کنترل عصبانیت همسر از راه های دوست‌ داشتنی

کنترل عصبانیت همسر از راه های دوست‌ داشتنی

خراسان/ زن و شوهرهایی که بلوغ عقلانی دارند، تنش را جزو مسائل طبیعی می‌دانند، بنابراین توجه داشته باشید زمانی که مشکلی بین شما و شوهرتان پیش می‌آید، می‌توانید با رفتارهای عقلانی آن را رفع کنید.
مهار عصبانیت همسر با راههای دوستداشتنی اختلاف نظر بین دو نفر طبیعی است. طبیعی‌تر از آن اختلاف نظر میان دو جنس مخالف است. درست است که همسران اغلب به تصور داشتن تفاهم با هم ازدواج می‌کنند ولی این تفاهم به معنای هم عقیده بودن در همه جریانات زندگی نیست.
خیلی وقت‌ها همسران بر سر یک مسأله هر چقدر هم بی‌ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار‌ها و بار‌ها از دست هم عصبانی می‌شوند. گاه این عصبانیت ساعت‌ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می‌شود و‌گاه زود به پایان می‌رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی‌تر گرفتار نشویم.
«خانمی ۲۰ ساله‌ام. ۷ ماه است که ازدواج کرده‌ام. همسرم وقتی عصبانی می‌شود حتما باید چیزی بشکند یا خودش را بزند تا آرام بگیرد. بیشتر زمانی این کار را انجام می‌دهد که من متوجه دروغش می‌شوم یا از او انتقاد می‌کنم. پدرم تعصبی است و اگر از مشکلات ما مطلع شود، مانع ادامه زندگیمان می‌شود، ولی من همسرم را دوست دارم و به هیچ عنوان نمی‌خواهم او را از دست بدهم. چه کنم؟»
دو دلیل می‌تواند مانع آرامش و خوشبختی در زندگی مشترک شود، اول اینکه خود همسران آرام نیستند و شخصیت آرامی ندارند که در این صورت باید به یک روان‌شناس مراجعه کنند و دوم اینکه مهارت‌های همسرداری را نیاموخته‌اند. اما اگر عصبانیت بین شما فاصله انداخته است، مهارت‌هایی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهد شد، می‌تواند به شما در حل مشکلتان کمک کند.

علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید
زمانی‌هایی وجود دارد که ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می‌شوید، بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است. گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است، دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد. بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند. در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند، او آرامش پیدا می‌کند. در حالی که این مسأله نه تنها بهبود پیدا نمی‌کند بلکه اوضاع را بد‌تر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را‌‌ رها نخواهد کرد.

به همسرتان آرامش بدهید
باید سعی کنید با کارهای بزرگ و کوچک به همسرتان آرامش دهید. این رفتار‌ها می‌تواند شامل محبت، توجه، احترام و… باشد. یادتان باشد که همزمان با انجام رفتارهای آرامش دهنده باید رفتارهایی از قبیل توهین، تحقیر، تهدید، فحاشی، سرزنش و… نداشته باشید چرا که این‌ها نقش آرامشگری شما را از بین می‌برند. شاید سر زدن چنین رفتارهای اشتباهی از سمت شما، باعث شده که همسرتان نتواند عصبانیت‌اش را کنترل کند و دست به کارهای غیر منطقی مانند زدن خود و شکستن اشیا می‌کند. عصبانی شدن حق همه انسانهاست اما نه با توهین و تحقیر. هرگاه همسرتان عصبانی شد به او کمک کنید تا احساساتش را بیان کند و سعی کنید شنونده خوبی باشید.

آرام باشید
عصبانیت، غذایش عصبانیت نیست. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را فهمیده‌اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او هستید، سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بد‌تر از پیش خواهد کرد. در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید، حتی اگر حق با شماست، بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.

احساسات همسرتان را در نظر بگیرید
خیلی آرام و بدون پرده به او بگویید «می‌دانم عصبانی هستی». این بیان به فرد عصبانی اطمینان می‌دهد که همسرش درک مناسبی از او داشته و موضوع بزودی حل می‌شود. وقتی همسر بداند هنگام تنش فکری تنها نیست احساس آرامش بیشتری می‌کند.

با همسرتان همدردی کنید
اگر شما هم احساس عصبانیت می‌کنید و از احساس عصبانیت همسرتان ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی‌اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی‌تفاوت است، خشم‌اش بیشتر می‌شود.

برای صلح پیش قدم شوید
وقتی از دلایل عصبانیت همسرتان با خبر شدید و به طور واقع بینانه متوجه شدید شما نیز در این ماجرا مقصر بوده‌اید، برای صلح چند قدم بردارید این قدم‌ها بیانگر این است که خواهان آشتی هستید و بخشی از اشتباهات خود را پذیرفته‌اید. همچنین این امر نشان می‌دهد، قصد دارید مشکل پیش آمده را هر چه سریع‌تر حل کنید. البته در این راه چند قدم واقعی‌تر هم باید بردارید.

از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید
غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از‌‌ همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید. عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف‌های همسرتان گوش فرا دهید. هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید مطمئنا گفت‌و‌گو در آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.

انتقاد کنید، اما اصولی
یکی از مهارت‌های زوجین، تفکر انتقادی است. انتقاد بجا، به موقع و به اندازه می‌تواند به بهبود روابط بین شما و شوهرتان منجر شود. انتقاد سالم را باید در شرایطی که او سرحال و شاداب است، مطرح کنید و ضمن بیان نکات مثبت شخصیتش، نکته مورد نظرتان را هم مطرح کنید. از او بخواهید درباره رفتارش فکر کند و برای بهبودی روابطش با شما، رفتارهای اشتباهش را اصلاح کند و احساسی تصمیم نگیرید.
زن و شوهرهایی که بلوغ عقلانی دارند، تنش را جزو مسائل طبیعی می‌دانند، بنابراین توجه داشته باشید زمانی که مشکلی بین شما و شوهرتان پیش می‌آید، می‌توانید با رفتارهای عقلانی آن را رفع کنید. در ‌‌نهایت مشکل را خودتان حل کنید، زیرا انتقال این مسائل به خانواده ممکن است آسیب‌های زیادی برای شما و آینده زندگی مشترکتان به دنبال داشته باشد.

راهکارهای تشخیص منطقی یا غیر منطقی بودن درخواست های کودکان

راهکارهای تشخیص منطقی یا غیر منطقی بودن درخواست های کودکان

خراسان/ باید فلان وسیله را برای من بخرید، من امروز این ناهار را نمی خواهم و برای من چیز دیگری درست کنید، بعدازظهر باید به فلان پارک برویم و … . این ها گوشه ای از درخواست های کودکان است که دوست دارند به همه آن ها پاسخ مثبت داده شود وگرنه جیغ، گریه، اوقات تلخی و … به راه می اندازند تا به هدف شان برسند. با این حال و در این بین، همیشه یک سوال برای والدین به وجود می آید که کدام درخواست های کودک مان منطقی است و باید به آن ها پاسخ دهیم و کدام هایشان، غیر منطقی است و نباید به آن ها جامه عمل بپوشانیم. حسین سلیمان پور؛ روان شناس تربیتی در ادامه نکات تامل برانگیزی در این زمینه مطرح می کند که خواهید خواند.
خواسته اش منطقی است یا غیرمنطقی؟
در پاسخ به این که «چگونه بفهمیم خواسته کودک مان منطقی است یا غیر منطقی؟»، باید گفت که خواسته های منطقی همان نیازهای طبیعی کودک هستند مانند نیاز به آب، غذا، بازی، محبت، توجه، نوازش و … که باید به موقع، بجا و به اندازه برآورده شوند و اگر از چارچوب اصلی خارج شوند، ارضای بیشتری را طلب می کنند یا اگر بخواهند در زمان و مکانی غیر از زمان و مکان خودشان برآورده شوند، یک خواسته غیر منطقی است که قطعا باید در مقابل آن ها مقاومت کرد.
شباهت چراغ راهنمایی و رانندگی و درخواست‌های کودکان
شاید در این جا، چراغ های راهنمایی و رانندگی مثال خوبی باشد یعنی وقتی خواسته کودک منطقی باشد، به آن عمل می کنیم یعنی چراغ سبز است اما وقتی خواسته اش غیر منطقی است، به هیچ عنوان تسلیم نمی شویم یعنی چراغ قرمز است. در این بین باید مثل پلیس عمل کنیم که قاطعانه حکم را اجرا می کند و به عکس العمل های ما توجهی نمی کند، ما هم به عکس العمل های کودک مثل گریه کردن، توهین کردن و … اعتنا نمی کنیم و تسلیم نمی شویم. واضح است که در این مواقع حق نداریم او را دعوا کنیم، توهین کنیم و …

3 مثال مصداقی
این موضوع را با چند مثال، مصداقی تر توضیح می دهیم.
مثال یک: کودک دوست دارد با او بازی کنید (نیاز منطقی و چراغ سبز)، اما این نیاز تا زمانی منطقی محسوب می شود که در یک فاصله زمانی معین مثلا نیم ساعت، یک ساعت و … (متناسب با توان، انرژی روانی و جسمی شما که همان سطح پذیرش است) انجام شود اما اگر خواسته او برای ادامه بازی خارج از توان شما یا به عبارتی خارج از سطح پذیرش شما باشد، یک خواسته غیر منطقی بوده، پس باید محترمانه ولی قاطعانه به او بگویید: «می دانم دوست داری بازی کنیم ولی من خسته شده ام و نمی توانم ادامه دهم» و در مقابل اصرار، گریه یا نق نق کردن او مقاومت کنید و بگویید: «نه نمی توانم» اما توهین، سرزنش تحقیر، تنبیه و … هیچ جایگاه تربیتی نخواهد داشت.
مثال دو: این که کودک دوست دارد، سر میز غذا برای ماست و خورشت ظرف جداگانه ای داشته باشد، یک خواسته منطقی است، اما زمانی که می خواهد در ظرف ماست یا خورشت شما انگشت بزند، یک خواسته غیر منطقی است و باید از آن ممانعت به عمل آورید.
مثال سه: زمانی که کودک درباره وسایل تزیینی خانه اقوام سوال می پرسد یا می خواهد از نزدیک آن ها را ببیند، به یک نیاز طبیعی یعنی حس کنجکاوی پاسخ می دهد اما وقتی با سر و صدا و جیغ و گریه می خواهد آن ها را بردارد، دست بزند یا با خود به خانه بیاورد، کاملا خواسته غیر منطقی است.
چند توصیه روان شناسانه
بهترین و کارآمدترین رفتار، تسلیم نشدن در مقابل خواسته های غیر منطقی کودک است. پس هر وقت می خواهد با جیغ، گریه و سر و صدا به خواسته هایش برسد، به هیچ عنوان توجه نکنید، عصبانی نشوید، داد نزنید، صحبت نکنید، تسلیم او هم نشوید، فقط و فقط بی تفاوت باشید، انگار او را می بینید و حرف هایش را نمی شنوید. البته این کار ساده ای نیست و نیازمند صبر و حوصله و تمرین است به خصوص اگر در یک جمع قرار داشته باشید.
همچنین هرگاه تقاضایش را به آرامی بیان کرد، به او توجه کنید ولی اگر خواسته اش غیر منطقی است، باز هم تسلیم نشوید و به جای هرگونه صحبت اضافی، نصیحت یا سر و صدا فقط و فقط بگویید: «نه، نمی شود.» اگر هم کودک با شما لجبازی می کند، سعی کنید با زبانی ساده و خیلی مختصر برایش توضیح دهید ولی از سخنرانی های طولانی، تاکید زیاد، اصرار کردن زیاد، نصیحت، تذکر و … جدا بپرهیزید چون برای او نرم افزاری که بتواند این سی دی های شما را بخواند، هنوز نصب نشده است(!) یعنی هنوز به آن مرحله شناختی نرسیده است که مفهوم صحبت های شما را بفهمد.

بعد از «طلاق» نمی توانم نگاه مردم را تحمل کنم!

بعد از «طلاق» نمی توانم نگاه مردم را تحمل کنم!

خراسان/ بعد از طلاق سخت است که نگاه های مردم را تحمل کنم. دارم دیوانه می شوم. ساعت ها فکر می کنم، گاهی خودم را مقصر می دانم. در گذشته سختی زیاد کشیده ام؛ از وقتى به دنیا آمده ام تا الان. پیش خودم فکر می کردم ازدواج کنم دیگر سختی نمی کشم. کسی هست که پشتیبانم باشد و من را درک کند. شاید ازدواج دومم این طور باشد.

پاسخ
با سلام خدمت شما مخاطب گرامی. جدایی انسان را وارد دنیای نامعلومی می کند. همه چیز گویی از هم گسیخته شده و روند زندگی عادی همچون گذشته نیست. مسئولیت ها، کارها، خانه و حتی رابطه شما با دوستان و اعضای خانواده همانند قبل نخواهد بود حتی شناسنامه تان نیز تغییر می کند. تغییرات پس از طلاق در همه عرصه های زندگی فردی شخص تاثیر می گذارند. احساس شما را درک می کنیم. احیا شدن روح و جسم پس از طلاق و جدایی دشوار است و البته فراموش نکنید به زمان نیاز دارد. در ادامه به راه حل هایی برای تحمل درد طلاق اشاره خواهیم کرد.
اجازه دهید زمان بگذرد
در چند ماه اول پس از طلاق هیچ تصمیمی اتخاذ نکنید. تصمیماتی همچون تغییر شغل، نقل مکان از شهر خود یا تصمیمات مهمی همچون این موارد. باید سعی کنید از نظر فکری و روحی به یک ثبات و تعادل برسید که با توجه به روحیاتی که در متن پیامتان نقل کرده بودید هنوز به ثبات و آرامش روحی نرسیده اید پس بهتر است ابتدا به آرامش روحی و ثبات برسید و سپس برای موضوعات مهم زندگی تصمیم‌گیری کنید.
علاقه مندی های جدید بیابید
هنگامی که درد جدایی تا اندازه ای آرام شد و حالتان کمی بهتر شد، دنبال یافتن علاقه مندی ها و فعالیت های جدید باشید. فعالیت در حوزه های مورد علاقه باعث لذت بردن از زندگی می شود و در بهبود روحیه شما تاثیر بسیار دارد.
روال زندگی عادی خود را حفظ کنید
طلاق یا جدایی در همه عرصه های زندگی تاثیر منفی دارد، اما سعی کنید روند زندگی عادی خود را حفظ کنید. سعی کنید روند سالم زندگی‌تان را ادامه دهید و همیشه و در هر شرایطی انتخاب های درست داشته باشید.
برای ازدواج مجدد عجله نکنید
با توجه به تمایل شما به ازدواج مجدد و داشتن پشتیبان، ابتدا بهتر است برای تشکیل یک زندگی تازه حساب و کتاب های عاطفی در زندگی اولتان را برای همیشه ببندید. با توجه به این که شما هنوز درگیر رابطه عاطفی گذشته تان هستید بهتر است برای داشتن یک رابطه عاطفی جدید عجله نکنید. بی تفاوتی و خنثی شدن شما نسبت به همسر گذشته تان نشان می‌دهد که شما زندگی گذشته‌تان را فراموش کرده‌اید؛ یعنی این که شما با دیدن همسر گذشته تان دیگر عصبانی نمی شوید، تپش قلب نمی گیرید و هیچ حس منفی و مثبتی نسبت به او ندارید. تمام این موارد علایم پایان رابطه است و شما می توانید با آزادی افکار خود به ازدواج مجدد فکر کنید؛ البته اگر در این مقطع برای شما هیجان و احساسات عاطفی پیش آید و نسبت به فردی برای ازدواج فکر کردید پیشنهاد می شود بدون عجله وارد مرحله آشنایی، بررسی و گفت و گو شوید و در عین حال درمان و کنار گذاشتن مورد قبلی هم به موازاتش انجام داده شود.
درس هایی که باید پس از طلاق آموخت
هنگامی که روح در فشار پریشان حالی است درس های زیادی از زندگی می توان گرفت. از زمانی که جدا شده اید احساس تهی و خالی بودن دارید احساس می کنید دیگر هرگز روی خوشبختی را نخواهید دید؛ اما در حقیقت این طور نیست همیشه و در هر لحظه دنیا در حال تغییر است پس این را باور داشته باشید که می توان دانه ای جدید کاشت و آن را پرورش داد. این شرایط به شما کمک خواهد کرد شناخت بهتری از خود داشته باشید و ایرادهای رفتاری، فکری و اعتقادی خود را بهتر درک کنید. این سختی ها باعث می شود که صبورتر و قوی‌تر شوید. پس از این مراحل می فهمید که تصمیمات شما می تواند بر روند زندگیتان چه تاثیرات مثبتی داشته باشد.
دوست گرامی! از این که این روزها احساسات خوبی را تجربه نمی کنید، بسیار متأسفیم و حال شما را درک می کنیم. ضمن جلب توجه شما به توصیه های کارشناس محترم، نکات ذیل را نیز به شما یادآوری می کنیم:همان طور که در بیان مشاور نیز آمده است، توجه به این که این حال و شرایط بد نیز همانند بسیاری شرایط نامساعد و حال بد دیگری که تاکنون تجربه کرده اید، خواهد گذشت، بسیار مهم وکارگشاست؛ البته درک می کنیم که به سختی می گذرد. 

در این بین نکته ای در پیامک شما قابل توجه است و آن اشاره ای است به دوران سخت و دشوار زندگی گذشته خود که از کودکی تا کنون سپری کرده‌اید و امیدی که به بهبود شرایط و حل مشکلات پس از ازدواج داشته اید. ما نمی دانیم مشکلات و سختی های زندگی شما چه مواردی بوده است؛ اما زندگی همواره پستی و بلندی دارد و کسی نمی تواند ادعا کند که با فراز و نشیبی (از جنس های مختلف و با شکل های متفاوت) در زندگی اش مواجه نبوده است، این مشکلات از هر گونه ای که باشد، بخشی از آن ها از اختیار ما خارج است؛ یعنی در بروز و گسترش آن ها نقشی نداشته ایم، راه چاره در این موضوعات، پذیرش واقعیت است، غصه خوردن، افسوس روزهای خوب را داشتن، آرزوها و رویاهای واهی و دور از دسترس بافتن نمی تواند چیزی را تغییر دهد، تنها شما هستید که می توانید با نگرش مثبت (ما از الکی خوش بودن حرف نمی زنیم؛ بلکه همین پذیرش واقعیت های تغییر ناپذیر، سرزنش نکردن خود برای آنچه که مقصرش نبوده اید، توجه به توانایی های خود، دوست داشتن خود و احترام به ارزش های وجودی تان و مقایسه نکردن خود با دیگران مجموعه ای از نگرش های مثبت و در پی آن احساس و حال خوبی را برای شما رقم می زند. ) زندگی بسیار بهتری را تجربه کنید.بخشی دیگر از مشکلات و مدیریت آن ها در اختیار خود ماست که راه حل آن ایجاد تغییرات مثبت در خودمان است.
 نداشتن توقع بیجا از دیگران برای رفع مشکلات، آغاز به حرکت و یافتن راه برای حل مسائل می تواند به ما کمک کند که امیدواریم شما بیش از گذشته به آن ها بیندیشید.نکته بسیار جدی دیگر در پیامک شما، نگاهی است که به ازدواج داشته اید. بارها نوشته و گفته ایم این که گمان کنیم ازدواج قرار است راه حل مشکلات ما باشد، ناکامی ها را جبران کند و … نیست. مشکلات شخصیتی، گیر و پیچ های ارتباطی، آرزوهای محال و دور دست و… هیچ کدام با ازدواج رفع نمی شود مگر آن که شخص برای حل آن ها چه قبل و چه بعد از ازدواج راه حل درست بیابد. این تفکر اشتباه شما را بیشتر آزار داده است و احساس ناکامی شما را پس از ازدواج و اینک در دوران پس از طلاق بیشتر کرده است. توصیه بسیار جدی ما به شما این است که مبادا با همین نگرش و احساس وارد ارتباط جدید و زندگی مشترک دیگری شوید. وقتی زمان مناسب ازدواج شما فرا می رسد که علاوه بر رسیدن به ثبات عاطفی و روانی به نگرش های درستی درباره ازدواج و زندگی مشترک برسید.

شوهرم با همکارانش رابطه صمیمانه دارد!

شوهرم با همکارانش رابطه صمیمانه دارد!

خراسان/ خانمی هستم 25 ساله، 5 سال است که ازدواج کرده‌ام، شغل همسرم آزاد است. کارش به گونه ای است که با خانم ها زیاد سر و کار دارد. دوران نامزدی هم دوست دختر داشت و پیام‌بازی می کرد. گفتم خوب می شود ولی الان بعد از گذشت 5 سال هنوز ادامه دارد و من می دانم ولی تا به خودش می گویم دعوا می کند و می گوید تو شک داری! به من کمک کنید.

پاسخ مشاور:
دوست عزیز، مشکل شما را به دو صورت می توان مورد توجه قرار داد: یکی این که تردید شما درباره روابط همسرتان ممکن است ناشی از نگرانی بیش از اندازه شما نسبت به این مسئله باشد، دوم این که درباره این موضوع شواهد کافی در اختیار داشته باشید؛ مثلا همسر خود را در ارتباط بسیار صمیمانه و نزدیک با فرد مقابل دیده باشید. در این موارد لازم است:
* تا مطمئن نشده‌اید درباره همسرتان قضاوت نکنید. قضاوت درباره وی باعث می شود اعتماد در رابطه شما از بین برود که به تدریج به کم شدن احساسات مثبت و عشق منجر می شود. همسرتان را کنترل نکنید، کنترل‌کردن مداوم موبایل و جاهایی که همسرتان می رود، باعث ایجاد خشم و ناراحتی در رابطه شما می شود.
* اعتماد به نفس و خود باوری‌تان را افزایش دهید. خودباوری باعث می شود کمتر خود را با زنان دیگری که با همسرتان ارتباط دارند، مقایسه کنید و احساسات منفی شما کاهش می یابد.
* راه هایی را که باعث افزایش احساسات مثبت در رابطه شما با همسرتان می شود، در پیش بگیرید. درباره اتفاق های روزمره، احساسات (احساسات مثبت و منفی) و برنامه هایتان با او صحبت کنید، با هم برای فعالیت های تفریحی که برای هر دوی شما خوشایند است، همچنین روابط زناشویی برنامه‌ریزی کنید، لباس و ظاهر آراسته داشته باشید. از همسرتان حمایت کنید و محیط آرام و امنی را در خانه ایجاد کنید. این کار باعث می شود علاقه و تعهد همسرتان به رابطه افزایش یابد و از آسیب های احتمالی پیشگیری می کند.
در صورتی که شواهد کافی و عینی در دست دارید، با همسرتان درباره نگرانی هایتان از صمیمیت زیاد با همکارانش صحبت و. احساسات خود را بیان کنید. در صورتی که نسبت به همسرتان احساس آزردگی می کنید، سعی کنید آن را به صورت خام و خشن بروز ندهید، با او دعوا و او را سرزنش نکنید، سرکوفت نزنید. با داد زدن و دعوا کردن، ممکن است موقتا پیروز شوید؛ اما در درازمدت رابطه شما آسیب می بیند و مشکل حل نمی شود. به‌جای آن احساسات تان را بیان و توصیف کنید، این کار شما را آرام می کند و به کاهش تنش در بدن و تفکر روشنتر شما کمک می کند. در صورتی که این کار برای شما دشوار است، می توانید در کلاس مهارت های زندگی شرکت کنید.
درباره تعریف صمیمیت به توافق برسید
ممکن است تعریف شما و همسرتان از حدود رابطه کاری و صمیمانه یکسان نباشد و رابطه ای که به نظر شما صمیمانه می آید، در نظر همسرتان کاملا رسمی و اداری باشد. با او در این مورد به توافق برسید. سعی کنید با کمک هم به راه حلی برسید تا همسرتان بتواند بدون این که احساس کنترل شدن پیدا کند و شما احساس ناراحتی، روابط کاری خود را تنظیم کند.
در صورتی که کنترل تردیدها یا احساس های منفی برای شما دشوار است یا همسرتان حاضر به صحبت درباره این موضوع نمی شود، به مشاور مراجعه کنید.

پدر و مادرم فکر می کنند من کار خلاف می کنم

پدر و مادرم فکر می کنند من کار خلاف می کنم

خراسان/  جوانی 25 ساله و دارای مدرک کارشناسی کامپیوتر هستم. پدر و مادرم خیلی به من شک دارند و فکر می کنند که من کار خلاف می کنم. من بعد از اتمام کارم بلافاصله به منزل بر می گردم و دوست دارم تنها باشم و حوصله گشتن با دوستانم را ندارم با این که همه وقت آزادم در اتاقم هستم، باز هم مادرم به من شک دارد. لطفا راهنمایی ام کنید.

پاسخ
سلام بر شما دوست محترم. شما در دوران جوانی هستید و دوران جوانی دورانی است که به دلایل تغییرات رفتاری که ایجاد می شود، والدین احساس می کنند که فرزندان خود را دارند از دست می دهند و از خود می پرسند چرا دیگر با ما حرف نمی زند و نگرانی هایی برایشان ایجاد می شود و به جای این که این نگرانی ها را به صورت شفاف بیان کنند، احساس نگرانی خود را به گونه ای مطرح می کنند که جوان ناراحت می شود.
تفاوت های نگرش تان با والدین تان را بدانید
یکی از مشکلاتی که در جامعه با آن روبه رو هستیم، مسائل ارتباطی بین اعضای خانواده است؛ زیرا ارتباط خانواده ها ضعیف و فرهنگ گفت و گو و ارتباط غیرکلامی آن ها نسبت به هم دچار آسیب شده است. نوع پوشش، رفتار اعضای خانواده نسبت به هم، سخن گفتن و حتی نوع نشستن در طول زمان به صورت امری عادی درآمده است که این امر یک پیام غیرمستقیم دارد و آن این است که افراد درون خانواده به اندازه افراد بیرون حائز اهمیت نیستند. لحن گفتار بیشتر اعضای خانواده یا دستوری است یا پرخاشگرانه، همچنین این نوع سخن گفتن به قدری عامیانه است که لذتی درجوان ایجاد نمی کند و باعث سست شدن بنیان خانواده می شود و اعضای خانواده از هم فاصله می گیرند. از طرفی شکاف نسل سبب تفاوت نگرش اندیشه پدر و مادر با فرزندان و در نتیجه دوری فرزند از فضای فکری حاکم بر منزل می شود و جوان ترجیح می دهد که در اتاق خود به تنهایی بنشیند و به راحتی با افکار خود سر کند و این رفتار برای والدین نگران کننده است. جوان تغییرات رفتاری و بدنی دارد که تغییرات جسمی چون قابل مشاهده است برای والدین قابل درک است اما تغییرات روحی و روانی چون برای هر فرد با فرد دیگر فرق می کند قابل درک نیست و باعث نگرانی والدین می شود علاقه به تنهایی یکی از تغییرات جوان است. او علاقه دارد که با تغییرات فکری خود کنار بیاید، اما والدین با توجه به فناوری های جدیدی مثل گوشی همراه و اینترنت که وجود دارد وقتی جوان در اتاقش سرگرم است نگران می شوند که او با چه کسی در ارتباط است. شاید یکی از نگرانی های آن ها فاصله خودشان از این فناوری هاست که می اندیشند که در آن اتاق و گوشی چه خبر است که فرزندمان را از ما گرفته است و او آن را به ما ترجیح می دهد.
علت نگرانی شان را جویا شوید
اما بهتر است که برای رفع این مشکل از والدین تان بخواهید به اتاق شما بیایند و به گفت و گو با شما بنشینند و از ایشان علت نگرانی ‌شان را جویا شوید که علت شک شما به من چه چیزی است؟ شما از چه چیزهایی نگرانید؟ و بهتر است که نگرانی های ایشان را متوجه شوید و در قدم بعدی از آن‌ها بخواهید برای رفع شک و بهتر شدن حال شما، من چه کارهایی می توانم انجام دهم؟
مشخصات یک گفت و گوی مناسب
1-قطع کلام نداشته باشید. زمانی که با والدینتان صحبت می کنید و نگرانی های ایشان را گوش می دهید، بگذارید تا آخر گلایه ها و نگرانی های خود را مطرح کنند.
2-در وسط کلام قضاوت نکنید.
3-دفاع نکنید.
4-انتقاد نکنید.

زن دوم مردی شده ام که همسر اولش افسردگی حاد دارد

زن دوم مردی شده ام که همسر اولش افسردگی حاد دارد

خراسان/ خانمی ۳۵ ساله‌ام. از همسرم جدا شده ام. دو پسر دارم و ۴ ماه است که به عقد مردی درآمده‌ام که خانمش بیماری حاد افسردگی و وسواس دارد. الان یک ماه است که خیلی ارتباط‌مان کم شده است. آقا می‌گوید صبر کن من خیلی به تو علاقه دارم. باید چه کار کنم؟

پاسخ
پس از شکست در ازدواج اول، این بار با امید فراوان به عقد مردی درآمده‌اید که توجه سابق را نسبت به شما ندارد. قطعا در شرایط ناراحت‌کننده‌ای قرار دارید. امیدوارم مطالعه این نوشتار کمک مناسبی برای شما باشد.
دلایل ازدواج مجدد مردان متاهل
برخی دلایلی که مردان متاهل گرایش پیدا می کنند که با زنان دیگر ارتباط برقرار کنند ، عبارت است از:
-ازدواجشان آگاهانه نبوده و بر اساس تصوراتی مثل زیبایی، پول و … بوده و زمانی که زندگی خود را موفق نمی بیند، ترجیح می‌دهد کمبودهای زندگی‌اش را با ازدواج دیگری جبران کند.
-بعضی مردان وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوند، معیارهای‌شان خیلی زود تغییر می‌کند و همین تغییر جهت نگرش، ممکن است فرد را به ازدواج دیگری سوق ‌دهد.
-وقتی نیازهای عاطفی، احساسی، جنسی و … مرد از سوی همسر تامین نمی‌شود، مرد ممکن است راه حل این مشکل را در قالب یک ازدواج و رابطه دیگر بررسی کند.
– زمانی که آرامش و آسایش در خانواده وجود ندارد.
– مردی که دوره جوانی خود را با دوست‌های نامناسب متعدد سپری کرده، احتمال دارد که در زندگی مشترک نیز نتواند با همسر خود سازگاری و ارتباط کلامی لازم و موثر را داشته‌باشد.
-گاهی برخی مردان از سر تنوع طلبی و هوسرانی خواهان ازدواج دیگری می‌شوند.
-زمانی که همسر به‌لحاظ جسمی یا روحی مشکلات جدی دارد و درمان مناسبی هم انجام نشده است.
واکاوی تلاش بعضی زنان برای همسر دوم شدن
برخی از خانم‌ها به علت برآورده شدن نیازهای خود ممکن است همسر دوم شدن را بپذیرند. تامین نیازهای زیستی، تامین هزینه‌های زندگی‌شان، نیاز به داشتن همدم و همدل مناسب، تشکیل زندگی و خانواده و … می‌تواند بخشی از دلایل این امر باشد.
چه باید کرد؟
شما خانمی هستید که یک‌بار طلاق را تجربه کرده و به لحاظ احساسی بسیار شکننده شده‌اید و خلاء‌های احساسی در شما شکل گرفته‌است. در حال حاضر بهتر است راهی را در پیش بگیرید که بهترین نتیجه ممکن را برایتان خواهدداشت. واقع‌بین باشید. شما همسر دوم هستید و به‌طور منطقی شوهرتان نمی‌تواند وقت زیادی را به شما اختصاص دهد. اگر هم این عقد مخفیانه صورت‌گرفته و شوهرتان تلاش می‌کند کسی مطلع نشود، به‌ناچار وقت کمتر، حضور کمتر و حتی تماس‌های تلفنی کمتر، سهم شما می‌شود. طبق گفته‌های شوهرتان، همسرش با شرایط دشواری روبه‌روست. آیا اطلاع دارید که ایشان چقدر برای درمان همسرش کوشش‌کرده؟ آیا وضعیت این خانم تا به این حد که ایشان اظهار می‌کند، حاد و عمیق است یا خیر؟ هر قدر اطلاعات درست‌تری داشته‌باشید، طبعا سطح انتظارتان متناسب با آن تغییر می یابد. هدف اصلی خود را از این عقد مشخص کنید. چه چیزهایی موجب شد که شما به همسر دوم شدن یک مرد متاهل فکر کنید؟ علت یا علت‌های اصلی این کار را تحلیل کنید. از خود بپرسید که ایشان چند درصد از خواسته‌ها و انتظارات شما را پوشش می‌دهد؟ از طرف دیگر این آقا شما را به صبر دعوت کرده و باز هم ابراز علاقه می‌کند. می توانید قدری دیگر فرصت بدهید و ببینید که در ادامه راه چقدر می توان به ایشان تکیه کرد و اطمینان داشت.

مثبت اندیشی افراطی چه تأثیری بر زندگی ما می‌گذارد؟

چگونه مثبت اندیشی افراطی زندگی را خراب می‌کند

بیا نی نی/ به نقل از addicted۲success، اگر به شما بگوییم مثبت اندیش بودن تنها وقت تلف کردن است چه می‌کنید؟ به نظر شما این حرف احمقانه است؟ ۹۰ درصد افراد، مثبت اندیشی را کاملاً اشتباه می‌دانند.

اگر بیش از حد مثبت اندیش باشید، ممکن است احساس عدم اصالت و انگیزه پایین به شما دست دهد، البته راهی برای رفع این مشکل وجود دارد و ما تضمین می‌کنیم که هنگامی که مثبت اندیشی به این روش انجام شود، می‌تواند یک منبع انگیزشی نیرومند باشد و باعث تقویت اعتماد به نفس در روند کار شما شود.

چگونه مثبت اندیشی افراطی زندگی را خراب می‌کند

چگونگی مثبت نگریِ نادرست افراد

مطمئنا قبلاً عبارات انگیزشی زیادی را دیده اید و این قبیل جملات را می‌شناسید. عباراتی مانند:

  • شما می‌توانید هر کاری را انجام دهید!
  • هر چیزی ممکن است!
  • فقط باور داشته باشید!

اما برای بسیاری از افراد، این عبارات غیراصیل و حتی ناخوشایند به نظرمی رسند. چرا؟ زیرا این جملات بر اساس واقعیت نیستند. در اصل، واقعیتی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، این است که این عبارات هیچ ارتباطی با تجربیات، شخصیت یا چگونگی موفقیت افراد در زندگی شخصیشان ندارند. این جملات تنها بیانیه‌هایی از قبل آماده شده هستند که هر کسی می‌تواند به زبان بیاورد.

“مثبت گرایی همیشه برنده است. همیشه. ” -گری واینرچوک-

کلید مثبت اندیشی درست

ممکن است شما حماقت کنید و مثبت اندیش بودن را کاملا کنار بگذارید، اما باید بدانید که مهم چگونگی استفاده از آن به عنوان روشی موثر و اصیل است.

یک راه آسان برای انجام این کار وجود دارد. شما باید برای خود تعدادی عبارت انگیزشی مثبت انتخاب کنید که مختص شما و زندگیتان باشند.

انجام دادن قسمت اول آسان است. فقط مطمئن شوید که واقعا عبارات انگیزشی خوبی برای خود ساخته اید، اما اینکه این عبارات مختص شما باشند یعنی چه؟

یک روانشناس ورزشی به نام دکتر جان فیدر هست که کتابی به نام ” ورزش به عنوان زندگی ” نوشته است و در آن درباره روش “خوش بینی عینی” صحبت کرده است. او به طور خاص اشاره می‌کند که این روش در بسیاری از مشتریان برجسته ورزشی اش موفقیت آمیز بوده است. (به خاطر داشته باشید که در ورزش تنها نتایج است که مهم هستند. در ورزش جایی برای مثبت بودن خوش خیالانه که تنها “ممکن است” مفید باشد وجود ندارد.)

یک قهرمان سابق بوکس وزن سبک به نام یوری فورمن نیز از این روش استفاده می‌کرد. او در طول مسابقه جملات خاصی را در سر خود تکرار می‌کرد تا تمرکز و انگیزه خود را قوی و ثابت نگه دارد. بر اساس لیست جملات او، می‌توان فهمید که هر آن چه به خودش می‌گوید یادآور این است که او خودش جایگاهش را در رینگ کسب کرده است. لیست عبارات انگیزشی فورمن به این صورت است:

  • “من سخت تمرین کرده ام. “
  •  “من تمام کار‌های لازم را انجام داده ام. “
  •  “من آماده ام. “

حال، نحوه استفاده از این روش را به شما نشان می‌دهیم. به کاری که قبلاً در آن در زندگی موفق شده اید، یا جایی که عملکرد شما در آن بهترین است فکر کنید. این کار می‌تواند یک موفقیت بزرگ یا کوچک یا حتی یک ویژگی قابل اعتماد که دارید باشد. مثلا:

  • به طور مداوم باشگاه رفتن
  • پیدا کردن یک شغل خوب
  • تسلط بر نوازندگی یک ساز
  • حفظ کردن آرامش خود در شرایط مهم
  • با برنامه بودن

در واقع، در این جا چیزی به عنوان موفقیت “کم ارزش” نداریم. هر پیروزی، هر مهارت و هرموفقیتی، چه کم و چه زیاد، چه کوچک و چه بزرگ، دارای اهمیت است.

بنابراین، تعدادی از موفقیت‌های خود را تعیین کنید و مرتبط‌ترین آن‌ها را برای هدف فعلی خود انتخاب کنید. سپس آن “بُرد” را به یک عبارت انگیزشی تبدیل کنید و در صورت نیاز از آن استفاده کنید. به این ترتیب، آن چه که روزی تنها گزاره‌ای عمومی بوده است، اکنون ابزاری برای ایجاد انگیزه می‌شود.

چگونه مثبت اندیشی افراطی زندگی را خراب می‌کند

به مثال‌های زیر توجه کنید:

  • “آن‌ها من را انتخاب کردند. ”
    (اگر احساس می‌کنید برای ترفیع صلاحیت کافی ندارید، فقط به خاطر داشته باشید که آن‌ها شما را به دلیلی انتخاب کرده اند. مهارت‌ها و توانایی‌های شما واقعی است.)
  • “آرامشی که دارم، به من قدرت می‌بخشد. ”
    (اگر مهارت اصلی شما در آرام ماندن است، در صورت نیاز به کنترل شرایط سخت، از این عبارت استفاده کنید.)
  • “فقط یک پله دیگر باقی مانده است”.
    (این عبارت یادآور این است که کاری را که قبلا بار‌ها انجام داده اید، باز هم می‌توانید به ثمر برسانید.)
  • “من وظیفه خودم را انجام داده ام. ”
    (مانند یوری فورمن، اگر برای چیزی زحمت کشیده اید، قدر تلاشتان را بدانید و آن را فراموش نکنید. از این عبارت استفاده کنید تا ذهنتان باز شود.)

همان طور که می‌بینید، وقتی انگیزه‌های شما از تجربه زندگی واقعی متولد می‌شوند بسیار قدرتمندتر هستند. آن‌ها وزنی دارند که تأثیری فوری و طولانی مدت بر توانایی شما برای انجام کار‌ها می‌گذارند.

فایده این روش این است که این عبارات انگیزشی متناسب با شخص شما تنظیم شده اند و هیچکس دیگری به جز شما نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند.

“باور افکار منفی، بزرگترین مانع موفقیت است. ” -چارلز اف گلسمن-

“شعار” شما برای موفقیت و انگیزه

در واقع، این جملات منبع انرژی هستند. وقتی احساس می‌کنید انگیزه خود را از دست داده اید و یا نمی‌توانید در برابر مشکلات پیش آمده به خوبی مقاومت کنید، از آن‌ها استفاده کنید تا دوباره سرعت و شتاب پیدا کنید.

پس از استفاده از این جملات، به احتمال زیاد احساس انگیزه، اصالت و حتی افتخار خواهید کرد، زیرا عبارات شما این واقعیت را به شما یادآوری می‌کنند که در زندگی خود قبلاً به موفقیت رسیده اید و اکنون می‌توانید از بُرد‌های قبلی خود به عنوان یک منبع انرژی برای موفقیت‌های بعدی استفاده کنید؛ بنابراین منتظر نمانید، شعار انگیزه بخش خود را بسازید و برای موفقیت بیشتر، همین امروز از آن استفاده کنید.

تابلو آرزوها چیست و کاربرد آن چیست؟

تابلو آرزوها چیست و کاربرد آن چیست؟

بیا نی نی/ آرزو به معنی آن چیزی که افراد در زندگی برای رشد و ارتقا خود می خواهند که باید آن را از ملاک های زندگی به دست آورد. آرزوها همیشه در تصور انسان حس شادی و خوشحالی به وجود م آورد که با سعی و تلاش می توان به آن ها رسید و در ادامه از نظر شخصیتی و اجتماعی ارتقا پیدا کرد. در این مقاله تصمیم داریم به طور کامل درباره تابلو آرزوها صحبت کنیم با همراه باشید.
تابلو آرزوها چیست؟
یکی از مفیدترین روش هایی که در قانون جذب وجود دارد، تابلوی آرزوها می باشد. تابلو آرزوها به شما یاری می رساند تا بتوانید تصویرسازی های ذهنی خود را وسیع تر کنید. به معنی دیگر، توسط تابلوی آرزوها می توانید فرکانس ذهن خود را دقیقا بر روی چیزی که تصمیم دارید به آن برسید، تنظیم کنید.
با تصویر سازی درست و ابداعی خواسته های خود می توانید ذهن و قلب خود را راضی کنید که این تصاویر را به عنوان واقعیت بپذیرد. یعنی اینکه شما در تابلو آرزوها آینده ی خود را می بینید. اگر در اینترنت یک سرچ ساده داشته باشید، می بینید که خیلی از اشخاص موفق در دنیا هنگامی که تصمیم آغاز کار خود را داشته اند، نخست تابلو آرزوهای خود را ساخته اند و آنگاه با استفاده از قدرت بی نظیر قانون جذب موفق شده اند به خواسته های خود برسند.
ذهن انسان تشکیل شده از سلول های نورونی است که به موقع بیداری در حال فرستادن انرژی و ارتعاش می باشد. کائنات این انرژی را گرفته و با توجه به آن، خواسته و ناخواسته ای را وارد زندگی می کند.

 کاربرد تابلو آرزوها چیست
افکار انسان به دو گروه افکار مثبت و منفی تقسیم می شوند. اگر افکار منفی و حس بد داشته باشید انرژی یا ارتعاشی که به کائنات می فرستید در سمت ناخواسته ها است و چنانچه افکار مثبت و حس خوب باشد به این معنی است که ارتعاش مثبتی به کائنات داده اید و در انتظار جواب مثبت در جهت خواسته ها از آن باشید. چند شیوه که می توان به وسیله آن درخواست صحیح به کائنات فرستاد:
– شکرگزاری و حس رضایت
– کنترل صحیح سخن و جدی گرفتن قدرت آن
– صحیح و مثبت فکرکردن
– تمرین کنترل ذهن به طور روزمره
معمولا اشخاص مشهور و موفق در دنیا از روش تابلو آرزها استفاده کرده اند. یعنی آن ها نیز برای خود تابلو آرزوها ساخته اند و آنگاه با استفاده از قدرت قانون جذب به خواسته و اهداف خود دست پیدا کرده اند.

مراحل ساخت تابلوی آرزوها
تابلو آرزوها تصاویری از آینده ای است که امروز دیده می شوند و با مجسم کردن خلاقانه آرزوها، قلب و ذهن انسان باز می شود تا این تصاویر را به عنوان واقعیت قبول کند. مراحل ساخت تابلو آرزوها به صورت زیر است.

مشخص کردن هدف
نخست باید معلوم کنید تصمیم به جذب کردن چه چیزی را دارید؛ موفقیت در کسب و کار، درآمد بیش تر، سلامتی، آرامش، ماشین جدید، خوشبختی، مسافرت های بهتر و… . تنها چیزی که در جهان هستی حققت دارد وجود نداشتن هیچ نوع محدودیتی برای خواسته ها و آرزوهاست. تا آنجا که می توانید آرزوهای بزرگ داشته باشید و از خواسته های کوچک و کم ارزش دست بردارید. وظیفه شما خواستن و انتخاب کردن است و وظیفه کائنات و قانون جذب اجابت کردن همه خواسته های حقیقی شماست. ولی باید دید آیا خواسته ای که حالا دارید همان چیزی است که برایش ساخته شده اید؟
رسیدن به خواسته ای که با اصل ما سازگاری ندارد خیلی دشوار است و در آخر ما را شاد نخواهد کرد! چرا که هم جهت شدن با انرژی آن خواسته با ذات ما هم خوانی نداشته است. رسیدن به نقطه کمال زندگی، پیدا کردن همین راه و علاقه اختصاصی و شخصی است.

 چیدن تصاویر تابلوی آروزها
بعد از روشن سازی و انتخاب بهترین هدف، باید لیستی کامل از همه مراحل رسیدن به هدف تهیه کرد و لیست آرزوها و هدف ها را بدون هیچ شک و تردیدی با جزئیات روی کاغذ آورد. امکان دارد هدف شما این باشد که درسال آینده یک ماشین پورشه بخرید حتی مدل و رنگ آن را نیز باید معلوم کنید.

توانایی انتخاب اهداف درست زمانی به دست می آید که در رسم کردن نقشه ذهنی مهارت کافی به دست آید. استعدادهای حقیقی خود را شناخته و اطمینان پیدا کنید که تنها علاقه به یک چیز علت بر داشتن استعداد فرد در آن نیست. در حقیقت تابلو آرزوها مطابق با خیال به وجود نمی آید. می توانید در هرچیزی که دوست دارید وارد شوید و مهارت پیدا کنید ولی هیچ وقت تبدیل به بزرگ ترین شخص آن جا نخواهید گردید. عظمت شما زمانی مشخص می شود که با آگاهی بر آن چه واقعا می خواهید و برایش ساخته شده اید، در مسیر اختصاصی خود حرکت کنید.

جمع کردن تصاویر تابلو کائنات 
بعد از تهیه فهرست پر جزئیات و آشکار هدف ها، باید به آسانی به دنبال عکس های مربوط با آن ها بود. جستجو در اینترنت، مجلات جذاب خارجی و روش های بسیار دیگر می تواند به پیدا کردن تصویر کمک کند. تلاش کنید تصاویری را انتخاب کنید که حس بهتری به شما می دهد و آن ها را به گونه ای که دوست دارید در تابلو آرزوهای خود بگذارید. به صورتی که حس خوب و انگیزشی در شما به وجود آید. حتی می توانید یک عکس حقیقی از چیزی که میخواهید تهیه کنید مثلا به نمایشگاه ماشین بروید و با ماشینی که آرزوی آن را دارید عکس گرفته درون تابلو آرزوهایتان بگذارید.

چیدن تصاویر تابلوی آروزها
زمانی که به مقدار کافی تصویر جمع کردید، وقت آن رسیده که تابلوی آرزوها را درست کنید. می توانید تابلویی با اندازه های مورد نظر از جنس کاغذ، مقوا، چوب، صفحه گوشی موبایل و یا هرچیزی که دوست دارید تهیه کنید. آنگاه تصاویر جمع آوری شده را به طوری بر روی تابلوی آرزوها بچینید که سبب به وجود آمدن حس خوشایند درون شما شود. این تابلو مال شماست بنابراین بهتر است آن را به طور هیجان انگیز و خلاقانه به وجود آورید. همین طور می توانید بین تصاویر از کلمات یا جملات زیبا و مثبت مانند خدا، عشق، فراوانی، سلامتی، خوشبختی، آرامش و…. استفاد ه کنید.

تابلو آرزوهایمان را کجا بگذاریم ؟
تابلو آرزوی خود را باید جای بگذارید که همیشه به آن دسترسی داشته باشید و آن را ببینید. می توانید آن را بر روی دیوار اتاق، محل کار یا جایی که زیاد می روید بگذارید.
در کل تابلو آرزوی شما باید در پیش چشمانتان باشد به گونه ای که هر زمان به آن نگاه می کنید حس خوشحالی و شادی به شما دست بدهد و انگیزه تان بیشتر شود.
می‌توانید هر جایی که دوست دارید تابلو آرزویتان را بگذارد، تنها اطمینان پیدا کنید جایی آن می گذارید که هر روز به آن را می بینید. تنها هر روز به سراغ آن بروید و در آرزوهای خود غرق شوید.
هر چقدر حس شما بهتر باشد و هیجان بیشتری داشته باشید زودتر با آن هدف و خواسته ای که دارید میرسید. تابلو آرزوها قدرت تجسم و تصویرسازی شما را قدرتمندتر می کند همین سبب می‌شود که چیزی که از کائنات می خواهید قدرتمندتر باشد و شما زودتر به آن چیزی که می‌خواهید برسید.

مشخصات یک تابلو آرزوی خوب
چنانچه میخواهید تابلو آرزوهایتان حتما اثر گذار و خوب باشد ابتدا اطمینان پیدا کنید که استانداردهای زیر را داشته باشند:

باید اشتیاق برانگیز و الهام بخش باشد
این تابلو باید شما را به شور و هیجان بیاورد به صورتیکه هنگامی که به آن نگاه میکنید برای آمدن فرداها هیجان و شور و شوق بسیاری داشته باشید و بیشتر و بیشتر تا جایی که میتوانید برای رسیدن به رویاهایتان سعی کنید.

باید مشخص و معین باشد
چیزهایی را در این تابلو می گذارید که واقعا آنها می خواهید نه چیزهایی که تنها دوست دارید.

خیلی شلوغ و درهم و برهم نباشد
شما امکان دارد رویاها و آرزوهای بسیاری داشته باشید ولی نباید تابلو آرزوهایتان را خیلی شلوغ و بی نظم و انباشته از تصاویر زیادی کنید.

سرگرم کننده و شاد باشد
از انجام دادن و کامل کردن کارهایی که شما را به این اهداف میرساند لذت ببرید و برای شما مانند یک سرگرمی و تفریح باشد.

اگر همسر بی وفا دارید این مطلب مختص شماست!

اگر همسر بی وفا دارید این مطلب مختص شماست!

بیا نی نی/ همسر بی وفا و خیانتکار صدمات جبران ناپذیری به شریک زندگی خود و بنیان خانواده وارد میکند، بی وفایی در زنان معمولا به دلیل برطرف نشدن نیازهای عاطفی و جنسی است ولی بی وفایی در مردان دلایل بسیار گسترده تری دارد.
بی وفایی همسر میتواند دلایل مختلفی داشته باشد ، اغلب تعداد مردان بی وفا بیشتر از زنان بی وفا است. بی وفایی و خیانت زنان معمولا به دلیل خلا عاطفی و سرد بودن شوهرشان است ولی خیانت و بی وفایی مردان دلایل بسیار بیشتری دارد.
همسر بی وفا از زشتی کار خودش با خبر است ولی نمیتواند ان را ترک کند و رابطه نامشروع مانند یک آهن ربا او را به سمت خود جذب میکند و از هر گونه توجیهی برای ادامه رابطه اش استفاده میکند.
همسر بی وفا اگر معنای جوانمردی را میشناخت و به جریحه دار شدن احساسات و عواطف همسرو عواقب تراژیک و حزن انگیز و درد و رنجی که به طرف مقابل وارد میکند، فکر میکرد هیچگاه به سمت خیانت نمیرفت. 
هنگام مواجهه با همسر بی وفا معمولا تمام تقصیرات را به گردن معشوقه جدید می اندازند ، غافل از این که فرد متاهل هم نقش بسیار فعالی در این رابطه ایفا میکند و باید با صحبت کردن مشکلات او و دلایل تمایل او به معشوقه را ریشه یابی کرد.

چطور یک فرد به خودش اجازه خیانت میدهد؟
ارزش های فردی و توجه به آسیب های جبران ناپذیر بی وفایی ، معمولا دلایلی هستند که از بی وفایی شخص جلوگیری میکنند و این افکار بازدارنده فرد را از ورود به یک رابطه نامشروع بر حذر میدارد.
اولین فکری که در رابطه با یک همسر بی وفا به ذهن دیگران خطور میکند این است که آبا فرد خیانتگار ملاحظه دارد؟ نتایج و عواقب مخرب خیانت خود را در ذهنش به تصویر در آورده است؟ آیا استرس نداشته که همسرش هنگام وقوع جرم او را به دام بیندازد؟
معمولا بی وفایی همسر اگر به رابطه جنسی نرسد و قبل از این که کار از کار بگذرد، دیگران متوجه شده و جلویش گرفته شود، به طلاق منجر نشده و کم کم اختلاف بین زوج رفع میشود.

درد دل کردن ، علامت خطری برای خیانت است
حرف زدن برای خانم ها یک روش مفید برای تخلیه استرس و نگرانی است . خانم ها فشار روحی وارده بر خودشان را با صحبت و درد دل کاهش میدهد.  با این که خانم ها افرادی احساساتی هستند و به سرعت میتوانند با اطرافیانشان به ویژه خانم های دیگر ارتباط برقرار کرده و از احساسات و مشکلات خود بگویند ولی مردها فقط زمانی میتوانند احساسات واقعی خود را به زبان بیاورند که در یک ارتباط  صمیمی یا عاشقانه قرار گرفته باشند. 
با توجه به تفاوت بارز مردان با خانم ها در زمینه درد دل کردن ، شما میتوانید قبل از جدی شدن رابطه زن جدید با شوهرتان زنگ خطر آن را بشنوید.
شوهر بی وفا زمانی که از نظر احساسی با یک زن دیگر صمیمی شود و بتواند با او درد دل کند، تمایل خواهد داشت که رابطه جنسی را هم به آن اضافه نماید. 

ایفا کردن نقش حامی برای زنان دیگر
یکی از ارتباط های معمولی که در نهایت منجر به بی وفایی همسر و خیانت میشود ، ایفای نقش حامی از سمت مردان برای زنان دیگر است. در این گونه موارد معمولا یک زن تنها ، مطلقه ، آسیب پذیر و دارای مشکلات خانوادگی و مالی جلوی راه یک مرد متاهل قرار میگیرد. 
شروع این ارتباط میتواند به قصد حمایت مرد از زن باشد ولی ادامه آن با درد دل کردن ها ، حمایت های عاطفی و محبت های کلامی و همدلی باعث میشود که شوهر بی وفا تمام حمایت خود را معطوف به این زن آسیب پذیر نموده و روز به روز از همسر خود دورتر شود.
شوهر خیانت کار این زن جدید را با همسر خود مقایسه کرده و حس میکند ، همسرش نمیتواند او را درک کند و او یک ازدواج ناموفق داشته  و همسرش هیچ احساسی به او ندارد و نمیتواند او را از نظر عاطفی تامین کند. 
در این گونه ارتباط مرد خائن خود را حامی زن بی پناه میداند و تصور میکند یک منجی است که میتواند او را از درد ، رنج و مشکلات زندگی نجات دهد و او را خوشحال کند.


پیشگیری از بروز بی وفایی همسر در نقش حامی
مردانی که از نظر مالی در رفاه نسبی قرار دارند معمولا گرفتار چنین روابطی میشوند که در صورت عدم رسیدگی شما میتواند منجر به خیانت حتی تا مرحله جنسی شود.
شاید در ابتدا تصور کنید که وظیفه انسانی شما کمک به همنوع است ولی نقش شیطان در این بین را نمیتوان نادیده گرفت، شاید در این بین آن زن بی پناه با کوچکترین توجهی عاشق شما شود و سعی کند عمدا و با عشوه و لوندی به جز پول و حمایت شما، احساسات و قلبتان را هم درگیر خودش کند تا هم بتواند از حمایت عاطفی شما برای همیشه بهره مند شود و هم این که مشکلات مالی خودش را حل کرده به آسایش برسد.
شروع رابطه معمولا از سر دلسوزی است، در این مرحله مرد به همسر خود رابطه اش را اطلاع میدهد ولی با گذشت زمان ، حمایت از این زن جدید افزایش پیدا کرده ، تلفن ها و دیدار ها بیشتر میشود و حتی ممکن است شوهر شما کنار شما نشسته باشد و آن خانم برای انجام کاری با او تماس بگیرد و این تماس ناراحتی شما را به حدی زیاد کند که به شوهر خود بگویید دیگر نمیخواهید از این زن حرفی بشنود.
در این مرحله است که خیانت وارد فاز جدیدی خواهد شد و پنهان کاری ها آغاز میشود.
تصور کنید شوهرتان هر از گاهی شما را به یک رستوران لاکچری میبرد و شما این موضوع را جزو روال زندگی خود میدانید و هیجانی برای آن ندارید ولی اگر شوهر شما آن زن بی پناه و کم بضاعت را به یک رستوران عادی یا حتی فست فود سلف سرویس ببرد ، از آن جایی که تجربه ای جدید برای آن زن محسوب میشود، با هیجان و خوشحالی او روبرو خواهد شد و غرورش در این زمینه ارضا شده و تمایل بیشتری به حمایت و خوشحال کردن او پیدا خواهد کرد. 
اینجاست که رابطه ای که از سر دلسوزی و ترحم شروع شده کم کم رنگ و بوی صمیمیت و عاشقانه خواهد گرفت و پاداش هایی که مرد در مقابل کارهای کوچکش با شادی و خوشحالی این زن جدید ، دریافت میکند ، میتواند او را به این باور برساند که دارد شیرین ترین احساسات زندگی اش را تجربه میکند. 
در این گونه روابط مرد خودش را منجی میداند و تحت هیچ شرایط زیر بار بی وفایی یا خیانت نخواهد رفت و شاید تنها گزینه شما برای نجات زندگیتان جلسات مشاوره باشد که بتوانند به مرد نشان دهند رابطه ای که او برقرار کرده است برای یک فرد متاهل ، اخلاقی نیست.
این نوع ارتباط ها از روی ترحم شروع میشود ولی با بی توجهی همسر میتواند منجر به پیوند عاطفی عمیق شود.
یک مرد متاهل هیچگاه نباید خودش را درگیر حمایت و مراقبت از یک زن دیگر کنید، سعی کنید همان اول کار خودتان واسطه بین شوهرتان و آن زن شوید و ارتباط بین آن ها را مدیریت کنید و اجازه ندهید این زن از نظر احساسی به شوهر شما نزدیک شود یا کلا رابطه بین این دو را قطع کنید تا به مرحله صمیمیت نرسد و زندگیتان به خطر نیوفتد. 

احساس گناه بعد از خیانت همسر بی وفا
احساس گناه در بی وفایی ارتباط مستقیم با میران عزت نفس فرد دارد، اگر فرد ، ارزش های فردی بالایی برای شخصیت خودش قائل باشد هیچگاه وارد منجلاب خیانت نمیشود. ولی اگر فرد عزت نفس کافی نداشته باشد بعد از برقراری رابطه جنسی نامشروع به هیچ وجه احساس گناه نمیکند.
ولی هستند افرادی که قبل از برقراری رابطه جنسی نامشروع یا حتی رابطه احساسی در ذهن خود این رابطه را لمس کرده و احساس ترس و گناه میکنند. 
همین احساس گناه یک نیروی بازدارنده برای خیانت است و باعث میشود همسر بی وفا بر سر دوراهی قرار گرفته و تصمیم  درست را بگیرد و از وقوع خیانت ، پیشگیری کند. 
البته در این بین هستند افرادی که بعد از انجام خیانت احساس پشیمانی دارند ولی نمیگذارند این احساس جلوی خیانت های بعدی را بگیرد. 
همسر بی وفا اگر جزو دسته افراد بالهوس و تنوع طلب نباشد معمولا جز کسانی است که برای مدتی طولانی در ازدواجش دچار مشکل شده ولی به جای این که به فکر ترمیم ازدواج یا گرفتن مشاوره برای حل مشکلاتش باشد به دنبال روابط فرازناشویی برای ترمیم موقت زخم هایش است.
برخی از افراد خیانتکار بعد از رابطه زناشویی نامشروع ، احساس تنفر از خود پیدا میکنند و به همین دلیل تا مدت ها نه با همسر و نه با معشوقه خود رابطه جنسی برقرار نمیکنند.
گروهی از افراد خیانتکار هم هستند که برانگیخته شدن جنسی را ، وسیله ای برای رهایی و نجات از روزمرگی میبینند و سعی میکنند از این روش بر پوچی و بی فایدگی شخصیت خود غلبه کنند ، این گونه افراد حس پذیرفته شدن و مقبول بودن بین دیگران را با تعدد روابط جستجو میکنند و داشتن روابط متعدد با افراد متعدد را برای خود افتخار و ارزش به حساب می آورند.

دلایل ادامه دار شدن خیانت و بی وفایی همسر
شروع ارتباط جدید از سمت همسر بی وفا و ادامه دار شدن آن میتواند دلایل کاملا متفاوت و مجزا داشته باشد. 
1 – خیانت معمولا با یک علاقه مشترک یا جاذبه جنسی شروع میشود ولی با ایجاد علاقه و احساس عمیق بین دو نفر ادامه پیدا میکند.
2 – برعکس این مورد هم زیاد دیده میشود، یعنی یک رابطه با پیوند عاطفی عمیق شروع شده و منجر به رابطه جنسی میشود و دو نفر به دلیل رضایت و لذتی که از این رابطه میبرند به آن ادامه میدهند و زندگی مشترکشان را نابود میکنند. 
3 – ممکن است رابطه فرا زناشویی کلا به دلیل این که زندگی مشترکی یک یا هر دوی آن ها رو به نابودی بوده است شروع شده و کم کم یک زندگی جداگانه برای طرفین درست شود که فکر میکنند هیچ ربطی به زندگی مشترک اولیه شان ندارد.

همسر بی وفا از چه چیز رابطه نامشروع لذت میبرد
هنگام برخورد با یک همسر بی وفا به جای این که بر خصوصیات یا ظاهر معشوقه تمرکز کنید باید روی این نکته تمرکز کنید که فرد خیانتکار چه لذتی از این رابطه نامشروع میبرد که در ازدواجش وجود ندارد یا کمرنگ شده.
معمولا همسر بی وفا در یک ارتباط جدید ، تجارب و احساسات جدیدی را تجربه میکند که در زندگی زناشویی اش به آن نمیرسد مثلا :
احساس صمیمیت
احساس مثبت بودن و قدرشناسی
احساس سبکی و بخشنده تر بودن
بسته به خصوصیات اخلاقی معشوشه، فرد بی وفا میتواند بازی در نقش های جدید را امتحان کند. در این گونه روابط یک فرد بی علاقه و غیر حساس، با تلقین تبدیل به یک فرد پرانرژی و از خود گذشته میشود. 
کسی که تمایل به حفظ زندگی خود دارد باید از همسر بی وفای خود بپرسد تو چه چیزی در این رابطه تجربه کردی که میخواستی در زندگی زناشویی ات تجربه کنی؟

مادرم به من استرس وارد می کند

مادرم به من استرس وارد می کند

خراسان/ دختری 12ساله هستم و امسال امتحان تیزهوشان دارم. مادرم استرس زیادی به من وارد می‌کند. حتی وقتی می‌خواهم بازی کنم، می‌گوید فقط باید درس بخوانی. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
تعارض با والدین یکی از شرایطی است که همه ما در زندگی تجربه می‌کنیم. در دوران نوجوانی این تعارض‌ها بیشتر رخ می‌دهد. خوب است بدانید هر مشکلی که در روابط ما پیش می‌آید، برای حل نیاز به تلاش دوطرفه دارد. در ادامه پیشنهادهایی برای‌تان داریم تا به کمک بزرگ‌ترها میزان تعارض‌ها و تنش‌ها را کم کنید.

 سعی کنید با والدین‌تان حرف بزنید. برای مثال می‌توانید به آن‌ها بگویید «درست است شما را دوست دارم اما از این نوع رفتار احساس خوبی ندارم». روشن و بدون تنش حرف خود را بیان کنید و از نیاز به اعتماد و آرامش خود بگویید. به آن‌ها به‌صورت کلامی و عملی اطمینان بدهید که به فکر درس و وظایف خود هستید.

برای این‌که خیال والدین را از مسئولیت‌پذیری‌تان راحت کنید، صرف قول دادن کافی نیست. دلایلی را که سبب رفتار کنترلگرانه والدین می‌شود، شناسایی و به تکالیف و مسئولیت‌های شخصی‌تان به‌درستی عمل کنید. به این‌ترتیب به آن‌ها نشان می‌دهید که حواس‌تان به وظایف‌تان هست و به‌اصطلاح خاطر آن‌ها را جمع می‌کنید.
مهارت‌های ده‌گانه ارتباطی مثل کنترل خشم، که قبلا در همین ستون به آن‌ها پرداخته‌ایم در ایجاد ارتباطات بین‌فردی خوب و بدون تنش بسیار کمک‌کننده است. برای کنترل استرس و تنش‌هایی که در این برخوردها برای‌تان ایجاد می‌شود، از تکنیک‌های آرام‌سازی مانند تمرین تنفس، تمرکز بر یک تصویر یا شیء استفاده کنید.
نگاه جدیدی به والدین‌تان داشته‌باشید. لازم است بدانید که همه والدین می‌توانند رفتار اشتباه داشته‌باشند. این نوع نگاه به کاهش  ناراحتی شما از رفتارهای کنترلگرانه والدین کمک شایانی می‌کند.
 به‌دلیل رفتار والدین، خود را سرزنش نکنید و از درگیری و لجبازی خودداری کنید. آرامش‌تان را حفظ ‌کنید و واکنش تندی بروز ندهید چون باعث یک چرخه اشتباه بین شما و آن‌ها می‌شود. درعوض روی هدف‌تان تمرکز داشته‌باشید و در عمل خود را ثابت کنید.
 یادتان باشد تلاش برای برقراری ارتباط خوب به این معنی نیست که ما می‌توانیم دیگران را تغییر بدهیم. ما باید سعی کنیم با حرف زدن مشکلات‌مان را حل کنیم ولی تلاش برای تغییر دیگران بی‌فایده است و باعث حس سرخوردگی می‌شود. درعوض بهتر است ویژگی‌های خوب و بد یکدیگر را بپذیریم تا با کاهش سطح توقع و انتظارمان از دیگران و مثبت‌نگری راجع به جنبه‌های مختلف رفتار آن‌ها ،تنش‌ها را کاهش بدهیم و به آرامش برسیم.
 اگر با به‌کار بستن این پیشنهادها تغییری در شرایط و حل مشکل به‌وجود نیامد، به یک روان‌شناس مراجعه کنید تا با ارزیابی دقیق وضعیت ،شما را راهنمایی کند. گاهی بی‎‌اطلاعی از مهارت‌های ارتباطی یا مشکلات شناختی و رفتاری باعث نبود ارتباط صحیح بین والدین و فرزندان می‌شود که به مداخله مستقیم یک متخصص نیاز دارد. 
 

 
نویسنده : مرضیه خوش‌نیت | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی