نکاتی شگفت‌ انگیز برای مراقبت از جوهرات که تا حالا نشنیده‌ اید!

نکاتی شگفت‌ انگیز برای مراقبت از جوهرات که تا حالا نشنیده‌ اید!

بیست ستون/ جواهرات جزو از لوازم شخصی و ارزشمند ما هستند. برای مثال یک جفت گوشواره مرواریدی زیبا و پلاتینی که بر روی گوش شما قرار گرفته است در مکان‌های پر نور درخشان به نظر می‌رسد. از این رو برطبق نظر متخصصین موسسه غیر انتفاعی GIA مواد شیمیائی که به صورت روزانه با آن‌ها سروکار دارید مانند اسپری مو، لوسیون ها، عطر و یا دیگر لوازم آرایشی می‌تواند آسیب فراوانی به صدف مروارید درخشان شما وارد نموده و عیار جواهرات شما را در محیط های نورانی پایین بیاورد.
زمانی که یاد می‌گیرید چگونه از جواهرات ارزشمند خود مراقبت کنید، دنیای متفاوتی در محافظت از زیبایی و مراقبت از کیفیت جواهراتی خواهید داشت که ارثیه‌ای درخشان برای نسل آینده شماست.
GIA می‌گوید نور و گرما می‌تواند در دوام سنگ‌های قیمتی رنگی و رنگ آن‌ها تاثیر بگذارد. همانطور که اشعه مضر خورشید به پوست آسیب می‌رساند، در طول زمان می‌تواند رنگ سنگ‌ها را هم کم رنگ و آن‌ها را سست نماید؛ مانند سنگ‌های یاقوت ارغوانی، کانزیت، یاقوت زرد و برجسته کاری‌های پوست حلزونی صورتی رنگ. مروارید و جواهرات حساس دیگر، مانند عاج، وقتی در معرض نور زیاد قرار گیرند، سفید می‌شوند. جواهرات دیگر، به خصوص کهربا وقتی زیاد در معرض نور آفتاب قرار گیرد، تیره می‌شوند.
گرمای زیاد و تغییرات دما نیز سنگ جواهر را می‌شکند. گرما می‌تواند به راحتی رطوبت طبیعی موجود در بعضی از سنگ‌های قیمتی را که برای حفظ زیبایی به آن نیاز دارند، از بین ببرد. به عنوان مثال، مروارید، می‌تواند خشک شود، ترک بردارد و بی رنگ شود. سنگ چشم گربه (اپال) هم می‌تواند سفید یا قهوه‌ای شود، ترک‌های ریز بردارد و رنگ خود را از دست بدهد.
تماس با مواد شیمیائی نیز فلزات گران‌بها -طلا، نقره و پلاتین را بی رنگ نموده و به آن‌ها آسیب می‌زند. همچنین ممکن است به بعضی از جواهرات رنگی آسیب وارد نماید. جواهرات فاخر را قبل از اینکه وارد استخر شنایی که کلر دارد بروید یا قبل از استفاده از شوینده‌های خانگی در بیاورید. بسیاری از این شوینده‌ها دارای آمونیاک هستند و فقط بر روی الماس و سنگ‌های رنگی با دوام بیشتر، اثر کمتری دارند. سفید کننده کلردار، نیز از شوینده‌های معمول خانگی است که به آلیاژهای طلا آسیب می‌زند.
GIA توصیه می‌کند بیشتر سنگ‌های رنگی را با آب گرم، صابون ملایم (بدون پاک کننده) و با یک برس نرم بشویید. می‌توان از یک مسواک نرم با یک پارچه نخی بی رنگ نیز برای این کار استفاده کرد. زمانی که کار شستشوی جواهرات را انجام می‌دهید درپوش تخلیه دستشوئی را وصل کنید تا وقتی سنگ‌ها از دستتان افتادند نگران نشوید.
جواهرات حساس، مانند مروارید، به راحتی سائیده می‌شوند. GIA توصیه می‌کند از برس های زبر آرایشی برای تمیزکاری آن‌ها استفاده نکنید و از آب گرم آغشته به صابون استفاده نمایید. جواهر را روی حوله قرار دهید تا خشک شوند. رشته مرواریدهای خیس، کثیفی را جذب نموده بنابراین تا کاملا خشک نشدند به آن‌ها دست نزنید. پوشش جواهرات را باید سالی یک‌بار تعویض نمود.
محل مناسب نگهداری جواهرات اغلب باید بررسی شود. جواهرات نباید داخل کشو یا بر روی میز آرایش که محلی برای کشش و شکستن جواهرات است، کشیده شود. جواهرات را در جعبه‌ای قرار داده و در مکان امنی نگهداری کنید. برای مثال، نقره‌ی تمام عیار، باید در کیف مخصوص یا پوشش ضد لکه قرار گیرد.
جعبه‌های جواهری که جداگانه برای انگشتر، گردن بند و دستبند در نظر گرفته شده‌اند نیز ایده آل هستند؛ مانند مروارید، سنگ چشم گربه هم رطوبت هوا را جذب می‌نماید. انگشتر چشم گربه یا گوشواره مروارید را در جای خشک نگهداری نمایید و در جعبه‌ای قابل اطمینان قرار دهید تا آسیبی به آن نرسد. وقتی با جواهرات سفر می‌کنید، مواظب باشید تا جواهرات بر روی سطوح کشیده نشده یا آسیب دیگری ناشی از افتادن اشیاء، به آن‌ها وارد نشود.
بسیاری از جواهر فروشی‌ها خدمات بازرسی یا تمیزکاری حرفه‌ای و رایگان هم ارائه می‌دهند.GIA توصیه می‌کند از یک جواهری حرفه‌ای یا جواهر شناس در این مورد مشاوره بگیرید.

چرا نداشتن هیچ دوستی همیشه هم بد نیست؟

چرا نداشتن هیچ دوستی همیشه هم بد نیست؟

بیا نی نی/ همه شنیده ایم که داشتن دوست اهمیت زیادی برای شاد بودن دارد. اما تحقیقات اخیر نشان می دهد اجتماعی نبودن نباید موضوع نگران ای کننده ای برای ما باشد چون مزایای تنهایی بیشتر از آن چیزی است که تصور می کنیم. در ادامه می خواهیم ببینیم چرا نداشتن هیچ دوستی گاهی برایمان خوب است.

تنهایی می تواند خلاقیت تان را افزایش دهد
تعامل مداوم با دیگران می تواند افکارتان را منحرف کند و تلاش هایتان برای رسیدن به ایده های جدید را بی نتیجه بگذارد. از سویی دیگر، تنهایی به خلاقیت تان اجازه ی شکوفایی می دهد و تخیل تان را قوی می کند. این امر کمک می کند صداهای اطراف تان را حذف کنید و آگاهی بیشتری نسبت به افکار خودتان پیدا کنید.

کمک می کند نگاه متفاوتی به دنیا پیدا کنید
وقت گذرانی با دیگران می تواند ویژگی های شخصیتی مختلفی در شما به وجود آورد. و گرچه تقلید رفتار دیگران می تواند به ایجاد پیوند میان شما و دوستان تان کمک کند اما درعین حال، می تواند خودآگاهی شما را هم تا حدودی دستخوش تغییر کند.
گاهی برای راحتی بیشتر دوستان تان ممکن است فراموش کنید به نیازها و احساسات خودتان فکر یا توجه کنید. در چنین مواقعی، سخت تر می شود کاملاً در لحظه زندگی کرد، امری که می تواند باعث شود نگاه متفاوتی به دنیا پیدا کنید.
داشتن دوستان کمتر یا نداشتن هیچ دوستی ممکن است این امکان را به شما دهد که درک بیشتری نسبت به خودتان پیدا کنید و هر چیزی را که همانطور که واقعاً می بینید تجربه کنید.
 
دوستی های اجباری هیچ نفعی ندارند
احساس فشار برای دوست شدن با کسانی که هیچ نقطه اشتراکی با آن ها ندارید و آن هایی که اهمیتی برای نیازها و علائق شما قائل نیستند، می تواند شما را دچار اضطراب کند. معاشرت اجباری به معنای از دست دادن وقت ارزشمندی است که می توانید با خودتان سپری کنید، امری که می تواند در نهایت احساس بدی در شما ایجاد کند.

داشتن درک مناسبی از خود می تواند به داشتن انتخاب های بهتر در زندگی کمک کند
وقت نگذاشتن برای خود اغلب می تواند فهمیدن اینکه در زندگی خود دقیقاً به دنبال چه هستید را دشوار کند. و وقتی هم که دائماً تحت تأثیر دیگران و شرایط باشید، ممکن است در نهایت نتوانید انتخاب خودتان یا اصلاً به کلی، هیچ انتخابی داشته باشید. یکی از دلایل اینکه تیلور سوییفت حالا خواننده ی مشهوری این است که در دوران مدرسه هیچ دوستی نداشت
تیلور سوییف در مصاحبه ای گفت: «یادم است که وقتی مدرسه می رفتم، تنها دلیلی که باعث شد آهنگ نوشتن را شروع کنم این بود که خیلی از اوقات تنها بودم. در مدرسه گوشه ای می نشستم و می شنیدم که بقیه در مورد مهمانی ای که قرار است بروند صحبت می کند. همه دعوت می شدند جز من. و من که به این جور برنامه ها دعوت نمی شدم، آنجا می نشستم و با خودم می گفتم اشکالی ندارد چون بعداً یک آهنگ در موردش می سازم».

با احتیاط برای کودکان خود حد و مرز تعیین کنید!

تعیین حد و مرز در خانواده چگونه باید باشد که به روابط ما با بچه‌ها آسیبی وارد نکند؟

بیا نی نی/ تعیین حد و مرز در زندگی بسیار مهم است و والدین باید از کودکی فرزندانشان به این موضوع اهمیت دهند تا نتایج خوبی را کسب کنند.

رویا نوری جامعه شناس، در گفت و گو با بیا نی نی جوان، در رابطه با اهمیت تعیین حد و مرز برای کودکان اظهار کرد: یکی از بلاتکلیفی‌های امروز والدین، موضوع حدود و قواعد در منزل است و اغلب پدر و مادر‌ها درمورد این موضوع دچار ایهام هستند؛به گونه‌ای که اگرچه برخی معتقدند بچه‌ها باید راحت باشند تا خودشان بتوانند با وظیفه هایشان آشنا شوند و در این میان، نیازی به فشار‌های بیرونی نیست امّا برخی دیگر از والدین با سختی و استبداد، حدودی را تعیین می‌کنند که بچه‌ها را موظف می کنند تا از آن ها تبعیت کنند و در غیر این صورت تنبیه می‌شوند.

وی با بیان پرسش ” واقعا کدامیک از دو کار فوق درست است؟ ” بیان کرد:اگرچه خانه یک سازمان است و هیچ سازمانی هم به صورت بی قاعده دوام نمی‌آورد، امّا موضوع مهم، نحوه قانون گذاری و اصل اول، فهم این نکته است که ما چگونه می‌توانیم برای انسانی که حق انتخاب دارد قواعدی را تعریف کنیم و از او بخواهیم به آن احترام بگذارد؟

این جامعه شناس تصریح کرد: ما دو نوع قانون گذاری داریم. نوع اول، این است که به طور واضح در یک جمع صمیمی، قانون خانه را مطرح می‌کنیم و از خود بچه‌ها برای تعیین این قانون‌ها کمک می‌گیریم، درست مثل یک مجلس در یک جامعه دموکراتیک و نوع دوم قانون این است که هنگام بروز رفتاری از کودک، در یک زمان مناسب، با اعتماد و به صورت قاطع برای او حدود و مرزهایی را مشخص کنیم.

تعیین حد و مرز در خانواده چگونه باید باشد که به روابط ما با بچه‌ها آسیبی وارد نکند؟

نوری با ذکر مثالی گفت: وقتی کودک روی میز در حال نقاشی کشیدن است و پدر و مادر نمی خواهند که کودک‌شان، روی میز این کار را کند، می توانند به طور واضح، حدودی را برای او  مشخص کنند و به او بگویند: “عزیزم من نمی‌توانم اجازه دهم شما روی میز نقاشی کنی.”

وی ادامه داد: به عنوان پدر و مادر،کاری که کودک می‌تواند انجام دهد را به او بگویید. به‌طور مثال؛ به کودک بگویید:” شما می‌توانید مداد را روی کاغذ بکشید.” 

نوری افزود: به عنوان پدر و مادر، پیگیر باشید و به یک رفتار واکنش نشان دهید؛ به طوری که وقتی کودک شما می‌گوید:” الان خودکار را کنار می‌گذارم.” شما ضمن قدردانی از کودک خود به او بگویید که از تو ممنونم عزیز دلم، چون به من اجازه دادی متوجه شوم که تو به کمک من نیاز داری.

وی گفت: به دنبال این موضوع، هر واکنش احساسی که کودک به علت گرفتن خودکار، از خود نشان داد را قبول کنید و به او بها دهید. به طور مثال؛ به او بگویید: ” عزیزم می دانم که شما خیلی سرت با خودکارت گرم بود و الان ناراحت هستی که من آن را از تو گرفتم.” که نه تنها شما با این روش اجازه نمی‌دهید حس خشم و از دست دادن، کودکتان را آزار دهد بلکه،  احترام او را رعایت کرده و به احساسش نیز احترام گذاشته اید و در عین حال به او گفته اید که دنیا جایی نیست که روی هر دیوار آن خط بکشید چرا که بسیاری از مواقع، نباید خیلی از کار‌ها را انجام داد و زندگی واقعیتی از باید‌ها و نباید‌ها است.

آیا سن خودکشی در ایران پایین آمده است؟

آیا سن خودکشی در ایران پایین آمده است؟

شرق/ ماه میلادی که آن را پشت‌سر گذاشتیم، چندسالی است که به آگاهی‌رسانی درباره اختلالات روانی اختصاص داده شده است. اگرچه هنوز گفت‌وگو درباره اختلالات روان‌پزشکی در کشور ما با انواع و اقسام مقاومت‌ها روبه‌رو می‌شود اما به‌هر‌حال قدم‌های ابتدایی در این زمینه برداشته شده است. سال 99 به طرز عجیبی پر از اخبار مرتبط با خودکشی کودکان و نوجوانان بود. بر اساس آخرین پژوهش‌های انجام‌شده، ۲۵۰ خودکشی از سوی کودکان تنها در ۱۰ سال گذشته در ایران رسانه‌ای شده است اما این رقم در سال 99 به نوعی دیگر توجهات را جلب کرد. آن هم در‌حالی‌که متخصصان معتقدند پدیده خودکشی زمانی که از سوی کودکان و نوجوانان انجام می‌شود، تبعات جدی‌تری برای جامعه به همراه دارد. خودکشی هم‌زمان چهار دختر در شهرستان بابل، خودکشی پسر 18ساله پس از شنیدن نتیجه کنکور، خودکشی محمد 11ساله در یکی از روستاهای استان هرمزگان که دو ماه بعد جنازه برادرش هم در آب‌ها پیدا شد، خودکشی دختر 15ساله در رامهرمز، خودکشی پسر 12ساله در سعادت‌آباد تهران، خودکشی دختر 15ساله در مشهد و… اینها تنها تعدادی از برجسته‌ترین اخباری است که در سال 99 و درباره خودکشی کودکان و نوجوانان در سراسر ایران رسانه‌ای شد و سپس سازمان‌های کشور هم خبر رسمی را تأیید کردند.
به همین دلیل هم شاید بهتر باشد حالا که قرار است قدم‌های نخست در زمینه آگاهی‌رسانی درباره اختلالات روانی را برداریم، با این پدیده در حوزه کودک و نوجوان شروع کنیم؛ آن‌هم به چند دلیل. نخست اینکه، اختلالات روان‌پزشکی مرتبط با کودکان در صورت درمان‌نشدن می‌تواند تا همیشه ادامه‌دار باشد و حتی در بزرگسالی تشدید شود. از سوی دیگر، اخبار مرتبط با اقدام به خودکشی از سوی کودکان، تأثیر منفی بیشتری بر احساسات عمومی جامعه می‌گذارد و در‌نهایت، آغاز روند درمان این بیماری‌ها در کودکان می‌تواند مانع بسیاری از حوادث تلخ در آینده شود.

بروز اختلالات روانی در کودکی نشان از ژنتیک دارد
«محمدرضا کاظمی»، فوق‌تخصص اعصاب و روان و روان‌پزشک کودکان و نوجوانان معتقد است هنوز آحاد جامعه از اختلالات روان‌پزشکی مرتبط با کودک و نوجوان آگاه نیستند. از نظر او بسیاری از اختلالات روانی بین کودکان و بزرگسالان مشترک است، بخشی از آنها در کودکی بروز پیدا می‌کند و بخشی دیگر تنها مربوط به دوران کودکی است که باید با انواع آنها آشنا شد: «مثلا اختلالات مرتبط با تکلم یا مشکلات مرتبط با مهارت‌های حرکتی و مهارت‌های عصبی-عضلانی، اختلال درخودماندگی که با عنوان طیف اوتیسم آن را می‌شناسیم، نقص توجه یا بیش‌فعالی، اضطراب جدایی، اختلالات خلقی مثل افسردگی، اختلالات اضطرابی مثل وسواس. همه اینها امکان دارد علائم اختلالات روانی باشد و تا بزرگسالی ادامه یابد. همه اینها می‌توانند در بزرگسالی شروع شوند و همچنین می‌توانند از کودکی یا نوجوانی آغاز شوند. نکته مهم اینکه بروز این علائم در کودکی نشان از رشته‌های ژنتیکی دارد که لزوم توجه بیشتر اطرافیان را می‌طلبد». حتی افسردگی که شاید اختلالی صرفا مرتبط با بزرگسالان محسوب شود هم برای کودکان و نوجوانان قابل ابتلاست. آمار و ارقام عددهای قابل‌توجهی را ذکر می‌کنند اما در‌نهایت و از نظر این متخصص مهم این است که والدین با نحوه روبه‌روشدن با علائم این بیماری‌ها آشنا باشند: «اختلال افسردگی هم جزء مواردی است که می‌تواند شروعی در کودکی یا نوجوانی داشته باشد. در سنین پیش از دبستان، شیوعش حدود سه‌دهم درصد است. در سنین مدرسه همین شیوع به دو تا سه درصد می‌رسد و همین عدد در دوران نوجوانی به چهار تا هشت درصد خواهد رسید. در کودکی این نسبت بین دختران و پسران مساوی است اما در دوران نوجوانی دختران دو تا سه برابر بیش از پسران به افسردگی مبتلا می‌شوند. افسردگی در دوران کودکی با علائم متفاوت و غیرمعمولی از آنچه ما در دوران بزرگسالی می‌شناسیم، بروز می‌کند. مواردی مثل حس گناه، بی‌ارزشی، کم و زیاد شدن خواب، ازبین‌رفتن حس لذت، حس غمگین‌بودن و انرژی‌نداشتن. کودکان شاید نتوانند علائم درونی را مثل غم به‌خوبی ابراز کنند. اما والدین می‌توانند برخی از این موارد را حس کنند. مثلا کم و زیاد شدن خواب، اشتها یا تغییر در عملکرد تحصیلی، بی‌میلی برای بازی‌کردن، داشتن حس گناه فراوان، بی‌قراری مداوم یا کندی بسیار. نوجوان‌ها این علائم را بهتر می‌توانند ابراز یا درباره آن صحبت کنند. همه علائمی که در کودکان گفتیم، به علاوه میل رفتن به سمت مصرف مواد مخدر، ضداجتماعی‌شدن با بروز رفتارهایی همچون فرار از مدرسه هم می‌تواند در نوجوانان خود را بروز دهد و قابل شناسایی برای والدین باشد. همچنین، یک علامت بسیار مهم درباره افسردگی کودکان و به‌خصوص نوجوانان حس خشم است. باید شک کنیم که اگر یک کودک یا نوجوانی از میزان معمول بیشتر زودرنج و حساس شده و خشم از خود بروز می‌دهد، شاید به افسردگی مبتلا شده باشد».
خودکشی در میان زیر 12ساله‌ها نادر است؟
به عقیده دکتر کاظمی، اینجاست که والدین و اطرافیان هوشیار که متوجه علائم شده‌اند باید برای درمان سراغ افراد متخصص بروند و به‌طور هم‌زمان فراموش نکنند که نقش خودشان به‌عنوان والدین تا چه اندازه در روند درمان اهمیت دارد: «وقتی فردی دچار اختلالات روان‌پزشکی می‌شود، جدای از درمان‌های دارویی، نیازمند حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات روانی عموما زیستی-روانی-اجتماعی هستند. بخش زیستی، مرتبط با بدن، بخش اجتماعی، مرتبط با تجربیات زندگی و بخش اجتماعی هم درباره تجربه‌های محیطی است. مثل ازدست‌دادن شغل، عزیز یا مشکلات اقتصادی که می‌تواند زمینه‌ساز بروز بیماری باشد. پس درمان هم باید روی همین سه بخش متمرکز ‌شود. داروها روی بخش زیستی اثر می‌گذارند، روان‌درمانی تمرکز بر درمان شرایط روانی است و برای درمان اجتماعی افراد نیازمند حمایت محیطی و اجتماعی هستند. همه این موارد ذکرشده درباره بچه‌ها اهمیت بیشتری هم پیدا می‌کند. چون امکان دارد که کودک به هزاران دلیل برای درمان همکاری نکند».
نکته مهم اینکه، هرچه کودکان به سمت نوجوانی پیش می‌روند، فکر و اقدام به خودکشی می‌تواند در آنهایی که زمینه اختلالات روانی دارند، بیشتر شود، با‌این‌حال، حتی این مرحله از افسردگی هم قابل درمان است: «خودکشی جزء تصمیماتی است که عموما با اختلالات افسردگی ارتباط دارد. اگرچه درمان باعث شده این اقدامات کمتر شود. گفته می‌شود در زیر 12ساله‌ها اقدام به خودکشی کامل نادر است، چون آنها توانایی کمتری برای طراحی نقشه خودکشی دارند. اما این روزها دسترسی کودکان به مکتوبات و همچنین اینترنت، راه‌هایی را پیش‌روی آنها قرار داده و فقدان درک درست از برگشت‌ناپذیری بعد از مرگ هم مزید بر علت می‌شود. در مجموع خودکشی‌های کامل در کودکان کمتر، اقدام به خودکشی در دختران شایع‌تر از پسران اما خودکشی کامل در پسران بیش از دختران است. نکته مهم اما اینکه اگر افسردگی زود تشخیص داده شود، درمان را آغاز کرده و مراقبت‌های حمایتی والدین را به کار ببریم، می‌توان این احتمال را کاهش داد. همچنین لازم است که رسانه‌ها در انتشار و پوشش اخبار مرتبط با افسردگی درست عمل کنند و در مقابل والدین باید نسبت به این موضوع حساس باشند و از کودکان و نوجوانان خود در مقابل موج اخبار پرتنش محافظت کنند».
ثبت 250 خودکشی کودکان در 10 سال اخیر
اردیبهشت‌ماه سال گذشته بود که پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد، مرگ ناشی از مصرف قرص برنج در کشور افزایش یافته است. به گفته این سازمان، در سال ۱۳۹۸، 220 مورد فوت ناشی از مسمومیت با قرص برنج به مراکز پزشکی قانونی استان تهران ارجاع شده که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 1397، 19 درصد افزایش یافته است. همچنین، معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور پیش‌تر، آمار خودکشی در سال 98 را پنج‌هزار‌و 143 نفر اعلام کرد. به گفته مسعود قادی‌پاشا، این رقم در مقایسه با سال 97 حدود 0.8 درصد رشد داشته است.
بر اساس پژوهش «انجمن دفاع از حقوق کودک»، هیچ گونه آمار رسمی و روشنی از تعداد خودکشی کودکان در کشور وجود ندارد، اما بررسی‌های این NGO از خودکشی بیش از 250 کودک طی سال‌های 90 تا 99 حکایت دارد. این در حالی است که این آمار تنها تعداد خودکشی‌هایی است که رسانه‌ای شده و عدد واقعی بیش از اینهاست. تنها آمار رسمی در دسترس مربوط به ثبت‌احوال است که می‌گوید خودکشی، پنجمین دلیل مرگ‌ومیر نوجوانان و جوانان در کشور به حساب می‌آید. در واقع 3.89 درصد مرگ در این سن، به دلیل خودکشی است. بر اساس همین پژوهش، 48 درصد از خودکشی‌های رسانه‌ای‌شده طی این 10 سال مربوط به پسران و 52 درصد هم مربوط به دختران بوده است. 45 درصد از خودکشی‌ها مربوط به بازه سنی 9 تا 14 سال و 55 درصد دیگر مربوط به بازه سنی 15 تا 18 سال بوده است. علل این خودکشی‌ها هم به نوبه خود قابل‌توجه است. فقر هشت درصد، مشکلات آموزشی 26 درصد، درگیری با خانواده 28 درصد، روابط عاطفی پنج درصد، تجاوز هشت درصد، تحت تأثیر فیلم و ویدئو پنج درصد و همچنین 20 درصد از خودکشی‌ها به خاطر ازدواج اجباری بوده است. همچنین شهرهای تهران، اصفهان و همدان بیشترین آمار خودکشی را داشته‌اند.
خودکشی پدیده‌ای بین‌المللی است که ایران هم از آن رنج می‌برد. درمانش اما تنها به دست متخصصانی ممکن است که دانش و تجربه برخورد با این موضوعات را داشته باشند. در غیر این صورت، روزها و هفته‌ها می‌گذرند و باز هم باید شاهد جان‌های جوانی باشیم که فرصت زیادی برای زندگی‌کردن داشته‌اند، اما خودشان به زندگی خود پایان داده‌اند.
نویسنده؟: نیلوفر حامدی

استرس؛ معضل همیشه همراه انسان

استرس

بیا نی نی/ استرس یک تجربه هیجانی است که با تغییرات بیوشیمیایی، روانشناختی و رفتاری، همراه  و ناشی از فرایند ارزیابی فرد از تجربه‌های تنش زای محیط است و می‌تواند به عنوان حالتی تعریف شود که در آن بین درک فشار شرایط و درک توانایی به منظور مقابله، رابطه مناسبی وجود ندارد.

برای همه انسان‌ها این اتفاق رخ داده است که در موقعیت‌های استرس‌زا قرار گیرند و تنش‌های ناشی از آن تا حدی زیاد بوده است که هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی آن‌ها را درگیر خود کرده باشد.

استرس، خود را به صورت جسمانی، رفتاری، هیجانی و شناختی نشان می‌دهد که اگر بخواهیم هریک از این نشانه‌ها را به صورت مجزا بیان کنیم باید بگوییم که استرس به صورت جسمانی با نشانه هایی، چون تپش قلب، خشکی دهان، تنش عضلانی، مشت کردن دست ها، ناخن جویدن، مالیدن دست‌ها به هم، خستگی، سردرد، احساس ضعف، تعریق به ویژه در کف دست‌ها و احساس قطع تنفس همراه است و احساس درماندگی، عصبی شدن، اضطراب، کلافگی، خستگی، ناراحت شدن و کسالت از جمله علائم استرس هیجانی هستند.

استرس

هنگامی که فرد دچار استرس شناختی می‌شود، در تمرکز کردن و تصمیم گرفتن دچار مشکل شده و نگرانی و فراموشکاری هم با او همراه می شود و دندان قروچه، پرخوری یا کم خوری، زود از کوره در رفتن، کار‌ها را به صورت ناتمام رها کردن، اجتناب از موقعیت‌های استرس زا، حرکات بی هدف، بازی کردن با ابزار‌های ریتمیک نیز از نشانه‌های استرس‌های رفتاری هستند.

استرس دارای انواع مختلفی است که از آن جمله می‌توان به استرس شدید، استرس مفید، استرس مضر و استرس خفیف اشاره کرد که هریک در موقعیت‌های مختلف خود را به صورتی خاص نشان می‌دهند، اما باید توجه کرد که استرس مزمن که همیشگی، طولانی مدت و بیش از حد است، می‌تواند تأثیراتی بر سلامتی انسان داشته باشد که فشارخون بالا، سکته و حملات قلبی، تهوع، زخم معده، سندرم روده تحریک پذیر (IBS)، یبوست، کمردرد، دیابت، سرطان، اختلالات جنسی، پرخوری، بی اشتهایی، اضطراب، افسردگی و سوء مصرف مواد از نشانه‌های آن هستند.

 

استرس

در مطالب بعدی به واکاوی هرچه بیشتر استرس در موقعیت ها و گروه‌های سنین مختلف و همچنین آسیب شناسی آن می پردازیم.

راه‌های کند کردن گذر زمان!

راه‌های کند کردن گذر زمان!

خراسان/ پاسخی روان‌شناسانه به این سوال که چرا با افزایش سن، زمان در نظرمان سریع‌تر می‌گذرد و چه طور باید با این مسئله کنار بیاییم؟
 وقتی کودک بودم همه چیز خیلی متفاوت به نظر می‌رسید. فکر می‌کردم بی‌اهمیت‌ترین چیز این است که خویشاوندان و اطرافیانم بگویند از آخرین باری که مرا دیدند، چقدر بزرگ‌تر شده‌ام. حالا که بزرگ شده‌ام، مدام از این‌که ماه‌ها و سال‌ها مثل باد می‌گذرند، متعجب می‌شوم. حالا می‌فهمم که منظور آن‌ها چه بوده است. قبلاً تعطیلات تابستانی مدرسه مدت‌ها طول می‌کشید اما حالا تابستان در یک چشم به هم زدن تمام می‌شود! چطور ممکن است بیش از هفت سال از توفان کاترینا و 26 سال از انفجار چرنوبیل گذشته باشد، در صورتی که گزارش این اخبار را به وضوح به یاد دارم؟ شاید اگر نظریه «تجربه انسان از گذر زمان» را از دیدگاه روان شناسی بهتر درک کنیم، بتوانیم بر حالت یا تجربه گذر سریع زمان غلبه کنیم. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.
   چرا فکر می‌کنیم سرعت گذر زمان بیشتر می‌شود؟
فریدمن و جانسن روان شناسانی بودند که فرضیه‌های متعددی را بیان کردند در باره این‌که چرا خاطرات ما را فریب می‌دهند تا باور کنیم که زمان به سرعت سپری می‌شود:
تجربیات جدید بسیار واضح به خاطر آورده می‌شوند و ما با افزایش سن در معرض تجربیات کمتری قرار می‌گیریم. رویدادهای مهم زندگی نشانه‌هایی هستند که ما برای سنجش گذر زمان از آن‌ها استفاده می‌کنیم. هرچه تعداد این تجربیات کمتر باشد، ظاهرا احساس می‌کنیم که زمان سریع‌تر می‌گذرد. همه ما می‌دانیم که دوران کودکی مملو از لحظات مهم و به یاد ماندنی است مثل یادگیری دوچرخه‌سواری یا پیدا کردن اولین دوست. برعکس، زندگی بزرگ سالان عادی و مکانیزه می‌شود و خرامان خرامان پیش می‌رود.
 احتمال دیگر این است که وقتی مشغول کاری هستیم یا حواس‌مان پرت می‌شود، زمان زود می‌گذرد. مشغول بودن می‌تواند به نوعی حافظه ما را فریب دهد و احساس کنیم که زمان سریع‌تر می‌گذرد. فریدمن و جانسن توضیح می‌دهند کارهایی که توجه بسیار می‌طلبد، لحظات کوتاهی تلقی می‌شوند نسبت به وظایفی که دقت و توجه نمی‌خواهند و بدیهی است که هر چه سن ما بیشتر می‌شود ، انجام کارهایی مانند وظایف مرتبط با شغل، تربیت فرزندان و از این قبیل افزایش می‌یابند.
 از آن جا که می‌دانیم خاطرات به مرور زمان محو می‌شوند، خاطرات بسیار واضح را تصور می‌کنیم به تازگی اتفاق افتاده‌اند و خاطراتی را که به سختی به یاد می‌آوریم به نظر می رسد مربوط به سال ها پیش ‌باشند.
   آیا می‌توان گذر زمان را کند کرد؟
روان شناسان در مطالعات متعددی به این نتیجه رسیده‌اند که بزرگ سالان به ویژه افراد بالای 40 سال، گذر زمان را سریع تر از زمانی که کودک بودند، درک می‌کنند. ایگلمن متخصص عصب‌شناسی بر این باور است که زمان ساختاری روان شناختی دارد و نه تنها بین سنین و فرهنگ‌ها بلکه بین آگاهی‌های فردی هم متفاوت است. او بیان می‌کند زمان می‌تواند در ذهن شما و ذهن من متفاوت باشد. مغز در سکوت و تاریکی درون طاق جمجمه شما حبس شده است. برای این‌که بفهمید چه اتفاقی در بیرون می‌افتد، باید بسیاری از ترفندهای ویرایش را انجام دهید. یک ترفند این است که ما را متقاعد کند که داریم در این لحظه زندگی می‌کنیم، در لحظه‌ای که نیم ثانیه قبل اتفاق افتاد! اما ما می‌توانیم متوجه کندی زمان بشویم، هنگامی که با رویدادهای جدید روبه‌رو می‌شویم زیرا مغز برای پردازش اطلاعات جدید باید سخت‌تر کار و توصیفات بیشتری را در حافظه ایجاد کند. ایگلمن می‌گوید به نظرمی رسد  تمام این پردازش‌های اضافی، زمان بیشتری را می‌طلبد بنابراین ما تجربیات جدید را به صورت پیشامدهایی با سرعت آهسته درک می‌کنیم (یا آن‌ها را از این طریق به یاد می‌آوریم.) این جریان شامل بسیاری از تجربیات کودکی ما و همچنین موقعیت های ناگهانی است که باید خیلی سریع یک واقعیت جدید چالش برانگیز را رهیابی کنیم.
   دنبال تجربه‌های جدید بروید
مغز می‌تواند بدون هیچ تلاشی توجه خود را به رویدادهای آشنا معطوف و انرژی کمی را برای تولید ادراک صرف کند. بنابراین ما جزئیات بسیار کمی از وقایع اخیر را به خاطر می‌آوریم و ظاهرا آن‌ها را از ذهن خود بیرون برده‌ایم. ایگلمن می‌گوید راه‌حل این است که به دنبال تجربه‌های جدید باشیم. آیا شما تصور می‌کردید که او بخواهد از تکنیک‌های ذهن آگاهی بگوید؟ بله، مثلا گفته ساعت خود را روی مچ دست دیگر خود ببندید، روش مسواک زدن دندان‌های خود را تغییر دهید و …. . نمونه های زیادی در زندگی روزمره برای تمرین ذهن‌آگاهی وجود دارد. جیمز برادوی و بریتنی ساندوال دو روان شناسی که در نشریه‌ای علمی می‌نویسند، گفته‌اند ما به تجربه‌های جدید و متنوعی نیاز داریم تا زمان برای ما کند بگذرد. نداشتن تجربیات جدید در دوران بزرگ سالی ممکن است دلیل اصلی این باشد که دوران کودکی اغلب در حافظه اتوبیوگرافیک ما بیش از حد نمایان می‌شود و پس از کمی تامل به این نتیجه می‌رسیم که گذر زمان در آن دوران کندتر بوده است. به همین دلیل همه این خاطرات می‌توانند شیرین‌تر به نظر برسند. نوستالژی، هرچند جذاب است اما نمی‌تواند جای رفتن به مکان‌های جدید، ملاقات با افراد جدید، خواندن کتاب‌های جدید، شنیدن موسیقی جدید، دیدن فیلم‌های جدید و موارد دیگر را بگیرد و انجام این تجربیات جدید، عملا زمان را کند می‌کند، به عبارت بهتر احساس ما را نسبت به گذشت زمان تغییر می‌دهد.
مترجم : پروانه موفقی| منبع: tekdeeps.com

سندروم سیندرلا چیست؟

بیا نی نی/ علت ایجاد سندروم سیندرلا در دختران شیوه‌های تربیتی والدین از دوره کودکی بوده که موجب فرار از مسئولیت پذیری در کودک می‌شود.

 برخی از دخترها قدرت و توانایی انتخاب کردن را ندارند و همیشه منتظرند دیگران برای آن‌ها تصمیم‌گیری کنند، علاوه بر این معمولا رویای مردی ایده‌آل و افسانه‌ای همچون شاهزاده سوار بر اسب سفید را در ذهن خود می‌پرورانند که همان شاهزاده‌ای که در انیمیشن سیندرلا دیده‌اند، است و اغلب در برخی از کارتون‌های در طی آن دختری تمام عمر خود را در رنج و سختی به سر می‌برد و با رسیدن یک شاهزاده سوار بر اسب سفید به خوشبختی می‌رسد و تا آخر عمر با آرامش و لذت زندگی می‌کند.

برخی از دختران از این گونه روایات و داستان‌ها تأثیرات متفاوت و غیر واقعی می‌پذیرند و موجب می‌شود توانایی‌های خود را نادیده بگیرند و برای رسیدن به خوشبختی و آرامش تنها بر فردی دیگر متکی باشند.

سندرم سیندرلا نشانه‌ گریز از مسئولیت پذیری است و برخی دختران تصور می‌کنند وقتی مردها هوایشان را دارند، آن‌ها از هرگونه مسئولیت مالی، احساسی و فیزیکی رها هستند. باور آنان می‌گوید «روزی مردی از راه می‌رسد و همه‌چیز را سر و سامان می‌دهد و دیگر لازم نیست، نگران چیزی باشم». آن‌ها یاد می‌گیرند تا زمانی که شخص دیگری هست تا مسئولیت آن‌ها را به عهده بگیرد دیگر نیازی به تلاش مازاد ندارند و این بهانه مانع از هر گونه جاه طلبی از سوی آن‌ها می‌شود.

بنابراین دخترانی هستند که به دلیل عدم شناخت توانمندی‌های خودشان فاقد اعتماد به نفس کافی برای هر گونه استقلال طلبی هستند و تنها راه رسیدن به خوشبختی را حضور مردی برای پیش بردن امور خود می‌دانند.

مژگان نیکنام روانشناس در گفت‌وگو با بیا نی نی جوان، درباره علت شکل‌گیری سندروم سیندرلا در دختران و مشکلات ناشی از آن، اظهار کرد: سندروم سیندرلا به نوعی یک اختلال بوده و علت آن شیوه‌های تربیتی والدین از ابتدای دوره کودکی است.

وی ادامه داد: برای اولین‌بار «کولت داولینگ» در کتاب «ترس پنهان زن‌ها از استقلال» از سندروم سیندرلا نام برد که منظورش اتکای بیش از اندازه زنان در زمینه‌های مختلف مالی، عاطفی و رفتاری به مردان است که ترس ناخودآگاهانه زنان از استقلال و خودکفایی همواره آن‌ها را در سایه حمایت افراطی مردان نگه داشته است که سندروم سیندرلا در به وجود آمدن آن دخیل خواهد بود که این اختلال مجموعه علائم و مشخصاتی را در بر می‌گیرد.سیندرلا داستان شخصیت کارتونی دختر فقیری است که شاهزاده‌ای سوار بر اسب سفید عاشق او شده و آن را به تمام آرزوهایش می‌رساند که این داستان، روایت عوامل پیچیده‌ای را دارد.

وی افزود: دختری که در حال رشد است محیط خانواده، اجتماع و فرهنگ یک‌سری ویژگی‌های شخصیتی را در درون او مانند معیارهای رشد اجتماعی، هویت‌یابی، انتخاب همسر و شغل شکل می‌دهد و زمانی که این دختر در محیط خانواده به شکلی تربیت می‌شود که ویژگی‌های شخصیتی‌اش را ناقص می‌بیند نمی‌تواند آن گونه که شایسته است به طرف خواسته‌هایش حرکت کند.

وی تصریح کرد: شیوه تربیتی نادرست و شکل گیری ناقص ویژگی‌های شکل دهنده شخصیت سبب می‌شود تا فرد به دست آوردن آمال و آرزوهایش را در گرو شخصی دیگر ببیند یعنی به وسیله فردی که با او ازدواج می کند، بتواند به آن رشد اجتماعی، ثروت، آرزوها و… برسد که این نشان از نقص نسبی در مراحل رشد به حساب می‌آید.

وی با اشاره به مراحل تربیتی دوران رشد بیان کرد: فرد در کودکی، نوجوانی و جوانی با گریز از مسئولیت پذیری و نداشتن برنامه و اهداف، آن‌ها را در شخص دیگری جست‌وجو می‌کند که با آمدنش او را به تمام آرزوها می‌رساند که باتوجه به تحول و رشد اجتماعی انسان‌ها این پدیده در افرادی که به لحاظ فکری، هویتی و شخصیتی ضعیف هستند، دیده می‌شود و در اشخاصی که الگوهای سالم تربیتی و شخصیتی را دارند نباید دیده شود.

این روانشناس ادامه داد: کارتون‌ها و برنامه‌هایی که ساخته می‌شوند معمولا همراه با افراط‌گرایی هستند، اما در عالم واقعیت الهام گرفتن‌ از این انیمیشن‌ها فرد را دچار مشکل می‌کند و سبب می‌شود تا شخص از درون کاملا رشد پیدا نکند و نیازهای خود را در درون فردی دیگر جست‌وجو کند.

نیکنام افزود: به لحاظ روانشناسی معیار انتخاب در ازدواج تناسب است، یعنی فرد از هر لحاظ با فرد مقابل باید تناسب داشته باشد اما درواقع سندروم سیندرلا تفاوت بسیار شدیدی در فرد ایجاد می‌کند با آنچه که در واقعیت وجود دارد و بین من ایده‌آل و من واقعی شکافی شکل می‌دهد و درصورت بروز آن ویژگی‌های شخصیتی فرد باید خود را ردیابی کند و در صدد تقویت اعتمادبنفس و صفات شخصیتی خود برآید، آن زمان دیگر این سندرم فقط در کارتون‌ها خواهد بود.

وی تصریح کرد: افرادی که رشد اجتماعی مناسب دارند هرگز دچار این انتخاب‌ها نمی‌شوند اما متاسفانه امروزه بسیاری از معیارها مادی شده است یعنی افراد مادیات را در معیارهای انتخاب خود در هر زمینه‌ای مانند همسر گزینی در اولویت قرار می‌دهند.

نیکنام گفت: گاهی والدین نیز تفکر تجمل‌گرایی را به طریقی به فرزند خود یاد می‌دهند مانند زمانی که در جشن عروسی حضور پیدا می‌کنند در صحبت‌هایی که میان اعضای خانواده وجود دارد، می‌گویند؛ عجب دامادی و چه عروسیِ بزرگی و چه خوب که ما هم داماد پولدار داشته باشیم و سبب می‌شود تا تفکر تجمل‌گرایی و اینکه روزی کسی می‌آید که تو را به تمام آرزوهایت می‌رساند در اعضای خانواده شکل می‌گیرد و تبدیل به یک اجبار در جامعه می‌شود، به گونه‌ای که دختر گمان می‌کنند شرایط و لزوم ازدواج پول است و معیارهای مهم انتخاب شریک زندگی زیر سایه مادیات پنهان می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: پنهان شدن معیارهای اصلی زندگی زیر سایه مادیات موجب می‌شود تا فرد بعد از ورود به زندگی مشترک دچار اختلاف جدی و مشکلاتی با زوج خود شود، چرا که معیارهای شخصیت و هویت‌یابی در درونش به گونه‌ای ناقص شکل گرفته و این امر مهم است تا خانواده با شیوه تربیتی درست به کودک آموزش دهند تا خودش باید با تعیین اهداف و برنامه‌ریزی‌های لازم به هدف‌های خود برسد و آن را در فرد دیگری جست‌وجو نکند، اما با انتخاب درست می‌تواند در کنار زوجی که با او تناسب دارد مسیر پیشرفت و تعالی را طی کند.

همه چیز درباره شکست عشقی در مردان

همه چیز درباره شکست عشقی در مردان

بیا نی نی/ شکست عشقی واقعه ای دردناک است که نتیجه آن برای پسران و دختران به شکل متفاوتی پدید می آید. در این مقاله به بررسی احساسات مردان پس از شکست عشقی و دلایل شکست عشقی در مردان می پردازیم.
روانشناس های بسیاری معتقد هستند که شکست عشقی در مردان بسیار سخت تر و عمیق تر از دختران می باشد و پسر های بسیاری هستند که به دلیل یک شکست عشقی تا آخر عمر ازدواج نکرده اند چرا که هرگز نتوانسته اند از فکر عشق اول خود بیرون بیایند.
افرادی که عاشق می شوند همیشه ذهن و روح اش در گرو یک نگاه از جانب معشوق و بی تاب یا بی قرار یک نگاه، لبخند و سخنی از سمت اوست. به همین ترتیب می توان گفت مردان پس از عاشق شدن مغز و قلب خود را باخته و فقط به یک نفر فکر می کنند.

با توجه به شرایط جامعه و تغییرات زیاد در چند دهه اخیر و راحت تر شدن ارتباط در شبکه های مجازی، ممکن است روابطی نیز در همین بسترها اتفاق بی افتد که برخی از آنها تبدیل به عشقی عمیق و واقعی می شوند. چنین شرایطی باعث به وجود آمدن حالتی مشابه عشق افلاطونی می شود که تنها شامل دل باختن به یک نفر بدون روابط جنسی یا حتی لمس و بوسیدن معشوق می شود و حسی عمیق تر برای مردان و پسران ایجاد می کند.
دلایل شکست عشقی در مردان
مسائل زیادی وجود دارند که در روابط انسان ها تاثیر گذاشته و باعث جدایی و قطع رابطه می شوند. برای مثال ممکن است زوج ها در شروع رابطه دروغ هایی به یکدیگر گفته باشند که آشکاری آنها باعث اختلاف و بی اعتمادی می شود یا خانواده ها برای جدایی فشار بیاورند. اما روانشناسی شکست عشقی در مردان که باعث جدایی می شود به دلیل برخی مشکلات متفاوتی نسبت به زنان اتفاق می افتد:
• تمرکز بیش از حد روی کار
یکی از مهم ترین مسائلی که امروزه با گذر زمان، تغییر شرایط و نقش ها (در رابطه) با آن مواجه هستیم مسئله تامین خانواده توسط مرد می باشد. برای قرن ها مردان مسئول شکار، جمع آوری غذا و حفاظت از خانواده بودند اما در جامعه مدرن دیگر آنها نان آور سنتی خانه نیستند و در بسیاری از روابط امروزی مسئولیت ها تقسیم شده و شاغل بودن هر دو طرف باعث می شود مشکلات اقتصادی چندانی به وجود نیاید. 
بدین ترتیب می توان گفت تفریح و لذت بردن از زندگی در روابط از اهمیت بیشتری برخوردار است و صرف زمان های زیادی برای کار می تواند رابطه و شریک عاطفی را دچار کمبود کند و در نهایت به جدایی و شکست عشقی ختم شود.
• کوتاه بینی
در بسیاری از مواقع مردان بر روی لحظه تمرکز می کنند و به دنبال رضایت فوری هستند. به همین دلیل ممکن است به جای پیدا کردن روش های مناسب به کارهای همچون خیانت فکر کرده یا عکس العمل نامناسبی نشان دهند.
همواره به این موضوع دقت کنید که عشق همچون دانه کوچکی است که پس از کاشته شدن به مراقبت و نگهداری زیادی برای تبدیل شدن به یک درخت پربار و ثمر بخش نیاز دارد و در این مسیر هیچ راه حل آسانی نیست.
• خود محور بودن

خودخواهی در روابط باعث دلسردی طرف مقابل و جدایی می شود. هیچکس دوست ندارد با یک فرد خود محور در رابطه باشد که همیشه او را سرزنش می کند و از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی می کند. اگر شما نیز انتظار دارید همیشه چیزی بیشتر از آنچه اهدا کرده اید، دریافت کنید بهتر است راه های برای حل این مشکل پیدا کنید.

• تنبلی!
روانشناسی شکست عشقی در مردان نشان می دهد که تنبلی یا منفعل بودن مردان می تواند باعث بروز هرج و مرج در رابطه شود. خانم ها ترجیح می دهند که همسرشان این نقش را  نه به عنوان خدمتگزار یا ایثارگر، بلکه با فروتنی و عشق و انجام دهند که در صورت عدم دریافت همچین چیزی از روابط خود سرد می شوند.

• ضعف در برقراری ارتباط
یکی از مشکلاتی که ممکن است بسیاری از مردان با آن دست و پنجه نرم کنند ناتوانی در برقراری ارتباط با شریک عاطفی است درحالی که خانم ها دوست دارند به آنها توجه شده و تقدیر شود. مهم نیست که بدین منظور چه کاری انجام می دهید یا چگونه احساسات خود را بیان می کنید اما عدم برقراری ارتباط به معنی باز شدن دروازه سوء تفاهم هاست!

احساسات و رفتارهای مردان پس از شکست عشقی
با توجه به برخی از پژوهش های انجام شده دوران شکست عشقی در مردان طولانی تر و در زنان دردناک تر است. این دوره معمولا با این موارد همراه است:
– احساس خلاصی و رهایی: که اولین حس پس از قطع رابطه می باشد؛ آنها پس از تمام شدن یک رابطه احساس آزادی کرده و فکر می کنند زمان زیادی را به خاطر محدودیت هایشان از دست داده اند و حالا می توانند تلافی کنند.
 احساس خلاصی و رهایی اولین مرحله شکست عشقی در مردان
اگرچه ممکن است احساس عذاب وجدان نیز در اولین مرحله ایجاد شود اما در اکثر مواقع حس رهایی غالب بوده و حتی اگر طرف مقابل نیز درخواست بازگشت کند به دلیل داشتن هیجان زیاد و انگیزه برای رسیدن به اهداف نه می آورند که خودشان را درگیر هیچ محدودیت و تعهدی در رابطه نکنند.
– احساس غرور و قدرت: که معمولا رضایت درونی نسبت به خودشان و فردی است که رهایش کردند؛ مخصوصا اگر با درخواست طرف مقابل برای بازگشت روبرو شوند.
– احساس شک و تردید: پس از تمام شدن تفریح ها و گذراندن دوران هیجانی اتفاق می افتد و معمولا افراد به درستی تصمیم خود شک می کنند یا حتی ممکن است با عذاب وجدان و… مواجه شوند. اگرچه ممکن است واکنشی در برابر این افکار و احساس نشان ندهند.
– احساس غم و ناراحتی: پس از گذراندن مدتی معمولا مردان از خوشگذرانی و تفریح خسته شده و به فکر رابطه ای جدی تر می افتند. در این زمان حس غم و عذاب وجدان (به دلیل جدایی از کسی که مدت زیادی را با او سپری کرده و وقت، انرژی، احساسات و… را برایش گذاشته اند) بیشتر می شود.
 مردان در مراحل بعدی شکست عشقی با غم و ناراحتی مواجه می شوند
 – کنجکاو شدن نسبت به پارتنر سابق: پس از گذشت مدتی ممکن است مردان نسبت به طرف مقابل و زندگی او کنجکاو شوند و به دنبال یافتن اطلاعاتی در شبکه های مجازی یا پرسوجو نامحسوس از اطرافیان باشند. هرچقدر زنان راحت تر با این جدایی کنار بیایند و حضور خود را کمرنگ تر کنند این حس کنجکاوی برای مردان بیشتر می شود.
– احساس خشم و عصبانیت: معمولا اولین و طبیعی ترین واکنشی است که پس از ترک شدن مردان در رابطه و شکست عشقی رخ می دهد.
– احساس بی ارزشی و بی کفایتی: جدایی و ترک کردن مردان می توانند ضربه زیادی به آنها بزند چرا که آنها فکر می کنند حتما ایرادی داشته اند یا به حد کافی خوب یا جذاب نبوده اند و مهارت های لازم برای نگه داشتن طرف مقابل را ندارند.
ممکن است جدایی باعث کاهش اعتماد به نفس و احساس بی ارزشی شود
– احساس حسادت و ترس از دست دادن: وقتی که طرف مقابل به راحتی با موضوع کنار می آید و به سمت اهداف خود گام بر می دارد این حس در مردان به وجود می آید که احتمالا شخص جدیدی وارد زندگی آنها شده است و ممکن است آنها را برای همیشه از دست بدهند. اما اگر زنان یا دختران برای بازگشت اصرار کنند چنین حسی ایجاد نمی شود.
– احساس پشیمانی: که بروز آن در تمامی مردان یکسان نیست اما ممکن است برخی از افراد در آخرین مرحله و پس از گذراندن دوره های قبلی به فکر برقراری تماس یا ارتباط با پارتنر سابق خود کنند.
 بعضی از مردان پس از مدتی سراغ پارتنر سابق خود می روند
برخی در این مرحله پیغام های مکرری می فرستند یا ممکن است تنها به یک سلام برای دیدن واکنش طرف مقابل اکتفا کنند.

تنها کار همسر 64 ساله‌ام، ایراد گرفتن از من است!

تنها کار همسر 64 ساله‌ام، ایراد گرفتن از من است!

خراسان/ مردی 68 ساله هستم و خانمم 64 ساله. تنها کار خانمم ایراد گرفتن از من است. انگار هر روز در برنامه‌اش هست که اشتباهات گذشته‌ام را به من یادآوری کند! خیلی با من بحث می‌کند و اعصابش را ندارم. چه کنم؟
 پاسخ
مخاطب ‌گرامی، تجربه زندگی ‌مشترک با همسری که همیشه موضوعی برای ایراد گرفتن پیدا می‌کند، خیلی سخت است. شما باید به خاطر سلامت روحی و هیجانی‌تان، راه‌هایی برای غلبه بر چنین شرایطی پیدا کنید. یکی از بارزترین پیامدهای زندگی با همسر ایرادگیر و ریزبین را می‌توان ایجاد وسواس خفیف یا گاهی شدید در طرف مقابل برشمرد. مرد یا زن در طول زندگی با همسری که مدام از رفتارها و کارهایش ایراد می‌گیرد، قدرت تعقل و تمرکز کامل و جامع خود و به مرور زمان، اعتماد به نفس و روحیه انسانی‌اش را از دست می‌دهد و از جایی که همواره از دست همسر خود عصبانی و خشمگین است و آن احساسات را به دلیل برخی ملاحظات بروز نمی‌دهد یا کمتر ابراز می‌کند، دچار افسردگی‌های مزمن می‌شود. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
  با همسرتان در این باره حرف بزنید
با توجه به نکات مطرح‌ شده، باید بدانید که بهترین کار هنگام بهانه‌گیری همسرتان این است که او را به حال خودش رها کنید. یادتان باشد مقابله به مثل‌ کردن، وضعیت را وخیم‌تر می‌کند و نتیجه‌ای جز جنگ و دعوا نخواهد داشت. اگر هم خواستید پاسخ دهید بهتر است کوتاه و فقط در حد بیان احساس‌تان باشد. به طور مثال در پاسخ «تو آدم منطقی نیستی»، شما بگویید: «ممکن است حق با تو باشد.» آرامش بعد از توفان، فرصت مغتنمی است که با همسرتان درباره مشکلات حل نشده صحبت کنید. بهتر است به همسرتان بگویید از کدام رفتارش خوش‌تان نمی‌آید و دوست ندارید آن را ادامه دهد. در این بین، جملات‌تان باید با «من» شروع شود تا تمرکز روی خود شما باقی بماند و این گونه جلوه نکند که شما فقط به دنبال متهم کردن طرف مقابل هستید.
  نقدهای همسرتان را بررسی کنید
قبل از در موضع دفاع قرار گرفتن یا شروع مبارزه‌های کلامی، اول ببینید نقدی که به  شما وارد شده اصلا درست است یا نه. خودتان را بدون اشتباه ندانید و به جای این‌ که به محض شنیدن حرف های طرف مقابل در برابر او جبهه بگیرید، کمی منطقی‌تر با این ایرادها برخورد کنید.
نویسنده : راهله فارسی| مشاور

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

بدونیم/ از روی بعضی از اجزای بدن می‌توان به یکسری از ویژگی‌های شخصیتی افراد پی برد.

از روی بعضی از اجزای بدن می توان به یکسری از ویژگی های شخصیتی افراد پی برد. به اعتقاد مردم ظاهر افراد فریب دهنده است اما تحقیقات علمی نشان داده است که می توانیم از روی ظاهر افراد به بسیاری از ویژگی های شخصیتی آن ها پی ببریم.

فرم بینی

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

کسانی که بینی کشیده دارند در زندگی حرفه ای خود بسیار بلند همت و سختکوش هستند. آن ها کمال طلب هستند و زندگی حرفه ای خود را در اولویت قرار می دهند.

کسانی که بینی کوتاه تری دارند بسیار حساس، صادق و وفادار هستند. آن ها بیشتر از هر چیزی به احساس شان ارزش می دهند و ترجیح می دهند زندگی شادی در کنار خانواده داشته باشند تا یک شغل موفق.

کسانی بینی نوک تیز دارند می توانند پولشان را به خوبی مدیریت کنند و کسانی که شکاف بینی دارند افراد متعهدی هستند.

کسانی که سوراخ بزرگ بینی دارند پول خرج کردن را بیشتر از پس انداز کردن دوست دارند و کسانی که سوراخ بینی کوچک دارند نسبت به روابط و خانواده تعهدی قوی دارند.

فرم صورت

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

تحقیقات نشان داده است کسانی که صورت کشیده دارند هوش بالایی دارند. اما کسانی که صورت باریک دارند نسبت به هوش ذهنی سطح هوش هیجانی آن ها بالاتر است. کسانی که صورت پهن دارند متعصب، بی احساس و افراد موفقی هستند.

رنگ چشم

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

محققان دریافته اند که شخصیت و ساختار چشم‌ها با لب قدامی مغز در ارتباط هستند که مسئول شکل گیری شخصیت ما هستند.

کسانی که چشم‌های قهوه‌ای دارند مدیران موفق و شخصیت‌های باهوشی هستند و کسانی که چشم‌های قهوه‌ای تیره دارند درون گرا، مرموز و سری هستند.

کسانی که چشم‌های آبی روشن دارند قدرت‌های درونی بالایی دارند و بسیار رقابتی هستند. اما کسانی که چشم‌های آبی تیره دارند قدرت‌های جسمی بالایی دارند و بسیار حساس هستند.

در کل کسانی که چشم‌های تیره دارند افرادی درون گرا و مرموز هستند، اما کسانی که چشم‌های روشن دارند برون گرا و اجتماعی هستند.

فرم چشم‌ها

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

کسانی که چشم‌های درشت دارند روشن فکر و باهوش هستند و رفتار صمیمی و دوستانه دارند.

کسانی که چشم‌های کوچک و باز دارند کمال گرا و درون گرا هستند.

کسانی که چشم‌های گود دارند مرموز، هوشیار و قوی هستند.

کسانی که چشم‌های بادامی دارند افرادی رمانتیک و مهربان هستند. اما کسانی که چشم‌های نزدیک به هم دارند شخصیت‌هایی مقاوم و پایدار هستند.

لب‌ها

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

کسانی که لب‌های متوسط دارند در روابط مستقل هستند مهربانی را تحسین می‌کنند، اما رمانتیک نیستند.

کسانی که لب‌های بزرگ دارند به دیگران اهمیت می‌دهند و نیاز‌های دیگران را در اولویت قرار می‌دهند.

کسانی که لب‌های پهن دارند بخشنده و برونگرا هستند و دوست دارند به کسانی که دوستشان دارند خدمت کنند.

کسانی که لب‌های باریک دارند روحیه رقابتی دارند و تنها هستند. آن‌ها گاهی اوقات ترجیح می‌دهند تنها باشند تا این که با دیگران وقت بگذرانند. از طرفی دوست دارند کسانی که دوستشان دارند ویژگی‌های شخصیتی قوی آن‌ها را تشخیص بدهند.

استخوان گونه

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

استخوان گونه برجسته یکی از ویژگی‌هایی است که افراد را جذاب می‌کند. از طرفی کسانی که صورت پهن و استخوان گونه بزرگ دارند سطح تستسترون بالایی نیز دارند. به گفته محققان کسانی که استخوان گونه بزرگ و سطح تستسترون بالاتری دارند شخصیت خشونت آمیز دارند. تحقیقات نشان داده است هر چه استخوان گونه برجسته‌تر باشد به علت بالا بودن سطح تستسترون شخصیت محکم و قوی تری دارند.

انگشت‌ها

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

کسانی که انگشت حلقه آن‌ها بلندتر از انگشت اشاره است شخصیت‌های جذابی دارند و در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود ریسک می‌کنند.

کسانی که انگشت اشاره بلندتر از انگشت حلقه است از بدو تولد مدیر به دنیا آمده اند.

اگر انگشت اشاره و انگشت حلقه یک اندازه باشند خیلی خوب می‌توانید ارتباط برقرار کنید و می‌دانید که چگونه تعادل را در زندگی برقرار کنید.

دست‌ها

۸ عضو بدن که بیانگر ویژگی‌های شخصیتی هستند

اگر انگشت‌ها فاصله زیادی با هم داشته باشند یعنی تجربه و تحقیق در چیز‌های جدید را دوست دارید.

اما اگر انگشت‌ها فاصله با هم نداشته باشند یعنی شما شخصی محتاط و سازمان یافته هستید.