آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها

آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها

بیا نی نی/ همه ما ممکن است در مواقعی با والدین خود مشکلاتی داشته باشیم اما افرادی که والدین سمی دارند، هرگز شانس داشتن یک ارتباط سالم و موثر را بدست نمی آورند. در ادامه جهت آشنایی با ویژگی های والدین سمی و نحوه برخورد با آنها همراه ما باشید.
والدین سمی چه کسانی هستند؟
این اصطلاح را می توان در مواقع بسیاری به کار برد اما به طور کلی والدینی که خواسته یا ناخواسته سبک های تربیتی غلطی را انتخاب می کنند، به شدت از خودراضی یا دارای اختلالات روانی هستند، والدین سوء استفاده گر، نابالغ (از نظر احساسی) و به شکل های مختلفی به فرزندان خود آسیب می رسانند والدین سمی هستند.
افرادی که توسط این والدین بزرگ می شوند معمولا در برقراری ارتباط صمیمانه، سلامت روان و بیان احساسات و… دچار مشکل می شوند و در هر مرحله از رشد چالش های متفاوتی را تجربه می کنند.
اگرچه اکثر والدین سعی می کنند پدر و مادر خوبی برای فرزندان خود باشند اما در بسیاری از مواقع این والدین ناخواسته و با طرز تفکری اشتباه به فرزندان خود آسیب می رسانند. البته خبر خوب این است که با شناخت ویژگی ها و اثرات والدین سمی می توان راه هایی برای مقابله با مشکلات پیش آمده پیدا کرد.

ویژگی های والدین سمی
همانطور که متوجه شدید بسیاری از والدین قصد آسیب رساندن به فرزندان خود را ندارند اما رفتارهای آنها در بلند مدت به ضرر فرزندان تمام می شود. برخی از رفتار های والدین سمی عبارتند از:
ـ سرکوب کردن احساسات


والدین سمی اجازه تجربه احساسات را به کودکان خود نمی دهند
 پژوهش ها نشان می دهد تجربه سالم و به موقع هیجانات و احساسات در سلامت روانی نقشی اساسی دارند. همه انسان ها در مواقع مختلفی با خشم، اندوه، شادی، نفرت و… مواجه می شوند که در درجه اول چیز بدی نیست اما نحوه ابراز آنها می تواند دردسر ساز باشد.
یکی از مشکلاتی که والدین سمی برای فرزندان خود ایجاد می کنند ایجاد فضایی خشک و بی روح در خانواده است که باعث می شود کودکان نتوانند احساسات خود را به درستی بیان کنند و شیوه ابراز آنها را بیاموزند. در نتیجه این افراد منزوی شده و احساسات خود را سرکوب می کنند. همچنین احتمال بروز اختلال هایی همچون اضطراب و افسردگی در آنها بیشتر است.

ـ گارد گرفتن در مقابل تفاوت ها
والدینی هستند که انتظار دارند فرزندان همیشه مطیع آنها باشند و هرگز نمی توانند تعارض ها و اختلاف های موجود را بپذیرند. در نتیجه واکنش هایی همچون قهر کردن، بحث و دعوا داشته باشند که به شدت آسیب زا هستند (مخصوصا در دوران کودکی) و باعث ایجاد احساس طرد شدگی می شود.
ـ داشتن انتظارات غیر واقع بینانه

 والدین سمی انتظارات غیرواقع بینانه ای از کودکان دارند
والدین سمی همیشه از فرزندان خود انتظارات بسیاری دارند و فکر می کنند کودکان مدیون آنها هستند. به همین دلیل کودکان را تحت سلطه خود دیده و به جای برنامه ریزی و رسیدگی به آنها سعی می کنند از فرزندان برای رفع نیازها استفاده کنند. این درحالی است که والدین سالم همیشه در تلاش هستند سکوهای پرش و فرصت های مناسبی برای فرزندان خود ایجاد کنند تا رشد و شکوفا شوند.
ـ عدم توجه به نظرات و ایده های فرزندان

 والدین سمی آزادی کودکان خود را می گیرنداین ویژگی که معمولا در والدین خود شیفته دیده می شود باعث می شود وظیفه اصلی خود یعنی یاد دادن شیوه درست فکر کردن و آشنایی فرزندان با طرز تفکر انتقادی را انجام ندهد و از کودکان بخواهند مقلد آنها باشند. والدین سمی حتی نمی توانند به نظرات و ایده های متفاوت فرزندان خود احترام گذاشته یا آنها را قبول کنند.
ـ بی ادبی
از دیگر ویژگی های والدین سمی است؛ به طور خلاصه این افراد به فرزندان خود احترام نمی گذارند و قادر نیستند با ادب و مهربانی رفتار کنند.
ـ خشم بسیار

این والدین معمولا پرخاشگر و خشن هستند یا پرخاشگری منفعل دارند. آنها همیشه سعی می کنند با گوشه و کنایه ها، تیکه انداختن فراموش کردن مسائل را دشوار سازند. همچنین ممکن است آنها از قهر کردن یا خشونت فیزیکی در برابر فرزندان استفاده کنند.
ـ بی رحمانه رفتار می کنند
 والدین سمی بسیار بی رحم و خود محور هستند
والدین سمی در بسیاری از مواقع، بدون فکر کردن به عواقب حرف هایی می زنند یا رفتار هایی نشان می دهند که به شدت بی رحمانه هستند. ممکن است آنها فرزندان را مسخره کنند یا با لقب های نامناسبی صدایشان کنند، نقطه ضعف ها را سرکوب کنند و عمدا موضوعاتی که فرزندان به آن حساس هستند پیش بکشند.
ـ عدم احترام به حریم خصوصی
یکی از رفتارهای آزار دهنده در والدین سمی دخالت در تمامی مسائل فرزندان است. آنها نمی پذیرند که هر فردی بالاخره بالغ و مستقل می شود و می خواهند همیشه به جای فرزندان تصمیم بگیرند، نصحیت شان کنند، وسایل شخصی آنها را بگردند و پیام رسان ها یا ایمیل ها و… را چک کنند.

توصیه هایی برای دور کردن ویژگی والدین سمی
برای دور کردن ویژگی های والدین سمی از خود بهتر است به روانشناس مراجعه کرده و به صورت تخصصی مشورت بگیرید. همچنین بهتر است در رفتار با فرزندان خود تغییراتی دهید و با آنها…

همدلی کنید
 به کودک خود اجازه تجربه احساسات را به درستی بدهید
 هنگامی که فرزندان دچار احساسات مختلفی می شوند به آنها اجازه دهید این عواطف را با شما در میان گذاشته و روش سالمی برای بیانشان تجربه کنند. اگر تا کنون سعی داشتید در مقابل آنها ایستاده و هیجانات منفی فرزندان خود را مدیریت کنید، وقت آن است که به آنها بیاموزید چگونه با آنها کنار بیایند.

به درستی گفتگو کنید
یادگیری مهارت های گفتگوی سالم و درگیر شدن در موقعیت های متعارض امری ضروری است تا والدین بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و مشکلات را برطرف سازند. اگر مشکلاتی در این زمینه دارید حتما به روانشناس یا متخصصی در حوزه خانواده مراجعه کنید.

مشکلات خود را برطرف کنید
در صورتی که ویژگی های والدین سمی را دارید برای یافتن مشکلات و بهبود سلامت ذهنی خود اقدام کنید. آگاهی، کمک از مشاوران یا روش های درمانی دیگر و تلاش برای تغییر مراحل اصلی در این مسیر می باشند.

چند نکته برای فرزندان آسیب دیده از والدین سمی 
در اکثر مواقع اصلاح رابطه با شما، رفتار و احساساتان آغاز می شود. ما می توانیم راهی را به دیگران هم نشان دهیم اما ممکن است در بسیاری از مواقع به تنهایی در آن گام برداریم. شما باید روی خودتان کار کنید و این بدین معنی نیست که در نتیجه قادر به تغییر والدین خود خواهید بود؛ اما شما می توانید تغییر کنید، راهی برای بخشیدن و گذشتن پیدا کنید و به سمت آینده گام بردارید.
همچنین توجه کنید که اگر والدین سمی دارید شما مقصر نیستید و نباید خودتان را سرزنش کنید. این موضوع را درک کنید که ممکن است والدین‌تان مشکلاتی داشته باشند و هرگز تغییر نکنند؛ اما با پذیرش این نکته باعث می شود بیخیال تغییر دادن آنها شوید. البته احتمالا احساس ناراحتی از نداشتن یک رابطه مناسب با والدین ایجاد شود اما در نهایت یاد می گیرید که چگونه با این مشکل هم کنار بیاید و به آرامش برسید. بدین منظور می توانید:
۱. از والدین سمی دور شوید
منظور از این جمله این نیست که فاصله فیزیکی ایجاد کنید یا همین امروز به فکر گرفتن خانه و مستقل شدن بیوفتید. بلکه با ایجاد فاصله احساسی خود را در مسائل درگیر نکرده و مسئولیت نیازها، خواسته ها و احساسات آنها را به دوش نکشید.
والدین سمی می توانند با دست گذاشتن روی نقطه ضعف ها به راحتی شما را تحریک کنند اما اگر از لحاظ احساسی از آنها دور شوید دیگر نیازی به واکنش نشان دادن ندارید.
۲. با قاطعیت حد و مرز تعیین کنید
یکی از دشواری های زندگی با والدین سمی عدم احترام به حریم ها می باشد. ممکن است مشکلات بسیاری از جمله سرک کشیدن در وسایل شخصی، قرض های مکرر و عدم پس دادن،‌ دخالت در امور مختلف و… روبرو باشید اما در هر صورت باید قوانین جدیدی وضع کنید و به آنها پایبند باشید. گاهی شرح دادن شفاهی این مسائل برای والدین دشوار است و فهماندن این موضوعات تنها در عمل ممکن خواهد بود؛ همچنین ممکن است در مواقعی تنها راه حل ایجاد فاصله فیزیکی و جدا شدن از آنها باشد.

– همچنین بهتر است این نکات هم مد نظر داشته باشید:
• حال خوب شما ارتباطی با تغییر پدر و مادرتان ندارد
• جدایی فیزیکی راه حل اصلی این مشکل نیست و به عنوان اقدامی مکمل مورد استفاده قرار می گیرد
• شما همانند والدین خود نیستید
• اتهام ها و حرف های نا به جای آنها اهمیتی ندارد
• مجبور نیستید عاشق پدر و مادر خود باشید
• متضاد عشق بی تفاوتی است. بهتر است احساساتی همچون خشم و نفرت را از خود دور کنید.

آداب صحبت کردن با دیگران

آداب صحبت کردن با دیگران

بیا نی نی/ صحبت کردن با دیگران از اهمیت خاصی برخوردار است که باید به آداب آن توجه ویژه ای کرد.

در زندگی با افرادی برخورد کرده اید که با نحوه صحبت کردنشان، شما را مجذوب خود کرده باشند و احترام متفاوتی برای آن ها قائل باشید؟

برخی از افراد بر این باور هستند که خوب صحبت کردن، یک ویژگی ذاتی است و گویا به فردی که می‌تواند با کلام خود در دیگران نفوذ کند، امکان ویژه‌ای داده شده است و در این میان هم نباید این واقعیت را کتمان کرد که شخصیت اثرگذار و کاریزماتیک دارای ویژگی‌های متفاوتی است که نتیجه تعامل و ویژگی‌های فردی اعم از ژنتیک، جسمانی و روانی با شرایط اجتماعی یا محیطی است که در آن پرورش یافته است.

اما نکته قابل توجه این است که ما با یاد گرفتن و تمرین می‌توانیم بسیاری از مهارت‌ها را به کار بگیریم و حتی در آن مهارت‌ها توانمند شویم که یکی از این مهارت ها، صحبت کردن است.

رویا نوری جامعه شناس، در گفت وگو با بیا نی نی جوان، در رابطه با آداب صحبت کردن با دیگران اظهار کرد: صحبت کردن با دیگران دارای شرایط و آدابی است که هر فردی باید به آن توجه کند. به طور مثال؛ فرد هنگام گفت وگو با دیگری بایدمراقب باشد تا روی خود را از او برنگرداند و به او پشت نکند و صرفا حول محور خود و علایقش با فرد مقابل صحبت نکند و بیش از این که گوینده باشد سعی کند شنونده خوبی باشد و از بیان داستان‌های طولانی و تکراری پرهیز کند و درمورد مسائل بسیار خصوصی خود و روابط عاشقانه اش با دیگری صحبت نکند.

آداب صحبت کردن با دیگران

وی بیان کرد: اگر فردی هنگام صحبت کردن با دیگری خمیازه اش گرفت حتما باید دهان خود را ببندد و اگر سیگاری است و یا چیزی در دهان دارد با فرد مقابل صحبت نکند و مراقب باشد در صورت کسی که مخاطبش است سرفه یا عطسه نکند.

نوری با اشاره به راز‌های یک شخصیت اثرگذار در فرایند صحبت کردن تصریح کرد: زمانی که کسی مشغول صحبت کردن است، حواس خود را صرفا به فرد مقابل معطوف کند و باید تلفن همراه خود را کنار بگذارد و همچنین به طور مرتب به صفحه تلفن همراهش نگاه نکند.

وی گفت: گوینده باید به چشم‌های طرف مقابل خود که شنونده است نگاه کند و با پرسیدن سوال و یا بیان جملاتی، چون ” بله می‌فهمم. ” به فرد مقابل خود نشان دهد که به مکالمه در حال جریان علاقه‌مند است و متکلم وحده نباشد و اجازه دهد فرد مقابلش هم صحبت کند.

این جامعه شناس ادامه داد: گوینده نباید وسط حرف فرد مقابل خود بپرد، امّا اگر مجبور شد، کلام او را قطع کند،  ابتدا باید مطمئن باشد که دلیل خوبی برای این کار دارد و در این میان، صبر کند جمله فرد مقابل تمام شود و یا با بلند کردن دست یا نگاه کردن به چشمان فرد متکلم به او بفهماند که قصد قطع کردن صحبت او را دارد و تا جایی که می‌تواند مودب باشد و به خاطر قطع کردن صحبت فرد مقابل خود از او عذرخواهی کند.

نوری افزود: قبل از صحبت کردن، به رفتار و زبان بدن مخاطب خود توجه کند تا متوجه شود آیا تمایلی برای حرف زدن یا ادامه صحبت دارد یا خیر؟! خمیازه کشیدن، برگرداندن نگاه به گوشه و کنار، عقب رفتن و دادن جواب‌های کوتاه نشان می‌دهد که طرف مقابل علاقه‌ای به صحبت کردن با او را ندارد.

آداب صحبت کردن با دیگران

وی بیان کرد: گوینده باید واضح و رسا صحبت کند، امّا داد نزند و شمرده صحبت کند و تُن صدای او باید به حدّی باشد که مخاطبش بتواند صدای او را براحتی بشنود بدون این که میزان صدایش باعث ایجاد مزاحمت برای دیگران شود.

این جامعه شناس در پایان خاطرنشان کرد: افراد نباید زیاده گو باشند و درمورد مسائلی که در خصوص آن‌ها اطلاع ندارند، نظر ندهند و همیشه قبل از بیان آن چه در ذهن دارند، خوب فکر کنند تا دقیق و حساب شده صحبت کنند و در این صورت، به اندازه و به موقع صحبت کردن بسیار بهتر از زیاده گویی است چرا که به زبان آوردن صحبت‌های بدن فکر می‌تواند آن‌ها را به دردسر بیندازد و بنابراین، باید این موضوع را در خود به عادت تبدیل کنند که ” اول فکر کنم بعد حرف بزنم.”

۵ گروه شخصیت در جهان وجود دارد؛ شما در کدام دسته هستید؟

روانشناسان می‌گویند فقط ۵ نوع انسان در جهان وجود دارد؛ شما کدام یک هستید؟

بیا نی نی/ با شناخت شخصیت خود، می توانید دیگران را نیز بشناسید.

هنگامی که نوع شخصیت خود را درک کردید و شناختید، شناسایی دیگران نیز برای شما آسان می شود.

نوع شخصیت شما از همه دوستانی که انتخاب می‌کنید گرفته تا نامزد‌هایی که در یک انتخابات سیاسی به آن‌ها رأی می‌دهید تأثیر می‌گذارد و با این حال، بسیاری از افراد، هرگز وقت زیادی را صرف تفکر در مورد ویژگی‌های شخصیتی خود نمی‌کنند.

درک شما از شخصیت خود می‌تواند بینشی در مورد نقاط قوت و ضعفتان  ایجاد کرده و همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا متوجه بینش دیگران در مورد خود شوید.

اغلب روانشناسان امروزی موافق این نظریه هستند که پنج نوع شخصیت اصلی وجود دارد وهر فردی دارای “مدل پنج عاملی” است و ویژگی هایی از هرکدام از این مدل ها دارد.

روانشناسان می‌گویند فقط ۵ نوع انسان در جهان وجود دارد؛ شما کدام یک هستید؟

وظیفه شناسی

افرادی که میزان وظیفه شناسی بالایی دارند، کارآمد، منظم، قابل اعتماد و خودکفا هستند و ترجیح می‌دهند از قبل برای کارهای خود برنامه ریزی کنند و در حقیقت، هدفشان موفقیت‌های بزرگ است.

افرادی که از نظر وظیفه شناسی رتبه پایین تری دارند، ممکن است کسانی که دارای این ویژگی شخصیتی هستند را لجباز و وسواس گونه قلمداد کنند.

مطالعات نشان می‌دهد که ازدواج با شخصی که از وظیفه شناسی بالایی برخوردار است، نه تنها شانس موفقیت در زندگی بلکه در محل کار را نیز افزایش می‌دهد چراکه همسر وظیفه شناس می‌تواند بهره وری فرد را بالا ببرد و به او در دستیابی به بیشترین موفقیت کمک کند.

برون گرایی

افرادی که برون گرا هستند از انجام فعالیت‌های اجتماعی انرژی کسب می‌کنند.

آن‌ها افرادی پرحرف و اجتماعی و در کانون توجه هستند و ممکن است دیگران، آن‌ها را سلطه جو بدانند.

مراقب کسانی که قوی دست می‌دهند، باشید

مطالعات نشان می‌دهد مردانی که با قدرت دست می‌دهند برونگرا و کمتر دچار اختلالات عصبی هستند، اما این مسئله راجع به زنان صادق نیست.

موافقت

کسانی که از نظر موافق بودن در امور، در رتبه بالایی قرار دارند، در مقایسه با دیگران قابل اعتماد و مهربان  هستند.

آن‌ها به دلیل رفتار‌های اجتماعی شناخته شده اند و غالباً متعهد به کار داوطلبانه و فعالیت‌های نوع دوستانه هستند. این در حالی است که ممکن است افراد دیگر،  آن‌ها را ساده لوح و بیش از حد منفعل بدانند.

به دنبال یک سرمایه گذار مالی باشید که میزان موافقت او برای پذیرفتن امور بالا باشد چراکه مطالعات نشان می‌دهد سرمایه گذاران موافق، حتی از معاملات ریسک دار هم استقبال می کنند و این حاکی از اعتماد به نفس بالای آن هاست و به همین دلیل است که آن ها به سمت کارهای پرخطر جذب می شوند.

استقبال از تجربه‌های متفاوت

افرادی که از تجارب مختلف استقبال می‌کنند، با گستردگی علایق و تصویرسازی خارق‌العاده‌شان شناخته می‌شوند.

آن‌ها افرادی کنجکاو و خلاق هستند و معمولا تنوع داشتن را به عادی بودن در کار‌ها ترجیح می‌دهند.

آن ها به دنبال این هستند که از طریق تجربیات خود مانند درمان هایی چون مدیتیشن یا زندگی در خارج از کشور شناخته شوند و ممکن است همین موضوع باعث شود که دیگران، آن ها را غیر قابل پیش بینی و بدون تمرکز بدانند. 

استقبال کردن از تجربه‌های مختلف و انعطاف پذیری، یکی از ویژگی‌های شخصیتی است که به طور مداوم، جهت گیری های سیاسی را پیش بینی می کند و به همین دلیل، مطالعات نشان می‌دهد افرادی که انعطاف پذیری و صراحت بالایی دارند احتمالاً لیبرالیسم را تأیید کرده و همچنین احتمالا  عقاید سیاسی خود را به صراحت بیان می کنند.

روان رنجوری

افراد عصبی، درجه بالایی از بی ثباتی عاطفی را تجربه می‌کنند و به احتمال زیاد، واکنش پذیر و تحریک پذیر هستند و احساسات ناخوشایند زیادی مانند اضطراب و تحریک پذیری را دارند و در این میان، افراد دیگر ممکن است آن‌ها را ناپایدار و ناامن بدانند.

روانشناسان می‌گویند فقط ۵ نوع انسان در جهان وجود دارد؛ شما کدام یک هستید؟

افراد عصبی با انتشار تصاویر زیادی در فیس بوک به دنبال پذیرش هستند و و تصاویر زیادی را منتشر می کنند و بیشترین عکس را نیز در آلبوم عکس خود دارند و مطالعات نشان می‌دهند که احتمال ارسال نظرهای بحث برانگیز برای این افراد، کمتر باشد.

درک اصول شخصیت

شخصیت با گذشت زمان نسبتاً ثابت می‌ماند؛ به طوری که ویژگی‌های شخصیتی که در ۷ سالگی به نمایش گذاشته اید احتمالاً بسیاری از رفتار‌های شما در بزرگسالی را پیش بینی می‌کنند.

البته می‌توانند برخی از ویژگی‌های شخصیتی خود را تغییر دهند که برای ایجاد تغییرات بزرگ، کار و تلاش زیادی لازم است و اغلب دانشمندان بر این امر اتفاق نظر دارند.

آیا سریال‌های شبکه‌ نمایش خانگی کانون خانواده را تهدید می‌کند؟

آیا سریال‌های شبکه‌ نمایش خانگی کانون خانواده را تهدید می‌کند؟

جام جم/ بسیاری از سریال‌های خارجی، در چالش میان این ارزش و سایر ارزش‌های اخلاقی و انسانی و حتی قوانین کشوریشان، اولی را انتخاب و از دومی به‌سادگی عبور می‌کنند.
 تصور کنید زبانم‌لال، پدرتان مرتکب جرمی مثل دزدی شده باشد و حالا شما در آستانه انتخابی سخت قرار گرفته‌اید: حفظ جمع خانواده‌تان از خطر فروپاشی به قیمت کتمان واقعیت در برابر قانون یا پذیرش فروپاشی خانواده به قیمت افشای حقیقت و تسلیم کردن مجرم به قانون. در واقع این وضعیت دراماتیکی است که بسیاری از فیلم‌های خارجی و ایرانی که تاکنون تماشا کرده‌اید، شما را در آن قرار داده‌اند و برخلاف الان که آزادید تا درباره انتخاب‌تان و حتی خود وضعیت، چون‌وچرا کنید، نویسنده‌ها و کارگردان‌ها و بازیگرها، همه تلاش‌شان را به کار برده‌اند تا همان انتخاب فیلم را برایتان موجه و سمپاتیک نشان دهند تا آن را بپذیرید. جالب‌تر از همه این‌که اگر همین الان فیلم‌ها را در ذهن‌تان مرور کنید متوجه خواهید شد در برخی موارد، به‌رغم ارزش‌های درونی و صدای وجدان‌تان، همراه با فیلم، حفظ خانواده را به قانون و اخلاق ترجیح داده و در بعضی موارد دیگر، برخلاف مذمت شعارزدگی و کلیشه‌سرایی، اخلاق و قانون را به قیمت فروپاشی خانواده انتخاب کرده‌اید.واقعا هم موقعیت بغرنجی است! گذشته از دلبستگی‌های بشر به افرادی که در میان‌شان به دنیا آمده و با آنها بزرگ شده است، خانواده اساسا خودش یک ارزش ابتدایی است که نه تنها در ادیان الهی و حاکمیت‌های مبتنی بر آنها، بلکه در ایدئولوژی‌های غیرالهی و جوامع مبتنی بر این دیدگاه‌ها هم به‌عنوان ارزشی که تکیه‌گاه سایر ارزش‌هاست، جدی گرفته شده و مبنای برنامه‌ریزی و تدوین قوانین قرار می‌گیرد.
برای همین است که صرف‌نظر از جهان‌بینی مخاطبان فیلم‌ها، همه‌شان در هر کجای دنیا و تاریخ که باشند جذب چنین وضعیت دراماتیکی می‌شوند و تقابل ارزش «خانواده» را با سایر ارزش‌های اخلاقی به‌خوبی زیر زبان‌شان حس می‌کنند و راه برای ایجاد همذات‌پنداری توسط نویسنده و کارگردان باز می‌شود. همذات‌پنداری که مثل فیلم «دزد دوچرخه» دسیکا، گاه شما را به ترحم بر مجرم به خاطر ضرورت‌هایی نظیر فقر دعوت می‌کند تا به مناسباتی فراتر از خانواده که به ایجاد ضرورت دزدی منجر شده‌اند بیندیشید و گاهی مانند فیلم «پدرخوانده» فورد کاپولا در جهانی روایت می‌شوند که انگار آدم‌هایش اصلا با هیچ ارزشی غیر از خانواده و اعضای آن آشنا نبوده‌اند و هیچ مساله اخلاقی و انسانی وجود ندارد که بالاتر از حفظ جمع خانواده بایستد حتی اگر فردی از اعضا همین خانواده علیه آن بشورد، اوست که حذف می‌شود تا خانواده باقی بماند.بعضی دیگر اما مثل «متری شش‌ونیم» روستایی، شما را برمی‌انگیزند تا با قاچاقچی موفقی همراهی کنید که اساسا انگیزه‌اش برای موفقیت، آسودگی خانواده‌اش بوده اما حالا همان خانواده او را طرد کرده و نتیجه زحماتش را نمی‌پذیرند.
شاهین (نوید محمدزاده) فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» سیدی هم به این خاطر در ذهن‌تان می‌ماند که در تمام مدت فیلم تلاش می‌کند با بزهکاری بیشتر و بهتر، خود را به‌عنوان عضوی از یک خانواده خلافکار به برادر بزرگ‌تر و درواقع بزرگ خانواده اثبات کند اما سرآخر می‌فهمد که اصلا خون این خانواده در رگ او جاری نیست و ناگهان ارزش‌های انسانی برابر او تغییر می‌کنند.از وقتی سریال‌های شبکه‌های نمایشی خانگی، بیشتر دیده می‌شوند این وضعیت دراماتیک هم بیشتر حس و به مخاطبان نزدیک شده‌است. بسیاری از سریال‌های خارجی در عین نمایش محوریت خانواده به‌عنوان یک ارزش بنیادین، در چالش میان این ارزش و سایر ارزش‌های اخلاقی و انسانی و حتی قوانین کشوریشان، اولی را انتخاب و از دومی به‌سادگی عبور می‌کنند. آیا میان سیستم‌های ارزشی مختلف از این جهت تفاوتی هست؟ آیا ما ایرانی‌ها قادریم با چنین دستگاه اخلاقی – ارزشی سازگار شویم؟ سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی کدام وجه را به نمایش می‌گذارند و وزنه سنگین‌تر را در کفه کدام ارزش قرار می‌دهند؟ در ادامه روی چند سریال خارجی و ایرانی پربیننده در شبکه‌های VOD که در آنها این چالش مطرح شده است متمرکز می‌شویم تا جواب این سؤال‌ها را بیابیم لازم به ذکر است این انتخاب از میان سریال‌های چند سال اخیر و در ژانرهای مختلف صورت گرفته است. حالا به نظر می‌رسد این جدال بر سر انتخاب خانواده یا مشکلی اخلاقی، اجتماعی یا سیاسی به سود برد خانواده می‌چربد.

زخم کاری / پدرخوانده‌طور
اگر کتاب «بیست زخم کاری» محمود حسینی‌زاد را هم نخوانده باشید همین اولین قسمت سریال «زخم کاری» کافی است اعتبار و محوریت خانواده را از ماجرایی که به زودی واقع می‌شود استنتاج کنید. ارتباط مالکی با بازی جواد عزتی و همسرش با بازی رعنا آزادی‌ور، شخصیت‌ها و داستان را در قسمت اول استارت زد و تشریح کرد و حالا مخاطب این سریال می‌داند با هلدینگی روبه‌روست که مدیران ارشد آن اعضای یک خانواده و عموزاده‌های هم هستند. هر وقت در فیلمی جدال خانواده با قدرت و ثروت درمی‌گیرد، ناخودآگاه یاد فیلم پدرخوانده فوردکاپولا به عنوان مشهورترین و پخته‌ترین نمونه می‌افتیم. خانواده‌ای که هم ترقی خود را مرهون هم‌بسته‌بودن و اتحاد درونی‌اش برای بالارفتن از پلکان قدرت و ثروت می‌داند و هم حفظ این همبستگی درونی برایش بسیار سخت است، چرا که همیشه اعضایی از درون آن در حال جاه‌طلبی، خیانت یا حسادت، کار را خراب می‌کنند. در فیلم پدرخوانده، ارزش خانواده و تبعیت از بزرگ آن در برابر اعضای عصیانگر و ارزش‌هایشان قرار می‌گیرد و باعث صف‌آرایی بخشی از آن در برابر بخشی دیگر می‌شود تا عامل مزاحم حذف گردد. اما باید منتظر ماند و دید که سریال «زخم کاری» نهایتا ارزش‌های اخلاقی را  که احتمالا ابعاد سیاسی و اقتصادی دارد در مقابل خانواده به پیروزی می‌رساند یا شکست آنها را به نمایش می‌گذارد.

هم‌گناه / تغییر خانواده، تغییر ارزش‌ها
یکی از آن دست سریال‌هایی که واقعا فراتر از یک درام خانوادگی نمی‌رود و ابعاد جنایی، ترسناک، سیاسی یا ایدئولوژیک پیدا نمی‌کند، سریال هم‌گناه است که حول روابط یک خانواده هسته‌ای بزرگ روایت می‌شود. هیچ عامل خارجی مشخصی که بتوان آن را بدمن داستان نامید، برای فروپاشی این خانواده تلاش نمی‌کند اما روابط متزلزل درونی، خانواده بزرگ صبوری را لغزان می‌کند. این خرده‌قصه‌ها و تزلزل‌های درونی، هر کدام یک ارزش مغایر با ارزش‌های تثبیت‌شده خانوادگی را مطرح و عبور از آنها را پیشنهاد می‌کنند. برادر بزرگ این خانواده با بازی مسعود رایگان تلاش می‌کند با حفظ ارزش‌های اولیه، خانواده را هم‌بسته نگه دارد اما شورش اعضای جوان، نهایتا او را وادار به تغییر می‌کند. او کسی است که برای حفظ خانواده روی قتل غیرعمد برادرش سرپوش گذاشته و معضل ترنس بودن دخترش را انکار می‌کند و حاضر نیست عشق غیرمرسوم پسرخواهرش به زنی بزرگ‌تر از او را بپذیرد. همه این کارها را برای حفظ خانواده می‌کند اما نهایتا در تمام این خرده‌داستان‌ها، مجبور به عقب‌نشینی می‌شود. این عقب‌نشینی از ارزش‌های سنتی اما لزوما فروپاشی خانواده را برخلاف تصور صبوری بزرگ به همراه نمی‌آورد. خوانش سریال هم‌گناه از چالش ارزش خانواده با ارزش‌های دیگر، خوانشی نزدیک به قرینه قدیمی آن پدرسالار است و با همان فرمول جلو می‌رود و با آشتی‌دادن سنت و مدرنیته و کوتاه آمدن از ارزش‌های سنتی، چالش را ظاهرا حل می‌کند.

نهنگ آبی / عبور از چالش با هوش حل معما
رویکرد سریال نهنگ آبی به این چالش را باید از آخر آن آغاز کنیم. جایی که معلوم می‌شود پدر فرهنگی و اهل قلم شخصیت اصلی داستان، آرمین مشرقی، به این علت از مادرش جدا شده که او در مقام ریاست شعبه یک بانک با اختلالگران اقتصادی همکاری کرده است. در واقع شخصیت اصلی پیش از آن که خودش هم درگیر ماجرای جنایی شود و عشقی را در این ماجرا در مقابل ارزش‌های اخلاقی ببیند، خانواده‌اش را بر سر ارزش‌های اخلاقی و انسانی از دست داده است. او تلاش می‌کند با هوش و ذکاوت خود راهی برای عبور از موقعیتی چالشی بیابد اما این تلاش لزوما همه جا به نفع حفظ ارزش‌ها به سرانجام نمی‌رسد، بلکه گاهی منافع شخصی یا حفظ خانواده به عنوان انگیزه‌های موازی، عملگر می‌شوند و نقش پیدا می‌کنند. در واقع برای آرمین، خانواده به‌خصوص پدر و عشقش مطرح هستند و فکر می‌کند باید بتواند همراه آنها از این بحران عبور کند. اما ماجرا او را به نقطه‌ای می‌رساند که پای مادرش هم به داستان کشیده می‌شود. سریال عملا سعی دارد ارزش‌های اخلاقی و انسانی را به حفظ خانواده ترجیح دهد ولی چون بستر روایت، کارآگاهی و جنایی است، از این ظرفیت استفاده کرده و در نهایت راهی برای حفظ خانواده در عین حفظ ارزش‌ها پیدا می‌کند.


مانکن / حفظ ارزش به قیمت طرد کردن فرزند
یک عشق جدید میان کاوه (امیرحسین آرمان) و همتا (نازنین بیاتی)، پای یک عشق قدیمی میان سلمان (حسین پاکدل) و کتایون (مریلا زارعی) را به قصه باز می‌کند تا هر دو خانواده صوفیان را به آستانه فروپاشی بکشانند. صرف‌نظر از این که خود عشق هم یک ارزش ستایش‌شده است و قرار گرفتن آن مقابل خانواده می‌تواند بهانه دراماتیک جالبی برای پرداخت قصه باشد اما «مانکن» از این هم فراتر می‌رود. خانواده صوفیان با محوریت پدر، ارزش‌های اصیلی دارد که یک بار در جوانی به خاطر آنها از عشقش چشم پوشیده است؛ ارزش‌هایی نظیر پول حلال و قناعت. اما حالا پسر خانواده هم دوباره در معرض آن قرار گرفته اما انتخاب متفاوتی کرده است. او برای حفظ عشقش، نه تنها ورود به خانواده‌ای جدید بلکه سر گذاشتن به ارزش‌هایی معارض با ارزش‌های پدرش را هم می‌پذیرد و عملا خانواده را متزلزل می‌کند. سریال سعی دارد سمت ارزش‌های انسانی و اخلاقی بایستد و از طرد عضوی از خانواده ابایی هم ندارد، کمااین که سلمان وقتی متوجه خطای فرزندش می‌شود، به قیمت طرد او از خانواده و قطع ارتباط اعضا تلاش می‌کند او را به راه راست بازگرداند یا دست‌کم شر اشتباه‌هایش را از سر سایر اعضا کم کند. مانکن بی‌محابا ارزش‌های انسانی را در برابر حفظ خانواده به پیروزی می‌رساند.
 

 

ملکه گدایان / رئیس کارتل، دشمن خانواده
نمونه ایرانی همان سریال‌های خارجی که یک کارتل موادمخدر مقابل خانواده قرار می‌گیرد. نمونه‌ای که اگرچه از لحاظ کیفی با مشابه‌های خارجی‌اش قابل مقایسه نیست اما از این نظر که جدال حفظ خانواده را با حفظ کارتل به نمایش می‌گذارد، دست‌کم نمونه قابل بحثی است. برخلاف نمونه‌های خارجی که شخصیت هدایت‌کننده یا عامل کارتل برای خانواده خودش شخصیتی مثبت و مفید محسوب می‌شود، ملکه در این سریال برای خانواده خودش هم یک خطر بالقوه است. او در حق خواهرش و فرزندخوانده او هم هیچ رحمی ندارد و همان قدر بی‌رحم که حاضر است از کودکان برای کار در یک شبکه تکدیگری خیابانی کار بکشد، همان اندازه هم ضدخانواده است که خواهرزاده شیمیدانش را به اجبار به تولید موادمخدر وادارد. به همین اعتبار است که جمله شوهرخواهر فلجش مدام در فلاش‌بک‌ها تکرار می‌شوند که «او، خواهر نیست، دشمن است». بنابراین اگر قرار بر حفظ خانواده‌ای در برابر عامل مزاحمی باشد، به‌رغم نمونه‌های خارجی، آن عامل مزاحم یک ارزش انسانی مانند افشای یک کارتل موادمخدر نیست. بلکه در واقع با خانواده‌ای مواجه هستیم که یک عضو نابهنجار آن، نه تنها آرامش و همبستگی اعضا را به هم‌زده بلکه ضدارزش‌های درونی آنها هم قیام کرده است. از این حیث اگرچه ملکه گدایان فرمول‌های نمونه‌های خارجی را کپی کرده اما قواعد آنها را به هم زده است.

 راه های مقابله با انزوا در سالمندان

 راه های مقابله با انزوا در سالمندان

بیا نی نی/  انسان موجودی اجتماعی است. رابطه ما با دیگران سبب زنده ماندن، رشد و پیشرفت مان می شود. با این حال، با بالا رفتن سن ، خیلی از ما بیشتر از موقع جوانی تنها هستیم ، و این تنهایی ما را در موضع انزوای اجتماعی، تنهایی و مشکلات روحی و جسمی مربوطه مثل : افسردگی و بیماری های قلبی قرار می دهد.
تاثیرات انزوای اجتماعی بر سلامتی
بررسی ها ، انزوای اجتماعی و تنهایی را با خطرات بسیاری در انواع شرایط جسمی و روانی مربوطه دانسته است: فشار خون بالا ، بیماری قلبی ، چاقی ، ضعف سیستم ایمنی ، اضطراب ، افسردگی ، بیماری آلزایمر و حتی مرگ.
کسانی که به علت فوت همسر یا شریک زندگی ، جدایی از دوستان یا خانواده ، بازنشستگی ، کم شدن تحرک و نبود رفت و آمد و دیدار اشخاص دیگر ، خود را به صورت غیر منتظره ای تنها می بینند ،در موضع خطر از لحاظ مبتلا شدن به انواع بیماری های روحی و جسمی قرار دارند .
بالعکس ، کسانی که با دیگران فعالیتهای پربار و معنادار و با هدف انجام می دهند دوست دارند که عمر بیشتری داشته باشند ، روحیه خود را تقویت کنند و هدفی برای خود داشته باشند. مطالعات نشان می دهد که این فعالیت ها به حفظ راحتی آنها کمک می کند و امکان دارد کارکرد شناختی آنها را بهتر کند.
دوست نداشتن سالمندان برای خارج شدن از خانه یکی از مسائلی است که آنان را گوشه‌گیر می‌کند همینطور خواب‌آلودگی، حس درد و گرفتگی عضلات و کم اشتهایی همه علل گوشه گیری آن‌هاست.
سالمندان دوست دارند با دیگران صحبت کنند، ولی اغلب کمتر کسی با علاقه به حرف های آنان گوش کرده و آنان را همراهی می‌کند.
فوت همسر را یک شوک که باعث انزوای شدید شخص سالمند می‌شود. در برخی موارد هم به علت سن بالای پدر و مادر یکی از فرزندان فوت می‌کند که شوکی خیلی بزرگ است و انزوای بیشتر سالمند را به دنبال دارد.

 اثرات انزوای اجتماعی بر سلامتی
افسردگی باعث خیلی از بیماری‌ها می‌شود و نه فقط سبب می‌شود شخص از زندگی لذت نبرد، بلکه سلامتی او را هم به خطر می‌اندازد.
مطالعات نشان داده‌اند که دقت به تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت مانند سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی هم نقش بسیار زیادی در افزایش سلامت روان سالمندان دارد.
نوع برخورد با سالمند و مشارکت دادن او در خانواده و یا جامعه موضوعی مهم برای سالمند به حساب می آید. یکی از علامت های طردشدگی سالمندان گذاشتن آنها در آسایشگاه‌هاست.
کلا دلایلی مانند کاهش میزان اعتقاد به سنت‌ها و ارزشمند بودن سالمندی، تغییر ساز و کارهای انتقال دانش و تجربیات، کاهش مشارکت سالمندان در تولید اقتصادی، هسته‌ای شدن خانواده‌ها، کاهش کارکردهای خانواده‌های جدید، اشتغال زنان، افزایش شکاف میان نسل‌ها، ارزشمند شدن جوانی و ظواهر فیزیکی و جسمی اشخاص و تغییر در معماری و فضای زندگی خانه های مسکونی، در کاهش اهمیت و ارزش سالمندان و پیدایش شرایط نامناسب زندگی برای آنها و به نوعی طرد شدن آنها از جامعه اثرگذار بوده است.
گاه تنها به علت نبود جزئی توانایی سالمندان و یا بیماری‌هایی که در این دوران به سراغ آنها می‌آید، با ناملایمتی و نامهربانی با آنها برخورد می‌شود و یا از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند دور می‌شوند و زمان مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی از آنها گرفته می‌شود. به رغم اینکه در بیشتر موارد پیدایش بیماری و کاهش توانایی باعث انزوای شخص سالمند می‌شود، بعضی وقتها سالمندان توانایی انجام برخی از کارهای اجتماعی را دارند اما اشخاص جامعه آنها را از حضور در اجتماع  یا مشارکت اجتماعی دور می‌سازند.
عوامل گوناگونی می توانند در افزایش انزوا در سالمندان نقش داشته باشند.از جمله:
– از دست دادن عزیزان
– تنها زندگی کردن
– فقر
– اختلالات جسمی و حرکتی
– شرایط سلامت روان
تغییر شرایط مهم در زندگی مثل بازنشستگی از کار ، باطل شدن گواهینامه رانندگی ، انتقال به یک مرکز مراقبت از سالمندان، تحمل فوت یکی از عزیزان می تواند ضربه دشواری به انسان بزند. در نتیجه این اتفاقات تعاملات اجتماعی کمتر شده و سبب حس انزوا و تنهایی می شود.
– انزوای اجتماعی به علت کم شنوایی
– کم شنوایی سبب انزوا در سالمندان
– یک مشکل جدی با یک راه حل بالقوه ی ساده
پس از آرتروز ، فشار خون بالا و کاهش شنوایی مربوط به سن، سومین بیماری مزمن و شایع در بین اشخاص مسن است. مشکلات شنوایی باعث اختلال در ارتباطات می شود ، که به نوبه خود باعث انزوای اجتماعی شده و عواقب آن می تواند ویرانگر باشد.

مشکلات حافظه و زوال عقل
از دست دادن حافظه و دیگر اختلالات شناختی، حفظ روابط اجتماعی را سخت می کند. متأسفانه ، خیلی از سالمندان در معرض کاهش شناختی و بیماری های حافظه، معمولا فراموش شده و رها می شوند و هیچ فردی با آنها در ارتباط نیست تا نشان دهد که به آنها اهمیت می دهد. و با این وجود ، آنها به اندازه دیگران به ارتباط و رابطه انسانی شوق دارند.
اشخاص سالمند متاهل هم در معرض انزوای اجتماعی قرار دارند . علیرغم باورهای اشتباه شایع ، افراد مسن که ازدواج کرده و با همسر خود زندگی می کنند به اندازه اشخاص مجرد و تنها حس انزوای خود را نشان می دهند. زوجین اغلب زمانی که فرزندانشان ازدواج میکنند و خانه پدری خود را رها می کنند یا در زمانی که یکی از دوستان نزدیکشان از دنیا می رود، روال زندگی اجتماعی خود را عوض می کنند.
دیگر افراد خانواده هم می توانند از نظر اجتماعی منزوی شوند. مراقبت از پدر و مادر سالمند ، همسر یا عزیزان که در موقعیت خاصی هستند یک مسئولیت بزرگ است. این اشخاص که مسئولیت مراقبت از دیگر افراد خانواده را به عهده میگیرند ،معمولا بعد از مدتی می بینند که با انجام وظایف مراقبتی خود را از هر نوع تفریح و مسافرت یا حتی طی کردن زمان برای فرزندان خود باز مانده اند. این کار می تواند حس تنهایی و انزوای اجتماعی در خود شخص مراقب به وجود آورد.

تمرین خود مراقبتی
در طول هفته حداقل چند ساعت را برای خود زمان بگذارید. گرفتن یک مراقب در خانه می تواند به شما کمک کند تا از خیلی عواقب و عوارض مثل افسردگی و تجربه حالات بد روحی پیشگیری کنید.
درست مثل حس یک درد جسمی ، حس تنهایی و قطع ارتباط با دیگران هم علامتی است که باید اهمیت داده شود . با فراهم کردن محیطی پر از امنیت و آرامش در کنار یکدیگر از خود یا سالمند خود مواظبت کنیم. ولی چه اتفاقی می افتد که نتوانیم همنشینی پیدا کنیم و این تنهایی ادامه یابد؟

روش های مقابله با انزوا در سالمندان
در طول تحقیقی درباره انزوا در سالمندان معلوم شد استراتژی هایی که در کاهش یا جلوگیری از تنهایی و انزوای اجتماعی تاثیر گذار هستند ، به خاطر فعالیت درگروه اند . شامل فعالیت های مانند آموزش به گروه هایی خاص از اشخاص مسن تر (مثلا زنان سالمند، بیوه ها ، زنان سرپرستان خانواده) و به سالمندان مسن فرصت توسعه و انجام فعالیت های مربوط به استراتژی یا برنامه را می دهد.
حس تنهائی به طور جدی بر سلامت جسمی و روانی اثر می گذارد تحقیقات اخیر نشان داده است که سالخوردگان گوشه گیر عمر طولانی ندارند و در قیاس با هم سن های اجتماعی خود ، بیشتر به بیماریهای طولانی مدت و همیشگی مبتلا می شوند. بدون داشتن قرار های ملاقات حضوری با افراد دیگر ، افراد سالمند منزوی هم در صورت بیماری یا جراحت کمتر تحت مراقبت پزشکی قرار می گیرند.
تنهایی همینطور با کاهش شناختی و افزایش خطر ابتلا به زوال عقل یا افسردگی و همینطور به وجود آوردن عادت های ناسالم و اعتیاد در ارتباط است.
چناچه فرد سالمندی را می شناسید که زمان زیادی را تنها می گذراند ، با او در ارتباط منظم باشید و شیوه های هدفمندی را برای پر کردن زمان خود در نظر بگیرید. مثلا صحبت از کارهای روزمره، برنامه ریزی برای گردش یا پیکنیک در روزهای تعطیل و آخر هفته ،برقراری ارتباط میان سالمند منزوی و افراد دیگر مثل همسایه یا کسی که علاقه های مشترکی با او دارد میتوان بسیار موثر و کاربردی باشد.

فواید آشپزی همراه همسر برای بهبود زندگی مشترک

فواید آشپزی همراه همسر برای بهبود زندگی مشترک

بیا نی نی/ امروزه، تغذیه فقط یک ضرورت و نیاز بدنی نیست، بلکه طبخ آن به یک فعالیت سرگرم کننده تبدیل شده است. آشپزی زن و شوهر با یکدیگر فعالیتی است که می تواند مزایای زیادی را به همراه داشته باشد و قطعاً شما را به هم نزدیک می کند و با آشپزی می توانید تخیل و خلاقیت خود را ارتقا دهید. در این متن به مزایای آشپزی زن و شوهر آشنا خواهید شد، که ممکن است قبلاً هرگز به آن فکر نکرده باشید.


زمان بیشتری را با هم می گذرانید
یکی از مشکلاتی که بسیاری از زوجین در جامعه امروزه پیدا کرده اند، یافتن زمان برای گذراندن زندگی مشترک است زیرا به دلیل برنامه کاری، تعهدات و سایر مشاغلی که باید در طول روز انجام دهند ، شب ها به سختی یکدیگر را می بینند. به همین دلیل، پیشنهاد می کنیم هر چند وقت یکبار در ساعاتی که انرژی بیشتری دارید، به جای نشستن برای تماشای تلویزیون و سفارش پیتزا با هم آشپزی کنید.
پخت و پز با هم به شما فرصت می دهد تا صحبت کنید، از روزهای خود برای هم بگویید و مهمتر از همه غذای خوشمزه ای درست کنید که بتوانید با هم لذت ببرید.

غذای خانگی بیشتری می خورید
اگر عادت کنید که بصورت زوجی شروع به آشپزی کنید بدون اینکه حتی خودتان به اهمیت این موضوع پی ببرید غذای خانگی را ترویج می دهید و این امر خود موجب خوردن غذاهای سالم و مغذی و در نهایت سلامت بدن می شود. برای مصرف غذای سالم و خوشمزه لازم نیست که در خانه غذاهای پیچیده ترتیب دهید فقط از طبخ غذاهای بی ارزش خودداری کنید.

خلاقیت خود را تقویت می کنید
خلاقیت منحصر به مجسمه سازی و … نیست. فرهنگ های آشپزی مختلفی وجود دارد که می توانید در مورد آنها تحقیق کرده و در صورت سازگاری با سلیقه آن را اجرا و حتی یک رقابت سالم ایجاد کنید. غافلگیر کردن همسر با خلاقیت های آشپزی یک تمرین سرگرم کننده و ارزشمند است. به این ترتیب می توانید کارها دیگر خانه را بهتر تقسیم کنید.


به تربیت کودک کمک می کنید
اگر بچه دارید، می دانید آنها مانند اسفنج هایی هستند که همه عادت ها، آداب و رسوم و حتی نحوه صحبت را جذب می کنند به همین دلیل، دیدن پدر و مادر درکنار یکدیگر به آنها یاد خواهد داد که باید یاد بگیرند در آن زمینه خودکفا باشند. 
آشپزی نیاز به تلاش و فداکاری روزانه دارد. اگر بعضی از کارها را در آشپزخانه به فرزند خود اختصاص دهید، آنها بیشتر به مسئولیت خانه خود متعهد می شوند همچنین ارزش مسئولیت پذیری را ارتقا می بخشد، زیرا این یک فعالیت اساسی روزانه است.

ارتباط با فعالیت های اضافه را قطع می کنید
آشپزی شما با همسرتان می تواند به شما کمک کند از سایر تعهدات یا نگرانی ها جدا شوید. گذراندن این اوقات با هم در آشپزخانه پیوندها و همکاری را تقویت می کند، داستان جدیدی بین شما ایجاد و به شما کمک می کند ذهن خود را آرام کنید و استرس در محل کار را فراموش کنید.
بعلاوه، اگر شب آشپزی کنید، به شما کمک می کند قبل از خواب از فناوری که معمولاً بیش از حد از آن استفاده می کنید (تلویزیون، کامپیوتر، رسانه های اجتماعی و غیره) دورشوید. این نیز روش خوبی برای مقابله با بی خوابی است. این عادت خوب به شما کمک می کند تا احساس بهتری نسبت به یکدیگر داشته باشید بنابراین، تأثیرات مثبت و سازنده ای روی کل خانواده دارد.

خاطرات جذاب خلق می کنید
مهمترین و ویژه ترین لحظات زندگی فقط منحصر به غذا خوردن نیست بلکه غالباً روند پخت و آماده سازی برای این لحظات بخش مهمی از خاطرات ماندگار متشکل از بو، طعم، صدا و …را ایجاد می کند. 
تحقیقات نشان می دهد که حافظه مربوط به بویایی حتی از حافظه هایی که با نشانه های دیداری یا کلامی برانگیخته می شوند نیز قدرتمندتر است به همین ترتیب، لحظاتی که در آشپزخانه هستید فرصت ایجاد خاطرات قدرتمند، مثبت و ماندگار وجود دارد. طعم ها و بوهای ایجاد شده با یکی از عزیزان در آشپزخانه می تواند خاطرات ویژه ای را برای ارتباط مثبت در آینده زنده کند. 

توانایی تمرکز را افزایش می دهید
تحقیقات نشان می دهد افرادی که بطور منظم با چندین جریان اطلاعات الکترونیکی بمباران می شوند ، نمی توانند توجه ، یادآوری اطلاعات یا تغییر ازیک کار به کار دیگر را به درستی انجام دهند پس یافتن زمان برای تمرکز برای سلامت روان به طور فزاینده ای مهم است. 
آشپزی و غذا خوردن زوجین با یکدیگراز ضروریات روز در همه فرهنگ ها است. پخت و پز، سپری کردن وقت با هم در آشپزخانه، لذت بردن از مکالمه به شما فرصتی برای تمرکز روی موارد ساده را می دهد.

مهارت زندگی کودکان را توسعه می دهید
پخت و پز با همسر و فرزندان منجر به افزایش عزت نفس، خلاقیت، آگاهی فرهنگی، کنجکاوی، همکاری، پذیرش و در نهایت پیوند عاطفی بهتر می شود. مطالعات نشان می دهد آشپزی حتی به درک عمیق تری از ریاضیات کمک می کند. انجام این کار فقط در دوران کودکی مهم نیست، بلکه در بزرگسالی به رشد و یادگیری کمک می کند. 

روحیه همکاری را بالا می برید
تقویت مهارت های زندگی مختص ایام جوانی نیست. آشپزی در بزرگسالی باعث ایجاد کنجکاوی، قدردانی، خلاقیت و کار گروهی می شود که ثابت شده همه آنها در روابط عاشقانه سالم مهم هستند. هر فعالیت مشترکی که با توجه، دسترسی، پاسخگویی و تعامل انجام شود، برای پیوند عاطفی در یک زوج اهمیت دارد. ارتباط عاطفی ما به اندازه اکسیژن و غذا برای زنده ماندن ضروری است.

نقش درست کردن غذا در بهبود روابط همسران
یکی از راه های ساده برای خوش اخلاق کردن و عاشق کردن شوهر آشپزی کردن و غذا پختن است چرا که بسیاری از آقایان عاشق غذا هستند. حساسیت و علاقمندی مردان به آشپزی زن در خانه نه تنها به دلیل توجه زیاد به مساله گرسنگی و نیازهای نخستین است بلکه به نوعی آنها به دنبال دلبری های ظریف همسرشان هستند زیرا آشپزی زن در خانه بار عاطفی و دلبری دارد، پس طبیعی است که طبخ غذا در خانه برای همسر و فرزندان بسیار مهم به نظر می رسد. اگر خانمی در بدو ورود به زندگی مشترک، از مهارت آشپزی خالی باشد، دلسردی زیادی را برای همسر به ارمغان می آورد. اگر همسر شما نیز در آشپزی ضعیف است با او اینگونه رفتار کنید:
به همسر خود احترام بگذارید و با وی محترمانه صحبت کنید و به او محبت کنید.
با لحنی ملایم و دوستانه از او انتقاد نمایید.
لازم نیست که انتقاد صریح و مستقیم باشد زیرا صراحت خیلی زیاد، شکننده و غیر قابل تحمل است پس انتقاد غیر مستقیم را بر انتقاد صریح و مستقیم ترجیح دهید.
هرگز اجازه ندهید اطرافیان خصوصا خانواده خودتان متوجه ضعف آشپزی همسرتان شوند و انتقاد را در خلوت انجام دهید. 
به پیشرفت و ترقی و رشد همسر خود در زمینه آشپزی علاقه مند باشید و اشتیاق نشان دهید.
پیشرفتهای مثبت همسرتان و توانایی های کوچک وی را مد نظر گرفته و او را تشویق کنید.
دید درستی داشته باشید و اگر همسرتان در زمینه آشپزی ضعف دارد، تنها مشکل او و مادرش نیست که در این زمینه کوتاهی کرده اند.
با مشارکت با هم فضای خانه را به فضایی بالنده و ثمر بخش مبدل سازید.
اگر همسرتان علی رغم تلاشهایش، هنوز نتوانسته به موفقیت لازم در زمینه آشپزی برسد به او بگویید که تلاشش برای شما ارزشمند است.
اگر به دلیل کار زیاد نمی توانید در آشپزی به همسرتان کمک کنید، علاقه خود را به کمک و همکاری با او ابراز نمایید و او را حمایت نمایید.
توقعات و انتظارات شما از همسرتان باید مناسب با امکانات و توانمندیهای وی باشد پس از یک نوعروس توقع نداشته باشید تبدیل به یک کدبانوی هم فن حریف در زمان کوتاه شود.
به او فرصت دهید و برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر حمایت کنید. 

به خاطر تصمیم‌های اشتباهتان، خود را سرزنش نکنید!

به خاطر تصمیم‌های اشتباهتان خود را سرزنش نکنید!

بیا نی نی/ یک روانشناس در رابطه با سرزنش نکردن خود به هر دلیلی توضیحاتی داد. هر آن چه در گذشته ما اتفاق افتاده و هر تصمیمی که گرفته ایم در زمان خودش درست بوده است. بنابراین، سعی نکنیم خودمان را برای هرچیزی سرزنش کنیم چون می تواند افکار منفی را در زندگی ما تزریق کند.

فاطمه کوهپایه زاده روانشناس،  در گفت و گو با بیا نی نی جوان، در رابطه با امتناع از سرزنش کردن خود به منظور تصمیم های زندگی اظهار کرد:باید بدانیم هر تصمیمی که در زندگی می‌گیریم نه به صورت تعمدی بلکه گاهی اوقات به طور ناآگاهانه، برای این است که جلوی ضربه‌های جدید را بگیریم و ممکن است بعد‌ها که به گذشته مان نگاه کنیم از بسیاری از تصمیمات خود احساس پشیمانی کنیم یا خنده مان بگیرد و به خودمان بگوییم چقدر تغییر کرده ایم و چقدر موضوع را جدی گرفته بودیم.

وی بیان کرد: هیچ گاه، برای گذشته‌ای که داشته اید و تصمیم‌هایی که گرفته اید، انسان‌هایی که وارد زندگیتان شده اند و به خاطر انسان‌هایی که تمامشان کرده اید خودتان را سرزنش نکنید.

به خاطر تصمیم‌های اشتباهتان خود را سرزنش نکنید!

این روانشناس گفت: هرچه که در گذشته ما بوده ارزشمند است حتی اگر امروز با مرور خاطراتمان طعم اشتباه را حس کنیم چراکه این طعم، یک طعم خیالی است و اشتباهی وجود ندارد.

کوهپایه زاده تصریح کرد: زندگی در هر زمان در درست‌ترین حالت خودش ادامه دارد و طعم تلخی که حس می‌کنیم به این علت است که در حقیقت، برای همه ما سخت است که پیش بینی هایمان درست از آب درنیایند و احساس بد به این خاطر است که نمی‌خواهیم قبول کنیم تصویر‌هایی که در ذهنمان از آدم‌ها و موقعیت‌ها ساخته ایم با واقعیت منطبق نیست!

وی ادامه داد: ما آدم‌هایی هستیم که سخت می‌توانیم واقعیت‌ها و تفاوت تصویر ذهنی مان با واقعیت را بپذیریم و اگر صبور باشیم و اجازه دهیم که با تجربیات و اتفاقاتی که رخ می‌دهد جلو برویم و تصمیم بگیریم، هربار آماده‌تر می‌شویم که تصویرهایمان از جهان و موقعیت‌ها حقیقی‌تر شوند.

این روانشناس افزود: اگر خودمان را در گذشته مان سرزنش کنیم روزی می‌رسد که با تصویر‌هایی از پیش تعیین شده به استقبال آدم ها، روابط و موقعیت‌ها نمی‌رویم، بلکه اجازه می‌دهیم آن‌ها همان طور که هستند جلو بیایند و در ذهن ما بنشینند.

کوهپایه زاده گفت: با همین تغییرات کوچک، امّا عمیق است که دیگر از آدم‌ها توقع نداریم شبیه تصاویر ذهنی ما باشند و با پیش بینی‌های عجیبمان به موقعیت‌های پیش رویمان نگاه نمی‌کنیم.

به خاطر تصمیم‌های اشتباهتان خود را سرزنش نکنید!

وی در پایان خاطرنشان کرد: به آدمی که در گذشته بوده اید نگاه کنید. آیا می‌بینید که چقدر تلاش کرده امّا ضربه نخورده است؟ آیا می‌بینید چقدر زیبا دوام آورده و تصمیم هایش را گرفته است؟ آیا می‌بینید چقدر دوست داشتنی است؟ امروز شاید متوجه شوید که او دچار اشتباه محاسباتی شده است امّا تنها با ” درک امروزتان ” می‌توانید این مسئله را تشخیص دهید و این درک را مدیون تصمیم‌های تان در گذشته هستید.

7 نوع عشق که در زندگی تجربه می کنیم

7 نوع عشق که در زندگی تجربه می کنیم

بیا نی نی/ کلمه عشق برای بسیاری افراد تداعی گر یک احساس عمیق و رومانتیک است، اما تعداد کمی از ما ممکن است در زندگی عشق واقعی را تجربه کنیم. عشق به شکل کلاسیک خود کشش میان دو فرد است که عاشق می شوند، تشکیل خانواده می دهند و بچه دار می شوند. شاید تاکنون احساساتی مشابه عشق در زندگی تجربه کرده باشید، و می خواهید بدانید که در کدام دسته قرار می گیرد. با ما همراه باشید…
1. عشق یکطرفه
عشق یکطرفه یکی از چالش برانگیز ترین انواع آن است که به شما رنج و حس درد آوری می دهد. بسیاری از افرادی که عاشقشان می شوید احساسی متقابل نسبت به شما ندارند و این بسیار غم انگیز و مایه دل شکستگی است. اما این عشق شما را قوی تر و منطقی تر می کند. باید بیاموزید که خواسته و تمایلات احساسی خود را کنترل کنید تا بتوانید واقعیت های تلخ زندگی را بپذیرید. باید سعی کنید با این درد مبارزه کرده و از تمرکز بر این احساس مشکل ساز اجتناب کنید. به پیش بروید تا شانس های دیگری در مسیر زندگیتان قرار گیرد.
2. عشق افلاطونی
در این نوع عشق لزومی ندارد که احساسی فیزیکی و یا رومانتیک نسبت به شخصِ مورد تحسینتان داشته باشید. عشق افلاطونی در میان دوستان شکل می گیرد. معمول ترین نوع عشق است زیرا شما دائما با افراد مختلف کار و زندگی می کنید. ممکن است عاشق افرادی شوید که بسیار دوست داشتنی و یا زیبا هستند و یا الهام بخش شما هستند و ذهنتان را به مسائل معنوی هدایت می کنند.
3. عشق به خود
آیا خود را شخص با اهمیتی می دانید؟ اگر اینطور نیست، شاید عزت نفس کافی ندارید و بهتر است در این مورد به دنبال چاره باشید. شما باید ابتدا عاشق خود باشید تا بتوانید به دیگری عشق بورزید. اگر غیر از این است لیستی از صفات مثبت و منفی و ویژگی های شخصیتی خود تهیه کنید. مطمئنا متوجه می شوید که چه انسان فوق العاده ای هستید. از دوست داشتن خود نهراسید و بدانید که لیاقت شما این است که دوست داشته شوید.
4. عشق ظاهری
اینکه به کسی (معمولا از جنس مخالف) که شاید شناخت چندانی نسبت به او ندارید، گرایش فیزیکی پیدا کنید. در این نوع عشق معمولا جذب ویژگی و جذابیت های ظاهری یک فرد می شویم و ممکن است این احساس عمق چندانی نداشته و بزودی فروکش کند.
5. عشق خالصانه
این نوع عشق را نیز در فیلم ها دیده ایم. نوع قدرتمندی از عشق که قلب، جسم و روح فردی را بستایید. در این عشق هر دو شخص از عشق سرشارند و خود را خوشبخت ترین فرد جهان می دانند. بسیاری افراد معتقدند عشق واقعی تنها یکبار در زندگی اتفاق می افتد.
6. عشق کودکانه
عشق کودکانه را همه افراد تاکنون تجربه کرده اند. و معمولا زمانی که کودک هستید اتفاق می افتد. این عشق پر از معصومیت است و شما با تمام وجود دلبسته شخص، حیوان و یا حتی شیء بخصوصی می شوید.
7. عشق دست نیافتنی
مانند زمانیکه عاشق یک هنرپیشه و یا فوتبالیست معروف شوید. مطمئنا همه افراد در مقطعی از زندگی خود با این بحران مواجه شده اند. در این عشق سن و سال شخص و اینکه چقدر دست یافتنی است اهمیتی ندارد. شما با وجود آنکه می دانید که رسیدن به او از نظر تئوری و عملی غیر ممکن است ولی قدرت خیالتان نمی تواند مانع از فکر کردن به او شود.
هر چه بزرگتر می شوید انواع عشقی که تجربه می کنید بیشتر و بیشتر می شود. شما تاکنون کدام نوع عشق را در زندگی تجربه کرده اید؟ و کدامیک به نظر شما با قدرت ترینند؟

شوهرم هرگز از دست خانواده اش ناراحت نمی شود

شوهرم هرگز از دست خانواده اش ناراحت نمی شود

خراسان/ من 28 سال است که خانه دارم و یک فرزند دارم. شوهرم تمام عشق و زندگی اش، خانواده اش است. هر حرفی دارد، رازی دارد، شادی دارد برای آن هاست. با کوچک ترین اتفاق ما باید به پابوسی آن ها برویم؛ اما هیچ کدام از آن ها، کوچک و بزرگ هرگز از ما خبر نمی گیرند. در مراسم ما آخرین افراد هستیم در حالی که هرگز ما حتی دست خالی برای دیدارهای معمولی نمی رویم. باور دارند شوهرم هرگز ناراحت نمی شود و درست هم فکر می کنند.
پاسخ
به نظر می رسد تحمل شرایطی که 28 سال برای شما پایدار بوده است در حال حاضر سخت شده است و ظاهرا تصمیم گرفته اید برای تغییر شرایط تان کارهایی انجام دهید. بیایید شرایط شما را بیشتر بررسی کنیم. شما در پیامک خود مواردی را مطرح کردید که مربوط به رفتار همسرتان است، گفتید که شوهرتان تمام عشق و زندگی اش خانواده اش است؛ ولی نگفتید که چرا همسرتان این احساس را نسبت به خانواده اش دارد و ظاهرا با وجود این رفتارهای آن ها، همسر شما تغییر رفتار نداشته است و همان کارهای گذشته را انجام می دهد. با توجه به این مسئله احتمالا دلایل رفتار همسرتان کاملا شخصی و مربوط به خودش است و تمایلی به تغییر آن ندارد.
برای تغییر شرایط این کارها را بکنید
شما نمی توانید رفتار همسرتان را با وجود میل و خواسته خودش تغییر دهید. شما فقط می توانید روی رفتار خودتان کار کنید و تنها چیزی که به همسرتان می توانید بدهید اطلاعات است. شما می توانید انتظارات خود را با همسرتان درمیان بگذارید و بگویید این مسائل چه احساسی برای شما ایجاد کرده است و اجازه بدهید همسرتان هم نظر و انتظاراتش را بگوید. با هم گفت و گو و بررسی کنید آیا می شود در این خصوص با هم به توافق برسید یا نه؟ برای مثال انتظاراتی را که از همسرتان دارید بگویید، این که شما هم دوست دارید جشن های خانوادگی داشته باشید یا این که شما هم تمایل دارید در جریان مسائل همسرتان قرار بگیرید و این که از او سوال کنید چرا همسرتان مسائلش را با شما مطرح نمی کند و دلایلش را بشنوید. این کار برای شما کمک کننده است که بدانید چرا او بعضی از حرف هایش را به شما نمی زند و بعد از آن انتظاراتی را که از خانواده همسرتان دارید مطرح کنید و بگویید همان طور که شما از آن ها خبر می گیرید، دوست دارید آن ها هم جویای حال و احوال شما باشند و این که به عنوان بزرگ تر دوست دارید به شما احترام بگذارند.
نکته کمک کننده این است که این باور در خانواده همسرتان تغییر کند که شما انتظاری از آن ها ندارید و از رفتارهای آن ها ناراحت نمی شوید و ببینید آیا همسرتان تمایلی دارد روی رفتارهای خودش کار کند و با شما همکاری کند یا نه. اگر تمایل به همکاری داشته باشد مسائل تان راحت تر حل می شود و اگر تمایل به همکاری نداشته باشد شما فقط می توانید روی رفتار خودتان تمرکز کنید و روی خودتان کار کنید؛ برای مثال بگویید شما چه تغییری در رفتارتان در مقابل رفتارهای خانواده همسرتان می دهید و این که شما انتظارات تان را مطرح می کنید و روی این تغییر می مانید یا در مقابل همسرتان چه تغییری در رفتارتان ایجاد می کنید. در پایان این نکته را در نظر داشته باشید که کاری نکنید که فاصله بین شما و همسرتان زیاد شود چون این کار کمک کننده نخواهد بود. برای شما مخاطب گرامی آرزوی موفقیت دارم.

به یکی از دوستانم خیلی وابسته ام

به یکی از دوستانم خیلی وابسته ام

خراسان/ دختری هستم حدودا 14 ساله. به یکی از دوستانم خیلی وابسته ام اما ناراحتم چون سال دیگر نمی توانم او را ببینم و او از مدرسه مان می رود. چه کار کنم؟

پاسخ
سلام دوست عزیز. از زیباترین و به یاد ماندنی ترین دوره های زندگی ما آدم ها، دوران دوستی در مدرسه است. دوستی هایی که هر کدامشان بخش مهمی از زندگی ما را پر می کنند و به آن رنگ و نور می پاشند. بسیار با ارزش است که شما، دوستی خوبی را رقم زده بودی و خاطره خوبی از آن داری. خودت به این رابطه به شکل «وابستگی» نگاه می کنی، خوب بود اگر درباره این وابستگی بیشتر می دانستم. به هر حال برخی راهکارها می تواند برای پذیرش شرایطی که با آن روبه رو هستی مفید باشد.
حفظ دوستی های قدیمی
اگر شرایط مناسبی وجود دارد، ارتباط با دوستت را حفظ کن. هر از گاهی به هم سر بزنید، به هم زنگ بزنید و از حال هم با خبر شوید. شما همدیگر را از دست نداده اید و می توانید از ارتباط دورادور با هم لذت ببرید.
دوستان جدید
فرصت دوست یابی همیشه مغتنم است. با همه سختی هایش تو آن را تجربه کرده ای، پس باز هم می توانی آن را تکرار کنی و با دوستان جدیدی آشنا شوی. به یاد داشته باش قرار نیست عین همان دوستی را تکرار کنی، هر ارتباط جدیدی چیزهای جدیدی برای تو خواهد داشت.
افزایش اعتماد به نفس
یکی از دلایل وابستگی این است که شخص وابسته خودش را قبول ندارد و به دیگری تکیه می کند. اگر تو بتوانی خودت را قبول داشته باشی، قدم بزرگی برای نداشتن وابستگی برداشته ای. برای افزایش اعتماد به نفس، در ارتباطی که با دوستت داشتی به دنبال زمان های هرچند کم و کوتاهی بگرد که تو به دوستت کمک کردی و او به تو تکیه کرد یا نیاز داشت. می بینی که تو هم توانمند هستی و تجربه های موفق داشته ای.
مطالعه
خواندن کتاب به ویژه کتاب هایی که داستان تجربه آدم های موفق را روایت می کند، هم الگوهای جالبی برای دوست یابی و حفظ دوستی ها ارائه می دهد هم اعتماد به نفس تو را بالا می برد.
ثبت توانمندی ها
موفقیت های کوچک و بزرگ خودت را در هر زمینه ای یادداشت کن: هر کاری که می کنی و به تو احساس توانمندی می دهد حتی در حد سلام کردن به یک دوست جدید را یادداشت کن. هیچ چیز را کوچک و نادیده نگیر. به تدریج تعداد و مقدار آن ها بالا می رود و حس خوبی از خودت به دست می آوری؛ این کار در پذیرش خودت و شرایطی که با آن روبه رو هستی بسیار سودمند خواهد بود.