چرا کودک من خودش را می‌زند؟

چرا کودک من خودش را می‌زند؟

چرا کودک من خودش را می‌زند؟

همانطور که کودکان از نوزادی به کودکان نوپا تبدیل می‌شوند شروع به کاوش در محیط اطراف خود و برقراری ارتباط با خواسته‌ها و نیاز‌های خود می‌کنند. با این حال توانایی‌های آن‌ها کاملاً با تمایل آن‌ها برای انجام هر دوی این کار‌ها مطابقت ندارد. در نتیجه ناتوانی آن‌ها در بیان خواسته‌ها یا نیاز‌هایشان همراه با تلاش‌شان برای هدایت موفقیت‌آمیز محیطشان می‌تواند دستور العملی برای یک عصبانیت باشد. اگر تحمل ناامیدی پایینی داشته باشند ممکن است به عنوان راهی برای ابراز خشم خود به خود ضربه بزنند. اگر متوجه این اتفاق شدید به هر محرکی که منجر به عصبانیت می‌شود توجه داشته باشید. شاید شما به چیزی که فرزندتان واقعاً می‌خواست انجام دهد نه گفتید یا شاید آن‌ها بیش از حد خسته یا گرسنه بودند.

 

چگونه با خودآزاری کودک کنار بیاییم؟

هنگامی که والدین نمی‌توانند از ضربه زدن فرزندان خود به خود جلوگیری کنند راه‌های مؤثری برای مقابله با عصبانیت وجود دارد. در اینجا چندین کار وجود دارد که ممکن است سعی کنید برای ایمن نگه داشتن فرزندتان انجام دهید.

 یک محیط امن ایجاد کنید:

وقتی بچه‌ها راه‌های متعددی برای آسیب رساندن به خود پیدا می‌کنند مانند کوبیدن سرشان به دیوار.

 کودک نوپا شما ممکن است درد داشته باشد:

نوزادانی که در حال دندان درآوردن هستند ممکن است گاهی اوقات برای مقابله با درد لثه خود به خود ضربه بزنند. مراقب علائمی باشید که ممکن است فرزندتان درد فیزیکی داشته باشد. به جایی که خودشان را می‌زنند دقت کنید. گاهی اوقات بچه‌ها سعی می‌کنند در جایی که درد دارد با هم ارتباط برقرار کنند.

چه زمانی باید نگران شویم؟

گاهی اوقات خودآزاری ممکن است با اوتیسم همراه باشد. کودکان مبتلا به اوتیسم علاوه بر ضربه زدن به خود ممکن است خود را خراش دهند، نیشگون بگیرند یا گاز بگیرند یا سرشان را بکوبند به جایی. به عنوان مثال ضربان ریتمیک سر تحریک دهلیزی را فراهم می‌کند. همچنین زمانی که کودکان به خود آسیب فیزیکی وارد می‌کنند نیز نگران‌کننده است. اگر آنقدر به خود ضربه می‌زنند که کبودی یا ردی از خود به جای می‌گذارند یا آسیب‌های دیگری به خود وارد می‌کنند به پزشک اطفال مراجعه کنید. اگر فکر می‌کنید رفتار فرزندتان نشانه‌ای از یک مشکل بزرگ‌تر است زمانی که متوجه بروز آن شدید آن را یادداشت کنید و یادداشت‌های خود را نزد پزشک کودکتان بیاورید تا از او راهنمایی بخواهد. پزشک ممکن است غربالگری اضافی را برای تعیین آنچه در حال وقوع است توصیه کند. صحبت کردن با یک پزشک در مورد رفتار فرزندتان نیز ممکن است به شما آرامش خاطر بدهد.

 

نتیجه‌گیری:

معمولاً وقتی کودکان نوپا به خود ضربه می‌زنند یا سرشان را می‌کوبند جای نگرانی نیست. با این حال مشاهده اینکه این رفتار چه زمانی و چند بار اتفاق می‌افتد هرگز آزاردهنده نیست.

 

منبع:

www.verywellfamily.com

دردسرهای باورنکردنی آشنا نبودن کودکان با سواد عاطفی

از گرفتن تصمیم‌های غلط تا ناتوانی در مدیریت خشم، استرس، عشق و … حاصل غفلت والدین از آموزش یک مهارت مهم به کودکان‌شان است
یکی از مهم ترین نیازمندی‌های انسان به ویژه در عصر جدید، داشتن سواد عاطفی است. این مسئله تاثیر زیادی روی کیفیت زندگی افراد دارد و اگر والدین از دوران کودکی فرزندشان برای آموزش آن برنامه‌ریزی نکنند، با دردسرهای زیادی در نوجوانی و جوانی او مواجه خواهند شد. در ادامه، از تعریف، ضرورت آموختن این مهارت به کودک و اصول دستیابی به این مسئله، خواهیم گفت.

سواد عاطفی یعنی توانایی درک و ابراز احساسات
در نخستین نگاه شاید سواد عاطفی کمی نامفهوم و گنگ به نظر برسد، به همین دلیل در گام اول به تعریف آن می‌پردازیم.
سواد عاطفی به معنای توانایی درک و ابراز احساسات است و شخص نه تنها هر لحظه از احساسات خود آگاه است بلکه می‌تواند آن را به راحتی بیان کند و از سوی دیگر قادر به احساس همدلی با دیگران است. یعنی می‌تواند خود را جای طرف مقابل بگذارد و به مسائل از دید او نگاه کند.

ردپای تصمیم‌های غلط در آشنا نبودن با سواد عاطفی
ما انسان‌ها از دامنه وسیعی از احساسات برخوردار هستیم، پس شناخت آن ها باعث می‌شود احساساتی مانند خشم، غم، حسادت، نداشتن امنیت و .. را در خود بهتر بشناسیم و در موقعیت‌های مقتضی آن‌ها را کنترل کنیم و به اندازه کافی به آن‌ها اجازه بروز بدهیم. متاسفانه به کرات شاهد این هستیم که نداشتن شناخت صحیح از  احساسات و آشنا نبودن با سواد عاطفی منجر به تصمیمات غلط در زندگی اشخاص می‌شود. این تصمیمات می‌تواند دامنه وسیعی داشته باشد. برای مثال شتاب‌زدگی، مدیریت نکردن خشم، مدیریت نکردن استرس و حتی عشق و علاقه کنترل‌نشده می‌تواند به‌شدت برای افراد دردسر ساز شود. هنگامی که شخص از احساس خشم خود و بروز نشانه‌های بدنی در خود آگاه نیست، تنها زمانی متوجه احساس خشم می‌شود که احساس را تبدیل به رفتار خشونت‌بار یا مخرب کرده است. در صورتی که آگاهی از احساسات و تشخیص به موقع می‌تواند باعث تصمیم درست، بیان احساس به شیوه غیر مخرب و تخلیه هیجانی صحیح بشود.
  سوادی که یادگیری‌اش به‌شدت ضروری است
یکی دیگر از ضرورت‌های یادگیری سواد عاطفی، توسعه مهارت‌های ارتباطی و بهبود روابط با دیگر افراد است. هنگامی که ما قادر به درک احساس خود یا طرف مقابل نیستیم، احساسات خود یا طرف مقابل را انکار  و از تجربه کردن و به زبان آوردن آن اجتناب می‌کنیم. در حالی که یکی از ضروری‌ترین نیازهای بشر، ارتباط با دیگران است. سواد عاطفی به ما کمک می‌کند به صورت جرئت مندانه در باره مسائل با دیگران صحبت کنیم، با کنترل احساسات تمام جوانب موضوع را در نظر بگیریم و در نهایت به تصمیم درست برسیم. به همین دلیل در محیط کار، روابط اجتماعی، روابط عاطفی و محیط های آموزشی داشتن چنین مهارتی به‌شدت مفید و مورد نیاز است.
  اضافه شدن پسندیده درس مهارت‌های زندگی
درباره راه‌های آموزش این سواد به کودکان باید گفت که به‌طور حتم نقش سیستم آموزشی در فراگیری سواد عاطفی بسیار مهم است. چنان که درس مهارت‌های زندگی در سال‌های اخیر به برنامه‌ درسی دانش‌آموزان اضافه شده و مورد استقبال دانش آموزان و خانواده‌ها قرار گرفته است که اتفاق بسیار مهم و پسندیده‌ای محسوب می‌شود. اما در سال‌های پیش از مدرسه هم می‌توان بنیان سواد عاطفی را برای بچه‌ها گذاشت و این وظیفه والدین است.
  با کودک‌تان درباره رنگین‌کمان احساسات حرف بزنید
در گام اول سعی کنید در قالب رنگین‌کمان احساسات، احساساتی مانند خوشحالی، ناراحتی، خشم، ترس، اضطراب، تعجب، افتخار و شرم را توضیح دهید. بهتر است بر نشانه‌های بدنی و حالات چهره در هنگام بروز هر احساس تاکید کنید.از موقعیت‌های روزمره برای جا افتادن مطلب استفاده کنید: مثلا تو الان ناراحت هستی، یا من از دیدن هدیه تو غافلگیر شدم و … .
  از بازی‌ها کمک بگیرید
بازی‌ها روش بسیار مناسبی برای بیان و شناخت احساسات است چون به بچه‌ها کمک می‌کند از راه غیرمستقیم احساسات خود را بیان کنند. به ویژه در کودکانی که مشکلات گفتاری دارند یا از نظر ذهنی پایین تر از بقیه بچه‌ها هستند بازی می‌تواند به خوبی احساسات را بیرون بکشد و  آن ها راحت‌تر با عواطف خود مواجه شوند یا برعکس بیشتر احساسات طرف‌مقابل را متوجه شوند. توصیه آخر هم این که اگر احساس کردید فرزندتان در این زمینه به راهنمایی بیشتر نیاز دارد، از یک مشاور کودک کمک بگیرید.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی| ‌ روان‌شناس‌کودک

به چه علت کودکان دوست ندارند با کفش جوراب بپوشند؟

به چه علت کودکان دوست ندارند با کفش جوراب بپوشند؟

به چه علت کودکان دوست ندارند با کفش جوراب بپوشند؟

برای برخی از بچه‌ها و بزرگسالان نپوشیدن جوراب با کفش راحت‌تر بوده اما برای جلوگیری از تاول زدن، گرم نگه داشتن پا‌ها و رعایت موارد بهداشتی دلایل زیادی وجود دارد که پوشیدن جوراب با کفش بهتر است. اگر می‌خواهید به یک کودک نوپا کمک کنید تا به پوشیدن جوراب با کفش عادت کند نکات زیر را امتحان کنید.

کودک را مجبور به پوشیدن جوراب نکنید:

اگر کودک شما احساس می‌کند که مجبور است جوراب بپوشد به احتمال زیاد در مقابل آن مقاومت نشان می‌دهد. بنابراین انجام کار‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کند تا احساس کنترل بیشتری داشته باشند می‌تواند به آن‌ها انگیزه دهد تا بدون مشکل جوراب بپوشند. برای جوراب‌های فرزندتان یک مکان مشخص داشته باشید که در دسترس او باشد مانند یک سبد یا کشو.

 به سایز جوراب توجه کنید:

هرچه جوراب کوچکتر باشد به راحتی در پا‌های کودک شما قرار می‌گیرد. سعی کنید یک جفت جوراب را انتخاب کنید که کمی بزرگتر از نیاز کودک شما باشد. این به آن‌ها اجازه می‌دهد تا جوراب را با آرامش بیشتری بپوشند، اگرچه ممکن است کمک والدین همچنان مورد نیاز باشد اما مراقب باشید که جوراب آنقدر بزرگ نباشد که کودک نوپا در حالی که بدون کفش راه می‌رود اذیت شود.

 به جنس جوراب توجه کنید:

یکی از دلایلی که کودک نوپا ممکن است در برابر پوشیدن جوراب مقاوم باشد ناراحتی آنهاست. به عنوان مثال اگر جوراب‌ها خیلی کوتاه باشند ممکن است رویه کفش‌های کودک شما پوست او را تحریک کند و اگر جوراب‌ها از مواد ضخیم تولید شده‌ باشند کودک نوپا را بیش از حد گرم نگه می‌دارند. هنگام خرید جوراب مواد قابل تنفس مانند بامبو یا پنبه را در اولویت قرار دهید و مطمئن شوید که جوراب انعطاف‌پذیری زیادی دارد.

 از کفش مناسب استفاده کنید:

در 2 سالگی نمی‌توانید از کودک نوپایتان انتظار داشته باشید که هر چیزی را که احساس یا تجربه می‌کند به زبان بیاورد. سعی کنید ابتدا خودتان کفش را ارزیابی کنید. از دست خود برای احساس کردن کف داخلی استفاده کنید تا ببینید آیا چیزی بیرون‌زده است یا خیر. هنگام صحبت با فرزندتان از کلمات مناسب سن کودک استفاده کنید تا بپرسید که در مورد کفش چه احساسی دارند.

 

منبع:

www.babygaga.com

نقش والدین در موفقیت تحصیلی ورفتاری فرزندان

هر چند کودکان معمولاً نیازهای خود، به ویژه نیازهای مرتبط با مسائل درسی را کمتر به زبان می‌آورند، امّا مانند هر انسانی خواسته‌ها و نیازهایی دارند که دوست دارند والدین به آنها اهمیت بدهند. اغلب دانش‌آموزان در هر مقطع تحصیلی که باشند، دوست دارند والدین آنها از وضعیت تحصیلی‌شان آگاه شوند و با اولیاء مدرسه ارتباط مناسبی داشته باشند. این ارتباط به آنها اطمینانی خاص می‌بخشد.ارتباط منظم و دوستانه والدین با اولیاء مدرسه، اطمینان خاطری دلنشین به دانش‌آموز می‌‌دهد و باعث می‌شود تا او خانه و مدرسه را جدا از هم و در مواردی مقابل هم نبیند.ارتباط والدین با اولیاء مدرسه باعث شناسایی بهتر نقاط قوّت و ضعف دانش‌آموز شده و بر همین اساس یاری رساندن به او معنای بهتری پیدا می‌کند. حضور والدین در جلسات اولیا و مربیان کودک اطمینان می‌‌دهد که والدین به وضعیت تحصیلی او و در نهایت موفقیت تحصیلی او و یا از همه مهمتر خود او اهمیت می‌دهند و مانند دیگر کودکان برای والدینشان مهم هستند.

فرزندان انتظار دارند تا والدین با ارتقاء سطح معلومات و آگاهی‌هایشان، نیازها، مشکلات و انتظارات آنها را پاسخ دهند تا آنها نیز به راحتی بتوانند راه درست را بیابند. شش نکته کلیدی پروفسور جویس استین از دانشگاه جان‌ها‌پکینز به شش نکته به عنوان نکات مهم در برقراری ارتباط بین والدین و فرزندان و آموزش عملی نظم و انضباط در کار و درس اشاره کرده و می‌گوید: «عوامل بسیاری در برقراری ارتباط مناسب بین فرزندان و والدین، والدین و اولیاء مدرسه ،و به طور کلی هماهنگی و ارتباط بین افراد خانه و مدرسه دخیل هستند که دلیل اصلی برقراری این ارتباط مناسب بین افراد خانواده و خانواده و اولیاء مدرسه آموزش و پرورش صحیح کودکان و در نهایت موفقیت تحصیلی آنها است.

الف) تربیت فرزند: والدین و دیگر افراد مرتبط با کودکان چه در منزل و چه در مدرسه باید جهت‌گیری خود را به سمت آموزش و پرورش صحیح کودک متمرکز کنند. بنابراین:

*والدین باید با مطالعه ی کتاب، حضور در کلاس‌های آموزشی، مشورت با والدین موفق و… به بهترین شیوه آموزش و پرورش کودک مسلّط شوند. اگر چه والدین تحصیل‌کرده روی فراگیری مهارت «تربیت صحیح فرزند» تأکید دارند، اما لازم است تا والدین کم‌سواد و بی‌سواد نیز این مهارت را آموخته و به آن مسلّط شوند.

*برنامه‌ریزی خانواده باید در جهت تربیت صحیح فرزند، حفظ سلامت روحی و جسمی او و به ‌طور کلی حمایت صحیح و همه جانبه از کودک متمرکز شود.

*خانواده باید هم پای تغییر و تحوّلات ایجاد شده برای کودک حرکت کند. حضور در مقطع پیش‌دبستانی، دبستان، راهنمایی و حتی متوسطه و دانشگاه، تحوّلاتی است که فرزند باید با حمایت والدین این تحولات را پذیرفته و با آنها برخورد کند.

ب) گفت‌و گو و برقراری ارتباط: والدین موظّف هستند تا ارتباطی مناسب بین تک تک افراد خانواده و مدرسه برقرار کنند که این هماهنگی و ارتباط بی‌تردید اثرات مثبتی بر وضعیت رفتاری- تحصیلی فرزند خواهد داشت، بنابراین:

* همواره در جلسه‌های اولیا و مربیان حضور پیدا کنید.

* نیازهای فرزندتان را یادداشت کنید و هنگام حضور در جلسه‌ها با مدیر، آموزگار یا مشاور در میان بگذارید.

* براساس یک جدول زمانی مشخص به مدرسه فرزندتان مراجعه کنید و از وضعیت تحصیلی فرزندتان مطّلع شوید. این ملاقات‌ها باید جدا از دعوت مدرسه برای جلسه اولیاء و مربیان صورت بگیرد.

ج) تعهد و متعهد بودن: تعّهد والدین در قبال فرزندشان تعّهدی است که تنها محدود به صرف هزینه برای او نمی‌شود. این تعهّد باید با حضور موثر و مستمر والدین در عرصه‌های مختلف زندگی فرزند به ویژه زندگی اجتماعی و تحصیلی او مشاهده شود: * به هر نحو ممکن در فعالیّت‌ها و برنامه‌های مدرسه فرزندتان مشارکت کنید.

* در صورت موافقت اولیاء مدرسه در برنامه‌های فوق برنامه مشارکت کنید، حتی اگر در حد هم فکری و برنامه‌ریزی باشد.

* به تعهّد خود به عنوان والدین فرزندتان پایبند باشید و هیچ‌گاه به بهانه کار و گرفتاری از مسئولیت پدر و مادر بودن شانه خالی نکنید. رفتار متعهد‌انه شما درسی عملی برای فرزند شما است.

د) تکمیل آموزش‌ها در منزل: والدین باید بتوانند فرزندشان را در انجام تکالیف مدرسه کمک کنند؛ حتی اگر خود نیز نمی‌توانند از افراد دیگر کمک بگیرند. کسب اطلاعات کامل درباره مباحث درسی، سیاست‌گذاری‌های آموزگار و اولیاء مدرسه در آموزش و پرورش و … گامی موثر جهت تکمیل آموخته‌های مدرسه است.

* سیاست‌گذاری والدین باید در جهت آموزش و پرورش بیشتر و بهتر فرزند و موفقیت بیشتر و بهتر او جهت‌گیری شود.

هـ) تصمیم‌گیری والدین موفق همواره درباره وضعیت تحصیلی و دیگر مسائل مرتبط با فرزندشان به درستی اندیشیده و به درستی تصمیم‌گیری می‌کنند. این والدین به والدین پیشگام یا رهبر معروف هستند.

* اگر چه نباید تصمیم‌گیری والدین جنبه تحمیل و زور و اجبار به خود بگیرد، اما باید به ‌عنوان کلیدی برای حل مشکلات فرزند مطرح باشد. * تصمیم‌گیری‌ها باید در جهت بهتر شدن شرایط آموزشی و پرورشی فرزند جهت‌گیری شود.

* قاطعیّت در تصمیم‌گیری نکته مهمی است که باید والدین به آن توجه کنند.

و) همکاری و مشارکت: شناسایی نیازها و امکانات آموزشی مدرسه فرزندمان می‌تواند ما را برای مشارکت و حضور بیشتر یاری دهد.

* آگاهی از وضعیّت مدرسه فرزندمان چه از جهت نیازهای آموزشی و چه از جهت نیازهای دیگر چون بهداشت مدرسه، برنامه‌های فوق‌برنامه و… برای والدین ضروری است.

* اولیاء مدرسه باید از وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تک تک دانش آموزان آگاه باشند تا مشارکت شکل مناسب‌تری به خود بگیرد.

* مشارکت والدین در امور مرتبط با فرزندشان باید همواره به صورت پشتیبانی بجا و منطقی جلوه‌گر شود.

دردسرهای خجالتی بودن در آینده کودک

محققان در بررسی‌های خود دریافته‌اند کودکان خجالتی که دچار بازداری رفتاری هستند، هم در مواجهه با افراد و هم هنگام روبرو شدن با موقعیت‌های جدید دچار مشکل می‌شوند و هفت برابر بیش از کودکان دیگر به اضطراب دچار می‌شوند. این بچه‌ها تمایل به دور بودن از برخوردها و تعاملات اجتماعی دارند و در تعاملات اجتماعی دچار تنش و فشار می‌شوند. مشاهدات رفتاری کودکان چهار ساله و مقایسه آن با رفتارهای این کودکان در سن هفت سالگی نشان می‌دهد کودکانی که در سن چهار سالگی ترسو بوده‌اند در هفت سالگی نیز همین رفتار را داشته‌اند و به مرور زمان بهتر نشده اند. همچنین در یک مطالعه دیگر مشخص شد مردانی که در سن کودکی خجالتی بوده‌اند کمتر احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند و به طور کلی کمتر در مشاغل ثابت فعالیت داشته‌اند. البته درباره زنان برعکس است و زنان خجالتی بیش از زنان اجتماعی احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند. در کل اگر فرزند خجالتی دارید به امید این که با بزرگ شدن بهتر می‌شود نمانید و برای اجتماعی‌تر شدن او با یک روانشناس مشورت کنید

چگونه ارزش پول را به کودک‌ یاد بدهیم؟

یکی از آموزش‌هایی که اخیرا مورد توجه کارشناسان تربیتی قرار گرفته، آموزش ارزش پول و آینده‌نگری اقتصادی به بچه‌هاست. منظور از این آموزش در واقع آماده کردن بچه‌ها برای پس‌انداز پول نیست بلکه هدفی فراتر مدنظر است چراکه تفهیم «ارزش پول» به بچه‌ها کمک می‌کند از امکانات موجود بهترین استفاده را ببرند. حتی اگر خانواده‌ها هم امکانات زیادی داشته باشند، باید سعی کنند به نیازهای کودکان در حد معقول پاسخ دهند. بچه‌ها باید یاد بگیرند محدودیت‌های خاصی را که در زندگی پیش می‌آید، بپذیرند. این پذیرفتن کاستی‌ها و ضعف‌ها و تلاش برای رفع آنها، بچه‌ها را واقع‌بین می‌کند و آنها را به فردی خودساخته و کارآمد تبدیل خواهد کرد.

بچه‌ها از همان کودکی به ارزش پول و قدرتی که دارند، پی می‌برند و می‌فهمند داشتن پول بیشتر، قدرت بیشتری می‌آورد. حتی بچه‌های خردسال هر چه سکه‌های براق‌تری داشته باشند، خوشحال‌تر می‌شوند. وقتی بچه‌ها کمی بزرگ‌تر می‌شوند، از جمع کردن و شمردن مکرر «سکه‌ها» لذت می‌برند و در نهایت نوجوان می‌داند با داشتن پول بیشتر می‌تواند به بسیاری از خواسته‌های خود برسد، اما این موضوع که بچه‌ها «پول» را دوست دارند، دلیل بر شناخت ارزش واقعی آن نیست و تضمینی وجود ندارد که در بزرگسالی صرفه‌جو شوند. اگر می‌خواهید به بچه‌ها در این رابطه کمک کنید باید مفاهیم اولیه خرج کردن، پس‌انداز و برقراری تعادل بین‌ هزینه و درآمد را بیاموزید.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۵ تا ۷ سال

باید آنها را با ارزش سکه‌های رایج آشنا کنیم. مثلا تعدادی سکه به کودک بدهیم و معرفی کنیم نام هر سکه و ترتیب ارزش آن چیست. به این ترتیب کودک چند نکته ضروری را یاد می‌گیرد:

۱. دیدن هر چیز به معنای خواستن آن نیست، حتی اگر توان مالی خانواده برای تهیه آن وجود دارد.

۲. انتخاب کردن بین چند گزینه؛ مثلا از کودک بخواهید بین شکلات و بستنی یکی را انتخاب کند.

۳. درک مفهوم مالکیت، یعنی هر چیزی متعلق به صاحب آن است.

۴. تشخیص خواسته‌های ضروری و غیرضروری؛ یعنی نیازها با خواسته‌ها تفاوت دارد.

۵. تمرین خویشتنداری؛ یعنی اگر بتواند کمی از پول توجیبی‌اش را جمع کند می‌تواند به خواسته‌های مهم‌تر برسد.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۷ تا ۱۲ سال

کودکان دبستانی قادرند ارزش انواع سکه‌ها را با هم مقایسه کنند. به همین دلیل نسبت به قبل از مدرسه انگیزه بیشتری برای خرج کردن پول پیدا می‌کنند بنابراین درباره پول باید یاد بگیرند که انواع اسکناس‌های رایج چه ارزشی دارند، با تقلید و کمک والدین خریدهای کوچک خانگی را انجام دهند، داشتن حساب بانکی یا مکانی امن برای پس‌انداز پول ضروری است و توانایی پس‌انداز کوتاه‌مدت برای تهیه کالای مورد علاقه خود پیدا کنند.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های بالای ۱۲ سال

به بچه‌های ۱۲ سال به بالا هم باید روش درست خرج‌کردن پول را آموزش داد تا بتوانند دخل و خرج خود را متعادل کنند، در برآورد صورت‌ هزینه‌های خانواده مشارکت داشته باشند و بحث و گفت‌ و گو کنند و در افتراق و تمایز خواسته‌ها از نیازها کاملا متبحر شوند. با همه اینها نقش الگو بودن والدین در ارز‌شگذاری به پول، واقعا مهم است و باعث می‌شود بچه‌ها به شیوه عملی یاد بگیرند چگونه با «پول» رفتار کنند. اگر زمان گرفتن پول از فروشنده آن را مچاله می‌کنید یا برای برداشتن سکه‌تان از روی زمین خم می‌شوید، بدانید این رفتار را به بچه‌ها نیز می‌آموزید.

ضمنا والدینی که در این راه افراط و تفریط دارند باید مراقب باشند چرا که تاکید زیاد بر پس‌انداز می‌تواند باعث شود پول خرج کردن برای کودکان سخت شود و خصلت خساست در آنها شکل بگیرد به‌خصوص اگر زمینه اضطراب داشته باشند، تاکید بر جمع کردن پول برای روز مبادا، باعث افزایش اضطراب آنها می‌شود. بهترین روش برای آموزش پول به کودکان، پرداخت مقرری هفتگی است. به بچه‌های کوچک‌تر می‌توان مقرری روزانه داد و برای نوجوانان که قادرند بهتر دخل و خرجشان را مدیریت کنند، پول توجیبی ماهانه در نظر گرفت

کودک 8 ماهه‌ام اگر به خواسته‌اش نرسد، در حد مرگ گریه می‌کند!

به عنوان یک مادر در شرایط سختی قرار گرفته‌ام و نیاز به راهنمایی شما دارم. یک فرزند 8 ماهه دارم. مشکل من و پدرش این است که اگر او چیزی بخواهد و به او ندهیم یا بر خلاف میلش کاری انجام دهیم، در حد مرگ گریه و نفس اش را حبس می کند  به حدی که صورتش کبود می شود و ما نگران سلامتی‌اش می شویم و دست‌و‌پای‌مان را گم می‌کنیم. نمی‌دانم باید به همه خواسته‌هایش جواب مثبت بدهیم یا این روش در آینده برای‌مان دردسرساز خواهد شد. چه کنم؟
پاسخ مشاور:
مادر گرامی، با توجه به نکاتی که در پیامک‌تان مطرح کردید باید بگویم که بیشتر اوقات، حبس نفس کودک علت پزشکی ندارد و کودک آن را از کسی یاد نگرفته است بلکه وقتی به یکی از خواسته‌های کودک «نه» گفته شده و شروع به گریه کرده و شما به او توجه نکرده‌اید، این اتفاق افتاده است و او یاد می‌گیرد که این کار را تکرار کند، چون راهی است که به خوبی می تواند توجه اطرافیان را جلب کند و به خواسته خود برسد. با این حال و در قدم اول، قبل از هر اقدامی به پزشک مراجعه و مشکل را با او مطرح کنید. گاهی ممکن است علت کبود شدن کودک مشکل تنفسی یا قلبی او باشد. بعد از این که از سلامت کودک تان مطمئن شدید، برای حل مشکل خود، به نکاتی که در ادامه پیشنهاد می‌شود، توجه کنید.
  یک محل امن برای بروز این رفتار در خانه پیدا کنید
یک محل امن در منزل خود برای زمان‌هایی که دست به این کار می‌زند، پیدا کنید. مکانی را انتخاب کنید که احتمال خطر برای کودک کم باشد؛ برای مثال روی فرش، مناسب‌تر از تختخواب است چون امکان دارد کودک غلت بزند و از روی آن بیفتد. زمانی که کودک نفس اش را حبس کرد اصلا به او توجه نکنید، کودک را به محل در نظر گرفته شده ببرید و او را تنها بگذارید ولی از دور مراقب او باشید. بهتر است کودک شما را نبیند. یادتان باشد کودک شما را نبیند، اگر کودک برای جلب نظر شما نفس اش را حبس کرده باشد، با رفتن شما شروع به نفس کشیدن می‌کند یا حتی دنبال شما می‌گردد تا شما او را ببینید. اگر نمی‌توانید اتاق را ترک کنید، خود را به کاری مشغول کنید؛ برای مثال تابلوهای منزل را نگاه یا غذا درست کنید.
  رفتارهای مثبت کودک را تقویت کنید
نکته مهم این است که شما زمانی که کودک نفس اش را حبس نمی‌کند، به او توجه کنید؛ برای مثال اگر کودک در شرایطی قرار گرفت که به‌طور معمول نفس اش را حبس می‌کرده و حالا این کار را انجام نداده است، پیش کودک بروید وچند دقیقه با او بازی کنید. نکته پایانی هم این که در چنین مواقعی، خونسرد باشید و گریه نکنید، به‌جای این کار کودک را بغل کنید، آب روی صورت وی بپاشید و به صورت او فوت کنید و بعد از برطرف شدن کبودی نه کودک را تنبیه کنید و نه خواسته او را انجام دهید.
نویسنده : دکتر نجمه عابدی‌شرق| روان شناس‌بالینی در انستیتو روان‌پزشکی

کودک حساس چه نشانه‌هایی دارد؟

کودک حساس چه نشانه‌هایی دارد؟

کودک حساس چه نشانه‌هایی دارد؟

بسیار عاطفی هستند:

کودک بسیار حساس شما تقریباً به همه چیز واکنش عاطفی نشان می‌دهد. یک بازدید ساده از یک فروشگاه حیوانات خانگی می‌تواند احساس ناراحتی برای حیوانات را در آن‌ها ایجاد کند. یک نگاه خشن شما می‌تواند باعث گریه آن‌ها شود. بسیار حساس بودن همچنین باعث می‌شود که کودک شما با دیگران همدردی کند. او ممکن است آنقدر نسبت به مشکلات دیگران احساس بدی داشته باشد که بخواهد برای کمک به آن‌ها تلاش کند. او ممکن است بیش از حد نگران دیگران باشد و بخواهد همه چیز را برای آن‌ها درست کند.

شکست خوردن را دوست ندارند:

برای فرزند شما یک اتفاق ساده مانند شکست در دستیابی به یک هدف خاص فقط همین نخواهد بود. او در مورد این موضوع فکر می‌کند که چرا به موقع متوجه این اشتباه نشده است و چه کاری می‌تواند در مورد آن انجام دهد. این می‌تواند منجر به استرس و اضطراب شود.

به سختی تصمیم‌گیری می‌کنند:

یک ویژگی مشترک در میان کودکان بسیار حساس دشواری در تصمیم‌گیری است. فرزند شما به جزئیات و ظرافت‌های مختلف نگاه می‌کند و انتخاب را برای او دشوار می‌کند. به عنوان مثال اگر از کودک شما خواسته شود طعم بستنی را انتخاب کند تصمیم‌گیری از کودک شما زمان زیادی می‌برد.

احساس گناه می‌کند:

اگر فرزند شما احساس کند که تصمیم اشتباهی گرفته است به شدت احساس گناه می‌کند. مهم نیست چه می‌گویید یا چه می‌کنید آن‌ها برای مدت طولانی از فکرشان بیرون نخواهند آمد.

رفتار خوبی دارند:

بچه‌هایی که حساس هستند رفتار خوبی دارند و همچنین انتظار دارند در محیطی مشابه باشند.

افراد را خوب می‌شناسند:

بچه‌های حساس حس تماشایی بسیاری دارند و افراد را به خوبی می‌شناسند. آن‌ها ویژگی‌های شخصیتی را مشاهده می‌کنند.

حیوانات را دوست دارند:

بچه‌های حساس با حیوانات پیوند خاصی پیدا می‌کنند و کاملاً به آن‌ها اعتماد دارند. این فقط اعتماد نیست آن‌ها به نیاز‌های حیوانات نیز حساس هستند و از آن‌ها مراقبت بیشتری می‌کنند.

سؤالات زیادی می‌پرسند:

بچه‌ها معمولاً سؤالات زیادی می‌پرسند. گاهی اوقات سؤالات ممکن است آزاردهنده یا شخصی باشند. اما به طور کلی سؤالات ممکن است شما را با یک حس مثبت فکری مواجه کند.

تصمیمات قاطع می‌گیرند:

بچه‌های حساس معمولاً بعد از تحمل احساسات زیاد تصمیم می‌گیرند. آن‌ها کار‌ها را به دلایلی انجام می‌دهند و اگر شکست بخورند اغلب دچار شک و تردید می‌شوند. زمانی که تصمیمی گرفتند معمولاً روی آن می‌ایستند حتی اگر تنها باشند.

یک کودک بسیار حساس چه عاداتی دارد؟

آن‌ها پرحرف هستند و دوست دارند همسالانشان از آن‌ها قدردانی کنند

این کودکان ترجیح می‌دهند تنها باشند و زمان بیشتری را تنها بگذرانند

آن‌ها سخت کار می‌کنند تا مطمئن شوند که در کار خود کامل هستند

آن‌ها عاشق حیوانات هستند

سؤالات زیادی می‌پرسند

فیلم‌های ترسناک را دوست ندارند

آن‌ها دوست دارند در محیط‌های بسته که در معرض دید دیگران نیستند کار کنند

 

منبع:

www.momjunction.com

بعد از کتک زدن فرزندانم پشیمان می شوم

2 پسر دارم. چند سالی است که همسرم فوت کرده و نمی توانم ارتباط خوبی با فرزندانم برقرار کنم. خیلی سرشان داد می زنم و گاهی کتک شان می‌زنم ولی بلافاصله پشیمان می شوم. نمی دانم باید چه کار کنم، دیگر خسته شده ام.

پاسخ مشاور

متاسفانه به سن فرزندان تان اشاره ای نکرده اید؛ ولی آن طور که به نظر می رسد باید کمتر از 12 سال داشته باشند که کتک شان می زنید. این رفتار یعنی کتک زدن فرزندان تان می تواند تاثیر بدی در تربیت آنان به جا گذارد مخصوصا این که آنان یاد می گیرند که می توانند بعدها دیگران را کتک بزنند. همچنین عزت نفسشان به شدت کاهش پیدا می کند و احتمال رفتارهای ضداجتماعی در پسران و افسردگی در دختران را در آینده افزایش می دهد. به طور کلی کتک زدن نشان دهنده عصبانیت شماست که توانایی کنترل احساسات منفی خود را ندارید. امروزه جایگزین های بسیار بهتری برای تنبیه فیزیکی وجود دارد. پیشنهاد می کنم به نکاتی که در ادامه مطرح می شود، توجه فرمایید. کنترل احساسات ناخوشایند بعد از فوت همسر به دلیل فوت همسرتان، درحال حاضر احساسات ناخوشایندی را تجربه می کنید. داشتن هیجانات منفی می تواند رفتارتان را با فرزندانتان به شدت تحت تاثیر قرار دهد و شما شرایط سختی را تحمل کنید. بهتر است در رابطه با کنترل هیجاناتتان صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید. این مسئله تا حدودی ذهنی است یعنی باید این گونه فکر کنید که فرزندانتان کم سن و سال هستند و تا حدودی طبیعی است که تحمل رفتار آن ها سخت باشد. از طرفی شما نیز چون به تنهایی قرار است آن ها را تربیت کنید، مسئولیت دشوارتری در پیش دارید. از تکنیک زمان کیفی بهره ببرید برای داشتن ارتباط بهتر با فرزندانتان می توانید از تکنیک «زمان کیفی» بهره ببرید به این طریق که در طول شبانه روز زمانی حدود یک ربع تا نیم ساعت به فعالیت مورد علاقه آنان بپردازید مانند: نقاشی کشیدن، تماشای برنامه مورد علاقه آن ها، کتاب خواندن، بازی کردن یا هر فعالیتی که دوست دارند. برای هرکدام زمان جداگانه ای اختصاص دهید، تا باعث حسادت هیچ کدام نشود. تلفن تان را خاموش کنیدو تمام توجه تان به فرزندتان باشد. دقت کنید که مدت زمان «زمان کیفی» خیلی مهم نیست بلکه کیفیت آن که شامل تمام توجه شما می شود مهم است. احساسات تان را کلامی و غیر کلامی نشان دهید از تکنیک بیان احساس استفاده کنید: بیان احساس می تواند هم کلامی و هم غیرکلامی باشد. بیان احساس کلامی گفتن جملاتی مانند: «دوستت دارم»، «به داشتن فرزندی چون تو افتخار می کنم»، «دلم برایت تنگ شده بود» و… می شود و بیان غیر کلامی مانند: لبخند زدن، چشمک زدن، دست تکان دادن، نوازش کردن، در آغوش کشیدن و. .. است. این روش ها کمک می کند ارتباط شما با فرزندانتان بهبود یابد و آن ها به حرف شما بیشتر توجه کنند یعنی شما به فرد مهمی در زندگی آنان تبدیل می شوید. وقتی ارتباط تان بهتر شد در گام بعدی می توانید رفتارهای مثبت آنان را تشویق و به آن توجه کنید.

آیا خندیدن کودک در زمان تنبیه عادی است؟

چنانچه فرزندتان زمان تنبیه می‌خندد شما تنها نیستید. روانشناسان به شما خواهند گفت که این خیلی شایع است. علت این رفتار امکان دارد از کودکی به کودک دیگر فرق داشته باشد.

عللی که چرا کودکان شما امکان دارد در زمان تنبیه بخندند:
اعصاب
بعضی از کودکان این کار را انجام می‌دهند چون عصبی هستند و نمی‌دانند چطور احساسات خود را کنترل کنند. توجه داشته باشید که شما با یک کودک کوچک سر و کار دارید نه یک بزرگسال. آن‌ها چیز‌های جدید بسیاری را در اطراف خود تجربه می‌کنند که پردازش همه آن‌ها برایشان سخت است. آن‌ها باید یاد بگیرند که چطور در موقعیت‌های گوناگون واکنش نشان دهند.

حس بی‌قدرتی
دیگر کودکان امکان دارد این کار را انجام دهند چون می‌خواهند قدری بر موقعیت کنترل داشته باشند و امکان دارد حس ناتوانی کنند.

نگران بودن
این اهمیت دارد بدانید که قهقهه در زمان فریاد زدن حتما نشانه بی‌احترامی نیست. فرزند شما در مورد دنیای اطراف خود یاد می‌گیرد و باید بفهمد که چطور واکنش نشان دهد.


چطور با کودکی که در هنگام تنبیه می‌خندد رفتار کنیم؟
رفتار بد او را برایش توضیح دهید
چنانچه بخواهید کتک بزنید یا فریاد بزنید امکان دارد کودک شما حس خشم و ترس کند.  شما نمی‌توانید توقع داشته باشید که آن‌ها در نخستین بار آن را درک کنند. این احتیاج به گذر زمان دارد. هنگامی که چیز‌هایی را برای کودک نوپا توضیح می‌دهید صبور باشید تا او بتواند از رفتارش درس بگیرد.

قوانینی را تنظیم کنید و آن‌ها را حفظ کنید
همان گونه که رفتار بد را برای فرزندتان توضیح می‌دهید، قوانینی را در مورد اینکه چه کاری می‌توانند انجام دهند و چه کاری نمی‌توانند انجام دهند مشخص کنید. حتماً این قوانین را رعایت کنید تا کودکتان بفهمد در صورت نقض آن‌ها عواقبی به دنبال خواهد داشت.

ابراز احساسات کنید
بچه‌های کوچک امکان دارد درک نکنند. آن‌ها را در بغل بگیرید و به آن‌ها بگویید که هنوز آن‌ها را دوست دارید هرچند امکان دارد رفتار آن‌ها را در لحظه خاص دوست نداشته باشید.

خونسردی خود را حفظ کنید
هر اندازه هم که دشوار باشد چنانچه فرزندتان در زمان تنبیه می‌خندد خونسردی خود را از دست ندهید. نفس عمیق بکشید و با شرایط به روشی مثبت برخورد کنید. با صدایی آرام با کودکتان حرف بزنید و توضیح دهید چرا رفتار او درست نیست.