ارزیابی‌های اشتباه ما از تصمیم‌های دیگران

ارزیابی‌های اشتباه ما از تصمیم‌های دیگران

خراسان/   پژوهشی که به تازگی توسط محققان دانشگاه نیویورک انجام شده، نشان می‌دهد افراد در زمان ارزیابی تصمیم‌های دیگران غالبا دچار تصوراتی نادرست شده و برداشت‌هایشان اغراق‌آمیز است. 
 نحوه انجام این پژوهش 
در این مطالعه چند موقعیت مختلف در نظر گرفته شد و از افراد درباره تجربه خودشان در چنین موقعیت‌هایی و حدس‌شان درخصوص تصمیم دیگران سوال شد. یکی از این موارد، احتمال پرداخت پول برای خرید کالایی با قیمت نامشخص بود به عنوان مثال پرداخت هزینه یک راننده شخصی. طبق نتایج به دست آمده به نظر می‌رسد افراد تصور می‌کنند، دیگران حاضر به پرداخت هزینه بالاتری در مقایسه با خودشان برای چنین موضوعاتی هستند.
در موقعیتی دیگر وقتی از افراد درباره زمان انتظار برای موضوعی خوشایند(انتظار برای تماشای فیلم مورد علاقه) سوال شد، باز هم افراد درباره زمانی که دیگران حاضر به انتظار هستند، ارزیابی بیش از حدی داشتند. علاوه بر این دو گزینه(هزینه و زمان انتظار) ، افراد درخصوص موقعیت‌های ناخوشایند هم برداشت اشتباهی از دیگران داشتند و تصور می‌کردند دیگران بیش از آن‌ها ممکن است از موضوعی ناراحت شوند. به عنوان مثال به وقت درجه‌بندی ناراحتی از خوردن سه فلفل بسیار تند یا یک شب بیدار ماندن، افراد تصور می‌کردند دیگران بیش از آن‌ها از چنین تجاربی ناراحت و اذیت می‌شوند.
  کاربرد نتایج این مطالعه
نتایج این مطالعه می‌تواند در زندگی روزمره و روابط بین فردی ما، کاربرد داشته باشد و به ما یادآوری کند برخلاف تصورمان، به صورت کلی، ما برداشت درست و دقیقی از تجربه دیگران نداریم اما در کنار آن، این نتایج می‌تواند دید بهتری به کاسبان و افرادی بدهد که در زمینه بازاریابی کار می‌کنند و به آن‌ها این نکته را یادآوری کند که فرایند تصمیم‌گیری دیگران غالبا متفاوت از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم.
نویسنده : نرگس عزیزی | روزنامه‌نگار، منبع: digest.bps.org.uk

چرا 75 درصد مبتلایان به اختلالات روانی دنبال درمان نیستند؟

چرا 75 درصد مبتلایان به اختلالات روانی دنبال درمان نیستند؟

خراسان/ در حالی‌که بنا بر اعلام وزارت بهداشت 23 درصد جمعیت کشور به نوعی دچار اختلالات روانی هستند، تنها 25 تا 34 درصد آن‌ها به متخصص مراجعه می کنند و مشکل فقط هزینه مشاوره نیست
 رئیس دفتر سلامت‌روان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در جدیدترین نشست خبری‌اش که به صورت آنلاین برگزار شده، گفته است: «حدود ۲۳ درصد جمعیت کشور به نوعی دچار اختلالات روانی هستند و حدود ۶۶ تا ۷۵ درصد این افراد برای درمان به روان پزشکان، روان شناسان و متخصصان سلامت روان مراجعه نمی‌کنند. البته مطالعات در دنیا نشان می‌دهد که در کشورهای با درآمد متوسط، ۷۵ درصد افراد دارای اختلال روانی مانند افسردگی و اضطراب از خدمات درمانی استفاده نمی‌کنند. این میزان یک رقم جهانی است و در ایران نیز بین ۶۶ تا ۷۵ درصد افراد دارای اختلال روانی برای درمان به مراکز درمانی مراجعه نمی‌کنند»(منبع خبر: بیا نی نی). هرچند موضوع تحت پوشش بیمه  نبودن هزینه‌های درمان‌های روانی در ایران مهم است و باید فکری به حال آن شود اما با توجه به جهانی بودن این آمار، به نظر می‌رسد که مشکل مراجعه نکردن مردم به مشاور، فقط هزینه‌های آن نیست و دلایل دیگری هم دارد.
 معنای کلی اختلالات روانی چیست؟
اختلالات روانی مجموعه‌ای از رفتارهاست که با تاثیر بر افکار، باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در او می‌شود.
 به طور کلی می‌توان اختلال روانی را مجموعه‌ای از آسیب‌ها دانست که پیامد آن رفتارهایی خارج از چارچوب و غیرقابل کنترل است. با این دو تعریف با معنای کلی اختلالات روانی آشنا شدیم و کاملا واقف هستیم که هیچ یک از ما در جریان کلی زندگی از آسیب‌ها مصون نیستیم.
ضرورت روان‌درمانی برای ترمیم رنج‌های روانی‌مان
خطر مبتلا شدن به اختلالات روانی در کمین همه ماست و بعضی اوقات، شرایط باعث آن‌ها می‌شود نه تصمیم‌های خودمان. به طور مثال هیچ یک از ما انتخاب نمی‌کنیم در چه خانواده‌ای یا حتی در چه دوره تاریخی متولد شویم و از همان کودکی یا حتی نوزادی با مجموعه‌ای از ناکامی‌ها روبه‌رو خواهیم شد. حال تصور کنید در دوره نوزادی، دقیقا زمانی که در ناتوان‌ترین حالت زندگی خود به سر می‌بریم، باید با ناکامی‌هایی روبه‌رو شویم که برای سالم عبور کردن از آن نیاز به یک مراقب به اندازه کافی خوب داریم. نوزادی را فرض کنید که گرسنه است و تنها راه او برای بیان مشکلش این است که گریه کند. حال فکر کنید در این زمان، مراقب، علت گرسنگی نوزاد را چیز دیگری می‌داند و به نیاز او طور دیگری پاسخ می‌دهد. برای نوزاد این خود یک ناکامی و رنج محسوب می‌شود. پس ما از همان ابتدای تولد به دلیل ناتوانی، نیاز به مراقب امن داریم، مراقبی که خود دارای سلامت روان بالایی باشد و این موضوع مستلزم این است که مراقب ما دارای والدین امنی بوده باشد یا حداقل برای ترمیم رنج‌هایی که دیده، تلاش کرده باشد. پس با وجود این، درک این تعداد از اختلال روانی را نه تنها در جامعه خودمان بلکه در دنیا می‌توانیم بهتر درک کنیم. ما برای ترمیم رنج‌های‌مان نیاز به آگاهی و شناخت داریم که بهترین حالت را می‌توانیم در روان‌درمانی تجربه کنیم.
چرا پیگیر درمان اختلالات روانی‌مان نیستیم؟
همان‌طور که رئیس دفتر سلامت‌روان وزارت بهداشت گفته، در ایران و البته تا حدودی در جهان بین ۶۶ تا ۷۵ درصد افراد دارای اختلال روانی برای درمان به مراکز درمانی مراجعه نمی‌کنند. حالا سوال این است چرا؟
ترس از پیدا شدن مقصرها
همه ما همواره در تلاش هستیم که بخش‌هایی از خودمان را که   آسیب‌زا بوده، نبینیم و در جریان زندگی آن‌ها را کاملا سرکوب می‌کنیم زیرا برای همه ما دردناک است بدانیم آسیب‌هایی که به خودمان  یا دیگری زده ایم، علتش خودمان بودیم یا عصبانی کننده است که با این واقعیت روبه‌رو شویم که دلیل آسیب‌هایی که دیده‌ایم، افراد نزدیک‌مان بوده اند. پس می‌توان یکی از علت‌هایی را که افراد به سمت روان‌درمانی نمی‌روند، همین ترس‌ها دانست.
 استفاده از دارو به جای روان درمانی
خیلی از افراد برای رفع اختلال خود ترجیح می‌دهند به جای جلسات روان درمانی از دارو استفاده کنند تا هم سریع‌تر به نتیجه برسند و هم این‌که اضطراب روبه‌رو شدن با بعضی از بخش ها را تجربه نکنند. هرچند که دارو موثر است و گاهی هم ضرورت دارد اما بهتر است به طور عمیق‌تری برای ترمیم مشکلات روانی تلاش کنیم.
 عادت کردن به آن 
خیلی از وقت‌ها هضم یک سری موضوعات برای افراد سخت است و همین موضوع ایجاد اختلال می‌کند تا راحت‌تر از آن مسئله عبور کنند یا حتی گاهی به آن اختلال عادت می‌کنند. فرض کنید کسی که بعد از فوت پدرش با افسردگی روبه‌رو می‌شود،   افسردگی یک راه حل برای گذشتن از آن مسئله و فراموش کردنش است. حال اگر این فرد به جای واکاوی عمیق، دارو مصرف کند به نوعی جلوی راه‌حل روان درمانی خود را می گیرد و این باعث می‌شود آسیب بیشتری ببیند، پس اختلال روانی گاهی صدای روان ماست.
    سلامت‌روان را شوخی نگیریم
روان ما گاهی رنج‌هایی می‌بیند که از ظرفیت آن  خارج است و برای صحبت کردن با ما از اختلال   استفاده می‌کند. برای مثال دستی که می‌لرزد، قلبی که بیش از حد تپش دارد و … می‌خواهد با ما از اضطرابی رنج‌آور صحبت کند. ما برای بهتر گذشتن از جریان زندگی نیاز به شفافیت داریم، شفافیتی حاصل از ظرفیت و بلوغ که گاهی بخشی از آن را خانواده و محیط به ما هدیه می‌دهد و برای بخش دیگرش خودمان باید تلاش کنیم. درمان روان یکی از راه‌های بالا بردن ظرفیت و بلوغ‌مان است که در نهایت می‌توانیم با ایجاد سلامت روان، آن را به فرزند خود و رابطه‌های عمیق‌مان هدیه دهیم.
نویسنده : اسما صابری| روان‌شناس و نوروتراپیست
 

6 شیوه تصمیم‌گیری رایج اما حسرت‌آفرین

6 شیوه تصمیم‌گیری رایج اما حسرت‌آفرین

خراسان/ اجتنابی، احساسی، تکانه‌ای، اضطرابی و … از معمول‌ترین شیوه‌های تصمیم‌گیری غیرمنطقی است.
 تصمیم‌گیری یکی از مهارت‌های مهم و لازم در زندگی ما انسان‌ها محسوب می‌شود. هر یک از ما در موقعیت‌‌ها و شرایط مختلف اقدام به تصمیم‌گیری های‌ مختلفی کرده‌ایم. بدون اغراق باید بگوییم که زندگی همه ما انسان‌ها به همین تصمیمات خرد و کلانی که می‌گیریم گره خورده و تصمیمی منطقی و سودمند است که برآمده از تعقل و تفکر آدمی باشد اما گاهی اوقات ما انسان‌ها با نادیده گرفتن نقش قوه تعقل خود، تصمیماتی می گیریم که جز حسرت و پشیمانی، نتیجه دیگری به دنبال ندارند یا این که فقط ما را به یک آرامش موقت و زودگذر می‌رسانند. روان شناسان این نوع از تصمیم‌گیری‌ها را که پیامد نهایی آن مثبت تلقی نمی‌شود، تصمیمات غیرمنطقی می‌نامند. در این زمینه، شیوه‌های تصمیم‌گیری متعددی از سوی روان شناسان مطرح شده است. یکی از این انواع که مورد تایید سازمان جهانی بهداشت هم بوده، تقسیم‌بندی‌ شش‌ گانه‌ای است که در ادامه مطلب به آن می‌پردازیم.

 تصمیم‌گیری اجتنابی
بعضی از انسان‌ها به هنگام رو به رو شدن با شرایطی که لازمه آن تصمیم‌گیری صحیح و به موقع است، برای رسیدن به یک آرامش موقت و کاذب از تصمیم گرفتن اجتناب می‌کنند. در این نوع تصمیم‌گیری معمولا جملاتی از قبیل، «فرصت زیاده»، «عجله‌ای نیست»، «باشه تا فردا» و … از سوی این نوع تصمیم‌گیرندگان به کرات تکرار می‌شود. مثال واضح آن دانش‌آموز و دانشجویی است که مطالعه و درس‌خواندن را به شب امتحان موکول می‌کند، در حالی‌که همه می‌دانند، درس را باید به تدریج و در طول سال مطالعه کرد تا نتیجه به دست آمده از آن رضایت‌بخش باشد. پس به تعویق انداختن کارها برای رهایی موقت از یک استرس را تصمیم‌گیری اجتنابی می‌نامند.
 تصمیم‌گیری احساسی
در موارد مختلفی پیش آمده که بعضی از آدم‌ها در رو‌به‌رو شدن با موقعیت‌ها، تنها به ندای دل خود توجه می‌کنند  و عقل و تفکر را به حاشیه می‌رانند و جملات معروف «دلم میگه …» و «دلم می‌خواد» را از سوی این افراد زیاد می‌شنویم. دختر و پسری که بدون هیچ‌گونه ارزیابی دقیقی از خلقیات، عواطف، رفتار و شخصیت یکدیگر، عجولانه و بی‌محابا اقدام به تصمیم‌گیری برای ازدواج می‌کنند و احساسات گره خورده و درهم تنیده را مبنای شناخت از یکدیگر قرار می‌دهند یا افرادی که با علم و آگاهی به بیماری فشارخون خود بی‌توجه به توصیه پزشکان، نمک را از غذاهای خود حذف نمی‌کنند، تصمیمی احساسی گرفته‌اند.
تصمیم‌گیری بر اساس نظر دیگران
در این نوع از تصمیم‌گیری، تصمیمات افراد، گره خورده به تصمیمات دیگران و حول و حوش نظرات تحمیلی آنان می‌چرخد. پایه و اساس این نوع تصمیم‌گیری، پاسخ به نگرانی ناشی از قضاوت‌ها و پیش داوری‌ احتمالی و نادرست دیگران است. افرادی که از این سبک تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند، رضایت دیگران را بر نظر قلبی و منطقی خود ترجیح می‌دهند. در واقع این افراد، عروسک خیمه شب بازی دیگران هستند. نمونه‌ای بارز از این نوع تصمیم‌‌گیری، چشم و هم چشمی خانواده‌ها در تامین وسایل زندگی‌شان است.
 تصمیم‌گیری مطیعانه
افرادی که این نوع تصمیم‌گیری را در زندگی به کار می‌برند، در واقع پذیرفته‌اند که توسط دیگران کنترل و هدایت شوند و مطیع محض باشند. آن‌ها منتظرند دیگران به آن‌ها دیکته کنند و آن‌ها عمل کننده محض باشند و به این طریق استقلال و حق رای را از خود سلب می‌کنند. شاید از خود بپرسید که  تفاوت این نوع از تصمیم‌گیری با تصمیم‌گیری بر اساس نظر دیگران در چیست؟ در تصمیم‌گیری بر اساس نظر دیگران، افراد نگران قضاوت و داوری شدن از سمت دیگران هستند اما افراد متکی به تصمیم‌گیری مطیعانه به خاطر اعتماد به نفس پایین و تصور و احساس ناکارآمدی که از توانایی خود دارند، اجازه می‌دهند که دیگران برای آن‌ها تصمیم گیرنده باشند. نمونه واضح آن فرزند جوانی است که برای ساده‌ترین کارهای روزانه خود مثل غذا خوردن، متکی به نظر دیگران است.
 تصمیم‌گیری تکانه‌ای
مبنای تصمیم‌گیری افراد در این سبک، تکانشی عمل کردن است. در کسری از ثانیه هم تصمیم‌شان را عملی می‌کنند بدون آن‌ که جوانب مختلف موضوع را بسنجند. البته این نوع تصمیم‌گیرندگان خیلی زود از عمل خود پشیمان می‌شوند و مرتب خود را سرزنش می‌کنند. جمله معروفی که این افراد بعد از عمل خود به کار می‌برند این است که «یک دفعه نمی‌دونم چی شد که این کار ازم سر زد»، دو راننده‌ای که در سر یک تقاطع با همدیگر برخورد می‌کنند و به جای این‌که به پلیس اطلاع دهند تا مشکل را پیگیری و حل کند با همدیگر گلاویز می شوند، نمونه‌ای از تصمیم‌گیرندگان تکانه‌ای هستند.
تصمیم‌گیری اضطراری
در این روش تصمیم‌گیری، فرد فقط برای رهایی از یک موقعیت استرس‌زا ،تقلا و تلاش می‌کند تا از آن موقعیت خلاص شود و به تبعات و پیامدهای تصمیم خود، هیچ توجهی ندارد و خود را مضطر و ناچار به گرفتن یک تصمیم فوتی و فوری می‌بیند و به این تصمیم‌گیری غیرمنطقی متوسل می‌شود.  ضرب المثل «از چاله درآمدن و به چاه افتادن» گویای حال این افراد است.
   نکته مهم
حال که با این نوع از تصمیمات غیرمنطقی و پیامدهای جبران ناپذیر آن آشنا شدیم، بهتر است با گرفتن تصمیمات منطقی و نظام‌مند که برخاسته از عقل و تفکر و در عین حال نیازمند تجزیه و تحلیل عناصر یک موضوع یا مشکل است و معطوف به نتیجه‌ای مثبت ، از یک سو زندگی را برای خود زیباتر و از سویی به ارتقاء و رشد فردی و اجتماعی‌مان کمک کنیم. 

نویسنده : صادق جهانی| خبرنگار
 

در دوران قاعدگی چگونه با همسرمان رفتار کنیم؟

در دوران قاعدگی چگونه با همسرمان رفتار کنیم؟

کوکا/ بسیاری از خانم ها هر ماه و از حدود یک هفته قبل از آغاز دوره پریود خود دچار علائم آزار دهنده سندرم پیش از قاعدگی می شوند و تاثیر نوسانات هورمونی روی خلق و خو، نحوه تفکر، احساس و رفتار خانم ها گاهی به قدری شدت پیدا می کند که هر مردی می تواند اثر منفی آن را روی زندگی زناشویی خود به وضوح احساس کند.
بیش از 85 درصد خانم ها ممکن است در این روزها علائمی همچون آکنه خفیف، خستگی، بد خلقی، تحریک پذیری و افسردگی را تجربه کنند و برای گذراندن آن نیاز به درک و صبوری همسرشان دارند اما متاسفانه برخی آقایان از این وضعیت به عنوان بهانه ای برای عصبی بودن همسرشان استفاده کرده و با بی تفاوتی یا بی توجهی تحمل این دوره را دشوارتر می کنند.
اگر برای زندگی زناشویی خود ارزش زیادی قائل هستید و قصد دارید تجربیات ناخوشایند دوره پریود همسرتان را برای او و همچنین خودتان کمتر کنید در ادامه مطلب با کوکا همراه باشید تا با شیوه های رفتار مناسب با همسر در دوران قاعدگی آشنا شویم.

 
چگونه با همسر خود در دوران پریود رفتار کنیم؟
1. فرار نکنید
برخی آقایان شروع اولین علائم سندرم پیش از قاعدگی را نشانه آغاز یک هفته طوفانی و پر تنش می دانند و ترجیح می دهند با دوری کردن از همسرشان و نادیده گرفتن مشکلاتی که او در این دوره با آن ها دست و پنجه نرم می کند این دوران را بگذرانند.
اگر شما نیز جزو این دسته مردان هستید احتمالا هرگز نحوه مقابله سالم با چالش های این دوره را نخواهید آموخت در حالی که اجتناب از روبرو شدن مستقیم با این مسئله چیزی جز آزار شما و انزوا و رنجش همسرتان به دنبال ندارد.
اگرچه خانم ها می توانند کارهای زیادی برای بهبود وضعیت روحی و جسمی خود در دوره پریود انجام دهند اما شما نیز باید مسئولیت واکنش و رفتارتان نسبت به این مسئله را به عهده بگیرید. بپذیرید که دوره پریود خانم ها به اندازه همه مشکلات مشترکی که در زندگی تان دارید مهم است و هرگز با شانه خالی کردن از مسئولیت های خود و فرار کردن، اوضاع را از این بدتر نکنید!

2. ارتباط موثر داشته باشید
برخی جنبه های سندرم پیش از قاعدگی به نگاه شما و همسرتان به این قضیه وابسته است.
زمانی که همسرتان پریود می شود ممکن است دست روی مسائل جزئی زندگی بگذارد که احتمالا تا یک هفته قبل برایش اهمیت چندانی نداشته اما حالا به مهم ترین مسائل زندگی اش تبدیل شده و شما آن را حساسیت بیش از حد و غیر منطقی می دانید.
طی این یک یا دو هفته مشکلات زناشویی بی اهمیت در نظرش بزرگ تر به نظر خواهند رسید و همه فیلترهایی که به او کمک می کند تا برای خودش، برای شما، رفتار بچه ها و غیره توجیهی داشته باشد ناگهان از بین می رود.
به عبارت دیگر هر مشکلی که در زندگی مشترک یا رابطه شما حل نشده باقی مانده در دوره پریود بزرگ نمایی می شود و ممکن است به شیوه ای غیر منتظره و غیر معمول از سوی او بیان شود.
بنابراین مهم است مشکلات بین تان را در طول ماه حل کرده و مسائل حل نشده برای این یک یا دو هفته باقی نگذارید.

3. به الگوها دقت کنید
اگر همسرتان تنها به دلیل سندرم پیش از قاعدگی به طور مرتب و دوره ای دچار تغییرات خلق و خو می شود پس حتما الگویی برای آن وجود دارد. می توانید از تلفن، اپلیکیشن یا تقویم برای کشف و ثبت این الگو استفاده کنید.
برای این منظور احتمالا به چند ماه زمان نیاز دارید اما اگر به سلامتی رابطه زناشویی تان اهمیت می دهید توصیه می کنیم تاریخ شروع علائم، سیکل قاعدگی و علائم رفتاری و جسمی همسرتان را به دقت زیر نظر بگیرید تا الگوی مورد نظر را پیدا کنید.
ممکن است همسرتان چندان مایل نباشد تا این حد به تاریخ شروع پریود و مسائل زنانه او دقیق شوید اما بدون شک مزیت های این کار بیشتر از معایب آن می باشد.

 4. برنامه داشته باشید
وقتی زمان کافی صرف ثبت این اطلاعات کردید باید از آن ها استفاده کنید. اگرچه توجه به همسرتان در دوره قاعدگی اهمیت زیادی دارد اما مهم است به سلامتی جسمی و روانی خودتان نیز توجه کنید تا راحت تر از این دوره دشوار عبور کنید.
ممکن است تصمیم بگیرید در این مدت هر صبح مدیتیشن یا فعالیت آرامش بخش دیگری داشته باشید یا بخواهید عصرها را با کودکان خود بگذرانید تا وضعیت عاطفی و روحی شما متعادل شود یا ممکن است پیش دستی کرده و مواردی که ممکن است باعث رنجش یا تحریک همسرتان شود را از قبل برطرف کنید.
هر کاری که احساس می کنید برای خودتان و رابطه شما بهتر است انجام دهید و هر چیزی که در این دوره شما را آزار می دهد یادداشت کنید تا بعد از پایان دوره پریود همسرتان، با آرامش آن ها را با او در میان بگذارید.

5. او را درک کنید، صبور باشید
این دوره به همان اندازه که همسرتان می گوید سخت و دردناک است، اگرچه احتمالا به عنوان یک مرد نمی توانید تصور کنید گذراندن یک دوره خاص و دشوار ماهانه چگونه است و نباید وانمود کنید آن را به طور کامل درک می کنید.
برای شروع کافیست درک ساده ای از دشواری پریود داشته باشید و به همسرتان نشان دهید که در این دوره کنارش هستید و به او کمک خواهید کرد.
با این توجیه که این یک روند طبیعی است و خانم ها باید خودشان با آن کنار بیایند خود را بی تفاوت نشان ندهید بلکه سعی کنید مانند یک همسر خوب با شروع علائم سندرم پیش از قاعدگی با او همدلی کرده و به جای پرخاشگری یا جبهه گیری نسبت به او صبور بوده و به حرف هایش گوش دهید.
 
6. در امور روزمره به او کمک کنید
خانم ها معمولا حدود یک هفته قبل از شروع پریود به دلیل علائم آزار دهنده سندرم پیش از قاعدگی دچار کسالت و بی حوصلگی شده و ممکن است در انجام امور روزمره خود دچار مشکل شوند.
اگر می خواهید به همسرتان کمک کنید تا به راحتی این دوره را بگذراند چه بهتر که با کمک کردن در کارهای خانه حال او را بهتر کنید، سعی کنید قرار ملاقات های خانوادگی یا حضور در مراسم غیر ضروری را تا حد امکان کنسل کرده و در صورت نیاز لباس هایش را بشویید، آشپزخانه را تمیز کنید، خرید کرده و شام درست کنید.

بدون شک این رفتار شما تاثیر خارق العاده ای در بهبود روحیه و حال و هوای همسرتان خواهد داشت.

7. به او آرامش دهید
ارتباط عاطفی بین زوجین برای کاهش علائم دوره پریود بسیار مفید است.
بیشتر کنار همسرتان بنشینید، او را در آغوش بگیرید، حتی گرفتن دست ها نیز می تواند اثر گذار باشد. اگر با اصول ماساژ دادن آشنا هستید پشت و پاهای او را ماساژ دهید.
در عین حال فراموش نکنید خانم ها گاهی با کمی خلوت کردن حس و حال بهتری پیدا می کنند، اگر احساس می کنید به این خلوت نیاز دارد آن را از همسرتان دریغ نکنید.
 
8. از او کمک بگیرید
اگر دوست دارید به او در بهتر کردن اوضاع کمک کنید اما نمی دانید چه چیزی حالش را بهتر می کند کافیست به نحوی که احساس بیمار بودن یا ضعیف بودن به او دست ندهد در این مورد از خودش سوال کنید.
شاید دوست داشته باشد به سینما برود، یک ماشین گردی کوتاه مدت را ترجیح دهد، شاید رفتن به رستوران برای صرف شام به بهتر شدن روحیه اش کمک کند یا گاهی یک پیاده روی شبانه علائمش را تسکین دهد.
آماده کردن کیسه آب گرم یا یک بسته شکلات نیز برای بهبود روحیه و وضعیت جسمی او بسیار مفید است.

9. موارد مهم را به او یادآوری کنید
در صورتی که همسرتان در این دوره توصیه های مهم مربوط به سلامتی روحی و جسمی اش را نادیده می گیرد می توانید به او تذکر دهید، مثلا توصیه کنید از خوردن هله هوله یا مصرف مواد غذایی نا سالم پرهیز کند اما هرگز به او امر و نهی نکنید زیرا در نهایت این خودش است که تصمیم می گیرد چه می خواهد.
اگر بخشی از عادات غذایی یا سبک زندگی او نیاز به اصلاح دارد بهتر است صحبت کردن در مورد آن ها را به بعد از دوره پریود موکول کنید.

10. او را تشویق کنید
خانم ها در این دوره بسیار آسیب پذیر شده و نیاز به تایید شدن از سوی مردشان دارند.
ممکن است همسرتان احساس کند آن قدر که باید دوست داشتنی نیست، به اندازه کافی خوب نیست، جذابیتی برای شما ندارد و … باید به او بگویید چه همسر زیبا و مادر مهربانی است و این که چرا شما به شوهر او بودن افتخار می کنید.

سخن پایانی …
او همسر دوست داشتنی شما است و علائم نا خوشایند دوران پریود او را به شخص دیگری تبدیل نمی کند. هر چند ممکن است از نظر خلق و خو تا حد زیادی تغییر کرده باشد با این حال این دوره موقت است که با مراقبت درست، توجه کافی و برنامه ریزی دقیق بسیار راحت تر از آن چه فکر می کنید قابل مدیریت می باشد.
سعی کنید در این دوران احساسات منفی را کنترل کرده و عصبانیت و رنجش های خود را تا حد ممکن بروز ندهید زیرا نه تنها وضعیت شما را بهبود نمی بخشد بلکه ممکن است رابطه تان را خدشه دار کند.
با وجود همه این ها، احساسات آزار دهنده و درد جسمی دوره عادت ماهانه نمی تواند بی ادبی یا رفتار بد آگاهانه برخی خانم ها را توجیه کند. بنابراین لازم است بعد از گذراندن این روزها، با حفظ آرامش درباره مواردی که باعث رنجش شما شده با همسرتان صحبت کنید تا در آینده کنترل بیشتری روی آن ها داشته باشد.
منابع: medium – thenewsminute – allprodad

ارتباط بین شخصیت و مشکلات حافظه

ارتباط بین شخصیت و مشکلات حافظه

خراسان/  بسیاری از افراد با افزایش سن با مشکلات شناختی و فراموشکاری دست و پنجه نرم می‌کنند اما شدت این مشکلات در همه یکسان نیست. بسیاری از ما می‌دانیم که با انجام فعالیت‌های شناختی مانند حل جدول و یادگیری مهارت‌های جدید می‌توانیم تا حدی از بروز این مسئله پیشگیری کنیم اما حالا مطالعه جدیدی که نتایج آن، ماه قبل میلادی منتشر شده است ،نشان می‌دهد شخصیت افراد هم می‌تواند در این بین نقش داشته باشد.
 
در این پژوهش که توسط محققان دانشگاه واشنگتن در سنت لوییز آمریکا انجام شده است، گروهی از افراد با میانگین سنی 70 سال مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا وضعیت شناختی و حافظه آن‌ها،در کنار ویژگی‌های شخصیتی‌شان مورد ارزیابی قرار گرفت. در مرحله بعد به مدت 10 روز، آن‌ها روزانه با استفاده از تلفن هوشمند، مشکلاتی چون فراموش کردن جای وسایل و … را گزارش می دادند و همزمان انجام فعالیت‌های لذت‌بخش شناختی مانند حل جدول یا حل مسئله‌ای دشوار را ثبت می‌کردند.
 افرادی با گشودگی بالا، کمتر فراموش می‌کنند
بررسی ارزیابی‌های اولیه از وضعیت شناختی و ویژگی‌های شخصیتی افراد در کنار گزارش‌های روزانه آن‌ها طی آن 10روز، ارتباط جالبی را مشخص کرد. در این مطالعه، افرادی که نمره بالایی در ویژگی «گشودگی نسبت به تجربه» در ارزیابی شخصیت کسب کرده بودند، مشکلات شناختی و فراموشکاری کمتری را گزارش کرده و در مقابل فعالیت‌های لذت‌بخش شناختی بیشتری در این مدت انجام داده بودند. اما گشودگی نسبت به تجربه یعنی چه و چرا در این موضوع اهمیت دارد؟
 تجربه‌های متنوع، کلید مبارزه با فراموشی
افرادی که در گشودگی به تجربه نمره بالایی کسب می‌کنند، افرادی هستند که از انجام کارهای جدید لذت می‌برند. مطالعات پیشین در زمینه فراموشی نشان می‌دهد در پیشگیری از افت توانایی‌های شناختی و مشکلات حافظه، فقط داشتن فعالیت‌های شناختی چون مطالعه کتاب و حل جدول اهمیت ندارد بلکه تنوع دادن به فعالیت‌های شناختی و تجربه چندین فعالیت هم مهم است. با توجه به نتیجه مطالعه اخیر به نظر می‌رسد افرادی که در گشودگی به تجربه نمره بالاتری کسب کرده‌اند، به واسطه علاقه به کسب تجارب جدید، تمایل به انجام فعالیت‌های شناختی متنوع‌تری داشته و به همین دلیل هم وضعیت شناختی آن ها بهتر حفظ شده است. این ادعا در این مطالعه هم تایید شد چراکه این افراد در طی روز بیشتر از دیگران درگیر فعالیت‌های لذت‌بخش شناختی شده بودند.
نویسنده : نرگس عزیزی | روزنامه‌نگار – منبع: نشریه Psychology and Aging
 

دختر تنبلی هستم، چطور خودم را درمان کنم؟

دختر تنبلی هستم، چطور خودم را درمان کنم؟

هفت گنج/ بیشتر ما حداقل بعضی از اوقات تنبل هستیم و این کاملا طبیعی است. تنبلی فقط به این معنی است که شما می خواهید هرچه کمتر تلاش کنید.
البته تنبل بودن مسئله ساز نیز هست. اگر احساس تنبلی و بی انگیزگی کنید، برای رسیدن به اهداف خود اقدامی جدی انجام نخواهید داد و ممکن است در زندگی شخصی و شغلی خود مبارزه نکنید.

راه های غلبه بر تنبلی
خوشبختانه چندین استراتژی می تواند به شما کمک کند تا این قسمت تاریک ذهن خود را شکست دهید.
اگر می خواهید تنبلی خود را متوقف کنید، تلاش متمرکز شما نیاز خواهد بود. اما نگران نباشید به محض شروع برخی از این تاکتیک ها، برای حفظ حرکت خود بسیار راحت تر خواهید شد.

1. یاد بگیرید تنبلی خود را بپذیرید
این مقاله برای کمک به شما در مقابله با تنبلی طراحی شده است، گویی که این یک شرور بدجنس است که قصد دارد موفقیت شما را خراب کند. با این حال، این می تواند نتیجه مثبتی نداشته باشد. اگر از ایده تنبلی متنفر هستید، به احتمال زیاد در نهایت از خودتان رنجیده اید.
این امر منجر به چرخه گفتگوی منفی با خودتان می شود که از نظر علمی تأثیر منفی بر خلق و خو و افزایش استرس به دنبال دارد. روحیه بد و استرس بالا منجر به بهره وری حتی پایین تر می شود که منجر به کاهش عزت نفس می شود و این چرخه ادامه می یابد.
راه فرار از این امر این است که یاد بگیرید تنبلی خود را بپذیرید. احساس تنبلی می کنید و این احساس تنبلی طبیعی است. شما می توانید بدون اینکه احساس بدی یا گناهی در این باره داشته باشید، برای رفع تنبلی خود تلاش کنید.

2. منبع تنبلی یا بی انگیزگی خود را درک کنید
وقت بگذارید تا ریشه های تنبلی و یا بی انگیزگی خود را درک کنید. این یکی از چالش برانگیزترین مراحل این روند است اما همچنین یکی از مهمترین آنهاست.
اگر می توانید بفهمید چه چیزی باعث احساس تنبلی و بی انگیزه شدن شما می شود، می توانید راهی برای جلوگیری یا کاهش اثر آن پیدا کنید.
به عنوان مثال، آیا همیشه در ساعت مشخصی از روز احساس بی انگیزگی می کنید؟ آیا وقتی کاری ندارید که شما را به چالش بکشد احساس تنبلی به سراغتان می آید؟
استرس منبع مشترک کمبود انگیزه است. پنجاه و هفت درصد از کارکنان با استرس بالا احساس بی ثمر بودن می کنند، در حالی که 10 درصد از کارکنان با استرس پایین احساس بی انگیزگی دارند.
به محیط خود، زمان روز، افراد اطراف خود و نوع کاری که انجام می دهید توجه کنید. به احتمال زیاد الگویی وجود دارد.

3. چرخه های شخصی خود را بشکنید
در بسیاری از موارد، تنبلی یک محصول جانبی از عادت است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم اثر می کند و این امر به ویژه اگر در خودتان احساس تنبلی کنید در همان ساعت از روز یا در یک شرایط خاص صادق است.
بر این اساس، شما می توانید به سادگی با ترک عادت ها و چرخه های خود احساس تنبلی خود را کاهش دهید. این مسئله به ویژه اگر در خانه کار می کنید یا هر روز در یک دفتر گیر می کنید بسیار مهم است.
کار در یک محیط جدید، دادن ساعت کاری متفاوت به خود یا حتی لباس متفاوت پوشیدن را در نظر بگیرید. هر تغییر عمده ای می تواند تأثیر مثبتی روی شما بگذارد.

4. اهداف منطقی بیشتری تعیین کنید
گاهی اوقات، افراد تنبل هستند زیرا اهدافی که برای خود تعیین کرده اند بسیار ترسناک است.
به عنوان مثال، بگذارید بگوییم یک روز گرم است و شما هدف قرار داده اید که 20 کیلومتر بیرون از خانه پیاده روی کنید. این یک چالش سخت است حتی برای یک دونده ماهر. بنابراین به طور طبیعی، شما شروع تمرین را به تعویق می اندازید و از آن وحشت خواهید داشت.
اما اگر هدف خود را به 3 کیلوکتر دویدن کاهش دهید، چه می کنید؟ یافتن انگیزه بسیار راحت تر خواهد بود و مسلماً 3 کیلومتر از هیچی بهتر است.
از معیارهای هدف هوشمندانه برای تعیین اهداف مناسب برای خود استفاده کنید و اگر احساس می کنید بی انگیزه هستید، از کاهش شدت اهداف خود نترسید.

5. انجام یک کار کوچک
احساس موفقیت یک انگیزه فوق العاده است. اگر بتوانید کاری را به سرانجام برسانید و از آن احساس خوبی داشته باشید، این انرژی مثبت در ادامه کار شما ادامه خواهد یافت حتی اگر کاری باشد که از انجام آن وحشت دارید.
می توانید حجم کار یا حتی روز خود را برای این امر بهینه کنید. در آغاز روز خود یک کار کوچک که به راحتی قابل انجام است انتخاب کنید تا حرکت خود را آغاز کنید. یکی از نکات خوب برای بهره وری این است که اگر چیزی کمتر از 2 دقیقه طول می کشد، همین حالا این کار را انجام دهید.
قانون 5 ثانیه ای را در نظر بگیرید. اگر انگیزه ای برای انجام کاری پربار دارید، 5 ثانیه فرصت دارید تا بر اساس آن انگیزه عمل کنید. از این احساسات زودگذر بهره وری بهره ببرید و در عمل به آنها تردید نکنید!
اگر می بینید که در میانه روز گیر کرده اید، کاری را پیدا کنید که باعث شود شما احساس خوبی داشته باشید حتی اگر این به معنای انحراف از برنامه معمول شما باشد.

6. از روش Pomodoro یا گوجه فرنگی برای دور کردن تنبلی خود استفاده کنید
تکنیک Pomodoro یک استراتژی معروف برای مدیریت زمان است که به منظور کمک به مردم در تولید مفید عمل می کند.
ایده اصلی این است که کار خود را به کارهای متمرکز و وقفه های کوچک تقسیم کنید. این روش به این صورت بود که 25 دقیقه کار کنید، سپس 3 تا 5 دقیقه استراحت کنید و بعد از 4 دوره 25 دقیقه ای یک استراحت طولانی تر کنید.
با این حال، می توانید از هر کدام از روش های زمان بندی که برای شما بهتر است استفاده کنید. از این روش برای دور کردن تنبلی خود استفاده کنید. به خودتان اجازه دهید در بین وقفه های کوتاه کاملاً تنبل باشید و استراحت کنید سپس آماده شوید تا زمان تایمر به پایان برسد.

7. مسیرهای فرار خود را بشناسید و کنار بگذارید
بیشتر انواع تنبلی منوط به “راه فرار” است. اگر وسوسه وقت گذرانی در شبکه های اجتماعی را دارید و یا اگر فقط می خواهید یک قسمت دیگر از سریال محبوب تلویزیونی تان را ببینید، تنبل بودن آسان است.
یاد بگیرید که این راههای فرار را بشناسید و آنچه را که می توانید برای کنار گذاشتن آنها انجام دهید.
به عنوان مثال، آیا می توانید اعلان ها را در دستگاه تلفن همراه خود خاموش کنید؟ آیا می توانید در یک اتاق متفاوت از اتاق تلویزیون کار کنید؟ آیا می توانید دسترسی به اینترنت را به طور موقت غیرفعال کنید؟

8. از تنبلی خود نهایت استفاده را ببرید
خیلی خوب است که گاهی تنبل باشم. وقتی تصمیم گرفتید تنبل شوید و از کار دور شوید، نهایت استفاده را از آن ببرید.
به عنوان مثال، اگر خود را کاملاً بی انگیزه در کار می دانید، می توانید چند روز را در تعطیلات بگذرانید و در طی آن روزها، می توانید از عهده همه مسئولیت ها برآیید. نشان داده شده است که تعطیلات و استراحت تأثیر مثبت خالص بر بهره وری و رفاه دارند.
به عنوان مثال، مسافران مکرر تمایل به داشتن 68.4 نمره در شاخص بهزیستی دارند که معیاری از سلامتی و تندرستی است  در حالی که کسانی که کمتر مسافرت می کنند فقط 51.4 را کسب می کنند.

9. احساس کمال طلبی خود را به حداقل برسانید
کمال گرایی دشمن بهره وری است و این قدرت را برای شما ایجاد می کند تا انگیزه کمتر و تنبلی بیشتری داشته باشید. بیشتر از این، مطالعات علمی نشان داده است که کمال گرایی برای سلامتی شما مضر است. افرادی که دارای امتیاز کمال گرایی بالا هستند، 51 درصد خطر مرگ را در خود افزایش می دهند.
با کمال گرایی به مبارزه بپردازید. درک کنید و بپذیرید که همه کارها ناقص است شما نیز همینطور و اصلاً مشکلی نیست.

10. برای خود جایزه تعیین کنید
بیشتر ما وقتی در پایان یک راه دلهره آور پاداش دریافت می کنیم، انگیزه خود را بسیار بیشتر می بینیم. دفعه بعدی که احساس کردید در برابر یک کار سخت تنبل هستید یا بی انگیزه هستید، تصمیم بگیرید که به خود جایزه بدهید.
به عنوان مثال، می توانید خودتان را به یک میان وعده دعوت کنید، یک محصول جدید را سفارش دهید یا فقط یک استراحت طولانی کنید.

11. یک شریک و همکار بگیرید
وقتی شخصی در کنار خود دارید انگیزه گرفتن آسان تر است. آنها نه تنها به شما کمک می کنند تا مستقیماً از پس پروژه برآیید بلکه منبع انرژی مثبت و احتمالاً برخی کلمات الهام بخش نیز خواهند بود.
بسته به کاری که می خواهید انجام دهید، یافتن شریک ممکن است دشوار باشد. اگر نمی توانید شخصی را برای کمک به خود در انجام کار مستقیم پیدا کنید، با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده خود تماس بگیرید تا از مشکل خود صحبت کرده و پشتیبانی خود را ارائه دهید.
بعضی اوقات، سخنان مهربانانه شخصی که به او اهمیت می دهید کافی است تا انگیزه شما برای اقدام را فراهم کند.

12. خودتان را با افراد با انگیزه محاصره کنید
نگرش و انرژی تمایل به مسری بودن دارند. اگر شما توسط افراد تنبلی که غالباً شکایت می کنند و به طور کلی دیدگاه بدبینانه دارند احاطه شده باشید، به اشتراک نگذاشتن همان احساسات منفی غیرممکن است.
برعکس، اگر در اطراف شما افراد سرحال، خوش بین و با انگیزه بالایی قرار داشته باشید، خودتان انگیزه بیشتری خواهید داشت. با استخدام گزینشی، درگیر شدن در یک گروه یا حتی مصرف محتوایی که ایجاد می کنند، به خود کمک کنید.

13. هشدارهای آگاه کننده را تنظیم کنید
اگر مثل اکثر مردم هستید، حداقل گاهی اوقات خود را تنبل پیدا می کنید، نه به دلیل یک تصمیم آگاهانه بلکه به دلیل پیش فرض ناخودآگاه، این روش برای شماست.
به عنوان مثال، شما ممکن است به صورت تکان دهنده ای توئیتر را بررسی کنید، قبل از اینکه حتی متوجه شوید گوشی در دست شما است،  100 توئیت را  بررسی کرده و ممکن است به فضای مجازی خیره شوید.
با تنظیم “هشدارهای آگاهی” می توانید با این مسئله مبارزه کنید. این هشدارها در فواصل زمانی، روشن می شوند. وقتی خاموش شدند، لحظه ای در مورد آنچه انجام می دهید فکر کنید.
آیا در حال انجام کاری مفید هستید؟ در عوض باید چه کار می کردید؟

14. خسته کننده ترین وظایف خود را تغییر دهید
بیش از 50 درصد سازمان هایی که فرایندهای نوآوری را مدیریت می کنند حداقل برخی از کارهای خود را به بازی تبدیل می کنند. بازی برای ایجاد انگیزه و سرگرمی بیشتر در افراد مثبت نشان داده می شود.
به طور کلی، مردم بازی را دوست دارند بنابراین خسته کننده ترین کارهای خود را به یک بازی تبدیل کنید تا بتوانید احساس انگیزه بیشتری برای انجام آنها داشته باشید.
به عنوان مثال، شستن ظروف سرگرم کننده نیست اما اگر شما یک سیستم امتیازدهی ایجاد کنید که به شما برای پاک کردن آنها در سریعترین زمان ممکن پاداش می دهد، چه می کنید؟ اگر هنگام مقابله با یک کار خسته کننده، چالش های منحصر به فردی برای خود ابداع کنید، چه می کنید؟

15. تنبلی خود را به چیزی مولد هدایت کنید
باور کنید یا نکنید، تنبل بودن می تواند به شما کمک می کند تا بهره وری بیشتری داشته باشید.
چطور؟ با تشویق شما برای یافتن راه حل های کم زحمت که مشکلات شما را برطرف می کند.
به یاد داشته باشید، بهره وری مربوط به میزان تلاش شما نیست، بلکه به میزان توانایی شما بستگی دارد. تنبلی می تواند شما را ترغیب به توسعه الگوریتمی یا خرید برنامه ای کند که کاری را که بیش از حد وقت شما را می گیرد، به صورت خودکار در آورد. در نهایت، به شما این امکان را می دهد که در مدت زمان کمتری به نتیجه بیشتری برسید در حالی که تلاش کمتری را نیز نیاز دارید.
همین امر در مورد استخدام پرسنل اضافی یا تفویض وظایف به افرادی که می توانند با کارآیی بیشتری از عهده آنها برآیند، صادق است.

نتیجه گیری
بیل گیتس می گوید: “من همیشه یک فرد تنبل را برای انجام یک کار دشوار انتخاب می کنم زیرا او راهی آسان برای انجام آن پیدا خواهد کرد.”
کاملاً منطقی است که بعضی اوقات یا حتی بیشتر اوقات احساس تنبلی کنید و حتی تنبل ترین افراد در میان ما نیز با تنبلی درونی ما به چالش کشیده می شوند.
با این حال، تنبلی و بی انگیزگی نمی تواند شما را از گرفتن نتیجه یا رسیدن به اهداف مورد نظر باز دارد. یک استراتژی یا ترکیبی از استراتژی های مناسب خود پیدا کنید و به آنها پایبند باشید.

آیا از حیوانات می‌ترسید؟ شاید زوفوبیا دارید

آیا از حیوانات می‌ترسید؟ شاید زوفوبیا دارید

بیا نی نی/ اگر از مار، سگ و حتی گربه وحشت دارید، در ترس از حیوانات تنها نیستید. وجود هراس از هر چیزی، از جمله هر نوع حیوانی، امکان‌پذیر است و در دسته فوبیاها قرار می‌گیرد.
حیوانات بسیاری وجود دارند که ممکن است ما از آنها ترس داشته باشیم اما برخی از حیوان هراسی‌ها بیشتر از باقی است. فوبیای حیوانی یا حیوان هراسی معمولاً به چند دسته غیر رسمی از جمله شکارچیان، حیوانات «مشمئز کننده» و ترس‌های مبتنی بر خرافات تقسیم می‌شود.

درنده‌ها
حیواناتی که خویی وحشی و درنده دارند مانند سگ و کوسه در گروه «شکارچی» قرار می‌گیرند. احتمالاً می‌توانیم ترس از حیوانات درنده را به گردن روانشناسی تکامل بیندازیم. ترس از شکارچیان یک مهارت اساسی برای بقا در اجداد باستانی ما بوده است. حیوانات بزرگ و قدرتمند یا آنهایی که سمی هستند، می‌توانند به راحتی بر انسان غلبه کنند. اگرچه احتیاط در مورد حیوانات ناآشنا عاقلانه است اما هراس، رها کردن پاسخ طبیعی به ترس است و واکنش سالم را به احساس وحشت تبدیل می‌کند.

نفرت‌انگیزها
به طور سنتی، مارها و عنکبوت‌ها در گروه هراس حیوانات شکارچی قرار می‌گرفتند اما تحقیقی که سال ۲۰۰۸ در دانشگاه کوئینزلند در استرالیا انجام شد، این عقیده را مورد اختلاف قرار داد. گرچه حیواناتی مانند ببر و شیر قطعا درنده هستند اما ترس از مار، عنکبوت و موش بسیار بیشتر است. به گفته محققان کوئینزلند، دلیل این ترس شاید علاقه ما به تمرکز هراس‌مان بر حیوانات نفرت‌انگیز است. مانند زمانی که پرنده‌ای را رها می‌کنیم اما سوسک‌ها را حتما خواهیم کشت. گفته می‌شود که ترس از این دسته حیوانات بسیار بیشتر از حیواناتی است که واقعا خطرناک هستند.

ترس‌های خرافی
مارها ممکن است در گروه ترس‌های خرافی نیز قرار بگیرند. در طول تاریخ، حیوانات مختلف در خرافات و افسانه‌ها نقش داشته‌اند. مارها، موجوداتی خبیث، کلاغ‌ها پیام‌آور مرگ و خفاش‌ها سیاهی هستند. ترس‌های مربوط به خرافات و افسانه‌ها به طور کلی بیشتر بر آن چیزی است که در حیوانات می‌بینند نه آنچه خود حیوانات هستند.

تجربه‌های تلخ کودکی
البته همه ترس‌های حیوانی در این گروه‌ها قرار نمی‌گیرند. در بسیاری از موارد، این ترس‌ها ریشه در تجربیات کودکی دارند. اگر توسط سگ مورد حمله قرار گرفته باشید، احتمال دارد که حالا از این حیوان بهراسید.

حیوان هراسی در کودکان
ترس بخشی سالم و طبیعی از روند بزرگ شدن است. اکثر کودکان دچار ترس‌های کوتاه مدت و اغلب شدید می‌شوند که خود به خود فروکش می‌کنند. به همین دلیل، فوبیا در کودکان تا حداقل برای شش ماه تشخیص داده نمی‌شود. اگر کودک شما نسبت به حیوانات خاصی بیزاری نشان می‌دهد، با او در زمینه راهکارهای مقابله‌ای کار کنید و او را ترغیب کنید تا ترس‌هایش را کنار بگذارد. البته، اگر ترس شدید یا تسکین‌ناپذیر است، بهتر است با پزشک متخصص مشورت کنید. رها کردن ترس‌ها در کودکی باعث می‌شود، این هراس در بزرگسالی ریشه‌ای عمیق پیدا کند.

نشانه‌های حیوان هراسی
حیوان هراسی می‌تواند در کودکان و بزرگسالان رخ دهد و علائم آن عبارتند از:
۱. ترس شدید در مواجه با یک حیوان
۲. پرهیز از مکانی که در آن حیوانات حضور دارند
۳. واکنش فوری جیغ، گریه یا تلاش برای فرار در رویارویی با حیوانات
۴. داشتن افکار حمله به جانور
۵. در حالت شدید آن، بروز نشانه‌های فیزیکی شدید در بدن مانند تعریق، مشکل در تنفس، حالت تهوع، لرزش، ضربان شدید قلب، ناراحتی شکمی، سرگیجه یا غش کردن.

درمان حیوان هراسی
حیوان هراسی را می‌توان با استفاده از روان درمانی یا دریافت داروها از سوی یک متخصص بهداشت روان درمان کرد. احتمالا یکی از موثرترین روش‌هایی که در درمان هراس‌ مورد استفاده قرار می‌گیرد، تعامل با حیوانات به منظور مواجهه با ترس است. علاوه بر این، روش‌های آرام‌سازی مانند تنفس کنترل شده، تجسم ذهنی و مراقبه برای کنار آمدن با اضطراب در هنگام مواجهه با حیوانات نیز راه درمانی دیگری است که تجویز می‌شود. تجویز دارو تنها در موارد شدید، برای کنترل ترس و کاهش اضطراب انجام می‌گیرد.

واقعیت این است که ترس از حیوانات هرگز خنده‌دار یا سرگرم‌کننده نیست و ترس‌های درمان نشده با گذشت زمان بیشتر می‌شوند. دلیلی ندارد که هراس از حیوانات بر زندگی شما تأثیر بگذارد، وقتی می‌توان آن را رفع کرد.

منبع: very well mind و indianexpress

کلید و راه های موفقیت در زندگی

کلید و راه های موفقیت در زندگی

حامی هنر زندگی/ موفقیت در زندگی مقوله‌ای است که بسیاری از افراد تمام عمر خود را صرف رسیدن به آن می‌کنند. اما واقعا چه کسانی از این بین می‌توانند یک زندگی موفق را تجربه کنند؟ کلید موفقیت در زندگی چیست؟ از آنجایی که تعداد بسیاری از افراد در جهان با تلاش و پیمودن مسیر درست و رعایت اصولی خاص به موفقیت در زندگی دست یافته‌اند، این شانس برای شما نیز وجود دارد که با رعایت اصول موفقیت و قرار گرفتن در مسیر درست به موفقیت دلخواه خود در زندگی دست یابید. با آگاهی از راه‌های رسیدن به موفقیت می‌توانید این امکان را برای خود به وجود آورید. در ادامۀ مطلب به ارائه نکاتی در مورد موفقیت در زندگی خواهیم پراخت که مطالعۀ آن در دستیابی به این امر می‌تواند سودمند باشد.

کلیدهای موفقیت در زندگی
خوشبختانه کلیدهای اصلی برای رسیدن به موفقیت برای همه افراد یکسان است. شما با رعایت نکاتی که در زیر به عنوان کلیدهای موفقیت در نظر گرفته شده، می‌توانید از درستی مسیر خود اطمینان حاصل نمایید. این نکات به روش زندگی افراد موفق اشاره دارند، یعنی عواملی که در موفقیت آن‌ها تاثیر داشته است.

1. برای موفقیت در زندگی اهداف تعیین کنید
برای آنکه زندگی موفقی داشته باشید باید از خود بپرسید دقیقا خواسته‌تان از زندگی چیست و می‌خواهید به چه جایگاهی دست پیدا کنید. بسیاری از افراد تنها می‌گویند که می‌خواهند زندگی موفقی داشته باشند؛ اما برای خود روشن نمی‌کنند که موفقیت دقیقا به معنی دست‌یابی به چه چیزهایی است. اگر خواسته‌های خود را به صورت جزئی و دقیق تعریف کنید، آن وقت برنامه ریزی برای آن‌ها نیز آسان‌تر و اصولی‌تر صورت خواهد گرفت.
2. تسلیم موانع و مشکلات نشوید
 در زندگی مسلما موانع زیادی بر سر راهتان قرار خواهند گرفت تا شما را از رسیدن به آن چه که می‌خواهید بازدارند. اما این مشکلی است که همه انسان‌ها را با اشکال مختلف درگیر خود می‌کند. در واقع هیچ کس بدون مواجهه با سختی‌ها مسیر موفقیت را طی نکرده؛ تفاوت افراد موفق با غیر موفق، در نحوۀ برخورد با موانع و هرگز تسلیم نشدن است.
3. برای خواسته های خود زمان بندی مشخصی تعیین کنید
اگر برای اهداف خود زمان خاص و محدودی را در نظر نگیرید، جوری رفتار خواهید کرد که انگار تا ابد برای رسیدن به آن‌ها وقت دارید. نداشتن برنامۀ زمانی دقیق منجر به اهمال کاری و به تعویق انداختن کارها می‌شود. مسلما افرادی که دائما کارهای خود را به روز دیگری موکول می‌کنند، در زندگی خود به اهداف مهم دست نخواهند یافت. 
4. برنامه ریزی را فراموش نکنید
بدون برنامه ریزی درست نیز نمی‌توانید به موفقیت در زندگی برسید. در حقیقت شما خواسته‌های خود را به طور جزئی و دقیق تعریف می‌کنید تا بر اساس آن یک برنامۀ عملی مشخص و کامل تعیین نمایید. تا زمانی که برنامۀ عمل نداشته و ندانید که برای رسیدن به هدف خود چه کارهایی باید انجام دهید، دائما در حال آزمون و خطا خواهید بود؛ به این ترتیب زمان زیادی از دست می‌دهید.
اگر با وجود برنامه ریزی‌هایتان همچنان در رسیدن به اهداف خود مشکل دارید، از یک مشاور روانشناس کمک تخصصی دریافت کنید. در مشاوره روانشناسی این امکان به شما داده می‌شود تا خطاهای برنامه ریزی خود را شناسایی کرده و با اصلاح آن‌ها به اهداف خود نزدیک‌تر شوید.

5. از تجربیات سایر افراد موفق در زندگی استفاده کنید
عمر انسان آنقدر طولانی نیست تا بتواند به همه تجارب دست یابد. در حقیقت زمانی که می‌توانید از تجارب دیگران بهره ببرید، چرا باید زمان خود را با مسیرهای اشتباه هدر دهید؟
افراد زیادی در دنیا وجود داشته و دارند که مسیری مشابه مسیر شما را در زندگی خود پیموده‌ و در این راه موفق هم شده‌اند. استفاده از تجربیات آن‌ها می تواند زمان زیادی را حفظ کرده و شما را در این مسیر به سمت جلو هدایت کند. برای این منظور، مقاله کارهایی که افراد موفق انجام نمی دهند را مطالعه فرمایید.
برای مثال اگر شما می‌خواهید یک نویسنده یا هنرمند حرفه‌ای در زندگی خود شوید به زندگینامۀ موفق ترین افراد در این حوزه سری بزنید. شکست‌ها و پیروزی‌های آنان را در موقعیت‌های متفاوت زندگی مطالعه کرده و آن‌ها در زندگی روزمرۀ خود نیز استفاده کنید.
6. موفقیت در زندگی | هوشیار و آگاه باشید
با هوشیاری در زندگی می‌توانید موقعیت‌هایی که برایتان به وجود می‌آید را به خوبی شناسایی کرده و با آگاهی کامل به سمت موفقیت گام بردارید. افراد موفق همواره به شرایط و فرصت‌های خوب توجه کرده و از آن‌ها استفاده می‌کنند. تمام موقعیت‌ها را با هوشیاری کامل بسنجید و با خود فکر کنید که آیا این می‌تواند مسیری به سوی هدف و موفقیت من باشد؟
7. به خودتان باور داشته باشید
بزرگ‌ترین راز موفقیت در زندگی این است که به خود، اهداف و رویاهایتان باور داشته باشید. از تمسخر و تفکر دیگران نهراسید و خواسته‌هایتان را با صدای بلند برای خود تکرار کنید. وقتی به توانایی و خواسته خود ایمان نداشته باشید، امکان رسیدن به آن نیز تقریبا از بین می‌رود. با ایمان داشتن به اهداف خود، می‌توانید راه رسیدن به آن را نیزپیدا کنید. 
8. موفقیت در زندگی | تغییر سبک زندگی
سبک زندگی‌تان را تغییر دهید و روی خود و سلامتی‌تان سرمایه گذاری کنید. روزانه به طور منظم ورزش کرده و غذاهای سالم و مقوی میل کنید. کتاب خواندن و مطالعه را شروع نماید و از نکات مهم کتاب‌ها برای تغییر مسیر زندگیتان استفاده کنید. 

نکات مهم برای موفقیت در زندگی
1. تمام کارهای خود را برای منافع شخصی‌تان انجام ندهید. به خوشحالی دیگران نیز در کنار خود بیندیشید و مطمئن باشید که آنان هم روزی به شما کمک می‌کنند. 
2. گذشته و شکست‌هایتان را فراموش کنید و با انرژی و قدرت تمام به سوی آینده گام بردارید. برای آگاهی از  ترس از شکست کلیک کنید.
3. با احساسات تصمیم نگیرید. زمانی که بسیار ناراحت، عصبانی و حتی بسیار خوشحال هستید هیچ اقدام بزرگی انجام ندهید. اول آرام شوید و سپس با عقل و منطق تصمیم گیری نمایید. 
4. سرعت خود را در انجام کارها بیشتر کنید و زمان خالی و بیهوده‌ای را نگه ندارید. 
5. نگرش خود را عوض کنید؛ ممکن است بسیاری از کارها برای شما سخت و طاقت‌فرسا باشد اما به جای غر زدن، با شادی و خوشحالی آن کار را انجام دهید. برای کسب اطلاع از قانون جذب کلیک کنید.

سخن آخر
فراموش نکنید که موفقیت شما در زندگی و آینده، به امروزتان بستگی  دارد و امروز شما خیلی زود تبدیل به گذشته می‌شود. پس قدر لحظه را بدانید و هرچه سریع‌تر برای موفقیت گام بردارید. روانشناس به شما کمک می‌کند تا مسیر درست زندگی و اهداف خود را شناسایی کرده و بهترین را برای رسیدن به آن را انتخاب کنید. 

خودروی شاسی‌بلند دارم اما عاشق دختری با وضع مالی بد شدم

خودروی شاسی‌بلند دارم اما عاشق دختری با وضع مالی بد شدم

خراسان/ 27 ساله‌ام، دانشجو و مغازه‌دار. وضع مالی خودم و خانواده ام متوسط به بالاست. یک واحد آپارتمان در جای خوب شهر دارم و یک خودروی شاسی‌بلند. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم، می‌خواهم شرایطم را برای‌تان توصیف کنم. در این وضعیت، عاشق دختری شدم که در مغازه همکارم کار می‌کند. بچه روستاست و اصلا وضع مالی‌شان خوب نیست. خصوصیات خوبی دارد اما فاصله طبقاتی‌مان زیاد است و اطرافیانم می‌گویند که فکرش را از سرت بیرون کن. چه کنم؟
در پیامک‌تان گفته‌اید که دختر مورد علاقه‌تان خصوصیات خوبی دارد. سوال این است که این شناخت‌تان چقدر دقیق است؟ فراموش نکنید برای متاهل شدن فقط دختر و پسر به تنهایی مطرح نیستند و در جامعه ما، ازدواج فقط یک قرارداد بین دو نفر نیست بلکه ازدواج خانواده‌ها هم است. عموما دیده شده است که در آشنایی‌های خارج از بستر خانواده، هرقدر هم که افراد به شناخت بالایی از خصوصیات هم رسیده باشند اما از زمان ورود خانواده‌ها به ماجرا، تفاوت‌های خانوادگی و فرهنگی نادیده گرفته می شود و زمینه بروز چالش‌های غیر قابل پیش‌بینی را فراهم می‌کند.
تفاوت‌های فرهنگی را هم جدی بگیرید
فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین می‌کند و به ما می‌گوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید انجام شود؟ بنابراین در فرهنگ‌های مختلف بایدها و نبایدها با هم فرق می‌کند. به عنوان مثال بایدها و نبایدها در فرهنگ روستایی بسیار متفاوت‌تر از فرهنگ شهری است. با ازدواج دو نفر از فرهنگ‌های متفاوت قرار نیست که کل فرهنگ خانوادگی آن‌ها، ناگهان تغییر کند و همسو با این دو نفر شود. این‌جاست که دختر و پسر باید از فرهنگ خانوادگی طرف مقابل آگاه شوند؛ آن را بپذیرند و در هر شرایطی به آداب و رسوم و فرهنگ یکدیگر احترام بگذارند.
تاثیر طبقه اقتصادی در نگاه به زندگی
افراد بر اساس طبقه اقتصادی-اجتماعی خود به یک نوع نگرش  دررفتار و بینش به زندگی می‌رسند. وقتی دو نفر که در این 2 حوزه با هم متفاوت هستند، ازدواج می‌کنند در بیشتر اوقات از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آن‌ها به زندگی خیلی متفاوت است. به همین دلیل دچار مشکلات بسیار می شوند. مثلا همین جمله شما که من خودروی شاسی بلند دارم و … ، نشان می دهد که این مسئله برای شما مهم است. با این حال و قبل از گرفتن تصمیم نهایی باید در این باره در جلسات متعدد خواستگاری، به شناخت خوبی از طرف مقابل‌تان برسید.
از خانواده کمک بگیرید
شما باید به شرایط خودتان و آن خانم، عمیق‌تر و منطقی‌تر نگاه کنید.  اگر با توجه به نکات مطرح شده به این جمع‌بندی رسیدید که این ازدواج باعث رشد شما می‌شود، قبل از خواستگاری از دختر این موضوع را با خانواده‌تان در میان بگذارید و با آن ها هم مشورت کنید.
نویسنده : فریبا البرز | کارشناس‌ارشد مشاوره

اعتیاد به رابطه جنسی چیست؟ و چه علتی دارد؟

اعتیاد به رابطه جنسی چیست؟ و چه علتی دارد؟

ستاره/ اعتیاد به رابطه جنسی چیست؟ اعتیاد به رابطه جنسی (sex addiction) گونه ای از اعتیاد است که استرس و ناملایمات دوران کودکی میتواند علت آن باشد.
 زمانی که فرد قادر به تعویق انداختن تمایلات و رابطه‌های جنسی نباشد به اعتیاد به رابطه جنسی یا اعتیاد جنسی مبتلا میباشد. در واقع رابطه جنسی و اندیشدن به آن افکار فرد معتاد را تحت سلطه خود قرار داده و نیاز به انگیختگی جنسی جای نیاز به صمیمت را در وی می‌گیرد. علت این موضوع می‌تواند بدرفتاری‌ای باشد که در سنین کودکی این گونه افراد با آن روبرو بوده‌اند. دیگر علت اعتیاد به رابطه جنسی استرس می‌باشد.
در واقع فرد معتاد از طریق رابطه جنسی آلام عاطفی و عقده‌های روانی خود را تسکین می‌دهد. باید توجه داشت که نباید اعتیاد به رابطه جنسی را با شهوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معتاد به رابطه جنسی ممکن است دارای شهوت جنسی اندکی باشد. اعتیاد به رابطه جنسی در هر دو جنس زن و مرد مشاهده می‌گردد. در واقع با ارضاء جنسی به فرد احساس سرخوشی در پی آزادسازی آدرنالین و اندورفین‌ها دست داده و وی را موقتا آرام می‌کند ولی معمولاً فرد از رابطه جنسی خود لذت چندانی نمی‌برد؛ زیرا پس از آن دچار احساس گناه و شرمساری می‌گردد.

اعتیاد به رابطه جنسی چیست؟
اعتیاد به رابطه جنسی (sex addiction) یک بیماری پیشرونده بوده و قابل درمان نمی‌باشد، اما می‌توان همانند بسیاری بیماری‌های دیگر، آن را متوقف نمود. دراین بیماری، یک الگوی وسوسه و اجبار به برقراری رابطه جنسی وجود دارد که در آن روابط جنسی منجر به تخریب‌های زیادی در زمینه‌های کاری، خانوادگی و عزت نفس، می‌گردند. استفاده از خدمات انجمن های معتادان جنسی گمنام از بهترین روش‌های مقابله با پیشرفت این نوع اعتیاد است.

علایم اعتیاد به رابطه جنسی
دارا بودن شریک جنسی متعدد بدون تعهد
خودارضایی وسواسی و مفرط
آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران
روسپیگری و یا استفاده از آن
اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
کاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
شهوت جنسی مفرط و بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن

ویژگی‌های اعتیاد به رابطه جنسی
در اعتیاد جنسی رفتارهای جنسی یکدیگر را تقویت می‌کنند؛ به عبارت دیگر فرد معتاد از یک نوع رفتار به نوعی دیگر گرایش پیدا می‌کند. مانند اعتیاد به غذا خوردن، اعتیاد به کار ، مصرف مواد مخدر،..

اعتیاد جنسی شامل یک سری ویژگی‌هایی می‌باشد:
اشتغال و وسواس فکری: یعنی شخص بصورت مداوم در رابطه با موقعیت‌ها و حوادث جنسی دارای اشتغال ذهنی است و تمرکز مداوم فرد با مسائل جنسی باعث سطح بالای تحریک پذیری جنسی در او می‌گردد.
تمایل به تحریک شدن بیشتر: خصیصه دوم در اعتیاد جنسی تکراری شدن رفتار است به عبارتی شخص به رفتار جنسی خود برای ارضا ادامه نمی‌دهد بلکه هدف تحریک شدن هرچه بیشتر است و بدین شکل این اعتیاد به تداخل با برنامه‌های روزانه می‌انجامد و عملکرد اجتماعی و فردی را مختل می‌کند ولی با وجود این عوارض، رفتار وی تداوم پیدا می‌کند.
از دست دادن کنترل رفتاری: ویژگی سوم، از دست دادن کنترل (اجبار) شخص با وجود مشکلات حاصل است که کماکان به رفتارهای تکراری خود شامل تحریک پذیری بالا بدون احساس رضایت،… ادامه می‌دهد و نمی‌تواند رفتار را متوقف کند با اینکه هر روز وقت بیشتری را برای متوقف کردنش اختصاص می‌دهد.
خسته شدن از رفتار غیر قابل کنترل: خستگی خصیصه چهارم اعتیاد جنسی است. شخص که دچار احساس شرمساری از رفتار شدید و غیر قابل کنترل خود و آسیب‌هائی که به دیگران می‌زند است، کاملاً خسته وسرخورده می‌شود.

ارتباط بین پرنوگرافی و اعتیاد به رابطه جنسی
برای اغلب معتادین جنسی ترکیبی از اعتیاد به پورنوگرافی و خود ارضایی، اساس اعتیاد آنها را تشکیل می‌دهد. بسیاری از معتادین برای آزادی از این ترکیب با مشکلات بزرگی مواجه می‌شوند. پورنوگرافی به همراه تخیلات، دنیایی غیر واقعی برای شخص معتاد به وجود می‌آورد که در سرتاسر دوران نوجوانی و بقیه مراحل رشد همراه او می‌ماند و برای آنها یک رابطه جنسی غیر واقعی بوجود می‌آورد که باعث می‌شود از لحاظ جنسی و احساسی به استقلال برسند و قبل از اینکه به طور واقعی با یک شخص واقعی ارتباط جنسی داشته باشند، صدها بار این رابطه را به صورت غیر واقعی برقرار کرده‌ باشند.

درمان اعتیاد به رابطه جنسی
درمان اعتیاد به رابطه جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آموزش تکنیک‌های غلبه بر استرس می‌باشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترک آن می‌باشد.