فرمول احیای پوست صورت بعد یک روز پر استرس

در طولِ روز؛ پوست و مو در معرض مواد آسیب زایی مانند آلودگی هوا، اشعه نور خورشید و مواد آرایشی قرار می گیرند؛ بنابراین بسیار مهم است که ما بتوانیم از طریق راهکار های طبیعی بدون هیچ آسیبی به پوست مان از آن محافظت کنیم و مشکلات مختلف را از بین ببریم. اگرچه که ابزار ها و محصولات مختلف پوستی مانند فیشیال های گران قیمت وجود دارد اما در این قسمت  قصد داریم که راهکارهای طبیعی و راحت را به شما معرفی کنیم تا از پوست تان بیشتر محافظت کنید.

روش قدیمی برای سفت کردن پوست
استفاده از یخ یکی از روش های زیبایی برای خانم‌ های آسیایی محسوب می‌ شود. قرار دادن پوست در معرض سرما به مدت چند دقیقه با استفاده از قطعات یخ امکان پذیر است که از طریق آن می توانید پف صورت تان را از بین ببرید، پوست صورت را سفت کنید و آن را روشن تر و تازه تر کنید. سرما باعث کاهش سایز منافذ شده و پوست را نرم می کند. البته باید مراقب باشید که یخ را بیش از حد روی پوست قرار ندهید، زیرا ممکن است پوست تان را حساس کند.

استفاده از اسکراب قهوه
نوشیدن قهوه به اندازه متعادل باعث افزایش انرژی و سوخت و ساز می شود اما آیا می دانستید که قهوه برای پوست هم مفید است؟ آنتی اکسیدان های موجود در کافئین فواید زیادی هنگام برخورد کردن با پوست دارند. شما می توانید دانه های قهوه را با موادی مثل عسل، روغن نارگیل یا شیر ترکیب کنید و اسکراب طبیعی بسازید که پوست تان را لایه برداری می کند و باعث کاهش جوش و لکه های تیره می‌ شود و یک پوست نرم و بی عیب و نقص به شما می دهد.

دارچین برای افزایشِ سرعت گردش خون
دارچین یکی از بهترین ادویه هایی است که همه باید در روتین مراقبت از پوست از آن استفاده کنند. دارای خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی است که با آکنه و علائم پیری مبارزه می‌ کند. این ادویه جریان خون را افزایش می دهد. خمیر دارچین، عسل و ماست پوست را روشن تر می‌ کند و تناژ پوست را بهبود می‌ بخشد. گردش خون داخل پوست را نیز بالا می‌ برد که باعث می‌ شود پوست و لب هایتان حجیم تر و سرخ تر به نظر برسد. البته دقت کنید که دارچین عوارض جانبی هم دارد. کسانی که به دارچین حساسیت دارند، نباید از آن استفاده کنند. برای تست می توانید مقدار کوچکی را امتحان کنید و ببینید که اگر دچار خارش و قرمزی شدید،‌ از آن استفاده نکنید.

استفاده از چای سبز
چای سبز فواید بسیار زیادی دارد و اگر آن را بنوشید، می‌ توانید متوجه تغییرات و بهبود وضعیت بدن خود شوید. چای سبز دارای خواص ضد التهابی، ضد میکروبی و آنتی اکسیدانی است که برای درمان پوست مستعد آکنه هم بسیار عالی می باشد. مشکلات مربوط به خواب و مصرف زیاد نمک باعث پف صورت مخصوصاً در اطراف چشم می‌ شود که شما می‌ توانید در چنین حالتی از چای سبز کیسه ای استفاده کنید تا این پف ها را کاهش دهد. حتی می توانید از پودر چای سبز به عنوان ماسک صورت هم استفاده کنید.

جوش شیرین برای تیرگی زیر چشم
اگر زیر چشم‌ هایتان تیره شده است، می‌ توانید از ماسک خانگی جوش شیرین استفاده کنید که دارای خواص سفیدکنندگی است و ترکیبِ آن با شیر؛ باعث کاهش تیرگی های پوست می شود. سدیم هم حاوی خواص ضد التهابی و ضد عفونی کننده است که آن را در کرم ها استفاده می‌ کنند تا از حساسیت پوست جلوگیری کند.

آب سیب زمینی به عنوان سفید کننده
سیب زمینی نه‌ تنها مواد معدنی و ویتامین دارد، بلکه حاوی کالری سالم است که باید آن را در رژیم غذایی خود جای دهید؛ همچنین برای روتین پوستی هم فواید بسیار زیادی دارد. آب سیب زمینی سفید کننده طبیعی است که آفتاب سوختگی ها و لکه های تیره روی پوست را از بین می برد.

دمنوش بابونه
بسیاری از افراد عاشق خوردن دمنوش بابونه قبل از خواب هستند، زیرا ذهن شان را آرام می کند اما جالب است بدانید که بابونه برای پوست هم آرام بخش است. دم نوش بابونه دارای خواص ضد التهابی می باشد و شستن صورت با آن، باعث کاهش قرمزی ها و التهابات می شود و شما می توانید در صورت داشتن پوست خشک و حساس؛ به عنوان مرطوب کننده روزانه از این دمنوش استفاده کنید.

پوست موز
مالیدن پوست موز در اطراف پوست دور چشم باعث از بین بردن مشکلات رایج پوستی می‌ شود و آکنه ها را سریع تر از بین می برد، پوست را مرطوب می کند و چین و چروک را کم خواهد کرد؛ پس این دفعه قبل از دور انداختنِ پوست موز از آن استفاده کنید.

آنچه قبل ازدواج با زن مطلقه باید بدانید

ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهم ترین مراحل زندگی جوانان است. هر یک از ما با انتخاب همسر تصمیم می گیریم سالهای آتی عمرمان را چگونه و با چه فردی با چه ویژگیها، اخلاقیات، اعتقادات و جهانبینی سپری کنیم. همانطور که انتخاب درست همسر در آینده بسیار تاثیر گذار است، انتخاب نادرست همسر زندگی مشترک را با چالش های زیادی روبرو می کند.
در جامعه ما با دید منفی به ازدواج با زنان مطلقه پرداخته می شود اما آیا ازدواج با زنان مطلقه اشتباه است؟ بسیاری از مردان و پسران راغب به ازدواج با زنان مطلقه هستند اما پیش از ازدواج و جدی شدن رابطه بهتر است مزایا و معایب این نوع ازدواج بررسی گردد تا نتیجه خوبی داشته باشد. در ادامه این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به مزایا و معایب ازدواج با زنان مطلقه پرداخته ایم.


مزایای ازدواج با زن مطلقه
بسیاری از آقایان پس از بررسی اخلاق و سایر ویژگی فرد مورد نظر خود به مطلقه بودن خانم توجهی نمی کنند و او را برای زندگی مشترک انتخاب می کنند. دلیل انتخاب این مردان این است که:
خانم مطلقه بسیار پخته تر از دختر مجرد است و ممکن است سن او کم باشد اما تجربه ای که از زندگی قبلی خود به دست آورده او را بسیار پخته تر کرده است.
زنان مطلقه در زندگی واقع بین تر از دختران مجرد هستند و زندگی جدید را محکم تر از دختران مجرد شروع می کنند.
زنان مطلقه کورکورانه وارد ازدواج نمی شوند و از مسئولیت های ازدواج و شرایط بعد از آن آگاهی دارند.
زنان مطلقه توانایی مدیریت بالاتری نسبت به دختران مجرد به دلیل تجارب و ازدواج گذشته شان دارند.
زنان مطلقه در اوایل زندگی مشترک مشکلات و بی تجربگی دختران مجرد را نخواهند داشت.
زنان مطلقه توقعات کمتری به دلیل فرصت های کمتر برای ازدواج دارند و ممکن است خواهان جشن عروسی نباشند و یا به یک جشن کوچک قانع باشند.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد به دلیل تجربه ازدواج قبلی خود تجربه بهتری در مورد برخورد با مردان دارند و این برای مردانی که دوست دارند، همسرشان شبیه به مادرشان مهربان و دلسوز باشد، خوشایند است.
زنان مطلقه نسبت به دختران مجرد ممکن است به واسطه ازدواج گذشته و شغل شان توانایی مالی بیشتری داشته باشند و همسر خود را حمایت مالی نمایند.
زنان مطلقه ممکن است مهریه کمتری تعیین کنند و از همسر خود در اوایل زندگی توقع خرید طلا و… نداشته باشند.


مشکلات ازدواج با زن مطلقه
ازدواج با خانم مطلقه ممکن است شما را در زندگی زناشویی با مشکلاتی روبرو نماید که در زیر به آنها پرداخته ایم:
در ازدواج با خانم مطلقه ممکن است نتوانید اعتماد او را به دست آورید زیرا بدست آوردن اعتماد زنانی که در رابطه قبلی خود شکست خورده اند، تا حد زیادی سخت است.
ازدواج با خانم مطلقه دارای فرزند، ممکن است شما را با چالش هایی روبرو نماید و نتوانید با فرزند او به هر دلیلی کنار بیایید.
ازدواج با خانم مطلقه در صورت نارضایتی خانواده سبب بروز اختلافات زیادی در زندگی مشترک خواهد شد.
ازدواج با خانم مطلقه و محول نمودن مدیریت کل خانواده ی شکل گرفته به او به شدت غلط و نادرست است.
ازدواج با خانم مطلقه به دلیل دلسوزی و ترحم اشتباه می باشد و پس از مدتی مرد احساس سرخوردگی خواهد نمود.
ازدواج با خانم مطلقه و یادآوری زندگی قبلی و رابطه گذشته او بسیار اشتباه است که برخی از مردان پس از ازدواج مرتکب می شوند.
ازدواج با خانم مطلقه در صورتی که او شما را با همسر قبلی مقایسه نماید، زندگی مشترک را به چالش می کشد.
برخی خانم های مطلقه به دلیل مشکلاتی که در زندگی قبلی داشته اند، در زندگی مشترک فعلی خود نیز دید منفی به اقوام همسر خود دارند و ازدواج با این افراد در صورت مدیریت غلط سبب قطع رابطه با خانواده خواهد شد.
 
ازدواج با زن مطلقه درست یا غلط؟
ازدواج با یک خانم مطلقه نیز به هیچ وجه مشکلی ندارد اما باید در این ازدواج نیز تمام جوانب در نظر گرفته شود. اگر قصد ازدواج با خانم مطلقه را دارید، به نکات زیر توجه نمایید:
بهتر است این ازدواج با احتیاط و بررسی های بیشتری صورت بگیرد.
عجله نکنید و رفتارهای هیجانی نداشته باشید زیرا تجربه یک شکست دیگر برای زنان مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.
نزد مشاور بروید و همه چیز را درباره این ازدواج، علت های طلاق قبلی، احتمال شکست در ازدواج بعدی و… جویا شوید.
پس از آشنایی اولیه برای برداشتن قدم های مطمئن هم به او و هم به خودتان فرصت دهید.
اگر می خواهید ازدواج کنید، باید برای آن برنامه ریزی داشته و با مشورت و تامل صورت بگیرد.
فردی که با معیارهای ذهنی شما متفاوت باشد (چه مجرد و چه مطلقه) همسر خوبی برای شما نیست پس فردی را انتخاب نمایید که معیارهای ازدواج را داراست.
به خاطر دلسوزی و ترحم تصمیم به ازدواج با یک خانم مطلقه نگیرید زیرا احساس ترحم همیشه در وجود شما باقی نمی ماند و به مرور زمان خسته می شوید.
بدون رضایت خانواده ها تصمیم به ازدواج نگیرید زیرا این نارضایتی ها دلیل مشکلات زناشویی شما خواهند شد.
پس از ازدواج هرگز ازدواج اول همسرتان را به او یادآوری نکنید.
باید توجه کنید، زن مطلقه ای که بچه دارد،اولویت زندگی او همیشه فرزندش است و شما نفر دوم زندگی او هستید. قبل از ازدواج با او بررسی کنید که آیا با بچه ها ارتباط خوبی دارید یا خیر؟

سخن آخر
فردی که طلاق گرفته، چه مرد و چه زن، حق زندگی دارد و مانند هر فرد دیگری می تواند دوباره ازدواج کند اما در ازدواج دوم باید همه جوانب بهتر سنجیده شود زیرا تجربه یک شکست دیگر برای افراد مطلقه بار روانی زیادی برای آن ها به دنبال خواهد داشت.

با شیر ترش شده و تاریخ گذشته چه کنیم؟

هیچ راه حلی برای دوباره سالم کردن شیر فاسد وجود ندارد ولی خوب است بدانید که مجددا از آن استفاده های دیگر کرد. ما اغلب شیر خراب را خیلی زود دور می ریزیم ولی به این فکر نمی کنیم که این شیر کاربرد های دیگری نیز دارد. در این قسمت استفاده های گوناگونی که می توانیم از شیر خراب داشته باشیم را به شما خواهیم گفت.
استفاده از شیر تاریخ مصرف گذشته
زیبایی
شیر خراب یک ماده اصلی در ماسک های صورت به حساب می آید که سبب لطافت و نرمی پوست شده، رنگ پوست را بهتر کرده و پوست شما را سفیدتر و درخشان تر می کند.
ماسک شیر برای بهبود آفتاب سوختگی و چروک پوست موثر است و می توانید از آن به صورت یک ماسک موثر و مرطوب کننده خوب برای پوست صورتتان یا دیگر  بخش های بدن خود استفاده کنید.


درست کردن پنیر با استفاده از شیر بریده شده
حتما تا به حال بارها و بارها شده که هنگامی که شیر می‌جوشانید منتظر می‌مانید تا با لذت تمام  قدری کاکائو در آن ریخته و شیر کاکائوی خوشمزه‌ای بخورید ولی هنگامی که چند لحظه از گرم شدن شیر می‌گذرد می‌بینید که شیر حالت اولیه خودش را ندارد و اصطلاحا بریده شده است. جالب است بدانید که با این شیر بریده و قدری ذوق و تبحر می شود پنیر درست کرد!!! 
اگر شیری که حدس می‌زنید خراب هستند زیاد است (یعنی موقع جوشیدن می‌برد) از آن پنیر درست کنید.

شیوه درست کردن پنیر از شیر بریده
شما می‌توانید با استفاده از جوشاندن شیر ترش و اضافه کردن آب آن، پنیر درست کنید. آنگاه آن را داخل یک دستمال بریزید و شیر اضافه را خارج کنید تا پنیر حالت سفت پیدا کند؛ حتی می‌توانید قدری خامه، نمک و فلفل هم برای مزه آن اضافه کنید. به این صورت که: به شیر، نمک اضافه کنید. (به یک کیلو شیر باید یک قاشق مرباخوری نمک بزنید.)
آنگاه روی یک آبکش، پارچه نخی یا پارچه توری با سوراخ‌های خیلی ریز بگذارید.شیر بریده را داخل پارچه بریزید و دور پارچه را گره بزنید.
یک جسم سنگین، مثل هاون یا یک بشقاب سنگین روی پارچه بگذارید تا پنیر سفت شود و به هم بچسبد. برای این‌که آب پنیر کامل گرفته شود، باید دو ساعت صبر کنید. پنیر را در یخچال قرار دهید و برای خوشمزه‌تر شدن، روی آن زیره بپاشید.

شادابی گلدان ها
کلسیم موجود در شیر برای شادابی و تقویت رشد گل و گیاهان عالی است قدری از شیر را با آب ترکیب و در گلدان یا باغچه بریزید.

رفع کک و مک
شیر ترش شده امکان دارد کک مک ها را کامل از بین نبرد اما می تواند کمک کند رنگ آن ها قدری روشن شود و این به دلیل اسید لاکتیک موجود در آن است. میزان این اسید در شیر ترش شده خیلی بیشتر از شیر ترش نشده است. برای این کار کافی است صورت تان را با مخلوط شیر ترش شده و آب بشویید.

برق‌ انداختن ظروف نقره
به شیر ترش شده در حال جوشیدن، قدری سرکه اضافه کنید و آنگاه، نیم ساعت وسایل نقره را داخل آن قرار دهید تا کدری آن‌ها برطرف شود. آنگاه، وسایل نقره را با آب گرم، صابون و مسواک نرم، بشویید.
همینطور، می‌توانید شیر را داخل ظروف نقره بریزید. شب تا صبح نگه دارید و صبح روز بعد، با درخشندگی این ظروف روبرو شوید.

مورد استفاده حیوانات خانگی
شیر بریده برای حیوانات، مشکلی به وجود نمی آورد. پس، می‌توانید شیر بریده شده را به غذای حیوانات، مثل سگ، گربه، مرغ، گوسفند و غیره، بیفزایید و به آن‌ها بدهید.

«مادر به اندازه کافی خوب» کیست؟

مادر شدن تغییر بزرگی است، تغییری دلچسب و رویایی اما در کنار این اتفاقات خوشایند، تغییرات ناخوشایند هم وجود دارد.

مادر در فرهنگ ما واژه مقدسی است گاهی این تقدس به سمتی می رود که ما اگر از بچه داری خسته هم بشویم، بی حوصله هم بشویم، نیاز داشته باشیم تنها باشیم، کمک بخواهیم یا اصلا نقاط ضعفی داشته باشیم، نتوانیم درباره اش صحبت کنیم، بترسیم که دیگران فکر کنند ما مادر بدی هستیم!

مادر شدن تغییر بزرگی است، تغییری دلچسب و رویایی! اما در کنار این اتفاقات خوشایند، تغییرات ناخوشایندی هم وجود دارد که امروز می خواهیم در این گزارش درباره اش صحبت کنیم. اگر شما هم دائما در حال ارزیابی خودتان هستید و احساس گناه می کنید، حس می کنید به اندازه کافی مادر خوبی نیستید، حالتان این روزها خوب نیست و نیاز به کمک دارید، این گزارش را بخوانید.

درباره این جملات و طرز تلقی ها، فکر کنید.

1-من مادر خوبی هستم حتی اگر گاهی نیاز به مرخصی داشته باشم.

همه مادرها نیاز به استراحت دارند. تکرار می کنم «همه» مادرها پس به خودتان حق بدهید و فکر کنید چه زمانی می توانید برای خودتان داشته باشید. برای خود وقت بگذارید، ورزش کنید، آرایشگاه بروید، لباس بخرید، پیاده روی بروید و به ظاهرتان برسید.

2-من مادر خوبی هستم حتی اگر گاهی حوصله فرزندم را نداشته باشم.

فرزندپروری کار بسیار دشواری است و خیلی طبیعی است که گاهی از روتین پرچالش خسته شوید. اینکه گاهی حوصله فرزندتان را نداشته باشید به این معنا نیست که شما مادر بی احساسی هستید.

 

3-من مادر خوبی هستم حتی اگر یک وقت هایی اشتباه کنم!

مادر کامل وجود ندارد. هیچ  کس نمی تواند همیشه طبق اصولی ترین روشهای فرزندپروری عملکند. هیچ وقت عصبانی نشود. همیشه غذای مقوی فراهم کند، خونه اش همیشه مرتب باشد، همیشه خوش خلق باشد، همه از روش هایش راضی باشند و فرزندش هیچ مشکلی نداشته باشد، همیشه حوصله بازی داشته باشد و …

بنابراین شما نمی توانید کامل باشید، شما فقط کافی است که «به اندازه کافی خوب باشید».

آمار اضطراب، افسردگی و خستگی مزمن در مادرها به شدت در حال افزایش است. من این موضوع را برای سلامت روان مادران لازم می دانم تا درباره احساساتشان صحبت شود.

سلامت روان برای مادران در درجه اول برای خودشان، در درجه دوم برای سلامت فرزند و در درجه سوم برای آرامش خانواده دارای اهمیت زیادی است.

بنابراین یک مامان خوب یک مامان بی نقص نیست. مامان عزیز به خودت یادآوری کن که یک رفتار اشتباه از تو یک «مادر بد» نمی سازد. 

ترس از خطا کردن باعث می شود دائما در حال ارزیابی و قضاوت خودت باشی و حضور ذهنی واقعی را در رابطه با فرزندت تجربه نکنی. تلاش برای مادر کامل بودن ذهن تو را خسته می کند، خستگی هم باعث می شود در سیکلی از احساسات خشم و ناراحتی قرار بگیری بدون اینکه علت دقیقش را بدانید.

بنابراین وقتی تلاش می کنید که کامل باشید، برایتان توقعات زیاد و اشتباهات هم ایجاد می شود که ممکن است با خودت فکر کنی که «بچه هایم به اندازه کافی قدردان من نیستند» یا «من همه زندگیم را پای اینها گذاشتم» پس خودم چی؟

در نهایت هیچ کس نمی تواند کامل باشد. پس این تلاش بی ثمر فقط به شما احساس گناه می دهد و باعث می شود فرصت های ارتباط موثر با فرزندتان را هم از دست بدهید. مادر خوب یادت باشد که تو فقط باید به اندازه کافی خوب باشی.

مادرانی که دارای اضطراب هستند، عموما دارای ویژگی هایی می شوند نخست بیشتر از سابق مسائل را فراموش می کنند چون همزمان باید به هزار چیز فکر کنند. دوم از موقعیت های لذت بخش مثل سابق لذت نمی برند و دائما احساس خستگی دارند، سوم اکثر روزها در عضلات بدنشان احساس درد یا گرفتگی دارند و بیشتر از سابق مبتلا به سردرد یا مشکلات گوارشی می شوند و در برخورد با بچه ها زودتر کلافه می شوند و نمی توانند قبل از واکنش نشان دادن به  درستی فکر کنند.

علاوه بر اینها نگرانی مفرط، احساس گناه و احساس شکست نیز از جمله علایمشان است. این علامت ها در مادران نیاز به رسیدگی و دریافت کمک دارند چون نه تنها با گذر زمان شدیدتر می شود و سلامت روان و جسم مادر را به خطر می اندازد بلکه پژوهش ها نشان داده اند که کودکان والدین مضطرب با احتمال بیشتری به اختلالات اضطرابی مبتلا می شوند.

خانواده نمونه و موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟

یک روانشناس گفت: خانواده نمونه آن است که اعضای آن برای هم وقت گذاشته و مهارت‌های ارتباطی را بیاموزند تا به حال خوب هم کمک کنند.

 خانواده یک نهاد مقدس و ارزشمند و در عین حال حساس است که در دین، آیین و فرهنگ ایرانی-اسلامی به آن توجه ویژه شده، خانواده مرکز یادگیری مهارت های فردی و اجتماعی برای هر کسی بوده و در آینده موفق فرد، نقش اجتناب ناپذیری را ایفا می‌کند. خانواده همچون سقفی امن و محکم برای اعضای آن است که پدر و مادر ستون آن و فرزندان دلیل شادی و طراوت این خانه اند. هر خانواده‌ای که تشکیل می‌شود و پس از آن که زوجی وظیفه پدری و مادری را می‌پذیرند، تمام تلاششان را می‌کنند را فرزندان در محیط آرام و مناسب پرورش پیدا کنند.

مولفه‌هایی برای این که خانواده نمونه محسوب شوند و احساس خوشبختی را تمامی اعضای آن احساس کنند وجود دارد، اعتماد اعضای به یکدیگر و پذیرفتن شخصیت هم، توجه و محبت زن و شوهر در ابتدا به همدیگر و آموزش مهروری به فرزندان، تلاش برای اینکه محیط خانواده به دور از تنش و اضطراب و سرشار از صمیمیت و شادی باشد، احترام فرزندان به پدر و مادر و رعایت حریم‌های شخصیتی والدین فرزندان، شوخ طبعی، انتقادپذیری و … همه از مولفه‌های مهم و اساسی برای پدید آمدن یک خانواده موفق و نمونه هستند.

یادگیری مهارت‌های همچون تصمیم گیری، حل مسئله، مهارت‌های ارتباطی، خودآگاهی و همدلی و هم چنین مدیریت احساسات و آموزش این مهم به فرزندان به تداوم و شکل گیری محیط امن خانوادگی کمک می‌کند.

خانواده نمونه چه ویژگی‌هایی دارد؟

آزاده جباری روانشناس و زوج درمانگر، در گفتگو با بیا نی نی جوان، به تبیین مسئله چگونگی خانواده‌ی نمونه و ویژگی‌های آن پرداخت و گفت: با توجه به اینکه خانواده از اعضای انسانی تشکیل شده و هیج انسانی کامل نیست قطعا نقصی در کارکرد خانواده ایجاد می‌شود، بهتر است به جای گفتن خانواده کامل و نمونه از اصطلاح خانواده‌ی به اندازه کافی خوب استفاده کرد.

این روانشناس افزود: اعضای این خانواده‌ی خوب به یکدیگر کمک می‌کنند تا اعضای آن بهترین خود باشند و نقص‌های یکدیگر را بپذیرند، این خانواده در سعی هستند تا محیطی شاد و به دور از مقایسه و سرزنش و انتقاد مخرب داشته باشند. تعارضات و اختلافات را از طریق گفتگو حل کنند.

جباری اضافه کرد: وجود تعارض در خانواده ا‌ی که به دنبال صمیمیت است اجتناب ناپذیر است، چرا که صمیمیت تعارض و گفتگو برای رسیدن به راه حل مشترک است.

اگر می‌خواهیم خانواده‌ای خوب باشیم، باید سعی کنیم از یکدیگر شناخت پیدا کرده و فضای امنی را ایجاد کنیم تا هر یک از اعضا بتوانند دیدگاه‌ها و نظرات خود را بیان کنند. یادگیری مهارت‌های اصلی زندگی همچون شنیدن حرف‌های اعضای خانواده و مهارت حل مسئله از الزامات شکل دادن خانواده‌ی نسبتا خوب است.

این روانشناس بیان کرد: خانواده‌ای که تلاش دارد به مرحله خوبی برسد تا نمونه محسوب شود، پدر و مادر برای رسیدن به این هدف باید تلاش کنند تا روابط اجتماعی سالم و مثبت از قبیل ارتباط با فامیل و دوستان را ساماندهی کنند، نقش والدین در این امر آنقدر مهم است که باید خودشان الگوی مناسبی برای فرزندانشان بوده و دوستانی مطابق با ساختار و ارزش‌های خانواده انتخاب کنند.

وی گفت: برای رفت و آمد با فامیل برنامه‌ای منسجم بسیار کار آمد و آموزنده است و الویت‌های خانوادگی باید مدنظر والدین باشد. پدر و مادر وظیفه دارند مهارت برای اولویت بندی در رفت و آمد دوستانه و فامیل را به فرزندان آموزش دهند.
جباری در ادامه این موضوع به راهکاری پرداخت و افزود: گاهی والدین هنگام به وجود آمدن تعارض با فرزندان به شدت مقابله می‌کنند، اما درست آن است که خانواده مجهز به مهارت‌های اصلی زندگی باشند تا با قانون گذاری درست و مناسب و در نظر گرفتن نیاز‌های فرزندانشان و بهره گیری از مهارت گفتگو و حل مسئله، ارتباطات را مدیریت کنند.

جباری گفت: خانواده‌ای که تلاشگر است همه اعضا بستری مناسب و فضایی برابر برای بیان دیدگاه‌ها و نظراتشان و بالفعل کردن توانمندی‌های بالقوه خودشان دارند. شناخت و همراهی از ارکان مهم و اساسی در چنین خانواده‌ای است.

خانواده نمونه چه ویژگی‌هایی دارد؟

این روانشناس ادامه داد: والدین به عنوان مرجع قدرت در خانواده باید شنونده‌ای برای فرزندانشان بوده و در صورت بروز اختلاف بین فرزندان با پذیرش و شنیدن به خواسته‌های هر یک، به آن‌ها کمک کنند تا همراه و یاور یکدیگر باشند.
اگر یکی از فرزندان گمان کند که خواسته اش مورد پذیرش قرار نگرفته به شدت خشمگین خواهد شد و سبب بروز رابطه‌ای غیر صلح آمیز با خواهر و برادرش خواهد شد، ارتباطش با والدین نیز تحت تاثیر قرار می‌گیرد پس توجه کافی و عادلانه به فرزندان از مولفه‌های خانواده نمونه است.

وی در پایان تصریح کرد: هر خانواده‌ای نیازمند مرجع قدرتی است تا در مواقع حساس تصمیم گیری کند، اگر اقتدار پدر و مادر در خانواده از بین رود کل ساختار خانواده را تهدید می‌کند.

خانواده یعنی ملجاء و پناه هر یک از اعضای آن؛ در مواقع سختی این اعضای خانواده هستند که با همراهی یکدیگر می‌توانند به حال خوب هم کمک کنند. حال اگر خانواده همواره هدف برتری و نمونه بودن را دنبال کنند در آینده موفقیت یکدیگر را شاهد خواهند بود.

اکسیر تبدیل رویاها به واقعیت

به بهانه روز «رویای خود را به حقیقت تبدیل کنید » از راهکارهای دستیابی به این موضوع گفتیم
 
 «رویاها، بال‌هایی هستند که همه ما در طول زندگی با کمک آن‌ها اوج می‌گیریم. روز 12 ژانویه، فرصتی است تا اهمیت این‌که رویای خود را به واقعیت تبدیل کنید، به شما یادآوری شود. این روز برای تشویق هر فردی که برای تحقق رویاهای خود تلاش می‌کند، جشن گرفته می‌شود»، سایت nationaldaycalendar.com با این مقدمه درباره دلایل نام گذاری این روز توضیح داده است. آرزوی چیزی را داشتن، در واقع ذهن را بر نبود آن چیز متمرکز و میل، کشش و انتظاری را برای تحقق‌یافتنِ آن در آینده ایجاد می‌کند. حالا سوال این است که چطور رویاهای‌مان را به واقعیت تبدیل کنیم؟

  تعریف روان‌شناسانه رویا
رویاها همان تصاویر و افکاری هستند که در خواب به ما الهام می‌شوند و از تمایلات ارضانشده سرچشمه می‌گیرند. طبق برخی از نظریات، تنها فایده‌ رویاها این است که گاهی در ذهن پدیدار و باعث افزایش لذتِ فکری و روحی انسان شوند، اما طبق نظریات دیگر، هر چند افراد زیادی باور دارند که رؤیاها غیرقابل دسترس هستند ولی آن‌ها می‌توانند در شرایطی به واقعیت‌هایی تبدیل شوند که انسان تمایل دارد به آن‌ها دست پیدا کند. در این شرایط، رویا احساس قوی انسان به خواستن و رسیدن به خاستگاهی خواهد شد که آن را ترسیم کرده است و برای کسب آن دست به اقدام می‌زند.
   رویا مثل شمشیر دولبه است!
رویا داشتن یک شمشیر دولبه است، هم می‌تواند فرد را به اهداف نزدیک‌تر کند و هم می‌تواند او را از آن چیزی که هدفِ خود قرار داده‌ است، دور کند. این مسیر دوطرفه از یک سو می‌تواند انگیزه‌بخشِ رفتارهای انسان باشد و از طرف دیگر موجب ناامیدی، رخوت و بی‌تحرکی او در زندگی شود. مرز بین این دو حالت، در تفاوت دیدگاه انسان به رویا و چگونگی رفتار او نهفته است.
    رویاهای خانمان‌سوز!
چنان‌چه سطح رویاها فراتر از وضعیت عینی فرد باشد یا برای رسیدن به آن‌ها هیچ برنامه‌ریزی در نظر گرفته نشود، بی‌انگیزگی، ناامیدی و رخوت را همراهِ همیشگی انسان خواهد کرد. در واقع آرزوهای فراواقعی، باعث می‌شود شکاف میان آن‌چه افراد دارند و آن چه خود را مستحق آن می‌دانند، عمیق‌تر شود و همین موضوع کاهش رضایت مندی از زندگی را به دنبال خواهد داشت. احساس رضایت ما در ارزیابی دستاوردها و داشته‌های‌مان است، بنابراین اگر تا رسیدن به آرزوهای‌مان که همان نداشته‌ها هستند، فاصله‌ زیادی باشد، در واقع بستر نارضایتی خود را فراهم کرده‌ایم.
    باید به آرزوها رنگِ هدف بدهیم
اگر رویاهای‌مان را با نگاهی واقع‌بینانه و با در نظر گرفتن محدودیت‌های شخصی و اجتماعی، ترسیم کنیم و متناسب با سطح رویاها، رفتارهای برنامه‌ریزی شده داشته باشیم، درواقع در مسیر هدفمند زندگی و پیشرفت گام برداشته‌ایم. برای موفقیت در این مسیر باید رویا را از شکل کلی و مبهم اولیه به هدف‌های واضح، کوتاه‌مدت و قابل اندازه‎‌گیری تبدیل کنیم. هدف‌های کوچک، همان گام‌های ما به سمت تحقق آرزو هستند، بنابراین باید به صورت مداوم ارزیابی شوند تا نقص‌های احتمالی برطرف شود. هدف‌ها اگر ترجیحاً کوتاه مدت باشند، اجرایی‌تر و ملموس‌تر هستند. وقتی اهداف یک سال را به 12 هدف یک ماهه تقسیم می‌کنیم، درصد موفقیت ما بسیار بالاتر می‌رود، چون مسیر برای ما بسیار شفاف‌تر می‌شود. به امید روزی که به همه رویاهای‌تان دست یابید.

نویسنده : زهرا متقی شکیب| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

روشی جامع برای ابراز عشق به دیگران

پنج زبان عشق روش متفاوتی را که افراد در یک رابطه دریافت می کنند و ابراز عشق می کنند، توصیف می کنند. دانستن زبان عشق شریک زندگی و آگاهی دادن به او درباره نحوه زبانی که با آن عشق می دهید، به شما کمک می کند تا مطمئن شوید که هر دو واقعاً در رابطه‌ احساس دوست‌داشتن را تجربه می کنید. تقریباً همه می خواهند به شریک زندگی خود نشان دهند که به آن ها اهمیت داده می شود. اگر این شرایط وضعیتی است که اوضاع شما را نیز توصیف می کند، بهتر است درباره پنج زبان عشق که توسط گری چپمن رواج یافته است، اطلاعات بیشتری کسب کنید که در ادامه به آن اشاره شده است.

پنج زبان عشق چیست؟
دکتر چپمن سال‌ها از مسائل زوج‌هایی که با آن ها در حال مشاوره بود یادداشت ‌برداری می‌کرد تا اینکه در آن ها به یک الگوی ثابت و مشابه رسید. او متوجه شد که زوج‌ها با یکدیگر و درباره نیازهایشان دچار سوتفاهم هستند. پس از مرور یادداشت ها، پنج زبان عشق را معرفی کرد که مردم معمولا از آن طریق با یکدیگر صحبت و به یکدیگر پاسخ می دهند. این تکنیک، پنج راه مختلف برای دریافت و ابراز عشق هستند. همه افراد به یک شکل مشابه، عشق را منتقل نمی کنند و به همین ترتیب، راه های متفاوتی را هم برای دریافت عشق ترجیح می دهند.
مفهوم زبان های عشق توسط گری چپمن در کتابی به نام ۵ زبان عشق: راز عشقی که ماندگار است، رواج داده شد. او این پنج سبک منحصر به فرد از برقراری ارتباط عشق را از مقوله هایی که از تجربه خود استخراج کرده است ملاک عمل قرار داده است. همه افراد ممکن است با بیشتر این زبان ها ارتباط داشته باشند اما هر یک، با یکی یا دوتای از آن ها ارتباط بهتر و بیشتری برقرار می کند. کشف زبان اصلی عشق شما و شریک زندگی و صحبت کردن به آن زبان به طور منظم و طولانی،به رفتار عاشقانه با همسر و رشد زوجین کمک زیادی می کند. این پنج زبان عبارتند از: کلمات تاییدی، زمان کافی، لمس فیزیکی، ارائه خدمات، دریافت هدایا.

1-پنج زبان عشق | ابراز محبت
کلمات تأییدی در توصیف ابراز محبت از طریق کلمات گفتاری، تمجید یا قدردانی است. وقتی کلمات تاییدی زبان اصلی عشق در رابطه باشد، از کلمات محبت آمیز و تشویق بیش از دیگر کلمات استفاده می شود و از استفاده آن لذت بیشتری برده می شود. زوجینی که کلمات تاییدی را دایره مکالمات روزمره میگنجانند از نقل قول های نشاط آور، یادداشت های عاشقانه و پیام های متنی زیبا لذت می برند. با تعریف و تمجید از یکدیگر یا اشاره به کارهایی که به خوبی انجام می دهند، روز یکدیگر را می سازند.

افرادی که کلمات تأییدی به عنوان زبان عشق دارند، به تأیید کلامی و ابراز کلامی محبت، از جمله «دوستت دارم»، کلمات حاکی از قدردانی، تشویق کلامی و اغلب در ارتباطات دیجیتالی مکرر مانند پیامک و تعامل در رسانه‌های اجتماعی، ارزش زیادی قائل هستند. محبت‌ به همسر از راه های نوشتاری و گفتاری برای این افراد مهم‌تر است. این عبارات باعث می شود آن ها احساس درک و قدردانی شدن داشته باشند.

2-پنج زبان عشق | زمان کافی
عشق و محبت نسبت به زمان با کیفیت، در این زبان از طریق توجه بی دریغ شما به کسی ابراز می شود. افراد با کاربرد این زبان عشق به دنبال ترجیح کیفیت بر کمیت هستند. آن ها احساس دوست داشتنی بودن می کنند به شرطی که وقتی شما کنار هم هستید روی آن ها تمرکز کنید. افرادی که زبان عشق آن ها در زمان با کیفیت تعریف می شود، زمانی که شریک زندگی فعالانه بخواهد با آن ها وقت بگذراند و همیشه در حال معاشرت باشد، بیشتر مورد تحسین قرار می گیرند. آن ها به ویژه زمانی را که گوش دادن فعال، ارتباط چشمی، و حضور کامل، نشانه های اولویت دار در رابطه وجود داشته باشد را بیش از هر چیزی به عنوان ابراز عشق برداشت می کنند.
ظرفیت این زبان عشق تماماً به این است که بدون حواس‌پرتی ناشی از تماشای تلویزیون، صفحه‌ چت تلفن یا هر گونه تداخل بیرونی، توجه خود را به آن شخص خاص بدهید. آن ها تمایل زیادی به گذراندن وقت فعالانه با دیگری، یا داشتن مکالمات معنادار دارند. فعالیت های تفریحی را بصورت مشترک انجام  می دهند. اطمینان حاصل می کنند که ارتباط چشمی برقرار شود، آنچه را که آن ها می گویند درک کرده و از ارائه نصیحت و مشاوره خودداری می کنند.
 3-پنج زبان عشق | لمس فیزیکی
فرد با این زبان عشق از طریق محبت جسمی، احساس می کند که دوستش دارند و برای حضور فیزیکی او ارزش قائل هستند. جدای از رابطه جنسی، زوجینی که لمس فیزیکی را به عنوان زبان اصلی عشق خود به کار می برند، زمانی که دست شریک زندگی‌ را می‌گیرند، بازوی او را لمس می‌کنند یا مثلاً در پایان روز او را ماساژ می‌دهند، احساس عشق بیشتری می‌کنند. ایده آن ها از یک قرار عالی ممکن است شامل در آغوش گرفتن روی مبل با یک لیوان نوشیدنی مورد علاقه و تماشای یک فیلم خوب باشد. هدف آن ها صرفا این است که فقط می خواهند از نظر فیزیکی به شریک زندگی خود نزدیک باشند.
افرادی که از لمس فیزیکی به عنوان زبان عشق خود استفاده می کنند، وقتی علائم فیزیکی محبت را دریافت می کنند، از جمله بوسیدن، گرفتن دست، در آغوش گرفتن ، احساس می کنند که مورد علاقه هستند. صمیمیت زناشویی و لمس می تواند به طور باورنکردنی تایید کننده باشد و به عنوان یک رابط عاطفی قدرتمند برای افرادی با این روش عمل کند. ریشه‌های این نیاز به دوران کودکی برمی‌گردد.
برخی از افراد تنها زمانی که پدر ومادرشان را در آغوش می‌گرفتند، می‌بوسیدند یا لمس می‌کردند، محبت عمیق را احساس می‌کردند‌. افرادی که قدردانی خود را از طریق این زبان بیان می کنند، وقتی به آن رضایت می دهند، وقتی در آغوش گرفته می شوند، بوسیده می شوند، یا در آغوش می گیرند، احساس قدردانی می کنند. آن ها برای احساس گرما و راحتی که با لمس فیزیکی همراه است، ارزش قائل هستند.

4- ارائه خدمات
برای کارهای خدماتی، زمانی که شخصی کارهای خوبی برای او انجام می دهد، مانند کمک به جمع آوری و شستشوی ظروف، انجام کارهای تمیز کردن خانه، کشیدن جاروبرقی و غیره، احساس می کند که مورد علاقه و قدردانی واقع شده است. وقتی شریک زندگی کارهای کوچکی برای آن ها انجام می دهند خوشحال تر هستند و اغلب می توان آن ها را در حال انجام این خدمات برای دیگران یافت. اگر زبان عشق شما حول محور ارائه خدمات میچرخد، شما به شریکی که برای آسان‌تر کردن زندگی‌ و فراهم کردن وسایل رفاهی تلاش می کند ارزش قائل خواهید بود.در این رابطه مطالعه مقاله وظایف فرد در زندگی مشترک پیشنهاد می شود.
چیزهایی مانند آوردن سوپ برای شما در هنگام بیماری، درست کردن قهوه و چای هنگام صبح. این روش متعلق به افرادی است که معتقدند اعمال و رفتار بلندتر از کلمات صحبت می کنند. بر خلاف کسانی که ترجیح می دهند بشنوند که چقدر به آن ها اهمیت داده می شود، افراد حاضر در این لیست دوست دارند ببینند که چگونه از آن ها در عمل قدردانی می شود.

5- پنج زبان عشق | دریافت هدایا
هدیه دادن نمادی از عشق و محبت به فرد است. دادن یک هدیه زبان عاشقانه بسیار ساده ای است. کسی که از این زبان برای بروز عشق استفاده می کند سعی دارد طرف مقابل را با خرید کردن ارزشمند جلوه دهد. گیرنده هدیه و مخاطب این زبان عشق، نه تنها برای خود هدیه بلکه برای زمان و تلاشی که هدیه دهنده برای تهیه آن صرف کرده است نیز ارزش قائلند. به عبارت دیگر، وقتی برای انتخاب یک هدیه خاص وقت می گذارید، به او می گویید که واقعا به او علاقه دارید. افرادی که از این روش  برخوردارند اغلب می توانند هر هدیه کوچکی را که از عزیزان خود دریافت می کنند به خاطر بسپارند و بابت آن قدردان باشند زیرا تأثیر زیادی روی آن ها می گذارد.
زمانی که مردم به شما«نمادهای بصری عشق» را نمایش می دهند، احساس می کنید که شما را محترم می دارند. احساس خوشحالی و عشق گرفتن، صرفا درباره ارزش پولی هدایا نیست بلکه نیت و فکر نمادین پشت هدیه است که نقش اصلی را در زبان عشق بازی می کند. افراد دارای این سبک زندگی، فرآیند هدیه دادن را می شناسند و برای آن ارزش قائل هستند.
بازتاب دقیق قدردانی، انتخاب آگاهانه شی برای نشان دادن شناخت خود از رابطه و مزایای عاطفی از دریافت هدیه همه از زبان عشق سرچشمه می گیرد. افرادی که زبان عشقشان دریافت هدایا است، از دادن چیزی که هم فیزیکی و هم معنادار است، لذت می برند. نکته کلیدی این است که چیزهای معناداری را که برای آن ها مهم است و ارزش های آن ها را منعکس می کند به آن ها بدهید نه لزوما آنچه که ارزش های شما و سلیقه شما را منعکس می کند.

 اثرات پنج زبان عشق بر کیفیت رابطه
همه افراد عشق را متفاوت ابراز و احساس می کنند. در نتیجه، درک این تفاوت ها می تواند تأثیر جدی بر رابطه زوجین بگذارد. در واقع به گفته دکتر چپمن، یکی از ساده ترین راه ها برای بهبود روابط اتخاذ زبان عشق است. اینجا به چند تاثیری که پنج زبان عشق می تواند رابطه شما را بهبود ببخشد اشاره شده است.

1-از خودگذشتگی را ترویج می کند
وقتی متعهد به یادگیری زبان عشق دیگران هستید، به جای نیازهای خود، بر نیازهای او تمرکز می کنید. این فرض اصلی نظریه زبان عشق است. زوج‌ها باید برای یادگیری زبان عشق شریک زندگی‌ خود تلاش کنند نه اینکه بخواهند او را متقاعد کنند که زبان او را یاد بگیرد. در حالت ایده آل، هر دو نفر می خواهند عشق را به گونه ای ابراز کنند که برای دیگری معنادار باشد. اما تمام هدف زبان های عشق این است که شما یاد بگیرید چگونه شریک زندگی خود را به گونه ای دوست داشته باشید که برای او منطقی و خواستنی تر باشد.

2-پنج زبان عشق همدلی ایجاد می کند
وقتی کسی بیشتر و بیشتر در مورد چگونگی تجربه عشق توسط شریک زندگی خود می آموزد، یاد می گیرد که با او همدلی کند. مهارت همدلی به آن‌ها کمک می‌کند لحظه‌ای از محور خود بیرون بروند و به آنچه که باعث می‌شود شخص دیگری احساس محبوبیت کند، نگاهی بیندازند. آن ها به جای اینکه به زبان عشق خود با شریک زندگی خود صحبت کنند، یاد می گیرند که چگونه به زبانی صحبت کنند که شریک زندگی آن ها را بهتر درک می کند. هنگامی که زوج ها متعهد به یادگیری و استفاده از زبان های عشق هستند، هوش هیجانی خود را افزایش می دهند و یاد می گیرند که چگونه نیازهای دیگران را بالاتر از نیازهای خود قلمداد کنند.

3-پنج زبان عشق صمیمیت را حفظ می کند
اگر زوج‌ها مرتباً در مورد مسائلی صحبت کنند که مخزن عشق را پر نگه می‌دارد باعث می‌شوند که درک و صمیمیت بین زوجین در رابطه آن ها به شکل عمیق تر و پایدارتری ایجاد شود. آن ها نه تنها بیشتر درباره یکدیگر می آموزند، بلکه به روش های عمیق تر و معنادارتر با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. وقتی این اتفاق می افتد، رابطه مشترک به سمت تقویت احساس صمیمیت بیشتر حرکت می کند.

4-به رشد شخصی کمک می کند
هر زمان که شخصی بر روی چیزی یا شخصی خارج از خود متمرکز می شود، نتیجه منجر به رشد شخصی می شود. در برخی از مواقع، جامعه افراد را تشویق می‌کند که خودمحوری و تمرکز بیش از حد بر نیازهای خود را مد نظر قرار دهند. در این صورت از هیچ‌کس یا چیزی خارج از خود باخبر نمی شوند. اما از آنجایی که تکنیک دکتر چپمن افراد را ملزم می‌کند که دیگران را به شیوه‌هایی که خارج از منطقه راحتی آن ها است دوست داشته باشند، مجبور به رشد و تغییر هستند.  
 نقد نظریه پنج زبان عشق
شریک زندگی شما می تواند در تمرین شناخت رفتارها و توقعات شما شرکت کند تا زبان عشق خود را نیز بفهمد. به عنوان مثال کتاب چپمن پیشنهاد می‌کند که در یک رابطه شرکا دقت کنند که چه چیزی را بیشتر می‌خواهند یا چه کاری را بیشتر انجام می‌دهند. با دقت به تنوع و فراوانی رفتارهای نمایش داده شده به شناخت نسبی از این روش خود می رسید. سپس دقت کنید که  آیا آن ها اغلب برای شما هدایایی خاص و معنادار می آورند؟ یا صرفا بصورت کلامی ابراز علاقه می کنند؟ هر یک از رفتارها می تواند اشاره ای به روش آن ها باشد.
اگرچه تئوری زبان عشق به بسیاری از مردم در روابط کمک می کند تا بفهمند چگونه با شریک زندگی خود ارتباط بهتری برقرار کنند، اما محدودیت هایی هم در آن وجود دارد. به عنوان مثال اینکه مردم چگونه آن را در روابط خود با بهترین شیوه به کار می برند.

1-ابزاری برای سواستفاده از دیگری
برخی افراد در مورد استفاده از زبان های عشق کمی رقابتی می شوند که در واقع می تواند به یک رابطه فشار بی دلیل وارد کند. به عنوان مثال، شرکا ممکن است شروع به پیگیری و شمارش تمام دفعاتی که از زبان شریک زندگی خود استفاده می کرده اند، بکنند و آن را با تعداد دفعاتی که طرف مقابل از زبان آن ها استفاده کرده است، مقایسه کنند. در حالی که زبان های عشق می توانند راهی برای باز کردن ارتباط و شفقت باشند، نباید به عنوان یک بازی یا سلاح علیه شریک زندگی استفاده شوند.
برخی از شرکا ممکن است به استفاده از زبان خود(به جای زبان شریک) ادامه دهند و با همان شیوه نشان دهند که همسر برایشان اهمیت دارد؛ خب این اشکالی ندارد. مساله این نیست که شما نمی توانید با کسی که عشق شما را به کار نمی برد رابطه داشته باشید. سعی کنید فهیم و انعطاف پذیر باشید. می توانید از اقدامات شریک زندگی خود قدردانی کنید حتی اگر آن ها کاملاً با زبان شما مطابقت نداشته باشند.

2-پنج زبان عشق | عدم حل مشکلات
این زبان همه مشکلات رابطه را حل نمی کنند. آن ها فقط بخشی از بی شمار ابزارهایی هستند که می توانید برای کمک به برقراری ارتباط در رابطه خود استفاده کنید. تحقیقات نشان داده است که زوج‌هایی که از زبان عشق یکدیگر استفاده می‌کنند، زمانی که از ابزارهای خودتنظیمی نیز برای کنترل احساسات خود استفاده می‌کنند، بیشترین احساس خوشبختی را در روابط خود دارند. به عبارتی در حالی که زبان عشق به عنوان یک ابزار محسوب می شود،افزایش مسئولیت پذیری زوج ها در قبال احساسات و تغییرات رفتاری، بیشترین کمک را به شادی کلی آن ها خواهد داشت. واضح است که برای یک رابطه موفق به بیش از یک ابزار نیاز دارید.

3-تغییر زبان در طول زمان
مهم است که بپذیرید زبان عشق شما و شریک زندگی شما ممکن است در طول زمان تغییر کند. به‌ویژه در طول پیش آمدها و کنترل استرس‌های زندگی یا تغییرات عمده‌ای مانند بچه دار شدن، بحران های مالی و از دست دادن عزیزان و شغل.

4-وارد کردن تنش و فشار به شرکا
بسیاری از مردم در مورد زبان های عشق صحبت می کنند زیرا در روابط متعهد یا ازدواج به کرات استفاده می شود. مهم است که به یاد داشته باشید یادگیری و درک زبان عشق، ابزار مهمی برای تمرین عشق به خود می باشد. شما می خواهید از فشار بیش از حد بر شریک زندگی خود اجتناب کنید تا به طور مداوم  شما را به خود شما نشان دهد.
یک مطالعه نشان داد که بزرگ‌ترین مانع برای زوج‌هایی که ازاین زبان یکدیگر استفاده می‌کنند این است که اغلب اوقات، گیرنده حتی متوجه نمی‌شود که همسر سعی می‌کند از زبان عشق استفاده کند. بنابراین بسیار مهم است که گیرنده تلاش های شریک خود را تشخیص دهد، حتی اگر آن ها دقیقاً انتظارات را برآورده نکنند.

ارتباط پرورش ذهنیت رشد و افزایش موفقیت رابطه
پرورش این مهارت که رشد کردن خود و دیگری در رابطه را باید یک اصل مهم تلقی کرد، عشق را به روش های معنادار به اشتراک می گذارد. داشتن ذهنیت رشد متقابل، فواید زیادی برای رابطه شاد و موفق دارد. وقتی زوج‌ها شروع به صحبت به این روش یکدیگر می‌کنند، کارهایی که برای همسر انجام می‌دهند نه تنها عمدی‌ و آگاهانه تر می‌شود، بلکه معنادارتر هم می‌شوند. بخشی از این مساله به این واقعیت مربوط می شود که آن ها به روش هایی ابراز علاقه می کنند که بیشترین ارضا روانی را در شریک مقابل بر می انگیزد. وقتی این کار را انجام می دهند، شریک زندگی احساس رضایت از زندگی و خوشحالی عمیق تری می کند.  

پنج زبان عشق | سخن آخر
هنگامی که زبان عشق یکدیگر را بدانید، خواهید دید که عملی کردن آن در رابطه آسان می شود. صحبت کردن به زبان عشق طرف مقابل فقط کمی تلاش و جدیت می خواهد. به یاد داشته باشید روابط سالم به خودی خود به وجود نمی آیند، بلکه با توجه و تلاش ایجاد می شوند. خبر خوب این است که می توانید با یادگیری این روش شریک زندگی خود و به کار بردن آن، رابطه را تقویت کنید. اگر هر دوی شما به رعایت اصول رابطه متعهد باشید و همدیگر را به شکلی که دیگری می خواهد دوست داشته باشید، نه تنها در عشق عمیق‌تر می شوید بلکه خود را در متن یک رابطه شاد و رضایت‌بخش خواهید یافت

وقتی نوجوان تان دروغ می‌گوید، چه کار کنید؟

نوجوانان به دلایل زیادی می توانند دروغ بگویند. اگر یکی از فرزندان خود را در حال دروغ گفتن دیدید، باید بدانید که برای رسیدگی به این وضعیت چه کاری می توانید انجام دهید. در این درس با بهره‌گیری از مطالعات علمی، راهکار هایی برای مواجهه با دروغگویی نوجوانان و کاهش آن ارائه شده است. نوجوانان روزانه دروغ می گویند. در واقع، اولین دروغی که کودک می گوید، نشان دهنده نقطه عطفی در رشد اوست. مطالعات نشان می دهند که دروغ گفتن در کودکان – و نوجوانان-  نشان دهنده پیشرفت در رشد شناختی و شکل گیری ذهن در آنها است.   این واقعیت که آنها می توانند دروغ بگویند، به این معنی است که آنها قادر به کار ذهنی با یک واقعیت خیالی هستند. این مهارتی است که نیاز به توانایی شناختی پیشرفته دارد. دروغ گفتن در نوجوانی، زمانی به مشکل تبدیل می‌شود که به طور مکرر به عنوان استراتژی به کار گرفته شود. این وضعیت در نوجوانان بیشتر از کودکان یا بزرگسالان پیش میآید. زیرا نوجوانان بیشتر مستعد دروغگویی هستند، به خصوص به والدین خود.در سال 2004، آرنت و همکاران تحقیقی در این رابطه انجام دادند. آنها دریافتند که نوجوانان اغلب به والدین خود دروغ می گویند. علاوه بر این، آنها از دروغ به عنوان راهی برای تأیید حق خودمختاری خود استفاده می کنند. محققان همچنین دریافتند که نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان جوان، بیشتر دروغ می گویند.
در سال 2013، لوین و همکاران، مطالعه دیگری انجام داد. آنها دریافتند که نوجوانان بیشتر از دانشجویان یا بزرگسالان دروغ می‌گویند. نوجوانان به طور متوسط در 24 ساعت، 4.10 بار دروغ می‌گویند. این 75 درصد بیشتر از دانشجویان دانشگاه و 150 درصد بیشتر از بزرگسالان بود.

روش‌های دروغگویی در نوجوانان
افراد حداقل به دو صورت می توانند دروغ بگویند:
با نگفتن حقیقت
 در این حالت فرد عمداً از گفتن حقیقت کوتاهی می کند و چیزی نمی گوید.
با گفتن یا تایید حقیقت تحریف شده
 این شامل ارائه گزارشی متفاوت است از آنچه که واقعاً اتفاق افتاده. این نوع دروغ ها فقط مربوط به وقایع نیست. به عنوان مثال، دروغگو ممکن است وانمود کند که یک گزینه صحیح است. با این حال، نزد خود معتقد است که گزینه صحیح چیز دیگری است.
مردم اغلب  وقتی از استراتژی دیگری استفاده می کنند و آن دوری کردن است. یعنی سعی می کنند با افرادی ملاقات نکنند تا مجبور نباشند به آنها دروغ بگویند.
چه چیزی نوجوانان را به دروغ گفتن تشویق می کند؟
یکی از دلایلی که نوجوانان به والدین خود دروغ می گویند، این است که می‌خواهند در تصمیم گیری امور مربوط به خود، استقلال داشته باشند. باید به خاطر داشته باشیم که نوجوانی مرحله ای از رشد است که در آن خودمختاری مهم است. خودمختاری و استقلال در نوجوانی، توسط اریکسون (همانطور که در پاپالیا، 2017 ذکر شده است) به عنوان “داشتن تصور منسجمی از خود، متشکل از اهداف، ارزش‌ها و باورهایی که فرد با آن تعهد محکمی برقرار می‌کند” تعریف می‌شود.
دروغ در نوجوانان اغلب به دلیل کنترل بیش از حد والدین اتفاق می افتد. آرنت و همکاران (2004) در تحقیقات خود دریافتند که هر چه والدین کنترل بیشتری بر امور روزانه نوجوانان داشته باشند، احتمال دروغ گفتن آنها بیشتر است. این می تواند به تداوم چرخه “کنترل – دروغ” منجر شود: والدین با درک اینکه فرزندانشان به آنها دروغ می گویند، آنها را بیشتر کنترل می کنند و نوجوانان برای گریز از کنترل بیشتر، دروغ بیشتری می گویند.
نوجوانان همچنین از ترس یا شرم، برای به دست آوردن چیزی، محافظت از کسی، مواجه نشدن با عواقب کار خود و یا روبرو نشدن با حقیقت، دروغ می گویند (مارتینز و کاروالیو، 2019). آنها ممکن است برای پوشاندن احساسات خود یا احساساتی که نمی خواهند با والدین خود در میان بگذارند، دروغ بگویند. در واقع، وقتی مشکلات زیادی در خانه وجود دارد، نوجوانان تمایل دارند از گفتن حقیقت اجتناب کنند.

پنج دلیل برای دروغ‌گویی نوجوانان
کیت اوبری، روان‌شناس، پنج دلیل برای دروغ‌گویی نوجوانان پیشنهاد می‌کند:
1- برای جلوگیری از مشکلات.
2- برای اینکه والدین خود را ناامید نکنند.
3- به دلیل فشار اجتماعی مثلاً برای اینکه مهمانی یا فعالیتی با دوستان خود را از دست ندهند.
4- ارتباط بد با والدین. اگر نوجوانی احساس کند که درک نمی‌شود، شنیده نمی شود یا مورد احترام قرار نمی گیرد، از برقراری ارتباط اجتناب می کند.
5- برای کنترل تصمیمات. این برای توسعه خودمختاری آنها مهم است.

با دروغ‌های نوجوان‌مان چه کنیم؟
کریس هادسون متخصص جوانان و مربی والدین است. او هشت راه برای مقابله و کاهش دروغ های نوجوانان پیشنهاد می کند:
1- داشتن روابط  عمیق و پیوسته
یک رابطه عمیق با فرزندان نوجوان، نیاز به ارتباطی خوب دارد و این یعنی پذیرا بودن برای شنیدن برخی حقایق.
گاهی اوقات، نوجوانان به این دلیل دروغ می گویند که می دانند والدینشان نمی خواهند حقیقت را بشنوند. بنابراین، برای جلب اعتماد با فرزندان لازم است تا جو اعتماد وجود داشته باشد.

2- الگوی صداقت بودن
یکی از راه‌های اصلی یادگیری در افراد، مشاهده است و نوجوانان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. پس با مثال ملموس و عینی به آنها آموزش دهید. صادق باشید. سپس، آنها متوجه خواهند شد که شما الگوی صداقت هستید و نه صرفاً فردی که “موعظه و نصیحت” می کند.
به هر حال، چگونه می توانید از نوجوان خود بخواهید که دروغ نگوید، اگر خودتان این کار را به طور مداوم انجام می دهید؟

3- مذاکره کنید
یاد بگیرید که با فرزند نوجوان خود درباره مرزها مذاکره کنید. زمانی که آنها از انجام کاری منع می شوند یا آزادی آنها محدود می شود، معمولاً سعی می کنند با رفتاری برعکس آن را به دست آورند. با این حال، مذاکره کردن با نوجوان موجب می شود تا او کمتر احساس کنترل شدن بکند و با مشارکت در تصمیم گیری، بیشتر احساس استقلال کند.

4- از بازجویی بپرهیزید، انگیزه گفتگو ایجاد کنید
اگر فرزندتان به شما دروغ گفته است، سعی کنید با او گفتگویی مسالمت آمیزی داشته باشید. حتی اگر واقعا عصبانی هستید، سعی کنید قبل از صحبت آرام شوید. زیرا اگر عصبانی باشید، کمتر به صحبت های فرزندتان گوش می دهید و دلایل دروغگویی او را درک نمی کنید. به یاد داشته باشید که با قاطعیت حرف بزنید و مورد آنچه که می خواهید به آنها بیاموزید و این که چگونه آن را انجام خواهید داد، شفاف و صریح باشید .

5- تقلب نکنید
از آنجایی که دروغ  گفتن در نوجوانان بسیار رایج است، اگر فهمیدید فرزندتان به شما دروغ گفته، منتظر فرصتی نمانید تا بتوانید مچ او را بگیرید. به یاد داشته باشید، پنهان کردن حقیقت، خود راهی برای دروغ گفتن است. بنابراین، شما با پنهان نگه داشتن دروغ فرزندتان و عدم بیان آن، دقیقاً همان کاری را انجام می دهید که نمی خواهید فرزندتان انجام دهد.

6- از تنبیه به نحوی متناسب و هوشمندانه استفاده کنید
هر روشی که شما با آن به رفتار نوجوانتان پاسخ می دهید، بیشترِ رفتارهای آینده او را تعیین می کند. اگر مجازات نامتناسبی اعمال کنید، به سادگی ترس از راست گفتن را در دل آنها کاشته‌اید.
هنگامی که قد دارید به اموری در منزل نظم می دهید، سعی کنید آنچه را که می خواهید آموزش دهید در ذهن داشته باشید و راه های مناسب برای انجام آن را بیابید. با قاطعیت گفتگو کنید و به آنچه فرزندتان می گوید، گوش دهید.

7-  به فرزندتان برچسب دروغگو نزنید
به نوجوان خود برچسب دروغگو نزنید. چرا که اگر این کار را انجام دهید، ممکن است به همان شیوه رفتار کرده و «برچسب» شما را در رفتارشان تأیید کنند.
شما با نامگذاری و برچسب زدن به افراد، رفتار آنها را شکل می دهد. اگر به کودک خود برچسب دروغگو بزنید، احتمال دارد که در نهایت مانند یک دروغگو رفتار کند.

8- توجه کنید
مراقب دروغ های فرزندتان باشید و سعی کنید انگیزه های او را برای دروغ گفتن بشناسید. این به شما کمک می کند درک کنید که آنها چگونه با موقعیت های خاص ارتباط دارند و چه چیزی باعث دروغگویی آنها می شود. هنگامی که علت انجام این کار را مشخص کردید، از فرزندتان دعوت کنید تا در مورد روش های جدید برخورد با موقعیت ها و اهمیت صداقت فکر کند. در واقع، آنقدر روی دروغ تمرکز نکنید، بلکه بیشتر روی دلایل پشت آن تمرکز کنید.

خلاصه
دروغ در نوجوانان بسیار رایج و چند علتی است. برای مقابله با آنها و با مشکلاتی که در سطح خانواده ایجاد می شود، یکی از راهکارهای اصلی ایجاد تغییر در روابط با جوان است. شما باید فضایی را برای گفت و گوهای جدی ایجاد کنید که به درک عمل و دلایل متوسل شدن آنها به دروغ گفتن کمک کند.

انواع دلتنگی چیست و چگونه با آن کنار بیایم؟

دلتنگی یکی از عواطف بسیار شدید و آزار دهنده در اعماق وجود انسان هاست که همه ی ما حداقل برای یک بار هم که شده آن را به صورت کاملا عمقی و از ته قلب مان حس کرده ایم. معمولا حس ناشی از دلتنگی با نوعی خلا همراه است که فرد را یا کاملا منفعل می کند و یا حس بی قراری شدید را در او به وجود می آورد.
مقدمه ای درباره دلتنگی
دلتنگی یکی از عواطف بسیار شدید و آزار دهنده در اعماق وجود انسان هاست که همه ی ما حداقل برای یک بار هم که شده آن را به صورت کاملا عمقی و از ته قلب مان حس کرده ایم. دلتنگی می تواند نسبت به موارد مختلفی ایجاد شود. معمولا حس ناشی از دلتنگی با نوعی خلا همراه است که فرد را یا کاملا منفعل می کند و یا حس بی قراری شدید را در او به وجود می آورد.
دلتنگی می تواند در هر سنی رخ دهد و ما نمی توانیم دلتنگی را محدود به یک رنج سنی در جامعه کنیم. از این رو دلتنگی با توجه موضوع اتفاق افتاده و سن افراد و شرایطی که فرد در آن زندگی می کند، می تواند وجه های مختلفی داشته باشد.ما در ادامه قصد داریم تا ابعاد مختلف دلتنگی را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که هر دلتنگی با توجه به منشا آن می تواند چگونه باشد و ما چگونه می توانیم از پس دلتنگی مان برآییم و با آن مقابله کنیم. پیشنهاد می کنیم اگر دلتنگ هستید و در شرایطی حضور دارید که ممکن است دلتنگی زیاد به سراغ تان بیاید، تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید : 

انواع دلتنگی و راه های مقابله با دلتنگی
همان طور که در ابتدای محتوا نیز خدمت تان عرض کردیم، دلتنگی می تواند انواع مختلفی داشته باشد و هر فرد در زندگی راه های خاص خودش را برای مقابله با آن استفاده می کند. در برخی مواقع شدت دلتنی به حدی است که خارج از کنترل شده و کل زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می دهد. در حدی که کیفیت زندگی فرد را تا حد خیلی زیادی کاهش می دهد. برای مقابله با این شرایط، راهکارهای زیادی وجود دارند که هر کدام از آن ها باید با توجه به موضوع مطرح شده انتخاب شوند. 

دلتنگی ناشی از فقدان و از دست دادن عزیزان
این نوع از دلتنگی یکی از رایج ترین انواع دلتنگی ها به شمار می رود. از دست دادن پدر و یا مادر، خواهر و برادر و یا همسر و خیلی از عزیزان، اتفاق ناخوشایندی است که ممکن است همه ما در طول زندگی چندین ساله مان بلخره با آن مواجه شویم. خیلی ها این دلتنگی را در سن های پایین و خیلی ها آن را در سنین بالا تجربه می کنند.
این نوع دلتنگی معمولا نوعی از فقدان است که هر چقدر سن بالاتر باشد، فرد راه های مقابله با آن را بهتر بلد است. این نوع دلتنگی در اکثر مواقع همیشه وجود دارد و مانند هر دلتنگی در روزهای اولیه فقدان شدت بیشتری دارد. باید اجازه بدهید که زمان بگذرد. بی تابی زیاد و عدم کنترل بر روی شرایط و عواطف و عکس العمل ها، فقط شرایط را بدتر و بدتر می کند. البته انتظار اینکه تمامی این عواطف و احساسات سرکوب شوند هم خیلی زیاد است. 
درد و دل کردن، گریه کردن و قبول اینکه فرد مورد نظر دیگر در بین ما نیست می تواند کمک خیلی زیادی در کنترل دلتنگی کند. شما باید واقعیت زندی را بپذیرید و بعد نگاه خود را وسیع تر کنید و به این موضوع فکر کنید که این اتفاق یک روزی برای همه رخ خواهد داد.
ارتباط خود را با خانواده و دوستان تان حفظ کنید و اجازه دهید که آن ها به نوبه ی خودشان، در غم تان شریک باشند و شما را همراهی کنند. در این شرایط معمولا افراد غم دار، منفعل می شوند و اینجاست که همراهان می توانند به کمک آن ها بیایند. اما این را هم بدانید که برخی شرایط اگر به تنهایی نیاز دارید، این حس را سرکوب نکنید و اجازه دهید و دوران غم و دلتنگی، زمان خود را در روح شما سپری کند. 

دلتنگی ناشی از جدایی زن و شوهر و تمام شدن یک رابطه عاطفی
این نوع از دلتنگی نیز یکی از رایج ترین انواع دلتنگی است که معمولا سنین جوانی و زمانی که افراد می توانند به یک رابطه وارد شوند، اتفاق می افتد. وقتی دو نفر در یک رابطه عاطفی قرار میگیرند، طبیعتا وابستگی ها و امیال مختلفی بین شان شکل میگیرد و خاطره سازی های زیادی با هم خواهد داشت.

طبیعتا این اتفاق خصوصا در روابط رسمی ازدواج عمق بیشتری در روابط نامزدی و دوستانه قبل ازدواج دارد. با این عمق و شدت عواطفی که بین دو طرف رابطه بر قرار است طبیعتا تمام کردن یک رابطه می توان موجی از عواطف شدید و دلتنگی های زیاد را به سمت افراد روانه کند که در برخی از مواقع کنترل آن ها از حد خارج شده و فرد بی تاب می شود. پیشنهاد ما به شما این است که سعی کنید این عواطف و دلتنگی را بپذیرید. با پذیرش این موضوع شما کمک می کنید که این دوران بتواند سپری شود و روز به روز بهبود پیدا کنید. 

دلتنگی ناشی از فاصله ها 
گاهی اوقات پیش می آید که به دلیل ادامه تحصیل، ازدواج و هزار و یک موضوع دیگر، افراد یک خانواده و یا دوستان مجبور می شوند که محل زندگی شان را دورتر کنند. در این شرایط معولا دلتنگی یکی از رایج ترین عواطفی است که سرباز می کند.
اما این دلتنگی نسبت به موارد ذکر شده قبلی قابل کنترل تر خواهد بود چرا که طرف مقابل حضور دارد و از همه مهم تر او هم چنین حس دلتنگی را نسبت به شما تجربه می کند. در چنین شرایطی صحبت کردن، ویدیو کال و یا پیام دادن به شخص، می تواند بهترین راه حل ممکن باشد. شما با این کار می تواند بخشی از عواطف و دلتنگی های تان را کنترل نمایید. 
در کل تمامی دلتنگی ها می توانند شدت مختلفی داشته باشند. تا یک حدی کنترل این دلتنگی از دست انسان ها خارج می شود و بی تا و یا منفعل می شوند. لازم است بدانید که در چنین شرایطی، فقط و فقط مراجعه به یک مشاور و متخصص است که می تواند به شما کمک زیادی کند. چرا که او با تخصص و تجربه خود، می تواند کمک بسیار زیادی کند تا شما بتوانید از پس این مسیر آزاردهنده به خوبی برآیید. 

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

یک رابطه سالم می‌تواند از راه‌هایی زندگی شما را آسان کند که هیچ‌وقت حتی تصورش را هم نمی‌کردید و البته در طرف مقابل حضور در یک رابطه ناسالم هم به جنبه‌هایی از سلامت جسمی و روانی شما آسیب خواهد رساند که در ابتدا باورنکردنی بنظر می‌رسد.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

حقیقت این است که چنین رابطه‌هایی که در این مقاله به آن‌ها عنوان رابطه مسموم می‌دهیم، بسیار بیشتر از آنچه ما فکر می‌کنیم رایج است و بسیاری از ما بدون اینکه به درستی بدانیم درگیر چنین روابطی هستیم.

رابطه مسموم دقیقا چه رابطه‌ای است؟

در یک تعریف کوتاه هر رابطه‌ای که آسیب‌رسان باشد، مسموم است. در عمل، اما هرچند که برخی از نشانه‌های یک رابطه مسموم مانند سوءاستفاده فیزیکی، خیانت مکرر و رفتار‌های نامناسب و نامعمول جنسی، واضح و غیرقابل چشم‌پوشی است، اما بخش قابل توجهی از این نشانه‌ها هم پنهان است و حتی توضیح دادن آن‌ها برای یک فرد خارج از رابطه سخت یا غیرممکن به نظر می‌رسد.

آزار و خشونت خانگی

هرچند که برای مسموم نامیدن یک رابطه نیازی نیست حتما شامل آزار و خشونت و سوءاستفاده باشد، اما قطعا همه روابط اینچنینی مسموم است. آزار و سوءاستفاده می‌تواند در شکل‌های متفاوت و متنوعی ظهور کند مانند سوءاستفاده احساسی، کلامی، اقتصادی، جنسی و فیزیکی.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

چرا ترک یک رابطه مسموم سخت است؟

کسانی که درگیر یک رابطه مسموم هستند بسیار پیش می‌آید که در صحبت با نزدیکانشان با این پرسش روبرو شوند: ” اگر رابطه‌تان به آن سختی است که می‌گویی خب چرا تمامش نمی‌کنی؟ “

باید توجه داشته باشیم که ما در مدت زمان حضور در یک رابطه به شکل‌های مختلفی درگیر می‌شویم و قطع کردن یکباره تمام بند‌هایی که در طول سال‌ها ساخته شده است، بسیار سخت و دردناک است.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

۶ دلیلی که در ادامه مرور می‌کنیم رایج‌ترین دلایل ادامه دادن یک رابطه آسیب زننده و مسموم است.

ترس: در روابط مسمومی که شامل آزار و سوءاستفاده و خشونت می‌شود، ترس نقش مهمی در پایان نیافتن رابطه دارد. در این شکل روابط عموما یک فرد تلاش می‌کند طرف مقابل را تحت کنترل خود در بیاورد و در این راه از انواع تهدید‌ها استفاده می‌کند.

فرزند: برای زوج‌هایی که صاحب فرزند هستند فرآیند جدا شدن و خروج از رابطه سخت و پیجیده می‌شود. بسیار پیش می‌آید که در چنین روابطی افراد به دلیل نگرانی از تاثیر جدایی بر روحیات و شخصیت فرزند و البته پیچیدگی حضانت قانونی قید جدایی را می‌زنند و اصطلاحا می‌سوزند و می‌سازند.

عشق: در برخی موارد فرد با وجود تشخیص مسموم بودن رابطه به دلیل داشتن احساس به طرف مقابل به جدایی فکر نمی‌کند.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

مسائل اقتصادی: مسائل اقتصادی به خصوص در روابطی که یکی از طرفین کاملا از نظر مالی وابسته به طرف مقابل است، نقش مهمی در ادامه رابطه بازی می‌کند.

شرم: بسیاری از ما آگاهانه یا ناآگاهانه بخش بزرگی از مشکلات و کمبود‌های رابطه‌مان را برای نزدیکان و خانواده و دوستان آشکار نمی‌کنیم و در نتیجه همین رفتار و به مرور زمان چنان تصویر بی‌نقصی برای اطرافیانمان می‌سازیم که تخریب آن تصویر در زمان جدایی ما را خجالت‌زده می‌کند. دقیقا به همین دلیل بسیاری از افراد به دلیل شرم از در میان گذاشتن حقیقت ماجرا با نزدیکان به سراغ الکل و مواد مخدر می‌روند.

وابستگی: فراموش نکنید که حتی زندگی کنار یک فرد سوءاستفاده‌گر هم برای شما انواع و اقسام وابستگی‌ها را در پی خواهد داشت و برای بسیاری از ما زندگی بدون کسانی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم سخت یا غیرممکن است.

۶ قدم برای پایان یک رابطه مسموم

پایان دادن به یک رابطه بد می‌تواند بسیار سخت و پیچیده شود. توجه به این نکات می‌تواند این پروسه پیچیده و ناخوشایند را قابل تحمل‌تر کند.

داشتن برنامه: اگر در فکر پایان دادن به یک رابطه مسموم هستید اولین قدم داشتن برنامه برای روند جدایی است. باید خیلی پیش از جدایی جواب قطعی سوالات واضحی مانند محل زندگی بعد از جدایی را بدانید. تمام کردن یک رابطه به خودی خود کاری سخت و ناخوشایند است، اما اگر با عجله و بدون فکر و برنامه انجامش دهید می‌تواند به یک فاجعه تبدیل شود.

داشتن هدفی به نام استقلال: اگر شاغل نیستید و همچنین فکر می‌کنید به تنهایی توانایی مدیریت زندگی را ندارید الان وقت یاد گرفتن است. حتی پیش از جدایی می‌توانید آموزش‌ها و مدارک لازم برای داشتن درآمد را کسب کنید. اگر از نظر مالی وابسته به شریک زندگیتان هستید یادتان باشد راهِ رهاییِ شما از استقلال مالی می‌گذرد.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

کسی را در جریان بگذارید: رازداری دیگر کافیست. دست‌کم به یک از اعضای خانواده یا دوستانتان اعتماد کنید و تمام روند جدایی را با او در میان بگذارید. چنین فردی می‌تواند بدون احساساتی که شما درگیرش هستید به شما مشورت دهد و در مواقع نیاز می‌توانید به او تکیه کنید. هم‌چنین در هر کدام از مراحل جدایی اگر مورد تهدید واقع شدید حتما در مورد این تهدید با دیگران حرف بزنید در صورت نیاز با پلیس مشورت کنید.

کمک گرفتن از متخصص: جدایی از شریک زندگی و پایان دادن به یک رابطه مسموم زمان و انرژی زیادی خواهد برد، اما با مراجعه به متخصص می‌توانید آسیب را کاهش دهید. صحبت با روان‌شناس می‌تواند بخش بزرگی از آسیب‌های احساسی را دفع کند و به شما کمک خواهد کرد با نگاهی واقع‌بینانه به اهدافی که از جدایی دارید، برسید. مشورت با یک وکیل هم می‌تواند روند قانونی قضیه را برای شما آسان کند.

۶ قدم برای ترک یک رابطه مسموم

قطع کامل مکالمه: اگر از مسموم بودن رابطه مطمئنید و تصمیم قطعی به جدایی گرفته‌اید، مکالمه با شریک زندگیتان را کنار بگذارید. طرف مقابل ممکن است از راه‌های متفاوتی مانند باج‌گیری احساسی سعی کند شما را به ادامه رابطه راضی کند و به همین دلیل بهتر است هرگونه راه ارتباطی با او را قطع کنید. اگر به دلیل وجود فرزند مجبورید که به ارتباط ادامه دهید یادتان باشد که فقط درباره فرزندان با او حرف بزنید نه هیچ چیز دیگر.

عجله نکنید:حضور طولانی در یک رابطه مسموم از راه‌های مختلفی روی شخصیت شما تاثیر خواهد گذاشت (مانند کم شدن اعتماد بنفس یا آسیب دیدن سلامت روانی) و این تاثیر حتی بعد از جدایی هم ادامه خواهد داشت. عجله نداشته باشید. به هیچ وجه بلافاصله پس از پایان دادن به یک رابطه مسموم، رابطه دیگری را آغاز نکنید. سراغ سرگرمی‌هایتان بروید و بدون عجله به جسم و روانتان فرصت دهید تا سلامتشان را به دست بیاورند.