خراسان/ می دانید چطور در قلب فرزند نوجوان خود نفوذ کنید؟

سایتی برای نی نی ها و مامانا
خراسان/ می دانید چطور در قلب فرزند نوجوان خود نفوذ کنید؟

خراسان/ ترس از پیری یکی از رایج ترین مسائلی است که برای افرادی که وارد سالمندی میشوند به وجود میآید
بیشترین چیزی که ترس از پیری را قوت میبخشد، وحشت از تنهایی است. افراد میپندارند در دوران پیری تنها خواهند ماند و در این شرایط ممکن است پایان عمر سختی را برای خود متصور شوند. معمولا زنان ترس از دست دادن زیبایی و تناسب اندام را بیشتر از مردان احساس میکنند. به خصوص مشکلات و مسائلی که به خاطر یائسگی و زایمان در زنان ایجاد میشود، میتواند تقویت کننده گراسکوفوبیا باشد.
علت
گراسکوفوبیا میتواند از مشکلات روحی یا جسمانی نشئت بگیرد. بسیاری از افراد که زمینه استرس و اضطراب بالایی دارند ممکن است دچار گراسکوفوبیا شوند. همچنین مشکلات ناشی از بهداشت جسمانی مثل تیروئید و نارسایی های هورمونی میتواند زمینهساز ترس از پیری باشد. معمولا فرد در سنین پایینتر با دوران سالمندی و ناتوانی افراد دیگر روبهرو میشود و شاهد مرگ عزیزان خود است. تمام این عوامل میتوانند در ذهن وی نقش ببندند و زمینه ساز ترس از پیری در سالمندی شوند.
روش های پیشگیری
مهمترین مسئله در داشتن جسم و روح سالم، سبک زندگی صحیح شامل تغذیه مناسب و تحرک کافی است. این افراد کمتر دچار استرس و اضطراب میشوند و تا حد خوبی از گراسکوفوبیا جلوگیری میشود. همچنین داشتن آگاهی کافی در خصوص دوران پیری و روند پیرشدن، یک عامل پیشگیری است. یکی از مهمترین دلایل گراسکوفوبیا احساس تنهایی است. برای جلوگیری از این احساس میتوانید با آدم های مختلف و مناسبی معاشرت داشته باشید تا زمان کمتری احساس تنهایی کنید. هر فرد خصوصا در دوران سالمندی خود دارایی های معنوی زیادی دارد. باید سعی کنید به این داراییها اهمیت بیشتری دهید تا حسهای منفی، کمتر به سراغ شما بیایند.
درمانها
روان شناسان پیشنهاد میکنند فرد به آراستگی ظاهرش بیشتر برسد تا کمتر احساس پیری و پژمردگی کند. همچنین یکی از بهترین کارها ورزش کردن یا داشتن تناسب اندام است که میتواند تاثیر بسیار زیادی در سالم ماندن او داشته باشد. به منظور کاهش استرس و اضطراب، مدیتیشن و یوگا میتواند نقش بسزایی داشته باشد. مراجعه به روان درمانگران و
روان شناسان مجرب هم درمان دیگری است که با ریشهیابی صحیح این ترس میتوانند مشکلات فرد را به خوبی شناسایی و برحسب وضعیت وی راهکار مناسبی ارائه کنند. گاهی فرد نیاز به مصرف دارو دارد تا بتواند وضعیت خود را مدیریت کند. مهمترین مسئله درک صحیح فرد از روند پیری است.
منبع: زیمد
خراسان/ به بهانه روز ازدواج از این گفتیم که در جلسه آشنایی باید به چه چیزهایی دقت کرد و چه چیزهایی را سنجید
اولین روز از ماه ذی الحجه، سالروز ازدواج مبارک حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) است که در تقویم به عنوان روز ازدواج نام گذاری شده است. اولین قدم برای داشتن یک ازدواج موفق، شناخت طرف مقابل در جلسات خواستگاری است. خیلی از افراد، چه آنها که ازدواج کرده و جلسات خواستگاری را پشت سر گذاشته اند و چه آنها که هنوز در مرحله تجربه این جلسات حساس هستند، از آن به عنوان جلساتی دلهرهآور یاد میکنند. اما چرا دلهرهآور؟ چون افراد و به خصوص دخترها و پسرها در این جلسات تحت ارزیابی و مشاهده دقیق طرف مقابل شان قرار میگیرند که همین موضوع تجربه استرسآوری برای انسان هاست. اما به راستی در این جلسات به چه چیزی باید دقت و چه چیزی را باید ارزیابی کرد؟ طرف مقابل مان باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا برای آشنایی بیشتر، برنامه ریزی جلسات بعدی خواستگاری را انجام دهیم؟

تماس مادرها برای خواستگاری، حاوی منابع اطلاعاتی است
از اولین تلفنی که معمولا بین مادرها رد و بدل میشود تا وقتی کار به ملاقات حضوری میرسد، همه این روال حاوی منابع اطلاعاتی است که باید یافته هایش را با دقت و هوشیارانه بررسی کرد. وقتی تماس تلفنی برقرار میشود، این که طرف مقابل خواستار چه اطلاعاتی است و چه اطلاعاتی از خود میدهد، میتواند به شما در به دست آوردن یک نمای کلی از خانواده مدنظر، اطلاعات بسیار خوب و قابل اعتمادی بدهد. آیا خانواده طرف مقابل صرفا روی ملاک های ظاهری تاکید میکند؟ به طور مثال، میگوید: «پسرم خیلی خوش تیپ است! قد فرزند شما چند است؟» گرچه تناسب ظاهری در ازدواج بسیار مهم است اما اگر تنها ملاک باشد، خطرناک است. آیا خانواده طرف مقابل صرفا روی مسائل مالی تاکید میکند؟ آیا تاکید صرفا روی تحصیلات است؟ لازم است یک بار دیگر تاکید کنم که گرچه همه این عوامل در مجموع عوامل مهمی محسوب میشوند اما تاکید صرف روی یکی از آنها نشانه خوبی نیست. ازدواج هایی که بر اساس یک عامل شکل گرفته است، بیشتر در معرض فروپاشی قرار دارد و تاکید زیاد روی تنها یک فاکتور نشانه انسان های پخته و خانواده های کامل نیست.
ملاک هایی که باید در اولین جلسه بررسی شود
اما درباره صحبت های مطرح شده در جلسات اول خواستگاری، بهتر است که ابتدا ملاک های اولیه در فرد مد نظر چک شود. ملاک های اولیه عبارتند از: ظاهر، تحصیلات، شغل، وضعیت مالی، فرهنگی و خانوادگی طرف مقابل. اگر در هرکدام از این موارد که قبلا بر اساس اولویت های شما مرتب شده است، فرد 50درصد آن ملاک را داشته باشد برای جلسات بیشتر جلو بروید. بدیهی است که اگر در دو یا سه ملاک اصلی شما، طرف مقابل زیر 50درصد بود، ادامه مسیر با این فرد توجیه ندارد. در ضمن چنان چه مسئلهای برای شما بسیار مهم است در حدی که بدون وجود آن شرایط، حاضر به ازدواج نیستید همان جلسه اول بیان کنید.
این اشتباه را مرتکب نشوید
در صورت وجود بیماری خاص که فرد هم اکنون به آن مبتلاست یا در گذشته به آن مبتلا بوده و آثار آن هنوز باقی است یا هر مسئله مهم دیگری که میتواند در تصمیمگیری طرف مقابل اثر جدی بگذارد مانند ازدواج قبلی، تصمیم برای مهاجرت و مانند این ها حتما باید در جلسه اول خواستگاری بیان شود. این تصور که جلو میرویم و فرد را به خود وابسته میکنیم و بعد به او میگوییم، باوری 100 درصد اشتباه است و موجب آسیب رساندن هم به فرد مقابل و هم به خود شما خواهد شد. در نهایت نیاز به گفتن نیست که در امری مانند ازدواج هرگونه نداشتن صداقت موجب آسیب به خود شما هم میشود و خوشبختیتان را در آینده تهدید می کند.
مشاهده در خواستگاری را جدی بگیرید
از دختر و پسرهای دمبخت میخواهم که جلسه اول خواستگاری را بیشتر به مشاهده رفتارهای طرف مقابل اختصاص بدهند. حرف های رد و بدل شده در این جلسه از سطح تعارفات معمول بالاتر نمیرود. انتظار نداریم افراد در اولین ملاقات و آن هم در فضایی که میدانند هر کلمه شان ارزیابی می شود، همه عیوب شخصیتی خود را لو بدهند! این جاست که مشاهده طرف مقابل و رفتارهایش تا حدودی برای تان روشنگر خواهد بود. اگر طرف مقابل تان در اولین جلسه خواستگاری، مدام وسط حرف های تان میپرد، نشانه خوبی نیست. به احتمال زیاد، او با مهارت مذاکره اصولی آشنا نیست و همین موضوع میتواند در آینده برای تان دردسرساز شود. در ضمن باید بررسی کنید که این واکنش، در تایید حرف های شماست یا رد حرف هایتان. همچنین این که چه فردی نزدیک به چه کسی در جلسه خواستگاری نشسته است، میتواند درباره میزان صمیمیت این افراد با هم منبع اطلاعاتی خوبی باشد. نحوه نشستن آنها چطور است؟ آیا خمیده و خجالتی است؟ یا متکبرانه؟ توجه داشته باشید که همه این مشاهدات، به شناخت بیشتر منجر میشود.
نویسنده : نگار مظلوم حسینی | دانشجوی دکترای روان شناسی بالینی
خراسان/ پسری ۱۳ساله هستم. پدرومادرم مدام با هم دعوا میکنند و من از دعواهایشان رنج میبرم. چه کار کنم که کمتر با هم دعوا کنند؟
پاسخ
اگر همواره شاهد دعوای والدین خود هستید، طبیعی است که هیجاناتی همچون غمگینی، ترس، نگرانی، استرس و خشم را تجربه کنید. برخی نوجوانان بهدلیل تلاش برای وساطت و برقراری صلح میان والدین و بینتیجه ماندن تلاشهایشان، احساسات ناخوشایند مضاعفی مثل ناکامی، ناامیدی، عذابوجدان و درماندگی را هم تجربه میکنند. آن چه کنار آمدن با این موقعیت را دشوار میکند، این است که شما کنترل چندانی بر رفتارهای والدینتان ندارید. بهعلاوه چون در سن نوجوانی هستید، ممکن است آنها کمتر به وساطتها و نظراتتان بها دهند. با این حال باید درنظر بگیرید که حتی در صمیمیترین خانوادهها هم میان والدین اختلاف نظراتی وجود دارد. این اختلافات در بسیاری از موارد بهمعنای نبود محبت میان زوج ها یا به پایان خط رسیدن نیست و قابل حل است. اگرچه ممکن است برای برطرف کردن این مشکل، مراجعه والدینتان به زوجدرمانگر ضروری باشد، توصیههای زیر کمک میکند با این موقعیت بهتر کنار بیایید.
مرزهای معین | بهیاد داشتهباشید که شما مسئول تعارضات والدینتان نیستید و حلوفصل کردن این تعارضات برعهده شما نیست. اگر والدینتان سعی میکنند شما را وارد دعوا کنند یا قاضی اختلاف خود قرار دهند، صادقانه بگویید که نمیخواهید وارد دعوا شوید و از هیچیک از آنها جانبداری نکنید. همچنین باید بدانید که شما در بروز این اختلافات، مقصر نیستید و اگر تلاشهایتان برای برطرف کردن مشاجرات بینتیجه ماندهاست، نشانه ناتوانی شما نیست. والدینتان ممکن است به جلسات زوجدرمانی منظمی نیاز داشتهباشند تا بتوانند به گونهای موثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. بنابراین ناکام ماندن تلاشهای شما برای بهبود رابطه آنها چیزی نیست که خود را بهخاطرش سرزنش کنید.
مکان امن | ارائه راهحل برای برطرف کردن مشکل والدینتان در توان یا جزئی از مسئولیتهای شما نیست. از اینرو حداقل کار ممکن این است که امنیت هیجانی خود را حفظ کنید. اگر میتوانید به اتاق یا مکان امنی بروید مثلا خانه مادربزرگ یا کتابخانه محل زندگیتان تا کمتر شاهد مشاجرات باشید. خود را با گوش دادن به موسیقی و تماشای فیلم سرگرم کنید. مشاجره حتی میان زوجهایی که روابط خوبی دارند، طبیعی است و بسیاری از اوقات این دعواها فروکش میکنند. بنابراین شاید لازم باشد تا زمانی که شرایط قدری به حالت عادی بازگردد، فقط از موقعیت دور باشید.
تابآوری | تابآوری بهمعنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و پاسخ انعطافپذیر به فشارهای زندگی است. افراد تابآور در شرایط دشوار بهجای فاجعهانگاری درباره مشکل به خود و توانمندیهایشان بیشتر توجه میکنند، هیجاناتشان را میشناسند و مثبتاندیشیشان را حفظ میکنند. تابآوری نوعی ویژگی است که میتواند با آموزش و تمرین، ارتقا یابد. بهبود عزتنفس، گسترش روابط اجتماعی سالم و حمایتکننده، مراقبت از خود و خلق هیجانات مثبت برای خود، به افزایش تابآوری کمک میکند. اگر هرروز زمانی را به خودمراقبتی، انجام فعالیتهای لذتبخش، ورزش، استفاده از فنون کاهش استرس و ایجاد هیجانات مثبت اختصاص دهید، تابآوریتان افزایش مییابد و بهتر میتوانید با شرایط دشوار کنار بیایید.
گفت وگو | برخی والدین هرگز متوجه اثرات سوء رفتارهای خود بر فرزندانشان نیستند. سعی کنید زمانی که روابط والدینتان بایکدیگر مساعد و اوضاع خانواده آرام است، با آنها صحبت کنید و از نگرانیها و احساسات منفی خود بگویید. اگر سعی کردند یکدیگر را متهم کنند، با آرامش اما قاطعانه بگویید که فقط میخواهید درباره خود و احساساتتان حرف بزنید و قصد ندارید مقصر اختلافات را پیدا کنید. آسیبهای رفتارهایشان را برایشان شرح دهید، از آنها درخواست کنید مشاجراتشان را در خلوت حلوفصل کنند و اگر نمیتوانند، به زوجدرمانگر مراجعه کنند.
نویسنده : انسیه برزویی|روان شناس بالینی
خراسان/ شادی بادوام چیزی است که خیلی از ما به دنبال آن هستیم؛ رویایی در سر داریم که فکر میکنیم اگر به آن برسیم، برای همیشه یک شادی با دوام خواهیم داشت. اشتباه ما این است که خوشحالی را در پدیدههای بیرونی جستوجو میکنیم؛ در حالی که رضایت از خود سهم زیادی در این احساس دارد. در این مطلب میخواهیم کمی عمیقتر به موضوع شادی بپردازیم و ببینیم آیا شادی که به دنبال یک اتفاق یا مجموعه شرایط به دست میآوریم بادوام، پایدار و همیشگی است؟ اگر نیست چه باید کرد؟
عادت همیشه در تکرار است
40 سال پیش روی آدمهایی که در قرعهکشی برنده شدند و کسانی که بر اثر حادثه یا تصادف عضوی از بدنشان را از دست دادند یک تحقیق گسترده انجام شد. نتیجه تحقیق این را نشان میداد که برندگان بعد از یک دوره کوتاه شادی، برمیگردند به همان روحیه و خلق و خوی همیشگی و سطح شادی و رضایت از زندگی آنها پایین میآید و میرسد به همان جایی که همیشه بود. از آن طرف هم سطح ناامیدی کسانی که تصادف کردند ثابت نمیماند و بعد از یک دوره افسردگی و بدحالی، سطح رضایت از زندگی برمیگردد به دوره پیش از تصادف. بنابراین عامل بیرونی هر قدر هم مهم و بزرگ باشد، به سختی میتواند عادتهای ما را تغییر دهد و از ما انسان دیگری بسازد. به همین دلیل است که آدمها به دنبال این هستند که رضایت از خود را تبدیل به برنامه ثابت زندگی کنند و تمایل به دانستن چیزهایی دارند که به آنها بگوید چگونه این کار میسر میشود؟
اصول مواجهه با فکرهای منفی
روند تکامل و میل به بقا باعث شده که توجه ما به تجربیات بد بیشتر از تجربیات خوب باشد. اما چطور میشود این را مهار و کاری کرد که کل ذهن به تسخیر افکار منفی درنیاید؟ چطور میشود با فکرهای منفی مواجه شد و سطح شادی را در زندگی روزمره بیشتر کرد تا تبدیل به عادت شود؟ چند توصیه در این باره وجود دارد:
فرار نکنید| وقتی گرفتار فکرهای منفی میشویم، بهتر است از آنها فرار نکنیم چون این مقاومت اتفاقا باعث میشود که بیشتر درگیر باشیم. کاری که میتوانیم انجام بدهیم این است که نگرانیهایمان را به زبان بیاوریم تا از چیزهای درهم و مبهم تبدیل به چیزهای قابل بیان و واقعی بشوند.
دوست خودتان باشید| توصیه بعدی این که با خودمان مثل یک دوست رفتار کنیم. وقتی به خودمان حس منفی داریم، بپرسیم اگر دوستی چنین حسی درباره خودش داشت به او چه توصیهای میکردیم؟ سعی کنیم آن توصیه را برای خودمان به کار بگیریم.
کنترل تنفس| مطالعات نشان داده روشهای تنفسی میتوانند به کاهش علایم مرتبط با اضطراب، بیخوابی، اختلال استرس بعد از حادثه، افسردگی و اختلال کمبود توجه کمک کنند.
حرکت کنید| وقتی از جا بلند میشویم و حرکت میکنیم حال ما بهتر از زمانی است که بیحرکت نشسته ایم. یک مطالعه روی کاربران تلفن همراه نشان داده است، آدمها وقتی راه میروند بیشتر از وقتی که نشسته اند یا دراز کشیده هستند، احساس خوشبختی دارند. لازم نیست برای راه رفتن برنامهریزی بکنیم بلکه یک پیادهروی آرام باعث میشود روحیه بهتری پیدا کنیم. البته نکته مبهم این است که نمیدانیم آیا حرکت کردن باعث خوشحالی میشود یا این افراد خوشحال هستند که بیشتر حرکت میکنند؟
در تهیه این مطلب از «بی پلاس» کمک گرفته شده است
نویسنده : مارال مرادی | روزنامه نگار
خراسان/ کاهش 40 درصدی آمار ازدواج در دهه 90 دلایل بسیاری دارد که یکی از آنها افزایش ترس بیمارگونه بعضی جوانان از متاهلشدن است
طبق آمارهای رسمی، میزان ازدواجها در سال ۸۹ حدود ۸۹۰ هزار بوده که در سال 1399 به کمتر از 530 هزار مورد رسیده است. در همین بین، مدیرکل جمعیتخانواده وزارت بهداشت گفته: «میزان ازدواج در کشور از سال ۸۹ تاکنون ۴۰ درصد کم شده و این زنگ خطری است که آینده کشور را در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی به مخاطره میاندازد.»(منبع خبر: بیا نی نی). واضح است که دلایل بسیاری باعث این کاهش آمار شده اما یکی از مسائلی که در چند سال اخیر جوانان به اصرار خانواده و به ناچار برای درمانش به مشاوران مراجعه میکنند و این مشکل رایجتر از گذشته شده است، پدیده گاموفوبیاست، ترسی بیمارگونه از متاهلشدن. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

فوبیا فراتر از تنفر است
«فوبیا» به تنهایی و به طور کلی، ترسی بیمارگونه و کنترلناپذیر تعریف میشود. ترس مرتبط با فوبیا حسی فراتر از احساس تنفر یا ناراحتی است. مبتلایان به فوبیا ممکن است تشخیص دهند که ترس آنها بیش از حد و غیرمنطقی است اما اغلب از مدیریت دلهره خود احساس ناتوانی دارند در حدی که دچار پریشانی و اضطراب روانی و فیزیکی مثل تپش قلب، لرزش، تعریق و … میشوند . افراد زیادی با فوبیاهای مختلف به مراکز درمانی مراجعه میکنند که در بین آنان جوانانی هستند که با ترسی غیرواقعی از پیمان بستن، ترس از تعهد دادن و پذیرا شدن و همچنین باقی ماندن در یک رابطه ثابت و صادقانه در کنار شخص دیگر برای همیشه دستوپنجه نرم میکنند که از اصطلاح گاموفوبیا برای مشخص کردن این ترسها از لحاظ علمی و روانشناسی استفاده میشود.
ترسی غیرمنطقی اما رایج
فردی که طی دوران مجردی در نیمه راه پیشرفت است و برنامههای زیادی برای آیندهاش دارد از هر تغییری مانند ازدواج میترسد که معمولا در گاموفوبیا این ترس غیرمنطقی و بیش از حد گزارش میشود، در حالی که ازدواج به انسان ارزش و اعتباری جدید میدهد. از این رو میتوان گفت هیچ فردی با ازدواج دچار ورشکستگی عاطفی، شخصیتی یا معنوی نمیشود بلکه فقط ارزشها و داشته هایش تغییر میکند. واقعیت این است که همه ما به یک اندازه در معرض شکست قرار داریم مگر این که در هر انتخابی به ویژه شریک زندگی منطق را در نظر بگیریم، نه فقط هیجانات و احساسات خود را. ما معمولا تصور میکنیم که ارزشمندترین دستاوردهای ما طی تجربیات متعدد به دست آمده ولی با کمک متخصص و مشاور میآموزیم ارزشمندترین دستاوردها به واسطه رویکردهای مناسب به دست میآید، البته تجربه هم گرهگشاست.
علل ترس از ازدواج یا تعهد یا گاموفوبیا
احساسِ نداشتن امنیتشخصی| فرد، ازدواج برایش سخت است چرا که فکر میکند با ازدواج کردن همه مسائل شخصی، مالی و اجتماعی را باید به اشتراک بگذارد.
ترس از حوادث ناگوار مربوط به ازدواج| در بعضی از موارد گاموفوبیا با یک خاطره ناراحتکننده و ناخواسته در افراد بروز می کند. حوادثی مانند در دوران کودکی هدف سوء استفاده قرار گرفتن یا طلاق والدین یا نزاع بین پدر و مادر یا دیگر زوجهای متاهل، شکست یا تجربه دیدن روابط فرازناشویی در ازدواج قبلی که باعث می شود فرد دیگر نه تنها به ازدواج فکر نکند بلکه در صورت فکر کردن به شدت احساس ترس در او پدیدار شود.
باورهای رایج و غلط درباره ازدواج| بعضی افراد فکر میکنند با شروع زندگی مشترک، تمام ارتباطاتهایشان با دیگران، نزدیکان و دوستان تحتتاثیر قرار میگیرد و به عبارت دیگر، باید به طور کامل قطع شود.
افسردگی| در شرایطی که فرد دچار افسردگی است، ترس ازمسئولیت، تعهد و ازدواج در او افزونتر خواهد شد. در چنین مواقعی معمولا تصویر ضعیف از خود و نبود اعتماد به نفس در فرد به وجود میآید که در پس آن با پدیده گاموفوبیا مواجه خواهد شد.
چگونگی مقابله با گاموفوبیا
گاموفوبیا یک اختلال و مشکل بسیار جدی است که فرد را به انزوا و تنهایی میکشاند. این افراد بیمیل به ازدواج نیستند اما به شدت از قرار گرفتن و تعهد در روابط میترسند و این ترس آسیب بزرگ و جبرانناپذیری طی زندگی همراه خواهد داشت. در چنین شرایطی فرد به کمک متخصص مشاور باید راههای چگونگی مقابله با گاموفوبیا را آموزش ببیند.
داشتن انتظارات منطقی از ازدواج| آگاه شوید چه انتظاراتی از رابطه زنوشوهری و ازدواج دارید. سطح انتظارات، توقعات، اهداف و همچنین میزان توانمندیهای خود را مشخص کنید.
آگاهی از ترسهای ذهنی| دلایلی را که باعث میشود وارد رابطه و ازدواج نشوید بررسی کنید و باید بدانید که وجود ترسهایی همچون از دست دادن آزادی، پذیرفته نشدن و تغییر کاملا منطقی و طبیعی است. چنان چه از وجود آنها آگاه شوید، میتوانید با فائق آمدن بر آن و برنامهریزی کردن به دیدگاههای روشنتری برسید.
استفاده از تجربیات زوجهای موفق| از تجربیات زوجهای موفقی که در ارتباط سالمی حضور دارند، استفاده کنید چرا که آنها یکدیگر را تشویق میکنند تا در جامعه قدرت عملکرد و توانایی شان را بالا ببرند و به نوعی به یکدیگر کمک میکنند تا با همراهی هم، سختیهای زندگی را کمتر کنند.
کلید طلایی برای درمان گاموفوبیا
از مهم ترین مولفههایی که در فرایند درمان حائز اهمیت است، خانواده درمانی است. به این صورت که خانواده فرد ، آگاه به شرایط فرد گاموفوبیک می شوند و با برگزاری منظم جلسات مشاوره، فرد تحت حمایت خانواده قرار میگیرد که در این صورت انگیزه برای درمان بالا میرود که کلید طلایی برای موفقیت در درمان خواهد بود. درمانهایی از جمله دارو درمانی، مواجههدرمانی و درمانهای رفتاری شناختی هم برای افرادی که دچار ترس بیش از حد یا غیرمنطقی از ازدواج هستند به کار میرود. در پایان شایان ذکر است که ترس از تعهد یا گاموفوبیا یک نوع تشویش غیرواقعی و واهی است که فرد پس از درمان متوجه میشود مزایایی که پس از ازدواج به دست میآید، خیلی بیشتر از چیزهایی است که فکر میکرده از دست خواهد داد.
نویسنده : زینب سادات ابنالرضا | کارشناسارشد روانشناسی
خراسان/ پسری 24 سالهام. واقعا داغونم چون از کودکی به من میگفتند که تو کمهوش و حواسپرت هستی. به همین علت اعتماد به نفس بسیار پایینی دارم. از جمعهای دوستانه فراری هستم، نمیتوانم سر کار بروم و … . راهنمایی کنید.
پاسخ
مخاطب گرامی، دو بخش اساسی و مهم شخصیت انسان، اعتمادبهنفس و عزتنفس است. به نظر میرسد همانطور که در پیامکتان اشاره کردهاید، اعتماد به نفس پایین مسئله شماست که پیامدهایی همچون کنارهگیری و فرار از جمعهای دوستانه، ترس از حضور در محیطهای کاری، ناتوانی در ارتباط با دیگران و … را برای شما ایجاد کرده است. در ادامه راهکارهایی برای افزایش اعتمادبهنفس و عزت نفس بیان میشود و یک توصیه هم به والدین داریم.
به نقاط مثبت خود فکرکنید
البته ممکن است با حجمزیادی از احساسات منفی که هم اکنون تجربه میکنید، اولین گزینهای که به ذهن شما در این باره بیاید این باشد که «من جنبه مثبتی ندارم». دقت کنید این یک باور منفی اشتباه است که به دلیل عزتنفس و اعتمادبهنفس پایین در شما شکل گرفته است. بنابراین ذهن شما به جنبههای مثبت خود یا شرایط، امکانات، ویژگیهای مثبت و … اهمیتی نمیدهد و آنها را نادیده میگیرد. بنابراین سعی کنید در یک برگه ویژگیهای مثبتی را که دارید، فهرست کنید. در این باره توصیه میشود از دوستان، خانواده و افرادی که شما را میشناسند، کمک بگیرید. از آنها بپرسید به نظرشان چه ویژگیهای مثبتی دارید؟ هر روز به این فهرست نگاهی بیندازید، به مرور متوجه تغییراتی در خود خواهید شد.
باید استعدادهای تان را کشف کنید
حتما برای حل این مشکل از یک مشاور تحصیلیشغلی کمک بگیرید. این که استعداد و توانایی خود را پیدا کنید، مهمترین تکلیف و وظیفه شما در این دوره سنی است. با کمک مشاور تحصیلی،شغلی میتوانید توانمندیها و استعدادهای خود را کشف کنید و آینده تحصیلی شغلی مناسبی را برای خود رقم بزنید.
مهارتهای اجتماعی خود را بهبود ببخشید
با دوستان سالم و هدفمند در ارتباط باشید. از تنهایی اجتناب و با افراد فعال، اجتماعی، سالم و مثبتنگر معاشرت کنید. افرادی که مدام از زندگی و شرایط موجود شکایت میکنند، افراد مناسبی برای هم صحبتی نیستند و این افراد احساس ناامیدی شما را مضاعف میکنند. مخاطبگرامی، فرایند خودسازی و رشد شخصیت مسیری پر چالش و نیازمند همراهی فردی آگاه و متخصص است. حتما به روان شناس مراجعه کنید تا با کمک حرفهای مسیر تغییر و بهبود زندگی تان هموارتر شود.
سخنی مهم با والدین
دوران کودکی و نوجوانی در شکلگیری اعتمادبهنفس، نقشی اساسی و بنیادین دارد اما متاسفانه به دلیل روشهای معیوب فرزندپروری و ناآگاهی، والدین آسیبهای ناخواسته و جبرانناپذیری به ساختار شخصیت فرزندان دلبند خود وارد میکنند. پایههای اصلی اعتماد بهنفس و عزتنفس در دوران کودکی و توسط والدین و اطرافیان شکل میگیرد. اگر کودک در خانوادهای رشد کند که دایم در حال تحقیر او هستند، یاد میگیرد که نمیتواند به خود و توانمندیهایش اعتماد کند و نقطهمقابل آن این است که اگر کودک در خانواده به میزان مناسب تشویق و تایید دریافت کند، میآموزد که خود را دوست داشته باشد و به خود احترام بگذارد و به خودش وتوانمندیهایش اعتماد کند. پدر و مادرها آگاه باشید که فرزندتان را در کودکی و نوجوانی تحقیر و سرزنش نکنید وگرنه تا آخر عمر باید دنبال عزت نفسشان بدوید.
نویسنده : سارا هجری |کارشناس ارشد روانشناسی
خراسان/ در زندگی روزمره موقعیتهای تنشزای زیادی وجود دارد که وقتی نوجوان شما در سن بلوغ است با آن مواجه میشوید؛ در این شرایط باید کنترل بهتری روی رفتار و صحبتهای خود داشته باشید. با تکنیکهایی که در ادامه برای شما به عنوان یک مادر که ساعات زیادی از روز را باید با فرزند نوجوان خود بگذرانید آوردهایم، میتوانید شناخت بهتری از شخصیت و رفتار نوجوان داشته باشید و بهتر هم میتوانید با او رفتار کنید.
1- به خودتان نگیرید | بسیاری از رفتارهای نوجوانان که از نظر مادرها چالشبرانگیز است بنا به دلایلِ روند رشد آن ها صورت میگیرد. اگر فقط به یاد بیاورید که فرزندتان مراحل نشستن، چهاردستوپا راه رفتن و سپس راه رفتن را به ترتیب طی کرد، آنوقت متوجه میشوید که همین فرایند در دوره نوجوانی هم طی میشود تا نوجوان استقلال پیدا کند. تنها تفاوتش این است که این مراحل در داخلِ مغز نوجوان رخ میدهد، یعنی جایی که شما نمیتوانید ببینید و ضمناً [برخلاف دوران کودکی]به نظر بانمک نمیآید. هرقدر که رفتارهای آنها کلافهکننده است، باید به عنوان مادر این را به خاطر داشته باشید که هدف از سالهای نوجوانی این نیست که نوجوان برای شما مشکل ایجاد کند بلکه هدف آن است که فرزند شما به بزرگ سالی مستقل با مهارتهای ضروری تبدیل شود تا بتواند به تنهایی راه خود را در جهان پیدا کند.
2- حالت چهرهتان را کنترل کنید | ممکن است وقتی نوجوانتان به خانه بازمیگردد، ذهن شما در جای دیگری مثلا باقی ماندن بقیه کارهای خانه باشد و به همین واسطه حالت چهرهتان عبوس و درهمرفته باشد. اما حتی اگر چنین باشد، نوجوان شما ممکن است شما را متهم کند که وقتی با شما صحبت میکند شما «عجیب» نگاه میکنید و از این که او دارد با شما صحبت میکند، خوشحال نیستید. این رفتار به این علت است که تحقیقات نشان داده نوجوانان حتی بیحالتترین حالات چهره را تفسیر میکنند و آن را به عنوان نشانهای از تأیید نشدن ِخود توسط دیگران برداشت میکنند؛ بنابراین هر قدر مشکل باشد، سعی کنید در مقابل نوجوان خود بیشتر لبخند به لب داشته باشید.
3- تا ۱۰ بشمارید | اگر نوجوان شما این هفته سرتان داد کشید، علت اش آن است که مغزش در وضعیتِ ابتداییِ «گریز یا جنگ» است. اگر شما هم بر سرش فریاد بکشید، مانند آن است که روی شعلههای آتش بنزین بریزید. بهجای این کار، دفعه بعدی که فرزندتان شروع به داد و فریاد کرد، تا ۱۰ بشمارید، نفس عمیق بکشید و با آرامش و خونسردی به او بگویید که خوشحال میشوید که به وضعیتِ گفتوگو برگردید.
4- تصمیمگیری نکنید | این که مدام به آنها بگویید چه کار کنند و چه کار نکنند – با توجه به این که همین حالا خودشان میدانند چه کاری غلط و چه کاری درست است – فقط باعث میشود آنها مخالف حرفهای شما عمل کنند، آن هم به این دلیل که میخواهند استقلال خود را حفظ کنند. بنابراین، این بار که بنا بود تصمیمی بگیرند ضمن ارائه مشاوره فقط به آنها بگویید: «تصمیم با توست.» این کار نه تنها آنها را به چالش دعوت میکند بلکه تجربههایی که کسب میکنند بسیار ارزشمند است.منتها حواستان به عملکرد او از دور باشد.
در تهیه این مطلب از سایت «فرادید» کمک گرفتهشدهاست
نویسنده : مارال مرادی | روزنامهنگار
خراسان/ دلایل غیر بیولوژیک ایجاد افسردگی در افراد

خراسان/ 28 ساله ام و 4 سال است که ازدواج کرده ام. قبل از ازدواج بسیار خنده رو، آرام و شاد بودم ولی از وقتی ازدواج کردم عصبی شدم چون همسرم و خانواده اش عصبی هستند. چه کنم؟
پاسخ
با سلام خدمت شما خواهر یا برادر گرامی. درباره عصبانیت ابتدا باید آن را به درستی تعریف کنیم. روانشناسان عصبانیت را حالتی احساسی بیان می کنند که از ناراحتی خفیف تا خشم شدید را در بر می گیرد و با تغییرات فیزیولوژیکی و جسمانی مانند افزایش ضربان قلب و فشار خون همراه است. عصبانیت می تواند به دلایل بسیاری به وجود بیاید که در افراد مختلف متفاوت است از جمله آن ها می تواند قرار گرفتن در محیط پر تنش باشد یا احساس ناکامی، خود کم بینی و عدم اعتماد به نفس یا یادگیری از افراد عصبانی و الگوبرداری از آن ها. اما به هر دلیل که این عصبانیت اتفاق افتاده باشد می توان با روش هایی که در ادامه نقل می کنیم آن را کنترل کرد و از میزان آن کاست.

در زمان عصبانیت عاقلانه عمل کنید
در هنگام عصبانیت قبل از هر اقدامی باید به خود فرصت فکر کردن درباره علت عصبانیت را بدهید که چرا شما عصبانی شده اید و علت عصبانیت شما چه چیزی است. این فرصت فکر کردن به شما اجازه می دهد که از روش های سالم برای ابراز عصبانیت خود استفاده کنید.
کینه ورزی را کنار بگذارید
یکی از دلایل عصبانیت از دیگران به خاطر اتفاقات و رویدادهایی است که در گذشته رخ داده است و با کوچک ترین جرقه ای دوباره روشن می شود و ناشی از کینه ورزی و تنفر است. یکی از بهترین اتفاقاتی که در این زمینه می تواند به کنترل عصبانیت شما کمک کند بخشش دیگران و مقصر ندانستن آن ها در اتفاقات است.
جراتمندانه رفتار کنید
در این زمینه شما باید ابتدا بتوانید حق و حقوق خود را به درستی تشخیص دهید که شامل حقوق شخصی و اجتماعی می شود و از دیگران بخواهید طوری رفتار کنند که به حقوق شما آسیب وارد نشود.
مهارت ارتباط موثر را بیاموزید
در این مهارت شما باید مشخص کنید چه رفتاری را می خواهید ترویج کنید. چه افرادی را می خواهید تحت تاثیر بگذارید از باورها و عقاید موجود مخاطبان خود اطلاع داشته باشید. درباره این که آنان از کجا ایده ها و اطلاعات خود را می گیرند، فکر کنید. روش های درست ارتباطی را بیابید، پیامی را طراحی کنید که قابل فهم، عملی، خلاصه و مثبت باشد. ایده های خود را با سایر افراد اول امتحان کنید و بعد بازخوردها و نتایج را ارزشیابی کنید. در انتها می توان توصیه کرد برای این که بتوانید دلیل درست تغییر رفتار و احساس خود را پیدا کنید و رفتار درست را انتخاب کنید حتما به یک مشاور و روانشناس مراجعه کنید.