۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

بیا نی نی/ بیشتر افرادی که طلاق می‌گیرند تا آخر عمر خود تنها می‌مانند. اما در این بین بعضی از زوجین خوشبخت وجود دارند که به یکدیگر یک شانس دوباره می‌دهند تا بتوانند در کنار هم زندگی کنند. در این پروسه آن‌ها موارد جدیدی را در مورد خودشان یاد می‌گیرند و می‌آموزند که چگونه یک رابطه پایدار با کسی داشته باشند. داستان افرادی که دوباره ازدواج کرده‌اند می‌تواند جالب و آموزنده باشد و در این مطلب به داستان ۷ نفر از افرادی که دوباره با هم ازدواج کرده‌اند خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.

۱- مرغ همسایه غاز است
من و همسرم ۱۷ سال بود که با یکدیکر ازدواج کرده بودیم و در سن ۴۰ سالگی به این نتیجه رسیدیم که نمی‌دانیم می‌خواهیم در آینده چه کار کنیم. من درخواست طلاق دادم. ۳ سال بعد همسرم زنگ زد و گفت حیوانی که در هنگام طلاق آن را بین خودمان تقسیم کرده‌ایم در حال مردن است. به دیدن او رفتم و متوجه شدیم که نقاط مشترک و مثبت زیادی داریم که دیگران آن را ندارند. ما به صورت آهسته دوباره رابطه‌مان را با هم آغاز کردیم و هم اکنون بیش از پیش خوشحال هستیم.


۲- روی بلوغ عاطفی خود کار کنید
«ما اوایل مشکلات مختلفی داشتیم. از پول گرفته تا بیماری. ما از یکدیگر متنفر شده بودیم و طلاق توافقی گرفتیم. برای ۳ سال ما به طور پراکنده در مورد کریسمس و یا روز تولد صحبت می‌کردیم اما این صحبت‌هایمان همیشه به بحث و جدل کشیده می‌شد. در نهایت ما ارتباط با یکدیگر را کنار گذاشتیم. چند سال بعد همسر سابقم در مورد یکی از دوستان مشترکمان یک پیام به من داد و ما توافق کردیم تا یکدیگر را ببینیم. همه چیز عالی پیش رفت، ما همدیگر را بیشتر و بیشتر دیدم و رابطه جدیدی بین ما آغاز شد. ما درباره مشکلات قدیمی‌مان صحبت کردیم و هر دو فهمیدیم که به بالغ‌تر شده‌‎ایم. ما دوباره با یکدیگر ازدواج کردیم.

۳- لازم نیست به صورت ۲۴ ساعته در کنار یکدیگر باشید
پدر و مادر خوانده‌ام از یکدیگر طلاق گرفتند و چند سالی از یکدیگر جدا بودند. سپس برادرم به دانشگاه رفت و پدرم به تعمیرات ساختمان پرداخت که مادرم نمی‌توانست آن‌ها را انجام دهد. آن‌ها به یکباره تصمیم گرفتند به صرف شام با یکدیگر بیرون بروند. سپس آن‌ها بیشتر از قبل شروع به معاشرت با یکدیگر کردند. بعد از آن خواهرم به دانشگاه رفت و پدرم سعی کرد بیشتر نزد مادر خوانده‌ام بماند. پس آن‌ها تصمیم گرفتند دیگر بصورت جداگانه از یکدیگر زندگی نکنند و برای خودشان یک خانه خریدند. آن‌ها برای خودشان دو اتاق خواب دارند که در صورت مشاجره می‌توانند هر کدام به اتاق خود بروند و در آنجا بخوابند.

۴- این کار ارزش تلاش اضافی‌اش را دارد
همسر من وقتی ۴ سال بود که با یکدیگر درخواست طلاق کرد دلیل او هم عدم توجه، درک و موارد دیگر بود. او دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و افسردگی بود که ریشه مشکلاتش به کودکی‌اش باز می‌گشت. من یک دانشجوی دکتری تمام وقت با دو کار نیمه وقت بودم. پس از یک سال بود که او به من گفت می‌خواهد ما دوباره در کنار همدیگر قرار بگیریم. او به روانپزشک مراجعه کرد تا بتواند درمان مناسب خود را پیدا کند. من هم در این زمان سعی کردم تا وقت بیشتری را برای او بگذارم. سعی کردم کمتر به کار اهمیت دهم و بیشتر با او قرار بگذارم. همه چیز به خوبی پیشرفت من الان آن زن را از زندگی‌ام بیشتر دوست دارم.


۵- هیچوقت دیر نیست
پدربزرگ من همیشه برای کار در خانه ارزش قائل بود، او توانست ۵ بچه‌اش را به خوبی بزرگ کند اما در انتها او و همسرش از یکدیگر طلاق گرفتند. وقتی او بازنشسته شد آن‌ها کنار یکدیگر بازگشتند و دوباره عاشق یکدیگر شدند. فکر می‌کنید آن در چه سنی دوباره ازدواج کردند؟ ۸۶ و ۸۹ سالگی!

۶- به یکدیگر فضا بدهید
 پدر و مادر من وقتی جوان بودند و ۲ فرزند داشتند از یکدیگر جدا شدند. این طلاق، طلاق بسیار سختی بود به خصوص برای ما بچه‌ها. آن‌ها ۳ سال از یکدیگر جدا بودند. پس از آن بود که هر دوی آن‌ها کارهای مطمئنی پیدا کردند و آن‌ها کم و بیش یکدیگر را می‌دیدند. این دیدارها بیشتر شد و به جایی رسید که وقتی من ۹ سالم شد آن‌ها تصمیم گرفتند تا یک خانه را با یکدیگر اجاره کنند. سال بعد آن‌ها دوباره با هم ازدواج کردند و مادرم خواهر کوچک‌ترم را باردار شد. این داستان برای ۲۱ سال پیش است و هم اکنون این زوج یکی از خوشبخت‌ترین زوج‌هایی هستند که من کنار همدیگر دیده‌ام. بعضی اوقات به یکدیگر فضا بدهید تا بتوانید روی انجام کارها تمرکز کنید.

۷- اگر عشق شما خاص است، هیچ چیز دیگری مهم نیست
همسرم و من پس از دانشگاه و وقتی بسیار جوان بودیم با یکدیگر ازدواج کردیم. ما در کل با یکدیگر خوشحال بودیم اما متوجه شدیم که زندگی هر کداممان به یک سمت می‌رود. ما از هم جدا شدیم و با افراد دیگر قرار گذاشتیم. پس از یک دهه گذشتن از این کارمان ما به سراغ یکدیگر رفتیم و به زندگی برگشتیم. پس از این بود که متوجه شدیم از همه اوقات دیگر خوشحال‌تریم. اکنون ما تجربه بیشتری در زندگی داریم و می‌دانیم چیزی که در کنار یکدیگر داریم بسیار خاص است. موارد کوچکی که آن زمان برای ما مشکل‌ساز بود اکنون برای ما مهم نیستند و ما اکنون به سادگی می‌توانیم مشکلات را با کمک یکدیگر حل کنیم.

حضانت فرزند بعد از طلاق طبق قوانین جدید

حضانت فرزند بعد از طلاق طبق قوانین جدید

بیا نی نی/ حضانت فرزند پس از طلاق و نکات مرتبط با آن یکی از سوالاتی است که در ذهن افرادی که به طلاق فکر میکنند و یا درحال انجام طلاق هستند، ذهن را بسیار درگیر می کند. هر دو طرف می خواهند که حضانت فرزند با آن ها باشد زیرا فکر می کنند که خودشان می توانند بهتر از دیگری کودک را پرورش دهند و شرایط بهتری برای او فراهم کنند.
حضانت فرزند پس از طلاق چگونه تعیین می شود؟
طبق قانون مدنی، نگهداری از فرزندان حق و تکلیف واجب هم برای پدر و هم برای مادر است و این یعنی پدر و مادر در ازدواج نمی توانند از نگهداری فرزند خودداری نمایند.
این قانون بعد از طلاق نیز صدق می کند و اگر حق حضانت به یکی از والدین داده شد، نمی تواند از نگهداری فرزند خودداری نماید.
همان طور که پیش تر نیز گفته شد حق حضانت هم برای مادر و هم برای پدر است و نمی توان بدون دلیل موجه و قانونی آن را از هر کدام از طرفین سلب کرد و به طرف دیگر داد.
اگر هر یک از طرفین در نگهداری از فرزند سهل انگاری کند، حق حضانت از وی گرفته می شود و به طرف دیگر داده می شود.

پس حق حضانت در ازدواج با هر دو طرف یعنی هم پدر و هم مادر است اما پس از این که دو طرف از یکدیگر جداشدند، حق حضانت فرزند، با توجه به قوانین به یکی از طرفین داده می شود. در ادامه قوانین مربوط به حضانت فرزند را می خوانید.

قوانین حضانت فرزند پس از طلاق
1.اگر فرزند کمتر از 7 سال داشته باشد، حضانت او به مادر واگذار می شود مگر آن که دلایلی بر عدم توانایی و یا عدم صلاحیت مادر برای حضانت فرزند وجود داشته باشد.
2.اگر فرزند بیش از هفت سال داشته باشد (حتی 7 سال و 1 روز) حضانت فرزند بر عهده پدر است مگر این که دلایلی برای عدم صلاحیت و توانایی پدر وجود داشته باشد.
3.اگر فرزند به سن بلوغ که در دختر 9 سال قمری تمام و در پسر 15 سال قمری تمام است رسیده باشد، فرزندان انتخاب می کنند که می خواهند نزد کدام یک از والدین بمانند و دادگاه دخالتی در واگذاری حضانت نمی کند.
4.اگر عدم صلاحیت و توانایی حضانت فرزند برای یکی از طرفین ثابت شود، حضانت به طرف مقابل داده می شود حتی اگر اولویت با شخص دیگر باشد و یا این که حضانت قبلا به فرد سپرده شده باشد.
همچنین اگر یکی از والدین از نحوه نگهداری فرزند توسط فرد مقابل شکایت کند، و اگر دلایل کافی و قانونی وجود داشته باشد، ممکن است که حضانت از فرد مورد نظر گرفته شود و در تصمیم دادگاه بازنگری اتفاق بیافتد.
5.در هر صورت یعنی چه پدر حق حضانت را داشته باشد و یا این که حق حضانت به مادر داده شده باشد، نفقه و تامین مخارج فرزند بر عهده پدر است.
همان طور که پیش تر نیز گفته شد ازدواج مادر، ابتلا فرد به بیماری های خطرناک و واگیردار و یا تهدید خطر جانی کودک در زندگی آن فرد،  می تواند حق حضانت را از او سلب کند.

در ادامه دیگر شرایط سلب حق حضانت را می خوانید:
• سوء استفاده از کودک به هر نحوی
• اجبار کودک به انجام کارهای ضد اخلاق و قانون مانند فروش مواد مخدر، فحشا و …
• فوت فرد
• اعتیاد فرد به الکل، قمار و انواع مواد مخدر
• ابتلا فرد به بیماری های روانی
• انجام هرگونه فساد اخلاقی و فحشا توسط فرد
• ضرب و جرح کودک توسط فرد که بیش از حد متعارف باشد
اگر هر کدام از موارد بالا در دادگاه ثابت شوند، می توان با استناد به آن ها حق حضانت را از فرد سلب کرد و به فرد دارای مصلحت و توانایی واگذار کرد.
همچنین اگر ثابت شود که فرد نمی تواند به درستی سلامت و اخلاق را در تربیت فرزند حفظ کند، حق حضانت فرزند بعد از طلاق از وی سلب می شود.

حق حضانت فرزند پس از فوت والدین
اگر یکی از والدین فوت شده باشد، حق حضانت به طرف دیگر داده می شود و اگر هر دو آن ها فوت کرده باشند، نخست حق حضانت بر عهده ی پدربزرگ پدری است و سپس به دیگر افراد نزدیک سپرده می شود.
ملاقات با فرزند پس از طلاق
اگر فردی از حق ملاقات فرد دیگر جلوگیری کند، می توان حق حضانت را از او سلب کرد
در مورد حق ملاقات با فرزند نیز دادگاه باید تصمیم گیری کند.
با توجه به قانون مدنی، دادگاه باید با در نظر گرفتن وابستگی عاطفی و مصلحت فرزند، نحوه ی ملاقات با فرزند از جمله تاریخ، زمان و مکان ملاقات فرزند با پدر، مادر و یا دیگر بستگان را تعیین کند.
اگر فردی که حضانت فرزند را بر عهده گرفته است از ملاقات فرزند با نزدیکان بدون داشتن دلیل قانونی و منطقی جلوگیری کند، دادگاه می تواند حق حضانت را از او سلب کند و حق حضانت را به فرد دیگری واگذار کند.

حضانت فرزند بعد از طلاق توافقی
همان طور که از اسم این طلاق مشخص است، والدین باید در مورد تمامی موارد طلاق به صورت توافقی به نتیجه برسند. از جمله این موارد حضانت فرزند بعد از طلاق و نفقه و ملاقات با فرزند و شرایط مختلف آن ها است.
البته والدین فقط می توانند در مورد حضانت کودک تا قبل از سن تکلیف که در پسران 15 سال کامل قمری و در دختران 9 سال کامل قمری است تکلیف را مشخص نمایند و بعد از رسیدن فرزندان به این سن، باید خودشان در مورد حضانت تصمیم گیری نمایند.
 

چگونه می توانیم با مرگ همسر خود کنار بیاییم

چگونه می توانیم با مرگ همسر خود کنار بیاییم

حامی هنر زندگی/ فوت همسر یکی از اتفاقاتی است که بیشترین فشار روانی را برای افراد به وجود می‌آورد و با تغییرات بزرگی در روند زندگی فرد همراه است. اینکه چگونه بتوانیم با غم از دست رفتن کسی که شریک زندگی‌مان بوده کنار بیاییم و مرگ او را بپذیریم، کاری سخت و دشوار است. فرد بعد از فوت همسرش با احساسات مختلفی دست و پنجه نرم کرده و از مراحل مختلفی عبور می‌کند تا در نهایت به زندگی روزمره خود بازگردد. برای طی کردن این مراحل نیاز به مراقبت‌هایی می‌باشد که فرد با تغییرات پیش آمده کنار بیاید. در ادامه مقاله به بررسی بیشتر این موضوع و راهکارهای مناسب برای گذر از این بحران خواهیم پرداخت.
 
فوت همسر
فوت همسر واقعه‌ای است که اضطراب بسیار زیادی را برای افراد در زندگی به‌ وجود می‌آورد. هنگامی که همسرتان فوت می‌کند، زندگی و دنیای شما کاملا تغییر خواهد کرد. غصه خوردن و تاسف برای فقدان پیش آمده طبیعی‌ترین احساسی است که بعد از مرگ همسرتان به شما دست می‌دهد و احساسات مختلفی به سراغ شما می‌آید. ممکن است شوکه شوید، احساس سرد بودن کنید و یا حتی بترسید. 
در برخی مواقع ممکن است از همسرتان برای اینکه شما را تنها گذاشته عصبانی باشید یا در مورد اینکه شما کسی هستید که زنده مانده، احساس گناه بکنید. تمام این موارد گفته شده طبیعی هستند و هیچ قانون یا مدل مشخصی برای سوگواری و عزاداری وجود ندارد.

مراحل کنار آمدن با فوت همسر
همان طور که گفته شد سوگواری کردن هیچ مدل مشخصی ندارد. افراد در این موقعیت رفتارهای مختلفی از خود نشان می‌دهند. این مراحل بسیار شبیه به مراحل شکست عشقی است. ولی عموما تمامی افراد مراحل زیر را طی می‌کنند.

انکار از مراحل کنار آمدن با فوت همسر
این مرحله ممکن است از چند دقیقه تا چند روز و ماه طول بکشد. فرد به گونه‌ای برخورد می‌کند که انگار همسرش نمرده است. در واقع فرد نمی‌خواهد این واقعیت را بپذیرد و با آن مواجه شود.

خشم
فرد بعد از اینکه واقعیت فوت همسرش را می‌پذیرد، احساس عصبانیت و خشم می‌کند. ممکن است از این عصبانی باشد که چرا تنها مانده و ترک شده و این اتفاق برای شخص او افتاده است.

غم و افسردگی از مراحل کنار آمدن با فوت همسر
فرد در نهایت غمگین و ناراحت می‌شود و علائمی که از خود نشان می‌دهد شبیه به افسردگی است. گریه کردن، از دست دادن اشتها، کم خوابی یا پرخوابی، مشکلات تمرکز، دشواری در تصمیم گیری از علائم این دوران می‌باشد. این مرحله می‌تواند طولانی‌تر از مراحل دیگر بشود.

پذیرش
نهایتا فرد بعد از تمامی مراحل گفته شده، با واقعیت نبودن همسرش کنار می‌آید و تصمیم می‌گیرد به زندگی روزمره خود برگردد و وظایفش را انجام دهد. هنوز هم فرد درگیر احساسات دلتنگی، خستگی، غم و خشم می‌شود ولی شدت و تناوب این موارد کمتر از قبل شده و کنار آمدن با آن‌ها برای فرد آسان‌تر شده است.

سوگ در فرهنگ ایرانی
در ایران یک دوره 40 روزه برای سوگ و عزاداری در نظر می‌گیرند. البته هرچند که طی کردن تمام مراحل گفته شده، بیش از 40 روز زمان می‌برد و ممکن است 6 ماه تا یک سال طول بکشد. ولی معمولا 40 روز اول دوره رسمی پذیرفته شده در فرهنگ ما می‌باشد.
در این 40 روز اهمیت دارد که خانواده و دوستان در اطراف فردی باشند که همسرش را از دست داده و در امور به او کمک کنند. مخصوصا اگر فرزندانی هم وجود دارند که آن‌ها هم به نوعی با از دست دادن والدشان درگیر هستند.
بسیار اهمیت دارد که در زمان عزاداری، اطرافیان به فردی که همسرش را از دست داده است اجازه دهند تخلیه هیجانی داشته باشد. در مورد همسرش صحبت کند، گریه کرده و عزاداری کند و احساساتش را سرکوب نکنند.

مراقبت‌های مورد نیاز بعد از فوت همسر
بعد از فوت همسر، مدیریت کردن مسائل و چالش‌ها کار بسیار سختی است. اولین روزهای بعد از این اتفاق، دوستان و خانواده اطراف شما هستند و به شما کمک می‌کنند ولی بالاخره آن‌ها هم از کنار شما می‌روند و شما باید با واقعیت نبودن همسرتان به شکل جدی مواجه شوید. برای بهبود سلامت خود رعایت نکات زیر لازم و ضروری می‌باشد.


اهمیت دادن به خود از مراقبت‌های مورد نیاز بعد از فوت همسر
فرآیند سوگ به خودی خود برای سلامتی جسمانی و روحی شما مضر می‌باشد. سعی کنید که منظم غذا بخورید. هر چند این کار برایتان سخت است و از کارهای پرخطر بپرهیزید. در صورتی که می‌توانید ورزش کردن را فراموش نکنید.

با دوستان نزدیک خود صحبت کنید
هنگامی که دوست دارید در مورد همسرتان صحبت کنید، اجازه دهید دوستانتان اطرافتان باشند و به حرف‌های شما گوش دهند. ممکن است کسانی مثل خانواده همسرتان باشند که آن‌ها هم سوگوار بوده و مایل هستند خاطرات همسر مرحومتان را با شما به اشتراک گذارند.

با دیگر اعضای جامعه مذهبی خود تعامل کنید
گاهی اوقات افراد هم عقیده شما از نظر مذهبی می‌توانند به شما کمک کنند. افراد در مذاهب مختلف عقاید مختلفی در مورد مرگ دارند که این امر می‌تواند کمک کننده باشد.

صبر کردن و عجله نکردن از مراقبت‌های مورد نیاز بعد از فوت همسر
در مورد اتفاقاتی که افتاده است صبور باشید و برای انجام دادن کارهای بزرگ مثل تغییر خانه و کار عجله نکنید.

با پزشک خود در ارتباط باشید
در مورد مسائل سلامت جسمانی خود با پزشکتان مشورت کنید و همین طور اگر احساساتتان یا غم بیش از حد، اذیت‌تان می‌کند می‌توانید با دریافت یک مشاوره روانشناس کمک دریافت کنید.


تغییرات زندگی بعد از فوت همسر
بسیاری از زوج‌ها کارهای منزل را به شکل اشتراکی انجام می‌دهند و به نوعی تقسیم وظایف در زندگی‌های مشترک دیده می‌شود. ممکن است یک نفر وظیفه کسب درآمد را برعهده داشته باشد و دیگری کارهای منزل و فرزندان را انجام دهد. بعد از فوت یکی از همسران تمامی وظایف او به فرد دیگر محول می‌شود. یاد گرفتن این که چگونه یک فرد از پس همه این کارها برآید ممکن است سخت و زمان بر باشد.
تنها ماندن ممکن است نگرانی‌هایی در مورد امنیت به دنبال داشته باشد. فردی که تا به حال تنها نبوده و تنها زندگی نکرده است، الان مجبور است تنها باشد. از طرف دیگر مواجه شدن با آینده بدون همسر، خود عامل ترس می‌باشد. ممکن است نگرانی‌هایی در مورد نگهداری از فرزندان داشته باشید یا در مورد کارهای خانه و درآمد نگران شوید.
مهم‌ترین تغییر مربوط به از دست دادن شریک عاطفی است. رابطه عاطفی و صمیمیت بین زوجین دیگر از بین رفته و حال یافتن یک جایگزین کار آسانی نمی‌باشد. ازدواج مجدد شاید برای برخی بعد از مدتی میسر باشد اما برای آن که فرد بتواند زندگی جدیدی را با شخص دیگری آغاز کند، نیاز به زمان دارد. درمان شکست عشقی حاصل از فوت همسر نیز نباید نادیده گرفته شود. مشاوره خانواده و زوج درمانی می‌تواند برای گذر از این مرحله یاری رسان باشد.

سوالات متداول
وقتی فردی همسرش رو از دست میده چه مدت زمانی بعد از اون ازدواج کنه خوبه؟
افراد معمولا به بازه زمانی 6 تا 12 ماه نیاز دارند تا بتواند هیجانات خود را مدیریت کنند و با تغییرات ایجاد شده در زندگی خود سازگار شوند. برای تحمل مرگ عزیزان و کنار آمدن با غم از دست دادن آن افراد نیاز به زمان دارند. برای آن که بفهمید آیا زمان مناسب برای ازدواج فرا رسیده یا خیر حتما قبل از اینکه تصمیم به این کار بگیرید شرایط روانی خود را بررسی کنید.

بسیاری از سالمندان بعد از اینکه همسرشان فوت می کند خود را تنها و افسرده می بینند. چطور می توانیم به این افراد کمک کنیم؟
این موضوع در درجه اول به خود سالمند و میزان استحکام شخصیت او بستگی دارد. فرد سالمندی که ناتوانی‌های مرتبط با سن را پذیرفته و شخصیت باثبات‌تری دارد، راحت تر با این گونه نبودن‌ها کنار می‌آید و راحت‌تر دوره سوگواری را پشت سر می‌گذارند.

شوهرم در عمل به من علاقه ای ندارد اما زبانی چرا!

شوهرم در عمل به من علاقه ای ندارد اما زبانی چرا!

خراسان/ شوهرم به من هیچ اعتنایی نمی کند. می گوید دوستم دارد اما در عمل چیزی نمی بینم. نه برایم گل می خرد و نه تغییرات ظاهری ام را در خانه متوجه می شود. می شود خوشبختی به من رو کند و شوهرم من را ببیند؟

پاسخ
نکات مهمی در سوال شما مطرح نشده است، مانند این که چند سال دارید، چند سال است ازدواج کرده اید و این که آیا همسر شما همیشه و از ابتدای ازدواج چنین ویژگی هایی را از خود بروز می داده است یا این که به تازگی شما چنین خصوصیاتی را در رفتار او مشاهده می کنید که در سابقه رفتاری ایشان وجود نداشته است.

تفاوت شیوه ابراز علاقه
نحوه ابراز علاقه در افراد، از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرد. جنسیت، شخصیت، فرهنگ و آموزه های خانوادگی از جمله عواملی است که می تواند منجر به این شود که افراد به شیوه های مختلفی علاقه خود را نشان دهند. در صورتی که مردی تحت آموزش باورهای سنتی مردانه رشد کرده باشد یا در الگوی والدینی او ابراز علنی عواطف، مرسوم نبوده باشد، ممکن است در رابطه با همسر خویش به آموزه های سنتی و الگوی ارتباطی والدینش وفادار باقی بماند و سعی کند علاقه مندی خود را تنها به شیوه های سنتی مانند تامین نیازهای مادی خانواده و در اولویت قرار دادن شغل و مسائل و مشکلات خانوادگی نشان دهد. بنابراین پیش از هر قضاوتی، این موضوع را مدنظر قرار دهید که همسرتان چگونه شخصیتی دارد؟ آیا فردی درون گراست که به سختی احساسات خود را در هر زمینه ای با دیگران در میان می گذارد؟ آیا در خانواده ای با عقاید سنتی درباره مردان بزرگ شده است؟ رابطه والدین او با یکدیگر چه بوده است و اصولا علاقه مندی را چطور تعریف می کند؟

درباره خواسته هایتان صحبت کنید
در مرحله بعد شما می توانید درباره آن چه شما را در ازدواج تان خوشحال تر می کند، صحبت کنید. به خاطر داشته باشید توانایی برقراری یک ارتباط دوجانبه رضایت بخش، یک مهارت است که هر زوجی در صورت تمایل می توانند آن را بیاموزند. اما پیش از آن، لازم است همسرتان را از نیازهای خود آگاه کنید. به شوهرتان بگویید علاقه دارید نظرش را درباره نحوه آراستگی تان اعلام کند. به او بگویید از توجه های کوچکی که به شما می کند، چقدر خوشحال می شوید.

با کارهای خوبش هیجان زده شوید
کار دیگری که می توانید انجام دهید این است که هر زمان رفتاری هرچند کوچک انجام می دهد که باب میل شماست، برای مثال قبل از خروج از فروشگاه در را برای شما نگه می دارد، به صورت صریح و مستقیم به او بگویید که از این کارش هیجان زده و خوشحال شده اید. چنین قدردانی هایی ممکن است باعث شود او قدم های بیشتری در این زمینه بردارد. می توانید یک شام رمانتیک در منزل یا رستوران تدارک ببینید و در شرایط مناسبی، از نوع رابطه ای که مشتاق آن هستید به طور صریح و مستقیم صحبت کنید. به خاطر داشته باشید حتما از کارهای خوبی که به شیوه خودش نیز انجام می دهد، قدردانی و تشکر کنید تا او گمان نکند آن چه انجام می دهد برای شما ارزشی نداشته است.

اگر شوهرتان به تازگی تغییر کرده…
در صورتی که همسرتان پیش از این، به گونه دیگری رفتار می کرده است، سعی کنید علت رفتار او را درک کنید. آیا میزان کار ایشان افزایش یافته است؟ مشکلی کاری یا خانوادگی مطرح است؟ گاه استرس و مشکلات زیاد، برخی مردان را ساکت و گوشه گیر می کند. در چنین حالتی سعی کنید با همسرتان همراه شوید و از او حمایت کنید. در صورتی که دلیل تغییر رفتار او را متوجه نمی شوید، این موضوع را با او مطرح و نگرانی تان را به صورت غیرخصمانه و غیرقضاوت گرایانه بیان کنید. شما می توانید در این زمینه از یک متخصص زوج درمانگر بهره مند شوید.
نویسنده : تینا امیری| روان شناس بالینی از انستیتو روان پزشکی

دلم بعد از طلاق برای شوهرم تنگ می شود!

دلم بعد از طلاق برای شوهرم تنگ می شود!

خراسان/ خانمی هستم 28 ساله که حدود چهار ماه است از همسرم جدا شدم. همسرم اعتیاد به شیشه و دست بزن داشت و فحاش و خیانتکار بود. این اواخر تهمت هم می زد. یک دختر چهار ساله دارم. الان با این همه بدی که همسرم به من کرده، دلم برایش تنگ می شود و مواقعی هم فکر برگشت به سرم می زند. فکر می کنم اگر دوباره ازدواج کند، من می میرم.

پاسخ
آن چه شما درباره ویژگی های همسرتان مطرح می کنید، به احتمال بسیار نشان دهنده این موضوع است که ایشان در مرحله پیشرفته ای از اختلال مصرف مواد قرار دارند. در واقع پرخاشگری، بدگمانی و بی بند و باری جنسی از مزمن بودن اختلال مصرف مواد ایشان و چه بسا اختلالات بیشتر شخصیتی حکایت می کند. بنابراین به لحاظ منطقی و عقلانی، بازگشت به زندگی با ایشان به هیچ عنوان توصیه نمی شود.

احساسی تصمیم نگیرید
داشتن یک فرزند نیز، نیاز به فراهم آوردن یک محیط امن و به دور از جنجال را بیش از پیش نشان می دهد. در واقع شما اکنون علاوه بر خودتان، درباره فرزندتان و آینده او نیز تصمیم می گیرید و بازگشت به چنان محیطی می تواند عواقب جبران ناپذیری را متوجه آینده و روند شکل گیری شخصیت او کند. بنابراین لازم است شما نگاه خود را از معطوف کردن صرف به احساساتتان بردارید و به صورت یک کل به آن چه در پیش رو دارید، بنگرید.

دلتنگ شدن تان طبیعی است
وابستگی شما به همسر سابق تان می تواند دلایل متعددی داشته باشد. پیش از هر چیز، افراد پس از جدایی از یک رابطه صمیمانه، معمولا دید تونلی و تک بعدی به رابطه مذکور خواهند داشت، به این صورت که تنها خاطرات خوشایند رابطه و نه کل یک رابطه را به یاد می آورند. در چنین حالتی طبیعتا فرد احساس دلتنگی را تجربه می کند و قادر نیست تصمیم صحیحی درباره اتفاقات رخ داده بگیرد. از آن جا که مدت زیادی از جدایی شما نگذشته است، نامحتمل نیست که شما در این مرحله و موقعیت قرار گرفته باشید. بنابراین سعی کنید با گسترده کردن شبکه های حمایتی تان و کمک گرفتن از دوستان و افرادی که به شما اهمیت می دهند با سوگ ناشی از فقدان رابطه خود رودررو شوید.

دچار خطای شناختی فاجعه سازی شدید
از دیگر مسائل قابل بیان در چنین موقعیتی، این است که گاهی فرد دچار خطاهای شناختی می شود. برای مثال شما بیان کردید در صورتی که همسر سابق تان با فرد دیگری ازدواج کند، می میرید. این خطای شناختی «فاجعه سازی» نام دارد و در واقع به دلیل نوعی خطا در شناخت افراد رخ می دهد و نه آن چه واقعا رخ خواهد داد. با انجام کارهایی که باعث می شود اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و نیز دریافت حمایت از خانواده و دوستان، می توانید این مرحله را پشت سر بگذارید و چه بسا در آینده از رابطه ای سالم برخوردار شوید.

الگوهای ارتباطی تان را بررسی کنید
به خاطر داشته باشید عبور موفقیت آمیز از این مرحله زندگی تان در گرو مراقبت و حمایت از خودتان است. بنابراین شما می توانید این چالش را به یک فرصت تبدیل کنید. بی شک تجربه احساسات ناخوشایند نیز تا اندازه ای اجتناب ناپذیر و جزو فرایند پایان دادن به یک رابطه بلندمدت است. در برخی مواقع نیز مسئله، کمی جدی تر از سوگ ناشی از اتمام یک رابطه صمیمانه و بلند مدت است. گاه افراد از نوعی سبک برقراری روابط صمیمانه ناسالم رنج می برند. در چنین حالتی به دلیل نوع اتفاقاتی که فرد در روند رشد خود با آن روبه رو شده است به سمت روابطی متمایل می شود که از پختگی و سلامت کافی برخوردار نیستند. چنین افرادی ممکن است در درون خویش احساس کنند از کفایت لازم برای یک زندگی مستقلانه و اتکای به خویش برخوردار نیستند و در هر حال خود را نیازمند کسی می دانند که به نیازهای آنان، هرچند به صورت ناسالم پاسخ دهد. در صورتی که شما شاهد چنین احساسات و افکاری در درون خود هستید، لازم است از یک مشاوره تخصصی بهره مند شوید تا بتوانید الگوی ارتباطی خود را تغییر دهید. به خاطر داشته باشید لازم است برای رشد و بهبود زندگی خود و کودکتان تلاش کنید و در جست وجوی روابط سالمی باشید که با حفظ حرمت نفس تان بتواند نیاز به ارتباط صمیمانه تان را برطرف کند.
نویسنده : تینا امیری | روان شناس بالینی از انستیتو روان پزشکی

اختلاف نظر با همسر در مورد حجاب را چطور حل کنیم؟

اختلاف نظر با همسر در مورد حجاب را چطور حل کنیم؟

بیا نی نی/ بسیاری از زوج ها در خصوص مسأله ی حجاب با یکدیگر تفاوت نظر دارند و این اختلافات گاهی حتی میتواند بیش از اندازه بر زندگی زناشویی تأثیر بگذارد و منجر به جدایی شود. این اختلافات در اکثر موارد زمانی پیش می آید که شوهر تمایل دارد همسرش لباس‌های بسته تری پوشیده و کمتر اندام خود را به نمایش بگذارد.
بسیاری از مردها سؤال می پرسند که چطور میتوانند از همسرشان بخواهند که لباس‌های بهتری بپوشد؟ برخی دیگر قدم فراتر گذاشته و می پرسند چطور همسرمان را مجبور کنیم مطابق میل ما لباس بپوشد؟ خانم‌ها هم از سوی دیگر از اینکه همسرشان در مورد نوع پوششان به آنها تذکر می دهد ناراحت میشوند و نمی دانند چه برخوردی باید داشته باشند.
حجاب و عقاید گوناگون و مختلف در این مورد، از آن دسته از مسائلی است که همواره سبب ایجاد اختلافات زن و شوهر می شود. گرفتن تصمیمات احساساتی در انتخاب همسر و امید به تغییر او در طول زندگی سبب می شود تا جوانان انتخاب غلط داشته و در انتخاب خود آن توجه لازم را انجام ندهند.

 اختلاف عقیده در مورد حجاب با همسر
باید خاطر نشان کرد که بسیاری از مراجعین به مراکز مشاوره از نوع پوشش زنان خود می نالند و آنرا علتی بر اختلاف خویش می دانند ولی باید این سؤال را از آنان پرسید که در زمان خواستگاری به چه دلیل به اینگونه مسایل توجه ندارند! مگر آنان همسر خود را انتخاب نکرده و به تفاهم نرسیده اند؟!
بنابراین نباید به همسران خود در آن زمینه ایراد بگیرند البته بوده اند مواردی که حجاب آنان در طول زندگی عوض شده و باعث بروز مشکلاتی شده است که توصیه اکید مشاوران به این دست از بانوان این است که چنانچه می خواهند زندگی خویش را ادامه دهند و در زندگی موفق و خوشبخت باشند باید این تصمیمات را فراموش نموده و در اینباره با همسران خود صحبت کنند.
در غیر اینصورت این خود مردان هستند که همسران خود را بدین گونه انتخاب نموده اند بنابراین نباید به آنان ایرادی را وارد کنند.
بنابراین پسرانی که دوست دارید همسر با حجاب و متدین داشته و یا افردی که به این مسأله اهمیت نمی دهید در انتخاب همسر خود توجه نموده و کسی را انتخاب کنید که به معیارها و ملاک های خانم ایده‌ال شما نزدیک باشد.
 
شیوه ی برخورد با تذکر همسر در خصوص حجاب
همان طور که گفته شد برخی از خانم‌ها نمی دانند که با تفاوت نظر در مورد حجاب با همسرشان چه برخوردی داشته باشند. در جواب به این شرایط باید گفت که اگر همسرتان از شیوه ی نامناسب برای ابراز نارضایتی اش استفاده کرد به وی نحوه ی درست برخورد را که قبل تر گفته شد، یادآور شوید.
ولی در شرایطی که همسرتان از نحوه ی مناسب استفاده کرد و تنها نظر و احساسش را بدون امر و نهی با شما در بین گذاشت، در خصوص حرف هایش فکر کنید. اگر با حس وی موافق نیستید برای وی توضیح دهید که در مورد حجاب چه نظری دارید.
اگر نتوانستید به یک نظر مشترک برسید با خودتان فکر کنید که این مسأله به چه مقدار برای شما اهمیت دارد. از خودتان سوال کنید که آیا مقدار علاقه ی شما به انتخاب نوع پوششتان به اندازه ای هست که بر آن اصرار کنید یا این مسأله آن قدر برایتان مهم نیست و میتوانید بخاطر همسرتان اندکی گذشت داشته باشید. در پایان این موضوع به باورهای شما باز می گردد.

جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم

جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم

خراسان/ خانمی 21 ساله‌ام و دانشجو. شوهرم من را درک نمی‌کند و به همین دلیل، هر وقت می‌خواهم که خواسته‌هایم را به او بگویم، با مشکل روبه‌رو می‌شوم. یک جورهایی، جرئت گفتن خواسته‌هایم را به شوهرم ندارم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
 پاسخ 
مخاطب گرامی، ظاهرا در ارتباط موثر با شوهرتان دچار مشکل شده‌اید و این موضوع برای شما آزار دهنده شده است. با توجه به نکاتی که در پیامک‌تان مطرح کردید، درباره تکنیک جرئت‌ورزی در ادامه، توضیحاتی ارائه می‌شود که مشکل‌گشای شما خواهد بود.
 جرئت‌ورزی معادل پرخاشگری نیست
جرئت‌ورزی معادل و برابر با پرخاشگری نیست؛ برعکس، جرئت‌ورزی یعنی ایستادن برای آن چه که به آن اعتقاد دارید و از نظر شما درست است. جرئت‌ورز بودن به ما کمک می‌کند که درباره خودمان احساس بهتری پیدا کنیم، همچنین عزت‌نفس و اعتماد به نفس ما را افزایش می‌دهد. رفتار جرئت‌ورزانه به تعاملات بین فردی مثبت‌تری منجر می‌شود. جرئت‌ورزی به افراد کمک می‌کند که بدون تضعیف حقوق دیگران، حقوق شخصی خود را ابراز کنند.
 فنون طلایی برای جرئت‌ورز شدن
روش پافشاری| این روش یعنی چیزی را که می‌خواهید بارها و بارها تکرار کنید، بدون این که لحن صدای خود را بالا ببرید، عصبانی شوید، ناراحت شوید، یا با مسائل جانبی درگیر شوید. البته برای اولین بار، در یک فرصت مناسب باید بنشینید و با شوهرتان در این باره گفت‌و‌گو کنید تا به جمع‌بندی برسید.
پرس‌و‌جوی مثبت| پرس‌و‌جوی مثبت یک فن ساده برای برخورد با نظرات مثبت دیگران مانند تحسین و ستایش است. افراد اغلب در پاسخ دادن به تحسین‌ها و ستایش دیگران به مشکل بر می‌خورند به ویژه آن‌هایی که عزت‌نفس پایینی دارند و احساس بی‌کفایتی می کنند. به طور مثال اگر شوهرتان گفت که «غذای امشب خیلی عالی و خوشمزه بود»، شما باید به او بگویید: «ممنونم عزیزم. بله، خوب بود. دقیقا از کدام بخش غذا بیشتر خوشت اومد؟»
پرس‌و‌جوی منفی| برخورد با انتقادها می‌تواند سخت باشد، به یاد داشته باشید که هرگونه انتقادی که دریافت می‌کنیم فقط نظر شخص مقابل ماست. برای این‌که بیشتر درباره نظرات انتقادی بفهمیم از پرس‌و‌جوی منفی استفاده می‌کنیم و یک روش جایگزین خوب برای پاسخ‌های پرخاشگرانه و خشمگینانه به انتقاد است. به طور مثال اگر شوهرتان به شما گفت که «غذای امروزت غیرقابل خوردن بود، اصلا یادم نمیاد چنین غذای بدمزه‌ای خورده باشم»، طبق این روش باید به او بگویید: «این بهترین غذایی که می‌توانم بپزم نبود، ولی دقیقا با چه چیزی  درباره طعمش مشکل داشتی؟»
 از تکنیک‌های جرئت‌ورزی کمک بگیرید
بسیاری از افراد به دلیل واکنش‌های تکانشی و بدون تفکر و آگاه نبودن از اصول و تکنیک‌های رفتاری مناسب بعد از مدتی برای انجام آن رفتار دچار پشیمانی می‌شوند و فرصت ارتباط بیشتر را از دست می‌دهند. با استفاده از تکنیک‌هایی که برای بهبود جرئت‌ورزی شما طراحی شده‌اند، خواهید دید که تعاملات بین فردی و ارتباطات شما به طور کلی مثبت‌تر می‌شوند.  
نویسنده : احترام اسماعیل زاده | روان‌شناس عمومی
 

نحوه برخورد با مردان بی مسئولیت

نحوه برخورد با مردان بی مسئولیت

بیا نی نی/ شیوه برخورد با مردان بی مسوولیت آن همزمانی که این مرد همسر شماست و باید نقش همسری و پدری داشته باشد، با دشواری های زیادی همراه می باشد. بی مسئولیتی و خونسردی مردان کل اعضای خانواده را با مشکل روبرو می کند چرا‌که مرد به ویژه در جایگاه پدر، نشانه قدرت و تکیه گاه برای دیگر اشخاص خانواده است.
شیوه برخورد با شوهر بی مسوولیت
بی مسوولیت بودن شوهرتان را جدّی بگیرید
از کنار بی مسوولیت بودن همسرتان به آسانی عبور نکنید و روی این رفتار ناپسند وی سر پوش نگذارید بلکه با پیدا کردن راهی درست تلاش کنید رفتار وی را تصحیح نموده و او را به فردی مسئولیت پذیر تبدیل نمایید چنانچه امروز این مشکل را برطرف نکنید در آینده با مشکلات زیادی در تربیت فرزندان خود رو به رو خواهید شد پس بهتر است همین امروز به فکر حل مشکل باشید.

صبور باشید
در وهله نخست تلاش کنید با این مسئله کنار بیائید و اجازه دهید گذر زمان شما را به هدف تان نزدیک تر سازد. البته گذر زمان، لازم است صبری فعال داشته باشید نه صبر منفعل. منظور ازصبر فعال، صبری است که شما را وادار می کند، بجای بی توجهی به این مساله و یا دست رو دست گذاشتن به حل مشکل تان بپردازید. به عبارت دیگر صبورانه رفتار کنید و برای خارج شدن از این شرایط، بطور مستمر و بی وقفه تلاش کنید.
چنانچه میخواهید مسوولیت پذیری را به همسرتان بیاموزید، نباید مدام همه کارهایی که بر عهده دیگری است، انجام دهید.

خانواده تان را به قطع فرآیند حمایتگری دعوت کنید
متأسفانه دسته ای از اشخاص برای حل هر مشکلی مدام نخستین داوطلب هستند و فرصت همکاری و ایفای نقش را از همسر خود می گیرند؛ چون معتقد هستند وقتی که با فردی غیر قابل اتکاء درگیر هستند ناگزیرند تا نقش« والد» را برای وی ایفا کنند.
این کار سبب می شود تمام مسوولیت زندگی مشترک به عهده شخص داوطلب منتقل شود و طرف مقابل طبیعتا به نوعی بی مسئولیتی برسد.
بسیاری از خانواده ها بدون شناخت خصلت های شخص بی مسوولیت، بسرعت وارد عمل میشوند و برای حمایت از فرزند خود در مقابل شخص بی مسوولیت اقدام به حمایت های مالی و اقتصادی فراوان می کنند. حمایت« والدانه» از شخص بی مسوولیت به چرخه بی مسئولیتی وی دامن خواهد زد و در پایان شما احساس فریب خوردگی و عصبانیت را تجربه خواهید کرد.

وظایفش را انجام ندهید
چنانچه می بینید که همسرتان تمایل چندانی به برعهده گرفتن مسئولیت های خود ندارد، به هیچ وجه شما عهده دار وظیفه های وی نشوید. به طورمثال با اضافه کار تلاش در جبران کاهش درامد خانواده نکنید. لازم نیست به وی بگویید که میخواهید وی را متنبه کنید. کافی است تنها به وی یادآوری کنید که توانایی های شما محدود است و امکان این که جای او را در خانه پر کنید، ندارید!

پرتوقع نباشید
در پایان اگر می بینید علی رغم کوشش های شما برای هل دادن همسرتان به طرف جلو و البته کوشش های وی ولی هنوز فاصله زیادی بین آنچه شما انتظار دارید با آنچه همسرتان عمل می کند وجود دارد ، و به موضوعی بسیار مهم فکر کنید؛ این که آیا این شما نیستید که از همسرتان بیش از اندازه توقع دارید؟

بگذارید همسرتان عواقب کارهایش را به عهده بگیرد
در برخورد با افردی که مسئولیت پذیر نیستند، باید به آنها مهلت دهید تا با عواقب کارهایشان روبرو شود. برای این منظور به او مسوولیت هایی را واگذار کنید و هنگامی که او در انجام آنها کوتاهی می کند تبعات کارهایش را گردن نگیرید.
به عنوان مثال هنگامی که از همسرتان میخواهید ، فرزندتان را از مدرسه به منزل بیاورد وانجام این کار را فراموش می کند، به جای وی از فرزندتان عذر خواهی نکنید. تا هنگامی که خود همسرتان با پیامد اعمالش روبرو نشود به رفتارهای بی مسئولانۀ خود ادامه خواهد داد. مراقبت باشید که بعد از دعوا با همسرتان بر سر این مسئله، اشتباهات بیشتری را تکرار نکنید.

از برچسب زدن حذر کنید
استفاده از عباراتی مانند« تو اصلاً وظیفه شناس نیستی»،« مدام از زیر بار مسوولیت فرار می کنی»،« بخور و بخواب عادت توست» و… گرهی از مشکلات شما باز نمی کند، بلکه کاربرد مکرر همین عبارات به اصطلاح تأدیب کننده و مواخذه گر سبب می شود همسرتان بیش از پیش در نقش خویش فرو رود و به خود بقبولاند که شخص بی مسئولیتی است و در قبال وظایف محول شده چاره ای جز حس ناتوانی و عجز ندارد.
چنانچه حس می کنید، نتوانسته اید با حرف های خود مسوولیت پذیری همسرتان را ارتقاء دهید، بهتر است در جوی دوستانه تعریف روشنی از مسوولیت پذیری وی برایش ارائه دهید و کاملاً توضیح دهید که انتظار شما از یک همسر مسئولیت پذیر چیست و برای تحقق آنچه باید انجام دهد. البته با انصاف باشید و انتظاراتتان را تعدیل کنید.

مشاوره بگیرید
گاهی لازم است با شرکت در جلسات روان درمانی، زوج درمانی و خانواده درمانی دلیل اصلی این مشکل را ریشه یابی کنید و با بهره گیری از کمک های تخصصی در جهت رفع آن برآئید.

جایگاه مدارا و بردباری در زندگی مشترک کجاست؟

جایگاه مدارا و بردباری در زندگی مشترک کجاست؟

بیا نی نی/ مدیر کل آموزش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با بیان اینکه مدارا و بردباری از شاخه‌های صبر محسوب می‌شوند و تاثیر به سزایی بر زندگی مشترک زوجین دارد، گفت: صبر و مدارا در معنای کلی یعنی ترک برخی از کارها. در صبر قرار نیست کاری انجام بدهیم، بلکه قرار است کارهایی را انجام ندهیم بنابراین همسران به علت داشتن تفاوت‌هایی، باید با یکدیگر مدارا کنند و آن را به عنوان یک اصل فراگیر در زندگی به شمار آورند.
دکتر فرشته سادات شجاعی همزمان با روز جهانی مدارا و بردباری اظهار کرد: یکی از بهترین راه‌های استحکام خانواده‌ها، صبر زن و مرد هنگام بروز سختی‌ها و مشکلات زندگی است چراکه زن و شوهری که در مواجهه با کوچک‌ترین سختی و مشکل دچار یأس و ناامیدی می‌شوند و عنان صبر از کفشان می‌رود نمی‌توانند کانون خانوادگی مستحکمی داشته باشند.
نائب رئیس انجمن خانواده ایران به جایگاه و تاثیر مدارا در اختلاف نظرهای زوجین پرداخت و گفت: این اختلاف نظر زوجین در انجام امور گاهی منجر به  از بین رفتن عشق و علاقه و جایگزین شدن تنفر و ناراحتی می‌شود. از این رو به جای دعوا و قضاوت‌های عجولانه باید با برخوردی پخته مسائل را حل کرد.
به گفته این روانشناس بالینی، مدارا به لحاظ معنوی و مادی در معاشرت اجتماعی، جایگاه بالایی دارد به گونه‌ای که می‌توان مدارا با همسر را کلید « زندگی با صفا » دانست. به معنای دیگر اگر کسی خواهان زندگی خوب، زیبا و با صفا است، باید با همسر خود همواره  مدارا کند تا از زندگی شیرین وعاشقانه بهره مند شود.

فرار از مسئولیت به معنای مدارا نیست
این خانواده درمانگر با تاکید بر اینکه سستی، بی اراده بودن و تزلزل افراد را باید از مجموعه مدارا خارج دانست، تصریح کرد: معنای مدارا این نیست که وقتی از کسی تخلّفی می بینیم او را به خیر نخوانیم، موعظه نکنیم و نام آن را مدارا بگذاریم چراکه این رفتار نوعی بی تفاوتی و بی مبالاتی است. نمی توان فرار از مسئولیت را مدارا نامید.
مدیر کل آموزش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور افزود: ارتکاب کار خلاف، مصداق و نمونه مدارا نیست. مرد یا زن هیچ کدام حق ندارند تحت عنوان مدارا با همسر به کار خلاف رو آورند. مردی که برای به اصطلاح حفظ زندگی از وظیفه خود دوری می کند یا زنی که برای حفظ جایگاه خود نزد همسر به کار خلافی که دلخواه اوست با عنوان مدارا با شوهر روی می آورد، در حقیقت جایگاه مدارا را درست تشخیص نداده است.
وی ادامه داد: هرگز نمی توان با بهانه قرار دادن مدارا به نافرمانی حق داد. همرنگی با جماعت، پایبندی به بعضی از سنّت ها و حفظ موقعیّت به هر قیمت نمی تواند نمونه ای از مدارا باشد. کاری که شارع مقدس مجوّزی برای انجام دادن آن صادر نکرده است، به بهانه مدارا مجوّز پیدا نمی کند. بی شک زندگی باید با تدبیر همراه باشد. چنانچه خانواده تدبیر نداشته باشد، مشکلات فراوانی در زندگی ایجاد می شود. مدّبر کسی است که به همه راه ها بیندیشد و راهی که بیشترین خیر و کمترین ضرر را دارد، برگزیند.
به گفته شجاعی، هنگامی که یکی از زوجین در زندگی مشترک دچار یک مسیر انحرافی و غلط می‌شود، اولین کسانی که برای بهبود شرایط و حفظ یکدیگر تلاش کنند، زن و شوهر هستند که البته حفظ کردن زندگی با محبت و زبان خوش و منطق و برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل می شود و نه با بداخلاقی و قهر.

در برخی موارد مدارا و بردباری جوابگو نیست
وی تاکیدکرد: افراد باید ابتدا مصادیقی که صبر بر آن ها جایز است را بشناسند سپس نسبت به آن ها صبور باشند چراکه در مواردی مانند فحشا، اعتیاد و… صبر و گذر زمان به حل مسائل کمکی نمی‌کند و افراد باید از مشورت با روانشناسان بهره ببرند. درواقع مدارا در حیطه عدم توافق های اخلاقی و نقطه ضعف های عرفی مانند کم حرفی، تنبلی، غر زدن، رازدار نبودن و… پای بر عرصه می‌گذارد چراکه این مشکلات در سطحی نیستند که عرف و اجتماع به حادّ بودن آن ها نظر دهند و یا جامعه آن ها را به عنوان فسادهای آشکار و محکمه پسند تلقی کند.  

نتیجه صبر و بردباری زودهنگام حاصل نمی شود
شجاعی گفت: صبر در روابط خانوادگی یعنی به فکر انتقام نبودن، تلافی نکردن و به روی خود نیاوردن. نگویید که با این کارها همسر جری می شود، اصلاً در ازدواج بحث از جری شدن نیست بلکه باید گذشت و مدارا کرد، به روی خود نیاورد و چشم پوشی کرد البته باید به خاطر داشت که نتیجه مثبت چنین رفتاری، الزاماً زود هنگام نیست بنابراین همسران نباید بگویند که این کارها امتحان کردم و همسرم جری تر شد چراکه در دراز مدت، ثمره شیرین آن را خواهند دید. نهالی که می نشانید دیر به بار می نشیند اما پر و شیرین به بار خواهد نشست.
به گفته این روانشناس بالینی، مدارا کردن شامل رفتارهایی نظیر عفو و بخشش،تحمل کردن رفتار بد دیگران، امنیت، هم صحبتی زیبا، محبّت، مسالمت و کینه زدایی، خوش اخلاقی، کامیابی و پایدار و… است همچنین مدارا کردن زندگی زناشویی را با صفا وشیرین و از بروز در گیری های بی فایده نیز جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر صبر، ذخیره نشاط روحی را حفظ می‌کند و اراده انسانی را نیرومند می‌سازد.

نباید به بهانه مدارا کردن از انجام وظایف خود غافل شد
نائب رئیس انجمن خانواده ایران در انتها تصریح کرد: انسان در زندگی فردی و اجتماعی وظایف و تکالیفی دارد که باید آن ها را انجام دهد و چنانچه در ادای آن ها کوتاهی کند، مقصّر و مسئول است بنابراین در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد ولی در راهکارها و کیفیت ادای وظیفه، مدارا یک اصل انکارناپذیر است که برای رسیدن به هدف، رعایت آن ضروری است. به تعبیر دیگر جایی نوبت به مدارا می رسد که وظیفه ابتدایی خود را انجام داده و درصدد دعوت به خیر، موعظه، امر به معروف، نهی از منکر و … برآمده باشیم و در صورتی که سطح دلخواه از کار خیر عملی نشد، دست کم برای تحقق سطوح پایین تر به مدارا رو آوریم.