4 توصیه تصویری برای تشویق موفق فرزند  

4 توصیه تصویری برای تشویق موفق فرزند  

خراسان/ تشویق کردن کودکان و البته نوجوانان از موضوعاتی است که بسیاری از والدین در باره آن کمی گیج هستند. گاهی آن ها جملاتی را به منظور تشویق به زبان می‌آورند و بعد در کمال تعجب می‌بینند که فرزندشان به جای این‌که خوشحال شود، با ناراحتی از آن‌ها دور می‌شود یا گاهی بعد از تشویق والدین، کودک دیگر آن رفتار مطلوب را تکرار نمی‌کند. در این مطلب می‌خواهیم نگاهی بیندازیم به برخی نکات در زمان تشویق کودکان، تشویق‌هایی که بتواند باعث تقویت رفتارهای مناسب شود و احساسات خوبی را در کودکان درباره خودشان ایجاد کند.
در تهیه این مطلب از کتاب the parenting puzzle  استفاده شده است. 
 
 1-وسط تشویق، پای علاقه‌تان را وسط نکشید

نکته: هیچ وقت در زمان تشویق فرزندتان بابت رفتار مناسب، پای دوست داشتن او و علاقه‌ای را که به او دارید به میان نکشید زیرا مرتبط کردن علاقه با رفتارهای مناسب، می‌تواند در کودک این اضطراب را ایجاد کند که اگر زمانی آن رفتار را تکرار نکند، از محبت شما محروم خواهد ماند.
 
 2- در زمان تشویق به دنبال کسب اعتبار برای خود نباشید

نکته:  زمانی که می‌خواهید فرزندتان را تشویق کنید، به دنبال کسب اعتبار برای خودتان نباشید. زمان تشویق کودک، زمان خوبی برای اشاره به این‌که حق با شما بوده یا  شما معلم خوبی برای او بوده‌اید یا حتی این که او استعدادش به شما رفته، نیست. بگذارید کودک شما احساس افتخار ناشی از آن رفتار مناسب را تنها به خودش نسبت دهد و اعتماد به نفس او تقویت شود.
 
 3- با توجه کامل به کودک او را تشویق کنید

نکته:  زمانی که می‌خواهید فرزندتان را تشویق کنید، با تمام وجود این کار را انجام دهید؛ تماس چشمی برقرار کنید، توجه‌تان را به صورت عیان معطوف به او کنید و با زبانی که برای او قابل درک است، کار او را تحسین کنید. یادتان باشد توجه مثبت والدین به فرزندشان، یکی از لذت‌بخش‌ترین و مهم‌ترین تشویق‌هایی است که فرزند می‌تواند در زندگی‌اش دریافت کند. تاثیر این توجه مثبت از هدیه‌های گران‌قیمت هم بیشتر است.
 
  4-در زمان تشویق فقط تشویق کنید

نکته:   کودکان به بازخوردهایی که صرفا حاوی نکات مثبت رفتارها و انتخاب‌هایشان است، بیشتر از شنیدن ایراد کارشان نیاز دارند. با افزایش سن، می‌توانید جدای از زمان‌هایی که فرزندتان را بابت رفتارهای مناسب اش تشویق می‌کنید، زمان‌هایی را هم به نقد کارهایش اختصاص دهید. دقت کنید که در این جلسات فرزندتان باید مشارکت فعال داشته باشد و صرفا شنونده حرف‌های شما نباشد.
نرگس عزیزی| کارشناس‌ارشد مشاوره سعید مرادی| تصویرساز

بازی کرونا با روح و روان کودکان

بازی کرونا با روح و روان کودکان

بیا نی نی/ صدای کلنجار مادر و کودک در هر بعد ازظهر، همسایگان طبقه بالا و پایین مجتمع مسکونی را از شروع کلاس مجازی کودک در شبکه شاد با خبر می کند. این جنجال و کلنجار اما تا ساعت پایانی شب و انجام تکالیف کودک دبستانی ادامه داد…
با شیوع ویروس جدید کرونا، خانواده ها بیش از هر زمان دیگری نگران وضعیت جسمی و سلامت کودکان شان شدند و رعایت شیوه نامه های بهداشتی برای پیشگیری از ابتلای خود و فرزندانشان به یکی از دغدغه جدی والدین تبدیل شد. با ادامه دار شدن شیوع کرونا، محدودیت های سفر، تفریح، ارتباطات، فعالیت های فوق برنامه، ورزش و تفریح و حتی ارتباط با اقوام و هم سالان هم به مرور جزئی از زندگی جدید کودکان شد. در این شرایط شروع سال تحصیلی جدید و آموزش غیرحضوری کودکان در منزل به دلیل خطر ابتلا به کرونا، دغدغه دیگری به دغدغه های قبلی والدین و محدودیت های زندگی کودکان اضافه کرد.
در این میان بسیاری از خانواده ها چنان سرگرم مراقبت از فرزندان شان برای پیشگیری از ابتلا به کرونا و همزمان آموزش آنها شده اند که موضوع مهم سلامت روان کودکان در این دوران را به کلی فراموش کرده اند، در حالی که سلامت جسم و روان در ارتباط کامل با همدیگر است و نمی توان آنها را جدا دانست.
خانم یزدانی مادر دو دختر ۹ و ۵ ساله است. او امسال نه تنها کودک ۵ ساله اش را به مهدکودک نفرستاده، بلکه ترجیح داده دختر بزرگتر هم به جای مدرسه در خانه آموزش ببیند. این شرایط اما برای او و همسرش آسان نبوده و در بسیاری از مواقع منجر به کلنجار و دعوا و درگیری هایی شده که در نهایت حاصلی جز ناراحتی بچه ها و پشیمانی و عذاب وجدان پدر و مادر نداشته است.
آقای حسینی هم این روزها دردسرهای زیادی با کودک ۸ ساله اش دارد. اگرچه بار اصلی کارهای امیرعلی به عهده مادرش است، اما این پدر در تمام ساعات حضور در منزل باید واسطه قهر و آشتی مادر و کودک بر سر تکالیف درسی و یا مقاومت در برابر اصرارهای کودک برای رفتن به پارک و گردش با وجود وضعیت حاد شیوع کرونا در اصفهان باشد.
وضعیت خانواده نصر اما کمی متفاوت است. آنها ۲ فرزند در سن کودکی و نوجوانی دارند که به گفته والدین بیشتر از نیم ساعت نمی توانند همدیگر را تحمل کنند! پدر و مادر می گویند در تمام این مدت امیدوار به بهتر شدن وضعیت و بازگشایی مدارس بوده اند، اما امسال شرایط به قدری پیچیده و سخت شده که نگرانی روزهای اول شیوع کرونا از ابتلای فرزندانشان را فراموش کرده و به فکر راهی برای رسیدن به آرامش در خانه هستند.

القائات محیط و تاثیر آن بر سلامت روان کودک
دکتر منصور شیری، پزشک و متخصص روان شناسی سلامت و مدیر آموزش و ارتقاء سلامت معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در گفت و گو با بیا نی نی، با اشاره به اینکه همه گیری کرونا تمام آحاد جامعه را تحت تاثیر قرار داده و نظم زندگی روزمره همه را به هم زده است، اظهار کرد: با شروع سال تحصیلی جدید این وضعیت برای خانواده ها و به ویژه کودکانی که قبلا عادت داشتند به مهدکودک و یا مدرسه بروند سخت تر شده است و این تغییر رویه که هم اکنون باید تمام ساعات روز را در منزل سپری کنند برای کودکان مشکلاتی به وجود آورده است، چراکه پیش از این کودک عادت داشت ساعاتی از روز را با دوستان، همکلاسی ها و هم سن و سالانش بازی کند و این تعاملات بسیار جالب، هیجان آور و آموزش دهنده بود. از سوی دیگر القائاتی از محیط در مورد خطر این بیماری به کودک داده می شود که مسلما سلامت روان او را تحت تاثیر قرار می دهد.

نگرانی های کودک را بشناسیم
پزشک و متخصص روان شناسی سلامت با بیان اینکه در این شرایط باید چند موضوع را در ارتباط با سلامت روان کودکان مدنظر قرار دهیم، تصریح کرد: در گام نخست باید شناخت نسبت به نگرانی کودک پیدا کنیم و این نگرانی ها را نادیده نگیریم. کودکان فوق العاده گیرنده های قوی نسبت به مسائل و صحبت هایی هستند که پیرامون آنها اتفاق می افتد.
وی با بیان اینکه فرایند انتقال اضطراب از بزرگسالان به کودکان به آسانی انجام می شود، گفت: کودکان انتظار دارند والدین قابل اعتماد باشند و برای قابل اعتماد بودن، باید رفتارها و گفتارهای آنها قابل پیش بینی و صادقانه باشد، بنابراین اگر بناست کودکان به بزرگسالان اعتماد کنند این موضوع باید در گفتار و رفتار آنها نمود پیدا کند.

کودک باید مسئولیت مراقبت از خودش را بپذیرد
شیری با تأکید بر اینکه کودک به هر حال باید مسئولیت مراقبت از خودش را بپذیرد و این مهارت ها را یاد بگیرد، افزود: باید از این رفتار وسواس گونه که تمام جزئیات رفتاری کودک را گوشزد کنیم دست برداریم، بلکه تنها کلیات را بگوییم تا خود کودک به صورت مستقل مسئولیت را قبول کرده و از سلامتی خودش مراقبت کند.
مدیر آموزش و ارتقاء سلامت معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تاکید براینکه در این دوران به خصوص می توانیم یکسری اقدامات برای تقویت سلامت روان کودک انجام دهیم، توضیح داد: رفتارهای والدین باید به گونه ای باشد که کودک در منزل احساس ناراحتی نکند، نه به این معنا که تمام امکانات فراهم باشد و به قول معروف هر آنچه کودک خواست در اختیارش قرار دهیم، بلکه به این معنا که کودک نباید تحت فشار روانی زیاد باشد، به ویژه اکنون که سال تحصیلی شروع شده و بیشتر دانش آموزان از آموزش های غیرحضوری و مجازی استفاده می کنند، نباید استرس بیش از حد به کودک وارد شود و این موضوع به توقع و انتظار ما از کودک بر می گردد.

انتظار از کودک باید متناسب با شرایط باشد
وی با تاکید براینکه انتظار ما از کودک باید متناسب با شرایط باشد، تصریح کرد: پیشرفت تحصیلی کودک در این دوره مسلما به اندازه زمانی نخواهد بود که به مدرسه می رفت و با معلم در ارتباط مستقیم بود، بنابراین باید این توازن را بین انتظارات ما به عنوان والدین، توانمندی کودکان و شرایط موجود برقرار کرد.
شیری یکی از موضوعات موثر در تعامل با کودکان در این شرایط را بازی با کودک عنوان کرد و افزود: هرچقدر زمان بیشتری برای بازی با کودک بگذاریم یا حتی با او کارتن ببینیم، احساس امنیت بیشتری در او به وجود می آید، بنابراین باید زمانی برای فعالیت فیزیکی و تحرک کودک اختصاص دهیم که به سلامت روانی او کمک می کند.

افزایش مهارت تاب آوری خانواده در بحران
این پزشک و متخصص روان شناسی سلامت با اشاره به اینکه سلامت روان انسان ها با بستر زندگی آنها تنیده است و نمی توان این دو را از هم جدا کرد، اظهار کرد: وقتی با بحرانی روبرو می شویم باید مهارت تاب آوری داشته باشیم، یعنی بتوانیم به صورت منعطف با استرسی که به ما تحمیل می شود روبرو شویم. همیشه برای انسان در طول زندگی بحران پیش می آید و این بحران ها ایجاد استرس می کند، اما زمانی می توانیم بگوییم که به خوبی از بحران رد شده ایم که بعد از بحران بتوانیم به احساس کارآمدی، هویت، توانایی تصمیم گیری، هدف گذاری و باور به آینده دست پیدا کنیم.
وی با بیان اینکه تاب آوری بر محیط خانه و خانواده و سلامت روان همه اعضای خانواده به ویژه کودکان تاثیر می گذارد، افزود: باید به کودک کمک کنیم روابط رضایت بخشی با افراد و کودکان دیگر داشته باشد، البته روابط فقط محدود به روابط حضوری نیست و حتی می تواند از طریق فضاهای مجازی باشد تا اگرچه نحوه ارتباط عوض می شود، اما ارتباطات کودک قطع نشود.
شیری خاطرنشان کرد: با اینکه ارتباطات بیشتر به سلامت روان کودک کمک می کند، اما باید حتما مبتنی بر حفظ سلامت و رعایت شیوه نامه های بهداشتی باشد، در عین حال که روابط کودک با افراد دیگر باید به صورت رضایت بخش باشد و پر تنش نباشد.
مدیر آموزش و ارتقاء سلامت معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تاکید براینکه کودک باید یاد بگیرد تا حد ممکن مستقل باشد و نسبت به زندگی خود احساس مسئولیت داشته باشد، تصریح کرد: ضمن اینکه نباید کودک را از خدمات محروم کنیم، اما نباید بیش از حد خدمات به او بدهیم، بلکه باید تعادلی در ارائه خدمات به کودک داشته باشیم.

حمایت افراطی از کودک ممنوع
وی با بیان اینکه نباید حمایت افراطی از کودک داشته باشیم، توضیح داد: نباید مشکلات کودک را سریع حل کنیم چون این ذهنیت در کودک شکل می گیرد که مشکلاتش باید سریع حل شود، درحالی که حتی اگر نیازی دارد باید مقداری صبر کند تا به مرور یاد بگیرد همه چیز در آن واحد و بلافاصله مهیا نمی شود.
شیری شناخت هیجانات را نیز برای کودک بسیار مهم دانست و افزود: کودک باید بداند این هیجاناتی که دارد خشم، شادی، غم، نگرانی و … است و این موضوع کمک زیادی به او می کند. بعد از آن باید به کودک کمک کنیم در مورد هیجانات خود صحبت کند و این هیجانات را نادیده نگیریم.
پزشک و متخصص روان شناسی سلامت با یادآوری اینکه انسان همیشه بین حس استقلال و وابستگی در نوسان است، توضیح داد: ما نمی توانیم بدون ارتباط با کسی و یا کاملا وابسته به کسی زندگی کنیم، ولی روند طبیعی به این صورت است که کودک بتواند روی پای خودشان بایستد. این کودک باید در آینده همسر خوب، پدر یا مادر خوب و شهروند خوبی باشد، بنابراین اینکه در یک بُعد مثل تحصیل خوب باشد کفایت نمی کند و باید در تمام ابعاد توانمند باشد. در این راستا یکی از شروط اساسی این است که به مرور استقلال کودک بیشتر شود تا وقتی به دوره جوانی رسید بتواند زندگی خود را اداره کند.

کودک سالاری، آسیب شایع در جامعه
وی از کودک سالاری به عنوان یکی از آسیب های شایع در جامعه یاد کرد و گفت: ریشه آن در آسیب هایی است که والدین در دوران کودکی دیده اند و باعث می شود وابستگی زیادی به کودکان خود حتی تا بزرگسالی و بعد از ازدواج داشته باشند. معمولا والدین وابسته به کودک خود را با واژه مهر و عشق فریب می دهند درحالی که این اصلا عشق نیست و عشق در وابستگی به وجود نمی آید.
شیری با بیان اینکه وابستگی بیش از حد پدر و مادر به کودک بیشتر مهر طلبی است تا مهرورزی، خاطرنشان کرد: مهر و محبت نباید با حمایت بیش از حد اشتباه شود و باید از کودکان حمایت منطقی و متعادل داشته باشیم. زندگی مثل گرفتن یک لیوان پر آب است، اگر بیش از حد آن را در دستانمان سست بگیریم می افتد و می شکند، اگر خیلی سفت بگیریم هم ترک می خورد و خرد می شود، پس باید تعادل داشته باشیم.

روشهایی کاربردی برای برخورد با قشقرق کودکان

روشهایی کاربردی برای برخورد با قشقرق کودکان

بیا نی نی/ قشقرق در کودکان به رفتارهای غیر قابل کنترل مانند جیغ کشیدن، پا کوبیدن به زمین، مشت و لگد زدن، کوبیدن سر،به زمین افتادن و… گفته می شود

مکث کنید

پیش از هرکاری خودتان را به جای کودک قرار دهید. جملات همدلانه می تواند آبی برآتش بی تابی کودک باشد.  به عنوان مثال جمله« می دونم که سیب زمینی سرخ کرده خیلی دوست داری.»، از گفتن جملۀ « این هفته سه بار سیب زمینی سرخ کرده داشتیم» بیشتر کمک میکند .

خواسته کودک را بشنوید و به وی حق انتخاب دهید

تعداد قوانین کم اما محکم داشته باشید. در طول روز حداکثر 4بار به کودک نه بگویید! درصورتی که خواسته اش اصلاً آسیب یا ضرری ندارد، به او بله بگویید. گاهی میتوان خواسته کودک را به صورت تخیلی برآورده کرد. به عنوان مثال بگویید: « اگه من یه چوب جادویی داشتم، ازش می خواستم تا همۀ ما رو فردا به پارک ببره که به احتمال زیاد، خیلی جذاب تر از مدرسه است.»

با کودک تان شوخی کنید

گاهی، کودکان به کوچک ترین چیزها می خندند. از همین مسئله برای پرت کردن حواسشان پیش از آغاز قشقرق استفاده کنید. به عنوان مثال ، درصورتی که کودک برای بیرون رفتن آماده نمی شود، میتوانید بجای تکرار جملۀ « لباست را بپوش، دیر شد!»، در نقش جادوگر ظاهر شوید و با خواندن وردهای خنده‌دار ، بازی یا یک قصۀ نمایشی کوتاه، بچه را به آماده شدن ترغیب کنید. شوخی در عین همدلی سبب کاهش ناراحتی کودک میشود .

از داشتن روتین و برنامه روزانه غافل نشوید
گاهی تمام تلاش ها با شکست روبرو میشود . به عنوان مثال ، از کودکی گرسنه یا خسته نمی توان انتظار داشت مناسب با شرایط رفتار کند؛ یا امکان دارد حادثه ای غیرمنتظره همه چیز را از کنترل بیرون کند و به دنبال آن کودک جیغ بکشد یا گریه کند؛ این یک فاجعه نیست، داشتن برنامه برای انجام کارهای معمولی و روزانه از یک جهت به اعضای خانواده کمک میکند به هم نزدیک شوند و از طرف دیگر جلوی بسیاری از بی‌نظمی ها و قشقرق ها را می گیرد. به عنوان مثال ، ساعت مشخص خواب شبانه به داشتن روزی بانشاط کمک میکند. 

کارهایی که هیچ گاه نباید انجام دهید:
سر فرزند خود فریاد نکشید یا برایش دلیل و مثال نیاورید. هنگامی که فرزند شما در کوران طغیان احساسات است. اصلاً راهی برای نفوذ منطقی در وی ندارید. تنها باید صبر کنید تا کودک اندکی آرام شود.
زمانی که بداخلاقی کودک پایان یافت، در خصوص آنچه روی داد با عصبانیت یا آشفته حرف نزنید برای این که مرور مجدد و دوباره حوادث میتواند کودک را برآشفته کند و سبب آغاز مجدد یک بداخلاقی بشود.
وی را در آغوش بگیرید و ببوسید و به آرامی تکان دهید. و درصورتی که فکر می کنید احتیاج است که درباره آن صحبت کنید بگذارید چند ساعتی بگذرد و هنگامی که هر دوی شما ارامش خود را بازیافتید درباره آن با هم صحبت کنید .

زمانی که از دست فرزندمان عصبانی هستیم، چه کنیم؟

زمانی که از دست فرزندمان عصبانی هستیم، چه کنیم؟

فارس/ گاهی پیش می‌آید که بچه ها به هزار و یک دلیل والدین را چنان عصبانی می کنند که آستانه تحمل آنها کم می‌شود و والدین به ناخودآگاه دست به رفتار یا گفتار خشن می‌زنند. در این رابطه چند نکته اساسی وجود دارد که والدین می‌بایست بدان توجه کنند.

*جمله منفی نگویید
هرگز به عنوان تهدید از جمله «من مادرت نیستم» و یا «من دیگه پدرت نیستم» استفاده نکنید. لازم نیست ناراحتی و عصبانیت خود را با جمله «دیگه تو رو دوست ندارم» همراه کنید و یا قهر، تهدید و سرزنش و…. کنید.

*احساس خودتان را به آرامی بیان کنید
البته همه می‌دانیم که در این مواقع نمی‌توان بی تفاوت بود و رفتار منفعلانه انجام داد اما هنگام عصبانیت خیلی صادقانه می‌توانیم فقط ناراحتی و خشم خود را با بیان و توضیح احساس‌مان بروز بدهیم و به کودک بگوییم که:« از دست او عصبانی هستیم». همین. جمله‌هایی مثل اینکه «خیلی ناراحتم که اتاقت نامرتبه!» یا «خیلی عصبانی هستم از اینکه در جمع بی ادبی کردی» هم می‌تواند توضیح احساسات شما باشد. 


*با بچه ها قهر نکنید
نکته مهم دیگر هم این است که احساساتمان را حتما بیان کنیم تا بچه با احساسات مختلف آشنا شود اینکه مدام قهر کنیم و ما هم مثل بچه‌ها با فرزندمان حرف نزنیم، کارساز نیست چرا که بچه گیج می‌شود و نمی‌داند مشکل از کجاست که والدین با او نامهربانی می‌کنند. بهتر است در جای مناسب به او بگوییم که خیلی عصبانی هستیم از رفتاری که مثلا در فلان موقعیت داشته است.

*انتظارتان را از کودک واضح و شفاف بیان کنید
در ادامه انتظار خود را از کودک بیان کنید. مثل اینکه : «دوست دارم وقتی بازی با اسباب بازی‌هات تموم شد اونا رو سر جاشون بذاری». 
یادتان باشد که شما می توانید از دست کودک عصبانی شوید، غمگین شوید، ناراحت شوید و … اما هیچ کدام از این موارد ربطی به دوست داشتن او ندارد!

جملاتی که پدر نباید آنها را به تازه مادر بگوید!

جملاتی که پدر نباید آنها را به تازه مادر بگوید!

بیا نی نی/ کسانیکه به تازگی پدر شده اند، بهتر است بدانند مسائلی در خصوص مادر نوزادشان وجود دارد که باید از آنها آگاهی داشته باشند. تغییرات هورمونی، عدم اعتماد به نفس در تواناییهایی که یک مادر باید داشته باشد و محرومیت از خواب خوب و کامل، منجر به تغییراتی در رفتار همسر شما می شود و باعث می شود تغییراتی را در خلق و خوی او بوجود بیاورد.
بنابراین، تازمانیکه احساسات و رفتار او به زمان قبل از بارداری برگردد و به همان عشق قدمی شما تبدیل شود، از گفتن این جملات به او خودداری کنید:
 
1-چرا نباید بگویید ” نمی توانی بچه را ساکت کنی؟”
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند : تو نمی توانی؟ مگر این بچه تو هم نیست. به جای این جمله، چرا به جای این جمله به او پیشنهاد کمک نمی کنید و سعی نمی کنید که گریه نوزاد تان را آرام کنید اگر تصور می کنید کار آسانی است. 
 
2-چرا نباید بگویید ” امشب من خیلی خسته هستم و نمی توانم به تو کمک کنم”
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند : من از صبح تا الان در حال شیر دادن به بچه، عوض کردن پوشک او، آرام کردن و خواباندنش بودم و امیدوار بودم به لحظه ای که تو از در می رسی و در نگهداری او به من کمک می کنی. من هم به استراحت نیاز دارم. نیاز دارم تا حداقل به مدت 10 دقیقه به حمام بروم. نیاز دارم تا احساس کنم که دوباره خودم هستم. بنابراین لطفا بچه را نگه دار.
 
3-چرا نباید بگویید ” بازی کردن با نوزاد در طول روز باید زیبا باشه  “
آنچه مادر به احتمال زیاد فکر می کند: بله این زیبا است. من عاشق اوهستم اما بهتر است بدانی که کار خیلی سختی است. من فقط با او بازی نمی کنم. از او مراقبت می کنم. نیازهای ضروریش را برطرف می کنم. به او غذا می دهم، ترو خشکش می کنم، آرامش می کنم، آروغش را برطرف می کنم، او را در آغوش میگیرم، با او صحبت می کنم و او را می خوابانم. من معلم، پرستار ، بهترین دوست و محافظ او هستم. این زیبا است اما خیلی خسته کننده است.
 
4-چرا نباید بگویید” چرا بهش شیر خشک نمی دهیم؟”
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: نکند فکر می کنی بهتر از من به فکر بچه هستی که این پیشنهاد را می دهید. اما اینطور نیست. تو از احساس من در خصوص شیر دادن به بچه حمایت نکردی اما من می خواهم شیر خودم را به او بدهم مطمئن باش که این کار سختیه. این کار درچند هفته اول واقعا به من صدمه میزنه و  اینکه شیر دادن در طول شب خیلی من را اذیت میکند اما این به این معنا نیست که من دوست ندارم دیگر به او شیر بدهم.
به جای اینکه شیشه شیر را هر بار که من در هنگام شیر دادن، شکایت می کنم مقابل صورت من تکان بدهی،  راهی را پیدا کن که به من در هنگام شیر دادن کمک کند. اگر من از درد سینه هایم شکایت میکنم، برای چند دقیقه بچه را بگیر تا من به حمام بروم کمی بدن خود را در وان آب خیس کنم. این کار به کاهش درد سینه های م کمک می کند. اگر من خسته هستم، دلیلش این است که تمام شب را بیدار ماندم. بنابراین بچه را بگیر تا من کمی استراحت کنم.
 
5-چرا نباید بگویید ” تمام طول روز چه کار می کنید”
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: اوه چه سوال هوشمندانه ای؟! سپاسگزارم از اینکه تا این اندازه برای من ارزش قائل هستی. فراموش کرده بودم زمانیکه من به مدت 1 ساعت در حمام بودم درحالیکه تو داشتی بچه را آرام میکردی،به او شیر می دادی، آروغش را می گرفتی و پوشکش را تعویض می کردی. 
 
6-چرا نباید بگویید” مادر من فکر می کنه….”
آنچه به احتمال زیاد مادرتصور می کند: دوست ندارم سوء تفاهم بوجود بیاید اما وافعا برای من مهم نیست که مادر تو چه فکری میکند. من نمی توانم از حالات چهره متوجه بشوم که او تصور می کند تمام کارهایی که من انجام می دهم اشتباه است. برای من مهم نیست. او بچه های خودش را بزرگ کرده است و حالا نوبت ما است که بچه خودمان را بزرگ کنیم.
 
7-چرا نباید بگویید ” پس کی می خوای وزن خودت رو کم کنی” 
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: من موفق شدم نوزادمون رو سالم به دنیا بیاورم و به خوبی این کار را انجام دادم. باید مدتی صبر کنم تا رحمم به اندازه قبلی خود برگردد . به هرحال متشکرم از  سوالی که پرسیدی و از اعتماد به نفسی که به من می دهید. آگاهی پیدا کردم که متوجه تغییرات بدن شدی؟ ترکهای بارداری روی شکمم هم دیدی؟
 
8-چرا نباید بگویید” کارهایی که انجام می دهید خیلی سخته؟”
آنچه به احتمال زیاد مادر تصور می کند: احساس می کنم داری با من شوخی می کنی. بله درسته. شما تمام مدت روز بیرون از منزل کار می کنید و من تمام روز با یک لیوان آبمیوه روی کاناپه نشسته ام و بچه هم روی سینه ام خوابیده است. اما پنج دقیقه قبل مشغول تمیز کردن لباسهای کثیف او بودم، پوشک کثیف او را تعویض می کردم و به او شیر می دادم و تلاش میکرم تا او را بخوابانم. چیزی که در حال حاضر می بینی اولین فرصتی است که من برای نشستن بدست آورده ام.  بنابراین خواهش میکنم این سوال خنده آور را از من نپرس. من آنقدر خسته هستم که حتی به این شوخی هم نمی توانم بخندم.
درسته اینها جملاتی هستند که شما پدران جدید به خود اجازه می دهید و به همسر خود می گویید اما از عواقب آن آگاهی ندارید. در عوض این جملات به او بگویید که چقدر مادر خوبی است و چه کار بزرگی را انجام می دهد و بچه شما چقدر خوشبخت است که همچین مادری دارد. لطفا این جملات را به او بگویید. او آنقدر خسته است که حتی نمی تواند آنها را بشنود.

همه چیز درباره تربیت کودک دو ساله

همه چیز درباره تربیت کودک دو ساله

حامی هنر زندگی/ تربیت کودک 2 تا 3 سال شاید برای والدین از پیچیده‌ترین دوران‌ تربیتی باشد. کودکان از دو سالگی بسیار کنجکاو و بازیگوش می‌شوند. در عین حال هنوز درست و غلط را نمی‌دانند و ممکن است دست به کارهای خطرناکی بزنند، پس والدین باید برخورد مناسبی با فرزند خود داشته باشند. نکته مهم در تربیت کودک دوساله، غیر قابل پیش بینی بودن آن‌هاست که گاهی والدین را درمانده می‌کنند؛ به همین دلیل تربیت کودک دو ساله تا سه ساله کار دشواری به نظر می‌رسد. مشاوره کودک می‌تواند به شما کمک کند زودتر به راهکارهای عملی برسید. سن دو سالگی برای کودک مقطع حساسی است؛ کودک از دوران نوزادی خارج شده و انسان کوچکی با تمامی خصوصیات طبیعی است. او در بیشتر مواقع طبق خواسته خودش عمل می‌کند و ممکن است از حرف‌های پدر مادرش پیروی نکند. ما در ادامه به طور جامع درباره تربیت کودک در این سن صحبت خواهیم کرد. 

تربیت کودک 2 تا 3 سال | اهمیت کسب تجربه 
کودکان در این سن خیلی به اکتشاف و فهمیدن مسائل علاقه دارند. دلشان می‌خواهد بدانند که هر چیزی در دنیا چگونه کار می‌کند. در این سن هر اتفاقی می‌تواند برای آن‌ها جنبه آموزنده داشته باشد. اما لازم نیست حتما برای تربیت کودکان در این سن آن‌ها را به مهد کودک بفرستید. همین که صبر و حوصله به خرج دهید، او را در جمع کردن برگ‌های خشک پاییزی، مشاهده بزرگ شدن دانه عدسی که در یک گلدان کوچک کاشته‌اید یا حتی حرکت ماهی‌های قرمز در تنگی کوچک یاری دهید می‌توانید او را در کسب تجربه‌های اولیه زندگی‌اش آموزش دهید.
همچنین شما می‌توانید با شرکت در جلسات مشاوره بهترین کارگاه کسب تجربه و مهارت‌های زندگی برای کودکتان باشید. موضوع پرورش خلاقیت در کودکان را نیز از همین سنین می‌توانید آغاز کنید.

تربیت کودک دو ساله تا سه ساله | شکل گیری شخصیت از ۲ سالگی
کودک شما در سنی قرار دارد که مهارت‌های کلامیش افزایش پیدا کرده و شروع به ابراز علایق و حتی بیان اولویت‌های خود می‌کند. کودکان در فاصله دو تا سه سالگی به مهارت‌های فیزیکی قابل توجهی نیز دست پیدا می‌کنند. برای مثال اگر کودکتان تا چند ماه پیش کتاب آشپزی شما را برمی‌داشت و با دست عکس غذاهای مورد علاقه‌‌اش را به شما نشان می‌داد، ممکن است در این سن برای کمک کردن به شما در پختن آن غذا و یا تزئین غذاها علاقه نشان دهد.
کودک در این سن به طور ناخودآگاه دست به ساختن شخصیت خود می‌زند. تمام تلاش خود را می‌کند تا به استقلال رفتاری برسد و بر اساس تصمیمات خودش عمل کند. آن‌ها علایق خود را اعلام می‌کنند و دلشان می‌خواهد برخی کارهای کوچک را به تنهایی انجام دهند. بنابراین در مواجهه با رفتارهای استقلال طلبانه آن‌ها با آرامش برخورد کرده و با آن‌ها مخالفت نکنید. اجازه دهید تا با نظارت شما برخی کارها را به تنهایی انجام دهند و برای تربیت کودک 2 تا 3 سال خود زمان بگذارید.

تربیت کودک دو ساله | اگر کودک مادر را ترجیح دهد
در سن دو تا سه سالگی ممکن است کودک دلبستگی خاصی به یکی از والدین و به ویژه مادر خود پیدا کند و او را به پدر ترجیح دهد. حتی ممکن است در مواردی تنها حرف یکی از والدین را گوش کند. در این شرایط پدر ممکن است ناراحت و ناامید شود. اما بهتر است حساسیت به خرج ندهید. این رفتار مرحله‌ای طبیعی از رشد کودک است تا بتواند خود را بشناسد و به استقلال برسد. بهترین کار این است که والدی که کودک به آن دلبستگی بیشتری دارد همواره نقش فعال تری به خود بگیرد و والد دیگر هم در این زمینه به او کمک کند. سعی کنید کودک خود را با والدی که دلبستگی کمتری به او دارد تنها بگذارید تا مهر و محبت او را نیز دریافت کند و هر دو والدین را به یک اندازه دوست داشته باشد. 

تربیت کودک 2 تا 3 سال | پرخاشگری کودکان
ممکن است در این سن رفتارهای پرخاشگرانه‌ای از کودکتان سر بزند که متعجب شوید و او را دعوا کنید. مثلا ممکن است با مشت به صورت کودک دیگری بزند. پرخاشگری بخشی از رشد طبیعی کودک است. پس به این معنا نیست که شما فرزند خشنی تربیت کرده‌اید. بدون داد و فریاد و با آرامش به کودک خود توضیح دهید که دعوا کردن و کتک زدن فایده‌ای ندارد و راه‌های دیگری برای ابراز احساساتش وجود دارد. تنبیه بدنی کودک خشونت و رفتار پرخاشگرانه در او را افزایش می‌دهد و آسیب‌های روانی بسیاری در بزرگسالی برای او به همراه دارد.

فوت و فن تربیت کودک زیر یک سال!

فوت و فن تربیت کودک زیر یک سال!

حامی هنر زندگی/ تربیت کودک زیر یک سال شاید ازنظر برخی والدین موضوعی باشد که نیاز به توجه چندانی ندارد. بسیاری از ما کودکان را پیش از رسیدن به یک سالگی ازنظر قدرت درک و فهم و شروع آموزش بسیار ضعیف می‌دانیم و به همین خاطر معمولاً تلاش برای تربیت کودک را بعد از این سنین و به‌ویژه پس از شکل‌گیری توانایی فهم کلام و صحبت کردن شروع می‌کنیم. این در حالی است که روانشناسان کودک معتقدند فرزند شما نه‌تنها تا پیش از یک سالگی بلکه از زمان جنینی نیز توانایی درک وضعیت موجود در محیط اطراف خود را دارد و به همین خاطر والدین و به‌خصوص مادر می‌بایست از زمان شروع بارداری و به‌ویژه پس از تولد فرزند آموزش‌هایی را درزمینه تربیت کودک ببینند. به همین خاطر ما در این مطلب راجع به تربیت کودک زیر یک سال و آنچه می‌بایست در این زمینه به آن توجه داشته باشید صحبت خواهیم کرد.

تربیت کودک زیر یک سال 
تجربیات کودک در طی یک سال اول زندگی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که زندگی آینده وی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. به میزانی که والدین بتوانند امنیت و محبت بیشتری را در فرزند خود ایجاد نمایند، به او در شکل‌گیری این باور بنیادین که جهان و اطرافیان قابل اعتماد هستند و او را دوست دارند کمک خواهند کرد؛ اما درصورتی‌که شما نتوانید این احساس را در فرزند خود ایجاد کنید وی در آینده با مشکلات بسیاری درزمینهٔ برقراری روابط اجتماعی نزدیک با دیگران مواجه خواهد شد.
به‌طورکلی انسان‌ها در سنین پایین‌تر انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و هرچه سن آن‌ها افزایش پیدا می‌کند در دنبال کردن علایق و زمینه‌های موردنظر خود ثابت قدم‌تر خواهند شد. به همین خاطر می‌توانیم یک سال اول زندگی را یکی از سنینی بدانیم که والدین توانایی بالایی برای آشنا کردن کودک خود با زمینه‌های مختلف و ارائه آموزش‌هایی هرچند مختصر در این زمینه‌ها به وی دارند. علاوه بر رشد جسمی، توانایی‌های ذهنی و مهارت‌های اجتماعی دو نمونه از مهم‌ترین مهارت‌هایی هستند که در تربیت کودک زیر یک سال می‌بایست به آن‌ها توجه داشته باشید.

تربیت توانایی‌های ذهنی
روانشناسان کودک معتقدند که تا پیش از رسیدن کودک به یک‌سالگی آن‌ها بیشتر جذب اشیا و تصاویری می‌شوند که دارای تنوع و پیچیدگی‌های مشخصی باشد. به همین خاطر در تربیت مهارت‌های ذهنی کودک بهتر است از پدیده‌های متنوع‌تر استفاده کنید. برای مثال اگر در حال صحبت یا نواختن موسیقی برای کودک خود هستید بهتر است تا حد ممکن از ریتم‌های یکنواخت استفاده نکنید و همین‌طور از اسباب‌بازی‌ها و وسایلی استفاده کنید که بیش از یک رنگ در آن‌ها به‌کاررفته و دارای زوایا و گوشه‌های متنوعی هستند.
همچنین تا حد ممکن محیط وی را از محرک‌های مختلف غنی کنید. به میزانی که شما فرزندتان را با موضوعات مختلف‌تری آشنا کنید قدرت توجه در وی افزایش پیدا می‌کند. البته می‌بایست به این موضوع توجه داشته باشید که سطح محرک‌ها و میزان ارائه آن‌ها می‌بایست با توانایی‌ها و نیازهای رشدی کودک متناسب باشد.

تربیت مهارت‌های اجتماعی در کودک زیر یک سال
یکی از اصلی‌ترین جنبه‌های تربیت در طول یک سال اول زندگی توجه به تربیت مهارت‌های اجتماعی در کودک است. در واقع ایجاد یک سبک دلبستگی ایمن مهم‌ترین تکلیف تربیت اجتماعی برای والدینی است که فرزند آن‌ها کمتر از یک سال سن دارد. در این مرحله از رشد زیربنایی‌ترین باور کودک درزمینهٔ مسائل اجتماعی در حال شکل‌گیری است و او به دنبال دریافت پاسخ این سؤال است که آیا جهان اجتماعی و اطرافیان اشخاصی قابل‌اعتماد هستند و می‌توان به همراهی آن‌ها امیدوار بود یا خیر؟ رفتارهای شما در طول این بازه زمانی پاسخ این سؤال را برای کودک مشخص خواهد کرد.
درصورتی‌که او احساس کند والدین و به‌ویژه مادر همواره در کنار اوست و به نیازهای وی با دقت پاسخ می‌دهد به این نتیجه می‌رسد که جهان و اطرافیان به حد کافی قابل‌اعتماد هستند. اما درصورتی‌که مادر همواره آماده پاسخگویی به نیازهای کودک نباشد و در برخی مواقع به او بی‌توجهی کند کودک به این نتیجه خواهد رسید که جهان جای امنی نیست و دیگران پاسخگوی نیازهای وی نیستند.
با توجه به آنچه گفته شد بهتر است در تربیت اجتماعی فرزند زیر یک سال خود تا جایی که می‌توانید همواره در دسترس وی باشید و محبت خود را از طریق در آغوش گرفتن، لبخند زدن و صحبت کردن با وی به او نشان دهید. البته باید به این موضوع هم توجه داشته باشید که پاسخگویی‌های افراطی نیز درست به‌اندازه بی‌پاسخ گذاشتن نیازهای کودک آسیب‌هایی را در رشد وی باقی گذاشته و باعث ایجاد اعتمادهای افراطی به اطرافیان خواهد شد. دنیای کودکان بسیار متفاوت است و باید به تک تک رفتارهای خود دقت داشته باشید. کمک گرفتن از مشاورین کودک می‌تواند به شما در انجام رفتارهای لازم برای ایجاد یک سبک دلبستگی ایمن در کودک کمک کند.
اهمیت تربیت کودک زیر یک سال
رشد کودکان از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردار است و والدین می‌توانند عقب‌افتادگی‌های تربیتی و رشدی کودکان را در سال‌های آینده جبران کنند. بااین‌حال برخی از مسائل نظیر ایجاد سبک دلبستگی، دارای دوره‌های بحرانی یا حساس هستند. به این معنی که بی‌توجهی به زمان پاسخگویی به این نیازها باعث خواهد شد که مشکلات مربوط به آن برای همیشه در شخصیت کودک باقی بماند.
به همین خاطر توجه به شیوه تربیت کودک تا پیش از یک سالگی و به‌ویژه القا احساس امنیت به وی ازجمله مسائلی هستند که بهتر است به آن توجه داشته باشید و درصورتی‌که احساس می‌کنید در این زمینه مشکلاتی پیش آمده است بهتر است برای رفع این مشکلات از یک مشاور کودک کمک بگیرید. کودکانی که در سال‌های اولیه تولد و به‌ویژه یک سال اول، یکی از والدین خود را به دلیل طلاق یا فوت از دست می‌دهند و یا به دلیل مشکلاتی نظیر بد سرپرستی با دشواری‌هایی در این زمینه مواجه هستند ازجمله مستعدترین افراد برای بروز مشکلات روحی و دشواری‌هایی در روابط اجتماعی با دیگران می‌باشند که لازم است برای بهبود آن‌ها اقداماتی صورت بگیرد.
تربیت کودک زیر یک سال | آنچه باید بدانید
تربیت کودکان زیر یک سال در عین سادگی نیاز به توجه و دقت بالایی دارد. اگرچه در این بازه سنی با توجه به ناتوانی‌های کودکان چالش‌های تربیتی کودک برای شما کمتر خواهد بود بااین‌حال شما در این بازه سنی در حال پایه‌گذاری زیر بنایی‌ترین باورهای کودک هستید. استفاده از نکات زیر در تربیت کودک زیر یک سال می‌تواند به شما تا حدودی کمک کند. 
توجه به رفتارهای غیرکلامی
با توجه به اینکه کودک شما توانایی صحبت کردن و بیان خواسته‌های خود را ندارد توجه شما به رفتارهای غیرکلامی و حالات وی می‌تواند تا حد زیادی در برقراری ارتباط با وی و شناسایی نیازها به شما کمک کند. سعی کنید برای مدتی با دقت به حالات صورت کودک خود در شرایط مختلف توجه کنید و نشانه‌های غیرکلامی او را تشخیص دهید.
انتظاراتتان را متعادل کنید
انتظارات نامتعادل والدین از کودکان می‌تواند مشکلاتی را برای آن‌ها در تمامی سنین ایجاد نماید. سخت‌گیری‌های بیش‌ازحد و اجبار کودک برای دستیابی به استانداردهایی که متناسب با بازه سنی او نیستند می‌تواند مشکلاتی نظیر اضطراب، ضعف در اعتمادبه‌نفس و به‌ویژه کمال‌گرایی را در کودک ایجاد نماید. از سوی دیگر سهل گیری‌های بیش‌ازاندازه نیز باعث خواهد شد کودک توانایی‌هایی که می‌بایست برای رشد به دست آورد را کسب نکند و در آینده با مشکلاتی نظیر کمبود مهارت‌ها مواجه شود.
یکی از اصلی‌ترین آسیب‌هایی که این کمبود مهارت می‌تواند در زندگی کودک به همراه داشته باشد ناتوانی وی در رقابت با همسالان در عرصه‌های مختلف است. به همین خاطر بهتر است آگاهی خود را نسبت به توانایی‌ها و نیازهای فرزند خود در هر دوره سنی افزایش دهید و انتظارات خود را با این توانایی‌ها تطبیق دهید و سبک فرزندپروری خود را متناسب در نظر بگیرید.
غربالگری‌های رشدی
یکی از اصلی‌ترین نکاتی که در تربیت کودک زیر یک سال باید به آن توجه داشته باشید انجام غربالگری‌های رشدی است. مراجعه منظم برای واکسیناسیون کودک و بررسی سلامت جسمی از اهمیت بالایی برخوردار هستند. توجه داشته باشید که سلامت جسم و روان کودک شما از اهمیت بالایی برای دریافت نکات تربیتی شما از سوی وی و توانایی او برای به کار بستن آن‌ها برخوردار است.
از مشاورین کودک کمک بگیرید
کودک شما تا پیش از رسیدن به یک‌سالگی اگرچه توانایی‌های محدودی در برقراری ارتباط با محیط اطراف دارد بااین‌حال نحوه برخورد شما با وی تا حد زیادی در شخصیت آینده وی و دیدگاهی که نسبت به دنیا خواهد داشت اثرگذار خواهد بود. مشاورین کودک اطلاعات مفیدی را در ارتباط با نیازهای کودک در اختیار شما می‌گذارند و درصورتی‌که نشانه‌های بیماری و یا اختلال خاصی را در کودک احساس کنند به شما در این زمینه آگاهی خواهند داد.
سؤالات متداول
1. در تربیت کودک زیر یک سال باید به چه نکاتی توجه داشت؟
مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست در تربیت کودک زیر یک سال به آن توجه داشته باشید ایجاد فضایی امن و توجه مداوم به کودک است. علاوه بر این می‌بایست سعی کنید تا محیط اطراف کودک را سرشار از محرک‌های مختلف و متنوع نگه دارید.