مدیریت زمان بهتر با استفاده از لیست وظایف

مدیریت زمان بهتر با استفاده از لیست وظایف

بیا نی نی/ برای رسیدن به اهداف خود و تبدیل شدن به همه آنچه که می توانید به آن تبدیل شوید، باید وقت خود را مدیریت کنید.

به طور کلی، روانشناسان بر این باور هستند که “احساس کنترل”، کلید خوشبختی، اعتماد به نفس، قدرت و رفاه شخصی است و احساس کنترل، تنها زمانی امکان‌پذیر است که مهارت‌های عالی مدیریت زمان را تمرین کنید.

گزینه‌ها و تصمیم‌ها

اگر یک روی سکه، موفقیت توانایی تعیین اهداف واضح و روشن برای خود باشد، روی دیگر همان سکه، توانایی این است که به خود و کارهایتان نظم داده و با ارزش‌ترین کار‌های خود را در هر دقیقه ای از هر روز انجام دهید تا به اهداف خود برسید چراکه انتخاب‌ها و تصمیمات شما با هم ترکیب شده اند تا  تمام زندگی شما تا این لحظه را به وجود آورند. 

برای تغییر یا بهبود زندگی خود به هر روشی، باید تصمیمات جدیدی بگیرید که این تصمیمات، بیشتر باید با آنچه که واقعاً هستید و آنچه را که عمیقاً می‌خواهید، همسو باشند.

مدیریت زمان بهتر با استفاده از لیست وظایف

کار درست برای انجام دادن

تنها راهی که می‌توانید برای درست یا غلط بودن، اهمیت بیشتر و کمتر، کم یا زیاد بودن یک کار تعیین کنید، این است که ابتدا هدف خود را در آن لحظه خاص مشخص کنید و از آن مرحله به بعد، می‌توانید تمام فعالیت‌های خود را به فعالیت‌های “A” یا “B” تقسیم کنید.

فعالیت “A” چیزی است که شما را به سمت هدف هدایت می‌کند و هرچه سریع‌تر و مستقیم‌تر انجام شود، بهتر است، اما فعالیت “B” فعالیتی است که شما را به سمت هدفی که برای شما مهم است، سوق نمی‌دهد.

مدیریت زمان را با لیست وظایف خود آغاز کنید

ابزار اصلی مدیریت زمان، وظیفه‌ای است که براساس اولویت سازماندهی شده و به عنوان ابزاری ثابت برای مدیریت شخصی استفاده می‌شود و واقعیت این است که شما نمی‌توانید زمان را مدیریت کنید، بلکه شما فقط می‌توانید خودتان را مدیریت کنید.

به همین دلیل، مدیریت زمان مستلزم انضباط شخصی، کنترل خود و تسلط بر خود است و در حقیقت، مدیریت زمان نیازمند این است که شما بهترین انتخاب‌ها و تصمیمات لازم را برای افزایش کیفیت زندگی و کار خود انجام دهید و سپس، تصمیمات خود را پیگیری کنید که در این میان، دانستن مهارت‌های مدیریت زمان که برای شما مفید هستند، سرعت زندگی شما را بهبود می‌بخشند و بر میزان کار شما تأثیر مثبت می‌گذارند.

برای دستیابی به اهداف خود از برنامه ریزی پیشرفته استفاده کنید

از همین امروز، برنامه یک هفته آینده خود را تنظیم کنیدو برای هر روزتان، از شب قبل برنامه‌ریزی ای دقیق و جزئی  داشته باشید چرا که وقتی از روز یا شب قبل، کار‌های خود را برنامه‌ریزی می‌کنید، ضمیر ناخودآگاهتان از شب درگیر آن برنامه‌ها می‌ماند و صبح که از خواب بیدار می‌شوید، غالباً ایده و بینشی برای کمک به خود به منظور دستیابی به موارد موجود در لیست وظایفتان خواهید داشت.

مدیریت زمان بهتر با استفاده از لیست وظایف

زندگی خود را از طریق اولویت بندی بهبود ببخشید

در روند مدیریت زمان خود، باید کار‌های فوری را از کار‌های مهم جدا کنید و باید در نظر داشته باشید که وظایف فوری توسط فشار‌ها و نیاز‌های خارجی تعیین می‌شوند و باید خیلی سریع آن‌ها را انجام دهید.

چگونه مهارت‌های مدیریت زمان خود را بهبود ببخشیم؟

لیستی از هر آنچه دوست دارید در ماه‌ها و سال‌های آینده به دست آورید یا داشته باشید، تهیه و لیست وظایف خود را تجزیه و تحلیل کرده و مواردی را انتخاب کنید که بیشترین پیامد‌های ممکن را در زندگی شما داشته باشند.

همه چیز درباره معضلی به نام طلاق عاطفی

همه چیز درباره معضلی به نام طلاق عاطفی

حامی هنر زندگی/ در این مقاله به موضوع تست طلاق عاطفی و حاشیه های مربوط به آن می پردازیم. تا انتهای این نوشتار همراه شما هستیم.
یکی از مشکلاتی که این روزها بسیاری از زوجین با آن درگیر هستند، سردی در روابط و به عبارتی دیگر طلاق عاطفی است. تعداد افرادی که در حال حاضر به علت عدم وجود علاقه و روابط عاطفی به خاموشی گراییده و به دادگاه ها مراجعه می کنند تا طلاق خود را بگیرند، کم نیستند.
این دسته از افراد، علت اصلی این موضوع را این طور بیان می کنند که همسر آن ها (حال می خواهد خانم باشد یا آقا) مانند گذشته به آن ها علاقه نداشته و در حال حاضر دیگر قادر نیستند با یکدیگر هیچ رابطه ی احساسی و عاطفی داشته باشند. در برخی مواقع، این موضوع با مراجعه به مشاور و تغییر در برخی رفتارهای مخرب درست می شوند.
 اما گاها این موضوع قابل حل نبوده و تنها راه حل موجود چیزی به غیر از طلاق نیست. یعنی در نهایت، طلاق عاطفی می تواند منجر به طلاق حقوقی و رسمی نیز شود. در این مطلب قصد داریم تا به این موضوع بپردازیم که طلاق عاطفی چیست؟ و سپس آن را از منظر روانشناسی مورد بررسی قرار داده و در نهایت نیز در مورد تست طلاق عاطفی به صحبت خواهیم پرداخت. پس اگر این گونه مطالب برای شما هم جذاب است، در ادامه با ما همراه باشید.

مطالب بررسی شده در این مبحث:
طلاق عاطفی چیست؟
طلاق عاطفی از نظر روانشناسی چگونه توضیح داده می شود؟
در صورت بروز چه نشانه ها و علائمی می توان احتمال طلاق عاطفی را داد؟
طلاق عاطفی به چه علت هایی ممکن است بروز کند؟
سایر علت هایی که برای طلاق عاطفی مطرح می شوند، کدام است؟
طلاق عاطفی و خیانت، چه ارتباطی می توانند با هم داشته باشند؟
چگونه خدمات مشاوره می تواند در زمینه ی طلاق عاطفی کمک کننده باشد؟

طلاق عاطفی چیست؟
همیشه جدایی و طلاق به صورت رسمی به ثبت نمی رسد، بلکه گاها شرایطی در زندگی افراد به وجود می آید که دیگر هیچ محبت و عشقی میان زن و شوهر وجود نداشته و با وجود این که آن ها همچنان با هم زندگی می کنند، ولی دیگر اثری از روابطی که در گذشته با هم داشته اند، هیچ چیزی دیده نمی شود.
در این نوع از طلاق، دیگر هیچ احساسی میان زن و شوهر دیده نمی شود و آن ها ابراز احساسات خود را از یکدیگر دریغ می کنند. معمولا در این شرایط، هم میزان اطمینان و اعتماد زوج ها به یکدیگر کمتر شده و حتی به صفر رسیده و هم این که ممکن است هر یک از طرفین، دیگر جذابیتی برای یکدیگر نداشته باشند. معمولا طلاق عاطفی را می توان نخستین گام از مرگ یک رابطه ی زناشویی به شمار آورد که صمیمیت میان زوجین جای خود را به بیگانگی داده و عموما در نهایت این موضوع منجر به طلاق قانونی نیز خواهد شد.
طلاق عاطفی درجه های گوناگونی را شامل می شود. از قهر کردن هایی که خیلی ساده و بدون هیچ صحبت کردنی و با سکوت انجام می شوند گرفته، تا بحث و جدل هایی که جدی تر بوده و همراه با توهین باشند  و حتی خشونت های فیزیکی و زد و خورد، همه و همه می توانند طلاق عاطفی را در بر بگیرند. مفهومی که می تواند به خوبی طلاق عاطفی را توصیف کند، دلزدگی زناشویی است.
از این واژه بار معنایی منفی زیادی نظیر صفاتی مانند خشم، احساسات منفی، تنفر، ناامیدی، دشمنی، رنجش، زیان و سایر مواردی از این دست دریافت می شود که همگی جایگزین حس های مثبتی نظیر عشق و دوستی و احترام متقابل در زندگی زناشویی و روابط زن و شوهر خواهد شد. اگر شما هم در چنین شرایطی به سر می برید و یا احساس می کنید که ممکن است در چنین شرایطی قرار داشته باشید، تست طلاق عاطفی می تواند به شما کمک کند تا وضعیت خود را بدانید.

طلاق عاطفی از نظر روانشناسی
برای این که بتوان از منظر روانشناسی مطمئن شد که طلاق عاطفی میان یک زوج به وقوع پیوسته است، می بایست تست طلاق عاطفی را انجام داد. اما پیش از آن باز هم از نظر روانشناسی وجود برخی نشانه ها و علائم و شناسایی آن ها می تواند به زوجین کمک کند تا ببینند که آیا در چنین وضعیتی قرار گرفته اند یا خیر؟ برخی از این نشانه ها به شرح زیر می باشند:
1. کاهش میزان رابطه های عاطفی میان زن و شوهر و یا از بین رفتن کامل آن
2. در صورتی که هیچ یک از زوجین درباره مشکلات موجود میانشان صحبتی نکرده و نسبت به مشکلات به وجود آمده کاملا بی تفاوت باشند.
3. در صورتی که هر یک از زوجین برای همدیگر وقت کمتری را نسبت به قبل اختصاص می دهند و در عین حال بیشتر وقت خود را بیرون از منزل گذرانده و تفریحات تکی آن ها بیشتر از تفریحات دوتایی و خانوادگی آن ها است.
4. تعطیل شدن کلیه ی روابط احساسی و معاشقه و روابط جنسی
5. پدر و یا مادر یا هر دوی آن ها تماما بر روی فرزند خود متمرکز می شوند و کلیه ی احساسات و محبت خود را به جای همسر خود، خرج فرزند و یا فرزندان می کنند.

در صورت بروز چه نشانه ها و علائمی می توان احتمال طلاق عاطفی را داد؟
در قسمت قبلی گفتیم که علم روانشناسی، نشانه ها و علائمی را بیان می کند که به وسیله ی آن ها می توان تا حدودی از وجود طلاق عاطفی میان زوجین اطمینان پیدا کرد. اما به هر حال روش مطمئن تر، استفاده از تست طلاق عاطفی است که بهتر است نزد یک مشاور خوب و مطمئن انجام شود. اما به طور کلی سایر این نشانه ها به شرح زیر هستند:
1. عدم توجه به تفکرات یکدیگر و حتی اهمیت ندادن
2. عدم وجود اعتماد بین زوجین
3. کمتر شدن وابستگی زن و شوهر به یکدیگر
4. درز پیدا کردن مشکل ها، مسئله ها و رازهای زناشویی به خارج از خانه
5. بزرگ کردن اشتباهات هر یک از طرفین به وسیله ی طرف دیگر، حتی هنگامی که مسئله ی مهمی در میان نباشد و همچنین استفاده از همین اشتباه به عنوان یک اهرم برای سرزنش و ملامت
6. شخم زدن گذشته و بازگو کردن مسئله ها و مشکل های آن به جای این که چشم آن ها به آینده و موارد پیش رو باشد.
7. کمتر شدن شور و شوق زندگی در هر دوی زن و شوهر
8. قبول نکردن مشکل های موجود و صحبت نکردن در مورد آن ها. همین امر می تواند سبب به وجود آمدن جبهه های منفی علیه همسر شده و اوضاع را بدتر کند.

طلاق عاطفی به چه علت هایی ممکن است بروز کند؟
هنگامی که صحبت از رابطه ی میان زن و شوهر می شود، موارد بسیاری هستند که ممکن است بر روی رابطه ی آن ها اثر بگذارند. طلاق عاطفی، یکی از همین موارد تاثیر گذار بر رابطه ی میان یک زن و شوهر است که نه به یکباره، بلکه به صورت تدریجی و آرام آرام رخ می دهد. بهترین راه برای شناسایی این مشکل، استفاده از تست طلاق عاطفی است که به وسیله ی روانشناس ها انجام می شود.
اما در صورتی که علت های این موضوع را بشناسیم، گاها می توانیم آن را شناسایی کنیم و حتی در برخی مواقع از وقوع و یا بدتر شدن آن جلوگیری کرده و حتی وضعیت را بهتر کنیم. این علت ها به شرح زیر هستند:
1. در صورتی که هر یک از طرفین، دارای مشخصه های اخلاقی نامناسب و آزار دهنده باشد.
2. در صورتی که زمان ازدواج در سنین بالا بوده و دیر هنگام باشد.
3. بروز رفتارهای خشونتی به وسیله ی یکی از زن و یا شوهر
4. دخالت کردن خانواده ها آن هم بدون هیچ دلیل و بدون مطرح شدن درخواست کمک از سوی زن و شوهر
5. از دست دادن موقعیت شغلی زن و یا شوهر
6. ضعیف بودن هر یک و یا هر دوی زن و شوهر در برقراری ارتباط به صورت گفتاری و غیر گفتاری و مهارت های این چنینی

سایر علت هایی که برای طلاق عاطفی مطرح می شوند، کدام است؟
در قسمت قبلی به تعدادی از علت هایی که می توانند منجر به بروز طلاق عاطفی میان زوجین شوند، پرداختیم. همچنین گفتیم، مطمئن ترین راهی که برای مطمئن شدن از بروز طلاق عاطفی میان شما و همسرتان وجود دارد، استفاده از تست طلاق عاطفی است که اصولی و علمی بودن آن به وسیله ی روانشناس ها انجام می شود. 

در این قسمت هم قصد داریم تا به بقیه ی عامل هایی در این زمینه بپردازیم. این علت ها به شرح زیر هستند:
زوجین نسبت به هم شناخت خوبی نداشته و به همین علت هم قادر نیستند تا نیازهای یکدیگر را رفع کنند.
ازدواج هایی که با میل قلبی انجام نگرفته است و یکی یا حتی گاها هر دوی زوجین با اجبار تن به این ازدواج تحمیلی داده اند.
وجود تفاوت هایی در خانواده ی زن و شوهر به خصوص تفاوت های فرهنگی
در صورتی که زن و شوهر از نظر شخصیتی، اخلاقی و رفتاری با یکدیگر تناسب نداشته باشند.
ازدواج هایی که به صورت ناگهانی و عجله ای و بر مبنای تنها احساسات انجام می شوند و طرفین قادر نیستند تا قبل از ازدواج به خوبی روی هم شناخت پیدا کنند.
در صورتی که هر یک از زوجین (برای خانم ها بیشتر پیش می آید) به علت فرار از خانه ی پدری و مشکلات موجود در آن به ازدواج پناه آورده باشند.
در صورتی که اختلاف سنی بالایی میان زوجین وجود داشته باشد.
طلاق عاطفی و خیانت
ممکن است این سوال برای شما هم پیش بیاید که طلاق عاطفی چه ارتباطی با خیانت دارد؟ همان طور که گفتیم، وقتی میان زن و شوهر فاصله می افتد، ارتباطات عاطفی آن ها هم دستخوش تغییر شده و رو به نیستی و زوال می گذارد. به تعبیری دیگر، تنها نقطه ی اتصال میان این زوجین همان نامی است که از یکدیگر در شناسنامه ی هم دارند و مهری که بر این ازدواج صحه می گذارد.
لذا همین امر می تواند به این موضوع منجر شود که هر یک از زوجین فکر کنند که دیگر نسبت به هم تعهدی ندارند و آزاد و رها هستند. همین عدم تعهد می تواند سبب شود تا رابطه هایی خارج از ازدواج مورد نظر ایجاد شده و به نوعی طلاق عاطفی، خود می تواند عاملی برای شروع خیانت باشد. معمولا نخستین و یکی از مهمترین درخواست هایی که هر زوج از پارتنر احساسی اش (حال می خواهد زن باشد یا شوهر) دارد، این است که تحت هیچ شرایطی به وی خیانت نکند.
ولی هنگامی که چنین اتفاقی به وسیله ی یکی از زوجین به وقوع می پیوندد، اوضاع آن ازدواج کمی بغرنج می شود. حتی این امر سبب می شود که خارج شدن از این وضعیت بسیار دشوارتر شده و گاها غیر ممکن شود. طلاق عاطفی میان زوج ها یکی از شایع ترین مواردی است که حتی گاها خانواده ی نزدیک زوجین نیز اطلاعی از آن ندارند.
برای این که زوجین بتوانند از بروز این معضل در رابطه شان مطمئن شوند و اگر دوست دارند تا پیگیر کارهایی برای رفع این مشکل و بازگرداندن گرما به روابط و کانون خانواده شان باشند، می بایست در گام نخست، تست طلاق عاطفی را انجام دهند. عموما این تست به وسیله ی روانشناس انجام می شود و سپس این فرد، راهکارهایی برای حل موضوع ارائه خواهد داد.

استفاده از خدمات مشاوره در این زمینه را فراموش نکنید!
خدمات مشاوره در زمینه ی طلاق عاطفی می تواند به هر یک از زوجین کمک شایانی کند. پیش از انجام هر کاری لازم است تا تست طلاق عاطفی انجام دهید و سپس در جلسه ی مشاوره، مشکلاتتان را با روانشناس و یا مشاور خود در میان بگذارید. قطعا این فرد می تواند در این راه کمک به سزایی برای شما باشد. همچنین از اهمیت مشاوره ی پیش از ازدواج هم غافل نشوید. بسیاری از مشکل ها پیش از ازدواج قابل پیش بینی هستند و تنها کافی است تا کمی دقیق تر و اصولی تر به مسائل نگاه کنیم.

تست طلاق عاطفی  چگونه تستی است و چگونه می تواند در این زمینه کمک کننده باشد؟
روانشناسان و موسسه های مشاوره ای پس از این که نسبت به انجام مشاوره با فرد مراجعه کننده برای این موضوع اقدام می کنند، از آ نها می خواهند تا پرسشنامه ای را تکمیل کنند که عموما تحت عنوان تست طلاق عاطفی شناخته می شود. معروف ترین و پراستفاده ترین این تست ها را می توان تست یا پرسشنامه تعیین طلاق عاطفی گاتمن به شمار آورد. در این تست همانند سایر تست ها، تعدادی سوال آورده شده است که می بایست با بله و خیر به آن ها پاسخ داده شود.
این پرسش ها در مورد بخش های مختلف زندگی فرد است که وی می باید با دقت تمام و با صداقت به آن ها پاسخ دهد. طراحی این پرسشنامه در سال دو هزار و هشت انجام شده و یکی از موفق ترین تست ها در این زمینه می باشد. کل تست گاتمن دارای بیست و چهار سوال است که پس از پاسخگویی به آن می بایست نتیجه ها را تفسیر کرد.
نتیجه نیز عموما به این شکل تفسیر می شوند که پرسش هایی که با جواب مثبت یا بله پاسخ داده شده اند، شمارش شده و در صورتی که تعداد آن ها بیشتر از 8 باشد، یعنی فرد در دام طلاق عاطفی گرفتار شده است و می بایست در نخستین گام به مشاور مراجعه کرده و برای رفع مشکل خود اقدام کند. 

نتیجه گیری
یکی از مشکل های شایع در زندگی زناشویی در حال حاضر طلاق عاطفی است. یعنی شرایطی که زوجین هیچ احساسی به هم نداشته و رابطه ای نیز برقرار نمی کنند. طلاق عاطفی می تواند علت های مختلفی داشته باشد که در این مطلب، به طور مفصل به آن ها پرداختیم. بهتر است تا برای اطمینان از بروز این موضوع در زندگی تان، نزد یک مشاور رفته و برای انجام تست طلاق عاطفی اقدام کنید.

شوهرم در عمل به من علاقه ای ندارد اما زبانی چرا!

شوهرم در عمل به من علاقه ای ندارد اما زبانی چرا!

خراسان/ شوهرم به من هیچ اعتنایی نمی کند. می گوید دوستم دارد اما در عمل چیزی نمی بینم. نه برایم گل می خرد و نه تغییرات ظاهری ام را در خانه متوجه می شود. می شود خوشبختی به من رو کند و شوهرم من را ببیند؟

پاسخ
نکات مهمی در سوال شما مطرح نشده است، مانند این که چند سال دارید، چند سال است ازدواج کرده اید و این که آیا همسر شما همیشه و از ابتدای ازدواج چنین ویژگی هایی را از خود بروز می داده است یا این که به تازگی شما چنین خصوصیاتی را در رفتار او مشاهده می کنید که در سابقه رفتاری ایشان وجود نداشته است.

تفاوت شیوه ابراز علاقه
نحوه ابراز علاقه در افراد، از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرد. جنسیت، شخصیت، فرهنگ و آموزه های خانوادگی از جمله عواملی است که می تواند منجر به این شود که افراد به شیوه های مختلفی علاقه خود را نشان دهند. در صورتی که مردی تحت آموزش باورهای سنتی مردانه رشد کرده باشد یا در الگوی والدینی او ابراز علنی عواطف، مرسوم نبوده باشد، ممکن است در رابطه با همسر خویش به آموزه های سنتی و الگوی ارتباطی والدینش وفادار باقی بماند و سعی کند علاقه مندی خود را تنها به شیوه های سنتی مانند تامین نیازهای مادی خانواده و در اولویت قرار دادن شغل و مسائل و مشکلات خانوادگی نشان دهد. بنابراین پیش از هر قضاوتی، این موضوع را مدنظر قرار دهید که همسرتان چگونه شخصیتی دارد؟ آیا فردی درون گراست که به سختی احساسات خود را در هر زمینه ای با دیگران در میان می گذارد؟ آیا در خانواده ای با عقاید سنتی درباره مردان بزرگ شده است؟ رابطه والدین او با یکدیگر چه بوده است و اصولا علاقه مندی را چطور تعریف می کند؟

درباره خواسته هایتان صحبت کنید
در مرحله بعد شما می توانید درباره آن چه شما را در ازدواج تان خوشحال تر می کند، صحبت کنید. به خاطر داشته باشید توانایی برقراری یک ارتباط دوجانبه رضایت بخش، یک مهارت است که هر زوجی در صورت تمایل می توانند آن را بیاموزند. اما پیش از آن، لازم است همسرتان را از نیازهای خود آگاه کنید. به شوهرتان بگویید علاقه دارید نظرش را درباره نحوه آراستگی تان اعلام کند. به او بگویید از توجه های کوچکی که به شما می کند، چقدر خوشحال می شوید.

با کارهای خوبش هیجان زده شوید
کار دیگری که می توانید انجام دهید این است که هر زمان رفتاری هرچند کوچک انجام می دهد که باب میل شماست، برای مثال قبل از خروج از فروشگاه در را برای شما نگه می دارد، به صورت صریح و مستقیم به او بگویید که از این کارش هیجان زده و خوشحال شده اید. چنین قدردانی هایی ممکن است باعث شود او قدم های بیشتری در این زمینه بردارد. می توانید یک شام رمانتیک در منزل یا رستوران تدارک ببینید و در شرایط مناسبی، از نوع رابطه ای که مشتاق آن هستید به طور صریح و مستقیم صحبت کنید. به خاطر داشته باشید حتما از کارهای خوبی که به شیوه خودش نیز انجام می دهد، قدردانی و تشکر کنید تا او گمان نکند آن چه انجام می دهد برای شما ارزشی نداشته است.

اگر شوهرتان به تازگی تغییر کرده…
در صورتی که همسرتان پیش از این، به گونه دیگری رفتار می کرده است، سعی کنید علت رفتار او را درک کنید. آیا میزان کار ایشان افزایش یافته است؟ مشکلی کاری یا خانوادگی مطرح است؟ گاه استرس و مشکلات زیاد، برخی مردان را ساکت و گوشه گیر می کند. در چنین حالتی سعی کنید با همسرتان همراه شوید و از او حمایت کنید. در صورتی که دلیل تغییر رفتار او را متوجه نمی شوید، این موضوع را با او مطرح و نگرانی تان را به صورت غیرخصمانه و غیرقضاوت گرایانه بیان کنید. شما می توانید در این زمینه از یک متخصص زوج درمانگر بهره مند شوید.
نویسنده : تینا امیری| روان شناس بالینی از انستیتو روان پزشکی

63 ساله ام و نمی دانم چه همسری انتخاب کنم؟

63 ساله ام و نمی دانم چه همسری انتخاب کنم؟

خراسان/ 63 ساله، بازنشسته و دارای لیسانس زبان انگلیسی هستم. شش سال است از همسرم جدا شدم. او شدیدا لجباز و یکدنده بود. در شهرستان کوچکی زندگی می کنم. مایلم با خانمی 40 سال به بالا ازدواج کنم. با توجه به شرایطم، باید چه ویژگی های داشته باشد؟

پاسخ
درباره ازدواج در شرایط سنی شما و ویژگی های خانمی که قرار است با شما ازدواج کند، چند نکته حائز اهمیت است که در ادامه مطرح می کنم.
بررسی انتظارات و قالب های ذهنی تان
تشخیص برخی سخت گیری ها یا قالب های ذهنی یا انتظارات نسبتا محتوم در خود و طرف مقابل و دقت در انتخاب همسر بر مبنای همخوانی و تجانس حداکثری در موارد یاد شده، برای شما بسیار مهم است. به طور مثال یک فرد 63 ساله مذهبی (به ویژه مرد) تقریبا بعید است بتواند با خانمی که پایبند به قیود مذهبی ایشان نیست، کنار بیاید و بی تردید تحمل نخواهد کرد. در سنین پایین تر، دختر و پسر قیود شکل گرفته و محتومی مانند افراد مسن ندارند در نتیجه سازگارتر و منعطف تر هستند. مثال دیگر، نوع مراوده با اقوام و خویشان دور و نزدیک است. به طور مثال ممکن است شما هر هفته مایل باشید در مهمانی خانوادگی روز جمعه دختر و پسر خود را ملاقات کنید و خانم شما برعکس چندان میلی به این کار نداشته یا حوصله مهمان داری هر هفته را نداشته باشد. توجه به مواردی از این دست که در واقع عادت های جدی و شکل گرفته ای است که بر آن پافشاری دارید و حاضر به کوتاه آمدن نیستید، مهم است. این موضوع را هم عرض کنم به هرحال شما نمی توانید همسری برگزینید که کاملا با شما هماهنگ باشد بلکه اگر در نیمی از موارد هم تجانس وجود داشت، کفایت می کند.
به توافق رسیدن درباره فرزندان
موضوع دیگر، بحث فرزندان دو طرف است که در همان آغاز باید درباره آن به توافق برسید. این که چگونه و چطور آن ها با شما باشند و برعکس. در ضمن برای برخی زوج ها موضوع ارث و شفافیت اوضاع مالی در ازدواج بالای 60 سال، مهم است که بی تردید مشاور حقوقی، مسیرهای مناسب و مورد وفاقی را برای شما ترسیم خواهد کرد.
اهمیت تلاش برای خوشبختی توسط خودتان
به واسطه تفاوت سنی نزدیک به 20 سال، شما و شخص مد نظرتان باید درباره انتظارات تان در ازدواج پیش رو کاملا آگاه باشید تا از به اصطلاح ناکامی های طبیعی که بین شما رخ می دهد، دچار غم زدگی و کاهش انگیزه و بی میلی به ادامه زندگی نشوید. برای مثال هماهنگی عاطفی و زناشویی شما بی تردید فاصله مشهودی با هم دارد که قبل از ازدواج باید درباره آن کاملا آگاه باشید و موارد دیگر که توصیه می شود با مراجعه به مشاور با تجربه، مسن و خبره از فهرست انتظارات درست و نادرست هم مطلع شوید و در نهایت با وقوف به آن، تصمیم معتبر و محکمی بگیرید. نکته آخر این که میل و اشتیاق برای ازدواج، غریزی و درونی است و شما را به سمت ازدواج سوق می دهد اما نیروی لازم برای بقا و ماندن در ازدواج، در خود آن تولید می شود و منشاء آن، توانایی برآورده کردن انتظارات درست هم و حل و فصل انتظارات نادرست هم مبتنی بر احترام و محبت است. نیروی اول وجود دارد و آن چه در بالا توصیه شد به قصد شکل گیری نیروی دوم بود که توجه مضاعف تری را می طلبد.

شوهرم روز به روز بد اخلاق تر می شود

شوهرم روز به روز بد اخلاق تر می شود

خراسان/ زنی 18ساله ام و شوهرم 20سال دارد. 2 سال است که عقد کرده ایم و به دلایلی هنوز نتوانسته ایم به خانه خودمان برویم . شوهرم روز به روز بد اخلاق تر می شود و می گوید دوستم دارد ولی سر مسائل کوچک بحث می کند. با همه خوب است جز من و خانواده ام. حس می کنم حتی فامیل های دورش از من برایش مهم تر هستند. همیشه به دلیل رفتار هایش سرزنش می شوم. کارم فقط شده است گریه کردن. با هیچ فردی نمی توانم صحبت کنم چون با اصرار، خانواده ام را به این ازدواج راضی کردم.

پاسخ
با سلام خدمت شما خواهر گرامی. شما از بداخلاقی شوهرتان شکایت کرده اید و گفته اید که روز به روز اخلاق وی با شما بدتر می شود و در عین حال شما را دوست دارد. با توجه به توضیحاتتان و این که دو سال از دوره عقدتان گذشته است و گفته اید که خانواده تان را مجبور به این ازدواج کرده اید، باید به این نکته توجه داشته باشید که به دلایل زیادی ممکن است این بد اخلاقی اتفاق بیفتد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1-ممکن است یکی از دلایل بد اخلاقی های شوهرتان، توانایی نداشتن او برای رفتن به خانه خودتان باشد که باعث استرس و اضطراب او شده است و بد اخلاقی می کند. در این باره شما باید سعی کنید نگرانی های وی را درک کنید و به او در تامین شرایط ازدواج کمک کنید.
2-نکته مهم دیگر در این زمینه نوع تربیت وی است. ممکن است وی در خانواده ای بزرگ شده که این گونه رفتار کردن برایشان عادی و طبیعی است. در این باره شما باید در زمانی که وی آرام است و به شما ابراز محبت می کند، درباره نوع رفتارش صحبت کنید و بگویید که رفتارش چه مقدار شما را اذیت می کند.
3-نکته دیگر در این زمینه این است که ممکن است شوهرتان دارد رفتار شما یا یکی از اعضای خانواده تان را تلافی می کند. در این زمینه باید با وی صحبت کنید و دلیل رفتار خودتان را توضیح دهید و از طرفی در تغییر رفتارتان تلاش کنید.
4-نکته دیگر در این زمینه این است که اگر عصبانیت شوهرتان در این اواخر بیشتر شده ممکن است او مشکلی دارد که نمی تواند درباره آن با شما صحبت کند مانند مشکلات شغلی. در این باره سعی کنید با محبت و آرامش دادن به وی به مشکل پی ببرید و متوجه آن شوید.
5-نکته دیگر، نوع رفتار خانواده شوهرتان است که باعث توجه بیشتر او شده است. ببینید که دیگران چگونه با وی رفتار می کنند که باعث نزدیکی و جلب توجه وی می شوند. شما نیز سعی کنید نکات مثبت در رفتار آن ها را انجام دهید.

به شدت از شوهرم می ترسم!

به شدت از شوهرم می ترسم!

خراسان/ زنی 35 ساله ام. شوهر اولم از دنیا رفته است. حدود سه سال است دوباره ازدواج کرده ام ولی شوهرم، دو کودکم را کتک می زند. اگر از آن ها دفاع کنم، مرا هم کتک می زند و تهدید می کند که مرا می کشد. مرد خیلی بددهانی است. واقعا از او می ترسم. شما بگویید چه کار کنم؟ دوست دارم طلاق بگیرم. روانم به هم ریخته است و فرزندانم امنیت جانی ندارند.

پاسخ
خواهر گرامی، وجود چنین رفتاری در زندگی، واقعا مایه تاسف و نگرانی است و امیدوارم اراده عمومی در کشور ما بر این قرار بگیرد که قوانین، سازمان ها و نهادهای مختلف به نحوی عمل کنند که شاهد چنین وضعیتی در خانواده ها نباشیم زیرا شاید در ظاهر، این مسئله یک چالش خانوادگی به نظر برسد ولی در اصل یک آسیب اجتماعی محسوب می شود. هرچند که درباره سلامت روانی شوهرتان و علت رفتارهایش توضیحی نداده و مشخص نکرده اید که قادر به کنترل خشم خودش نیست یا عمدا مبادرت به این عمل می کند ولی در عین حال، نکاتی را در ادامه خدمت شما عرض می کنم که امیدوارم راه گشا باشد.

رفتارهای کودکان تان را ارزیابی کنید
این که شوهرتان دو کودک شما را کتک می زند، می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ولی قبل از این که بخواهیم همه این دلایل را در وجود شوهرتان جست و جو کنیم، باید بررسی کنید که رفتار و عملکرد فرزندان شما چقدر در بروز و تشدید این مسئله نقش دارد. ممکن است شوهرتان به زعم خودش، نگران آینده آن هاست و به این ترتیب می خواهد آن ها را تربیت کند. در چنین شرایطی اگر شما بخواهید تعصب زیادی داشته باشید و همواره از فرزندانتان دفاع نابه جا بکنید، شوهرتان بیشتر عصبانی می شود. بنابراین بهتر است ابتدا انگیزه شوهرتان را بپرسید و چنان چه این طرز رفتار ناشی از سبک تربیتی او بود، سعی کنید با لحنی آرام و در زمان مناسب و بدون حضور بچه ها، برایش توضیح دهید که این شیوه مناسب نیست و نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

علت یابی کنید
قبل از هر چیز، علت این را که شوهرتان اقدام به کتک کاری می کند، پیدا کنید چون اگر یک انسان از نظر روحی و روانی در شرایط سلامت باشد امکان این که چنین رفتاری داشته باشد، وجود ندارد و شما باید ریشه این اعمال را پیدا کنید تا بتوانید آن را رفع کنید. برای این منظور، بهتر است ببینید چه زمان هایی و در پی چه اتفاقاتی اقدام به خشونت و پرخاشگری می کند و از صحبت هایی که می کند، بفهمید می خواهد با این رفتار، چه چیزی را اثبات کند یا چه چیزی را به دست بیاورد. اگر بتوانید برای این سوالات پاسخ مناسبی پیدا کنید، آن گاه بهتر می توانید برای کاهش این رفتارهای شوهرتان برنامه ریزی کنید.

بهانه ها را از شوهرتان بگیرید
در طول این مدت، احتمالا متوجه شده اید چه چیزهایی باعث عصبانیت و پرخاشگری او می شود. بنابراین تلاش کنید از ایجاد موقعیت های مشابه جلوگیری کنید و بهانه ای برای پرخاشگری و خشونت او فراهم نکنید. البته این مسئله تا زمانی به شما کمک می کند که شوهرتان در سلامت روانی باشد یا این که عمدا دنبال بهانه گیری و ایجاد درگیری نباشد.

از بزرگ ترهای فامیل کمک بگیرید
اگر امکان راضی کردن شوهرتان برای رفتن پیش مشاور وجود دارد، حتما این کار را بکنید چون اگر شوهرتان به دنبال انتقام گیری نباشد و فقط مهارت کنترل خشم را نداشته باشد، روان شناس می تواند به او کمک کند تا بر اعصابش مسلط شود ولی اگر امکان راضی شدن ایشان برای مراجعه به روان شناس وجود ندارد با بزرگ ترهای خانواده تان این موضوع را مطرح کنید و از آن ها بخواهید به شما کمک کنند.

از بهزیستی کمک بگیرید
اگر هیچ کدام از راه حل های مطرح شده به کارتان نیامد، از راه های قانونی و از سازمان های حمایتی مانند بهزیستی و اورژانس اجتماعی کمک بگیرید. شما می توانید به اداره بهزیستی محل سکونت خود مراجعه کنید و موضوع را با مشاوران و مددکاران آن درمیان بگذارید.
نویسنده : حسین محرابی | روان شناس

چگونه بهترین همسر را برای ازدواج و آینده انتخاب کنیم؟

چگونه بهترین همسر را برای ازدواج و آینده انتخاب کنیم؟

بیا نی نی/ از مهم ترین مقوله های یک ازدواج موفق انتخاب بهترین همسر است . بسیاری از ما در انتخاب همسر اشتباه می کنیم و می پنداریم ازدواج با هر کسی بهتر از تنهایی و بی عشقی است اما نمی دانیم که انتخاب نادرست همسر می تواند زندگی آینده ما را تباه سازد و در این راه ممکن است احترام و اعتماد به نفس و ارزشمندی خود را از دست دهیم و از دست دادن این سه چیز موجب از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی خواهد شد.
اگر در شرف ازدواج هستید

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست
در بسیاری از فیلم ها و کتابها عشق در نگاه اول را با تپش قلب ؛عرق کف دست و… نشان می دهند اما باید توجه داشته باشید این خصوصیات عاشق واقعی نیست فقط یک کشش جنسی احمقانه است که نسبت به هر کسی که فرومونها را در مغزتان فعال کند پیدا می کنید.
فرومونها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک dna خاص را از روی بوی بدن او کشف میکند، تولید میشوند. تولید این فرومونها نشان دهنده این است که این دو نفر میتوانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب dna آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. اما نشان نمی دهد که این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند.

انتخاب بهترین همسر برای ازدواج
کشش احمقانه جنسی شما را مجبور به دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان ، کارهایی خجالت آوری که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. آنچنان که هنگامی که رومئو و ژولیت دریافتند دیگر نمی توانند به عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.

عشق بدون دوام و نا پایدار یکی دیگر نشانه های کشش احمقانه جنسی
عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد میشود. گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول میانجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر از بین رفته است. شاید این زوجها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور میکنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کردهاند باید با هم بمانند.برای انتخاب درست همسر بهترین راه ترکیب کشش جنسی و عشق حقیقی است.

حس مسئولیت و حمایت از نشانه های عشق واقعی
حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت او از نشانه های عشق واقعی است که با کشش جنسی که در آن فرد مجبور به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست تفاوت دارد.
از نشانه های عشق واقعی این است که هیچ گاه طرف مقابلتان را مجبور به دوست داشتن خود نمی کنید و فقط خوشبختی او مد نظرتان است حتی اگر شما را دوست ندارد او را رها می کنید تا در کنار کسی باشد که دوستش دارد.
اگر عشق واقعی باشد به یکدیگر کمک می کنید که به شناخت بیشتری از یکدیگر برسید زیرا شناخت دو طرفه سبب ایجاد عشق عمیق می شود، عشقی که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.
یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر می خواهید انتخاب درستی داشته باشید کسی را انتخاب کنید که به شما شبیه باشد . درست است افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند.متاسفانه خیلی از افراد متضاد با هم ازدواج میکنند و می فهمند زندگی زناشویی بسیار بدی دارند.

به هیجانات اهمیت ندهید
هنگامی که انتخاب عاقلانه ای نداریم پس از گذشت چند سال و فروکش کردن هیجانات اولیه ، درک رفتار یکدیگر را از دست می دهیم درنتیجه هر چه زمان جلوتر میرود وقت کمتری را با هم سپری میکنیم و آخر کار محبور میشویم یا از هم جدا شویم یا عقاید و علایق خود را عوض کنیم.
اما بهتر است در چنین شرایطی از کسی که دوستش ندارید و معشوق واقعی شما نیست، جدا شوید زیرا با ماندن با او شانس خود ، همسر و دو نفر دیگر را برای خوشبختی را از بین میبرید و زندگی خانواده هایتان را نیز با دعواها، و جنجال های همیشگی مختل می کنید.

صبر و گذشت از نشانه های عشق واقعی
اگر طرف مقابلتان در برابر رفتارهای زشت و بی ادبانه شما صبر و گذشت زیادی نشان داد از او سوء استفاده نکنید زیرا این کار شما می تواند نشان دهنده این باشد که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید.
هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید و در این صورت خود را جای او بگذارید . 20 سال آینده خود را تصور کنید .آیا با تصور آن لبخند بر لبتان می آید یا می ترسید. بیشتر افراد دوست دارند سالیان دراز با فردی زندگی کنند که آن ها را تحسین می کند نه فردی که منتقد آن ها ست و با این تصور لبخند بر روی لبانشان می آید.

دانستنی هایی برای انتخاب بهترین همسر
بهترین نشانه عشق حقیقی دوستی به علاوه کشش جنسی
عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگراز گذراندن زندگیتان در کنار همسرتان احساس لذت می کنید ، او بهترین دوست شماست.این رابطه موجب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس می شود و شما را به بالاترین درجه کمال می رساند. 

4 جمله ممنوعه در زندگی مشترک

4 جمله ممنوعه در زندگی مشترک

خراسان/ جمله های منفی، به راحتی ازدواج هایی را که سالیان سال ادامه داشته اند، تحت تاثیر قرار می دهند. اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف تر شده است، احتمالاً نگران زندگی مشترک تان شده اید. به گزارش وب سایت مردمان، استفاده از چهار جمله ای که در ادامه خواهید خواند، زندگی مشترک تان را به خطر می اندازد.
1- حوصله ام سر رفته/ گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید آیا از برنامه عادی تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می کنید همسرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه ها و فعالیت های متفاوتی در رابطه تان داشته باشید تا عشق تان قوی تر و ارتباط احساسی بین تان عمیق تر شود.
۲- تو هیچ وقت عوض نمیشی/ تغییر سخت است اما اگر همسر شما مدام شکایت می کند که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درباره این که چرا کارهایی را که مورد پسند او نیست، آن طور انجام می دهید، صحبت کنید. حرف زدن درباره این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درک تان کند.
۳- تو چرا مثل … نیستی؟ / مقایسه کردن، روابط را ویران می کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می کند، یعنی به آن چه هستید ارزش نمی گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی تان بهتر باشد.
۴-هر چی تو بگی درسته / این عبارات نشان دهنده نداشتن علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه دار نشان دهنده نبود علاقه و هیجان در ازدواج شماست.