سیمرغ/ اگر می خواهید لباس هایتان هنگام اتوکشی براق نشود یا آثار سوختگی روی آن ها باقی نماند، کافی است هنگام اتوکشی، به اصول آن توجه کنید! چراکه اتوکشی هم مثل هر کاری، قوانین خاص خود را دارد.
چند راه برای تمیز کردن کف اتو
اگر روی کف اتو، لکه های سوختگی ایجاد شده، کافی است تکه ای پارچه را به محلول آب گرم و مواد شوینده یا الکل صنعتی آغشته کنید و به کف اتو بکشید. هم چنین محلول سرکه و نمک نیز کمک کننده خواهد بود.
اگر می خواهید لباس هایتان هنگام اتوکشی براق نشود یا آثار سوختگی روی آن ها باقی نماند، کافی است هنگام اتوکشی، به اصول آن توجه کنید! چراکه اتوکشی هم مثل هر کاری، قوانین خاص خود را دارد.
کشیدن روکش روی میز اتو
اگر قصد خرید میز اتو دارید، بهتر است میزی را انتخاب کنید که قابلیت تنظیم ارتفاع داشته باشد؛ چراکه با تنظیم ارتفاع میز متناسب با قدتان از خستگی های حاصل از اتوکشی جلوگیری خواهید کرد. برای افزایش عمر میز اتو، روی آن را روکش بکشید تا در صورت سوختگی یا تغییر رنگ، آسیبی به میز اتو وارد نشود. اگر در منزل میز اتو ندارید از سطوح صاف و نرم استفاده کنید چرا که اتوکشی روی این سطوح آسان تر انجام می شود.
بعضی پارچه های تیره، هنگام اتوکشی برق می افتد و ظاهری نامناسب پیدا می کند. برای جلوگیری از این حالت، یک پارچه رنگ روشن روی لباس تیره تان قرار دهید و سپس به اتوکشی اقدام کنید. از این روش می توانید برای اتوکشی پارچه های حساس و ظریفی مثل حریر هم استفاده کنید.
برای تمیز کردن محفظه آب اتوی بخار، محلولی از آب و سرکه سفید تهیه کنید و درون آن بریزید. توجه داشته باشید که مقدار سرکه و آب باید به یک نسبت باشد. بعد از چند دقیقه محلول را خارج و در نهایت مخزن را آبکشی کنید. سپس مقداری خمیر دندان را روی یک تکه پنبه قرار دهید و روی کف اتو بمالید. چند دقیقه صبر کنید تا خمیر دندان خشک شود سپس آن را با یک پارچه نمدار پاک کنید. اگر اتویتان از نوع بخار است دقت کنید خمیر دندان وارد سوراخ های مخصوص خروج بخار نشود.
تمیز کردن لکه سوختگی کف اتو
اگر روی کف اتو، لکه های سوختگی ایجاد شده، کافی است تکه ای پارچه را به محلول آب گرم و مواد شوینده یا الکل صنعتی آغشته کنید و به کف اتو بکشید. هم چنین محلول سرکه و نمک نیز کمک کننده خواهد بود.
پس از پایان کار به طور حتم آب درون اتو را خارج کنید. اگر اتوی شما دکمه مخصوص خروج بخار دارد آن را آن قدر فشار دهید تا آب درون اتو به طور کامل تخلیه شود. با این حال سعی کنید برای اتوی بخار، همیشه از آب مقطر استفاده کنید چرا که استفاده از آب معمولی، باعث گرفتگی منافذ آن می شود.
می خواهم طلاق بگیرم
خراسان/ دختری 17ساله هستم. با توجه به مشکلاتی که با همسر20سالهام دارم، میخواهم طلاق بگیرم، خسته شده ام و یک بار هم خودکشی کردم. شرایط روحی بدی دارم، هیچ میلی به خوردن غذا ندارم و فقط روزی یک وعده غذا میخورم، شبها تا صبح بیدارم و وروزها میخوابم. کمکم کنید. فکر میکنم افسردگی دارم. چه کار باید بکنم ؟
پاسخ
افسردگی یک مسئله چالشبرانگیز بهداشت روانی است. افسردگی، تجربه شایعی است و این باعث شده است عدهای آن را سرماخوردگی روانی بنامند.
آیا خود درمانی افسردگی مفید است؟
فرد مبتلا به افسردگی ممکن است گاهی به خوددرمانی اقدام کند؛ برای مثال برخی از افراد فکر میکنند اگر چند روزی استراحت کنند، حال آنها بهتر میشود یا ممکن است دیگران به آنها توصیه کنند که اگر از یک داروی خاص استفاده کنند، برایشان مفید است. برخی دیگر به جستوجو در اینترنت پرداخته و راهحلهایی را که در سایتهای گوناگون وجود دارد، امتحان میکنند. در مواردی نیز افراد به موادی که باعث سرخوشی و سر حالی میشود، پناه میبرند. این اقدامات خود درمانی نه تنها مفید نیست، بلکه ممکن است خطرناک هم باشد و باعث شود تا فرد دیرتر به متخصص مراجعه کند. همچنین مصرف برخی داروها به صورت خودسرانه یا توصیه اطرافیان میتواند عوارض جبرانناپذیری داشته باشد. روی آوردن به مواد نیز به دلیل این اثرات کوتاه مدت خوشایند، ممکن است تقویت و فرد به آن وابسته شود.
برای گذر از یک دوره افسردگی به نکات زیر توجه داشته باشید:
* تند نروید، از خودتان انتظار زیادی نداشته باشید. هر کاری را بهصورت طبیعی انجام دهید و برنامهای واقعگرایانه تنظیم کنید.
* خود را با فعالیتهایی درگیر کنید که حس خوب یا احساس موفقیت در شما ایجاد میکند.
* زمانی که افسرده اید، از تصمیمگیریهای مهم درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بگیرید.
* از مصرف مواد روانگردان غیر مجاز اجتناب کنید.
* فعالیت جسمی باعث بروز واکنشهای شیمیایی در بدن میشود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
* امیدواری خود را حفظ کنید و بدانید برطرفشدن کامل افسردگی شما به گذر زمان نیاز دارد.
مهمترین توصیه به شما
در اولین فرصت به یک متخصص مراجعه کنید. هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت. افسردگی را میتوان هم با دارو و هم مشاوره یا هر دو درمان کرد؛ البته شما ابتدا به یک روان پزشک مراجعه کنید و بعد از بهبودی نسبی، درمان را توسط یک روان شناس پیگیری کنید. بهطورمعمول درمان افسردگی 8 تا12 هفته یا کمتر باعث بهبودی شما میشود.
اگر شما افسردگیتان را درمان نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا میکند. درمان موفقیتآمیز افسردگی، خطر خودکشی را برطرف میکند و میتواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذتبردن از زندگی کمک کند. در زمینه طلاق، مشاوره با روان شناس به شما کمک میکند تا با شناخت و آگاهی کامل از شرایط موجود و آینده نگری، به مسئله طلاق نگریسته و در صورت امکان به زندگی قبلی بازگشته و آن را اصلاح کنید در غیر این صورت با دید منطقی و با تدبیر به طلاق فکر کنید و با پیشبینی همه جوانب، آسیبهای ناشی از طلاق را به حداقل برسانید.
بلای پیجهای همفکری بر سر خانواده ها
خراسان/ چرا صفحاتاینستاگرامی که افراد در آنجا مشکلات خانوادگیشان را مطرح می کنندو منتظر کامنتهای مردم برای راهنماییگرفتن میمانند، آسیبزا هستند؟
همفکری یعنی با یکدیگر برای کاری اندیشیدن که در فرهنگ ما، به آن توصیه زیادی شده است اما یک نکته مهم در این زمینه، گاهی مغفول واقع میشود. آن موضوع درباره ویژگیهای شخصیتی فردی است که با او هم فکری میکنیم. واضح است که اگر این فرد، کارشناس در حوزهای که ما مشکل داریم و البته دلسوز ما نباشد، نتیجه آن چیزی نخواهد شد که مد نظر ماست. چند وقتی است که فعالیت پیجهای اینستاگرامی تحت عنوان همفکری در حوزه مشاوره پررنگتر شده است. افراد با فرستادن سوالات شخصیشان(به خصوص مشکلات زنوشوهری) در دایرکت به این پیجها که سرعت افزایش فالوئرشان هم زیاد به نظر میرسد، منتظر میمانند تا ادمین پیج، سوال را در یک پست منتشر کند و دیگر فالوئرها بر اساس دانش و تجربیات شخصیشان، به آن فرد کمک و او را برای بهتر شدن زندگیاش راهنمایی کنند. اتفاقی که آسیبهای زیادی دارد و اگر افراد بدون آگاهی، وارد چنین پیجهایی بشوند، ممکن است تصمیمهایی برای زندگی مشترکشان بگیرند که بعدا پشیمان شوند و به مشکلات جدی بربخورند. در ادامه، نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.
مراجعی که از قضاوتها و توهینها آسیب دیده بود
به تازگی مراجعی با علایم اضطرابی زیاد و خشم آشکار داشتم که بیان میکرد بعد از اینکه مشکل اش را در یکی از پیجهای هم فکری اینستاگرام به اشتراک گذاشته، اوضاع زندگیاش خیلی بدتر از قبل شده است. او علاوه بر این که از قضاوتها و توهینهایی که در کامنتها به خودش و خانوادهاش شده به شدت آسیب دیده بود، گویا یکی از اقوامش از طریق خواندن مشکل در پیج کذایی، وی را شناسایی و لایههای پنهانی از زندگی خصوصی اش را در بین اقوام و خویشان منتشر کرده بود. طبیعی است که این مسئله موجبات ناراحتی خودش و همسرش را فراهم آورده بود. بنابراین این نکته مهم به نظر میرسد که افراد با انتشار یک سوال از زندگی خصوصیشان در چنین پیجهایی، خود و زندگیشان را در معرض قضاوتهای بیرحمانه و توهینهایی قرار میدهند که دیگر قابل کنترل نیست.
نظراتی که کارشناسیشده نیست
نکته دیگر ،درباره کارشناسیبودن نظرات و کامنتها در چنین پیجهایی است. واضح است که بعضی تجربیات شخصی دیگران که به عنوان مشورت به شما ارائه میشود، ممکن است به هیچوجه به درد شما نخورد. همچنین شاید راهکاری که به شما در چنین پیجهایی توسط افراد ارائه میشود، در ظاهر خوب باشد اما اگر نگاه دقیقتر و کارشناسیشدهتری به آن داشته باشید، معایب زیادی دربارهاش توجهتان را جلب کند. این روزها عموم بیش از گذشته به سلامتروان اهمیت میدهند و خوشبختانه از این که برای ازدواج، طلاق، مشکلات عاطفی، ناراحتی روانی و مشکلات بینفردی، روابط زناشویی ، مشکلات با فرزندان و … به متخصص مراجعه کنند، اظهار شرمندگی نمیکنند یا از این که بگویند نزد درمانگر یا نوروتراپیست میروند خجالت نمیکشند. به همان میزان که افزایش تقاضا برای دریافت خدمات سلامتروان روزبهروز در حال افزایش است، متاسفانه نوعی سردرگمی وجود دارد که باید دقیقا به چه کسی مراجعه کنند؟ حتی در جمعهای خصوصی و تخصصی و اتاق درمان هم شاهد سوالهایی از این دست هستیم که برای حل مسائل از چه کسی کمک بگیرم؟ روان شناس، رواندرمانگر، روان پزشک، روانکاو، نورو تراپیست یا …. ؟ سوالی که چندین بار در همین صفحه خانواده و مشاوره به آن پاسخ داده شده و در آینده نزدیک باز هم در مطلب جداگانهای به آن خواهیم پرداخت اما خودتان هم با کمی تحقیق میتوانید به پاسخ آن دست یابید تا مشاوره تخصصیتری برای حل مشکلتان دریافت کنید.
به هر فردی در فضایمجازی اعتماد نکنید
از سوی دیگر در فضایمجازی و حتی حقیقی ،افراد زیادی خود را متخصص معرفی میکنند و بدون اینکه صلاحیت کافی داشته باشند با زندگی انسانها بازی میکنند. در کشورهای پیشرفته ،معرفی افراد واجد شرایط در خصوص بهداشت روان بر عهده سازمانها و نهادهای مرجع است و همین امر به مردم عادی کمک شایانی میکند تا با خیال راحت تحت درمان و خدمات روان شناسی قرار بگیرند. در ایران سازمان نظام روان شناسی و مشاوره قرار بود چنین نقشی را ایفا کند اما به دلایلی هنوز به طور کامل موفق نشده و به همین دلیل است که متاسفانه به خصوص در شبکههای اجتماعی مواردی را مشاهده میکنیم که افراد بدون داشتن صلاحیت تخصصی یا اخلاقی کافی(و گاهی هر دو باهم)، در حال فعالیت در این حوزه هستند و اتفاقا ادعای بیشتری از متخصصان واقعی هم دارند!
آیا انتخاب نوع متخصص بهداشتروان مهم است؟
مسلما بله چون علاوه بر این که تعداد متخصصانی که در زمینههای مختلف بهداشت روان فعالیت میکنند زیاد است و گاهی در عملکرد آنها همپوشانیهایی مشاهده میشود، مهمترین مسئله این است که بتوانید از میان متخصصان دارای صلاحیت، کسی را انتخاب کنید که مناسبترین گزینه برای دریافت خدمات مد نظر شما باشد.
این فضا برای مشورتگرفتن، امن نیست
با توضیحاتی که ارائه شد مبرهن است که بیان مشکلات و داستان زندگی خصوصی در پیجهای اینستاگرام با عنوان همفکری آسیبهای فراوانی را به بار خواهد آورد چراکه روان شناس و مشاور یا روان پزشک حرفهای و متخصص هرگز چنین پیجهایی را برای درمان یا مشاوره دادن، امن و مورد تایید نمیدانند. کمک گرفتن حرفهای از مشاوران و روان شناسان اصلح در این حوزه ضامن میزان اثربخشی درمان خواهد بود و در نهایت این وظیفه شماست که بررسی کنید فردی که به عنوان درمانگر انتخاب کردید، این شرایط را دارد یا خیر؟
نویسنده : زهرا متقیشکیب | کارشناسارشد روانشناسی بالینی
بعد از گرفتن کارنامه فرزندم چه کنیم؟
خراسان/ 6 توصیه به والدین بعد از گرفتن کارنامه دانش آموزانشان

برای سلامت روان در دوران سالمندی چه باید کرد؟
بیا نی نی/ بیشتر سالمندان از نظر ابعاد مختلف روانشناختی از جمله جنبههای شناختی، عاطفی و رفتاری که منظومه تشکیلدهنده ابعاد روانی سالمندی هستند، بهطور نسبی از سلامت روان در دوران سالمندی برخوردارند. این هرگز به معنای کماهمیت شمردن سلامت روان در دوران سالمندی نیست. حال این مسئله مطرح میشود که برای سلامت روان در دوران سالمندی چه باید کرد؟ سایت «دلگرم» راهکارهایی را پیشنهاد میکند:
کاهش دلهره و نگرانی که مادر تمام بیماریهاست
برای حل نگرانی ابتدا باید منابع ایجادکننده آن را پیدا کرد؛ برای مثال صحبت کردن درباره نگرانی با درمانگر یا حتی بیان مسایل دلهره آور با یک دوست یا همنشین میتواند به کاهش دلهره و نگرانی منجر شود. حتی کارهایی مثل قدمزدن، بازیهای ورزشی و سرگرمیهای مناسب و فعالیتهای جسمانی، ورزشی میتواند به کسب آرامش کمک کند.
حفظ روابط اجتماعی
حمایتی که از روابط اجتماعی با دوستان، خانواده و همکاران ایجاد میشود به حفظ سلامت روانی کمک میکند. مطالعات نشان داده است در کسانی که با اعضای خانواده، خویشاوندان و گروههای اجتماعی ارتباط خوبی دارند، علایم آلزایمر دیرتر از کسانی که گوشهگیر و کمارتباط هستند، ظاهر می شود.
داشتن نگاه مثبت
وقتی با نگرش مثبت و با تقویت هیجانات مثبت به موضوعات نگاه شود حل مسئله و تحمل مشکلات آسانتر میشود. برای حفظ سلامتی به خوبیهای دنیا فکر کنید و با فعالیتها و افرادی که شما را خوشحال میکنند، وقت بگذرانید.
ارتباط معنوی
مسایل معنوی و روحانی به شما احساس خوبی میدهد، سعی کنید ارتباط خود را با این موضوع حفظ و تقویت کنید زیرا به تخفیف تنهایی، افسردگی و اضطراب در سالمندی کمک میکند یا حتی عامل دفاعی در برابر مشکلات و بیماری های روانی از جمله آلزایمر است. کسانی که اعتقادات مذهبی و معنوی قوی دارند به طور معمول به تبع آن احساس حمایت و راحتی بیشتری میکنند.
قطع نکردن فعالیتهای بدنی
فعالیتهای جسمانی موجب تقویت فعالیت روانی میشود؛ بنابراین در سراسر زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است و اگر در دوره جوانی فعالیت بدنی را آغاز کنید و به آن پایبند باشید، در دوران پیری فواید بیشتری از آن به دست خواهید آورد؛ پس از فواید ورزش کردن میتوان به تناسب اندام، انعطافپذیری بیشتر، بهبود وضعیت تعادل، سر حال بودن و …. اشاره کرد. سعی کنید با حفظ سلامتی در یک سطح متعادل و معقول، از زندگی سالمندی خود، حداکثر استفاده و لذت را ببرید.
ورزش مغز
زمانی که فکر می کنید عقل و خرد کافی در خود اندوخته اید،ذهن شما بنای ناسازگاری می گذارد و به تعبیری شما را به بازی می گیرد. مثلاً یادتان نمی آید خودروی تان را کجا پارک کرده اید و …. البته کمی از فراموشی ها در سالمندی طبیعی است. فراموش نکنید شما دارای تجارب و اندوخته های فراوان ذهنی هستید، به خاطر داشته باشید که مغز شما مانند یک عضله است، برای این که آن را قوی نگه دارید باید از آن استفاده کنید. راه سالم نگه داشتن ذهن، مطالعه دایمی است لذا در سخنرانی ها، نمایش های تئاتر و سینما شرکت کنید.
ادامه دادن به رفت و آمدها
داشتن روابط محکم با خانواده و دوستان همیشه حایز اهمیت بوده و هست. با افزایش سن، این روابط اهمیت دوچندانی پیدا میکند. مطالعات نشان میدهد اگر روابط اجتماعی شما ضعیف باشد خطر مرگ در شما چهار برابر فردی خواهد بود که اطرافش پر از کسانی است که به او مهر می ورزند و او هم به آنها مهر می ورزد. در واقع داشتن دوستان و خانوادههای قابل اتکا یکی از مهمترین شاخصهای طول عمر و سلامت روان است. به انجام فعالیتهای داوطلبانه در مدرسه، کتابخانه یا موسسات خیریه بپردازید.
به هنر علاقه مندم ولی از آینده شغلی ام میترسم
خراسان/ جوانی 15ساله و دانش آموز پایه نهم هستم، امسال هم انتخاب رشته دارم. من به رشته های هنری علاقه مندم؛ ولی از آینده شغلی ام میترسم. از طرفی به داروسازی در رشته تجربی هم علاقه دارم اما میترسم که نتوانم درسم را ادامه دهم. لطفا کمکم کنید.
پاسخ
دوست عزیز، امسال سال مهمی برای شماست، چراکه با انتخاب رشته خود، تاحدی تکلیف آینده تان را روشن میکنید، پس باید بادقت و بهطور همهجانبه تمام شرایط را بررسی کنید و تصمیم بگیرید. عوامل موثر در انتخاب رشته عبارتند از: علاقه، استعداد، امکان ادامه تحصیل، بازارکار، شرایط خانوادگی، امکان قبولی در دانشگاه و … . درهر رشتهای که قصد انتخاب آن را دارید باید تمام این موارد را بررسی کنید.
علاقه کافی نیست
علاقه شما به رشتههای هنری یا رشته داروسازی به تنهایی نمیتواند ضامن موفقیت شما در این رشته باشد. رشتههای هنری، رشتههای خوبی هستند امّا متاسفانه در کشور ما هنوز جایگاه شایسته خود را پیدا نکردهاند. اگر فردی هستید که صرفا دوست دارید براساس علاقه خود انتخاب رشته کنید، رشته هنری را به شما پیشنهاد میکنم امّا اگر بازارکار نیز برایتان مطرح است رشته تجربی گزینه بهتری خواهدبود؛ ضمن اینکه میتوانید در رشته تجربی درس بخوانید و در کنار این مسیرِعلمی به هنر هم بپردازید. زمینه مورد علاقه خود در هنر را انتخاب کنید و به صورت سرگرمی آن را ادامه دهید و چهبسا به موفقیتهایی نیز نایل شوید، امّا مسیر کاری و علمی خود را رشته تجربی قرار دهید.
سختکوشی و اراده را فراموش نکنید
نکته دیگری که به آن اشاره کردید، بحث مربوط به ترس از ادامه تحصیل است. وضعیت درسی و تحصیلی شما را نمیدانم؛ اما مطمئنا با کمی سختکوشی و اراده میتوانید در این رشته موفق شوید. به نمره های خود در دروس مختلف به خصوص ریاضی و علوم توجه کنید، اگر در این درس ها خیلی ضعیف هستید سراغ رشتههای دیگر بروید. بهتراست از یک آزمون رغبتسنج نظیر تست رغبتسنج جانهالند نیز استفاده کنید تا دقیقتر رشته مناسب برای شما تعیین شود. امیدوارم بتوانید به انتخاب درستی برسید.
شیوه برخورد با افرادی که مدام ابراز وجود میکنند
بیا نی نی/ به نقل از RallyBright، تیمهای کاری تا حدودی مانند یک خانواده هستند. با این حال، هنگامی که گروهی از مردم که دارای شخصیتهای متفاوت هستند، مجبور به همزیستی با یکدیگر میشوند، همه چیز همیشه خوب و عالی پیش نمیرود.
در حالی که بعضی از تیمها دارای افراد با تیپهای شخصیتی هستند که به خوبی تعادل یکدیگر را برقرار میکنند، بسیاری از آنها یک یا دو شخصیت مسلط بر بقیه دارند که پویایی تیم را از بین میبرند.

وجود اعضایی در تیم که بیشتر از بقیه صحبت میکنند، به خودی خود چیز بدی نیست، اما وقتی این اعضا بر مکالمات و جلسات مسلط میشوند، تعامل سایر همکاران را خفه میکنند. این میتواند باعث شود افراد حس کنند محل کارشان مکان ناامنی برای مشارکت، انتقاد سازنده و ارائه نظرات متنوع است و در نهایت به روحیه آنها آسیب برساند.
گاهی اوقات این اتفاق میافتد، زیرا شخص سلطه گر فاقد خودآگاهی است، یا از نظر مشارکت بسیار برون گرا و هیجان زده است. در بقیه مواقع به این دلیل است که فرد درگیری “Enforcer” دارد. کسانی که این نگرش را دارند باور دارند که مهمترین چیز این است که “برنده” شوند و نیازهای خود را برآورده کنند، حتی اگر به روابطشان آسیب برسد.

مقابله با این مشکل شجاعت میخواهد، اما اگر میخواهید هماهنگی را در تیم خود برقرار کنید، حل آن بسیار حیاتی است. این که آیا شما مدیر یک کارمند سلطه گر هستید، یا یک همکار هستید که میخواهید رفتار هم تیمی خود را مهار کنید، یا یک حرفهای که میخواهد تمایل خود را برای تصاحب قدرت کنترل کند، در این جا نحوه حل موثر این مسئله بیان شده است:
روی خودآگاهی خود کار کنید
مشارکت در جلسات به طور طبیعی توسط افراد پرحرف و برون گرا صورت میگیرد. اما کارمندان با شخصیت مسلط ممکن است درک نکنند که مشارکت مکرر آنها باعث میشود همکاران ساکتتر از حرف زدن خودداری کنند.
اگر در جلسات سریع شروع به صحبت میکنید، خوب است روی خودآگاهی خود کار کنید تا مطمئن شوید دیگران را از تعامل باز نمیدارید. اگر چیزهای زیادی برای گفتن دارید، از خود بپرسید: “آیا من مکث میکنم تا ببینم شخص دیگری هم حرفی برای گفتن دارد یا خیر؟ ” و “آیا متوجه میشوم که چند دقیقه است بی وقفه در حال صحبت کردن هستم؟ “

به طور کلی، آگاهیِ بیشتر از شخصیت و رفتارهای خود در زمینههای مختلف میتواند مفید باشد. ابزاری مانند ارزیابی شخصیت DISC – معیاری از سبک رفتاری مبتنی بر ویژگیهای سلطه، نفوذ، ثبات و وظیفه شناسی – از جمله مواردی است که در محل کار برای کمک به کارکنان در تعمیق ارزش درک خود استفاده میشود.
کمی وقت بگذارید و برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد اولویتهای خود از DISC و سایر تستهای ارزیابی در دسترس، کمک بگیرید.
دیگران را به گفتگو ترغیب کنید
اگر در جلسهای هستید که در آن یک نفر در حال صحبت کردن مداوم است، از سایر کارمندان نیز بخواهید که نظراتشان را مطرح کنند. این به آنها کمک میکند احساس ارزش کنند و به همکاران مسلط یادآوری میکند که نظرات هم تیمیهای آنها نیز مهم است.

همچنین این کار فشار را از همکارانی که تیپ شخصیتی صلح جو دارند و میخواهند مطمئن شوند نظرات همه شنیده میشود، بردارد.
مرز ایجاد کنید
اگر کسی که شخصیت مسلط دارد اغلب در حین صحبتِ دیگران حرفشان را قطع میکند، باید مرزهایی تعیین کنید تا این رفتار بد متوقف شود.
ممکن است با انگشتتان نشان دهید هنوز نوبت آنها نرسیده است. یا میتوانید بگویید که میدانید آنها میخواهند صحبت کنند، اما ابتدا باید نظر دیگران را نیز بپرسید.

مودبانه حرف آنها را قطع کنید و جهت مکالمه را تغییر دهید
اگر مدتی طولانی است که فرد چیره در حال صحبت است، به طوری که زبان بدن همکاران شما نشان میدهد که دارند از این قضیه خسته میشوند، راهی برای قطع صحبت او البته به طور مودبانه پیدا کنید.
یک تکنیک، استفاده از مطالبی که آنها گفته اند به عنوان نقطه پرش و شروع بحثی مثبت است. به عنوان مثال، صحبت آنها را قطع کنید و بگویید: “من آن چه را که در مورد این موضوع گفتید دوست دارم. اما اجازه بدهید ببینیم دیگران چه نظری دارند. “

به طور خصوصی با آن همکار صحبت کنید
اگر این تاکتیکها جواب نداد، وقت آن است که مدیر کارمندی که دائما ابراز وجود میکند را کنار بکشد. اگر مدیر شما هستید، به آنها بگویید که این طور نیست که نمیخواهید نظر آنها را بشنوید. در عوض، شما فقط میخواهید اطمینان حاصل کنید که بقیه هم فرصتی برای بیان ایده هایشان دارند.
توضیح دهید که قصد دارید فضایی ایجاد کنید که همه از حضور در آن احساس خوشایندی داشته باشند. آنها را متوجه کنید که وقتی همیشه یک نفر سریع شروع به صحبت کردن میکند، انجام این امر دشوار میشود.

اگر آنها حرف دیگران را قطع میکنند، مودبانه به این نکته اشاره کنید که شما اشتیاق آنها را دوست دارید، اما لازم است قبل از این که حرفشان را شروع کنند، بقیه افراد صحبت خود را به پایان برسانند.
اجازه مداخله ندهید
اگر صحبت شما اغلب توسط یک شخصیت چیره قطع میشود و مدیر کاری در این زمینه انجام نمیدهد، این ممکن است باعث ناامیدی شما شود. اگر میتوانید، هر وقت شخص غالب صحبتتان را قطع کرد، به جای این که به او اجازه دهید بگویید: “ببخشید، حرف من هنوز تمام نشده است و میخواهم ادامه دهم. ” یا “ببخشید فلانی، اجازه بده، تنها کمی از حرفم باقی مانده است. “
راهکارهای دیگر برای مدیریت پویایی تیمی که یک شخصیت مسلط در خود دارد
اگر این استراتژیها موثر واقع نشدند و رفتار شخص واقعاً اذیت کننده بود، شاید عاقلانه باشد از قسمت منابع انسانی بخواهید مداخله کند.

در غیر اینصورت، اگر این روش هم موثر واقع نشد، شاید زمان آن باشد که بررسی کنید آیا این محیط کار مناسب شما هست یا خیر. وقتی همکاران شما به این موضوع توجهی نمیکنند، ایرادی ندارد به دنبال محل کاری با محیط هماهنگتر باشید.
هیچ شکی در این نیست که رو به رو شدن با مسئله کارمند مسلط احساس ناخوشایندی دارد. اما این موضوع برای برقراری هماهنگی در تیم بسیار مهم است. این یک مسئله متداول است که بسیاری از شرکتها با آن مواجه هستند. پرداختن به آن، به نفع فرهنگ کار است و فضای امن تری را برای مشارکت دیگران ایجاد میکند.
بخاطر داشته باشید که اکثر کارمندان مسلط نیت خوبی دارند. مقابله مستقیم با این مسئله نه تنها به نفع هم تیمیهای آن هاست، بلکه به خود آنها هم کمک میکند تا مهارت شنیداری و تیم سازی خود را تقویت کنند و موفقیت حرفهای بیشتری کسب کنند.
شیوه برخورد با افرادی که مدام در محیط کار ابراز وجود میکنند
بیا نی نی/ تیمهای کاری تا حدودی مانند یک خانواده هستند. با این حال، هنگامی که گروهی از مردم که دارای شخصیتهای متفاوت هستند، مجبور به همزیستی با یکدیگر میشوند، همه چیز همیشه خوب و عالی پیش نمیرود.
در حالی که بعضی از تیمها دارای افراد با تیپهای شخصیتی هستند که به خوبی تعادل یکدیگر را برقرار میکنند، بسیاری از آنها یک یا دو شخصیت مسلط بر بقیه دارند که پویایی تیم را از بین میبرند.

وجود اعضایی در تیم که بیشتر از بقیه صحبت میکنند، به خودی خود چیز بدی نیست، اما وقتی این اعضا بر مکالمات و جلسات مسلط میشوند، تعامل سایر همکاران را خفه میکنند. این میتواند باعث شود افراد حس کنند محل کارشان مکان ناامنی برای مشارکت، انتقاد سازنده و ارائه نظرات متنوع است و در نهایت به روحیه آنها آسیب برساند.
گاهی اوقات این اتفاق میافتد، زیرا شخص سلطه گر فاقد خودآگاهی است، یا از نظر مشارکت بسیار برون گرا و هیجان زده است. در بقیه مواقع به این دلیل است که فرد درگیری “Enforcer” دارد. کسانی که این نگرش را دارند باور دارند که مهمترین چیز این است که “برنده” شوند و نیازهای خود را برآورده کنند، حتی اگر به روابطشان آسیب برسد.

مقابله با این مشکل شجاعت میخواهد، اما اگر میخواهید هماهنگی را در تیم خود برقرار کنید، حل آن بسیار حیاتی است. این که آیا شما مدیر یک کارمند سلطه گر هستید، یا یک همکار هستید که میخواهید رفتار هم تیمی خود را مهار کنید، یا یک حرفهای که میخواهد تمایل خود را برای تصاحب قدرت کنترل کند، در این جا نحوه حل موثر این مسئله بیان شده است:
روی خودآگاهی خود کار کنید
مشارکت در جلسات به طور طبیعی توسط افراد پرحرف و برون گرا صورت میگیرد. اما کارمندان با شخصیت مسلط ممکن است درک نکنند که مشارکت مکرر آنها باعث میشود همکاران ساکتتر از حرف زدن خودداری کنند.
اگر در جلسات سریع شروع به صحبت میکنید، خوب است روی خودآگاهی خود کار کنید تا مطمئن شوید دیگران را از تعامل باز نمیدارید. اگر چیزهای زیادی برای گفتن دارید، از خود بپرسید: “آیا من مکث میکنم تا ببینم شخص دیگری هم حرفی برای گفتن دارد یا خیر؟ ” و “آیا متوجه میشوم که چند دقیقه است بی وقفه در حال صحبت کردن هستم؟ “

به طور کلی، آگاهیِ بیشتر از شخصیت و رفتارهای خود در زمینههای مختلف میتواند مفید باشد. ابزاری مانند ارزیابی شخصیت DISC – معیاری از سبک رفتاری مبتنی بر ویژگیهای سلطه، نفوذ، ثبات و وظیفه شناسی – از جمله مواردی است که در محل کار برای کمک به کارکنان در تعمیق ارزش درک خود استفاده میشود.
کمی وقت بگذارید و برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد اولویتهای خود از DISC و سایر تستهای ارزیابی در دسترس، کمک بگیرید.
دیگران را به گفتگو ترغیب کنید
اگر در جلسهای هستید که در آن یک نفر در حال صحبت کردن مداوم است، از سایر کارمندان نیز بخواهید که نظراتشان را مطرح کنند. این به آنها کمک میکند احساس ارزش کنند و به همکاران مسلط یادآوری میکند که نظرات هم تیمیهای آنها نیز مهم است.

همچنین این کار فشار را از همکارانی که تیپ شخصیتی صلح جو دارند و میخواهند مطمئن شوند نظرات همه شنیده میشود، بردارد.
مرز ایجاد کنید
اگر کسی که شخصیت مسلط دارد اغلب در حین صحبتِ دیگران حرفشان را قطع میکند، باید مرزهایی تعیین کنید تا این رفتار بد متوقف شود.
ممکن است با انگشتتان نشان دهید هنوز نوبت آنها نرسیده است. یا میتوانید بگویید که میدانید آنها میخواهند صحبت کنند، اما ابتدا باید نظر دیگران را نیز بپرسید.

مودبانه حرف آنها را قطع کنید و جهت مکالمه را تغییر دهید
اگر مدتی طولانی است که فرد چیره در حال صحبت است، به طوری که زبان بدن همکاران شما نشان میدهد که دارند از این قضیه خسته میشوند، راهی برای قطع صحبت او البته به طور مودبانه پیدا کنید.
یک تکنیک، استفاده از مطالبی که آنها گفته اند به عنوان نقطه پرش و شروع بحثی مثبت است. به عنوان مثال، صحبت آنها را قطع کنید و بگویید: “من آن چه را که در مورد این موضوع گفتید دوست دارم. اما اجازه بدهید ببینیم دیگران چه نظری دارند. “

به طور خصوصی با آن همکار صحبت کنید
اگر این تاکتیکها جواب نداد، وقت آن است که مدیر کارمندی که دائما ابراز وجود میکند را کنار بکشد. اگر مدیر شما هستید، به آنها بگویید که این طور نیست که نمیخواهید نظر آنها را بشنوید. در عوض، شما فقط میخواهید اطمینان حاصل کنید که بقیه هم فرصتی برای بیان ایده هایشان دارند.
توضیح دهید که قصد دارید فضایی ایجاد کنید که همه از حضور در آن احساس خوشایندی داشته باشند. آنها را متوجه کنید که وقتی همیشه یک نفر سریع شروع به صحبت کردن میکند، انجام این امر دشوار میشود.

اگر آنها حرف دیگران را قطع میکنند، مودبانه به این نکته اشاره کنید که شما اشتیاق آنها را دوست دارید، اما لازم است قبل از این که حرفشان را شروع کنند، بقیه افراد صحبت خود را به پایان برسانند.
اجازه مداخله ندهید
اگر صحبت شما اغلب توسط یک شخصیت چیره قطع میشود و مدیر کاری در این زمینه انجام نمیدهد، این ممکن است باعث ناامیدی شما شود. اگر میتوانید، هر وقت شخص غالب صحبتتان را قطع کرد، به جای این که به او اجازه دهید بگویید: “ببخشید، حرف من هنوز تمام نشده است و میخواهم ادامه دهم. ” یا “ببخشید فلانی، اجازه بده، تنها کمی از حرفم باقی مانده است. “
راهکارهای دیگر برای مدیریت پویایی تیمی که یک شخصیت مسلط در خود دارد
اگر این استراتژیها موثر واقع نشدند و رفتار شخص واقعاً اذیت کننده بود، شاید عاقلانه باشد از قسمت منابع انسانی بخواهید مداخله کند.

در غیر اینصورت، اگر این روش هم موثر واقع نشد، شاید زمان آن باشد که بررسی کنید آیا این محیط کار مناسب شما هست یا خیر. وقتی همکاران شما به این موضوع توجهی نمیکنند، ایرادی ندارد به دنبال محل کاری با محیط هماهنگتر باشید.
هیچ شکی در این نیست که رو به رو شدن با مسئله کارمند مسلط احساس ناخوشایندی دارد. اما این موضوع برای برقراری هماهنگی در تیم بسیار مهم است. این یک مسئله متداول است که بسیاری از شرکتها با آن مواجه هستند. پرداختن به آن، به نفع فرهنگ کار است و فضای امن تری را برای مشارکت دیگران ایجاد میکند.
بخاطر داشته باشید که اکثر کارمندان مسلط نیت خوبی دارند. مقابله مستقیم با این مسئله نه تنها به نفع هم تیمیهای آن هاست، بلکه به خود آنها هم کمک میکند تا مهارت شنیداری و تیم سازی خود را تقویت کنند و موفقیت حرفهای بیشتری کسب کنند.
نکاتی که باید درباره «ملاقات فرزند بعد از طلاق» بدانید
بیا نی نی/ ملاقات با فرزند حق هر یک از والدین است که حضانت فرزند خود را به عهده ندارد ؛ با این حال در صورتی که در خصوص زمان و مکان ملاقات با فرزند بعد از طلاق والدین مشکلاتی ایجاد می کند.
اگر والدین طفل از هم طلاق گرفته باشند ، موضوع حضانت فرزندان پس از طلاق به میان آورده می شود که به سبب آن ، در نتیجه کودک تحت حضانت یکی از والدین قرار می گیرد. ولی این کار نباید باعث شود که دیگری از حق ملاقات با فرزند خود محروم شود. ملاقات با فرزند حق فطری والدین است ؛ به همین علت است که نمی توان آنها را از این حق محروم کرد .

هرکدام از والدین این حق را دارند که در فاصله های مشخص با کودک خود ملاقات ( ملاقات فرزند بعد از طلاق ) کنند و حتی فاسد بودن مادر یا پدر نیز سبب نمی شود از ملاقات وی با فرزندش پیشگیری گردد. اگر بین پدر و مادر درباره مدت ملاقات و شیوه آن توافق شده باشد، مطابق همان توافق عمل می شود.
ولی در هر صورت توافق نشدن، دادگاه در حکم خود مدت ملاقات و نحوه آن را برای کسی که حق حضانت ندارد، معین می کند. معمولاً دادگاه ها یک روز یا دو روز از آخر هفته را به این امر اختصاص می دهند و گفته می شود ملاقات بیش از این با شخصی که حضانت را به عهده ندارد ، موجب اختلال در حضانت و دوگانگی در تربیت کودک می شود. اما گرفتن کلی حق ملاقات از پدر یا مادری که حضانت به عهده او نیست برعکس صراحت ماده قانون مدنی است و دادگاه نمی تواند حکم به آن بدهد.
با این حال چنانچه ملاقات با پدر یا مادری که حضانت به عهده او نیست حقیقتا برای مصالح کودک ضرر داشته باشد، دادگاه می تواند مدت های ملاقات را طولانی تر کند و مثلاً به جای هفته ای یک بار، ماهی یک بار یا هر شش ماه یک بار مشخص کند یا ملاقات با حضور افراد ثالث باشد.
فقط با حکم دادگاه می توان مانع از ملاقات فرزند بعد از طلاق که حضانت بر عهده ی او نیست گردید.

امتناع از تحویل فرزند
چنانچه فردی که حضانت فرزند با اوست مانع ملاقات طرف دیگر گردد طرف دیگر میتواند با مراجعه به دادگاه (دادن دادخواست از راه دفتر خدمات الکترونیک قضایی) تقاضای ملاقات با فرزند را کند.
در این بین میتواند نخست دستور موقت فوری ملاقات با فرزند را هم از دادگاه تقاضا کند به این ترتیب دیدار با طفل با سرعت امکان پذیر خواهد گردید دادگاه خانواده با رعایت مصلحت طفل باید حق ملاقاتی برای خواهان مشخص کند. (دستور موقت از اقداماتی است که جنبه کاربردی بسیاری دارد و در این حالت به خاطر طولانی بودن روند رسیدگی برای اینکه حق خواهان ضایع نشود عموما دادگاه دستور موقت ملاقات با فرزند را صادر میکند تا وقتی که حکم قطعی صادر شود.)
تغییر زمان و مکان ملاقات فرزند پس از طلاق
طلاق فقط می تواند رابطه زن و شوهری را به پایان برساند. ولی رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی رابطه ای نیست که دستخوش بازی روزگار گردد. این رابطه همیشگی و ابدی است و به هیچ عنوان نمی توان این حق را از والدین گرفت.
هیچ فردی نمیتواند پدر و مادر را از ملاقات فرزند که نیمی از وجودشان در آن قرار است باز دارد. براساس قانون نمی توان بدون اجازه طرف مقابل فرزند را از کشور خارج کرد و حتی از شهری به شهر دیگر برد به جز اینکه مصلحت طفل باشد و دادگاه اجازه دهد.
بعضی وقت ها امکان دارد در زندگی پدر و یا مادری که دور از فرزند زندگی می کند، تغییراتی به وجود آید و طبق این تغییرها، بخواهد زمان یا مکان ملاقات فرزند بعد از طلاق را عوض کند. در چنین شرایطی با توجه به عوض شدن شرایط که می تواند به وجود آمده افزایش یا کاهش درآمد، تغییر محل کار یا زندگی و موارد مشابه در خواست تغییر مکان ملاقات فرزند بعد از طلاق را به دادگاه بدهد.

پایان حضانت
یکی از مواردی که حضانت به پایان می رسد، رسیدن فرزند به سن بلوغ می باشد. دختر ۹سالگی و پسر ۱۵سالگی.
مسئله دیگر نبود صلاحیت پدر یا مادر می باشد که در اینصورت حضانت به دیگری سپرده می شود. نبود صلاحیت منظور مواردی است که قانون مدنی از باب تمثیل آورده است مانند اعتیاد به مشروبات الکلی و…
اگر هم پدر و هم مادر دارای صلاحیت برای حضانت نباشند جد پدری درصورت زنده بودن حاضن به حساب می آید. اگر جد پدری هم زنده نباشد دادگاه فردی را به عنوان حاضن انتخاب می کند. در صورت به پایان رسیدن سن حضانت خود فرزند انتخاب می کند با چه کسی زندگی کند.

نکات مهم در دعوی ملاقات فرزند مشترک
– در صورت توافق بین زوجین درباره زمان و مکان ملاقات دادگاه مطابق با توافق عمل میکند.
– در صورت نبود توافق بین زوجین، زمان و مکان ملاقات فرزند بعد از طلاق توسط دادگاه مشخص می گردد.
– در صورت نبود توافق زوجین مکان ملاقات اگر طفل شیرخوار باشد می تواند در کلانتری محل زوجه باشد.
– در صورت خروج طفل از ایران بدون اجازه میتوان حق ملاقات را عوض کرد.
– اغلب گرفتن حق ملاقات ممکن نیست اما تغییر در زمان و کاهش آن امکان پذیر است.
– در دعوی ملاقات طفل در صورت پیدایش اتفاق جدید امکان تجدید نظر در حکم وجود دارد.
پسر ۲۰ ساله ام سرگردان است
خراسان/ سلام من یک پسر 20ساله دارم که حرف من را نمی فهمد، سرگردان است، نه درس می خواند و نه سرکار می رود. تمام وقتش را با دوستانش می گذراند و خیلی پرخاشگر هم هست.
پاسخ
در ابتدا سلام عرض می کنم خدمت شما و ممنون از همراهی تان با صفحه مشاوره. در سوال شما چندین مسئله وجود دارد، یکی مشکل در برقراری رابطه با فرزندتان، دیگری نگرانی شما نسبت به بی مسئولیتی آینده تحصیلی و شغلی او و در نهایت مشکل پرخاشگری که هر کدام نیاز به بررسی ها و راه کارهای متفاوتی دارد. اگر مشکلاتی که ذکر کرده اید به قدری شدید است که به آسیب به خود فرزندتان یا دیگران منجر می شود حتما به درمانگر مراجعه کنید.
بهبود رابطه
در ابتدا باید قبول کنید که شما نمی توانید فرزندتان یا هر کس دیگری را تغییر دهید، فقط می توانید انعکاسی از رفتارهای خود را در او ببینید. شما می توانید در تصمیم گیری و انتخاب هایش به او کمک کنید که اولین عامل، همان طور که خودتان هم ذکر کرده اید برقراری رابطه ای صحیح است تا صحبت های شما را درک کند.
برای داشتن رابطه ای بهتر، سعی کنید اوقات لذت بخشی را فراهم کنید. داشتن چنین موقعیت هایی به صرف هزینه و وقت زیادی نیاز ندارد بلکه با گفتن یک صبح بخیر همراه با لبخند و خوردن صبحانه با یکدیگر و داشتن روحیه ای شاد و پرانرژی فراهم می شود.
* سعی کنید فرزند خود را در کارهای روزانه مانند خرید و آشپزی همراه خود کنید. می توانید در همین اوقات درباره کارهای روزمره با یکدیگر صحبت کنید.
* تلاش کنید شوخ طبع باشید و به اشتباهات خود بخندید و با این کار به فرزند خود یادآوری کنید که انسان می تواند اشتباه کند و او می تواند اشتباهاتش را با شما در میان بگذارد.
* سعی کنید او را تشویق و همواره او را به توانایی هایش دلگرم کنید. با این کار پیامی که به او می رسانید این است که “من به تو اعتماد دارم”.
* برای برقراری یک رابطه دوطرفه همواره به فرزندتان احترام بگذارید.
* به او ابراز عشق کنید. برای این کار علاوه بر این که می توانید به صورت کلامی به او بگویید که دوستش دارید، می توانید با کارهایی مثل ضربه به شانه او به همراه یک لبخند این پیام را برسانید.
* از جمله کارهایی که نباید در برقراری رابطه صحیح انجام دهید: داد و فریاد، غر غر کردن، تذکر دادن، سخنرانی و التماس است.
نگرانی نسبت به بی مسئولیتی
گاهی نوجوانان و جوانان در راه استقلال و احساس شایستگی به طور افراطی به محیط خارج از خانواده روی می آورند در حالی که توقع دارند خانواده مسئولیت زندگی آن ها را به عهده بگیرد یا بالعکس، والدین توقع دارند فرزندانشان مسئولیت خودشان را بپذیرند، در حالی که به آن ها استقلال نمی دهند.
* سعی کنید بین توقعتان از استقلال و مسئولیت پذیری فرزندتان تعادل ایجاد کنید. در این راه، هر چه بیشتر سعی کنید که او را نصیحت و از جملات دستوری استفاده کنید، به آن ها توجهی نمی کند چون او استقلال فکری خود را در خطر می بیند. کارهایی که از او می خواهید بهصورت پیشنهاد مطرح کنید و این پیشنهادها همراه با دلیل باشند.
* فرصت هایی برای مسئولیت پذیر شدن برایش فراهم و بعضی از امور را به او محول کنید در عین حال تا به انجام رسانیدن آن ها صبور باشید.
* وقتی انگیزه وجود داشته باشد، تنها کاری که باید انجام داد، رفتن و گام برداشتن است. در او انگیزه ایجاد کنید تا مثلا برای رفت و آمدهایش یک ماشین بخرد و در عین حال خودتان سریع آن را برآورده نکنید، بگذارید پسرتان احساس نیاز کند. از او بخواهید که بخش اعظم پول آن را خودش تهیه کند تا نیاز به کسب درآمد در او ایجاد شود.
* خودتان الگویی از مسئولیت پذیری برای او باشید و سعی کنید با چنین افرادی معاشرت کنید تا همواره الگوهای مناسبی در دسترس فرزندتان قرار داشته باشد. مواظب باشید که او را با کسی مقایسه نکنید.
* در عین داشتن صمیمیت و حمایت گری، زمانی که فکر می کنید لازم است، تصمیم های قاطعی بگیرید؛ مثلا زمانی که مطمئن هستید دوستی او را به سمت رفتارهای پرخطری مانند اعتیاد سوق می دهد.
* در نهایت این که سعی کنید توقعات خود را از جوان 20 ساله خود زیاد بالا نبرید. صبور باشید و به او فرصت دهید.
پرخاشگری
در واقعیت، پرخاشگری روش موثری است که باعث می شود دیگران خیلی سریع تسلیم شوند و با فرد پرخاشگر کنار بیایند و او سریع به خواسته هایش برسد. در صورتی که شما قاطع باشید و نه دعوا کنید و نه تسلیم شوید، فرزندتان متوجه می شود که روش پرخاشگری دیگر کارساز نیست و این رفتار در او کاهش پیدا می کند.
* سعی کنید رابطه شما با فرزندتان به جنگ قدرت تبدیل نشود. برای این کار نباید درزمان عصبانیت با وضع قدرت، رفتار فرزندتان را تغییر دهید چرا که به طور معمول نتیجه عکس می دهد و به بدرفتاری بیشتر منجر می شود. در صورتی که لازم است دستوری بدهید یا نه بگویید باید صریح و بدون انتقاد و سرزنش آن را بیان کنید.
در صورتی که پرخاشگری زیاد باشد و احتمال آسیب به دیگران وجود داشته باشد، لازم است که از روان درمانی و یادگیری مهارت های کنترل خشم استفاده کنید.