تفاوت سنی در ازدواج چقدر اهمیت دارد؟

تفاوت سنی در ازدواج چقدر اهمیت دارد؟

سلام بانو/ دوره ای که مردها با زن های ۱۰ یا ۲۰ سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود. دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.

تفاوت سنی مناسب هنگام ازدواج
اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.
البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.


بزرگ تر بودن مرد
مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.

بزرگ تر بودن زن
اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.

کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:
ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.
زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.
از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…
درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.
چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.

همسن بودن یا نبودن
تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.
زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.

آنچه از سن مهم تر است…
تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.
انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

نمی توانم بین کار و زندگی ام تعادل برقرار کنم!

نمی توانم بین کار و زندگی ام تعادل برقرار کنم!

خراسان/  مردی 30 ساله و کارمند هستم با درآمد تقریبا ماهی دو میلیون تومان. نمی توانم بین کار و زندگی ام تعادل برقرار کنم. روزی 3تا 5ساعت برای اضافه کار در اداره می مانم تا درآمدم کمی بیشتر شود ولی حس خوبی از این کار ندارم و به نظرم بودن در کنار خانواده مهم تر است. به نظرتان حسم درست است ؟ چه کنم؟

پاسخ
دغدغه معیشتی آن هم در این اوضاع نابه سامان اقتصادی فعلی، یکی از پررنگ ترین دغدغه های شما و بسیاری از افراد دیگر است. در متن پیامک خود به این موضوع اشاره کرده اید که بین کار و زندگی شخصی تان، نداشتن تعادل را احساس می کنید. بدون شک در اوضاع و احوال آشفته اقتصادی این روزهای جامعه، مدیریت اقتصادی زندگی یکی از دشوارترین کارهای ممکن است که اگر توان مقابله مان با آن کم شود، در دیگر ابعاد زندگی و احساس مان نسبت به شرایط کاری و شرایط زندگی تاثیر به سزایی خواهد داشت. امیدوارم توصیه هایی که در ادامه مطرح می شود، بتواند قدری راهگشا باشد.

مدیریت دخل و خرج
تغییر سبک زندگی خانواده ها و مدرن شدن نوع زندگی، سبب شده برخی از افراد با هدف کسب درآمد بیشتر، مجبور شوند ساعات بیشتری را در محیط های کاری بگذرانند؛ در حالی که گاهی آسیب هایی که ساعات کاری زیاد به زندگی تحمیل می کند مانند نداشتن وقت و انرژی لازم برای اوقات فراغت و تعامل با دیگر اعضای خانواده و تربیت فرزندان در مقابل برخی از دستاوردهای درآمد بیشتر، مهم تر است. البته در شرایط فعلی مالی و فشارهای ناشی از تورم، متاسفانه دست یابی به حداقل ضروریات زندگی مستلزم کار بیشتر شده است. با وجود این باز هم توجه کردن به قناعت، دوری از تجملات و کاستن از هزینه های غیرضروری زندگی در کاهش ساعات کاری فرد و پیامدهای منفی ناشی از ساعات کاری مداوم موثر خواهد بود.

کمک گرفتن از دیگر اعضای خانواده
شرایط جدید زندگی در عصر حاضر سبب شده تا بسیاری از اوقات درآمد یک نفر به تنهایی برای کل خانواده کافی نباشد و وی به ناچار به داشتن شغل دوم یا اضافه کار روی بیاورد. افزایش تعداد شاغلان خانواده تان به بیش از یک نفر باعث می شود ماحصل درآمد مجموع افراد خانواده برای تامین هزینه های زندگی و بهبود اوضاع مالی خانواده به کار گرفته شود. بنابراین از فشار مضاعف جسمی و روانی که بر شما به عنوان فرد نان آور خانواده وجود دارد کم و آسیب های کمتری به کل خانواده وارد می شود.

افزایش کیفیت زمان حضور در منزل
این موضوع که شما احساس می کنید بودن در کنار خانواده بر کار زیاد ارجحیت دارد، بیانگر این نکته است که به تاثیر حضورتان در کنار اعضای خانواده واقف هستید. حال که در شرایط کنونی ناگزیر به کار بیش از ساعت اداری هستید باید خودتان و دیگر اعضای خانواده از اندک زمان حضور در منزل بیشترین بهره را بگیرید و تلاش کنید از تبدیل شدن خانه به محلی صرفا برای خواب جلوگیری کنید و در ساعات حضور در منزل با پررنگ کردن تعاملات با همسر و دیگر اعضای خانواده، رسیدگی به امور تربیتی فرزندان -اگر صاحب فرزند هستید- و ایجاد فضای امن عاطفی، به تجدید قوا بپردازید و خلأ ساعات زیاد دوری از خانواده را تا حدی جبران کنید.
نویسنده : فرزانه شهریاردوست | کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

درباره «گراسکوفوبیا» یا ترس از پیری چه می دانید؟

درباره «گراسکوفوبیا» یا ترس از پیری چه می دانید؟

خراسان/ ترس از پیری یکی از رایج ‌ترین مسائلی است که برای افرادی که وارد سالمندی می‌شوند به وجود می‌آید
 بیشترین چیزی که ترس  از پیری را قوت می‌بخشد، وحشت از تنهایی است. افراد می‌پندارند در دوران پیری تنها خواهند ماند و در این شرایط ممکن است پایان عمر سختی را برای خود متصور شوند. معمولا زنان ترس از دست دادن زیبایی و تناسب اندام را بیشتر از مردان احساس می‌کنند. به خصوص مشکلات و مسائلی که به خاطر یائسگی و زایمان در زنان ایجاد می‌شود، می‌تواند تقویت‌ کننده گراسکوفوبیا باشد.
  علت 
گراسکوفوبیا می‌تواند از مشکلات روحی یا جسمانی نشئت بگیرد. بسیاری از افراد که زمینه استرس و اضطراب بالایی دارند ممکن است دچار گراسکوفوبیا شوند. همچنین مشکلات ناشی از بهداشت جسمانی مثل تیروئید و نارسایی ‌های هورمونی می‌تواند زمینه‌ساز ترس از پیری باشد. معمولا فرد در سنین پایین‌تر با دوران سالمندی و ناتوانی افراد دیگر روبه‌رو می‌‌شود و شاهد مرگ عزیزان خود است. تمام این عوامل می‌توانند در ذهن وی نقش ببندند و زمینه ‌‌ساز ترس از پیری در سالمندی شوند.
  روش‌ های پیشگیری
مهم‌ترین مسئله در داشتن جسم و روح سالم، سبک زندگی صحیح شامل تغذیه مناسب و تحرک کافی است. این افراد کمتر دچار استرس و اضطراب می‌‌شوند و تا حد خوبی از گراسکوفوبیا جلوگیری می‌شود. همچنین داشتن آگاهی کافی در خصوص دوران پیری و روند پیرشدن، یک عامل پیشگیری است. یکی از مهم‌ترین دلایل گراسکوفوبیا احساس تنهایی است. برای جلوگیری از این احساس می‌توانید با آدم ‌های مختلف و مناسبی معاشرت داشته باشید تا زمان کمتری احساس تنهایی کنید. هر فرد خصوصا در دوران سالمندی خود دارایی ‌های معنوی زیادی دارد. باید سعی کنید به این دارایی‌ها اهمیت بیشتری دهید تا حس‌های منفی، کمتر به سراغ شما بیایند.
  درمان‌ها
روان ‌شناسان پیشنهاد می‌کنند فرد به آراستگی ظاهرش بیشتر برسد تا کمتر احساس پیری و پژمردگی کند. همچنین یکی از بهترین کارها ورزش کردن یا داشتن تناسب اندام است که می‌تواند تاثیر بسیار زیادی در سالم ماندن او داشته باشد. به منظور کاهش استرس و اضطراب، مدیتیشن و یوگا می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد. مراجعه به روان ‌درمانگران و
 روان‌ شناسان مجرب هم درمان دیگری است که با ریشه‌یابی صحیح این ترس می‌توانند مشکلات فرد را به خوبی شناسایی و برحسب وضعیت وی راهکار مناسبی ارائه کنند. گاهی فرد نیاز به مصرف دارو دارد تا بتواند وضعیت خود را مدیریت کند. مهم‌ترین مسئله درک صحیح فرد از روند پیری است.
 منبع: زیمد

تغذیه نوزاد ۱۰ ماهه، باید اینجوری باشد

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
برای تغذیه تکمیلی نوزاد خود در این دوره می‌توانید در ساعت ۱۰ صبح، به جای آب میوه از خود میوه‌های مجاز استفاده کنید. در این مطلب، شما را با تغذیه نوزاد ۱۰ ماهه آشنا می‌کنیم.

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد

تبریک می‌گویم! کودک شما اکنون 10 ماهه است و باید به خودتان افتخار کنید که به خوبی از کوچولوی خود مراقبت کرده‌اید. حتما الان مهم‌ترین نگرانی شما درباره تغذیه کودک 10 ماهه‌تان است. نگران نباشید. در این مطلب، شما را راهنمایی می‌کنیم.

نیازهای تغذیه ای کودک 10 ماهه
میزان کالری مورد نیاز کودک در این سن کاملا به وزن او بستگی دارد. به عنوان یک قانون کلی، کودک 10 ماهه شما در هر کیلوگرم از وزن خود به 90 تا 120 کالری نیاز دارد.
به گفته کارشناسان این مقدار به 793 کالری برای نوزادان پسر و 717 کالری برای نوزادان دختر تبدیل می‌شود.
کودک شما به گروه‌های اصلی غذایی احتیاج دارد. باید نسبت معینی از میوه، سبزیجات و دانه‌ها را به فرزند خود بدهید و باید مطمئن شوید که کودکتان به مقدار کافی کلسیم و آهن در رژیم غذایی خود دارد. کلسیم برای رشد جسمی و روحی او ضروری است.

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
کودک در طول روز چقدر می‌تواند غذا بخورد؟
میزان غذایی که باید به طور منظم مصرف شود، بر اساس نیازهای غذایی و اشتهای کودک شما تعیین می‌شود.
با این حال، به عنوان یک قانون کلی، کودک شما به مقادیر زیر به مواد غذایی مختلفی احتیاج دارد:

  • غلات: بین ¼ و ½ فنجان
  • میوه: بین ¼ و ½ فنجان
  • سبزیجات: بین ¼ و ½ فنجان
  • محصولات لبنی: 2 تا 3 قاشق غذاخوری
  • پروتئین یا گوشت: 4 قاشق غذاخوری

بهترین غذاها برای کودک ده ماهه شما
نکته مهمی که هنگام دادن غذا به کودک 10 ماهه خود باید به یاد داشته باشید، این است که می‌توانید مکمل شیر مادر را با غذاهای معمولی شروع کنید.
می‌توانید به جای شیر دادن، فینگر فود یا غذای له‌شده به او بدهید.

با این حال، هیچ قانون یکسانی در مورد اینکه چه موقع باید به طور کامل شیردهی را متوقف کنید، وجود ندارد. این تصمیمی است که باید پس از مشورت با پزشک بگیرید.
اگر تصمیم دارید کودک خود را از شیر بگیرید، برخی از غذاها را باید در برنامه غذایی او بگنجانید:

  • گندم کامل
  • سبزیجات
  • میلک‌شیک خانگی با میوه‌های تازه
  • تخم مرغ آب‌پز یا نیمرو
  • سوپ سبزیجات
  • حلوا خانگی

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
تغذیه کودک 10 ماهه، غذاهایی که می‌توانید برایش آماده کنید
در ادامه، برخی از غذاهایی را که می‌توانید برای کودکتان آماده کنید، به شما معرفی می‌کنیم: 

1- نیمرو
مواد لازم:

  • تخم مرغ: یک عدد
  • شیر کامل/ یا شیر خشک/ یا شیر مادر: 2-3 قاشق غذاخوری
  • پنیر چدار تازه یا هر پنیر تازه دیگر (رنده شده): 1 قاشق غذاخوری
  • روغن تصفیه شده: 1 قاشق چایخوری
  • نمک برای طعم دادن
  • فلفل برای طعم دادن

طرز تهیه:

  • تخم مرغ را در یک کاسه بشکنید و شیر را به آن اضافه کنید. آن‌ها را برای چند دقیقه مخلوط کنید.
  • پنیر رنده شده را اضافه و خوب مخلوط کنید.
  • روغن را در یک تابه، گرم کنید. مخلوط را در قابلمه بریزید و به طور مداوم هم بزنید تا تخم مرغ کاملا پخته شود.
  • نمک را اضافه کنید.
  • غذا آماده است. آن را به صورت گرم سرو کنید!
  • همچنین می‌توانید سبزیجات ریز خرد شده به آن اضافه کنید تا فرزندتان به مصرف سبزیجات هم علاقه‌مند شود.

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
2- سوپ مرغ و سیب‌زمینی
مواد لازم:

  • سیب زمینی (پوست‌کنده و خرد شده): ½ فنجان
  • مرغ خرد شده: ½ فنجان
  • پیاز خرد شده: ½ فنجان خرد شده
  • پنیر چدار تازه و رنده شده: ½ فنجان
  • سیر: 2 حبه کوچک
  • کره: 2 قاشق غذاخوری
  • آب: 2 فنجان
  • نمک برای طعم دادن
  • فلفل برای طعم دادن

طرز تهیه:

  • در یک قابلمه بزرگ، کره را کمی تفت بدهید.
  • پیازها را اضافه کرده و آن‌ها را به قدری بپزید تا رنگشان شفاف شوند. سیر را اضافه کنید و برای چند دقیقه تفت بدهید.
  • سیب زمینی‌ها را اضافه کنید تا کمی سرخ شود.
  • بعد، آب را اضافه کنید و اجازه بدهید بجوشد. در حالی که غذا را مدام هم می‌زنید پنیر را ذره‌ذره به آن اضافه کنید.
  • مرغ خرد شده را اضافه کنید. در قابلمه را ببندید و اجازه دهید مرغ کاملا پخته شود.
  • نمک و فلفل را به غذا اضافه کنید.
  • سوپ شما آماده است.
  • اگر سیب زمینی و مرغ را به اندازه کافی ریز کرده‌اید، بگذارید کودک آن‌ها را بخورد.
  • اما اگر فکر می‌کنید خوردن آن‌ها برای کودک سخت است، سیب‌زمینی و مرغ را با قاشق له کنید، سپس آن را به کودک بدهید.

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
3- فرنی گندم
مواد لازم:

  • گندم: ¼ فنجان
  • آب: 1 فنجان
  • پودر بادام بو داده: 1 قاشق چایخوری
  • پوره سیب یا موز: 1 فنجان

طرز تهیه:

  • گندم را با آب بپزید و بگذارید تا خنک شود.
  • بعد، آن را داخل مخلوط‌کن بریزید تا قوام یکنواختی پیدا کند.
  • سپس آن را به یک کاسه منتقل و پودر بادام را اضافه مخلوط کنید.
  • پوره موز یا سیب را به آن اضافه کنید.

تغذیه نوزاد 10 ماهه، باید اینجوری باشد
نکاتی که برای آماده کردن تغذیه کودک 10 ماهه باید در نظر بگیرید
باید قبل و هنگام تغذیه کودک، نکاتی را رعایت کنید:

  • ظروفی را که برای کودک خود استفاده می‌کنید، استرلیزه کنید.
  • قبل از این‌که غذا را به کودک بدهید، خودتان آن را بخورید تا مطمئن شوید که نه خیلی گرم است، نه خیلی سرد. غذا باید ولرم باشد.
  • به غذای کودک زیاد نمک نزنید. برای افزایش طعم و مزه هر غذا، به آن پنیر اضافه کنید!
  • مطمئن شوید که مواد تشکیل‌دهنده غذا را مطابق نیازهای غذایی کودک تنظیم می‌کنید.
  • همزمان فقط یک ماده غذایی جامد را به کودک معرفی کنید.
  • قبل از معرفی هر نوع ماده غذایی دیگر، سه روز صبر کنید. به این ترتیب به کودک کمک می‌کنید تا با طعم و مزه
  • غذای جدید، انس پیدا کند. در این مدت‌زمان به علائم آلرژی غذایی هم دقت کنید.

    قبل از معرفی هر نوع ماده غذایی دیگر، سه روز صبر کنید. به این ترتیب به کودک کمک می‌کنید تا با طعم و مزه غذای جدید، انس پیدا کند. در این مدت‌زمان به علائم آلرژی غذایی هم دقت کنید.

  • قبل از معرفی هر نوع ماده غذایی جدید، با پزشک متخصص اطفال مشورت کنید.
  • تغذیه کودک 10 ماهه، یک دوره آزمایش است.
  • همانطور که کودک شما شروع به تمایز دادن بین طعم‌دهنده‌ها و شروع به مصرف موارد دلخواهش می‌کند، می‌توانید غذاهایی را که کودک واقعا از آن‌ها لذت می‌برد، تهیه کنید.
  • هرم غذایی را هنگام برنامه‌ریزی وعده‌های غذایی در ذهن داشته باشید و حتما با متخصص اطفال در مورد آنچه باید و نباید به کودک بدهید، مشورت کنید.

نکات مهم درباره تغذیه کودک

  • هرگز کودک را به زور تغذیه نکنید.
  • هنگام تهیه شیر خشک، لطفا دستورالعمل‌های موجود در جعبه را دنبال کرده و از قاشق اندازه‌گیری ارائه شده به همراه آن استفاده کنید.
  • در حالی که غذای جامد را به کودک می‌دهید، در ابتدا لازم است آبگوشت/ سوپ آبکی تهیه کنید.
  • با بزرگ‌تر شدن کودک، باید غذاهای جامد را به تدریج به غذای کودک اضافه کنید. چون می‌توانند باعث ناراحتی
  • معده او شوند. غذای بیش از حد آبکی هم ممکن است باعث گرسنگی کودک شود.
  • بعضی از بچه‌ها ممکن است بعضی روزها کمتر غذا بخورند و این موضوع اشکالی ندارد. با این حال، اگر کودک بیش از 3-4 روز متوالی کمتر غذا می‌خورد، لطفا برای راهنمایی بیشتر به پزشک مراجعه کنید.

    با بزرگ‌تر شدن کودک، باید غذاهای جامد را به تدریج به غذای کودک اضافه کنید. چون می‌توانند باعث ناراحتی معده او شوند. غذای بیش از حد آبکی هم ممکن است باعث گرسنگی کودک شود.

  • کودک ممکن است در مرحله دندان درآوردن کمتر غذا بخورد، یا احساس خوبی نداشته باشد. در چنین شرایطی می‌توانید شیر مادر، یا شیرخشک او را افزایش دهید.
  • پس از بازگشت کودک به حالت عادی، غذاهای جامد را دوباره شروع کنید.
  • اگر کودک از اسهال رنج می‌برد، غذا دادن به او را متوقف نکنید.
  • اگر کودک در ابتدا غذا را قبول نمی‌کند، می‌توانید غذا را با افزودن برخی طعم‌دهنده‌های طبیعی مانند دارچین و آب لیمو، طعم‌دار کنید.
  • اگر کودک شما به مغزها، گلوتن یا تخم مرغ آلرژی دارد، لطفا قبل از ارائه چنین غذاهایی به کودک، با پزشک اطفال مشورت کنید.

متخصصان اطفال در کلینیک بیا نی نی هم می‌توانند راهنمایی‌های لازم را به شما ارائه دهند.

تغذیه نوزاد ۱۰ ماهه، باید اینجوری باشد

دعوای والدینم آزارم می دهد

دعوای والدینم آزارم می دهد

خراسان/ پسری ۱۳ساله هستم. پدرومادرم مدام با هم دعوا می‌کنند و من از دعواهای‌شان رنج می‌برم. چه کار کنم که کمتر با هم دعوا کنند؟
پاسخ 
اگر همواره شاهد دعوای والدین خود هستید، طبیعی است که هیجاناتی همچون غمگینی، ترس، نگرانی، استرس و خشم را تجربه کنید. برخی نوجوانان به‌دلیل تلاش برای وساطت و برقراری صلح میان والدین و بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های‌شان، احساسات ناخوشایند مضاعفی مثل ناکامی، ناامیدی، عذاب‌وجدان و درماندگی را هم تجربه می‌کنند. آن چه کنار آمدن با این موقعیت را دشوار می‌کند، این است که شما کنترل چندانی بر رفتارهای والدین‌تان ندارید. به‌علاوه چون در سن نوجوانی هستید، ممکن است آن‌ها کمتر به وساطت‌ها و نظرات‌تان بها دهند. با این حال باید درنظر بگیرید که حتی در صمیمی‌ترین خانواده‌ها هم میان والدین اختلاف ‌نظراتی وجود دارد. این اختلافات در بسیاری از موارد به‌معنای نبود محبت میان زوج ها یا به پایان خط رسیدن نیست و قابل حل است. اگرچه ممکن است برای برطرف کردن این مشکل، مراجعه والدین‌تان به زوج‌درمانگر ضروری باشد، توصیه‌های زیر کمک می‌کند با این موقعیت بهتر کنار بیایید.  
مرزهای معین | به‌یاد داشته‌باشید که شما مسئول تعارضات والدین‌تان نیستید و حل‌و‌فصل کردن این تعارضات برعهده شما نیست. اگر والدین‌تان سعی می‌کنند شما را وارد دعوا کنند یا قاضی اختلاف خود قرار ‌دهند، صادقانه بگویید که نمی‌خواهید وارد دعوا شوید و از هیچ‌یک از آن‌ها جانبداری نکنید. همچنین باید بدانید که شما در بروز این اختلافات، مقصر نیستید و اگر تلاش‌های‌تان برای برطرف کردن مشاجرات بی‌نتیجه مانده‌است، نشانه ناتوانی شما نیست. والدین‌تان ممکن است به جلسات زوج‌درمانی منظمی نیاز داشته‌باشند تا بتوانند به گونه‌ای موثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. بنابراین ناکام ماندن تلاش‌های شما برای بهبود رابطه آن‌ها چیزی نیست که خود را به‌خاطرش سرزنش کنید. 
 مکان امن | ارائه راه‌حل برای برطرف کردن مشکل والدین‌تان در توان یا جزئی از مسئولیت‌های شما نیست. از این‌رو حداقل کار ممکن این است که امنیت هیجانی خود را حفظ کنید. اگر می‌توانید به اتاق یا مکان امنی بروید مثلا خانه مادربزرگ یا کتابخانه محل زندگی‌تان تا کمتر شاهد مشاجرات باشید. خود را با گوش دادن به موسیقی و تماشای فیلم سرگرم کنید. مشاجره حتی میان زوج‌هایی که روابط خوبی دارند، طبیعی است و بسیاری از اوقات این دعواها فروکش می‌کنند. بنابراین شاید لازم باشد تا زمانی که شرایط قدری به حالت عادی بازگردد، فقط از موقعیت دور باشید.
 تاب‌آوری | تاب‌آوری به‌معنای توانایی مقابله با شرایط دشوار و پاسخ انعطاف‌پذیر به فشارهای زندگی است. افراد تاب‌آور در شرایط دشوار به‌جای فاجعه‌انگاری درباره مشکل به خود و توانمندی‌های‌شان بیشتر توجه می‌کنند، هیجانات‌شان را می‌شناسند و مثبت‌اندیشی‌شان را حفظ می‌کنند. تاب‌آوری نوعی ویژگی است که می‌تواند با آموزش و تمرین، ارتقا یابد. بهبود عزت‌نفس، گسترش روابط اجتماعی سالم و حمایت‌کننده، مراقبت از خود و خلق هیجانات مثبت برای خود، به افزایش تاب‌آوری کمک می‌کند. اگر هرروز زمانی را به خودمراقبتی، انجام فعالیت‌های لذت‌بخش، ورزش، استفاده از فنون کاهش استرس و ایجاد هیجانات مثبت اختصاص دهید، تاب‌آوری‌تان افزایش می‌یابد و بهتر می‌توانید با شرایط دشوار کنار بیایید.
گفت  ‌وگو  |   برخی والدین هرگز متوجه اثرات سوء رفتارهای خود بر فرزندان‌شان نیستند. سعی کنید زمانی که روابط والدین‌تان بایکدیگر مساعد و اوضاع خانواده آرام است، با آن‌ها صحبت کنید و از نگرانی‌ها و احساسات منفی خود بگویید. اگر سعی کردند یکدیگر را متهم کنند، با آرامش اما قاطعانه بگویید که فقط می‌خواهید درباره خود و احساسات‌تان حرف بزنید و قصد ندارید مقصر اختلافات را پیدا کنید. آسیب‌های رفتارهای‌شان را برای‌شان شرح دهید، از آن‌ها درخواست کنید مشاجرات‌شان را در خلوت حل‌وفصل کنند و اگر نمی‌توانند، به زوج‌درمانگر مراجعه کنند.
نویسنده : انسیه برزویی|روان شناس بالینی

آشنایی با مشاغل؛ راه و رسم ورود به حرفه گزارشگری

آشنایی با مشاغل؛ راه و رسم ورود به حرفه گزارشگری

خراسان/ «محمدرضا احمدی»، گزارشگر باسابقه فوتبال از راه و رسم ورود به این حرفه پرطرفدار می گوید
من محمدرضا احمدی هستم، متولد سال ۱۳۶۱ در تهران و دانش‌آموخته رشته مدیریت ورزشی. علاقه‌ام به گزارشگری به دوران کودکی و نوجوانی برمی‌گردد، آن‌وقت‌ها که پای تلویزیون و گاهی هم در مدرسه مسابقات فوتبال را گزارش می‌کردم. کار حرفه‌ای‌ام اما از سال ۱۳۸۳ با اجرای برنامه «ورزش تعطیل نیست» رادیو جوان شروع شد. ورودم به تلویزیون هم به سال ۹۰ و آغاز جام‌جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی برمی‌گردد. درواقع سال ۸۹ بود که در تست گزارشگری شبکه سه شرکت کردم و با توجه به سابقه گزارشگری‌ام در رادیو قبول شدم.
 
یک گزارشگر باید چه مهارت‌هایی داشته‌باشد؟
دستگاه صوتی یک گزارشگر باید از ساختار و آناتومی درستی برخوردار باشد تا بتواند حروف را به‌خوبی ادا کند و صدایش گیرا و طنین‌انداز باشد. همچنین باید اطلاعات ورزشی‌ قوی و مطالعه‌ زیاد داشته‌باشد تا دایره واژگانش گسترده‌ باشد، از جمله‌بندی‌های ناقص بپرهیزد و از کلمات تکراری استفاده نکند. یک گزارشگر علاوه‌بر آن‌که باید همه تیم‌ها و بازیکنان را بشناسد و نام‌شان را به‌درستی تلفظ کند، باید مدام درحال دنبال‌کردن اتفاقات روز ورزشی باشد و درباره‌شان تحقیق و مطالعه کند. آشنایی با زبان خارجی هم خیلی کمک می‌کند، درواقع گزارشگری مانند یک کار پژوهشی است.
شما چطور می‌توانید همکار من شوید؟
هم اکنون کلاس‌های آموزشی زیادی در حوزه‌های مختلف مانند گویندگی، فن بیان و بداهه‌گویی در کشور برگزار می‌شود اما مهم‌ترین نکته، علاقه فرد و دنبال‌کردن رویدادهای ورزشی است. گزارشگری، حرفه سختی است و صرف شناختن چند تیم و دانستن چند اسم بازیکن کافی نیست. ابتدا مشخص کنید در کدام حوزه گزارشگری توانمند هستید و بعد تصمیم بگیرید.
 شیرینی‌ها و سختی‌های این حرفه چیست؟
این کار سرشار از انرژی مثبت و حال خوب است چون اصلا ورزش با شور، نشاط و هیجان همراه است اما همان‌قدر که جذاب است، سختی هم دارد؛ به‌ویژه گزارشگری فوتبال. این‌روزها اطلاعات مردم در زمینه فوتبال گسترده است، ‌خیلی راحت به فضای مجازی دسترسی دارند و شاید اطلاعاتی را که من محمدرضا احمدی بخواهم حین گزارش یک مسابقه فوتبال ارائه دهم، پیشتر در روزنامه‌ها و اینترنت خوانده‌باشند. پس همیشه باید به‌روز باشم و اطلاعات جدیدی به مخاطب منتقل کنم. فوتبال به‌دلیل پیش‌بینی‌ناپذیر بودنش جذابیت منحصربه‌فردی دارد؛ یک شب تیم‌های قدرتمند شکست می‌خورند و شبی دیگر تیم‌های کوچک اتفاقات بزرگی رقم می‌زنند. حضور در ورزشگاه‌ و دیدن رنگ سبز چمن هم لطف خودش را دارد. گاهی شرایطی مهیا می‌شود که با تیم‌های ورزشی به سفر می‌رویم. برای من المپیک ۲۰۱۶ که به برزیل سفر کردم، یکی از بهترین اتفاقات زندگی‌ام بود. توانستم میکروفن ام را مقابل بزرگان عرصه ورزش بگذارم و با کسانی گفت‌‌وگو کنم که تا پیش از آن در تلویزیون می‌دیدم‌شان و اخبارشان را دنبال می‌کردم.
 چه آینده‌ای را پیش روی یک نوجوان علاقه‌مند به گزارشگری می‌دانید؟
من بیش از ۱۵سال تجربه در رادیو و تلویزیون دارم اما هیچ‌گاه گزارشگری برایم به‌عنوان یک شغل مطرح نبوده‌است و همیشه به چشم هنر و مهارت به آن نگاه کرده‌ام. به نوجوانانی هم که دوست دارند وارد این حوزه شوند، توصیه می‌کنم گزارشگری را شغل درنظر نگیرند و در کنارش پیگیر درس و تحصیلات‌شان باشند. شغل اصلی‌ خودم هم کارمندی در یک شرکت خصوصی است. یادتان باشد اگر واقعا عاشق این کار هستید، باید آن‌قدر تلاش کنید تا توانایی‌تان را نشان بدهید و دعوت به همکاری شوید.  
نویسنده : صادق جهانی|روزنامه‌نگار

«گاموفوبیا» مانع جدید ازدواج جوانان ایرانی ؟

«گاموفوبیا» مانع جدید ازدواج جوانان ایرانی ؟

خراسان/ کاهش 40 درصدی آمار ازدواج در دهه 90 دلایل بسیاری دارد که یکی از آن‌ها افزایش ترس بیمارگونه بعضی جوانان از متاهل‌شدن است
 طبق آمارهای رسمی، میزان ازدواج‌ها در سال ۸۹ حدود ۸۹۰ هزار بوده که در سال 1399 به کمتر از 530 هزار مورد رسیده است. در همین بین، مدیرکل جمعیت‌خانواده وزارت بهداشت گفته: «میزان ازدواج در کشور از سال ۸۹ تاکنون ۴۰ درصد کم شده و این زنگ خطری است که آینده کشور را در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی به مخاطره می‌اندازد.»(منبع خبر: بیا نی نی). واضح است که دلایل بسیاری باعث این کاهش آمار شده اما یکی از مسائلی که در چند سال اخیر جوانان به اصرار خانواده و به ناچار برای درمانش به مشاوران مراجعه می‌کنند و این مشکل رایج‌تر از گذشته شده است، پدیده گاموفوبیاست، ترسی بیمارگونه از متاهل‌شدن. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.


   فوبیا فراتر از تنفر است
«فوبیا» به تنهایی و به طور کلی، ترسی بیمارگونه و کنترل‌ناپذیر تعریف می‌شود. ترس مرتبط با فوبیا حسی فراتر از احساس تنفر یا ناراحتی است. مبتلایان به فوبیا ممکن است تشخیص دهند که ترس آن‌ها بیش از حد و غیرمنطقی است اما اغلب از مدیریت دلهره خود احساس ناتوانی دارند در حدی که دچار پریشانی و اضطراب روانی و فیزیکی مثل تپش قلب، لرزش، تعریق و … می‌شوند . افراد زیادی با فوبیاهای مختلف به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند که در بین آنان جوانانی هستند که با ترسی غیرواقعی از پیمان بستن، ترس از تعهد دادن و پذیرا شدن و همچنین باقی ماندن در یک رابطه ثابت و صادقانه در کنار شخص دیگر برای همیشه دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند که از اصطلاح گاموفوبیا برای مشخص کردن این ترس‌ها از لحاظ علمی و روان‌شناسی استفاده می‌شود.
   ترسی غیرمنطقی اما رایج
فردی که طی دوران مجردی در نیمه راه پیشرفت است و برنامه‌های زیادی برای آینده‌اش دارد از هر تغییری مانند ازدواج می‌ترسد که معمولا در گاموفوبیا این ترس غیرمنطقی و بیش از حد گزارش می‌شود، در حالی که ازدواج به انسان ارزش و اعتباری جدید می‌دهد. از این رو می‌توان گفت هیچ فردی با ازدواج دچار ورشکستگی عاطفی، شخصیتی یا معنوی نمی‌شود بلکه فقط ارزش‌ها و داشته ‌هایش تغییر می‌کند. واقعیت این است که همه ما به یک اندازه در معرض شکست قرار داریم مگر این که در هر انتخابی به ویژه شریک زندگی منطق را  در نظر بگیریم، نه  فقط هیجانات و احساسات خود را. ما معمولا تصور می‌کنیم که ارزشمندترین دستاوردهای ما طی تجربیات متعدد به دست آمده ولی با کمک متخصص و مشاور می‌آموزیم ارزشمندترین دستاوردها به واسطه رویکردهای مناسب به دست می‌آید، البته تجربه هم گره‌گشاست.
   علل ترس از ازدواج یا تعهد یا گاموفوبیا 
 احساسِ نداشتن امنیت‌شخصی| فرد، ازدواج برایش سخت است چرا که فکر می‌کند با ازدواج کردن همه مسائل شخصی، مالی و اجتماعی را باید به اشتراک بگذارد.
 ترس از حوادث ناگوار مربوط به ازدواج| در بعضی از موارد گاموفوبیا با یک خاطره ناراحت‌کننده و ناخواسته در افراد بروز می کند. حوادثی مانند در دوران کودکی هدف سوء استفاده قرار گرفتن یا طلاق والدین یا نزاع بین پدر و مادر یا دیگر زوج‌های متاهل، شکست یا تجربه دیدن روابط فرازناشویی در ازدواج قبلی که باعث می شود فرد دیگر نه تنها به ازدواج فکر نکند بلکه در صورت فکر کردن به شدت احساس ترس در او پدیدار شود.
 باورهای رایج و غلط درباره ازدواج| بعضی افراد فکر می‌کنند با شروع زندگی مشترک، تمام ارتباطات‌هایشان با دیگران، نزدیکان و دوستان تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد  و به عبارت دیگر، باید به طور کامل قطع شود.
 افسردگی| در شرایطی که فرد دچار افسردگی است، ترس ازمسئولیت، تعهد و ازدواج در او افزون‌تر خواهد شد. در چنین مواقعی معمولا تصویر ضعیف از خود و نبود اعتماد به نفس در فرد به وجود می‌آید که در پس آن با پدیده گاموفوبیا مواجه خواهد شد.
   چگونگی مقابله با گاموفوبیا
گاموفوبیا یک اختلال و مشکل بسیار جدی است که فرد  را به انزوا و تنهایی می‌کشاند. این افراد بی‌میل به ازدواج نیستند اما به شدت از قرار گرفتن و تعهد در روابط می‌ترسند و این ترس آسیب بزرگ و جبران‌ناپذیری طی زندگی همراه خواهد داشت. در چنین شرایطی فرد به کمک متخصص مشاور باید راه‌های چگونگی مقابله با گاموفوبیا را آموزش ببیند.
 داشتن انتظارات منطقی از ازدواج| آگاه شوید چه انتظاراتی از رابطه زن‌و‌شوهری و ازدواج دارید. سطح انتظارات، توقعات، اهداف و همچنین میزان توانمندی‌های خود را مشخص کنید.
 آگاهی از ترس‌های ذهنی| دلایلی را که باعث می‌شود وارد رابطه و ازدواج نشوید بررسی کنید و باید بدانید که وجود ترس‌هایی همچون از دست دادن آزادی، پذیرفته نشدن و تغییر کاملا منطقی و طبیعی است. چنان چه از وجود آن‌ها آگاه شوید، می‌توانید با فائق آمدن بر آن و برنامه‌ریزی کردن به دیدگاه‌های روشن‌تری برسید.
 استفاده از تجربیات زوج‌های موفق| از تجربیات زوج‌های موفقی که در ارتباط سالمی حضور دارند، استفاده کنید چرا که آن‌ها یکدیگر را تشویق می‌کنند تا در جامعه قدرت عملکرد و توانایی شان را بالا ببرند و به نوعی به یکدیگر کمک می‌کنند تا با همراهی هم، سختی‌های زندگی را کمتر کنند.
   کلید طلایی برای درمان گاموفوبیا
از مهم ترین مولفه‌هایی که در فرایند درمان حائز اهمیت است، خانواده درمانی است. به این صورت که خانواده فرد ، آگاه به شرایط فرد گاموفوبیک می شوند و با برگزاری منظم جلسات مشاوره، فرد تحت حمایت خانواده قرار می‌گیرد که در این صورت انگیزه برای درمان بالا می‌رود که کلید طلایی برای موفقیت در درمان خواهد بود. درمان‌هایی از جمله دارو درمانی، مواجهه‌درمانی و درمان‌های رفتاری شناختی هم برای افرادی که دچار ترس بیش از حد یا غیرمنطقی از ازدواج  هستند به کار می‌رود. در پایان شایان ذکر است که ترس از تعهد یا گاموفوبیا یک نوع تشویش غیرواقعی و واهی است که فرد پس از درمان متوجه می‌شود مزایایی که پس از ازدواج به دست می‌آید، خیلی بیشتر از چیزهایی است که فکر می‌کرده از دست خواهد داد.
نویسنده : زینب سادات ابن‌الرضا | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

داغونم چون از بچگی به من گفتند حواس‌پرت و کم‌هوش

داغونم چون از بچگی به من گفتند حواس‌پرت و کم‌هوش

خراسان/  پسری 24 ساله‌ام. واقعا داغونم چون از کودکی به من می‌گفتند که تو کم‌هوش و حواس‌پرت هستی. به همین علت اعتماد به نفس بسیار پایینی دارم. از جمع‌های دوستانه فراری هستم، نمی‌توانم سر کار بروم و … . راهنمایی کنید.
پاسخ
مخاطب گرامی، دو بخش اساسی و مهم شخصیت انسان‌، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس است. به نظر می‌رسد همان‌طور که در پیامک‌تان اشاره کرده‌اید، اعتماد به نفس پایین مسئله شماست که پیامدهایی همچون کناره‌گیری و فرار از جمع‌های دوستانه، ترس از حضور در محیط‌های کاری، ناتوانی در ارتباط با دیگران و … را برای شما ایجاد کرده است. در ادامه راهکارهایی برای افزایش اعتماد‌به‌نفس و عزت نفس بیان می‌شود و یک توصیه هم به والدین داریم.
 به نقاط مثبت خود فکرکنید
البته ممکن است با حجم‌زیادی از احساسات منفی که هم اکنون تجربه می‌کنید، اولین گزینه‌ای که به ذهن شما در این باره بیاید این باشد که «من جنبه مثبتی ندارم». دقت کنید این یک باور منفی اشتباه است که به دلیل عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس پایین در شما شکل گرفته است. بنابراین ذهن شما به جنبه‌های مثبت خود یا شرایط، امکانات، ویژگی‌های مثبت و … اهمیتی نمی‌دهد و آن‌ها را نادیده می‌گیرد. بنابراین سعی کنید در یک برگه ویژگی‌های مثبتی را که دارید، فهرست کنید. در این باره توصیه می‌شود از دوستان، خانواده و افرادی که شما را می‌شناسند، کمک بگیرید. از آن‌ها بپرسید به نظرشان چه ویژگی‌های مثبتی دارید؟ هر روز به این فهرست نگاهی بیندازید، به مرور متوجه تغییراتی در خود خواهید شد.
 باید استعدادهای تان را کشف کنید
حتما برای حل این مشکل از یک مشاور تحصیلی‌شغلی کمک بگیرید. این که استعداد و توانایی خود را پیدا کنید، مهم‌ترین تکلیف و وظیفه شما در این دوره سنی است. با کمک مشاور تحصیلی،‌شغلی می‌توانید توانمندی‌ها و استعدادهای خود را کشف کنید و آینده ‌تحصیلی شغلی مناسبی را برای خود رقم بزنید.
 مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود ببخشید
با دوستان سالم و هدفمند در ارتباط باشید. از تنهایی اجتناب   و با افراد فعال، اجتماعی، سالم و مثبت‌نگر معاشرت کنید. افرادی که مدام از زندگی و شرایط موجود شکایت می‌کنند، افراد مناسبی برای هم صحبتی نیستند و این افراد احساس ناامیدی شما را مضاعف می‌کنند. مخاطب‌گرامی، فرایند خودسازی و رشد شخصیت مسیری پر چالش و نیازمند همراهی فردی آگاه و متخصص است. حتما به روان شناس مراجعه کنید تا با کمک حرفه‌ای مسیر تغییر و بهبود زندگی تان هموارتر شود.
 سخنی مهم با والدین
دوران کودکی و نوجوانی در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس، نقشی اساسی و بنیادین دارد اما متاسفانه به دلیل روش‌های معیوب فرزندپروری و ناآگاهی، والدین آسیب‌های ناخواسته و جبران‌ناپذیری به ساختار شخصیت فرزندان دلبند خود وارد می‌کنند. پایه‌های اصلی اعتماد به‌نفس و عزت‌نفس در دوران کودکی و توسط والدین و اطرافیان شکل می‌گیرد. اگر کودک در خانواده‌ای رشد کند که دایم در حال تحقیر او هستند، یاد می‌گیرد که نمی‌تواند به خود و توانمندی‌هایش اعتماد کند و نقطه‌مقابل آن این است که اگر کودک در خانواده به میزان مناسب تشویق و تایید دریافت کند، می‌آموزد که خود را دوست داشته باشد و به خود احترام بگذارد و به خودش وتوانمندی‌هایش اعتماد کند. پدر و مادرها آگاه باشید که فرزندتان را در کودکی و نوجوانی تحقیر و سرزنش نکنید وگرنه تا آخر عمر باید دنبال عزت نفس‌شان بدوید.

نویسنده : سارا هجری |کارشناس ارشد روانشناسی

4 توصیه به مادرهایی که فرزند نوجوان دارند

4 توصیه به مادرهایی که فرزند نوجوان دارند

خراسان/  در زندگی روزمره موقعیت‌های تنش‌زای زیادی وجود دارد که وقتی نوجوان شما در سن بلوغ است با آن مواجه می‌شوید؛ در این شرایط باید کنترل بهتری روی رفتار و صحبت‌های خود داشته باشید. با تکنیک‌هایی که در ادامه برای شما به عنوان یک مادر که ساعات زیادی از روز را باید با فرزند نوجوان خود بگذرانید آورده‌ایم، می‌توانید شناخت بهتری از شخصیت و رفتار نوجوان داشته باشید و بهتر هم می‌توانید با او رفتار کنید.
 
 
1- به خودتان نگیرید |  بسیاری از رفتار‌های نوجوانان که از نظر مادرها چالش‌برانگیز است بنا به دلایلِ روند رشد آن ها صورت می‌گیرد. اگر فقط به یاد بیاورید که فرزندتان مراحل نشستن، چهاردست‌وپا راه رفتن و سپس راه رفتن را به ترتیب طی کرد، آن‌وقت متوجه می‌شوید که همین فرایند در دوره نوجوانی هم طی می‌شود تا نوجوان استقلال پیدا کند. تنها تفاوتش این است که این مراحل در داخلِ مغز نوجوان رخ می‌دهد، یعنی جایی که شما نمی‌توانید ببینید و ضمناً [برخلاف دوران کودکی]به نظر بانمک نمی‌آید. هرقدر که رفتار‌های آن‌ها کلافه‌کننده است، باید به عنوان مادر این را به خاطر داشته باشید که هدف از سال‌های نوجوانی این نیست که نوجوان برای شما مشکل ایجاد کند بلکه هدف آن است که فرزند شما به بزرگ سالی مستقل با مهارت‌های ضروری تبدیل شود تا بتواند به تنهایی راه خود را در جهان پیدا کند.
2- حالت چهره‌تان را کنترل کنید |  ممکن است وقتی نوجوان‌تان به خانه بازمی‌گردد، ذهن شما در جای دیگری مثلا باقی ماندن بقیه کارهای خانه باشد و به همین واسطه حالت چهره‌تان عبوس و درهم‌رفته باشد. اما حتی اگر چنین باشد، نوجوان شما ممکن است شما را متهم کند که وقتی با شما صحبت می‌کند شما «عجیب» نگاه می‌کنید و از این که او دارد با شما صحبت می‌کند، خوشحال نیستید. این رفتار به این علت است که تحقیقات نشان داده نوجوانان حتی بی‌حالت‌ترین حالات چهره را تفسیر می‌کنند و آن را به عنوان نشانه‌ای از تأیید نشدن ِخود توسط دیگران برداشت می‌کنند؛  بنابراین هر قدر مشکل باشد، سعی کنید در مقابل نوجوان خود بیشتر لبخند به لب داشته باشید.
3- تا ۱۰ بشمارید |  اگر نوجوان شما این هفته سرتان داد کشید، علت اش آن است که مغزش در وضعیتِ ابتداییِ «گریز یا جنگ» است. اگر شما هم بر سرش فریاد بکشید، مانند آن است که روی شعله‌های آتش بنزین بریزید. به‌جای این کار، دفعه بعدی که فرزندتان شروع به داد و فریاد کرد، تا ۱۰ بشمارید، نفس عمیق بکشید و با آرامش و خونسردی به او بگویید که خوشحال می‌شوید که به وضعیتِ گفت‌وگو برگردید.
4- تصمیم‌گیری نکنید |   این که مدام به آن‌ها بگویید چه کار کنند و چه کار نکنند – با توجه به این که همین حالا خودشان می‌دانند چه کاری غلط و چه کاری درست است – فقط باعث می‌شود آن‌ها مخالف حرف‌های شما عمل کنند، آن هم به این دلیل که می‌خواهند استقلال خود را حفظ کنند. بنابراین، این بار که بنا بود تصمیمی بگیرند ضمن ارائه مشاوره  فقط به آن‌ها بگویید: «تصمیم با توست.» این کار نه تنها آن‌ها را به چالش دعوت می‌کند بلکه تجربه‌هایی که کسب می‌کنند بسیار ارزشمند است.منتها حواستان به عملکرد او از دور باشد.
در تهیه این مطلب از سایت «فرادید» کمک گرفته‌شده‌است
نویسنده : مارال مرادی | روزنامه‌نگار