رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

 

سوال : حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

پاسخ : یکی از مواردی که میتواند برای تازه عروس و دامادها با خانواده های جدیدشان اختلاف ایجاد کند میزان صمیمیتی است که با خانواده همسرشان برقرار میکنند.
بعضی اوقات فکر میکنیم خانواده جدیدی که وارد میشویم مثل خانواده خودمان هستند در صورتی که اینطور نیست شما با خانواده خودتان حدودا 20 – 30 سال کنار هم زندگی کردید از خیلی از اخلاقیات و خصوصیات جزئی هم خبر دارید ولی از جزئیات اخلاق خانواده جدید آگاهی ندارید. اینکه احساس کنیم فرزند این خانواده هستیم خوب است ولی اگر این فرزند بودن را با صمیمیت های بیش از اندازه اشتباه بگیریم میتواند برای ما آسیب رسان باشد، از طرفی دیگر بعضی افراد فکر میکنند خانواده همسر هیچ وقت خانواده خود آدم نمیشود و این افراد یک فاصله زیادی را بین خود و خانواده همسرشان ایجاد میکنند.
چیزی که باعث میشود ما در روابط بین فردی همیشه موفق باشیم نگه داشتن حد و مرز بین ما و اطرافیان است. در خانواده جدید حد و مرز را نگه دارید، نه خیلی صمیمی شوید و جزئیات موارد را توضیح دهید و نه خیلی دور، هر چیزی به اندازه میتواند مفید باشد.

حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

ازدواج کردن شروع یک ارتباط است. خانواده همسر شما، بخش بسیار مهمی از زندگی او هستند که باید به آن‌ها احترام بگذارید همان طور که توقع دارید همسرتان به خانواده شما و وابستگی‌تان به آن‌ها ارزش قائل شود. اما در عین اینکه ملزم به ارتباط با خانواده همسرتان هستید، لازم است تا حد و حدودی را نیز رعایت کنید. چرا که اگر این رابطه حدود و مرز مشخصی نداشته باشد ممکن است منجر به دلخوری‌ و دخالت آن‌ها در زندگی شما و یا اختلاف در روابط زناشویی شما بشود.

دلایل اهمیت حدود رابطه با خانواده همسر

ازدواج دو نفر یعنی پیوند بین دو خانواده که در اکثر مواقع این دو خانواده با هم تفاوت‌هایی دارند. عدم مدیریت این تفاوت‌ها باعث بروز مشکلاتی بین زوجین می‌شود. دو مشکل زیر به شما می‌گویند که چرا باید نسبت به رابطه خود با خوانواده همسر حد و مرز قائل شوید:

انتقاد از خانوادهها

طبیعی است که خانواده هریک از زوجین متفاوت از خانواده دیگری باشد و در بعضی مواقع زن و شوهر انتقادهایی از خانواده یکدیگر بکنند. هر فرد نمایندهی خانواده خودش است و زمانی که از خانوادهاش انتقاد بشنود آرزده میشود و آن را توهینی به خود میپندارد. برای جلوگیری از این مورد لازم است تا حدود رابطه با خانواده همسرتان را مشخص کنید.

قوانین متفاوت هر خانواده

هر خانوادهای برای خود قوانین و چهارچوب مشخصی دارد که اعضا متناسب با آن رفتار میکنند. این تفاوتهای خانوادگی ممکن است در رابطه زوجین ایجاد مشکل نکند؛ چرا که زن و شوهر قوانین خاص خود را در زندگی مشترک وضع میکنند. اما زمانی که حد و حدودی برای رابطه با خانواده همسر وجود نداشتهباشد و دخالت صورت بگیرد، چهارچوبها و قوانین بهم میریزند و مشکلات زیادی در زندگی زوجین بروز پیدا میکند. برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله دعوای بین زوجین مراجعه کنید.

رابطه با خانواده همسر

راه‌هایی برای حفظ حدود رابطه با خانواده همسر

برای این که بتوانید تفاوت‌های ذکر شده را کنترل کنید باید حد و حدودی برای روابط خود مشخص کنید. راه‌های ایجاد مرز با خانواده همسر به شرح زیر می باشد:

1) حفظ استقلال

اگر شرایط مهیا است بهترین کار این است که زندگی مستقلی داشته باشید. اگر با خانواده همسرتان زندگی کنید مسلم است که راه برای ارتباط بیشتر باز می‌شود و احتمال این که مشکلاتی به وجود بیاید بالا می‌رود. در این شرایط ممکن است زندگی برای شما بسیار سخت باشد و آمادگی لازم برای نقل مکان را هم نداشته‌باشید. در این زمینه تنها استفاده از مشاوره خانواده می‌تواند راه‌گشای شما باشد.

2) ارتباط هر فرد با خانواده‌اش

بهتر است اجازه دهید همسرتان با خانواده خود بیش تر در ارتباط باشد. البته نه به این معنی که مثل زمان مجردی تمام وقت خود را با خانواده‌اش بگذراند ولی اجازه دهید زمان‌هایی را به تنهایی با خانواده‌اش بگذراند چرا که به هر حال وابستگی هر فرد به خانواده‌اش امری انکار ناپذیر است و محدود کردن بیش ازحد مشکلات جدی به وجود می‌آورد.

برای مثال می‌توانید توافق کنید که شوهرتان بعضی شب‌ها بعد از کار به تنهایی به ملاقات خانواده‌اش برود یا اجازه دهید خانم‌تان بعضی روزها که شما در خانه نیستید برای ساعت مشخصی به ملاقات خانواده‌اش برود.

3) برنامه ریزی برای ارتباط با خانواده‌ها

در ابتدای زندگی این مسئله را با همسر خود مشخص کنید که چه وقت‌هایی با هم به ملاقات خانواده‌تان بروید. در این برنامه ریزی به رعایت انصاف توجه داشته‌باشید و برنامه‌ای بریزید که در هفته، روز مشخصی برای ملاقات با خانواده هر یک اختصاص یابد. مطالعه مقاله رابطه با خانواده همسر می‌تواند در این زمینه بسیار کمک کننده باشد.

رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

4) داشتن ارتباط محدود

اگر با خانواده همسر خود مشکل دارید، بهتر است زمان‌های محدود و مشخصی داشته باشید که به همراه همسرتان به ملاقات خانواده‌اش بروید. بهترین زمان هفته‌ای یک بار یا دو هفته‌ای یک بار است که این زمان نیز بهتر است خیلی طولانی نشود. وقتی که زمان‌های دیدار زیاد باشد حرف‌های خاصی برای صحبت وجود ندارد و توجه به تفاوت‌ها و ایراد گیری و دخالت بیشتر می‌شود. پس بهتر است زمان محدود باشد تا فرصتی برای بحث‌هایی که منجر به دلخوری می شوند، نباشد.

5) احترام گذاشتن

لازم نیست که حتما خانواده همسر خود را دوست داشته باشید و یا با آن‌ها بسیار صمیمی شوید ولی باید به آن‌ها احترام بگذارید. احترام گذاشتن به این معنی نیست که فردی منفعل باشید و هرچه به شما گفتند انجام دهید اما به صحبت‌هایشان گوش دهید و آن‌ها را درک کنید.

می‌توانید به خانواده همسر خود به عنوان خانواده خود نگاه کنید و همان طور که به آن‌ها احترام بگذارید به خانواده همسر تان نیز احترام بگذارید. یکی از مهم‌ترین تأثیرات ایجاد حد و مرز با خانواده همسر کاهش دخالت‌های آن‌هاست. مطمئنا قطع رابطه با خانواده همسر نمی‌تواند راه‌حل مناسبی باشد.

آیا سریال‌های شبکه‌ نمایش خانگی کانون خانواده را تهدید می‌کند؟

آیا سریال‌های شبکه‌ نمایش خانگی کانون خانواده را تهدید می‌کند؟

جام جم/ بسیاری از سریال‌های خارجی، در چالش میان این ارزش و سایر ارزش‌های اخلاقی و انسانی و حتی قوانین کشوریشان، اولی را انتخاب و از دومی به‌سادگی عبور می‌کنند.
 تصور کنید زبانم‌لال، پدرتان مرتکب جرمی مثل دزدی شده باشد و حالا شما در آستانه انتخابی سخت قرار گرفته‌اید: حفظ جمع خانواده‌تان از خطر فروپاشی به قیمت کتمان واقعیت در برابر قانون یا پذیرش فروپاشی خانواده به قیمت افشای حقیقت و تسلیم کردن مجرم به قانون. در واقع این وضعیت دراماتیکی است که بسیاری از فیلم‌های خارجی و ایرانی که تاکنون تماشا کرده‌اید، شما را در آن قرار داده‌اند و برخلاف الان که آزادید تا درباره انتخاب‌تان و حتی خود وضعیت، چون‌وچرا کنید، نویسنده‌ها و کارگردان‌ها و بازیگرها، همه تلاش‌شان را به کار برده‌اند تا همان انتخاب فیلم را برایتان موجه و سمپاتیک نشان دهند تا آن را بپذیرید. جالب‌تر از همه این‌که اگر همین الان فیلم‌ها را در ذهن‌تان مرور کنید متوجه خواهید شد در برخی موارد، به‌رغم ارزش‌های درونی و صدای وجدان‌تان، همراه با فیلم، حفظ خانواده را به قانون و اخلاق ترجیح داده و در بعضی موارد دیگر، برخلاف مذمت شعارزدگی و کلیشه‌سرایی، اخلاق و قانون را به قیمت فروپاشی خانواده انتخاب کرده‌اید.واقعا هم موقعیت بغرنجی است! گذشته از دلبستگی‌های بشر به افرادی که در میان‌شان به دنیا آمده و با آنها بزرگ شده است، خانواده اساسا خودش یک ارزش ابتدایی است که نه تنها در ادیان الهی و حاکمیت‌های مبتنی بر آنها، بلکه در ایدئولوژی‌های غیرالهی و جوامع مبتنی بر این دیدگاه‌ها هم به‌عنوان ارزشی که تکیه‌گاه سایر ارزش‌هاست، جدی گرفته شده و مبنای برنامه‌ریزی و تدوین قوانین قرار می‌گیرد.
برای همین است که صرف‌نظر از جهان‌بینی مخاطبان فیلم‌ها، همه‌شان در هر کجای دنیا و تاریخ که باشند جذب چنین وضعیت دراماتیکی می‌شوند و تقابل ارزش «خانواده» را با سایر ارزش‌های اخلاقی به‌خوبی زیر زبان‌شان حس می‌کنند و راه برای ایجاد همذات‌پنداری توسط نویسنده و کارگردان باز می‌شود. همذات‌پنداری که مثل فیلم «دزد دوچرخه» دسیکا، گاه شما را به ترحم بر مجرم به خاطر ضرورت‌هایی نظیر فقر دعوت می‌کند تا به مناسباتی فراتر از خانواده که به ایجاد ضرورت دزدی منجر شده‌اند بیندیشید و گاهی مانند فیلم «پدرخوانده» فورد کاپولا در جهانی روایت می‌شوند که انگار آدم‌هایش اصلا با هیچ ارزشی غیر از خانواده و اعضای آن آشنا نبوده‌اند و هیچ مساله اخلاقی و انسانی وجود ندارد که بالاتر از حفظ جمع خانواده بایستد حتی اگر فردی از اعضا همین خانواده علیه آن بشورد، اوست که حذف می‌شود تا خانواده باقی بماند.بعضی دیگر اما مثل «متری شش‌ونیم» روستایی، شما را برمی‌انگیزند تا با قاچاقچی موفقی همراهی کنید که اساسا انگیزه‌اش برای موفقیت، آسودگی خانواده‌اش بوده اما حالا همان خانواده او را طرد کرده و نتیجه زحماتش را نمی‌پذیرند.
شاهین (نوید محمدزاده) فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» سیدی هم به این خاطر در ذهن‌تان می‌ماند که در تمام مدت فیلم تلاش می‌کند با بزهکاری بیشتر و بهتر، خود را به‌عنوان عضوی از یک خانواده خلافکار به برادر بزرگ‌تر و درواقع بزرگ خانواده اثبات کند اما سرآخر می‌فهمد که اصلا خون این خانواده در رگ او جاری نیست و ناگهان ارزش‌های انسانی برابر او تغییر می‌کنند.از وقتی سریال‌های شبکه‌های نمایشی خانگی، بیشتر دیده می‌شوند این وضعیت دراماتیک هم بیشتر حس و به مخاطبان نزدیک شده‌است. بسیاری از سریال‌های خارجی در عین نمایش محوریت خانواده به‌عنوان یک ارزش بنیادین، در چالش میان این ارزش و سایر ارزش‌های اخلاقی و انسانی و حتی قوانین کشوریشان، اولی را انتخاب و از دومی به‌سادگی عبور می‌کنند. آیا میان سیستم‌های ارزشی مختلف از این جهت تفاوتی هست؟ آیا ما ایرانی‌ها قادریم با چنین دستگاه اخلاقی – ارزشی سازگار شویم؟ سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی کدام وجه را به نمایش می‌گذارند و وزنه سنگین‌تر را در کفه کدام ارزش قرار می‌دهند؟ در ادامه روی چند سریال خارجی و ایرانی پربیننده در شبکه‌های VOD که در آنها این چالش مطرح شده است متمرکز می‌شویم تا جواب این سؤال‌ها را بیابیم لازم به ذکر است این انتخاب از میان سریال‌های چند سال اخیر و در ژانرهای مختلف صورت گرفته است. حالا به نظر می‌رسد این جدال بر سر انتخاب خانواده یا مشکلی اخلاقی، اجتماعی یا سیاسی به سود برد خانواده می‌چربد.

زخم کاری / پدرخوانده‌طور
اگر کتاب «بیست زخم کاری» محمود حسینی‌زاد را هم نخوانده باشید همین اولین قسمت سریال «زخم کاری» کافی است اعتبار و محوریت خانواده را از ماجرایی که به زودی واقع می‌شود استنتاج کنید. ارتباط مالکی با بازی جواد عزتی و همسرش با بازی رعنا آزادی‌ور، شخصیت‌ها و داستان را در قسمت اول استارت زد و تشریح کرد و حالا مخاطب این سریال می‌داند با هلدینگی روبه‌روست که مدیران ارشد آن اعضای یک خانواده و عموزاده‌های هم هستند. هر وقت در فیلمی جدال خانواده با قدرت و ثروت درمی‌گیرد، ناخودآگاه یاد فیلم پدرخوانده فوردکاپولا به عنوان مشهورترین و پخته‌ترین نمونه می‌افتیم. خانواده‌ای که هم ترقی خود را مرهون هم‌بسته‌بودن و اتحاد درونی‌اش برای بالارفتن از پلکان قدرت و ثروت می‌داند و هم حفظ این همبستگی درونی برایش بسیار سخت است، چرا که همیشه اعضایی از درون آن در حال جاه‌طلبی، خیانت یا حسادت، کار را خراب می‌کنند. در فیلم پدرخوانده، ارزش خانواده و تبعیت از بزرگ آن در برابر اعضای عصیانگر و ارزش‌هایشان قرار می‌گیرد و باعث صف‌آرایی بخشی از آن در برابر بخشی دیگر می‌شود تا عامل مزاحم حذف گردد. اما باید منتظر ماند و دید که سریال «زخم کاری» نهایتا ارزش‌های اخلاقی را  که احتمالا ابعاد سیاسی و اقتصادی دارد در مقابل خانواده به پیروزی می‌رساند یا شکست آنها را به نمایش می‌گذارد.

هم‌گناه / تغییر خانواده، تغییر ارزش‌ها
یکی از آن دست سریال‌هایی که واقعا فراتر از یک درام خانوادگی نمی‌رود و ابعاد جنایی، ترسناک، سیاسی یا ایدئولوژیک پیدا نمی‌کند، سریال هم‌گناه است که حول روابط یک خانواده هسته‌ای بزرگ روایت می‌شود. هیچ عامل خارجی مشخصی که بتوان آن را بدمن داستان نامید، برای فروپاشی این خانواده تلاش نمی‌کند اما روابط متزلزل درونی، خانواده بزرگ صبوری را لغزان می‌کند. این خرده‌قصه‌ها و تزلزل‌های درونی، هر کدام یک ارزش مغایر با ارزش‌های تثبیت‌شده خانوادگی را مطرح و عبور از آنها را پیشنهاد می‌کنند. برادر بزرگ این خانواده با بازی مسعود رایگان تلاش می‌کند با حفظ ارزش‌های اولیه، خانواده را هم‌بسته نگه دارد اما شورش اعضای جوان، نهایتا او را وادار به تغییر می‌کند. او کسی است که برای حفظ خانواده روی قتل غیرعمد برادرش سرپوش گذاشته و معضل ترنس بودن دخترش را انکار می‌کند و حاضر نیست عشق غیرمرسوم پسرخواهرش به زنی بزرگ‌تر از او را بپذیرد. همه این کارها را برای حفظ خانواده می‌کند اما نهایتا در تمام این خرده‌داستان‌ها، مجبور به عقب‌نشینی می‌شود. این عقب‌نشینی از ارزش‌های سنتی اما لزوما فروپاشی خانواده را برخلاف تصور صبوری بزرگ به همراه نمی‌آورد. خوانش سریال هم‌گناه از چالش ارزش خانواده با ارزش‌های دیگر، خوانشی نزدیک به قرینه قدیمی آن پدرسالار است و با همان فرمول جلو می‌رود و با آشتی‌دادن سنت و مدرنیته و کوتاه آمدن از ارزش‌های سنتی، چالش را ظاهرا حل می‌کند.

نهنگ آبی / عبور از چالش با هوش حل معما
رویکرد سریال نهنگ آبی به این چالش را باید از آخر آن آغاز کنیم. جایی که معلوم می‌شود پدر فرهنگی و اهل قلم شخصیت اصلی داستان، آرمین مشرقی، به این علت از مادرش جدا شده که او در مقام ریاست شعبه یک بانک با اختلالگران اقتصادی همکاری کرده است. در واقع شخصیت اصلی پیش از آن که خودش هم درگیر ماجرای جنایی شود و عشقی را در این ماجرا در مقابل ارزش‌های اخلاقی ببیند، خانواده‌اش را بر سر ارزش‌های اخلاقی و انسانی از دست داده است. او تلاش می‌کند با هوش و ذکاوت خود راهی برای عبور از موقعیتی چالشی بیابد اما این تلاش لزوما همه جا به نفع حفظ ارزش‌ها به سرانجام نمی‌رسد، بلکه گاهی منافع شخصی یا حفظ خانواده به عنوان انگیزه‌های موازی، عملگر می‌شوند و نقش پیدا می‌کنند. در واقع برای آرمین، خانواده به‌خصوص پدر و عشقش مطرح هستند و فکر می‌کند باید بتواند همراه آنها از این بحران عبور کند. اما ماجرا او را به نقطه‌ای می‌رساند که پای مادرش هم به داستان کشیده می‌شود. سریال عملا سعی دارد ارزش‌های اخلاقی و انسانی را به حفظ خانواده ترجیح دهد ولی چون بستر روایت، کارآگاهی و جنایی است، از این ظرفیت استفاده کرده و در نهایت راهی برای حفظ خانواده در عین حفظ ارزش‌ها پیدا می‌کند.


مانکن / حفظ ارزش به قیمت طرد کردن فرزند
یک عشق جدید میان کاوه (امیرحسین آرمان) و همتا (نازنین بیاتی)، پای یک عشق قدیمی میان سلمان (حسین پاکدل) و کتایون (مریلا زارعی) را به قصه باز می‌کند تا هر دو خانواده صوفیان را به آستانه فروپاشی بکشانند. صرف‌نظر از این که خود عشق هم یک ارزش ستایش‌شده است و قرار گرفتن آن مقابل خانواده می‌تواند بهانه دراماتیک جالبی برای پرداخت قصه باشد اما «مانکن» از این هم فراتر می‌رود. خانواده صوفیان با محوریت پدر، ارزش‌های اصیلی دارد که یک بار در جوانی به خاطر آنها از عشقش چشم پوشیده است؛ ارزش‌هایی نظیر پول حلال و قناعت. اما حالا پسر خانواده هم دوباره در معرض آن قرار گرفته اما انتخاب متفاوتی کرده است. او برای حفظ عشقش، نه تنها ورود به خانواده‌ای جدید بلکه سر گذاشتن به ارزش‌هایی معارض با ارزش‌های پدرش را هم می‌پذیرد و عملا خانواده را متزلزل می‌کند. سریال سعی دارد سمت ارزش‌های انسانی و اخلاقی بایستد و از طرد عضوی از خانواده ابایی هم ندارد، کمااین که سلمان وقتی متوجه خطای فرزندش می‌شود، به قیمت طرد او از خانواده و قطع ارتباط اعضا تلاش می‌کند او را به راه راست بازگرداند یا دست‌کم شر اشتباه‌هایش را از سر سایر اعضا کم کند. مانکن بی‌محابا ارزش‌های انسانی را در برابر حفظ خانواده به پیروزی می‌رساند.
 

 

ملکه گدایان / رئیس کارتل، دشمن خانواده
نمونه ایرانی همان سریال‌های خارجی که یک کارتل موادمخدر مقابل خانواده قرار می‌گیرد. نمونه‌ای که اگرچه از لحاظ کیفی با مشابه‌های خارجی‌اش قابل مقایسه نیست اما از این نظر که جدال حفظ خانواده را با حفظ کارتل به نمایش می‌گذارد، دست‌کم نمونه قابل بحثی است. برخلاف نمونه‌های خارجی که شخصیت هدایت‌کننده یا عامل کارتل برای خانواده خودش شخصیتی مثبت و مفید محسوب می‌شود، ملکه در این سریال برای خانواده خودش هم یک خطر بالقوه است. او در حق خواهرش و فرزندخوانده او هم هیچ رحمی ندارد و همان قدر بی‌رحم که حاضر است از کودکان برای کار در یک شبکه تکدیگری خیابانی کار بکشد، همان اندازه هم ضدخانواده است که خواهرزاده شیمیدانش را به اجبار به تولید موادمخدر وادارد. به همین اعتبار است که جمله شوهرخواهر فلجش مدام در فلاش‌بک‌ها تکرار می‌شوند که «او، خواهر نیست، دشمن است». بنابراین اگر قرار بر حفظ خانواده‌ای در برابر عامل مزاحمی باشد، به‌رغم نمونه‌های خارجی، آن عامل مزاحم یک ارزش انسانی مانند افشای یک کارتل موادمخدر نیست. بلکه در واقع با خانواده‌ای مواجه هستیم که یک عضو نابهنجار آن، نه تنها آرامش و همبستگی اعضا را به هم‌زده بلکه ضدارزش‌های درونی آنها هم قیام کرده است. از این حیث اگرچه ملکه گدایان فرمول‌های نمونه‌های خارجی را کپی کرده اما قواعد آنها را به هم زده است.

شوهر خسیسم می‌گوید میزان حقوقم، یک راز است!

شوهر خسیسم می‌گوید میزان حقوقم، یک راز است!

خراسان/ نزدیک به 12 سال از شروع زندگی ‌مشترکم گذشته اما نتوانستم مشکلات متعددم را با شوهرم   حل کنم. او در یک شرکت مسئولیت دارد، در یک دوره‌ای دو شیفت هم کار می‌کرد اما درست به من خرجی نمی‌دهد. هربار هم سر پول گرفتن از او با هم جروبحث می‌کنیم، می‌گوید که میزان حقوقم یک راز است! خسیس است. لطفا راهنمایی‌ام کنید.
 
 مخاطب گرامی، امیدوارم با رعایت نکاتی که خدمت شما مطرح خواهم کرد، زندگی ‌مشترک موفق‌تری را تجربه کنید. قبل از هر چیز بدانید که خساست یک مشکل روان ‌شناختی است. افراد مبتلا به این اختلال روحی- روانی در همه رفتارهایشان دچار خست   هستند از جمله در ابراز احساسات و نشان‌ دادن محبت ‌شان به همسر، فرزندان، روابط بین فردی، رفت و آمد با اقوام و دوستان، سرزنشگری و ایراد گیری ‌های مدام از دیگران، همچنین پر توقع و کمالگرا هستند. با توجه به این که در پیامک‌تان ذکر کردید ارتباط شما و همسرتان در دیگر زمینه های زندگی هم نامناسب است، این می‌تواند نشانه‌ای از وجود مشکلات وسیع‌تر در رابطه شما با همسرتان باشد و اختلاف شما عمیق‌تر از چیزی است که در سوال‌تان مطرح کرده اید. ممکن است همسرتان از قبول مسئولیت ‌های خود در زندگی‌ مشترک طفره می‌رود و خشم حاصل از اختلافات در دیگر جنبه‌های زندگی‌تان را به این شکل بروز می‌دهد.
درخواست ‌های شما، متناسب با درآمد شوهرتان است؟
اما آیا واقعا همسرتان خسیس است؟ بعضی وقت‌ها، درخواست ‌های مادی خانم‌ها از همسرشان، متناسب با بودجه اقتصادی آن‌ها نیست یا وسیله‌ای را که تمایل دارند بخرند، باب میل و علاقه همسرشان نیست و هنگامی که همسر از خرید آن اجتناب می‌کند، خانم فکر می‌کند همسرش خست دارد، در صورتی که شاید این گونه نباشد. اگر فکر می‌کنید همسرتان فرد خسیسی است، بررسی کنید که وی در چه موقعیت‌ هایی از خرج کردن پولش خودداری می‌کند؟ در نتیجه این بررسی به دو حالت می‌رسید، یا همسرتان واقعا خسیس است یا این که خسیس نیست و علت خرج نکردن پول در آن زمان، تنگدستی یا نداشتن علاقه به آن وسیله یا حتی ناآگاهی درباره ضرورت داشتن آن است.
چند توصیه به شما برای حل مشکل
توجه داشته باشید اگر همسرتان واقعا فرد خسیسی است و هیچ مشکل مالی ندارد، آن را یک ویژگی شخصیتی منفی بشمارید. همان‌ طور که می‌دانید هیچ انسانی کامل نیست و به طور قطع در کنار ویژگی ‌های مثبت، یک سری ویژگی های منفی هم وجود دارد. در رفتار با همسر خسیس، نباید فراموش کرد که حل مشکل خساست همسر کار ساده‌ای نیست بنابراین فقط باید تلاش کنید تا رفتار او را تعدیل کنید. در قدم اول، لطفا عصبانی نشوید. برای این‌ که آرامش زندگی‌تان به دلیل مسائل مادی از بین نرود، در زمان ‌هایی که درباره مسائل مالی به مشکل می‌خورید، ابتدا خود را به آرامش دعوت کنید زیرا در صورت عصبانی شدن شما، همسرتان هم عصبانی می‌شود و پیامدهای بسی ناراحت کننده‌تر پیش خواهد آمد. همچنین همسرتان را متوجه ضررهای خساست کنید و بگویید این سبک رفتار بر شما و فرزندان ‌تان چه تاثیراتی خواهد داشت. قبل از خرید هر وسیله‌ای، با همسرتان مشورت کنید. این که نیاز شما به آن وسیله برای چیست؟ قیمتش چند است؟ و چه مزایایی می‌تواند برای شما داشته باشد زیرا اگر بدون مشورت با او به خرید بروید قطعا در ارتباط تان به مشکل بر می‌خورید. هنگامی که از همسرتان به دلیل خسیس بودن ناراحت می‌شوید، حتما این مسئله را بدون دعوا و مشاجره با او بیان کنید و بگویید با آن که دوستش دارید اما از این ویژگی شخصیتی منفی او ناراحت هستید. در پایان و بعد از خرید هر چیزی از او قدردانی کنید. همین که او هزینه ای را بابت خرید چیزی پرداخت کرده، کافی است. تشکر شما می‌تواند نوعی تشویق برای تکرار رفتارهای مثبت و از بین رفتن برخی مشکلات رفتاری همسرتان باشد.

نویسنده : سارا هجری | روان‌ شناس بالینی از دانشگاه‌ فردوسی
 

تمام خواهرها و بچه‌هایم با من قطع‌ رابطه کردند، چه کنم؟

تمام خواهرها و بچه‌هایم با من قطع‌ رابطه کردند، چه کنم؟

خراسان/ خانمی 53 ساله هستم. گاهی اوقات خیلی بداخلاق می‌شوم به حدی که تمام خواهرها و بچه‌هایم با من قطع رابطه کردند. تقریبا بی‌خیال همه‌شان شدم و تلاش کردم فراموش‌شان کنم ولی احساس تنهایی اذیتم می‌کند و … . راهنمایی‌ام کنید چه کنم؟

 در ابتدا باید بگویم روان ما دارای نقاط حساسی است که گاه تحریک آن‌ها هیجان مثبت یا تنش منفی ایجاد می‌کند. همان‌طور که خودتان هم می‌دانید علت و ریشه تمام واکنش‌ها، کم بودن تحمل و ضعف اعصاب شما، پایین بودن آستانه تحریک شماست و سوال اصلی این است که منشاء کم ظرفیتی و حساسیت و عصبانیت شما چه افراد یا رفتارهایی هستند؟ شناسایی موقعیت‌ها، زمان‌ها و افرادی که باعث می‌شوند شما این واکنش را نشان بدهید به شما در شناخت علت این رفتار و تغییر آن کمک خواهد کرد. البته نمی‌دانیم شما شوهر دارید یا او هم به دلایلی در کنار شما نیست، اطلاع از این نکته می‌توانست راهنمایی ما را دقیق‌تر کند. با این حال، در ادامه راهکارهایی را برای درمان بدخلقی به شما پیشنهاد می‌کنم.
ذهنیت خود را تغییر دهید
گاهی اوقات حق دارید آزرده و عصبانی باشید اما سعی کنید در این مواقع از یک دیدگاه دیگر به این مسئله نگاه کنید. چشم‌انداز منفی به آینده نداشته باشید. افکار بدبینانه می‌تواند همه چیز را بدتر از آن چه هست، نشان دهد. همیشه برای کنترل خشم خود فکر کنید که در آن موقعیت چه کار دیگری می‌توانید انجام دهید و آیا جور دیگری می توانید به مسائل نگاه کنید؟
ناراحتی‌تان را به خواهرها و فرزندانتان بگویید
زمانی که ناراحت نیستید درباره اوقاتی که دچار عصبانیت می‌شوید، فکر و راه‌حلی را پیدا کنید. مثلا اگر خواهر یا فرزندان‌تان در جایی هستند و می‌توانید به دیدن‌شان بروید، حضوری یا تلفنی راجع به دلخوری خود صحبت و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. حتی از آن‌ها گلایه کنید، عیبی ندارد اما تلاش کنید تا مشکل را حل و سعی کنید به خودتان یادآوری کنید که ابراز ناراحتی، کار ناپسندی نیست. البته شما ممکن است هنگام صحبت با اطرافیان‌تان خشمگین شوید، در این هنگام خشم خود را فرو ببرید و در فرصت مناسب با شخص مدنظر، منطقی صحبت کنید. تمام احساسات خودتان را با او در میان بگذارید و بگویید چه مواردی شما را دلخور می‌کند. احساس خود را نادیده نگیرید. این مسئله  به کنترل خشم شما کمک خواهد کرد و دیگران مفهوم رنجش و دلخوری شما را متوجه خواهند شد و به شما کمک خواهند کرد.
به یک خاطره خوشایند فکر کنید
در مواقعی که روز پر مشغله‌ای را سپری کرده‌اید، حتی یک اتفاق کوچک برای کنترل عصبانیت به شما کمک خواهد کرد. به طور مثال فکر کردن به یک خاطره خوشایند یا حتی خنده‌دار باعث می‌شود ذهن‌تان آرام و از عصبانیت به دلیل اتفاقات غیر مهم و گذرا جلوگیری شود. همچنین شما باید مکانی دنج و آرام‌بخش را در محل زندگی خود پیدا کنید. هرگاه دچار عصبانیت می‌شوید به اتاقی بروید که شما را خوشحال می کند، مکانی را پیدا کنید که حتی برای چند لحظه بتوانید در آن جا تنها باشید. شاید یک دقیقه گذراندن زمان در یک اتاق و مکانی آرام به شما بسیار کمک کند.

نویسنده : بنفشه دولت‌آبادی | مشاور خانواده

راننده‌ام و کارم شده جر و بحث با مسافرها!  

راننده‌ام و کارم شده جر و بحث با مسافرها!  

خراسان/ راننده درون‌شهری هستم و چند وقتی است که نمی‌دانم چرا آستانه تحملم به پایین‌ترین حد ممکن رسیده است. خیلی بی‌اعصاب شدم و با بسیاری از مسافرهایم، جروبحثم می‌شود. در صورت امکان، راهنمایی‌ام کنید.
 
چقدر خوشحال کننده است که بعضی از ما به جای تحمل شرایط، غر زدن و …، تصمیم بگیریم تا اوضاع‌مان را تا حد ممکن برای خودمان بهتر و خوشایندتر کنیم. مخاطب گرامی، این موضوع و مشکلی که برای شما پیش آمده، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. آیا به تازگی با مشکل یا مسئله جدیدی در زندگی‌تان روبه‌رو شده‌اید؟ در صورتی ‌که پاسخ به این سوال مثبت است، احتمالا دلیل تجربه سطح بالای تنش روانی شما به آن مسئله مربوط است. ممکن است حتی شما با یک مسئله کاملا مشخص روبه‌رو نباشید بلکه وجود مشکلات و مسائل کمتر حاد اما طولانی مدت، دلیل این موضوع باشد. برای مثال اگر مدت طولانی است که به شغلی مشغول هستید که دلخواه شما نیست یا به قدر کافی شما را خشنود نمی‌کند، ممکن است رفته‌رفته سطح تحمل شما از موقعیتی که در آن هستید کاهش یافته باشد و هر عامل مرتبط با این موقعیت از نظر شما آزاردهنده و غیرقابل تحمل باشد.
   فقط سر کارتان این مشکل را دارید؟
به طور کلی اگر این حالت به تازگی ایجاد شده یا شدت آن به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته، بهتر است به بررسی شرایط زندگی و حالات درونی‌تان بپردازید و ببینید چه موضوع یا موقعیتی می‌تواند عامل ایجاد سطح بالای تنش درونی شما باشد. از سوی دیگر توجه کنید آیا تنها زمانی که مشغول کار هستید، این سطح تنش را تجربه می‌کنید؟ برای مثال زمانی که در یک روز تعطیل وقت خود را با خانواده یا دوستان‌تان می‌گذرانید، چه احساسی دارید؟ باز هم احساس می‌کنید اعصاب‌تان به سادگی تحریک می‌شود یا سطح بالاتری از آرامش را تجربه می‌کنید؟ پاسخ به این سوال کمک می‌کند تا متوجه شوید مشکل از کجا نشئت می‌ گیرد.
   شغل‌تان را برای خودتان جذاب‌تر کنید 
برای این ‌که بتوان راه‌حل موثری برای کنترل این وضعیت پیدا کرد، بسیار حائز اهمیت است که بتوانید دلایل اصلی ایجاد موقعیت فعلی را شناسایی کنید. در نهایت سعی کنید ساعات کاری را برای خودتان با کمک گرفتن از خلاقیت و علاقه‌مندی‌هایتان کمی خوشایندتر کنید. برای مثال به یک موزیک خوشایند گوش کنید یا نوشیدنی خنک مورد علاقه‌تان را همراه داشته باشید و   زمان‌هایی که احساس می کنید عصبانی  هستید، از آن ها استفاده کنید. ایجاد شرایطی که بتواند در هنگام کار به شما کمک کند که تا اندازه‌ای احساس رضایت بیشتری کنید، می‌تواند در کنار رفع دلیل اصلی ایجاد موقعیت فعلی، آرامش بیشتری را برای شما به ارمغان بیاورد.

نویسنده : تینا امیری | دانش‌آموخته انستیتو روان‌پزشکی

خواهرم ناجوانمردانه تلاش می‌کند تا پدرم از ارث محرومم کند

خواهرم ناجوانمردانه تلاش می‌کند تا پدرم از ارث محرومم کند

خراسان/ خواهری 31 ساله دارم که یک بچه دارد. از آن جایی که پدرم خیلی پولدار است، از زمانی که به سرطان مبتلا شد و دکترها گفتند در نهایت شش ماه زنده می‌ماند، خواهرم شروع کرده به خراب کردن من پیش پدر و مادرم. حتی یک بار تعقیبم کرد تا از من آتو بگیرد و من را از چشم پدر و مادرم بیندازد. همه‌اش به خاطر ارث است، ناجوانمردانه تلاش می‌کند تا پدرم من را از ارث محروم کند و همه چیز به خودش و مادرم برسد. نمی‌دانم چه کنم. می خواهم بروم در محله شان و آبرویش را ببرم ولی می‌ترسم. حال پدرم هم خوب نیست و نمی توانم با او در این باره شفاف صحبت کنم.
 
خانواده متشکل از پدر، مادر، خواهر و برادر است. این افراد به هم بسیار نزدیک هستند و به عبارتی صمیمیت فراوانی با یکدیگر دارند، به همین دلیل توقع یک سری رفتارها را از یکدیگر ندارند و در صورت بروز این رفتارها ممکن است به شدت از هم برنجند. متاسفانه گاهی اتفاق می‌افتد که به دلایل مختلف و از جمله مسائل مالی اعضای خانواده دست به اقداماتی علیه هم می‌زنند و شروع به تخریب رابطه خوبی می‌کنند که با هم دارند‌‌. در ادامه، چند توصیه برای شما مخاطب گرامی دارم.
 احساس‌تان را به مادر و خواهرتان بگویید
بهتر است درباره این موضوع و رفتارهایی که خواهرتان انجام می‌دهد، با خودش صحبت کنید و در خصوص این موضوع و حواشی مربوط به آن، یک گفت‌وگوی جدی و البته منطقی داشته باشید. همچنین در این خصوص به بیان احساستان بپردازید و از این که رفتار خواهرتان به ایجاد این احساسات در شما منجر شده است، با او حرف بزنید. بیان احساس کمک بزرگی به شما خواهدکرد تا رابطه خواهری خود را احیا کنید و از در کنار هم بودن لذت ببرید. در این گفت‌وگو ایشان را متوجه وجه مشترک و دغدغه مشترک خود یعنی بیماری پدر کنید. با رعایت ادب و در فرصت مناسب، به مادرتان هم همین حرف‌ها را بزنید.
 شاید دچار سوء تعبیر شده‌اید
این‌که از کجا این قدر اطمینان دارید که خواهرتان چنین هدفی را دنبال می‌کند و به دنبال این موضوع است که با خراب کردن شما، خودش را به پدر نزدیک کند و برای اموال پدر برنامه‌ای داشته باشد، مسئله قابل تاملی است و نیاز به بررسی دارد. بسیار مهم است که آیا فقط در   ذهن شما این موضوع برجسته شده است که او خودش را به پدر نزدیک می‌کند تا به لحاظ مالی از او سوء استفاده کند یا خیر؟ شاید رفتارهای خواهرتان توسط شما سوء تعبیر شده است. پس نیاز است که این موضوع را در خود بررسی کنید زیرا اگر شما خود بسیار درگیر مسائل مالی و ارث نباشید، به پرستاری و ارتباط با پدرتان متمرکز خواهید شد و قطعا این برای پدر بهتر خواهد بود.
 زندگی‌تان را به هم نریزید
در این روزها ارتباط با پدر و توجه به وی به دلیل بیماری‌شان کاملا نیاز است و این ارتباط عمیق می‌تواند به بهبود روحیه خود شما و پدر عزیزتان کمک کند، به زندگی عادی خود برگردید و روی برنامه‌های عادی اعم از تحصیل، کار و فعالیت‌های روزمره تمرکز کنید. با توجه به نظر دکترها، شما باید پذیرش بیماری و احتمال از دست‌ دادن پدرتان را در خود ایجاد کنید و زندگی عادی این پذیرش را در شما ایجاد خواهد کرد. این اتفاق باعث می شود تا در آینده حسرت به هم ریختن زندگی‌تان در این روزها را نخورید.

نویسنده : دکتر هادی غلام‌محمدی | مشاور خانواده

با علل و انواع کودک آزاری آشنا شوید

با علل و انواع کودک آزاری آشنا شوید

خراسان/  یکی از ناراحت کننده ترین خبرهایی که این روزها در صفحات حوادث روزنامه ها و فضای مجازی دیده می شود، درباره کودک آزاری است. در سراسر جهان از هر چهار کودک، یک کودک قربانی خشونت و کودک آزاری شده است.23 درصد این کودکان در معرض خشونت فیزیکی هستند و 36 درصد با آزارهایی نظیر تهدید، تحقیر، توبیخ، اعمال فشار عاطفی و نظایر آن مواجه شده اند. کودکان معلول در مقایسه با کودکان عادی چهار برابر بیشتر در معرض چنین رفتارهایی هستند و بیشترین آزار در محیط خانه به کودکان روا می شود. در ادامه به دسته بندی انواع کودک آزاری، وظیفه یکی از والدین درباره کودک آزاری والد دیگر و مسئولیت های مدنی مردم می پردازیم.

کودک آزاری و سوء رفتار درباره کودک به چهار دسته تقسیم می شود.
1- سوء رفتار جسمانی یا کودک آزاری جسمانی:
هرگونه جراحت عمدی از جمله کبودی های کوچک تا شکستگی های شدید، سوزاندن، خفگی، ضربه زدن یا هر روش دیگری که از سوی والدین یا مراقب کودک اعمال شده است، در این دسته قرار می گیرد. چنین آسیبی صرف نظر از نیت و قصد مراقب سوء رفتار تلقی می شود. البته تنبیه جسمانی مانند ضربه زدن آرام به نواحی غیر حساس بدن مادامی که منطقی باشد و منجر به جراحت و آسیب جسمانی نشود سوء رفتار جسمانی محسوب نمی شود.
2- سوء رفتار جنسی یا کودک آزاری جنسی:
شامل هرگونه عمل جنسی با یک کودک به منظور تأمین لذت جنسی می شود. همچنین بهره کشی غیر تماسی از کودک مانند اجبار، دوز و کلک، اغفال، تهدید یا فشار به کودک برای شرکت در اعمالی با هدف ارضای جنسی دیگران (بدون تماس جسمانی مستقیم بین فرد مرتکب سوء رفتار و کودک) سوء رفتار جنسی محسوب می شود.
3- غفلت از کودک:
هرگونه اقدام کردن یا اقدام نکردن فاحش اثبات شده یا مورد ظن از سوی والد یا مراقب که کودک را از نیازهای اساسی متناسب با سن او محروم می کند و در نتیجه به آسیب جسمانی یا روان شناختی کودک منجر می شود یا چنین قابلیتی دارد، در این دسته از کودک آزاری قرار می گیرد مانند ترک کودک، نداشتن نظارت کافی، کوتاهی و قصور در رسیدگی به نیازهای ضروری هیجانی یا روان شناختی یا فراهم نکردن پیش نیازهای آموزش، مراقبت پزشکی، غذا، سرپناه و پوشاک لازم برای کودک.
4- سوء رفتار یا کودک آزاری روانی:
اعمال نمادین یا اظهارات شفاهی عامدانه از سوی والد یا مراقب که به آسیب چشمگیر روان شناختی کودک منجر می شود یا چنین قابلیتی دارد. به طور مثال پرخاشگری، انتقاد، تحقیر، تهدید، صدمه زدن یا رها کردن اشیا یا افرادی که برای کودک اهمیت دارند یا تهدید به انجام این کارها، زندانی کردن، سپر بلا کردن و اجبار کودک برای اعمال درد بر خودش، تأدیب مفرط کودک با روش های جسمانی و غیر جسمانی.

پیامد های کودک آزاری روی کودک و جامعه
کودک آزاری رخدادی است که در چرخه ای معیوب در طول زمان تکرار و تشدید می شود چراکه بسیاری از کودکان قربانی به دلیل بازماندن از مسیر رشد طبیعی انسانی و شکل گیری ریشه های انواع اختلالات روانی در بزرگ سالی تبدیل به والدی می شوند که خود به آن دچار بودند و با هر بار تکرار این چرخه در طول نسل شدت و فراوانی مشکلات بیشتر خواهد شد. مشکلاتی چون بزهکاری، عزت نفس پایین، افسردگی، اضطراب، بدبینی، انحراف جنسی، خشم و عصبانیت، دیگرآزاری، خود آزاری، خودزنی، خودکشی، شکست تحصیلی، اعتیاد و… که علاوه بر خود فرد گریبان اجتماع را نیز می گیرد و به تدریج فضایی سمی می سازد که کودکان سالم هم ممکن است با تبدیل شدن به قربانیان این چرخه در آینده در جایگاه یک متجاوز قرار گیرند. مگر این که تمامی افراد جامعه در سطوح مختلف ارتباطی با کودک قربانی گامی برای مقابله با این مشکل بردارند و کودک را به مسیر رشد طبیعی بازگردانند.

سه مورد از مهم ترین علل کودک آزاری عبارتند از:
1- عوامل روانی:
ابتلای والدین یا مراقب کودک به مشکلات عاطفی، رفتاری یا اختلال روانی از قبیل افسردگی، تحمل پایین در برابر ناکامی، ناتوانی در کنترل خشم، نقص در همدلی، عزت نفس پایین، اضطراب، استرس ادراک شده، درماندگی و اعتیاد.
2- عوامل خانوادگی:
نداشتن سرپرست و جدا بودن پدر و مادر از یکدیگر، اختلاف بین پدر و مادر و محیط خانوادگی پر تنش، مبتلا بودن پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده به اختلالات روانی، والدینی که خود آن ها نیز قربانی خشونت بوده اند، انتظارات غیر واقعی و بیش از توان کودک، استفاده از کودک برای ارضای نیازها یا آرزوهای ناکام توسط والدین (مانند آرزوی تحصیل در یک رشته خاص)، طلاق، بدسرپرستی، ازدواج های مجدد.
3-عوامل اجتماعی-اقتصادی:
فقر، حمایت ناکافی قانون از کودکان، ضعف و محدودیت سیستم های مددکاری، نا آگاهی اجتماعی درباره مسئولیت های مدنی، فرهنگ محافظه کاری و بی تفاوتی.

در قبال کودک آزاری
در شرایطی که فرد کودک آزار یکی از والدین است، مسئله پیچیده خواهد شد چرا که والد دیگر در برابر موضوعات متناقضی مانند علاقه به همسر، تمایل به حفظ کانون خانواده و رازداری، آگاهی نداشتن از اختیارات یک والد و خط قرمزها، ترس از دست دادن همسر و فرزند، امید به تغییر، نا آگاهی از حقوق اخلاقی کودک و پیامدهای کودک آزاری و… دچار تعارض می شود به گونه ای که ممکن است احساس کند در بن بست گرفتار شده و هیچ راهی پیش رویش نیست.

1- کودک تان باید شما را محرم اسرارش بداند
والد عزیز وظیفه شما به عنوان یک پدر یا مادر در وهله اول محافظت از مرزهای جسم و روان فرزندتان است. به طور قطع تصمیم گیری در چنین شرایطی برای هر فردی بسیار دشوار خواهد بود و با توجه به این که احتمالا خود شما نیز در زندگی با همسر آزارگر قربانی شده اید و شرایط سختی را می گذرانید، باید بدانید به عنوان یک فرد بزرگ سال تصمیم گیری صحیح و اقدام به موقع، وظیفه اخلاقی و انسانی شماست.به فرزند خود درباره حریم جسمی اش آموزش دهید و به او یادآور شوید گاهی ممکن است فرد آزارگر او را به اشکال مختلفی تهدید کند تا مسئله را به فردی نگوید. به کودک اطمینان دهید که کار درست مطرح کردن موضوع با شماست و این که شما در هر شرایطی از او محافظت خواهید کرد و به او اعتماد می کنید. علاوه بر این هرگونه علامت و نشانه های بدنی و رفتاری را (مانند قرمزی و کبودی پوست، حساسیت ناگهانی به مسائل غیرمرتبط با سن و سالش) در کودک خود پیگیری کنید و همواره هوشیار باشید. به خاطر داشته باشید تنها در رابطه ای مبتنی بر اعتماد و ایمنی کودک تان شما را محرم اسرار خود خواهد دانست.
2- ادامه زندگی را منوط به حل مشکل کنید
بعد از آگاهی از نشانه های هر نوع تجاوز یا غفلتی درباره کودک باتوجه به دسته بندی مطرح شده در ابتدای مطلب که ممکن است جسمی یا روانی باشد، اقدامات لازم را به عمل آورید. اگر این فرد همسر شماست از او بخواهید رفتار آسیب رسان خود را متوقف سازد و ادامه زندگی با او را منوط به مراجعه به روان شناس و حل این مشکل کنید. اگر وی حاضر به همکاری با شما و توقف رفتار خود نیست، فرزندتان را از دسترس او خارج و با یک مددکار اجتماعی برای ادامه مسیر مشورت کنید. اگر فرد آزارگر همسر شما نیست، پس از اطمینان از دسترسی نداشتن فرد کودک آزار به فرزند خود و تأمین امنیت جسمی و روانی او با یک مددکار مشورت و مسیر پیگیری قانونی را دنبال کنید.اگر در زمان آزار رساندن به کودک حضور داشتید ابتدا کودک را از دسترس همسر خود خارج کنید حتی اگر مجبور به گرفتن کمک از شخص دیگری ولو همسایه یا پلیس شدید، پس از تضمین امنیت کودک در شرایطی آرام به گفت و گو با همسر خود بپردازید و شروط فوق را برای ادامه زندگی به او بگویید.
مسئولیت مدنی شهروندان در قبال کودک آزاری
بی تفاوتی در برابر کودک آزاری، دیر یا زود می تواند منجر به قربانی شدن یکی از عزیزان خودمان شود و با روند افزایشی که در پیش می گیرد، وضعیت اجتماعی را برای کودکان روز به روز نا امن تر خواهد کرد بدین منظور باید در هر جایگاهی که هستیم درباره کودکان اطراف خود هوشیار باشیم و کوچک ترین نشانه های کودک آزاری مثل جراحت، لاغری بیش ازحد و مواردی از این قبیل را شناسایی کنیم و با تحقیق و بررسی بیشتر در صدد آزمون ظن خود بر آییم و در نهایت اگر حدس مان تا حد زیادی به واقعیت نزدیک شد با اورژانس اجتماعی تماس بگیریم و پس از مطمئن شدن از پیگیری آن ها بقیه کار را به این عزیزان بسپاریم. برنامه اورژانس اجتماعی تلفیقی از مداخله در بحران، مداخله فردی، خانوادگی و اجتماعی (مرکز اورژانس اجتماعی) و خط تلفن اورژانس اجتماعی ١٢٣ است. ویژگی مهم این برنامه تخصصی بودن، به موقع و در دسترس بودن است .

چه کنم که رفتار تبعیض آمیز خانواده باعث حسود شدنم نشود؟!

چه کنم که رفتار تبعیض آمیز خانواده باعث حسود شدنم نشود؟!

خراسان/ «پدرم همیشه می گوید برادرم خیلی باهوش است»، «مادرم همیشه مرا دعوا می کند؛ اما خواهرم را دعوا نمی کند» و…. این ها رایج ترین جملات درد دل گونه بعضی نوجوانان است که به خواهر و برادر خود حسادت می کنند و البته بعضی از این حسادت ها اجتناب ناپذیر است. «حسادت» به دلیل دیدگاه کودک نسبت به والدین است چون فکر می کند پدر و مادر با او عادلانه رفتار نمی کنند. فرزانه عطاران؛ کارشناس ارشد مشاوره در مقدمه گفت وگویش با ما می گوید: «هرچند نقش و تاثیر رفتار والدین در ایجاد حسادت بین فرزندان غیر قابل کتمان است؛ اما می خواهیم به این سوال نوجوانان پاسخ بدهیم. چگونه به برادر و خواهرمان حسادت نکنیم؟ این مشاور در ادامه نکاتی را در همین باره مطرح می کند.
عزت نفس تان را بازیابید
عزت نفس می تواند ارزیابی مثبت یا منفی شما درباره خودتان باشد. به طور کلی ارزیابی منفی از خود باعث ایجاد حس حسادت می شود. همه ما روز های خوب و بد داریم و اغلب حس ما نسبت به خودمان، بر اساس پیشامد هایی است که در طول روز برایمان اتفاق می افتد. عزت نفس می تواند نوعی تفکر و به عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد که در طول عمر، قابل توسعه است. آیا شما دیدگاه خوبی درباره خودتان دارید؟ اگر شما به دنبال راهکار های ارتقای عزت نفس تان باشید، این نشان می دهد که می توانید از دام حسادت نسبت به خواهر و برادرتان رها شوید.

رفتار های قیاسی خود را شناسایی کنید
یکی از دلایل اصلی حسادت خواهر و برادر ها به یکدیگر، مقایسه های نابجاست. این که چرا پدرم برای خواهرم فلان وسیله را خرید؛ ولی برای من نخرید، هم مقایسه است و هم باعث حسادت می شود. این مقایسه می تواند با خواهر و برادری در موقعیت بالاتر یا پایین تر از خودتان انجام گیرد. مقایسه های منفی می تواند به اعتماد به نفس شما آسیب وارد کند؛ برای مثال یک مقایسه مثبت زمانی است که یک ویژگی رفتاری خوب را در خواهر یا برادر می بینید و به جای این که به کیفیت بالای آن صفت در آن فرد (به عنوان مثال درس خوان بودن) حسادت کنید، تلاش تان را برای درسخوان بودن انجام می دهید و آن صفت را در خودتان پرورش می دهید.
افکار و احساسات مقایسه ای خود را بنویسید
نگرش ایجاد شده بر اساس مقایسه خودتان با خواهر و برادرتان را بنویسید. اگر برایتان ممکن است، آن را بلافاصله بعد از ایجاد آن تفکر یا یادآوری در ذهنتان یادداشت کنید. به این صورت وقتی که هنوز در ذهن تان تازگی دارد آن را با توصیف بهتری می نویسید. همچنین به عامل حس ایجاد شده بر اساس مقایسه فکر کنید.
روی داشته هایتان متمرکز شوید
وقتی می بینید که مقایسه خودتان با خواهر و برادرتان، کار سودمندی برای شما نیست، می توانید توجه تان را به موفقیت های خود معطوف کنید. اگر احساس و ابراز سپاسگزاری خود را به سمت هدایای دریافتی بابت کار های خود ببرید، توجه تان را به جای خواهر و برادر به خودتان معطوف کرده اید؛ بنابراین زمان بیشتری را صرف توجه به نکات مثبت و داشته های خود کنید. ممکن است با شروع توجه تان به خود، به مقایسه خودتان با دیگر اعضای خانواده مشغول نشوید.
فهرستی برای سپاسگزاری داشته باشید
داشتن فهرستی برای شکرگزاری، یک راه برای یادآوری داشته هایتان به خودتان است. این کار به شما کمک می کند به چیز هایی که به دست آورده یا توسط والدین تان به شما اعطا شده است، توجه داشته باشید سپس می توانید بابت آن ها قدردان باشید. داشتن فهرستی از مواردی که می توانید بابت آن ها سپاسگزار باشید، احتمال موفقیت تان را بالا می برد. به هرحال تلاش کردن و فعالیت های بدون انگیزه، یا علیه شما تمام می شود یا هیچ سرانجامی نخواهد داشت. شما به قدردانی از خودتان برای داشته ها نیاز دارید چرا که این کار باعث بهبود زندگی شما خواهد شد.
با خودتان مهربان باشید
هراندازه بیشتر با خودتان مهربان باشید و خشونت را در حق خود کاهش دهید، به تلاش و انگیزه و سخت کوشی بیشتر دست پیدا می کنید و حسادت در وجودتان بیشتر رنگ خواهد باخت. فراموش نکنید که اختیار زندگی شما در دستان خودتان است. مقاومت در برابر مقایسه خودتان با دیگر اعضای خانواده کار سختی است؛ اما در نهایت کنترل آن در دست خودتان است.

پمپ درد چیست؟

پمپ درد چیست
در زایمان دوم می‌توانم از پمپ درد استفاده کنم؟ شاید برای شما هم این پرسش پیش آمده باشد، البته اگر نام پمپ درد به گوشتان خورده باشد. با این حال ممکن است ندانید پمپ درد چیست. در این مقاله، اطلاعاتی به شما ارائه می‌دهیم.

پمپ درد چیست

شاید نام پمپ درد به گوشتان نخورده باشد، شاید هم اسم آن را شنیده باشید، اما ندانید که پمپ درد چیست. ما در این مقاله، در این‌باره به شما اطلاعاتی را ارائه می‌دهیم.

پمپ درد چیست؟
استفاده از پمپ درد یا دستگاه PCA روشی برای کنترل درد است که به بیماران قدرت کنترل درد را می‌دهد. در PCA، یک پمپ رایانه‌ای به نام پمپ بی‌دردی وجود دارد که توسط بیمار کنترل می‌شود.
این دستگاه که حاوی یک سرنگ داروی ضد درد است که توسط پزشک تجویز شده است، مستقیما به خط داخل وریدی (IV) بیمار متصل می‌شود.
در برخی موارد، پمپ تنظیم شده است تا یک جریان کوچک و مداوم از داروهای ضد درد را به بدن بیمار منتقل کند.
اگر بیمار بخواهد دوزهای اضافی دارو را دریافت کند، می ‌تواند در صورت لزوم با فشار دادن یک دکمه، دوزهای اضافی را دریافت کند.

چه کسی می‌تواند از پمپ درد یا PCA استفاده کند؟
بیمارانی که از جراحی بهبود می‌یابند، غالبا به پمپ‌های PCA مجهز هستند. همچنین افرادی که با انواع دیگر درد کنار می‌آیند، می‌توانند از این دستگاه استفاده کنند.
کودکان 4 ساله تا 6 ساله ممکن است بتوانند با کمک والدین یا پرستار خود از PCA استفاده کنند. بسیاری از کودکانی که در سن 6 سالگی هستند می‌توانند به طور مستقل از پمپ PCA استفاده کنند.

پمپ درد در زایمان طبیعی
پمپ درد در زایمان طبیعی چیست؟
پمپ PCA حاوی داروی ضد درد برای شما است که پس از زایمان طبیعی می‌توانید از آن استفاده کنید. معمولا در آن مورفین استفاده می‌شود، اما بعضی اوقات از داروهای مسکن دیگری نیز استفاده می‌کنند. شاید نگرانید که مبادا این دستگاه، دارویی بیش از حد مجاز به شما تزریق کند. اما جای نگرانی نیست. نمی‌توانید بیش از حد به خود دارو بدهید زیرا پمپ برای جلوگیری از آن تنظیم شده است.

پمپ درد بعد از سزارین

گاهی اوقات ممکن است یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانتان پیشنهاد کند که دکمه پمپ PCA را برای شما فشار دهد، اما شما تنها کسی هستید که باید این کار را انجام دهید. چرا؟ چون فقط شما می‌دانید چه زمانی به داروی مسکن بیشتر در بدن خود احتیاج دارید. اگر خیلی خواب آلوده‌اید و نمی‌توانید دکمه را فشار دهید، یعنی به داروی بیشتری نیازی نیست.

پمپ‌های PCA اغلب بعد از جراحی در بیمارستان استفاده می‌شوند. پمپ به شما امکان می‌دهد بعد از بیدار شدن و بهبودی از جراحی به خود داروی ضد درد بدهید. این دستگاه می‌تواند پس از هر جراحی که شامل جراحی سزارین هم هست، مورد استفاده قرار بگیرد. در خانه هم می‌توانید از آن استفاده کنید.

پمپ درد به طور کلی چطور کار می‌کند؟
برخی از پمپ‌ها به گونه‌ای تنظیم می‌شوند که یک جریان کوچک و مداوم از دارو را برای شما فراهم کنند. هنگامی که احساس درد یا ناراحتی دارید، می‌توانید دکمه را فشار دهید و مقدار کمی دارو دریافت کنید. نوع دیگر پمپ‌ها فقط هنگامی که دکمه متصل شده روی آن‌ها را فشار می‌دهید دوز مشخصی از دارو به شما تزریق می‌کنند.

پمپ درد در زایمان سزارین

آیا دیگران می‌توانند به جای شما از PCA استفاده کنند؟
گاهی اوقات ممکن است یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانتان پیشنهاد کند که دکمه پمپ PCA را برای شما فشار دهد، اما شما تنها کسی هستید که باید این کار را انجام دهید.
چرا؟ چون فقط شما می‌دانید چه زمانی به داروی مسکن بیشتر در بدن خود احتیاج دارید. اگر خیلی خواب آلوده‌اید و نمی‌توانید دکمه را فشار دهید، یعنی به داروی بیشتری نیازی نیست.

پمپ درد شامل چه ویژگی‌هایی است؟

  • گارد مخصوص دور محفظه برای جلوگیری از چسبندگی کیسه دارو به ظرف پمپ دارد.
  • برای تزریق‌های وریدی و اپیدورال بیماران بعد از جراحی استفاده می‌شود.
  • کلید مخصوص برای تنظیم دارد.
  • در بخش‌های زایمان، عمومی و سرپایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • مکانیسم پمپاژ یک طرفه برای جلوگیری از برگشت جریان خون دارد.
  • استریل شده و یک‌بار مصرف است و در دمای معمولی می‌توان از آن استفاده کرد.

پمپ درد سزارین
هر چند وقت یک‌بار باید از پمپ PCA استفاده شود؟
هر زمان بیمار احساس درد دارد می‌تواند از پمپ استفاده کند. با این حال، اگر بیماران بیش از حد احساس خواب‌آلودگی می‌کنند، نباید دکمه دستگاه را فشار دهند.
خوب است بدانید هر چه بیمار هوشیارتر باشد، احتمال شرکت در یک برنامه درمانی و کوتاه شدن روند بهبودی، بیشتر می‌شود.

آیا استفاده از پمپ درد، این امن است؟
پمپ‌های PCA دارای ویژگی‌های ایمنی داخلی هستند و مقدار کل داروهایی که بیمار می‌تواند به تنهایی و با استفاده از این دستگاه به خود تجویز کند، در یک حد امن قرار دارد.

پمپ درد
پرسش و پاسخ مخاطبان بیا نی نی درباره پمپ درد
سوال مخاطب بیا نی نی: پمپ درد چیست و چه کاربردی موقع سزارین دارد؟ من در زایمان اولم استفاده نکردم، اما شنیده‌ام که می‌گویند خوب است و درد را کاهش می‌دهد. در زایمان دوم می‌توانم از پمپ درد استفاده کنم؟

پاسخ از دکتر مژگان السادات دادگر متخصص زنان و زایمان:
دوست عزیز در پاسخ به سئوال شما باید بگویم که می‌توانید در زایمان دوم از پمپ درد استفاده کنید. این پمپ بعد از زایمان درد را کاهش می‌دهد.

پاسخ از دکتر نوشین نظری، متخصص زنان و زایمان:
این دستگاه از یک پمپ و کیسه نگهدارنده دارو تشکیل شده که می‌توان از انواع داروها در آن استفاده کرد. بعد از عمل جراحی، این دستگاه توسط پزشک متخصص بیهوشی و براساس وضعیت و نیاز واقعی بیمار طوری تنظیم می‌شود که هر چند دقیقه یک‌بار دوز مشخصی از داروی مسکن را به بدن بیمار وارد کند.
زمان مشخصی نیز برای دستگاه تعیین و در راس زمان داده شده به دستگاه، دارو به شکل قطره داخل خون تزریق می‌شود. در استفاده از این پمپ نیازی نیست که پرستار هر چند ساعت یک‌بار دارو برای بیمار تزریق کند؛ خود دستگاه این کار را انجام خواهد داد.
اصطلاح پمپ درد بین مردم رایج شده، اما اسم اصلی این دستگاه پمپ PCA است. در برخی موارد پمپی در دست بیمار قرار می‌گیرد و دکمه‌ای روی آن وجود دارد که اگر بیمار احساس درد داشته باشد آن را فشار می‌دهد تا یک دوز از دارو توسط دستگاه وارد بدنش شود.
البته به این شکل نیست که بیمار هر قدر می‌خواهد پمپ را فشار بدهد و مسکن دریافت کند. حداکثر مقدار مجاز دارو که بیمار می‌تواند آن را دریافت کند، توسط متخصص تنظیم می‌شود که بیش از آن وارد بدن بیمار نشود.
بنابراین همه چیز تحت کنترل و نظارت پزشک خواهد بود و تنظیم شده است. در موارد دیگر پمپ در دست بیمار نخواهد بود و براساس تنظیماتی که انجام شده به‌طور خودکار دارو از پمپ آزاد شده و به بدن بیمار وارد خواهد شد.

اگر سئوالی درباره مشکلات پس از زایمان دارید، از متخصصان زنان و زایمان کلینیک بیا نی نی مطرح کنید.

بی‌خیالی؛ بلای زندگی زن‌و‌شوهری

بی‌خیالی؛ بلای زندگی زن‌و‌شوهری

خراسان/ بعضی راهکار‌ها برای تغییر همسری که مسئولیت‌پذیر نیست کار را خراب‌تر می‌کند اما باید با چنین زن‌یا‌شوهری چه کرد؟
  موقع ازدواج افراد معیارهای زیادی را برای تضمین خوشبختی‌شان در زندگی مدنظر می‌گیرند مانند میزان دارایی طرف‌مقابل، ظاهر، تحصیلات، خانواده‌ و … اما شاید چیزی که مورد توجه قرار نگیرد، مسئولیت‌پذیر بودن زن یا مرد است. بله، بی مسئولیتی فقط مربوط به دوره مدرسه و نوجوانی و … نیست. بر خلاف تصور عامه که فقط شوهر می‌تواند تنبل باشد، زن هم چنین ویژگی ناپسندی را ممکن است داشته باشد. بی‌خیالی، بلایی است که استحکام زندگی‌مشترک را به شدت تهدید می‌کند. در واقع مرد زندگی و زن زندگی بودن معرف افراد مسئولیت‌پذیری است که بسیار متعهد به زندگی هستند و از به عهده گرفتن بار زندگی واهمه‌ای ندارند و از هیچ تلاشی برای آسایش و راحتی خانواده دریغ نمی‌کنند. در ادامه نکاتی درباره علت‌های بی‌مسئولیتی برخی زن‌و‌شوهرها و توصیه‌هایی برای نشان‌دادن واکنش اصولی به چنین افرادی، مطرح خواهد شد.
 
   علل بی‌مسئولیتی برخی زن‌و‌شوهرها
نداشتن بلوغ فکری| بعضی افراد به لحاظ فکری کودک خردسالی بیش نیستند و این‌که ازدواج کرده‌ و باید مسئولیت‌هایی را برای موفقیت یک زندگی‌مشترک بر عهده بگیرند، نمی‌پذیرند.
در انتظار کمک دیگران| زن یا شوهری که همیشه منتظر یک ناجی است که برایش هزینه کند و کارهایش را انجام بدهد، به مرور به فردی بی‌مسئولیت تبدیل خواهد شد.
الگو گرفتن از یک فرد بی‌مسئولیت| عده‌ای خصلت بی‌مسئولیتی را از والدین و اطرافیان‌شان یاد گرفته‌اند. این ویژگی شخصیتی به شدت تحت تاثیر آموزش‌ها و یادگیری‌ها از اطرافیان است.
تصورات اشتباه بعضی زن‌ها| به طور مثال، گاهی این جور القا شده که زن ابدا قرار نیست هیچ کاری انجام بدهد و مسئولیت صددرصد زندگی‌مشترک به عهده شوهر است. البته این مسئله به معنی توصیه برای شاغل شدن زنان نیست. زندگی‌زناشویی مسئولیت‌های گسترده‌ای دارد که هر زن و شوهری باید آن‌ها را فرا بگیرد.
پرتوقع بودن بعضی مردان| محبت‌های افراطی والدین و باد کردن بی‌جهت فرزندان توسط خانواده ظلمی است که در حق بچه‌های خود می‌کنند و نتیجه این می‌شود که مرد توقع نابه‌جا پیدا می‌کند و پذیرش انجام مسئولیت‌های عادی در خانه(رعایت نظافت شخصی، منظم کردن خانه و … ) را ندارد.
اشتغال زنان و بی‌مسئولیت شدن بعضی مردان| در واقع اشتغال زن می‌تواند کمکی برای چرخاندن زندگی امروزه  باشد نه این‌که شوهری از این قضیه سوءاستفاده کند و تمام بار تامین معیشت را به دوش همسر بگذارد.
بی‌مسئولیتی‌های روشن‌فکرانه| بعضی زنان معتقدند که آشپزی کردن برای زن‌های قدیم‌ بوده، حالا این همه فست فود و غذای آماده هست که با یک تماس تلفنی در خانه می‌آید، نیازی به آشپزی نیست. یا تربیت بچه به آن‌ها ربطی ندارد چون مهدکودک است. یا شاید این جملات را شنیده باشید: «زن که قرار نیست کارهای خانه را انجام دهد، من که خدمتکار نیستم، تو زن نمی خواستی، کارگر می‌خواستی و … ». گفتن این‌ها، معمولا نشان‌دهنده بی‌مسئولیتی زن و تقلید کورکورانه از تصورات روشن‌فکرانه است. بدون شک در زندگی‌مشترک، زن‌و‌شوهر باید پابه‌پای هم برای موفقیت تلاش کنند و داشتن چنین حس‌هایی، بهانه‌هایی برای فرار کردن از زیر بار مسئولیت‌ها در زندگی‌مشترک است.
   4 نوع واکنش به همسر بی‌مسئولیت
ابتدا بهتر است بدانیم که اگر رفتاری از همسرمان را نمی‌پسندیم، نمی‌توانیم سریعا برچسب تنبلی و بی‌مسئولیتی به او بزنیم. مثلا اگر مرد یا زنی حتی یک روز تعطیلی و استراحت برای همسرش در نظر نمی‌گیرد، نمی‌تواند بگوید که همسرم تنبل است. حالا اگر واقعا همسری بی‌مسئولیت باشد برای مواجهه با چنین معضلی واکنش‌ها متفاوت است که بعضی‌هایش، کار را خراب‌تر هم می‌کند.
گروه اول| یک عده خودشان دست به کار می‌شوند و بار مسئولیت همسر را به دوش می‌کشند. مثلا مرد تن به کار نمی‌دهد، زن سرکار می‌رود یا مردی که زنش تنبل است، خودش شوهر خانه‌دار می‌شود.
گروه دوم| عده‌ای دیگر تحمل این وضع را ندارند و طلاق می‌گیرند.
گروه سوم| دسته‌ای دیگر که تحمل این وضع برایشان سخت است، دنبال تادیب همسرشان می‌روند از حربه توهین. به سرکوفت و بی‌احترامی به امید تغییر همسر، پناه می‌برند!
گروه چهارم| دسته آخر که بهترین روش را در پیش می‌گیرند، اشتباهات خود را که باعث تشدید بی‌مسئولیتی در همسرشان شده شناسایی و با اصلاح آن‌ها به طور غیرمستقیم، همسرشان را دعوت به پذیرش مسئولیت در زندگی‌مشترک می‌کنند. اما این تغییرات چه می‌تواند باشد؟
   اصول مسئولیت‌پذیر کردن همسر
 لجبازی نکردن| یعنی بی‌مسئولیتی همسر را با بی‌مسئولیتی جواب ندهید. به جای قهر کردن باید دنبال راه‌هایی برای حل مشکل بود. در فضایی مملو از کینه و قهر جایی برای تغییر مثبت نمی‌ماند.
 حمایت افراطی ممنوع| برخی همسران خودشان آستین بالا می‌زنند و حتی خانواده‌شان را وارد صحنه کمک می‌کنند که کارهای نکرده همسر را انجام دهند که طبیعتا اشتباه است. حمایت نکردن افراطی، خودش راهی برای مسئولیت‌پذیر کردن همسر است. بنابراین توصیه می‌شود که قطع این حمایت‌ها انجام شود چرا که این حمایت‌ها تا چند سال قرار است ادامه یابد و آیا می‌توان نقطه پایانی برایش در نظر گرفت.
 ترغیب همسر به انجام وظایفش|ره صد ساله را یک شبه نمی‌توان رفت. همسر بی‌مسئولیت ناگهان مسئولیت‌پذیر نمی‌شود. واقع بین باشید و مصرانه و با قاطعیت بسیار اما با صمیمیت و محبت انجام مسئولیت از همسر را تقاضا کنید. از اهداف کوچک و قابل دسترس شروع کنید تا به اهداف بزرگ برسید که صبوری شما پشتوانه این کار است.
آشنا کردن همسر با پیامدهای بی‌مسئولیتی| فرض کنیم همسرتان شلخته است و قرار است دوستانش برای دقایقی به دیدنش بیایند. آن روز شما، اتاقش را جمع‌و‌جور نکنید تا خودش حس شرمساری در حضور مهمان‌ها را درک کند و پیامدهای رفتارش را ببیند. 
 

نویسنده : فریبا البرز| کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده