به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام!

به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام!

خراسان/  پسری 18 ساله و دانشجوی کامپیوتر هستم. من به شدت به اینترنت و شبکه های اجتماعی اعتیاد پیدا کرده ام به طوری که روزی ۱۰ ساعت سرم توی مانیتور و دنبال کردن شبکه های اجتماعی است. واقعا دیگر خسته شده ام. اما نمی توانم دل بکنم. به دلیل علاقه به رشته تحصیلی ام نمی توانم از آن جدا بشوم و ساعات مراجعه به آن را کاهش بدهم. ممنون می شوم راهنمایی ام کنید.

پاسخ
یکی از مسائلی که این روزها بعضی افراد را درگیر کرده، استفاده زیاد از فضای مجازی است. فضای مجازی به خودی خود مخرب نیست اما شیوه استفاده و نگرش افراد به فضای مجازی، می تواند زمینه ساز نابه هنجاری ها باشد. برای این که بتوانید میزان استفاده خود از اینترنت و فضای مجازی را متناسب با اهداف تان طوری هماهنگ کنید که اثر تخریبی نداشته باشد، باید راهکارهای خاصی را برای کنترل آسیب ها داشته باشید که به طور مختصر در ادامه بیان می شود.

تهیه برنامه مناسب زمانی
قبل از این که بخواهید به هر دلیلی از فضای مجازی و اینترنت استفاده کنید، بهتر است اهداف خود را روشن و متناسب با آن یک محدوده زمانی مشخص تعیین کنید. برای مثال برای دانلود مقاله مد نظرتان زمان مشخصی داشته باشید و خود را ملزم به رعایت آن کنید. بنابراین بهتر است با تدوین یک برنامه مناسب، تلاش کنید روز به روز میزان فعالیت تان در شبکه های اجتماعی را کاهش دهید تا به حد معقول و منطقی برسد. برای رسیدن به این هدف، بهتر است همیشه فهرستی از کارهایی را که باید انجام دهید، همراه تان داشته باشید تا برای حضور در شبکه های اجتماعی با مدیریت زمانی بهتری عمل کنید.

از تکنیک مدیریت زمان کمک بگیرید
برای این که بتوانید ساعات استفاده خود از اینترنت و فضای مجازی را مدیریت کنید، پیشنهاد می شود ساعات استفاده و پایان دادن به آن را کاملا مشخص کنید. برای مثال اگر استفاده روزانه شما از فضای مجازی 10 ساعت است، با اتخاذ برنامه و هدف مناسب، به تدریج این زمان را کاهش دهید. به خاطر داشته باشید که با کاهش تدریجی (مثلا از 10 ساعت به 9 ساعت) امکان موفقیت شما بیشتر است.

ایجاد فعالیت های جدید و فرح بخش
ایجاد فعالیت های جدید مثل ارتباط با دوستان یا تفریح های مختلف در زندگی روزانه، می تواند تا حدودی از فعالیت های زیاد شما در فضای مجازی جلوگیری کند. تحقیقات نشان داده است که تنهایی، نداشتن فعالیت های مناسب تفریحی و افسردگی با استفاده زیاد از فضای مجازی، ارتباط مستقیمی دارد. بنابراین به نظر می رسد با بهبود روابط اجتماعی خود با اطرافیان و بهره مندی از فضای واقعی و نداشتن اتکای صرف به فضای مجازی به منظور به دست آوردن اطلاعات، می توانید گام بلندی برای کاهش استفاده از فضای مجازی بردارید.

خلأهای روان شناسی تان را با اینترنت پر نکنید
آیا تا به حال از خودتان سوال کرده اید که استفاده زیادتان از فضای مجازی واقعا به دلیل شرایط تحصیلی و کاری تان است یا مسائل روان شناختی دیگر (مثل فرار از تنهایی، افسردگی، اضطراب و…)؟ این استفاده زیاد را توجیه می کند. یادآور می شوم حتی استفاده از اینترنت برای اهدافی همچون پژوهش و تحقیق، دریافت آموزش های مفید و کارآمد و به روز رسانی اطلاعات وقتی حداکثر20 ساعت از وقت افراد در طول هفته را به خود اختصاص دهد، امری طبیعی محسوب می شود و بیشتر از این غیر طبیعی است. لذا به نظر می رسد استفاده روزانه 10 ساعت از فضای مجازی عللی غیر از مسائل تحصیلی و کاری داشته باشد. بیشتر افرادی که درگیر اعتیاد به فضای مجازی هستند، خود را از خانواده، دوستان و ارتباط با فضای واقعی جدا کرده اند، بنابراین تلاش برای ارتباط با دوستان و استفاده از فضای واقعی می تواند راهکار مناسبی باشد. پژوهش های روان شناسان نشان می دهد افرادی که وقت زیادی را صرف استفاده از رایانه می کنند، کسانی هستند که در زندگی واقعی خود با مشکلات فراوانی مواجه اند. در واقع این افراد چون رغبتی به برخورد با مشکلاتشان در زندگی ندارند و مایل نیستند که حتی با آن روبه رو شوند، به فعالیت اعتیادآور در اینترنت می پردازند. در صورت داشتن خلأهای روان شناختی (افسردگی، اضطراب و…) این خلأها را با روآوردن به فضای مجازی پر نکنید. پیشنهاد می شود از متخصصان مربوط در این زمینه کمک بگیرید.
نویسنده : مصطفی نجمی| کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

همسر دومم دخترم را مسخره می کند!

همسر دومم دخترم را مسخره می کند!

خراسان/ مردی 43 ساله هستم. همسر اولم را طلاق دادم. دختری 12ساله دارم که با ما زندگی می کند. سه سال است که ازدواج کرده ام. سن همسرم 40 سال است؛ متاسفانه رفتار خوبی ندارد؛ مثلا به دخترم گفته است درس چیست؟ این هایی که درس خواندند به کجا رسیدند؟ یا وقتی دخترم برای معلمش گل برده، همسرم به شدت دخترم را به خاطر این کار تحقیر کرده است. دخترم دست به هر کاری می زند، مسخره اش می کند و همه جا از مادرش بدگویی می کند.

پاسخ
والدین ناتنی به عنوان غریبه وارد خانواده می شوند و اغلب خیلی سریع نقش خود را ایفا می کنند. البته تلاش نامادری صرف نظر از این که چقدر سعی کند رابطه صمیمانه والد- فرزند را برقرار کند، در کوتاه مدت احتمالاً محکوم به شکست است. ولی می فرمایید که سه سال است ازدواج کرده اید؛ با این حال بعد از این مدت هم غیرطبیعی نیست، چون عموماً چند سال طول می کشد خانواده های آمیخته، ارتباط و آسایش خانواده های تنی متلاشی نشده را به وجود آورند.
توصیه من این است که شما و همسرتان ابتدا با راهنمایی یک روان شناس درباره سبک های مناسب فرزندپروری آموزش ببینید تا اشکالات احتمالی هر دوی‏ شما در زمینه فرزندپروری اصلاح شود و همسو باشید، زیرا در غیر این صورت به مشکل جدی خواهید خورد و متاسفانه طلاق دوباره به عنوان یک راه حل، بعید نیست. از طرفی فرزند شما در سنین نوجوانی است و مقداری ناسازگار شدن از سوی او می تواند رخ دهد که با مداخله شما می تواند تعدیل شود. رفتارهایی که ذکر کردید مصداق آزار و پرخاشگری است، باید بدانیم چرا این رفتارها از همسرتان سر می زند؟ دلایل مختلفی ممکن است داشته باشد و حتی به کیفیت رابطه شما با همسرتان هم مربوط است. لذا همسر شما باید تحت نظر یک روان شناس اگر مشکلی مثل افسردگی یا هر مشکل اعصاب و روان دیگری دارد بررسی شود. اگر مشکل مطرح بود که باید جداگانه درمان شود و اگر مشکلی نبود یا خفیف بود باید چند جلسه هر سه به مشاور خانواده مراجعه کنید. در پایان می خواهم عرض کنم که ارتباط، جاده ای دو طرفه است، لذا باید بتوانید از همسرتان همچون دخترتان به مقدار کافی دفاع کنید و با برخورد منطقی و کارشناسانه مشکل پیش آمده را به یک مسئله قابل درمان تبدیل کنید.

نگرانید که عزیزان‌تون به کرونا مبتلا شوند؟

نگرانید که عزیزان‌تون به کرونا مبتلا شوند؟

تبیان/ اگر پدر و مادرمون سن‌شون کمی بالا رفته باشه یا اگر دچار بیماری‌هایی مثل دیابت پیشرفته، بیماری‌های تنفسی مزمن، ضعف سیستم ایمنی و … باشن این روزا احتمالا کمی نگرانیم.
وقتی به اوضاع این روزها و افرادی که براتون عزیز هستند فکر می‌کنید اولین حسی که سراغ‌تون میاد چیه؟
خیلی خوبه که ویروس جدید کرونا خیلی بابت بچه‌ها برامون ایجاد نگرانی نکرده.
اما بقیه افرادی که اطراف‌مون هستند چی؟
پدر و مادرامون؟
یا شاید یه دوست خیلی قدیمی که همین اواخر یه عمل خیلی سنگین داشته و حالا داره دوران نقاهتش رو طی می‌کنه؛
شاید یه دخترخاله نازنین که بعد از سال‌ها پیگیری و انجام هزینه‌های خیلی زیاد همین دو ماه قبل فهمیده که بالاخره باردار شده؛
همیشه نباید از نگرانی‌ها فرار کرد
همیشه نباید موضوعات آزاردهنده رو فراموش کرد
همیشه نباید صورت مسئله‌ها رو پاک کرد
یه وقتایی هم باید با همه چیز روبه‌رو شد
یه وقتایی هم باید از شرایط بد تحمیلی استفاده کنیم تا مهارت‌‎هامون بیشتر بشه 
تا قوی‌تر بشیم
باید یه بار نشست و خیلی راحت به همه چیز فکر کرد
شاید از همین فکر کردنا کلی چیز یاد بگیریم

مادرم با نگرانی‌هایش آرامشم را گرفته!

مادرم با نگرانی‌هایش آرامشم را گرفته!

خراسان/  مادرم زنی 69 ساله است. از وقتی یادم می‌آید همیشه در استرس و نگرانی به سر می‌برد؛ مثلا اگر من کمی دیرتر به خانه برسم یا اگر به اولین تماسی که می‌گیرد به هر دلیلی نتوانم پاسخ بدهم بلافاصله نگران می‌شود و پشت سر هم زنگ می‌زند. با این کارهایش آرامش همه ما را گرفته است. زمان استراحت در خانه خودم مدام از خواب می‌پرم و فکر می‌کنم حتما مادرم زنگ زده و من نشنیده‌ام و الان نگران است. کلافه شده ام. چه کار کنم؟
پاسخ
دوست عزیز، نگرانی مادران درباره سلامت فرزندان شان تا حدی طبیعی است، این نگرانی در سنین کودکی، زمانی که فرزندان توانایی مراقبت از خود را ندارند، سازگارانه است، اما در صورتی که ادامه یابد، شدت زیادی داشته باشد و به دنبال کردن مداوم فرزندان و نگرانی زیاد در اثر بی خبری از آن‌ها منجر شود به نوعی اختلال اضطرابی تبدیل می‌شود. بی خبری از فرزند با تصویرهای ذهنی و افکار مربوط به آسیب دیدن او و هیجان‌های بسیار آزاردهنده‌ای همراه می‌شود و در نهایت برای کاهش هیجان‌ها ، مادر با فرزند خود تماس می‌گیرد. این تماس‌های مکرر در کوتاه مدت استرس او را کم می‌کند اما در صورتی که فرزندش به خانه بازنگردد، دوباره تکرار می‌شود.
راهکارها
راهکارهایی که در این جا مطرح است:
* تلاش کنید مادرتان را قانع کنید تا برای درمان این «اختلال اضطرابی» به روان شناس مراجعه کند.
* نگرانی مادرتان را درک کنید، از دیدگاه او بی‌خبری مساوی با بدترین اتفاقاتی است که می‌تواند برای شما رخ بدهد.
* پس از هماهنگی با مادرتان، تماس تلفنی را به پیامک تبدیل کنید. در زمان مشخصی از روز به ایشان پیامک بزنید و پس از مدتی به تدریج فاصله زمانی این پیامک‌ها را افزایش دهید.
* با فرد سومی هماهنگ کنید و از مادرتان بخواهید زمانی که امکان جواب دادن به تلفن‌های او را ندارید با این فرد تماس بگیرد. کسی که مادرتان در اثر صحبت کردن با او آرام می‌شود، هر چند این راهکار در بلند مدت اثربخشی کمی دارد اما به تغییر الگوی رفتاری مادرتان کمک می‌کند و می‌تواند جایگزینی برای تماس‌های مکرر با شما باشد. در بلند مدت از طریق روش‌های جایگزین پایین می‌توانید تعداد و مدت تماس‌ها با فرد سوم را نیز کاهش دهید.
* صدای خودتان را روی گوشی تلفن همراه مادرتان ضبط کنید که توضیح می‌دهید: بیرون، با دوستان در حال خوش گذرانی، مهمانی یا هر جای دیگری هستید و این جا همه چیز امن است، حواستان به همه چیز هست و جای هیچ نگرانی نیست. به این ترتیب، زمانی که مادرتان نگران می‌شود می‌تواند به آن گوش بدهد.
* مانند روش بالا صدای فرد سومی که اطمینان بخشی ایجاد می‌کند را ضبط کنید تا زمانی که مادرتان نگران می‌شود، به جای تماس به آن گوش کند.
* ابتدا با هر یک از روش‌هایی که برای مادرتان کمترین میزان اضطراب را ایجاد می‌کند شروع و به تدریج روش‌های دیگر را هم امتحان کنید.

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

روش های ترک عادت های زشت و نادرست همسر 

بیا نی نی/ وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند مسلما برخی رفتار و عادت هایشان برای همسرشان خوشایند نیست که باید سعی کنند آن ها را اصلاح کنند ، اگر می خواهید بدانید چطور می توانید به ترک عادات زشت همسرتان کمک کنید ، با ما همراه شوید. 
برخی عادت های اشتباه وجود دارد که میتواند برای همسرتان زشت و زننده باشد و حتی ادامه دادن به این عادت ها و ترک نکردن آن ها ، ممکن است منجر به نابودی ازدواجتان شود. 
زوجین در روزها و ماه  های اول ازدواج به دلیل هجوم هورمون ها به بدنشان توانایی تطبیق پذیری بالایی دارند بنابراین اگر عادت رفتاری خاصی در همسرتان مشاهده می کنید که برایتان زننده است و خوشایند نیست، به جای خجالت کشیدن با مهربانی از او بخواهید که آن ار تغییر دهد. مسلما تغییر عادت های زشت همسر در 6 ماه اول رابطه بسیار راحت تر است سال های بعدی است که دیگر تحمل رفتارش را ندارید. 
برخی عادت هاست که برای سلامتی خود فرد مضر است و از سویی به شدت شما را آزرده می کند مثلا سیگار کشیدن و ناخن جویدن که نیاز به همراهی قدم به قدم مانند یک دوست دارد. از آن جا که عادت ها یک شبه ایجاد نشده اند بنابراین نباید توقع داشته باشید یک شبه ترکشان کند. 

برخی عادات زشت همسر :
– جلوی مهمان ها دست در بینی یا گوشش می کند.
– وارد خانه که می شود به جای شستن جورابها به همراه دست و صورتش ، جوراب هایش را گوشه خانه پرت می کند. 
– لباس هایش را به جای آویزان کردن از چوب لباسی وسط اتاق پرت می کند.
– پاهایش را روی میز می گذارد.
– صبح ها تخت را مرتب نمی کند.
– در شامپو یا خمیر دندان را بعد از استفاده نمی بندد. 
شاید این عادت ها برای خود فرد طبیعی باشد و اصلا آن ها را ناپسند ندارد ولی برای طرف مقابل ناخوشایند بوده و تکرار آن منجر به خورد شدن اعصاب طرف مقابل و در نتیجه بالا گرفتن بحث و ایجاد دعوا شود. 

تکنیک های ترک عادات زشت همسر
آیا شما هم از عادت های ناپسند همسرتان شاکی هستید ؟ تا به حال چند بار به او تذکر داده اید ، توضیح داده اید ، طعنه زده اید ولی مشکلتان حل نشده؟ 
به خاطر عادت های زشت همسرتان چند بار جلوی جمع خجالت کشیده اید و در تنهایی به او تذکر داده اید یا در جمع به او یادآور شده اید ولی اثری نداشته است؟
بهتر است روش خودتان را تغییر دهید تا بتوانید به همسرتان کمک کنید عادت های زشت خودش را ترک کند و آرامش را به روح و روان شما و ازدواجتان باز گرداند. 
با خودتان منطقی فکر کنید 
در اولین قدم باید با خودتان کاملا منطقی و عادلانه فکر کنید آیا شما وسواس دارید یا عادت همسرتان واقعا ناخوشایند است. شما نسبت به تمیزی و نظم وسواس دارید یا همسرتان عادت غیربهداشتی دارد و شلخته است. 
برای رسیدن به نتیجه بهتر باید چند سوال از خودتان بپرسید :
• آیا تمیز نبودن و بی نظمی در جاهای دیگر هم شما را مضطرب می نماید؟
• آیا زمانی که عادت بد همسرتان را برای دیگران تعریف می کنید ، در باره ناخوشایند بودن رفتارش با شما موافقند یا می گویند زیادی به او گیر می دهی.
• اگر پاسخ این سوالات با تفکر اولیه شما مخالف است بنابراین به احتمال زیاد عادت همسرتان زیاد هم ناخوشایند نیست و شما نسبت به رفتار او دچار وسواس فکری شده اید. 


 

برای ترک عادات زشت همسرتان صبور باشید
اگر از عادت بد هسمرتان حرص میخورید و عصبانی می شود ابتدا خودتان را آرام کنید و بعدا برایش توضیح دهید عادت بدش چه تاثیری روی روحیه شما می گذارد و نتیجه رفتارش را و دلیل این که می خواهید آن را ترک کند، برایش توضیح دهید . 
تغییر یک طرفه امکان پذیر نیست، هر دوی شما باید به فکر ایجاد تطابق بین خودتان باشید . اگر به تازگی ازدواج کرده اید باید بدانید که 6 ماه تا یک سال اول زندگی ، همسر شما توانایی انعطاف پذیری بسیار بالایی دارد بنابراین سعی کنید زیادی با هم خودمانی نشوید و شلختگی و بی نظمی را وارد زندگی خودتان نکنید و یک سری رفتار و نظم و ترتیب را از همان ابتدا در خانه و نوع رفتارتان تعریف کنید تا برای هر دو شما تبدیل به عادت شود. 
شما دیگر مجرد نیستید و مسلما هر دوی شما رفتارهایی دارید که برای همسرتان ناخوشایند است و باید روی هماهنگ شدن با هم کار کنید و هر دو با آغوش باز به استقبال تغییراتی بروید که باید برای کنار هم ماندن در خودتان ایجاد کنید و با بازخورد نشان دادن به این عادت ها کم کم هر دو عادتهایی که برای همسرتان ناخوشایند است را کنار گذاشته و عادت هایی که برای او خوشایند است را تقویت کنید. 

با همسرتان همدلی کنید
یادتان باشد که فضای تربیتی همسر شما متفاوت بوده است و عادت هایش در طولانی مدت در بستر خانواده شکل گرفته است. شما ریشه عادت زشت همسرتان را پیدا کنید تا بتوایند با همدلی و همفکری با او ، رفتارش را تعدیل کنید. همسرتان برای اذیت کردن شما این کارها را انجام نمی دهد بلکه صرفا از روی عادت دارد رفتار اشتباهش را تکرار می کند. 
همه ما عادت های بدی داریم، به او نشان دهید که می دانید ترک عادت چقدر سخت است و انتظار معجزه یک شبه از او ندارید. طوری رفتار نکنید که مردانگی اش زیر سوال برود و احساس بچگی کند.
برای ترک عادات زشت همسر دلیل رفتارش را پیدا کنید
 
دلایل رفتارش را پیدا کنید
برخی عادت ها کاملا به صورت ناخودآگاه ایجاد می شوند و میتواند نتیجه استرس و خستگی باشد. باید علت عادت او را پیدا کنید تا بتوانید برای همیشه این عادت ناخوشایند را از بین ببرید. هنگامی که در حال انجام عادت بدش است او را زیر نظر بگیرید و ببیند چه حسی دارد تا بتوانیدعلت آن را پیدا کنید. 

نقش پدر و مادرش را ایفا نکنید
سخت گیری بیش از حد یا طعنه و کنایه زدن ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی در بلند مدت باعث می شود که همسرتان از زیر بار نظم و تمیزی خانه شانه خالی کند. از سویی دیگر اگر تصحیح اشتباهات او را بر عهده بگیرید مثلا در خمیردندان را خودتان ببندید و هر روز تخت را مرتب کنید همسرتان با تبعات کارش روبرو نخواهد شد و به شلختگی ادامه خواهد داد. 

به همسرتان برچسب نزنید
سعی کنید به دلیل عادت های ناخوشایند همسرتان به او برچسب هایی از جمله : بی مسئولیت، بی توجه ، شلخته و تنبل ، نزنید . برچسب زدن باعث گارد گرفتن فرد می شود و سعی میکند تلافی کند و رابطه عاطفیتان را ضعیف می کند و منجر به بحث و دعوا می شود و شما در یک کل کل بی پایان گرفتار می شود. بهتر است احساس ناخوشایندی که از رفتارش به شما دست می  دهد را محترمانه به او بگویید. 

به او نشان دهید که این عادت برای خودش هم بد است
خیلی از افراد متوجه نیستند که عادت هایتشان می تواند چه تاثیر بدی روی شخصیتشان بگذارد و دید دیگران را نسبت به آن ها تغییر دهد یا از نظر سلامتی برای او مشکل ساز شود و این شمایید که باید عواقب رفتارش را به او نشان دهید. 
به او نشان دهید که کمترین نتیجه تغییر رفتارش حال خوب شما و در نتیجه حال خوب زندگیتان است. 

یک عادت خوب را جایگزین کنید
برخی عادت های قدمی از بین نمی روند و باید چیز دیگری را جایگزینشان کنید مثلا اگر همسرتان عادت به پرخوری دارد سعی کنید در قدم اول او را مجاب کنید به جای خرید  و نگهداری انواع اسنک و کیک و شیرینی ، یک ظرف میوه را روی میز بگذارد و هر موقع هوس خوردن داشت ، میوه بخورد یا اگر میخواهید ناخن نجود ، او را سرگرم انجام کاری دیگر کنید. 

 

دختر مورد علاقه ام با مخالفت مادرم از من فاصله گرفت

دختر مورد علاقه ام با مخالفت مادرم از من فاصله گرفت

حامی هنر زندگی/  ٢٣ ساله و مهندس عمرانم، وضع خانوادگی ام هم بد نیست. عاشق دختر خیلی با اصل و نسب و سنگینی شدم، تقریبا از دو سال پیش می شناسمش، ولی مادرم به شدت مخالف است، وقتی هم آن دختر مخالفت مادرم را فهمید از من فاصله گرفت، حالا هم دارم او را از دست می دهم و هم خودم را دارم نابود می کنم؛ چون دیگر انگیزه ای برای زندگی ندارم.

پاسخ
دوست گرامی، مشکل شما از دو وجه بررسی می شود. اول این که با توجه به مخالفت مادر، اگر دلایل کافی برای خاتمه دادن به رابطه با دختر مد نظرتان را دارید، در این صورت بهتر است تمام شدن رابطه را بپذیرید و آن را خاتمه دهید. در این شرایط تجربه احساسات دردناک به دلیل کنار گذاشتن فردی که دو سال در ذهنتان، خیالِ با او بودن را پرورانده اید، طبیعی و مانند سوگ از دست دادن نزدیکان است که به مرور زمان، احساسات بد همراه با آن از بین می رود؛ اما رعایت توصیه های زیر می تواند به شما کمک کند:
برای گذراندن این شرایط به خودتان زمان کافی بدهید و تلاش نکنید احساسات منفی ناراحتی، تنهایی و ناامیدی را انکار یا از آن ها اجتناب کنید.
وارد شدن به رابطه ای دیگر برای کاهش احساس غم ناشی از ناکام ماندن رابطه قبلی، به شما کمکی نمی کند و به طور معمول به شکست در رابطه جدید منجر می شود و در بلندمدت احساس های بد شما را تشدید می کند.
اهداف و ارزش های مربوط به زندگی شخصی خود را دوباره تعریف کنید
این اهداف می تواند زمینه های مختلف زندگی شما از جمله زمینه های شغلی، تحصیلی، اجتماعی وسایر زمینه های مهم زندگی را در برگیرد. پس از تعیین این اهداف، برای رسیدن به آن ها برنامه ریزی و خود را به برداشتن گام هایی در راستای این اهداف متعهد کنید.
جلوی افکار مرتبط با این موضوع را نگیرید، تلاش برای اجتناب از فکر کردن به موضوعی خاص، آن را پررنگ تر می کند. درحالی که به زندگی در راستای اهداف تان ادامه می دهید، بگذارید فکرها بیایند و بروند. به این ترتیب و با تمرکز بر اهداف تان، هیجان همراه با افکار را کم می کنید و زمانی که افکار، هیجان زیادی به همراه نداشته باشند، کمتر فعال خواهند شد و به تدریج کم رنگ می شوند.
به مکان هایی که با او رفته بودید یا شما را به یاد او می اندازد، بروید و تفریحی خوشایند را در آن مکان ها رقم بزنید تا خاطرات مربوط به آن مکان ها برای تان کمرنگ شود و خاطرات جدید در ذهن شما نقش ببندد.
برای انجام امور لذت بخش به طور روزانه یا هفتگی برنامه ریزی کنید
همراه با دوستان تان به سینما، رستوران، باشگاه و مکان های تفریحی مورد علاقه تان بروید. این تفریح ها می تواند حتی پیاده روی در پارک اطراف محل زندگی تان باشد. این کار نه تنها به کاهش احساسات منفی و بازیابی انگیزه کمک می کند بلکه باعث می شود، روال زندگی تان زودتر به حالت قبل از وارد شدن به این رابطه بازگردد.
در وجه دیگر، درصورتی که دلایل مادرتان از نظر شما قانع کننده نیست و معیارهای انتخاب شما و مادرتان متفاوت است، برای حل تعارض احتمالی از مشاور کمک بگیرید.

4 اشتباه رایج در تربیت دهه هشتادی ‌ها

4 اشتباه رایج در تربیت دهه هشتادی ‌ها

خراسان/ برخی خطاهای دردسرساز در ارتباط با فرزند نوجوان، می‌تواند هم رابطه ما را خراب و هم در فرایند رشدی او مسئله ایجاد کند
 در چند وقت اخیر، انتشار تصاویر و ویدئوهایی از رفتارهای خطرناک و اشتباه نوجوانان، مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته و پربازدید شده است. این مسئله، به طور طبیعی نگرانی‌هایی را برای والدین ایجاد می‌کند. دوره نوجوانی، دوره خاصی در رشد فرزندان ما محسوب می‌شود. بحث هویت ‌یابی در این دوره اهمیت زیادی دارد. در کنار آن تلاش‌های آن‌ها برای کسب استقلال هم در این دوره افزایش می‌یابد. برای ما به عنوان والد هم ورود فرزندان‌مان به دنیای نوجوانی موضوع بسیار مهمی است چرا که در صورت داشتن رابطه‌ای سازنده می‌توانیم به رشد متعادل او کمک کنیم. نوجوانی، دوره‌ای است که به دلایل متعدد، نیاز به کسب آگاهی‌های بیشتر والدین درباره آن، ضروری است و باید برای این مهم، برنامه‌ریزی صورت بگیرد. مطالعه کتاب های مفید، مشورت با روان‌شناسان این حوزه و …، در این زمینه به شدت توصیه می‌شود. با توجه به تغییرات جسمی و روانی که برای نوجوان در این دوره از زندگی‌اش اتفاق می‌افتد، تشخیص طبیعی بودن آن یا این ‌که نیاز به مداخله توسط والدین یا مشاور دارد، چیزی است که باید درباره آن، آگاهی کسب کرد تا قبل از مشکل زا شدن، به طور اصولی مدیریت شود. در این مطلب سراغ چهار اشتباه رایج والدین دارای فرزند نوجوان رفته‌ایم، به امید این‌ که کمتر مرتکب آن بشویم تا نسل آینده موفق‌تری داشته باشیم.
 
 هویت خودتان را به آن‌ها گره نزنید
برخی والدین بیش از حد درگیر تجربه‌های فرزندان نوجوان خود می‌شوند و طوری برخورد می‌کنند که انگار هر اتفاقی برای فرزندشان می‌افتد، برای آن‌ها افتاده است. به عنوان مثال ممکن است والدی بعد از شنیدن برخورد تند یکی از همکلاسی‌ها با فرزندش، دلخوری زیادی از این همکلاسی پیدا کند و حتی وقتی رابطه فرزندش با این فرد ترمیم می‌شود، نتواند موضوع را فراموش کند. چنین واکنش‌هایی می‌تواند فرصت تجربه کردن را از نوجوانان بگیرد و حتی در فرایند هویت ‌یابی آن‌ها اختلال ایجاد کند.
 از آینده فاجعه ‌سازی نکنید
این‌ که نوجوانان کمی از خط قرمزهای خانواده رد بشوند، اتفاقی طبیعی است اما متاسفانه گاهی اوقات برخی از ما، در چنین موقعیت‌ هایی در عوض صحبت با فرزند، شروع به واکنش‌ های اغراق‌آمیز می‌کنیم. به عنوان مثال والد، متاسفانه متوجه تصویر نامناسبی در گوشی فرزند خود می‌شود و با وجود این که شواهد نشان می‌دهد فرزندش به دنبال تماشای مداوم چنین عکس‌هایی نبوده اما گوشی را از او می‌گیرد و بدترین برخورد ممکن را به این اتفاق نامناسب، نشان می‌دهد. چنین والدینی معمولا با کوچک ‌ترین خطایی احساس می‌کنند آینده فرزندشان تباه شده است و در آینده   او فردی مشکل‌دار و خلافکار خواهد بود. در عوض چنین واکنش‌های اغراق‌آمیزی، درباره نگرانی‌های خود با فرزندتان صحبت و از دور بر او نظارت کنید و در صورت نیاز از متخصص برای بررسی این که موضوع چقدر جدی است، بهره بگیرید.
 به مسائل کوچک وزن زیادی ندهید
یکی دیگر از اشتباهات، اصرار والدین برای داشتن نوجوانانی مانند خودشان است. این گروه از والدین با دیدن لباس متفاوت فرزند، مدل موی جدید او یا فیلم‌هایی که او می‌بیند، واکنش تندی نشان می‌دهند. یادمان باشد فرزندان ما قرار نیست درست مشابه ما زندگی کنند. ما به عنوان والد می‌توانیم برای این که آن‌ها به اصول اخلاقی مشابه ما پایبند باشند، تلاش کنیم اما این که اصرار داشته باشیم تا آن‌ها از هر نظر مطابق سلیقه ما عمل کنند، خطاست. البته که در این زمینه باید برای تربیت اصولی، تلاش کرد. راهکار، واکنش تند و فاصله ‌انداختن عاطفی بین خود و فرزند نوجوان نیست.
 در شوخی زیاده‌روی نکنید
داشتن شوخ ‌طبعی در ارتباط با نوجوانان نه تنها بد نیست که اتفاقا در بسیاری از موقعیت ‌ها به کار می‌آید اما اگر قرار باشد به بهانه شوخ‌ طبعی، دایم فرزند نوجوان خانه را دست بیندازیم، کم‌کم رابطه‌مان دچار مشکل خواهد شد چرا که در صورت دست انداختن زیاد، فرزند نوجوان ما احساس خواهد کرد که جدی گرفته نمی‌شود. این هم اشتباهی است که بعضی از والدین به بهانه صمیمی بودن، مرتکب آن می‌شوند و می‌تواند آسیب‌زا شود.
نویسنده : نرگس عزیزی | کارشناس ‌ارشد مشاوره

رابطه بین احساس جوانی و طول عمر

رابطه بین احساس جوانی و طول عمر

خراسان/  سالمندانی که احساس جوانی می‌کنند وضعیت سلامتی بهتر و طول عمر بیشتری دارند. این نتیجه تحقیقی است که در مجله «روان‌شناسی و سالمندی» انجمن روان‌شناسی آمریکا منتشر شده‌است. محققان در این مطالعه که با شرکت بیش از 5هزار فرد میان سال  انجام شد، دریافتند احساس جوان‌تر بودن نسبت به سن تقویمی، با میزان کمتر استرس و سلامت بیشتر ارتباط دارد. اما احساس جوانی یعنی چی؟ این احساس نگرشی است که سرزندگی و بازیگوشی، انعطاف‌پذیری و گرایش به خلاقیت را شامل می‌شود. خبر خوب آن‌که متخصصان می‌گویند با تغییر ذهنیت، می‌توانید احساس جوانی را در خودتان ایجاد کنید. اما چطور؟
 تمرین‌هایی برای احساس جوانی کردن
امروز از خودتان بپرسید چند سال دارید. در قدم بعدی باید آگاهانه سعی کنید تغییراتی در زندگی‌تان به‌وجود بیاورید که گرچه بسیار ساده و کوچک‌اند ولی به‌مرور تأثیرات بزرگی ایجاد خواهندکرد.
 بازی کنید| در برنامه هفتگی‌تان جایی برای بازی پیدا کنید؛ ورزش، بازی‌های فکری، موبایلی و فیزیکی.
 بخندید| دست‌کم روزی یک‌بار تمرین خندیدن کنید. اگر بهانه‌ای برای خنده پیدا نکردید، ادای خندیدن دربیاورید.
بیاموزید| یک موضوع یا مهارت جدید یاد بگیرید. مهم است که سوژه این آموزش مورد علاقه‌تان باشد تا برای ادامه دادنش انگیزه کافی داشته‌باشید.
کاوش کنید| کنجکاوی‌تان را افزایش بدهید. درباره موضوعات و رخدادها سوال کنید، حتی درباره آن‌هایی که تا امروز به‌نظرتان بدیهی و اثبات‌شده می‌رسیدند ولی هیچ‌وقت به دلیل‌شان فکر نکرده‌بودید.
منبع: healthline.com
نویسنده : الهه توانا | روزنامه نگار

افزایش تمرکز به شیوه پرچمدار المپیکی ایران

افزایش تمرکز به شیوه پرچمدار المپیکی ایران

خراسان/ «هانیه رستمیان» در جدیدترین گفت ‌و ‌گویش درباره عکس منتشر شده از او در حال مطالعه قبل از شروع مسابقات تیراندازی، توضیحاتی داده که از منظر روان‌شناسی قابل بررسی است
وقتی به سبک ‌زندگی افراد موفق نگاه می‌کنیم، به نقش پررنگ مطالعه در زندگی آن‌ها پی می‌بریم. یکی از10  بانوی ورزشکار ایران در المپیک توکیو۲۰۲۰ که تا یک قدمی کسب مدال هم پیش رفت اما در نهایت نتوانست روی سکو برود، به تازگی درباره عکس منتشر شده از او در شبکه‌های اجتماعی گفته: «همان‌ طور که در عکس می‌بینید کتاب می خوانم که به آرام شدن و تمرکز بیشترم کمک می‌کند. من همیشه قبل از مسابقات کتاب می‌خوانم و معمولا سراغ کتاب ‌های روان شناسی می‌روم. کتابی که در توکیو خواندم «روحیه برنده» بود(منبع خبر: بیا نی نی).
اما آیا کتاب ‌خواندن باعث کسب آرامش و افزایش تمرکز می‌شود؟
 
 بالا بردن قدرت تمرکز از فواید مطالعه است
 افراد با مطالعه، ارزشمندترین رویکرد را بدون اتلاف وقت یا هزینه فقط با مطالعه تجربیات و دانش دیگران به دست می‌آورند. یکی از فواید مطالعه، همان‌ طور که پرچمدار کاروان ایران در المپیک گفته، بالا بردن قدرت تمرکز و توجه در مغز است. مطالعه باعث تحریک مغز و در نتیجه عملکردهای شناختی بهتر می‌شود. در هنگام مطالعه بخشی از مغز که وظیفه تمرکز و تجزیه و تحلیل را دارد کمک می‌کند تا این قسمت فعال‌تر شود. تحقیقات روان‌شناسان نشان می‌دهد تاثیر مطالعه به سادگی روی امواج مغزی شما مشاهده می‌شود. به عنوان مثال اگر در کتابی می‌خوانید شخصی در حال انجام فعالیتی متمرکز مثل تیراندازی است، درست مناطقی در مغز او فعال می‌شود که آن شخص به صورت فعالانه آن کار را انجام می‌دهد.
 کتاب ‌های انگیزشی، اعتماد به‌ نفس را بالا می‌برد
درباره خواندن کتاب‌ های روان‌شناسی انگیزشی هم باید گفت که انسان در زندگی برای رسیدن به اهدافش نیاز به اعتماد به ‌نفس بالا دارد که مطالعه باعث کسب دانش و اطلاعات در فعالیت او می شود و اعتماد به نفسش را بالا خواهد برد بنابراین فرد سریع‌تر موفقیت کسب می‌کند. همچنین برای افزایش آرامش و کاهش استرس، مطالعه بسیار موثر است زیرا نه تنها خود مطالعه به آرامش فرد کمک می‌کند، بلکه اطلاعات و دانش درخصوص کنترل و مدیریت استرس را هم به همراه دارد.
 آگاهانه مطالعه کنید
در آخر پیشنهاد می‌کنم که زندگی نامه قهرمانان مورد علاقه خود در حوزه های مختلف را آگاهانه مطالعه کنید تا همبستگی بیشتری با درونیات افراد موفق پیدا کنید. این روش، نیروهای شما را برای ایفای موثر به دست آوردن موفقیت‌ها در زندگی‌تان بیشتر خواهد کرد. از بیرون این ‌گونه به نظر می‌رسد که صرفا در حال مطالعه و اندیشه در آن هستید اما از درون تفاوت قابل توجهی در نحوه احساس و افکاری که  درباره خود دارید ایجاد می‌کند. اگر همواره این کار را بکنید، توانایی شما برای رسیدن به اهداف چند برابر می شود و به شما در حصول آن کمک می‌کند.
نویسنده : زینب سادات ابن‌الرضا | کارشناس‌ ارشد روان‌شناسی