دختری 17 ساله ام و می ترسم بیماری ام را به والدینم بگویم

دختری 17ساله هستم. خانواده‌ای 7 نفره هستیم، 4 برادر دارم و من تک دختر هستم. سطح زندگی مان متوسط رو به ضعیف است، پدر و مادرم میانسال و قدیمی هستند و من خیلی احساس تنهایی می کنم و مشکل اینجاست که احساس می کنم غده ای درون سینه من هست که بعضی مواقع درد می کند و من خیلی می ترسم چراکه شرایط مالی خوبی نداریم و پدر و مادرم خیلی در زندگی غصه و مشکل دارند. نمی توانم مشکلم را به خانواده ام بگویم. کمکم کنید خیلی برای آینده ام نگرانم. مادربزرگ و خاله مادرم سرطان سینه داشتند و فوت کردند.

پاسخ مشاور

مخاطب عزیز، گاهی قرار گرفتن در شرایط سخت مانند ضعف مالی، نداشتن همدم و همراز، والدین سالخورده و گرفتار و ترس از ابتلا به بیماری سرطان باعث سردرگمی و نگرفتن تصمیم درست مى شود و البته تاخیر در تصمیم گیری هم تبعات منفی خودش را دارد. مشکل اصلی شما ترس از داشتن بیماری و به دنبال آن، هزینه های درمان و مشکلات این بیماری است.

بیماری تان را با شخص سومی مطرح کنید

اول این که در سن شما ابتلا به این بیماری، بعید به نظر می آید. نکته بعدی مطرح کردن این مشکل با فردی غیر از پدر و مادر است. خیلی خوب است که اینقدر به حال والدین خود و مشکلات آن ها توجه دارید و ملاحظه می کنید اما اولین افرادی که دوست دارند فرزندشان مشکلات خود را از آن ها پنهان نکند، والدین هستند؛ البته با توجه به شرایط سنی آن ها پیشنهاد می شود از یکی از اقوام، دوستان و همسایگان که اعتماد بیشتری به ایشان دارید و در مراجعه شما به پزشک و همراهی با شما مشکلی ندارد، کمک بگیرید. خیلی افراد هستند که اتفاقا مشتاق کمک و یاری به همنوع خود هستند؛ پس نگران تنهایی خود در این مورد نباشید.

روحیه تان را نابود نکنید

مسئله مهمی که باید به آن توجه کنید این است که گاهی تاخیر و ترس ما از پیگیری مشکل اتفاقا وضع را بدتر می کند و بیماری را که (البته در صورت ابتلای شما) در مراحل ابتدایی راحت تر درمان مى شود پیچیده و سخت مى کند. در ضمن ادامه دادن شما به شرایط قبلی نه تنها به حل مشکل شما کمکی نخواهد کرد بلکه روحیه تان را روز به روز تخریب و توانایی شما را در مقابله با مشکلات ضعیف خواهد کرد. 

دیر آمدن نوجوان به خانه و روش های کنترل آن

دیرآمدن نوجوان به خانه یکی از شایع ترین مشکلات خانواده است. برای والدین یک نوجوان، تنظیم مقررات منع رفت و آمد از یک ساعت مشخصی در خانه می تواند واقعا مشکل ساز باشد. نوجوانان باید تابع قونینی باشند زیرا هنوز نیاز به نظم و نظارت دارند. آن ها در مرحله ای از زندگی هستند که در حال آزمون و خطا هستند و به همین خاطر مرزها را کنار می زنند. ممکن است نوجوان به مقررات معترض باشند اما والدین نباید کوتاه بیایند.
قوانین رفت و آمد به خانه
وقتی صحبت از رفت و آمد نوجوان به خانه و بیرون می شود نوجوانان معمولا خیلی راحت می توانند کنترل والدین را به دست بگیرند.  بهتر است در نظر داشته باشید که قانون باید اول برای خود شما به عنوان والد پذیرفته شده باشد باید از آن درک درستی داشته باشید تا بتوانید نوجوان خود را نیز قانع کنید که آن را رعایت کنید. به عنوان قدم اول بهتر است ابتدا نگاه درستی به قانون رفت وبرگشت نوجوان به خانه در ساعت مشخصی داشته باشید. این قانون بدان معنا است که نوجوان می تواند بیرون برود و تفریح کند اما باید کنار چنین امتیازی مسئولیت پذیری نیز وجود داشته باشد. آزادی فرزندان در خانواده همراه با مسئولیت است.
برای این که قوانین در خانه رعایت شود، نمی شود که او را در تمام دوران کودکی آزاد گذاشته و ناگهان شروع به اعمال قانون کنید. بنابراین بهتر است فرزند خود را زمانی که کوچکتر است به ساعات مشخصی خوابیدن و بیدار شدن آشنا کرده باشید. در دوران راهنمایی نوجوان شروع می کنند به دیرتر امدن به خانه و اقامت در خانه ی دوستانشان. اول این که اهمیت خواب کافی برای عملکرد تحصیلی شان و اهمیت ورزش را از سنین پایین به آن ها آموزش دهید.
این مقررات کوچکتر از سنین پایه به شما این امکان را می دهد که ببینید که فرزند شما تا چه حد مسئولیت پذیر است و چه میزان مسئولیتی را قادر است تاب بیاورد. آیا او زمان کافی برای رسیدن به خانه را دارد؟ آیا او در جایی که وعده داده بود وقتی او را تحویل گرفتید منتظر است؟ اگر چیزی غیرقابل پیش بینی پیش بیاید به شما زنگ می زند؟

1-قانون گذاری مقتدر یا مستبد؟
برخی از والدین ترجیح می‌دهند که منع آمد و شد مشخص شود با اندکی مسامحه بعضی ها کاملا مستبدانه عمل می کنند و اصلا اجازه ی ورود و خروج بیشتر از یک شب در هفته را هم نمی دهند. در حالی که برخی دیگر ترجیح می‌دهند تصمیمات منع رفت و آمد را بر اساس شرایط تغییر دهند مثلا یک شب ساعت 10:30 منطقی است. یک شب دیگر نیمه شب آمدن هم قابل قبول است. شاید در وهله ی اول این حالت به شما این دید را بدهد که چنین مدیریتی نصفه و نیمه است و خود بی نظمی به بار می آورد اما بدانید که مهارت انعطاف پذیری نوجوان را تشویق می کند تا در ازای امتیازات گسترده مسئولیت پذیری کودکان و نوجوانان نشان دهد.
این بدان معنا نیست که مقررات منع رفت و آمد مورد توافق قابل تفسیر است. یعنی وقتی گفته می شود ساعت 11 امشب ساعت 11 است نه 11:30. این یعنی فرزند نوجوان شما حق یک ربع تاخیر را هم ندارد وقتی گفته اید امشب ساعت یازده یعنی امشب ساعت یازده! بلکه شما قبل از موعد اجازه می دهید که منع رفت و آمد معمول در یک شب خاص تمدید شود، زیرا فرزند نوجوان شما ثابت کرده است که او به طور معمول به موقع به خانه می رسد.

2-قوانین رفت و آمد منعطف برای جلوگیری از دیرآمدن نوجوان به خانه
منع رفت و آمد منعطف، به ویژه در سال آخر دبیرستان به نوجوان اجازه می دهد تا برای زندگی دانشگاهی آماده شود. جایی که تصمیم او این است که چه زمانی به خانه برود. شما می‌خواهید نوجوانتان تصمیمات هوشمندانه‌ای بگیردنه اینکه به کسی وابسته باشد که به او بگوید چه کاری انجام دهد. یک نقطه شروع خوب این است که از نوجوان خود بپرسید به نظر او منع رفت و آمد منطقی باید چه باشد.
به یاد داشته باشید منع رفت و آمد ابزاری برای حفظ سلامت، بهره‌وری و ایمن نگه داشتن فرزندتان است. سطح راحتی شما، سطح راحتی نوجوان شما و ایمنی جامعه شما باید بخشی از بحث باشد. در نظر بگیرید که آیا دوستان نوجوان شما در این نزدیکی زندگی می کنند؟ آیا او کار آخر هفته دارد؟ اگر مقررات منع رفت و آمد کودکتان زودتر از دوستان نزدیکش باشد، حالت تدافعی خواهید داشت.
شناخت والدین دیگر و بحث در مورد قوانین مشترک در اینجا مفید است. مقررات منع آمد و شد زمانی بهترین نتیجه را می دهند که انتظارات و عواقب آن به وضوح پیش از موعد مشخص شده باشد.

راهکاهایی برای کنترل دیرآمدن نوجوان به خانه
وقتی نوجوان شما از آمدن به خانه امتناع می کند چه باید کرد؟ اگر نوجوان شما علی رغم آگاهی از قانون عدم تاخیر در ساعت مشخص به خانه، باز هم دیر کرد بهتر است از قبل به او گفته باشید که مشکلی ندارد بالاخره به خانه بازگردد چرا که اگر او از ترس مجازات شدید اصلا به خانه بازنگردد ممکن است در مسیر خطرهای بیشتری قرار بگیرد که این شما را از هدف اصلی یعنی تربیت صحیح و به دور از خطرات و حواشی دور می کند. اما در روز بعد تنبیه معقول و مناسبی برای این تاخیر قرار دهید. برخی از نکات مهم در رفتار صحیح با نوجوانان درباره مسائل رفتار و آمد در ادامه بیان خواهد شد.

1-استفاده از قانون محلی برای کنترل دیرآمدن نوجوان به خانه
قوانین محلی در مورد منع رفت و آمد را بررسی کنید. بسیاری از شهرها و شهرستان ها مقررات منع رفت و آمد اجباری برای افراد زیر سن قانونی در گروه های سنی مختلف دارند. از قوانین موجود در شهر خود برای حمایت از تصمیمات خود استفاده کنید. اگر خارج شدن نوجوان شما پس از مدتی مشخص خلاف قانون است، به او اطلاع دهید.
از طریق تقویت های کتبی و شفاهی، زمان های مورد توافق را به وضوح بیان کنید. آن را روی یخچال قرار دهید و با یک یادآوری شفاهی تقویت کنید (مثلاً “من مشتاقانه منتظر دیدار شما در حوالی ساعت 10:30 امشب هستم”). عواقب نقض مقررات منع رفت و آمد را با همسرتان در میان بگذارید. مهم است که هر اقدامی که در این زمینه انجام می دهید زمانی که هر دوی شما خونسرد هستید با هم تصمیم گیری شود.

2-قانون گذاری از کودکی برای جلوگیری از دیرآمدن نوجوان به خانه
برای برقراری مقررات منع رفت و آمد منتظر نمانید تا کودکان شما نوجوان شوند. منع آمد و شد را زمانی که فرزندان شما در سنین پیش از نوجوانی هستند برقرار کنید تا زمانی که به سن نوجوانی می رسند رعایت مقررات منع آمد و شد به یک عادت دیرینه تبدیل شده باشد. این راهکاری ساده  اما موثر در تربیت نوجوان است.
عواقب قانون شکنی را اجرا کنید. وقتی نوجوان شما دیر می کند به او این آزادی و فرصت بدهید تا نظر بدهد و توضیح دهد. شاید رویدادهای برنامه ریزی نشده ای وجود داشته باشد (به عنوان مثال، پنچر شدن لاستیک). سعی کنید با هم راه حلی برای مشکل پیدا کنید. اگر نوجوان شما همچنان قانون منع آمد و شد را زیر پا می گذارد اجازه دهید عواقب مورد توافق در جای خود و به وقت خود اعمال شود.
از آنجایی که شما و نوجوانتان قبلاً درباره این عواقب صحبت کرده اید و آن ها را با هم تنظیم کرده اید (مثلاً کلید ماشین را بردارید، امتیازات خانه را بردارید، و غیره)، مجبور نیستید در موقعیتی قرار بگیرید که نقش «آدم بد» را بازی کنید یا نظم و انضباط ایجاد کنید  چرا که کمی پیش تر به کمک نوجوان لیست عواقب، اختیارات، مدت زمان مجاز تاخیر و … را تنظیم کرده اید و او به همه چیز اشراف و اذعان کامل را دارد.
یک بازه ی پانزده دقیقه تا نیم ساعت حد مجاز برای تاخیر نوجوان تنظیم کنید. اگر قوانین را بیش از حد سختگیرانه اعمال کنید ممکن است نوجوان به جهت جوانی کردن و شیطنت های خاص خود تا آخرین لحظات بیرون بماند و در نهایت از ترس تاخیر با سرعت زیادی رانندگی کند که به خانه برسد و در این حالت ممکن است تصادفی روی دهد. یا حتی لجبازی در دوران نوجوانی بیشتر شود.

3-دوری از افراط و تفریط
در مورد میزان نظم و انضباط که برای نقض مقررات منع آمد و شد منصف باشید. از افراطی شدن در اقدامات انضباطی خود بپرهیزید، زیرا این کار فقط باعث سردرگمی نوجوانان شما و احتمالاً باعث رنجش می شود. از نوجوان خود بخواهید هنگام خروج از خانه ی دوستش یا هر مراسمی که در آن جا حضور دارد با شما تماس بگیرد تا شما بتوانید تخمین بزنید تقریبا چه میزان زمان می برد که او به خانه برگردد. اگر نوجوان شما مقررات منع آمد و شد از ساعت مشخصی را به دلایل رفتارهای پرخطر نظیر مشروبات الکلی یا مواد مخدر از دست داد عواقب آن بسیار جدی تر است. به سادگی این عواقب جدی تر را که شما از پیش تنظیم کرده بودید را اجرا کنید و در انجام آن ذره ای تردید نکنید.
اگر نوجوان شما از قبل می داند که شکستن مقررات منع آمد و شد در ساعات مشخص چه پیامدهایی را در پی خواهد داشت و هم چنان مقررات را زیر پا می گذارد ممکن است زمان آن رسیده باشد که یا عواقب را دوباره ارزیابی کنید یا از یک مشاور حرفه ای در این باره کمک بگیرید.


4-القای حس برنده بودن به نوجوان
هنگامی که در حال تنظیم قرارداد یا توافق نامه ی مقررات هستید بهتر است به او احساس برنده شدن را بدهید. لازم نیست شما همیشه برنده باشید. مثلا اجازه دهید در بیرون رفتن و خانه ی کدام دوست رفتن انتخاب با او باشد اما در مورد این که چه کسی به همراه خود ببرد یا چه ساعتی بازگردد و یا هر یک ساعت یک بار با شما تماس بگیرد و … انتخاب با شماست. قوانین شما باید به صورتی باشد که او را خصوصا اگر پسر می باشد در مقابل جمع هم سالان مورد حقارت قرار ندهد چرا که فشار هم سال در این سن و سال به حدی بالاست که به راحتی می تواند میان شما و او فاصله بیندازد.حس تحقیر در نوجوانان خیلی زود برانگیخته می شود.
بررسی هر از گاهی نوجوان به درد نمی خورد. اگر نوجوان شما بگوید که قرار است ساعت 5 بعد از ظهر در کافی شاپ با دوستانش باشد خودتان بهتر است نامحسوس سر بزنید و از این موضوع مطمئن شوید. اگر شب را قرار است در خانه ی یکی از دوستانش بماند بهتر است تماسی غیر منتظره و ناغافل با خانه ی دوست او داشته باشید تا اطمینان حاصل کنید که او آن جاست.

5-داشتن شماره دوستان هنگام دیرآمدن نوجوان به خانه
لیستی از شماره تلفن های همه ی دوستان نوجوان خود را داشته باشید. اگر نوجوان شما بگوید که به خانه ی علی می رود مطمئن شوید که دقیقا همان جایی است که او می گوید. سعی کنید با دوستان درجه ی یک او به صورت خانوادگی ارتباط داشته باشید تا بتوانید اطمینان خود را تا حد زیادی بالا ببرید. این کار به شما کمک می کند که بدانید اصلا والدین دوست فرزند شما به این دوستی آگاه هستند یا خیر، تا چه حد به تربیت فرزند خود علاقمند هستند و چقدر به رفتارهای پرخطر دوران نوجوانی آگاهی دارند و به آن حساس هستند.

این نکته را برای فرزند نوجوان خود کاملا شفاف کنید که در هر موقعیتی حتی اگر رفتار پرخطری از او سر زده بهترین کار حتی اگر ترسناک به نظرش برسد این است که روی کمک شما به عنوان امین خود حساب کند و شما را خبر کند حتی اگر قرار باشد درفرصت مناسب تنبیه خود را نیز بپذیرد اما در آن لحظه ی حساس و شاید خطرناک اول از هر چیز با شما تماس بگیرد و شما را برای کمک فراخوان دهد.
به نوجوان خود این را بگویید که چنین مقرراتی نشانه ی اعتماد شما به آن هاست نه برای کنترل آن ها. شما به آن ها اعتماد کرده اید و به کمک خودشان برایشان آزادی ترتیب داده اید آزادی هایی که برای عدم رسیدن آسیب به آن ها در لفافی از قوانین تنظیم شده است. پس اگر این قوانین را که لازمه ی گذر از دوران سخت نوجوانی است را زیر پا می گذارند درحقیقت این خود آن ها هستند که به آزادی خود احترام نمی گذارند.

6-هنگام دیرآمدن نوجوان به خانه زیاد سخت نگیرید
به یاد داشته باشید که به عنوان والد احتمالا بارها و بارها با نقض بندهای این قوانین نامه ی منع آمد و شد در ساعات مشخصی روبه رو خواهید شد و این پایان دنیا نیست! به این معنا هم نیست که نوجوان شما اساسا تمایلی ندارد به شما احترام بگذارد. کاملا طبیعی است که فرزندان خصوصا فرزندان این دوره از زمانه، تمایل داشته باشند که مرزها را آزمایش کنند تا ببینید آیا شما سر حرف های خود هستید؟ آیا عواقبی که گفتید را واقعا اجرا می کنید یا تنها یک فیگور پلیس مآبانه بوده که به او نشان داده اید و این که خودشان تا چه حد می توانند این قوانین و عواقب آن را پذیرا باشند.
قبل از بیرون رفتن در شب به نوجوان خود مقررات منع آمد و شد را یادآوری کنید به آن ها این فرصت را ندهید که بگویند در مورد جزئیات مقررات یا عواقب نقض آن چیزی نمی دانستند یا حواسشان نبوده. انقدر تکرار کنید که ملکه ی ذهن آن ها شده باشد. به عبارتی راه هر گونه بهانه گیری را بر آن ها ببندید. به یاد داشته باشید سبک های فرزندپروری سخت گیرانه گاهی تاثیر خود را از دست می دهند.

7-درک موقعیت های اضطراری در دیرآمدن نوجوان به خانه
مواقعی هم هستند که قوانین باید زیر پا گذاشته شوند و این مواقع فقط زمان هایی است که دلیل اضطراری در پس پرده وجود دارد. متاسفانه نوجوانان و مادران و پدران اغلب در موارد اضطراری و تشخیص میزان اضطرار با هم تفاوت دارند و توافق ندارند. فرض کنید فرزند شما قرار بوده ساعت نه شب در خانه باشد و در راه برگشت به خانه ماشین او خراب شده است یا ماشین دوستش خراب شده که او را می رسانده. آزادی و توانایی تصمیم گیری در مواقع اضطراری یکی از نیازهای اساسی نوجوان است.
شاید هم مشکلی پیش آمده و کار فرزندتان به اورژانس کشیده شده است. در این مواقع باید قوانین شما و عواقب آن تا حدی انعطاف پذیر باشد که بتوان گاهی در اجرای قوانین مسامحه کرد. دراین مواقع حتما قید کنید که برای مواقع اضطراری فارغ از نوع آن با شما حتما تماس بگیرد.
وقتی نوجوان شما از مقررات منع رفت و آمد در ساعات مشخص پیروی می کند و به موقع به خانه می آید به او بگویید چقدر خوشحال هستید که او امن است و در خطر قرار نگرفته است. ابراز کنید که چقدر به داشتن چنین نوجوان متفکر و قابل اعتمادی افتخار می کنید. بگذارید نوجوان شما بداند وقتی به موقع به خانه نمی آید شما به خاطر میزان مهری که به او دارید نگرانش می شوید و از آن ها تشکر کنید که استرس ناشی از انتظار را به شما تحمیل نمی کند. 

فرق بین عشق واقعی و علاقه ناگهانی زودگذر

اگر شما نیز یک علاقه و کشش ناگهانی و شدید را به شخصی که نمی شناسید پیدا کرده اید بدون شک این علاقه پنهان را با دوستانتان در میان گذاشته اید. هر چند هیچ تعریف قطعی و کاملی برای یک علاقه و شیدایی زودگذر (crush) وجود ندارد اما خصوصیاتی وجود دارد که آن را از یک علاقه جدی و رمانتیک متفاوت می سازد. از نظر کارشناسان رفتاری فرق بین عشق واقعی و علاقه ناگهانی زودگذر چیست؟به گزارش «تابناک با تو»؛ اگر شما نیز یک علاقه و کشش ناگهانی و شدید را به شخصی که نمی شناسید پیدا کرده اید بدون شک این علاقه پنهان را با دوستانتان در میان گذاشته اید.

هر چند هیچ تعریف قطعی و کاملی برای یک علاقه و شیدایی زودگذر (crush) وجود ندارد اما خصوصیاتی وجود دارد که آن را از یک علاقه جدی و رمانتیک متفاوت می سازد. کارشناسان بر این باورند که علاقه ناگهانی و شدید معمولاً ریشه در فانتزی و رویاهای فرد داشته و کسانی که چنین احساسی دارند سعی می کنند ارزش های خود را در قالب شخصی که شیفته او شده اند جای دهند. این در حالی است که اطلاعات بسیار کمی در مورد طرف مقابلتان دارید و همین موضوع آن را به یک علاقه عاشقانه یا یک رابطه عاشقانه متفاوت می سازد، جایی که چیزهای زیادی در مورد طرف مقابلتان دانسته و گمانه زنی ها و فرضیات شما بر اساس تجربیات واقعی که با او داشته اید شکل گرفته است. برای مثال، وقتی که نسبت به کسی علاقه ای ناگهانی و شیداگونه دارید ممکن است به شکلی ناخودآگاه فکر کنید کسی همیشه در اتوبوس یا کلاس درس کنار شما می نشیند انسان مهربان و مسئولیت پذیری است اما هیچ راه و دلیلی برای تایید این فرضیه نداشته یا دستکم به آن دلایل اعتماد کامل ندارید زیرا اعتماد از طریق زمان و یک رابطه پایدار بدست می آید. علاقه و اشتیاق شدید ناگهانی از راه دور ایجاد می شود در حالی که عشق واقعی از طریق ارتباط بلند مدت با فرد مقابل و یک رابطه واقعی بدست می آید. اگر چه بین علاقه شدید اما زودگذر و عشق واقعی فراتر از آن تفاوت آشکاری وجود دارد اما شباهت هایی نیز دیده می شود، مانند احساسی که در هر دو مورد به طرف مقابل دارید.

احساس عشق واقعی و علاقه زودگذر باعث آزاد شدن هورمون های نشاط آور دوپامین و اوکسی توسین در مغز می شوند. وقتی کسی را می بینید که به طور بالقوه می تواند شریک زندگی شما باشد، چه غریبه یا همکار یا آشنای دور، مغز شروع به فعال کردن شبکه شناختی خود می کند، بخشی از مغز که تجربیات گذشته، اولویت ها و تصویرمان از خود را نگهداری می کند. با فعال شدن این بخش از مغز، به چشمان ما دستور داده می شود که طرف را دوست داشته باشیم. این فرآیند به سرعت رخ می دهد بدون آنکه از لحاظ ذهنی متوجه آن باشید هر چند ممکن است بدن با واکنش هایی مانند افزایش ضربان قلب، احساس پروانه ای در درون و فکر کردن بیش از حد به این ماجرا به این موضوع پاسخ دهد. اگر چه علاقه ناگهانی زودگذر و عشق واقعی واکنش های بیولوژیک یکسانی ایجاد می کنند اما تفاوت های واضحی بین این دو وجود دارد.

در واقع علاقه زودگذر یک کشش غیرقابل کنترل است زیرا بسیار سریع تر از عاشق شدن رخ می دهند که مورد اخیر بسیار آرام تر و در طول مدت زمان طولانی تری ایجاد می شود. به همین دلیل عشق ناگهانی مانند یک ورطه است که ظاهراً نمی توانید از آن خارج شوید. با این وجود، اگر چه نمی توانید روی علاقه ناگهانی به کسی کنترل داشته باشید اما هنگامی که متوجه آن شوید می توانید با استفاده از نیروی اراده، مدیتیشن، برنامه ریزی و تمرین آن را متوقف کنید. در صورتی که فرد مورد نظر شما همکارتان بوده یا از قبل با شخص دیگری در رابطه هستید این روش ها می توانند بسیار موثر باشند. علیرغم تفاوت ها، این امکان وجود دارد که علاقه ناگهانی به یک رابطه واقعی منجر شود. در حالت علاقه ناگهانی مشکلی با فاصله ندارید زیرا هنوز به طور کامل وارد آن نشده اید اما اگر شروع به داشتن تجربیات مشترک و شخصی با طرف مورد نظرتان کنید یک سیستم تعلق و نزدیکی شکل می گیرد.

در ادامه یک رابطه بوجود آمده و ممکن است مغز و بدن واکنش متفاوتی داشته باشند مانند احساس غم و تنهایی هنگامی که آن شخص از لحاظ فیزیکی در کنار شما نیست. این اتفاق در صورتی که شما بیشتر در علاقه شدید ناگهانی به فرد فرو بروید رخ خواهد داد. «اثر صرف در معرض قرار گرفتن» یک اصل روانشناختی است که بر اساس آن هر چه دو نفر در معرض چیزی قرار بگیرند، چه یک ایده، چه یک آهنگ یا شخص، احتمال اینکه به آن علاقه پیدا کنند بیشتر است. اگر به شخصی که در مترو می بینید علاقه ای از راه دور و ناگهانی پیدا کرده اید، بهترین کار این است که سعی کنید به او نزدیک شده و بیشتر او را بشناسید تا ببینید که آیا با تصوراتی که از او در ذهن خود ساخته اید شباهتی دارد یا خیر. در صورتی که نتیجه متفاوت بود باید سعی کنید خود را از او دور نگه دارید.

زندگی بدون عزیزان؛ آوار مرگ را چطور تحمل کنیم؟

یک حفره آنجاست. یک حفره سرخ خون‌آلود که انگار چیز مهمی را درست از همانجا کنده‌ و برده‌اند. چیزی که هرگز برنمی‌گردد. مهم نیست کسی این حفره را نمی‌بیند، مهم این است که وقتی تو چشمت را می‌بندی آن را احساس می‌کنی. درست همانجاست توی قلبت. بخش زیادی از قلبت را هم با خودش کنده و برده. قلبت می‌سوزد. ضعف شدیدی داری انگار. مدت‌هاست از تو خون رفته است، اما نرفته. جراحتی نیست. زخمی نیست، نه زخمی که به چشم بیاید. آن که از وجودت کنده شده، همان که می‌گویند پاره تن و پاره جگرت بوده مسئول همه این دردها و جراحت‌هاست. حرف‌ها را نمی‌شنوی، دنیا را طور دیگری می‌بینی. انگار همه چیز در یک خواب عمیق شوک‌آور غوطه‌ور است و تو آرزو می‌کنی از این خواب هر چه زودتر بیدار شوی تا تمام این شوک و تلخی و درد و سوزش بی‌پایان تمام شود. فریاد می‌کشی، توی حفره خالی دلت مشت می‌کوبی تا زودتر دهانش را ببندد و بگذارد بیاسایی، اما آسایشی نیست. درد تمام روحت را تسخیر کرده است و تو به او وامی‌دهی. وقتی می‌بینی چاره‌ای نیست، خوابی نیست، این یک کابوس بیداری است و پاره جگرت رفته، وا می‌دهی و روی زانوانت آوار می‌شوی. او می‌رود و تو می‌مانی. راهی به آن سو نیست و باید دستت را روی حفره بزرگ دلت بگذاری تا آرام آرام زخمت خوب شود. زخمی که تا ابد اثرش را نمی‌توانی پاک کنی، اما بهتر خواهد شد و التیام خواهد یافت. تو اکنون یک داغدیده‌ای و این از مراحل سوگواری است. قدم به قدم تا آرامش سوگواری وضعیتی است که وقتی انسان با فقدان مواجه می‌شود آن را تجربه می‌کند و فقدان هر چه در مورد چیز یا شخص مهم‌تر و عزیزتری باشد و دلبستگی ما به آن زیادتر باشد سوگواری سخت‌تری را پیش رو خواهیم داشت.

سیدمهدی عادلی، کارشناس مذهبی در مورد از دست دادن‌ها و سوگواری در زندگی مسلمانان می‌گوید: دستور برای مومن این است که نه در به دست آوردن‌ها زیاد خوشحالی کند و نه در از دست دادن‌ها، زیرا در قرآن و حدیث این دلبستگی‌ها و بریدن‌ها در زندگی امتحان الهی تلقی شده است که باید انسان را به منبع اصیل دلبستگی هدایت کند که خداوند و کسب رضایت اوست. وی با اشاره به آیه 64 سوره تغابن می‌گوید: در اینجا بصراحت اشاره می‌شود اموال شما و فرزندانتان، وسایل آزمایش هستند. این کارشناس ارشد الهیات تاکید می‌کند کمتر انسانی به اموال دنیا و جان فرزندان و عزیزانش دلبستگی ندارد و در آنچه ما مصیبت می‌خوانیم و خداوند در قرآن از آن به عنوان آزمایش و امتحان یاد می‌کند، با قطع این دلبستگی‌ها توجه ما به اسباب امتحان بودن آنها جلب می‌شود تا درک کنیم خود اینها اصالت ندارند و باید به خاطر داشته باشیم خداوند هرگز بشر را به آنچه طاقتش را ندارد، آزمایش نمی‌کند. پس بهتر است در مصیبت‌ها از خداوند طلب صبرو بردباری کنیم و دلمان را به دست خودش بسپاریم که او بهترین شفاست. امانتدار باشیم از آنچه گفته شد چنین برمی‌آید که اگر انسان در جایگاه درستی قرار گیرد کمتر متزلزل می‌شود و آرامش بیشتری خواهد داشت، اما دلبستگی در خوی بشر است. اگر به آنچه داریم به منزله امانت‌های الهی نگاه کنیم که یک روز باید همه آنها را به صاحبش پس دهیم و تنها مسیر وابستگی خود را باید وابستگی به خداوند رحمان قرار دهیم، پذیرش از دست دادن‌ها آسان‌تر خواهد بود. تا حالا دیده‌اید وقتی بخواهیم تمام سپرده‌های خود را از بانک برداریم بانکداران گریه سر بدهند؟

این کاری است که وقتی امانت‌های الهی را از ما پس می‌گیرند ما انجام می‌دهیم. اما رسیدن به این مرحله از ایمان کار دشواری است و باید مومن واقعی باشیم. اغلب ما نمی‌توانیم نقش خود را به عنوان امانتدار بپذیریم و از وابستگی‌ها آسیب می‌بینیم. البته ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: هر چیز ما را نکشد قوی ترمان می‌کند، مشروط بر این که راه و رسم مواجهه و مقابله با آسیب‌های ناشی از فقدان و سوگواری را بدانیم. روزگار با ما چه می‌کند داغ وداع با عزیزترین‌ها را چنین توصیف کرده‌اند: یکشبه پیر شدم، کمرم شکست، خانه خراب شدم، به روز سیاه نشستم و… اما تمام این شوک بزرگ در زندگی چطور رخ می‌دهد؟ سوگ را یک فرآیند چند مرحله‌ای می‌دانند که یکی یکی یا بدون نظم و ترتیب ممکن است طی شود.

علی رضایی، روان‌شناس و مشاور طبق نظریات روان‌شناسی برای سوگواری مراحله هفتگانه‌ای می‌شمارد که عبارتند از: شوک ناشی از شنیدن خبر، انکار و نا باوری، خشم وفوران احساسات، چانه زنی، افسردگی، جست‌وجوی راه‌حل و در نهایت پذیرش. رضایی می‌گوید: حتی این مراحل را در صورتی که خبر مرگ قریب‌الوقوع خود را بشنویم نیز ممکن است طی کنیم. البته این مواردی است در بیشتر افراد دیده می‌شود و ممکن است در برخی موارد پیش نیاید، اما باید آمادگی مواجهه با این حالات را در عزیزانی که در سوگ به سر می‌برند، داشته باشیم. این مراحل همان‌هایی است که ما را وامی دارد با خدا چون و چرا کنیم و به روزگار ناسزا بگوییم و به خود قول بدهیم اگر عزیزمان برگردد چنین و چنان کنیم و بعد مسائل را گردن خود یا دیگران بیندازیم و آرام آرام تجویزها را بپذیریم و سعی کنیم با زندگی یا همان مرگ کنار بیاییم. همراهان سوگوار هیچ کس به اندازه صاحب عزا سوگوار نیست؛ بنابراین اطراف او همیشه کسانی هستند که می‌توانند اوضاع را کنترل کنند. برای این که به سوگوار کمکی کرده باشید چه می‌توانید بکنید؟

علی رضایی، مشاور و روان‌شناس توصیه می‌کند: اگر شما دوست یا آشنای نزدیکی دارید که دچار سوگ عزیزی شده است در درجه اول می‌توانید شنونده خوبی باشید. مهم نیست سوگوار چه می‌گوید و چند بار تکرار می‌کند، او به این کار احتیاج دارد.با او همدلی کنید و بگویید نمی‌توانید تصور کنید چقدر سخت است، اما اطمینان دارید آینده به این سختی نخواهد بود. اگر با او محرم هستید، تماس فیزیکی برقرار کنید. دستش را بگیرید یا دست بر شانه‌اش بگذارید و اجازه دهید احساس حمایت کند. به افراد اجازه بدهید در صورت امکان جنازه عزیزشان را ببینند و با او وداع کنند. به او نگویید زمان حالش را بهتر می‌کند و برای شخص متوفی بهتر شده است و از آنچه دارد سپاسگزار باشد. از او نخواهید گریه نکند یا فریاد نزند،حتی اگر او طرف صحبتش شخص متوفی است. او باید مراحل سوگواری را طی کند. در امور برگزاری مراسم، تهیه غذا برای خانواده و … تا مدتی به او کمک کنید. او را تنها نگذارید و سعی کنید گاه و بی‌گاه از خلوتش بیرون بیاید تا دچار افسردگی نشود. بهبود اثرات عاطفی حادثه، نیاز به زمان زیادی دارد. انتظار نداشته باشید بسرعت به وضع سابق برگردد. سعی کنید از وابسته شدن فرد به خودتان جلوگیری کنید. با همراهی دوستان و خانواده،مراسم دعا و قرآن خوانی و نماز برای متوفی برپا کنید. این کار به آرامش صاحب عزا کمک می‌کند

بی‌توجهی به واگیردار بودن خودکشی در « آتش سرد »

چرا شوک شبکه 2 به بیننده‌های سریال شبانگاهی‌اش با پخش سکانس خودکشی در قسمت پانزدهم اشتباه بود؟
سریال «آتش سرد» که این شب‌ها ساعت 21:30 از شبکه دوم سیما پخش می‌شود، سکانس عجیب‌و‌غریبی را پخش کرد که با انتقادهای بسیار زیادی روبه‌رو شد. در این سکانس شاهد خودکشی یک فرد با طناب‌دار هستیم و هیچ هشداری قبل از آن به بینندگان به ویژه مخاطبان کودک و نوجوان سریال داده نشد. آیا این اتفاق از منظر روان‌شناسی اشتباه بود یا نه؟

  پرداختن اشتباه این سریال به مقوله خودکشی
خودکشی یکی از مهم ترین بحران‌های سلامت روان است. سالانه جان‌های بسیاری بر اثر خودکشی در سراسر جهان از بین می‌روند. پرداختن به خودکشی یک ضرورت در حیطه بهداشت‌روان است اما چگونگی طرح موضوع بسیار اهمیت دارد. خودکشی یک موضوع واگیردار است چون افرادی که در آستانه فروپاشی روانی و اقدام به خودکشی قرار دارند معمولا از ترس دردناک بودن مرگ، اقدام عملی نمی‌کنند. اما وقتی نمونه‌ای را مشاهده می‌کنند مثلا در همین سریال شبکه دو، طبیعتا ترس‌شان کمتر می شود و ممکن است افکار به عمل درآید. برای همین همیشه هنگام صحبت از مقوله خودکشی، هشدار و راه‌های پیشگیری هم باید ذکر شود. صحنه خودکشی در سریال «آتش سرد» کاملا خلاف این توصیه‌ها عمل کرده است. در این سریال، در چهره  فردی که قصد خودکشی دارد، هیچ تردیدی دیده نمی‌شود و حتی لبخند رضایت بر لب دارد! این ناپختگی کاملا گویای این است که  تولیدکنندگان سریال هیچ‌گونه مشورتی با متخصصان سلامت‌روان در این باره نداشته‌اند.

  خودکشی تقلیدی؛ خطر پخش چنین سکانس‌هایی
خودکشی، پدیده‌ای است که چند عامل در آن نقش دارند. یک سریال هرگز به ‌تنهایی باعث یک رفتار خاص نمی‌شود اما «اثر ورتر» یا «خودکشی تقلیدی» را فراموش نکنیم؛ رمانی که سال 1774 نوشته شد و بعد از خودکشی شخصیت داستان با تپانچه، عده‌ای به تقلید از او خودکشی کردند! تولید محتوا از هر جنسی که باشد، بر مخاطبش تأثیر می‌گذارد. انتشار اخبار مربوط به خودکشی، مثل راه رفتن روی یک تیغ برنده‌ است؛ به همین دلیل ملاحظات مختلفی برایش در نظر گرفته‌می شود. تا حدی که کارشناسان حوزه بهداشت روانی، برای فعالان رسانه کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌کنند، مثلاً گفته می‌شود از عبارت «خودکشی منجر به مرگ» به‌جای عبارت «خودکشی موفق» استفاده و از هرگونه جذابیت در پردازش خبر خودکشی و القای حس کنجکاوی به  مخاطب پرهیز شود. آب‌وتاب دادن‌ها و شرح جزئیات آن‌هم، جزو خطوط قرمز به‌حساب می‌آید.
  نکته مهم درباره پیشگیری از خودکشی
نکته دیگر در باره پیشگیری از خودکشی این است که تاکید روی تفکر منطقی در این زمینه، برای پیشگیری کلی از خودکشی در جامعه موثر است اما برای فردی که در حال اقدام به خودکشی است معمولا کارایی ندارد. چون در لحظه اقدام به خودکشی تفکر منطقی کاملا از کار افتاده است. فرد در آن لحظه قادر به درک معنی آینده، خدا و آخرت، خانواده و … نیست. در این شرایط بهتر است صرفا سعی در درک طرف مقابل داشته باشیم و از او بخواهیم پیش از اقدام دلایل خود را بیان کند. این‌گونه می‌توان با خرید وقت، همدلی را ایجاد کرد و بعد از آن به دنبال یک دلیل برای زنده بودن گشت.
 هشدار: اگر خودتان یا اطرافیان تان حتی یک بار اشاره به خودکشی داشته اید یا از ذهن‌تان گذشته، لطفا با اورژانس‌اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید، متاسفانه گاهی خیلی زود دیر می‌شود.

نویسنده : دکتر مهدی سودآوری |‌ روان شناس و مدرس دانشگاه

رابطه ناباورانه کاهش استرس با شستن دست‌ ها

حذف استرس و اضطراب از زندگی‌های امروزی، تقریبا نشدنی است اما راهکارهایی برای کاهش و مدیریت آن‌ها وجود دارد. بر اساس تحقیقات جدید منتشر شده در مجله Social Psychological and Personality Science، شستن و تمیز کردن خود می‌تواند عواقب روانی تجربه استرس و اضطراب را کاهش دهد. یافته‌های جدید نشان می‌دهند که شستن و تمیز کردن خود با کاهش اضطراب مرتبط است، اما چرا دانشمندان علاقه‌مند به بررسی ارتباط بین شستن خود و استرس شدند؟ «اسپایک دبلیو اس لی»، استادیار مدیریت و روان شناسی در دانشگاه تورنتو و مدیر آزمایشگاه ذهن و بدن، این طور توضیح می دهد: «من همیشه مجذوب روان شناسی رفتار تمیز کردن بودم. چرا مناسک تطهیر در ادیان وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال، این پژوهش را انجام دادم.»

   نحوه انجام این پژوهش
«لی» و تیم تحقیقاتی او 1150 بزرگ سال را بررسی کردند و از آن‌ها خواستند ویدئویی کوتاه از یک زن وحشت‌زده را که بر لبه ایستگاه بانجی جامپینگ ایستاده بود، تماشا کنند. این ویدئو قبلاً برای ایجاد اضطراب، تنش و ناراحتی در بینندگان ساخته شده بود. سپس به‌طور تصادفی شرکت‌کنندگان را به سه گروه تقسیم کردند و به هر گروه یک ویدئوی اختصاصی نشان دادند. گروه اول ویدئویی درباره نحوه صحیح شستن دست‌ها را دیدند، گروه دوم ویدئویی درباره نحوه ترسیم یک دایره را تماشا کردند و گروه سوم ویدئویی درباره نحوه پوست کندن تخم‌مرغ را دیدند. سپس از آن‌ها خواستند به میزان استرسی که از ویدئوی اول زن وحشت‌زده بر لبه بانجی جامپینگ داشتند، امتیاز دهند.
   نتایج ناباورانه این پژوهش
در کمال ناباوری کسانی که بعد از آن ویدئو، ویدئوی شستن دست را تماشا کردند، در مقایسه با کسانی که دو ویدئوی دیگر را تماشا کردند، متعاقباً سطح اضطراب کمتری را گزارش کردند اما موضوعی محققان را به شک انداخت و آن هم این بود که فیلم شستن دست‌ها ممکن است در بیننده حس لمس شدن را تقویت کند و به همین دلیل آن‌ها میزان استرس کمتری را گزارش داده باشند. آن‌ها خاطرنشان کردند: «از آن جایی که لمس شدن تسکین‌دهنده و آرام‌بخش است، آن چه که به نظر می‌رسد اثرات تمیز کردن و شستن است، ممکن است به دلیل حس لمس شدن باشد. برای توضیح این آشفتگی احتمالی، محققان آزمایش دومی را با 465 شرکت‌کننده انجام دادند.»
   تکرار آزمایش و کسب همان نتیجه قبلی
پس از تماشای ویدئوی اضطراب‌آور، شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند و از هر گروه خواسته شد چیزی را تصور کنند: گروه اول: «تصور کنید دست‌ها، صورت، گردن و موهای‌تان را با آب تمیز می‌کنید»، گروه دوم: «تصور کنید که بازوها، صورت، گردن و موهای خود را لمس می‌کنید.» و از گروه سوم خواسته شده بود اصلا چیزی را تصور نکنند. «لی» و همکارانش دریافتند که سطح اضطراب در بین افرادی که تصور تمیز کردن را داشتند در مقایسه با دو گروه دیگر باز هم کمتر است.
مترجم : فرنگیس یاقوتی|‌ منبع: psypost.org

مجردم و به زنی مطلقه علاقه مندم که 2 فرزند دارد

پسری 27 ساله هستم. علاقه مند به زنی مطلقه و 35 ساله شده ام که 2 فرزند دارد. به دلیل مشکلاتی که بعد از طلاق به تنهایی نمی توانست حل کند و با کمک من حل کرد، به هم علاقه مند شدیم. نمی توانم از او دل بکنم. دلم به ازدواج راضی است و عقلم به جدایی و قطع رابطه. مانده ام چه کار کنم. همیشه مشکل داریم و دعوا می کنیم.

پاسخ مشاور

مخاطب گرامی! انتخاب همسر مسئله ای چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر، متعدد است که یکی از این شرایط سن طرفین و یکی دیگر نیز همکفو بودن آن هاست. هرچند بزرگ تر بودن سن پسر از دختر در ادامه روند ازدواج، موثر است اما کسب بلوغ های لازم برای ازدواج مهم تر و حیاتی تر است چراکه همسرداری صحیح به بلوغ های روانی افراد مرتبط است.

طرف مقابل تان را با معیارهای تان بسنجید

برای داشتن یک ازدواج موفق، معیارهای هر فرد برای انتخاب شریک زندگی باید شناسایی و بررسی شود. هر شخص بر اساس اولویت بندی معیارهایش دست به انتخاب همسر می زند که در مورد شما نیز صدق می کند؛ بنابراین ابتدا توصیه می کنم پیش از در نظر داشتن خانمی که از وی یاد کردید، ابتدا معیارهای خود را دسته بندی کنید و هر یک را به ترتیب اولویت پیش روی خود بگذارید.

سپس با تطابق هر یک از معیارها با شرایط طرف مقابل تان ببینید آیا درصد بالایی از این معیارها با وی هماهنگ است یا خیر؟ با این کار کشمکش بین دل و عقل تان نیز تا حدودی کمتر خواهد شد و به نتیجه معقول تری خواهید رسید. عوامل کشمکش ها را بیابید در پیامک تان نوشته اید دائم دعوا و کشمکش دارید ولی درباره علت آن نکته ای بیان نکرده اید.

بررسی علل و عوامل این جر و بحث ها و ریشه یابی آن به شما برای تصمیم گیری نهایی کمک شایانی خواهد کرد. متاسفانه با توجه به توضیح ندادن این مورد در پیامک تان، نمی توان برای رفع این مشکل اظهارنظری کرد.

نظر خانواده تان را جویا شوید

صرف نظر از شرایط سنی شما و خانم مورد علاقه تان، دلایل ازدواج و جدایی شخص مدنظر نیز باید بررسی شود. همچنین مهم ترین مسئله ای که بارها در پاسخ به این گونه سوالات مطرح کرده ایم، بررسی دیدگاه خانواده ها درباره چنین ازدواج هایی است.

علاوه بر آن آداب و رسوم، نظام ارزشی خانواده طرفین، تناسب فرهنگی، اقتصادی، عقیدتی و … از ابتدایی ترین امور قابل توجه است. فراز و نشیب های زندگی با خانم بچه دار را بدانید ورود به زندگی مشترک با زنی که یک بار ازدواج کرده و دارای فرزند است، فراز و نشیب های زیادی دارد که باید از آن ها آگاه باشید.

مسئولیت پذیری و توان تامین مالی

زندگی مشترک و فرزندان نیز از مواردی است که باید به آن توجه جدی کنید. همچنین آمادگی روحی شما در ارتباط با فرزندان وی و در مقابل پذیرش جایگاه شما توسط آن ها به عنوان همسر جدید مادرشان و … نیز مهم است که باید به این آمادگی روحی دست یافته باشید.

قبل از ازدواج دوباره ضعف هایتان را بشناسید

زنان پس از طلاق دچار شکست های عاطفی زیادی می شوند که عواقب بدی برای آن ها دارد. آن ها بیشتر از مردان پس از طلاق ضربه می خورند و احساس تنهایی آزارشان می دهد. برخی از آن ها نیز که افکار سنتی دارند، تصور می کنند پس از طلاق بی سرپرست می مانند و باید سایه یک مرد بالای سرشان باشد. وحشت از طلاق و جدایی، خیلی از زنان را وادار به کارهایی می کند که خودشان به انجام آن تمایلی ندارند. یکی از همین کارها ازدواج دوباره است.

آن ها تصور می کنند حالا که شوهرشان را از دست داده اند و بی سرپرست شده اند، باید به ازدواج دوباره پناه ببرند و زندگی گذشته خود را این بار ترمیم کنند. قبل از ازدواج دوباره ضعف هایتان را بشناسید وی ادامه می دهد: به نظر من برای ازدواج دوباره باید پیش از انتخاب طرف مورد نظر برای ازدواج، ضعف های خود را شناخت و برای رفع آن کوشید.

باید از خود پرسید سهم من در آن شکست و طلاق چه بوده است. همه ما دوست داریم دیگر مرتکب اشتباهات قبلی نشویم، ولی باوجود قول هایی که به خودمان می دهیم چون بر بخشی از رفتارهایمان اشراف کامل نداریم یا مهارت اصلاح آن رفتار را بلد نیستیم دوباره مرتکب همان خطا می شویم. از طرفی نگرش منفی افراد جامعه نسبت به فرد طلاق گرفته، می تواند مشوق فرد برای تأهل دوباره باشد.

از سوی دیگر نگاه منفی جامعه به فردی که طلاق گرفته، می تواند باعث شود فرد بر خلاف میل باطنی اش به ازدواج دوباره تن دهد تا از نگاه و نگرش افراد جامعه در امان بماند. در واقع ما به ندرت طلاقی را می یابیم که تنها ناشی از اشتباه یکی از طرفین باشد.

به همین دلیل قبل از ازدواج دوباره، هر فرد باید در روح خود جست وجو کند تا ببیند به جای اعمال گذشته چطور باید رفتار کند که ازدواج دومش دوام بیاورد. افرادی که قبل از ازدواج دوباره این کار را انجام نمی دهند، برای ازدواج آمادگی ندارند. کسی که نتواند اشتباهات خود را بشناسد و از آن ها درس بگیرد، دوباره آن ها را تکرار خواهد کرد.

برای همین فرد باید پیش از ازدواج دوباره خوب فکر کند و ببیند می خواهد این ازدواج را قبول کند یا نه و اگر خواست باید ضعف های خود را بیابد و پس از آگاهی کامل، شرایط طرف مقابل را هم به طور کامل بسنجد و بعد از آن ازدواج کند.

3 ترفند طلایی برای کاهش استرس ‌رانندگی

برخی افراد به‌خصوص تازه‌کاران و راننده‌هایی که تجربه تصادف داشته‌اند، قبل از رانندگی استرس دارند و همواره بر این باورند که هر لحظه احتمال وقوع حادثه وجود دارد. این ترس حتی گاهی سبب می‌شود که این افراد دچار تپش قلب و نفس‌نفس زدن بی شمار شوند. به هر صورت استرس و اضطراب زیاد سبب می‌شود که نتوانید رانندگی آرامی را تجربه کنید. در ادامه، سه توصیه به شما خواهیم کرد تا با استفاده از راهکارهای عملی که ارائه می‌ کنیم، استرس قبل از رانندگی خود را کاهش دهید.

 به‌ کارگیری تکنیک‌های آرامش
با به‌کارگیری تکنیک‌های آرامش می‌توانید میزان استرس قبل از رانندگی خود را تا حد زیادی کم کنید. این تکنیک‌ها عبارت اند از:
الف) در خودروی خود محیطی آرام به وجود آورید. یکی از راه‌های کاهش استرس قبل از رانندگی، ایجاد محیط آرام برای رانندگی است، تا زمانی که پشت فرمان قرار می‌گیرید، احساس راحتی داشته باشید. برای مثال، از لباس و کفشی که با آن‌ها احساس راحتی می کنید،استفاده کنید یا قبل از این که رانندگی کنید، یک آهنگ ملایم گوش کنید تا میزان استرس و اضطراب شما فروکش کند، سپس به رانندگی بپردازید.
ب) از عبارت های تأکیدی مثبت استفاده کنید. این عبارت ها، اغلب عبارت های کوتاه و پر انرژی هستند که با بیان آن‌ها می‌توانید میزان استرس قبل از رانندگی را کاهش دهید، برای مثال، من با سرعت مطمئن و احتیاط کامل رانندگی می‌کنم، من از توانایی بسیاری در رانندگی برخوردار هستم ، به راحتی خودرو   را کنترل می‌کنم و از مبدأ و مقصد مسیر خود اطلاع کامل دارم.
 روبه‌رو شدن با ترس‌های موجود
یکی از راه‌های کاهش استرس از رانندگی، روبه‌رو شدن با ترس‌های‌تان است. برای این کار از تکنیک‌های گفته ‌شده کمک بگیرید و خودتان را در شرایط رانندگی قرار دهید تا میزان استرس شما به مرور زمان کاهش یابد. یکی دیگر از اقداماتی که در این شرایط باید انجام دهید، نوشتن ترس‌های‌تان است، چراکه با نوشتن، میزان استرس به صورت ناخودآگاه کمتر می‌شود. بعد از این که فهرست ترس‌های‌تان را نوشتید برای هر یک از ترس‌ها یک قدم بسیار کوچک بردارید تا میزان ترس‌هایتان کاهش یابد؛ چراکه با کاهش ترس، میزان استرس و اضطراب هم به شدت کاهش می‌یابد، برای مثال قبل از این که رانندگی کنید سوئیچ خودرو را در دست بگیرید و به نزدیک خودرو در پارکینگ بروید یا در جاهای بسیار خلوت در ساعاتی که هیچ‌گونه ترافیکی وجود ندارد، رانندگی کنید یا برای رانندگی، افرادی را که به شما آرامش می‌دهند در کنار خود بنشانید. یک راه دیگر برای کنترل استرس قبل از رانندگی،این است که از رانندگان ماهری که مهارت بالایی در رانندگی دارند بخواهید که آن‌ها رانندگی کنند و شما در کنار آن‌ها بنشینید و میزان استرس خود را کاهش دهید یا می‌توانید برای کاهش استرس خود از مربیان مجرب که کار آن‌ها، تعلیم رانندگی به افراد پر استرس است،کمک بگیرید. مربیان با تجربه می توانند دانش و مهارت خود را  در این زمینه به شما منتقل کنند تا از میزان استرس و اضطراب شما قبل از رانندگی کاسته شود.
  مراجعه به دکتر روان‌شناس
اگر راهکارهای مطرح ‌شده از میزان استرس شما کم نکرد و زیاد تأثیرگذار نبود، استرس شما زیاد است و در این شرایط باید به روان‌شناس مراجعه کنید تا علل استرس شما  بررسی شود و در صورت لزوم از دارو برای درمان استرس قبل از رانندگی استفاده کنید.
برای نوشتن این مطلب از «دیجیاتو» کمک گرفته‌ شده است

چالش‌های زنانه پساطلاق

یکی از پیامدهای رشد 9 درصدی آمار طلاق، مشکلاتی است که خانم‌ها بعد از جدایی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند
متاسفانه به ‌رغم تدوین و اجرای برنامه‌های مختلف برای پیشگیری از بروز جدایی و افزایش آمار طلاق، همچنان شاهد روند افزایشی این آمار هستیم. در این مطلب قصد پرداختن به دلایل این وضعیت را نداریم، ولی به‌هرحال پدیده طلاق چه بخواهیم،چه نخواهیم در جامعه وجود دارد و از آن به‌عنوان آخرین راه‌حل مشکلات بین زوج ها استفاده می شود. اگر از تعصبات بگذریم، واقعیت این است که در برخی موارد می‌توان جدایی را به‌عنوان یک راه‌حل پذیرفت، اما نکته حائز اهمیت در این فرایند که متاسفانه  از آن غفلت هم می شود موضوع چگونگی زندگی این زن‌وشوهر و احیانا فرزندان بعد از جدایی است که نیازمند برنامه‌های مختلف آموزشی و حمایتی از سوی مسئولان و متخصصان این حوزه است. در این بین، آمارهای مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که تعداد طلاق در سال 1400 نسبت به 1399 بیش از 9 درصد افزایش داشته است. به همین دلیل، در ادامه، به واکاوی چند مطلب که خانم‌ها بعد از جدایی با آن دست به گریبان هستند ،می پردازیم .

    کنجکاوی دیگران درباره علت جدایی
یکی از مشکلاتی که معمولا زوج های طلاق گرفته و به‌خصوص خانم‌ها با آن مواجه هستند، این است که تا مدت‌ها با سوالات مکرر اطرافیان درباره اتفاقات زندگی و دلایل جدایی خود مواجه هستند و این موضوع باعث سلب آرامش روانی آنان می‌شود. به‌طور طبیعی امکان مدیریت ‌کردن دیگران برای افراد وجود ندارد، اما نحوه برخورد هر فرد در مواجهه با این سوالات تا حدودی می‌تواند مدت زمان و روند کاهشی یا افزایشی آن را مشخص کند. به‌عنوان مثال، اگر یک فرد بخواهد با صبر و حوصله کامل و با جزئیات به همه سوالات اطرافیان پاسخ بدهد، عملا زمان پایان‌ دادن به این داستان را به تاخیر انداخته است، بنابراین بهتر است یک یا دو جمله کلی و کلیشه‌ای برای پاسخ به سوالات تکراری در ذهن داشته باشد و خیلی مختصر و در عین حال مودبانه با دادن این پاسخ به بقیه بفهماند که علاقه‌ای به صحبت کردن در این باره ندارد.
   بیان صفر تا صد زندگی گذشته؟
یکی از اشتباهاتی که افراد طلاق گرفته در فرایند بعد از جدایی مرتکب می‌شوند، این است که برای مقصر جلوه دادن طرف مقابل سعی می‌کنند همه اتفاقات زندگی گذشته خود را با جزئیات و تحریف‌های احتمالی برای دیگران توضیح دهند و با این کار ناخودآگاه خود را در معرض آسیب‌ها و قضاوت‌های جدیدی قرار می‌دهند. بنابراین شایسته است بیش از آن چیزی که ضرورت دارد و آن هم فقط با افراد درجه یک زندگی‌شان،  توضیح و تفسیر نداشته باشند.
   داشتن حریم‌ خصوصی جزو حقوق اولیه
داشتن حریم زندگی خصوصی و اطلاعات محرمانه ،حق مسلم همه انسان‌هاست، بنابراین یک خانم طلاق گرفته حق دارد این حریم را برای خود نگه دارد و هیچ عاملی چه در محل زندگی و چه در محل کار نباید این فرد را مجبور به افشای آن‌ها کند. البته این که خود فرد با توجه به موقعیت و شرایط تصمیم بگیرد که تا چه میزان این اطلاعات را در اختیار دیگران قرار دهد، یک موضوع شخصی و اختیاری است.
   تصمیم به ازدواج مجدد
یکی از چالش‌های افراد جدا شده و همچنین خانواده‌های آنان، ازدواج مجدد است .متاسفانه گاهی شاهد هستیم که برخی افراد با انگیزه‌های غیرمنطقی و زودهنگام وارد یک رابطه جدید می‌شوند که در بیشتر موارد مصداق از چاله‌به‌چاه افتادن است. در این که یک فرد طلاق گرفته حق دارد دوباره ازدواج کند هیچ شکی نیست، اما قبل از آن بهتر است این فرد به بررسی غیرجانبدارانه اتفاقات زندگی قبلی خود بپردازد و با رسیدن به خودآگاهی مطلوب، نقش خود را در وضعیت ایجاد شده تبیین کند. بدیهی است که بعد از جدایی حداقل شش ماه زمان لازم است تا یک فرد بتواند خود را پیدا و ضمن ایجاد تغییرات شناختی و رفتاری و همچنین ایجاد توانمندی‌های جدید در خود، به شروع یک زندگی‌ مشترک جدید فکر کند.
   ضرورت بازسازی روانی خود
در پایان ،ضمن اذعان به این موضوع که یک فرد بعد از طی کردن روند طلاق به شدت از نظر روانی تحلیل رفته و بیش از پیش آسیب‌پذیر شده است، توصیه موکد می‌کنیم که برای رهایی از فشارهای روانی و رسیدن به آرامش به هیچ نوع رابطه‌ای فکر نکند و با کمک متخصصان، سعی در بازسازی روانی و جسمانی خود داشته باشد تا بتواند از این مرحله هم عبور کند.
نویسنده : دکتر حسین محرابی| ‌ روان شناس