم ارتباطات توصیه می‌کند به نوجوانان اصول نقد را آموزش بدهیم. او می‌گوید: «زمانی روی فرهنگ و رسانه‌های ژاپن کار می‌کردم. به عنوان مدرس سواد رسانه با دانشجوها و دانش‌آموزان حرف می‌زنم که مثلا بیایید درباره این‌ها صحبت کنیم. اصول نقد را بهشان یاد می‌دهیم. مثلا می‌گوییم سریال سطح پایین نبین. سعی کن فرق بین موسیقی و ترانه خوب و بی‌خود را تشخیص بدهی. منع‌شان نمی‌کنم و سعی می‌کنم این‌طوری سواد رسانه و تفکر انتقادی بهشان آموزش بدهم. بعد هم این موضوع یک دوره سنی دارد که کم‌کم فروکش می‌کند. بیشتر طرفداران در موسیقی، دختران هستند و در سریال‌ها، پسران. بعد از مدتی می‌بینیم که علاقه‌شان کمتر می‌شود، یا مدل‌های کشورهای دیگری را دنبال می‌کنند.  این پروسه گذر از این هواداری را دیده‌ام. بیشتر آن دوستی‌هایی که براساس این علاقه مشترک برایشان شکل می‌گیرد و حلقه رفاقت و اعتبار در جمع برایشان مهم است. شاید از هر 10 نفر طرفدار این گروه‌ها، یک نفرشان خیلی شدید علاقه داشته باشد که برود زبان کره‌ای یاد بگیرد یا مدرسه کره‌ای برود یا حتی مهاجرت کند. بقیه در حد همان تایید گروه همسن‌های خود می‌مانند. با این حال آسیبی که می‌توان دید این است که من به عنوان مسئول، یک سری ادعاهایی در بحث رسانه و فرهنگ دارم و چشم‌اندازهایی تعریف کرده‌ام که فلان مفهوم و فرهنگ را در بین نوجوانان جا بیندازم، ولی متاسفانه نفوذی روی بخشی از آن‌ها نداریم. اگر هم به علایق‌شان احترام نگذاریم، بدتر می‌شود.»

رژ لب مناسب برای پوست تیره چه رنگی است؟

رژ لب مناسب برای پوست تیره چه رنگی است؟

بیا نی نی/ رنگ پوست سبزه یکی از پرطرفدارترین و زیباترین رنگ پوست بین زنان است. تعیین رنگ لوازم آرایش برای پوست تیره بسیار مهم است. در این مطلب میخواهیم چند رنگ رژ لب مناسب برای پوست تیره را معرفی کنیم. با ما همراه باشید.
رژ لب مناسب برای پوست تیره
رژ لب قرمز
رنگ قرمز که طرفداران زیادی را میان زنان خوش سلیقه دارد. برای استفاده از این رنگ نیاز است که سایه ی هماهنگ با آن نیز استفاده کنید.
حتما زمان استفاده از رژ لب قرمز دور لب از مداد لب استفاده کنید. برای پوست های تیره میتوانید قدری اکلیل به لب بیفزایید که زیبایی لب ها را چند برابر میکند. اغلب رنگ قرمز برای پوست های سبزه  مناسب تر است تا پوست های دیگر.

رژ لب بنفش
بنفش قرمز یکی از دوست داشتنی ترین رنگ‌های رژ لب سال ۲۰۱۷ بود، که تا به حال جای خود را در کیف لوازم آرایش افراد با رنگ پوست سبزه حفظ کرده است.
با انتخاب رنگ بنفش روشن لب‌های شما جذاب تر و در صورت انتخاب بنفش تیره تر، شفافیت خیره کننده‌ای به ظاهر شما می بخشد.

رژ لب قهوه ای مسی 
قهوه ای مسی برای خانم های دارای پوست سبزه و تیره جذاب و دلربا به نظر می رسد. طیف رنگ های گوناگون از این رنگ به صورت طبیعی با رنگ پوست تناسب زیبایی به وجود می آورد. یکی از خوبی های این رنگ این است که برای بیشتر لباس ها و مراسم ها مناسب است.

رژ لب صورتی رز
رنگ های صورتی روشن نیز می تواند برای پوست سبزه مناسب باشد. اغلب صورتی مرجانی و رز برای پوست های سبزه مناسب است. خوشبخانه صورتی طیف های گوناگونی دارد و انتخاب های بسیاری جلوی روی شما می گذارد.

رژ لب هلویی 
آنکه رنگ هلویی همیشه یک رنگ ویژه ای برای پوست های روشن به حساب می آید، رنگ هلویی هماهنگی خوبی با رنگ پوست سبزه پیدا می کند و بدون تردید یکی از بهترین طیف های رنگی برای زنانی با پوست های تیره است.

رژ لب سرخابی 
دقت کنید که رنگ سرخابی با رنگ صورتی فرق دارد. رنگ های صورتی قدری روشن و ملایم هستند ولی سرخابی از گروه رنگ های تند است که برای مهمانی ها بهترین انتخاب است.
چنانچه پوست سبزه دارید بهتر است از رنگ تیره ی آن استفاده کنید.

رژ لب نارنجی
این رژ لب جذاب ، مناسب پوست های سفید و سبزه می باشد و زیبایی ویژه ای به هر دو نوع پوست می بخشد.
این رنگ برای پوست های تیره تندتر به نظر میرسد، بنابراین بهتر است هر روز از آن استفاده نکنید.

رژ لب مرجانی (صورتی مایل به نارنجی)
یکی دیگر از رنگ‌هایی که برای پوست سبزه به خصوص در تابستان استفاده می شود، رژ لب مرجانی است، که یک ترکیب بی نظیر و رایج، از صورتی و نارنجی است.

رژ لب قهوه ای شکلاتی 
رژ لب قهوه ای شکلاتی با رژ مسی فرق دارد. رنگ مسی روشن تر میباشد و قهوه ای تیره تر.
چنانچه پوست تیره دارید این رنگ به صورت شما می آید. این رنگ برای پوست تیره ملایم است و میتوانید هر روز از آن استفاده کنید.

رژ لب برنز
این رنگ تیره و زیبا برای پوست های سبزه فوق العاده است. رژ لب برنز خیلی طبیعی به نظر میرسد.
این رنگ برای همه زمان ها مناسب است. رژ لب برنز زیبایی جذابی به اشخاص سبزه می دهد. این رنگ تقریبا مانند رژ قهوه ای مسی است.
 

 

برای ازدواج، سوزن انتخابتان روی ظاهر فرد گیر نکند!

برای ازدواج، سوزن انتخابتان روی ظاهر فرد گیر نکند!

بیا نی نی/ معیار‌های متفاوتی برای ازدواج افراد وجود دارد که برای این انتخاب مهم باید به آن‌ها توجه کرد.

زیبایی ظاهری همیشه در جذب شدن به افراد موثر است و درواقع، ما به طور طبیعی، جذب افرادی می‌شویم که آن‌ها را زیبا می‌دانیم، فارغ از این که این زیبایی از نظر دیگران هم به چشم می‌آید یا فقط در نظر ما وجود دارد.

نکته‌ای که وجود دارد این است که وقتی حرف ازدواج پیش می‌آید ممکن است انتخاب همسری که هم ویژگی‌های موردنظر ما را داشته و هم زیبا باشد، کار سختی به نظر برسد و واقعا هم همین طور است چرا که همیشه زیباترین ها، بهترین گزینه‌ها نیستند و سوالی که در ذهن افراد به وجود می‌آید این است که در این موقعیت چه باید کرد؟ زشت و زیبا یعنی چه؟

فاطمه کوهپایه زاده روانشناس، در گفت وگو با بیا نی نی جوان، در رابطه با نقش ظاهر و زیبایی فرد در ازدواج, اظهار کرد: مهم‌ترین مساله در سنجش ویژگی‌های ظاهری یک فرد، این است که شما قبل از هرچیز سلیقه فیزیکی خود را بدانید و به طور دقیق, از این موضوع مطلع باشید که از چه نوع ظاهری خوشتان می‌آید و چه چیزی در ظاهر طرف مقابل برایتان مهم است که نبودنش باعث می‌شود به دلتان ننشیند و چه نوع تیپ و ظاهری مطلوب شما است.

وی بیان کرد: مطلوبیت فیزیکی به سلیقه شخصی شما مربوط می‌شود، اما بنا نیست در این خصوص وسواس داشته باشید یا فقط روی یک مورد دقت کنید چراکه همیشه مقدار اولیه‌ای از مطلوبیت فیزیکی لازم است و در حقیقت، ادامه راه، بدون وجود این مطلوبیت و بدون این که طرف مقابل از نظر شما خوشایند و دلنشین باشد، کار سختی است.

این روانشناس تصریح کرد: در مواقعی که با فردی برای ازدواج آشنا می‌شوید، با ظاهر و رفتار و منش او می‌توانید تشخیص دهید که این فرد به لحاظ ظاهری به دل شما نشسته است یا خیر؟ که این بدان معناست که طرف مقابل می‌تواند شما را به هیجان بیاورد یا خیر؟ بنابراین، در صورتی که ظاهر او در شما حالت ناخوشایندی را ایجاد نکرد می‌توانید سایر جذابیت‌ها را برای خودتان بررسی کنید و در این خصوص، به یک جمع بندی برسید.

وی گفت: اگر ظاهر فرد مقابل آنقدر برایتان ناخوشایند است که دیده شدن در کنار او و حتی قدم زدن با او برای شما آزاردهنده و اذیت کننده است، مطمئن باشید که این مساله با گذر زمان حل نمی‌شود و در آینده نیز به همین منوال خواهد بود چراکه شاید زیبایی برای شما عادی شود، اما چیزی که زشت می‌پندارید هیچ زمانی برای شما عادی نمی‌شود و بی توجهی به سلیقه فیزیکی و نداشتن هیچ گونه کششی به طرف مقابل، در آینده تاثیر بدی در زندگی زناشویی خواهد گذاشت.

کوهپایه زاده ادامه داد:  موضوع مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد, این است که رضایت ارتباط عاطفی و زناشویی صرفا با مطلوبیت فیزیکی ارتباط ندارد و به عوامل دیگری مانند سواد و آگاهی جنسی دو نفر, آراستگی( لباس مناسب پوشیدن, تمیز بودن, استفاده از عطر و…) , نظافت شخصی, مهارت های قابل یادگیری و گفت و گو در خصوص سلیقه و خواسته های دو نفر نیز مربوط می شود.

برای ازدواج، سوزن انتخابتان روی ظاهر فرد گیر نکند!

وی افزود: زوجین باید بدانند که همیشه مقدار اولیه ای از مطلوبیت فیزیکی لازم است و در حقیقت, بدون وجود این مطلوبیت و بدون این که طرف مقابل از نظر شما خوشایند و دلنشین باشد, ادامه راه, کار سختی است و در صورتی که این جذابیت با تغییراتی در پوشش ظاهری, استفاده از ادکلن, ورزش کردن و…ایجاد شود شاید بتوانید خواسته ها و تمایلاتتان را به شکل محترمانه به طرف مقابلتان اعلام کنید اما با این فکر که ” ازدواج می کنیم, بعد تیپش را تغییر می دهم ” یا ” ازدواج می کنیم بعد از او می خواهم لاغر/چاق شود و… ” جلو نروید.

این روانشناس تاکید کرد: بعد از اعلام خواسته هایتان در یک بازه زمانی, فرد مقابل را زیرنظر داشته باشید تا ببینید که آیا واقعا انگیزه و تلاش برای تغییر دارد یا خیر؟ یعنی برای خودش تغییر کردن و مطلوب تر شدن مهم است یا خیر؟ و آیا در کشش و تمایل شما نسبت به او تغییری ایجاد شده است یا خیر؟

کوهپایه زاده تصریح کرد: مطلوبیت فیزیکی به سلیقه شخصی شما مربوط می‌شود، اما بنا نیست در آن وسواس شوید یا فقط روی یک مورد دقت کنید. به طور مثال؛ حساسیت شما به حدی نباشد که بگویید قد او فلان قدر باشد، رنگ چشمانش خاص باشد و… چراکه جذابیت یک ویژگی ترکیبی است که تیپ و اندام و چهره و البته رفتار و سکنات و شیوه صحبت کردن در آن دخیل است.

وی گفت: تمرکز روی یک مسئله در انتخاب همسر، باعث نادیده گرفتن برخی از موارد اساسی می‌شود و ضریب خطا را بالا می‌برد و به همین منظور، برای یک انتخاب خوب، نباید انتظار داشت که تمام ایده آل‌های ما در فردی وجود داشته باشد و اگر حداقل‌های خود را در فردی پیدا کردید، می‌توانید با مدتی معاشرت و بررسی تناسب ها، تصمیم گیری کنید.

این روانشناس ادامه داد: بعد از ازدواج با یک فرد، باید همیشه یادتان باشد که ممکن است در زندگی با اشخاصی زیباتر از او روبرو شوید، اما باید به طرف مقابل خود تعهد و مسئولیت پذیری داشته باشید. یعنی چشم بستن بر هوا و هوس‌های بعدی و احترام گذاشتن به انتخابی که داشته اید چرا که شما پس از ازدواج، دیگر حق ندارید که رابطه‌های موازی داشته باشید که نتیجه این تعهد, داشتن شریک زندگی  است که به شما آرامش و امنیت می‌دهد و با او می‌توانید یک زندگی مطلوبی را بسازید.

  با این خوراکی‌ها پوست خود را شفاف کنید

  با این خوراکی‌ها پوست خود را شفاف کنید

انتخاب/ یکی از رایج‌ترین سوالاتی که بسیاری از افراد می‌پرسند این است که بهترین مواد غذایی برای داشتن پوستی سالم کدامند. درواقع برخی از افراد مایلند بدون دارو و درمان‌های رایج پزشکی و تنها از طریق روش‌های طبیعی پوست خود را بهبود دهند.

  به نظر می‌رسد غذاهای غنی از آنتی اکسیدان برای پوست اثر محافظتی دارند؛ بنابراین غذاهای مناسب پوست خود را در نظر بگیرید:

اسفناج و سایر سبزیجات برگ سبز
هویج، زردآلو و سایر میوه‌ها و سبزیجات زرد و نارنجی
گوجه فرنگی‌
توت
لوبیا، نخود و عدس
ماهی قزل‌آلا و سایر ماهی‌های چرب
آجیل و خشکبار
از طرف دیگر، به نظر می‌رسد برخی غذاها با آسیب به پوست همراه هستند. به عنوان مثال، برخی تحقیقات نشان می‌دهد که رژیم غذایی سرشار از قندهای فرآوری شده یا تصفیه شده یا سایر کربوهیدرات‌ها و چربی‌های ناسالم باعث پیری پوست می‌شود.

به یاد داشته باشید، بسیاری از بهترین غذاها برای داشتن پوست سالم نیز در کل باعث سلامتی می‌شوند. به جای تمرکز روی غذاهای خاص برای داشتن پوست سالم، به طور کلی روی یک رژیم غذایی سالم تمرکز کنید.

میوه و سبزیجات زیاد بخورید. محصولات لبنی کم‌چرب یا فاقد چربی را انتخاب کنید. آجیل، دانه و لوبیا را در وعده‌های غذایی مورد علاقه خود قرار دهید. نان و ماکارونی سبوس‌دار را انتخاب کنید. شیرینی‌ها را محدود کنید. همان‌طور که انتخاب‌های سالمی دارید، برای ورزش و تحرک تلاش کنید.