ترس کودکمان را چگونه برطرف کنیم؟

ترس احساسی است که در همه انسان‌ها با اشکال مختلف ظاهر می‌شود، نحوه برخورد با ترس در کودکان به دلیل سن خاص آن‌ها بسیار مهم است.

فاطمه کوهپایه زاده، متخصص روانشناسی، و مدرس دانشگاه علوم پزشکی بیان کرد: خیلی از ما عقیده داریم با قرار دادن کودک در رابطه با چیزی که باعث ترسش میشود، باعث ریختن ترس کودک می‌شویم. اما انچه در حقیقت می‌ریزد، اعتماد کودک به ماست. کودک بی پناه، تنها ما را ناجی خود می شناسد. ما قرار است دنیای امنی برای فرزندمان مهیا کنیم.

این روانشناس درباره جملاتی که با بار منفی به کودک منتقل می‌شوند، گفت: اشتباه دیگر، نفی احساس کودک است. جملاتی نظیره: این که ترس نداره، نترس هیچی نیست، قول میدم هیشکی زیر تختت نیست، لوس بازی در نیار، باید شجاع باشی، بزرگ شدی نباید بترسی… تنها به کودک این پیام را میدهد هیچ کسی احساسات او رو نمیفهمد و یا او اشتباه احساس میکند، بنابراین اضطراب به ترس اضافه می‌شود.

وی در پاسخ به سوال این که چرا کودکان می‌ترسند، اظهار داشت:

کودکان با سه ترس طبیعی به دنیا می‌آیند؛

۱. ترس از هر پدیده جدید و تازه، که میتوان در برخی از نوزادان و کودکان ان را مشاهده کرد.

٢. ترس از صدای بلند که باعث وحشت در کودکان و نوزادان می شود.

٣. ترس از خالی شدن ناگهانی زیر پا و به دنبال ان احتمالا ترس از بلندی

انسان بین ٢ تا ٥ سالگی ترس از حیوانات کوچک و تاریکی را تجربه میکند.

٦ تا ٩ سالگی ترس از حوادث طبیعی مثل طوفان رعد و برق و حتی باران و برف

٩ تا ١٢ سالگی ترس از بیماری و مرگ

١٣ تا ١٦ سالگی قضاوت و نظر مردم برای نوجوان اهمیت ویژگی را پیدا میکند.

کوهپایه زاده به تبیین ترس‌های کودکان و نوجوانان پرداخت و اضافه کرد: به طور کلی کودکان و نوجوانان انسانی در مسیر تکامل خود این ترس‌ها را تجربه میکنند که شدت و ضعف ان در کودکان متفاوت است.
کودکان تا هفت سال بسیار تخیلاتی هستند و فرق بین تخیل و واقعیت را نمیدانند. بنابراین دیدن کارتون یا شنیدن داستان میتواند باعث ترس در کودکان شود.
بازی‌های کامپیوتری دلیل دیگر ترس و کابوس در کودکان است. ترساندن یا تهدید کودک از خدا، جهنم، پلیس، لولو و … تاثیر بدی در کودک دارد. کودکانی که بیشتر از بقیه کودکان می‌ترسند میتوانند زمینه ارثی وسواس یا اضطراب را داشته باشند.

با ترس کودکان چه کنیم؟

کوهپایه زاده در پاسخ به سوال بالا گفت: اولین قدم تایید ترس کودک است. “می دونم می‌ترسی” این جمله مهر تایید بر احساس کودک است. هرگز احساس کودک را نفی نکنید.
قدم بعدی صحبت با کودک است. بگذارید در مورد ترسش با شما صحبت کند. بپرسید چه کمکی می‌توانید انجام دهید؟
به کودک اطمینان دهید شما مراقبش هستید. با هم در را قفل کنید. با هم زیر تخت را چک کنید. چراغ اتاق خواب و راهرو را روشن بگذارید. اگر از تنها خوابیدن میترسد، مدتی را کنار تختش بخوابید بدون انکه دستش را بگیرید.
کودک را به بهانه ترس هرگز به رختخوابتان نیاورید. در صورت ادامه پیدا کردن ترس، با روانشناس مشورت کنید.

جسورانه‌های موفقیت‌آور «روزبه» و « رامین»

«چشمی» و «رضائیان» که تا یک هفته پیش حضورشان در ترکیب تیم‌ملی دور از انتظار بود، چطور 2 گل فراموش‌نشدنی زدند؟

 
  هیچ کدام از ما بابت گلزنی «مهدی طارمی» در بازی با انگلیس، تعجب نکردیم چون عنصر شگفتی با آن اتفاق همراه نبود، اما در بازی برابر «ولز»، تیم‌ملی کشورمان موفق به زدن 2 گل شد. 2 بازیکنی که در این بازی گلزنی کردند چیزی فراتر از شگفتی و تعجب برای تماشاگران به یادگار گذاشتند. در این مطلب، کمی بیشتر از شرایط روانی «روزبه چشمی» و «رامین رضائیان» قبل از شروع این بازی خواهیم گفت و این‌که چطور موفق به زدن 2 گل فراموش‌نشدنی در تاریخ فوتبال کشورمان شدند. درس‌های موفقیت‌آوری در این اتفاق از منظر روان‌شناسی، وجود دارد.

    اعتمادبه‌نفس بالا و نگاه درست «چشمی» به انتقادها
روزبه چشمی آخرین بازی ملی خود را در مرحله یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ به‌عنوان بازیکن تعویضی مقابل چین انجام داد ولی پس از جدایی «کارلوس کی‌روش» از تیم ملی، فقط یک بار توسط «مارک ویلموتس» به دو دیدار تدارکاتی برابر سوریه و کره‌جنوبی دعوت شد اما پس از آن دیگر رنگ پیراهن ملی را ندید. حتی کی‌روش هم در بازگشت به تیم‌ملی و برای دو مسابقه دوستانه مقابل اروگوئه و سنگال، «چشمی» را به اردوی ایران دعوت نکرد. به این اتفاقات، ماجرای انتقادهای شدید به عملکرد او بعد از بازی اول را هم اضافه کنید که انصافا، به‌جا بود و همه کارشناسان درباره آن هم‌نظر بودند، اما حالا، او نه تنها در هر دو بازی برای کشورمان در جام‌جهانی 2022 به میدان رفته که یک گل سرنوشت‌ساز هم به ثمر رسانده است، اما او چطور بعد از این همه مشکلات، روانش را برای بازی‌کردن و درخشش در زمین آماده نگه داشت؟ نکته درس‌آموزی که از ماجرای «روزبه» می‌توان گرفت، این‌که انسان باید در زمانی که مورد انتقادهای شدید قرار می‌گیرد، به‌جای ناامید شدن، مرور افکار منفی در ذهن، نابود کردن اعتمادبه‌نفس خود، غصه خوردن بیش‌از‌حد و … تمام تلاش خود را بکند تا از اعتمادی که به او شده، بهترین نتیجه را بگیرد. اگر «چشمی» به خودش و توانمندی‌هایش اعتماد نداشت، اگر نگاه درستی به انتقادها نداشت و آن‌ها را به جای ظرفیتی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف‌اش به حساب دشمنی دیگران با خودش می‌گذاشت، قطعا از لحاظ روانی نمی‌توانست این جسارت را به خودش برای زدن شوت در دقیقه 98 بدهد و درنهایت آن را پاس می‌داد! شوت زدن توسط بازیکنی که کلا اهل شوت‌زدن نیست، نکته مهمی است که کمتر به آن توجه شده است.
 بردن نهایت استفاده از خوش‌اقبالی
«رامین رضائیان» هم مانند «چشمی»، جایی در ترکیب تیم‌ملی برای مسابقات مقدماتی جام‌جهانی نداشت و فاصله زیادی هم با از دست دادن حضور در قطر نداشت ولی کی‌روش به ایران برگشت و در همان فهرست اول، رامین را دعوت کرد. چیپ زیبای او به ولز در دقیقه 101، تیر نهایی بر پیکره یاران «گرت بیل» بود، اما قسمت جالب ماجرا این است که «رضائیان» و «چشمی» تا چند روز پیش اصلا فکرش را هم نمی‌کردند که در قطر به ترکیب اصلی راه یابند اما بر اساس شانس و خوش‌اقبالی که به آن‌ها رو کرد، توانستند از این فرصت به دست آمده به نحو احسن استفاده کنند. به همین دلیل است که داشتن تلاش و پشتکار یک فرمول ثابت موفقیت است چراکه اگر در این حالت کمی خوش‌شانسی هم برای فرد رقم بخورد، نتیجه چشمگیرتری رقم خواهد خورد. درباره گل «رضائیان» هم ردپای اعتماد به نفس بالا و جسارتش را از یاد نبرید. او در موقعیتی بود که می توانست با یک پاس، بازیکن دیگری را صاحب موقعیت کند اما وقتی دید که خودش شرایط گلزنی دارد، بی‌پروا گزینه چیپ را انتخاب کرد و گل هم به زیبایی هرچه تمام‌تر به ثمر رسید.
 راهکارهای حفظ انگیزه در ناامیدی
یک نکته مهم دیگر درباره «چشمی» و «رضائیان»، ناامید نشدن برای دعوت نشدن به تیم‌ملی در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی است. هم چشمی در استقلال و هم رضائیان در پرسپولیس و سپاهان، جزو بازیکنان تاثیرگذار تیم‌شان بودند اما اگر مدام به این فکر می‌کردند که شانسی برای حضور در قطر ندارند، قطعا با این کیفیت نمی‌توانستند در مستطیل سبز بدرخشند. هر دوی این بازیکنان، طعم تلخ نبودن با تیم‌ملی را در چند سال اخیر چشیده بودند اما هیچ‌گاه به ناامیدی‌شان ختم نشده بود. به همین بهانه می‌خواهم  چند راهکار طلایی برای حفظ و افزایش انگیزه در شرایط ناامیدکننده را مطرح کنم که به درد همه ما خواهد خورد.
1- انگیزه‌‌های‌تان و عواملی را که باعث ایجاد انگیزه در شما می‌شوند همیشه جلوی چشم خود نگه دارید: چسباندن آن‌ها روی دیوار، ثبت روی دسکتاپ کامپیوتر شخصی یا بک گراند گوشی و … چون بسیار کمک‌کننده خواهد بود.
2- مسئولیت‌پذیر باشید و هدف‌‌های‌تان را به همه دوستان و آشنایان خود اعلام کنید تا شرایط برای رسیدن به آن‌ها فراهم شود.
3- برای داشتن انگیزه بر امروز تمرکز داشته باشید. فکر کردن به گذشته و نگرانی از آینده فقط سرعت حرکت شما را کند و تمرکز شما را بر حال و اکنون کم می‌کند.

 کی‌روش، استاد انگیزه‌بخشی به بازیکنان
علاوه بر این دو بازیکن، حیف است که به قدرت انگیزه‌بخشی «کی‌روش» به بازیکنانش اشاره نکنیم. شاید ترکیب او در بازی اول خوب نبود اما احیای انگیزه و جسارت به بازیکنانش بعد از شکست 6 بر 2 مقابل انگلیس از عهده هرکسی برنمی‌آید. بدون شک یکی از نکات مهم در پیروزی تیم‌ملی کشورمان، داشتن انگیزه زیاد بازیکنان بود و در واقع می‌توان انگیزه را نیروی محرکه‌ای برای رسیدن به هدف دانست. خوشحالی خاص و جالب سردار آزمون، کریم انصاری‌فرد، رضائیان و … با «کی‌روش» بعد از گل‌ها، حاکی از ارتباط مناسب او با همه بازیکنان و انگیزه‌ای است که همه را به تلاش بیشتر مجبور می‌کند.
نویسنده : دکتر سیدعلی ظریفی| ‌ روان‌شناس

شلیک مرگبار یک مرد به مزاحم خواهرش!

متهم به قتل ای که برای گرفتن زهر چشم از مزاحم پیامکی  خواهرش، جنایت وحشتناکی را زیر نور مهتاب رقم زده بود، در حالی صحنه قتل مسلحانه را  بازسازی کرد که مدعی بود در شکار کبک و کبوتر چاهی مهارت خاصی دارد!،

شلیک مرگبار یک مرد به مزاحم خواهرش!

عقربه های ساعت نیمه شب 12مهر را پشت سر گذاشته بودند که زنگ تلفن قاضی ویژه قتل عمد مشهد به صدا درآمد و خبر جنایت مسلحانه ای در نزدیکی آرامگاه فردوسی، تحقیقات قاضی دکتر صــادق صفری را در صحنه قتل مرد میانسالی نیمه تمام گذاشت  که طی درگیری با همسر و دخترش جانباخته بــود. دقایقی بعد ادامــه بررسی های صحنه جــرم در واحــد آپارتمانی بولوار هاشمیه به گروهی از کارآگاهان کارآزموده اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضــوی سپرده شد و مقام قضایی به طرف بیمارستان طالقانی حرکت کــرد. تحقیقات مقدماتی بیانگر آن است که  جوان 38 ساله ای به نام «رضا»  بر اثر اصابت گلوله ساچمه ای از یک سلاح شکاری به قتل رسیده است.

بررسی جسد در حضور حضور کارشناسان سلاح نشان داد که گلوله  از فاصله نزدیک 5.5 اسلحه تفنگ بــادی شلیک شده است. از سوی دیگر نیز وجود چند «خارشتری» بر کف دست مقتول و همچنین لباس های خاکی او، مشخص کرد که جنایت در منطقه ای بیابانی رخ داده اســت. ادامه تحقیقات در حالی به زمین های خاکی انتهای بولوار 43 شاهنامه که بررسی های بیشتر از آثار عبور یک پراید 111 مشکی رنگ حکایت داشت.  جمع آوری اسناد و مدارک جنایی از محل وقوع حادثه و بازبینی دوربین های ترافیکی شهر، کارآگاهان را به سوی نشانی مالک پرایدی کشاند که هنگام وقوع جنایت در آن منطقه صعب العبور تردد داشته اســت. مالک پراید که زن جوانی به نام«نجمه» بود، بی درنگ شناسایی و به پلیس آگاهی احضار شد. این زن جوان که ادعا می کرد همسر صیغه ای فردی به نام «امیر» است، با دستانی لرزان و چهره ای رنگ پریده، راز این جنایت مسلحانه را فاش کرد و گفت: از چند روز قبل  فرد ناشناسی به صورت پیامکی برای خواهر «امیر» مزاحمت ایجاد می کرد و به همین دلیل «امیر» به دنبال آن فرد ناشناس بود که او را پیدا کند و زهر چشم بگیرد.

روز حادثه هم سوار خودروی من شد و به انتهای  بولوار شاهنامه رفتیم.  تفنگ بادی را در دست داشت، از خودرو پیاده شد و به من گفت تو برو! هنگامی که دور زدم ناگهان «امیر» سراسیمه داخل خودرو نشست و گفت: گاز بده! من هم که نمی دانستم چه  اتفاقی افــتــاده اســت، او را به منزل یکی از دوستانش رساندم و بازگشتم! بلافاصله گروهی از کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی بــه سرپرستی سرهنگ ولــی نجفی (رئیس دایــره قتل عمد) و با راهنمایی ها و دستورات ویژه قــاضــی صفری، عـــــازم نــشــانــی مذکور در منطقه الــهــیــه شــدنــد و «امیر» را که در حــــال فـــــرار از شهر بود هنگام گذاشتن لوازم در صـــنـــدوق عقب خــودرو،دستگیر کردند. با انتقال متهم به دادسرا، بازجویی های تخصصی از وی آغاز شد. او که با مشاهده زن صیغه ای خود، دیگر همه چیز را لو رفته می دید، به صراحت قتل را پذیرفت و به شلیک مسلحانه به مرد 35 ساله اقرار کرد.

طولی نکشید که متهم این پرونده جنایی با صدور دستوری از سوی قاضی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد  به محل وقوع قتل هدایت شد تا چگونگی این حادثه تکان دهنده را بازگو کند. «امیر» که مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاده بود، پس از تفهیم مواد قانونی مبنی بر این که مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند، لب به اعتراف گشود و با معرفی کامل خود گفت: فردی ناشناس از مدت ها قبل به صورت پیامکی برای خواهر 21 ساله ام ایجاد مزاحمت می کرد ولی او چیزی به خانواده نگفته بود تااین که بالاخره از مزاحمت های آن فرد ناشناس به تنگ آمد و موضوع را برای من شرح داد. خواهرم گفت: ابتدا توجهی به پیامک هایش نمی کردم و حتی شماره تلفن او را در «فهرست سیاه» قرار دادم و مسدود کردم ولی باز هم از شماره های دیگر برایم ایجاد مزاحمت می کند! این بود که خیلی عصبانی شدم و همه تلاشم را به کار گرفتم تا آن فرد ناشناس را شناسایی کنم اما هرچه تماس می گرفتم او پاسخ نمی داد تا این که روزی به همراه همسر صیغه ای ام به باغی در اطراف شاهنامه رفتیم. آن جا بود که گوشی تلفن دوستم را گرفتم تا با شماره او، با آن فرد ناشناس تماس بگیرم ولی زمانی که شماره را در گوشی وارد کــردم ناگهان نام «رضــا» بر صفحه نمایشگر گوشی دوستم نقش بست و من بی درنگ او را شناختم چراکه بچه محل خودمان بود. سپس با گوشی خودم به او پیام دادم که من تو را شناخته ام فقط بیا با هم صحبت کنیم! با این ترفند «رضا» را به محل قرار کشاندم. بعد از آن سوار  پراید همسرم شدم و به انتهای شاهنامه رفتیم. «رضا» هم با دوستانش به محل قرار آمده بود که در یک لحظه از خودرو پیاده شدم و در تاریکی شب به سوی او شلیک کردم چرا که فکر کردم او دستش را به کمرش برد تا چاقو بیرون بیاورد! بعد هم وقتی دیدم روی زمین افتاد و سروصدا بلند شد، دوباره سوار پراید همسرم شدم و به منطقه الهیه (جاهدشهر) رفتیم.

 متهم این پرونده جنایی در پاسخ به سوال قـــــاضـــــی دکـــتـــر صفری که پرسید قبلا با ایــن اسلحه شـــکـــاری چـــه نــوع حیواناتی را شکار می کــردی ؟ گفت: مـــن بــیــشــتــر کبوتر چــاهــی و کــبــک می زدم و مهارت خاصی در شــکــار پــرنــدگــان دارم!

او ادامـــه داد: امــا آن شــب در تــاریــکــی به سوی «رضا» شلیک کردم. در این هنگام مقام قضایی به نظر کارشناسان سلاح که تشخیص داده بودند از فاصله نزدیک و به نقطه حساس(قلب) شلیک شده است و همچنین پستی و بلندی های بسیار و صعب العبور بودن محل وقوع قتل اشاره کرد و گفت: حتی در روز روشن هم به راحتی نمی توان در این محل تردد کرد و تعادل انسان به هم می خورد، شما چگونه در تاریکی شب شلیک کرده اید؟ با سکوت متهم و بررسی های دقیق مشخص شد جنایت مسلحانه مذکور زیر نور مهتاب صورت گرفته است و قبل از وقوع قتل مسلحانه مقتول که 35 ساله است پیامکی برای «امیر»با این مضمون ارسال کرده که «من نمی دانستم آن دختر خواهر شماست!» ولی «امیر» دست بردار نبود و قصد داشت از مزاحم پیامکی «زهر  چشم» بگیرد!

بنا بر این گزارش؛  با پایان یافتن ساله بازسازی صحنه جنایت، متهم روانه زندان شد و بررسی های بیشتر توسط سروان عظیمی مقدم (افسر پرونده) ادامه یافت.

جاه‌ طلبی به شیوه گلر 39 ساله هلندی

«رمکو پاسفی‌یر»، اولین حضور در رقابت های جام‌جهانی در قطر و در شروع دهه چهارم زندگی‌اش را تجربه خواهد کرد
رمکو پاسفی‌یر، دروازه‌بان اول هلند در جام جهانی، با 39 سال سن فرصت ثابت بازی کردن در جام جهانی ۲۰۲۲ را پیدا کرده و یکی از جالب‌ترین بازیکنان جام جهانی خواهد بود.هلندِ فن‌خال خاص است، این گلر 39 ساله خاص‌تر. تصور کنید دروازه‌بانی 39 ساله هستید که بخش بیشتر یا تقریبا تمامی دوران فوتبالی‌تان را در تیم‌های متوسط بازی کرده‌اید. در این وضعیت، ثابت  بازی کردن در جام جهانی قطر و محافظت از دروازه تیم ملی کشورتان که از جمله مدعیان قهرمانی به حساب می‌آید، واقعا شگفت‌انگیز خواهد بود. این داستان رمکو پاسفی‌یر است. دروازه‌بان اول هلند در جام جهانی قطر که برای اولین بار بازی در یک جام جهانی را تجربه خواهد کرد و فقط دو  بازی ملی دارد . فوتبالیستی که سن برایش فقط یک عدد است و با جنگندگی موفق شده است خودش را به لوئیس فن‌خال تحمیل کند.

    زندگی شگفت‌انگیز این دروازه‌بان هلندی
«پاسفی‌یر» سال‌ها در باشگاه توئنته و سپس هراکلس دروازه‌بانی می‌کرد و بعد از پیوستن به آیندهوون که یکی از باشگاه‌های بزرگ هلند بود بیشتر از او  به عنوان دروازه‌بان دوم استفاده می شد،اما نقطه عطف در زندگی فوتبالی پاسفی‌یر در اوایل سال 2021 میلادی اتفاق افتاد. زمانی که او   ویتس را ترک کرد و به آژاکس پیوست. داستان انتقال او به آژاکس هم جالب و شگفت‌انگیز است. بزرگ‌ترین باشگاه هلندی زمانی به فکر استخدام پاسفی‌یر افتاد که دروازه‌بان اول این تیم،  اونانا، که سنگربان اول بی چون و چرای آژاکسی‌ها بود، در یک پرونده دوپینگ گرفتار شد و با حکم قطعی یک سال محرومیت دیگر قادر به ایستادن درون دروازه تیمش نبود. این جا بود که مدیران آژاکس پاسفی‌یر 38 ساله را به خدمت گرفتند. او بعد از پیوستن به آژاکس خیلی زود توانست حمایت هواداران را به دست آورد و زمانی که در ترکیب اصلی قرار گرفت با ارائه چند نمایش عالی از جمله در چمپیونزلیگ، خودش را به عنوان سنگربان اول آژاکس مطرح کرد.
    بازیکنی که تصمیم داشت ناامید نشود!
شگفت‌انگیزترین اتفاق در زندگی فوتبالی پاسفی‌یرثابت بازی کردن  در آژاکس نبود؛ چرا که چند ماه بعد لوئیس فن‌خال او را به تیم ملی هلند دعوت کرد تا برای اولین بار در عمرش ملی‌‌پوش شود. اولین بازی‌های ملی او در لیگ ملت‌های اروپا مقابل لهستان و بلژیک انجام شد. فن‌خال از همان زمان معتقد بود که این دروازه‌بان 39 ساله باید در جام جهانی گلر تیمش باشد، ولی لیگ ملت‌ها فرصتی عالی بود تا او ریسکی را که کرده بود از نزدیک ارزیابی کند. به این دلیل که فن‌خال به جای یاسپر سیلسن و مارک فلکن در لیگ ملت‌ها او را به میدان فرستاد و پاسفی‌یر در مقابل تیم‌های قدرتمند بلژیک و لهستان دروازه‌اش را بسته نگه داشت و با واکنش‌هایی استثنایی ثابت کرد گزینه‌ای مطمئن برای جام جهانی است. با این که هنوز به طور رسمی اعلام نشده است که فن‌خال در جام جهانی کدام یک از سه دروازه‌بان منتخب خود را به عنوان گلر اول به میدان خواهد فرستاد، ولی رسانه‌های هلندی و نزدیکان به تیم ملی این کشور مطمئن هستند رمکو پاسفی‌یر با پیراهن شماره 22 در قطر محافظت از دروازه لاله‌های نارنجی را به عهده خواهد داشت.البته هر اتفاقی که بیفتد، همین که او برای اولین بار شانس حضور در تورنمنت جام‌ جهانی را دارد، میوه صبر، تلاش، ناامید نشدن، جاه‌طلبی و … اوست که حالا در آستانه 40 سالگی‌اش ثمر داده است.
برای نوشتن این مطلب از «بیا نی نی» کمک گرفته شده‌ است

چطور هیجانات فوتبالی را کنترل کنیم؟

اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید!
هیجانات مثبت و منفی تماشای فوتبال
یکی از عوامل ایجاد هیجان مثبت و تخلیه انرژی، تماشای مسابقات فوتبال است. به طور کلی، ورزش نه تنها باعث پویایی فرد می‌شود بلکه از نظر روانی هم روی او تاثیر مثبت دارد. تحرک، پویایی و نتیجه غیرقابل پیش بینی و گاهی دور از انتظار، هیجان بسیار زیادی در بینندگان فوتبال ایجاد می‌کند. میزان این هیجان‌ها در افراد مختلف متفاوت است و به علاقه و تعصب آن‌ها به فوتبال و تیمی که بازی می‌کند، بستگی دارد. فوتبال می‌تواند در برخی افراد هیجان مثبت و در برخی دیگر هیجان منفی ایجاد کند.

هیجان پذیری به سبک مثبت
در تب و تاب مسابقات جام جهانی فوتبال، تخمین زده می‌شود که حدود سه میلیارد نفر در سراسر جهان آن را از طریق تلویزیون‌های خانگی و شهری تماشا کنند. قدر مسلم هیجان مثبت فوتبال باعث پویایی، تخلیه انرژی و احساس رضایتمندی تماشاگر فوتبال می‌شود و می‌تواند تاثیر روانی و اجتماعی خوب خود را نیز در مقیاس جامعه بروز دهد.
بینندگان مسابقه فوتبال، معمولا دوست دارند تا این مسابقه را به صورت دسته جمعی ببینند. تماشای مسابقه فوتبال یک کنش اجتماعی برای شریک شدن در احساسات و هیجانات درون گروهی است. درحقیقت تماشای فوتبال بخشی از فرایند گروه گزینی اجتماعی محسوب می‌شود. پژوهشگران دانشگاه «ناتینگهام» انگلیس با مطالعه بر روی رفتار هواداران یک تیم فوتبال دریافتند که تاثیرات مثبت تماشا و هواداری در کاهش چشمگیر استرس روزمره در زندگی آن‌ها کاملا معنادار است.

هیجان پذیری به سبک منفی
هیجان پذیری منفی در فوتبال می‌تواند خودش را به اشکال رفتاری و هیجانی مختلفی نشان دهد. استرس بیش از حد و غیر قابل تحمل، بروز اختلال رفتار‌های پرخطر اعتیادی، عصبانیت،  کم توجهی، حواس پرتی یا در مقیاس بزرگ‌تر پرخاشگری، درگیری فیزیکی و حمله به طرفداران تیم مقابل و به عبارتی بروز وندالیسم (تخریب گری اجتماعی) و…، این‌ها همان علایم رفتاری و هیجانی منفی هستند که از طریق مشاهده فوتبال می‌تواند بروز یابد و در ابعاد کوچک و بزرگ، نظم محیطی و اجتماعی را مختل کند.
فارغ از سطوح اجتماعی که به آن اشاره شد،  گاه پیش می‌آید که هنگام تماشای فوتبال و به خصوص در صورت باخت تیم محبوب مان، افسردگی و اضطراب سراغ مان می‌آید و تا مدت‌ها بعد از اتمام بازی درگیری فکری برای مان ایجاد می‌کند. در کلیه این مواقع که اشاره شد، باید بدانیم هیجان پذیری منفی فوتبال به سراغ مان آمده است و قبل از وقوع هر فاجعه‌ای باید هر چه سریع‌تر چاره‌ای بیندیشیم. پیش از اشاره به راهکار‌های مدیریت هیجان پذیری منفی فوتبال، علل زیستی هیجان پذیری منفی را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

علل زیستی هیجان پذیری منفی در فوتبال
بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته توسط محققان آمریکایی، بیش از ۶۰ درصد مردان در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال به طور دایم به تماشای مسابقات جام جهانی می‌پردازند تا جایی که فصل نامه روان شناسی ورزشی آمریکا از این افراد تحت عنوان معتادان فوتبالی نام می‌برد.
ترشح بیش از حد هورمون تستوسترون در میان بینندگان فوتبال سبب ارضای روانی اغلب آن‌ها می‌شود، اما آن چیزی که از آن با عنوان هیجان پذیری منفی در فوتبال یاد می‌شود عبارت است از ترشح بیش از معمول هورمون‌ها و انتقال دهنده‌های عصبی مانند کاتکولامین، آدرنالین و نورآدرنالین در ساختار مغزی افراد. این سبک از هیجان پذیری به خصوص برای خانم‌های باردار یا افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی، مغزی و اختلال‌های اعصاب و روان می‌تواند زمینه مشکلات شدید و جدی را فراهم کند.

نحوه مدیریت هیجانات فوتبال
با توجه به در پیش بودن مسابقه حساس ایران و اسپانیا و این که هم اکنون به شکل عجیبی صدر جدول از آن تیم ملی ایران است، هیجانات برای این مسابقه به اوج خود رسیده و جا دارد برای حفظ سلامتی افراد به نکاتی در این زمینه اشاره کنیم.

توصیه اول: اگر احساس می‌کنید در زمان تماشای فوتبال دچار هیجان زیادی می‌شوید، حتما قبل از شروع مسابقه به اندازه کافی آب و مایعات بنوشید.

توصیه دوم: محیطی که در آن مسابقه را تماشا می‌کنید، گرم و بسته نباشد و افراد زیادی هم آن جا حضور نداشته باشند، چون همهمه و محیط بسته باعث اضطراب بیشتر، هیجان منفی و بروز پرخاشگری می‌شود. از طرفی افراد‌ی که دچار هیجان منفی می‌شوند و بیمارانی که هیجان زیادی برایشان خطرناک است، بهتر است کنار گروه‌های همگن و هم سن فوتبال نبینند.

توصیه سوم: از تمرین تصویر سازی و ذهن آگاهی استفاده کنید. به عبارتی بهتر است قبل از تماشای فوتبال، سعی کنید مهارت کنترل خشم و استرس را به دست آورید و قبل از مسابقه مدام به خودتان بگویید هر تیمی ممکن است ببرد یا ببازد و نتیجه فوتبال واقعا غیرقابل پیش بینی است پس امکان دارد تیم مورد علاقه ام بد بازی کند و ببازد.

هیجان پذیری در حد تعادل خوب است و هر چیز از حد تعادل خارج شود، می‌تواند آسیب رسان باشد. سعی کنیم در این روز‌ها و شب‌های فوتبالی با انتقال هیجان مثبت خود به دیگران، بیش از هر زمان روحیه اتحاد و همدلی را در جامعه نشر دهیم و ۸۰ میلیون نفر باشیم و یک ملت با یک ضربان قلب.

با همسر «حساس و زود رنج» چه کنیم؟

زودرنجی پدیده‌ای است چندوجهی که ریشه در مسائل گوناگونی دارد. کم نیستند خانواده‌های نوپایی که هنوز مدت کوتاهی از زندگی‌شان نگذشته به خاطر مسائلی پیش پا افتاده و تنها به دلیل حساسیت یکی از زوجین و زودرنجی وی از موضوعات و تنش‌هایی که به هر حال در همه خانواده‌ها پیش می‌آید، به سراغ جدایی می‌روند و به همین راحتی کانون گرم یک خانواده به دلیل ضعف شخصیتی یک فرد، حال زن باشد یا مرد تبدیل می‌شود به جولانگاهی که نتیجه‌اش چیزی نیست جز جدایی. ریشه‌های زودرنجی را در کجا باید جستجو کرد؟

فرقی نمی‌کند آدم‌های زودرنج خانم باشند یا آقا، چراکه با کمال تعجب پدیده زودرنجی را حتی بیشتر می‌توان در میان آقایان مشاهده کرد تا در میان خانم‌ها. به همین علت هم دیگر نمی‌توان روحیه حساس خانم‌ها را بهانه کرد و زودرنجی را به آنها نسبت داد. البته زودرنجی ریشه‌های متنوع و گسترده‌ای دارد. در خانواده‌هایی که فرزندانشان را لوس و پرافاده بار می‌آورند پدیده زودرنجی بسیار شایع است.

این افراد به دلیل این‌که در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که به تک‌تک خواسته‌هایشان جامه عمل پوشانده می‌شده، وقتی به زندگی مشترک هم پای می‌گذارند زودرنجی را به عنوان میراث خانوادگی وارد فضای زندگی‌شان می‌کنند. اما دسته دیگری از زودرنجی در میان زوجین ارتباط دقیقی با استرس‌ها و اضطراب‌های درونی فرد دارد. این نوع زودرنجی که بیشتر در میان آقایان دیده می‌شود، معمولا در شرایطی اتفاق می‌افتد که مرد در محیط کار تحت شرایط پراسترسی قرار دارد که این مسائل در روحیه‌اش تاثیر منفی می‌گذارد بنابراین وقتی به منزل می‌آید با کوچک‌ترین تلنگری آشفته می‌شود و کانون خانواده را تلخ می‌کند.

دسته دیگر زودرنجی به دلیل نداشتن اعتماد به نفس کافی در میان زوجین است. در این زودرنجی که در میان خانم‌ها بیشتر دیده می‌شود، کافی است به عنوان مثال آقا از جثه و هیکل خانمش کوچک‌ترین انتقادی کند. این موضوع آنچنان برای خانم گران تمام می‌شود که سریعا موضوع را به دل می‌گیرد و تا چند روز از همسرش دلخور و آزرده می‌شود.

به دنبال راهکار اگرچه برخی از عوامل زمینه‌ساز زودرنجی را درمیان زوجین به سختی می‌توان حل کرد، اما در هر صورت برای بسیاری از این موارد می‌توان راهکارهایی را در پیش گرفت تا به نوعی پیشگیری کرد.

ـ‌ در بیان انتقادها بخصوص از خانم‌ها شدیدا جانب احتیاط را رعایت کنید. به عنوان مثال اگر می‌خواهید به ظاهر همسرتان انتقاد کنید بهتر است که با این جمله بحث را آغاز کنید که آیا بهتر نیست یک برنامه ورزشی برای هر دو نفرمان پیاده کنیم که هم تناسب انداممان را بهتر کنیم و هم روحیه هر دو بهتر شود؟ قرار نیست همیشه انتقادها را مستقیم بیان کرد. برخی اوقات تاثیری که یک انتقاد غیرمستقیم در بر دارد به مراتب بیشتر از انتقادهای مستقیم است.

ـ‌ بعضی از آقایان به دلیل استرس دچار زودرنجی می‌شوند یعنی آقایی که تا دیروز از موضوعی به هیچ وجه دلخور نمی‌شده و به قول معروف ظرفیت بالایی داشته، حال امروز از کوچک‌ترین موضوعی ناراحت می‌شود. معمولا این نوع زودرنجی‌ها را باید با دلجویی و کالبدشکافی موضوع و حتی در برخی اوقات تنها گذاشتن آقا به حال خودش حل کرد. در این شرایط برخی آقایان دوست دارند تنها باشند تا کمی فکر کنند. پس بهتر است برخی اوقات آنها را به حال خود واگذاشت تا بتوانند خود را پیدا کنند.

ـ‌ نیازهای عاطفی همسرتان را به طور کامل پاسخ دهید. برخی اوقات زودرنجی علامتی از سوی همسر است تا به نوعی بی‌مهری همسرش را به وی بفهماند. پس این موضوع را به دقت مدنظر قرار دهید و همیشه همسرتان را از نظر عاطفی سیراب کنید تا کمبودی از این لحاظ نداشته باشد

ـ‌ حساسیت‌های همسرتان را شناسایی کنید و به آنها احترام بگذارید. با وی هرگز لجاجت نکنید بلکه او را به نوعی درک کنید. سیاست همسرداری حکم می‌کند که ابتدا از رنجش خاطر پیشگیری کنید و سپس به فکر تعدیل حساسیت‌ها باشید از این رو بهتر است در ابتدا از بروز این نوع حساسیت‌ها پرهیز کنید.

نویسنده: دکتر شاهد فدائی‌فرد

تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده چیست و چگونه از این مشکلات رها شویم؟

مشکلات اقتصادی تاثیر بسزایی بر سطح رفاه و ارتباط بین اعضای خانواده می گذارد. از آنجا که تامین کوچکترین نیازهای فردی ، تامین سلامت و ساده ترین تفریحات نیاز به هزینه پول دارد ، بنابراین فشار اقتصادی میتواند در تمام ابعاد  زندگی موثر واقع شود.
شاید با خودتان تصور کنید که میتوانید بدون هزینه در طبیعت یا پارک قدم بزنید و لذت ببرید ولی برای همین قدم زدن نیاز به خرید کفش و لباس  و کلاه  یا حتی ضد آفتاب برای نسوختن پوستتان دارید دارید بنابراین بدون پول حتی نمیتوانید از قدم زدن در طبیعت لذت ببرید.  
فشارهای اقتصادی بعد مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد و حتی در کوتاه مدت میتواند فشار روانی زیادی بر خانواده وارد کند.
ادامه پیدا کردن فشارهای اقتصادی در طولانی مدت میتواند حتی منجر هب فروپاشی خانواده یا طلاق عاطفی شود. 
با وجودی که بهترین روش برای مقابله با فشارهای اقتصادی همکاری تمامی اعضای خانواده برای افزایش درامد خانواده است ولی میتوانید با استفاده از راهکارهایی که در ادامه مقاله به آن می پردازیم ، برای غلبه بر مشکلات روانی ان در خانواده کمک بگیرید.

تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده
پیامدهای مشکلات اقتصادی در خانواده بسیار شدید و گسترده است و میتواند در تمام ابعاد زندگی نمایان شود و خانواده را از نظر روحی و جسمی تضعیف کند. 
مهم ترین تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده عبارتند از:
کاهش سلامت روان
اولین تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده فشار روانی زیاد است. مخارج و هزینه های خانواده که به دلیل مشکلات مالی امکان تامینشان وجود ندارد یا عدم توانایی پرداخت اقساط میتواند حجم فشار روانی زیادی در خانواده بوجود بیاورد.
عدم توانایی برای تامین خواسته ها و نیازهای اعضای خانواده میتواند منجر به ناکامی و سرخوردگی شود و سرپرست خانواده را در شرایط نامطلوبی قرار بدهد و احساس ناتوانی و ناکارآمدی داشته باشد و خودش را برای ایجاد این شرایط نامطلوب سرزنش کند.
افکار منفی از جمله ناکامی و سرخوردگی در کنار فشار روانی ، سلامت روان اعضای خانواده را تهدید میکند و منجر به بروز بیماری هایی از جمله اضطراب، افسردگی و بیماری های روان تنی در خانواده می شود. 

کاهش سلامت جسمی
یکی از مباحت مهم در مخارج مالی خانواده تامین هزینه های سلامت است از جمله خرید مواد غذایی سالم و مناسب که تمام نیاز های بدن به مواد معدنی و ویتامین ها را تامین کند ، چکاپ های دوره ای ، معاینات دندان پزشکی، درمانی بیماریهای مختلف و غیره همه نیاز به تامین مالی دارند.
مشکلات مالی در اولین قدم مانع از خرید مواد غذایی مناسب برای تامین نیازهای بدن می شود و سلامت بدن را کاهش داده و سیستم ایمنی را تضعیف کرده ، استخوان ها و دندان ها را تخریب میکند. از سویی دیگر مشکلات کمبود تغذیه ای منجر به افزایش بیماری های جسمی و بیماری های روانی می شود و نیاز به درمان و دارو در افراد را بیشتر میکند که تامین هزینه های درمانی بر فشار مالی خانواده می افزاید و مجددا فرد را در معرض سرخوردگی ، فشار روانی ، ناتوانی در پیگیری مسائل سلامت و بیماری های جدید قرار می دهد.
تضعیف ارتباط با فرزندان 
فشارهای روانی ناشی از فشارهای اقتصادی بر والدین باعث بدخلقی و بدرفتاری ان ها با یکدیگر و فرزندانشان می شود و حتی انرژی لازم برای صرف وقت و تفریح با فرزندانشان نخواهند داشت. 
انرژی روانی والدینی که درگیر مشکلات اقتصادی هستند ، صرف حل این مشکلات و تامین معاش می شود و دیگر انرژی ای برای صحبت کردن و تعامل با فرزندانشان ندارند. همین امر تاثیر زیادی بر کاهش کیفیت ارتباط با فرزندان ، رشد اجتماعی و اخلاقی آن ها دارد و ترتبیت کودکان از نظر جسمی ، روحی و اخلاقی با مشکلات زیادی روبرو می شود. 

از بین رفتن کانون خانواده
عدم توانایی در تامین معاش خانواده باعث می شود زوجین به این نتیجه برسند که نمیتوانند در کنار هم زندگی کنند و رابطه شان را پایان بدهند. معمولا تبعات ثانویه مشکلات اقتصادی که منجر به احساس شکست و ناکامی در خانم می شود و تصور میکند که میتوانسته موقعیت بهتری برای ازدواج داشته باشد و تاثیر روانی آن در مردان که فکر میکنند ضعف مدیریت مالی همسرشان باعث بروز این مشکلات شده است میتواند اختلاف در محیط خانواده را تشدید کند. 
علاوه بر احساس ناکامی ، استرس هم میتواند باعث کاهش ظرفیت روانی افراد وپرخاشگری شود که ناسازگاری در رابطه را افزایش میدهد. 
خانواده ای که دچار مشکلات اقتصادی است ، اعضایش صبر و تحمل کمری دارندو در مقابل مشکلات به سرعت واکنش می دهند. 
اعتیاد
احتمال درگیر شدن با اعتیاد در مردانی که با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند بیشتر است ، مردان سعی میکنند با پناه بردن به سیگار ، مواد مخدر یا الکل ، استرس و فشار روانی ناشی از مشکلات اقتصادی را برای خودشان قابل تحمل کنند ولی بروز اعتیاد به این مواد ، خود باعث بروز مشکلات مالی بیشتر برای خانواده می شود. 
راهکارهای رهایی از مشکلات اقتصادی
برای رهایی از مشکلات اقتصادی باید یکسری تصمیم گیری های جدی و تغییر مسیر های جدید برای زندگی خود در نظر بگیرید و تا حد ممکن گرفتار شدن خودتان را در مشکلات اقتصادی کاهش دهید. 
ازدواج به وقت مناسب
تشکیل خانواده و ازدواج نیاز به یکسری پیش شرط درد که مهم ترین آنها شرایط مالی مناسب ، منبع درآمد ثابت و توان اداره زندگی است. هر مردی که میخواهد ازدواج کند باید بداند مخارج یک زن دو برابر یک مرد است و از سویی دیگر مشکلات اقتصادی اثرات نامطلوبی روی خانواده و حتی رابطه عاطفی زن و شوهر می گذارد.
اگر قبل از رسیدن به ثبات مالی لازم برای زندگی ازدواج کنید بعد از شروع زندگی متوجه می شوید که از عهده تامین بسیاری از مخارج بر نمی آیید. شما که نمیتوانید همیشه روی تامین مخارج زندگی توسط والدین یا دریافت کمک های مالی به صورت مداوم حساب کنید. کمک مالی گرفتن از والدین باعث بروز مشکلات بیشتری در زندگی می شود که کوچکترین آن ها دخالت والدین در زندگی شما است. 
برنامه ریزی برای تولد فرزندان
زمانی که زوجین توانستند از پس هزینه های زندگی دو نفره شان برآیند و احساس کردند پول اضافه کافی برای تامین مخارج یک نفر دیگر را دارند میتوانند برای فرزند آوری برنامه ریزی کنند در غیر اینصورت مشکلات زیادی برای خانواده ایجاد خواهد شد.
حمایت از خانواده
اعضای خانواده باید همیشه حامی یکدیگر باشند تا خانواده بتواند به بهره وری و کارکرد مناسب برسد. اعضای خانواده در مواجهه با مشکلات مالی باید با همکاری هم برای برطرف کردن مشکل مالی اقدام نمایند. علاوه بر این که برای تامین نیازهای مالی خانواده باید به دنبال یافتن شغل و کسب درآمد باشند باید هزینه های غیر ضروری و تجمل گرایی را تا مدتی کنار بگذارند تا بتوانند منابع مالی خانواده را برای صرف هزینه های ضروری مدیریت کنند. 
مدیریت بحران مالی
در شرایطی که خانواده در بحران مالی به سر می برد اعضای خانواده نمیتوانند بدون مشورت و احساسی تصمیم بگیرند. در شرایط بحران مالی خانواده نیاز به همفکری و تصمیم گیری های عقلانی دارند تا نیازهای اساسی خانواده تامین شود و برای بیرون آمدن از مشکلات مالی در زمینه مشاوره اقتصادی و مدیریت بحران از جمله های روانشناختی و مدیریت احساسات ، آموزش ببینند و مطالعه کنند. 
 

 

اتاق کودک را چگونه بچینیم؟

چیدمان اتاق کودک به شدت امر مهمی است که باید نکات ضروری برای آن در نظر گرفت. شاید تصور ما این باشد هنر چه اتاق را شلوغ‌تر کنیم و پر از رنگ‌های مختلف باشد، جذاب‌تر است اما از این نکته غافل شویم که در چیدن اتاق و انتخاب وسیله‌های اتاق کودک دنبال چه هستیم؟ آیا صرف زیبایی و رنگ و وارنگ بودن آن کافی است؟ آن چه در چیدن اتاق کودک اهمیت بسیار دارد که اجازه خلاقیت را از به کودک بدهیم. اتاقی از قبل چیده شده با وسایلی که هر کدام باید نظم آهنین داشته باشند شاید برای پدر و مادر جذاب باشد اما برای کودک نه. تا می‌توانید در اتاق کودک وسایلی قرار دهید که خلاقیت کودک شما را زنده کند و خودش اجازه دخل و تصرف داشته باشد. از طرفی باید این نکته را در نظر داشت که اتاق را برای خودتان نچینید. شاید روزی هر کدام از ما اتاقی با سلیقه خودمان می‌خواستیم که نداشته‌ایم اما دلیل نمی‌شود که کودکمان نیز همان اتاق را دوست داشته باشد که در خیال ما است.

اتاق کودک را چگونه بچینیم؟

دیوار اتاق

دیوار اتاق کودک را محلی در نظر بگیرید که در اختیار اوست. می‌توانید از رنگ‌های قابل شست و شو استفاده کنید که نگران کثیف شدن دیوارها نباشید. برای ایجاد طرحی در تزیین اتاق کودک که ماندگاری بالایی داشته باشد بهتر است از یک رنگ خنثی برای دیوار استفاده کنیم که به‌ عنوان یک بوم خالی برای اشیاء تزئینی و سلیقه‌ های مختلف استفاده می‌شود. اگر می‌خواهید رنگ و الگوی خاص خود را معرفی کنید بهتر است الگو را فقط به یک دیوار یا سقف محدود کنید و دقت داشته باشید، حتماً موتیف به اندازه کافی ملایم باشد تا کل فضا را تحت تاثیر قرار ندهد.

قفسه‌بندی

چیدمان را در اختیار کودک قرار دهید.در اتاق‌ خواب سازمان‌ دهی فضا و ذخیره‌سازی خوب اتاق است و این ویژگی در اتاق‌ خواب کودک به دلیل تعدد و تنوع اسباب کودک اهمیت بسیار زیادی دارد. هرگونه ذخیره‌ سازی که برای آن در نظر دارید، باید ترکیبی کامل از فرم، عملکرد، اما مهم‌تر از همه یک مقدار سرگرم‌ کننده باشد و حالت خشک و کسل‌کننده نداشته باشد.

تخت‌خواب

در خریدن تخت کودک باید به سوالاتی هم چون اندازه مناسب سرویس خواب کودک باید چقدر باشد، ایمنی تخت باید چگونه باشد، یا طرح و مدل مناسب برای سرویس خواب چیست و خیلی مسائل دیگر که بر سلامت خواب و رشد کودک ما تأثیر می‌گذارند، پاسخ دهید. بودجه مورد نظر، قد کودکتان، ابعاد اتاق موردنظر، کلیت دکوراسیون و رنگ اتاق و اندازه تخت را باید در نظر بگیرید و با دقت انتخاب نمایید.

اتاق کودک را چگونه بچینیم؟

فضای خصوصی در اتاق

اگر کودکی خود را به یاد بیاوریم همیشه به دنبال جایی بودیم که از چشم همه به دور باشیم و دنیای خودمان باشد. می‌توانید این فضا را با یک خیمه چادری رنگی زیبا در داخل اتاق برای کودک فراهم کنید تا فضای محرمانه و خصوصی برای فرزند خود ایجاد کنید. همچنین اهمیت نورپردازی هنگام تزئین اتاق‌ خواب کودک را جزو موارد ارزشمند داشته باشید: چراغ‌های سقفی به ایجاد یک محیط آرام و دلپذیر کمک می‌کند، از نقاط نوری گرم استفاده کنید، با استفاده از روشنایی مخفی در بالا یا در کنار تخت فضایی مناسب برای مطالعه یا تعویض لباس کودک ایجاد نمایید.

سقف اتاق کودک

شاید برای یک بزرگسال سقف اتاق اهمیتی نداشته باشد اما سقف اتاق کودک به مهمی دیوارهای آن است. سقف اتاق کودک فرصتی مناسب برای حرکات جسورانه را فراهم می‌آورد البته نباید تزیین آن‌ جوری باشد که کل اتاق را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال استفاده از سقف‌های کاذب با اشکال مختلف و نورپردازی می‌تواند گزینه‌ی مناسبی برای تزیین اتاق کودک باشد.

عمده ترین دلایل بی وفایی

بی وفایی زوجین یکی از مشکلات شایع در خانواده ها است. اگر تا به حال با فرد قربانی خیانت روبرو شده باشید و یا خود مورد بی وفایی همسر قرار گرفته باشید احتمالاً اولین سوالی که به ذهن شما رسیده این بوده است که “چرا؟”. بی وفایی عواقب متعددی به همراه می آورد و طبیعی است که بخواهید بدانید چرا همسر بی وفایی به شما را انتخاب کرده است. حتی اگر دانستن دلیل آن برای شما آرامشی به همراه نداشته باشد دنبال پاسخ خواهید بود. بی وفایی به دلایل مختلف آشکار و پنهان رخ می دهد. انواع مختلفی بی وفایی وجود دارد که می تواند کمی به روشن شدن این دلایل کمک کند.

ی وفایی چیست؟
بی وفایی یا خیانت، شکست عهد و پیمان اولیه به همسر یا هر شریک ارتباطی می باشد. معمولاً به معنای درگیر شدن در روابط جنسی یا عاشقانه با شخصی غیر از شخص اول رابطه، شکستن تعهد یا قول در عمل است. هر مورد از اشکال بی وفایی غالبا متفاوت بوده و نیاز متفاوتی را برآورده می کند. اگرچه دانستن اینکه چرا یک شریک زندگی بی وفایی کرده احتمالاً از درد شما کم نخواهد کرد، اما اینکه بتوانید رفتار بروز داده شده را به شکلی منطقی تحلیل کنید و از آن تعریف شفاف به دست آورید، سردرگمی شما را تا حدی کاهش می دهد. همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد چگونگی پیشروی از موقعیت و پشت سر گذاشتن شرایط، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. خواه این به معنای تلاش برای انسجام خانوادگی و بهبود رابطه باشد خواه برای تصمیم گیری درباره جدایی.
به خاطر داشته باشید که یک رابطه خارج از ازدواج در هر شکلی از آن یک انحراف وحشتناک که فقط در ازدواج های ناخوشایند رخ بدهد نیست. این یک افسانه است که “دلیل واقعی” پشت یک رابطه خیانت دیده، یک همسر ناکافی و بی توجه یا ازدواج نامطلوب بودقرار داشته است. ازدواج خالی از رضایت زناشویی و عاطفی قطعاً احتمال رابطه با نفر سوم را افزایش می دهد اما این را نیز در نظر بگیرید که روابط خائنانه در ازدواج های عالی نیز اتفاق می افتد. امور رخ داده و رویدادها غالبا منشأ زیادی دارند و فرصت و زمینه کاری از عوامل مستعد کننده برای شکل انتخاب های افراد می باشد. بنابراین ساده انگارانه است اگر گمان کنید خیانت و بی وفایی صرفا به یک عامل بستگی دارد.


مشکلات ازدواج و بی وفایی زوجین
تصور عموم بر این است که غالب روابطی که شاخص رضایتمندی پایینی دارند و زن و شوهر از بودن در کتار یکدیگر احساس خوشی و ارامش ندارند درگیر طلاق عاطفی هستند و اتفاقا برداشت درستی است. در حالی که همه یا مطمئناً اکثر طلاق ها احساسات طرفین را تحت تأثیر قرار می دهند، همه به دلایل عاطفی تصمیم به طلاق نمی گیرند. برخی از رایج‌ ترین دلایل طلاق به مسائل مالی، فاصله های زیاد زن و شوهر یا اختلاف مذهبی در ازدواج مربوط می‌شوند.
این ها دغدغه های عملی و فرهنگی است و درک آن ها ملموس است. گاهی اوقات این نگرانی‌های عملی باعث می‌شود وقتی زوجین در کنار دیگران هستند‌ با سؤالات، قضاوت یا حتی همدردی‌های فراوان بابت پایان یک ازدواج روبرو شده و مقابله با آن کمی «آسان‌تر» به نظر برسد.
با این حال در طلاق عاطفی همه چیز مرموزتر و بی شکل تر به نظر می رسد. ممکن است به دوستان و خانواده خود بگویید که افراد متفاوتی شده اید، اما آن ها به شما نگاه می کنند و همه چیزهایی که می بینند بیشتر شبیه رفتارهای دو غریبه با یکدیگر است. زوجین سعی می کنند توضیح دهند که مسایل پشت درهای بسته خلوت زن و شوهری متفاوت از آنچه که از بیرون مشاهده می شود به نظر می آید اما انجام این کارها بسیار شبیه به باز کردن اتاق‌هایی در درون خود است که مدت‌هاست به روی دیگران بسته اید. اتاق مشاجرات و رنجش ها. طلاق عاطفی را به عنوان وضعیتی تعریف می کنند که می تواند وابستگی عاطفی شما به همسر را به چالش بکشد، بشکند و حتی از بین ببرد.

انواع بی وفایی زوجین
خیانت فرصت طلبانه زمانی اتفاق می افتد که فرد عاشق است و به شریک زندگی خود وابسته می باشد اما بنا به شرایطی که پیش روی او بوجود آمده است تسلیم میل جنسی خود در برابر شخص دیگری می شود. به طور معمول، این نوع بی وفایی ها ناشی از شرایط و وابسته به فرصت های موقعیتی مانند رفتارهای مخاطره آمیز و مصرف الکل یا مواد مخدر به وجود می اید.
در واقع همه خیانت ها از پیش برنامه‌ریزی شده و ناشی از نارضایتی از یک رابطه فعلی نیست. بلکه ممکن است شخص درگیر مصرف مشروبات الکی شده باشد یا به طریق دیگری در موقعیتی قرار گرفته است که پیش‌بینی ناپذیر بوده است. پس از آن، پس از آن بسته به شدت و میزان وابستگی فرد به شریک زندگی، در اثر خیانت جنسی، احساس گناه بیشتری را تجربه خواهد کرد. با این حال با کاهش ترس از گرفتار شدن و عدم پرداخت هزینه زیاد، احساس گناه از بین می رود.

1-بی وفایی زوجین بدون اختیار
این نوع از بی وفایی مبتنی بر این ترس است که مقاومت در برابر پیشرفت‌ها و درخواست های جنسی کسی منجر به طرد شدن، نادیده انگاشته شدن و مورد تحقیر و انگ خوردن شود. افراد ممکن است احساس میل جنسی، عشق و وابستگی به شریک زندگی خود داشته باشند اما همچنان به دلیل نیاز شدید به تایید و همنوایی با گروه و از سمت دیگران اقدام به خیانت بکنند.
علاوه بر این، نیاز شدید آن ها به تایید می‌تواند باعث شود به شیوه‌هایی رفتار کنند که با احساسات دیگر آن ها مغایرت داشته باشد. به عبارت دیگر برخی افراد بی وفایی می‌کنند نه به این دلیل که می‌خواهند خائن باشند و عامدانه خیانت کنند، بلکه به این دلیل که به تأییدی نیاز دارند که همراه با جلب توجه دیگران است مبادرت به انجام رفتارهایی می کنند که بی وفایی یکی از آن ها است.

2-بی وفایی زوجین به دلیل نیاز عاشقانه
گاهی اوقات و نه همیشه، کمبود و کسری در یک رابطه باعث می‌شود افراد اقدام به برقراری روابط غیرعادی بکنند. این نوع بی وفایی ها زمانی رخ می دهد که خیانتکار هنوز وابستگی عاطفی کمی به شریک زندگی خود داشته باشد. آن ها معمولا به ازدواج خود همچنان متعهد هستند و آن را تا انتها به نتیجه می رسانند، وظایف مربوط به نقش خود در ساختار ازدواج را به عنوان پدر/مادر انجام می دهند اما مشتاق یک ارتباط صمیمی و محبت آمیز با شخص دیگری هستند.
به احتمال زیاد تعهد آن ها به ازدواج مانع از ترک همسر می شود. بی وفایی به دلیل نیازهای عاشقانه به معنای وارد آوردن درد برای مرد یا زن دیگر و شریک خیانتکار است که به ندرت تبدیل به یک رابطه طولانی مدت و متعهدانه می شود. مشکلات روابط زناشویی در این شرایط باید انقدر شدید باشد که همسر، ازدواج خود را برای بودن با شخص دیگری ترک کند.

3-بی وفایی زوجین به دلیل تنوع طلبی
این نوع خیانت ها زمانی اتفاق می‌افتد که افراد در یک زمان، خواهان تجربه عشق واقعی و تمایل جنسی با بیش از یک نفر باشند. علی رغم تصورات ایده آلیستی عموم‌ مردم از داشتن تنها یک عشق واقعی و تعلق قلب فقط به یک نفر، امکان تجربه و حس عشق شدید نسبت به چندین نفر به طور همزمان مساله رایجی است. تفاوت افراد در نوع واکنش به این حس و نحوه مدیریت آن می باشد. در حالی که چنین موقعیت هایی از نظر احساسی امکان پذیر است، بسیار هم پیچیده هستند و موجب ایجاد اضطراب و استرس زیادی در فرد می شوند. در این مورد، شرکای خیانت کار در تلاش برای آسیب نرساندن به کسی، در نهایت به همه آسیب می رسانند.

4-بی وفایی اخلاقی برای جایگزینی
این نوع خیانت زمانی اتفاق می‌افتد که فردی در یک رابطه متعهدانه است اما دیگر هیچ احساسی نسبت به شریک زندگی خود ندارد. هیچ میل جنسی یا عشق و وابستگی وجود ندارد. فقط یک احساس تعهد است که زوج را در کنار هم نگه می دارد. فقدان عشق و عدم تعهد قلبی به شریک عاشقانه فعلی، هر دو با احساس عمومی نارضایتی از رابطه مرتبط هستند.
این افراد خیانت را اینگونه توجیه می کنند که به خود می گویند حق دارند در رابطه خود به دنبال چیزی بگردند که به دست نمی آورند. خواسته های جنسی برآورده نشده می توانند به راحتی در اینجا وارد عمل شوند. چرا که در رابطه برقرار شده خود، تناوب مورد نیاز در رابطه جنسی، سبک رابطه جنسی یا رفتارهای جنسی خاصی که می خواهند را تجربه نکنند. این ها می تواند به دلایل آن ها برای بی وفایی کمک کند.

پس از تجربه بی وفایی در رابطه چه باید کرد؟
اکنون که به دلایل بی وفایی شریک اگاهی پیدا کرده اید به احتمال زیاد سردرگمی شما از بابت چرایی ماجرا کاهش می یابد. حال این شما هستید که تصمیم می گیرید چه اقداماتی را برای مواجهه با این شرایط انجام دهید. ازدواج‌ها و روابط می‌توانند از خیانت و بی وفایی ها جان سالم به در ببرند؛ اما احیای مجدد رابطه یا از بین رفتن کامل آن بستگی به انواع خیانت و میزان اسیب شما و تلاش شما دارد. در برخی روابط بارها بی وفایی های کوچک و بزرگ طرفین کشف و بخشیده می شود. اما هرگز قابل تعمیم به همه افراد نیست. دلایل خیانت به همسر هر چه باشد به این معنی نیست که او دوباره خیانت نخواهد کرد. بنابراین هنگام تصمیم‌گیری در مورد اقدامات بعدی، این مساله را در نظر داشته باشید.

1-پذیرش واقعیت ها درباره بی وفایی زوجین
ازدواج می تواند پس از بی وفایی و خیانت جان سالم به در ببرد و مجدد احیا شود. اما مهم است که برخی از حقایق را به خاطر بسپارید:
بی وفایی دیدن بسیار آزاردهنده و استرس زا است. تجربه احساساتی مانند خشم و افسردگی وجود خواهد داشت.
التیام آن به زمان نیاز دارد.
این فقط فرد خیانت دیده است که حق دارد تصمیم بگیرد با رابطه بعد از بی وفایی چه کند. دوباره اعتماد کند یا خیر. ببخشد یا خیر.
مسئولیت خیانت مستقیما با خائن بوده و باید مسئولیت را بر عهده بگیرد و همسر خود را به خاطر این رابطه سرزنش نکند.
«قربانی» نیز مسئولیت بخشی از رابطه را انجایی که متوجه مراقبت های فردی است بر عهده می گیرد.
برای حل مشکلات اساسی در ازدواج، شجاعت لازم است.
برای نجات ازدواج به تعهد و خواست جدی هر دو طرف نیاز است.
این احتمال وجود دارد که برای تحلیل و درمان آنچه رخ داده به کمک حرفه ای نیاز داشته باشید.
 
2-تلاش نجات ازدواج بعد از بی وفایی زوجین
بسیاری از متخصصان به تجربه دیده اند که ازدواج های وجود داشته است که نه تنها از خیانت جان سالم به در برده اند بلکه بهتر از قبل شده اند. اینکه یک ازدواج می تواند بعد از یک رابطه خارج از چهارچوب آن جان سالم به در ببرد در صورتی اتفاق می افتد که هر دو طرف مایل به کسب و استفاده از مهارت های لازم التیام بخش برای موفقیت در ازدواج خود باشند. ایجاد یک روش جدید تعامل مستلزم این است که هر دو طرف:
اولا مکالمه عمیق و معنادار داشته باشند.
ابراز احساسات آسیب‌پذیر زیربنایی، حالت تدافعی، سرزنش، انکار الگوهای زیربنایی یا «چرخه‌های معیوب» ارتباطی خود را شناسایی کنند.
مایل به بخشش باشند.
کاملا صادقانه به آن بخش از توشه‌های احساسی خود نگاه کنند که ممکن است آن ها را به موقعیت کنونی رسانده باشد.
3-توجه به نکات مهم برای نجات احتمالی ازدواج
زوجین طی برملا شدن خیانت با احساسات متناقضی روبرو می شوند. برخی از احساساتی که زوجین پس از خیانت تجربه می کنند عبارتند از: شرمساری، سرزنش، احساس خشم. صدمه دیدن و تمایل به صدمه زدن، نا امیدی و میل متضاد برای بخشش، حسادت، شهوت و کینه توزی، انکار و عدم اعتماد. ازدواج شما می تواند از هجوم این احساسات جان سالم به در ببرد. با این حال، برخی از ازدواج‌ها نجات نمی یابند.
اگر خیانت یکی از علائم خشونت خانگی و یا سوء استفاده عاطفی در رابطه شما باشد، هرگز احساس امنیت کافی برای حل مشکلات خود نخواهید داشت. این ها مسائل بسیار ریشه ای هستند که اغلب قابل تغییر نیستند. برای شریکی که به او خیانت شده است، چالش برانگیز است که تصور کند آیا می تواند به همسر «فرصت دومی» بدهد یا خیر.
اگر خیانت یک رویداد بی تکرار باشد نیز شرایط کاملاً متفاوت از کسی است که الگوی خیانت مداوم دارد. اگر یکی از زوجین یک خائن دائمی باشد وقت آن رسیده است که او را کنار بگذارید.
علائم مثبتی نیز وجود دارد که باید به دنبال آن باشید. مانند پشیمانی همسر و نشان دادن اقدامات واضح مبنی بر پایان رابطه موازی. همسر همچنین می تواند با ارائه رمزهای عبور حساب یا تمایل نشان دادن برای امضای یک تعهد پس از ازدواج، شفافیت و اعتمادسازی خود را نشان دهد. این پیشنهادات ممکن است برای همه کارساز نباشد، اما در کوتاه مدت و در تلاش برای رفع اثرات خیانت ارزشمند خواهد بود.

به فردی که قصد خودکشی دارد، چه بگوییم؟

عموم افرادی که تفکر خودکشی دارند و یا افکار آن را در سر می پرورانند، با یکی از نزدیکان دوست یا آشنای خود در این باره صحبت می کنند اما مسئله این است که اگر یک عزیزی با ما درباره خودکشی صحبت کرد، چه واکنشی باید نشان دهیم؟ اصلا چه حرف هایی را باید بزنیم و چه حرف هایی را نزنیم که خدایی ناکرده باعث جری تر شدن او شود! این گزارش مهارت های صحبت کردن با فردی که قصد خودکشی دارد را به شما می گوید.

در متن نامه به جامانده از  فردی که  در دهه 1970 میلادی خودکشی کرده  نوشته شده است:«به سمت یک پُل می روم، اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند، نخواهم پرید». چند روز پیش با دوستی صحبت می کردم که دل پر دردی داشت، از زمین و زمان شاکی بود و می گفت  از  زندگی خسته شده و ترجیح می دهد بمیرد تا بخواهد برای ادامه اش بجنگد. نمی دانستم چقدر حرف هایش جدی است اما کمی گیج شده بودم و برایم سوال پیش آمد که چطور باید با فردی که افکار خودکشی و تمایل به نابودن کردن خودش دارد، صحبت کنم ! آیا اصلا باید چنین فردی  را جدی بگیریم یا بی خیال حرف هایش شویم ؟ آیا باید راهکارهایی به او ارائه دهیم یا اینکه او را به متخصصان ارجاع دهیم؟ به طور کلی راهکار درست در این زمینه چیست؟

*فکر خودکشی برای چه کسانی ایجاد می شود؟

طبق تحقیقات روانشناسی و روانپزشکی، فکر خودکشی برای هر انسانی با هر جایگاه اجتماعی و هر سن و سالی ممکن است پیش بیاید . حال می خواهد جوان باشد، پیر یا بچه. برخی شاید تصور کنند که خودکشی از عهده هر کسی نمی آید، اما این اشتباه است چرا که وقتی ذهن به بن بست می رسد، برای هر فردی ممکن است چنین تفکری ایجاد شود.

*معجزه ترک افکار خودکشی

«دکتر حمیدرضا توفیقی» رزیدنت روان پزشکی در این باره می گوید: «اکثر آدم هایی که دست به خودکشی می زنند، قبلش با یک نفر در این رابطه صحبت می کنند که مثلا قصد خودکشی دارند. مهم ترین نکته این است که فردی که چنین حرف هایی را از عزیزی می شنود نباید زمان را از دست بدهد یا اینکه خونسردی پیشه کند و از حرف زدن درباره آن اجتناب کند. اینها راه های اشتباهی است که اگر انجام دهیم، احتمال ارتکاب به خودکشی زیادتر می شود. بنابراین وقتی کسی از خودکشی صحبت می کند باید بدانیم که آنقدر بار روانی او منفی و زیاد است که نمی تواند راه حل بهتری را برای حل بحران هایش پیدا کند و با صحبت کردن با ما می خواهد از ما کمک بگیرد تا از این شرایط خلاص شود. 

بنابراین نباید فکر کنیم که او بلوف می زند، ادا در می آورد یا ژست می گیرد. به جای قضاوت های اشتباه و عجولانه یا مسخره کردنش باید راه حل های زود هنگام ارائه دهیم  و مهم ترین راه حل نیز گوش دادن به حرف هایش با همدلی است. گوش دادن باعث می شود که فرد حالش بهتر شود و بتواند تصمیمات بهتری بگیرد»

*چه جملاتی را نباید بگوییم

برخی افراد زمانی که با این موقعیت مواجه می شوند که فردی صحبت از خودکشی می کند، راهکارهای کلیشه ای را انتخاب کرده  و یا جملات تکراری قدیمی ترها  را به فرد می زنند که اصلا هم جواب نمی دهد.

دکتر توفیقی در این باره می گوید: کلیشه هایی چون : «خجالت بکش ، قوی باش» ، «خدا بیش از توان آدم بهش مشکل نمی ده، پس تحمل کن» اصلا راهگشا نیست.

واقعیت این است که ما جای سایر آدم ها نیستیم پس نمی توانیم قضاوت کنیم که او در چه شرایطی است تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که با او همدلی کنیم.

سایر کلیشه ها: «فکر کردی چه بلایی سر خانوادت و دوستات میاد» این نوع صحبت هم فقط عذاب وجدان فرد را بیشتر می کند.

«چه آدم خودخواهی هستی یا چقدر ترسویی که می خواهی خودکشی کنی، چیت کمه؟!» و اینکه «تو جرأت خودکشی کردن هم نداری!» این نوع جملات باعث می شود که فرد در تصمیم گیری اش مصرتر شود.

«برو فلانی و ببین این همه مشکلات داره، بازم به خودکشی فکر نمی کنه. ناشکری نکن!» چنین مدل صحبت کردن هم باعث می شود که فرد احساس کند، خوب درک نمی شود  و همین باعث می شود که دیگر با شما درددل نکند.»

*چه جملاتی را بگوییم

طبق آمارها در هر ثانیه هزاران نفر در سراسر دنیا دست به خودکشی می زنند که از بین اینها خیلی هایشان با فردی صحبت کرده اند اما او بی توجهی کرده است. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی مهم ترین دلیل مرگ و میر جوانان 15 تا 24 ساله، خودکشی بوده و بیش از دیگر عوامل مرگ و میر مثل جنگ و قتل کشته داده است. سازمان بهداشت جهانی خودکشی را سیزدهمین عامل مرگ و میر در دنیا معرفی کرده است.

تا اینجا توضیح دادیم به فردی که قصد خودکشی دارد چه چیزهایی نگوییم اما  از اینجا به بعد می گوییم که چه حرف هایی می تواند برای فردی که قصد خودکشی دارد اثرگذار باشد و او را از تصمیمش منصرف کند.

* فعالانه گوش دهیم

روش گوش کردن فعال خیلی مهم است. گاهی پیش می آید که ما حرف کسی را می شنویم اما گاهی هم حرف هایش را گوش می دهیم. این گوش کردن فعالانه یعنی همراه با توجه و تمرکز و همدلی، برای فردی که افکار خودکشی دارد می تواند موثر باشد. دکتر توفیقی معتقد است به فردی که قصد خودکشی دارد هم باید گوش دهیم و هم اینکه بیشتر اجازه دهیم او صحبت کند، تا اینکه ما  نصحیت کننده باشیم. باید دست هایش را بگیریم و به او بگوییم که درکش می کنیم و مشکلاتش را می فهمیم اما راه حل های بهتری هم از نابود کردن خود وجود دارد.راه حل دیگر این است که از او بخواهیم بیشتر فکر کند چرا که برای خودکشی هیچ وقت دیر نمی شود اما اگر این کار را انجام دهد ، ممکن است که دیگر برگشتنی در آن نباشد.

** در دسترس باشیم

مسئله دیگر این است که اگر متوجه شدیم فردی می خواهد دست به خودکشی بزند یا تفکرش را دارد ، نباید او را تنها بگذاریم چرا که اگر به داد فرد نرسیم ممکن است دست به خودکشی بزند اما ماجرا در این نقطه تمام نمی شود، چون افکار خودکشی ممکن است دو مرتبه باز گشت کند، بنابراین ما همیشه باید در دسترس این فرد باشیم و تنهایش نگذاریم. اگر تصمیم گرفته با آلت قتاله خاصی خودش را بکشد، این وسایل خطرناک را از دسترسش خارج کنیم و حتما حتما هم از افراد مطمئن بین دوستان و خانواده فرد کمک بگیریم و در نهایت هم او را به متخصص روانپزشک یا روانشناس ارجاع دهیم.

 

** با مراکز درمانی تماس بگیرید

اگر فردی در اطرافیان شما دست به عملی برای خودکشی زد، سریع اقدام کنید چرا که زندگی اش در خطر است و بدون درنگ با شماره های مراکز بهداشتی و درمانی تماس بگیرید و یا او را به نزدیک ترین بیمارستان برسانید. برای موارد افکار جدی خودکشی نیز می توانید با شماره های اورژانس اجتماعی 123، صدای مشاور 1480 / 4030 و اورژانس شهری 115 تماس بگیرید.

و در پایان دکتر توفیقی پیشنهادات سازنده ای برای مواجهه با افرادی دارد که قصد خودکشی دارند ؛«این شرایط با فرد، مستقیم و بی پرده باشید، احساسات او را در نظر بگیرید و درباره ارزش زندگی برایش سخنرانی نکنید، حمایت و علاقه خود را به نگرانی هایش نشان دهید، برایش دلسوزی نکنید، به او امید ندهید که گزینه های دیگری غیر از خودکشی مثل تضمین های الکی و کلیشه ای وجود دارد، برای مشاوره دادن او را نزد مشاور بفرستید و در نهایت سعی نکنید که یک تنه خودتان یک مشاور باشید بلکه حتما خانواده و یک متخصص را در جریان بگذارید.»