۹ نشانه بلوغ شخصیت

۹ نشانه بلوغ شخصیت را بشناسید

۱.دربحث های کوچک سریع برانگیخته و عصبانی نمی شوید

۲.بخشندگی شما بیشتر می شود و به راحتی می توانید افراد را ببخشید و از خطای آنان چشم پوشی کنید

۳.ذهن شما بازتر می شود و دیگر مسائل را به صورت تک بعدی و تنها از زاویه دید خود نگاه نمیکنید

۴.به تفاوت ها احترام میگذارید و به این باور می رسیدکه هر تفاوتی درجایگاه خود دارای ارزش و احترام است

۵.افراد را مجبور به دوست داشتن نمیکنید و حق انتخاب را جزوی از حقوق انسان ها می دانید

۶.به راحتی افراد را قضاوت نمی کنید

۷.دربحث های بی دلیل ترجیح می دهید ساکت و آرام باشید تا به بحث و دعوا بپردازید

۸.خوشحالی خود را درگرو تفکر دیگران نمی دانید و نظرات غیرمتخصصین برای شما اولویت ندارد

۹.به استراحت و آرامش و روان خود و دیگران بیشتر از سایرمسائل  اهمیت می دهید

🔺شما چند مورد از این موارد را در خود حس می کنید؟

از ازدواج سوم با همسر سابقم می ترسم

من و همسرم پس از یک بار جدایی در ازدواج اول مان با هم عقد کردیم، اما بعد از ۸ ماه دوباره جدا شدیم. آیا می توانم دوباره بروم سراغش؟ از ازدواج سوم می ترسم، یک بار بعد از طلاق با او تماس گرفتم ولی جواب نداد، چه کارکنم، او هم هنوز مجرد است.

پاسخ مشاور

بازگشت به زندگی با همسر سابق تان امری ممکن است و تنها در موارد معدودی که پس از تلاش های لازم و بررسی های حرفه ای و کارشناسانه مشخص می شود 2 نفر واقعا برای زندگی مشترک با یکدیگر مناسب نیستند و از ابتدا انتخاب نادرستی انجام داده اند بهتر است آن ها به زندگی مشترک شان بازنگردند.

حتماً نظر همسرتان را جویا شوید

اگر شما و همسر سابق تان پس از طلاق تصمیم گرفته اید دوباره با هم زندگی کنید، در صورتی کامیاب خواهید شد که به اشتباهات گذشته خود پی ببرید و به قصد جبران آمده باشید. البته این روحیه باید در هر 2 طرف وجود داشته باشد، چرا که اگر فقط یک نفر قصد جبران اشتباهات را داشته باشد، دوباره وضع به همان شکل قبلی ادامه خواهد یافت؛ بنابراین در قدم اول باید نظر همسرتان را در این باره جویا شوید. برای مطرح کردن این درخواست، می توانید از یک فامیل مشترک یا فردی که همسرتان او را قبول داشته باشد، کمک بگیرید.

مرور دلایل طلاق اول و دوم

در متن پیامک تان به دلایلی که تصمیم گرفته اید به زندگی با همسر سابق تان برگردید، اشاره نکرده اید، ولی احتمالاً وجود دلبستگی و مهر میان شما، خاطرات گذشته یا وجود افراد دیگری که با دخالت های شان باعث جدایی شما شده اند و شما پس از جدایی متوجه این موضوع شده اید باعث شده است دوباره به ازدواج با همسر سابق تان بیندیشید. با این حال، تجربه تلخ زندگی پس از طلاق فرصت ارزشمندی را برای شما ایجاد کرده است تا به مرور زندگی قبلی خود بپردازید و علل جدایی و اختلافتان را کشف کنید. مروری که متاسفانه شما بعد از طلاق اولتان انجام نداده اید و سرانجام ازدواج دومتان را هم به طلاق کشانده است.

قبل از ازدواج دوباره بخوانید

با توجه به این که مشخص نیست چند ماه از طلاق تان گذشته است باید بدانید قبل از بازگشت به زندگی با همسر سابق تان باید از عجله بپرهیزید و فقط به خاطر فرار از تنهایی، پناه بردن به یک موضع نسبتا امن، دلسوزی و عذاب وجدان این کار را نکنید.

مهم ترین نکاتی که قبل از رجوع به زندگی سابق تان باید به آن ها توجه کنید عبارت است از:

اشتباه خود را در طلاق اول و دوم به گردن بگیرید

در تمام مسائل با هم صادق باشید

انتظارات بی جا نداشته باشید و امیدها و آرزوهای خود را با همسرتان مطرح کنید.

ارزیابی طرف مقابل مانند روز اول خواستگاری یادتان باشد

ساختن اعتماد دوباره در زندگی مشترک زمان می برد

ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق به تعهد قوی به رابطه نیاز دارد.

برای شناخت همدیگر وقت بگذارید.

معیارهای مورد نظرتان را که همسرتان باید داشته باشد در همسر سابق بررسی کنید.

این مرحله دقیقا شبیه این است که می خواهید تازه با هم ازدواج کنید، با این تفاوت که این بار شما از یکدیگر شناخت بیشتری دارید و باید بیشتر دقت کنید تا دوباره به بن بست عاطفی نرسید.

پاییز در بالکن

در پاییز، بسیاری از ما از فضای بیرون خانه همچون حیاط یا بالکن استفاده نمی کنیم؛ اما بیرون نشستن در پاییز زیبایی و لذت خودش را دارد.

نکاتی را درباره چیدمان بالکن و تراس در پاییز که البته برای ویلاها یا خانه های حیاط دار و بزرگ مناسب است، را در ادامه می خوانید:

شومینه در تراس:

قرار دادن شومینه ای در تراس و زیر سقف برای لذت بردن از بوی هیزم و آتش و هوای دوست داشتنی پاییز فوق العاده است، دیوارهای بالکن را رنگ یا اگر پولش را دارید با چوب تزئین کنید، قالی پهن کنید و مبلمان راحتی با تعداد زیادی بالش و کوسن بگذارید و از این فضا لذت ببرید. لوستر مناسب و گل های تازه نیز می تواند تاکیدی بر این همه زیبایی باشد.

استفاده از پتوی مسافرتی برای مهمانان:

شاید کمی هوا سرد باشد، اما با تدارکاتی که قرار است بچینید مطمئن باشید مهمانان رسمی شما از این که شام مهمانی را در فضای باز و کنار شومینه و آتش صرف می کنند، لذت خواهند برد. پشت هر صندلی (در صورت استفاده از میز و صندلی) یک عدد پتوی مسافرتی نیز بگذارید تا مهمانان در صورت نیاز استفاده کنند.

استفاده از پوست گوسفند :

مهم نیست پوستی که استفاده می کنید واقعی یا مصنوعی باشد. مهم این است که یک زیرانداز نرم و پشمالو داشته باشید تا در سرمای هوا آن را روی صندلی پهن کنید و از گرمایش لذت ببرید.

نورپردازی :

تراس هر قدر هم کوچک باشد، می توانید با نورپردازی خوب و مبلمان راحت زیر سقف با اعضای خانواده یا دوستان بنشینید و از دور هم بودن لذت ببرید. یک قالی نرم پهن کنید. فقط برای وقت گذرانی در بالکن هنگام شب، بهتر است چند عدد پتوی سفری هم دم دست بگذارید تا هنگام سرد شدن هوا از آن ها استفاده کنید.

استفاده از شمع:

از شمع های واقعی بزرگ یا شمع های برقی یا باتری خور استفاده کنید سعی کنید بالکن، لوستر، بالای شومینه و حتی روی میز پیش دستی را با انواع شمع ها پر کنید تا این فضا بسیار صمیمی، گرم و دوستانه باشد. مبلمان شیک و شمع های کوچک و بزرگ، علاوه بر راحتی، آرامش خاصی هم به فرد می بخشند.

بالکن درست کنید:

اگر فضای بسته و اتاق مسقف با چهاردیوار را ترجیح می دهید، فضای موردنظر خود را شبیه تراس های تابستانی تزیین کنید. به این ترتیب دیگر نگران گرما و سرمای محیط نیستید و حتی یک قطره باران هم با باد به صورت شما نمی خورد. اما برای استفاده بهتر از هوای خوب پاییز، بهتر است دری، پنجره ای، جایی را باز بگذارید.

یک اتاق نشیمن در بالکن:

برای استراحت، مطالعه یا حتی صرف غذا، خوب است بالکن را مهیا کنید و لحظه های پاییزی خود را در آن بگذرانید. چراغ گرمایشی، مبلمان راحتی و قالی و … در بالکن بگذارید و مثلا قهوه صبحگاهی یا چای عصرگاهی را آنجا نوش جان کنید. کتاب بخوانید و با اعضای خانواده همصحبت شوید.

پولیپ دهانه رحم چیست؟

پولیپ دهانه رحم یک بیماری شایع در میان زنان به شمار می آید، در واقع پولیپ یک غده بسیار کوچک است که در دهانه رحم به وجود می آید و به طور معمول به ساقه کوچکی وصل است.
به گزارش هلث نویگیتور، پولیپ دهانه رحم می تواند باعث خونریزی غیرمعمول واژن شود، اما بسیاری از آنها کوچک هستند و به راحتی توسط پزشک برطرف می شوند.
پولیپ دهانه رحم در حدود 2 تا 5 درصد از زنان مشاهده می شود و این موارد بیشتر در زنان بالای 20 سال که بچه دار شده اند نیز رخ می دهد. اغلب خانم ها فقط یک پولیپ دارند، اما پولیپ در برخی از خانم ها ممکن است دو یا سه تا هم باشد.
همچنین در بیشتر موارد پولیپ های دهانه رحم خوش خیم هستند (سرطانی نیستند) و اندازه آنها کمتر از 1 سانتی متر است و درمان اصلی پولیپ های گردنی نیز برداشتن آنهاست.

علل بروز پولیپ دهانه رحم
علت دقیق بروز پولیپ دهانه رحم هنوز مشخص نیست، اما از علل احتمالی آن می توان به احتقان رگ های خونی در دهانه رحم، عفونت دهانه رحم یا التهاب مزمن (طولانی مدت) و پاسخ غیر طبیعی به افزایش سطح استروژن اشاره کرد.

علائم پولیپ دهانه رحم
علائم شایع پولیپ دهانه رحم عبارتند از:
خونریزی واژینال غیرمعمول مانند خونریزی بعد از مقاربت جنسی
خونریزی بین دوره های قاعدگی
خونریزی بعد از یائسگی
ترشح مخاط سفید یا زرد رنگ از واژن
البته حدود 50 درصد از زنان هیچ علامتی ندارند و پولیپ شان فقط از طریق آزمایش معمول اسمیر دهانه رحم یا پاپ اسمیر قابل مشاهده است.

درمان پولیپ دهانه رحم
توصیه می شود پولیپ های دهانه رحم برداشته شوند، اگر پولیپ کوچک باشد غالبا توسط پزشک برداشته می شود که این کار به آرامی و با استفاده از یک ابزار انجام می شود. پس از برداشتن پولیپ هم ممکن است خونریزی و گرفتگی جزئی تا چند روز وجود داشته باشد.
باید سه ماه پس از برداشتن پولیپ آزمایش پاپ اسمیر انجام دهید حتی اگر نتیجه آخرین آزمایش شما طبیعی بوده باشد. این به این دلیل است که پولیپ دسترسی به همه سلول ها را مسدود می کند و ممکن است نتیجه منفی بودن آزمایش کاذب باشد.
پولیپ ها می توانند عود کنند (دوباره رشد می کنند) بنابراین در صورت بازگشت علائم به پزشک مراجعه کنید. اگر پولیپ بزرگتر از 2 سانتی متر و پایه زیادی داشته باشد برداشتن آن در این صورت برای پزشک دشوار است و احتمالا برای ارزیابی و درمان به پزشک زنان خود ارجاع داده می شوید.

چرا برداشتن پولیپ دهانه رحم مهم است؟
برداشتن پولیپ علائمی مانند خونریزی بعد از مقاربت یا بین دوره های قاعدگی را کاهش می دهد. در صورت بی توجهی به پولیپ ممکن است به رشد خود همچنان ادامه دهد. در تعداد کمی از زنان از هر هزار نفر احتمال می رود بین 2 تا 15 زن پولیپ غیرطبیعی در آنها به سرطان تبدیل شود.
مترجم: الهه زارعی

این گروه از زنان کمتر بچه دار می شوند

زنانی که اختلالات روانپزشکی پس از زایمان را تجربه می کنند کمتر احتمال دارد که صاحب فرزند دوم شوند.
به گزارش نیوزمدیکال، اختلالات روانپزشکی پس از زایمان در مادران تازه متولد شده امری رایج است و یک مطالعه جدید در دانمارک نشان می دهد زنانی که پس از تولد اولین فرزند خود اختلالات روانپزشکی را تجربه می کنند، کمتر بچه دار می شوند.

این مطالعه که در دانشگاه آرهوس دانمارک انجام شده نخستین تحقیق در نوع خود است که احتمال بارداری را در طی پنج سال از تجربه مادر دچار اختلال روانپزشکی پس از زایمان بررسی می کند.

بر اساس این تحقیق 69 درصد زنانی که در شش ماه اول زایمان دچار اختلالات روانپزشکی پس از زایمان شده اند، فرزندان بیشتری دارند. این در تضاد با 82 درصد زنانی است که هیچ اختلالات روانپزشکی پس از زایمان را تجربه نکرده اند.

دکتر لیو، سرپرست این تیم مشتاقانه اظهار داشت: می توان از اختلالات روانپزشکی پس از تولد کودک جلوگیری کرد، یک پیام مهم به زنانی که سابقه اختلالات روانپزشکی شدید پس از زایمان دارند این است که می توان از عود بیماری جلوگیری کرد. به آنها توصیه می کنیم اگر می خواهند فرزند دیگری داشته باشند از پزشکان خانواده یا روانپزشکان خود کمک بگیرند تا بتوان برنامه هایی برای درمان خاص نیازهای فردی برای کاهش خطر عود و همچنین سلامتی آنها تهیه کرد، همچنین می توان علائم را از نزدیک کنترل و درمان کرد.

اختلالات شایع روانپزشکی پس از زایمان شامل افسردگی و اضطراب است، اما به ندرت زنان در این دوره روان پریشی پس از زایمان، وسواس فکری عملی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلالات خوردن را تجربه می کنند.

در مورد طیف اختلالات تجربه شده توسط مادران تازه وارد و اهمیت انجام درمان جهانی موثر، علل اختلالات روانپزشکی پس از زایمان را به عنوان “تعامل پیچیده عوامل روانی، اجتماعی و بیولوژیکی، علاوه بر ژنتیک و عوامل محیطی” مطرح می کنند.

تحقیقات قبلی در مورد میزان اختلالات روانپزشکی پس از زایمان نشان می دهد تقریبا سه درصد از زنان در سه ماه اول پس از زایمان دچار یک اختلال روانپزشکی هستند، اما تاکنون هیچ تحقیقی در مورد اینکه آیا این اختلالات باعث دلسرد شدن دوباره زنان برای بارداری می شود، انجام نشده است.

دکتر لیو درباره انگیزه این مطالعه گفت: ما می خواستیم بررسی کنیم آیا زنان دارای اختلالات روانپزشکی پس از زایمان احتمال فرزندآوری دوم را کاهش می دهند؟ علاوه بر این، ما در نظر گرفتیم آیا کاهش میزان زاد و ولد به دلیل انتخاب های شخصی یا کاهش باروری بوده است زیرا این موارد مهم است که باید در نظر گرفته شود.

برای انجام این مطالعه، لیو و همکارانش داده های ثبت شده در دانمارک را برای 414 هزار و 571 زن که از سال 1997 تا 2015 در دانمارک صاحب اولین فرزند شده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها سپس زنان را تا 19.5 سال دنبال کردند تا اینکه فرزند دیگری متولد شد، مادر مهاجرت کرد، از دنیا رفت، چهل و پنجمین سالگرد تولد آنها بود یا غیره. تا ژوئن 2016، مطالعه را در نقطه ای از وقوع هر یک از این وقایع به پایان رساند.

برای شناسایی اینکه کدام زن ها یک اختلال روانپزشکی پس از زایمان را تجربه کرده اند، آنها دیدند آیا در شش ماه اول تولد فرزندشان برای آنها اختلالات روانپزشکی برایشان داروی روانگردان تجویز شده یا تحت حمایت بیمارستانی هستند.

در مجموع 4 هزار و 327 (1 درصد) از زنان پس از اولین زایمان خود یک اختلال روانپزشکی را تجربه کرده اند. این زنان در مقایسه با زنانی که پس از زایمان دچار اختلال روانپزشکی نشده اند، یک سوم احتمال داشتن فرزند دوم را دارند. اگر مادر به دلیل اختلال روانپزشکی در بیمارستان بستری باشد، احتمال بارداری مجدد او تقریبا نصف خواهد شد.

برخی از محدودیت های این مطالعه شامل این واقعیت است که محققان اطلاعات دقیقی در مورد سقط جنین و مرده زایی ندارند و فقط متولدین زنده در این مطالعه گنجانده شده اند و همه زنانی که پس از زایمان دچار اختلال روانپزشکی شده اند، دارو دریافت نکرده اند یا در بیمارستان به دنبال درمان نبوده اند. بنابراین، استفاده از نتایج این مطالعه خاص در مورد سایر جمعیت ها در سراسر جهان امکان پذیر نیست.

دکتر لیو گفت: اگرچه تعداد کمتری از زنان مبتلا به اختلالات روانپزشکی پس از زایمان دارای فرزندان بعدی بودند، اما قابل توجه است حدود 69 درصد از این زنان هنوز فرزند دوم را انتخاب کردند. برای 31 درصد زنان باقیمانده باید دلایل عدم داشتن فرزند دیگر را از یکدیگر تفکیک کنیم. اگر آنها به دلیل ترس از عود اختلالات از بارداری دیگر جلوگیری کردند، پیام بالینی مهم برای آنها این است که پیشگیری از عود امکان پذیر است.
مترجم: الهه زارعی

من و همسرم با هم لجبازی می کنیم!

 جوانی 21 ساله هستم. حدود40 روز است با همسرم که 16 سال دارد، ازدواج کرده ام. خیلی با هم لجبازی می کنیم، لطفا کمکم کنید چون خیلی دوستش دارم و نمی خواهم زندگی ام با مشکل مواجه شود.

پاسخ مشاور

مخاطب گرامی، جر و بحث‌ و اختلاف ‌نظر‌های همسران به خصوص در روزهای ابتدایی زندگی مشترک مسئله ‌ای است که بیشتر زوج ‌ها آن را تجربه می ‌کنند اما واکنش زوج‌ ها در برابر این جر و بحث ها با هم متفاوت است. بعضی‌ ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند، اما بعضی ‌ این بگو مگو‌ها را میدان جنگی تصور می ‌کنند که باید پیروز آن شوند و این ها به هر کاری برای پیروز شدن دست می ‌زنند. این افراد با لجبازی بیش از حد بحث را کش می ‌دهند. به نظر می رسد داشتن این تصور همان مشکلی است که شما در پیامک تان به آن اشاره کرده اید. امیدوارم توضیحات ادامه این مطلب به کمک تان بیاید.

در پیامک تان گفته اید که خیلی با هم لجبازی می کنیم. توجه داشته باشید که لجبازی یک خصوصیت شخصیتی است که افراد را به کارهای بچگانه و تصمیم ‌های غیر منطقی وا می ‌دارد. لجبازی از این احساس نشات می‌ گیرد که فرد فکر می‌ کند، در حال شکست خوردن است و باید قدرت خود را نشان دهد.

در واقع کمبود اعتماد به نفس و نداشتن خود باوری و کمبود‌های درونی، گاهی باعث لجباز شدن افراد می ‌شود؛ بنابراین باید به فکر بررسی این کمبودهای درونی و پاسخ دادن به آن ها باشید.

رفتارهایی که شروع کننده لجبازی است گفته اید زندگی مشترک و همسرتان را خیلی دوست دارید؛ بنابراین باید با رفتارهایی که ممکن است ناآگاهانه شما را لجباز نشان دهد، آشنا شوید و از انجام آن ها پرهیز کنید چراکه وقتی شما لجباز می ‌شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می‌ کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می ‌شود.

باید گفت که وقتی می خواهید اشتباهات همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید، عمدا کاری را که می ‌دانید همسرتان دوست ندارد انجام می دهید و در حالی که می ‌دانید اشتباه از شماست آن را نمی پذیرید، در واقع در حال لجبازی کردن هستید.

فراموش نکنید که گاهی لجبازی آن قدر شدت می ‌گیرد که بر اثر آن یک زندگی به دلایل کوچک و واهی از هم می ‌پاشد و زن و شوهر به خاطر لجبازی با یکدیگر عشق شان را از یاد می‌برند و فقط به پیروز شدن در برابر دیگری می‌ اندیشند.

همسرتان را تشویق به لجبازی نکنید! شما باید در رفتارهایتان نکاتی را رعایت کنید تا همسرتان سر لج نیفتد و با شما لجبازی نکند یا حداقل به لجبازی با شما تشویق نشود. اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی ‌های همسرتان شما لجبازی نکنید. دوم این ‌که وقتی همسرتان عصبانی است جواب او را ندهید و با او بحث نکنید بلکه در آن لحظه او را به آرامش دعوت کنید.

سومین نکته این است که بدانید فردی که لجبازی می‌ کند معمولا خودش می ‌داند که حق با او نیست، اما هیچ وقت نمی ‌خواهد این را به زبان بیاورد، پس شما نیز اصرار نکنید و بحث را ادامه ندهید. چهارم این‌ که همیشه اشتباهات همسرتان را با احتیاط و مهربانی با او در میان بگذارید چرا که اگر او احساس کند که تحقیرش می ‌کنید یا انتقادتان را توهین ‌آمیز به او منتقل می‌ کنید ممکن است با شما لجبازی کند و ایرادش را نپذیرد و رویه ‌اش را تغییر ندهد.

دختری هستم که لکنت زبان دارم

دختری 15 ساله هستم. بعضی اوقات که می‌خواهم حرف بزنم، زبانم می‌گیرد یک چیزی مثل لکنت زبان دارم. نمی‌دانم با مشکلم چطور باید کنار بیایم؟

پاسخ مشاور

در مورد سوال شما باید گفت همه افراد ممکن است در هنگام صحبت کردن دچار لکنت زبان یا تکرار کلمات بشوند که این موضوع امری عادی است و می‌تواند برای هر فردی اتفاق بیفتد اما اگر فقط در موارد خاصی مانند صحبت کردن در جمع یا در حضور افراد ناشناس و غریبه دچار این گرفتگی زبان می‌شوید، می‌توان گفت احتمالا از استرس و اضطراب صحبت کردن در جمع رنج می‌برید که آن را “اضطراب اجتماعی” می‌نامیم و این اضطراب باعث لکنت زبان یا گرفتگی زبان در موارد خاص می‌شود.

درخور ذکر است آن چه باعث این امر می‌شود احتمالا افکاری است که شما قبل از صحبت کردن در ذهن خود مرور می‌کنید که ما آن‌ها را در روان‌شناسی “خطاهای شناختی” می‌نامیم و در ادامه تعدادی از آن‌ها را توضیح می دهیم.

با شناخت این خطاها و برنامه‌ریزی برای مرتکب نشدن آن‌ها، مشکلتان تا حد زیادی قابل کنترل خواهد بود و رفع خواهد شد.

قانون «همه یا هیچ» یکی از خطاهای شناختی قانون «همه یا هیچ» است. در این خطای شناختی، فرد امور جاری زندگی را فقط سیاه یا سفید در نظر می‌گیرد.

هر چیزی کمتر از عالی برای فرد قابل قبول نیست و برای مثال برای شما، کوچک‌ترین لکنت زبانی باعث پایین آمدن رضایت از زندگی تا حد زیادی می‌شود.

قانون «باید بشود یا نشود» در این خطای شناختی افراد اتفاقات را براساس این که چطور باید می‌بودند، تفسیر می‌کنند نه این که واقعیت چگونه است.

در این خطای فکری، شخص قبل یا بعد از انجام هر عملی از جملاتی استفاده می‌کند که با کلمه «باید» شروع می‌شود مانند این که من باید بهترین باشم یا باید بهترین نمره ممکن را بگیرم یا باید همیشه دیگران مرا تحسین کنند.

ممکن است شما هم از این جملات باید دار استفاده می‌کنید که این امر می‌تواند باعث ایجاد استرس و اضطراب در شما شود.

قانون «درشت نمایی یا مبالغه کردن» در این تحریف شناختی، فرد درباره مشکل خود بزرگ‌نمایی می‌کند و مشکلش را خیلی بیشتر از آنچه هست، تصور می‌کند.

ممکن است شما نیز مشکل خود را بزرگ‌تر از آنچه هست در نظر می‌گیرید در حالی که ممکن است دیگران آن را امری عادی و طبیعی تلقی ‌کنند.

قانون «تعمیم افراطی» در این اشتباه شناختی افراد براساس یک رویداد خاص، یک الگوی کلی را استنباط می‌کنند مانند این که این اتفاق همیشه برای من می‌افتد یا من همیشه بدشانس هستم.

شما هم ممکن است از این روش تفکر استفاده می‌کنید و مواردی را که مشکلی نداشته‌اید به خاطر نمی‌آورید.

قانون «فیلتر کردن» در این نوع خطای شناختی، افراد تحت تاثیر یک حادثه یا یک اتفاق منفی همه واقعیات را تاریک و تار می‌بینند.

تنها بخش منفی ماجرا را می‌بینند و به بقیه قسمت‌های آن توجه نمی‌کنند. این ناتوانی در دیدن جنبه‌های مثبت باعث می‌شود شخص احساس عدم کفایت کند. ممکن است شما نیز فقط به یک قسمت از اتفاقات توجه می‌کنید و قسمت‌های دیگر را نمی‌بینید.

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

برخی از رفتارهای نابهنجار و مخالف با فرهنگ خانواده در نوجوان به‌واسطه تأثیرپذیری از شبکه‌های اجتماعی و ارتباط با دوستان از این طریق شکل می‌گیرد و برخی نوجوان‌ها برای حفظ حریم خصوصی‌شان روی تلفن همراهشان رمز می‌گذارند؛ بسیاری از والدین می گویند رمز داشتن گوشی تلفن همراه نوجوان نگرانی آن ها را بیشتر می کند. با این حال در این شرایط نباید با مشاجره به این بحث خاتمه داد. بلکه پیش از در اختیار دادن این امکانات باید پیش شرط هایی برای نوجوانان 12 تا 17 ساله گذاشته شود. در این باره با دکتر آسیه اناری عضو هیئت مدیره انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان گفتگو کردیم و راهکارهای حل این مسئله را جویا شدیم.

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

نوجوان از والدین الگو برداری می کند  

دکتر اناری به‌عنوان روانشناسی که بیش از 18 سال در ارتباط با خانواده‌ها و نوجوانان کار بالینی انجام می‌دهد، معتقد است تلفن همراه حریم خصوصی نیست:« اگر گوشی برای من به‌عنوان والد حریم خصوصی باشد برای نوجوان هم حریم خصوصی است. مگر من در تلفن همراهم چه چیزی دارم که نمی‌خواهم فرزندم بداند؛ مسلماً اگر من به‌عنوان والد برای تلفن همراهم رمز بگذارم و اجازه ندهم فرزندم دست به گوشی‌ام بزند، فرزندم هم از من الگوبرداری خواهد کرد.»

وی ادامه می‌دهد: «والدین حداقل تا 17-18 سالگی فرزندشان باید فضایی را به وجود بیاورند که هیچ فردی در خانواده روی تلفن همراهش رمز نگذارد تا نوجوان این دوره بحران را با موفقیت سپری کند. نکته مهم دیگری که والدین باید به آن توجه داشته باشند این است که برای دادن تلفن همراه به نوجوانشان شرط بگذارند که رمز موبایل او را بدانند؛ علاوه بر این، برنامه‌های موبایلی متنوعی وجود دارد که والدین می‌توانند از طریق آن‌ها تلفن همراه نوجوانشان را کنترل کنند. قرار نیست که والدین با استفاده از نرم‌افزارهای کنترل گوشی، چت‌های خصوصی نوجوانشان را بخوانند بلکه قرار است والدین به کلیت گوشی دسترسی داشته باشند.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

اگر نوجوان برای تلفن همراهش رمز گذاشت، چه باید کرد؟

دکتر اناری در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «قبل از دادن گوشی باید شرط شود که نوجوان برای تلفن همراهش رمز نگذارد اما اگر این مسئله شرط نشده باشد و درعین‌حال خودِ والدین روی تلفن همراهشان رمز داشته باشند، اوضاع بسیار سخت خواهد بود. به‌هرحال، اگر نوجوان در سنین 16-17-18 سالگی برای تلفن همراهش رمز گذاشت، حقیقتاً نمی‌توان کاری انجام داد چون این مرحله نوجوانی انتهایی است و در این مرحله تنها با رابطه می‌توان نوجوان را کنترل کرد اما اگر نوجوان در سنین پایین‌تر برای تلفن همراهش رمز گذاشت، والدین در عین اینکه باید رمز تلفن همراهشان را در اختیار نوجوانشان قرار دهند باید از او بخواهند که رمز موبایلش را به آن‌ها بدهد در غیر این صورت موبایل را از او خواهند گرفت. والدین باید دقت کنند که لازم است یک ارتباط متقابل بین آن‌ها برقرار شود که هر دو طرف یک قانونی می‌گذارند و اجرایی می‌کنند. چنانچه نوجوان در سنین پایین‌تر حاضر نشد رمز تلفن همراهش را در اختیار والدینش قرار دهید، در این صورت لازم است از یک متخصص و روانشناس کمک گرفت تا بررسی شود که در ذهن و روان نوجوان چه می‌گذرد.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

قوانین دادن تلفن همراه به نوجوان

 نظارت بر گوشی نوجوان زمانی معناداراست که والدین ابتدا با قوانین درست، گوشی را در اختیار نوجوانشان قرار دهند. دکتر اناری در این باره می‌گوید: «اگر والدین از ابتدا تلفن همراه را با قوانین و شرایط مناسب در اختیار نوجوان قرار دهند، به مشکلی برنمی‌خورند. دادن تلفن همراه به نوجوان باید با قوانین درستی همراه باشد، قوانینی مثل استفاده از تلفن همراه در ساعات خاص، تحویل گوشی به والدین در شب، داشتن اینترنت محدود، ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی تا سنین 15-16 سالگی و استفاده از نرم افرازهای کنترل والدین.»

لطفا در خانواده رمز گوشی‌تان را لو بدهید!

زمینه سرکشی نوجوانان را فراهم نکنیم

این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در پایان توصیه می‌کند:« والدین ابتدا باید با تغییرات و نیاز های دوران نوجوانی آشنا شوند.مهم ترین خواسته نوجوانان در این دوره استقلال است.اما برخی از والدین درک درستی از دوران نوجوانی ندارند و  با برخوردهای نادرست زمینه لجبازی و سرکشی نوجوان را فراهم می‌کنند. بنابراین، والدین برای نظارت غیرمستقیم بر روی نوجوان لازم است با کسب اطلاعات درباره دوره نوجوانی، برقراری ارتباط درست با نوجوان، وقت گذراندن و سرگرم کردن نوجوان با بازی و ورزش، نداشتن زبان تند در ارتباط با نوجوان، عدم کنترل و نداشتن انتظارات بیجا از نوجوان زمینه مناسب برای برقراری ارتباط درست با او را فراهم آورند.»

نظر دهه 80دی ها درباره چندوچون محصولات فرهنگی نوجوانانه

نوجوان‌ها روزهای‌شان را چطور می‌گذرانند؟ چطور خودشان را سرگرم می‌کنند؟ در زمینه‌های مورد علاقه‌شان از کجا اطلاعات به‌ دست می‌آورند و جواب سوال‌های‌شان را کجا جست‌وجو می‌کنند؟ آیا در تلویزیون، سینما، نشریات و سایر حوزه‌های فرهنگی، جایی دارند؟
  
دنیای نوجوانی در ایران ناشناخته است
محمد حسین    18ساله
 من به تازگی چند فیلم خوب  دیدم که همگی مال سینمای ژاپن‌اند، مثل «رب لوبیای شیرین» و «پنج قدم فاصله» . مجموعه «هری‌ پاتر» و سریال «چیزهای عجیب» تولید آمریکا را هم خیلی دوست داشتم اما فقط یک فیلم ایرانی دیده‌ام که مناسب نوجوان‌ها بود به ‌نام «منطقه پرواز ممنوع». فیلم ایرانی نوجوانانه خیلی کم ساخته می‌شود، همه تولیدات یا کودکانه ‌اند یا مال بزرگ سالان  و اصولا انگار بزرگ‌ترها در ایران شناختی از دنیای نوجوانانه ندارند. ببینید مثلا «هری ‌پاتر» به‌ خاطر دنیای فانتزی و استفاده از سحر و جادو برای نوجوان‌ها جالب است و بیشتر شخصیت‌ هایش همسن ‌و سال خود ما هستند یا نسخه جدید فیلم «سیندرلا» برای این خیلی طرفدار دارد که با کلیشه‌ها مبارزه می‌کند و از نگاه جنسیت‌زده دور است؛ در این فیلم، فرمانروا یک زن است و پری مهربان، یک مرد. دختر خدمتکار، منتظر شاهزاده‌ای نیست که بیاید و آینده‌اش را تغییر بدهد و خودش سرنوشتش را می‌سازد. برای همین من بیشتر فیلم‌ و سریال خارجی می‌بینم چون هم زیاد تولید می‌شوند و هم تنوع خوبی دارند. من البته غیر از سینما، عاشق مطالعه هم هستم اما فقط کتاب می‌خوانم، چون هیچ نشریه‌ نوجوانانه‌ای سراغ ندارم. در مدرسه تا دوران راهنمایی، مجله رشد می‌خواندم اما الان اصلا مجله نمی‌خوانم.
 
نه فیلم داریم، نه سریال، نه مجله!
سارا    15ساله
 از بین همه محصولات فرهنگی، تنها کتاب است که مشخصا برای مخاطب نوجوان تولید می‌شود. من دغدغه‌ها و موضوعات مورد علاقه‌ام را فقط در کتاب‌ها پیدا می‌کنم و ژانر علمی- تخیلی را از همه بیشتر دوست دارم. تا چند سال پیش مجله «همشهری ‌بچه‌ها» را می‌خواندم ولی چون مطالبش به‌ درد بچه‌های حداکثر 12ساله می‌خورد، سنم که بیشتر شد، گذاشتمش کنار. فیلم و سریال ایرانی مناسب نوجوان هم خیلی کم داریم. از خارجی‌ها، فیلم‌های «شگفتی» و «خطای ستارگان بخت ما» و سریال‌های «آن‌شرلی» و «امیلی در نیومون» را دوست داشتم. آخرین‌ بار که سینما رفتم، سه سال پیش بود؛ «منطقه پرواز ممنوع» را دیدم که به ‌نظرم فیلم خوبی بود. چند تا نوجوان، هدفی داشتند که برای رسیدن به آن تلاش می‌کردند. هم هیجان‌انگیز بود، هم آموزنده. اصولا فیلم نوجوانانه به ‌نظر من باید از علایق و مسائل مربوط به نوجوان‌ها بگوید و کارگردان و نویسنده‌اش باید با دنیای نوجوانی آشنایی کامل داشته ‌باشند؛ چیزی که خیلی کم پیدا می‌شود.
 
خلأ محصولات نوجوانانه را با جایگزین‌های نامناسب پر می‌کنیم
اشکان   16ساله
 در دنیا فیلم و سریال نوجوانانه زیاد تولید می‌شود. در ایران اما هیچ محصولی اختصاصی نوجوان‌ها نیست و بچه‌ها طبق سلیقه خودشان ازبین محصولات موجود، چیزی انتخاب می‌کنند. مثل سریال «قورباغه» که بیشتر نوجوان‌ها آن را دیدند چون هم جذابیت و هیجان داشت و هم سناریوی قوی. مشکل ما اما فقط به فیلم و سریال ختم نمی‌شود. در ایران تا دل‌تان بخواهد نشریه کودک و جوان و بزرگ سال داریم ولی نشریه اختصاصی نوجوان؟ تقریبا هیچ. نوجوان‌های علاقه‌مند به مجله، باید از بین مطبوعات موجود چیزی برای خودشان دستچین کنند. مثلا وقتی راهنمایی بودیم، یک ‌سری از بچه‌ها مجله ماشین می‌خواندند و بعضی‌ها هم مجله دانستنی‌ها را که خب هیچ ‌کدامش مخصوص نوجوان ها نیست. تازگی‌ها نشریه‌ای منتشر می‌شود که مال نوجوان‌هاست ولی درواقع هیچ سنخیتی با ما ندارد. اکثر نویسنده‌هایش در فاز روشنفکربازی و قلمبه‌ سلمبه نوشتن گم شده‌اند. موسیقی هم که خب گفتن ندارد! حالا این وسط ما جای خالی این‌ها را با چی پر می‌کنیم؟ خب البته که پای سلیقه درمیان است و هرکس سراغ چیزی می‌رود اما به‌ نظر من بیشتر جایگزین‌ها نامناسب‌ اند و فقط برای پر کردن خلأ موجود. مثلا رپ فارسی و کی‌دراما دوتا از پرطرفدارترین جایگزین‌ها هستند.
نویسنده : الهه توانا| روزنامه نگار