کارمند یک بانک خصوصی‌ام و به شدت استرسی!

کارمند یک بانک خصوصی‌ام و به شدت استرسی!

خراسان/ دختری 23 ساله و به شدت احساساتی و استرسی هستم. کارمند یک بانک خصوصی‌ام و کارم هم استرس بالایی دارد. یک عدد را این طرف و آن طرف بزنم، دردسرساز می‌شود. به تازگی کمی حواس‌پرت هم شده ام و کارهایی که باید انجام دهم، یادم می‌رود. چه کنم؟

پاسخ
هر انسانی در زندگی گاهی درگیر موضوعی می‌شود که تحمل و مدیریت کردن آن برایش دشوار خواهد شد و عملکردش را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. زمانی هم که از او سوال می‌شود چرا این طور شده، می‌گوید: «استرس زیادی دارم و رشته کار از دستم خارج است.» استرس در روان‌شناسی به معنی فشار و نیروست و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس‌زا نامیده می‌شود. عملکرد و عامل استرس در افراد مختلف متفاوت است. ممکن است عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ عنوان استرس ایجاد نکند. در ضمن به احتمال زیاد، احساساتی شدن شما هم به همین استرس بالایتان مرتبط است که در ادامه نکاتی در این باره مطرح می‌شود.

استرس پدیده مثبتی است اما
از رایج‌ترین علایم استرس می توان به داشتن تفکرات نگران‌کننده، اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن، از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه اشاره کرد. توجه داشته باشید که استرس در نفس خود پدیده مثبتی است اما استرس زمانی زیان بار می شود که قادر به مهار و مدیریت آن نباشیم.
در ادامه سعی می‌کنم چند روش راهبردی را به شما آموزش دهم تا استرس به شما آسیبی نرساند.

تکنیک‌های مدیریت استرس
تنفس فعالیتی است که همه انجام می‌دهیم اما تمرکز بر تنفس یکی از قدرتمندترین راه‌های آرامش و ایجاد ارتباط میان ذهن، بدن و روح است. وقتی بر تنفس متمرکز می‌شویم، می‌توانیم میزان استرس خود را کنترل کنیم، خود را آرام کنیم و شفافیت ذهن‌مان را بازیابیم. هنگامی که غرق در استرس هستید تنها چیزی که حتما باید به یاد داشته باشید این است: «سه نفس عمیق». این تکنیک قدرتمند و ساده‌ به کاهش احساس اضطراب و ترس که معمولا همنشین استرس است، کمک می‌کند. همان طور که مطرح شد، استرس قادر است در خواب اختلال ایجاد کند. خواب به طور مستقیم بر همه‌ جنبه‌های سلامت ما تاثیر می‌گذارد بنابراین یک شب ناآرام که با غلت زدن به این طرف و آن طرف همراه است، می‌تواند میزان استرس ما را به شدت افزایش دهد پس به محیط خواب خود توجه کنید. یک فضای آسوده فراهم آورید که به خوابی آرام کمک کند. با راه ندادن تلویزیون، رایانه یا وسایل الکترونیکی به اتاق خواب، محیط راحتی را ایجاد کنید که موجب آسایش و استراحت شما شود.

آرامش را انتخاب کنید!
در ضمن همه می‌دانیم که قدرت عظیمی در کلمات وجود دارد پس وقتی با استرس روبه‌رو می‌شوید از مزایای تاکیدات مثبت سود ببرید و این جملات را به خود بگویید: «من آرامش را انتخاب می‌کنم، من ذهنم را از افکار استرس‌زا پاک می‌کنم و … » تاکیدات مثبت می‌تواند انرژی بدن را بیشتر کند، جنب و جوش را در شما افزایش دهد و استرس را تخلیه کند. با این حال اگر با انجام روش هایی که به آن اشاره شد باز هم از استرس رنج می‌برید حتماً به یک روان شناس به صورت حضوری مراجعه کنید تا مشکلی برای ادامه کارتان به وجود نیاید.
نویسنده : دکتر سیدعلی ظریفی | روان شناس

ترفندهای شخصیت شناسی با عکس پروفایل افراد

ترفندهای شخصیت شناسی با عکس پروفایل افراد

ستاره/ شخصیت شناسی با عکس پروفایل یکی از ترفندهای علم روانشناسی شخصیت است. در این مطلب با 5 ترفند به شما خواهیم آموخت چگونه ویژگی ها شخصیتی دوستانتان را حدس بزنید.غالبا ما پروفایل خود را تصادفی انتخاب می کنیم و تصاویری را در معرض دید دوستانمان قرار می دهیم، اما این انتخاب تصادفی، تصادفی نیست. در واقع این تصاویر نیستند که منتشر می شوند، این شخصیت ماست که به اشتراک گذاشته می شود! آنچه برای پروفایل خود انتخاب می کنید، میانبری به ویژگی های شخصیتی و تغییرات خلقی شما دارد. بعبارتی، اگر بدانید که یک عکس پروفایل در مورد شخصیت یک فرد چه حرف هایی برای گفتن دارد، می توانید احساس او را به طور دقیق حدس بزنید، علایق او را بشناسید و متوجه شوید در زندگی اش چگونه رفتار می کند. در این مطلب به شخصیت شناسی با عکس پروفایل خواهیم پرداخت.

پس از خواندن این مقاله، عمیق تر به تصاویر پروفایل دیگران نگاه کنید؛ افرادی که در پس زمینه کوه ها سلفی می گیرند، برای جلب توجه با افراد مشهور عکس می گیرند، با صدای بلند با دوستانشان می خندند، در حال پیاده روی در پارک، غواصی، ورزش در باشگاه یا در حال خواندن نماز و … هستند، همه این تصاویر در مورد علایق فرد چیزهایی می گویند. نه تنها علایق، بلکه می توانند ویژگی های شخصیتی آنها را نیز فاش کنند؛ اینکه چه کسی برون گرا یا درون گراست، وظیفه شناس یا بی نظم، روشن فکر یا دارای ذهن بسته، روان رنجور است یا از نظر عاطفی پایدار؟

شخصیت شناسی با عکس پروفایل
1. درونگرا یا برونگرا؟
اگر دوست شما از این نوع عکس ها به عنوان عکس پروفایل خود استفاده کرده است، چه حدسی در مورد او می زنید؟ شخص ریش دار را ببینید؛ در مرکز با سه نفر دیگر لبخند می زند؛ آیا او برون گرا است یا درونگرا؟ به احتمال زیاد یک برون گرا است. به اشتراک گذاشتن عکس های گروهی، یک ویژگی معمول برون گراها است. افراد درونگرا هم ممکن است در کنار دوستانشان یا گروه همکارانشان لذت ببرند، اما آنها مرکز توجه بودن را دوست ندارند و کمتر عکس های گروهی را به اشتراک می گذارند.

نگاهی به این بانوی خندان بیاندازید، که با لبخند پهنی که به صورتش دارد، به صورت مستقیم راه می رود، قرمز  و رنگ های روشن دیگری به تن دارد و موهای رنگ شده اش در هوا باز شده است و در مقابل عکاس کاملا راحت است.
برون گراها رنگ های کدر و تاریک را دوست ندارند، آنها همه چیزهایی را که انرژی و اشتیاق را نشان می دهد دوست دارند. رنگ های روشن، تزیینات زیاد، تغییر در لباس برای جلب توجه، چهره ای که با شما حرف بزن و زبان بدن قوی، از نشانه های برون گراها است.

حدس شما در مورد این عکس از J.K Rowling (نویسنده هری پارت) چیست؟

این کاملاً یک تصویر درونگراست. پوشیدن رنگ مشکی، چرخاندن بازوها به دور بدن، لبخند استرس زده بر لب و استفاده محدود از جواهرات و تزیینات دیگر، تمایلات درون گرایانه او را نشان می دهد.
به یاد داشته باشید که به نظر می رسد افراد مشهور برون گرا هستند، زیرا معمولاً مورد توجه عموم قرار گرفته اند. بیشتر آنها یاد گرفته اند که چگونه در جمع رفتار کنند.

2. عصبی یا از با احساسات پایدار؟

حدس شما در مورد این تصویر چیست؟

دختری برگشته، صورت خود را پنهان کرده و به آفتاب نگاه می کند؛ او نمی خواهد با مردم روبرو شود، اما انتظار دارد همه چیز خوب شود! این نشان می دهد که او افسرده و همچنین امیدوار است.
اگر هر یک از دوستان شما مرتباً چنین تصاویری را با عناصری از غم و اندوه ارسال می کند و خود را در این تصاویر مخفی می کند، می توانید حدس بزنید که او روان رنجور است.
به یاد داشته باشید، افرادی که از نظر عاطفی پایدار هستند نیز می توانند گاهی اوقات چنین عکس هایی را به اشتراک بگذارند، اما ارسال و نگه داشتن آنها به مدت طولانی، نشانه شخصیت روان رنجوری است.

حالا بیایید در مورد این تصویر حدس بزنیم.

این دختر گرچه چشمهای خود را به سمت پایین برگردانده و صورت خود را کمی با مو پوشانده است، اما نشان دهنده هیچ نوع بی ثباتی عاطفی نیست. عکس او اعتماد به نفس او را نشان می دهد و ژست او حساب شده و ذهنی است. او نه لبخند می زند و نه جدی است، اما کمی شیطان و بازیگوش است.

3. با وجدان و وظیفه شناس، یا بی نظم؟
وظیفه شناس ها افراد متمرکز و منظمی هستند. آنها انتخاب می کنند که کجا عکس خود را بگیرند و کدام یک را در پروفایل خود قرار دهند. آنها ژست خود را تنظیم می کنند، رفتار خود را کنترل می کنند و همه چیز را مرتب نگه می دارند.

حالا اجازه دهید این تصویر را ببینیم.

اگرچه به نظر می رسد ایت عکس اتفاقی و بی خبر گرفته شده، اما از جهت هایی قابل تأمل است؛ از مو، عینک، کت و پیراهن تا ساعت مچی، همه اینها مرتب هستند؛ پس زمینه نیز تمیز و مبله و بسیار مناسب است.
البته به یاد داشته باشید! هیچ کس دوست ندارد در محیط نامرتب عکس بگیرد؛ در واقع افرادی که از نظر وظیفه شناسی در رده های پایین هستند هم می توانند در تصاویر خود مرتب به نظر برسند!

4. پذیرا و منعطف یا قاطع؟

افراد موافق و منعطف، بیشتر همکاری می کنند و حالات آنها نشان دهنده وابستگی به جمع است.
در این تصویر، دختری که روی صندلی نشسته است حالتی مطیع دارد؛ هر دو دست روی پاهای او بسته شده و برای نشان دادن توافق لبخند می زند. همچنین از ژست او اینگونه بر می آید که ادعا نمی کند و پذیرا و جمع  گراست.
اما دختری که ایستاده است را ببینید، قطعاً یک حالت قاطع و با اعتماد به نفس دارد.
به یاد داشته باشید! ویژگی موافق یا پذیرا بودن، به این معنی نیست که شما از نظر ذهنی نسبت به ایده ها یا تجارب کاملا منعطف هستید. (در واقع یعنی شما برای کارهای گروهی به نسبت، راحت تر هستید.)

5. ذهن باز یا بسته؟


داشتن ذهن باز، دریچه ای برای کسب تجربه های جدید است.
دوست شما با یک پروفایل در حال بازی گلف که سالهاست آن را تغییر نداده، آنقدرها ذهن کنجکاو و بازی ندارد که بتواند تجارب جدید کسب کند. اما دیگری که به طور مکرر تصاویر مربوط به حضور در رویدادها، بازی های مختلف و بازدید از مکان های سرگرم کننده را ارسال می کند، برای تجربه کردن، ذهنی آزاد دارد.
افراد با ذهن باز، به زیبایی شناسی اهمیت می دهند و حس هنری خود را از طریق تصاویر به نمایش می گذارند. پروفایل آنها می تواند تصاویر زنده، مناظر زیبا و روش های خلاقانه انجام کار را نشان دهد.

سخن آخر
در این مطلب اندکی در مورد شخصیت شناسی با عکس پروفایل خواندید؛ اما هنگام قضاوت در مورد شخصیت از روی عکس های پروفایل، محتاط باشید. این علم جالب است، اما دارای نقص است. پس هرگز برای قضاوت در مورد شخصیت کسی به یک عکس متکی نباشید. شخصیت را غالبا باید از روی رفتارهای فرد ارزیابی کرد.

۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

۷ درسی که می‌توان از افرادی که پس از طلاق دوباره با یکدیگر ازدواج کرده‌اند یاد گرفت

بیا نی نی/ بیشتر افرادی که طلاق می‌گیرند تا آخر عمر خود تنها می‌مانند. اما در این بین بعضی از زوجین خوشبخت وجود دارند که به یکدیگر یک شانس دوباره می‌دهند تا بتوانند در کنار هم زندگی کنند. در این پروسه آن‌ها موارد جدیدی را در مورد خودشان یاد می‌گیرند و می‌آموزند که چگونه یک رابطه پایدار با کسی داشته باشند. داستان افرادی که دوباره ازدواج کرده‌اند می‌تواند جالب و آموزنده باشد و در این مطلب به داستان ۷ نفر از افرادی که دوباره با هم ازدواج کرده‌اند خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.

۱- مرغ همسایه غاز است
من و همسرم ۱۷ سال بود که با یکدیکر ازدواج کرده بودیم و در سن ۴۰ سالگی به این نتیجه رسیدیم که نمی‌دانیم می‌خواهیم در آینده چه کار کنیم. من درخواست طلاق دادم. ۳ سال بعد همسرم زنگ زد و گفت حیوانی که در هنگام طلاق آن را بین خودمان تقسیم کرده‌ایم در حال مردن است. به دیدن او رفتم و متوجه شدیم که نقاط مشترک و مثبت زیادی داریم که دیگران آن را ندارند. ما به صورت آهسته دوباره رابطه‌مان را با هم آغاز کردیم و هم اکنون بیش از پیش خوشحال هستیم.


۲- روی بلوغ عاطفی خود کار کنید
«ما اوایل مشکلات مختلفی داشتیم. از پول گرفته تا بیماری. ما از یکدیگر متنفر شده بودیم و طلاق توافقی گرفتیم. برای ۳ سال ما به طور پراکنده در مورد کریسمس و یا روز تولد صحبت می‌کردیم اما این صحبت‌هایمان همیشه به بحث و جدل کشیده می‌شد. در نهایت ما ارتباط با یکدیگر را کنار گذاشتیم. چند سال بعد همسر سابقم در مورد یکی از دوستان مشترکمان یک پیام به من داد و ما توافق کردیم تا یکدیگر را ببینیم. همه چیز عالی پیش رفت، ما همدیگر را بیشتر و بیشتر دیدم و رابطه جدیدی بین ما آغاز شد. ما درباره مشکلات قدیمی‌مان صحبت کردیم و هر دو فهمیدیم که به بالغ‌تر شده‌‎ایم. ما دوباره با یکدیگر ازدواج کردیم.

۳- لازم نیست به صورت ۲۴ ساعته در کنار یکدیگر باشید
پدر و مادر خوانده‌ام از یکدیگر طلاق گرفتند و چند سالی از یکدیگر جدا بودند. سپس برادرم به دانشگاه رفت و پدرم به تعمیرات ساختمان پرداخت که مادرم نمی‌توانست آن‌ها را انجام دهد. آن‌ها به یکباره تصمیم گرفتند به صرف شام با یکدیگر بیرون بروند. سپس آن‌ها بیشتر از قبل شروع به معاشرت با یکدیگر کردند. بعد از آن خواهرم به دانشگاه رفت و پدرم سعی کرد بیشتر نزد مادر خوانده‌ام بماند. پس آن‌ها تصمیم گرفتند دیگر بصورت جداگانه از یکدیگر زندگی نکنند و برای خودشان یک خانه خریدند. آن‌ها برای خودشان دو اتاق خواب دارند که در صورت مشاجره می‌توانند هر کدام به اتاق خود بروند و در آنجا بخوابند.

۴- این کار ارزش تلاش اضافی‌اش را دارد
همسر من وقتی ۴ سال بود که با یکدیگر درخواست طلاق کرد دلیل او هم عدم توجه، درک و موارد دیگر بود. او دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و افسردگی بود که ریشه مشکلاتش به کودکی‌اش باز می‌گشت. من یک دانشجوی دکتری تمام وقت با دو کار نیمه وقت بودم. پس از یک سال بود که او به من گفت می‌خواهد ما دوباره در کنار همدیگر قرار بگیریم. او به روانپزشک مراجعه کرد تا بتواند درمان مناسب خود را پیدا کند. من هم در این زمان سعی کردم تا وقت بیشتری را برای او بگذارم. سعی کردم کمتر به کار اهمیت دهم و بیشتر با او قرار بگذارم. همه چیز به خوبی پیشرفت من الان آن زن را از زندگی‌ام بیشتر دوست دارم.


۵- هیچوقت دیر نیست
پدربزرگ من همیشه برای کار در خانه ارزش قائل بود، او توانست ۵ بچه‌اش را به خوبی بزرگ کند اما در انتها او و همسرش از یکدیگر طلاق گرفتند. وقتی او بازنشسته شد آن‌ها کنار یکدیگر بازگشتند و دوباره عاشق یکدیگر شدند. فکر می‌کنید آن در چه سنی دوباره ازدواج کردند؟ ۸۶ و ۸۹ سالگی!

۶- به یکدیگر فضا بدهید
 پدر و مادر من وقتی جوان بودند و ۲ فرزند داشتند از یکدیگر جدا شدند. این طلاق، طلاق بسیار سختی بود به خصوص برای ما بچه‌ها. آن‌ها ۳ سال از یکدیگر جدا بودند. پس از آن بود که هر دوی آن‌ها کارهای مطمئنی پیدا کردند و آن‌ها کم و بیش یکدیگر را می‌دیدند. این دیدارها بیشتر شد و به جایی رسید که وقتی من ۹ سالم شد آن‌ها تصمیم گرفتند تا یک خانه را با یکدیگر اجاره کنند. سال بعد آن‌ها دوباره با هم ازدواج کردند و مادرم خواهر کوچک‌ترم را باردار شد. این داستان برای ۲۱ سال پیش است و هم اکنون این زوج یکی از خوشبخت‌ترین زوج‌هایی هستند که من کنار همدیگر دیده‌ام. بعضی اوقات به یکدیگر فضا بدهید تا بتوانید روی انجام کارها تمرکز کنید.

۷- اگر عشق شما خاص است، هیچ چیز دیگری مهم نیست
همسرم و من پس از دانشگاه و وقتی بسیار جوان بودیم با یکدیگر ازدواج کردیم. ما در کل با یکدیگر خوشحال بودیم اما متوجه شدیم که زندگی هر کداممان به یک سمت می‌رود. ما از هم جدا شدیم و با افراد دیگر قرار گذاشتیم. پس از یک دهه گذشتن از این کارمان ما به سراغ یکدیگر رفتیم و به زندگی برگشتیم. پس از این بود که متوجه شدیم از همه اوقات دیگر خوشحال‌تریم. اکنون ما تجربه بیشتری در زندگی داریم و می‌دانیم چیزی که در کنار یکدیگر داریم بسیار خاص است. موارد کوچکی که آن زمان برای ما مشکل‌ساز بود اکنون برای ما مهم نیستند و ما اکنون به سادگی می‌توانیم مشکلات را با کمک یکدیگر حل کنیم.

اگر این ویژگی‌ها را دارید به اختلال‌ شخصیتی دچار هستید

۱۱ ویژگی شخصیتی که خبر از اختلال‌های شخصیتی می‌دهند

بیا نی نی/ اختلال‌های شخصیتی جزء پنهانی از درون افراد هستند که گاه و بی‌گاه در ورای شخصیتی آن‌ها وجود دارند.

به گزارش باستل، تقریباً هر کسی به دنبال این است که دیگران به او توجه کند. بسیاری از افراد دوست دارند دوستانشان به آن‌ها پیام بدهند و برخی دیگر هم از دعوت شدن به مهمانی‌ها خوشحال می‌شوند که همه این‌ها نشان از احساس دیده شدن در بسیاری از افراد را دارد، اما گاهی اوقات، این احساسات ممکن است از کنترل خارج شده و گریبانگیر افراد شوند.

این احساسات، اغلب تا حدی از کنترل افراد خارج شده و منجر به مشکلات زیادی چون  افسردگی می‌شوند و وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، می‌تواند نشانه‌ای از اختلال یک شخصیت باشد.

اختلالات شخصیتی به طور کلی به سه شاخه اصلی تقسیم می‌شوند و به طور کلی، ده اختلال وجود دارد و از آنجا که همه ما این احساسات و ویژگی‌ها را داریم، مهم است که به یاد داشته باشیم این مشکلات فقط در صورت طولانی‌مدت بودن، حاد تلقی می‌شوند.

البته، ناگفته نماند که تصمیم‌گیری در مورد اینکه شما یا شخص دیگری که می‌شناسید دچار اختلال شخصیت هستید یا خیر؟ به عهده یک درمانگر است چراکه تشخیص آن بسیار دشوار و درمانش بسیار سخت‌تر است.

در ادامه، چند ویژگی شخصیتی آورده شده است که به گفته کارشناسان ممکن است نشانه‌ای از یک اختلال شخصیت باشد.

واکنش فوق‌العاده احساسی نسبت به همه چیز

همه ما روز‌های بدی داریم و همه ناراحت می‌شویم، اما بین داشتن میزان روحیه عاطفی سالم و واکنش مداوم نسبت به افراد و شرایط، تفاوت وجود دارد.

وقتی یک فرد نسبت به هر مسئله‌ای واکنش تند و احساسی نشان می‌دهد و این مسئله تا مدت‌ها ادامه‌دار است، این احتمال وجود دارد که نشانه‌ای از اختلال شخصیت باشد، اما نکته مهم این است شخصی که با این ویژگی دست و پنجه نرم می‌کند، ممکن است خودش متوجه مسئله نشود و یا حتی اختلال شخصیتی خود را انکار کند و همین باعث می‌شود که درمان وی دشوار باشد.

۱۱ ویژگی شخصیتی که خبر از اختلال‌های شخصیتی می‌دهند

اگر کسی را می‌شناسید که با این ویژگی دست و پنجه نرم می‌کند، او را به یک روانشناس معرفی کنید، چون صحبت کردن با یک درمانگر می‌تواند نقطه شروع خوبی برای درمان باشد.

 وابستگی شدید به دیگران

وابستگی سالم به افرادی که به آن‌ها اهمیت می‌دهید، امری عادی و همچنین، مورد تشویق است، اما اگر این وابستگی شدید شود، می‌تواند نشانه یک اختلال باشد و روانشناسان معتقدند کسانی که بیش از حد به دیگران می‌چسبند و آن‌ها را در آغوش می‌کشند، ممکن است با اختلال وابستگی دست و پنجه نرم کنند.

به گفته روانشناسی امروز، اختلال شخصیت وابسته با وابستگی بیش از حد به دیگران مشخص می‌شود و همچنین علائم دیگری مانند احساس صدمه بیش از حد ناشی از انتقاد یا عدم تأیید، اجتناب از مسئولیت شخصی و ترس از ترک شدن را نیز شامل می‌شود.

 تغییر خلق و خو

این که در طول روز، احساسات مختلفی را تجربه کنید، کاملاً عادی است و اگر استرس، کمبود خواب یا فشار‌های دیگر به شما وارد شود، ممکن است خلق و خویتان به طور کامل تغییر کند که این یک امر عادی است.

مشکل زمانی است که این تغییر خلق و خو به یک الگو تبدیل می‌شود و به طور چشمگیری در زندگی شما تأثیر می‌گذارد که ممکن است نشانه‌ای از اختلال شخصیت مرزی را نشان دهد.

افرادی با این مشکل، یک احساس پوچی دارند که می‌تواند فرد مبتلا را به دنبال درمان سوق دهد و در هنگام یادگیری مهارت‌های مقابله‌ای و احساس کنترل بیشتر، بسیار مفید باشد.

داشتن بی‌اعتمادی شدید به دیگران

داشتن مقداری سطح بی‌اعتمادی به دیگران طبیعی است، زیرا همین امر باعث می‌شود ما دچار مشکل نشویم، اما اگر زیاد باشد با اختلالات شخصیتی، غالباً تا حدی شدید همراه است.

ویژگی‌های شخصیتی که ممکن است نشانه‌ای از اختلال شخصیت پارانوئید باشد، شامل بی‌اعتمادی مکرر به دیگران و انگیزه‌های آن‌ها، زیر سؤال بردن وفاداری مردم نسبت به آن‌ها به عنوان یک دوست، احساس فوق العاده مشکوک بودن به شخص و در تلاش بودن تا او اشتباه کند.

نیاز به توجه ۲۴ ساعته

همانطور که پیش از این ذکر شد، بیشتر ما توجه را دوست داریم و گاهی اوقات، حتی وقتی احساس تنهایی یا ناراحتی می‌کنیم کمی بیشتر، این نیاز را حس می‌کنیم.

نیاز به توجه تنها نشانه‌ای از یک مشکل است که به یکی از مشخص‌ترین ویژگی‌های زندگی فرد تبدیل شود.

کسی که نیاز به توجه دارد، ممکن است دارای اختلال شخصیت هیستریونیک باشد که به گفته دکتر کلاپو، روانشناس آمریکایی، با احساسات  شدید همراه است.

اگر این ویژگی را بیش از حد در خود یا شخص دیگری مشاهده کنید، درمان می‌تواند برای کمک به آن فرد بسیار مفید باشد.

موافق بودن با همه حرف‌ها

همه ما به خاطر حفظ صلح می‎خواهیم با دیگران کنار بیاییم و این اغلب به معنای توافق بر سر مخالفت است، اما وقتی صحبت از اختلالات شخصیتی می‌شود، موارد معدودی وجود دارد که رضایت شدید می‌تواند یک علامت اختلال شخصیتی باشد.

به عنوان مثال، اختلال شخصیت وابستگی را در نظر بگیرید. همانطور که در بالا ذکر شد، این امر می‌تواند باعث ایجاد وابستگی و نیاز به اطمینان خاطر شود و همچنین می‌تواند باعث ترس از رانده شدن دیگران نیز شود.

اگرچه این مسئله می‌تواند نشانه نداشتن اعتماد به نفس باشد امّا می‌تواند نشانه یک مشکل بزرگتر باشد که باید با کمک یک متخصص رفع شود.

 همدردی نکردن

همدلی، مهارتی است که بیشتر ما با پیرتر و خردمندتر شدن می‌توانیم روی آن کار و پیشرفت کنیم، اما برای برخی از افراد، همدلی و همدردی نکردن می‌تواند یک ویژگی عمیق‌تر و یا حتی نشانه‌ای از چیزی مانند اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) باشد.

فرد مبتلا به NPD ممکن است توانایی کمی برای در نظر گرفتن احساسات یا دیدگاه دیگران داشته باشد و این مسئله ممکن است در آن‌ها بدون هیچ گونه سؤالی، یا تلاش برای شناخت دیگران نشان داده شود.

البته، این مشکل می‌تواند به دلیل مسائلی مانند اضطراب اجتماعی نیز باشد. بنابراین، مهم است که به نتیجه نرسید، اما وقتی این ویژگی با چیز‌های دیگر همراه شود، مانند نیاز شدید به تحسین یا مشغله‌های قدرت و موفقیت، می‌تواند NPD باشد.

داشتن تفکر سیاه یا سفید

به یاد داشته باشید که اختلالات شخصیت با افراط در ویژگی‌های شخصیتی به وجود می‌آیند. بنابراین، ممکن است کسی که از آن رنج می‌برد فکر‌های زیادی در منطقه خاکستری نداشته باشد.

این مسئله می‌تواند روابط را دشوار کند، زیرا اینگونه افراد لحظه ای، شریک زندگی خود را ایده‌آل می‌دانند و لحظه ای دیگر، او را از خود دور می‌کنند. مانند سایر اختلالات شخصیتی، این ویژگی‌ها را می‌توان با کمک یک درمانگر برطرف کرد.

۱۱ ویژگی شخصیتی که خبر از اختلال‌های شخصیتی می‌دهند

 کمال‌طلبی افراطی

اگر دوست دارید که منزل و یا میز کارتان تمیز باشد، کاملاً طبیعی است، اما هر کسی نسبت به تمیز و مرتب بودن ایده خاص خود را دارد، ولی وقتی این ویژگی‌ها به یک تمایل شدید تبدیل شوند، زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

این اختلال که اغلب، دامن افراد کمال‌طلب را می‌گیرد، باعث غیر انعطاف‌پذیری آن‌ها می‌شود و در نهایت، برای برطرف کردن این مشکل نیز به مشکل بر می‌خورد که تنها با مراجعه به یک روانشناس این مشکل حل خواهد شد.

به اشتراک گذاشتن زیاد اطلاعات

برخی از اختلالات شخصیتی با گرم گرفتن مشخص می‌شود که می‌تواند کسی را خیلی زود به اشتراک بگذارد.

افراد دارای اختلالات خودشیفتگی، مرزی و هیجان نمی‌توانند تفاوتی بین ارتباطات صمیمانه و معمولی قائل شوند و به این ترتیب، از همان ابتدای رابطه، اطلاعات زیادی درباره خودشان به طرف مقابل می‌دهند که از نظر روانشناسی، اعتماد زیاد به شخصی که تازه با او آشنا شده‌اید، می‌تواند مشکلات زیادی را به وجود آورد.

 نادیده گرفتن دیگران

کسانی که بی‌پروا هستند و رفتاری مخرب با دیگران دارند و به نظر می‌رسد که به دیگران اهمیت نمی‌دهند، می توانند  نشانه های یک اختلال به نام اختلال شخصیتی اجتماع گریزانه باشند.

بر اساس گفته‌های روانشناسان، این نوع اختلال همه نشانه های اختلال‌های دیگر را در بر می‌گیرد و بسیار خطرناک است. بنابراین، باید برای برطرف کردن این مشکل به یک روانشناس مراجعه کرد تا علاوه بر جلسات مشاوره با تجویز دارو نیز به مشکلات شخص رسیدگی شود.

ترجمه از فاطمه میرزایی

اگر به تازگی همسر خود را از دست داده اید با ما همراه شوید

اگر به تازگی همسر خود را از دست داده اید با ما همراه شوید

بیا نی نی/ زمانی که شریک زندگی تان فوت می کند، تنها نباید با یک فرد بسیار خاص در زندگی خود خداحافظی کنید. همچنین باید با گذشته، حال، و آینده هم خداحافظی کنید. باید با برنامه زندگی خود، پروژه های مشترک، تجربیات فراموش نشدنی، لحظات خاص و خاطرات دیگر از جمله چیزهای دیگر خداحافظی کنید غلبه بر همه اینها آسان نیست. شما به زمان برای سوگواری نیاز دارید، و این برای شما دردناک خواهد بود. اما مهم است که بر مرگ شریک خود کنار بیایید چون زندگی همچنان ادامه دارد.
در این رابطه، چیزهای مختلفی که برای التیام نیاز دارید، وجود دارد که شامل :
این فقدان را قبول کنید.

تاب بیاورید.
بدون شخص از دست رفته زندگی جدید خود را تنظیم کنید.

خود را از انرژی فرد درگذشته محافظت کنید (در مورد آن ها به طور معمول صحبت کنید، دوستی های سالم را حفظ کنید، دوباره دوست پیدا کنید، با دیگران ارتباط برقرار کنید، و غیره).

علاوه بر این، کارشناسان می گویند که دوره عزاداری و غم و اندوه معمولا حدود 18 ماه طول می کشد. اگر ناراحتی و درد شما هنوز خیلی زیاد است، ممکن است نیاز داشته باشید که به دنبال کمک حرفه ای باشید. با این حال، همانطور که گفتیم، همه متفاوت هستند.

از حرف زدن درباره آن نترسید :
باید زندگی عادی خود را ازسر بگیرید. شما باید از آنچه اتفاق افتاده بگذرید و بر این واقعیت تمرکز کنید که در حال حاضر سرنوشت دیگری دارید. با این حال، فردی که مرده، قلب شما، روزها، و ساعت ها را پر کرده است. بنابراین، آن ها همیشه بخشی از خاطرات شما خواهند بود.

بنابراین، اگر چه برای چند ماه اول دردناک خواهد بود، اما به تدریج خاطرات شریک مرحوم خود را در تاریخ شخصی خود ادغام خواهید کرد. آنها همیشه بخشی از زندگی شما هستن.

بنابراین، در مورد احساسات خود و این فرد خاص که دیگر اینجا نیست صحبت کنید. در مورد این که آن ها چطور بودند، چه کاری با هم انجام دادید، و تجربیاتی که به اشتراک گذاشته اید، صحبت کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا التیام یابید.

آینده جدید خود را پس از مرگ شریک خود تصور کنید:
مرگ اجتناب ناپذیر است. نمی توانید کاری در مورد آن انجام دهید بنابراین تنها گزینه این است که دیر یا زود آن را قبول کنید.

با این حال، همانطور که در بالا اشاره شد، مشکل برخورد با مرگ شریک زندگی شما این است که همراه با فردی که عاشقش هستید، رویاها، انتظارات، برنامه ها و سال های با هم بودن کنار آن ها کشته شده اند. این نیروها شما را مجبور می کنند تا درباره هر چیزی که فکر می کنید آینده تان باشد تجدید نظر کنید و آن را به روش کاملا متفاوتی تصور کنید.

بنابراین، برای اینکه بتوانید بر مرگ عزیزان خود غلبه کنید، باید بتوانید آن آینده جدید را تجسم کنید. برای انجام این کار، لازم نیست بقیه عمرتان را به یک شکل و یا به شکلی دیگر تصور کنید. شما می توانید با اهداف کوتاه مدت شروع کنید و به تدریج خودتان را به سمت آینده سوق دهید.

 

امید به آینده بعد از مرگ همسر
به تدریج کارهایی که دوست دارید را ازسر بگیرید:
در طول ماه های اول سوگواری، فکر کردن درباره ی کارهایی که با شریک زندگی خود انجام می دهید می تواند بسیار دردناک باشد. در واقع غم و اندوه آن فعالیت هایی خواهد بود که شما برای دوست داشتن به کار می برید درد آور به نظر می رسد.

با این حال، باید به تدریج کارهایی را شروع کنید که باعث می شود احساس زنده بودن بکنید. وقتی کارهایی را که همیشه دوست داشتید انجام دهید باعث می شود احساس خوبی داشته باشید، دوباره احساس لذت خواهید کرد.

در این حالت، شما باید به تدریج درک کنید که بدون شریک زندگی تان مثل قبل نخواهید بود. اما به یاد داشته باشید که یک بار دیگر می توانید از این فعالیت ها لذت ببرید و حتی می تواند به شما کمک کنند احساس بهتری داشته باشید. همچنین باید به تدریج خاطره فردی را که در فعالیت های خود از دست داده اید، به کار ببرید.شما حق و تعهد خود برای لذت بردن از زندگی را دارید.

در صورت نیاز به دنبال کمک حرفه ای باشید:
درمان روان شناختی به شما کمک می کند احساسات خود را در طول فرآیند ناراحتی مدیریت کنید و شما را راهنمایی می کند که راه را به راحتی پیدا کنید.

اگر چه سعی می کنید، باز هم ممکن است برای شما خیلی سخت باشد که غم مرگ شریک زندگی خود را بپذیرید و یا بر آن غلبه کنید. بنابراین، در جستجوی کمک حرفه ای برای مقابله با آن تردید نکنید. مشاوره می تواند به شما کمک کند زندگی عادی خود را ازسر بگیرید.

در نهایت، به یاد داشته باشید که سوگواری یک فرآیند طبیعی و ضروری است که دردآور است و غلبه بر آن آسان نیست. این موضوع را در ذهن خود داشته باشید و زمان و شکیبایی خود را برای قبول از دست دادن آنچه که در داستان شخصی تان رخ می دهد، و در نهایت بر زیان غلبه کنید.

 

رجوع به مشاور برای به دست آوردن آرامش
مواظب سلامتی جسمانی خود باشید:
غم و اندوه می تواند بر روی بدن و نیز احساسات شما تاثیر بگذارد. ممکن است مشکلاتی در اشتها و خواب ایجاد کند. شاید گفتن راحت تر از انجام دادن باشد، اما سعی کنید با خوردن خوب، ورزش کردن و خوابیدن به اندازه کافی از خودتان مراقبت کنید.

به دنبال پشتیبانی باشید

مقابله با عواقب از دست دادن اغلب با تنهایی همرا بوده و گیج کننده است و احساس افسردگی غیر عادی نیست. ممکن است تمایل داشته باشید به سمت داخل برگردید، اما به دنبال حمایت از خانواده، دوستان، جامعه مذهبی باشید .پیوستن به یک گروه حمایتی یا دیگر افرادی که اندوهگین هستند نیز می تواند بسیار آرامش بخش باشد.

علائم اندوه پیچیده
از دست دادن همسرو زندگی در حال تغییر و اندوه عمیق یک واکنش طبیعی است. اما گاهی اوقات اندوه آنقدر عمیق است که با توانایی شما در حرکت به جلو با زندگی تداخل می کند. این به “اندوه پیچیده” مشهور است:علائم عبارتند از:

احساس می کنید هدفی ندارید.

داشتن مشکل در انجام فعالیت های روزمره
احساس گناه کردن، و یا خود را به خاطر مرگ عزیز ملامت کردن.

آرزوی مرگ کردن،

از دست دادن تمایل به اجتماعی شدن
اگر نمی توانید این احساسات را رد کنید، با پزشک یا مشاور خود صحبت کنید، می تواند گزینه های درمان را توصیه کند.

کمک گرفتن برای مسائل عملی :
ممکن است با چالش های عملی، مانند قبوض یا مدارک مربوط به مرگ شریک تان، همراه با مسئولیت های جدید روبرو شوید. یک وکیل خانوادگی یا مشاور مورد اعتماد دیگر ممکن است قادر به ارائه مشاوره و راهنمایی باشد.

به عزیز خود احترام بگذارید:
کاری ویژه برای احترام به خاطرات شریک خود انجام دهید. برای مثال، در نظر بگیرید:
شمعی را به یاد شریک زندگی خود روشن کنید.
شرکت در یک بنیاد یا موسسه خیریه ای که برای شریک زندگی تان مهم است
دفتر یادداشت داشته باشید:
سعی کنید احساسات خود را روی کاغذ یادداشت کنید یادآوری شریک زندگی به هر شکل و شمایلی که می توانید زمانی که این اتفاق رخ می دهد، اگر در آن لحظه قادر به یادآوری آن نیستید یادداشت برداری کنید. زمانی که با این روبرو شدید، در مورد خاطرات و یا ویژگی های شریک زندگی خود فکر کنید ممکن است ضمیمه خاطرات شود. هر روز وقت پیدا کنید تا آنچه را که در دفتر یادداشت خود می نویسید را بیان کنید نوشتن افکارتان بر روی کاغذ می تواند یک خروجی خوب را ارائه دهد.

ویژگی‌هایی که از لحاظ روانشناسی سلامت شخصیت شما را تایید می‌کنند

داشتن این ویژگی‌ها تضمین سلامتی شماست

بیا نی نی/ داشتن برخی از ویژگی‌های شخصیتی، تضمین کننده این است که شما در سلامتی کامل به سر می‌برید.

تحقیقات جدید منتشر شده در ژورنال Journal of Personality and Social Psychology به این نکته اشاره می‌کند که چه ویژگی‌های شخصیتی نشان‌دهنده سلامت ذهنی شما هستند و کدامیک از آن‌ها به طور کلی، برای سلامتی شما مهم است.

در اولین مطالعه از سه مطالعه انجام شده در این زمینه، محققان از ۱۳۷ متخصص روانشناسی خواستند با استفاده از ۳۰ ویژگی شخصیتی در فهرست روانشناسی NEO، آن دسته از ویژگی‌هایی که نشان می‌دهد یک فرد از لحاظ روانی سالم است را مشخص کنند و همچنین از آن‌ها خواسته شد تا مشخص کنند که از نظر آن‌ها یک شخصیت سالم چگونه است؟!

  • ویژگی‌های کلیدی یکسان در میان همه گروه ها مشخص بود که بر اساس این گزارش، عملکرد شخصیت سالم را می‌توان به شخصیتی نسبت داد که سطح بالایی از درک احساسات، احساسات مثبت و صداقت و همچنین سطح پایینی از رنجیدگی روانی را داراست.

در سطح دقیق‌تر، اسکات باری کافمن، دکترای روانشناسی، ۱۰ ویژگی خاص شخصیت را در Scientific American نام‌گذاری می کند: صداقت در احساسات، صداقت در گفتار، شایستگی، صمیمیت، احساسات مثبت، سطح پایین عصبانیت، اضطراب، افسردگی و آسیب‌پذیری کم در برابر استرس و لغزش کم.

داشتن این ویژگی‌ها تضمین سلامتی شماست

دکتر کافمن خاطرنشان می‌کند که برای داشتن یک زندگی سالم، نیازی نیست که همه این ویژگی‌های شخصیتی را داشته باشید، اما تشخیص کلیدی سلامت روانی شما در این است که میزان بهره‌مندی شما از این ویژگی‌ها چقدر است و آیا این مشخصات، شما را از رسیدن به هدف‌هایتان بازمی‌دارند یا خیر؟!

در دو مطالعه دیگر، محققان این مشخصات را با بیش از ۳ هزار دانش آموز واقعی مقایسه کردند و دریافتند که این صفات با رضایت بیشتر از زندگی، عزت نفس بیشتر، خودکفایی، خوش‌بینی، داشتن عصبانیت و پرخاشگری کمتر و داشتن رابطه خویشتنداری بیشتر ارتباط داشت و از آنجا که داشتن اضطراب، افسردگی و استرس در جلوگیری از دستیابی به همه این موارد نقش مهمی دارد، اطمینان حاصل کنید که این موارد، مانع زندگی سالم و شاد و طولانی شما نمی‌شود.

سلامتی به ویژه در این دو سال اخیر، بیش از حد مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفته است و با توجه به اینکه در این مدّت که درگیر بیماری کرونا هستیم، همه به دنبال این هستند تا سلامتی خود را تضمین کنند، باید توجه داشته باشیم که برای دستیابی به سلامتی کامل، باید سلامت روانی خود را بیشتر مورد توجه قرار دهیم.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

بیا نی نی/ یکی از ارزشمندترین اقداماتی که در هنگام تعیین اهداف می‌توانید انجام دهید پرسیدن این سؤال است که چه چیزی شما را در رسیدن به هدفتان محدود می‌کند.

چه عاملی تعیین‌کننده سرعت دستیابی به هدف شما است یا اینکه آیا به طور کلی، از چه طریق  می تواند رشد شخصی خود را بدست آورد؟

توانایی شما در شناسایی مرحله ای که باعث محدودیتتان می شود ، یکی از بهترین راه‌های جلوه هوش و مجموعه‌ای برای ایجاد اعتماد به نفس است و ظرفیت شما برای از بین بردن این مرحله محدودکننده یکی از بهترین نمایش‌های صلاحیت کلی شما در دستیابی به آن چیز‌هایی است که می‌خواهید.

ساختن اعتماد به نفس یک امر حیاتی است

در مطالعه هر آنچه در مورد پیشرفت و موفقیت شخصی نوشته شده یا گفته شده است، نتیجه‌ای که من گرفتم این بود که سطح اعتماد به نفس شما احتمالاً عامل مهم در هر کاری است که انجام می‌دهید.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

وقتی اعتماد به نفس کافی داشته باشید، تقریباً هر چیزی را امتحان خواهید کرد و در این میان، از آنجا که موفقیت عمدتاً به متوسط‌ها یا احتمالات مربوط است، هرچه بیشتر تلاش کنید احتمال دستیابی شما به موفقیت نیز بیشتر خواهد بود.

کار‌های بیشتری را امتحان کنید

با تعیین اهداف، امتحان کردن کار‌های بیشتر، انجام فعالیت‌های بیشتر و بررسی فرصت‌های بیشتر، احتمال موفقیت شما به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد، اما تنها قدم محدودکننده واقعی که ممکن است داشته باشید، سطح اعتماد به نفس شماست.

وقتی به جایی برسید که کاملاً به خودتان اعتقاد داشته باشید، موانعی که در دنیای خارجی شما وجود دارد هم نمی توانند مانع شما شوند.

موانع اصلی موفقیت همیشه در ذهن فرد وجود دارند و این محدودیت‌ها در شرایط خارجی افراد وجود ندارند و در این میان، شما با افزایش اعتماد به نفس می توانید در نبرد درونی خودتان پیروز شوید و در این صورت، در نبرد بیرونی هم پیروز خواهید شد.

ایده‌های بزرگ برای پیشرفت شخصی

من سه ایده مهم برای ایجاد اعتماد به نفس یاد گرفته‌ام.

اول، همیشه مسئولیت کامل نسبت به خود و هر آنچه هستید و خواهید بود، در زندگی را بپذیرید.

دوم، بپذیرید که فقط با رفتن به سراغ یک کار و یادگیری چیز‌هایی که برای بهتر شدن باید بدانید، می‌توانید وضعیت خود را تغییر دهید و سومین ایده، تعیین اهداف با خطوط زمانی برای چیز‌هایی که می‌خواهید و سپس تلاش روزانه برای تحقق بخشیدن به این اهداف است.

ما خودمان خرابکاری می‌کنیم

تمایل طبیعی ما این است که سخت کار کرده تا زمانی که روش یا تکنیکی را پیدا کنیم که برای ما، چه در زندگی، کار یا روابط مفید باشند، اما بعد از مدتی، به یک دلیل، بی‌درنگ آن تکنیک را کنار می‌گذاریم و به رفتار قبلی خود برمی‌گردیم و کار‌های خود را بدون هیچ الگویی انجام می‌دهیم.

یک برنامه تمرینی ذهنی برای رشد فردی، مانند تعیین اهداف و تفکر مثبت، بسیار شبیه یک برنامه تمرین فیزیکی است.

اگر انتظار دارید که برنامه ذهنیتان واقعاً برای شما مفید باشد، باید به طور مداوم، هر روز آن را  تمرین کنید و آن را برای مدت نامحدود نیز ادامه دهید.

هنگامی که من شروع به استفاده از این اصول اثبات شده موفقیت در زندگی خود کرده و هر روز روی آن‌ها کار می‌کردم، توانستم تقریباً تغییرات معجزه‌آسایی را در هر زمینه ای از زندگی ایجاد کنم.

نقش اعتماد به نفس و تعیین اهداف در زندگی چیست؟

تعیین اهداف؛ راز موفقیت

هر زن یا مرد موفقی که من تا به حال با آن‌ها صحبت کرده‌ام یا درباره آن‌ها خوانده‌ام تقریباً به یک نتیجه رسیده‌اند.

با هر معیاری هم که حساب کنیم، استعداد و توانایی شما بیش از آن است که بتوانید در ۱۰۰ صد‌ در صد زندگی خود استفاده کنید و شما نیز می‌توانید بر روی شتاب‌دهنده پتانسیل خود قدم بگذارید و با تعیین اهداف هوشمندانه، به سرعت شروع به حرکت کنید.

بسیاری از افرادی که به برنامه‌های من گوش داده‌اند یا در سمینار‌های من شرکت کرده‌اند، دوباره به من مراجعه کرده‌اند و به من گفته‌اند که نمی‌توانند باور کنند زندگی آن‌ها با تعیین اهداف روزمره با چه سرعتی شروع به بهبود می‌کند.

برگرفته از مقاله برایان تریسی

۴ راه اساسی برای پایان دادن به غرور مخرب

۴ راه اساسی برای پایان دادن به غرور مخرب

بیا نی نی/ تا به حال به این سوال فکر کرده اید که چرا این همه افراد، مشاغل، ازدواج‌ها و حتی امپراطوری‌های بزرگ با شکست مواجه می‌شوند؟

مسلماً بسیاری از مشکلات و رذایل، می‌توانند زیر چتری به نام غرور قرار بگیرند و اگر غرور واقعاً در قلب بزرگترین بیماری‌های بشریت است، پس با آن معیار، مخرب‌ترین قدرت جهان است.

بدیهی است که ما در مورد غروری که یک مادر نسبت به فرزند خود و یا یک فرد نسبت به کشور خود احساس می‌کند هیچ بحثی نداریم، اما برخی از افراد، دارای غروری هستند که باعث می‌شود نسبت به بسیاری از مسائل کور شوند و خودشان را نسبت به افراد دیگر برتر بدانند.

غروری که مانع از موفقیت افراد می‌شود، بسیار مخرب است و اشخاص مغرور بنا به علت‌های زیر از رسیدن به موفقیت خود دست می‌کشند.

آن‌ها به قدری مغرور هستند که دیگر نمی‌خواهند هدفی را دنبال کنند.

غرور، آن‌ها را متقاعد می‌کند که به قدر کافی به دست آورده‌اند و آن‌ها حس رضایت دارند.

غرور آن‌ها باعث می‌شود که موفق نشدن خود را گردن دیگران یا شرایط اندازند و آن ها را به خاطر این موضوع سرزنش کنند.

افراد مغرور این ذهنیت را باور کرده‌اند که آن‌ها واقعا افراد کمیابی هستند.

موارد ذکر شده از جمله دلایلی هستند که باعث می‌شود افراد مغرور رو به پیشرفت حرکت نکنند و در همان جایگاهی که هستند بمانند، این در حالی است که افراد موفق می‌دانند که کنار گذاشتن بهانه‌ها و خواستن موفقیت بیشتر در زندگی یک فرمول برد است و به همین خاطر، از آن پیروی می‌کنند.

در ادامه، برخی از راه‌ها را یاد می گیرد که افراد موفق، از طریق آن‌ها با غرور مخرب مبارزه می کنند.

۴ راه اساسی برای پایان دادن به غرور مخرب

پذیرفتن آسیب‌پذیری؛ از اینکه احمق به نظر برسید، نترسید

مرز بین ترس و غرور تقریباً نامحسوس است و ترس در قلب غرور، از احمق به نظر رسیدن است و در این میان، غرورباعث می‌شود تا افراد، ترک کارهایشان را توجیه کنند، زیرا افراد مغرور همه کار‌های خود حتی اگر به قیمت نرسیدن به موفقیتشان باشد را هم تأیید می‌کنند.

افراد مغرور دوست دارند به گونه‌ای ظاهر شوند که انگار همه چیز را می‌دانند، زیرا از اینکه کسی به آن‌ها بگوید اشتباه می‌کنند، ترس دارند و حتی بدتر این که، از آسیب‌پذیر بودن وحشت دارند و این ترس‌ها، آن‌ها را در خطر بزرگی قرار می‌دهد، چون افرادی که دارای این دست غرورها هستند، درخواست کمک نمی‌کنند، سؤال نمی‌پرسند و تلاشی انجام نمی‌دهند تا طرز فکر خود را تغییر دهند.

برای غلبه بر این نوع غرور، باید پذیرفت که آسیب‌پذیر بودن چیز ترسناکی نیست چراکه به ما الهام می‌بخشد تا به طور مداوم به دنبال یادگیری باشیم و از همه مهم‌تر، به ما جرأت تغییر دادن می‌دهد.

برنسه براون، استاد دانشکده خدمات اجتماعی دانشگاه هیوستون می‌گوید: «آسیب‌پذیری ضعف نیست، بلکه یک خطر عاطفی، و حس عدم اطمینان است که به عنوان سوختی برای زندگی روزمره ما محسوب می‌شود. آسیب‌پذیری، دقیق‌ترین معیار سنجش شجاعت ماست. آسیب‌پذیری محل تولد نوآوری، خلاقیت و تغییر است.»

با پذیرش آسیب‌پذیری، بر غرور حاصل از ترسِ احمق به نظر رسیدن غلبه کنید.

به یاد داشته باشید که کار به صورت ذره ذره به موفقیت منجر می‌شود

غرور باعث می‌شود که افراد انتظار داشته باشند تا با کمترین تلاش، بهترین نتیجه را بگیرند و وقتی چیزی باب میل آن‌ها پیش نمی‌رود، بلافاصله شکایت می‌کنند، اما حقیقت این است که دنیا چیزی به این افراد بدهکار نیست.

هر تلاشی که امروز انجام می شود، ما را از انجام کار‌های لازم فردا معاف نمی‌کند و این احساس که همیشه حق با شماست و شما لایق بهترین‌ها هستید، باعث می‌شود که همیشه شاکی باشید و توماس جفرسون در رابطه با این مسئله می‌گوید: «من اعتقاد زیادی به شانس دارم و هرچه بیشتر کار می‌کنم، بیشتر از آن برخوردار می‌شوم.»

آیا تا به حال همکار تنبلی داشته‌اید؟ آیا با کسی وقت گذرانده‌اید که همیشه از جهان شاکی باشد و تصور کند که همه قصد دارند مانع از این شوند که او به حقش برسد؟

این حس وحشتناکی است و توصیفی بهتر از این وجود ندارد. زیرا افرادی که غرور باعث می‌شود چنین تفکراتی داشته باشند، بدون شک دوستان و فرصتهای خود را در این راه از دست می‌دهند.

از طرف دیگر، آیا تاکنون همکاری داشته‌اید که از نظر اخلاقی شگفت‌انگیز باشد و یا زمان قابل توجهی را با شخصی خوش فکر، قدرشناس و خوش‌بین سپری کرده‌اید؟

این نوع افراد همیشه طراوت‌بخش هستند و واقعا همه برای این افراد، بهترین آرزو‌ها را دارند و کمک کردن به آن‌ها برای رسیدن به موفقیت و در کنار آن، قرار دادن آن‌ها در مسیر درست کار بسیار آسانی است چراکه خوش‌بین بودن و مثبت بودن نوع رفتاری است که نه تنها باعث ایجاد روحیه در افراد می‌شود بلکه موجب می شود که دوستان، مربیان و فرصت‌های خوبی را بدست آورید.

شما باید با ابراز قدردانی، شادمانی و شروع به کار مؤثر، با غرور مخرب مبارزه کنید.

مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرید. زیرا دیگران مقصر نیستند

بسیاری از افراد دوست دارند انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیرند، اما غرور ناشی از سرزنش کردن دیگران به شدت مخرب است چرا که باعث می‌شود افراد در بی تحرکی خود باقی بمانند و کار خود را توجیه کنند و سرانجام، این مسئله تقصیر آن‌ها نیست.

بی تحرکی و شرایط موجود باعث می شود این افراد در جایی که هستند، بمانند و هیچ مسئولیتی در قبال کار‌های خود قبول نکنند و در نهایت به فکر پیشرفت هم نباشند.

۴ راه اساسی برای پایان دادن به غرور مخرب

اگر در گذشته، یک فاجعه واقعی را تجربه کرده‌اید، باید به یاد داشته باشید که شما از این مسئله رنج نبرده‌اید، بلکه بر آن پیروز شده‌اید و اکنون می‌توانید با پیشرفت زندگی خود، به پیروزی‌های بزرگتری هم دست پیدا کنید، زیرا ماندن در گذشته هیچ سودی ندارد و فقط باعث ایجاد حس منفی در شما می‌شود و از همه بدتر، توانایی‌های شما را نابود می‌کند.

با پذیرفتن مسئولیت تمام کار‌های خود، می‌توانید غرور مخرب را کنار بگذارید.

زیاد بخواهید و موفقیت خود را با شکست دیگران ارزیابی نکنید

غرور، غالباً در یک تمایل سیری‌ناپذیر نسبت به بهترین بودن، نشان داده می‌شود و افرادی که قربانی این نوع غرور شده‌اند، موفقیت خود را با موفقیت بیشتر دیگر افراد می‌سنجند.

این نوع احساسات و رفتار‌ها بیانگر تفکر کمبود است و این مکتب فکری در نهایت از غرور ناشی می‌شود و این طرز تفکر می‌گوید: «فرصت‌ها بسیار اندک است.»

ما می‌توانیم با نگاه به فرصت‌های فراوان، بر غرور خود غلبه کرده و آرامش بیشتری را در زندگی خود تجربه کرده و به موفقیت دست پیدا کنیم. زیرا بیش از اینکه تفرقه بیندازیم، مشارکت کرده و امکانات زیادی برای خودمان مهیا می‌کنیم.

با عمل به یک باور پایه‌ریزی شده، بر نیاز غرورآفرین خود غلبه کنید تا ارزش خود را با میزان موفقیتتان نسبت به دیگران بسنجید.

به پسری علاقه دارم که به من می گوید خواهر!

به پسری علاقه دارم که به من می گوید خواهر!

خراسان/ دختری 28 ساله ام. دو ازدواج ناموفق داشتم اما حالا به پسری علاقه دارم که به من می گوید «خواهر» چون دوست برادرم و همسر اولم بود. از ازدواج دومم هیچ کسی خبر نداشت جز خانواده خودم. اکنون راهنمایی ام کنید چگونه به فردی که علاقه دارم، برسم؟

پاسخ
قبل از هر چیز دوست دارم به شما بگویم بهتر است با یک مشاور صحبت کنید. شما دو بار در ازدواج تجربه بدی داشتید و این بار باید خیلی بیشتر مراقب انتخاب تان باشید تا بتوانید همسر مناسبی داشته باشید.
2 زندگی قبلی تان را بررسی کنید
در حالی که شما تنها 28 سال دارید، دو ازدواج ناموفق داشته اید. باید نقش خودتان را در این دو شکست بپذیرید. بررسی کنید چه عواملی باعث شده در شرایط فعلی قرار بگیرید. قبل از هر اقدام دیگری، باید شخصیت خودتان را بررسی و در صورت نیاز اصلاح کنید.
بررسی نقش خانواده تان در زندگی تان
هم اکنون به مردی علاقه مند هستید که دوست برادر و همسر اول تان بوده و همچنان بعد از طلاق همسر اول تان، باز هم با او در ارتباط بودید. نقش خانواده تان را در دو ازدواج قبلی تان توضیح نداده اید. این که آیا آن ها با ازدواج هایتان موافق بوده اند یا نه. البته اشاره کرده اید که آن ها از ازدواج دوم تان خبر داشته اند اما درباره نظرشان چیزی نگفتید. به نظر می رسد در شرایط فعلی، هیچ فردی به اندازه خانواده و والدین تان نتوانند به شما کمک کنند.
از برادرتان کمک بگیرید
در پیامک تان از ما خواسته اید برای ابراز علاقه راهنمایی تان کنیم. اولا بهتر است ابتدا وارد گفت و گوی مستقیم نشوید و از برادرتان بخواهید در صحبت هایش از ایشان بپرسد ملاک ها و معیارهای ازدواجش چیست. شاید اصلا شما دارای ملاک های این فرد نباشید. پس بهتر است درباره مبحث ازدواج و ملاک های وی، اطلاعاتی کسب کنید تا با ذهنیت های وی بیشتر آشنا شوید و بیش از این درگیر یک رابطه حسی یک طرفه نشوید.
شوهرهای سابق تان را تخریب نکنید
یک توصیه مهم درباره این احتمال که با فرد مذکور ازدواج کنید، وجود دارد. مراقب باشید از شوهر اول تان که در گذشته دوست این فرد بوده، بدگویی نکنید. احتمال دارد در درد دل کردن هایتان، همسر قبلی تان را که دوست ایشان بوده تخریب کنید و این احساس نا امنی به ایشان می دهد.

چه کنم که رفتار تبعیض آمیز خانواده باعث حسود شدنم نشود؟!

چه کنم که رفتار تبعیض آمیز خانواده باعث حسود شدنم نشود؟!

خراسان/ «پدرم همیشه می گوید برادرم خیلی باهوش است»، «مادرم همیشه مرا دعوا می کند؛ اما خواهرم را دعوا نمی کند» و…. این ها رایج ترین جملات درد دل گونه بعضی نوجوانان است که به خواهر و برادر خود حسادت می کنند و البته بعضی از این حسادت ها اجتناب ناپذیر است. «حسادت» به دلیل دیدگاه کودک نسبت به والدین است چون فکر می کند پدر و مادر با او عادلانه رفتار نمی کنند. فرزانه عطاران؛ کارشناس ارشد مشاوره در مقدمه گفت وگویش با ما می گوید: «هرچند نقش و تاثیر رفتار والدین در ایجاد حسادت بین فرزندان غیر قابل کتمان است؛ اما می خواهیم به این سوال نوجوانان پاسخ بدهیم. چگونه به برادر و خواهرمان حسادت نکنیم؟ این مشاور در ادامه نکاتی را در همین باره مطرح می کند.
عزت نفس تان را بازیابید
عزت نفس می تواند ارزیابی مثبت یا منفی شما درباره خودتان باشد. به طور کلی ارزیابی منفی از خود باعث ایجاد حس حسادت می شود. همه ما روز های خوب و بد داریم و اغلب حس ما نسبت به خودمان، بر اساس پیشامد هایی است که در طول روز برایمان اتفاق می افتد. عزت نفس می تواند نوعی تفکر و به عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد که در طول عمر، قابل توسعه است. آیا شما دیدگاه خوبی درباره خودتان دارید؟ اگر شما به دنبال راهکار های ارتقای عزت نفس تان باشید، این نشان می دهد که می توانید از دام حسادت نسبت به خواهر و برادرتان رها شوید.

رفتار های قیاسی خود را شناسایی کنید
یکی از دلایل اصلی حسادت خواهر و برادر ها به یکدیگر، مقایسه های نابجاست. این که چرا پدرم برای خواهرم فلان وسیله را خرید؛ ولی برای من نخرید، هم مقایسه است و هم باعث حسادت می شود. این مقایسه می تواند با خواهر و برادری در موقعیت بالاتر یا پایین تر از خودتان انجام گیرد. مقایسه های منفی می تواند به اعتماد به نفس شما آسیب وارد کند؛ برای مثال یک مقایسه مثبت زمانی است که یک ویژگی رفتاری خوب را در خواهر یا برادر می بینید و به جای این که به کیفیت بالای آن صفت در آن فرد (به عنوان مثال درس خوان بودن) حسادت کنید، تلاش تان را برای درسخوان بودن انجام می دهید و آن صفت را در خودتان پرورش می دهید.
افکار و احساسات مقایسه ای خود را بنویسید
نگرش ایجاد شده بر اساس مقایسه خودتان با خواهر و برادرتان را بنویسید. اگر برایتان ممکن است، آن را بلافاصله بعد از ایجاد آن تفکر یا یادآوری در ذهنتان یادداشت کنید. به این صورت وقتی که هنوز در ذهن تان تازگی دارد آن را با توصیف بهتری می نویسید. همچنین به عامل حس ایجاد شده بر اساس مقایسه فکر کنید.
روی داشته هایتان متمرکز شوید
وقتی می بینید که مقایسه خودتان با خواهر و برادرتان، کار سودمندی برای شما نیست، می توانید توجه تان را به موفقیت های خود معطوف کنید. اگر احساس و ابراز سپاسگزاری خود را به سمت هدایای دریافتی بابت کار های خود ببرید، توجه تان را به جای خواهر و برادر به خودتان معطوف کرده اید؛ بنابراین زمان بیشتری را صرف توجه به نکات مثبت و داشته های خود کنید. ممکن است با شروع توجه تان به خود، به مقایسه خودتان با دیگر اعضای خانواده مشغول نشوید.
فهرستی برای سپاسگزاری داشته باشید
داشتن فهرستی برای شکرگزاری، یک راه برای یادآوری داشته هایتان به خودتان است. این کار به شما کمک می کند به چیز هایی که به دست آورده یا توسط والدین تان به شما اعطا شده است، توجه داشته باشید سپس می توانید بابت آن ها قدردان باشید. داشتن فهرستی از مواردی که می توانید بابت آن ها سپاسگزار باشید، احتمال موفقیت تان را بالا می برد. به هرحال تلاش کردن و فعالیت های بدون انگیزه، یا علیه شما تمام می شود یا هیچ سرانجامی نخواهد داشت. شما به قدردانی از خودتان برای داشته ها نیاز دارید چرا که این کار باعث بهبود زندگی شما خواهد شد.
با خودتان مهربان باشید
هراندازه بیشتر با خودتان مهربان باشید و خشونت را در حق خود کاهش دهید، به تلاش و انگیزه و سخت کوشی بیشتر دست پیدا می کنید و حسادت در وجودتان بیشتر رنگ خواهد باخت. فراموش نکنید که اختیار زندگی شما در دستان خودتان است. مقاومت در برابر مقایسه خودتان با دیگر اعضای خانواده کار سختی است؛ اما در نهایت کنترل آن در دست خودتان است.