فرزندان طلاق چه احساسی دارند؟

«چندین‌ ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن. منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستام یادم مونده که به من می گفتن: «مامان، بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشن».

«سه سالم بود. که با واژه طلاق آشنا شدم. وقتی به این فکر می‌کنم که فقط اندازه سه سال پدر و مادر داشتم، غصه‌م می‌گیره. نمی‌دونم چی شد که مادر و پدرم تصمیم گرفتن منو ول کنن و برن دنبال زندگی خودشون. بچه‌تر که بودم فکر می‌کردم من کار بدی کردم که ترکم کردن. اما هرچی که می‌گذشت کمتر می‌فهمیدم. بچه سه‌ساله چه کاری می‌تونه انجام بده که مادر و پدرش حاضر میشن تنهاش بزارن. الان ۱۵ساله که من اون دوتا رو با هم ندارم. کاری از دستم بر نمیاد. خجالت می‌کشم به کسی بگم مادر و پدرم طلاق گرفتن. عین یه راز نگهش داشتم».

این گوشه‌ای از صحبت‌های یک فرزند طلاق است. وقتی حرف‌هایش را می‌شنوم، به سختی خودم را کنترل می‌کنم تا اشک نریزم و او را شرم زده نکنم. سعی می‌کنم با هرچه خواندم و می‌دانم کمی آرامَش کنم که بداند تقصیری در سرنوشت تلخش ندارد. اما افسوس که نمی‌توانم از عذابش کم کنم. ادامه داستان را نمی‌گوید. سرش را می‌گیرد و می‌گوید: « از یاد آوری تلخی‌ها سر درد می‌گیرم.» 

دکتر «سیما فردوسی»روانشناس بالینی

طلاق پایان ماجراست؟ 

«سیما فردوسی» روانشناس بالینی درباره مشکلاتی که با طلاق والدین برای فرزندان شان به وجود می‌آید، می‌گوید: «ممکن است طلاق برای زوجینی که توانمندی حل مسئله زناشویی خود را نداشتند، پایان یک ماجرا باشد. اما پایان همه ماجراها نیست. طلاق آغاز یک ماجراست. هم برای والدین هم برای بچه‌های طلاق. فرزند طلاق زجر خیلی زیادی را تحمل می‌کند. هیچ بچه‌ای دوست ندارد که والدینش از یکدیگر جدا شوند. 

تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است. همگی این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که بچه‌های طلاق حتی تصور می‌کنند که شاید علت طلاق والدین‌شان باشند. احساس گناه می‌کنند که چرا من نتوانستم کاری کنم که پدر و مادرم از هم جدا نشوند.» 

گاهی طلاق والدین حتی از فوت شان هم برای بچه ها سخت‌تر است

به صورتش زل زده‌ام تا به حرف بیاید. انگار در حال حرف زدن با خودش است؛  زمزمه هایش را می‌شنوم: « هفت یا هشت سالم بود. تو کوچه با دختر عموم و بچه ها مشغول بازی بودیم.  یکی از بچه ها که خیلی خوشحال بود، گفت: «مامان و بابام  برام یه تولد بزرگ گرفتن. مامانم برام یه عروسک خوشگل خرید. بابام برام یه وایت بُرد.» دخترعموم که انگار زن‌عموم بهش یاد داده بود، تو عالم بچگی یهو پرید توی حرف آن دختر خوشبخت و گفت: «هیس. دختر عموی من مامان باباش طلاق گرفتن، ناراحت میشه. نباید جلوش از مامان و بابات بگی!» دخترا یکم به من نگاه کردن. بعد یکی یکی بلند شدن و گفتن دلشون نمی‌خواد با من دوست باشن. هنوز صداشون تو گوشمه.« مامان. بابا. طلاقو»!

بعد از اون روز دیگه  پایم را هم در کوچه نگذاشتم! مگر برای رفتن به مدرسه. وقتی هم از مدرسه برمیگشتم خونه، همش اضطراب داشتم که دوستام منو نبینن و به جرم طلاق مامان و بابام منو محکوم نکنن. الان چندین‌ساله که حس می‌کنم یه کمبود بزرگ دارم. مثل آدمایی که یه چشم ندارن. یا آدمایی که یه دست ندارن.منم حس می‌کنم نقص عضو دارم. الان که ۱۸ سالمه هنوز اون حرف دوستامو یادم مونده  که به من می گفتن : «مامان ،بابا، طلاقو». با خودم میگم چرا من نتونستم کاری کنم که پدرو مادرم از هم جدا نشن.»

دکتر فردوسی درباره استرش و اضطرابی که بچه های طلاق تحمل می‌کنند، می‌گوید: «استرس‌هایی که از طلاق والدین به بچه وارد می‌شود، به مراتب بیشتر از استرس زمانی است که یکی از والدینش فوت کنند. چراکه فوت یک استرس ناگهانی بزرگ است که خیلی هم بچه را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ولی بعد از فوت بچه‌ها باید به سازگاری برسند و خودشان را با فقدان آن فرد سازگار کنند. اما در طلاق اختلافات، کشمکش‌ها برخورد ها، استرس‌ها به طور مستمر وجود دارد. 

 بچه بعد از طلاق باید با یکی از والدین زندگی کند. این بچه همواره نگران است که اگر پدرم یا مادرم یا شخصی که از او مراقبت می‌کند، برایش اتفاقی بیفتد، او چیکار کند. خیلی از اوقات اینکه بچه بعد از جدایی پدر و مادرش با چه کسی زندگی کند، بر عهده دادگاه است. تا زمانی که بچه به سن رشد نرسید حق انتخاب ندارد. بنابراین حتی این موضوع هم روی بچه تاثیر می‌گذارد.  حتی برخی از والدین هستند که به هر دلیلی چه مالی چه غیر مالی از حضانت بچه سر باز می‌زنند. در حالی که خود بچه دوست دارد با آن وَلی زندگی کند.» 

طلاق چه تاثیری بر «فرزندان طلاق» می‌گذارد؟ 

طلاق ، فارغ از تاثیرات تلخی که بر زن و مرد می‌گذارد، تاثیرات جبران ناپذیری بر فرزند می‌گذارد. فرزندان طلاق از گفتن اینکه مادر و پدرم از هم جداشدند شرم دارند. به گفته روانشناسان بچه های طلاق گاهی تصور می‌کنند خودشان خطایی نا بخشودنی مرتکب شده‌اند. 

-احساس تنهایی

روانشناس بالینی درباره تاثیرات طلاق بر فرزند طلاق، می‌گوید: «فرزندان طلاق استرس و اضطراب زیادی راتحمل می‌کنند. چراکه احساس تنهایی می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود که رنج زیادی را بر دوش خود بکشند.»

-احساس ترس و کمبود

«فرزندان طلاق می‌ترسند. چراکه حس می‌کنند حامی ندارند و در آنها کمبودی وجود دارد. وقتی به هم سن و سالان خود نگاه می‌کنند و با خودشان مقایسه می‌کنند دلگیر می‌شوند.»

-نگرانی و اضطراب 

«فرزندان طلاق  مدام نگران هستند که کسی نفهمد که او  یک فرزند طلاق است. مدام نگرانند که بقیه با دید منفی به او نگاه نکنند. او را به تمسخر نگیرند.» 

-نا امیدی

«فرزندان طلاق بیشتر از سایر افراد نا امیدی را تجربه می‌کنند.»

-وحشت از آینده

«فرزندان طلاق از آینده خود وحشت دارند. از این جهت گفتیم که طلاق پایان ماجرا نیست که مُهر بچه طلاق تا همیشه بر پیشانی بچه طلاق می‌ماند. این بچه می‌خواهد ازدواج کند و از اینکه بشنود همسر آینده‌اش او را زیر سوال ببرد اِبا دارد.»

-کمبودهای عاطفی

«فرزندان طلاق به خاطر فقدان یکی از والدین‌شان کمبود‌های عاطفی زیادی دارند. به هر حال بچه تا آخر عمر مادر و پدرش را کنار هم نمی‌بیند و همین موضوع بر او تاثیر بدی می‌گذارد.»

-افسردگی و پرخاشگری

«برخی از فرزندان طلاق به قدری از این موضوع رنج می‌کشند که دچار افسردگی می‌شوند. برخی هم پرخاشگری می‌کنند.»

الگو برداری طلاق از والدین

برخی از روانشناس هم معتقدند که ممکن است فرزندان طلاق از والدین خود الگو برداری غلط کنند. یعنی بحث مهارت حل مسئله، سازگاری و تصمیم گیری را نداشته باشند و  وقتی به مشکلی در زندگی بر خورد کردند زود عقب نشینی کنند. ممکن است فرزندان هم وقتی ازدواج کردند همین روش طلاق را انتخاب کنند. یا برای درس خواندن زود کم بیاورند یا نتوانند به درستی در زندگی تصمیم گیری کنند.

تاثیر اطرافیان و محیط زندگی در کم یا زیاد کردن احساسات منفی فرزند طلاق

دکتر فردوسی می‌گوید: «اضطراب رَده بالا در فرزندان طلاق خیلی زیاد است. برخی اوقات به قدری زیاد است که خود وَلی که با بچه زندگی می‌کند یا حتی اولیای مدرسه که از وضعیت بچه اطلاع دارند و می‌بیند که بچه استرس بالایی دارد و توصیه می‌کنند که حتما به مشاور مراجعه کنند. 

البته میزان این تاثیرات در هر فرد متفاوت است. این موضوع به محیطی که بچه در آن رشد کرده و اکنون زندگی می‌کند بستگی دارد. اطرافیان می‌توانند در کم یا زیاد کردن این احساسات نقش زیادی را ایفا کنند. خود والدین باید در وهله اول با فرزندشان در مورد احساسات و کمبود‌هایش صحبت کنند. اگر می‌بینند بچه تمایلی به بازگو کردن احساسات درونی خود با آن‌ها ندارد حتما به مشاور مراجعه کنند. البته در مدارس مشاورهایی هستند اما این بچه به مشاورهای بسیار زُبده‌ای نیاز دارند که در این زمینه کار کرده باشند.» 

همانطور که گفته شد؛ فرزندان طلاق علاوه بر کمبود هایی که در عدم حضور یکی از والدین  یا هردویشان در هنگام طلاق رو به رو می‌شوند، با انواع و اقسام تفکرات و استرس ها و رنج ها که در بالاتر به آن اشار شد، مقابله می‌کنند. این بچه ها که خودشان هیچ تاثیری در سرنوشت شان ندارند، بیش از دیگران نیاز به توجه و مشاوره هستند که در گزارش های بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.

وظایف همسران در دوران بارداری

وظایف همسران در دوران بارداری

وظایف همسران در دوران بارداری

 

تعیین وظیفه هریک از والدین در اوائل زندگی و خصوصا پس از بارداری ضرورت بالایی دارد. البته عقیده ثابتی در این مورد وجود ندارد مثلا بعضی از زن و شوهرها سعی می کنند تا حد امکان در کارهای روزمره مستقل باشند و یا برعکس در خانواده ها ی دیگر زن و شوهر می خواهند همه چیز را به طور اشتراکی و با همکاری یکدیگر انجام دهند و شوهر سعی می کند در مورد خرید، آشپزی، نظافت و شستشوی ظروف و … به زن کمک کند. نوع آخر هم زوج هایی هستند که هر کدام مسولیت مربوط به خود را انجام داده و در حالت های نیاز به دیگری کمک می کنند.

 

 

 

هر یک از این سه نوع زندگی به توافق طرفین بستگی دارد و اجباری در انتخاب راه معین وجود ندارد. البته با به دنیا آمدن بچه و اضافه شدن یک فرد جدید به افراد خانواده برنامه زندگی تغییر می کند و با کمی حسن نیت، خوش بینی و در نظر گرفتن احساسات طرف مقابل می توان زندگی آرامی را پی ریزی نمود.

 

 

 

 


 

 

تغییرات طبیعی احساسات زن در دوران بارداری مسئله بغرنجی را به وجود می آورد. در این موارد ممکن است شوهر به طور کلی گیج شود و نتواند دلیلی برای حالت های روحی گوناگون زن پیدا کند. مخصوصا اگر زن برای اولین بار حامله شده باشد. در این موارد شوهر علاوه بر کارهای شخصی باید توجه بیشتری به زنش داشته باشد. البته با گذشت زمان زن و شوهر در می یابند که چطور یکدیگر را در ناملایمات و مشکلات زندگی یاری دهند.

 

 

 

 


 

با گذشت زمان زن و شوهر یاد می گیرند که چطور با یکدیگر همکاری کنند و برای شروع این همکاری شوهر باید زن را در مراجعه به مطب پزشک خصوصا در اوایل بارداری همراهی نماید تا پزشک در حضور هر دو وضع جسمانی و مشکلات دوران بارداری را تشریح نماید. گاهی ممکن است خانم باردار به علت تغییر اندام و هیکل و به وجود آمدن محدودیت هایی در فعالیت و کار، نگران و ناراضی باشد، بنابراین لازم است تا شوهر حداکثر سعی خود را برای برطرف کردن این مشکلات انجام دهد.

 

 


 

 

وظایف شوهر به طور خلاصه عبارتند از :

 

 

 

 


 

 

1.        با ناراحتی های دوران بارداری زن مانند تهوع، درد کمر، تکرر ادرار و … اظهار همدردی کرده و در صورت بروز علائم ناراحت کننده و خطرناک با پزشک تماس بگیرد.

 

 

 


 

 

2.        زن را در رفتن به مطب پزشک همراهی کند و با پزشک آشنا شده و طرز برخورد و رفتار با خانم باردار را از نزدیک ببیندو به علاوه برنامه روزانه را طوری تنظیم کند که زن بتواند طبق برنامه ای که پزشک مشخص کرده است، به پزشک مراجعه کند.

 

 

 


 

3.        اجرای دستورات پزشک در مورد رژیم غذایی و دارو را کنترل کند و در موارد لزوم به او یادآوری نماید.

4.        اگر زن خسته است به او اصرار نکند که از فامیل و دوستان پذیرایی کند زیرا زن باردار به آرامش و استراحت و تفریح نیاز دارد.

5.        تلفن پزشک، بیمارستان و آمبولانس را یادداشت کرده و در کنار تلفن قرار دهد.

6.        با خانم باردار در مورد پیشرفت بارداری و نوزادی که قرار است به دنیا بیاید با خوشرویی صحبت کند و سعی کند که نگرانی ها را برطرف کند.

7.        در بسیاری موارد برای انجام کارهای مربوط به بستری شدن زن در بیمارستان وقت کافی وجود دارد اما اگر درد شدید است، ابتدا او را به اتاق زایمان برده و سپس کارهای مربوط به پذیرش را انجام دهد.

 

8.        بعد از آماده شدن و معاینه خانم باردار توسط پزشک، شوهر می تواند زن را در اتاق درد ملاقات کند. حضور شوهر در کنار زن و یا حتی در بیمارستان برای خانم باردار بسیار اطمینان بخش و دلگرم کننده است.

 

 

 

 

هیئت تحریریه بیا نی نی

این قوانین کهنه در دکوراسیون را فراموش کنید

 همه ما عادت داریم تمام میز و صندلی هارا با هم ست کنیم. اگر تخت می خریم میزهای کنار تخت هم باید از همان رنگ و جنس باشند. اما این اصول دیگر فرسوده شده اند. آن ها را بشکنید و کمی هم به دنبال اصول جدیدتر و متنوع تر بروید. از جمله اصولی که باید به فراموشی بسپارید موارد زیر هستند.

دیوار رنگی برای اتاق بچه

اتاق بچه بدون دیوار رنگی هم می تواند آرامبخش باشد. در چنین اتاقی تخیل بچه بیشتر پیشرفت می کند. سعی کنید با اسباب بازی، نقاشی و پوسترهای زیبا به اتاق بچه زیبایی و تنوع بدهید.

مبل بزرگ

مبل هایی که دستی و پشتی بزرگ و پهن دارند دیگر از تاریخ گذشته شده اند. امروزه مردم بیشتر به سمت مبل های کوچک و ساده می روند. هر چه اتاق کوچک تر باشد مبل هم باید کوچک تر باشد.

ست کردن میز و صندلی

می توانید به فضای آشپزخانه با چیدن میز و صندلی از کالکشن های متفاوت تنوع بدهید.

کاشی های ساده در حمام

امروزه روش های مختلفی در دکوراسیون حمام وجود دارد پس باید با کاشی های ساده حمام خداحافظی کنید و در عوض از کاشی هایی که مثل سنگ، بتن یا حتی چوب هستند استفاده کنید.

چیدن مبلمان کنار دیوار

اعتقاد مردم این است که با چیدن مبل ها کنار دیوار فضای بیشتری خواهند داشت. این در مورد اتاق های کوچک درست است اما اگر فضا بزرگ است این قانون را باید فراموش کنید.

دیوار سفید

درست است دیوار سفید برای خانه بسیار زیبا و آرام بخش است اما به شرطی که وسایل خانه هم سفید نباشند. نکته مهم در دکوراسیون برجسته نشان دادن بعضی چیزهاست. در این صورت رنگ سفید در دکور منزل جذابیت خواهد داشت.

مبلمان اتاق خواب

نیاز نیست حتما ست اتاق خواب بخرید. بدون میزهای پاتختی هم می توان زندگی کرد. در عوض می توانید میزهای زیبا و متفاوتی بخرید.

ست کردن مبل با کاناپه

بیشتر ما طبق عادت مبل های یک رنگ و یک شکل در خانه میچینیم. این قانون دیگر در دنیای دکوراسیون امروزی کاربرد ندارد و وقتش رسیده آن را فراموش کنیم. مبل و کاناپه را می توان در شکل های متفاوت و یا رنگ های متفاوت خرید. مهم این است که هر کدام از آن ها به وسایل دیگر خانه شباهت داشته باشند.

پرده های توری

اتاق های کوچک بدون پرده بزرگ تر نشان داده می شوند.

به فردی که قصد خودکشی دارد، چه بگوییم؟

عموم افرادی که تفکر خودکشی دارند و یا افکار آن را در سر می پرورانند، با یکی از نزدیکان دوست یا آشنای خود در این باره صحبت می کنند اما مسئله این است که اگر یک عزیزی با ما درباره خودکشی صحبت کرد، چه واکنشی باید نشان دهیم؟ اصلا چه حرف هایی را باید بزنیم و چه حرف هایی را نزنیم که خدایی ناکرده باعث جری تر شدن او شود! این گزارش مهارت های صحبت کردن با فردی که قصد خودکشی دارد را به شما می گوید.

در متن نامه به جامانده از  فردی که  در دهه 1970 میلادی خودکشی کرده  نوشته شده است:«به سمت یک پُل می روم، اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند، نخواهم پرید». چند روز پیش با دوستی صحبت می کردم که دل پر دردی داشت، از زمین و زمان شاکی بود و می گفت  از  زندگی خسته شده و ترجیح می دهد بمیرد تا بخواهد برای ادامه اش بجنگد. نمی دانستم چقدر حرف هایش جدی است اما کمی گیج شده بودم و برایم سوال پیش آمد که چطور باید با فردی که افکار خودکشی و تمایل به نابودن کردن خودش دارد، صحبت کنم ! آیا اصلا باید چنین فردی  را جدی بگیریم یا بی خیال حرف هایش شویم ؟ آیا باید راهکارهایی به او ارائه دهیم یا اینکه او را به متخصصان ارجاع دهیم؟ به طور کلی راهکار درست در این زمینه چیست؟

*فکر خودکشی برای چه کسانی ایجاد می شود؟

طبق تحقیقات روانشناسی و روانپزشکی، فکر خودکشی برای هر انسانی با هر جایگاه اجتماعی و هر سن و سالی ممکن است پیش بیاید . حال می خواهد جوان باشد، پیر یا بچه. برخی شاید تصور کنند که خودکشی از عهده هر کسی نمی آید، اما این اشتباه است چرا که وقتی ذهن به بن بست می رسد، برای هر فردی ممکن است چنین تفکری ایجاد شود.

*معجزه ترک افکار خودکشی

«دکتر حمیدرضا توفیقی» رزیدنت روان پزشکی در این باره می گوید: «اکثر آدم هایی که دست به خودکشی می زنند، قبلش با یک نفر در این رابطه صحبت می کنند که مثلا قصد خودکشی دارند. مهم ترین نکته این است که فردی که چنین حرف هایی را از عزیزی می شنود نباید زمان را از دست بدهد یا اینکه خونسردی پیشه کند و از حرف زدن درباره آن اجتناب کند. اینها راه های اشتباهی است که اگر انجام دهیم، احتمال ارتکاب به خودکشی زیادتر می شود. بنابراین وقتی کسی از خودکشی صحبت می کند باید بدانیم که آنقدر بار روانی او منفی و زیاد است که نمی تواند راه حل بهتری را برای حل بحران هایش پیدا کند و با صحبت کردن با ما می خواهد از ما کمک بگیرد تا از این شرایط خلاص شود. 

بنابراین نباید فکر کنیم که او بلوف می زند، ادا در می آورد یا ژست می گیرد. به جای قضاوت های اشتباه و عجولانه یا مسخره کردنش باید راه حل های زود هنگام ارائه دهیم  و مهم ترین راه حل نیز گوش دادن به حرف هایش با همدلی است. گوش دادن باعث می شود که فرد حالش بهتر شود و بتواند تصمیمات بهتری بگیرد»

*چه جملاتی را نباید بگوییم

برخی افراد زمانی که با این موقعیت مواجه می شوند که فردی صحبت از خودکشی می کند، راهکارهای کلیشه ای را انتخاب کرده  و یا جملات تکراری قدیمی ترها  را به فرد می زنند که اصلا هم جواب نمی دهد.

دکتر توفیقی در این باره می گوید: کلیشه هایی چون : «خجالت بکش ، قوی باش» ، «خدا بیش از توان آدم بهش مشکل نمی ده، پس تحمل کن» اصلا راهگشا نیست.

واقعیت این است که ما جای سایر آدم ها نیستیم پس نمی توانیم قضاوت کنیم که او در چه شرایطی است تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که با او همدلی کنیم.

سایر کلیشه ها: «فکر کردی چه بلایی سر خانوادت و دوستات میاد» این نوع صحبت هم فقط عذاب وجدان فرد را بیشتر می کند.

«چه آدم خودخواهی هستی یا چقدر ترسویی که می خواهی خودکشی کنی، چیت کمه؟!» و اینکه «تو جرأت خودکشی کردن هم نداری!» این نوع جملات باعث می شود که فرد در تصمیم گیری اش مصرتر شود.

«برو فلانی و ببین این همه مشکلات داره، بازم به خودکشی فکر نمی کنه. ناشکری نکن!» چنین مدل صحبت کردن هم باعث می شود که فرد احساس کند، خوب درک نمی شود  و همین باعث می شود که دیگر با شما درددل نکند.»

*چه جملاتی را بگوییم

طبق آمارها در هر ثانیه هزاران نفر در سراسر دنیا دست به خودکشی می زنند که از بین اینها خیلی هایشان با فردی صحبت کرده اند اما او بی توجهی کرده است. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی مهم ترین دلیل مرگ و میر جوانان 15 تا 24 ساله، خودکشی بوده و بیش از دیگر عوامل مرگ و میر مثل جنگ و قتل کشته داده است. سازمان بهداشت جهانی خودکشی را سیزدهمین عامل مرگ و میر در دنیا معرفی کرده است.

تا اینجا توضیح دادیم به فردی که قصد خودکشی دارد چه چیزهایی نگوییم اما  از اینجا به بعد می گوییم که چه حرف هایی می تواند برای فردی که قصد خودکشی دارد اثرگذار باشد و او را از تصمیمش منصرف کند.

* فعالانه گوش دهیم

روش گوش کردن فعال خیلی مهم است. گاهی پیش می آید که ما حرف کسی را می شنویم اما گاهی هم حرف هایش را گوش می دهیم. این گوش کردن فعالانه یعنی همراه با توجه و تمرکز و همدلی، برای فردی که افکار خودکشی دارد می تواند موثر باشد. دکتر توفیقی معتقد است به فردی که قصد خودکشی دارد هم باید گوش دهیم و هم اینکه بیشتر اجازه دهیم او صحبت کند، تا اینکه ما  نصحیت کننده باشیم. باید دست هایش را بگیریم و به او بگوییم که درکش می کنیم و مشکلاتش را می فهمیم اما راه حل های بهتری هم از نابود کردن خود وجود دارد.راه حل دیگر این است که از او بخواهیم بیشتر فکر کند چرا که برای خودکشی هیچ وقت دیر نمی شود اما اگر این کار را انجام دهد ، ممکن است که دیگر برگشتنی در آن نباشد.

** در دسترس باشیم

مسئله دیگر این است که اگر متوجه شدیم فردی می خواهد دست به خودکشی بزند یا تفکرش را دارد ، نباید او را تنها بگذاریم چرا که اگر به داد فرد نرسیم ممکن است دست به خودکشی بزند اما ماجرا در این نقطه تمام نمی شود، چون افکار خودکشی ممکن است دو مرتبه باز گشت کند، بنابراین ما همیشه باید در دسترس این فرد باشیم و تنهایش نگذاریم. اگر تصمیم گرفته با آلت قتاله خاصی خودش را بکشد، این وسایل خطرناک را از دسترسش خارج کنیم و حتما حتما هم از افراد مطمئن بین دوستان و خانواده فرد کمک بگیریم و در نهایت هم او را به متخصص روانپزشک یا روانشناس ارجاع دهیم.

 

** با مراکز درمانی تماس بگیرید

اگر فردی در اطرافیان شما دست به عملی برای خودکشی زد، سریع اقدام کنید چرا که زندگی اش در خطر است و بدون درنگ با شماره های مراکز بهداشتی و درمانی تماس بگیرید و یا او را به نزدیک ترین بیمارستان برسانید. برای موارد افکار جدی خودکشی نیز می توانید با شماره های اورژانس اجتماعی 123، صدای مشاور 1480 / 4030 و اورژانس شهری 115 تماس بگیرید.

و در پایان دکتر توفیقی پیشنهادات سازنده ای برای مواجهه با افرادی دارد که قصد خودکشی دارند ؛«این شرایط با فرد، مستقیم و بی پرده باشید، احساسات او را در نظر بگیرید و درباره ارزش زندگی برایش سخنرانی نکنید، حمایت و علاقه خود را به نگرانی هایش نشان دهید، برایش دلسوزی نکنید، به او امید ندهید که گزینه های دیگری غیر از خودکشی مثل تضمین های الکی و کلیشه ای وجود دارد، برای مشاوره دادن او را نزد مشاور بفرستید و در نهایت سعی نکنید که یک تنه خودتان یک مشاور باشید بلکه حتما خانواده و یک متخصص را در جریان بگذارید.»

 

دختری 17 ساله ام و می ترسم بیماری ام را به والدینم بگویم

دختری 17ساله هستم. خانواده‌ای 7 نفره هستیم، 4 برادر دارم و من تک دختر هستم. سطح زندگی مان متوسط رو به ضعیف است، پدر و مادرم میانسال و قدیمی هستند و من خیلی احساس تنهایی می کنم و مشکل اینجاست که احساس می کنم غده ای درون سینه من هست که بعضی مواقع درد می کند و من خیلی می ترسم چراکه شرایط مالی خوبی نداریم و پدر و مادرم خیلی در زندگی غصه و مشکل دارند. نمی توانم مشکلم را به خانواده ام بگویم. کمکم کنید خیلی برای آینده ام نگرانم. مادربزرگ و خاله مادرم سرطان سینه داشتند و فوت کردند.

پاسخ مشاور

مخاطب عزیز، گاهی قرار گرفتن در شرایط سخت مانند ضعف مالی، نداشتن همدم و همراز، والدین سالخورده و گرفتار و ترس از ابتلا به بیماری سرطان باعث سردرگمی و نگرفتن تصمیم درست مى شود و البته تاخیر در تصمیم گیری هم تبعات منفی خودش را دارد. مشکل اصلی شما ترس از داشتن بیماری و به دنبال آن، هزینه های درمان و مشکلات این بیماری است.

بیماری تان را با شخص سومی مطرح کنید

اول این که در سن شما ابتلا به این بیماری، بعید به نظر می آید. نکته بعدی مطرح کردن این مشکل با فردی غیر از پدر و مادر است. خیلی خوب است که اینقدر به حال والدین خود و مشکلات آن ها توجه دارید و ملاحظه می کنید اما اولین افرادی که دوست دارند فرزندشان مشکلات خود را از آن ها پنهان نکند، والدین هستند؛ البته با توجه به شرایط سنی آن ها پیشنهاد می شود از یکی از اقوام، دوستان و همسایگان که اعتماد بیشتری به ایشان دارید و در مراجعه شما به پزشک و همراهی با شما مشکلی ندارد، کمک بگیرید. خیلی افراد هستند که اتفاقا مشتاق کمک و یاری به همنوع خود هستند؛ پس نگران تنهایی خود در این مورد نباشید.

روحیه تان را نابود نکنید

مسئله مهمی که باید به آن توجه کنید این است که گاهی تاخیر و ترس ما از پیگیری مشکل اتفاقا وضع را بدتر می کند و بیماری را که (البته در صورت ابتلای شما) در مراحل ابتدایی راحت تر درمان مى شود پیچیده و سخت مى کند. در ضمن ادامه دادن شما به شرایط قبلی نه تنها به حل مشکل شما کمکی نخواهد کرد بلکه روحیه تان را روز به روز تخریب و توانایی شما را در مقابله با مشکلات ضعیف خواهد کرد. 

باردارید؟ بیشتر آب بنوشید!

باردارید؟ بیشتر آب بنوشید!

باردارید؟ بیشتر آب بنوشید!

بیا نی نی به نقل از هفته‌نامه سلامت: حرف‌وحدیث‌ها و باورهای درست و غلط بسیاری در مورد بارداری در تابستان وجود دارد. بسیاری از اطرافیان به خانمی که قصد باردارشدن دارد، توصیه می‌کنند به نحوی برنامه‌ریزی کند که در تابستان باردار نشود و برخی برعکس تابستان را فصل مناسبی برای بارداری می‌دانند.

واقعیت این است که بارداری در هر فصل، مزایا و معایب خاص خودش را دارد. احتمال مسمومیت بارداری و فشارخون بالا در تابستان کمتر است اما در مقابل به دلیل گرمی هوا و نیاز بیشتر بدن به آب ممکن است خانم باردار دچار مشکلاتی شود. از جمله تشدید علایم آغاز بارداری تهوع و استفراغ در خانم‌هایی است که 3 ماهه اول را در تابستان می‌گذرانند.

معمولا به خانم‌های باردار توصیه می‌کنیم برای کاهش این علایم موادغذایی خشک مثل بیسکویت یا نان خشک مصرف‌ کنند و کمتر مایعات بنوشند اما در تابستان برای پیشگیری از کم‌آبی و به دلیل گرمای هوا و تعرق بیشتر مصرف بیشتر مایعات جزو ضروریات است.

این مساله می‌تواند باعث افزایش حالت تهوع در خانم‌های باردار شود. درصورتی که 3 ماهه دوم و سوم بارداری با تابستان تقارن پیدا کند، از آنجا که سوخت‌وساز انرژی بدن بالاتر می‌رود، خانم‌های باردار ممکن است نسبت به اطرافیان بیشتر احساس گرما کنند و تحملشان نسبت به گرما و محیط‌های بسته کمتر شود.

اگر اواخر بارداری به تابستان بیفتد، چون تعریق بیشتر است میزان مایع اطراف جنین نیز کاهش می‌یابد و این مساله روی رشد و وزن‌گیری جنین تاثیرگذار است. برای پیشگیری توصیه می‌شود خانم‌های باردار مصرف مایعات را بیشتر کنند و در خانه بمانند.

مساله آخر و البته قابل‌پیشگیری، افزایش احتمال بروز ماسک بارداری است. این لک‌ها گرچه به دلیل تغییرهای هورمونی بروز می‌کنند اما با قرار گرفتن در معرض آفتاب، تشدید می‌شوند و لازم است خانم‌ها توجه ویژه‌ای به مصرف ضدآفتاب‌ها داشته باشند و ترجیحا در ساعت‌های اوج آفتاب از خانه خارج نشوند و از کلاه و پوشش مناسب در باقی ساعات استفاده کنند.

 

 

 

کدام زنان پسرزا هستند؟

  تاثیر مواد غذایی در تعیین جنسیت جنین نقش قابل توجهی دارند تا حدی که متخصصان طب مدرن و طب سنتی برای پسردار شدن یا دختردار شدن توصیه های غذایی زیادی دارند.

کدام زنان پسرزا هستند؟

توصیه‌های طب سنتی برای زنان پسرزا

نکته اول برای پسرشدن جنین

متخصصان طب سنتی برای زنان پسرزا به این نتیجه رسیده اند که :تعیین جنسیت جنین بسته به نوع لقاح و ترکیب گامت جنسی x زن با گامت جنسی x یا y مرد شامل دو نوع xx (دختر) و xy (پسر) است همچنین برای تعیین جنسیت باید شرایطی فراهم شود که بتوان نوع لقاح را تحت تأثیر قرار داد.

کدام زنان پسرزا هستند؟

نکته دوم برای پسرشدن جنین

یکی از عوامل مهمی که در این زمینه می تواند نقش مؤثری داشته باشد, نوع تغذیه مادر است ، همچنین زنانی که تغذیه کامل تری دارند، امکان پسردار شدن در آنها بیشتر است.

رژیم غذایی تعیین جنسیت و زنان پسرزا

طبق مطالعات صورت گرفته نقش تغذیه در تعیین جنسیت جنین 75 تا 80 درصد به اثبات رسیده است و زنانی که قصد بارداری دارند باید دو ماه قبل از بارداری رژیم غذایی خود را شروع کنند. رژیم غذایی موجب تغییر یونی محیط درونی و محیط رحم و تغییر تمایل غشای “اووال” به اسپرم با محتوای جنسی خاص می شود.

کدام زنان پسرزا هستند؟

رژیم غذایی و خوراکی های برای حاملگی زنان پسرزا

بر اساس طب قدیم خوردن بعضی غذاها مانند کاهو، توت فرنگی، خرما، هل، زعفران و… در هنگام باردار شدن منجر به پسردار شدن و مصرف ماست ترش و تخم مرغ به دختردار شدن منجر می شود. تغذیه نقش مؤثری در جنسیت جنین دارد زیرا مواد غذایی ارتباط مستقیمی با Ph رحم دارند. مواد غذایی حاوی کلسیم و منیزیم Ph رحم را کاهش و احتمال تولد نوزاد پسر را کاهش می دهند .

کدام زنان پسرزا هستند؟

 مواد غذایی توصیه شده برای پسر شدن جنین

مواد غذایی حاوی سدیم و پتاسیم با افزایش Ph رحم نقش مؤثری در تولد نوزاد پسر دارند. استفاده از رژیم غذایی تا حد زیادی به مواد غذایی موجود در هر کشور بستگی دارد اما هدف از آن تغییر تعادل بین یونهای سدیم، پتاسیم، منیزیم و کلسیم است.

مادرزنم دنبال طلاق دخترش است

جوانی هستم 27 ساله با مدرک دیپلم. شغل ثابت ندارم و اوضاع مالی خودم و خانواده ام ضعیف است. دو سال است که ازدواج کرده ام. من و همسرم همدیگر را دوست داریم؛ ولی به دلیل بی پولی و بیکاری هنوز نتوانستم وسایل زندگی ام را فراهم کنم و عروسی بگیرم. مادرزنم قصد دارد طلاق دخترش را بگیرد. از این موضوع خیلی عذاب می کشم. لطفا راهنمایی ام کنید.
پاسخ مشاور
این که شما و همسرتان یکدیگر را دوست دارید خیلی خوب است و در هر زندگی مشترکی باید این رابطه صمیمی بین زن و شوهر وجود داشته باشد ولی غیر از بحث علاقه و دوست داشتن، یک سری واقعیت هایی نیز در زندگی هست که همه زوج های جوان باید به آن ها توجه کافی داشته باشند. یکی از این موارد داشتن شغل و قدرت تامین هزینه های زندگی مشترک و استقلال اقتصادی است.

این که شما با 27 سال سن و گذشت دو سال از ازدواج تان هنوز نتوانسته اید شغلی داشته باشید و مقدمات عروسی تان را فراهم کنید نشانه خوبی نیست و احتمالا مادر همسرتان هم از تحقق این امر ناامید شده است و از روی اجبار تصمیم به جداشدن دخترش گرفته است وگرنه هیچ مادری طلاق را برای دخترش خوب نمی داند. این که شما از این موضوع معذب هستید به تنهایی مشکلی را حل نمی کند؛ بلکه باید اقدام عملی برای رفع این معضل بکنید.

البته علت این که چرا تا این مرحله نتوانسته اید کار مناسبی پیداکنید برای ما بیان نکرده اید؛ ولی بهتر است با مشاوره گرفتن از اطرافیان و انجام مشاوره شغلی و حرفه ای، هدف خود را مشخص کنید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و اقدام مناسب را انجام دهید. سطح انتظاراتتان را تعدیل کنید اگر برای انتخاب شغل معیارهای سختی در نظر گرفته اید، بهتر است آن ها را تعدیل کنید تا بتوانید با توجه به توانایی ها و تخصص خود کار مناسب پیدا کنید.

اگر در رابطه با کار مورد نظرتان آرمانی فکر می کنید و این امر احتمال دستیابی شما را محدود می کند بهتر است با حداقل ها و از سطوح اولیه شروع کنید و سپس به دنبال پیشرفت و توسعه باشید. از خانواده همسرتان فرصت بخواهید اگر زندگی خود را دوست دارید تصمیم قطعی بگیرید و با فرصت خواستن از خانواده همسرتان برای خود یک موقعیت بسازید و توجه داشته باشید که باید از این موقعیت حداکثر استفاده را ببرید و با اقدامات عملی و جدی خود به خانواده همسرتان ثابت کنید که انگیزه و پشتکار لازم را دارید و همه تلاش خود را برای رفع این مشکل به کار می گیرید. 

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!
دوست دارید بدانید چرا بعضی خانم‌ها نمی‌توانند شریکی برای زندگی‌شان پیدا کنند یا مردها را در زندگی خود نگه دارند؟

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

به نقل از مجله دلتا: اکثر دختران برای پیدا کردن شریک زندگی خود مشکل دارند یا نمی‌توانند مردی که می‌خواهند را در زندگی‌شان نگه دارند. در این مطلب به دلایل مجرد ماندن دختران می‌پردازیم.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

دلایل مجرد ماندن دختران

اگر از آن دسته افرادی هستید که به دوستان خود می‌گویید که برای همیشه مجرد می‌مانید، اما در واقع علاقه به ازدواج دارید، تنها نیستید و افراد زیادی شبیه به شما وجود دارند. در ادامه به دلایل این موضوع می‌پردازیم.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

طرز فکر ناامیدانه داشتن از دلایل مجرد ماندن دختران

مردها ذاتا عاشق شکار کردن هستند و مغز مردها به دنبال پاداش نوروشیمیایی به‌دست آوردن یعنی دوپامین و سروتونین است. دوپامین در پیش‌بینی پاداش در بدن ترشح می‌شود نه با خود واقعی پاداش به همین دلیل خصوصیات زن به اندازه شکار کردن او اهمیت ندارد. تغییرپذیری هم تولید دوپامین در مغز را افزایش می‌دهد.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

مردها ذاتا نسبت به زن‌ها بی‌اعتماد هستند زیرا اکثر فرهنگ‌ها زن‌ها را غیرقابل اعتماد به تصویر می‌کشد. اگر زنی به سادگی قابل دسترس باشد مردها به‌صورت غریزی تصور می‌کنند که به سادگی برای بقیه مردها هم در دسترس خواهد بود. درنتیجه، تهدید بزرگ‌تری برای آن‌ها به‌شمار می‌رود و مغزشان از چنین سناریویی فرار می‌کند.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

اینکه از مردها بخواهید رابطه‌تان را تعریف کنند

هیچ‌وقت از مردی نخواهید که رابطه را تعریف کند زیرا شدیدا برایشان آزاردهنده بوده و مثل یک علامت هشدار است. اگر از آن‌ها بپرسید که با هم در رابطه‌ای جدی هستید یا نه مطمئن باشید که پاسخ منفی دریافت خواهید کرد.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

آویزان بودن از دلایل مجرد ماندن دختران

همه انسان‌ها از صمیمیت می‌ترسند. وقتی فردی دیگر به سمت شما می‌آید، واکنش خودکار مغز دور شدن از آن فرد است. چسبیدن برای آدم‌ها آزاردهنده و تهدیدآمیز است و هیچ جذابیتی برایشان ندارد.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

اینکه درمورد مردهای دیگر حرف بزنید

به زبان آوردن مداوم اسم مردهای دیگر و حرف زدن درمورد آن‌ها رابطه را خراب می‌کند. دلیل آن این است که جامعه به ما دیکته کرده است که زن نباید درمورد مرد دیگری به جز شوهر خود فکر کند.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

اینکه از مردی بپرسید ظاهرتان چطور است

اصلا چرا باید زنی چنین سوالی بپرسد؟ اگر هم لازم باشد این سوال را بپرسید، مطمئن باشید که جوابی که می‌خواهید را نمی‌گیرید. یکسری سوال‌ها هستند که نباید هیچوقت از مردها بپرسید. این سوال‌ها دقیقا همان سوال‌هایی هستند که نمی‌خواهید جواب صادقانه‌ای برایشان بشنوید. چراکه وقتی مردی به آن‌ها صادقانه نظرش را می‌گوید، ناراحت می‌شوند.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

اینکه زیاد مردان را در آغوش بگیرید و زیاد حرف بزنید

اکسی توسین هورمونی است که زن‌ها را به فرزندشان پیوند می‌دهد. از آنجایی که زنان گیرنده‌های اکسی توسین بیشتری نسبت به مردها دارند، بغل کردن و حرف زدن موجب ترشح این هورمون در زن‌ها شده ولی چیزی جز اضطراب در بدن مردان تولید نمی‌کند.

دلایل مجرد ماندن دختران آشکار شد!

وادار کردن مردها به حرف زدن یک راه حتمی برای انداختن خودتان از چشم او و دور کردن آن‌ها است. اگر نیاز به حرف زدن دارید، با یکی از دوستان دخترتان حرف بزنید.