دیر به حرف افتادن کودک چه زمانی نگران کننده می شود؟

دیر به حرف افتادن کودک چه زمانی نگران کننده می شود؟

کودکت/ کودکان با هم متفاوت‌اند و از نظر زمان‌بندی رشد و کسب مهارت‌های مختلف، متفاوت با یکدیگر عمل می‌کنند. ممکن است کودکی خیلی زود و قبل از چهار دست و پا رفتن شروع به راه رفتن کند یا کودکی دایره لغات گسترده‌ای داشته باشد. پس نمی‌توان کودکان را با یکدیگر مقایسه کرد یا تاریخ دقیقی برای حرف زدن و کسب سایر مهارت‌ها و توانایی‌های کودکان در نظر داشت. ولی نشانه‌هایی کلی وجود دارد که نشان می‌دهد احتمالا کودک دیر به حرف افتاده است. دیر به حرف افتادن کودک را می‌توان با در نظر گرفتن نشانه‌هایی تشخیص داد. در ادامه، به چند علامت دیر به حرف افتادن کودک اشاره می‌شود.
۱. توجه نکردن به محیط اطراف
 ارتباطات اجتماعی با دیگران پایه و اساس مهارت‌های کلامی و حرف زدن است. ارتباط برقرار کردن با دیگران باعث یادگیری زبان و شیوه استفاده از آن می‌شود. اما اگر کودکتان به موسیقی توجه نمی‌کند، به صداهای اطراف واکنش نشان نمی‌دهد و در برقراری ارتباط با دیگران و نشان دادن واکنش به آن‌ها ضعیف و خنثی عمل می‌کند، احتمالا نشانه تاخیر در کلام است.

۲. غان و غون نکردن
کودکان در ۴ تا ۶ ماهگی تمایل به ایجاد آواهایی بی‌معنی از خود دارند. هر چه به ۶ ماهگی نزدیک‌تر می‌شوند، این صداها از حالت بی‌معنی به معنی‌دار نزدیک‌تر می‌شود و می‌توان حروف بی‌صدا را هم در میان آواهایی که از دهان خارج می‌کنند شنید. اگر می‌بینید کودکتان در ایجاد چنین اصواتی مشکل دارد، باید حواستان را جمع کنید و به این شک کنید که شاید نشانه‌ای از دیر به حرف افتادن کودک در کار است.

۳. واکنش نشان ندادن به نام خود
کودک در ۶ تا ۹ ماهگی، با شنیدن اسمش، واکنش‌ نشان می‌دهد. برای مثال، وقتی مشغول به کاری است و شما او را صدا می‌زنید، باید متوقف شود و به سمتتان برگردد. علاوه بر این، کودکان طبیعی و سالم نسبت به صداهایی که شما از دهان خارج می‌کنید واکنش نشان می‌دهند و حتی تلاش می‌کنند آن‌ها را تقلید کنند. هر چه بیشتر با فرزند خود صحبت کنید به تقویت مهارت‌های زبانی در او کمک بیشتری می‌کنید. پس اگر کودکتان، در سنینی که گفته شد، واکنشی ندارند، باید به توانایی او در به حرف افتادن کمی شک کنید.

۴. نگفتن کلمات ساده
وقتی کودک به ۱۲ ماهگی می‌رسد، معمولا توانایی گفتن واژه‌های ساده‌ای مانند: بابا، دادا، دَدَ و ماما را دارد. بهتر است در این سنین برای کودک کتاب بخوانید و به توسعه و رشد دایره لغات او کمک کنید. علاوه بر کتاب خواندن، با تعریف کردن کارهای عادی و روزمره برای کودک هم می‌توانید مهارت شنیدن و حرف زدن را در او تقویت کنید. اگر احیانا کودک‌ تا ۱۲ ماهگی نتوانست واژه‌های ساده‌ای که گفته شد به زبان بیاورد، بهتر است تاخیر کلامی او بررسی شود.

۵. استفاده نکردن از زبان بدن
کودک ۱۲ ماهه، ضمن اینکه شروع به گفتن برخی کلمات می‌کند، ژست‌های خاصی مانند تکان دادن سر به نشانه تایید و تکذیب را هم انجام می‌دهد. استفاده از زبان بدن به تقویت مهارت‌های ارتباطی کودک کمک می‌کند. پس بهتر است در این سنین با او بیشتر تمرین کنید. برای مثال، بای‌بای کردن یا دست دادن می‌تواند تمرین‌های خوبی باشد. اما اگر کودکی قادر به استفاده از زبان بدن در برقراری ارتباط با دیگران نباشد، بهتر است به وضعیت صحبت کردن او بیشتر رسیدگی کنید.

۶. ناتوانی در پاسخ‌گویی در ارتباطات
در بازه ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، کودک باید به مفاهیم ساده‌ای مانند خداحافظی کردن و «نه» گفتن تسلط پیدا کرده باشد. در این سن، واکنش نشان دادن به خواسته‌هایی مانند اشاره کردن به اعضای مختلف بدن مهم است. اگر کودکی نتواند خواسته‌های ساده‌ای مانند بلند کردن دست، نشان دادن پا یا بای‌بای کردن را انجام دهد، احتمال دارد تاخیر در کلام در کار باشد.

۷. گسترش نیافتن دایره لغات
دایره لغات کودک از ۱۸ ماهگی به بعد ناگهان رشد زیادی می‌کند. کودک ۲ ساله می‌تواند حدود ۵۰ کلمه را ادا کند. کودک ۲ ساله معمولا عبارات کوتاه دوکلمه‌ای می‌سازد. برای مثال می‌گوید: «ماما رفت» یا «سگ بزرگه». وقتی با او صحبت می‌کنید، باید از واژه‌های متنوع و مختلف بهره ببرید تا امکان توسعه لغاتی که می‌داند بیشتر شود. برای مثال، به جای اینکه به او بگویید: «این توپ مال توئه؟» بگویید: «این توپ کوچیک قرمز مال توئه.» یکی از نشانه‌های نیاز به تمرین بیشتر این است که کودک دایره لغات کوچکی دارد. سعی کنید با کودک حرف بزنید و در صحبت‌هایتان از توصیف‌های مختلف بهره ببرید. هر چه عبارت‌های توصیفی بیشتری در کلامتان به کار ببرید، به توسعه واژه‌هایی که کودک یاد می‌گیرد و استفاده می‌کند کمک بیشتری خواهید کرد.

۸. ابراز نکردن احساسات
در ۲ سالگی، کودک باید بتواند نیازهای فوری خود را در قالب کلمات بیان کند. اگر کودکی صحبت می‌کند ولی در ابراز احساسات کمی عقب است، باید به این موضوع رسیدگی کنید. کودک در ۲ سالگی میل زیادی به حرف زدن پیدا می‌کند و شاهد بلبل‌زبانی‌های او خواهید بود. باید با او صحبت کنید، برایش کتاب بخوانید و به شکوفایی و تقویت مهارت‌های کلامی‌اش کمک کنید. کتاب خواندن تمرینی عالی برای حرف زدن کودک است.

در آخر
 همانطور که گفته شد، نمودار رشد جسمی و روانی هر کودکی منحصربه‌فرد است و نمی‌توان هیچ فردی را با دیگری مقایسه کرد. بنابراین، اگر کودکتان با چیزی که خواندید کمی متفاوت بود، اصلا نگران نشوید، اما با هوشیاری سعی کنید به روند حرف زدن او رسیدگی کنید و در صورت نیاز، از کمک‌های تخصصی بهره ببرید. کودکانی که در بازه زمانی طبیعی شروع به حرف زدن می‌کنند، نسبت به آنچه در اطرافشان اتفاق می‌افتد، واکنش‌هایی متناسب با سن خود ابراز می‌کنند و در برقراری ارتباط با دیگران موفق هستند. سعی کنید به جای اینکه از تاخیر کلامی کودک نگران شوید، به فکر پیگیری صحیح ماجرا باشید. هیچ مشکلی بدون راه‌حل نیست. با پیگیری صحیح و استفاده از راهکارهای مناسب، قطعا می‌توانید مشکل حرف زدن کودک را حل کنید و ورود او را به دنیای واژه‌ها و جملات خوشامد بگویید.

صفات اصلی والدین سمی!

صفات اصلی والدین سمی!

کودکت/ رفتارها و روش‌های فرزندپروری والدین پایه‌گذار هیجانات سالم یا ناسالم و سلامت یا بیماری روان در فرزندان است. بعضی والدین با انتخاب روش‌های تربیتی درست تنها بذر عشق، احترام و استقلال را در وجود کودک می‌کارند، اما بعضی دیگر با رفتارهای اشتباه باعث ایجاد ترس، خشم و احساس گناه در او می‌شوند. متأسفانه باید گفت این احساسات و هیجانات حتی در بزرگسالی نیز با فرزند باقی خواهد ماند. تا وقتی کودک کم‌سن‌تر است و درک کاملی از محیط پیرامون ندارد، تصور می‌کند همه والدین اینگونه‌اند و به طور کلی، پدری یا مادری کردن یعنی همین کاری که والدینش می‌کنند. اما با بزرگ‌تر شدن، متوجه می‌شوند که سایر خانواده‌ها خصوصیات و روش‌های تربیتی متفاوتی دارند. والدین آسیب زا باعث ایجاد درد و مشکلات روانی متعددی در فرزندانشان می‌شوند. اما نکته مثبت این است که فرد از طریق کسب آگاهی می‌تواند آسیب‌هایش را جبران کند. اولین گام در جبران آسیب آشنایی با خصوصیات و صفات والدین آسیب زا است. در ادامه، با نگاهی به مدل طرحواره درمانی، به معرفی ویژگی‌های این والدین پرداخته می‌شود.

والدین تحقیرکننده
والدین تحقیرکننده کودک را مسخره می‌کنند، به او نام‌های خاص می‌دهند، درباره مسائلی که برای کودک مهم است با تحقیر اظهارنظر می‌کنند یا باعث سرافکندگی کودک می‌شوند. در این شرایط، کودک احساس ناچیز بودن، کمبود و طردشدگی می‌کند و در نهایت، نسبت به خودش نگرش منفی پیدا می‌کند. گاهی والدین فکر می‌کنند با تحقیر کردن می‌توانند رفتارهای غلط کودک را تغییر دهند. کودکی که مدام تحقیر می‌شود نه تنها حس پذیرش را از سوی والدین ندارد، بلکه هرگز نمی‌تواند با آن‌ها ارتباط سالم و سازنده برقرار کند. طبق پژوهش‌های علمی انجام‌شده، کلمات تحقیر‌آمیز در مقایسه با تنبیه بدنی باعث ناسازگاری بیشتری در کودک می‌شود.

والدین کمال گرا
این والدین همه چیز را کامل می‌خواهند و وقتی راضی و خوشحال می‌شوند که همه چیز مطابق با برنامه و خواست آن‌ها پیش برود. درخواست‌های آن‌ها فشاری باورنکردنی به کودکان وارد می‌کند که باعث ناکامی و آسیب در کودک می‌شود. والدین کمال‌گرا نسبت به اینکه چقدر مورد پذیرش دیگران قرار می‌گیرند و در جامعه چگونه به نظر می‌رسند بسیار حساس‌اند. زندگی برای فرزندان این والدین پر از عیب‌جویی است. در نتیجه، کودکان احساس گناه و شرم خواهند داشت که در طول زمان ممکن است باعث ترس و اضطراب فزاینده در آن‌ها شود.

والدین کنترل کننده
والدین کنترل‌کننده، از ترس اینکه فرزندانشان تصمیم‌های اشتباه بگیرند یا قضاوت‌های نادرست داشته باشند، آن‌ها را کنترل می‌کنند. آن‌ها به کودک اجازه نمی‌دهند احساسی متفاوت با احساس آن‌ها داشته باشد و انتظار دارند که کودک تمام‌وقت درباره نیازها و گرفتاری‌های آن‌ها فکر کند. کودکان این والدین در تصمیم‌ها و انتخاب‌هایشان احساس آزادی کمی دارند، همچنین، همیشه احساس می‌کنند قضاوت‌ها و تصمیم‌هایشان اشتباه است، بنابراین، نمی‌توانند به‌تنهایی جهت زندگی خود را تشخیص دهند. چنین کودکی با شخصیت مستقل و جدا از والدین رشد نمی‌کند که باعث می‌شود تجربه‌های ناکام‌کننده‌ای در روند رشد داشته باشد.

والدین تنبیه کننده
این والدین، برای هر اشتباه کوچکی که از کودک سر می‌زند یا برای اینکه احساسات خاصی از خود بروز داده یا برای سرکشی‌هایی که مناسب سن کودک است، او را تنبیه می‌کنند. والدین تنبیه‌کننده صبر و تحمل کمی از خود نشان می‌دهند. آن‌ها به برقراری عدالت و حقیقت بیشتر از احترام به کودک اهمیت می‌دهند. آن‌ها کودک را در هر زمانی تنبیه می‌کنند و تصور می‌کنند باید همیشه کودک را محاکمه کنند.

والدین مهارکننده هیجانی
اغلب این والدین می‌خواهند کودک یاد بگیرد چگونه رفتار کند و در عین حال، آرام و بدون هیجان باشد. آن‌ها رفتارهای پرهیجان مثل گریه کردن، خنده بلند، بازی‌های پرسروصدا یا دوست داشتن‌های بیش از حد را دوست ندارند. فلسفه والدین مهارکننده این است که کودک را باید دید نه اینکه به او گوش کرد. از نظر آن‌ها صدا فقط یک دردسر است، چه ناشی از لذت و شادی باشد، چه ناشی از غم و درد. گاهی والدین، به علت نوع تربیتی که داشته‌اند، از صمیمی و مؤثر و راهنما بودن ناتوان‌اند و همدلی از خود نشان نمی‌دهند. بعضی دیگر، به دلیل مشکلات متعددی که در زندگی مشترکشان دارند، شدیدا درگیرند و ظرفیت روانی کافی ندارند. در هر صورت، آسیب بدون توجه به علت شکل می‌گیرد و کودک با احساس ناکامی بزرگ می‌شود.

والدین وابسته و خودخواه
کودکانی که با والدین وابسته و خودخواه بزرگ می‌شوند ممکن است این احساس را داشته باشند که برای انجام وظایف فراتر از سن خود بیش از حد تحت فشارند. آن‌ها ممکن است چنین احساسی داشته باشند که جایشان با والدین جابه‌جا شده است و برای حمایت و درک دیگران، روی آن‌ها حساب می‌شود. یا احساس می‌کنند قدرتمندند و باید از دیگران محافظت کنند. ممکن است احساس کنند یکی یا هر دوی والدین از آن‌ها دوری می‌کنند و آن‌ها را برای مدت طولانی تنها گذاشته‌اند، یا به آن‌ها دروغ گفته و فریبشان داده‌اند. همچنین، ممکن است بفهمند والدی که از آن‌ها سوءاستفاده می‌کند دم‌دمی‌مزاج، غیرقابل پیش‌بینی، بی‌نظم یا معتاد به مواد مخدر است.

والدین بیش از حد حمایت کننده
این والدین به طور فزاینده‌ای برای کوچک‌ترین مسائل کودک نگران‌اند، مثل صدمه دیدن هنگام بازی یا مریض شدن. آن‌ها انتظارات غیرواقع‌بینانه از کودک دارند و در بهترین حالت، در برابر وقایع، واکنش‌های نامتناسب از خود نشان می‌دهند. به حدی که افرادی که این صحنه‌ها را می‌بینند نیز متوجه این موضوع می‌شوند. کودکان این والدین یا با دوستانشان بیشتر از والدین ارتباط برقرار می‌کنند یا در برابر ترس والدین تسلیم می‌شوند و خانه‌نشین و دلواپس می‌شوند.

والدین بدبین
این والدین، با فلسفه اینکه می‌خواهند فرزندانی واقع‌بین پرورش دهند، همیشه نیمه خالی لیوان را به کودک نشان می‌دهند. معمولا این والدین در محیط‌های منفی رشد کرده‌اند که در آن‌ها اشتباه کردن گناهی بزرگ و جبران‌نشدنی بوده است. پس با میل به اجتناب از اشتباهات و اطمینان از اینکه اشتباهی رخ ندهد، پرورش یافته‌اند. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که ساده‌تر است که به طور کلی امیدوار نباشند.

والدین آسان گیر افراطی
از جمله صفات والدین آسیب زا می توان به آسان‌گیری افراطی اشاره کرد. این گروه از والدین اغلب در دسترس نیستند یا بیش از حد مشغول کارهای خودشان‌اند. گاهی والدین از اینکه نمی‌توانند وقت کافی با کودک صرف کنند احساس گناه می‌کنند و برای جبران، از او انتظاری ندارند یا هیچ حد و مرزی را تعیین نمی‌کنند. به او اجازه می‌دهند تلویزیون ببیند و با دادن چیزهای مورد علاقه کودک، او را لوس می‌کنند. این والدین معمولا برای درگیر شدن با زندگی کودک راحت نیستند که شاید به علت ترس از شنیدن خبرهای بد باشد یا به این علت که دوست ندارند درباره عواطف صحبت کنند. پس آن‌ها در دسترس نیستند یا از تمرکز بر احساسات و هیجانات کودک دوری می‌کنند. آن‌ها همچنین وقت کافی برای راهنمایی کودک نمی‌گذارند و اجازه می‌دهند کودک با آسیب‌های زیادی روبه‌رو شود. این کودکان احساس می‌کنند والدینشان از آن‌ها فاصله گرفته‌اند تا از مدیریت و کنترل زندگی آن‌ها خلاص شوند. این تفکر به‌راحتی باعث قطع رابطه با والدین می‌شود.

کلام آخر
تجربیات مثبت در مواجهه با مشکلات و ناملایمات زندگی به افراد کمک می‌کند در زندگی حرکت رو به جلو داشته باشند. تجربیات منفی به‌شدت بر ذهنیت فرد از خود و روابطش با دیگران اثر می‌گذارد و بارها در طول زندگی با آن‌ها درگیر می‌شود و نمی‌تواند، فارغ از تأثیر آن‌ها، کاملا آزاد عمل کند و همین جاست که تاثیر صفات والدین آسیب زا به چشم می آید. نقش والدین در چگونگی تأمین رضایت‌بخش نیازهای هیجانی و احساسی کودک نقشی محوری است. تجربیات اولیه‌ای که کودک با والدین دارد تفاوت‌های فاحشی در چگونگی بالغ شدن او ایجاد می‌کند.

اشتباهات رایج والدین در مورد دارو دادن به کودکان

اشتباهات رایج والدین در مورد دارو دادن به کودکان

بیا نی نی/ اشتباهات خطرناک والدین هنگام دارو دادن به کودک و پیشگیری از آن ها
1. از یک برنامه دوزینگ درست پیروی نمی کنید :
متخصص اطفال یک برنامه دوز دارویی برای کودک تهیه می کند. این برنامه به شما اطمینان می دهد تا چه مقدار دارویی را در بازه زمانی مناسب به فرزند خود بدهید . دراین صورت عوارض جانبی وجود نخواهد داشت. بدون این برنامه شما باید دوز های دارویی را که به یک دیگر نزدیک هستند ، متوقف کنید و یا در 24 ساعت دوز بیشتری به او بدهید.

2. تکرار دوزهای تصادفی :
حتی اگر برنامه زمانی دارید امکان آن وجود دارد که یک وعده دوز دارویی مصرف شده را فراموش کنید که سبب می شود آن را مجدد تکرار کنید . زمانی که به کودک خود دارو می دهید را یادداشت کنید تا از مصرف بیش از حد دارو در مدت زمان کوتاه یا بیش از حداکثر دوز در روز خودداری کنید . اگر دوز مصرف دارو را فراموش کردید دوبرابر آن را به کودک ندهید.

3. چک نکردن دوز مصرفی برای داروی جدید :
هنگامی که کودک شما مصرف داروی جدیدی مانند انتی بیوتیک ها را شروع می کند تصور نکنید که مقدار مصرف آن با داروهای قبلی یکسان است . از یک داروساز دراین باره سوال کنید و یا برچسب توضیحات دارو را برای دوز صحیح داروی جدید بخوانید.

4. استفاده از دارو برای هدفی تجویز نشده :
خوراندن دارو به کودک به غیر از هدف تجویز شده عواقب ناخوشایندی دارد که سلامت او را به خطر می اندازد . به عنوان مثال بعضی از والدین به کودک داروی بنادریل ( آنتی هیستامینی که در درمان آلرژی کاربرد دارد) یا داروی مشابهی را می دهند که قبل از سوارشدن در ماشین یا هواپیما اثر خواب آوری داشته باشد اما این دارو می تواند به جای خوابیدن در برخی کودکان سبب انرژی بیش از حد آن ها شود.
از آن جا که خاصیت شیمیایی بدن هر فرد متفاوت است نمی توان پیش بینی کرد که فرزند شما به دارویی که شخص دیگر مصرف می کند چه واکنشی نشان می دهد.
استفاده مجدد از آنتی بیوتیک ها ممکن است بی خطر باشد اما ده ها نوع آنتی بیوتیک برای شرایط مختلف وجود دارد . آنتی بیوتیک اشتباه نه تنها در بهبودی او کمک نمی کند بلکه باعث می شود کودک دراینده نسبت به آن مقاوم شود و تاثیر دلخواه را نداشته باشد.

5. دوز مصرفی دارویی کودکان براساس سن :
اطلاعات دوز مصرفی کودک شامل محدوده سنی و وزن می شود پس مهم است که دوز صحیح دارو را براساس وزن کودک به او بدهید . هنگامی که دارو را فقط بر اساس سن پایه گذاری می کنید خطر آن وجود دارد که مقدار زیادی از دارو را به او بدهید و این امر کارایی دارو را محدود خواهد کرد.

6. نادیده گرفتن دستورالعمل های دارویی :
برخی از داروها باید در یخچال و برخی دیگر باید در دمای اتاق نگهداری شوند . دارو هایی را برای جلوگیری از تهوع باید همراه غذا مصرف کرد و داروهایی را با معده خالی . پس لازم است دستورالعمل های مربوط به داروی کودک را همیشه چک کنید و طبق آن پیش روید . در صورت داشتن هرگونه سوال و یا نگرانی از داروساز خود سوال کنید.

7. فراموش کردن بررسی برچسب های دارو :
این امر در والدینی که فرزند بیشتری دارند و یا فرزند آن ها داروی بیشتری را مصرف می کند رایج است . قبل از آن که به فرزند یا فرزندان خود دارو بدهید برچسب آن را بخوانید تا از داروی مناسب او مطمئن شوید.
در بهترین حالت تصور این موضوع که کودک دارویی اضافی را مصرف کرده است و اما در بدترین حالت آن دارو می تواند واکنش شدیدی که ممکن است جان او را نیز تهدید کند داشته باشد.
اگر به کودکتان داروی اشتباهی دادید با مرکز کنترل سموم تماس بگیرید و یا او را به نزدیک ترین اورژانس ببرید.
اگر در تهیه دارو برای فرزند خود مشکل دارید با یک داروساز مشورت کنید زیرا او می تواند دارو را با طعم ها و اشکال دلپذیری برای کودکتان آماده کند.

سرگرم کردن کودکان با راه اندازی «المپیک‌های خانگی»

سرگرم کردن کودکان با راه اندازی «المپیک‌های خانگی»

پارسه گرد/ با وسایل موجود در خانه، یک المپیک ورزشی خانگی راه بی‌اندازید (البته سعی کنید از وسایل شکستنی دوری کنید!):
بولینگ: بطری‌های خالی آب معدنی را در گوشه‌ای بچینید و با یک توپ آن‌ها را واژگون کنید.
هاکی: از یک توپ نرم و ساده و یک جارو برای بازی هاکی در خانه استفاده کنید.
والیبال: تکه‌ای نخ ساده یا کاموا را میان دو صندلی ببندید. از یک بادکنک به جای توپ استفاده کنید. می‌توانید با زانو یا پاها نیز به بادکنک ضربه بزنید.

ماسکی که از روان کودک مراقبت می کند!

ماسکی که از روان کودک مراقبت می کند!

بیا نی نی/ کرونا زندگی را شبیه سفر در جاده ای کرده است که رد شدن از هر پیچش رانندگان ماهر خود را می طلبد. کودکان همسفرانی کوچک در این مسیر پرخطر هستند که مسئولیت مراقبت از سلامت جسم و روان شان با ماست. کودکانی که تغییرات زندگی در دوران کرونا آسیب پذیرترشان کرده است. 

عوامل به خطر افتادن سلامت روان کودکان در دوران کرونا

1.   حال خراب والدین: اضطراب و نگرانی از بیمار شدن، محدود شدن روابط اجتماعی، ترس از مشکلات اقتصادی و از دست دادن عزیزان هر یک می تواند عامل از بین بردن آرامش و حال خوب پدر و مادر باشد. والدینی که کنترل حال شان را از دست بدهند. به بزرگ ترین خطر برای سلامت روان کودک تبدیل می شوند!

2.    رابطه سرد پدر و مادر: نه فقط دعوا و مشاجره که حتی داشتن رابطه سرد و غیر صمیمانه به کودک آسیب می زند! گرمای ارتباط زن و شوهر ضامن عبور فرزند از جاده پر خطر زندگی است. وجود اختلافات، طبیعی است اما روش درست حل تعارض هاست که می تواند فرزندان را در برابر آسیب های روانی واکسینه کند.

3.   توجه بیش از حد به کودک: درست است که بسیاری از نیازهای کودک باید در خانه برآورده شود. درست است که کودک از بسیاری از امکانات اجتماعی محروم شده است، اما توجه دائم تنها باعث آسیب وارد شدن به مهارت خودگرانی و در نتیجه عزت و اعتماد به نفس کودک خواهد شد. 

4.   تزلزل در برنامه روزانه کودک: کودک نهال نازکی است که هرروز به یک استکان آب نیاز دارد. فراموشی چند روزه و بعد ریختن مقدار زیادی آب به رشد نهال آسیب می زند. الگوهای ناسالم برای گذراندن وقت، رها شدن کودکان جلوی تلویزیون و موبایل و نداشتن برنامه ثابتی که جنبه های مختلف رشدی کودک را پوشش دهد. آسیب جدی هم به سلامت جسم و هم سلامت روانی کودک وارد می کند. اگر بازی های حرکتی، ساخت کاردستی، خواندن کتاب، آموزش هنر و مهارتهای مختلف فراموش شود و یا در یک برنامه متزلزل اجرا شود جسم و روح کودک به خطر می افتد. 

5.   نداشتن رابطه با کیفیت با کودک!: یکی از شاه کلیدهای پرورش کودک سالم داشتن وقت با کیفیت با اوست. وقتی کیفی یعنی زمانی برای خاموش کردن تمام عوامل پرت کننده حواس و همراهی صددرصدی با کودک، یعنی زمانی مخصوص برای بازی هایی که کودک تعیین می‌کند چطور و چگونه انجام شود. نیازی نیست «وقت کیفی» طولانی باشد. مدت یک ساعت در روز، یعنی نیم ساعت صبح و نیم ساعت عصر کافی است. نیم ساعتی که کودک از ته دل با خود می گوید چقدر مامان(یا بابای) باحالی دارم! چقدر بازی دوست دارن! 

مواقبت از این 5 اصل همچون ماسک و ژل ضدعفونی کننده در وضعیت پراسترس کرونا از سلامت روان کودکان نگهبانی می کند.

نویسنده: نرگس رضاپور

6 راهکار ساده برای آموزش مدیریت زمان به کودکان

6 راهکار ساده برای آموزش مدیریت زمان به کودکان

خراسان/ از مهارت‌های مهم زندگی انسان که نقش مهمی در موفقیت او دارد، مدیریت کردن وقت است. از همان سال‌های ابتدایی که کودکان خواندن ساعت را یاد می‌گیرند، باید زمان‌بندی و کنترل زمان را هم بیاموزند هرچند شما به عنوان یک مادر برای تحقق این هدف به خصوص در ابتدا با کمی چالش روبه‌رو خواهید شد. آموزش مدیریت زمان نه تنها برای کودک حتی برای شما به عنوان یک مادر هم سودمند است زیرا او هرچه زودتر برنامه‌ریزی و زمان‌بندی را یاد بگیرد، مستقل‌تر می‌شود. در ادامه راهکارهایی برای آموزش مدیریت زمان به کودکان مطرح خواهد شد.
 
 ساعت خواب و غذا خوردن کودک را تنظیم کنید
به محض تصمیم برای آموزش این مقوله به کودکان، به‌تدریج ساعت خواب و وعده‌های غذایی او را تنظیم کنید و به آن پایبند باشید. بدن کودکان 5 تا 12 ساله، بین 10 تا 11 ساعت در شبانه‌روز نیاز به خواب دارد.
 کارهای روزانه‌اش را فهرست‌برداری کنید
این بهترین کاری است که می‌توانید برای کاهش استرس او و خانواده انجام دهید. به‌جای چپ و راست دستور دادن به بچه‌ها، در انجام کارها همراهی‌شان کنید. یک فهرست وظایف شامل کارهای بهداشت شخصی و وظایفی متناسب با سن کودک درست کنید و کودک را در قبال انجام به موقع آن مسئول بدانید.
 اولویت‌بندی را آموزش دهید
به کودک کمک کنید بین آن چه مهم، فوری و غیرضروری است تمایز قائل شود. اگر در سنی است که می‌تواند برنامه‌هایش را روی کاغذ اولویت‌بندی کند چه بهتر در غیراین‌صورت خودتان شرایط مختلف را برایش به تصویر بکشید و اجازه بدهید تصمیم بگیرد. مثلا اگر می‌خواهد به خانه دوستش برود باید پیش از آن سه فصل کتاب علوم را بخواند تا بتواند شام را هم نزد او بماند وگرنه باید قبل از شام در خانه باشد تا به امور مدرسه برسد. به او حق بدهید گاهی در برنامه‌ریزی کردن برای انجام چند کار همزمان گیج و سردرگم بشود پس به او یاد بدهید با توجه به اهمیت و تمایلاتش، برنامه‌ها را اولویت‌بندی کند.
 تقویم اختصاصی داشته باشد
به او یادآور شوید که فعالیت‌های پس‌ازمدرسه‌اش را در تقویم بنویسد. برای این کار از اپلیکیشن‌های تقویم هوشمند یا کاغذی دست‌ساز استفاده کنید. می‌توان برای جذابیت بیشتر از عناصر یا شخصیت‌های کودکانه یا رنگ آمیزی‌های کودک‌پسند استفاده کرد. با این روش کودک می‌داند روزهایش قرار است چگونه بگذرد و خود را برای روز بعد آماده می‌کند. برای مثال اگر کودک برای روز بعد آزمونی دارد، مهم‌ترین کار امروز او، مطالعه و مرور درس هایش است.
 مفهوم زمان را به او یاد بدهید
حتی با وجود توانایی در خواندن ساعت، کودک همچنان از اهمیت زمان و تقسیم‌بندی آن ناآگاه است. برایش یک ساعت‌مچی تهیه کنید و به او آموزش دهید که چطور مدت ‌زمانی را که برای انجام وظایف روزانه‌اش نیاز دارد اندازه بگیرد. برای آموزش مفهوم زمان به کودکان خردسال، نیاز به رعایت کردن دقیق زمان انجام کارها و فعالیت‌های روزانه نیست، تنها کافی است ترتیب فعالیت‌های روزانه‌شان را از قبل پیش‌بینی کنند. مثلا بعد از این که صبحانه خوردیم، با رعایت پروتکل‌های بهداشتی به پارک می‌‌رویم، یا بعد از این که ناهار خوردیم، با هم داستان می‌خوانیم و می‌خوابیم.
 برای استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی قانون وضع کنید
یک ساعت خواب واقعی برای استفاده از فناوری در خانه تعیین کنید و همه اعضای خانواده سر ساعت تعیین شده به تلفن همراه، تبلت و لپ‌تاپ شب به خیر بگویند. تاکید می‌شود که این قانون شامل حال پدرها و مادرها هم می‌شود.
مترجم : فاطمه قاسمی منابع: San Diego Family، education

چگونه باید با یک کودک سوگوار رفتار کرد؟

چگونه باید با یک کودک سوگوار رفتار کرد؟

بیا نی نی/ توضیح مرگ به کودکان و کنار آمدن با این موضوع در یک دوره 6 ماهه تا 2 ساله طول می کشد در این صورت باید آرام کردن کودک به مرور و با صبر و حوصله باشد و تمام رفتار ها و ناهنجاری های کودک درک شود. 
از جمله موضوعاتی که درک و پذیرش آن برای کودک سخت خواهد بود مرگ است. هر چند کودکان در بازی ها، داستان ها، شنیده ها و در بعضی موارد تجربه هایی مانند مرگ حیوانات و حشرات، تا حدودی با مسئله مرگ رو به رو شده اند، ولی درک عمیق مرگ بعنوان موضوعی دائمی که برای همه اتفاق می افتد برای آنها به خصوص کودکان زیر ۵ سال امری دشوار خواهد بود.

عکس العمل های احتمالی کودکان در در برابر سوگ
عکس العمل بچه ها به دور شدن و از دست دادن عزیزان به تناسب سن و توانمندی های شناختی و کلامی و ویژگی های سرشتی آنان، همچنین ارتباطی که با اطرافیان خویش دارند می تواند گوناگون و گاه غیرعادی باشد.
بلوغ عاطفی و روانی بچه ها سرعت یکسانی ندارد. کودکانِ زیر سه سال درکی از مرگ ندارند، گرچه به عواطف اطرافیان خویش عکس العمل نشان می‌دهند. امکان دارد کودک متوجه ناراحتیِ ابراز شده به وسیله والدینش باشد بدون آنکه دقیقاً دلیل آنرا بفهمد. این که بچه های کم سن و سال در دوره ی سوگواری بزرگسالان، حس راحتی و امنیت کنند، اهمیت دارد.
 احساس ترس در کودکان یک واکنش طبیعی به سوگ می باشد

در زیر چند نمونه از واکنش کودکان در برابر مرگ عزیزانشان ذکر شده است:
√ ناراحتی و حس تنهائی
√ حس ترس
√ مشکلات تحصیلی
√ احساس بی همدلی و بی یاور ماندن 
√ احساس خشم
یک عکس العمل طبیعی به سوگ می باشد. لازم است که خشم در مسیر مناسب ابراز شود. گاهی خشم به شخصی که از بین رفته بر می گردد؛ او به چه دلیل مرد؟ یا به دیگران راننده پدرم را کشت یا به خداوند یا خود او.
√ حس نگرانی و اضطراب
نگرانی از این که امکان دارد دیگر نزدیکانش را هم از دست بدهد.

به بهانه هفته تربیت اسلامی؛ در عصر فردگرایی فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم؟

به بهانه هفته تربیت اسلامی؛ در عصر فردگرایی فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم؟

جام جم/ کتابفروشی‌ها پر است از کتاب‌های مربوط به کودک و نوجوان. چه آنها که کودکان بخوانند و چه کتاب‌هایی مربوط به والدین. حالا سال‌هاست بچه‌ها هم برای خودشان کتابفروشی اختصاصی دارند. آنها سهمشان از کتابخانه‌ها را برداشته‌اند و میز و صندلی و قفسه‌های رنگین خودشان را دارند. با این همه اما کتاب‌هایی که پیشتر هم اسمشان را شنیده‌ایم هنوز کارکردشان را میان این همه کتاب حفظ کرده‌اند. لیست زیر مروری است بر کتاب‌هایی در حوزه تعلیم و تربیت.

  کتاب‌های شهید مطهری
«تعلیم و تربیت در اسلام»، نام مجموعه‌ای از آثار شهید استاد مطهری است که در قالب یک کتاب منتشر شده است. استاد در این مجموعه نوشتار بر آن است جایگاه هسته‌ عقل توام با معنویت را در ساخت رکن اصلی جامعه یعنی خانواده بگوید.
 برخلاف بسیاری از مکاتب تعلیمی و تربیتی که مجزا به خانواده یا فرد می‌پردازد، این اثر شهید بر معرفی خانواده و فرد و ارتباط آن با یکدیگر اشاره دارد. مجموعه کتاب‌های دیگر استاد همانند «انسان کامل»، «آزادی معنوی»، «فطرت و طبیعت»، «فلسفه اخلاق» و «گفتارهایی در اخلاق اسلامی» پس از این آثار ،جدی‌ترین نوشتار شهید مطهری در حوزه تربیت است.

  کتاب فردوسی
شاهنامه یکی از کتاب‌های فراموش شده حوزه‌ تعلیم و تربیت است. کتابی که پیشتر در بسیاری از خانه‌های ایرانی پیدا می‌شد و حالا تا حدودی به دست فراموشی سپرده شده است. بیراه نیست اگر شاهنامه را یکی از معدود کتب تربیت انسان بر پایه‌ آموزه‌های دینی و اسلامی دانست.  
در کنار ادبیات فاخر، روایت هوشیاری و بیداری و وطن‌پرستی و تعبد به اصول اخلاقی اسلامی و انسانی را در جای‌جای شاهنامه می‌توان دید. به‌عنوان‌مثال، رستم خواب‌آلود غافل از دنیا در خوان اول که با جسوری رخش نجات پیدا می‌کند در خوان هفتم به رستم هوشیار و عاقل تبدیل می‌شود که از پس دیو برمی‌آید. بازگشت ادبیات فاخر که تاریخ و فرهنگ و دین را با یکدیگر پیوند زده می‌تواند کمک بسیار زیادی به پاسداشت کانون خانواده‌ ایرانی کند.

  کتاب‌های استاد صفایی حائری
استاد مرحوم علی صفایی حائری یا همان عین صاد را بسیاری با نوشتار جذاب و البته دقیقش می‌شناسند. او یکی از معدود متفکران مسلمانی بود که ادبیات را وارد امر تعلیم و تربیت کرد و با شناخت به حوزه جذاب ادبیات از تعلیم و تربیت گفت. «مسئولیت و سازندگی»، «تربیت و کودک و نظام اخلاقی اسلام» بخشی از این آثار است. «تربیت و کودک» استاد صفایی حائری را می‌توان یکی از معدود آثار دقیق روان‌شناسی کودک و نحوه‌ مواجهه عملی با کودک عصر فناوری دانست.

  کتاب‌های مهدی آذریزدی
برای این روزهای ما که داستان‌ها بخشی از هویت اجتماعی‌مان شده است و بچه‌ها با داستان‌ها سراغ شخصیت‌هایی چون بن‌تن و اسپایدرمن می‌روند تا شبیه آنها شوند؛ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» به قلم استاد مرحوم آذریزدی جذابیت عجیبی دارد. کتاب‌هایی که از دهه‌ 40 شمسی جای خودشان را در کتابخانه‌های ایرانی باز کردند. یک مجموعه‌ هشت‌جلدی که هر جلد آن با تکیه‌بر داستان‌های قرآنی، 14 معصوم، کلیله‌ودمنه، مرزبان‌نامه، سندباد نامه و قابوس‌نامه، مثنوی، شیخ عطار و گلستان و ملستان نوشته‌شده است. دفتر کلیه و دمنه و قصه‌های 14 معصوم از صمیمی‌ترین داستان‌هایی است که می‌توان هر شب قبل از خواب برای فرزندان مرور کرد.

  کتاب سعدی
صدسال پیش به مدارس آن موقع یا همان مکتبخانه‌ها سر می‌زدیم کمتر دانش‌آموزی می‌دیدیم که گلستان سعدی نخواند. کتابی با نثر قوی و صدالبته آموزنده که حکمت بشری را با نثری شیرین به مخاطب عرضه می‌کند. گلستان سعدی بیش از 800 سال قبل نگاشته شده اما انتخاب موضوع، تلاش برای جذاب سازی آن و از همه مهم‌تر پند دهی با شعرهای کوتاه، این کتاب را به یکی از گرانبهاترین کتب تاریخ تربیت و فرهنگ ایرانی تبدیل کرده است. به امید روزی که گلستان‌خوانی رسم خانه‌های ما شود.

اجتماعی ماندن در اوج فردگرایی
امیر مسروری / روزنامه نگار
​​​​​​​آغاز سال 2000 میلادی، روزی که جهان دور هم جمع بود تا به تماشای آغاز هزاره‌ سوم بنشیند، هیچ وقت تصور نمی‌کرد روزگاری که فناوری‌ها حرف اول را می‌زد در سیاهچال فردگرایی قرار گیرد. این روزها دنیا به جای تعامل به سمت فردگرایی و تنهایی رفته و هرکس برای حفظ جانش مجبور است از دیگران فاصله بگیرد. همان زمان که واژه‌ فاصله‌گذاری اجتماعی مطرح شد بسیاری از جامعه شناسان و روان‌شناسان بر این نامگذاری خرده گرفتند و حتی سازمان ملل این نام را تغییر داد، اما این واژه ماندگار شد. سرنوشت انسان‌ها در عصر کرونا تغییر کرد و تعامل فرزندانمان با هم نسل‌هایشان یکباره دگرگون شد. مدرسه رفتن یا نرفتن دغدغه شد و بسیاری از فرزندان خانه ماندن و یادگیری مجازی را بر حضور ریسک‌پذیر در مدرسه ترجیح دادند. والدین هم سردرگم از یک‌جانشینی، روحیه‌ جدید فرزندان را در خانه‌های مکعبی تحمل می‌کردند. قوطی کبریت‌هایی که حالا اسمش خانه‌ آپارتمانی است، تمام دنیای بچه‌هایمان شد. اتاق‌های اسباب بازی که همیشه نامنظم بود و بچه‌ها در واکنش به «تمیز کن پسرم»، قول فردا می‌دادند حالا برای این‌که در «شاد» تمیز به نظر بیاید همیشه مرتب است. کلاس‌های پشت سرهم در خانه، نبود بازی با هم نسل‌ها و زندگی سخت آپارتمان‌نشینی به ویژه اگر همسایه، صاحبخانه باشد بلای نسل پدر و مادرهای عصر کرونا شد.
اخیراً یک مرکز افکار سنجی معتبر، نتایج یک نظرسنجی میان والدین تهرانی را منتشر کرد. بیش از 68 درصد والدین نگران فرزندشان در ایام کرونا هستند. فقط 30 درصد اعلام کردند اصلاً نگرانی‌ای برای حضور فرزندانشان ندارند! نگرانی‌ای که عصر کرونا با بازی‌های مرگباری چون مومو و نهنگ آبی به وجود آورده و والدین را از خانه‌نشینی عصبی کرده است. سؤال فراموش نشود چه باید بکنیم تا فرزندانمان را نجات دهیم و تربیتی بر پایه آموز‌ه‌های اعتقادی‌مان داشته باشیم؟
پاسخ ساده است، رشد پا به پای فرزندان و مطالعه و راهنمایی از کارشناسان؛ موضوعی که به سبب پیوستگی خانواده‌های ایرانی کمتر به آن توجه می‌شود. به عنوان یک والد برایم عجیب است که فرزندم از فناوری‌ای سخن می‌گوید که جلوتر از من است. 
نبود وقت برای یادگیری بحران ایجاد کرده و از طرفی نمی‌توانیم بی تفاوت باشیم. پس بهتر است نسبت به فناوری گارد نگیریم و سراغ یادگیری و از همه مهم‌تر سواد استفاده از فناوری برویم. تا خودمان ندانیم فرزندانمان قرار است در چه دنیایی غوطه ور شوند، نمی‌توانیم به آنها امر و نهی کنیم. بماند که امر و نهی در این زمان چقدر مفید و چقدر مضر است.
نکته بعدی مطالعه است. وابستگی به فناوری اولین دشمن مطالعه کتاب‌های فیزیکی است. مطالعه و خواندن در واقع مشاهده‌ مکتوب زحمات یک نویسنده یا یک متخصص از تمام تجربیات عمرش است. چه خوب که بتوانیم این تجربه‌ها را که برایش ده‌ها و صدها سال زحمت کشیده شد، بهتر و با جذابیت بیشتر بخوانیم. ضمن این‌که وقتی فرزندانمان دست ماها کتاب می‌بینند بیشتر می‌فهمند دنیایی غیر از اتاق و آن گوشی در دستشان وجود دارد و آخرین نکته، استفاده از مشاوران و کارشناسان است. 
باید بپذیریم بافت فرهنگی خانواده‌هایمان کمتر به ما اجازه می‌دهد پای یک غریبه به زندگی ما باز شود. ما حتی برای دردهایمان «دوستان نزدیکمان» را محرم نمی‌دانیم. اما باید بپذیریم دنیای ناشناخته جدید نیازمند کمک گیری است. کرونا نشان داد آدم‌ها تنها مسؤول اعمال خود نیستند و می‌توانند در اوج فردگرایی، رفتار اجتماعی و جمعی داشته باشند. مراجعه به مشاوران و مراکز مشاوره یکی از کمک‌های این دوره برای تربیت نسلی پویا و فعال خواهد بود. هستند مراکزی در کشور که به طور رایگان یا درصد بسیار کمی هزینه کمک می‎کنند. آموزش و پرورش، بهزیستی، دانشگاه‌های علوم پزشکی و خانه‌های سلامت بهترین مراکز برای مراجعه و یادگیری است.
 البته بزرگ‌ترین کمک گیری درک متقابل است. باید بپذیریم در بحرانی به نام کرونا قرار داریم و قرار نیست تمام شود. چه خوب که بچه‌هایمان از پارکینگ و حیاط آپارتمان‌ها استفاده کنند. ساعتی که همه بیدارند در خانه ورزش کنند و همدیگر را تحمل کنیم. راز تربیت نسل جدید همین تحمل است.

مزایای بوسیدن کودک را می دانید؟

مزایای بوسیدن کودک را می دانید؟

هفت گنج/ بوسیدن کودک، مهر و محبت مادرانه باعث کاهش هورمون‎های استرس کودک میشود. مادرانی فرزندشان را زیاد می‎بوسند، با این کار فواید بسیاری را برای کودکانشان فراهم می‎کنند. نشان دادن محبت از طرق لمس کردن کودک به سیگنال های او کمک می کند مغز او بدون اینکه درگیر استرس شود رشد کند. وقتی کودک احساس می کند دوستش دارید، احساس امنیت می کند. چنین وضعیتی این امکان را به مغز می دهد که در جنبه های مختلفی رشد کند. عشق ورزیدن و بوسیدن کمک می کند مغز کودک اتصالات عصبی بیشتری توسعه پیدا کند، که در نتیجه باعث باهوش شدن او می شود.

سه دسته از عمده‌ترین نوازش شامل است از :
۱. نوازش‌های کلامی همچون محبتهای کلامی ، تشویق و تمجید از کودک
۲. نوازش‌های لمسی همچون بوسیدن ، در آغوش گرفتن و لمس کردن کودک
۳. نوازش‌ از طریق زبان بدن مانند نگاه‌های محبت‌آمیز و چهره ای شاد در جواب به کودک
نوازش ها همانگونه که گفته شد بسیار سریع بر روی کودکان تاثیر میگذارند پس والدین کودکان باید بر این نوازش ها اگاه باشند و طریقه ی درست انجام دادن ان نسبت به شرایط روحی و نیاز کودک خود را یاد بگیرند.

کودکان به چه مقدار به محبت و نوازش والدین خود احتیاج دارند؟
نوازش و محبت از لحاظ عاطفی روح و روان در هر انسانی را می‌تواند تاثیر زیادی داشته باشد اما وقتی صحبت از کودکان می شود این تاثیر نیز بسیار برجسته‌تر می‌شود چون کودکی که در حال رشد است می‌تواند از لحاظ عاطفی و هوش هیجانی او را ارتقا دهد. اما نمی‌توان گفت معیاری عددی برای محبت به کودک وجود دارد چون هر کودک نیاز دارد روزانه x مرتبه بوسیده شود یا در آغوش گرفته شود. ( x بسته به خواسته و نیاز کودک خواهد بود )

معیارهای مربوط به عواطف چگونه است ؟
معیارهای مربوط به عواطف و رشد روانی افراد معیارهایی نسبی هستند به این گونه که در افراد و شرایط مختلف می تواند متفاوت باشد. ( بیشتر مواقع به صورت غریزی می‌توانید آن را بسنجید )

تاثیر بوسیدن کودکان در ساختار ایمنی بدن چگونه است؟
وقتی که مادر کودک تازه متولد شده خود را می بوسید به نحوی پاتوژن های روی پوست کودک باشند را برمیدارید. این پاتوژن ها به اندام های لنفاوی ثانویه مانند لوزه ها می روند و سلول های حافظه B که مخصوص این پاتوژن ها هستند را تحریک می کنند در نهایت مادر شیرده می تواند از این سلول های استفاده کند تا در برابر پاتوژن ها، آنتی بادی تولید شود سپس این مواد از طریق شیر مادر به کودک منتقل می شود تا با پاتوژن ها مبارزه کند. به این گونه است که بوسیدن مادر می تواند سیستم ایمنی فرزندش را تقویت کند.

تاثیر محبت والدین بر هوش کودکان
وقتی کودکی به هنگام انجام کارهایش مانند تکالیف و کارهای شخصی که باید انجام دهد احساس ناتوانی میکند باعث میشود اعتماد به نفس کودک پایین بیاید و در خود احساس ضعف کند. در این هنگام کودک در اکثر اوقات گریه میکند یا ممکن است به خود به نحوی اسیب برساند.
برخی از والدین بر این باورند که کودک خود را به حال خود رها کنند تا به گریه ی خود ادامه دهد تا شخصیتی قوی و مستقلی داشته باشد. اما این باور بسیار در هوش و استعداد و اینده ی کودک بلعکس جواب داده و کودک را دچار بحران روحی و هوشی میکند.
کودکانی که در هنگام مشکلات مورد توجه و حمایت و محبت خانواده ی خود قرار میگیرند بسیار با اعتماد به نفس بیشتری مشکل خود را حل میکنند و ان را چیزی غیر قابل حل نمی دانند، کودک با دلگرمی و فکر باز تر و به دور از استرس به دنبال مشکل خود میگردد و ان را برظرف میکند. پس بنابراین کودکی که مورد حمایت و محبت والدین خود قرار بگیرد هوش بیشتری نیز خواهد داشت.

تاثیرات مثبت نوازش
بوسیدن، لمس کردن، نوازش و در آغوش گرفتن کودک می تواند به او کمک کند تا به شخصیتی خاص دست پیدا کند. ابراز علاقه نه تنها باعث بهبود سلامت فیزیکی کودک می شود بلکه روی سلامت روانی او نیز تاثیر بسزایی می گذارد.
بسیاری از کودکانی که خوب در محیط مناسب با شرایط عاطفی خوب رشد میکنند درک بالایی خواهند داشت و نسبت به نیاز های دیگران حساس شده و واکنش نشان میدهند به این گونه که با کودکان دیگر به خوبی برخورد و رفتار می کنند و در دوستی و رابطه برقرار کردن با دوستهایشان موفق هستند. این کودکان در مقایسه با کودکانی که والدینشان توجه زیادی به آنها نداشته اند می توانند موفقیت های تحصیلی بیشتری دریافت کنند.
این خصوصیات و مزایا تا زمانی که کودک بالغ می شود نیز ادامه و رشد پیدا می کند و زمانی که آنها بچه دار می شوند می توانند همدلی و توانایی فهمیدن دیگران را به کودکان خود منتقل کنند.

 تاثیرات مثبت نوازش
یافته های جدید بر اهمیت رابطه صمیمی و نزدیک مادر و کودک به ویژه در محیط های پراسترس تاکید می کند. این یافته ها که در مجله روان شناسی مولکولی منتشر شد با مطالعه های قبلی که نشان داده بود رابطه نزدیک خانوادگی می تواند کودکان را در برابر برخی پیامدهای منفی رشد در خانواده های فقیر محافظت کند، همخوانی دارد و نشان می دهد فرزند پروری خوب توسط والدین حتی می تواند از آثار منفی رشد در شرایط نامناسب که ممکن است تا سال ها باقی بماند، پیشگیری کند.

بوسیدن کودک در دین اسلام
زندگی سالم و طبیعی در سایه محبّت است به این گونه که در اسلام نیز بر مهر و محبت در پرورش کودک همیشه تاکید شده است.  یکی از تمایلات فطری انسان که از همان دوران کودکی آشکار میشود نیاز به محبت و مهربانی و نوازش است. کودکی که به طور صحیح از مهر و نوازش برخوردار می شود روانی شاد و روحی امیدوار  دارد. یکی از این راههای ابراز علاقه بوسیدن فرزند است.
امام صادق علیه السلام اینچنین از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می کند:
کسی که فرزند خود را ببوسد، حسنه ای در نامه عمل او ثبت خواهد شد و کسی که فرزند خود را شاد کند، خداوند او را در قیامت، شاد می کند.

تفاوت بوسیدن فرزندان دختر و پسر
در میان کودکان دختر و پسر معمولاً دخترها بیشتر به ابراز علاقه از طریق بوسیدن خانواده ی خود تمایل نشان می‌دهند هر چند که این قضیه در مورد پسرها صدق نمیکند ، بوسیدن فرزند پسر مانعی ندارد اما برای پسرها خوشایند نیست که در جمع همسالان و دوستان خود این گونه از طرف پدر و مادر مورد نوازشو توجه قرار بگیرند چرا که به لحاظ اجتماعی نتیجه‌ی مثبتی برایشان به همراه نخواهد داشت و از طرف گروه دوستان خود فردی لوس و بیش از اندازه وابسته به مادر و خانواده تلقی می‌شوند و این امر کودک را دچار اشفتگی میکند.
در دوره‌ی بلوغ پسران والدین باید توجه بیشتری به این امر که فرزندشان بزرگتر شده است داشته باشند. در این سن پسرها تماس فیزیکی همراه با کمی هیجان را بیشتر بوسیدن میپسندند به این گونه که والدین میتوانند دست او را هنگام مصافحه بفشارند یا به عنوان تمجید ارام ضرباتی با کف دست به پشت او بزنند یا بعضی اوقات گفتن جمله‌های از نظیر چقدر مرد شده‌ای، به این مرد اعتماد دارم  و … تأثیر عاطفی بیشتری روی انها گذاشت.

تامین نیاز های عاطفی فرزندان
حال باید گفت نسبت به جایگاه پدر و مادر این امر هم متفاوت خواهد بود مسلماً مادران به خاطر عواطف و احساسات زنانه و حضور پررنگ‌تری که نسبت به پدران در خانه و همراهی با فرزندان خود دارند، بیشتر ارتباط عاطفی و تماس فیزیکی با فرزندان خود از طریق اغوش و بوسیدن فرزندان برقرار میکنند اما پدران به خاطر اینکه حضور کمتری در خانه دارند باید بیشتر توجه داشته باشند و کیفیت رابطه‌ی عاطفی خود را از طریق روش‌های مؤثر نسبت به خواسته فرزند تامین کنند.

تاثیر رابطه عاطفی پدر با فرزند دختر
دخترها نسبت پسرها به بوسیدن بیشتر و ارتباط عاطفی قویتری از طرف پدر خود محتاج می باشند. هرچه پیوند و رابطه‌ی پدر و دختری از طریق تماس فیزیکی مناسب مثل بوسیدن قوی‌تر باشد، احتمال انحراف رفتاری و اخلاقی دختران در سنین نوجوانی به شدت کاهش پیدا می‌کند. چنانچه در سیره‌ی اهل بیت نیز بارها نقل شده که پیامبر اکرم دختر خود حضرت فاطمه‌ را می‌بوسید یا امیرالمؤمنین، حضرت زینب را در کودکی روی پای خود می‌نشاند و او را می‌بوسید.

بهداشت دهان در هنگام بوسیدن کودکان
والدین باید اگاه باشند تماس نزدیک به کودکان از طریق لب، دهان و بینی و افزایش احتمال انتقال آلودگی ها و عوامل بیماری زا و شیوع بیماری هایی مانند آنفلوانزای خوکی،سرما خوردگی و انواع ویروس ها میشود . این دلایلباعث شده است تا برخی والدین را درمورد بوسیدن زیاد فرزندشان دچار تردید کند در حالی که بوسیدن می تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد.گ