چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

مدارس سراسر کشور پس از گذشت دو سال از همه‌گیری کرونا در ۱۴ فروردین ماه ۱۴۰۱ با ابلاغ مصوبه ستاد ملی مقابله با کرونا بازگشایی شد. با از سرگیری آموزش حضوری برخی از دانش‌آموزان اضطراب ورود به مدرسه را تجربه کردند و اکنون با برگزاری امتحانات حضوری، دانش آموزان  اضطراب آن ها یکی از مسائل جدی و روزمره والدین شده است.

آموزش و امتحان مجازی در طی دو سال گذشته تا حدودی به نفع دانش‌آموزانی بود که معمولا در دوره امتحانات اضطرابی تکرار شونده پیدا می‌کنند. آرامش حضور در منزل و دوری از جو امتحان یکی دیگر از عواملی بود که موجب کاهش یا عدم اضطراب بچه‌ها در دوران امتحانات می‌شد اما اکنون با حضوری شدن امتحانات، دانش‌آموزان اضطراب فزاینده ای را تجربه می‌کنند. به درخواست بسیاری از والدین درباره راهکارهای کاهش اضطراب در این دوره دو هفته ای با دکتر پریسا ارجمندی مشاور کودک و نوجوان و عضو انجمن خانه روانشناسان گفتگو کردیم.

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

 استرس مطلوب چه تفاوتی با اضطراب دارد؟

امتحانات یکی از چالش‌هایی است که به خودی خود استرس‌زاست و با توجه به حضوری شدن امتحانات بعد از دو سال تحصیل مجازی، استرس در دانش‌آموزان بیشتر شده است. دکتر ارجمندی در این باره می گوید:«استرس یک حالت تنش روانی است که در برخی مواقع باعث هوشیاری و محافظت از ما شده و باعث می‌شود تا در برابر خطر، واکنش سریع نشان دهیم. استرس در دوران امتحانات نیز تا حدی طبیعی است و می‌تواند نشانه اهمیت دادن کودک و نوجوان به درس باشد که این نوع استرس «استرس مطلوب» شناخته می‌شود و به افزایش تمرکز و انگیزه در طول امتحانات کمک می‌کند اما وقتی استرس از کنترل خارج شود تبدیل به اضطراب می‌شود و با علائم مختلفی همچون دل درد، دل پیچه، حالت تهوع، تنگی نفس واختلال خواب ظاهر می‌شود.»

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

روش‌های کاهش اضطراب در دوران امتحانات

به گفته این مشاور تربیتی، اضطراب در دوران امتحانات با روش‌هایی مثل خواب، ورزش و تغذیه قابل کنترل است اما یکی از روش‌های بسیار موثر برای کاهش اضطراب امتحانات و اضطراب‌های متفرقه دیگر تمرین تنفس عمیق است که با انجام عمل دم و بازدم صورت می‌پذیرد، به این صورت که بچه‌ها با سه شماره هوا را از بینی نگه می‌دارند و با چهار شماره فوت می‌کنند. یکی دیگر از روش‌ها برای کاهش اضطراب کودکان و نوجوانان در دوران امتحانات، تمرین «تن آرمیدگی یا بازی عضلانی» است. نحوه انجام این تمرین به این صورت است که فرد با ۵ شماره باید عضلات بدنش را سفت کند و سپس رها نماید که در این صورت انقباض و انبساط بدن صورت می‌گیرد و باعث آرام شدن بدن و کاهش اضطراب می‌شود.

عواملی که اضطراب امتحانات را  تشدید می‌کند

دکتر ارجمندی خواب ناکافی، تغذیه نامناسب، ورزش نکردن، استفاده از تلفن همراه و فکرهای منفی و آشفته را از جمله عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات می‌داند و می‌گوید: «دیر خوابیدن، کم خوابی و حذف یکی از وعده‌های غذایی بر مغز تأثیرگذار است.برای تقویت مغز در دوران امتحانات لازم است تا کودکان و نوجوانان از مواد غذایی سالم استفاده نمایند چراکه خوب غذا خوردن برای سلامت روحی و جسمی آنها مفید است.»

این مشاور کودک و نوجوان ادامه می دهد :« خواب برای یادگیری به اندازه ورزش برای استقامت بدنی مهم است لذا دانش اموزان اگر می‌خواهند زمان یادگیری خود را به حداکثر برسانند باید حداقل ۶ ساعت قبل از امتحان بخوابند.»

 دکتر ارجمندی با اشاره به تأثیر ورزش در کاهش اضطراب می‌گوید: « ورزش در دوران امتحانات تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب دارد زیرا انرژی را افزایش می‌دهد، کیفیت خواب را بهبود می‌بخشد و موجب آرامش روان و پویایی ذهن می‌شود. بنابراین توصیه می‌کنم که دانش‌آموزان حداقل ۱۵ دقیقه در روز را ورزش کنند.»

این مشاور تربیتی می‌گوید یکی از عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات، استفاده طولانی مدت از تلفن همراه است: « زمانبندی استفاده از موبایل در زمان‌های غیر از دوران امتحانات در سنین ۶ الی ۷ سالگی نهایتاً نیم ساعت تا یک ساعت است و در دوران نوجوانی زمان استفاده از تلفن همراه یک ساعت و نهایتاً دوساعت است اما در زمان امتحانات حتماً باید زمان استفاده از تلفن همراه کمتر شود که این مسئله باید از طرف خانواده اعمال شود.»

ارجمندی فکرهای منفی را به عنوان عاملی دیگر در اضطراب معرفی می‌کند: «فکرهای منفی و آشفته تنها با جایگزین شدن فکرهای مثبت از بین خواهد رفت. فکرهایی مثل اینکه “اگر امتحان سخت باشد، اگر نتوانم قبول شوم و…” از جمله فکرهای منفی است که می‌تواند باعث تشدید اضطراب در دانش‌آموزان شود؛ در چنین مواردی دانش‌آموزان باید با جایگزین کردن فکرهای مثبت مثل “من درس خواندم پس حتما موفق می‌شوم”، اضطرابشان را کاهش دهند.»

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

توصیه‌های مهم به والدین

والدین در دوران امتحانات وظیفه بسیار مهمی را برعهده دارند. آنها با عملکرد خود می‌توانند مستقیماً بر روی موفقیت یا اضطراب فرزندشان تأثیربگذارند. برخی والدین عموماً نگران نتیجه امتحانات و عملکرد فرزندشان هستند و متأسفانه استرس‌شان را به فرزندشان انتقال می‌دهند. دکتر ارجمندی دراینباره می‌گوید:« والدین باید سعی کنند آرامش خود را حفظ کنند و این آرامش را به فرزندشان انتقال دهند. همچنین، آنها باید بیش از نمره به تلاش فرزندشان اهمیت دهند چراکه توقع بیش‌ازحد والدین از فرزند برای گرفتن نمره بالا منجر به استرس و اضطراب می‌شود و چنانچه کودک و نوجوان نتواند نمره بالایی را کسب کند همین مسئله باعث کاهش اعتماد به نفس و از بین رفتن انگیزه او خواهد شد.»

به گفته این مشاور تربیتی، والدین باید مقررات و تایم‌هایی را برای ساعت خواب، ساعت استفاده از تلفن همراه و تغذیه سالم بچه‌ها در نظر داشته باشند. برای کاهش اضطراب، والدین تنها می‌توانند نقش کمک‌کننده داشته باشند اما نقش درمان را نخواهند داشت لذا در صورت اضطراب شدید در کودک و نوجوان توصیه می‌کنم حتماً از یک متخصص خبره کمک گرفته شود.

دکتر ارجمندی ادامه می دهد:« یکی دیگر از نکات مهمی که والدین در ایام امتحانات باید به آن توجه داشته باشند، آرام نگه داشتن جو خانه است. بنابراین، در زمان امتحانات هرگز در محیط خانه تنش ایجاد نکنید، فضای مناسب درس خواندن را برای فرزندتان فراهم کنید و از مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در بازه زمانی امتحانات خودداری کنید.اگرچه مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در دروان امتحان فرزندان ممنوع است اما محرومیت مطلق از تفریح و استراحت هم می‌تواند آسیب‌زا باشد؛ بنابراین سعی کنید در طول هفته زمان کمی را به استراحت و تفریح در خارج از خانه بگذرانید، همین مسئله در کاهش اضطراب کودک و نوجوان می‌تواند تأثیرگذار باشد.»

علاوه بر اینها، لازم است والدین با رعایت توصیه‌های مهم دیگر، آرامش و موفقیت فرزندشان را در اولویت قرار دهند:

-با فرزندتان جر و بحث نکنید.

-وظایف محول شده به فرزندتان را در ایام امتحانات حذف یا کاهش دهید.

-از مقایسه فرزندتان با دیگران بپرهیزید.

-جو خانه را آرام نگه دارید و سعی کنید خودتان با خواندن کتاب‌های متفرقه محیطی شبیه کتابخانه ایجاد کنید.

-بیش از هر زمان دیگری به فرزندتان محبت کنید و با احترام و آرامش با او صحبت کنید.

-از تذکرات مداوم به فرزندتان برای درس خواندن پرهیز کنید چون این مسئله تمایل او به درس خواندن را کمتر می‌کند.

-با ارائه پاداش یا برنامه‌ریزی یک سفر برای بعد از امتحانات در فرزندتان انگیزه ایجاد کنید.

ریزه کاری های تربیت جنسی کودک

کودکان در سن یک تا ۸و ۹ سالگی هورمون جنسی ندارن و اگر با اندام خصوصی‌شون بازی کنن یا بدلیل خودکاوی هست و یا واکنش ثانویه ای هست برای تخلیه اضطراب! و این یعنی کودک اضطراب بالایی داره که باید هرچه زودتر شناخته و درمان شه
منبع: @bideraang

به روایت تک‌فرزندها؛ این حسرت‌ها کوچک‌اند، اما ماندگارند

نمی‌دانم تا حالا پیش آمده که در کارتان گره بیفتد و دنبال یکی باشید که از او کمک بگیرید. وقتی در بالا و پایین روزگار کم می‌آورید. وقتی حساب و کتاب تان به هم می‌ریزد و دخل‌تان با خرج‌تان نمی‌سازد. کسی بوده که پشت‌تان به او گرم باشد؟! اگر بوده که خوش بحالتان!
یکی از دخترهای فامیل همیشه من را «خواهر» صدا می‌کرد. تک‌فرزند بود و هر بار که کنار خواهرهایم می‌نشستم یک جور خاصی نگاهم می‌کرد. انگار دلش می‌خواست بداند خواهر داشتن چه مزه‌ای دارد؟! شاید برای همین بود که وقتی خیلی کوچک بودیم از من پرسید:«تو خواهرمن می‌شوی؟!» از آن روز به بعد همیشه بچه‌های تک‌فرزند مرا به یاد خواهرخوانده ام  می‌اندازند. فکر می‌کنم تک‌فرزندها بهتر از هرکسی می‌توانند از آسیب‌های تنهایی بگویند.

دغدغه‌ام را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارم تا  آنها که شرایط مشابه‌ای مثل خواهرخوانده «تک فرزند» من دارند  حرف‌ها و  ناگفته‌هایشان  را  از حسرت‌ها و شاید امتیازهایشان از تک فرزندی را به اشتراک بگذارند.در این گزارش گزیده‌ای از این روایت‌ها را می‌خوانید. 

این حسرت‌ها خیلی کوچک‌اند اما…

«قول می‌دهید نخندید؟»مکالمه‌مان اینطور آغاز می‌شود. می‌پرسم برای چه باید بخندم؟ می‌نویسد:« آخه این حسرت‌ها خیلی کوچک‌اند اما برای من همیشگی بودند.»  وقتی مطمئن می‌شود قرار نیست کسی به حسرت‌هایش بخندد می‌گوید:« بچه که بودم بیشتر اوقات بهانه می‌گرفتم و گریه می‌کردم. در اتاقم تنها می‌نشستم و به این فکر می‌کردم چرا نباید مثل سارا همکلاسی‌دوران دبستانم، یک خواهر داشته باشم که با او حرف بزنم؟! باهم تکالیف مدرسه را بنویسیم و بعد برویم توی کوچه بازی کنیم؟! دلم می‌خواست مثل سارا درِگوش خواهرم یواشکی رازهایم را بگویم یا اگر اتفاقی افتاد باخواهرم حلش کنم و  مجبور نباشم حتما به مامان بگویم! مامان نمی‌دانست من خیلی حرف ها را نمی‌توانم به او بزنم یا اینکه نمی‌تواند هم‌بازی خوبی برای خیلی از بازی های من باشد. اینکه سارا تعریف می‌کرد شب‌ها یواشکی با خواهرش توی اتاق‌ خوراکی می‌خورند و ریز‌ ریز می‌خندند که مادر و پدرش نفهمند یا گاهی که مادرشان خواب است باهم آب بازی می‌کنند. برای من خیلی قشنگ و دست‌نیافتنی بود. هر چه بزرگ‌‌تر شدم این حسرت ها هم بزرگ‌تر شد.»

 

وقتی زبان باز کردند به من بگویند عمو!

تازه ازدواج کرده این را از صفحه مجازی‌اش متوجه می‌شوم. می‌پرسد من خودم خواهر و برادر دارم. می‌توانم از مشکلات همسرم بگویم؟!جواب می‌دهم چرا که نه! می‌نویسد :«روزی که عروسی کردیم. همسرم یک ناراحتی عمیق در ذهن و قلبش بود. این را قبل از اینکه بگوید هم احساس می‌کردم. همیشه وقتی می‌آمد خانه‌ما از این که بچه‌های خواهرم را می‌دید ذوق می‌کرد و می‌گفت:«خوش بحالت حانیه! من هیچ‌وقت عمو یا دایی نمی‌شوم.» می‌گفتم:«فرقی ندارد سینا جان عموی این فسقلی‌ها باش.» می‌خندید و می‌گفت:«فرق که دارد؛ اما باشد. به شرطی که یادشان بدهی وقتی زبان باز کردند به من بگویند عمو!»  روز عروسی‌مان بیش‌تر از همیشه جای خالی برادر و خواهر های نداشته‌اش را حس می‌کرد. می‌گفت اگر بودند حسابی کمکش می‌کردند و هوایش را داشتند.»

زندگی تک‌فرزندی سخت است!

پیام یکی از مخاطبان را که می‌بینم اینطور نوشته:«از وقتی یادم می‌آید کلاس های مختلف ثبت‌نام می‌شدم. هر روز یک برنامه جدید. مادرم اسم این را گذاشته بود تربیت درست! تا حدی‌اش را موافق بودم اما از یک جایی به بعد کلافه شدم. اصلا نمی‌دانستم چرا باید پایه چهار ابتدایی با اینکه درسم خوب بود. کلاس تقویتی شرکت می‌کردم و آزمون می‌دادم! بعدش هم با تنی که از خستگی توان راه رفتن هم نداشت باید راهی کلاس‌های آزاد و غیر درسی می‌شدم. مادربزرگم می‌گفت اگر خواهر و برادر داشتم حساسیت مادر نسبت به من خیلی کمتر می‌شد و لااقل می‌توانستم بهتر زندگی کنم. راست می‌گفت. انگار مادر و پدرم برای تربیت من وسواس گرفته بودند. دلشان می‌خواست هر چه هنر در دنیا هست را یاد بگیرم! وقتی همسرم به خواستگاری آمد شرط گذاشتم که حتما چند فرزند داشته باشیم! شاید در نگاه بقیه، تک‌فرزندها خیلی‌خوشبخت و همه‌چیز تمام باشند اما زندگی تک‌فرزندی سخت است دلم نمی‌خواهد فرزندم هم تجربه‌اش کند.» 

 

فکر کنید هم‌بازی یک دختر بچه بشود مادربزرگش!

18سالش است و می‌گوید دارد روزهای آخر تک‌فرزندی‌اش را می‌گذراند. چند روز دیگر برادرش به دنیا می‌آید و او هم بلاخره طعم برادر داشتن را احساس می‌کند. برای لحظه به لحظه کودکی برادرش برنامه دارد. دلش می‌خواهد به تلافی کودکی‌های خودش همیشه کنار او باشد. می‌گوید :«فکر کنید هم‌بازی یک دختر بچه بشود مادربزرگش! البته در اینکه مادربزرگ‌ها بوی بهشت می‌دهند و مزه آبنبات‌ های هل‌دار هیچ شکی نیست. مادر و پدر من هر دو شاغل بودند و من از دو سالگی به بعد صبح تا عصر را خانه مادر‌بزرگ می‌ماندم. تا یکی دو ساعت اول همه چیز خوب بود. مادربزرگم برایم شعر می‌خواند. قربان قد‌و بالایم می‌رفت برایم از گذشته می‌گفت. موهای عروسک‌هایم را شانه می‌زد و باهم خاله‌بازی می‌کردیم اما یکم که می‌گذشت خسته می‌شد. آن وقت من می‌ماندم و کلی انرژی تخلیه نشده. خسته می‌شدم از بس به تلویزیون نگاه می‌کردم. به مادرم هم که زنگ می‌زدم می‌گفت: «تمرین های کلاس زبانت را انجام بده! انیمشن های جدیدی که برایت خریدم را ببین؛ تا ما برگردیم.» وقتی برمی‌گشت هم آنقدر کار نکرده و خستگی به تن مانده داشت که وقتی برای من نمی‌ماند. درکش می‌کردم. اما دلم می‌خواست بفهمد بچه‌های مهدکودک، دوست‌های مدرسه و رفیق صمیمی‌های دبیرستان برای من جای خواهر و برادر را نمی‌گیرد. حالا به اصرارهای من برادرم چند روز دیگر به دنیا می‌آید. به خودم قول دادم نگذارم هیچ‌وقت احساس تنهایی کند.»

 

کاش بچه هایم معنی خاله داشتن را حس می‌کردند

 «من بلد نیستم قشنگ بنویسم اما شما خودتان اصلاحش کنید». قبل از اینکه برایش بنویسم موردی ندارد. شما بنویس و خیالت راحت باشد که اگر مشکل نگارشی داشت اصلاح می‌شود برایم متن بلندبالایی ارسال می‌کند. «اوایل فکر می‌کردم اینکه من تک‌فرزندم خیلی کلاس دارد و دلیل بزرگی به حساب می‌آید برای فخر فروشی به بچه های فامیل! البته این که کلاس دارد را از حرف‌های مادرم شنیده بودم. خودم که نمی‌فهمیدم این چیزها یعنی چی! هر وقت مادربزرگم نصیحتش می‌کرد که باز بچه‌دار شود. می‌گفت:« به جای اینکه چندتا بچه داشته باشم یکی را درست تربیت می‌کنم! چیه بچه زیاد؟ اصلا هم کلاس ندارد و مایه ‌آبروریزی است!»  آن‌زمان هر خانواده حداقل 3 بچه داشت و من در تمام فامیل تک‌فرزند بودم. یادم می‌آید این حرف مادرم را یک بار به بچه‌های هم‌بازی‌ام گفتم. وقتی داشتیم گل یا پوچ بازی می‌کردیم. یکی از دختر‌های فامیل که هم‌سن و سال خودم بود و دو برادر داشت پرسید:« لیلا تو چرا مثل من داداش نداری؟»  مثل مادر پشت چشم نازک کردم و گفتم:« چون شما مایه آبروریزی هستید.» 7 سالم بود و اصلا نمی‌فهمیدم معنی این کلمه چیست. حالا خودم مادر شده‌ام و برعکس آن موقع ها اصلا به تک‌فرزند بودنم نمی‌نازم! وقتی بچه‌هایم بهانه می‌گیرند و دلشان می‌خواهد مهمانی بروند و با بچه‌های هم‌سن خودشان برویم گردش آرزو می‌کنم کاش خواهر یا برادری بود که معنی خاله یا دایی داشتن را حس می‌کردند!»

غرق رفاه بود اما!

 مادر چند فرزند است و خاطره جالبی از تک‌فرزندها دارد:« تک‌فرزند بود. پدر و مادر اعتقاد داشتند همین یکی را در این اوضاع اقتصادی بزرگ کنیم هنر کرده‌ایم. اتاق مستقل داشت، تلویزیون جدا، کلی اسباب بازی که بچه های من شاید بعضی‌هایش را اصلا ندیده بودند. همیشه لباس های شیک و مرتب به تن داشت و تبلت مخصوص خودش همراهش بود. از دید ما بزرگترها شاید هیچ‌چیز کم نداشت و غرق رفاه بود اما… نمی‌دانم چرا اگر ولش می‌کردی دلش می‌خواست هر روز با بچه‌های من تماس تصویری بگیرد و حرف بزند. گاهی که به منزل ما می‌آمدند. سر از پا نمی‌شناخت. گویا دنیا را به او داده بودی. بچه‌ها که از بازی خسته می‌شدند. ناراحت می‌شد. بعد بچه‌ها در گوش هم می‌گفتند:«همین امروز مهمان ما است فردا دوباره تنها می‌شود.» با تمام خستگی‌شان بلند می‌شدند و دوباره بازی از سر گرفته می‌شد. آخرشب هم با گریه به خانه برمی‌گشت.»

 

هر وقت کم ‌آوردم به خودم تکیه کردم

قبل از سلام برایم می‌نویسد« همین امروز مشکلی برایم پیش‌آمد و کسی را نداشتم که کمکم کند!» از حرف هایش می‌فهمم که یک آقای حدودا 30 ساله است. به قول خودش این حرف‌ها را تا بحال به کسی نزده و اگر اتفاقی که امروز برایش افتاد پیش نمی‌آمد. هیچ‌وقت دیگر هم نمی‌گفت. می‌گوید:« نمی‌دانم تا حالا پیش آمده که در کارتان گره بیفتد و دنبال یکی باشید که از او کمک بگیرید. وقتی در بالا و پایین روزگار کم می‌آورید. وقتی حساب و کتاب تان به هم می‌ریزد و دخل‌تان با خرج‌تان نمی‌سازد. کسی بوده که پشت‌تان به او گرم باشد؟! اگر بوده که خوش بحالتان! مادر و پدرم که فوت شدند. دیگر کسی را نداشتم. خودم بودم و خودم! هر وقت کم ‌آوردم به خودم تکیه کردم و این مرا زود پیر کرد. پیری موهایم از سنم سبقت گرفته‌ و زودتر رو به سفیدی رفته‌اند. دلم می‌خواست مثل همه سریال‌ها وقتی حال و روزم خوش نیست. مستقیم بروم خانه خواهرم. برایم چای بریزد و حرف بزند. آن‌قدر که حالم را خوب کند. بعد غذای مورد علاقه‌ام را درست کند و ناز برادرش را بخرد. یا وقتی کم‌آوردم زنگ بزنم به برادرم و بگویم به کمکش نیاز دارم اما…این‌ها حسرت‌های دل من است. حسرتی که شاید دیگران به آن بخندند.»

راه کنترل کودک در هواپیما برای سفر هوایی آرام

زمانی که وارد هواپیما می شوید و یک سفر طولانی در پیش دارید، احتمالاً می‌دانید که باید از ابتدا تا انتهای سفر را استراحت کنید اما اگر بچه کوچک همراه تان باشد، شرایط برایتان سخت می شود.
 
ترسیم صورت حیوانات
شما می توانید برای کودکتان صورت حیوانات مختلف را ترسیم کنید یا آواهای آن ها را تکرار کنید. انجام این کار باعث می شود که او حیوانات را بهتر بشناسد.‌ روی یک برگه، صورت، چشم، بینی و دهان حیوانات مختلف را برای فرزندتان بکشید یا عکس حیوانات را به او نشان دهید.

ساخت دستبند
شما می توانید برای کودک خود دستبند هایی با رنگ های مختلف را درست کنید. می توانید تعدادی نخ را با خود به هواپیما ببرید و از طریق آن ها با فرزندتان دستبند بسازید تا سرگرم شود.


نمایش عروسکی
چندین اسباب بازی کوچک را با خودتان به داخل هواپیما ببرید و نمایش کوتاه و کوچکی برای فرزندتان ترتیب دهید و او را سرگرم کنید.

نوشتن یادداشت های مختلف
یک دسته کاغذ را با خودتن ببرید و از کودک تان بخواهید که چیزی روی آن ها بنویسد یا اشکال مختلف را روی کاغذ دربیاورد؛ بعد قالب آن اشکال را از روی کاغذ برش دهید و آن را به پنجره یا میز جلوی خود بچسبانید.

عروسک های انگشتی
اگر عروسک های انگشتی دارید، آنها را با خودتان به سفر ببرید؛ درغیر اینصورت نوک هر انگشت صورت های ریز بکشید. حالا هر یک از انگشتان یا عروسک های خود را نام گذاری کنید و داستانی را برای کودک تان تعریف نمایید.

خوردن میان وعده
می توانید میز جلوی کودک را آماده کنید و تعدادی خوراکی یا میوه مقابل او بگذارید و به او یاد دهید که چگونه برای خودش میان وعده داشته باشد و با خوراکی‌ های مختلف و رنگ های متفاوت آشنایش کنید و اهمیت داشتنِ زندگی سالم و رژیم غذایی مناسب را برایش توضیح دهید.

پازل
کافی است که یک عدد پازل با خودتان به داخل هواپیما ببرید. آن را به کودک بدهید و از او بخواهید که تکه ها را کنار هم گذاشته و معما را حل کند.


بازی های تخته ای آهنربایی
بازی مار و پله و منچی که روی تخته های آهنربایی تعبیه شده اند و مانع از افتادن مهره ها خواهند شد؛ بسیار کارآمد بوده و فرزندتان را سرگرم می کند.

ساخت هواپیما با چوب بستنی
برای این کار؛ به تعدادی چوب بستنی و چسب نیاز دارید. از کودک تان بخواهید چوب ها را مرتب کند، یک هواپیما درست کند و شما آنها را به هم بچسبانید.

ساختِ هواپیمای کاغذی
با استفاده از یک کاغذ هواپیما بسازید و مراحل ساخت را به کودکتان هم نشان دهید؛ پس از رسیدن به مقصد؛ با او بازی کنید تا شاهد پرواز هر چند کوتاه کاردستی شما باشد.

خواندن شعرهای کودکانه
تمرین شعرهای مهد کودک ساده‌ترین راه برای مشغول نگه داشتن یک کودک است، اما مطمئن شوید که صدای شما زیاد نیست زیرا ممکن است باعث مزاحمت مسافران دیگر شود.

خمیربازی
یک مقدار از خمیر بازی کودکتان را با خود به هواپیما ببرید تا با آن شکل های مختلفی درست کرده و بازی کند. این کار مطمئناً کوچولوی شما را هیجان زده خواهد کرد.

فلش کارت
فلش کارت را می توانید به عنوان یک کار مفید برای فرزند تان انتخاب کنید و آن را برایش به داخل هواپیما ببرید. اجازه دهید که کودک موضوع مورد علاقه خود را انتخاب کند. فلش کارت را با یک تصویر به او نشان دهید و بخواهید که نامش را بگوید.

بازی با آهنربا
کافی است که یک جفت آهنربا را با خودتان همراه کنید تا کودک را برای مدت طولانی سرگرم و درگیر نگه دارید. به او اجازه دهید با این آهنرباها بازی کند و سطوح مختلف یا اشیایی که آهنربا را جذب می کنند را کشف نماید.

حدس حرف نوشته شده
با انگشت خود روی پشت کودک تان حرفی را بکشید و از او بخواهید حرف نوشته شده را حدس بزند. هر بار که کودک آن را اشتباه حدس زد، دوباره نقاشی بکشید. وقتی درست حدس زد، نوبت اوست که روی پشت شما نقاشی بکشد.

دفتر رنگ آمیزی
دفتر رنگ آمیزی یکی از بهترین کارهایی است که می‌ توانید برای کودکان داخل هواپیما انجام دهید و شرایط را برایش طوری فراهم کنید که کاملا سرگرم‌کننده باشد؛ کافیست که یک جعبه مداد رنگی و یک دفتر نقاشی را به همراه داشته باشید.

بازی حافظه
می توانید لیستی از اجسام یا نام مکان ها یا غذاها را انتخاب کنید؛ سپس به نوبت از کودکتان سوالات را بپرسید. مثلاً این که نام ها را به ترتیب حفظ کرده و بگوید؛ که انجام این کار باعث تقویت حافظه می شود و یک کار سرگرم‌کننده برای داخل هواپیما است.

سنگ؛ کاغذ و قیچی
سنگ، کاغذ و قیچی بازی است که نیاز به هیچ وسیله اضافه ای ندارد و خیلی راحت می توانید در هر محیطی از جمله هواپیما آن را انجام دهید‌‌.

گل یا پوچ
یک جسم ریز را داخل دست تان پنهان کنید و از کودک بخواهید که تشخیص دهد کدام دستتان پر و کدام دست تان خالی است. این بازی به شدت معروف است و خیلی راحت داخل هواپیما انجام داده می شود.

بازیِ آینه
برای این بازی، از کودک تان بخواهید هر کاری که شما انجام می دهید را او هم تکرار کند و بالعکس؛ هر کاری که او انجام داد را تقلید کنید. این بازی خنده دار و سرگرم‌کننده است.

مادر پرانرژی و شاد چگونه مادری است؟

مادرها حق دارند خسته بشوند، حق دارند درددل کنند، بدون اینکه احساس عذاب وجدان داشته باشند. مادرها حق دارند در هفته روز یا ساعت هایی را به خود و تنها به خود اختصاص بدهند تا به سلامت روانی و جسمی خود برسند.

درست است که مادر بودن زیباترین کار دنیاست، اما گاهی سخت‌ترین کار هم می شود چرا که مادرها هم مانند همه انسان های دیگر نیازهایی دارند که باید به نیازهایشان پاسخ داده شود.

نباید فراموش کنیم که شخصیت زنی که مادر است چه جنبه‌های ظریفی دارد و چقدر نیازمند مراقبت است. چقدر خسته می شوند و چقدر ممکن است کم بیاورند.

بنابراین مادرها انسانند. انسان اشتباه می کند، محبت و حمایت می خواهد و گاهی عصبانی می شود. اما زنی که مادر می‌شود، دیگر تنها یک زن نیست، یک کودک است که پا به پای فرزندش می دود، یک قاضی است که بین فرزندانش وساطت می کند، یک مدافع است تا اجازه ندهد کسی فرزندش را آزار بدهد.

او یک پرستار است، یک معلم است، گاهی هم یک پدر هست و گاهی هم یک دوست است. مادر فرشته نیست اما تبدیل به هزار انسان می شود و رشد می‌کند.

 

**نوزاد و خستگی طبیعی مادر

تولد نوزاد برای یک مادر اتفاق بزرگی است، تغییرات هورمونی در مادر ، بی خوابی شدید، گریه های نوزاد، نگرانی والدین، وقت کافی نداشتن برای خود همه اتفاقات بزرگی است.

بیخوابی و خستگی مادر به همراه تغییرات هورمونی می تواند تبدیل به افسردگی بعد از زایمان شود. افسردگی می تواند با خشم و عصبانیت و افکار ترسناک همراه باشد.

برای مقابله با خستگی مادرها می‌توانند با مشورت پزشک خود از مولتی ویتامین‌های بعد از زایمان یا دوران شیردهی شروع کنند و برای نگهداری نوزاد از بقیه کمک بگیرند تا بتوانند گاهی استراحت کنند. کارهای خود را اولویت بندی کرده و سلامت خود را در اولویت قرار دهند.

مادرها مهارت‌های آرام سازی خود را نیز می توانند یاد بگیرند. مانند مدیتیشن، ذهن آگاهی، دعا خواندن و توسل به امامان معصوم. اگر  مادر تازه زایمان کرده افکار منفی دارد، عصبی هست و داد می‌زند و عذاب وجدان می‌گیرد، باید حتما با یک متخصص مشورت کند.

 

**مادر خوب مراقب خودش هم هست

یک مادر خوب مادری است که در کنار مراقبت درست از فرزندش، مراقب خودش نیز هست. مادر خوب می داند قرار نیست از خودش یک مادر خسته و افسرده بسازد تا بقیه افراد خانواده به «خواسته هایشان» برسند. مادر خوب راه مراقبت از خودش را در کنار مادری کردن بلد است.

بنابراین مادرها عموما دو اشتباه دارند: اشتباه نخست این است که از نیازهای خودشان می زنند تا به خواسته های بقیه برسند. مثلا مادری که خسته و بی خواب است، به جای اینکه غذای ساده ای درست کند و استراحت داشته باشد، تصمیم می گیرد غذای پر دردسری بپزد. این مادر فداکار بیشتر از فرزندش عصبانی می شود وقتی قدر زحماتش را نمی داند.

اشتباه دوم هم این است ، مادری که فکر می کند فرزندش باید مراقب نیازهای او باشد! مادری که به نیازهای فرزندش می‌پردازد تا روزی هم او به نیازهای مادرش برسد و این یعنی ناکامی مادر و وابستگی فرزند.

**قوی‌ترین مادر کیست؟

قوی ترین مادر، زنی است که هر روز تلاش می کند زندگی را برای خودش و خانواده اش بهتر کند اما در کنارش از خود نیز نمی گذرد و خودش و علایقش را فدا نمی‌کند.

«مامان مهربون»باید هر شب به خودش افتخار کند، از کارهای درست خودش قدردانی کند و از اشتباهاتش درس بگیرد. خوب بودن به معنی اشتباه نکردن نیست. قوی بودن به معنی کم نیاوردن نیست. گاهی اشتباه کن، گاهی کم بیار اما دوباره بلند شو و اینبار محکم تر ادامه بده!

 

 

**مراقب مادرها باشید

در نهایت اینکه اطرافیان مادرها به ویژه تازه مادرها باید بدانند که مادرها به اندازه کافی نگران سلامتی فرزندشان هستند با جمله «چقد لاغره»، «غذا خوب بهش نمی دی»، «شیرت چرب نیست»، «بمیرم که انقدر ضعیفه» و … هیچ کمکی به یک مادر نمی کنید!

اگر سرزده خانه کسی می روید که کودک خردسال دارد به تمیزی و مرتبی خانه اهمیت ندهید، خانه بچه دار نمی‌تواند همیشه مرتب و تمیز باشد مگر یا مادر به خودش آسیب بزند یا به فرزندش!

انتخاب مدت شیر دادن به کودک فقط به والدین کودک مربوط است پس به خاطر شیر خشک دادن یا مدت زیاد شیر دادن به مادرها حس بد ندهید! بدون اجازه والدین به بچه ها موبایل، شکلات یا هله هوله ندهید. بهم خوردن روتین بچه‌ها باعث زحمت بیشتر والدین می‌شود.

در نهایت اگر بچه ای را دوست دارید مراقب پدر و مادرش باشید. با خسته‌تر کردن، ناامید کردن، یا ناراحت کردن والدین فقط به کودک آسیب می‌زنید.

درباره حال و روز مادری که جنینش را از دست داده، چه می‌دانید؟

همیشه همه‌چیز آن‌طور که ما دلمان می‌خواهد پیش نمی‌رود؛ مثل این‌که گاهی بارداری یک مادر در میانه راه متوقف می‌شود و جنین‌اش را به‌دلایل مختلف از دست می‌دهد؛ اتفاقی که هضم و کنار آمدن با آن، کار ساده‌ای برایش نخواهد بود و بازگشت او به‌حال خوب زندگی، به انرژی و زمانی مضاعف نیاز دارد.
اما در چنین مواقعی همسر و اطرافیان مادر چطور می‌توانند او را در این برهه از زندگی همراهی کنند تا با اندوه پیش‌آمده، کنار بیاید و شوق دوباره پیدا کند؟ موضوعی که در این گزارش برخی از راهکارهایش را مرور کرده‌ایم.

حق بدهید
اتفاق تلخی افتاده است؛ زن و شوهر خودشان را برای مادر و پدر شدن آماده کرده بودند. مادر با جنین داخل شکمش خو گرفته بود و حرف می‌زد.
برای به دنیا آمدنش برنامه‌های زیادی داشت. خودش را در خیالاتش با فرزندش در حال پیاده‌روی تصور می‌کرد و هزاران هزاران تصور و باور دیگر که همه‌شان به ناگهان از دست می‌رود و با درد جسمی همراه می‌شود. ترکیب دو فشار روحی و جسمی که بر مادر تحمیل می‌شود، موضوع کم و کوچکی نیست که بشود به‌سادگی از آن گذشت. پس بیش از همه به مادر و بعد هم به پدر حق بدهید که حال خوشی نداشته باشند و حتی تلاشی هم برای خوب شدن حال‌شان نکنند. اجازه بدهید نوعی از سوگواری که مختص به چنین اتفاقاتی است را به‌جا بیاورند تا به‌جایی برسند که واقعیت را بپذیرند.

زمان بدهید
بدون شک، زمان دوای درد هر اتفاق تلخ و ناخوشایندی می‌تواند باشد؛ در برخی مواقع زودتر به وظیفه خودش که تسکین فرد آسیب‌دیده است عمل می‌کند و گاهی هم دیرتر. اما در هر صورت، از دست دادن جنین در هر دوره‌ای از بارداری، خواه در ماه‌های اول و خواه در سه ماهه سوم بارداری، آنقدر فشار سنگینی دارد که نیاز به گذشت زمان قابل‌توجهی برای گذر از آن وجود داشته باشد. البته که بدون تردید در چنین مواردی هر چه سن جنین بیشتر باشد، وابستگی عاطفی مادر با جنین بیشتر بوده و سوگ شدیدتری را تجربه می‌کند.

با ترس بجنگید
در چنین شرایطی تجارب قبلی سقط جنین می‌تواند نگرانی‌های بیشتری را برای زوجین به همراه داشته باشد؛ در واقع تصور این‌که نکند دوباره این اتفاق بیفتد، زوجین را وارد مرحله‌ای از زندگی می‌کند که مدام به ای‌کاش‌های قبلی فکر می‌کنند که ای‌کاش این‌طور نشده بود. اما چه بهتر که اطرافیان آنها بتوانند آنها را به سمت رفع علت که وجود نقص‌های ژنتیکی، مشکلات فیزیولوژیکی و… است هدایت کنند. در واقع آگاهی مادر و پدر برای اقدام دوباره به فرزندآوری می‌تواند ترس را در وجودشان کمرنگ و امید دوباره را در وجودشان روشن کند.

تو مادر خوبی هستی
یکی از تفکراتی که حال مادری که تازه جنینش را از دست داده، بدتر می‌کند زیر سوال رفتن قابلیت‌های مادری و القای حس بی‌کفایتی به او است:« من نتوانستم مادر خوبی باشم؛ من مراقبش نبودم. من تقصیرکارم و…» که هرکدام از این فکر و خیال‌ها او را به چاله عمیق‌تری می‌برد و خودش را مقصر اصلی ماجرا می‌داند؛ در صورتی که واقعا این‌طور نیست. پس بهتر است در هر نقش و جایگاهی که هستیم، به او یادآوری کنیم که فارغ از مراقبت‌هایی که لازم است مادر از جنین داشته باشد، ماندن یا نماندن جنین به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد که مادر هیچ نقشی در آن ندارد.

از حمایت تا پذیرش
گاهی ممکن است این سوگواری آنقدر ادامه پیدا کند که به افسردگی برسد. در این میان، این وظیفه همسر و اطرافیان بسیار نزدیک است که از مادر آسیب‌دیده به‌قدر کافی حمایت کنند، با او همدردی و همدلی کنند ، به حرف‌ها و غصه‌هایش گوش کنند، به عذاب‌وجدان‌هایی که در وجودش ریشه کرده است توجه کنند. این اتفاق تا زمانی باید ادامه داشته باشد که فرد بتواند حامیان اطرافش را ببیند و معنای تازه زندگی را پیدا کند. آن‌وقت است که می‌توانیم بگوییم او به مرور وارد مرحله پذیرش شده است‌.

جسمش را تقویت کنیم
در چنین مواقعی همه آدم‌ها حواس‌شان به روح مادر آسیب‌دیده است؛ اتفاقی که البته بسیار درست است و در چنین تجربه‌هایی، روح بیشتر از جسم آسیب دیده است اما فراموش نکنیم که یک جسم ضعیف درد کشیده هم می‌تواند ضعف روحی با خودش به همراه داشته باشد. پس بهتر است که همانقدر که حواس‌مان به حال روحی مادر است، از تقویت جسمش غافل نشویم و شاهد روز به روز ضعیف‌تر شدن و بی‌جان شدنش نباشیم. گاهی یک‌وعده غذای گرم برای چنین مادری می‌تواند افکار ذهنی‌اش را هم سامان بدهد.

دلداری‌ های واقعی
حواس‌تان باشد که برای آرام کردن مادر از هر‌جمله و هر دلیلی استفاده نکنید؛ جملاتی مانند این‌که:« خوب شد الان اتفاق افتاد، اگر بعد از تولد از دستش می‌دادی چه؟» یا این‌که «حتما دلیلی داشته» نه‌تنها مرهم دردهای او نیست که قلبش را بیشتر آزرده‌خاطر می‌کند؛ آنقدر که گاهی به این فکر می‌کند که اصلا چرا این اتفاق باید برای او و فرزند او می‌افتاد؟ تجربه نشان داده است که در چنین مواقعی شاید بیشتر از این‌که لازم باشد حرفی بزنیم، لازم است که شنونده باشیم. آن‌وقت شاید بتوانیم در جملات پایانی‌مان به او بفهمانیم که چقدر از اتفاق پیش‌آمده غمگین هستیم.

پدر را فراموش نکنید
درست است که پدرها روحیه قوی‌تری دارند و به اندازه مادر، آسیب روحی و جسمی در این ماجرا ندیده‌اند اما به‌هرحال آنها هم از این اتفاق تاثیر گرفته‌اند و طبیعتا حال خوبی ندارند. ضمن این‌که حالا او باید مرهمی برای همسرش هم باشد و فشاری مضاعف را بر دوش می‌کشد. پس بهتر است از حمایت پدر خانواده هم غافل نشویم و همدلی و همدردی با او را فراموش نکنیم.
نرگس‌ خانعلی زاده – خبرنگار

آموزش ضروری مسئولیت‌ پذیری به کودکان

مسئولیت‌ پذیری ارزش و ویژگی سختی است و این را باید بپذیریم. مسئولیت‌ پذیری یعنی مواجهه مستقیم و بدون تعارف با زندگی، یعنی مواجهه با شکست و پیروزی توامان و یعنی پذیرفتن این‌که زندگی همواره بر وفق مراد نیست. به همین علت است که بسیاری از بزرگسالان آرزوی بازگشت به روزهای کودکی را می‌‌کنند. 
روزهایی که با حداقل مسئولیت و مواجهه با تبعات تصمیم و انتخاب می‌‌گذشت. اما دسته‌ای از افراد هم هستند که شجاعانه پیش می‌‌روند و نه فقط از روی وسواس یا میل شخصی بلکه با نیروی محرکه مسئولیت‌پذیری و درک عمیق خود از این مفهوم ارزشمند جلو می‌‌روند، دنیا را آنطور که هست می‌بینند و محدودیت‌ها و شرایط را درک می‌کنند.
برای مسئول بودن نیاز به شجاعت، استقلال، عزت نفس و اعتماد به نفس است و تمام اینها با هم فردی مسئول نسبت به دنیای اطراف و خود را می‌سازد.
زندگی بدون مسئولیت هم زندگی ساده‌ای نیست. مسئولیت نداشتن یعنی از کنار تمام ارزش‌ها آرام و بی‌صدا گذشتن و در حاشیه‌ماندن، در حاشیه‌بودن شاید مزایایی داشته باشد اما باید این را در نظر گرفت که شما همیشه در حاشیه هستید و از بسیاری از وقایعی که در مرکز در جریان است دور مانده‌اید. در حاشیه بودن زندگی یکنواخت و آرامی را ممکن است برای شما به ارمغان بیاورد اما همیشه جای یک چیزی خالی است.

پرورش ارزش مسئولیت‌ پذیری در کودکان
به کودکان باید مسئولیت‌های متناسب با سن‌شان بدهید. بچه‌های دوساله می‌‌توانند کمک خوبی برای تمیزکاری در منزل باشند، اسباب‌بازی‌هایشان را در جای خود بگذارند یا کتاب‌هایی که برایشان خوانده‌اید را به قفسه کتاب برگردانند.
پررنگ‌کردن مسئولیت مرتب کردن اتاق کودک توسط خودش می‌تواند با یک زمینه‌سازی بازی‌گونه آغاز شود، استفاده از یک عبارت ساده «زمان تمیزکاری» یا پخش یک آهنگ پرانرژی می‌تواند به تشویق کودکان کمک کند.
دادن وظایف ساده در خانه به کودک راه خوبی برای بهبود توانایی‌های رو به رشد اوست. به عنوان مثال، یک کودک دو ساله ممکن است بتواند به شما کمک کند تا لباس‌ها را از ماشین لباسشویی بیرون بیاوریدو یک کودک چهار ساله لباس‌های خود را تا کند و سپس در کشوهای مناسب قرار دهد.
هر بار که یک کودک مهارت جدیدی به دست می‌آورد، فرصتی است تا به او یادآوری کنیم که در حال بزرگ‌شدن است و مسئولیت‌هایی که دارد نیز تغییر کرده و همراه او بزرگ‌تر شده. احترام به استقلال کودکان با مسئولیت‌پذیری در ارتباط است.
نمی‌توان انتظار داشت که فرزندتان مسئولیت اتاق یا درس یا خواهر و برادر کوچکش را به عهده بگیرد اما احترام و محدوده‌ای برای استقلال شخصی او قائل نباشید، او باید این عزت نفس و استقلال را حس کند تا بتواند طعم تصمیم و تبعات یک تصمیم را بچشد، مسئولیت‌پذیری تنها با مواجهه حقیقی با تبعات انجام دادن یا ندادن مسئولیت به دست می‌‌آید، استقلال داشتن یک فرد یعنی مختار بودن در انتخاب و به تبع آن بررسی و برگزیدن یک مسئولیت و راه و با اعتماد به نفس پای گذاشتن در مسیر آن است.

مسئولیت‌ پذیری چیست؟
مسئولیت‌پذیری تعاریف متعدد و البته مشابهی دارد. تعاریفی که با خواندن و دانستن آنها به ما دیدی همه‌جانبه نسبت به این مفهوم می‌دهد. یکی از تعاریف این است که مسئولیت‌پذیری یعنی احساس وظیفه یا تعهدی در قبال کاری که مسئول آن هستیم. اما این انتظاری که دیگران و خودتان از خودتان دارید باید متناسب با توان شما باشد. گاهی پذیرفتن مسئولیتی بیش از توان فردی در واقع عین بی‌مسئولیتی است.
چرا که شما نمی‌توانید از پس مسئولیتی که به عهده گرفته‌اید برآیید و همین در واقع از مصادیق غیرمسئولانه عمل کردن است. همچنین مسئولیت یعنی شما کارهایی را که قرار است انجام دهید، انجام بدهید، به همین سادگی. اما در ادامه نکته مهم‌تری بیان می‌شود، نکته‌ای که این مفهوم و ارزش مسئولیت‌پذیری را از یک کار روتین یا رباتیک خارج می‌کند. مسئولیت‌پذیری یعنی پذیرفتن پیامدهای مثبت و منفی اعمال و تصمیمات خودمان و این بخش مسئولیت‌پذیری یعنی سخت‌ترین بخش آن.
در تعریفی جامع مسئولیت‌پذیری یعنی پذیرفتن مسئولیت افکار، احساسات و اعمال خود. به این تعریف دقت کنید و بگویید خودمان را مسئول و منشا چه میزان از احساسات و افکارمان می‌دانیم؟ در بسیاری از موارد مسئول «حال بد ما» همسر یا همکار یا والدین ما هستند، مسئول «اضطراب و استرس و نگرانی» ما استاد ما است که برای ما زمان امتحان مشخص کرده است، در حالی که منشا تمام این افکار و احساسات خود ما هستیم. در ادامه این طور مسئولیت‌پذیری پاسخگویی و داشتن رفتاری مسئولانه در قبال اعمال و اقدامات و تصمیمات خود تعریف می‌شود.
مسئولیت‌پذیری یک میل و اشتیاق و ارزش درونی است، شما با یک تعهد درونی سروکار دارید که در صورت قرار گرفتن در مسیر درست نتایج شگرفی برای فرد و جامعه دارد. این ارزش مسئولیت‌پذیری است که زمینه‌ساز رشد جامعه می‌شود، وقتی فرد در قبال خود و دیگران، خود را مسئول بداند تلاش می‌کند تا شرایط هرچه بهتری برای خود و دیگران فراهم کند و انجام مسئولیت را گذاشتن تکه پازلی در یک پازل بزرگ‌تر جهانی می‌بیند که موجب تکمیل تصویری می‌شود که او اگرچه نقش کوچکی در آن دارد اما نبودنش باعث ناقص شدن تصویر می‌شود.

زیست مسئولانه داشتن
مسئولیت‌پذیری ارزشی است که تمام کودکان باید آن را بیاموزند. مسئولیت‌پذیری شامل تصمیم‌گیری، مورد اعتماد بودن و یادگیری این مساله است که باید نتیجه اعمال خود را، چه خوب و چه بد، بپذیریم. مسئولیت‌پذیری فقط به این نیست که چگونه انتخاب‌های فرزند شما بر او تأثیر می‌گذارد، بلکه این است که چگونه انتخاب‌ها و اقدامات او بر دیگران نیز تأثیر می‌گذارد.
مسئولیت‌پذیری باعث می‌شود که فرزندان ما حس مهم بودن برای خانواده و جامعه داشته باشند و در جهت کمک به خانواده و جامعه گام بردارند.
یکی از بهترین راه‌ها برای آموزش مسئولیت‌پذیری به کودکان، روش الگوبرداری است، هرچه قدر والدین زیست مسئولانه‌تری داشته باشند این ارزش بیشتر و با عمق بهتری به فرزندان منتقل می‌شود.
به طور مثال برای کارهای خیر یا خدماتی در خانواده و شهر و جامعه‌تان داوطلب شوید، فرد مورد اعتمادی باشید، ارزش‌هایی مانند سروقت بودن را تمرین کنید، اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آنها عذرخواهی کرده و راهی برای جبران اشتباهتان پیدا کنید.
اگر فرزندتان شاهد چنین سبک زندگی باشد قطعا او نیز مسئولیت‌پذیر خواهد شد. توجه به نتیجه ما را نسبت به مسئولیتی که به عهده گرفته‌ایم واقع‌بین‌تر و حساس‌تر می‌کند.
به طور مثال مسئولیت حفظ سلامت بدن ما به عنوان فردی بالغ به عهده خود ما است و در صورت فروگذاری در انجام این مسئولیت شخص خود ما تاوان این کاستی را پس خواهد داد.
نتیجه می‌تواند مثبت یا منفی باشد که هر دو مسئولیتش بر عهده ی ماست. شروع پذیرفتن یک مسئولیت با توافقی همراه است، توافق با خود و یا با فرزند و همسر و هر فرد دیگری، به طور مثال وقتی با فرزندتان سر ساعتی که قرار است به خانه برگردد توافق می‌کنید و مسئولیت بازگشت به موقع را فرزندتان به عهده می‌گیرد، باید تبعات دیر آمدن را از نظر شما بداند و با یکدیگر بر سر این تبعات توافق کنید و او بداند که در هر دو حالت شخص خودش مسئول عواقب است و لذا خودش نیز مسئول مدیریت زمان است.
مثال دیگر مسئولیت‌پذیری، مراقبت از سلامت روان خود در مواجهه با محتوای موجود در اینترنت یا محتوای تصویری است، مراقبت از سلامت روان به عنوان یک فرد بالغ به عهده خود فرد است و البته این مسئولیت برای کودکان و نوجوانان به عهده والدین است و با بالا رفتن سن درصد مسئولیت تغییر می‌کند.
به عنوان والدین باید این مسئولیت مهم را به درستی به فرزندان منتقل کنیم، تبعات ناشی از استفاده بدون حد و بدون چارچوب از اینترنت از نظر روانی تبعاتی دارد که تنها یک فرد با دانستن و اعتقاد به مساله خودمراقبتی می‌تواند در انجام این مسئولیت جدی و استوار باشد.
در تعریف دینی این مساله یعنی داشتن تقوای شخصی صحبت از نوعی بازدارندگی درونی است که از ایمان و تقوا و وجدان فرد سرچشمه می‌گیرد، مومن در مقابل پروردگار خود و امانت جسم و روحی که در اختیار او قرار داده شده خود را مسئول می‌داند و در جهت حفظ طهارت جسمی و روحی خود می‌کوشد. خشونت، محتوای مستهجن، موارد نامناسب اخلاقی، همگی محتوایی است که استفاده از آنها تبعات روحی و جسمی برای فرد به همراه دارد.
دانستن این تبعات یا حتی دقیق شدن در تبعات یک تصمیم از میزان مسئولیت‌پذیری یک فرد نشات می‌گیرد. خودمراقبتی یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های ماست و یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که باید با رفتار و اعمال به فرزندمان منتقل کنیم.

اگر نباشد چه می‌شود؟
برای درک این‌که چرا مسئولیت مهم است، به این فکر کنید که اگر مردم مسئولانه عمل نکنند، زندگی چگونه خواهد بود؟ اگر هیچ کس کاری را که می‌‌گوید انجام ندهد، چگونه می‌‌توان به یکدیگر اعتماد کرد؟ اگر هیچ کس نظافت را رعایت نکند چطور می‌توانیم انتظار داشته باشیم در محیطی سالم زندگی کنیم؟ اگر والدین در قبال فرزندان‌شان مسئول نباشند، و بچه‌ها در انجام کارهای خانه یا تکالیف خود مسئول نباشند، چه اتفاقی می‌‌افتد؟ و بسیاری سوال‌های دیگر از این دست. همه ما در جامعه اگر می‌‌خواهیم در کنار هم ایمن و در آرامش و اعتماد متقابل زندگی کنیم، باید فردی مسئولیت‌پذیر باشیم و بپذیریم که هرکدام از ما در قبال خود، خانواده، جامعه و جهان هستی مسئول هستیم.

فیلم مسئولانه
فیلم‌های زیادی درباره این موضوع ساخته شده که شخصیت اصلی یا فرعی مسئولیتی که به عهده داشته را به خوبی انجام نداده و همین مساله گره‌ها و مشکلات فراوانی را به همراه داشته یا شخصیت در پی مسئولیت و راه خود بوده و داستان فیلم جریان این کشف و شهود و انتخاب بوده.
از جمله این فیلم‌ها می‌توان به فیلم ایرانی بادیگارد اشاره کرد. محافظی که برای خود مسئولیتی قائل است و با توجه به حدود مسئولیتی که برای خود قائل بوده معتقد است کاری که می‌کند در حوزه مسئولیتش دیگر قرار نمی‌گیرد و تلاش می‌کند مرزهای مسئولیتی که پذیرفته را به دیگران نشان دهد. مساله مسئولیت در فیلم‌های حاتمی‌کیا پررنگ است، در آژانس شیشه‌ای نیز حاج کاظم بنا به انجام مسئولیت خود تصمیم به کاری گرفت که تبعات آن را به خوبی می‌دانست. مسئولیتی که حاتمی‌کیا به آن می‌پردازد نگاهی اخروی نیز دارد.
انیمیشن زندگی یک حشره درباره مورچه خلاقی است که کسی او را در کلونی جدی نمی‌گیرد و مواجهه با مشکلی جدی در لانه باعث می‌شود او مسئولیت نجات لانه را بپذیرد اما این مسئولیت تبعاتی دارد. مورچه‌ای که در ابتدا علاقه‌ای به پذیرش مسئولیت نداشت و فقط در پی علاقه‌مندی‌های خود بود مرحله به مرحله مسئول‌تر می‌شود تا جایی که حتی جان خود را برای گروه به خطر می‌اندازد.
قسمت اول عصر یخبندان هم با پذیرش مسئولیت نجات جان پسرک اسکیمو همراه می‌شود. هرکدام از اعضای گروه به خاطر انجام دادن مسئولیت خود جان خود را به خطر می‌اندازد. این میل و تعهد به مسئولیت با بیشتر‌شدن رابطه گروه با یکدیگر و علاقه‌ای که نسبت به پسرک شکل می‌گیرد بیشتر می‌شود. علاقه و تعهد در مسئولیت‌پذیری نسبت به چیزی نقش مهمی را ایفا می‌کنند و نوعی موتور محرک مسئولیت پذیری هستند.
در فیلم و انیمیشن زنان کوچک و کتابشان یک مساله مهم وجود دارد: مسئولیت‌پذیری تک‌تک دختران خانواده مارچ. این دختران انجام مسئولیتی را پذیرفته‌اند که گاهی از توانشان بیشتر می‌شود. اما شرایط سخت باعث می‌شد که روحشان بزرگ‌تر از آنچه بود شود و بتوانند از پس مسئولیت‌های خود در زمان غیبت پدر یا مادر برآیند.
لیدی برد فیلمی ساخته سال2017 است و روایت سال آخر دبیرستان دختر نوجوانی است که در مرز ورود به دنیای حقیقی و پذیرش مسئولیت‌های جدی قراردارد. لیدی برد مادرش را درک نمی‌کند، میزان تلاش مادرش را هم حتی به طور کامل نمی‌بیند و همواره از شرایط موجودش ناراضی است. طی فیلم لیدی برد بیشتر با حقایق دنیا آشنا می‌شود و زمانی که به تنهایی مسئولیت زندگی‌اش را می‌پذیرد متوجه میزان مسئولیت‌پذیری و تاثیر او بر زندگی‌اش می‌شود.
فیلم 1917 کریستوفر نولان نیز به سربازانی می‌پردازد که بدون شناختن همرزمان‌شان اما به خاطر عمل به وظیفه و مسئولیتی که در قبال جان همنوعان‌شان برای خود حس می‌کنند دست به تصمیماتی می‌زنند که جانشان به خطر می‌افتد.
زهرا صالحی‌ نیا – خبرنگار

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

چه‌ها از همان سنین کودکی علاقه زیادی به کشف همه‌چیز دارند و مدام در حال بازی و شیطنت هستند اما گاهی والدین از سروصدای زیاد و انرژی فوق‌العاده کودکشان گلایه می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود صبر و تحملشان تمام شود و شروع به تنبیه کودک کنند .خیلی وقت ها تکرار و ادامه این شیطنت ها والدین را دو به شک می کند که نکند کودک شان مبتلا به بیش فعالی باشد. به همین دلیل درباره تفاوت ها و مرزبندی های این دو ویژگی با دکتر ناهید محمدی روانشناس کودک گفتگو  کردیم.

*** بیش فعالی یک اختلال رشدی است

طبق نظر مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در آمریکا (CDC)، تقریباً 9 درصد از کودکان دارای ADHD(بیش فعالی) هستند اما مسئله اینجاست که مشاهده هرگونه تحرک و جنب‌وجوشی به معنای بیش فعالی نیست.

دکتر ناهید محمدی دراین‌باره می‌گوید: «بیش فعالی در کودکان یک اختلال رشدی محسوب می‌شود و ما زمانی می‌توانیم شیطنت کودک را نشانه بیش فعالی بدانیم که کودک دارای تعدادی علائم باشد. یکی از علائم بیش فعالی، جنب‌وجوش مفرط است؛ طوری که کودک تا لحظه خوابیدن مدام در تحرک است و گاهی حتی در حالت خواب هم می‌غلتد.»

محمدی به تمایز دیگر شیطنت و بیش فعالی می‌پردازد و می‌گوید: «کودکانی که بیش‌فعال هستند در بیش از دو محیط جنب‌وجوش دارند و کنترلی روی جنب‌وجوش خود ندارند؛ درواقع، این کودکان علاوه بر اینکه در خانه خودشان پرتحرک هستند، در مهمانی، مدرسه، مطلب پزشک و هرجای دیگری جنب‌وجوش دارند. این در حالی است که کودکان پرانرژی، وابسته به محیط عمل می‌کنند و اغلب تنها در خانه خودشان پرتحرک هستند.»

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

این روانشناس کودک با اشاره به علائم دیگر بیش فعالی می‌گوید: «کنکاش با وسایل، عدم تمرکز، پریدن وسط صحبت دیگران، گم کردن وسایل به‌طور مکرر، بی‌نظمی و بیش‌ازاندازه صحبت کردن از دیگر علائم بیش فعالی است که این علائم در کودک پرتحرک قابل‌مشاهده نیست؛ بنابراین، صرف پر جنب‌وجوشی نمی‌تواند نشانه بیش‌فعالی باشد.»

*** دلیل انرژی بالا در بعضی بچه‌ها چیست؟

دکتر محمدی در پاسخ به این سؤال می‌گوید: « ژنتیک در شیطنت کودکان بی‌تأثیر نیست. شیطنت کودکان حتی از دوران نوزادی قابل‌فهم است. بد شیر خوردن، سخت خوابیدن، واکنش نشان دادن با کوچک‌ترین محرک و…نشانه پرتحرکی کودک در دروان نوزادی است.»

این روانشناس کودک ادامه می دهد: «سیستم‌های پردازش حسی نیز در انرژی بالا کودک تأثیرگذار است. ما 7 حس اصلی داریم؛ حس بویایی، چشایی، بینایی، لامسه، شنوایی، عمق و دهلیز. حس عمق نیاز ما به حرکت و فشار است که بعضی از بچه‌ها نیازشان به حرکت بیشتر است و بعضی از بچه‌ها نیازشان کمتر. حس دهلیزی هم نیاز ما به جنب‌وجوش و تعادل است که در برخی از بچه‌ها بهم خوردن تعادل، لذت‌بخش است. بچه‌هایی که نیازشان به حس عمق و برهم خوردن تعادل بیشتر است، معمولاً بچه‌های پرتحرک و پرانرژی هستند و باید فضاهای مناسبی برای فعالیت و تخلیه انرژی این بچه‌ها در نظر گرفته شود.»

کنجکاوی نیز از دیگر علل پرتحرکی در بعضی کودکان است: «کجکاوی گاهی باعث می‌شود تا کودک نتواند یکجا بنشیند؛ در اینصورت جهت دادن به حس کنجکاوی کودک می‌تواند باعث شود تا رفتارهای آزارگرانه ناخواسته‌ در این بچه‌ها کاهش یابد.»

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

 *** عوامل تحریک‌کننده شیطنت در کودکان

اگرچه سطح بالای انرژی در کودکان نشانه بیش فعالی نیست اما گاهی می‌بینیم که میزان شیطنت در کودک به‌صورت مقطعی بیش‌ازاندازه می‌شود تاجاییکه کودک حتی در رفتار شبیه کودکان بیش‌فعال عمل می‌کند؛ دکتر محمدی در این رابطه می‌گوید: «تعدادی از  عوامل می‌تواند باعث تحریک شیطنت در کودکان شود. به‌عنوان‌مثال، غذاهایی که کافیین، شیرینی و کالری بالاتری دارند، می‌توانند جنب‌وجوش در کودکان را زیادتر کند.»

علاوه بر این، تحقیقات نشان داده که یکسری عوامل دیگر می‌تواند زمینه‌ساز تحرک بالا در کودکان شود که این عوامل عبارت‌اند از:

استرس کنترل نشده

کودکان اغلب زمانی که یک اتفاق استرس‌زا را در زندگی تجربه می‌کنند، بیش‌فعال می‌شوند. حتی تغییرات مثبت مانند رفتن سفر یا نقل‌مکان به محله دیگر می‌تواند استرس زیادی برای کودک ایجاد کند؛ لذا قبل از اینکه تصمیمی بگیرید یا کاری انجام دهید، هرگز کودکتان را در جریان مسائل قرار ندهید.

به یاد داشته باشید که استرس والدین نیز به کودکان منتقل می‌شود؛ بنابراین، اگر استرس دارید به‌احتمال‌زیاد فرزندتان دچار استرس می‌شود. در چنین مواردی، به کودکتان حس اطمینان و حمایت بیشتری دهید.

تفاوت کودکان بیش‌فعال و بازیگوش چیست؟

 عدم تخلیه انرژی

بچه‌ها اغلب انرژی زیادی برای سوزاندن دارند. آن‌ها دائماً به فعالیت بدنی مانند دوچرخه‌سواری، پریدن، دویدن یا بازی در بیرون از خانه نیاز دارند. بنابراین، زمانی که دیدید کودک در زمان خوابیدن مقاومت نشان می‌دهد و بی‌قرار و فعال است، این نشانه آن است که او باید با بازی و فعالیت، انرژی‌اش را بسوزاند.

برای تخلیه انرژی کودک به دنبال فعالیت‌هایی باشید که به کودک شما اجازه می‌دهد بدود، بپرد یا حرکت کند. به‌جای ثبت‌نام کودک در کلاس نقاشی، کودکتان را به کلاس‌های پرتحرک مثل شنا یا ژیمناستیک بفرستید تا انرژی‌اش را تخلیه کند. همچنین فعالیت‌های حسی مانند خمیربازی یا بازی با ماسه می‌توانند بسیار آرام‌بخش باشند.

کمبود خواب

درحالی‌که بزرگ‌سالان هنگام خستگی خیلی تنبل و بی‌حوصله هستند، کودکان اغلب بیش‌فعال می‌شوند. اغلب می‌بینیم که برخی از والدین تعجب می‌کنند که چطور باوجوداینکه کودکشان صبح زود از خواب بلند شده و ظهر استراحت کافی نداشته اما 12 شب همچنان پرانرژی است؟!

وقتی کودک به‌اندازه کافی استراحت نمی‌کند، بدن او با تولید کورتیزول و آدرنالین بیشتر پاسخ می‌دهد تا بتواند بیدار بماند؛ درنتیجه انرژی بیشتری خواهند داشت. بنابراین برای کنترل شیطنت کودک، زمان استراحت و خواب کودکتان را تنظیم کنید و مطمئن شوید که کودک شما به‌اندازه کافی می‌خوابد.

*** نحوه کنترل و مدیریت کودکان پرانرژی

«دکترمحمدی» مهم‌ترین راه کنترل شیطنت در کودک را شناسایی دلیل آن دانست و اظهار کرد: «والدین ابتدا باید متوجه شوند که دلیل جنب‌وجوش زیاد در فرزندشان چیست. آیا در فرزندشان علائم بیش فعالی را مشاهده می‌کنند یا خیر، آیا فرزندشان تنها در محیط خانه پرتحرک است یا همه‌جا این‌گونه است. چنانچه متوجه علائم بیش فعالی در فرزندتان شدید لازم است به پزشک اطفال مراجعه کنید. این اختلال با مصرف دارو و یا حتی گاهی بدون دارو قابل کنترل است.»

چنانچه شیطنت کودک به دلیل عوامل ژنتیکی و یا مشکل سیستم پردازش حسی بود در این صورت والدین باید به دنبال فعالیت‌هایی مثل بازی در محیط‌های باز، شرکت در ورزش‌های مختلف و جنب‌وجوش در فضاهای ایمن باشند تا کودک انرژی‌اش را تخلیه کند:« اگر شیطنت کودک مبتنی بر کنجکاوی است، والدین باید با فراهم کردن امکان ارضای کنجکاوی به شکل صحیح، رفتار شیطنت‌آمیز کودکشان را مدیریت کنند.»