چطور یک رابطه عاشقانه سالم و ماندگار داشته باشیم

چطور یک رابطه عاشقانه سالم و ماندگار داشته باشیم

منودلیار/ بیا با هم یک داستان کوتاه را تصور کنیم… یک خانم جوان با یک مرد غریبه خوشتیپ و جذاب آشنا می شود؛ آن ها خیلی زود عاشق هم می شوند و ازدواج می کنند. بعد از گذشت دو ماه، یک روز زن از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که کاملاً در مورد انتخاب همسرش اشتباه کرده؛ او مردی که زن تصور می کرده نیست و حالا نمی تواند به او اعتماد یا تکیه کند. زن شروع به شماتت خودش می کند که چطور متوجه این موضوع نشده و چرا خودش را در این رابطه عاشقانه اشتباه انداخته است…
اغلب ما ممکن است مشابه چنین داستانی را در زندگی زناشویی یا رابطه عاشقانه خود تجربه کرده باشیم یا کسی را بشناسیم که درگیر چنین اتفاقی باشد. واقعاً چه خوب می شد اگر راهی برای جلوگیری از اتفاقات ناخوشایند در رابطه عاشقانه وجود داشت و می توانستیم از شکستن قلب ها با ساختن یک رابطه سالم و درست حفاظت کنیم! انتخاب یار مناسب، اولین قدم در داشتن یک رابطه عاشقانه درست است!
دکتر “جان ون اپ”، روانشناس و متخصص روابط زناشویی و عاشقانه، معتقد است که نظریه او یک راه حل خوب و درست برای پی گیری روابط عاشقانه سالم را مهیا می کند: چطور بدون از دست دادن عقل مان، عاشق شویم و راه دل مان را پی بگیریم؟!

تئوری جذب:
دکتر ون اپ پایه های این نظریه روانشناسانه که آن را “تئوری جذب” نامگذاری کرده است، از ۲۵ سال پیش در دفتر کار خود آغاز کرده است. او معتقد است جذابیت های قوی و مقاوم، که روابط عاشقانه سالم و ماندگاری را فراهم می کنند، با ۵ حوزه مهم ارتباط دارند: دانش و اطلاعات، اعتماد و مسؤلیت پذیری، وابستگی و دل گرمی، تعهد و ارتباط جسمانی درست. در واقع جذابیت صحیح که منجر به رابطه عاشقانه قدرتمند می شود، ترکیبی از این ۵ مورد است و حس صمیمیت و نزدیکی را به ارمغان می آورد. 
سطح قوت هرکدام از این حوزه ها در هر رابطه عاشقانه ممکن است بین ۱ تا ۱۰ (که به معنای قوی ترین نوع ارتباط و پیوندی عمیق است) می تواند متفاوت باشد. می توان شدت درگیری در هرکدام از این حوزه ها را کم یا زیاد کرد، اما بهترین حالت این است که تعادلی بین سطح درگیری در تمام این ۵ حوزه وجود داشته باشد تا ارتباط قوی تر و مستحکم تر شود. به همین دلیل دکتر ون اپ به مردان و زنانی که در مرحله آشنایی با هم قرار دارند توصیه می کند اگر می خواهند در آینده منطقه امنی در رابطه عاشقانه و زناشویی خود داشته باشند، در این دوران آشنایی حوزه های ارتباطی خود را بهتر ارزیابی کنند. در دوران آشنایی سطح قوت حوزه دانش و اطلاعات در حدود ۶، اعتماد در حدود ۵، وابستگی در حدود ۴، تعهد در حدود ۳ و ارتباط جسمانی در حدود ۲ باید باشد. 
اگر رابطه عاشقانه از تعادل خارج شود، احساس ناامنی و آسیب پذیری، بی اعتمادی، خشم و عصبانیت، بی عدالتی، تنهایی و بی توجهی به احساسات، تمام استحکام پیوند را دچار اختلال می کند. بنابراین مهم است که از همان ابتدا در تمام حوزه ها تعادل برقرار باشد.
وقتی قصد داری ازدواج کنی، بهترین حالت این است که در تمام حوزه ها، بین تو و یارت بالاترین حد اشتراک و پیوند وجود داشته باشد. کاملاً طبیعی است اگر در برخی از زمینه ها، بین شما اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما در یک رابطه درست و قدرتمند، اختلاف نظرها به اصل حوزه های پیوندی آسیبی وارد نمی کنند و تعادل میان حوزه ها از بین نمی رود. 

امتحان کن:
هر روز در رابطه عاشقانه، یک فرصت جدید است. هر روزی که از زندگی می گذرد، دید تو نسبت به یارت بیشتر و گسترده تر می شود و در مورد او تجربیات بیشتری به دست می آوری. بهترین کار این است که تلاش کنی او را بیشتر بشناسی و نقاط قوت و وجوه اشتراک بین خودت و او را بیشتر کنی. صحبت کردن، یک راه حل خوب و مفید برای بیشتر شدن شناخت و آشنایی عمیق با نظرات، تجربیات و افکار هرکس است. این کار را با پرسیدن ۵ سؤال ساده از خودت و او آغاز کن:
۱- وقتی بچه بودی تولدت را چطور جشن می گرفتی؟
۲- چه کسی تأثیرگذار ترین و عزیزترین فرد زندگی تو است؟
۳- در تعطیلات به کجا می رفتید؟
۴- چه چیزی در وجود یک فرد باعث می شود که تو به سمت او جذب شوی؟
۵- مهم ترین ترس ها، نقاط ضعف، نقاط قوت و دستاوردهای تو در زندگی چه بوده است؟ 
این سؤال های ساده باعث می شود تو و یاری که قصد آشنایی و ازدواج با او را داری، هرچه بیشتر نسبت به هم شناخت پیدا کنید و دید بازتری در مورد شخصیت هم داشته باشید. اگر از همین امروز که در مرحله آشنایی هستید، با صبر و حوصله برای هم زمان بگذارید و ابعاد وجودی یکدیگر را شناسایی کنید؛ خیلی بهتر از این است که در آینده متوجه نکات منفی و ناشناخته ای شوید و رابطه عاشقانه را به خطر بیندازید. تلاش کن در مورد تمام جنبه های زندگی با یارت صحبت کنی و سطح حوزه های ارتباطی تان را بررسی کنی. شاید او واقعاً یار مناسبی برای تو نباشد؛ شاید نیاز باشد بیشتر در مورد رابطه خودت و او فکر کنی…

خواهر 14 ساله ام به همه بی احترامی می کند

خواهر 14 ساله ام به همه بی احترامی می کند

خراسان/  دختری ۱۶ ساله ام. خواهرم که دو سال از من کوچک تر است، بسیار بد دهن است و موقع فحاشی چه حق با خودش باشد یا نه، همه را نفرین می کند! با این که فرزند کوچک است، با پدر و مادر و افراد بزرگ تر فامیل با بی احترامی حرف می زند. مادرم می خواهد از یک مشاور کمک بگیرد اما خواهرم نمی گذارد، گریه می کند و می گوید می خواهید آبروی مرا ببرید. هیچ وقت هم کارهای خانه را انجام نمی دهد و می گوید کارهای خانه به من چه؟ با بچه های فامیل دعوا می کند و همه می گویند او را بیش از اندازه لوس کردید.
پاسخ
مخاطب گرامی، در ارتباطات اعضای خانواده شما، مشکلاتی ایجاد شده که اعضا احساس خوبی درباره آن ندارند و آرامشی که نیاز است بین اعضای خانواده باشد، وجود ندارد. بیایید مسئله شما را بیشتر ارزیابی کنیم تا بهترین راه حل ها را بیابیم.
به این چند سوال فکر کنید
مسئله اصلی شما، بدرفتاری و بددهنی خواهر 14 ساله شماست که ظاهرا تبدیل به یک عادت رفتاری شده و اکنون پدر و مادر، خانواده و حتی فامیل از این موضوع ناراحت هستند. به این سوال ها فکر کنید: آیا کسی درباره این رفتارهای اشتباه با او صحبت کرده؟ اگر صحبت کرده اند، نتیجه این گفت و گوها چه بوده و آیا موثر بوده است؟ آیا چارچوب خانه تان قاعده و قانون دارد؟ آیا به قوانین عمل می شود؟ اگر فردی قاعده و قانون را بشکند، آیا با پیامد رفتارش مواجه می شود؟ هدف از طرح این سوال ها، به چالش کشیدن ذهن شماست تا بهتر بتوانید علت ها را شناسایی کنید.
به این چند نکته توجه کنید
اول این که خواهر شما در دوره نوجوانی قرار دارد و این دوره، چالش ها و سرکشی های خودش را دارد و احتمالا این سرکشی ها، بعد از بلوغ بیشتر شده است. نکته دوم درباره سبک فرزندپروری پدر و مادر شماست که از چه سبکی استفاده می کنند. بهترین سبک فرزند پروری، سبک مقتدرانه است که در این جا به طور مختصر شرح داده می شود. شما باید این قسمت از مطلب را به دست پدر و مادرتان برسانید.
شیوه فرزند پروری مقتدرانه
این روش، پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب به نوجوان را شامل می شود. والدین مقتدر، درباره نیازهای فرزندشان صمیمی و دلسوز هستند. آن ها رابطه ای خشنود کننده و لذت بخش با فرزند خود برقرار می کنند به طوری که وی به برقراری ارتباط نزدیک با آنان سوق می یابد. والدین مقتدر در عین حال، کنترل قاطع و معقولی را اعمال می کنند. آن ها روی رفتار پخته تاکید دارند و برای انتظارات خود دلیل می آورند و بالاخره، والدین مقتدر به تدریج با دادن استقلال مناسب به فرزند، به او اجازه می دهند در زمینه هایی که آمادگی دارد، تصمیماتی بگیرد .
نیاز به قانون گذاری در خانه
با توجه به توضیحات مطرح شده، به صورت کلی نیاز است تغییراتی در سبک و نوع ارتباط افراد خانواده با خواهرتان ایجاد شود. به طور مثال، قانون هایی گذاشته شود و افراد ملزم به رعایت آن ها شوند، در غیر این صورت با پیامدهای آن مواجه خواهند شد. همه این کارها از طریق گفت و گوی والدین و فرزندان ممکن می شود که باید هرچه زودتر در این باره تصمیم گیری شود. توجه داشته باشید که دقت در تنظیم این قانون ها و ضرورت اجرای شان، از عوامل موفقیت شما برای حل مشکل تان خواهد بود.

با ۱۰ نشانه عشق دروغین آشنا شوید

با ۱۰ نشانه عشق دروغین آشنا شوید

بیا نی نی/ عشق واقعی که شما را سرشار از احساس می کند و می خواهید همه عمرتان را کنار کسی که دوستش دارید زندگی کنید اما گاهی در ابتدای راه باید مراقب باشید چون شاید شما دچار عشق دروغین و غیرواقعی شده باشید. شاید شما هم به تازگی شخص مورد علاقه تان را ملاقات کردید و همه چیز ظاهرا عالی به نظر می رسیده است اما چیزی در ته دلتان می گوید که این عشق واقعی نیست و مانند یک سراب به نظر می رسد.
در این مقاله با ما همراه باشید تا 10نشانه عشق دروغ را برای شما بگوییم. این پرچم های قرمز به شما می گویند که در رابطه عاشقانه به دنبال چه باشید.

۱. آن ها ذهن شما را نمی خوانند
اولین نشانه عشق دروغ این است که آن ها ذهن شما را نمی خوانند.نه، آن ها مثل مل گیبسون در “آنچه زنان می خواهند” ذهن شما را نمی خوانند، اما چگونه امکان دارد یک فرد از رابطه با شخصی لذت ببرد که گاهی لحظه ی “تو ذهن منو خوندی” را برایش خلق نمی کند.
داشتن این لحظات نشان می دهد که چه قدر رابطه ی شما قوی است، و وقتی این احساس رخ می دهد که در نهایت نزدیکی و عشق قرار دارید. این تقریبا باعث می شود که چیزهای نهفته، آشکار شوند. یک نگاه کافی است تا همه چیز دستگیرتان شود. البته، این مهم ترین بخش قضیه نیست اما رخ ندادن اش به این معنا است که خوب شروع نکرده اید.

۲. جاذبه ی جنسی متقابل موجود نیست
ما برای رسیدن به شیمی نیاز به فیزیک داریم. بنابراین، اگر آهنربای جذابیت تان به درستی کار نمی کند، چگونه ممکن است یک واکنش شیمیایی در مغز وجود داشته باشد؟ این موضوع به ویژه زمانی که در رابطه هستید صدق می کند. جاذبه ی جنسی متقابل هیچ گاه باعث نمی شود که یک رابطه کهنه و بی روح شود.
واکنش های شیمیایی در حالت عادی حداکثر تا دو سال از زمان شروع خود به خود رخ می دهند، پس از آن دیگر همه چیز به تلاش خودمان وابسته است. با این حال، آدم ها روابط عاشقانه شان را به امان خدا رها می کنند. با این بهانه که “ما به هر حال صاحب این رابطه هستیم.” قطعا این یک رابطه ی بی روح خواهد بود، مگر این که شما مرده خواه باشید.

۳. آن ها هرگز شما را مورد تحسین و تمجید قرار نمی دهند
مادر ترزای فقید می گفت، “ولعی که در این دنیا برای عشق و تحسین شدن وجود دارد، بیش تر از ولع نان است.” ما می خواهیم کسانی که برای مان مهم هستندف احساسی فوق العاده دارا باشند، این طور نیست؟ بهترین راه برای انجام این کار این است که از آن ها تعریف کنید. به عنوان مثال برای خانم ها: “تو با این لباس صورتی دلپذیر به نظر می رسی.
” و برای رفقا: “تو بی نظیری! مرسی که من رو در روز مرخصی ات به پارک آوردی.” این کار یادآوری کوچکی است مبنی بر این که آن ها در واقع آدم های مهمی در زندگی ما هستند. اگر این اتفاق به ندرت رخ می دهد، و از آن بدتر حتی طرف مقابل تان نشان می دهد که آن طورها که فکر می کنید خوب نیستید، باید از خودتان علت آن را بپرسید.

۴. مدام احساس می کنید که مورد قضاوت قرار دارید
“بوی گند پنیری که می خوری از بوی وحشتناک پاهات بدتره. اون رو بذار کنار و یه دوش بگیر!”قضاوت کردن یکدیگر برای رابطه ها مانند سیانور است، تنها تفاوت اش این است که این سم تدریجی است و رابطه ای را که با طرف مقابل تان دارید ذره ذره از بین می برد.
کارولین هیدالگو در وب گاه تاینی بودا (Tiny Buddha) با این موضوع موافق است: “بسیاری از آدم ها معتقدند که عشق به معنای ساختن و سر کردن با طرف مقابل، فداکاری، مدارا، یا درد و رنج کشیدن در سکوت است با این تفکر که تعهد آن ها خود اثبات عشق است. این عشق نیست.”
آیا شما فکر می کنید که این به منزله ی یک رابطه خاص است؟ هیدالگو می افزاید: “درک کردن، دیدن، شنیدن، و پذیرش شخص به همان صورتی که هست، به معنای عشق است.” به عبارت دیگر، صحبت کردن با محبوب تان و انتقال چیزهایی که دوست شان ندارید، آن هم به شیوه ای آرام، می تواند هویت و برتری پیوند دونفره تان را بهبود بخشد. مل گیبسون فریاد می زند “آزادی!”

۵. معشوق عزیزتان وجود شما را فراموش کرده است
یک نشانه عشق دروغ این است که معشوق عزیزتان وجود شما را فراموش کرده است.شما را نمی بیند، در فکر و ذهن او حضور ندارید؟ نباید این طور باشد. می گویند که رابطه باید پنجاه پنجاه باشد، اما آیا طرف مقابل تان وظایف ۵۰ درصدی خود را به طور کامل ادا می کند؟ دریافت پیامک در ابتدای روز نشان می دهد که شما در فکر و ذهن آن ها هستید.
آوردن سوپ یا رفتن به داروخانه به خاطر شما وقتی که حال خوشی ندارید، نشان می دهد که آن ها در سختی ها نیز کنار شما هستند. یادآوری اوقات فوق العاده ای که کنار ساحل داشتید و خندیدن در مورد این که چه طور شما را شکست دادند (البته شما اجازه می دهید آن ها برنده شوند!). این ها فقط سه مثال هستند از این که شما چه قدر برای آن ها ارزش دارید. کل موضوع این است که شما در فهرست اولویت های آن ها چه جایگاهی دارید.

۶. احساس می کنید که هر بار باید متن پیام ها را دوباره و دوباره تایپ کنید
آیا زمانی که می خواهید برای عشق تان پیامک بفرستید، این احساس به شما دست می دهد که انگار در حال نوشتن یک رمان برای جایزه ی پولیتزر هستید؟ آن هم کاری که فقط ۵ ثانیه طول می کشد؟ تایپ می کنید، حذف می کنید، دوباره از ابتدا شروع می کنید.
می شورید، آب می کشید، حالا از اول! اگر در مورد این که چه چیزی در پیامک تان بنویسید، نگرانی دارید، وقت آن رسیده که دلواپس شوید و زنگ های خطر در سرتان روشن شود. کسانی که واقعا عاشق هم هستند به راحتی برای هم پیامک می فرستند و اگر پیام درستی ارسال نشود، قطعا به راحتی می توانند آن را توجیه کنند.

۷. شما دائم در حال توجیه کردن رفتارهای او هستید
دوستان و خانواده چیزی در مورد رفتار او به شما می گویند و شما علت آن را توضیح می دهید، و احساس می کنید که در این میان گرفتار شده اید. کیم کوئیندلن می نویسد: “شما برای رفتاری که با شما دارند دائم بهانه می تراشید. مجبور هستید به عزیزان تان اطمینان بدهید که با شخص موجهی ارتباط دارید، به جای این که آن ها خودشان قادر باشند، رفتار شما دو نفر با هم و شیوه ی رفتار فرد مورد علاقه تان را با شما ببینند.
” مهم نیست که رفتار آن ها تنش، خشم، گیجی و سردرگمی ایجاد کند یا باعث به وجود آمدن یک کنجکاوی ساده شود، در هر صورت کسانی که واقعا عاشق هم باشند نیازی به این ندارند که مدام رفتارهای شریک زندگی شان را توجیه کنند.

۸. طرف مقابل وظیفه ی خود را برای رسیدگی به رابطه تان ادا نمی کنند
چه کسی می گوید که رابطه یک تانگوی یک نفره است. آن ها سهم پنجاه درصدی شان را در رابطه شان با شما حتی در مسائل کوچک تر هم به طور کامل ادا نمی کنند. کوئیندلن می گوید،”شما آن ها را دعوت می کنید که با دوستان تان بیرون بیایند و یا برای صرف شام به خانه ی پدرتان بیایند. گاهی اوقات می آیند و گاهی اوقات نه، اما به نظر می رسد که هیچ گاه علاقه ی چندانی برای آمدن ندارند.”
اما آن هایی که واقعا به شما علاقه دارند برای سپری کردن زمان با عزیزان شما سر و دست می شکنند. در صورتی که شریک زندگی شما این گونه نیست، پس فاقد شک مواردی را که کوئیندلن اذعان می دارد، تجربه خواهید کرد: ” آن ها هرگز حتی برای وارد کردن شما در مسائل مربوط به خودشان تلاش چندانی نمی کنند.
شما در مورد دوستان و خانواده اش چیزی زیادی نمی دانید، حتی اگر دوست داشته باشید که بدانید.” شما را به خانه شان و جایی که در آن بزرگ شده اند دعوت نمی کنند و از بیرون رفتن های پنجشنبه شب با جمعی دوستانه و باحال خبری نیست، و در واقع مانع از این می شوند که با کسی رابطه ای داشته باشید. در نهایت به نتیجه گیری گوئیندلن می رسیم: “و گاهی اوقات، این طور به نظر می رسد که شما دو زندگی جداگانه دارید که به ندرت با هم همپوشانی دارند.”

۹. طرف مقابل از دیدن شما خوشحال نمی شوند
مهمترین نشانه عشق دروغ این است که طرف مقابل از دیدن شما خوشحال نمی شوند.این یکی کاملا بدیهی است، ولی ما طرف های مقابل مان را دوست داریم … شما در یک رابطه هستید، زیرا شخص مقابل تان به شما احساس خوبی می دهد زمانی که در کنارش هستید. هیچ کس واقعا گزافه پردازی فیلم های کمدی رمانتیک را که همه چیز را عالی و شاد نشان می دهد، باور نمی کند، مگر اینکه شما از سفر عراق باز گشته باشید.
فرقی نمی کند که چه قدر تفاوت یا فاصله ی فیزیکی داشته باشید، آن ها همیشه باید از دیدن شما خوشحال شوند، و بالعکس. اگر نه، فاصله تنها فیزیکی نخواهد بود. شما خودتان را کیلومترها دور از کبوتر عشق تان احساس خواهید کرد حتی اگر آن ها درست در کنار شما باشند. آیا از نظر شما این عشق واقعی است یا نشانه عشق دروغ است؟

۱۰. منافع مشخصی به عنوان یک زوج در آینده ندارید
چرا باید در یک رابطه ی متعهدانه بمانید اگر هیچ آینده ی بلند مدتی موجود نیست؟ مثل این است که هیچ پنیر موتزارلایی روی پیتزای تان ندارید یا پرچم دزدان دریایی در کشتی دزدان دریایی وجود نداشته باشد. ما در مورد ازدواج صحبت نمی کنیم، حداقل هنوز نه، منظور ما داشتن اهداف مشترک در زندگی و پیگیری آن ها در کنار هم است.
البته، یک عاشق واقعی به طور مفصل در مورد آینده صحبت خواهد کرد، چه می خواهد و چه برنامه ای برای رسیدن به آن دارد – هر چیزی که می خواد باشد. اگر این اتفاق در حال رخ دادن نیست، به هیچ وجه او عاشق حقیقی شما نیست. این نشانه عشق دروغ است.
دو کلمه ای که در ابتدا به ذهن می رسند عبارتند از: “بی تاب” و “بی قرار.” ناامنی در یک رابطه چنین حسی است. شما نمی خواهید دهان تان را باز کنید، این طور نیست؟ چون از این نگران هستید که طرف مقابل تان چه فکری ممکن است بکند اگر به او بگویید که در اشتباه است و یا به هر صورتی با او مخالفت کنید.
با یک عاشق واقعی، همه چیز ساده و آشکار پیش می رود. شما در صحبت با هم صداقت دارید، به دیدگاه های یکدیگر احترام می گذارید. طبیعتا، هر کسی ممکن است با شنیدن دیدگاه دیگری ناراحت یا عصبانی شود، اما درایت و شعور خیلی زود پا به میدان می گذارد.
چنان چه دبرا فیلتا در کتاب “رابطه ی عاشقانه ی واقعی” اشاره می کند، “به یاد داشته باشید، شما قدرت این را دارید که به دیگران یاد بدهید که چه طور با شما رفتار کنند و چه طور رفتار نکنند.” اگر شما چیزی را دوست ندارید، یا تغییرش دهید یا با داستان هایی که در رابطه تان پیش می آید مدارا کنید.
این تنها شما هستید که می دانید در مواجهه با این نشانه ها چه کاری باید انجام دهید، ولی اگر گیر افتاده اید، به دنبال چیزی غیر از تعریف معشوق در دیکشنری نگردید.

کتک‌کاری یک زوج پس از لورفتن خیانت شوهر

کتک‌کاری یک زوج پس از لورفتن خیانت شوهر

رکنا/ زن تهرانی که متوجه خیانت همسرش شده بود برای مچ گیری به باغی در شهریار رفت و با ایجاد درگیری شدید بازداشت شد.
به گزارش ایمنا، با وقوع یک فقره درگیری بین سه زن و مرد مأموران پلیس تهران به باغی در شهریار اعزام شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
تیم پلیس در تحقیقات دقیق‌تر پی بردند که زن جوان با متوجه شدن خیانت همسرش به باغی در شهریار مراجعه کرده و در وضعیتی نامناسبی همسر و معشوقه او را دیده است که با یکدیگر درگیر شدند.
بنابر حساسیت موضوع مأموران نیروی انتظامی برای تحقیقات تکمیلی سه زن و مرد را به مقر پلیس منتقل کردند که مرد خیانتکار به عمل خود مبنی بر خیانت به همسرش را قبول را کرد.
زن جوان خیانت همسرش را این طور ادامه داد: چند روزی بود که به رفت و آمدهای همسرم مشکوک شده بودم. پس از چک کردن تلفن همراهش او را تعقیب کردم و متوجه شدم با یک زن جوان در رابطه است. به خلوتگاه آنها به باغی در شهریار رفتم که درگیری میان ما رخ داد.
بنا براین گزارش سه زن و مردی که با یکدیگر درگیر شده بودند جهت سیر مراحل قانونی به مرجع قضائی معرفی شدند.

چالش مشترک 1.5 میلیون خانواده در جهان 

چالش مشترک 1.5 میلیون خانواده در جهان 

خراسان/ به دلیل همه‌گیری کووید ۱۹ تاکنون بیش از 5/1 میلیون کودک در جهان، والدین خود را از دست داده اند و ارتباط با این کودکان به رعایت یک سری ملاحظات نیاز دارد
 فوت عزیزان و نحوه مواجهه با آن به ویژه برای کودکان چالشی است که باعث می‌شود خانواده‌های سوگوار درکنار غم از دست دادن عزیزان، با آن درگیر باشند. به گزارش دیلی میل، نتایج یک بررسی نشان می‌دهد تاکنون بیش از یک‌و‌نیم میلیون کودک در سراسر جهان به دلیل همه‌گیری کووید ۱۹ والدین یا سرپرست خود را از دست داده‌اند. «سوزان هیلیس»، سرپرست تیم تحقیق از مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده می‌گوید: «از هر دو مرگ کرونایی در سراسر جهان، یک کودک با مرگ پدر یا مادر یا سرپرست خود روبه‌رو می‌شود. تاکنون بیش از یک‌و‌نیم میلیون کودک با این پیامد غم‌انگیز مواجه شده اند و این تعداد با پیشرفت پاندمی افزایش خواهد یافت.»(منبع خبر: فارس) همان‌طور که می‌دانید متاسفانه  آمار مرگ‌و‌میر کرونایی در کشور خودمان هم رکورد زده است و همین موضوع باعث می شود نحوه حمایت روانی از کودکان به مسئله ای جدی تبدیل شود. در نوشته پیش رو در نظر داریم به نحوه برخورد با کودکان در این زمینه بپردازیم و به صورت مختصر بایدها و نبایدهایی را درباره این مسئله گوشزد کنیم.

به کودکان زیر 3 سال، موضوع را مستقیم نگویید
پیش از هر چیزی لطفا در زمینه فوت والدین با کودکان صادق باشید و با مخفی‌کاری یا دروغ‌های مصلحتی، فرایند سوگ را در آن‌ها پیچیده نکنید. توجه داشته باشید که کودکان بالای دو سال متوجه تغییرات رفتاری والد بازمانده و سایر افراد خانواده می‌شوند و تغییرات محیطی را احساس می‌کنند. در باره کودکان زیر سه سال نیازی به گفتن مستقیم این موضوع نیست. ترجیحا او را از شلوغی‌های مراسم در روزهای اول دور نگه دارید و هنگام بهانه‌گیری برای والد فوت شده، والد باز مانده به کودک بگوید :«مامان یا بابا دیگه پیش ما نیست و ما نمی‌تونیم اون رو ببینیم.»
   دلتنگی و بدخلقی‌های کودک سوگوار را درک کنید
اگر کودک تجربه‌ای از مردن ماهی، جوجه یا حیوان خانگی دارد، می‌توانید با آن برای کودک توضیح دهید. والد بازمانده باید بدخلقی‌های کودک را بپذیرد و هنگام دلتنگی با دیدن عکس‌ها و ویدئوهای والد متوفی او را آرام کند و سپس حواس کودک را با فعالیت مورد علاقه اش‌پرت کند. در باره کودکان بالای چهار سال ترجیحا از والدی که در قید حیات است، بخواهید   در یک محیط تقریبا آرام موضوع را به کودک بگوید. اگر والد در موقعیت روحی مناسبی نیست، بستگان درجه یک که با کودک رابطه خوبی دارند، می‌توانند او را در جریان این اتفاق بگذارند. علت فوت را به کودک بگویید و تاکید کنید که به‌رغم تلاش‌های ما و پزشکان نتوانستیم او را نجات دهیم ولی ما همچنان یک خانواده هستیم و می‌توانیم سال‌های طولانی در کنار هم زندگی کنیم.
   2 تصور اشتباه اما رایج کودکان درباره مرگ
بعضی از کودکان زیر هفت سال مرگ را پدیده‌ای موقتی می‌دانند و فکر می‌کنند با دعا و آرزو کردن ، فرد متوفی باز می‌گردد. درباره قطعی بودن مرگ و از کار افتادن اعضای بدن برای آن‌ها توضیح دهید و از کارهایی بگویید که می‌توانید انجام دهید تا فرد متوفی احساس آرامش کند، مثل دعا خواندن، کمک کردن، خیرات به فقرا و … . کودکان دبستانی اغلب به قطعی بودن مرگ واقف هستند اما گمان می‌کنند که مرگ فقط برای افراد پیر است. به آن‌ها بگویید که چنین اتفاقی همیشه نمی‌افتد و متاسفانه کرونا ممکن است با کوچک ترین احتمالی به دیگران با هر سنی منتقل شود و در برخی موارد جدی به فوت آن‌ها منجر شود. نیازی به پیدا کردن مقصر نیست چون هیچ‌فردی نمی‌داند این ویروس را از چه کسی گرفته است.
   احساس امنیت را به این کودکان برگردانید
در نوجوانان فوت والدین ممکن است احساس خشم را در آن‌ها ایجاد کند یا به این فکر کنند که این مرگ منصفانه نیست و والد آن‌ها مستحق مرگ نبوده است. در این موارد احساسات آن‌ها را بپذیرید و برای کنار آمدن با این افکار و احساسات به آن‌ها زمان دهید. اجازه دهید فرزند شما در باره احساسات منفی خود صحبت کند و با بیان خاطرات یاد والد از دست رفته را زنده نگه دارد. به او توضیح دهید که متوفی دوست نداشته بمیرد و خانواده‌اش را ترک کند. او همیشه خانواده‌اش را دوست داشته ولی مرگ چیزی نیست که تحت کنترل و اختیار انسان باشد. به او اطمینان دهید که در امنیت است، از او مراقبت می‌شود و همیشه از والد بازمانده عشق و محبت دریافت می‌کند و برای خانواده ارزشمند و مهم است و در نهایت سعی کنید که بعد از مدت کوتاهی کودک را به فعالیت‌های روزمره برگردانید. بسیار مهم است که کودک بداند زندگی در بیشتر مواقع قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی است.
نویسنده : دکتر ساحل گرامی | روان‌شناس کودک

با فکرهای مزاحم مثل تبلیغات اینترنتی رفتار کنید

تبیان/ حتماً تبلیغاتی که موقع جستجو تو اینترنت یهویی روی صفحه‌تون ظاهر میشه رو دیدین؟ همه ما اغلب نمی‌خوایم به اونا توجه کنیم برای همین فوراً بالای تبلیغ رو می‌زنیم و به کارمون ادامه میدیم. با افکار اضطرابی و مزاحم هم باید همین کار رو انجام داد.

یک ماه بعد از طلاقم دوباره ازدواج کنم؟

یک ماه بعد از طلاقم دوباره ازدواج کنم؟

خراسان/ یک ماه پیش از خانمم جدا شدم. دلایل زیادی داشت و حتی مشاور هم، حق را به من داد. الان یک خانم خوب پیدا شده که معیارهایم برای ازدواج را دارد. این را هم بگویم که من 2 پسر دارم که قرار است در آینده پیش من باشند اما شرایط نگهداری‌شان را ندارم. به نظر شما، چه تصمیمی بگیرم؟
 پاسخ
مخاطب گرامی، قابل درک است که رفع دغدغه‌های عاطفی و روانی برای هر فردی در هر زمانی و با هر شرایطی، یک نیاز است و ازدواج یکی از بهترین راه‌های پاسخ به نیازهاست. گفته‌اید که تنها یک ماه از طلاق‌تان گذشته است. بهترین زمان برای انتخاب مجدد، حداقل شش ماه پس از طلاق است. این مدت را هم به این دلیل مطرح می‌کنیم چون وقتی شما از همسرتان جدا می‌شوید، ممکن است به دلیل خشم و ناراحتی که از زندگی‌تان دارید، تصمیم بگیرید با فردی ازدواج کنید که خصوصیات همسر قبلی‌تان را نداشته باشد. به طور مثال اگر او شاغل بوده و این مستقل بودن برای شما مشکلی ایجاد کرده، این بار زنی خانه‌دار انتخاب کنید یا اگر بیشتر دنبال تفریح بوده، این بار فردی را که کمتر اهل تفریح باشد، انتخاب کنید و مانند این موارد که بعد از گذشت مدتی، متوجه اشتباه بودن آن معیارها شوید.
آماده زندگی‌مشترک جدید هستید؟
جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است. فرد نیاز به زمان دارد، زمانی برای سپری کردن و التیام زخم‌هایش. اگر پنج احساسی را که در ادامه مطرح می‌شود به درستی درک، حس و تخلیه کنید، به شکل باورنکردنی خاطرات غم‌انگیز ناشی از جدایی‌تان را پشت سر خواهید گذاشت و برای شروع فصل جدیدی از زندگی شیرین بعد از جدایی آماده خواهید شد. هر زمان که احساسات مربوط به واقعه جدایی‌تان یعنی انکار، خشم، افسوس و سوگواری را به طور عمیق احساس کردید و مطمئن شدید که اشک یا خشمی باقی نمانده است، به مرحله زیبای پذیرش وارد شده‌اید.
موضوع فرزندان‌تان هم مهم است
موضوع دومی که مطرح کردید این است که همسر مناسبی را پیدا کرده‌اید. بهتر است معیارهایتان را همراه با یک روان شناس بررسی کنید چون اگر شما در شرایط قبل از مراحل سوگواری باشید، فرد جدید نمی‌تواند فرد مناسبی برای ازدواج با شما باشد. با این حال اگر خواستید از این خانم خواستگاری کنید، بهتر است همه شرایط فعلی و بعدی خود را مطرح کنید. حتی بهتر است ایشان با فرزندان‌تان هم آشنا شود. این نکته برای شما هم باید مهم باشد که اصلا شخصیت این خانم، مورد پذیرش فرزندان‌تان هست یا نه. گفته‌اید قرار است آن ها با شما باشند بنابراین باید هم این خانم و هم بچه‌ها، مشکلی با این ماجرا نداشته باشند وگرنه دردسرهای زیادی در این مسیر وجود خواهد داشت.
نویسنده : راهله فارسی | مشاور

زن ونزوئلایی ملقب به «مو قشنگ» که افراد گروه های خلافکار رقیب را به دام می انداخت

زن ونزوئلایی ملقب به «مو قشنگ» که افراد گروه های خلافکار رقیب را به دام می انداخت

بیا نی نی/ یک زن وسوسه گر ۲۲ ساله ونزوئلایی به عنوان یکی از مورد اعتمادترین اعضای گروه های خلافکار در این کشور بحران زده شناخته می شود. در دنیای جرایم سازمان یافته در ونزوئلا، کارلا دیاز توریلبا با نام La Pelúa یا La Greñuda به معنای «مو قشنگ» شناخته می شود.

توریلبا یکی از مورد اعتمادترین افراد زیردست کارلوس لوییز «ال کوکی» روت، رهبر یک گروه خلافکار بزرگ در ونزوئلا به شمار می آید که بخش بزرگی از پایتخت مملو از جنایت این کشور، کاراکاس، را تحت تسلط خود دارد. این زن ۲۲ ساله که یک فرزند نیز دارد، دائماً تصاویر وسوسه کننده ای از خود در شبکه های اجتماعی منتشر می کند، که در برخی از آن ها مسلسل های خودکار در دست دارد.


به ادعای رسانه های محلی، مو قشنگ که ۱۴۰۰ دنبال کننده در اینستاگرام دارد، در جریان عملیات های ربایش اعضای گروه های رقیب، نقش تله و پرستو را بازی می کند. پلیس ونزوئلا می گوید که این زن یکی از دستیاران کلیدی ال کوکی است که نقش مراقب یا نگهبان را در این گروه جنایتکار دارد. بر اساس گزارش های محلی، توریلبا یکبار در سال ۲۰۱۹ به جرم دزدی دستگیر شده و هفته اخیر بار دیگر دستگیر شده است. در ۲۲ جولای بود که مقامات محلی در یک درگیری مسلحانه با گروه ال کوکی موفق به دستگیری مو قشنگ شدند. گفته می شود درگیری بین نیروهای پلیس و گروه ال کوکی برای دستگیری این فرد روزها در فاصله چند کیلومتری از کاخ ریاست جمهوری ونزوئلا ادامه داشته است. علیرغم فرار ال کوکی، ماموران موفق به دستگیری توریلبا شدند. ال کوکی ۴۳ ساله یک دهه است که توانسته از دست نیروهای امنیتی فرار کند، در حالی که یک جایزه ۵۰۰,۰۰۰ دلاری برای دستگیری وی تعیین شده است.

بدنبال عقد یک قرارداد بین نیکلاس مادورو، رییس جمهور ونزوئلا، و گروه های خلافکار ونزوئلایی در سال ۲۰۱۷ مبنی بر حاکمیت آزادانه آن ها بر بخش هایی از کاراکاس، ال کوکی قدرتی قابل توجه بدست آورد. هدف از این توافق جلوگیری از جرائم کوچک در کاراکاس بود اما گروه های خلافکار از این فرصت برای سربازگیری از میان نوجوانان و مسلح کردن آن ها استفاده کرده اند. ال کوکی با توسعه قلمرو خود توانسته به یک جنگ سالار تبدیل شده و در کنار برگزاری پارتی های مجلل برای دوستانش، گروه های رقیب را نیز تهدید می کند. مادورو مدعی شده که ال کوکی با مخالفان سیاسی او ارتباط دارد. هفته گذشته بود که مقامات امنیتی ونزوئلا تصمیم گرفتند ال کوکی را دستگیر کنند و به همین دلیل صدها نیروی ویژه را به منطقه Cota 905 فرستادند.

درگیری های بین دو طرف باعث شد تیراندازی به خیابان های اصلی کاراکاس نیز کشیده شود. در نهایت دستکم ۳۳ جنازه در این محله جمع آوری شد و ادعاهایی در مورد اعدام صحرایی برخی افراد توسط پلیس نیز شنیده می شود. بعد از کشته شدن تعدادی از افراد ال کوکی، وی توانست از مهلکه بگریزد هر چند مو قشنگ و دو نفر از دیگر افراد او دستگیر شدند.

نداشته های‌مان می‌توانند دلیل خوشبختی مان باشند!

نداشته هایمان می‌توانند دلیل خوشبختی مان باشند!

بیا نی نی/ اکثر انسان‌ها خوش حالی را در خواسته‌ها و داشته‌های خود می‌بینند. در صورتی که گاهی باید برای نداشته هایمان شکرگزار باشیم.

به گزارش به نقل از Psychology Today، آیا دوست دارید احساس خوشبختی بیشتری داشته باشید؟
هیلل اینهورن، استاد دانشگاه شیکاگو، اندکی قبل از مرگ نابهنگامش، در مصاحبه‌ای به موضوع خوشبختی پرداخت. توصیه او این بود: روی آرزو‌های خود کمتر تمرکز کنید و بیشتر حواس خود را متوجه چیز‌هایی که تجربه نکرده اید، بکنید.

استدلال اینهورن این است که احساس خوشبختی در اصل به “داشته ها” و “خواسته ها” فرد مربوط می‌شود. ما تمایل داریم در ذهنمان این‌ها را در سه گروه طبقه بندی کنیم.

دسته اول شامل مواردی است که ما می‌خواهیم داشته باشیم و آن‌ها را داریم.
خانواده دوست داشتنی، شغل خوب، خانه مناسب و بیشتر دارایی‌های ما در این گروه قرار می‌گیرند. این‌ها همیشه در اطراف ما هستند، به راحتی می‌توانیم به آن‌ها فکر و تجربه شان کنیم. ما از داشتن آن‌ها احساس شکرگزاری می‌کنیم و آن‌ها ما را خوشحال می‌کنند.

نداشته هایمان می‌توانند دلیل خوشبختی مان باشند!

دسته دوم شامل مواردی است که داریم، اما نمی‌خواهیم داشته باشیم.
این‌ها می‌توانند بیماری ها، اضافه وزن، شغل نامطلوب، مشکلات مالی و برخی ویژگی‌های شخصی دیگر باشد. حضور آن‌ها ما را آزار می‌دهد و حالمان را بد می‌کند.

دسته سوم شامل مواردی است که ما دوست داریم داشته باشیم، اما نداریم.
پول بیشتر، سلامتی بهتر، خانه بزرگ‌تر و ماشین لوکس در این گروه قرار می‌گیرند. مانند موارد موجود در دسته قبلی، فکر کردن به این موارد دائما پیش می‌آید و به ما حس نارضایتی می‌دهد.

اینهورن می‌گوید ما آنقدر وقت و انرژی خود را صرف تفکر در مورد محتوای این سه دسته می‌کنیم که چهارمین و در عین حال سرنوشت سازترین مورد را فراموش می‌کنیم.

دسته چهارم شامل چیز‌هایی است که نمی‌خواهیم داشته باشیم و نداریم.
این دسته شامل همه چیز‌هایی است که تا به حال آن‌ها را تجربه نکرده ایم و واقعاً میلی به تجربه شان نیز نداریم. به عنوان مثال، بیماری‌ها و چالش‌های جسمی و روانی را در نظر بگیرید. ممکن است آنقدر خوش شانس باشیم که با آن‌ها دست و پنجه نرم نکنیم.

نداشته هایمان می‌توانند دلیل خوشبختی مان باشند!

همچنین، درد‌هایی که احساس نمی‌کنیم، مشکلاتی که نیازی به حل آن‌ها نداریم و بدبختی‌هایی که ممکن است شانس آن را داشته باشیم که متحمل نشده باشیم؛ و این لیست ادامه دارد.

در واقع، دسته چهارم دارای سه ویژگی مهم است. اول، مانند دسته اول، فکر کردن در مورد آن ما را خوشحال می‌کند. دوم، می‌توان گفت که شامل موارد بیشتری از سه دسته قبلی است و مواردی که در آن قرار می‌گیرند برای اکثر شهروندان یک کشور توسعه یافته تقریباً نامحدود است. سوم، برخلاف دسته‌های دیگر، به راحتی به ذهن نمی‌آید، زیرا بستگی به آن چه تجربه کرده ایم ندارد. چرا که ما این موارد را هیچ وقت تجربه نکرده ایم.

ناراضی بودن به دلیل تجربه
بسیاری از آنچه که احساس می‌کنیم و یاد می‌گیریم را تجربه شخصی ما هدایت می‌کند. تجربه معلم بزرگی محسوب می‌شود. با این حال، می‌تواند دیدگاه ما را محدود کند و شادی ما را کاهش دهد. همچنین، می‌تواند فکر کردن به اتفاقات بدی که تا به حال برایمان نیفتاده و از این بابت شکرگزاریم را برای ما دشوار کند؛ بنابراین با در نظر نگرفتن دسته چهارم، مردم معمولاً خود را کمتر از آنچه واقعاً شاد هستند در نظر می‌گیرند. برای ارزیابی شادی خود، باید در “شمردن نعمت‌های خود” نه تنها از لحاظ آنچه که داریم، بلکه از لحاظ آنچه که نداریم نیز بهتر عمل کنیم.

یک روش آسان برای ایجاد این عادت می‌تواند شروع به تهیه فهرستی از مواردی باشد که به دسته چهارم تعلق دارد. لیست هر کس متفاوت خواهد بود. با این حال، این تمرین می‌تواند به شهود فرد درباره این موارد کمک کند.

درست است که به طور عمومی شادی را ناشی از ارتباط بین “خواسته ها” و “داشته ها” می‌دانند، اما ارزیابی دقیق نیاز به در نظر گرفتن هر چهار سلول جدول زیر که اینهورن برای یادآوری دسته چهارم ترسیم کرده است دارد.

نداشته هایمان می‌توانند دلیل خوشبختی مان باشند!

با نگاه کردن به لیستتان و اندیشیدن به دسته چهارم، باید احساس خوشبختی بیشتری نسبت به این لحظه از زندگیتان داشته باشید.

علت و راههای جلوگیری از دست بلند کردن نوجوانان بر روی والدین

علت و راههای جلوگیری از دست بلند کردن نوجوانان بر روی والدین

بیا نی نی/ گاهی اوقات پیش می آید که نوجوانان، به دلایل مختلفی دست به انجام کارهای پرخاشگرانه می زنند. مانند پرتاب کردن اشیا به دیگران، استفاده از الفاظ رکیک، و در بدترین حالت، دست بلند کردن روی افراد دیگر، به ویژه والدین.  نوجوان پرخاشگر در صورت عصبانیت شدید ممکن است روی دیگران دست بلند کند

رابطه دست بلند کردن نوجوانان با پدیده آزار گری
آزار گری، پدیده ای است که در آن یک فرد، به فرد یا افراد دیگری که با او ارتباط دارند، آسیب می رسانند. 
اینکه آزار گری به خاطر چه عواملی به وجود می آید، خود بحثی است که برای پیشگیری از دست بلند کردن نوجوانان بر روی والدین، بسیار حیاتی است.
فرد آزارگر می تواند شدت پایینی از خشونت را از خود نشان دهد؛ برای مثال فرد آزار گر ممکن است که برای رسیدن به اهداف خود تنها از تهدید، الفاظ رکیک و…استفاده کند. اما در مواردی، شاهد برخورد های شدید تری از افراد آزار گر هستیم که می تواند شامل کتک زدن، پرتاب و شکستن اشیا، خرابکاری و…باشد.
در صورتی که فرد آزار گر در مقابل والدین خود، واکنش های شدیدی را نشان دهد، ممکن است که دست روی والدین خود بلند کند، تا خواسته هایش را برآورده کنند.
خشونت والدین و تنبیه فیزیکی آنها باعث میشود کودک تنبیه فیزیکی را یاد بگیرد
 
چرا نوجوانان بر روی والدین خود دست بلند می کنند؟
همانطور که گفته شد، افراد آزار گر می توانند به راحتی بر روی والدین خود دست بلند کنند؛ اما این افراد بدون دلیل تبدیل به اشخاص آزار گر نمی شوند.
در ادامه به عواملی که باعث می شوند نوجوانان بر روی والدین دست بلند کنند اشاره می کنیم.
1. مصرف مواد
مصرف کردن مواد اعتیاد آور، به طور کلی به عنوان یکی از بزرگترین معضلات جامعه به شمار می رود، که به ویژه بر نوجوانان جامعه تأثیر مخرب تری می گذارد.
برخی مواد مخدر می توانند توانایی تصمیم گیری درست و قضاوت را از فرد مصرف کننده بگیرند، در نتیجه نوجوان به کاری که انجام می دهد فکر نمی کند و به راحتی بر روی والدین دست بلند می کند. البته مصرف مواد مخدر تأثیرات زیان آور بیشتری نیز دارد که در این مقوله نمی گنجد.

2. خشونت والدین
در برخی موارد، این خشونت و تنبیه فیزیکی خود خانواده است که می تواند باعث ایجاد این مشکل شود.
برخی والدین با تنبیه فیزیکی فرزندان نوجوان خود، به نحوی احساس غرور جوانی که در آنها، به تازگی به وجود آمده را می شکنند. در شرایطی، این امر باعث می شود که نوجوان دچار اختلالاتی در روان خود شود، و روی والدین خود دست بلند کند.
در این مورد، والدین باید بدانند که دست بلند کردن روی نوجوانان، به خاطر خطاهای کوچک و یا بدون دلیل، غرور آنها را در هم می شکند و تصویر بدی از والدین، در ذهن نوجوان شکل می گیرد.


3. مشاهده محتوای دارای خشونت فیزیکی 
امروزه شبکه های اجتماعی، فیلم های سینمایی و… که ما به طور کلی آنها را به عنوان رسانه می شناسیم، می توانند شامل موارد خشونت زا و فعالیت هایی باشند که مناسب سنین نوجوانان نیست.
نوجوانان به دلیل اینکه مغزشان در بالاترین سطح رشد وجود دارد، نسبت به این نوع از محتوا، واکنش شدید تری نشان می دهند و ممکن است از آنها یاد بگیرند که برای رسیدن به خواسته هایشان از ضرب و شتم استفاده کنند.
این دسته از محتوا، امروزه به راحتی برای نوجوانان در دسترس است و متأسفانه مانعی مؤثر برای آن در نظر نگرفته شده است.

4. اختلالات روانی
ممکن است برخی نوجوانان، دارای اختلالات روانی از جمله اختلال دو قطبی، سادیسم و…باشند. این اختلالات می توانند ارثی و یا اکتسابی باشند، یعنی یا از والدین به ارث برسند، یا اینکه از محیط پیرامون مانند گروه دوستان، مدرسه و…کسب شوند.
سادیسم، در واقع میل مثبت به آزار گری و آسیب زدن به دیگران است. افراد سادیسمی از آزار رساندن به دیگران لذت برده و از کارهای بد خود به هیچ وجه پشیمان نمی شوند.
اختلال دو قطبی، نوعی اختلال روانی شخصیتی است که از نشانه های آن می توان به زود خوشحال شدن، زود عصبی شدن و اخلاق ناپایدار اشاره کرد.

5. عدم حضور مثبت در جامعه 
اینکه نوجوانان، احساس کنند که در جامعه، مورد قبول نیستند و نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند، ممکن است به خشونت علیه والدین دست بزنند.
به این که نوجوانان توسط جامعه مورد قبول و تشویق قرار بگیرند، مقبولیت گفته می شود. هنگامی که نوجوان احساس کند که در میان افراد جامعه مقبولیت ندارد، ممکن است دست به خشونت زده و روی والدین خود دست بلند کند.

6. ترس از آینده نامعلوم
نوجوانی سنی بسیار حساس است که در آن، فرد به فکر این می افتد که برای آینده خود برنامه ریزی کند. به این دلیل است که از نوجوانی به عنوان یک زمان بحرانی در زندگی انسان یاد می شود.
تفکر بیش از حد در مورد آینده و راه های موجود برای پیشروی در آن، می تواند فشار بسیار زیادی بر روی نوجوانان بیاورد؛ اگر نوجوانان نتوانند این فشار را تحمل کرده و آن را از روش درست مهار کنند، ممکن است دست به خشونت زده و والدین خود را مورد ضرب و شتم قرار دهند.
از عوامل دیگر دست بلند کردن نوجوانان بر روی والدین می توان به اختلال در فرایند هویت یابی، مجبور کردن نوجوانان به انجام دادن کاری که دوست ندارند انجام دهند، آزار جنسی، بی توجهی به خواسته های نوجوانان، برخی آسیب های فیزیکی مغز و…اشاره کرد.  اختلالات خلقی گاه منشأ پرخاشگری و دست بلند کردن روی دیگران است
 
راه های جلوگیری از دست بلند کردن نوجوانان بر روی والدین خود
همانطور که گفته شد، مواد مخدر، ترس از آینده، اختلالات روانی و…می توانند از عوامل ضرب و شتم والدین توسط نوجوانان باشند. می توانیم از بسیاری از این موارد جلوگیری به عمل آوریم، و به نوجوانان کمک کنیم تا بتوانند شخصیت خود را به دور از خشونت بسازند.
تلاش کنید که نوجوان خود را از مواد مخدر دور نگه دارید، و از مضرات مواد مخدر با او صحبت کنید. نوجوانان باید به طور دائم کنترل شوند و از دوستان ناباب دور بمانند.
محتوای مورد استفاده نوجوان خود را کنترل کنید. اطمینان حاصل کنید که محتوای مورد استفاده او، مناسب رده سنی خودش باشد. هیچ گاه نگذارید که از محتوای پرخاشگرانه که مناسب سن آنها نیست استفاده کنند.
اگر نوجوان شما دارای اختلالات روانی است، باید به روان پزشک مراجعه کنید، و مراحل درمان را تکمیل کنید. صورتی که مشکل بسیار حاد باشد، این امکان وجود دارد که فرزند شما در مراکز مربوطه، بستری شود.
تلاش کنید فرزند خود را نسبت به آینده اش راهنمایی کنید، تا از نگرانی های آن بکاهید. نوجوانان برای اینکه مسیر زندگی خود را به طور درست مشخص کنند، نیازمند راهنمایی و تجربه والدین خود هستند. در غیر این صورت ممکن است والدین خود را به خاطر نگرانی ها و ترس خود، مقصر بدانند و روی آنها دست بلند کنند.
با نوجوانتان حرف بزنید و به او ثابت کنید کارش اشتباه است. برای این کار می توانید الگوهایی را به او معرفی کنید که در یاری رساندن به والدین خود کوتاهی نکردند، و حتی به آنها نگاه بد نیز نکرده اند.
ارزش های اخلاقی، باید از سنین پایین به کودکان آموزش داده شود. هر چه که فرزندان بزرگتر می شوند، امکان تغییر عادات و اخلاق در آنها کمتر می شود؛ در نتیجه سن نوجوانی سن بسیار حساسی است می توان گفت در بعضی موارد آخرین فرصت برای اصلاح مشکلات اخلاقی فرزندان است. البته باید گفت در بعضی موارد نیز اینگونه نیست و خصوصیات اخلاقی متفاوت نوجوانان عامل این تفاوت است.
به هیچ وجه اعتماد به نفس، و غرور جوانی نوجوانتان را خرد نکنید. با خشونت بسیار برخورد نکنید، زیرا همانطور که گفته شد می تواند واکنش متقابل نوجوانان را به دنبال داشته باشد. تنبیه فیزیکی می تواند یک محرک بسیار قوی باشد که نوجوان بر روی والدین خود دست بلند کند.
نوجوانان را به حضور در جامعه، آراستگی و خوش اخلاقی تشویق کنید. نوجوانان بسیار به حس مقبولیت نیاز دارند. در غیر این صورت ممکن است دست به اعمال پرخاشگرانه، برای تخلیه ناراحتی خود بزنند.
والدین در این امر مهمترین نقش را ایفا می کنند، به طوری که می توانند شروع کننده این معضل باشند، یا اینکه به طور کامل آن را ریشه کن کنند. پس مراقب رفتار خود با فرزندان نوجوان خود باشید.
توجه والدین به نوجوان در دوره نوجوانی از مهم ترین کارهایی است که باید انجام شود
 
سخن پایانی
نوجوانی، دوره ای از زندگی انسان است که بسیار تعیین کننده است. در این سن ممکن است مشکلاتی به وجود بیاید که نوجوانان پرخاشگری کنند؛ اما اگر والدین نسبت به تربیت و رفع مشکلات شخصیتی نوجوان خود کوشا باشند، می توانند انسانی با شخصیت پایدار و به دور از پرخاشگری را به جامعه تحویل دهند.
امید است که این معضل در تمام خانواده ها از بین رفته، و در میان اعضای خانواده آرامش برقرار باشد. نوجوانی را جدی بگیرید؛ زیرا مانند پلی است که افراد را از کودکی، به بزرگسالی می برد. در نتیجه اگر با عادت های منفی مانند دست بلند کردن روی والدین تلفیق شود، می تواند زندگی فرد را حتی در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد.