راه حل ساده برای دسته شکسته بطری
اعتیاد زنان و دختران، آسیبی پیچیده به کانون خانواده
اعتیاد کوچک و بزرگ نمیشناسد کمر همت را بسته تا درگیری خانوادهها با این آسیب اجتماعی را شاهد باشد، این بار نوجوانان و جوانان به ویژه دختران طعمه این هیولای مرگبار و پرمخاطره شدهاند و کانون گرم خانوادهها را نشانه گرفته است.
آسیب اعتیاد اگرچه این روزها رنگ دیگری گرفته و برخی نوجوانان و جوانان نیز با این بلای بزرگ درگیر شدهاند اما زمانی که صحبت از اعتیاد بانوان و دختران به میان میآید شاید به این موضوع تا حدودی نگاه متفاوتتر شود چون زنان و دختران و موضوع مادری و کانون گرم خانواده در هم تنیده میشود و مساله از هم پاشیدن خانوادهها به دلیل معتاد شدن مادر خانواده مطرح خواهد شد.
ساعت حدود ۱۵ عصر است از خانه که بیرون میآیم سکوی جلوی خانه دختر و پسر جوانی کنار هم نشستهاند، زمانی که صدای باز شدن در را میشنوند نیم خیز میشوند و هنگامی که پایم را روی سکو میگذارم با لحنی آرام معذرت خواهی میکنند و از روی سکو بلند میشوند.
چیزی که توجه من را جلب میکند سیگاری است که در دست این دو است و به دیگری برای پک زدن پاس میدهند، در زمانهای که کرونا حتی ارتباطات را از خانوادهها گرفته است اما اینگونه سیگار میان این دو دست به دست میشود، نمیدانستم که این روزها جوانان با چیزی شبیه سیگار حشیش استنشاق میکنند اما وقتی از یک پزشک و درمانگر اعتیاد این موضوع را جویا شدم، بسیار نگران شدم چرا که گفت جوانان این شیوه را مدتهاست انجام میدهند.
شاید هیچگاه نباید بگذاریم این روزهای تلخ دوباره تکرار شود چون آسیب اعتیاد چنان کانون خانوادهها را نابود میکند که ممکن است اگر ارادهای در وجود جوانان برای ترک اعتیاد وجود نداشته باشد تا سالهای سال عذاب برای خانواده و دوستان به همراه داشته باشد.
موضوع دیگری که در خیابان توجهام را جلب کرد دختر ۱۴ یا ۱۵ ساله که هر روز در ساعتی خاص در گوشهای از کوچهای خلوت چنان سیگار بر روی لبانش میگذاشت که انگار سالهاست که سیگار میکشد، اینها هم آسیبی است که جوانان را درگیر خود کرده است اعتیاد هزاران مشکل به همراه دارد اما وقتی از نوجوانی یا جوانی این موضوع جدی گرفته نشود شاید در آینده مشکلات آن دوچندان شود.

وجود چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرف کننده موادمخدر در کشور
حمید صرامی مدیرکل سابق دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با موادمخدر میگوید: چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرفکننده مستمر و غیرمستمر در کشور وجود دارد که با بُعد خانوار آنان، حدود ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصه موادمخدر دارند.
وی با اشاره به اینکه در عرصه پیشگیری نیز باید به الگوی ترکیبی مصرف مواد، زنانه شدن اعتیاد، ورود افراد با تحصیلات متفاوت به چرخه مصرف مواد توجه کرد، افزود: عواملی همچون تفریح، جلب توجه، اختلال افسردگی و اضطراب، اختلال خواب، اختلالات جنسی از جمله عوامل مصرف مواد در جمعیت عمومی کشور است که در عرصه پیشگیری باید برای هر کدام از این عوامل برنامهریزی هوشمندانه کرد.
چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرفکننده مستمر و غیرمستمر در کشور وجود دارد که با بُعد خانوار آنان، حدود ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور به صورت روزمره دغدغه و نگرانی در عرصه موادمخدر دارنداین پژوهشگر اعتیاد، شیوع مصرف مواد در نوجوانان در دهه ۸۰ را نیم درصد و در دهه ۹۰ به ۲.۱ درصد برشمرد و عواملی همچون لذتطلبی افراطی، تفریح، اباحه گری در خانواده، عدم نظارت والدین، ضعف مهارتهای خودکنترلی، عدم تابآوری و ضعف دانش در مورد عوارض و تبعات مصرف مواد را از جمله موارد جدی در افزایش شیوع مصرف مواد در نوجوانان برشمرد.
صرامی گفت: وضعیت شیوع مصرف مواد در جوانان در دهه ۸۰ یک درصد بود که در دهه ۹۰ به ۴.۷ درصد رسید و دلایل آن در نگرش مثبت به مواد، اضطراب، پرخاشگری، عزت نفس پایین و ضعف اطلاعات نسبت به عوارض مصرف مواد بوده است.
وی ادامه داد: در جمعیت کارگری، نرخ شیوع مصرف مواد ۲۲ درصد است و عواملی همچون کار سنگین، سختی شغل، مشکلات خانوادگی، تفریح و مشکلات اختلالات خواب از جمله عوامل مؤثر در مصرف مواد در این قشر است.

افزایش مصرف مواد مخدر در ایران در دهه ۷۰ تا ۹۰
صرامی افزود: قبل از انقلاب اسلامی در ایران، وجود بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر معتاد و روند افزایش شیوع مصرف مواد در دهه ۱۳۵۰ دلالت بر وجود معضل دیرینه در کشور داشت. طبق نتایج تحقیقات، ایران در دهه ۶۰ با کاهش شیوع مصرف مواد مواجه بود، اما از دهه ۷۰ تا ۹۰ افزایش شیوع مصرف مواد در کشور را باید غفلت از توسعه فرهنگی، اجتماعی، ضعف کارکرد خرده نظامهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تقویت باورهای غلط و فریبهای فرهنگی ناشی از تهاجم اجتماعی دشمن، مهاجرتها و حاشیهنشینی، ضعف مهارتهای زیستن، چگونه زیستن، با هم زیستن در نوجوانان و جوانان و مهمتر از همه غفلت از رویکرد پیشگیری از مصرف مواد بیان کرد.
به آسیبهای اجتماعی بیشتر توجه شود
سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره مساله آسیبهای اجتماعی میگوید: امروز شاهد شرایطی در کشور هستیم که ایجاب میکند به آسیبهای اجتماعی توجه بیشتری شود. از جمله این شرایط میتوان به تنوع آسیبهای اجتماعی، کاهش سن افراد در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی، رشد آمار آسیب های اجتماعی، گسترش آسیب های اجتماعی ناشی از فضاهای مجازی و تکنولوژی، جلوتر بودن آسیب های اجتماعی از برنامه ها، فراگیر نبودن برنامه های اجرایی در کشور، غالب بودن رویکردهای سیاسی – امنیتی نسبت به آسیبهای اجتماعی و عدم توجه کافی به مسایل اجتماعی در کنار مسایل اقتصادی و سیاسی اشاره کرد.
وی تاکید کرد: تاملی بر وضعیت کشور در این حوزه نشان میدهد که وضعیت جامعه ایران در حوزه اجتماعی در حالت بیتعادلی قرار دارد. گستردگی، رواج و تعدد آسیبهای اجتماعی باعث شده تا علیرغم این که دستگاه های مسئول تمام تلاش خود را انجام می دهند، اما روز به روز بر تعداد و وسعت و پیچیدگی و تراکم آسیب های اجتماعی افزوده شود. لذا ادامه وضعیت فعلی، وضعیت نگران کننده ای را برای نظام ایجاد کرده که مستعد ایجاد بحران ها و آشوب های اجتماعی خواهد بود.

آسیبهای اجتماعی همچون اعتیاد و موادمخدر تهدیدی برای کشور
موسوی چلک ادامه داد: این باور وجود دارد که در نتیجه گسترش آسیب های اجتماعی در کشور هم فرد، هم خانواده و هم جامعه از آن تاثیر خواهند پذیرفت و هزینه های این گسترش را خواهند پرداخت. تاملی بر برخی از آمارهای رسمی ارایه شده توسط مراجع ذیربط کشور در حوزههای طلاق، موادمخدر و روانگردان، دعاوی خانوادگی، اقدام به خودکشی، خشونتهای اجتماعی، خشونتهای خانگی، گرایش به مصرف مشروبات الکلی، فرار از منزل و آسیبهای اجتماعی ناشی از گسترش فضای مجازی گویای این موضوع هستند که آسیب های اجتماعی تهدیدی جدی برای کشور محسوب می شوند که به نظر میرسد این تهدید در نهایت امنیت اجتماعی و حتی امنیت ملی ما را تهدید جدی خواهد کرد.
وی اضافه کرد: چرا که گسترش آسیب های اجتماعی نیروی انسانی جامعه را که مهمترین مولفه در توسعه هر کشور محسوب می شود را نابود خواهدکرد و در این شرایط شاهد کاهش مولفه مهم دیگر برای توسعه هستیم که از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد می شود. بدون شک جامعه ای که در آن نیروی انسانی سالم و کارآمد و قانون مدار کم باشد و اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی هم پایین باشد سلامت اجتماعی هم مناسب نخواهد بود و می توان گفت که تحت تاثیر این شرایط، کیفیت زندگی مردم نیز مناسب نخواهد بود و در نتیجه مردم در آن جامعه «بهتر زیستن» را تجربه نخواهند کرد.
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران اضافه کرد: با توجه به اینکه این شرایط را قبول کردیم که در این حوزه عقب هستیم وخوب کار نکردیم و اینکه باید زمینه ها و رویکرد های اجتماعی را تقویت کنیم، این خود یعنی پذیرش این نکته که با زور و اجبار نمی توان آسیب های اجتماعی را کنترل کرد و کاهش داد که اگر می توانستیم با این رویکرد قهری کنترل کنیم این وضعیت را که در حال حاضر داریم و همه نگران تنوع و تعدد آسیب های اجتماعی و کاهش سن افراد در گیر آسیب های اجتماعی هستند، شاهد نبودیم.
سن اعتیاد در کشور ۲۴ سال
اسکندر مومنی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه میانگین سن اعتیاد در ایران، ۲۴ سال و چند ماه است و این سن اعتیاد در دنیا، ۱۹ سال است، گفت : نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور پنج درصد است.
وی خاطرنشان کرد: همچنین نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور، پنج درصد است و این نرخ در دنیا بالای ۷ درصد است، اگرچه وجود یک معتاد هم در ایران زیبنده نیست اما اگر اقدامات جمهوری اسلامی ایران نبود، وضعیت اعتیاد بدی را شاهد بودیم.
نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت فعال کشور پنج درصد استمومنی نرخ شیوع اعتیاد در حوزه دانشآموزی را ۲ درصد خواند و گفت: این نرخ در آمریکا، ۱۷ درصد و در برخی کشورها نیز ۲۰ درصد است که رقم بالایی است. در همه ابعاد اگر بخواهیم شاخص را تعیین کنیم، وضعیت جمهوری اسلامی ایران با بسیاری از کشورها فاصله زیادی دارد.

دنبال ارائه آموزش به خانوادههای دارای آسیب اجتماعی هستیم
انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری نیز در این باره در گفت و گو با خبرنگار حوزه زنان و خانواده بیا نی نی در پاسخ به این سوال که اکنون آسیبهای اجتماعی در جامعه بیشتر شده، سن اعتیاد خیلی پایین آمده است و دخترانی که به موادمخدر روی آوردهاند، این معاونت چه برنامههای برای کمک به این موضوع دارد، اظهار داشت: یکی از کارهایی که در این زمینه میخواهیم به وسیله خیران انجام دهیم این است که با آموزش و تحت پوشش قراردادن خانوادههایی که عضوی از آنها دچار این آسیبها هستند و یا خود خانواده دچار این آسیب شده است بتوانیم فرزندان آنها را حفظ کنیم.
وی تصریح کرد: تمام تلاش این است که اقداماتی انجام شود که با ارائه آموزشهای لازم فرزندان این خانوادهها به سمت مساله اعتیاد کشیده نشوند، البته اکثر این افراد در محله هایی هستند که این مشکل در آنجا شیوع پیدا می کند و لازمه آن این است که خود بانوان از آسیب بیشتر جلوگیری کنند.
خزعلی معتقد است: بانوان بهتر همدیگر را در مسیرهای مختلف درک میکنند تا بیشتر بتوانند در زمینه حل آسیبهای اجتماعی پشتیبانی کنند و مسایل تربیتی آنها را عهدهدار شوند روی همین اصل یکی از برنامه های ما تنظیم شده است که به وسیله نیروهای مردمی این آموزش ها را به خانوادهها داشته باشیم.

مصرف گل در جامعه به شدت افزایش یافته است
صفاتیان تحلیلگر اعتیاد نیز در گفت و گو با خبرنگار بیا نی نی اظهار داشت: براساس آمار و اطلاعات موجود بیش از چهار میلیون مصرفکننده مستقیم و غیرمستقیم موادمخدر در کشور داریم، یعنی ۱۵ میلیون نفر و یک ششم کشور درگیر گرفتاری موادمخدر هستند.
وی با بیان اینکه مصرف گل در جامعه به شدت افزایش یافته است، تصریح کرد: این مصرف در پارکهای تهران قابل مشاهده است و در مدارس راهنمایی نیز این موضوع به خوبی دیده میشود.
صفاتیان با بیان اینکه وقتی معاون وزیر آموزش و پرورش اعلام میکند که سن اعتیاد بالارفته است، تصریح کرد: نمیتوان این را پذیرفت چون وقتی مادر دانشآموزان بسیاری از این مسایل را در پارکها و خیابانها مشاهده میکنند چگونه باید این موضوع را قبول کرد. آیا اعلام این آمار بر مبنای یک کار تحقیقاتی و براساس کدام کار پژوهشی است که از سوی معاون وزیر اعلام میشود.
این تحلیلگر ادامه داد: جوان یا نوجوانی که از سنین پایین گل یا حشیش استفاده میکند ۱۰ سال دیگر نمیتواند خانواده تشکیل دهد، نمیتواند در جایی مشغل به کار شود و یک شخصیت ضد اجتماعی پیدا میکند وقابل درمان هم نخواهد بود.
وی با بیان اینکه موضوعات اجتماعی همه زنجیرهوار به هم وصل هستند و ریشه همه این موضوعات اعتیاد است، اظهار داشت: با گران شدن موادمخدر، فرد معتاد مجبور است به سمت مواد ارزانتر و ناخالص و تزریق و مصرف مواد روانگردانها برود و در نهایت مجبور به جرم برای تامین موادمخدر موردنیاز خود میشود که به همین منظور باید چارهای اساسی برای این موضوع اندیشید.
صفاتیان ادامه داد: موادمخدر سالانه نزدیک به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور ضربه میزند باید پرسید که مسئولان کشوری وقتی موادمخدر روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان در بخش درمان، بهداشت، مقابله و دیگر بخشها، به کشور ضربه زده است چه کاری باید انجام دهد تا اعتیاد این همه ضربه به کشور وارد نکند.
به هر حال آسیبهای اجتماعی به ویژه اعتیاد موجب ضربه بزرگی به کانون گرم خانوادهها میشود چرا که وقتی بانوان درگیر این آسیب شوند هزاران مشکل از جمله ازهم پاشیدگی خانوادهها، طلاق و از هم گسستن ارتباطات خانوادگی میشود پس بنیاد بگذاریم اعتیاد بیشتر از این زنانه شود اگرچه افزایش اعتیاد در مردان آسیبهای بیشتری به همراه دارد اما اگر به گونهای برنامهریزی شود که اعتیاد این همه ضربه به جامعه وارد نکند نقش موثرتری را خواهد داشت.
جراحی میکنم چون میخواهـم دیـــده شَـوَم!
اگر اهل این کارها نباشی، پیدا کردن جایی که از نظر خودت ایرادی داشتهباشد و بخواهی آن را درست کنی و با تیغ جراحی سروسامان بدهی، خیلی سخت است بهویژه اگر در کنار این موضوع، از هر گونه عملی هم ترس و واهمه داشتهباشی، اما مجبورم! در خودم کمی جستوجو میکنم. به کمک گوگل، سایت چند کلینیک و پزشک زیبایی را پیدا میکنم. بعضیها حتی فیلم عملها را گذاشتهاند تا ترس مخاطبی مثل من بریزد، اما بعید میدانم فایدهای داشتهباشد.
گوشی را برمیدارم. به کلینیکی زنگ میزنم. خانم منشی میگوید باید برای معاینه وقت بگیرم. وقت را برای یک ماه دیگر میدهد. چانه میزنم که دیر است و عجله دارم و دماغ عملی را باید به عروسی برسانم که راضی میشود و برای یک هفته بعد برایم وقت میگذارد اما این رضایت او به کارم نمیآید و از وقت گزارش میگذرد.
دوباره جستوجو میکنم و اینبار به کلینیک دیگری زنگ میزنم. اسم کلینیکها را نمینویسم چون اجازه آن را ندارم. خانم منشی میگوید برای معاینه سریع وقت میدهند ولی برای عمل حالاحالاها باید در نوبت باشم. قبول میکنم و برای ساعت 4 عصر راهی کلینیک در یکی از خیابانهای گران شهر میشوم.
اگر با لباسی ساده و کمقیمت اینجا بیایی، بهکل از زندگی ناامید میشوی. همهچیز باید مارک باشد! نه اینکه من مارک پوشیده باشم ولی کمی حواسم را جمع کردهام که یک وقت تابلو نباشم.
تخمین سن زنانی که اینجا نشستهاند واقعا سخت است. بعضی از چهرهها به اندازهای دستکاری شدهاند که نمیشود حدسی زد. بعضی هم که زیر یک کیلو باند هستند اصلا چیزی پیدا نیست! نمیدانم الان واقعا این خانمها زیبا شدهاند یا در مراحل زیبا شدن هستند ولی آنچه اکنون هستند واقعا چنگی به دل نمیزند.
خانمی که کنار دستم نشسته مثل من برای معاینه آمده است. میپرسد: شما هم برای معاینه آمدهای؟ میگویم: بله، ولی واقعا مطمئن نیستم به اینکه عمل کنم. راستش، خیلی هم میترسم.
خندهای بلند میکند و میگوید: خب، عمل نکن! نگاهی به هم میاندازیم و هردو سکوت میکنیم. حواسم را به اطراف مثلا پرت میکنم. خانمی که روبهرویم نشسته است جوری که همه متوجه شوند به خانم منشی میگوید: پف این دماغ بعد یک سال هنوز نخوابیده ها! منشی نگاهی میکند و میگوید: با آقای دکتر صحبت کنید! روی مانیتور سالن انتظار، عکسهای قبل و بعد از عمل مدام رفتوآمد میکند. بعدازعملها واقعا قشنگ هستند ولی تغییر آنها فقط عمل نیست. محو تصاویر هستم که دختری جوان در را باز میکند و داخل میآید. وقت عمل دارد اما پدرش رضایت نداده است. به صورتش که نگاه میکنم هیچ ایرادی نمیبینم ولی او اصرار دارد بدون اجازه عمل را انجام دهد. ظاهرا به کسی قولی داده است!
خانمی که کنارم نشسته بود زودتر از من نوبتش میشود. قبل از رفتن، سر خم میکند و دم گوشم میگوید: من که مجبورم عمل کنم چون خور و پوف میکنم و مشکل دارم ولی دماغ تو واقعا مشکلی ندارد. الکی خودت رو دم تیغ نده! بعد از آن خنده بلند، توقع چنین نصیحتی را از او نداشتم. منتظر نوبت ویزیت نمیمانم. از کلینیک بیرون میآیم. از خودم میپرسم واقعا چند درصد از زنانی که عمل میکنند نگاه خانم کناری را دارند.
سرم را پایین بیاورم نفسم بند میآید اما زیبا شدهام!
فاطمه حدود چهل سال سن دارد و یک سالی میشود بینیاش را عمل کرده است. نظر خودش این است که آن بینی به این صورت نمیآمده و حالا شرایط بهتر شده است. «شنیدم که یکی از پزشکان تهران با تخفیف بینی را 10 میلیون تومان عمل میکند. چند تکه از طلاهایم را فروختم و سریع نوبت گرفتم و راهی شدم. بینی گوشتی و بدی داشتم که دیگر تحمل آن برایم سخت شده بود. توی عکسهایم همین یک قسمت بد توی چشم میزد و اعصابم را خرد کرده بود. الان که عمل کردهام، خیلی راضی هستم. قبلا عکسهایی که از خودم میگذاشتم در نهایت صد تا لایک میخورد ولی الان خیلی زیاد شده است و همه میگویند خیلی قشنگ شدهام. آدم با این حرفها اعتمادبهنفس پیدا میکند. همهچیز خوب است. تنها مشکلم این است که دیگر نمیتوانم سرم را خیلی پایین بگیرم. نفسم بند میآید.»
برای جلب توجه شوهرم عمل کردم اما گفت خوب نیست
مریم سیوپنجساله از خانوادهای مذهبی است. او بهتازگی پشت پلکهایش را کشیده و بینیاش را قلمی کرده است. دلیل عجیبی برای این کار دارد. «من برای آدمهای بیرون و خیابان عمل نکردم. اصلا هم اهل عکس گرفتن نیستم. تنها چیزی که من را به عمل کردن ترغیب کرد خواهرشوهرم بود. مدتی بود جراحی بینی و پلک انجام داده بود و شوهرم مدام میگفت: ببین چقدر خوشگل شده! ببین چقدر تغییر کرده! از این حرفها میزد که در نهایت من را هم راهی اتاق عمل کرد. مادرم از اول با این کارم مخالف بود. میگفت به کار خدا نباید دست زد ولی من به خاطر توجه شوهرم عمل کردم. البته که شوهرم به علت هزینههای عمل نظرش تغییر کرده بود و میگفت خیلی هم خوب نیست ولی حرف زده بود و مجبور شد 30 میلیون خرج کند.»
باید بهروز باشی مثل خوانندهها و بازیگرها
بین سوژههایی که تاکنون برای عمل زیبایی اقدام کردهاند، دغدغه این موضوع در ذهن دختری پانزدهساله برایم عجیب است. برنامه حلما برای سال آینده این است که حتما بینی خود را عمل کند، چربیهای شکمش را بردارد و حتما لبهایش را تزریق کند و به قول خودش شکل یکی از هنرپیشههای مطرح سینما بشود. «الان دیگر مثل قدیم نیست که آدم سنتی فکر کند. باید بهروز باشی مثل خوانندهها و بازیگرها که هر روز یک مدل تیپ میزنند و تغییر میکنند. فقط کافی است پول داشته باشی. آن وقت دیگر نیازی نیست نگران هیچچیز باشی! هر وقت خواستی چاق میشوی، هروقت خواستی لاغر میکنی! هرقدر دوست داشتی میخوری و همهچیز را به دست یک پزشک زیبایی میسپاری تا برایت حل کند! من که به پدرم گفتهام پول دانشگاه را بدهد به خودم تا دماغم را عمل کنم. چون کمی هم چاق هستم، راحت چربیها را برمیدارم و خوشتیپ میشوم. مهم این خوشتیپی است. الان که پسرها هم دنبال خوشگلی هستند، آنها هم عمل میکنند. قبلا عمل کردن را بد میدانستند اما مظهر باکلاسی است!»
گرهی از زندگیام باز نمیکند
در این بین، زنانی هم هستند که به هر دلیلی اعتقادی به عمل زیبایی و تغییر ظاهر خود ندارند. زهرا دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی است. او با اینکه خیلیها توصیه کردهاند بینیاش را عمل کند، سراغ این کار نرفته است. «یکی از جملات معروف مادرشوهرم این است که «زهراجون، اگر دماغت رو عمل کنی، دیگر هیچچیز کم نداری!» همیشه این جمله را بهویژه در مهمانیها تکرار میکند تا شاید من راضی شوم بینیام را عمل کنم ولی من زیر بار این کار نمیروم چون فکر میکنم عمل کردن آن هیچ گرهی از زندگیام باز نمیکند و تأثیری ندارد. شوهرم و اطرافیان هم به این قیافه عادت کردهاند. بعید میدانم اگر عمل کنم تعداد دوستانم تغییر کند یا محبت شوهرم به من بیشتر شود. اصل زندگی اخلاق است وگرنه قیافه تکراری میشود.»
تغییر کردن اندازه دارد
این تفکر ارتباطی با میزان تحصیلات ندارد. مریمخانم زنی خانهدار است و از نظر مالی مشکلی برای اینکه بخواهد در این زمینه خرج کند ندارد. «تغییر هم اندازهای دارد. یک چیزهایی باید به آدم بیاید. خیلی از مادرها انگار میخواهند دوباره به سن دختران خود برگردند که هر کاری میکنند تا تغییر کنند. همین هفته پیش یکی از آشنایان را در دورهمی خانوادگی دیدم. خانم از بس تغییر کرده بود شناخته نمیشد. بعضی چیزها ارزشهای انسانی هستند که باید آنها را حفظ کرد، نه اینکه سر چشموهمچشمی خرج کرد.»
بانوان، رکورددار عملهای زیبایی
بر اساس آمارها حدود ۸۷ درصد از عملهای زیبایی جهان را خانمها انجام میدهند. زنان با ۲۰ میلیون و ۳۶۲ هزار و ۶۵۵ نفر بیشترین مخاطبان عملهای جراحی زیبایی در دنیا هستند. این امر حاکی از اهمیت زیبایی و زیباتر به نظر رسیدن در میان آنهاست. البته رکورد بیشترین عمل زیبایی در جهان مربوط به خانمی پنجاهودوساله است! البته مردان هم اهل جراحی زیبایی هستند و جراحی بینی، لیپوساکشن و عمل زیبایی گوش از جمله عملهایی است که آنها بیشتر انجام میدهند.
تعداد عملهای زیبایی در جهان به نسبت جمعیت جهان ۰.۲ درصد است در حالی که تعداد عملهای زیبایی در ایران به نسبت جمعیت یک درصد است. یعنی در ایران پنج برابر بیش از میانگین جهانی عمل زیبایی انجام میشود. همچنین کشور ما از نظر عمل زیبایی بینی، با حدود ۷ درصد، مقام سوم را در جهان دارد.
نتایج تحقیقات انجمن بینالمللی جراحی پلاستیک در سال ۲۰۱۷ حاکی از این است که آمریکا با ۴ میلیون و ۲۱۷ هزار و ۸۶۲ عمل جراحی زیبایی در سال رتبه نخست، برزیل با ۲ میلیون و ۵۲۴ هزار و ۱۱۵ رتبه دوم و ژاپن با یک میلیون و ۱۳۷ هزار و ۹۷۶ مورد عمل زیبایی رتبه سوم جهانی را به خود اختصاص دادهاست. در این میان، ایران رتبه بیستم را با تعداد ۱۵۱ هزار و ۴۳۹ مورد به خود اختصاص داده است که بین کشورهای خاورمیانه، بعد از ترکیه، رتبه دوم محسوب میشود. همچنین به گفته نایبرئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی، ایران دارای ۳۳۰ جراح پلاستیک است که بیشترین آمار در منطقه خاورمیانه را به خود اختصاص دادهاست.
نتایج تحقیقی در سال ۱۳۹۶ درباره دلایل و پیامدهای جراحیهای زیبایی زنان و مردان ساکن شهر تهران از طریق مصاحبه کیفی با ۲۷ زن و پانزده مرد، حاکی از این است که برای مردان حقارت و خودکمبینی و برای زنان ترس از طرد شدن و تصویر ذهنی منفی از مهمترین دلایل مبادرت به جراحی زیبایی است.
بسیاری از مراجعهکنندگان بدون هیچ ضرورتی به دنبال تغییر شکل هستند
درباره انگیزههای زنان از جراحی زیبایی با یک پزشک جراح پلاستیک هم صحبت میکنیم که تأکید دارد نامش ذکر نشود. سالهاست در کار جراحی زیبایی است و اعتقاد دارد این علم و فناوری باید خدمتی برای بشر باشد. «در حوزه پزشکی، عملی که ضرور نباشد، جزو عملهای زیبایی محسوب میشود و از آنجایی که انجام این عملها کاملا انتخابی است، از استانداردها و ضرورتها فاصله گرفته است. درست است که زیبایی حق بشر است و خداوند هم زیبایی را دوست دارد، باید معنی این واژه بین مردم تغییر کند. این تغییر مختص به جهان سوم یا قشر خاصی نیست بلکه وامگرفته از اجتماعی است که تحت تأثیر رسانهها قرار دارد و سلبریتیها به الگویی برای افراد تبدیل شدهاند. این موضوع بسیار تأسفبار است که مراجعهکنندگان فراوانی بدون هیچ ضرورتی به دنبال تغییر شکلی شبیه به فلان بازیگر یا فلان خواننده هستند و برای رسیدن به این هدف پولهای گزافی خرج میکنند، هزینههایی که قطعا ضروری نیست.»
زیبایی به شرط ضرورت
این پزشک بسیاری از جراحیها را ضروری نمیداند و اعتقاد دارد این تمایل به زیبایی نوعی زیادهخواهی است که جامعه به آن دامن زدهاست. «هدف از راهاندازی این زمینه پزشکی کمک به افرادی بود که دچار ضایعه هستند. این ضایعه یا مادرزادی یا به دلیل حوادث پیشبینینشده بود اما رویکرد به این موضوع امروزه اقتصادی شده است و بنگاههایی نیز با همین موضوع شکل گرفتهاند. امروزه افراد زیادی هستند که شغل آنها فقط دلالی برای برخی از پزشکان زیبایی شدهاست و چه از داخل چه از خارج کشور بهویژه حوزه خلیجفارس، افرادی را معرفی میکنند تا برای خود درآمدی کسب کنند و از آنجایی که برخی از همکاران تنها نگاه اقتصادی به این مقوله دارند، در مسیر جراحیهای غیرضرور قدم برمیدارند. من به خیلی از مراجعهکنندگان میگویم ضرورتی برای عمل بینی یا هر تغییر دیگر در آنها وجود ندارد اما به علت جو جامعه، خیلیها ترجیح میدهند تغییر کنند و این تغییر را تنها در ظاهر دنبال میکنند. از نظر من که یک جراح پلاستیک هستم، عمل زیبایی زمانی معنا مییابد که ضرورتی وجود داشته باشد. برای نمونه، افرادی که دچار حوادثی مثل سوختی میشوند حق دارند با کمترین قیمت ممکن به این خدمت پزشکی دسترسی داشته باشند اما با رویکردی که پیش آمده است، هماکنون این خدمت با هزینههای زیاد و بدون خدمات بیمهای ارائه میشود. شاید نگاهی دوباره به جراحی زیبایی و تعریفی جامع از استانداردهای اینگونه عملها بتواند مشکلات بسیاری را حل کند.»
تحتتأثیر جامعه
درباره تمایل به عملهای زیبایی در بین زنان با یک روانشناس به گفتوگو مینشینم. زهرا میرزاییزاده معتقد است بیشتر عملهای جراحی یک انتخاب شخصی نیستند بلکه افراد تحت تأثیر شرایط جامعه به این تغییرات تن میدهند. «در انجام عملهای زیبایی دلایل مختلف فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی دخیل است و نمیتوان گفت فرد با اختیار این تغییرات را انتخاب کرده است. گاهی روند جامعه افراد را به سمت و سویی میبرد که واقعا ناچار به تغییر ظاهری میشوند و تصور میکنند با این تغییر میتوانند به منزلت، جایگاه و پرستیژ دست یابند.»
او رسانهها و سلبریتیها را نیز در این اتفاق بیتأثیر نمیداند. «رسانهها، فناوری و حتی همین سلفیها باعث گرایش بیشتر افراد به تغییرات ظاهری میشود و مدام این تصویر را در ذهن مخاطب ایجاد میکند که بدنی منفی و نامناسب دارد. این تصویر در گذر زمان اعتمادبهنفس مخاطب را کاهش میدهد و او را به فردی الگوپذیر تبدیل میکند. این الگوها برگرفته از رسانهها و سلبریتیهاست.»
حال خوب به ظاهر بستگی ندارد
این روانشناس آثار مثبت زیبایی را در زندگی افراد منکر نمیشود اما هر زیبایی با هر هزینهای را قابل قبول نمیداند. «جراحی زیبایی اعتمادبهنفس شما را افزایش میدهد و بر کیفیت زندگی شما اثر مثبت میگذارد اما این نتایج همیشگی نیست و ممکن است موقت باشد. برای نمونه، وقتی فردی از چاقی رنج میبرد، با جراحی زیبایی میتواند خود را از شر چربیها خلاص کند و پیکرتراشی کند ولی چون ارادهای برای نخوردن ندارد و از طرفی این جراحی با مشکلات بدنی همراه است، با مسائل جدیدی روبهرو میشود که بر کیفیت زندگیاش اثر منفی خواهد گذاشت. نباید حال خوب ما به ظاهرمان بستگی داشته باشد. همیشه موارد دیگری هم برای خوب شدن هستند. گاهی یک لباس نو، یک جمله انگیزشی، تفریح و کوه و گاهی برنامههای متنوع دیگری که هر فرد بعد از گذشت زمان و شناخت خود به آنها پی میبرد میتواند باعث حال خوب شود. اگر دنبال خاص بودن و خاص شدن هستید، جراحی زیبایی و تغییر چهره و بدن تنها راه آن نیست. این در حالی است که ممکن است بعد از جراحی به ایدهآل خود نرسید و دیگران شما را سرزنش کنند. پس اگر سمت آن رفتید، باید حواستان به این موضوع هم باشد که بعد از کلی هزینهتراشی، ممکن است شرایط بدتر از قبل شود. در نهایت، باید قبل و بعد از عمل جراحی واقعبین باشید. حتی اگر هم ظاهرتان تغییر کند، سبک زندگی یک مدل خاص را نخواهید داشت. پس اگر پیرو مدلی خاص هستید، همهجانبه به موضوع نگاه کنید!»
انتخاب با خودتان است. برای یک تغییر، در نهایت شما باید تصمیم بگیرید اما قبل از این تصمیم، به نتایج آن هم فکر کنید. آیا واقعا کمی کوچکتر کردن بینی در روند زندگی شما تغییری ایجاد میکند؟ آیا این تغییر خواست خودتان است یا تحتتأثیر جامعه، خانواده و اطرافیان؟ گاهی تغییرات دیگری را هم میتوان تجربه کرد، تجربهای که بتواند رکوردی مثبت برای زنان باشد.
***
۸۷ درصد بانوان بیشترین مخاطبان عملهای جراحی زیبایی
۲۰ میلیون و ۳۶۲ هزار نفر
2/0 درصد
تعداد عملهای زیبایی در جهان به نسبت جمعیت جهان
1 درصد
تعداد عملهای زیبایی در ایران به نسبت جمعیت
در جهان
رتبه 1: آمریکا
۴ میلیون و ۲۱۷ هزار و ۸۶۲
رتبه 2: برزیل
۲ میلیون و۵۲۴ هزار و ۱۱۵
رتبه 3: ژاپن
یک میلیون و ۱۳۷ هزار و ۹۷۶
رتبه 20: ایران
۱۵۱ هزار و ۴۳۹
5 برابر
در ایران پنج برابر بیش از میانگین جهانی عمل زیبایی انجام میشود
رتبه 3
ایران از نظر عمل زیبایی بینی با حدود ۷ درصد، مقام سوم را در جهان دارد
اشکهای زن شیک پوش
«برای گرانیها حقوقم را ۵۰۰ هزار تومان اضافه کردند. خدا خیرشان بدهد!»
به زن روبه رویی در مترو نگاه کردم. صلواتشمار صورتیرنگی مثل انگشتر حلقه دور انگشت اشارهاش بود و آرامش صورتش حس خوبی داشت. موهای سفیدش را با دست جمع کرد و ادامه داد: دو میلیون و ۵۰۰ تومن میشود، ولی من هم واقعا زحمت میکشم. همهکار انجام میهدم. قبلا کارم راحتتر بود. پرستار مادرشان بودم. خدا رحمتش کند. حاجخانم هوایم را داشت. بعد از فوت مادرشان، گفتند برای کار خونه بروم.
زن بغل دستیاش هم مثل او صلواتشمار به دستش بود و ذکر میگفت اما جوانتر بود.
سری تکان داد که یعنی خوب است و گفت: من فقط بچه را نگه میدارم. برای کار خانه، هفتهای یک بار کارگر میآورند. بچه خوبی است اما مادرش خیلی حساس است و خیلی ادا و اطوار دارد.
زن جوانتر در ادامه گفت: شوهرش بیتفاوت و خونسرد است. خانمش دو هفته رفت مسافرت، بچه را سپرد به من. میگفت: ببرش خانه، نگه دار. شب برای خواب بیاور تحویل من بده!
روز آخر که خانمش میخواست برگردد، گفت: بیا خانه مواظب بچه باش تا کارگر تمیزکاری کند. وای! نمیدانی! خانه شهر شام بود. همین دو هفته کلا پارتی گرفته بود! من که جرئت نکردم به خانمش بگویم.
در حالی که دو کارگر زن غرق صحبت بودند، یکی از صندلی پشت صدایش را بلند کرد: مدیونی به زنش نگویی. مرد به خانمش خیانت کرده. خدا ازش نگذرد!
پرستار بچه آرام گفت: شما از ادا و اطوارهای خانم خبر ندارید. اگر هم آقا کاری کرده باشد، حقش است. دو هفته شوهر و بچهاش را ول کرده رفته !
خانم شیکپوش ایستاده وسط راهرو اما عقیده ای متفاوت داشت: روزی میرسد که بچهشان بزرگ میشود، موهای زن سفید میشود، مرد بازنشسته میشود، مرد و زن هردو پختهتر میشوند و همه این شر و شورهای جوانی میگذرد. بعد با هم سفر مشترک میروند و خاطرات مشترکشان را مرور میکنند. زن بیخبر از شیطنتهای جوانی مردش، به او افتخار میکند و عشق میورزد. میدانید بازنده واقعی کیست؟ زنی که نفر سوم بود، یواشکی وارد حریم آنها شده بود، خیال خام برش داشته بود که روزی … .
اشکهای زن خوشپوش سرازیر شد. سرش را پایین آورد و به پرستار بچه گفت: به زنش نگو. بگذار عاشق شوهرش بماند. دستکم یک زن کمتر شکسته میشود.
برحسب عادت گوگل را باز کردم و جستوجو کردم: اگر از خیانت باخبر شدیم چه کنیم؟
نوشته بود: در مدیریت شرایط بعد از خیانت سعی کنید قوی عمل کنید و با طی کردن فرایند صحیح، بهترین تصمیم را بگیرید.
شما به عنوان یک خانم خیانتدیده چه باید بکنید؟ باید بمانید یا بروید؟ در حقیقت، ماهیت سؤال این است که آیا ببخشم یا خیر.در پاسخ، باید عرض کنم شما زمانی حق بخشیدن خیانت را دارید که مطمئن شوید همسر شما آدم قبلی نیست. بنابراین اگر همسر شما سیستم حسی، احساسی، باورها، اعتقادات، تفکر و تصمیمگیریهایش همچنان مشابه قبل است، احتمال تکرار خیانت وجود دارد.
در هر بار بخشش، فردی که قربانی خیانت شده است مسئولیتی پیدا میکند مبنی بر اینکه به سادگی و سهولت به موضوعات مطرحشده از طرف شریک عاطفی خود نگاه نکند. شاید اکنون برای شما این سؤال ایجاد شده باشد که: چطور بفهمیم فردی که خیانت کرده است دوباره آن را تکرار نخواهد کرد. ابتدا باید ریشه خیانت مشخص شود و با توجه به آن، در شما و همسرتان تغییراتی به لحاظ رفتاری و روانی ایجاد شود.
در حقیقت، شما و همسرتان باید نزد یک مشاور بروید و پس از آنکه مشاور متوجه ریشه اصلی خیانت شد، با فرد خیانتکار جلسات درمانی را شروع کند و به شما به عنوان فردی که قربانی خیانت شده است توصیههایی را به لحاظ رفتاری ارائه کند. تنها در این صورت است که احتمال خیانت به حداقل یا صفر میرسد.
اما پرسش اصلی شاید این باشد: اگر جای پرستار بچه بودیم چه میکردیم؟ شما چه میکردید؟
نویسنده: زهره رنگ آمیز روزنامهنگار
مدت عده طلاق دختر باکره چقدر است؟
آیا دختر باکره باید پس از طلاق عده نگهدارد؟ طبق قوانین جدید طلاق، آیا دختری که عقد بوده و عمل زناشویی انجام نشده و دختر باکره است، پس از طلاق باید ۳ ماه عده نگه دارد؟
عده طلاق دختر باکره و زنی که نزدیکی نداشته
یکی از مهمترین آثاری که انواع طلاق از جمله طلاق توافقی به دنبال دارد، مدت زمان عده است. منظور از مدت زمان عده، مدتی است که زن باید پس از طلاق منتظر بماند و با مرد دیگری ازدواج نکند. اساس عده طلاق، جلوگیری از اختلاط نسل و همچنین احترام به نکاح سابق است. منتهی عده طلاق شامل حال همه زنان نمیشود و طبق قانون بعضی از زنان که طلاق میگیرند و از شوهر خود جدا میشوند نیازی به نگه داشتن عده ندارند.
همه مراجع: با توجه به اینکه شوهر با زن نزدیکى نکرده، نگه داشتن عده لازم نیست و مى تواند بلافاصله بعد از جدایى با مرد دیگرى ازدواج کند.
چه زنانی عده طلاق ندارند؟
دختر باکره عده ندارد
در صورتی که زن و شوهر قبل از آمیزش جنسی از یکدیگر جدا شوند و دختر باکره باشد، طلاق از نوع بائن است. در طلاق بائن نیز مرد نمیتواند در مدت زمان عده به زن رجوع کند و اگر بخواهد که زندگی زناشویی را از سر بگیرد باید تا پایان مدت زمان عده منتظر بماند و مجددا با زن عقد کند. از آن جایی که امکان بارداری دختر باکره متصور نیست نیازی به نگه داشتن عده طلاق توسط او نیست. بارزترین مثال در این حالت طلاق در دوران عقد و قبل از آمیزش جنسی است که در این صورت دختر باکره است و نیازی به نگهداری عده ندارد.
زن یائسه عده طلاق ندارد
همانطور که میدانید منظور از زن یائسه، زنی است که به سنی رسیده باشد که امکان بارداری آن وجود نداشته باشد. به همین دلیل طلاق زن یائسه از شوهرش نیز از نوع طلاق بائن است به گونهای که مرد اجازه رجوع به زن خود را بعد از طلاق ندارد. با این وجود زن یائسه نیز عده طلاق ندارد و نیازی به نگهداری عده ندارد. عده انواع مختلفی دارد که تنها به یکی از انواع آن در این مطلب اشاره کردیم. یکی دیگر از انواع عده، عده فوت شوهر است که زن یائسه موظف است آن را نگه دارد.
آیا بدون درخواست طلاق می توان مهریه را گرفت؟
مهریه از حقوق قانونی زن بعد از ازدواج است که زن بلافاصله پس از عقد نکاح مالک آن میشود. بنابراین گرفتن مهریه بدون طلاق هم امکان پذیر است و زن میتواند طی زندگی با همسرش، هر زمان که خواست مهریه خود را مطالبه کند.
عدهای تصور میکنند گرفتن مهریه بدون درخواست طلاق امکان پذیر نیست اما بر اساس قانون، «به مجرد عقد، زن، مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.» از این روی، زن اجازه مطالبه، انتقال یا بخشش مهریه خود را به محض عقد نکاح، اعم از دائم یا موقت دارد و میتواند پس از گرفتن مهریه همچنان به زندگی با همسرش ادامه دهد.
چه مواردی زن را از مهریه محروم میکند؟
تنها ابراء یا بخشیدن و چشم پوشی از مهریه باعث میشود زن از مهر خود محروم شود و نشوز (عدم تمکین)، ارتکاب به جرم زنا، ارتکاب به جرم قتل همسر، خیانت، طلاق و مواردی از این دست، هیچ کدام زن را از مهریه مندرج در عقدنامه محروم نخواهد کرد.
مدارک لازم برای گرفتن مهریه بدون طلاق
زن میتواند با در دست داشتن شناسنامه، کارت ملی و سند ازدواج به دفترخانهای که عقدشان در آن ثبت رسمی شده مراجعه کرده و مهریه خود را مطالبه کند.
مراحل گرفتن مهریه بدون طلاق
از آنجایی که مطالبه مهریه ربطی به طلاق ندارد و زن هر زمان که بخواهد میتواند آن را مطالبه کند، در این قسمت به بررسی کلی روند گرفتن مهریه میپردازیم.
اقدام از طریق اجرائیات ثبت: در این روش زوجه یا وکیل قانونی او، با مراجعه به دفترخانه ای که ازدواجشان را ثبت کرده، اقدام به پر کردن فرم مطالبه مهریه از طریق اجرائیات ثبت میکنند. پس از احراز هویت، درخواست به اجرا گذاشتن مهریه توسط دفترخانه به اداره ثبت اسناد و املاک ارجاع داده میشود و با توقیف و به مزایده گذاشتن اموال همسر، مبلغ مهریه تامین میشود.
اقدام از طریق دادگاه: اگر زن پس از طی روش اول متوجه شد که مرد هیچ مال یا سند رسمی ندارد، باید با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، دادخواست مطالبه مهریه را ثبت کرده و از دادگاه تقاضای صدور حکم به پرداخت مهریه داشته باشد.
اقدام زشت و خبرساز جوان عاشق با نامزد سابقش
تصویر منتشر شده از صورت دختر جوان برزیلی، به سرعت واکنش های تند قابل انتظار را به سمت خود جذب کرد. واکنش هایی که هیچ التیامی بر زخم دختر بینوا نخواهند داشت. عکس منتشر شده جنجالی، نمایی از صورت دختر جوانی را نشان میداد که نیمی از آن به شکلی دردناک خالکوبی شده بود. آنچه خالکوبی شده بود یک اسم پسرانه بود که خیلی زود مشخص شد این اسم متعلق به نامزد سابق دختر بینواست. طبق گزارشها قربانی این داستان در مورد دلیل این خالکوبی توضیحاتی داد که در ادامه می خوانید.
این دختر 20 ساله توسط نامزد سابقش در یک حادثه آدم ربایی خیابانی، دزدیده و به یک مرکز خالکوبی برده شد. آنجا طی یک برنامه از قبل تعیین شده، نام کامل مرد مجنون روی صورت دختر جوان خالکوبی شد. اتفاقی که برای این دختر به شدت دردناک بوده و اثرات روحی روانی جدی را در پی داشته است.
ساعاتی پس از ناپدید شدن دختر، والدینش نگران شده و ماجرا را به پلیس اطلاع میدهند. بررسی های دقیق و تحقیقات نیروهای پلیس آنها را تا حدودی متوجه ماجرای آدم ربایی کرده و بالاخره دختر جوان نجات پیدا می کند.
پس از نجات این دختر، نوشته حک شده روی صورتش اولین چیزی بود که توجه نیروهای پلیس و والدین او را بخود جلب کرد. وضعیت ناراحتکننده روحی و ظاهری این دختر، دلیلی شد تا والدین او از داماد سابقشان شکایت کرده و ماجرا را به شکل رسانه ای شده، پیگیری کنند تا جوان دیوانه به سزای اعمالش برسد.
چگونه زنان میتوانند در جوانی برای میانسالی برنامهریزی کنند؟
«در لحظه زندگی کنید و از آنچه هستید لذت ببرید و برای آنجه دارید شکرگزار باشید.» این جملات را امروزه در برنامههای ویژه زنان بسیار میشنویم که در هزارتوی پیچیدگیهای زندگی مدرن، برخی گمان میکنند راهبرد خوبی است که انسان مضطرب امروز را به دستاوردهای کوچک روزانهاش گره بزنند. در این میان، اشاره روشنی به این مسئله نمیشود که زیستن در لحظه چه معنایی دارد. به همین دلیل، بیشتر افراد آن را به لذتهای کوتاهمدت و بیبرنامه زیستن مصداق هرچه پیش آید خوش آید تعبیر میکنند. این در حالی است که زیستن در لحظه یعنی از هرچه در زمان حال داری بهترین بهره را بردار و بیشترین تلاش را به طور روزانه و با توجه به برنامهریزی مطابق با اهدافت داشته باش تا در بلندمدت که امتداد پیوستار لحظههای اکنونت میرسند، بردانش و مهارتت افزوده باشی. ضمن آنکه لحظههایی که در حال تلاش برای آینده بودی، زندگی حال را نیز زیسته و به حد امکانات و توانت شادیهایی را خلق کردهای. ملموسترین درک خسران ناشی از در لحظه زیستن برای هویت زنانه زمانی پدید میآید که زنان در پایان میانسالی با بحرانهای زیستی و اجتماعی اجتنابناپذیر روبهرو میشوند. هویت زنانه بر نوع بحرانهایی که زنان تجربه میکنند به طور غیرمستقیم اثرگذار است. در حالت معمول، افراد با پایان دوره میانسالی زندگیشان و ورود به دوره سالمندی، با بحران زیستی تحلیل قوای جسمی رو بهرو میشوند و پیری رخ مینماید. بحران اجتماعی نیز آغاز تنهایی نسلی و سنی به واسطه تجربه بحران زیستی است. افسردگی در آغاز دوره سالمندی، امری رایج محسوب میشود.
علاوه بر هویت زنانه، تجرد یا تأهل نیز میتواند بر چگونگی بحرانهای ازراهرسیده اثرگذار باشد. مثلا چنانچه شما متأهل باشید و مادر شده باشید -چه شاغل باشید چه خانهدار- با ازدواج فرزندان یا استقلال آنان، با یک خانه خالی از فرزند روبهرو میشوید و از آنجا که زندگی خود را بر مبنای حضور فرزندانتان تعریف و همه فراغت خود را صرف مراقبت و همراهی جانبی با آنان کردهاید، در شرایط استقلالشان دچار بیکاری درونخانوادگی و احساس غیرمفید بودن میشوید. علاوه بر آن، بحران افسردگی ناشی از بازنشستگی نیز سلامت زنان را به طور جدی تهدید میکند. اگرچه این بحران برای مردان نیز صادق است، شرایط فرهنگی جامعه به طور معمول زنان را منفعل پرورش میدهد. این انفعال شرایط انطباق با زندگی جدید پس از بازنشستگی را برای زنان دشوارتر میکند. علاوه بر بحران بازنشستگی که یک بحران اجتماعی است زیرا منشأ آن اتمام فعالیت شغلی در جامعه است، هویت زنانه از منظر زیستی نیز با بحران یائسگی روبهروست و افسردگیهای ناشی از تغییرات طبیعی در بدن بر سایر مشکلاتی که در کمین زنان سالمند و میانسال است افزوده میشود.
پیش از آنکه بحرانها شما را متأثر سازند آنها را مهار کنید
اگرچه زنان غالبا دغدغه بحرانهای زیستی نظیر فرارسیدن پیری و یائسگی را در ذهن خود مرتب بررسی میکنند، غالبا برای بحرانهای اجتماعی نظیر آشیانه خالی و بازنشستگی تمهیدی نمیاندیشند. نکته تأسفبرانگیز ماجرا این است که بیشتر زنانی که برای بحرانهای زیستی دغدغهمند هستند، صرفا در حد دغدغهمندی باقی میمانند و تمهیدی نمیاندیشند. دوره جوانی و میانسالی در روزمرگی و بسنده کردن به شغل روزانه سپری میشود. یکی از آسیبهای جدی در حوزه زندگی زنانه فقدان برنامهریزیهای بلندمدت با نگاه به آینده و ضرورت چارهجویی برای بحرانهای سالمندی است. بحرانهای زیستی و اجتماعی ناگهان از آسمان فرود نمیآیند اما نداشتن برنامهریزی و کسب نکردن آگاهی و مهارت برای مواجهه با آنها سبب میشود وقتی این بحرانها از راه میرسند، زنان به طور مستأصل چنان با آنها روبهرو شوند که گویی هیچگاه نمیدانستهاند زمانی با این شرایط مواجه میشوند. بهویژه درباره بحران بازنشستگی، که شغل به عنوان یک گزینه مناسب در احساس رضایتمندی از خود در سراسر دوره جوانی و میانسالی زنان را به خود مشغول داشته است. با فرا رسیدن بازنشستگی، اگرچه گمان میکنند میتوانند به استراحت بپردازند، پس از مدت کوتاهی که استراحت و بیکاری را تجربه کنند، به افسردگی ناشی از احساس بیثمری ناشی از بیکاری روزانه مبتلا میشوند زیرا سالیان سال روش مشخصی را جزو عادات روزانه خود داشتهاند. چه به کار خانگی مشغول بوده باشند چه فعالیت خارج از منزل، پس از فراغت قانونی از کار در صورت نداشتن برنامهریزی در گذشته، با مشکل گمگشتگی زمان روبهرو میشوند. نمیدانند با این همه زمان خالی شده چهکار کنند و چگونه آن را به گونهای مفید پر کنند که هم مزاحمتی نباشند برای زندگی فرزندان مستقل خود از این جهت که مرتب بخواهند با آنان وقت بگذرانند زیرا دیگر زمان فراعتشان بسیار شده است و هم تنهاماندهای در میان کارهای روزمره منزل نباشند که روحیه فعال و جسم همیشه در تحرک آنان را کسل و درمانده نکند.
به غیر امیدی نیست؛ بر خردمندیتان تکیه کنید
ایراد اصلی فقدان اهمیت برنامهریزی بلندمدت در جوانی و میانسالی برای دوران سالمندی متوجه نظام اجتماعی است که از طریق آموزشهای اجتماعی و فرهنگی، زنان را متوجه درجه و میزان اهمیت زندگی با برنامهریزی و استفاده از لحظهها با رویکرد نگاهی به آینده نکرده است. زنان غالبا از اینکه دارای شغل میشوند احساس رضایت دارند و همه زمان خود را برای کارهای داخل منزل و حضور در محیط شغلی خارج از آن صرف میکنند. از اولویت بخشیدن به ورزش برای آمادگی بدن برای مقابله با بحرانهای زیستی و فراگرفتن مهارتی جدا از مهارت شغلی که داشتهاند برای مفیدسازی گذار عمر در بحران اجتماعی بازنشستگی غافل میمانند. شما جزو کدام گروه از زنان هستید؟ جزو اقلیت خردمند و آگاهی هستید که از اکنون خود را ملزم کردهاند که در نبود اطلاعرسانیهای اجتماعی و سیستمی از عقلانیت خود بهره بگیرند و برنامهریزی بلندمدتی برای فراگیری مهارت برای پر کردن خلأ تنهایی و بازنشستگی در سالمندی داشته باشند یا جزو اکثریتی هستید که ارزشمندی زمان را فراموش کردهاند و در غفلت نظام اجتماعی برای آگاهسازی زنان برای مصون ماندن از تبعات بحرانهای زیستی و اجتماعی، خود نیز از خودآگاهی دور مانده و غافل از شتاب زمان و فرارسیدن بحرانهای اجتنابناپذیر، به دمی گذراندن و در لحظه ماندن بدون چارهاندیشی برای آینده گرفتار آمدهاند؟
مهتاب علینژاد دکتری جامعه شناسی
کتاب خوانی، زندگی زنان را دگرگون میکند
بوی کتاب شبیه بوی اول مهر است، شبیه بویی نو. از کتاب خسته نمیشوی و پیوسته اشتیاق ورق زدن آن را داری. بوی کتاب بوی تازگی است و کتابخانه شبیه جایی مثل جنگل که در میان قفسههای آن میخواهی نفسی عمق بکشی و دانهدانه کتابها را در پی یافتن نوبرانه زیرورو کنی. بوی کتاب شبیه بوی زندگی است که اگر جریان نداشته باشد، جریان نخواهی داشت. قرار ملاقات ما میشود کتابخانه برای دیدار با یک کتابدار کتابدوست، بانویی که 26 سال است با کتابها زندگی میکند و آنقدر با آنها زیسته است که دستهایش بوی کتاب میدهد، بوی همان تازگی. الهه پوستی که این روزها آخرین روزهای کاریاش را تا بازنشستگی در کتابخانه میگذراند، از سال 74 در کتابخانه فردوسی به عنوان کتابدار مشغول به کار است. او تجربه کتابداری در کتابخانههای علامهطباطبایی و ثارا… را دارد و در کتابخانههای هجرت و شهید مفتح، مسئولیت کتابخانه را بر دوش داشته است. اکنون او در کتابخانه هجرت به عنوان کتابدار فعالیت میکند.
هیچ وقت تاریخ انقضا ندارند
نگاهش به کتاب مانند نگاه به یک دوست است، دوستی خوب که همیشگی است. «از همان اول به کتاب خواندن علاقه داشتم. کتابها دوستان خوبی هستند که هیچ وقت تاریخ انقضا ندارند و هیچ وقت هیچ دلخوریای بین شما و آنها به وجود نمیآید. دیپلم علوم انسانی را که گرفتم، در دانشگاه کتابداری خواندم. آن زمان شرایط استخدامی به این شکل بود که باید به ادارات نامه درخواست میزدیم. من هم برای آموزش و پرورش، مخابرات و کتابخانه درخواست دادم که در نهایت با مشورت همسرم، کتابخانه و کتابداری را انتخاب کردم. ابتدای خدمتم در کتابخانه فردوسی مشغول بودم. آن زمان در دفترهای بزرگی که نصف میز مطالعه بود، مشخصات بچهها را یادداشت میکردیم. حافظهام آنقدر خوب بود که اسم و شماره عضویت بچهها را حفظ بودم و کارتهایشان را نگاه نمیکردم ولی اکنون حافظهام دیگر به آن اندازه همراهی نمیکند. ما نسلی از کتابدارها بودیم که تغییرات فناوری را در کتابخانهها بهخوبی دیدیم: اول با دفتر و دستک! بعد همه کارها با کارت بود. الان هم که همهچیز الکترونیکی شده است. زمانی که کتابخانه مفتح بودم، شیوه کارتی تازه شروع شده بود و شناسنامه همه کتابها باید وارد سیستم میشد. به نظرم نسل کنونی کتابدارها خیلی خوشبخت هستند که هم با شرایط بهتری گزینش میشوند هم همهچیز در بسترهای الکترونیکی آماده است.»
با افتخار میگویم کتابدارم
زندگی با کتاب همه جوانب زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد و سکوت کتابخانه در رفتارهای او کاملا مشهود است. «کتابداری روی همه جوانب زندگی اثر میگذارد و آداب معاشرت آدم تغییر میکند. حتی هدیههایی هم که میدهم کتاب هستند. هرجا میروم با افتخار میگویم کتابدارم و به کتاب عشق میورزم زیرا امکان ندارد فردی در این دنیا باشد که به کتاب احساسی نداشته باشد. حتی یک بچه چهارپنجساله هم وقتی از کنار ویترین کتابفروشی رد میشود برمیگردد و به کتابها نگاه میکند. کشش کتاب معجزهآساست. حتی وقتی سفر میروم، دلم برای کتابخانه تنگ میشود. به نظرم آرامش اینجا را هیچجای دنیا ندارد.»
برای گرفتن کتاب صف میکشیدند
خاطرات زیادی از کتابخانه و کتابداری دارد. بهترین خاطرات او از کتابخوانهایی است که این روزها کم شدهاند. «اوایل خدمتم از بس تعداد کتابهایی که به امانت میبردند زیاد بود نیم ساعت آخر کار را تعطیل میکردیم تا کتابها را در مخزن بگذاریم و جابهجا کنیم. حتی یادم هست که برای گرفتن کتاب صف میکشیدند ولی الان متأسفانه آمار کتابخوانها کم شده است. آن زمان به همکارانم میگفتم اگر یک قرقره نخ به من بندید تا ظهر تمام میشود بس که این طرف و آنطرف میرفتم و تعداد متقاضی زیاد بود. اکنون هنوز هم کتاب خوب داریم ولی کتابخوان خوب کم داریم. هدف کتابخانهها باید ترویج کتابخوانی باشد و به نظرم کتابدارها میتوانند نقش مؤثری در ایجاد انگیزه و جذب کتابخوان داشته باشند. برخورد خوب، مشورت دادن و درک شرایط مراجعه کنندگان خیلی مهم است. زمانی که در کتابخانه فردوسی بودم، عضوی داشتیم که لکنت زبان داشت. بهسختی میتوانست صحبت کند و از این بابت همیشه خجالت میکشید. یک بار که آمده بود کتابخانه، کتابی درباره لکنت به او دادم و گفتم این کتاب را هم بخواند. خوشحال شده بود که کتابی در این زمینه وجود دارد و خودش تنها کسی نیست که چنین مشکلی دارد. همان پسر پزشکی قبول شد. این همان تأثیر کتابداری است که گفتم: مراجعهکننده را درک کند و بفهمد چه نیازی دارد. خیلی وقتها افرادی که به کتابخانه مراجعه میکنند برای مطالعه کتاب از ما راهنمایی میخواهند. اگر این راهنمایی خوب و مناسب باشد، حتما در تداوم کتابخوانی افراد نقش مؤثری دارد. کتابداری شغلی است که در آن باید مهربان باشی و حوصله داشته باشی و کتابها را هم خودت خوانده باشی و خوب آنها را بشناسی تا بتوانی به دیگران معرفی و پیشنهاد کنی.»
مثل دفترچه بیمه است
او رسانهها را در کاهش میل به کتاب بیتأثیر نمیداند و بخشی از کاهش کتابخوانها را به گردن تلفنهای همراه میاندازد. «رسانهها، فضای مجازی و گوشیهای موبایل روی خواندن خیلی تأثیر گذاشته و آن را کم کردهاند. متأسفانه شبکههای بیگانه فرهنگی را به بچهها آموزش میدهند که هیچ اصالت و هیچ ارتباطی با ما و سبک زندگی ما ندارد. به نظرم کارت عضویت کتابخانه مثل دفترچه بیمه است که هر مشکلی داشته باشی با استفاده از آن و به امانت گرفتن کتاب و مطالعه، میتوانی آن مشکل را حل کنی. باید پای مردم به کتابخانهها باز شود زیر کتاب مشکلگشای همهچیز است. ما کتاب بد نداریم. همه کتابها را باید خواند. البته با مطالعه کتابهای زیاد، در نهایت آدم به کتابشناسی میرسد و با ورق زدن یک کتاب متوجه میشود آن کتاب تا چه اندازه میتواند محتوای خوبی داشته باشد. به قول ما، چشمی میتوان حدس زد که کتابی چه اندازه مفید است. البته ما کتابدارها علاوه بر اینکه با کتابها زندگی کردهایم، دورههای کتابشناسی را هم گذراندهایم که در این دورهها آموزشهایی تخصصی درباره کتابها به ما ارائه شده است. ما به واسطه شغلی که داریم در سراسر مدتی که سرکار هستیم کتاب میخوانیم و با کتاب سروکار داریم مثل یک کارمند بانک که اول تا آخر ساعت کاری با پول در ارتباط است.»
باید حتما با کتاب ارتباط داشته باشید
خانم پوستی در آخرین سالهای کاری برای بعد از بازنشستگی نیز به جدایی از کتاب فکر نمیکند. «کسی که با کتاب انس بگیرد هیچ وقت نمیتواند از آن جدا شود. زندگی زنان به خصوص با کتاب خواندن متحول میشود و توصیه میکنم برای فرار از رخوت در زندگی کتاب بخوانند. کتابخانه را هیچ وقت نمیتوان فراموش کرد. من هم بعد از بازنشستگی اگر قرار باشد سراغ کاری بروم، آن کار باید حتما با کتاب ارتباط داشته باشد. شاید هم سراغ نوشتن بروم. مقاله زیاد نوشتهام ولی کتاب هنوز ننوشتهام. دوست دارم این کار را انجام دهم. البته پسرم مجموعه کتابهایی درباره اصول تربیتی نوجوانان نوشته که اول کتابهایش آورده است: تقدیم به مادرم که من را با کتاب آشنا کرد.»
تبیین شاخصهای عدالت جنسیتی برای دسترسی به وضعیت آرمانی زنان در دولت
معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: تبیین و تولید شاخصهای عدالت جنسیتی به عنوان تکلیفی قانونی و نیازی ضروری در حوزه ملی با هدف تسهیل دسترسی به وضعیت آرمانی زنان همچنان در دستور کار معاونت امور زنان و خانواده دولت سیزدهم قرار دارد.
لیلا سادات زعفرانچی اظهار داشت: عدالت در خانواده فراتر از جنسیت نیازمند دسترسی به بهترین وضعیت اعضای خانوار بر اساس نقشها و مسئولیتهاست.
معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با اشاره به ماده ۱۰۱ قانون برنامه ششم توسعه در خصوص تکلیف معاونت امور زنان و خانواده رئیس جمهوری برای تدوین، رصد و پیگیری اجرای شاخصهای عدالت جنسیتی، گفت: معاونت امور زنان و خانواده دولت سیزدهم در حال بازآرایی شاخصهای عدالت جنسیتی تدوین شده در دولت قبل است و گزارش آن به تناسب پیشرفت ارائه خواهد شد.
وی با اشاره به قانون برنامه ششم توسعه، ادامه داد: براساس ماده ۱۰۱ قانون برنامه ششم توسعه، ابلاغ شاخصهای عدالت جنسیتی و اعلام به دستگاهها بر عهدهی معاونت امور زنان و خانواده قرار دارد. در دولت دوازدهم تدوین شاخصهای عدالت جنسیتی در دستور کار قرار گرفت و هم اکنون نیز از منظر قانونی این تکلیف همچنان بر عهده معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است، اما بدون شک هر شاخصی جهت طراحی نیازمند تعریف دقیق وضعیت موجود و همچنین ترسیم وضعیت مطلوب است و این شاخصها باید تامین کننده سنجش فاصله وضعیت موجود تا مطلوب باشند.
معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری همچنین درباره اقدامات معاونت امورزنان و خانواده دولت سیزدهم به منظور گزارش گیری میزان اجرای شاخصهای عدالت جنسیتی در هر دستگاه، تصریح کرد: دولت سیزدهم در گام نخست از تمامی دستگاهها مطالبه کرد تا اقدامات خود را در خصوص شاخص های ابلاغی عدالت جنسیتی اعلام و در سامانه طراحی شده ثبت کنند، اما مطابق با آسیب شناسی انجام شده در معاونت امور زنان و خانواده دولت سیزدهم، تعاملات وزارتخانهها و دستگاهها با این معاونت برای ارائه گزارش، به دلیل گستردگی ۱۷۷ شاخص تدوینی و ابلاغی، پیچیده، کند و محدود است.
زعفرانچی یادآور شد: فقدان ترسیم وضع مطلوب و آرمانی حوزه زنان در هریک از مولفهها، نبود وزن دهی و هدف گذاری کمی و کیفی در کنار برخی از مسائل زیربنایی فلسفی در تدوین شاخصها می طلبید که بازآرایی شاخصهای تدوین شده در دستور کار معاونت امور زنان و خانواده قرار گیرد که در حال پیگیری است و گزارش آن به تناسب پیشرفت ارائه خواهد شد.