خانواده شوهرم، من را دوست ندارند!

زنی هستم 45 ساله. خانواده شوهرم دائم به او زنگ می زنند و پیامک می دهند که کارهایشان را انجام بدهد. دوست ندارند با هم به آنجا برویم و او را تنها دعوت می کنند. بدبین هستند. وقتی به شوهرم گله می کنم از آن ها حمایت می کند. در صورتی که می داند بی احترامی می کنند و با حرف هایشان آزارم می دهند. هر وقت می‌خواهیم به میهمانی برویم قبلش اعصاب مان خرد می شود. کمکم کنید، افسرده شدم. پاسخ اول با سلام. چه خوب بود که بیان می کردید همسرتان فرزند چندم خانواده خود هستند؛ چون به طور معمول از فرزند ارشد، آن هم پسر یا تک پسر انتظار می رود با وجود تشکیل خانواده باز هم به خانواده اول خود توجه داشته باشد و یک سری مسئولیت ها را انجام دهد و این امر زمانی اوج می گیرد که مادر شوهرتان همسرشان را از دست داده یا ناتوان باشند؛ بنابراین تمام سرمایه عاطفی مادر برمی گردد به فرزند پسر و همسرتان هم احساس مسئولیت نسبت به خانواده خود دارند. توصیه هایی برای مدیریت این ماجرا شما می توانید این موضوع را با توصیه هایی که در ادامه مطرح می شود، مدیریت کنید به این صورت که:

رابطه خود و خانواده همسرتان را بازنگری کنید:

برای اولین قدم بهتر است که ارتباط تان را با خانواده همسرتان خوب و به آن ها محبت کنید و آن ها را مانند خانواده خود بدانید.

خطاهای والد را به پای همسرتان نگذارید:

اگر با خانواده همسرتان مشکل دارید، همسرتان را وارد مشکلات نکنید و مشکلات خانواده اش را جدای از او بدانید. تفاوت های فرهنگی را بپذیرید: قبول کنید که تفاوت های فرهنگی در هر زوجی وجود دارد. همسر شما در خانواده ای بزرگ شده است که از ایشان انتظاراتی دارند شاید در خانواده شما این گونه نباشد که از فرزند پسر انتظاری داشته باشند.

شکایت بیش از اندازه نکنید:

سعی کنید نزد همسرتان از خانواده اش گله، شکایت و بدگویی نکنید چراکه یک خانم با سیاست این کار را نمی کند. درست است که شرایط تان سخت است اما از خودتان بردباری نشان دهید؛ چون شکایت کردن زیاد باعث تخریب شدن رابطه با همسرتان می شود و اثربخش نخواهد بود. پاسخ دوم ابتدا لازم است بگوییم وابستگی یکی از همسران به خانواده خود، دو حالت می تواند داشته باشد. در حالت اول فردی که به خانواده اش وابسته است تنها در مواردی خاص برای حل مشکلات و اختلافات به سراغ خانواده می رود و به تصمیم و گفته آن ها عمل می کند؛ اما در حالت دوم خانواده برای فرد حکم سایه را دارد، خانواده اش در زندگی جدید او حضور و نقش پر رنگی دارند و در تمام تصمیماتی که قرار است بگیرد خانواده اش هم حضور دارند.

همسر شما بعد از جدا شدن از خانواده خود و تشکیل یک زندگی جدید نتوانسته از لحاظ روانی و عاطفی از خانواده خود جدا شود. در این وابستگی های بیش از حد، خانواده هم به خود اجازه می دهد که بیشتر فرزند خود را حمایت کند و حتی پیش می آید که در کوچک ترین مسائل مربوط به فرزندشان دخالت کند. گاهی وجود بزرگ ترها به جای پیوستگی، باعث اختلاف و گسستگی بین زوج ها می شود. تجربه گذشتگان حامل پیام های ارزشمندی است اما باید توجه کنیم در زندگی در حال تغییر امروزی باید با شتاب بیشتری اطلاعات را برای پیشرفت زندگی کسب کنیم.

در ادامه راه حل هایی برای کاهش وابستگی همسرتان و هم چنین متقاعد کردن ایشان به شما پیشنهاد می کنیم.

او را متهم نکنید ولی آثار کارش را گوشزد کنید:

با همسرتان ارتباط صمیمی تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری به شما بکند. او را متهم و مقصر ندانید. در درجه اول با هم درباره این موضوع به تفاهم اولیه برسید. تفاهم را به صورت گفتاری و بعد در عمل ایجاد کنید و استقلال خودتان را به خانواده همسرتان نشان دهید.

در گفت و گو با همسرتان پیش داوری نکنید:

سعی کنید به مواردی که اتفاق افتاده و به صورت تجربی پیش آمده اشاره کنید و روی موارد موجود اظهارنظر کنید. برای او مثال بزنید که با رفتارهای خانواده اش چه نتایج تلخ و غم انگیزی برایتان حاصل شده است و اگر بی احترامی های خانواده او نبود این مشکلات پیش نمی آمد. به او بگویید خانواده اش مشاورهای خوبی هستند و شما می توانید از آن ها راهنمایی بگیرید؛ اما در نهایت باید با هم فکری یکدیگر و حضور شما تصمیم نهایی گرفته شود.

در محیطی آرام با همسرتان صحبت کنید:

توصیه می شود که در یک محیط آرام و با نرمی و ملایمت با شوهرتان صحبت کنید و وظایف شرعی و قانونی او را متذکر شوید. سعی نکنید تمامی مشکلات ایجاد شده را به گردن او بیندازید. شوهرتان باید بداند که جدا از خانواده خود زندگی دیگری هم دارد. شوهرتان باید به حریم خصوصی شما و خودش احترام بگذارد. این حق شما و همسرتان است. پس توصیه می شود درباره این مسائل به نرمی و ملایمت با او صحبت و متقاعدش کنید گاهی وقت ها نحوه برخورد شما ممکن است بر شدت مشکل بیفزاید. به دلیل این مشکل مستقیم به همسرتان انتقاد نکنید: هیچ گاه به طور مستقیم به دلیل این مشکلات از شوهرتان انتقاد نکنید چون به طور معمول انسان ها در برابر انتقاد مستقیم احساس حقارت و تحقیر می کنند و موضع دفاعی به خود می گیرند و به جای این که مشکل را حل کنند در صدد دفاع از خود برمی آیند. بنابراین توصیه می شود همیشه احساس خود را از رویدادها و حوادث زندگی بیان کنید زیرا با بیان احساس تنها حس هم دردی و مشارکت در حل مشکل را از او خواسته اید.

به جای تربیت کردن دنبال تربیت شدن باشید

داستان واقعی «فرزاد» از آن دسته نوجوانان امروزی است که والدینش تلاش کرده اند تا آب در دلش تکان نخورد تا فقط به درس هایش برسد. با این که فرزاد 12 ساله است؛ اما هنوز مادرش دکمه های لباس اش را می بندد ولی به تازگی مادرش به اطلاعاتی درباره فرزندش پی برده که کاملا گیج شده است و باورش سخت است. در ادامه داستان زندگی این نوجوان را از زبان مادرش و تحلیل آن را در گفت و گو با یک روان شناس تربیتی بخوانید.

پسر 12 ساله ای دارم که فرزند اولم است. خیلی مراقب تربیت «فرزاد» بودم. کیف مدرسه اش را خودم می بستم. تمام دروس تحصیلی او را کنترل می کردم و مدام مراقبش بودم. حتی گاهی اوقات تکالیفش را نیز می نوشتم. او حق بازی با بچه های همسایه را نداشت و من به خیال خودم، از او مراقبت می کردم. حتی تا چندی پیش، شب ها کنار خودم می خوابید و اگر نیمه های شب تشنه می شد از خواب بیدار می شدم و برایش آب خنک می آوردم. دکمه های لباس اش را می بستم و بدون اجازه من حق انتخاب هیچ چیزی را نداشت لیکن متوجه شده ام که نشانه های اعتماد به نفس در وجودش نیست. قدرت بیان مسائل و نیازهای خود را ندارد. دوستانش به من می گویند که سر کلاس با این که پاسخ سوال ها را می داند برای پاسخ دهی پیش قدم نمی شود. حتی گاهی بچه های مدرسه او را اذیت می کنند و او جرأت اعتراض به آن ها را ندارد. بعد از چند هفته از اول مهر، از طریق مدیر مدرسه اش فهمیدم که هر روز همکلاسی هایش خوراکی هایی را که برای زنگ تفریح داخل کیفش می گذاشتم از او می گیرند و او نه تنها از حق خودش دفاع نمی کند بلکه از گفتن این موضوع به من یا مدیر مدرسه اش نیز امتناع می ورزد. به تنهایی بیرون نمی رود و حتی برای خرید نان حتما باید من یا پدرش باشیم. احساس می کنم در گرفتن حق خود ناتوان است. نمی دانم علت این رفتارهای او چیست و باید چه کنم؟

تحلیل روان شناس حسین سلیمان پور، روان شناس تربیتی

اگر خواسته باشیم بر عملکرد این پسر 12 ساله تحلیلی داشته باشیم، باید بگوییم که او از اعتماد به نفس پایین، نداشتن خودباوری و ترس از قضاوت های دیگران به شدت رنج می برد و با رفع این چند نکته، تا حدود زیادی از مشکلاتش در مدرسه و جامعه حل خواهد شد. در ادامه درباره علایم کمبود اعتماد به نفس در دوره نوجوانی و راهکارهای افزایش آن، مطالبی ارائه می شود که کمک زیادی به والدین برای مدیریت این ماجرا خواهد داشت. علایم اعتماد به نفس پایین همان گونه که در داستان زندگی «فرزاد» مطرح شده است، می بینیم که او قدرت «نه» گفتن ندارد، نمی تواند حق خود را از دوستانش بگیرد، نمی تواند از خودش دفاع کند، در انجام وظایف خود به والدینش وابسته است و …. افزون بر این ها در افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند، رگه هایی از احساس حقارت و عزت نفس پایین هم دیده می شود؛ یعنی عملکرد ضعیف این افراد باعث می شود نسبت به خودشان حس خوبی نداشته و رضایت درونی نداشته باشند. والدینی که چنین علایمی را در نوجوان شان مشاهده می کنند، باید توجه داشته باشند که فرزندشان به احتمال زیاد شبیه «فرزاد» است.

بررسی دلایل پایین آمدن اعتماد به نفس نوجوانان

در خانواده هایی که به جای تربیت شدن به دنبال تربیت کردن فرزندان شان هستند، دنیایی از بایدها و نبایدها را در همه مسائل تحصیلی، انضباطی، اخلاقی و … تعیین می کنند و فرزندان مجبورند در همین ریل حرکت کنند و اگر ذره ای انحراف داشته باشند با واکنش شدید والدین روبه رو می شوند. به عبارت دیگر، والدینی که همیشه از کنترل های بیرونی از جمله نصیحت، تذکر، تهدید، تشویق، مقایسه و تحقیر استفاده می کنند انگیزه های درونی را در کودک و نوجوان از بین می برند و در نتیجه اعتماد به نفس آن ها را نابود می کنند. از طرفی این گونه والدین چون باور ندارند که خود فرزندشان می تواند از عهده وظایفش برآید، تمام کارهایش را برایش انجام می دهند، برایش خط و نشان می کشند و از امر و نهی به وفور استفاده می کنند. جالب است بدانید که این موارد در والدین کمال طلب و تک فرزند به مراتب بیشتر دیده می شود چراکه آن ها می خواهند فرزندشان در همه زمینه های تحصیلی، اخلاقی و … موفقیت داشته باشد؛ اما غافل از این هستند که او ممکن است در یکی از این زمینه ها بهترین شود؛ اما در عوض خیلی چیزها مانند داشتن قدرت نه گفتن و دفاع از خود را از دست می دهد و می شود نوجوانی مانند فرزاد.

راهکارهای افزایش اعتماد به نفس نوجوانان

*والدین عزیز، به جای تربیت کردن به دنبال تربیت شدن باشید یعنی از حدود دو سالگی کودک که می تواند بعضی کارها مانند غذا خوردن یا لباس پوشیدن را انجام دهد، بگذارید خودش انجام دهد. با این ترفند، کودک شما متوجه خواهد شد که از عهده انجام کارهایش برمی آید و اعتماد به نفسش به صورت قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

*کنترل های بیرونی مانند تذکر، نصیحت و تهدید را کاهش دهید. این کنترل باعث می شود کودک یا نوجوان از لحاظ عقلی، هیجانی و عاطفی نسبت به سنش عقب بیفتد.

*نوجوان یا کودک تان را باور داشته باشید و بگذارید خودش، کارهایش را انجام بدهد. نگران نباشید زیرا هرچند نتواند آن گونه که شما انتظار دارید کارهایش را انجام دهد اما همان قدر که خودش انجام دهد، باعث رضایت درونی اش می شود و به تدریج شاهد افزایش اعتماد به نفس او خواهید بود.

*نکات مثبت فرزندان تان را تقویت کنید. متاسفانه بعضی والدین، مدام به دنبال اصلاح نکات منفی فرزندشان هستند و خوبی های او را نمی بینند. این والدین باید بدانند تا زمانی که فقط درگیر نکات منفی باشند، حل مشکلات پیچیده تر خواهد شد.

*تا می توانید در داخل و خارج خانه باید به نوجوان مسئولیت بدهید؛ البته به شرطی که در توانش باشد و در زمان و شرایط مناسبی باشد. از مسئولیت هایی مانند دم کردن چایی گرفته تا خریدهای دم دستی تان را به وی بسپارید.

*وقتی فرزندتان را در انجام کارهایش رها و فقط نظارت می کنید، کمی باید صبور باشید تا این رفتار در او نهادینه و اشتباهات کمتری مرتکب شود؛ بنابراین سعه صدر داشته باشید و فراموش نکنید که تربیت کاشتنی است و باید آن را آبیاری کرد تا سبز شود!

*نظرات تان را با کلمه هایی همچون «لطفا»، «ممکن است» و «می شود» با نوجوانان و کودک تان در میان بگذارید و تا می توانید از دستور دادن پرهیز کنید.

*قلبا فرزندتان را باور داشته باشید و هیچ گاه در حضور دیگران به ویژه دوستان و بستگان شخصیت او را زیر سوال نبرید.

هر صبح ‌و ‌شب، کار شوهرم فقط سرزنش من است

کمتر از یک سال از شروع زندگی‌مشترکم گذشته اما خسته شده ام. هر صبح‌و‌شب، کار شوهرم فقط سرزنش من است. یک روز می‌گوید چرا خانواده‌ات در مراسم عروسی کم گذاشتند؟ یک روز می‌گوید چرا مادرت فلان کار را می‌کند؟ و… . خانواده‌اش هم بین من و دخترهایشان فرق می‌گذارند.

 در اولین سال شروع زندگی‌مشترک با مسائل زیادی مواجه خواهید شد که نیاز به مدیریت دارد. کاربردی‌‌ترین مهارتی که در ابتدای مستقل‌شدن زندگی‌‌مشترک باید یاد بگیریم، مهارت گفت‌و‌گوست تا با صحبت کردن با همسرمان، خواسته‌ها و تفاوت‌های‌مان را مطرح کنیم. یکی از ویژگی‌های گفت‌و‌گوی خوب، دادن اطلاعات به طرف مقابل و درک وی است. از علایق‌تان و حتی این‌که دوست دارید با شما چگونه صحبت شود (به طور مثال عاری از سرزنش باشد) به شوهرتان بگویید.
 اعتبارسازی در گفت‌وگو
منظور از اعتبار بخشیدن هم این است که تجربه درونی همسرتان از دیدگاه او، معنا و مفهوم دارد. شما در اعتبار بخشیدن به ارتباطی که با همسرتان دارید در واقع خود را جای او می‌گذارید، از دید او شرایط را می‌نگرید و آن‌گونه درک خود را به او انتقال می‌دهید که به نظر او درست و صحیح است. به طور مثال وقتی همسرتان درباره مراسم ازدواج صحبت می‌کند، به او بگویید: «تو می‌گویی از فلان رفتار ناراحت شدی؟ به نظرت الان چه کاری می‌توانم انجام بدهم تا تو آرام شوی؟» اگر دیدید همسرتان آمادگی شنیدن دارد، می‌توانید بگویید من هم از بعضی رفتارها ناراحت شدم اما چون می‌خواهم زندگی‌مان را بسازم، سعی می‌کنم به یاد نیاورم.

 
نویسنده : راهله فارسی | مشاور
 

درمان میوم چیست؟

درمان میوم چیست؟
میوم‌ها (فیبروم‌ها) تومورهایی هستند که در داخل یا روی دیواره‌های رحم ایجاد می‌شوند. آن‌ها شایع هستند، اما به طور معمول سرطانی نیستند. در این مقاله می‌آموزید که درمان میوم چیست؟

درمان میوم چیست؟

میوم‌ها (فیبروم‌ها) تومورهایی هستند که در داخل یا روی دیواره‌های رحم ایجاد می‌شوند. آن‌ها شایع هستند، اما به طور معمول سرطانی نیستند. در این مقاله می‌آموزید که درمان میوم چیست؟
فیبروم‌های رحمی، شایع‌ترین تومورهای غیرسرطانی یا خوش‌خیم در افراد در سنین باروری هستند. آن‌ها همچنین به عنوان «لیومیوم» و «میوم» شناخته می‌شوند.
بسیاری از افراد فیبروم بدون علامت دارند، در حالی که برخی دیگر درد، خونریزی یا هر دو را تجربه می‌کنند.
این مقاله مروری بر فیبروم‌ها، انواع آن‌ها، اثرات آن‌ها بر بدن، علل و گزینه‌های درمانی ارائه می‌دهد.

میوم چیست؟
میوم‌های رحمی، رشدهایی در داخل یا روی دیواره‌های رحم هستند. آن‌ها از سلول‌های ماهیچه صاف و بافت همبند تشکیل شده‌اند.
یک فرد ممکن است یک یا چند فیبروم داشته باشد. آن‌ها می‌توانند به کوچکی یک دانه سیب یا به بزرگی یک گریپ‌فروت (یا گاهی حتی بزرگ‌تر از آن) باشند. همچنین می‌توانند در طول زمان کوچک شوند، یا رشد کنند.
فیبروم‌ها از سن 30 سالگی تا سنی که یائسگی شروع می‌شود، شایع‌ترند و معمولا بعد از یائسگی کوچک می‌شوند. بر اساس گزارش دفتر سلامت زنان (OWH) بین 20 تا 80درصد از زنان تا سن 50 سالگی به فیبروم مبتلا می‌شوند.
دقیقا مشخص نیست که چرا آن‌ها تشکیل می‌شوند، اما به نظر می‌رسد زمانی که سطح استروژن بالاتر است، ایجاد می‌شوند.

درمان میوم چیست؟
فیبروم‌های رحم تقریبا همیشه غیر سرطانی هستند. دفتر سلامت زنان همچنین می‌گوید که فیبروم‌های سرطانی نادر هستند و در کمتر از 1 مورد از هر هزار مورد رخ می‌دهند. با این حال، ممکن است که آن‌ها شایع‌تر از این باشند.
زمانی که فیبروم سرطانی باشد، «لیومیوسارکوم» نامیده می‌شود.
داشتن فیبروم‌های قبلی خطر ابتلا به «لیومیوسارکوما» را افزایش نمی‌دهد.

انواع میوم
طبقه بندی فیبروم به محل آن در رحم بستگی دارد.
سه نوع اصلی فیبروم عبارتند از:

1- فیبروم ساب سروزال
این‌ها شایع‌ترین نوع هستند که در خارج از رحم رشد می‌کنند.

2- فیبروم‌های داخل دیواره
این فیبروم‌ها در داخل دیواره عضلانی رحم رشد می‌کنند.

3- فیبروم‌های زیر مخاطی
این فیبروم‌ها در فضای باز داخل رحم رشد می‌کنند.
برخی از فیبروم‌ها می‌توانند به فیبروم‌های ساقه‌دار تبدیل شوند، به این معنی که فیبروم دارای ساقه‌ای است که به رحم می‌چسبد.

درمان میوم چیست؟
علائم میوم
اکثر فیبروم‌ها هیچ علامت قابل توجهی ایجاد نمی‌کنند. با این حال، برخی از آن‌ها می‌توانند باعث ناراحتی قابل توجهی شوند.
علائم فیبروم رحمی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • قاعدگی‌های سنگین که به عنوان «منوراژی» هم شناخته می‌شود و می‌تواند منجر به کم‌خونی شود.
  • دوره‌های دردناک.
  • کمردرد، یا پا درد.
  • یبوست.
  • ناراحتی یا احساس پری در قسمت تحتانی شکم، به‌خصوص در مورد فیبروم‌های بزرگ.
  • تکرر ادرار.
  • درد حین فعالیت جنسی که به نام «دیسپارونی» هم شناخته می‌شود.
  • برخی از افراد ممکن است مشکلات باروری مرتبط با فیبروم داشته باشند. فیبروم ممکن است در دوران بارداری و زایمان مشکلاتی ایجاد کند و احتمال نیاز به زایمان سزارین را افزایش دهد.
  • برخی منابع نشان می‌دهند که برداشتن فیبروم‌ها می‌تواند نرخ باروری و تولد زنده را بهبود ببخشد، اما دراین‌باره تحقیقات بیشتری لازم است.
  • اگر فیبروم‌ها بزرگ باشند، ممکن است افزایش وزن و تورم در قسمت تحتانی شکم هم وجود داشته باشد.

درمان میوم چیست؟

علل ایجاد فیبروم
دقیقا مشخص نیست چه چیزی باعث ایجاد فیبروم می‌شود. رشد آن‌ها ممکن است با سطح استروژن مرتبط باشد.
در طول سال‌های باروری فرد، سطح استروژن و پروژسترون بالاتر است. هنگامی که سطح استروژن بالا باشد، به‌خصوص در دوران بارداری، فیبروم‌ها متورم می‌شوند.
سطوح پایین استروژن، با کوچک شدن فیبروم‌ها مرتبط است که می‌تواند در طول یائسگی و بعد از آن رخ دهد.
همچنین می‌تواند هنگام مصرف برخی داروها مانند آگونیست‌ها یا آنتاگونیست‌های هورمون آزادکننده گنادوتروپین (GnRH) رخ دهد.
عوامل ژنتیکی هم ممکن است بر ایجاد فیبروم تاثیر بگذارد. مثلا داشتن یک فامیل نزدیک مبتلا به فیبروم با افزایش خطر ابتلا به فیبروم همراه است.
همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد گوشت قرمز، الکل و کافئین با افزایش خطر فیبروم مرتبط هستند. افزایش مصرف میوه و سبزیجات ممکن است با کاهش خطر مرتبط باشد.
اضافه‌وزن و چاقی با افزایش خطر فیبروم همراه است.
فرزندآوری باعث احتمال کمتر ابتلا به فیبروم می‌شود. این خطر با هر بار زایمان کاهش می‌یابد.

درمان میوم چیست؟

تشخیص فیبروم
آزمایش‌های تشخیصی زیر می‌تواند به پزشک کمک کنند تا فیبروم‌ها را تشخیص دهد و سایر شرایط را رد کند:

1- سونوگرافی
پزشک می‌تواند با سونو روی شکم یا با قرار دادن یک پروب سونوگرافی کوچک در واژن، تصاویر سونوگرافی ایجاد کند. هر دو روش ممکن است برای تشخیص فیبروم ضروری باشد.

درمان میوم چیست؟

2- MRI
اسکن MRI می‌تواند اندازه و تعداد فیبروم‌ها را تعیین کند.

3- هیستروسکوپی
در طول هیستروسکوپی، پزشک از یک دستگاه کوچک با دوربینی که به انتهای آن متصل است برای بررسی داخل رحم استفاده می‌کند.
دستگاه از طریق واژن و از طریق دهانه رحم وارد رحم می‌شود. در صورت لزوم، پزشک ممکن است یک نمونه بافت، به نام بیوپسی، برای جستجوی سلول‌های سرطانی بگیرد.

4- لاپاراسکوپی
پزشک ممکن است لاپاراسکوپی هم انجام دهد. یک لوله کوچک از طریق یک برش کوچک در شکم قرار می‌گیرد تا قسمت بیرونی رحم و ساختارهای اطراف آن بررسی شود. در صورت لزوم، ممکن است بیوپسی هم انجام شود.
به این دلیل که فیبروم اغلب علائمی ایجاد نمی‌کند، ممکن است فرد تا زمانی که تحت معاینه معمول لگن قرار نگیرد، نداند که فیبروم دارد.

درمان میوم چیست؟

درمان میوم چیست؟
اکثر فیبروم‌ها علائمی ایجاد نمی‌کنند و نیازی به درمان ندارند. در واقع، آن‌ها اغلب پس از یائسگی کوچک یا ناپدید می‌شوند.

اکثر فیبروم‌ها علائمی ایجاد نمی‌کنند و نیازی به درمان ندارند. در واقع، آن‌ها اغلب پس از یائسگی کوچک یا ناپدید می‌شوند.

اگر فیبروم‌ها علائم ناراحت‌کننده‌ای ایجاد کنند، درمان‌های پزشکی مختلف می‌تواند کمک کند.
پزشک ممکن است بسته به علائم، شدت علائم و محل فیبروم درمان‌های مختلفی را توصیه کند.

دارو
اولین خط درمان فیبروم، دارو است.

آگونیست‌ها GnRH
دارویی به نام آگونیست GnRH باعث می‌شود بدن استروژن و پروژسترون کمتری تولید کند. این کار فیبروم‌ها را کوچک می‌کند. آگونیست GnRH چرخه قاعدگی را بدون تاثیر بر باروری پس از پایان درمان متوقف می‌کند.
می‌توانند علائمی شبیه یائسگی از جمله گرگرفتگی، تعریق بیشتر، خشکی واژن، و در برخی موارد، خطر بیشتر پوکی استخوان را ایجاد کنند.
این دارو فقط برای استفاده کوتاه‌مدت است. پزشک ممکن است این داروها را قبل از عمل جراحی برای کوچک کردن فیبروم به فرد بدهد.

داروهای ضد انعقادی غیراستروئیدی
داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی مانند ایبوپروفن می‌توانند درد فیبروم را کاهش دهند، اما خونریزی را کاهش نمی‌دهند.

کنترل بارداری هورمونی
داروهای ضد بارداری خوراکی به تنظیم چرخه تخمک‌گذاری و ممکن است به کاهش میزان درد، یا خونریزی در طول قاعدگی کمک کنند. کنترل بارداری هورمونی با دوز پایین باعث رشد فیبروم نمی‌شود.
افراد همچنین می‌توانند از یک دستگاه داخل رحمی پروژسترون مانند میرنا یا تزریقات پروژسترون مانند Depo-Provera استفاده کنند.

درمان میوم چیست؟

عمل جراحی
فیبروم‌های شدید ممکن است به گزینه‌های درمانی محافظه‌کارانه‌تر پاسخ ندهند. در این موارد، جراحی ممکن است بهترین گزینه درمانی باشد.
پزشک ممکن است اقدامات زیر را در نظر بگیرد:

هیسترکتومی
هیسترکتومی، برداشتن جزئی یا کامل رحم است. این روش می‌تواند فیبروم‌های بسیار بزرگ یا خونریزی بیش از حد را درمان کند. هیسترکتومی کامل می‌تواند از بازگشت فیبروم جلوگیری کند.
اگر جراح، تخمدان‌ها و لوله‌های فالوپ را هم بردارد، عوارض جانبی می‌تواند شامل کاهش میل جنسی و یائسگی زودرس باشد.

درمان میوم چیست؟

میومکتومی
این عمل، برداشتن فیبروم از دیواره عضلانی رحم است که می‌تواند به افرادی که هنوز می‌خواهند بچه‌دار شوند کمک کند.
افرادی که فیبروم‌های بزرگ، یا فیبروم‌های واقع در قسمت‌های خاصی از رحم دارند ممکن است از این نوع جراحی سود نبرند.
پزشکان می‌توانند میومکتومی را از طریق هیستروسکوپی، یا لاپاراسکوپی انجام دهند.

ابلیشن آندومتر
اگر فیبروم‌ها نزدیک سطح داخلی رحم باشند، برداشتن پوشش رحم ممکن است کمک کند. ابلیشن آندومتر ممکن است جایگزین موثری برای هیسترکتومی برای برخی از افراد مبتلا به فیبروم باشد.

آمبولیزاسیون فیبروم رحم
قطع خون‌رسانی به ناحیه، فیبروم را کوچک می‌کند. با هدایت تصویربرداری با اشعه ایکس فلوروسکوپی، پزشک یک ماده شیمیایی را از طریق یک کاتتر به شریان‌هایی تزریق می‌کند که خون را برای فیبروم‌ها تامین می‌کند.
این روش تا 90درصد علائم را کاهش می‌دهد یا از بین می‌برد، اما در دوران باروری یا برای افرادی که ممکن است بخواهند بچه‌دار شوند، مناسب نیست.
با این حال، رفع علائم بسته به محل و اندازه فیبروم، بسیار متغیر است. این روش، درمانی مناسبی برای همه انواع فیبروم نیست.

تغییر سبک زندگی
حفظ وزن متوسط با ورزش منظم و داشتن یک رژیم غذایی سالم ممکن است به تعدیل سطح استروژن کمک کند که ممکن است در کاهش فیبروم تاثیر داشته باشد.

درمان میوم چیست؟

عوارض میوم چیست؟
میوم به طور معمول منجر به عوارض نمی‌شود، اما گاهی اوقات ممکن است عوارضی رخ دهد.

  • قاعدگی‌های طولانی‌مدت ممکن است بر کیفیت زندگی فرد تاثیر بگذارد. از دست دادن قابل توجه خون هم ممکن است منجر به کم‌خونی شود.
  • فیبروم‌های بزرگ می‌توانند منجر به تورم و ناراحتی در قسمت تحتانی شکم، یا یبوست یا حرکات دردناک روده شوند.
  • برخی افراد ممکن است در نتیجه فیبروم دچار عفونت ادراری شوند.
  • برخی از افراد ممکن است مشکلات بارداری را هم تجربه کنند. زایمان زودرس، مشکلات زایمان و از دست دادن بارداری ممکن است رخ دهد، چون سطح استروژن در دوران بارداری به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد.
  • شواهد کافی برای این نتیجه‌گیری وجود ندارد که میوم‌ها احتمال باردار شدن را با یا بدون درمان باروری کاهش می‌دهند.
  • با این حال، شواهد کافی وجود دارد که نشان می‌دهد میومکتومی هیستروسکوپی برای فیبروم‌های زیرمخاطی، نرخ بالینی بارداری را بهبود می‌بخشد.
  • فیبروم رحم، تقریبا همیشه خوش‌خیم است. فیبروم‌های سرطانی که به نام «لیومیوسارکوم» شناخته می‌شوند، نادر هستند. آن‌ها در کمتر از 1 مورد در هزار مورد رخ می‌دهند.

درمان میوم چیست؟

پرسش و پاسخ درباره درمان میوم
پرسش: یک هفته بعد از پاکی بعد از نزدیکی دچار خونریزی شدم مثل دوران پریودی و درد شدید. سونو دادم و گفتن که میوم ساب موکوز به قطر ۱۲mm در میومتر قدامی رحم مشاهده شد.
دکتر مربوطه قرص جلوگیری مارلین تجویز کرد. الان بعد از ۴ روز هنوز خونریزی و درد دارم. علت چیست؟ تجویز دارو صحیح است یا نه؟ آیا ممکن است باعث ناباروری و… شود؟
پاسخ: درمان میوم بر اساس وجود علائم مانند ناباروری، فشار به احشا دیگر و خونریزی زیاد انجام می‌شود. در دیگر حالات زیر نظر گرفتن و پیگیری بیمار کافی است.
در موارد درد و یا خونریزی خفیف، دارو تجویز می‌شود. داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی و هورمونی کاربرد دارند.
در موارد مقاوم به درمان، درمان قطعی در مواردی که قصد حاملگی نباشد درآوردن رحم است. در مواردی که شخص در آینده قصد بارداری داشته باشد، از میومکتومی استفاده می‌شود تا تعداد بارداری‌ها تکمیل شود و بعد رحم را در می‌آورند.
اثرات دارو به مرور دیده می‌شود. نگران نباشید.
می‌توانید از داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی مانند مفنامیک اسید درصورت عدم وجود مشکلات معده برای کاهش درد و خونریزی استفاده کنید. البته بهتر است طبق تجویز پزشکتان باشد.
میوم به این اندازه معمولا ناباروری ایجاد نمی‌کند.

به کلینیک بیا نی نی سر بزنید تا متخصص مورد نظر خود را پیدا کنید.

خانم وسواسی‌ام، روزی 5 بار خانه را جاروبرقی می‌کشد!

خانمم دچار وسواس شدیدی است و روزی پنج  بار باید خانه را جاروبرقی بکشد. قبلا  وسواسش در این حد نبود ولی  به تازگی خیلی بیشتر شده. هربار که می‌خواهد دست‌هایش را بشوید، 5 دقیقه طول می‌کشد و شیرآب را باز می‌گذارد! می‌ترسم به او بگویم که باید به مشاور مراجعه کنی و بیشتر عصبانی شود. چه کنم؟
 
وسواس یک نوع اختلال است که فرد به طور مکرر یک فکر خاص را تجربه یا تکرار می‌کند. وسواس می‌تواند ریشه ارثی داشته باشد یا بر اثر تجربیات و مرور زمان ایجاد شده باشد. باید در همین ابتدا بیان کنم که بیماران با اختلال وسواس‌های ارثی، علاوه بر دارودرمانی نیاز به روان‌درمانی دارند و فرایند درمان‌شان به‌احتمال زیاد نیاز به زمان بیشتری دارد.
  خانم‌تان را  از  آسیب‌های وسواس آگاه کنید
در پیامک‌تان گفته‌اید که می‌ترسم به خانمم بگویم که باید به مشاور مراجعه کنی و بیشتر عصبانی شود. افراد زیادی به اختلال وسواس مبتلا هستند و در عین حال از درمان‌شدن هم امتناع دارند. راهی که وجود دارد این است که فرد مد نظر را که احتمالا به وسواس مبتلاست به صورت واضح از  آسیبی که به خودش وارد می‌کند، آگاه کنید. این که این افکار و رفتارهای تکراری باعث اختلالاتی در کارکرد او شده است و این همه آسیبی که به خود وارد می‌کند، ممکن است آزار دهنده‌تر هم بشود. در واقع مشکلی که در افراد وسواسی وجود دارد این است که به آسیبی که به خود می‌رسانند، آگاه نیستند و برای این که خانم‌تان را به سمت مسیر درمان‌شدن هدایت کنید، باید او را آرام با آسیبی که دارد می‌بیند، روبه‌رو کنید.
   دارودرمانی، 30 تا 70 درصد مشکل را برطرف می‌کند
باید این نکته مهم را در نظر داشته باشید که در درمان اختلال وسواس علاوه بر دارودرمانی باید از روان‌درمانی هم کمک بگیرید. شواهد نشان داده که دارو درمانی 30 تا 70 درصد علایم را بر طرف خواهد کرد اما برای تاثیر بیشتر و پایدار می توانید از روان شناسانی که در حوزه وسواس تخصص دارند کمک بگیرید.
   مراقبت‌های بعد از درمان را جدی بگیرید
توجه داشته باشید که رفع علایم وسواس زمان بر خواهد بود و نیاز به مراقبت‌هایی در همین راستا دارد. حتی پس از اتمام درمان باید خیلی مراقب بود. در واقع بهبود نیمی از مسیر است و نیم دیگر آن خوب ماندن و رفع کامل علایم است و فرد نباید پس از بهبود بدون مشورت با پزشک مصرف دارو یا حتی روان‌درمانی را قطع کند چراکه ممکن است سال‌ها بعد علایم بیماری با نشانه‌های جدیدی بروز کنند و با شدت مختلفی نسبت به قبل. پس بهتر است که مرحله بعد از درمان را جدی بگیرید.

نویسنده: اسما صابری| نوروتراپیست و روان شناس

برادر 22 ساله‌ام، احترام سرش نمی‌شود

برادری دارم که به من‌ و‌ مادرم بی ‌احترامی می‌کند. او 22 ساله است. هر چقدر به او تذکر می‌دهم، نگه داشتن حُرمت سرش نمی‌شود. با من که خواهرش هستم و اصلا به او کاری ندارم، خیلی پرخاشگری می‌کند اما من مقابله‌ به ‌مثل نمی‌کنم. چه کنم؟

این ‌که در برابر رفتارهای اشتباه برادرتان، خودتان را مدیریت می‌کنید و این خویشتنداری شما در برابر اهانت‌ های برادر و حفظ احترام وی قابل تحسین است ولی نداشتن اطلاعات از موقعیت تحصیلی، اجتماعی و روحی برادرتان پاسخ گویی را مشکل می کند. از طرفی هم اهانت مستمر یک عضو خانواده به افراد درجه یک، ضمن آسیب به روابط بین اعضای خانواده به شکل‌گیری احساس ناامنی و نارضایتی همه اعضا می‌انجامد بنابراین برای حل موضوع پرخاشگری برادرتان باید همه اعضای خانواده‌تان دنبال علت این رفتار آسیب‌زا باشند و به حذف زمینه‌های پرخاشگری و در نهایت حل مسئله اهتمام ورزند. در ادامه چند توصیه به شما دارم.
  در برابر پرخاشگری، منفعل نباشید
عامل اصلی پرخاشگری افراد می‌تواند شکست و ناکامی یا احساس ناکامی باشد و فرد پرخاشگر بیشتر خشم خود را روی نزدیک‌ترین افراد خود مثل همسر، مادر و خواهر تخلیه می کند و در منظر عموم نه تنها پرخاشگر شناخته نمی‌شود بلکه آرام و منطقی هم جلوه خواهد کرد. حل این ‌گونه پرخاشگری نیازمند توجه به موانع سر راه فرد است تا به او کمک شود اهداف منطقی را  برگزیند یا با موانع سازگار شود و بیشتر احساس توانمندی کند و از درماندگی فاصله بگیرد. همچنین گاهی علت تشویق فرد به تداوم پرخاشگری نوع برخورد اطرافیان اوست. وقتی شما مخاطب گرامی و مادرتان شخصیت ‌های منفعلی باشید و تسلیم پرخاشگری و زورگویی وی قرار گیرید و ناتوان در ابراز وجود باشید و با سکوت مداوم و حتی حق دادن به وی که اشکال ندارد پرخاشگری کند، ادامه زندگی بدهید، در این شرایط عملا فرد تشویق به پرخاشگری و حتی باج‌خواهی می‌شود.
  مهارت جرئت‌ مندی و ابراز وجود را به کار بگیرید
البته واضح است توصیه نمی‌شود که شما هم مثل برادرتان، پرخاشگری متقابل داشته باشید چون پرخاشگری تجاوز به حقوق دیگران است ولی توصیه هم نمی‌شود منفعل، تسلیم و درمانده باشید. بنابراین لازم است همه افراد خانواده از مهارت جرئت ‌مندی و ابراز وجود برخوردار باشند. فرد جرئت مند شخصیتی است که از نظر روانی طبیعی بوده و نه به حقوق دیگران تجاوز می کند و نه اجازه تجاوز به حقوق خود را به  دیگران می‌دهد. اگر جرئت مند نباشیم در برابر شخص پرخاشگر یک رابطه (قلدر- قربانی) شکل می‌گیرد که فرد قربانی مرتب درون ریزی دارد و با تداوم این شرایط می‌تواند، زمینه افسردگی و حتی بیماری ‌های روانی و جسمی فراهم شود. بنابراین زمینه‌های پرخاشگری برادرتان را با نگاه سیستمی کنکاش و ارزیابی کنید و همه به جایگاه برادرتان و  پذیرش بیشتر وی در کانون خانواده احترام بگذارید چرا که می‌تواند کارساز و مشکل گشا باشد.

نویسنده: عبدالحسین ترابیان، | کارشناس‌ارشد روان شناسی

پسر 22 ساله‌ام مدام می‌گوید که بگذارید در حال خودم باشم

من مادر یک پسر ۲۲ ساله هستم. پسر من از بچگی سختی زیاد کشید و چون پدرش به او سخت‌گیری زیادی می‌کرد، رابطه صمیمی‌ با من و پدرش ندارد. الان هم که بزرگ شده، متاسفانه حس می‌کنم دچار افسردگی شده، امید به زندگی‌اش از قبل کمتر شده و همچنان رابطه اش با ما مثل قبل است . دنبال کاری هم اگر برود، نیمه کاره ول می‌کند و کلا حرفش این است که بگذارید توی حال خودم باشم و کاری به من نداشته باشید. می‌شود بگویید ما باید با چه روشی با او صحبت یا برخورد کنیم؟

مادر گرامی، به‌طور کلی فرزندانی که در خانواده‌های بسیار سخت گیر پرورش می‌یابند، فرصت برقراری ارتباط دوستانه و موثر با والدین برایشان بسیار کم خواهد شد، در نتیجه در بزرگ سالی به شدت از والدین فاصله می‌گیرند و معمولا به خواسته‌های والدین بی‌اعتنا خواهند شد. در نتیجه این رفتارها، شکاف و فاصله‌ای که از قبل بین فرزندان و والدین ایجاد شده است، عمیق‌تر و روابط‌شان روزبه‌روز کم رنگ‌تر خواهد شد.
  این ارتباط باید ترمیم شود
در قدم اول باید به ترمیم شکاف‌های ایجاد شده در رابطه با فرزندتان بپردازید.  در پیامک گفته بودید که فرزندتان سختی‌ها و مشکلات زیادی را متحمل شده که مشکلاتی را در رابطه‌تان با او ایجاد کرده است؛ پس قبل از هرکاری به ترمیم این شکاف‌ها بپردازید. سعی کنید درباره مشکلات گذشته با فرزندتان باب صحبت را باز کنید و اجازه بدهید بین تان رابطه دوستانه شکل بگیرد و فرزندتان بتواند دوباره به رابطه والد-فرزندی خود اعتماد کند. شایان ذکر است که ترمیم رابطه و ایجاد اعتماد میان شما و فرزندتان یک هدف بلندمدت است و زمان و انرژی نسبتا زیادی را می‌طلبد. بعد از این که رابطه شما با فرزندتان ترمیم شد به صورت تدریجی سعی در پیوند دادن و ترمیم رابطه فرزندتان با پدرش کنید. توجه داشته باشید که این موضوع نیازمند همکاری همه جانبه همسرتان و تغییر نگرش اساسی در اوست.
  اهداف و احساسات فرزندتان را جویا شوید
اگر فرزندتان همه کارهایش را نیمه کاره رها می‌کند، بیش از هرچیز به حس سردرگمی ایشان در رابطه با شغل دلخواه‌شان مربوط می‌شود. توجه داشته باشید که در درجه اول به ترمیم رابطه‌تان با ایشان بپردازید و بعد از این که یک رابطه صمیمانه حداقلی شکل گرفت درباره علاقه‌مندی‌های فرزندتان و اهدافش برای آینده مکالماتی را داشته باشید. در این صورت می‌توانید از علاقه‌مندی‌ها و سردرگمی‌های ایشان آگاه شوید و تا جایی که در توان تان باشد در این زمینه به او مشورت بدهید. اما توجه داشته باشید که این مکالمات باید کاملا دوستانه باشد و هیچ تحمیل نظر یا اجباری در آن وجود نداشته باشد.
  درباره افسردگی‌اش با یک روان‌شناس مشورت کنید
در باره این که گفته بودید احساس می‌کنید فرزندتان افسرده است باید گفت تشخیص اختلالاتی همچون افسردگی به شدت تخصصی است و نیاز به جلسات درمانی با روان شناس یا روان پزشک دارد، پس در صورت امکان با یک متخصص در این زمینه مشورت داشته باشید.

نویسنده : فاطمه محمدی| ‌ کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

خانواده دامادم رئیس محور ولی ما منطق محوریم

 دخترم ۲ سال پیش با پسری که 5 سال خواستگارش بود، ازدواج کرد ولی الان راضی نیست. روابط خانواده ما مبتنی بر شیوه عمل بر اساس منطق است، ولی روابط خانواده داماد ما رئیس محور است. برای همین رفتار سلطه جویانه و آزاردهنده دامادم، باعث سلب آرامش در زندگی شان شده است.

پاس مشاور

مخاطب گرامی در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که یکی از اولین قوانین زندگی مشترک داشتن استقلال است؛ یعنی وقتی دختر و پسری در جریان خواستگاری با شناخت نسبی یکدیگر را انتخاب می کنند به طور طبیعی بر اساس نقاط مشترکی که بین شان وجود دارد به هم علاقه مند می شوند و تصمیم می گیرند زندگی مشترک را با یکدیگر آغاز کنند.

لازم نیست دقیقا مانند والدین شان زندگی کنند بعد از شروع زندگی به تدریج شناخت زن و شوهر از یکدیگر عمیق تر می شود و با توجه به این که شرایط محیطی و تربیتی متفاوتی داشته اند، طبیعتا ساختارهای متفاوت در خصوصیات اخلاقی، آداب، عادت ها و سبک زندگی خواهند داشت و لازم است که پس از آن با یک تعامل مثبت در زمینه حل تدریجی این اختلاف ها در طول زندگی به تفاهم برسند و زندگی مستقل خویش را متفاوت با آن چه در گذشته داشته اند، شکل دهند. به زبان ساده تر قرار نیست زن و شوهرهای جوان زندگی جدید را مطابق شیوه والدین شان و در زمان تجرد خودشان ادامه دهند و مانند والدین خود زندگی مشترک شان را بسازند بلکه زندگی مشترک آن ها، زندگی سومی است که مانند هیچ کدام از 2 زندگی قبلی نیست و حتی ممکن است در دنیا نمونه دیگری نداشته باشد چون تمام انسان ها با یکدیگر تفاوت دارند و هر خانواده جدیدی با 2 رکن زن و شوهر شکل می گیرد و می تواند خانواده بی نظیری باشد.

با توجه به نکات ذکر شده، لازم است هرکدام از زن و شوهرها با شرایط همسرشان و توجه به خواسته های او مسیر زندگی را آغاز کنند و با درک نیازهای همسرشان تا حد معقول نسبت به آن ها تمکین داشته باشند و سعی کنند پاسخگوی نیازهای همسرشان باشند تا این عوامل باعث هماهنگی بیشتر آنان شود.

تلاش برای ایجاد تفاهم کامل حال با توجه به این که گفته اید دامادتان به شیوه مردسالاری عادت کرده است ولی در خانواده شما بر اساس منطق تصمیم گیری می شود، طبیعتا دختر شما لازم است با درک این مطلب، بنا را بر موافقت و هماهنگی هرچه بیشتر با همسر قرار دهد و بدون نگرانی های بی جا درباره رفتارهای شوهرش و در ضمن ارائه پیشنهادهای منطقی خود به تدریج تفاهم کامل را با شوهرش برقرار کند. درخور ذکر است که اگر دخترتان بدون ملاحظه های لازم سعی کند، شوهرش را با شیوه خود و با مخالفت با خواسته های او تغییر دهد مسئله، شدت پیدا می کند و حتی می تواند کارشان را به جدایی بکشد.

از طرف دیگر در رابطه با تنظیم روابط بین زن و شوهر، بهتر است خانم ها با حفظ احترام و شخصیت شوهرشان و دادن مشاوره های خوب به او در زمینه های مختلف، مشارکت موثرتری در مدیریت خانواده داشته باشند. والدین محترم بخوانند مطلب مهم دیگر این است که به والدین محترم هم توصیه می کنم تا حد امکان فرزندان شان را پس از ازدواج تا حدودی به حال خویش بگذارند و به آن ها اجازه دهند روی پاهای خودشان بایستند و زندگی مستقل شان را اداره کنند. با این حال والدین در تصمیم گیری های مهم و با درخواست فرزندان شان باید به آن ها کمک کنند.
کاظم جباریان، کارشناس ارشد مشاوره خانواده 

فرزند ۴ ساله‌ام از رابطه من و همسرم باخبر شد!

فرزند ۴ ساله‌ام از رابطه من با همسرم به‌طور ناگهانی باخبر شد. آیا این موضوع عواقب سوء در پی خواهد داشت؟ باید چه کنم؟

قبل از هرچیز باید یک توصیه مهم و کلی داشته باشم. مهم‌ترین مسئله در این گونه موارد، حفظ آرامش خودتان است یعنی در این مواقع، دستپاچه نشوید، به هم نریزید و شروع به سرزنش فرزند خود نکنید. لازم است در همان لحظه لباس مناسب بپوشید و آرام باشید و فرزندتان را بغل کنید و از فرزندتان بپرسید آیا کاری داشته که آمده به اتاق‌تان!؟ و این‌که بعد بررسی کنید و ببینید چه دیده و متوجه چه چیزهایی شده؟ شاید اصلا چیزی ندیده باشد. و اما چند توصیه به شما.
    پیامدهای این اتفاق را مخرب‌تر نکنید
نحوه برخورد شما بسیار مهم است. دعوا و سرزنش نکنید و توبیخ هم فایده ای ندارد. معمولا بچه‌ها با دیدن چنین صحنه‌هایی دچار ترس و اضطراب می‌شوند. با دیدن این اتفاق، یک موضوع وحشتناک و ذهنیت بد درباره رابطه‌زناشویی در آینده در آن‌ها شکل می‌گیرد. پس دعوا و برخورد نامناسب شما موجب می‌شود اضطراب آن‌ها بیشتر شود و اثرات مخربی در زندگی آینده‌شان ایجاد خواهد شد.
    در حد فهم کودک، آگاهش کنید
لازم است اجازه بدهید فرزندتان در باره آن چه دیده، حس‌هایی که دارد و آن چه به ذهن اش رسیده حتما با شما گفت‌وگو کند تا این مسئله در ذهن اش پردازش و از بار سنگین آن احساسات کم شود. اگر فرزندتان سوال کرد در حد فهم خودش حتما به سوالش پاسخ دهید مثلا می‌توانید بگویید وقتی مامان و بابا همدیگر را دوست دارند، هم را بغل می‌کنند و عشق‌شان را به هم ابراز می‌کنند و چیزی که اتفاقی شاهدش بوده اصلا به معنای دعوا نیست. توجه داشته باشید که لازم نیست اصل رابطه زناشویی را توضیح دهید و به جزئیات نپردازید، صرفا در حد فهم کودک و درباره سوال هایش توضیح دهید و هیچ گاه دروغ نگویید.
    در صورت نیاز، شما سر صحبت را باز کنید
اگر کودک سوالی نکرد، لازم است مثلا فردای آن روز خودتان با او حرف بزنید و از او سوال کنید مثلا این که چی دیدی؟ چه فکری می‌کنی؟ چه حسی داری؟ و … .
لازم است اول متوجه شوید که کودک‌تان چقدر می‌داند و چه برداشتی کرده، بعد متناسب با درک فرزندتان به او اطلاعات درست بدهید. در نظر داشته باشید برخورد نامناسب والدین باعث ایجاد مشکلات و آسیب‌های روان‌شناختی بسیاری در فرزندان می‌شود مثلا در آینده مشکلات اضطراب، افسردگی، ترس های شدید و مشکلات جنسی و عاطفی را تجربه خواهد کرد درنتیجه این مسئله باید جدی گرفته شود و به دنبال مدیریت آن بروید.
 

 
نویسنده : رمیسا ایزدپناه| کارشناس‌ارشد روان‌شناسی‌

چگونه وابستگی کودک به گوشی را کم کنیم؟

وابستگی کودک به گوشی موبایل یکی از مشکلات خانواده های امروزی است. با توجه به پیشرفت فناوری های ارتباطی و اینترنت اعتیاد به گوشی باعث آسیب به روح و جسم کودک می شود. استفاده ی بیش از اندازه از گوشی همراه و خارج از حد استاندارد می تواند دلایل متعددی داشته باشد.
علل وابستگی کودک به گوشی
تعلق بیمارگونه به یک فرد، وسیله ی خاص، موضوع یا هرچیزی که ترک آن سخت باشد، وابستگی است. علل اعتیاد به گوشی همراه در میان خردسالان ارتباط زیادی به عملکرد بزرگتر ها در این زمینه دارد که از جمله ی این دلایل عبارتند از:

1- وابستگی کودک به گوشی | شخصی سازی
در خانواده هایی که برای کودکان تبلت یا گوشی همراه جداگانه خریداری می شود، امکان وابستگی آنها به این وسایل بیشتر است. والدین معمولا با هدف سرگرم کردن کودکان و به این دلیل که می خواهند محبت خود را به کودک خردسال خود نشان دهند، با تهیه کردن گوشی و گذاشتن آن در اختیار کودک، او را به سمت استفاده کودک از موبایل در دراز مدت سوق می دهند.

2-عدم مدیریت استفاده از گوشی
مشکل دوم زمانی به وجود می آید که والدین از کودک خود غافل هستند و اجازه می دهند فرزندشان به هر میزان که دوست دارد، وقت خود را با گوشی همراه بگذراند. درواقع آنها با این کار خود فرزندشان را منفعل بار می آوردند و خبر ندارند که این وسیله ی الکترونیکی چه ضررهایی را برای کودکشان به همراه دارد.

3-تقلید از والدین
بسیاری از والدین خودشان نیز نسبت به مضرات استفاده زیاد از گوشی بی اطلاع هستند و یا اهمیتی به این موضوع نمی دهند و اغلب زمان بیکاری خود را به گشت و گزار در صفحات و شبکه های مجازی می گذرانند. بدون توجه به این که رفتار آنها توسط فرزندشان کپی می شود و کودک آنها نیز از طریق یادگیری و تقلید دقیقا همین کار را انجام می دهد. استفاده ی مکرر از این وسیله باعث شکل گیری عادت غلط و وابستگی به آن می شود که باید در انتظار آفات این وابستگی بود.

4-اشتغال والدین علت وابستگی کودک به گوشی
از دیگر دلایل وابستگی خردسالان به گوشی، اشتغال مادران و گرفتاری والدین است که به آن ها اجازه نمی دهد با فرزندان خود وقت بگذرانند. بنابراین کودکان در اثر تنهایی سر از گوشی های موبایل در می آورند و تا آنجا پیش می روند که بدون این وسیله زندگی برایشان سخت می شود.

 نشانه های وابستگی کودک به گوشی
اعتیاد به گوشی و وابستگی به این وسیله ی الکترونیکی علائمی دارد که دانستن آن به شما کمک می کند، نسبت به وضعیت کودک خود آگاهی پیدا کنید. برخی از این نشانه ها از قرار زیر است:مدت استفاده از گوشی همراه در طول روز زیاد است
هنگام پخش برنامه های مورد علاقه باز هم کودک همچنان سرگرم گوشی است و به راحتی از آن جدا نمی شود
خردسال وابسته، گوشی خود را همه جا به همراه دارد حتی زمان رفتن به رختخواب
کودک با گوشی همراه در دستش به خواب می رود
شارژ گوشی کودک به دفعات و زود به زود تمام می شود
جدایی از گوشی برای کودک سخت است و او را دچار وحشت می کند
موقع غذا خوردن نیز علاقه مند است از گوشی استفاده کند
به جای بازی با دوستان خود، بازی با گوشی را ترجیح می دهد
استفاده ی پنهانی از گوشی در ساعات نیمه شب یا صبح زود
استفاده از گوشی همراه علی رغم خواب آلودگی و خستگی
برای برقراری ارتباط با کودک مجبور می شوید گوشی را از دسترس او خارج کنید
  عوارض وابستگی کودک به گوشی
استفاده ی بیش از حد و بیمارگونه از گوشی موبایل برای کودکان عوراض خطرناکی دارد که برخی از آنها عبارتند از:1-کاهش یادگیری مطالب
استفاده زیاد از گوشی همراه باعث عدم توازن شیمی مغز می شود و به اختلالات یادگیری در کودکان می انجامد. امواج گوشی روی ظرفیت شناختی مغز تاثیر می گذارد و توان یادگیری را کم می کند، بنابراین حدالمقدور باید برای استفاده از گوشی برنامه ریزی منظمی داشته باشید.2-کاهش مهارت های اجتماعی ـ هیجانی
در کودکانی که ساعات زیادی با گوشی وقت می گذرانند، کاهش قابل ملاحظه ی مهارت های اجتماعی ـ هیجانی رخ می دهد. کودکی که پیوسته به کنجی پناه می برد و از تحرک باز می ماند ضمن این که ارتباط واقعی با محیط اطراف ندارد، نمی تواند در مهارت های اجتماعی و هیجانی پیشرفت کند. زیرا زمان خود را صرف یکجا نشینی و ارتباطات مصنوعی می کند.3-بی تحرکی و چاقی
نورهایی که از گوشی همراه ساطع می شود، چرخه خواب را تحت تاثیر قرار می دهد و الگوی خواب کودک را به هم می ریزد. زیرا نگاه کردن به نور آبی گوشی باعث کاهش سطح ملاتونین در بدن می شود. بسیار واضح است که نشستن و خیره شدن به صفحات گوشی و گذراندن بیشتر وقت خود به این صورت نتیجه ی دیگری نخواهد داشت. کودکان با وقت گذرانی با گوشی همراه از تحرک و بازی کردن اجتناب می کنند، انرژی که باید صرف بازی و شیطنت بکنند در بدنشان می ماند و به مرور دچار اضافه وزن می شوند، که این ها از اثرات وابستگی به گوشی همراه است.

4-دوری از واقعیات زندگی
چسبندگی نامتعارف به این وسیله ی الکترونیکی باعث می شود، کودک از دنیای واقعی فاصله بگیرد دوستان خود را کمتر ملاقات کند و از وقایع اطراف خود بی خبر بماند. با اطرافیان کمتر وقت می گذارند، ارتباط چشمی با نزدیکان را یاد نمی گیرد، مهارت های کلامی او کاهش پیدا می کند و سطح ارتباط او با اطراف ضعیف می ماند.

5-مشکلات عصبی و بینایی در کودکان
کار زیاد با کامپیوتر، گوشی و تبلت  از فاصله نزدیک و قرارگرفتن در معرض اشعه های مضر این وسایل باعث به وجود آمدن مشکلات عصبی در کودکان می شود. وقت گذراندن بش از حد با گوشی و نزدیک بودن گوشی به چشم ها در ساعات طولانی، باعث از بین رفتن انعطاف چشم و پیدا شدن مشکلات بینایی می شود.

6-تومور مغزی از عوارض وابستگی کودک به گوشی
مطالعات جوامع بین المللی نشان می دهد میان استفاده ی بیش از حد از وسایل الکترونیکی و ابتلا به تومور مغزی در بزرگسالی ارتباط نزدیکی وجود دارد. هرچه میزان استفاده ی افراطی از این وسایل بیشتر باشد احتمال ابتلا به تومور نیز بیشتر می شود.

7-کاهش اعتماد به نفس
کودکانی که بیشتر وقت خود را پای گوشی می گذرانند، اعتماد به نفس کمتری دارند. به این دلیل که با دنیای اطراف خود کمتر تعامل و ارتباط برقرار می کنند؛ بنابراین از یادگیری مهارت های دیگر باز می مانند و در زمینه های مهارت های اجتماعی و فردی ضعیف می شوند، که این باعث کمبود اعتماد به نفس در این کودکان می شود.

8-کاهش خلاقیت اثر وابستگی کودک به گوشی
خلاقیت مهارتی است که در سایه ی یادگیری و تعامل با محیط اتفاق می افتد که متاسفانه در بین کودکان وابسته به گوشی افت شدید پیدا می کند. زیرا آنها از بازی های فیزیکی فاصله می گیرند، سطح یادگیری آنها کاهش می یابد، انگیزه ای برای یادگیری از خود نشان نمی دهند، بنابراین بستر رشد خلاقیت آن ها فراهم نیست.

روش کاهش وابستگی کودک به گوشی موبایل
برای این که بین کودکان و گوشی های همراه فاصله ایجاد کنید نیازمند راهکارها و روش هایی هستید که با اعمال آنها بتوانید استفاده از گوشی توسط کودکان را مدیریت کنید. تعدادی از این راهکارها عبارتند از موارد زیر:

1-وضع قانون برای کاهش وابستگی کودک به گوشی موبایل
برای استفاده از گوشی توسط کودکان خود، قانون وضع کنید و آن قانون را به روشنی برای فرزندتان شرح دهید تا کاملا بداند انتظار شما از او چیست. موضع کودک را برای استفاده از گوشی به صورت روشن بیان کنید و در ساعات خاصی اجازه استفاده از تلفن را به او بدهید نه بیشتر.
مسلم است که در ابتدا با یک قشقرق از طرف او روبرو خواهید شد و ممکن است با رفتارهای پرخاشگرانه او روبرو بشوید؛ اما از موضع خود پایین  نیایید و صبوری کنید تا اوضاع تحت کنترل دربیاید. برای قانون شکنی فرزند خود پیامدهایی را درنظر بگیرید و این مورد را به او گوشزد کنیدتا بداند در صورت تخطی چه پیامدی در انتظار اوست. پس از وضع قوانین و روشن کردن پیامدهای شکستن قوانین، مراقب باشید که کودکتان قوانین در خانه را رعایت کند و با پیگیری موضوع به او بفهمانید که موضوع جدی است تا به تدریج قوانین را رعایت کند و به وضعیت جدید عادت کند.

2-مشروط کردن بازی با گوشی به انجام تکالیف
با فرزند خود صحبت کنید که فقط در صورتی می تواند از گوشی استفاده کند که تکالیف درسی را انجام داده باشد. تا بداند اولویت اول او انجام کارهای شخصی و رسیدگی به وظایف مدرسه است. با کودک خود قراری بگذارید که در ازای انجام کارهای خوب، مثل انجام تکالیف به موقع، نظافت اتاق، مرتب کردن وسایل و این قبیل کارها اجازه داشته باشد تا زمانی را با گوشی بازی کند. درواقع این امتیاز به عنوان جایزه کار نیک او درنظر گرفته شود.

3-وابستگی کودک به گوشی موبایل | استفاده از تایمر
برای پیگیری زمان استفاده از گوشی، برای کودک خود تایمر بگذارید و به او بگویید تا زمانی که تایمر فعال است، می تواند از گوشی استفاده کند. به این طریق از زیاده روی او جلوگیری می کنید.
اگر کودکتان به شکل افراطی به گوشی وابسته شده و دائما در حال بازی های ویدئویی و غیره است که جدا کردن یکباره ی او از گوشی سخت است. این کار را مرحله به مرحله پیش ببرید و کم کم تایم هایی که فرزند شما از بازی های استفاده می کند، کاهش دهید تا او نیز به این وضعیت جدید عادت کند.
 4-عدم تهیه گوشی مجزا برای کودک
یک راه مناسب و پیشگیرانه برای جلوگیری از وابستگی کودک، این است که برای او گوشی اختصاصی نخرید. بلکه در تایم های خاصی اجازه دهید، با گوشی شما بازی کند و به شما پس بدهد. به این شکل بهتر می توانید، زمان های بازی او را کنترل کنید.
به وسیله ی یک برنامه ریزی مناسب، اوقات کودک را پر کنید و به زندگی او نظم دهید تا بداند در ساعات مشخص از روز چه کارهایی انجام دهد. در این صورت در اثر استیصال و از سر بلاتکلیفی گوشی به دست نمی گیرد. بلکه طبق برنامه کارهایی که برایش تعیین شده انجام می دهد و فقط در تایمی که شما تعیین کرده اید، می تواند با گوشی بازی کند.

5-استفاده از گوشی در اتاق مشترک
به کودک اجازه دهید از گوشی فقط در اتاق مشترک استفاده کند، تا بتوانید زمان استفاده از آن را راحت تر کنترل کنید. بازی کردن در خلوت و اتاق خودش ممکن است باعث شود، شما حواستان به زمان نباشد و کودک همچنان به بازی با گوشی ادامه دهد. گرفتن موبایل برای نوجوان نیز مشکلاتی به همراه دارد که برای مدیریت آن ها باید تلاش کرد.

6-وابستگی کودک به گوشی موبایل | مهارت جدید
با کمی تلاش و تحقیق متوجه می شوید، که فرزندتان به چه موضوعی علاقه مند است. مرحله بعد این است که به او درکسب مهارت در موضوع مورد علاقه اش کمک کنید. او را در کلاس آموزشی مورد علاقه اش ثبت نام کنید. این  موضوع تایم زیادی از وقت او را به خود اختصاص می دهد. در این فرایند ضمن آموزش مهارت مورد علاقه اش، دیگر کم کم عادت استفاده ی بی رویه از گوشی از سرش می افتد و درگیر علاقه مندی جدید خود خواهد شد.

7-وابستگی کودک به گوشی موبایل | الگو سازیل
برای آنچه از فرزندتان توقع دارید انجام دهد، خودتان الگوی مناسب باشید. گاهی الگوی نامناسب بودن، اولین فاکتوری است که باعث استفاده ی نادرست کودک از یک وسیله می شود. سعی کنید خودتان به قوانین پایبند باشید. بیش از حد وقت صرف گوشی نکنید. برای خود برنامه ریزی داشته باشید و زمان محدودی از وقت خود را به پرسه زدن در گوشی اختصاص دهید. نمونه ی واقعی رعایت قوانین باشید تا حرف شما برای کودکتان حجت باشد و به شما اعتماد کند. استفاده صحیح از تلفن همراه را به کودک خود بیاموزید.

 وابستگی کودک به گوشی موبایل | سخن پایانی
با توجه به مضرات عدیده ی گوشی همراه برای کودکان، حدالمقدور در مدیریت استفاده از گوشی توسط فرزندتان کوشا باشید تا سالهای باارزش رشد فرزندتان با وابستگی و پرداختن به گوشی همراه در مسیر نادرست قرار نگیرد.