بار توقعات از همسرتان را کنترل کنید تا خوشبخت شوید

بار توقعات از همسرتان را کنترل کنید تا خوشبخت شوید

بیا نی نی/ نمی‌توان هیچ همسری را پیدا کرد که از طرف مقابلش خواسته‌ای نداشته باشد. حتی زوج‌هایی که در فضای رمانتیک می‌گویند: «عزیزم، من از تو هیچ توقعی ندارم»، باز هم در پیچ و خم‌های زندگی انتظاراتی دارند که می‌خواهند به آن توجه شود. البته این انتظارات دوسویه است، چون در زندگی‌مشترک برای هر دو نفر، حق و حقوقی مشخص شده است که در قالب همان انتظار‌ها باید برآورده شود.
حداقل انتظاری که در رابطه زن و شوهری، دو طرف خواهان آن هستند، احساس خوشبختی، عشق، آرامش و امنیت است. در این بین، اگر زوج مرز بین توقعات به جا و نابه جا را ندانند به طور قطع با مشکلات زیادی در زندگی‌مشترک مواجه خواهند شد. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.

نکته‌ای که زوج‌ها نباید از آن غافل شوند
مسئله مهمی که بسیاری از زوج‌ها بی توجه از کنارش عبور می‌کنند، این است که معمولا زن و شوهر‌ها با دو شیوه تربیتی و در شرایط متفاوت بزرگ شده‌اند. شبیه نبودن شرایط اقتصادی، تعداد فرزندان، سلامت رابطه پدر و مادر، مسائل فرهنگی، تحصیلی و … باعث می‌شود تا آن‌ها انتظارات متفاوتی از همسرشان داشته باشند.
این خواسته‌ها گاه معقول و به جاست و می‌تواند این رابطه را به سوی خوشبختی سوق دهد یا گاه غیرمنطقی و نابه جاست و می‌تواند رابطه را به کشمکش و بحران برساند. واضح است که انتظارات غیر واقعی و نادرست چنان چه شناسایی نشود در ناکامی ازدواج نقش مهمی ایفا خواهد کرد. در ادامه به تعدادی از این انتظارات نامعقول که متاسفانه در باور‌های زوج‌ها خیلی هم قوی است، می‌پردازیم.

بار توقعات از همسرتان را سبک کنید
یکی از مهم‌ترین تکالیف هر زن و شوهر در سال‌های اول ازدواج این است که توقعات خود از همسر را به طور واقع بینانه‌ای مدیریت و نقطه تعادل این توقعات را پیدا کند. برای رسیدن به این نقطه تعادل باید گفت که آرزو‌ها و رویا‌های تان را فرموش کنید و به دنیای واقعی برگردید! سپس توقعات خود را اولویت‌بندی و بر اساس واقعیت طبقه‌بندی کنید.
بررسی کنید که کدام یک از نیاز‌های شما فقط به واسطه همسرتان تامین می‌شود؟ به عنوان مثال، شاید شما نیاز داشته باشید که اتفاقات محل کارتان و درگیری با همکار را برای یک نفر تعریف کنید تا آرام بگیرید. ممکن است با توجه به شناختی که از همسرتان دارید، متوجه شوید که او حوصله و طاقت شنیدن این حرف‌ها را ندارد. در چنین مواقعی صحبت کردن با دوستی که از گفتگو با شما در این حوزه لذت می‌برد، گزینه بهتری است. نکته مهم این است که با سبک کردن بار توقعات از دوش همسرتان می‌توانید زندگی‌مشترک موفق‌تری داشته باشید.

۱۲ توقع نابه جا از همسر
۱. با ازدواج، اخلاق و رفتار طرف مقابل تغییر می‌کند.
۲. طرف مقابل همه نیاز‌های همسر را باید برآورده کند.
۳. بحث و دعوا نباید در زندگی مشترک وجود داشته باشد.
۴. طرف مقابل تمام توان خود را صرف پیشرفت در ازدواج می‌کند.
۵. همسر حق ندارد حریم خصوصی داشته باشد.
۶. همسر باید قید خانواده‌اش را بعد از متاهل شدن بزند.
۷. همسر باید رابطه‌اش را با همه دوستانش بعد از ازدواج قطع کند.
۸. همه جا باید با هم باشید.
۹. باید همه راز‌های همسرتان را بدانید.
۱۰. در همه حال همسرتان باید شما را درک کند.
۱۱. عشق و علاقه در زندگی مشترک، باید همیشه روند صعودی داشته باشد.
۱۲. همسرتان باید مثل شما با خودتان رفتار کند.

توقعات همسرتان را جویا شوید
شناخت شریک زندگی به گذر زمان نیاز دارد. حتی زمانی که همسرتان شما را به درستی شناخته باشد به زمان بیشتر و کسب مهارت‌های جدید برای برطرف کردن همه توقع‌هایتان نیاز خواهد داشت. یکی از مهارت‌های اساسی برای یک زندگی‌مشترک رضایت‌بخش این است که افراد بتوانند خود را به جای همسرشان بگذارند و به زندگی از دریچه دید او نگاه کنند. به این ترتیب رابطه زن و شوهری شما شکل صحیح‌تری به خود می‌گیرد و هر دو طرف رابطه از آن سود می‌برند؛ بنابراین یکی از راه‌های مدیریت توقعات این است که سر از لاک انتظارات خود بیرون آورید و تلاش کنید نیاز‌ها و انتظارات همسرتان را بهتر شناسایی کنید. با این کار به هم نزدیک خواهید شد و درک بهتری از همسر خود پیدا خواهید کرد.

برای توانمندی خود ارزش قائل شوید
به این موضوع باور داشته باشید که هیچ فردی جز خودتان نمی‌تواند به درستی دریابد که شما چه نیاز‌هایی دارید و چگونه می‌توان به این نیاز‌ها پاسخ داد؛ بنابراین به جای این‌که یک گوشه بنشینید و منتظر باشید دیگران به ویژه همسرتان کاری بکند تا شاد شوید، برای توانایی‌ها و قابلیت‌های خودتان ارزش قائل شوید. البته و حتما در این باره با همسرتان هم صحبت کنید.

برخورد زوج‌ها با توقعات نابه جا
ملاک سنجش به جا بودن انتظار‌ها و توقعات از همسر، علاوه بر دین و قانون، عرف، عقل، اخلاق و وجدان انسانی هم هست و هر انتظاری که در این قالب‌ها نمی‌گنجد به توقع غیرانسانی معروف می‌شود. شخص مقابل حق دارد که آن را برآورده نکند، ولی نباید با مخالفت و لجبازی به آن دامن بزند بلکه با کمک یک شخص مورد اعتماد دوطرف یا متخصص، باید درباره آن انتظار صحبت کنند و بالاخره طرفی که انتظار نادرست دارد باید مجاب شود که این خواسته نابه جاست و جایگاهی در زندگی ندارد و باید حذف شود. در خور ذکر است که چنین مسئله‌ای با برخورد‌های خشن، وضعیت بدتری پیدا خواهد کرد و اصلاح نخواهد شد.

دلایل و عوارض دعوا با زن باردار

دلایل و عوارض دعوا با زن باردار

حامی هنر زندگی/ آیا دعوا در بارداری بر سلامت جنین اثر می‌گذارد؟ تجربه وقوع ناراحتی و درگیری در دوران بارداری برای بسیاری از خانواده‌ها موضوع آشنایی است. تولد فرزند به سبب نگرانی‌ها و تنش‌هایی که با خود به همراه دارد باعث اضطراب و کم طاقتی زنان و مردان می‌شود. از طرفی تغییرات هورمونی در خانم‌ها ممکن است باعث حساسیت و زودرنجی یا حتی پرخاشگری در آن‌ها شود. به هرحال دوران بارداری و تولد فرزند در کنار شیرینی‌هایی که دارد، می‌تواند چالش‌ها و مشکلاتی را هم در زندگی شما ایجاد کند که باید راه‌های کنار آمدن و مدیریت آن را به خوبی یاد بگیرید. به همین خاطر ما در این مطلب به بررسی دعوا در بارداری و راه حل‌هایی برای کاهش آن خواهیم پرداخت.
 
دلایل دعوا در بارداری
برخلاف انتظار اکثریت افراد که دوران بارداری را زمان شیرینی برای زوج‌های جوان می‌دانند، این ایام می‌تواند تنش‌هایی زیادی به همراه داشته باشد. دلایل متفاوتی برای بروز دعوا و ناراحتی در دوران بارداری وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان در موارد زیر بیان کرد:

1. تغییرات هورمونی
تغییرات هورمونی در بدن خانم‌ها معمولاً باعث حساسیت و زودرنجی در آن‌ها می‌شود. این موضوع می‌تواند باعث شود که آن‌ها نسبت به موضوعات ساده نیز واکنش‌های تندی نشان دهند و زمینه شروع دعوا در خانه را فراهم می‌کند. یکی از آثار تغییرات هورمونی تنفر از همسر است.

2. اضطراب به خاطر وضع جدید
تولد فرزند تغییر بزرگی در زندگی زوج‌ها می‌باشد. مشکلات اقتصادی، نگرانی از عدم آشنایی با شرایط جدید یا بارداری‌های ناخواسته می‌تواند باعث افزایش فشار روانی و اضطراب مادران و پدران در این ایام شود. یکی از اولین عوارض وجود فشار روانی، کاهش آستانه تحمل می‌باشد. به همین خاطر ممکن است موضوعات ساده‌ای که در شرایط معمول‌تر به راحتی مدیریت می‌شوند باعث بروز دعوا و ناراحتی در زوجین گردد. 

3. دعوا در بارداری | مشکلات ارتباطی زوجین
دوران بارداری معمولاً مشکلاتی را برای برقراری رابطه جنسی ایجاد می‌کند. از طرفی تغییرات ظاهری خانم‌ها ممکن است برای همسرشان ناخوشایند باشد. این مسائل و مشکلاتی که به تبع آن‌ها ممکن است برای زوجین پیش بیاید، می‌تواند باعث ایجاد دعوا یا ادامه پیدا کردن دلخوری‌ها در میان آن‌ها باشد.

4. انتظارات فرهنگی
یکی از مسائلی که شاید بیشتر به صورت غیر مستقیم کیفیت رابطه زوجین در دوران بارداری را تحت تأثیر قرار می‌دهد، توقعات فرهنگی هستند. معمولاً بارداری در خانم‌ها مسئولیت دوچندانی برای آقایان و سایر اطرافیان ایجاد می‌کند که باید در این ایام با محبت و توجه بیشتری نسبت به زنان رفتار کنند. درصورتی که این توقع در زنان برآورده نشود و آنها احساس کنند توجه و محبت لازم را از جانب همسرشان دریافت نمی‌کنند، احتمال افزایش دلخوری‌ها وجود دارد.

عوارض دعوا در بارداری برای جنین
دعوا در بارداری عوارض و مشکلاتی را برای جنین به همراه دارد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

1. زایمان زودرس
بالارفتن میزان استرس و ترشح هورمون کورتیزول در خون مادران باردار می‌تواند باعث زایمان زودرس شود. با توجه به اینکه در زایمان‌های زودرس، جنین هنوز رشد کافی نداشته و آمادگی زندگی مستقل از مادر را ندارد، به میزانی که زایمان زودتر از موعد مقرر ایجاد شده باشد احتمال آسیب جنین بیشتر می‌شود. 

2. دعوا در بارداری | مشکلات تغذیه و رشد جنین
اضطراب در بسیاری از مادران باردار باعث می‌شود که آن‌ها اشتهای خود را از دست بدهند. بی اشتهایی و غذا نخوردن در مادران باردار باعث می‌شود که فرزند آن‌ها دچار مشکلات رشدی شده و احتمال تولد نوزاد نارس را افزایش می‌دهد.

3. افزایش احتمال بروز بیماری‌های روانی
دعوا و دلخوری در دوران بارداری باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول در خون مادر می‌شود. محققان با بررسی بسیاری از بیماران مبتلا به اختلالات روحی به این نتیجه رسیده‌اند که افزایش بیماری‌هایی مثل اضطراب، افسردگی و حتی بیماری اسکیزوفرنی با افزایش کورتیزول در دوران بارداری مادر ارتباط مستقیمی دارد.

4. افزایش احتمال اختلال رفتاری
یکی از دلایل مشکلات رفتاری مثل بیش فعالی یا بدرفتاری در کودکان، می‌تواند وجود فشار روانی در دوران بارداری مادر باشد. اگرچه استرس نمی‌تواند تأثیر قطعی در این مسائل داشته و صرفاً زمینه آسیب پذیری را فراهم می‌کند اما به خاطر داشته باشید که جنین در تمام دوران بارداری از خون مادر تغذیه می‌کند و افزایش هورمون‌های مربوط به اضطراب و استرس در مادر می‌تواند بر کودک تأثیر بسیاری داشته باشد.

5. سقط جنین
استرس‌های شدید یا درگیری‌های فیزیکی در دوران بارداری گاها می‌تواند باعث بروز آسیب‌های جدی یا حتی سقط جنین شود. احتمال بروز این خطر در ماه‌های اولیه بارداری به مراتب بیشتر است و به همین خاطر معمولاً به خانم‌ها توصیه می‌شود در این ایام مراقبت بیشتری از خود و فرزندشان داشته باشند. 

راهکارهای مدیریت دعوا در بارداری
دعوا در دوره بارداری پیش می‌آید اما مهم است که شما بتوانید آن را مدیریت کنید. برخی از راهکارهای مدیریت دعوا در این دوران عبارتند از:

1. افزایش آگاهی
پیش از اقدام برای بارداری بهتر است اطلاعات خود را راجع به تمامی ابعاد این مسئله افزایش دهید. به همان میزان که باید راجع به شرایط جسمی خود حساس باشید، باید آگاهی خود را نسبت به شرایط روحی و آسیب‌های روانی که شما و همسرتان و همین طور فرزندتان را تحت تأثیر قرار می‌دهند را نیز افزایش دهید. بهتر است پیش از اقدام برای بارداری یا در حین بارداری با کمک گرفتن از یک مشاور شرایط خانه خود را برای پدر و مادر شدن آماده کنید.

2. دعوا در بارداری | نشانه گذاری
یکی از راه حل‌هایی که روانشناسان برای کاهش احتمال بروز دعوا و درگیری در میان زوجین پیشنهاد می‌کنند نشانه گذاری است. نشانه گذاری به این معناست که یک علامت میان خود و همسرتان در نظر بگیرید. وقتی احساس می‌کنید صحبت‌های شما در حال پیش رفتن به سمت دعوا و ناراحتی است از این علامت برای خاتمه بحث استفاده کنید. بهتر است زمانی را برای آرام شدن مجدد و فکر کردن به صحبت‌هایتان اختصاص دهید و سپس در شرایط بهتری گفت و گو را ادامه دهید.

3. خودخواه نباشید
یکی از دلایل بروز دعوا و درگیری پافشاری هریک از طرفین بر روی نقطه نظرهای خود و نادیده گرفتن احساس طرف مقابل است. بهتر است به این موضوع توجه داشته باشید که تولد فرزند برای شما و همسرتان یک چالش بزرگ است و او نیز درست به اندازه شما فشار روانی و نگرانی‌هایی را تحمل می‌کند. پس بهتر است شما با محبت و شفقت بیشتری با او برخورد کنید.

4. تکنیک‌های آرام سازی
سعی کنید زمانی را در طول روز به مراقبه و استفاده از تکنیک‌های آرام سازی اختصاص دهید. این موضوع می‌تواند اضطراب شما را تا حد زیادی کاهش دهد و مقاومت بدنتان را برای مقابله با شرایط نامطلوب بالاتر ببرد. تکنیک‌های آرام سازی قطعاً تاثیرات مثبتی نیز بر جنین شما خواهد داشت.

5. دعوا در بارداری | کمک گرفتن از مشاور
اگر استرس‌های دوران بارداری شما به اندازه‌ای هستند که نمی‌توانید آن‌ها را مدیریت کنید و یا احساس می‌کنید توانایی حل کردن برخی از مشکلات را ندارید، بهتر است از یک مشاور خانواده کمک بگیرید. مشاورین در حل کردن اختلاف‌ها یا بالا بردن مقاومت ذهنی در برابر مشکلات به شما کمک خواهند کرد. به خاطر داشته باشید که شخصیت و روحیات فرزند شما از همان دوران جنینی در حال شکل گیری هستند و شما باید هرچه سریع‌تر برای حل کردن تنش‌ها و ناراحتی‌های موجود اقدام نمایید.

 

سؤالات متداول
1.آیا دعوا در بارداری برای جنین خطرناک است؟
تحقیقات نشان می‌دهند که علاوه بر شرایط جسمی، حالات روحی مادر نیز تأثیر مستقیمی بر سلامت جسم و روان جنین دارند. دعوا در دوران بارداری و استرسی که به این خاطر برای مادر پیش می‌آید، می‌تواند احتمال بیماری‌های روحی یا مشکلات رفتاری در جنین را افزایش دهد.

2.چطور می‌توانیم اثرات منفی دعوا و استرس بر جنین را کاهش دهیم؟
بهتر است در طول روز زمانی را به مراقبه و استفاده از تکنیک‌های آرام سازی اختصاص دهید. همچنین باید برای کاهش اختلاف با همسرتان راه چاره‌ای پیدا کنید. می‌توانید در این زمینه از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

ترفند ساختن خانواده‌ای شاد در روزهای کرونایی و پاییزی

ترفند ساختن خانواده‌ای شاد در روزهای کرونایی و پاییزی

خراسان/ چگونه به عنوان یک مادر در این روزهای طولانی در کنار محدودیت‌های کرونایی، شادی را به خانه‌مان تزریق کنیم؟
  در این شب‌های طولانی پاییزی که به خاطر شرایط کرونا باید بیشتر در منزل باشیم و نمی‌توانیم دورهمی داشته باشیم یا به سفر برویم، شاید اعضای خانواده از نظر روحی دچار خستگی و فرسودگی شده باشند؛ نقش مادر در تزریق انرژی و شادی به اعضای خانه و خانواده بسیار مهم و پررنگ است. برای تغییر روحیه و دادن انگیزه به اعضای خانواده ما چند راهکار را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

 
 انجام بازی‌های ساده و جذاب
الان فرصت خوبی است بازی‌های زمان کودکی خود را که فراموش شده است، دوباره مرور کنید و بدون هزینه، کلی بازی‌های شاد و هیجان انگیز را انجام دهید. بازی‌هایی مثل منچ، ماروپله، یه قل دو قل، اسم و فامیل و … . 
 مطالعه گروهی
برای رشد شخصیتی و کسب تجربه‌های جدید باید مطالعه را در برنامه روزانه خود داشته باشید؛ پیشنهاد ما این است که زمان خاصی را در روز تعیین کنید و همه به مطالعه بپردازید و بعد درباره کتاب‌هایی که مطالعه کرده‌اید با هم صحبت کنید. این کار یک سرگرمی خانوادگی محبوب است که می تواند خاطرات مثبت زیادی را ایجاد کند.
 اکران فیلم‌  
فیلم دیدن یکی دیگر از تجربه‌های هیجان انگیز خانوادگی است. فقط کافی است کمی تنقلات آماده کنید و همراه اعضای خانواده فیلم‌های متعدد و متنوعی را ببینید.
 خلاقیت و کارهنری
خلاقیت اعضای خانواده خود را محک بزنید؛ کمی مداد رنگی و کاغذ و وسایل گوناگون بیاورید و ببینید با این وسایل چه چیزهایی می‌توانید درست کنید.
 آموزش مهارت جدید
اگر مدت‌هاست دنبال فرصت برای آموزش مهارت جدیدی هستید الان بهترین زمان است. می‌توانید آموزش زبان یا یک کارهنری را همراه خانواده شروع کنید، حتی می‌توانید بعد از کسب مهارت یک کسب و کار خانگی را هم با اعضای خانواده شروع کنید.
حیاط  یا تراس خانه‌تان را زیبا کنید
اگر باغچه دارید یا گلدان‌های رنگی زیبا، برای مرتب کردن و رسیدگی به آن‌ها زمان‌هایی را که بقیه اعضای خانواده هم وقت دارند ، انتخاب کنید. رسیدگی به گل و گیاه هم باعث ایجاد روحیه شاد در اعضای خانواده می‌شود هم به خاطر مشارکت‌شان در کار، بیشتر حواس‌شان به آب دادن و مراقبت از گل‌ها خواهد بود. 
نویسنده : مارال مرادی

همسران سالمند، در کنار هم بهتر به یاد می‌آورند

همسران سالمند، در کنار هم بهتر به یاد می‌آورند

خراسان/ امروز می‌خواهیم درباره ارزیابی بعدی از حافظه صحبت کنیم که می‌تواند تحت تاثیر رابطه شما با همسرتان، بالا و پایین شود. در برخی مطالعات حافظه، محققان ابتدا از همسرانی که سال‌ها در کنار همدیگر زندگی کرده و با هم وارد دوران سالمندی شده بودند، در حوزه اطلاعات عمومی سوالاتی کردند و زمانی که اطمینان یافتند که وضعیت حافظه این افراد مطلوب است، درباره زندگی شخصی از این افراد سوالاتی کردند. نکته‌ جالب این که وقتی از سالمندان درباره اتفاقات زندگی شخصی مانند سفرهای سال‌های قبل، اسباب‌کشی‌ها و. . .   سوال می‌شد، عملکردشان بسته به موقعیت بسیار متفاوت بود.
  رابطه گرم‌تر، مرور بهتر خاطرات
در بیشتر این مطالعات وقتی از همسران سالمند به صورت مشترک سوال می‌شد، همسران با همراهی یکدیگر به خوبی می‌توانستند به این سوالات پاسخ دهند. اما وقتی همسران جدا از هم مورد ارزیابی قرار می‌گرفتند، عملکرد هر دو نفر در این حوزه افت می‌کرد. نکته‌ جالب این که هرچه رابطه بین دو همسر گرم‌تر بود در زمان یادآوری اتفاقات گذشته، نتیجه ارزیابی مشترک‌شان بهتر می‌شد.
 کمک به همدیگر با این 3 روش
این افراد به صورت معمول به سه روش به همدیگر در یادآوری حوادث کمک می‌کردند؛ اعلام یک نام خاص مرتبط مانند اسم هتل یا اسم خیابان توسط یکی از همسران که کمک می‌کرد فرد مقابل موارد بیشتری را به یاد بیاورد. به یاد آوردن یک بُعد جدید مانند رنگ لباس یا عطر و طعم یک خوراکی که برای فرد دیگر کمک‌کننده بود و در نهایت به یاد آوردن بخشی از ماجرا توسط یکی از همسران که به دنبال آن، همسر بخش دیگری را به یاد می‌آورد.
راستی شما برای کمک به همسرتان در به یاد آوردن گذشته بیشتر از کدام روش استفاده می‌کنید؟
منبع: digest.bps.org.uk
نویسنده : شیوا رضائی| روزنامه‌نگار
 عکس: میثم دهقانی

بهترین زمان برای بچه‌دار شدن چه موقع است؟

بهترین زمان برای بچه‌دار شدن چه موقع است؟

بیا نی نی/ بچه‌دار شدن یک تصمیم دو نفره بین شما و همسرتان است؛ اما فکر می‌کنید چه زمانی بهترین موقع، برای صحبت با او درباره بچه‌دار شدن است؟
دو نفر برای شروع زندگی مشترک، نیاز دارند که مدتی را برای گفت و گو درباره موضوعاتی بگذارند که اغلب آن صحبت‌ها احساسی و هیجانی هستند. بعد از اینکه یکدیگر را نسبتاً شناختید و ازدواج کردید نباید گفت و گوها را متوقف کنید؛ بلکه باید درباره موضوعات عمیق‌تری صحبت کنید. این صحبت‌ها ناخودآگاه به سمت برنامه‌ریزی برای آینده نیز می‌رود. بحث «اگر بچه‌دار شدیم» و «چه زمانی بچه‌دار شویم» یکی از مهم ترین صحبت‌هایی است یک زوج با یکدیگر خواهند داشت. نتیجه در این‌باره، که آیا دوست دارید «سال آینده بچه‌دار شوید» یا اینکه «اصلا به بچه‌دار شدن فکر نکنید»، همه و همه، جزو برنامه‌ریزی‌های جدی زندگی هستند که به شما و همسرتان بستگی دارد. کارشناسان در این‌باره توصیه می‌کنند: «هر چه زودتر شروع به بحث در مورد بچه‌دار شدن کنید».
اگر این موضوع برای شما مهم است پس به هر چه زودتر آن را مطرح کنید و برای آن برنامه‌ریزی مشخص داشته باشید. توجه کنید که این تصمیم، ارتباط مستقیمی با شرایط مالی خانواده (دخل و خرج) دارد. در ابتدا بهتر است یک نقشه بلند مدت برای آینده خانوادگی خود بکشید. دقت کنید که انتظار طولانی مدت برای بچه‌دار شدن می‌تواند در زمان حال شما اثر منفی داشته باشد. به نوعی احساس کامل نبودن را به شما می‌دهد و لذت از زمان حال از بین می‌رود.پس خیلی صادقانه در این‌باره با همسرخود صحبت کنید. سیندر کوتر، پزشک خانواده، می‌گوید: «انتظار نداشته باشید که تنها با یک بار گفت و گو به نتیجه برسید، این تصمیم مهمی برای هر زوجی است که باید بارها به گفت و گو بپردازید و همه جوانب را بسنجند. در این گفت و گوها، استفاده از کلمه «من» ممنوع است. برای مثال نباید بگویید: «من عاشق بچه هستم» بگویید: «به نظرم ما، مادر و پدر فوق‌العاده‌ای می‌شویم». 

باز این چیه پوشیدی؟!

باز این چیه پوشیدی؟!

جام جم/ امروز هم وقتی از منزل بیرون می‌رفت، حرص خوردید؟ چند بار زیرلب غرولند کردید که چرا فلان لباس را پوشیده‌ای؟ یا چرا موهایت را این شکلی درست کرده‌ای؟ و چند بار فرزندتان غیرمستقیم و مستقیم رو‌در‌روی شما ایستاده و درنهایت با چشم گریان اما با لباس و سر و وضعی که دوست داشته، از خانه خارج شده‌است؟ بچه‌ها در سن نوجوانی در حال یافتن خودشان هستند و این سردرگمی‌ها طبیعی است. اما شما چطور فرزندتان را برای پیداکردن هویتش، همراهی می‌کنید؟ برای این‌که راهکارهای مؤثر گفت‌وگو با فرزند درباره لباس و آراستگی ظاهر را بدانیم، هشتم آبان، روز «نوجوان» را بهانه کردیم تا با آلا قپانچی، پژوهشگر دکتری روان‌شناسی بالینی و روان‌درمانگر تخصصی کودک و نوجوان صحبت کنیم که در ادامه می‌خوانید.
چند لحظه به گذشته برگردید… به سال‌ها قبل. به نوجوانی خودتان. نگویید که ما از والدین‌ اطاعت تمام و کمال می‌کردیم و جرأت ابراز وجود نداشتیم! حداقل از دو نسل قبل، رفتار والدین با بچه‌ها، با آنهایی که حالا پدر و مادر شده‌اند، فرق کرده بود. بنابراین به یاد بیاورید خودتان کدام بازیگر، فوتبالیست، نویسنده، شاعر و… را دوست داشتید و پنهان و آشکار سعی می‌کردید ظاهرتان شبیه به او باشد؟ قبول کنید فرزند شما هم رفتار عجیبی نمی‌کند. دکتر آلا قپانچی در‌این‌باره می‌گوید: «برای این‌که بتوانید فرزندتان را درست راهنمایی کنید، ابتدا باید وارد فضای ذهنی او شوید. به این معنی که او را زیرنظر بگیرید و ببینید او برای انتخاب لباس یا آراستگی ظاهر، تحت فشار چه عوامل یا نیروهایی قرار دارد.»
به دنبال پذیرش و شناسایی است
چند بار از این بابت که شما را از گروه دوستان کنار گذاشتند، غمگین شده‌اید؟ چند بار از تنهاشدن ترسیده‌اید؟ فرزند شما هم از تجربه این شرایط هراس دارد. دکتر قپانچی توضیح می‌دهد: «نوجوانان در طول سال‌های نوجوانی اعتماد به نفس خود را بیشتر از طریق ظاهری که دارند و تایید و پذیرش دیگران و به‌ویژه همسالان به‌دست می‌آورند. به همین دلیل زمان بیشتری را صرف رسیدگی به ظاهر خود و جلب نظر همسالان‌شان می‌کنند.» او ادامه می‌دهد: «از سوی دیگر نوجوانان در این سن در جست‌وجوی کیستی یا هویت خود هستند. بنابراین ممکن است بخواهند شخصیت و هویت‌های مختلف را امتحان کنند. این ویژگی‌های سنی در کنار قدرت رسانه‌ها در آشناکردن نوجوانان با ارزش‌ها و فرهنگ‌های سایر کشورها، انتخاب نوع پوشش و ظاهر را پیچیده‌تر کرده است.»
در ایران تفاوت دارد
در فرهنگ ما متأسفانه کار نوجوانان ــ متناسب با شأن و شخصیت آنها ــ تعریفی ندارد و همین امکان استقلال مالی نوجوانان را برخلاف سایر کشورها به‌تعویق می‌اندازد. بنابراین نوجوانان سعی در اثبات خود و اعلام استقلال از راه‌های دیگر دارند. اما از چه طریقی؟ این روان‌شناس این‌طور توضیح می‌دهد که: «با توجه به این‌که در کشور ما، استقلال مالی و سایر استقلال‌های فردی برای نوجوانان، دیرتر از سایر کشورها اتفاق می‌افتد، نوجوان ایرانی تحت فشار بیشتری برای نشان‌دادن استقلال خود هستند؛ از این‌رو برای جبران این کمبود، تلاش می‌کنند تا از مسیر انتخاب و به‌دست گرفتن کنترل نوع پوشش خود اعلام استقلال کنند.» قپانچی ادامه می‌دهد: «نادیده‌گرفتن این شرایط و درک‌نکردن نیازها و احساسات فرزند و متوسل‌شدن به روش‌های جبری و خشونت‌آمیز ــ از انتقاد، قهر و تمسخر گرفته تا برخوردهای فیزیکی ــ به فرزند ما و رابطه‌مان با او آسیب می‌زند. علاوه بر این‌که مسیر گفت‌وگو را بسته و باعث می‌شود نقش راهنما ــ که در این سن فرزندمان به آن بسیار نیاز دارد را از دست بدهیم.»

همدلی و گفت‌وگو؛ اولین قدم
باید با آدم‌ها ــ فارغ از سن آنها ــ همدل شد تا بتوان از همان طریق، مسیر مشترکی را پیدا کرد. دکتر آلا قپانچی می‌گوید: «گفت‌وگو در کنار همدلی، قدرتمندترین ابزار والدین برای آموزش فرزندان، به‌ویژه در سن نوجوانی است. زمانی که والدین قانون‌هایی می‌گذارند که از دید فرزندشان منصفانه نیست، او با آن قواعد و قانون‌ها به‌وضوح مخالفت کرده یا سعی می‌کند آن قواعد را با دروغ گفتن و مخفی‌کاری اجرا نکند.برای داشتن گفت‌وگویی مناسب با فرزندتان، اول از خودتان بپرسید که چه انتظاراتی از فرزند خود دارید؟ از نظر شما، پوشیدن چه لباس‌هایی را نامناسب می‌دانید و چرا؟ ترجیح فرزندتان برای انتخاب لباس یا آراستگی ظاهر چیست؟ آیا ممکن است مخالفت با بعضی از سبک‌های پوشش ناشی از احساس ناامنی و تجربه‌های تلخ خودتان باشد و نگرانی موردنظر واقعی نباشد؟ آیا با ایرادگرفتن از ظاهر فرزندتان، به دنبال اعمال قدرت و کنترل فرزندتان هستید یا ایرادگرفتن شما واقعی است؟ چه نگرانی‌هایی در مورد نوع پوشش فرزندتان دارید؟ این نگرانی‌ها چه زمانی شدیدتر است؟ اینها پرسش‌های مهمی است که ابتدا باید والدین جواب آن را پیدا کنند.»

توضیح پیام؛ قدم دوم
هیچ‌کسی بدون این‌که دلیل کاری را بداند، راضی به انجام‌دادن یا دست‌کشیدن از آن نخواهد شد. فرزند شما هم از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین باید با او صحبت کنید و بگویید انتخاب‌های او چه پیام‌هایی را بیان می‌کنند. دکتر قپانچی می‌گوید: «از این مسیر وارد شوید که فکر می‌کند دیگران چه واکنش‌هایی نسبت به نوع لباسی که پوشیده، داشته باشند؟ ممکن است او را چطور ببینند؟ او این واکنش‌ها را دوست دارد؟ دوست دارد دیگران چطور او را ببینند؟» وی ادامه می‌دهد: «با این روش این پیام را به فرزندتان می‌دهید که نوع لباس افراد در نوع پیامی که به دیگران منتقل می‌کنند، اثرگذار است. از سوی دیگر لباس باید مناسب محیط و مکانی باشد که قرار است وارد آن شوند.»

شناسایی زیرکانه؛ قدم سوم
پرسش و پاسخ، چه به شکل مستقیم و چه غیرمستقیم، از راهکارهای مهم آگاهی از تفکر طرف مقابل است. حالا طرف مقابل شما، فرزند شماست و با طرح پرسش‌های زیرکانه، می‌توانید به افکار او پی ببرید. به عقیده دکتر قپانچی، باید مسیر گفت‌وگو را اینچنین باز کرد: «از انتخاب‌هایش بپرسید و این‌که چه افراد دیگری شبیه این لباس‌ها را می‌پوشند؛ همکلاسی‌ها؟ افراد مشهور؟ اعضای گروه‌های خاص؟ انگیزه آنها چیست؟ منافع و مضرات این نوع لباس پوشیدن چیست؟ برای او پیش‌آمده که لباسی را بپوشد و احساس ناراحتی کند؟ چه زمانی بوده است؟ پیش آمده که لباس بسیار کوتاه یا بلندی را بپوشد و آرزو کند که ‌ای‌کاش چیز دیگری می‌پوشید؟ اتفاق افتاده است که با او و دوستش به‌خاطر نوع لباس برخورد متفاوتی شده باشد؟ برخوردی قضاوت‌گونه یا جنسیتی؟»  دکتر قپانچی ادامه می‌دهد: «نحوه برخورد شما به جواب‌های فرزندتان، بسیار مهم است. باید خونسردی خود را حفظ کنید و در مقابل خشم و اضطراب و هر نوع واکنش شدید مقاومت کنید. سعی کنید به جای هر واکنش ناگهانی و نادرست، آگاهی، مسؤولیت‌پذیری و پختگی او را افزایش دهید و بیشتر به افکار و راه‌‌حل‌های درست او توجه مثبت نشان دهید. ممکن است فرزندتان همچنان با شما مخالف باشد، اما به احتمال زیاد پیام شما را فهمیده است و به مرور و با تکیه بر ارتباط خوبی که با شما دارد، ارزش‌های مدنظر شما را درونی کند.»

میدان دادن؛ قدم چهارم
وقتی احساس کنید در زمینه‌های مختلف آزادی عمل یا گفتار و رفتار دارید، تمرکز شما از روی موارد منع و ممنوع برداشته می‌شود. درباره بچه‌ها هم همین مسأله صادق است. دکتر قپانچی دراین باره می‌گوید: «برای جلب نظر و همکاری بیشتر فرزندتان می‌توانید روی مواردی تمرکز کنید که نمی‌تواند بپوشد و انتخاب آنچه باید بپوشد را به خودش واگذار کنید. از سوی دیگر سعی کنید به نظرهای او در حوزه‌های دیگر زندگی، احترام بگذارید تا از این طریق احساس تسلط و کنترل بیشتری به او بدهید. درواقع در مواردی که امکان دارد، به او میدان بدهید تا احساس استقلال و آزادی را در او تقویت کنید تا منع موارد پوشیدن بعضی لباس‌ها یا آراستگی ظاهر، برای او به موضوعی برای ابراز قدرت و اعلام استقلال تبدیل نشود.» این روان‌شناس اضافه می‌کند: «امکان گفت‌وگو و برخورد جدی را برای مسائل بزرگ‌تر نگه دارید؛ ازجمله امنیت و برخورد فرزندتان با دیگران. اینها در زندگی از پوشیدن لباسی که شاید از نظر شما مناسب نیست، تعیین‌کننده‌تر است.»

همه دلایل ترس از ازدواج در زنان

همه دلایل ترس از ازدواج در زنان

حامی هنر زندگی/ ترس از ازدواج در زنان چه دلایلی می‌تواند داشته باشد؟ ازدواج از مهمترین تصمیم‌های هر فرد در زندگی است که باید با علاقه و آگاهی کامل انجام شود. برخی از دختران به دلایل متعددی از ازدواج کردن می‌ترسند و آن را به تعویق می اندازند. البته این ترس مقداری طبیعی می‌باشد و ممکن است افراد فکر کنند که پس از ازدواج امنیت و آسایش خود را از دست می‌دهند. ولی فرار از ازدواج و به تعویق انداختن آن کار درستی نیست چرا که ازدواج باید در زمان مناسب خود انجام شود؛ بالاخره هر کاری وقتی دارد. در ادامه مقاله به بررسی دلایل ترس از ازدواج در زنان و راه‌های مقابله با آن می‌پردازیم. ضمن اینکه مشاوره قبل از ازدواج می‌تواند به شما کمک کند تا ترس‌های خود را بشناسید و بر آن‌ها غلبه کنید. 

دلایل ترس از ازدواج در زنان
برخی از دلایل اصلی ترس از ازدواج در زنان را در ادامه ذکر کرده‌ایم. نکته مهم اینجاست که ازدواج تصمیمی شخصی است که تا حد بسیار زیادی به وضعیت فردی و خانواداگی شما بستگی دارد. بنابراین ممکن است دلایل شما برای تعویق ازدواج با دیگران متفاوت باشد. بهتر است برای شناخت بهتر درونیات خود با مشاور متخصص در این مباحث مشورت کنید. 
1. شخصیت اجتنابی
زنان دارای اختلال شخصیت اجتنابی افرادی هستند که  به دلیل ترس از مورد تمسخر واقع شدن و مورد محبت قرار نگرفتن، روابط محدودی دارند و از انجام کارهای جدید استقبال نمی کنند. ازدواج کردن برای این افراد رابطه‌ای گسترده و جدید است که می‌تواند استرس زیادی برایشان به وجود بیاورد. 
2. انتظار برای گزینه های بهتر
برخی از دختران، با وجود خواستگارهای مناسب، آن ها را رد کرده و فکر می‌کنند که ممکن است موردهای ایده‌آل‌تری برای ازدواج پیدا کنند. این تفکری وسواسی است و حتی می‌تواند ریشه در کمبود اعتماد به نفس داشته باشد که با کمک یک روانشناس قابل حل است.
3. ترس از مسئولیت‌پذیری یا ازدواج
از دلایل ترس از ازدواج در زنان می‌توان به ترس از مسئولیت پذیری اشاره کرد. تعهد و مسئولیت پذیری یکی از اصول اساسی زندگی مشترک است. افرادی که دوران مجردی خود را بسیار راحت و به دور از مسئولیت سپری کرده‌اند از پذیرش مسئولیت می‌ترسند و نگران اینند که از عهده آن برنیایند. با کمک گرفتن از یک روانشناس می‌توانید مسئولیت‌پذیری خود را تقویت کنید تا با اطمینان بیشتری برای ازدواج اقدام نمایید. 
4. ترس از ازدواج بخاطر تجربه‌های تلخ دیگران
همه ی افراد در زندگی خود داستان شکست‌ها و تجربیات تلخ دیگران را شنیده‌اند و از آن‌ها می‌ترسند. یکی از دلایل ترس از ازدواج در دختران این است که فکر می‌کنند شاید این تجربه ی تلخ برای آن‌ها نیز پیش بیاید و در زندگی مشترک خود شکست بخورند. همه افراد در طول زندگی‌شان در معرض شکست‌های مختلف هستند اما اگر شما آگاهانه تصمیم‌ بگیرید احتمال این شکست‌ها را به حداقل می‌رسانید.
5. ترس از مسخره شدن نه ازدواج
یکی دیگر از دلایل ترس از ازدواج در زنان، نگرانی از حرف مردم است. برخی از افراد به نظر و حرف دیگران بسیار اهمیت می‌دهند و دوست دارند با فردی ازدواج کنند که از هر نظر مورد تایید دیگران باشد و می‌ترسند که مبادا مورد تمسخر دیگران قرار بگیرند. این طرز تفکر ممکن است ریشه در عدم اعتماد به نفس داشته باشد و باعث شود که فرد در تصمیم‌گیری‌های دیگر خود نیز با مشکل مواجه شود. برای کسب اطلاعات در زمینه انگیزه‌ ازدواج کلیک کنید. 
6. ترس از نرسیدن به اهداف ازدواج
برخی از دختران می‌ترسند که پس از ازدواج نتوانند اهداف خود را دنبال کنند و و مجبور شوند که کارهای شخصی خود را نیمه کاره بگذارند. اغلب دختران نگران این هستند که  پس از ازدواج نتوانند درس بخوانند و یا کار کنند. این را بدانید که اگر ازدواج آگاهانه و با معیارهای درست انجام شده باشد، می‌تواند یک مشوق برای رسیدن به اهداف و شکل گیری هدف‌های جدید باشد.
7. ترس از ازدواج در زنان و ترس از رابطه جنسی
رابطه جنسی یکی از مهم‌ترین پایه‌ها و اهداف زندگی مشترک است ولی برخی از دختران از برقرای رابطه جنسی و از دست دادن بکارت خود می‌ترسند. این ترس بسیار طبیعی است و می‌توانید با کمک گرفتن از یک روانشناس به آن غلبه کنید. اما در موارد شدیدتر که معمولا بعد از ازدواج زوجین متوجه آن می‌شوند، اختلال ترس از دخول است که به پیشروی رابطه زناشویی لطمه می‌زند. 

راه های مقابله با ترس از ازدواج در زنان
ترس از ازدواج در میان دختران تقریبا طبیعی است و با به کار گیری راه‌های مناسب می‌توان این ترس را تا حدوی کاهش داد. برخی از راه‌های مقابله با ترس از ازدواج به شرح زیر هستند:

1. مشخص کردن معیار های ازدواج
زمانی که احساس کردید برای ازدواج آمادگی دارید، برای خود ازدواج موفق و معیارهای ازدواج را تعریف کنید به طوری که بتوانید همسر آینده خود را تجسم نمایید. شناخت این معیارها به شما کمک می‌کند که دیگر نگران بهتر بودن موردهای بعدی برای ازدواج نباشید و فرد مورد نظر خود را راحت تر انتخاب کنید. 
2. ترس از ازدواج در زنان | تغییر نگرش
به این فکر کنید که شاید امروز مجرد بودن را دوست داشته باشید و برایتان لذت بخش باشد ولی در آینده دوست دارید که متاهل باشید و برای خود خانواده‌ای تشکیل دهید. تنهایی یک روز برایتان خسته کننده می‌شود و ممکن است که آن روز ازدواج کردن برایتان سخت و دیر شده باشد.
هم چنین اگر نگران تجربه‌های تلخ دیگران هستید به این فکر کنید که همه ی ازدواج‎ها سرانجام یکسان ندارند و اگر شما با علاقه و آگاهی همسر آینده خود را انتخاب کنید، احتمال شکست خود را در زندگی مشترک به حداقل می‌رسانید.

3. شناخت توانایی ها و نقاط ضعف 
یکی از راه‌های غلبه بر ترس از ازدواج در زنان، شناخت خود است. توانایی‌های خود را بشناسید و سعی کنید آن‌ها را در جهت متعهد بودن و مسیولیت پذیری تقویت کنید. با تقویت مسئولیت پذیری در خود دیگر از تعهد در زندگی مشترک نمی‌ترسید.

4. قبول واقعیت ترس از ازدواج
قبول کنیدهمان طور که شما کامل نیستید و ضعف‌هایی دارید، همسر آینده‌تان نیز کامل نیست و نقاط ضعفی دارد. ایده آل ترین آدم‌ها نیز برای خود نقاط ضعف و کاستی دارند ولی این مهم است که شما همسرتان را  بر اساس معیارهای خود انتخاب کنید و از درستی معیارهایتان مطمئن باشید.

ترس از ازدواج در زنان | کمک مشاور
اگر احساس می کنید که ترس از ازدواج برایتان مشکل جدی است و مانعی برای ازدواج شده، بهتر است که با یک روانشناس صحبت کنید و از او کمک بگیرید. روانشناس با روش‌هایی مثل درمان شناختی رفتاری و یا روان درمانی کمک می‌کند که دلایل هراس از ازدواج خود را بشناسید و راحت‌تر بتوانید با آن مقابله کنید. 

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

دامادم احترام من را نگه نمی‌دارد

خراسان/ دو سال پیش دخترم با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج کرد. چند وقتی می‌شود که دامادم با من شفاف نیست و دروغ می‌گوید. هر وقت هم که با او صحبت می‌کنم، احترام من ، مادر زنش و حتی همسر خودش را نگه نمی‌دارد. با دخترم هم به مشکل خورده است. لیسانس هم دارد. راهنمایی کنید که چطور این مسئله را مدیریت کنم؟
پاسخ
به ندرت دعوای زن و شوهری پیش می‌آید که فقط یک طرف مقصر باشد و در بیشتر مواقع، دو طرف با درصدهای مختلفی، مقصر ماجرا هستند. بهترین روش این است که دلیل این رفتارها را از دخترتان جویا شوید. ممکن است سر منشأ اختلافات، رفتار دخترتان باشد. شاید بی‌اهمیتی به همسر، قطع رابطه با والدین او و در بیشتر مواقع رفتارهای متقابل، باعث این گونه رفتارها در دامادتان و در طول زمان باعث بی‌احترامی و اختلاف با خانواده شما و دخترتان شده است. بیان شکایت از رفتار و گفتار دامادتان و جانبداری از دخترتان، فقط رنج و ناراحتی را تشدید می‌کند و در طول زمان باعث عمیق شدن اختلاف می‌شود.
همیشه جانب دخترتان را نگیرید
حتی در مواردی که یقین دارید حق با دخترتان است، بهترین کار برخورد خوب و بزرگ منشانه و  دور از جانبداری است. شما زمانی می‌توانید در حل مشکل، بیشترین تاثیر را داشته باشید که خود را در یک طرف دعوا قرار ندهید طوری که دامادتان به شما اعتماد کند و بداند در مقابل او نیستید و اگر حرفی می‌زنید، می‌خواهید مشکل را حل کنید نه این‌که از دخترتان جانبداری کنید. 
بیش از حد در زندگی دامادتان دخالت نکنید
اگر اختلاف دختر و دامادتان ریشه اساسی و جدی پیدا کرد و بعد از مدت‌ها زندگی‌مشترک، هنوز هم درباره آن موضوع اختلاف دارند و خودشان به تنهایی توانایی حل آن را ندارند، فراموش نکنید نحوه ورود و برخورد شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده و میزان توانایی شما در حل مشکل بسیار مهم است به طوری که این حمایت، حالت دخالت و قضاوت از طرف داماد پیدا نکند. چنان‌چه خودتان توانایی حل آن را دارید، می‌توانید کمک کنید ولی با توجه به شرایط کنونی، پیشنهاد می‌شود برای حل مشکل‌شان از یک فرد با تجربه یا مشاور خانواده که تخصص کافی در این زمینه دارد کمک بخواهید چون ممکن است حمایت و کمک شما باعث شود خسارت بیشتری به زندگی شان وارد شود.
به دخترتان اصول کاهش تنش‌ها را آموزش دهید
در نهایت فراموش نکنید در این‌جا تدبیر و مدیریت شما به عنوان بزرگ‌تر خانواده، بسیار اهمیت دارد که دخترتان را در این مسیر هدایت کنید و با برخورد محبت‌آمیز با دامادتان، از حساسیت‌های اخلاقی او آگاه شوید. به دخترتان آموزش دهید که هر رفتار و سوء تفاهمی را منفی تلقی نکند و با کنار آمدن و صبوری در مشکلات ایجاد شده، تنش‌ها را در زندگی کمتر کند و حساسیت‌ها و خلقیات همسرش را بشناسد. اگر هم برخورد ناملایمی پیش آمد، هوشمندانه رفتار و سعی کند آگاهانه مشکل را حل کند.
نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی | روان‌درمانگر و مشاور خانواده

موافق صمیمیت در جمع های خانوادگی هستین؟

موافق صمیمیت در جمع های خانوادگی هستین؟

حامی هنر زندگی/ صمیمیت در خانواده باعث ارضای بسیاری از نیازهای روحی و روانی اعضا می‌شود. در هر جمع خانوادگی حدودی از صمیمیت وجود دارد، اما برای بهتر کردن آن همه اعضا باید تلاش کنند. هر کودکی نیاز به ارتباطی عاطفی و صمیمی دارد، با رفع نیازهای جسمانی‌اش به طور کامل ارضا نشده و نیاز به در آغوش کشیده شدن و نوعی صمیمیت از طرف مراقب اصلی خود دارد. خانواده مهم ترین نهادی است که می‌تواند نیازهای عاطفی افراد را برطرف کند. اگر این نهاد بتواند منبعی غنی از ارتباطات را برای اعضای خود فراهم نماید، افراد در جریان تعاملات مثبت و تجربه صمیمیت قرار می‌گیرند. این ارتباطات بر کلیه روابطی که انسان در طول زندگی خود با سایر افراد برقرار می‌کند، اثر می‌گذارند. در ادامه این مقاله به بررسی بیشتر این مقوله و اهمیت پرورش صمیمیت بین اعضای خانواده خواهیم پرداخت. 

در ابعاد مختلف صمیمیت در خانواده ایجاد کنید
صمیمیت به معنای توانایی ایجاد رابطه عمیق با دیگران است که جنبه‌ها و ابعاد مختلفی از فرد را در برمی‌گیرد. رابطه صمیمانه فقط در یکی از ابعاد صمیمیت یعنی جسمانی، فکری و یا عاطفی و هیجانی خلاصه نمی‌شود. برای داشتن یک رابطۀ صمیمانه و پایدار، باید هر سه این ابعاد ارضا شوند، در غیر این صورت صمیمیت از بین خواهد رفت.

1. صمیمیت جسمی
در واقع صمیمیت جسمی و فیزیکی ساده است و رفتارهایی نظیر دست دادن یا بوسیدن گونه‌ها را شامل می‌شود. کارهای ساده این چنینی بین اعضای خانواده احساس تعلق و نزدیکی را در جمع خانوادگی ایجاد می‌کند.

2. صمیمیت عاطفی و هیجانی
برقراری صمیمیت عاطفی و هیجانی چالش برانگیزتر از صمیمیت جسمی است. صمیمیت عاطفی سریع ایجاد نمی‌شود و روند کندتری دارد. برای ایجاد صمیمیت عاطفی به هر حال باید تا حدی از خود بگویید، بدون این که در دیگران یا در خودتان احساس بدی به وجود بیاورید.
ایجاد رابطه عاطفی و هیجانی، هنری است که نیاز به یادگیری دارد و یکی از مهارت‌های مهم در ایجاد صمیمیت عاطفی مهارت شناساندن خود به دیگران از طریق خود افشاگری و صحبت کردن از خود به شکل مناسب است. صمیمیت عاطفی از اصول مهم تشکیل خانواده سالم است.

3. صمیمیت فکری و عقلانی
سومین بعد صمیمیت، صمیمیت فکری و عقلانی است. صمیمیت فکری مانند صمیمیت عاطفی به زمان بیشتری نیاز دارد. صمیمیت فکری به وسیله مکالمه، حرف زدن و رد و بدل عقاید و افکار در مورد مسائل مختلف ایجاد می‌شود. کسانی که از نظر طرز فکر و نوع نگرش و به قولی جهان بینی به هم نزدیک هستند، در درجه اول به صمیمیت عقلانی دست می‌یابند.

اهمیت صمیمیت بین اعضای خانواده
صمیمیت درواقع همان بعد عاطفی عشق است. روابط بدون وجود صمیمیت نمی‌توانند برای افراد، سالم و کافی باشند. ابراز عشق در خانواده بدون وجود صمیمت امکان پذیر نبوده و شکل گیری خانواده سالم را به خطر می‌اندازد. 

1. جمع خانوادگی | اهمیت صمیمیت بین پدر و مادر 
والدین در واقع الگویی از یک رابطه سالم برای فرزندان خود هستند. ارتباط صمیمانه بین زن و شوهر بر مهارت‌های فرزندپروری آن‌ها نیز اثر گذار است. پدر و مادری که رابطه آسیب دیده و سردی با یکدیگر دارند در ارتباط با تربیت فرزندان خود دچار مشکلات بسیاری می‌شوند.

2. اهمیت صمیمیت بین والدین و فرزندان
در مورد صمیمیت بین والدین و فرزندان باید به نقش ویژۀ مادر اشاره کرد. در واقع مادر از همان لحظه‌های نخستین تولد فرزند با شکل دادن رابطه صمیمانه با او، در شکل گیری مفهوم دلبستگی در فرزند خود اثر می‌گذارد. اگر دلبستگی بین مادر و کودک درست شکل نگیرد فرد به احتمال بیشتری در آینده، در برقراری روابط نزدیک دچار چالش خواهد شد.
البته اشاره به نقش ویژه مادر به معنی کم اهمیت بودن ارتباط صمیمانه با پدر نیست. پدر در خانواده منبعی از قدرت برای فرزندان محسوب می‌شود، همچنین وجود پدر تکیه گاهی امن برای فرزندان فراهم می‌کند. اگر پدر نتواند ارتباطی صمیمانه با فرزندان خود داشته باشد، فرزندان او به احتمال بیشتری در طول زندگی و در برخورد با مراجع قدرت دچار مشکل و سردرگمی خواهند شد.
به دلیل نقش مهمی که کیفیت ارتباط صمیمانه بین اعضای خانواده بر سلامت روان و ارتباطات اجتماعی افراد دارد، اگر فکر می‌کنید که اعضای خانواده شما در این زمینه مشکلات زیادی را تجربه می‌کنند، کمک گرفتن از یک خانواده درمانگر ضرورت بیشتری می‌یابد.

ایجاد صمیمیت بین اعضای خانواده
با توجه با ابعاد صمیمیت که توضیح داده شد، خانواده به خصوص والدین باید بکوشند که در همه ابعاد، ارتباطی صمیمانه با سایر اعضا برقرار کنند. به ترتیب صمیمیت زوجین، صمیمیت با فرزندان و صمیمیت بین خواهر و برادر مورد توجه قرار می‌گیرد. 
برای آنکه بتوانید رابطه‌ای دوستانه و سرشار از صمیمیت بین اعضای خانوادۀ خود ایجاد کنید به نکات زیر توجه نمایید:

1. جمع خانوادگی | تماس فیزیکی را فراموش نکنید
تماس فیزیکی یا همان صمیمیت جسمانی در بسیاری از خانواده‌ها به طور کامل نادیده گرفته می‌شود. بسیاری از والدین پس از آنکه فرزندانشان کمی بزرگ تر می‌شوند دیگر آن‌ها را نمی‌بوسند یا خیلی کمتر از قبل همدیگر را در آغوش می‌گیرند. فراموش نکنید که این رفتارها احساس تعلق و نزدیکی را در خانواده افزایش می‌دهد و بر سایر ابعاد صمیمیت نیز تاثیر می‌گذارد. فقدان این بعد از رابطه بین شما و سایر اعضا فاصله ایجاد می‌کند.

2. جمع خانوادگی | فرصتی برای خودافشایی فراهم کنید
خودافشایی به معنای آن است که بتوانید از خودتان، احساسات و اسرارتان نزد دیگران صحبت کنید، بدون آن که ترسی از قضاوت آن‌ها داشته باشید. اگر در برابر اشتباهات و تجربیاتی که سایر اعضا با شما در میان می‌گذارند از واکنش‌های تند و هیجانی دوری کنید، به دیگران اجازه می‌دهید که بیشتر از خود به شما بگویند. این رفتار باعث افزایش صداقت و صمیمیت بین اعضای خانواده‌تان می‌شود. مسلما با مشورت و مذاکره در خانواده به جای پنهان کاری، بیشتر در مورد راه حل‌ها اندیشیده می‌شود.

3. درک متقابلی از عقاید یکدیگر داشته باشید
اختلاف نظر و عقیده یکی از عوامل اصلی جنگ و درگیری بین بسیاری از خانواده‌هاست. بسیاری از والدین یا زوجین نمی‌توانند، عقیده مخالفی را در درون خانواده بپذیرند. تلاش مدام برای اقناع یکدیگر و تغییر نظر افراد باعث می‌شود که اعضا هر روز بیش از پیش از یکدیگر فاصله بگیرند.
اگر می‌خواهید روابط صمیمانه را در خانواده خود حفظ کنید، تلاش نمایید تا درک متقابلی از سایر اعضا داشته باشید و آن‌ها را با عقاید و افکارشان بپذیرید. همچنین اگر می‌خواهید در مورد عقایدتان با یکدیگر بحث کنید، بهتر است روش‌های گفت و گوی مسالمت آمیز و اثر بخش را به کار ببرید. اگر در این زمینه احساس ضعف می‌کنید، آگاهی خود را بالا ببرید یا از یک مشاور روانشناس برای بهبود مهارت‌های ارتباطی خود کمک بگیرید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر صمیمیت جمع خانوادگی
در نهایت اینکه صمیمت در خانواده بسیار مهم است و علاوه بر بهبود سلامت روان اعضا، از سایر مشکلات و اختلافات خانوادگی نیز پیشگیری می‌کند. به همین دلیل ضروری است که از کمک یک روانشناس در حوزه خانواده بهره‌مند شوید تا با آموزش مهارت‌های لازم، در این مسیر شما را یاری دهد. برخی مواقع با وجود تمام تلاش‌های اعضا، همچنان صمیمیت در خانواده شکل نمی‌گیرد؛ روانشناس با بررسی و ریشه یابی مشکل، آن را حل کرده و به شما کمک می‌کند تا خانواده سالم و صمیمی خود را تشکیل دهید.

پیامد ها و مسائل مادران شاغل

پیامد ها و مسائل مادران شاغل

حامی هنر زندگی/ مادران شاغل امروزه درصد بیشتری از زنان جامعه را تشکیل می‌دهند. اشتغال زنان پدیده‌ای رایج در جوامع مختلف است که در سال‌های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی و رشد فرهنگی جامعه نمود بیشتری پیدا کرده است. مسلما مادران شاغل فشار مضاعفی را به خاطر نقش مادری احساس خواهند کرد. اشتغال مادران می‌تواند فوایدی برای کودک داشته باشد و هم در عین حال مضراتی برای فرزندپروری نیز به بار بیاورد. آنچه که اهمیت دارد نحوه مدیریت شرایط است و مادران شاغل با رعایت نکاتی می‌توانند سلامت جسمانی و روانی خود و فرزندانشان را تضمین کنند که در ادامه این مقاله به بررسی تمام این مباحث می‌پردازیم. همچنین بهره بردن از مشاوره کودک و مشاوره خانواده در راستای بهبود روابط مادر با فرزند و همچنین مادر با همسر می‌تواند تاثیرات مثبتی داشته باشد. 

مادران شاغل
در حال حاضر تعداد زنانی که خواهان کار در برون منزل و اشتغال هستند بسیار بیشتر از سال‌های گذشته شده و دامنه و تنوع شغلی که زنان وارد آن می‌شوند، نیز گسترده‌تر شده است. بسیاری از مادران بعد از زایمان کار خود را کنار می‌گذارند و به فرزند خود می‌پردازند و بسیاری دیگر نوع شغل خود یا میزان آن را تغییر می‌دهند تا تداخل کمتری با امور فرزند و تربیت او داشته باشد.
اشتغال مادر به معنی سنگین‌تر شدن مسئولیت‌هاست و این مسئله مخصوصا در خانواده‌هایی که امور جاری منزل آن به شکل پیش فرض وظیفه زن پنداشته می‌شود، چند برابر خواهد شد. اشتغال زنان ممکن است بر روابط زناشویی نیز تاثیر بگذارد، مشاوره خانواده می‌تواند به زوجین برای به حداقل رساندن تنش‌ها یاری برساند.

علل اشتغال مادران
اشتغال مادران گاهی به علت مسائل مالی است یعنی زن و شوهر برای اینکه درآمد کافی برای زندگی داشته باشند، مجبور هستند هر دو کار بکنند. ممکن است بسیاری از زنان تمایل به کار بیرون از منزل نداشته باشند ولی صرفا به خاطر مسائل مالی مجبور به ادامه باشند. البته قشر کثیری از زنان به علت علاقه به اشتغال روی می‌آورند. آن‌ها ممکن است از سال‌های نوجوانی برای آینده شغلی خود برنامه ریزی کرده باشند، سال‌ها تحصیل کرده یا به مهارت آموزی پرداخته باشند. در واقع شغل منبع رضایت و شادی چنین زنانی می‌باشد. برای برخی از زنان هم شغل وسیله ای برای استقلال مالی می‌باشد. یعنی آن‌ها دوست دارند به لحاظ مالی مستقل باشند و به اصطلاح دستشان در جیب خودشان باشد.
با این حال آنچه که اهمیت پیدا می‌کند نقش مادر در تربیت فرزندان است و اینکه مادر در کنار شغلی که دارد بتواند به درستی از فرزند خود مراقبت کند و مسئولیت‌هایی که بر عهده او در زمینه مادری و کاری است با یکدیگر تداخل پیدا نکنند.

پیامدهای مثبت اشتغال مادران
در گذشته باور بر این بود که اشتغال مادران امری مخرب در جریان رشد کودک است و مادر شدن مساوی با خانه نشینی است. با تغییر نگرش جامعه به اشتغال مادران و ورود روزافزون زنان به حیطه‌های شغلی، این نگرش تغییر پیدا کرده است و حتی بررسی‌های دانشمندان حاکی از اثرات مثبت اشتغال مادران روی کودکانش است. به طور خلاصه می‌توان پیامد‌های مثبت اشتغال مادران را چنین برشمرد.
1- اگر شغل باعث افزایش رضایت از زندگی، اعتماد به نفس و شادی شود، بنابراین سلامت روان هم در نتیجه آن افزایش می‌یابد. مادری که سلامت روان بیشتری داشته باشد، بهتر می‌تواند وظایف مادری خود را ایفا کند و فرزندان سالم تری می‌پروراند.
2- مادران شاغل ممکن است باعث شوند کودکانشان استقلال بیشتری را تجربه کنند و در نتیجه مسئولیت پذیری کودک پرورش پیدا می‌کنند. برای آشنایی بیشتر درباره مسئولیت پذیری کودکان کلیک کنید.
3- کودکان مادران شاغل در آینده بیشتر به اشتراکی بودن ازدواج می‌اندیشند یعنی دختران بیشتر ممکن است شاغل بودن را دوست داشته باشند و پسران بیشتر قائل به کمک کردن به همسر در خانه داری و فرزندپروری باشند.
4- کودکانی که مادران شاغل دارند معمولا به مهدکودک می‌روند. مهدکودک علاوه بر ارتقاء مهارت‌های اجتماعی کودکان، در مسائل مختلفی آموزش می‌بینند. این آموزش‌ها باعث پیشرفت مهارت‌های شناختی آن‌ها شده و ممکن است زیر ساخت مناسبی برای مهارت‌های تحصیلی بعدی بشود.
5- مردانی که همسران شاغل دارند، یاد می‌گیرند که در جریان فرزندپروری دخالت بیشتری داشته باشند. این در حالیست که مردانی که زنانشان شاغل نیستند، به طور کامل رشد و تربیت فرزند را به همسر محول می‌کنند. یقینا دخالت پدر در فرزندپروری تاثیرات بسیار مثبتی روی کودک می‌گذارد و باعث می‌شود کودک رابطه بهتری با پدر خود پرورش دهد. مشاوره کودک به والدین برای اتخاذ بهترین روش تربیتی کمک می‌کند.

پیامد های منفی و مشکلات مادران شاغل
علاوه بر مزیت‌های گفته شده، ممکن است اشتغال مادران آسیب‌هایی را هم به دنبال داشته باشد.
1- اشتغال مادر ممکن است باعث فشار روحی و خستگی روانی او شود. این فشار و تنش‌ها اگر به محیط خانه منتقل شود هم برای کودک مضر است هم برای روابطی که بین مادر و کودک شکل می‌گیرد. یعنی ممکن است مادر دیگر برای کودک خود حوصله و انرژی نداشته باشد و علاوه بر اینکه کمیت ارتباطشان در طول روز کم است، کیفیت آن هم پایین بیاید.
2- برخی مادران در مورد اشتغال خود دچار احساس گناه می‌شوند و بنابراین سعی در جبران افراطی زمانی که با کودک خود نیستند می‌کنند یا شروع به باج دادن به کودک می‌کنند. این امر می‌تواند منجر به آسیب در کودک شود.
3- فشار کارهای خانه و مسئولیت‌های مادری از یک طرف و فشار شغلی از طرف دیگر ممکن است سلامت روان یک مادر شاغل را پایین بیاورد.
4- اگر کیفیت رابطه مادر و کودک پایین بیاید، بسیاری از این کودکان ممکن است از داشتن مادر شاغل ناراضی باشند و احساس تنهایی کنند یا مجبور شوند ساعات زیادی را در منزل تنها بمانند. این تنها ماندن علاوه بر خطراتی که برای سلامت روان کودک دارد، ممکن است خطرات دیگری هم داشته باشد. به هر حال کودکان شیطنت‌هایی دارند که ممکن است منجر به آسیب شود. مثلا روشن کردن گاز و مسائلی از این دست.

5- فرستادن کودک به مهدکودک، مخصوصا مهدکودک‌های با کیفیت پایین که مراقبین ثابت ندارند، ممکن است باعث اضطراب کودک و ایجاد دلبستگی نا ایمن در وی شوند.

نکات و توصیه‌ها برای مادران شاغل و بچه داری
همانطور که گفته شد اشتغال مادران خوبی‌ها و بدی‌هایی دارد. نمی‌توان به شکل مطلق گفت که این امر آسیب‌زا هست یا نه؛ بلکه در یک بافتار وسیع نیاز به بررسی دارد. برای اینکه اشتغال شما باعث آسیب به فرزندتان نشود، به نکات زیر توجه کنید.
1- بهتر است کودکان از سه‌سالگی به بعد وارد مهدکودک شوند. تا قبل از آن اگر در محیط خانه مثل خانه مادربزرگ و پدربزرگ باشند یا یک پرستار ثابت و مطمئن داشته باشند. بسیاری از مهدکودک‌های کیفیت نگهداری مناسبی برای فرزندان شما دارند مهم است که مراقبان سریعا تغییر نکنند.
2- به کیفیت رابطه‌تان با فرزندتان توجه کنید. ناچارا مجبور هستید زمان کمتری را در کنار فرزند خود بگذرانید ولی با بالا بردن کیفیت رابطه می‌توانید خیالتان را راحت کنید. سعی کنید زمان‌هایی را برای بازی با کودکتان، صحبت از وقایع مهدکودک یا مدرسه، احساسات و نیازهایش در نظر بگیرید.
3- به خودتان هم زمانی را اختصاص دهید. داشتن زمانی برای خودتان کمک می‌کند شاداب شده و خستگی‌تان کاهش یابد. این زمان می‌تواند نیم ساعت خوابیدن، ورزش کردن یا هر چیز دیگری باشد که خودتان دوست دارید.
4- از همسرتان بخواهید همراه و همپای شما باشد و در امور خانه داری و نگهداری فرزندان کمکتان کند.
5- کمال گرا نباشید. یادتان باشد هیچ انسانی بدون عیب و نقص نیست و قرار نیست شما در همه چیز نمونه و زبانزد باشید. اینکه بعضی از جنبه‌های زندگی تان کمی نقص داشته باشد چیز بدی نیست.
6- برنامه‌ریزی کلید اصلی زندگی موفق است. برنامه‌ریزی داشته باشید و اولویت‌هایتان را مشخص کنید.
7. از آنجایی که جدایی کودک از مادر شاغل می‌تواند برای هر دو سخت باشد بهره بردن از کمک یک مشاور و متخصص می‌تواند به شما کمک کند تا مشکلات کمتری را تجربه کنید.

سوالات متداول درباره مادران شاغل
از چه سنی کودک خود را می‌توانم به مهد کودک ببرم؟
بهتر است کودکان از سه سالگی به بعد وارد مهدکودک شوند چراکه بعد از این سن دلبستگی ایمن در کودک شکل گرفته و اگر قبل از آن کودک به مهد کودک برود این مسئله ممکن است باعث اضطراب و ایجاد دلبستگی نا ایمن در وی شود.

آیا شغل مادر می‌تواند در رابطه مادر و کودک اثر مثبت داشته باشد؟
مسلما بله. مادران شاغل معمولا از سلامت روانی بالاتری برخوردار بوده که این مسئله تاثیرات مثبت خود را بر روابط مادر و کودک می‌گذارد. همچنین به دلیل نبود مادر در منزل مسئولیت پذیری کودک افزایش پیدا می‌کند و با پدر نیز می‌تواند تعامل بیشتری داشته باشد.