باید و نبایدهای آموزش زبان‌ خارجی در مواجهه با بچه‌ها

آن روز داشتم رزومه‌ام را ویرایش می‌کردم، دیدم در قسمت مهارت‌های زبانی، همچنان تسلط خودم به زبان انگلیسی را متوسط می‌دانم؛ آن هم بعد از این همه سال و این همه کلاس‌های زبان مختلف که از کودکی تا همین چند سال پیش در آنها شرکت کرده بودم. نمی‌خواهم خودم را قضاوت کنم اما این‌طور از خودم انتظار داشتم، منی که از دوران کودکی با تشویق و اصرار والدینم به کلاس‌های زبان رفتم، چرا نباید در حال حاضر سطح تسلطم خوب، یا خیلی خوب و حتی عالی باشد و چرا فقط متوسط‌ هستم؟

یکی از دلایل متوسط بودنم در مهارت زبان انگلیسی را ترم‌های آموزشی طولانی و روش‌های خسته‌کننده آموزش زبان در کلاس‌هایی دانستم که در آنها ثبت‌نام و شرکت کرده بودم و به همین دلیل آنها را ناتمام گذاشته و در بازه زمانی دیگری، سراغ کلاس دیگری رفته و باز هم آن را رها کرده بودم.  همه ما می‌دانیم که خیلی از مهارت‌های مختلف (مثل زبان، رانندگی، شنا و‌…) فرار هستند و اگر در زندگی روزمره در ارتباط با آنها نباشیم، از خاطرمان خواهند رفت. البته زبان، در سطحی عمیق‌تر و بالاتر از مهارت‌های دیگر قرار دارد. زبان با فرهنگ و ارتباطات یک جامعه در ارتباط است. یادگیری و تسلط بر آن مستلزم فهم و درک فرهنگ جامعه‌ای است که مردمانش با آن زبان گفت‌وگو می‌کنند. 
 زبان و فرهنگ
یادم می‌آید که یکی از اساتید معروف ادبیات، سرکلاس به ما گفت: من هیچ‌وقت یاد نگرفتم که به زبان انگلیسی یا روسی یا هر زبان دیگری حرف بزنم اما در ترجمه و در نوشتن به این زبان‌ها تسلط کامل دارم. علت را جویا شدیم، این‌طور ادامه داد که زبان به‌دلیل ارتباط نزدیکش با فرهنگ، وجوه مختلف دارد. من می‌دانم که هیچ‌گاه به کشوری دیگر نخواهم رفت و نیازی به گفت‌وگو و محاوره انگلیسی نخواهم داشت اما در ترجمه و در نوشتن که مورد استفاده روزانه و هدف من است، باید تسلط داشته باشم. استاد دیگرم در دانشگاه تسلط کامل به دو زبان فرانسه و انگلیسی در گفت‌وگو داشت اما در ترجمه و نوشتن ضعیف بود؛ چرا که تجربه زیسته‌اش در محیطی که زبان فرانسه یا انگلیسی، زبان غالب مردم است، زیاد بود. بنابراین هدف از یادگیری و در واقع پاسخ به این سؤال که«ما چه نیازی به یادگیری زبان داریم؟»،  برای پا گذاشتن به مسیر یادگیری زبان خیلی مهم است.
از طرف دیگر، زبان انگلیسی به‌عنوان زبان جهانی اول در میان بیشتر جوامع شناخته شده است. در عصر جدید ارتباطات و مبادلات اقتصادی و صادرات و واردات کالاهای مختلف (مثل اسباب‌بازی‌ها) فهم و تسلط بر زبان انگلیسی تا این حد ضروری است که برای این‌که بدانیم کدام وسیله چطور کار می‌کند، نیازمند فهم زبان هستیم. این به آن معناست که فارغ از هدف اصلی برای یادگیری عمیق و کامل زبان، یک هدف فرعی اما گسترده برای یادگیری زبان داریم و آن این است که اصطلاحا بتوانیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم و نیازمند این نباشیم که برای خواندن نوع استفاده یا مصرف یک وسیله، دارو یا مواد خوراکی، زنگ بزنیم و از مثلا دخترخاله‌مان که معلم زبان است، بپرسیم. گرچه همین مسأله هم ارتباط نزدیکی با این دارد که ما شناخت درست و دقیق از علت نیاز خود به یادگیری زبان داشته باشیم. مسأله ما اینجا، این نبود که بخواهیم در سبک ‌زندگی خانواده ایرانی، آموزش زبان انگلیسی یا زبان‌های دیگر را آسیبی برای هویت ملی خود بدانیم؛ بلکه مسأله این است که با شناخت هدف و چرایی یادگیری زبان، انتخاب درستی برای چگونگی فراگیری آن داشته باشیم که در زمان و هزینه خود صرفه‌جویی کرده و به بهترین نتیجه برسیم.
 زبان در خانه
محیط، فرهنگ و والدین نقش مهمی در یادگیری و تسلط زبان کودکان به دور از استرس و فشار و از طریق بازی، داستان، شعر و گفت‌وگو دارند. این‌که کودک و نوجوان در کلاس‌ها با شروع به نوشتن(که اندازه بازی و شعر و داستان برایش جذابیت ندارد) وارد یادگیری شود، با مجموعه گسترده‌ای از واژگان نامأنوس زبان مواجه شود، یا گرامر‌ در سطوح مبتدی تا پیشرفته را یاد بگیرد که هیچ‌کدام برایش فایده‌ای نداشته باشد و در گفت‌وگوی روزمره که بخش عظیمی از آن را در خانه و با والدین خود می‌گذراند، هیچ استفاده‌ای نشود و کاربردی نداشته باشد، باعث می‌شود که انگیزه یادگیری زبان پایین بیاید و کودک و نوجوان یک دوره کلاس را به‌طور کامل تمام نکند.
نکته آخر این‌که نوع نگاه به آموزش زبان در کشور ما از سطوح خرد (خانواده و والدین) تا کلان(کنکور و دانشگاه)، نگاهی آزمون‌ گرایانه است، در حالی‌که زبان برای برقراری ارتباط بین اعضای یک جامعه است و نباید یک نگاه تک‌بعدی به آن داشت.
نویسنده سارا مومنی 

آسیب محتوای نامناسب موسیقی به هویت جنسیتی کودک

راه می رود و با خودش این جمله را زمزمه می کند :«:مگه غیر دلبری کار دیگه ام بلدی ؟ مادر کنجکاو می شود که بداند این جمله از کجا بر زبان دختر 5 ساله اش جاری شده. گوش هایش را تیز می کند. کودک هنوز دارد می‌خواند «چه چشمای قشنگی داری دختر…نرو بیرون به هم می ریزه کوچه بشین خونه مگه بیکاری دختر …»مادر دخترک را صدا می زند و از او درباره شعر می پرسد و او بدون معطلی می گوید مامان صبح ها توی باشگاه این آهنگ را برایمان می گذارند و با آن ورزش می کنیم!

پخش موسیقی های نامتعارف با اشعاری ضعیف در اماکن ورزشی و خانه های بازی دغدغه بسیاری از والدین است. موسیقی های زیرزمینی که جای خود را در فضاهای شادی مانند ورزشگاه ها باز کرده است می تواند به کودکان که در برابر محتواهای جنسیت زده بی دفاع هستند آسیب وارد کند. در برخی از باشگاه های ورزشی و خانه های بازی، هر نوع موسیقی با اشعاری دور از چارچوب های فرهنگی و تنها با تکیه بر موضوع «ایجاد نشاط»  پخش می شود و در ازای تقویت جسم کودک به روحش آسیب های جبران ناپذیری وارد می آید. در حال حاضر هیچ نظارتی بر این گونه فعالیت ها نمی شود و صاحبان این اماکن با سلیقه خود موسیقی های مختلف را برای کودکان پخش می کنند این در حالی است که می شود موسیقی های شاد با اشعار مناسب دوره کودکی پیدا و پخش کرد.

*اشعار مبتذل بلوغ زودرس می آورد

اگرچه موضوع نشاط آفرینی در محیط هایی که کودکان در آن قرار دارند از موضوعات بسیار مهم در آموزش و پرورش آنهاست اما اجرای برنامه هایی بی ضابطه و بدور از هر نوع خلاقیت و با ادبیات جنسیت زده که می تواند حتی موجب بلوغ زودرس شود آسیب زا خواهد بود.

« فاطمه رشیدی»، دکترای روانشناسی و روان درمانگر هیجان مدار در گفتگو با فارس درباره آسیب هایی که این گونه اشعار بر روح و روان کودکان وارد می کند می‌گوید: «ذهن کودک به شدت آماده یادگیری است و هر چه را که در محیط اطراف می بینند و می شنوند به خزانه شناختی خود وارد می کند. اگر این کودکان بی دفاع در معرض محتوای نامناسب قرار بگیرند سبک و سلیقه موسیقیایی خاص به آن ها تحمیل می شود که در آینده تغییر این سلیقه دشوار است».

 پژوهش های زیادی در حوزه موسیقی انجام شده که بسیاری از آنها اثر موسیقی، شعر و کلام را بر روی کودکان تایید می کند. در واقع موسیقی روی رشد ذهنی_شناختی، روانی_اجتماعی و روانی_جنسیتی کودکان اثرگذار است و نباید نادیده گرفته شود. رشیدی به دو نمونه از پژوهش های حوزه موسیقی اشاره می کند و می گوید:« یکی از این پژوهش ها مربوط به زمانی است که موسیقی با اشعار نوع دوستی و رفتارهای جامعه پسند برای کودکان و نوجوانان پخش شد پس از مدتی مشخص شد که تمایل آنها برای انجام رفتارهای جامعه پسند و کمک و همیاری به همنوع بیشتر شده است. از سوی دیگر در پژوهشی موسیقی با محتوای جنسی پخش شد و پس از طی مراحل پژوهشی مشخص شد که اشتیاق این افراد برای برقراری رابطه جنسی نسبت به سایرین که این موسیقی را نشنیدند بیشتر بوده است. بنابراین در چنین فضا و با چنین اثرگذاری به طور حتم نوع محتوای ارائه شده بر درک نسبی کودکان از هویت جنسی خود اثرگذار است.

*تاثیر کلام در موسیقی بسیار زیاد است

کودکان در سنین قبل از مدرسه هویت جنسیتی خودشان را درک می‌کنند و بی شک محتوای جنسیت زده هویت جنسیتی آنها را با قالب های کلیشه ای «جلب توجه جنسی» مواجه می کند.

او می گوید:« طبق روانشناسی تحولی کودکان، آنها در این سنین درک کلی نسبت به جنسیت خودشان پیدا می کنند . در این سن بیشترین اثرگذاری بر قالب ها و کلیشه های جنسیتی بچه ها را داریم و اگر قرار باشد اصلاحی در این کلیشه ها صورت گیرد باید در این سنین باشد چون در این سنین برای آنها مهم است که رفتار دخترانه چطور است و یا رفتار پسرانه به چه گونه ای است. حالا وقتی ما یک چنین محتوای کلامی را که از زیبایی دخترانه می گوید و او را تشویق به نشستن در خانه می کند  به ذهن کودک وارد می کنیم یعنی کلیشه های جنسیتی ایجاد کرده ایم که به کودک می گوید تو با این ویژگی ها ارزشمندی و اگر غیر این باشد تو از هویت خود دور شده ای. تو باید تا می توانی زیبا باشی و دلبری کنی و بعد در خانه بمانی و از حضور در عرصه اجتماعی و کسب موفقیت دور باشی».

رشیدی اضافه می کند: «تاثیر کلام در موسیقی بسیار زیاد است و اگر ما با پخش محتوای نامناسب ذهن کودک را کلیشه ای کردیم او در دوره های بزرگسالی با مشکلاتی مواجه خواهد شد. محتوای این نوع موسیقی ها به کودک می گوید تو با رفتارهای جنسیتی و اغواگرانه ارزشمندی و بدون این هویت جنسیتی چیزی برای ارائه نداری و تلاش هم نکن که داشته باشی اینجاست که اعتماد به نفس کودک به مرور دچار خدشه خواهد شد و اعتماد به نفس بسته به آن کلیشه های جنسیتی مدام درون آنها کمرنگ می شود.»

او تاکید می کند که کودکانی که محتوای موسیقی نامتعارف و جنسیت زده می شنوند به طور ناخودآگاه رفتارهای کلیشه ای جنسیتی در آنها تقویت شده و انگیزه پیشرفت و نگاه انسانی در درون آنها در نطفه خفه می شود.وقتی ذهنیت تغییر می‌کند نیازهای جدیدی مانند نیاز به تایید شدن به روش خاص در کودک ایجاد می شود که این امر شکل خاصی از رفتار را در او شکل می دهد.در واقع ارائه محتوای نامناسب موجب تغییر در هویت جنسیتی کودک می شود و سپس شاهد تغییر در آمال ، ارزش ها و نیازهای کودک هستیم. تغییر در ارزش ها هم موجب تغییر در سبک زندگی در آینده خواهد شد».

موسیقی که برای کودک ساخته می شود باید حاوی اشعاری باشد که به درک احساسات کودک کمک کند بنابراین وقتی کودک را در معرض اشعاری سخیف ، جنسیت زده ، پر از آشفتگی و بی ارادگی قرار می دهیم این قدرت درک را از او گرفته و قالب های کلیشه ای را در او نهادینه می کنیم بنابراین باید نظارت در این حوزه بیشتر شود تا کودکان کمترین آسیب را ببینند.

آیا تلفن همراه را از دست فرزندم بگیرم؟

 دنیای تکنولوژی و فناوری زده امروز خانواده به ویژه والدین را اجبار می کند تا برای بچه هایشان در مقاطع مختلف سنی مصادیق مختلف تکنولوژی را تهیه کنند، خیلی وقت ها خانواده بالاجبار این کار را انجام می دهند به خاطر درس بچه‌ها مجبور می‌شوند گوشی های موبایل برای بچه ها تهیه کنند یا لب تاب با اینترنت در اختیارشان بگذارند اما اینها آسیب‌هایی هم ممکن است به همراه داشته باشند. یکی از مخاطبان فارس من با طرح این پرسش از مشاور کودک و نوجوان که «آیا تلفن همراه را از دست فرزندم بگیرم؟» نیازمند پاسخگویی است.

این مخاطب در طرح سوال خود اینگونه نوشته است: «دختر پانزده ساله ای دارم که برایش گوشی موبایل تهیه کردم اخیرا متوجه شدم روابطی در فضاهای مجازی دارد و حتی درگیر یک رابطه هم شده است، سوالم این است که به نظرتان باید گوشی موبایل را از او بگیرم یا خیر و چه کاری درست است؟».

«دکتر مهدی اسماعیل تبار» مشاور و روانشناس کودک و نوجوان» در  پاسخ به این پرسش می گوید: «این راهکار درستی نیست که گوشی موبایل را از بچه بگیرید، قدم اول این است که سعی کنید در روابطتتان اعتمادسازی کنید، یعنی روابطی توام با دوستی و صمیمیت با فرزندتان ایجاد کنید و سپس درباره مسائل مختلف با او صحبت کنید تا بتواند انتخاب های درستی داشته باشد.»

وی در ادامه می گوید: «شما این نکته را باید بپذیرید که مربی زندگی بچه ها، والدینشان هستند نه گوشی های موبایل. بنابراین اگر شما درست با بچه ارتباط برقرار کنید ، نیاز به محرومیت بچه از گوشی موبایل نیست . شما باید محتوایی که بلد نیستید را یاد بگیرید و بتوانید نظارت بر کارهای فرزندتان داشته باشید. هر چقدر که اعتماد متقابل والدین و فرزندان تقویت شود، آسیب های فضای مجازی برای بچه ها کمتر می شود. سعی کنید در فضای منزل اعتمادسازی درست انجام دهید، رفتار بچه ها خود به خود اصلاح می شود».

شما هم می‌توانید پرسش‌هایتان را در سامانه «فارس‌من» ثبت کنید تا در اولین فرصت در گفت‌وگو با کارشناس مربوطه به سوال شما پاسخ داده شود. 

شما هم از کتک‌ کاری فرزندان‌تان کلافه شده‌اید؟

ظرف‌های نیمه شسته را در سینک ظرفشویی رها کرد و سراسیمه به سمت اتاق خواب بچه‌ها دوید‌. امروز برای چندمین بار بود که با این صحنه مواجه می‌شد. بچه‌ها باهم گلاویز شده بودند؛ یکی چنگ می‌انداخت و آن یکی با ضربات پی‌در پی، روی دست بچه کوچکتر می‌کوبید.« خدایا خسته شدم. من با اینا چیکار کنم؟ آخه کدوم خواهر و برادری مثل اینا همش کتک کاری می‌کنن؟» بچه کوچکتر را از میدان جنگ خارج کرد تا به این جدال تکراری پایان دهد. مثل همیشه، زد و خورد با یک سماجت و لجبازی دوطرفه شروع شده بود. یک کودک بی حوصله عصبی و یک نوجوان نه‌چندان باحوصله که دلش نمی‌خواست زیر بار حرف زور برادر کوچکتر برود.

 مدتی بود که این داستان در خانه‌شان تکرار می‌شد و مادر خسته ترین شخصیت این داستان بود…


فرزانه شرف پور روانشناس و کارشناس ارشد مشاوره خانواده

وقتی پای صحبت یکسری از مادرها می‌نشینیم، زد و خورد بین بچه‌ها به عنوان یکی از بزرگترین دغدغه آن ها خودنمایی می‌کند. مساله مهمی که نه تنها می‌تواند عواقب روحی و فیزیکی جدی را برای بچه‌ها به همراه داشته باشد بلکه می‌تواند جو خانه را نیز کاملا متشنج کرده و والدین را با یک ناراحتی عمیق مواجه کند. به همین سبب به سراغ «فرزانه شرف پور» روانشناس و کارشناس ارشد مشاوره خانواده رفته ایم تا دلایل و راهکارهای این مساله را باهم مرور کنیم.

مهمترین عوامل کتک کاری بین فرزندان

*برآورده نشدن نیاز کودک

عوامل مختلفی در وقوع دعوای بین بچه نقش دارد اما یکی از مهمترین عوامل، بی توجهی به کودکان است. حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی به شدت مشغول امور خانه یا کارهای شخصیتان هستید، سپس تغییر محسوسی در رفتار فرزندانتان احساس کنید. تغییراتی از قبیل بهانه‌گیری، عصبانیت، پرخاشگری، لجبازی و… که عملا همه این ها ریشه در بی توجهی به کودکان دارد و والدین نباید از آن غافل شوند.

فرزانه شرف پور این حال کودکان را کاملا طبیعی دانسته و می‌گوید: « یکی از انواع بروز عصبانیت و ناراحتی، دعوا و کتک کاری است. حتی خود بزرگسالان هم وقتی نیازهایشان برآورده نشده و یا نادیده گرفته شود، عصبانی و ناراحت می‌شوند و حتی ممکن است با هم دعوا کنند. به هرحال این حس را با یک شیوه ای بروز می‌دهند. وقتی یک فرد بالغ از حالت عقلانی خارج می شود، در یک لحظه کاری می‌کند که ممکن است بعدا پشیمان شود، به اصطلاح در حالت« آمیگدال هایجک »قرار گرفته یعنی «کورتکس» مغزش از مدار خارج و «لیمبیک» فعال شده است. حالا شما تصور کنید که بچه‌های کوچک در سنین کودکی هنوز کورتکس مغزشان تشکیل یا کامل نشده و عملا قدرت فکر کردن ندارند، پس احساس کرده و عمل می‌کنند و زمانی که احساس کنند، دیده نشده اند و نیازشان برآورده نشده، خیلی زود احساسشان را با جیغ، دعوا و ناراحتی بروز می‌دهند تا بتوانند نیازشان را برآورده کنند که این نیز اصلا غیر طبیعی نیست.»

*جلب توجه منفی

یکی از مهمترین پیامدهای حس نیاز در کودکان، جلب توجه منفی از جانب آن هاست. یعنی اگر کودکی احساس کند که توسط والدین و اطرافیان موردتوجه قرار نگرفته، از هر راهی از جمله دعوا و کتک کاری برای جلب توجه استفاده می کند که والدین نباید اجازه دهند کار به اینجا بکشد. روانشناس خانواده در رابطه با راهکار پیشگیری از این جلب توجه منفی می‌گوید:«کودکی که از راه مثبت نتوانسته توجه بگیرد، به هر دری می‌زند و حتی راضی به کتک‌کاری می‌شود اما تن به بی توجهی نمی‌دهد، بنابراین والدین باید هشیار باشند و زودتر از وقوع این جلب توجه منفی دست به کار شوند. مثلا می‌توانند زمانی که فرزندانشان ساعت ها در آرامش و درحال بازی با هم هستند و صدایی از آن ها درنمی آید، به سراغشان رفته و ضمن ابراز محبت، آن ها را تشویق و از آن ها قدردانی کنند. اینکه بخواهیم در ساعات بازی فرزندانمان با یکدیگر، آن ها را کلا رها کرده و فقط به کارهای خودمان برسیم، اصلا کار درستی نیست. کودکان نبود ما و عدم توجه را حس می‌‌کنند و همین نیز آن ها را به سمت رفتارهای منفی بعدی سوق می‌دهد.»

*عصبانیت ناشی از عوامل مختلف

علاوه برحس نادیده گرفته شدن و جلب توجه منفی، عصبانیت به عنوان عامل دیگری در بروز زد و خورد بین خواهر و برادرها به شمار می رود. گرچه بخش مهمی از عصبانیت به همان عامل اول یعنی حس نادیده گرفته شدن برمی‌گردد اما چیزهای دیگری هم در ایجاد عصبانیت نقش دارند. مثلا کودکی که گرسنه است، کودکی که خوابش می آید، آستانه تحمل بسیار پایینی دارد و خیلی زود عصبانی می‌شود که همین مساله نیز احتمال پرخاشگری در کودک را افزایش می دهد. این مساله نه تنها درخصوص بچه های کم سن و سال بلکه حتی در مورد بچه های بزرگتر و نوجوان و چه بسا خود بزرگسالان نیز صدق می‌کند؛ پس حواستان باشد که ممکن است، کتک کاری بین فرزندانتان ناشی از عصبانیت حاصل از گرسنگی و خواب آلودگی باشد. همچنین کودکان گاها به علت ناتوانی در کنترل جهان اطراف خود، حس ناکامی می‌کنند و همین نیز منجر به عصبانیت آن ها می‌شود که قاعدتا همدلی والدین و دیگر خواهر و برادرها تاحد قابل توجهی می‌تواند از این خشم و عصبانیت و درنتیجه جنگ و جدل های بعدی بکاهد.

*بروز هیجانات تخلیه نشده

گاهی اوقات همه جوره برای کودکان خود وقت گذاشته اید و آن ها نه احساس کمبود عاطفی دارند و نه عصبانی هستند اما با این حال ناگهان، زد و خورد اتفاق می افتد؛ احتمالا در این مواقع با بروز هیجانات تخلیه نشده کودک مواجه هستید. باید بدانید که همیشه هم بازی های بی سر و صدا و سوق دادن کودکان به سمت آرام بودن، نتیجه بخش نیست، زیرا برخی کودکان دارای هیجانات بیشتری هستند و حس هیجان آن ها باید با یکسری بازی های حرکتی و حتی در فضای بیرون از خانه پاسخ داده شود که اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است کودکان با زد و خورد بین خودشان، این حس را تخلیه کنند، پس حواستان به این مسأله باشد.

*الگوبرداری از والدین!

یکسری از کودکان هنگامی که در ارتباط با خواهر و برادرهایشان به خواسته خود نمی رسند و یا در بازی ناکام می مانند، به رفتارهای پرخاشگرایانه و کتک کاری رو می‌آورند که این رفتار می‌تواند ناشی از یک الگوبرداری اشتباه باشد.

شرف پور کارشناس ارشد مشاوره خانواده می‌گوید:«بچه ها همان چیزی می‌شوند که ما هستیم نه آن چیزی که به آن ها می‌گوییم و دلمان می‌خواهد باشند! اگر خود ما عامل به کاری نباشیم، هرچه هم به بچه بگوییم آن کار را انجام بده یا نده، اصلا فایده ای ندارد، پس باید ببینیم که خود ما والدین به هنگام عصبانیت، با همسرمان، فرزندانمان و اطرافیان چگونه رفتار می کنیم؟ آیا الگوی خوبی هستیم یا نه؟ چه بساکه بسیاری از رفتار کودکان از جمله دعوا و کتک کاری، ریشه در رفتار خود ما دارد که باید به آن دقت کنیم و الگوی مخربی برای فرزندانمان نباشیم.»

بهترین واکنش ها در هنگام کتک کاری بین فرزندان

*حفظ آرامش از جانب والدین

دیدن این صحنه که درگیری بین بچه هایمان بالا گرفته و در حال کتک زدن هم هستند، اصلا صحنه خوشایندی نیست. به خصوص اینکه یکی از بچه ها، آن یکی را پرت کرده و یا ضربه خطرناکی به او وارد کند اما به هرحال ما به عنوان والدین چاره ای جز صبوری و حفظ آرامش نداریم، زیرا هر واکنش دیگری می تواند اوضاع را خرابتر کرده و کار به جاهای باریک تری کشیده شود.

 اما واقعا چگونه می‌توانیم آرامشمان را حفظ کنیم؟ شرف پور در پاسخ به این سوال می‌گوید:«حفظ آرامش در لحظه، کلید همه مشکلات است. ما در چنین مواقعی باید خودمان را جای کودک قرار دهیم و به خاطر داشته باشیم که خودمان هم خیلی وقت ها از کوره درمی رویم و در این مواقع، انتظار همدردی داریم. ضمنا به خود یادآوری کنیم که این ها هنوز بچه هستند و با احساساتشان رفتار می کنند، پس من والد در اولین قدم، به جای آن که عصبانی شوم و فریاد بزنم، باید آرمش خود را حفظ کرده و سپس اقدامات بعدی را انجام دهم. اصلا همین حفظ آرامش والدین در لحظه هم می تواند الگوی موثری برای بچه ها باشد.»

*توجه به نیاز بچه ها بدون هر واکنش اضافی

 «نکته بعدی در هنگام درگیری بچه ها که بسیار هم می‌تواند کمک کننده باشد، تلاش برای همدلی با آن هاست؛ پس در آن لحظه به جای هر عمل اضافی همچون بداخلاقی، قضاوت، گشتن دنبال مقصر و راهکار دادن، باید یک شنوای کامل باشیم و با نیاز و احساس آن لحظه بچه ها مرتبط شویم که اگر این کار را انجام دهیم، خیلی وقت ها به راحتی مساله برطرف و آرامش برقرار می شود.»

 همانطور که بزرگترها در هنگام بحث و دعوا، نمی‌توانند منطقی فکر کرده و درست تصمیم بگیرند، بچه ها نیز همین شرایط را حتی به شکل شدیدتری تجربه می‌کنند، بنابراین والدین در لحظه دعوا و زد و خورد، نباید از بچه‌ها چندان انتظار منطق داشته باشند، بلکه فقط می‌توانند حرف های آن ها را شنیده و طوری رفتار کنند که فرزندان از شنیده شدن حرف هایشان اطمینان داشته و آرامش از دست رفته را بازیابند.

* قضاوت ممنوع؛ دنبال مقصر نگردید

همیشه می‌گویند در یک دعوا دوطرف مقصر هستند که البته بی ربط هم نمی‌گویند! بنابراین دربین دعوای فرزندان، والدین نباید به قضاوت بنشینند و دنبال مقصر بگردند، زیرا محکوم کردن هریک از فرزندان ممکن است با ناعدالتی صورت بگیرد و منجر به سرخوردگی آن فرزند و عصبانیت و ناراحتی درونی او بینجامد. پس به جای قضاوت دعوای بین فرزندان، سعی در ختم قائله با روش های مختلف مثل بازی کردن، تغییر دادن محیط با موسیقی، کارتون و… داشته باشیم و فضا را به کلی تغییر دهیم.

«در دعوای بین بچه‌ها حتی اگر مطمئن هستیم که حق با کدام است، اصلا نباید به زبان بیاوریم و این موضوع را به آن‌ها بگوییم، زیرا ممکن است بچه‌ای که حق به او داده شده، جسورتر شود و بچه‌ای که حق به او داده نشده، مدام در توجیه خود برآید که به همین سبب نیز دعوا بالاتر می گیرد و شرایط بدتر می‌شود.»

*حرکت به سمت صلح و آشتی

شرف پور مشاور ارشد خانواده، حرکت به سمت صلح و آشتی را پایان دهنده دعوای بین بچه ها دانسته و می‌گوید:« ما وقتی با بچه ها در هنگام زد و خوردشان، همدلی می‌کنیم، آن ها را می‌شنویم، با حس نیازشان مرتبط می‌شویم و به هریک از آن ها می‌گوییم که به خوبی می‌دانم تو از چه عصبانی شده ای، آتش خشم دوطرف فروکش می‌کند و جو آرامی حاکم می‌شود و آنوقت است که می‌توانیم بچه ها را به سمت یک سرگرمی جدید سوق دهیم و حتما خودمان هم در ابتدای بازی با آن ها همراه شویم. البته در این شرایط نمی‌توان بچه ها را مثلا به سمت نقاشی هدایت کرد، زیرا به هرحال آن ها هنوز هیجانی هستند و یک بازی حرکتی برایشان خوشایندتر است تا کاری مثل نقاشی.»

در پایان اینکه  اگر خواهرها و برادرها در هر سن و سالی با هم زد و خورد دارند، امری غیرطبیعی نیست و مهم این است که ما به عنوان والدین بتوانیم زد و خوردها را به کمترین حد ممکن رسانده و از تخریب روابط بین بچه ها و اثرگذاری آن بر خانواده بکاهیم که این نیز با توجه، همدلی و عدم هرگونه واکنش تند و بدون فکر از جانب والدین امکان پذیر می شود.

ترفندی راحت برای پاک کردن لکه فرش ها

با این ترفند دیگه نیاز فرش های خونه را قالیشویی بدی😍 به راحتی لکه ها و کثیفی ها را پاک کن
بچه ها من چون دوقلوها خیلی فرش و مبل هام را کثیف میکنن همیشه از این روش استفاده میکنم و به شدت راضی هستم🥰و خیلی کم فرش به قالیشویی میدن با دیدن کوچکترین لک سریع پاک میکنم همیشه تمیز میمونه
این محلول جادویی فقط
مقداری آب جوش
شامپو مبل
و آب جوش هست🥰
یادتون نره پشت کار ی دستمال تمیز و خشک بکشید و از تمیزی فرش و مبل لذت ببرید

منبع: @ana_jaanom

دخترم وابستگی شدیدی به من دارد!

دختری دارم 8 ساله. کلاس دوم دبستان است. وابستگی شدیدی به من که مادرش هستم، دارد که در کلاس سوم همان مدرسه تدریس می کنم. به طوری که مرتب زنگ تفریح به دفتر معلمان سرک می کشد تا از حضور من در دبستان مطلع شود. اگر به هر دلیلی روزی در محل کار نباشم در کلاس گریه می کند یا آن روز دچار دل درد می شود. در ضمن فرزند دوم خانواده است و پدرش شغل آزاد دارد و همزمان با حضور ما در خانه حضور دارد.

پاسخ مشاور

مادر گرامی سلام، ارتباط مناسب با فرزند در محیط مدرسه ای که شما در آن شاغل و او محصل است طبیعتا ساده نیست. راهکارهای ذیل می توانند راهگشا باشند.

تعیین نوع ارتباط

در محیط های مختلف سن فرزند شما برای درک برخی توضیحات مناسب است. برایش توضیح دهید که هر مکانی قوانین خاص خود را دارد. با مثال های مختلف این توضیح را روشن تر کنید: در مهمانی ما منتظر می شویم تا صاحبخانه شیرینی تعارف کند، در مطب دکتر بلند صحبت نمی کنیم، در ماشین کمربند ایمنی را می بندیم و … در مدرسه زنگ تفریح بازی می کنیم و به دفتر معلمان نمی آییم. اگر این قانون از شروع سال تحصیلی رعایت نشده است ، نمی توانید ناگهان آن را وضع کنید. بهتر است حد و حدودی برای ملاقات فرزندتان تعیین کنید.

تعیین حد و حدود

برای فرزندتان حد و مرز تعیین کنید و با هم قرار بگذارید که در زمان های مشخصی با هم ملاقات داشته باشید. بهتر است این کار به شکل یک بازی جالب و نه یک اجبار نامطلوب انجام شود؛ مثلا یک روز در زنگ تفریح اول و روز بعد در زنگ تفریح دوم همدیگر را ببینید.

قاطعیت و اطمینان خاطر

اگر بتوانید در حالی که به فرزندتان محبت می کنید و با او مهربان هستید، قاطعانه عمل کنید موفقیت شما قطعی است. قاطعیت به این معناست که خودتان در اجرای قرار داد یا قانونی که با هم وضع کرده اید، تردید نکنید. کودکان، بسیار باهوش تر از آن هستند که ما تصور می کنیم. آن ها از نگرانی های ما آگاهند و همین امر، نگرانی آن ها را تشدید می کند.

تاکید بر قوانین از سوی مرجع بالاتر

می توانید از مدیر مدرسه بخواهید قانون قراردادی شما را تایید کند. این کار به بازی شما تعهد مضاعف می دهد. این قانون باید توسط همه بچه های معلمانی که در مدرسه شاغل اند رعایت شود. توجه یا نبود توجه اگر کودک شما در زمان هایی که به دلیل نبودن تان در دفتر به گریه می افتد، به شدت مورد توجه و حمایت همکارانتان قرار بگیرد یا شما خود را به دلیل حضور نداشتن تان مواخذه کنید، قطعا این کار را تکرار خواهد کرد. به خاطر داشته باشید نبودن شما نباید از طرف هیچ کسی بزرگنمایی شود.

پایبندی به قرارداد و ذکر موارد استثنا

برای رفع این مشکل، بعد از این که با کودکتان قراری گذاشتید، هر دو به رعایت آن ملزم هستید. به او یادآوری کنید ممکن است در موارد استثنا نتوانید در زمان تعیین شده حضور داشته باشید. در این صورت یک یادداشت کوچک برایش بگذارید تا بداند قرارتان فراموش نشده است.

راه حل های دراز مدت

مواردی که مطرح شد، همه مربوط به این زمان است که بخشی از سال تحصیلی سپری شده و شما نباید عادت روزانه فرزندتان را به ناگاه تغییر دهید. در سال تحصیلی جدید، باید راهکارهای دیگری برای حل این مسئله به کار ببندید.

حضور 2 دختربچه تنها در کافی‌شاپ، خوب یا بد؟

به بهانه پربازدید شدن عکسی از تفریح 2 کودک تنها در کافی‌شاپ، چند توصیه به والدین داریم
یکی از اتفاقات خوب در دهه اخیر که در زمینه فرزندپروری به چشم می‌خورد، دادن فضای بیشتر و استقلال به کودکان است. این کار فی نفسه بسیار مطلوب بوده و علاوه بر افزایش اعتمادبه‌نفس بچه‌ها، به بهبود رابطه با والدین و افزایش دامنه تعاملات اجتماعی منجر می‌شود. به تازگی عکسی در فضای‌مجازی پربازدید شده که کاربری درباره آن نوشته: «دیروز توی کافه، میز کناری‌مون دو تا دختر ناز شش یا هفت ساله نشسته بودن که متوجه شدم تنهان و دوتایی اومدن. تمام مدت برای خودشون سفارش می‌دادن و کلی خوشحال بودن و در آخر هم یه آقا(پدر یکی از دخترها) با لبخندی از اعماق وجودش اومد داخل و بهشون گفت، خوش گذشت؟ حساب کرد و با هم رفتن… » حالا سوال این است که آیا روابط دوستانه به این شکل در کودکی از منظر روان‌شناسی توصیه می‌شود یا نه؟
 
مزایای داشتن دوست صمیمی در کودکی
این که روابط دوستانه در سنین کودکی چقدر حائز اهمیت است بر کسی پوشیده نیست. در قالب دوستی‌هاست که ما انسان‌ها به شناخت بهتری از خود و جامعه می‌رسیم و علاوه بر مهارت‌های اجتماعی و سازگارانه، از نظر عاطفی هم حمایت دریافت می‌کنیم و همیشه بودن با دوستان برای ما اوقات خوشی به همراه دارد.
   اشتباه والدین این 2 کودک چه بود؟
اما اگر فرزند شما در سنین زیر نوجوانی چنین درخواستی(مثلا رفتن به کافی‌شاپ با دوستش) کرد چه پاسخی به او بدهید؟ پیش از هر چیزی باید تاکید کنیم که پاسخ به سوال به بافت فرهنگی و قوانین خانواده شما مرتبط است، اما چنان چه بر سر پاسخ درست تردید دارید باید بگوییم در دوره کودکی نظارت حرف اول و آخر را می‌زند. می‌توانید بچه‌ها را بر سر میز مناسب مستقر کنید و خودتان هم بر سر میز دیگر اوضاع را نظاره کنید. در این سن بیرون بودن از محیط، باعث افزایش مطالبات در سال‌های آینده می‌شود و کم کم ممکن است بچه‌ها از حضور شما کلافه و حتی خواهان تنها رفتن به کافه، رستوران و سینما شوند. پس از همان ابتدا بچه‌ها را به حضور خود در مکان عادت دهید.
  نظارت دورادور از دوره نوجوانی
در سال‌های نوجوانی، به ویژه از سنین سیزده سال به بعد این نظارت و حضور والدین می‌تواند به صورت دورادور باشد. مثلا والدین در محیط خارج از کافه و رستوران منتظر بچه‌ها باشند یا در پارک در مسافت بیشتری بچه‌ها را نظارت کنند. توجه داشته باشید میزان استقلال در هر سنی متفاوت است و همان‌قدر که استقلال زیاد و بیش از حد در سنین پایین آسیب‌زاست، وابستگی و نبود رفتارهای مستقلانه در دوره نوجوانی هم می‌تواند زمینه‌ساز اختلافات درون خانوادگی را فراهم کند و عبور از مرحله نوجوانی را سخت‌تر کند.
   بایدها  و نبایدهای رفتاری والدین در این مکان‌ها
به عنوان نکته آخر باید تاکید کنیم که حضور والدین در محل تفریح فرزندان به معنی مداخله، کنجکاوی در بحث‌ها، سرزنش یا اظهارنظرهای منفی مستقیم درباره فرزندان و دوستان آن‌ها نیست، بلکه تمام نکاتی که به چشم والدین می‌آید باید در یک فضای آرام و صمیمی و لحنی بدون قضاوت با فرزندان مطرح و در قالب مذاکره درباره آن‌ها صحبت شود.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| ‌ روان‌شناس کودک