موهایتان را با دارچین هایلایت کنید!

چند ترفند دارچینی که کمک می کند بدون مواد شیمیایی، موهایتان را رنگ کنید
اگر دوست دارید موهایتان را چند درجه روشن‌تر کنید راه‌های دیگری به جز راه‌های مرسوم شیمیایی مانند رنگ، هایلایت و دکلره وجود دارد. استفاده از دارچین یکی از این راه‌هاست که به کسانی که دوست دارند موهای چند درجه روشن‌تر داشته باشند اجازه می‌دهد بدون استفاده از ترکیبات شیمیایی هم به رنگ موی دلخواه خود برسند. در این مطلب درباره روش استفاده از دارچین بیشتر خواهیم گفت.

   رنگ مو با دارچین
با ترکیب مقداری دارچین و آب یک خمیر تهیه و به آن نرم‌کننده موی سر، اضافه کنید. این ماسک را روی سرتان بگذارید و همه موهایتان را به آن آغشته کنید. کلاه مخصوص رنگ
 روی سرتان بگذارید و بعد از 6 ساعت موهایتان را بشویید. اکنون از موهای روشن‌تان لذت ببرید.
 جادوی دم‌کرده دارچین
استفاده از دم‌کرده دارچین یکی از بی‌دنگ‌و‌فنگ‌ترین روش‌های رنگ مو بدون مواد شیمیایی است. در یک قوری چند قاشق پودر دارچین را با آب دم کنید و بعد از سرد شدن اجازه دهید
 3 ساعت روی موهایتان بماند و سپس موهایتان را آبکشی کنید. متوجه خواهید شد موهایتان چند درجه روشن‌تر خواهد شد.
 دارچین و ماست، یک ترکیب برنده
چهار قاشق غذاخوری پودر دارچین را با 20 قاشق ماست ترکیب کنید و روی موهایتان قرار دهید. برای رنگ گرفتن موها، این ترکیب باید حداقل30 تا 45 دقیقه روی موهایتان بماند و بعد از گذشت این مدت، موها را بشویید.
 حنا و دارچین، علاج موهای تیره
اگر می خواهید موهای قهوه‌ای رنگ یا هایلایت‌های روشن داشته باشید استفاده از ترکیب حنا و دارچین توصیه می‌شود. یک قاشق غذاخوری پودر دارچین، یک فنجان آب و سه قاشق غذاخوری پودر حنا را ترکیب کنید و اجازه دهید این ترکیب 12 ساعت در دمای اتاق بماند تا آماده استفاده شود. بعد از گذشت این زمان، رنگ مو آماده است. این رنگ مو باید 3 تا 4 ساعت روی موهایتان بماند تا رنگ مدنظرتان به دست بیاید. بعد از سپری شدن این مدت زمان موها را کاملا آبکشی کنید تا متوجه تغییر رنگ آن شوید.
نویسنده : اکرم انتصاری | روزنامه نگار
منبع : بیا نی نی

به پسر همکار پدرم علاقه مندم

دختری 24 ساله و دانشجوی رشته داروسازی هستم. به یکی از همکلاسی‌هایم علاقه‌مند شده‌ام که پدرش 10 سال پیش با پدر من، همکار بوده است. این پسر از علاقه من خبر ندارد ولی می‌خواهم از پدرم درباره خانواده‌اش بپرسم اما نمی‌دانم چه طور به او بگویم که به این پسر علاقه دارم. اصلا نمی‌دانم چه طور سر صحبت را باز کنم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ مشاور

مخاطب عزیز و گرامی، این‌طور که مشکل‌تان را مطرح کردید به نظر می‌رسد تا این جا با فرد مد نظر دو وجه اشتراک دارید؛ خودتان همکلاس و هم رشته با او هستید و پدرتان با پدرش، همکار بوده است. گاهی در فرایند انتخاب شریک زندگی ابتدا جذب شباهت‌ها یا وجوه مشترک با دیگران می‌شویم مثل هم رشته، همکار، همفکر و … که البته مشکلی ندارد اما در این میان آن چه باید مورد تاکید قرار گیرد، توجه افراطی به این موضوع است که در حقیقت نباید مانع ارزیابی و بررسی دیگر ملاک‌ها در ازدواج شود. پس حتما نگاه دقیق‌تری به این مسائل داشته باشید.

با مادرتان مشورت کنید

برای مطرح کردن این موضوع با پدرتان لازم نیست در قدم اول از عشق و علاقه سخن به میان بیاورید. در یک فرصت مناسب، اطلاعاتی از پدرتان راجع به مشخصات خانوادگی او به دست آورید تا از انتخاب‌تان مطمئن‌تر شوید. در این بین، مادرتان هم می‌تواند کمک بزرگی برای شما باشد که همفکری و مشورت با او به شما توصیه می‌شود.

به همکلاسی‌تان ابراز علاقه نکنید

درباره این مسئله که چه‌طور علاقه خود را با همکلاسی‌تان مطرح کنید، قبل از هر چیز باید از خانواده‌تان کمک بگیرید تا مسیر این علاقه به خطا نرود.

در خلال موضوعات مرتبط با درس، اخلاق و رفتار همکلاسی تان را زیرنظر بگیرید. در ضمن و قبل از هرگونه شناخت و آگاهی از آمادگی او برای ازدواج یا اطلاع از معیارهای همکلاسی‌تان و … بهتر است آن فرد از نگاه یا رفتار شما متوجه احساس تان نشود چرا که این مسئله در مسیر داشتن انتخابی درست برای تان دردسرساز خواهد شد.

در پایان

در صورتی که همچنان بعد از شناخت دقیق ویژگی های خواستگارتان، علاقه‌مند به اقدام برای ازدواج با ایشان بودید، بهتر است با نظر خانواده، از یک واسطه مثل افراد مطمئن و قابل اعتماد در خانواده یا دانشگاه کمک بگیرید و باز هم شخصا اقدام به ابراز علاقه مستقیم و خواستگاری از ایشان نکنید. بار دیگر تاکید می‌کنم که از مادر و پدرتان به خصوص با توجه به شناخت احتمالی که از این خانواده دارند، باید کمک بگیرید تا زندگی مشترک موفقی در انتظارتان باشد.

نویسنده : زهره حسینی | مشاور و دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی 

شوهرم کارمند است و هیچ علاقه‌ای به اضافه کار ندارد!

خانمی خانه‌دارم که شوهرم کارمند اداره پست است. هر روز راس ساعت 15 به خانه می‌آید و هیچ علاقه‌ای به اضافه کار ندارد. وضع مالی‌مان متوسط است ولی برای عوض کردن خانه، خودرو و … نیاز به پول بیشتری داریم. وقتی به او می‌گویم کمی بیشتر کار کن، می‌گوید: «بدنم بیشتر از این نمی‌کشد!» 31 ساله است و جوان اما این‌طور حرف‌ها را می‌زند. بعدازظهرها هم تمام وقت در خانه یا فیلم می‌بیند، یا فوتبال. چه کنم؟

پاسخ مشاور

خواهر گرامی، انگیزه پیشرفت برای هر انسانی سقفی دارد و برخی تمایل به پیشرفت بیشتری نسبت به دیگران دارند. شما می‌توانید برای همسر و زندگی مشترک‌تان، نقش تاثیرگذاری در تعیین اهداف و سیاست‌گذاری‌های مربوط به آینده زندگی‌تان داشته باشید. در ادامه و با توجه به نکاتی که در پیامک‌تان مطرح کرده‌اید، توصیه‌هایی برای شما دارم. زندگی‌تان را با دیگران مقایسه نکنید اول این‌که از مقایسه همسر و زندگی‌تان با افراد دیگر بپرهیزید و مستقیم یا غیرمستقیم، مرتکب چنین اشتباهی نشوید. هر زندگی ریتم خودش را می‌گذراند.

از متن پیامک‌تان برمی‌آید که کمی درگیر تجملات شده باشید. البته اگر این‌طور هم نباشد، تذکر این نکته به نظرم ضروری آمد. با شوهرتان در خانه خوش اخلاق باشید دوم این‌که عاشقانه و مخلصانه به همسر خود مهر بورزید و در زمان حضورش در خانه، او را با روی باز و خوش‌پذیرایی کنید. مهم‌ترین عامل محرکه برای مردان، عشق و پذیرش همسر و خانواده‌شان به آنان است. این مهم به مرور می‌تواند به شما برای رسیدن به هدف‌تان کمک کند. از شوهرتان بابت وضعیت فعلی زندگی‌تان قدردانی کنید سوم این که همواره از زحمات و تلاش‌های همسرتان در تامین معاش و رفاه خانواده، قدردانی و تشکر کنید تا هم حس تامین کنندگی همسرتان را تقویت و هم او را از توجه خودتان به تلاش‌هایش در راه توسعه زندگی‌تان، آگاه کنید.

در پیامک‌تان گفته‌اید که وضع مالی‌تان متوسط است و این نتیجه تلاش‌های شوهرتان است. سعی کنید همواره مشوق همسرتان در تامین معاش از راه حلال باشید و ناخواسته وی را با درخواست های نابه جا در مسیر اشتباه نیندازید. درخواست‌های تان فراتر از توان همسرتان نباشد چهارم این‌که مراقب باشید درخواست‌های تان منطقی و به دور از تجمل‌گرایی و چشم و هم‌چشمی باشد و فراتر از توان همسرتان نباشد. چون در غیر این صورت حس قدرت و تامین‌کنندگی همسرتان را که مهم‌ترین نیاز روانی مردان در تامین همسر و خانواده‌شان است، زیر سوال می برید و عواقب آن بی‌تفاوتی به زندگی‌تان می‌شود. برنامه‌ریزی‌های مالی‌تان را با شوهرتان مطرح کنید پنجم این‌که در زمان‌های مناسب که همسرتان خسته و گرسنه نیست و برنامه خاصی را دنبال نمی‌کند، از برنامه‌ریزی های آینده و نیازهای زندگی تان با او صحبت کنید. در این زمینه توصیه می‌کنم مطلب مربوط به گفت‌وگو با همسر را که در تاریخ 97.10.1 در همین صفحه چاپ شد، مطالعه بفرمایید.

نویسنده : صدیقه معدنی | کارشناس ارشد روان شناسی 

متولدین کدوم ماه دنبال هیجانات و ماجراجویی های باحالن

زندگی زمانی لذت بخش می شود که ما به دنبال هیجانات و علایق خودمان برویم اما بعضی از افراد به خاطر ماهی که در آن متولد شده‌اند؛ به راحتی می توانند هیجانات خود را پیدا کنند و مدام به دنبال ماجراجویی و تجربه ‌های جدید هستند. در این قسمت قصد داریم به شما توضیح دهیم که متولدین کدام ماه بیشتر به دنبال هیجان و ماجراجویی می‌ روند. پس با ما همراه باشید.
 
فروردین
فروردین ماهی ها افراد ماجراجویی هستند و اصلاً برای تجربه های جدید صبر و تحمل ندارند. سعی می‌ کنند از هر فرصتی استفاده کنند تا بتوانند یک هیجان جدید را تجربه کنند. اجازه نمی‌ دهند که ترس مانع انجام کارشان شود و می‌ دانند که برای تجربه هیجان؛ باید چالش‌ هایی را پشت سر گذاشت و ریسک‌ هایی را پذیرفت و خودشان آماده انجام این اقدامات هستند.

آذر
آذر ماهی ها دوست دارند تا جایی که می توانند نقاط مختلف دنیا را ببینند و از این کار به هیجان در می آیند. آن ها عاشق سفر کردن هستند و دوست دارند با چیزهای جدید و افراد جدید آشنا شوند و مکان‌ های تازه را ببینند و دوستان جدید پیدا کنند‌. آن ها عاشق ماجراجویی هنگام سفر هستند و هرگز لذت هیجان را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌ کنند.

خرداد
خرداد ماهی ها در رویا زندگی می‌ کنند. افراد مهربانی هستند و باور دارند که در زندگی باید هدف داشت و به واقعیت هم توجه کرد اما در رویای خودشان مدام به دنبال سفر و ماجراجویی هستند. نمی‌ توانند یک جا ساکن بننشینند و توانایی خوبی در برقراری ارتباط با دیگران دارند و موانع را کنار می گذارند تا بتوانند به حداکثر هیجان دست پیدا کنند.

بهمن
بهمن ماهی ها عاشق این هستند که عشق به سفر و ماجراجویی را تجربه کنند. آن ها سعی می‌ کنند در کارهای خود هیجان ایجاد کنند و همیشه بهترین اقدامات را به انجام می رسانند تا بتوانند حداکثر هیجان را تجربه کنند. آن ها عاشق نوآوری و چالش‌ های جدید در زندگی هستند.

مهر
مهر ماهی ها عاشق سفر، تجربه جدید، آشنا شدن با فرهنگ های تازه و برقراری ارتباطات اجتماعی هستند. هیچ چیز به اندازه هیجان برای آن ها اهمیت ندارند. می‌ توانند روتین زندگی خود را با انجام کار های هیجان انگیز ترکیب کنند و دوباره انگیزه بگیرند.

آبان
آبان ماهی ها تشنه دریافت اطلاعات جدید هستند. به چیز های ناشناخته و عجیب و غریب بیشتر جذب می‌ شوند‌ و هیجان و ماجراجویی برای آن ها اولویتِ اول است. دوست دارند چیز های جدیدی را امتحان کنند و هرگز علاقه خود را در این مورد از دست نمی‌ دهند‌. افراد رقابت جویی هم هستند و معمولاً در سفر کردن هم با دیگران رقابت می کنند.

۸ راهکار مفید برای کنترل استرس در کودکان

مدت‌هاست که اخبار درگیری، جنگ، بیماری و گرانی سرخط رسانه‌هاست و احساساتی مانند غم، ترس، خشم و اضطراب را در افراد شدت داده است. در این میان، کودکان بیش از آنچه به نظر می‌رسد تحت فشار هستند. با به کارگیری این راهکارها به آرامش فرزندانتان کمک کنید.
 وقتی درگیری یا جنگ به سرفصل خبرها تبدیل می‌شود، البته اغلب به این شکل است، احساساتی مانند ترس، غم، خشم و اضطراب در افراد ایجاد می‌شود. کودکان هم که همیشه به والدین خود نگاه می‌کنند تا احساس امنیت خود را حفظ کنند، متوجه این احساسات می‌شوند. اگر نگران سلامت روحی و احساس امنیت و آرامش در فرزند خود هستید، در اینجا نکاتی را در مورد حمایت از کودکان و حفظ آرامش آنها مطرح می‌کنیم:

۱- سعی کنید متوجه شوید که آنها چه می‌دانند و چه احساسی دارند
زمان و مکانی را انتخاب کنید که بتوانید راجع به این موضوعات صحبت کنید؛ به کودکتان احساس راحتی در صحبت کردن و آزادی بیان بدهید؛ مثلا در طول خوردن غذا. سعی کنید قبل از خواب در مورد چنین موضوعاتی صحبت نکنید.

یک نقطه شروع خوب این است که از فرزندتان بپرسید که چه می‌داند و چه احساسی دارد. احتمال دارد کودک شما اطلاعاتی داشته باشد اما علاقه‌ای به صحبت در مورد آن نداشته باشند؛ برخی دیگر ممکن است در سکوت نگران باشند. در مورد بچه‌های کوچکتر، نقاشی کشیدن، داستان خواندن و کارهایی از این قبیل برای باز کردن سر صحبت بهتر است.

بچه‌ها می‌توانند اخبار را از طرق مختلف دریافت کنند، بنابراین مهم است که آنچه را می‌بینند و می‌شنوند بررسی کنید. این فرصتی است برای اطمینان دادن به آنها و تصحیح هرگونه اطلاعات نادرستی که ممکن است به صورت آنلاین، در تلویزیون، در مدرسه یا در گپ و گفت‌های دوستانه شنیده باشند.

یک جریان مداوم از تصاویر و تیترهای ناراحت کننده می‌تواند باعث شود احساس کنیم که این بحران در اطراف ما رخ داده و خیلی نزدیک است. کودکان کوچکتر ممکن است بین تصاویر روی صفحه و واقعیت شخصی خود تمایز قائل نشوند و ممکن است باور داشته باشند که در معرض خطر فوری قرار دارند، حتی اگر کیلومترها از درگیری دور باشند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است چیزهای نگران‌کننده‌ای را در رسانه‌های اجتماعی دیده باشند و از چگونگی تشدید رویدادها بترسند.

بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید.

مهم این است که نگرانی‌های آنها را کوچک نشان ندهید و نادیده نگیرید. اگر سؤالی پرسیدند که ممکن است به نظر شما زیاده‌روی باشد، مانند «آیا همه ما قرار است بمیریم؟»، به آنها اطمینان دهید که این اتفاق نمی‌افتد، سپس سعی کنید آنچه را شنیده‌اند و دلیل نگرانی آنها در مورد آن اتفاق را بپرسید.

حتما احساسات آنها را تصدیق کنید و به آنها اطمینان دهید که هر آنچه احساس می‌کنند طبیعی است. با توجه کامل به حرف‌هایشان گوش کنید و به آنها یادآوری کنید که هر زمان که بخواهند می‌توانند با شما یا بزرگسال مورد اعتماد دیگری صحبت کنند.

۲. اطلاعات بچه‌ها را آرام و متناسب با سن نگه دارید
کودکان حق دارند بدانند در دنیا چه می‌گذرد، اما بزرگسالان نیز مسئولیت دارند که آنها را از ناراحتی در امان نگه دارند. شما بهتر از هر کسی فرزندانتان را می‌شناسید. از زبان مناسب آنها استفاده کنید، واکنش‌های آنها را تماشا کنید و به سطح اضطراب آنها حساس باشید.

حتی اگر خودتان نسبت به حوادثی که در حال رخ دادن است احساس غم یا نگرانی داشته باشید، طبیعی است. اما به خاطر داشته باشید که بچه‌ها نشانه‌های عاطفی خود را از بزرگسالان می‌گیرند، بنابراین سعی کنید هیچ ترسی را بیش از حد با کودک خود در میان نگذارید. آرام صحبت کنید و مراقب زبان بدن خود، مانند حالات چهره، باشید.

به یاد داشته باشید که اشکالی ندارد اگر برای هر سؤالی پاسخ نداشته باشید. می‌توانید بگویید که باید پاسخ آن را جستجو کنید. در مورد فرزندان بزرگتر می‌توانید با هم سرچ کنید و در همین حال هم استفاده از سایت‌ها و اطلاعات معتبر را به آنها یاد دهید. توضیح دهید که برخی از اطلاعات آنلاین دقیق نیستند و یافتن منابع قابل اعتماد مهم است.

۳. حس همدردی را پرورش دهید
درگیری اغلب می‌تواند تعصب و تبعیض را به همراه داشته باشد، چه علیه یک قوم باشید چه یک کشور. وقتی با فرزندان خود صحبت می‌کنید، از برچسب‌هایی مانند «افراد بد» دوری کنید و در عوض از آن به عنوان فرصتی برای تقویت حس همدردی و ترحم استفاده کنید، مثلا در مورد خانواده‌هایی که مجبور به ترک خانه‌های خود هستند با مهربانی گفت‌وگو کنید.

حتی اگر درگیری در یک کشور دور اتفاق می افتد، می تواند معضلاتی به همراه بیاورد. بررسی کنید که فرزندانتان قلدری را تجربه نکرده و یا در آن مشارکت نداشته باشند. اگر در مدرسه به آنها توهین شده یا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، آنها را تشویق کنید تا به شما یا بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند، بگویند.

به فرزندان خود یادآوری کنید که همه سزاوار امنیت در مدرسه و جامعه هستند. قلدری و تبعیض همیشه اشتباه است و هر کدام باید سهم خود را در گسترش مهربانی و حمایت از یکدیگر انجام دهیم.

۴. روی کمک کردن تمرکز کنید
برای کودکان مهم است که بدانند مردم با اعمال شجاعانه و مهربانی به یکدیگر کمک می‌کنند. داستان‌های مثبت را پیدا کنید، مانند گروه‌های داوطلب کمک و فعالیت‌های خیریه؛ احساس انجام کاری برای کمک، هر چقدر هم که کوچک باشد، اغلب می‌تواند آرامش زیادی به ارمغان بیاورد. ببینید آیا فرزندتان مایل است در انجام اقدامات داوطلبانه شرکت کند یا خیر. شاید آنها بتوانند نقاشی بکشند یا شعری برای صلح بنویسند، یا شاید شما بتوانید در جمع‌آوری کمک مالی مشارکت کنید.

۵. به گفت‌وگویتان دقت کنید
مطمئن شوید که گفت‌وگوی شما و فرزندتان در حالت ناراحتی پایان نگیرد و او را با پریشانی رها نمی‌کنید. سعی کنید سطح اضطراب آنها را با تماشای زبان بدن آنها ارزیابی کنید. دقت کنید که آیا آنها از لحن معمول خود استفاده می‌کنند و تنفس آرامی دارند؟ به آنها یادآوری کنید که برایتان مهمند و هر زمان که احساس نگرانی می‌کنند حاضرید گوش دهید و حمایت کنید.

۶. از توجه کردن به کودک غافل نشوید
همانطور که اخبار درگیری ادامه دارد، باید به بررسی وضعیت فرزندتان ادامه دهید تا ببینید وضعیت او چگونه است. چه احساسی دارد؟ آیا آنها سؤال یا چیز جدیدی دارند که مایلند در مورد آنها با شما صحبت کنند؟ اگر کودک شما نگران یا مضطرب به نظر می‌رسد، چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مراقب هرگونه تغییر در نحوه رفتار یا احساس او باشید، مانند معده درد، سردرد، کابوس یا مشکلات خواب.
کودکان واکنش‌های متفاوتی به رویدادهای نامطلوب دارند و برخی از نشانه‌های ناراحتی ممکن است چندان آشکار نباشند. کودکان کوچکتر ممکن است بیشتر از حد معمول به شما بچسبند؛ نوجوانان ممکن است غم و اندوه یا عصبانیت شدید بروز دهند. بسیاری از این واکنش‌ها فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورند و واکنش‌های طبیعی به رویدادهای استرس‌زا هستند. اگر این واکنش ها برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است کودک شما به حمایت متخصص نیاز داشته باشد.

شما می‌توانید باهم تنفس شکمی انجام دهید و به کاهش استرس کمک کنید:

۵ نفس عمیق بکشید یه این شکل که برای ۵ ثانیه نفس را از طریق بینی به داخل بکشید و ۵ ثانیه از دهان خارج کنید. در طول این تنفس شکم شما بزرگ و کوچک می‌شود.

۷. سیل اخبار را محدود کنید
مراقب باشید که فرزندانتان چقدر در معرض اخبار قرار دارند، کودکان کوچکتر را از دیدن صحنه‌های ناراحت کننده و خشن دور کنید. با بچه‌های بزرگتر، در مورد اینکه چقدر زمان صرف اخبار می‌کنند و به چه منابع خبری اعتماد دارند صحبت کنید. تا حد امکان سعی کنید حواس‌پرتی‌های مثبتی مانند بازی کردن یا پیاده‌روی با هم ایجاد کنید. قبل از خواب برای بچه‌های کوچکتر قصه‌های آرام و شاد بخوانید.

۸. مراقب خودت باش
اگر شما در مدیریت استرس و اضطراب خود موفق باشید، می‌توانید بهتر به فرزندانتان کمک کنید. کودکان واکنش شما به اخبار را متوجه خواهند شد، بنابراین به آنها کمک می‌کند تا بدانند شما آرام هستید و اوضاع را تحت کنترل دارید.

اگر احساس اضطراب یا ناراحتی می‌کنید، برای خود وقت بگذارید و با سایر اعضای خانواده، دوستان و افراد مورد اعتماد تماس بگیرید. سعی کنید به جای اینکه دائما آنلاین باشید، زمان‌های مشخصی را در طول روز برای دنبال کردن اخبار مشخص کنید و تا جایی که می‌توانید، برای انجام کارهایی که به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید، وقت بگذارید.

نمی‌توانم سیگار را ترک کنم، چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است!

پسری 19 ساله‌ام و از 16 سالگی سیگار می‌کشم. تصمیم گرفتم سیگار را ترک کنم اما چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است، نمی‌توانم. هر وقت با او بیرون می‌روم، وسوسه می‌شوم که دوباره سیگار بکشم. چه کنم؟
پاسخ مشاوره
مخاطب گرامی، همان‌طور که بارها در همین صفحه خانواده و مشاوره  اشاره کردیم، فرایند ترک سیگار نیازمند انگیزه و مراقبت مستمر از خود است که خوشبختانه این انگیزه در سوال‌تان کاملا مشهود است و حتی درخواست کمک در این زمینه، خود نشان‌دهنده انگیزه شما برای ترک است اما ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که داشتن انگیزه و تمایل، شرط لازم و نه کافی برای ترک است. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
  این ارتباط مانع بزرگی برای ترک سیگارتان است
در بین مجموعه مفاهیم ترک سیگار و مواد، مفهوم «محرک‌های پیشایند» امری بسیار آشناست. محرک‌های پیشایند شامل عواملی می‌شود که زمینه و بستر را برای مصرف مواد یا سیگار فراهم می‌کند. در صورت شناسایی نکردن و کنترل این محرک‌ها، فرایند درمان با شکست مواجه می‌شود. از جمله این محرک‌ها می‌توان به زمان و مکان مصرف، دوستان مصرف کننده و حتی هیجان‌های پیشایندی همچون غم، شادی و … اشاره کرد. حال به‌نظر می‌رسد که خود شما در سوال‌تان به یکی از این محرک ها اشاره کردید. شما هم اکنون فردی علاقه مند هستید و با کسی ارتباط دارید که سیگار استعمال می‌کند که همین مسئله یک محرک پیشایند قوی محسوب می‌شود و احتمال وابستگی بسیار افزایش می‌یابد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین علل گرایش و استمرار سیگار کشیدن در افراد سیگاری به ویژه جوانان، داشتن دوستان سیگاری است. در برخی از پژوهش‌ها 75 درصد دوستان افراد سیگاری را افراد هم کیش خودشان تشکیل می‌دهد و همین عامل مانعی بزرگ در موفقیت در مسیر درمان محسوب می‌شود.

  ترک کردن همیشه همراه با درد و رنج است
به نظر می‌رسد که رنج ترک کردن برای شما مضاعف باشد چرا که ارتباط شما بار هیجانی بسیاری دارد که شرایط را برای شما دشوارتر می‌کند، اما پر واضح است که عدم مرزبندی دقیق در این ارتباط و در صورت نبود تمایل و انگیزه دختر مورد علاقه شما برای ترک، این ارتباط به دلیل وسوسه‌ای که خودتان بر آن اذعان دارید، مسیر درمان را به بن‌بست می‌رساند. اگر این ارتباط برای شما اهمیت بسیاری دارد می‌توانید با کمک دوستان و افراد متخصص انگیزه‌های او را برای ترک افزایش دهید تا به این شکل هم به خود و هم به فرد مورد علاقه‌تان کمک کرده باشید.

  آیا هدف‌تان ازدواج با این دختر است؟
شما 19 ساله هستید و اطلاعاتی از خودتان به ما ندادید که آیا شرایط ازدواج را دارید و اصلا تصمیم به ازدواج با دختر مورد علاقه‌تان دارید یا نه؟ معیارهای شما برای انتخاب همسر چیست؟ شما باید هرچه زودتر موضوع ازدواج را با خانواده‌تان در میان بگذارید یا این رابطه را که سراسر آسیب برای شماست، قطع کنید.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر اعتیاد

علائم اضطراب کودکان در بازگشت به مدرسه را بشناسیم

پس از گذشت دو سال از محدودیت‌های کرونایی و همزمان با بازگشایی مدارس، برخی از دانش‌آموزان دچار اضطراب های گوناگونی می‌شوند که تشخیص آن گاهی چندان راحت نیست.

سعید صادقی استاد دانشگاه و روانشناس کودک در خصوص اضطراب‌هایی که کودکان در زمان بازگشایی مدارس ممکن است متحمل شوند، گفت: مشکلاتی که دانش آموزان در زمان ورود به مدرسه پیدا می‌کنند و اضطرابی که تجربه می‌کنند در همه دانش آموزان به یک میزان و به یک شکل نیست. در دانش آموزانی که سن بالاتری دارند یا روابط دوستانه تری با والدین دارند یا بهتر است بگوییم والدین هم دل تری دارند؛ کودکان معمولاً اضطراب‌های خود را با والدین در میان می‌گذارند. در حقیقت نمود اضطراب و عدم اشتیاق به مدرسه را به صورت کلامی و راحت با والدین خود در میان می‌گذارند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: اما برای گروهی از دانش‌آموزان به ویژه کودکانی که سن کمتری دارند یا والدین غیره همدل‌تری دارند؛ طبیعی است که رابطه خوب برقرار نمی‌شود و کودکان نمی‌توانند خیلی راحت با والدین خود صحبت کنند. والدینی که چندان همدل نیستند؛ در زمانی که کودک از اضطرابش می‌گوید ممکن است کودکشان را سرزنش کنند یا خوب به حرف‌های کودکشان گوش نکنند و یا نگرانی فرزندشان را درک نکنند یا حتی فرزندشان را تحقیر یا مورد تمسخر قرار دهند که چرا می‌ترسی؟ مدرسه که ترس ندارد و از این گونه صحبت‌ها با فرزندشان داشته باشند. در چنین شرایطی معمولاً اضطراب در این فرزندان به صورت نمودهای بدنی خود را نشان می‌دهد.

صادقی در تشریح نمودهای بدنی اضطراب گفت: مثلاً ممکن است کودک در حین رفتن به مدرسه به سختی از خواب بیدار شود؛ اشتیاق کمتری برای مدرسه رفتن داشته باشد. یا هنگامی که قرار است به مدرسه برود علائمی مثل دل درد یا دل پیچه، افزایش ضربان قلب، حالت تهوع داشته باشد. به طور کلی علائم جسمانی از نمودهای اضطراب هستند. این علائم معمولاً زمانی در کودک رخ می‌دهد که او در حال آماده شدن برای رفتن به مدرسه است که در حقیقت امتناع از رفتن به مدرسه به این علائم ظاهری منجر می‌شود. علاوه بر این؛ کودک در حین ورود به مدرسه نیز ممکن است همین علائم را مجدداً از خود بروز دهد.

علائم اضطراب کودکان در بازگشت به مدرسه را بشناسیم

پرخاشگری از نمودهای اضطراب است

این روانشناس کودک با بیان اینکه تمنا کردن برای نرفتن به مدرسه یا گریه کردن از دیگر نمودهای اضطرابی کودکان است؛ گفت: یک بخشی هم ممکن است به پرخاشگری کودک منجر شود. دانش آموز نسبت به معلم و نسبت به همکلاسی‌های خود خشم داشته و خشمگین شود و خشم خود را در محیط آموزشی تخلیه کند.

صادقی افزود: پس حالت‌های مختلفی برای نمود بدنی اضطراب وجود دارد؛ بعضی از کودکان به صورت کلامی و بعضی از کودکان به صورت علائم فیزیولوژیک مثل بیماری‌های جسمی اضطراب خود را نشان می‌دهند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه ممکن است حتی والدین به این اشتباه بیفتند که کودک واقعاً مریض شده است؛ گفت: اما یک تفاوت عمده در این زمینه وجود دارد و آن اینکه نمودهای بدنی و علائم فیزیولوژیک ناشی از اضطراب مثل دل درد یا حالت تهوع با نرفتن به مدرسه به سرعت برطرف می‌شود؛ یعنی اگر مادر قید بردن کودکش به مدرسه را بزند و به بچه بگوید که امروز می‌توانی استراحت کنی، فرزندش به سرعت حالش خوب می‌شود و علائم برطرف می‌شوند؛ این‌ها نشان می‌دهد که این علائم، علائم اضطرابی است و والدین حتماً باید به این علائم توجه داشته باشند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا می‌توان دسته‌بندی مشخصی در مورد بروز انواع نمودهای اضطراب در بین جنسیت‌های مختلف داشت؛ گفت: نمودهای اضطراب کودکان تنوع زیادی دارد؛ حتی در فرهنگ‌های مختلف می‌توان نمودهای گوناگونی را مشاهده کرد؛ در فرهنگ‌های مختلف نمودهای اضطرابی متفاوت است؛ ولی مطالعات نشان می‌دهد که در پسرها اضطراب بیشتر به صورت رفتارهای برون سازی شده، مثل پرخاشگری و خشم خود را نشان می‌دهد؛ اما در دخترها بیشتر، مشکلات درون ریزی شده مثل ناخن جویدن، مو کندن یا کندن پوست لب مشاهده می‌شود که در حقیقت نمودهایی هستند که بیشتر خود فرد را آزار می‌دهد و در خود فرد بروز داده می‌شود.

چرا باید با خودت رفیق باشی؟

حالتی را درنظر بگیرید که دوست صمیمی‌تان در انجام کاری ناموفق بوده. واکنش شما چیست؟ حتماً می‌گویید: «دفعه بعدی هم هست؛ تو تلاشت رو کردی. شکست نخوردی، فقط یک تجربه به‌دست آوردی برای دفعه‌های بعدی و…».
حالا تصور کنید خودتان در انجام کاری ناموفق بودید. به‌خودتان چه‌چیزهایی می‌گویید؟ احتمالاً بگویید: «خراب کردی. از عهده هیچ‌کاری برنمی آیی. آخرین فرصتت بود و…».
انتقاد بی‌رحمانه‌ای که از خودمان می‌کنیم باعث می‌شود باور کنیم ناتوان هستیم اما اگر با خودمان رفیق باشیم، عزت نفس‌مان را حفظ می‌کنیم و از خودخوری بیهوده که باعث ناراحتی و هدررفت انرژی ذهنی و جسمی‌مان می‌شود؛ پیشگیری می‌کنیم تا با تمام توان روی مسائل‌مان متمرکز شویم.حالا فهمیدید چرا مهم است با خودتان رفیق باشید؟

موفقیت با تقویت هوش‌فضایی

آشنایی با یکی از انواع 9 گانه هوش و اصول تقویت آن که باعث افزایش چشمگیر خلاقیت، تمرکز، عملکرد مغز و… می‌شود
 در سال ۱۹۸۳، «هاوارد گاردنر» 9 گونه از هوش را این‌طور تعریف کرد: «هوش منطقی-ریاضی، هوش زبانی-کلامی، هوش جسمی-جنبشی، هوش موسیقایی، هوش طبیعت‌گرا، هوش میان‌فردی، هوش درون‌فردی، هوش فضایی-دیداری و هوش هستی‌گرا». یکی از انواع 9 گانه هوش که کمتر به آن توجه شده و می‌تواند سرعت دستیابی افراد به موفقیت را به طرز خیره‌کننده‌ای افزایش دهد، هوش فضایی است. در این مطلب، با این نوع از هوش، اهمیت و اصول تقویت آن و… بیشتر آشنا خواهید شد.
  هوش فضایی یعنی چه؟
هوش فضایی به معنای قابلیت درک اشکال و تصاویر سه‌بعدی است. به طور معمول این قابلیت، متعلق به نیمکره (لوب) راست مغز است و شامل عمل دیدن می‌شود. شناخت تصویر، درک رابطه شکل و زمینه و همچنین سازمان دهی و مدل‌سازی ساختار یک ایده به صورت تصویری از قابلیت‌های هوش فضایی به شمار می‌آید. به هوش فضایی، اغلب «تفکر دیداری» هم گفته می‌شود.
   مزایای تقویت هوش فضایی
افزایش هوش فضایی به رشد بسیاری از عملکردهای مغز از جمله بهبود تمرکز و حافظه، توانایی شناختی، تفکر هدفمندتر و خلاق‌تر شدن کمک می‌کند. افرادی که می‌توانند راه‌حل‌ها و الگوهای حل مسئله را به خوبی درک و تجسم کنند، همیشه موفق‌تر از افرادی هستند که ناچارند تمام راه‌های ممکن را برای حل مسئله در عمل آزمایش کنند تا در نهایت بتوانند آن را مدیریت کنند.
   دخترها هوش‌فضایی بهتری دارند یا پسرها؟
اگرچه بسیاری از مطالعات نشان می‌دهد که مردان در انجام کارهای فضایی، عملکرد بهتری نسبت به زنان دارند اما به این معنا نیست که پسران همیشه از هوش‌فضایی بهتری از دختران برخوردار هستند. همچنین توجه به یک سری اصول، تاثیر قابل‌توجهی روی تقویت هوش‌فضایی دارد.

   افزایش هوش‌فضایی از دوران کودکی
دانشمندان علوم مغز و اعصاب دریافته‌اند که مناطق خاصی در مغز که مسئول تفکر درباره موقعیت مکانی و روابط فضایی است، در سنین بسیار پایین یعنی در کودکی رشد می‌کند. در حقیقت، توانایی‌های فضایی در کودکان سنین پیش از دبستان می‌تواند عملکرد آینده‌شان را در یادگیری ریاضی در دبیرستان و دوره متوسطه پیش‌بینی کند. والدین می‌توانند به عنوان معلمان اول فرزندان، اصول تفکر فضایی را به کودکان خردسال و حتی کودکان نو پا آموزش دهند. نباید تصور کنیم که خیلی زود است که کودک نوپای ما با روابط فضایی آشنا شود. نشان داده شده است که نوزادان در 4 ماهگی توانایی‌های مربوط به چرخش ذهنی را دارند. توانایی فضایی، قابل افزایش و بادوام است. کسانی که این مهارت‌های خود را در اوایل کودکی به دست می‌آورند، فرصت‌های بیشتری برای استفاده از آن برای کسب و سازمان‌دهی اطلاعات دیگری در طول زندگی خود خواهند داشت.
   چه مشاغلی به هوش فضایی بالا نیاز دارد؟
شغل‌های معمار، نقاش، مجسمه‌ساز، طراح، گرافیست، فیلم ساز، شعبده باز، جهت یاب، فیزیک‌دان نظری، استراتژیست جنگ، مهندس مکانیک، طراح فضای داخلی، عکاس، طراح مد، دریانورد و خلبان از جمله مشاغل مناسب برای افرادی است که هوش فضایی قدرتمندی دارند.
   چگونه می‌توان هوش فضایی را در کودکان بهبود بخشید؟
1- از زبان مکانی (فضایی) در تعاملات روزمره استفاده کنید. کودکانی که می‌توانند از اصطلاحات و عبارات فضایی و مکانی بیشتری استفاده کنند، در انجام وظایف مربوط به درک فضایی بهتر عمل می‌کنند. می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا بین روابط مکانی و اشیای اطراف خود ارتباط برقرار کنند، مثلاً بگویید: «آیا آبنبات در داخل لیوان است یا بیرون از آن؟»، «فکر می‌کنی که اسباب‌بازی در زیر مبل است یا در پشت آن؟»، «من لیلی را آن طرف خیابان می‌بینم» و… .
2- حرکاتی را آموزش دهید و بچه‌ها را ترغیب کنید که از آن‌ها برای توضیح روابط فضایی استفاده کنند.
3- به کودک بیاموزید که چگونه با استفاده از تخیل خود، تجسم سازی کند.
4- بازی‌های تطبیقی مثلا لگو بازی، مکعب روبیک و تصاویر پازلی چندین تکه و دیگر جورچین‌های خلاقانه و شطرنج را انجام دهید.
5- از کودک بخواهید به شکل بداهه داستان بگوید.
6- اوریگامی و تمرین تا زدن کاغذ را با کودک تمرین کنید.
 تقویت هوش فضایی در بزرگ سالی
احتمالا برای‌تان  این سوال پیش آمده که آیا می‌توانم در بزرگ سالی هوش‌فضایی‌ام را تقویت کنم؟ بله! بازی‌ها و فعالیت‌های مختلفی برای تقویت هوش دیداری فضایی در بزرگ سالی وجود دارد. برای شروع می‌توانید مسیریاب‌ها را کنار بگذارید و بازی‌های استراتژیک را شروع کنید. به طور کلی، هرکاری که باعث استفاده بیشتر از حافظه شود، در تقویت هوش فضایی تاثیرگذار خواهد بود.
نویسنده : زهرا متقی‌شکیب| ‌ کارشناس ارشد روان شناسی

چطور در گفت‌ و گو با نوجوان ‌مان به بن ‌بست نخوریم؟

5 نکته ساده که به شما کمک می‌کند تا یک مکالمه اصولی و بدون سردرگمی و درماندگی با فرزند نوجوان‌تان داشته ‌باشید
والدین اغلب گلایه دارند که صحبت کردن با نوجوانان کار دشواری است؛ «نه چیزی در جواب حرف‌هام می‌گه و نه اصلا به ‌نظر می‌رسه که بهم گوش می‌کنه». یک سناریوی معمولی را در نظر بگیریم. شما می‌خواهید با پسر نوجوان‌تان درباره رفتار غیرمسئولانه‌اش (بیش ‌از حد بازی کردن، انجام ندادن تکالیف و بی‌توجهی به وظایف روزمره) حرف بزنید. لابد می‌گویید: «باید با هم صحبت کنیم» و فرزندتان آهی می‌کشد و جواب می‌دهد: «باز شروع شد»! بحث را احتمالا با چنین جمله‌ای آغاز می‌کنید: «تو باید مسئولیت ‌پذیرتر باشی». چشم‌های فرزندتان شروع به چرخیدن دور اتاق می‌کند و بی‌حوصله نگاهی به ساعت می‌اندازد. کنترل‌تان را از دست می‌دهید. شاید بگویید «اصلا برات مهمه چی دارم بهت می‌گم؟» و جواب بشنوید: «نه، واقعا». از این ‌جا به ‌بعد گفت‌وگو تبدیل می‌شود به مبادله داد و فریاد و در اتاق محکم به‌ هم کوبیده می‌شود. هر دوی شما احساس عصبانیت، سردرگمی و درماندگی می‌کنید. چه می‌شود کرد؟ آیا همه گفت‌وگوهای شما و فرزند نوجوان‌تان قرار است به چنین نقطه‌ای ختم شود؟


«باید صحبت کنیم»، ممنوع!
«باید صحبت کنیم»، به‌ نظر طبیعی‌ترین راه برای شروع مکالمه است اما وقتی این جمله ساده را به فرزند نوجوان‌مان می‌گوییم، زنگ هشدار در مغزش به‌ صدا درمی‌آید و کرکره‌ها پایین کشیده‌ می‌شود؛ به این ترتیب احتمال شکل‌گیری یک گفت‌وگوی معنادار تقریبا غیرممکن می‌شود. راه‌حل جایگزین؟ قبل از گفتن چیزی، دور و بر فرزندتان باشید؛ البته به روشی غیرتهدیدآمیز. من معمولا کتابی از قفسه دخترم برمی‌دارم و روی صندلی‌اش می‌نشینم. در این شرایط همیشه اوست که گفت‌وگو را شروع می‌کند. شما هم یک دریچه گفت‌وگوی شخصی برای خودتان پیدا کنید.
نگویید، بپرسید
ما دایماً به نوجوانان می‌گوییم که آن‌ها چطور باید حرف بزنند و رفتارشان چطور باید باشد. نکته مهم آن است که در گفت‌ و گوی نتیجه‌ بخش با نوجوان، باید «پرسیدن» را جایگزین «گفتن» کرد. یعنی مثلا به ‌جای این‌ که بگویید: «تو باید درس بخونی» یا «می‌بینم که اصلا درس نمی‌خونی»، بپرسید: «آماده شدن برای امتحاناتت چطور پیش می‌ره؟» وقتی به فرزند نوجوان‌تان می‌گویید چه کاری انجام دهد، معمولا شانه خالی می‌کند اما وقتی با لحنی آرام و غیرکنجکاو از او درباره کارهایش سوال می‌ کنید، این پیام را منتقل می‌کنید که به او و توانایی‌هایش در انتخاب کردن احترام می‌گذارید.
 از صمیم قلب پاسخ دهید
عمل کردن به این توصیه نباید برای‌تان آسان باشد. مثلا فرض کنید فرزندتان می‌گوید برای امتحانش آماده نیست و نگران است نمره خیلی پایینی بگیرد. اولین واکنش شما ممکن است عصبانی شدن باشد. شاید سرزنشش کنید: «بهت گفته ‌بودم باید بیشتر درس بخونی». اما فرزند شما در این موقعیت به همدردی نیاز دارد. چیزی مثل: «موقعیت آسونی نیست، مگه نه؟». وقتی با فرزندتان از صمیم قلب همراهی می‌کنید، احساس شرم‌زدگی و مورد قضاوت واقع شدن را به او منتقل نمی‌کنید و کمک می‌کنید که ارتباط نزدیک‌ تری بین شما شکل بگیرد.
«تو- من- ما» را بیاموزید
وقتی به اختلاف می‌خورید، رویکرد «تو- من- ما» را دنبال کنید. یادتان باشد در همه خانواده‌ها درگیری وجود دارد و با این رویکرد می‌توانید هنر ظریف همکاری را به فرزندتان بیاموزید: «من به تو گوش می‌دهم و دیدگاهت را درک می‌کنم، حتی اگر با آن موافق نباشم»؛ «من دیدگاه خودم را به‌ عنوان والد با تو در میان می‌گذارم، حتی اگر تو با آن موافق نباشی»؛ و «ما نظرات‌مان را با هم بررسی می‌کنیم». این روش چطور به کمک‌مان می‌آید؟ مثلا فرض کنید نگران استفاده بیش ‌از حد فرزندتان از تلفن ‌همراه هستید. به‌ جای سخنرانی و متهم کردن فرزندتان می‌توانید از او بخواهید درباره این موضوع نظرش را بگوید. به او گوش کنید، بدون آن‌ که مدام وسط حرفش بپرید و تصحیحش کنید. بعد دیدگاه خودتان را توضیح بدهید، در کمال آرامش و بدون آن‌ که دستخوش احساسات شوید: چرا رفتارش شما را نگران کرده ‌است؟ این رفتار چه تأثیری بر او گذاشته ‌است؟ در نهایت برای پیدا کردن راه‌حل با هم مذاکره کنید؟ چی؟ چقدر و چه زمانی؟
 در مواقع لزوم عذرخواهی کنید
با همه این توضیحات، گاهی ممکن است در ارتباط با فرزند نوجوان‌تان دچار اشتباه بشوید. مثلا مسخره‌اش کنید، به او کنایه بزنید و چیزهایی شبیه به آن‌ها. در چنین مواقعی بهترین کار این است که فورا عذرخواهی کنید: «متاسفم که به‌ هم ریختم. برای جبران رفتارم چی کار کنم؟» نوجوانان می‌توانند بخشنده باشند، زمانی که شما طرف مقابل هستید و آداب عذرخواهی کردن را به ‌جا می‌آورید.
نویسنده : شلجا سن| روان‌ شناس کودک‌ و ‌نوجوان و خانواده‌ درمانگر ترجمه: الهه توانا